عصمت

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Msadeq (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۴ آوریل ۲۰۲۰، ساعت ۱۶:۳۱ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

اعتقادات شیعه
خداشناسی
توحیدتوحید ذاتیتوحید صفاتیتوحید افعالیتوحید عبادیصفات ذات و صفات فعل
فروعتوسلشفاعتتبرکاستغاثه
عدل الهی
حُسن و قُبحبداءامر بین الامرین
نبوت
عصمت پیامبرانخاتمیتپیامبر اسلاممعجزهعدم تحریف قرآن
امامت
باورهاعصمت امامانولایت تكوینیعلم غیبخلیفة‌اللهغیبتمهدویتانتظار فرجظهوررجعت
امامانامام علیامام حسنامام حسینامام سجادامام باقرامام صادقامام کاظمامام رضاامام جوادامام هادیامام عسکریامام مهدی
معاد
برزخمعاد جسمانیحشرصراطتطایر کتبمیزان
مسائل برجسته
اهل‌بیتچهارده معصومکرامتتقیهمرجعیتولایت فقیه
اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل عصمت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

عصمت: مصونیت از گناه و اشتباه، حالتی در انسان که به سبب معرفت و بینش قوی و شناخت خدا و عواقب و آثار و زشتی معصیت، گناه نمی‌کند. کسی که این حالت را داشته باشد "معصوم" نام دارد، یعنی از آلودگی و گناه، محفوظ و مصون است. عصمت یکی از شرایط پیامبران و امامان است، چون آنان حجت خدایند و حرف‌ها و عمل‌هایشان برای بشر، حجت و الگو و سند است، نباید خطا و اشتباه و گناه داشته باشند. خداوند به معصومین(ع) این عنایت را داشته، تا بتوانند هدایت‌گر مردم باشند و به همین سبب اطاعت از آنان را واجب ساخته است. عصمت با اختیار منافات ندارد، یعنی چنان نیست که پیامبران و امامان نتوانند گناه کنند، بلکه به خاطر نورانیت دل و معرفت و شناختی که دارند، گناه نمی‌کنند، حتی فکر گناه هم در ذهن آنان خطور نمی‌کند. عقیده به عصمت پیامبر و امام، یکی از اعتقادات شیعه است[۱].

واژه‌شناسی لغوی

  • واژه "عصمت" از ریشه "عصم" در عربی به معنای منع و امساک است و چون شخص معصوم، از خطا و گناه بازداشته می‌شود، به او معصوم می‌گویند[۲].
  • پیرامون معنای اصطلاحی عصمت، برخی حقیقت عصمت را لطف و تفضل الهی و عده‌ای، آرا قوه عاقله و دسته‌ای، ملکه نفسانی و گروهی، حیثیت ویژه‌ دانسته‌اند[۳].
  • حق مطلب آن است که در تحقق ملکه عصمت، قابلیت قوه عاقله معصوم و لطف الهی، مؤثری باشند[۴].
  • پیشوایان معصوم، قابلیت دریافت عصمت اعطایی از خداوند متعال را در دوره عالم ذر دریافت کرده‌اند، لذا عصمت پیامبران و امامان، قبل از بعثت و امامت و حتی قبل از جهان دنیوی اثبات می‌گردد[۵].
  • برای عصمت در بیان لغویان معانی‌ای چون منع از گناه، حفظ از گناه، نگه‌داری و امساک بیان شده است.
  • عصمت از ریشه "عصم یَعصِم" و به‌معنای حفظ، همراه با دفاع و با ملاحظه همین دو قید (حفظ و دفاع) در قرآن کریم به‌کار رفته است: ﴿وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ[۶]، ﴿قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا[۷][۸]. از این‌رو "معصوم" کسی است که از وی در راستای حفظ او از خطر یا عیب دفاع می‌شود.
  • واژه‌شناسان دو معنا برای واژه "عصمت" آورده‌اند:
  1. تحقّق حفاظت و دفاع از چیزی (اسم مصدر)[۹].
  2. چیزی که به آن اعتصام می‌شود[۱۰].
  1. فاضل مقداد در تعریف عصمت می‌نویسد: "عصمت لطف الهی است که خدا در حق مکلف انجام می‌دهد به‌گونه‌ای که با وجود این لطف، وقوع گناه از آن مکلف، محال است زیرا از سویی، انگیزه‌ای برای گناه ندارد و از طرفی عامل منصرف کننده‌ای پیرامون او وجود دارد و این عامل، مانع قدرت او برای گناه نیست، و با وجود این قدرت، انجام گناه از او ممکن است و با وجود عدم انگیزه و عامل مصرف‌کننده، انجام گناه از وی محال است"[۱۱].
  2. علامه طباطبائی در تعریف عصمت آورده است: "عصمت، وجود امری است در انسان معصوم، به‌گونه‌ای که انسان را از واقع شدن در آنچه جایز نیست از خطا و گناه، نگهداری می‌کند"[۱۲].
  • بر پایه تعاریف بالا، چند نکته به دست می‌آید:
  1. عصشت نوعی لطف و موهبت الهی در حق انسان معصوم است.
  2. انسان معصوم بر انجام گناه توانایی دارد.
  3. در انسان معصوم، برای محافظت وی از خطا و گناه دو عامل هست: درونی و بیرونی. به دیگر سخن، انسان معصوم، هم انگیزه‌ای برای انجام گناه ندارد و هم عاملی بیرونی، از نزدیک شدن بدی به او جلوگیری می‌کند، مانند آنچه در جریان حضرت یوسف(ع) آمده است: ﴿كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ[۱۳] و یا آنچه درباره اهل بیت(ع) در آیه تطهیر است: ﴿لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ[۱۴]. در این آیه، ﴿عَنْكُمُ بر ﴿الرِّجْسَ مقدم شده است. از این تقدیم به دست می‌آید، خدای متعال، رجس را از اهل بیت(ع) دور کرده، نه اینکه آنان را از رجس دور کرده باشد[۱۵].

