←علت وقوع جنگ احد
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
[[غزوه احد]] از مهمترین و عبرتآموزترین جنگهای دوران [[پیغمبر]]{{صل}} است. این [[جنگ]]، یک سال پس از [[جنگ بدر]]<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲؛ ۴۷؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه فی احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۲۰۱.</ref>، در هفتم [[شوال]] [[سال سوم هجری]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۰؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه فی احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۲۰۱؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۱؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۹۹.</ref> و در سی و دومین ماه از هجرتِ<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۹۹.</ref> [[رسول خدا]]{{صل}}، در دامنه رشته کوه "[[اُحد]]" در شمال [[مدینه]]، میان [[مسلمانان]] و [[مشرکان]] [[قریش]] اتفاق افتاد<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۱۶؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۷۳؛ [[منصور داداش نژاد|داداش نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۶۰-۶۱؛ [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۵۸-۶۰؛ [[لطفالله خراسانی|خراسانی، لطفالله]]، [[احد غزوه (مقاله)|مقاله «احد غزوه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>. | [[غزوه احد]] از مهمترین و عبرتآموزترین جنگهای دوران [[پیغمبر]]{{صل}} است. این [[جنگ]]، یک سال پس از [[جنگ بدر]]<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲؛ ۴۷؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه فی احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۲۰۱.</ref>، در هفتم [[شوال]] [[سال سوم هجری]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۰؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه فی احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۲۰۱؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۱؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۹۹.</ref> و در سی و دومین ماه از هجرتِ<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۹۹.</ref> [[رسول خدا]]{{صل}}، در دامنه رشته کوه "[[اُحد]]" در شمال [[مدینه]]، میان [[مسلمانان]] و [[مشرکان]] [[قریش]] اتفاق افتاد<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[غزوه احد (مقاله)|غزوه احد]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۱۶؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۷۳؛ [[منصور داداش نژاد|داداش نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۶۰-۶۱؛ [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۵۸-۶۰؛ [[لطفالله خراسانی|خراسانی، لطفالله]]، [[احد غزوه (مقاله)|مقاله «احد غزوه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref>. | ||
==علت وقوع | ==علت وقوع جنگ احد== | ||
در پی [[شکست]] [[کفار]] [[قریش]] از [[مسلمانان]] در [[جنگ بدر]] که به کشته شدن جمعی از اشراف [[قریش]]، منجر شد، باقی مانده [[قریشیان]] به [[مکه]] بازگشتند. [[ابوسفیان بن حرب]] نیز [[کاروان تجاری قریش]] را به [[مکه]] رسانده و در [[دارالندوه]] مستقر کرده بود. [[جبیر بن مطعم]]، [[عکرمة بن ابیجهل]] و [[صفوان بن امیه]] با چند نفر از سران [[قریش]] که هریک، زخمی از [[بدر]] به تن داشتند و [[پدر]] یا [[برادری]] را از دست داده بودند، نزد [[ابوسفیان]] آمدند و پیشنهاد کردند: "خوب است برای [[انتقام]] کشتهشدگان [[بدر]] و [[جنگ]] با [[محمد]]{{صل}}، [[اموال]] کاروان تجاری یا سود به دست آمده از آنرا صرف تجهیزات [[جنگی]] کنیم. هر کس که در این [[اموال]] شرکت دارد از آن صرف نظر کند و همگی آنرا به این کار اختصاص دهند و چیزی از آنرا جز در [[جنگ]] با [[محمد]]{{صل}} صرف نکنند"<ref>عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۴۸-۱۴۹؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۰؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۰۰؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۹۹-۲۰۰.</ref>. | در پی [[شکست]] [[کفار]] [[قریش]] از [[مسلمانان]] در [[جنگ بدر]] که به کشته شدن جمعی از اشراف [[قریش]]، منجر شد، باقی مانده [[قریشیان]] به [[مکه]] بازگشتند. [[ابوسفیان بن حرب]] نیز [[کاروان تجاری قریش]] را به [[مکه]] رسانده و در [[دارالندوه]] مستقر کرده بود. [[جبیر بن مطعم]]، [[عکرمة بن ابیجهل]] و [[صفوان بن امیه]] با چند نفر از سران [[قریش]] که هریک، زخمی از [[بدر]] به تن داشتند و [[پدر]] یا [[برادری]] را از دست داده بودند، نزد [[ابوسفیان]] آمدند و پیشنهاد کردند: "خوب است برای [[انتقام]] کشتهشدگان [[بدر]] و [[جنگ]] با [[محمد]]{{صل}}، [[اموال]] کاروان تجاری یا سود به دست آمده از آنرا صرف تجهیزات [[جنگی]] کنیم. هر کس که در این [[اموال]] شرکت دارد از آن صرف نظر کند و همگی آنرا به این کار اختصاص دهند و چیزی از آنرا جز در [[جنگ]] با [[محمد]]{{صل}} صرف نکنند"<ref>عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۴۸-۱۴۹؛ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۰؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۰۰؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۹۹-۲۰۰.</ref>. | ||