عصمت در اصطلاح

مقدمه

عصمت و عدالت

عصمت و اختیار

گستره عصمت

براهین و ادله عصمت امام

براهین عقلی عصمت امام

  1. برهان نقض غرض: این برهان بر دو مقدمه استوار است:
    1. غرض از جعل امامت، هدایت و ارشاد انسان‌ها به راه مستقیم انسانیّت است[۴۲].
    2. اگر امامان، معصوم نباشند و دچار گناه شوند، از دو گونه بیرون نیست: یا مردم گناه‌ بودن آن عمل را می‌دانند یا نمی‌دانند. اگر بدانند، از امام سلب اعتماد شده و غرض از امامت تحقق نخواهد یافت و اگر ندانند، چه‌بسا آنها این عمل امام را الگو قرار داده و به گمراهی افتند. و در این صورت غرض از جعل امامت نیز تحقق نخواهد یافت و نقض غرض با حکمت خداوند سازگاری ندارد.
  2. دلیل تضاد: این دلیل نیز، بر دو مقدمه استوار است:
    1. آیاتی در قرآن، به اطاعت از امام دستور می‌دهد، مانند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ[۴۳].
    2. آیاتی دیگری در قرآن، بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر دلالت می‌کنند، مانند: ﴿يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ[۴۴]، ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ[۴۵]. حال اگر امام معصوم نباشد، میان این دو دسته از آیات (آیات وجوب اطاعت از امام با آیات نهی از منکر) تضاد خواهد بود؛ چنان‌که، مردم از سویی، به اطاعت از امام موظّف‌اند و از سوی دیگر بر آنان لازم است، امام را به خاطر منکری که انجام می‌دهد نهی نموده و در نتیجه، از امام اطاعت نکنند.
  3. اثبات عصمت امام با توجّه به عنوان امام: امام کسی است که پیشرو و مقتدای جامعه اسلامی است و قول و فعل او برای مردم حجت است و مردم باید به او اقتدا کنند، حال چنانچه قول و فعل امام برای مردم حجت نباشد و یا اینکه امام و پیشوای جامعه اسلامی به معصیت یا خطا دچار شود لازم می‌آید که نخست، آن کسی که از سوی خدا، امام نهاده شده: ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا[۴۶] امام نباشد؛ زیرا قول و فعل او حجت نیست. دوم اینکه در صورت امام بودن چنین فردی، مردم از حرکت به سوی کمال باز می‌مانند؛ چراکه امام و مقتدایی را پیروی می‌کنند که خطا و معصیت می‌کند[۴۷].

ادله قرآنی و روایی عصمت امام

آیه امامت یا ابتلا

  1. انسان غیر معصوم، ظالم است.
  2. ظالم، برای امامت شایستگی ندارد.
  1. در همه عمر معصوم باشند.
  2. در همه عمر گناه‌کار باشند.
  3. در ابتدا، معصوم و در انتها، گناه‌کار باشند.
  4. در ابتدا، گناه‌کار و در انتها، معصوم باشند.
  • از این احتمالات چهارگانه، احتمال دوم و سوم قطعاً در درخواست حضرت ابراهیم(ع) از خداوند برای فرزندان نبوده؛ زیرا آن بزرگوار اشرف از آن است که برای این دو گروه در خواست امامت کند؛ از این رو، واژه ﴿قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي احتمال نخست و چهارم را در بر می‌گیرد. از سویی، خدا از این دو احتمال، ظالمان را استثناء نموده است، پس احتمال چهارم نیز، در در خواست حضرت جایگاهی ندارد. بدین‌سان، فقط احتمال نخست در آیه باقی می‌ماند و با آن، عصمت امام ثابت می‌شود.
  • اگر این آیه را در کنار آیات دیگری قرار دهیم، استدلال روشن‌تر می‌شود، آنجا که می‌فرماید: ﴿سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَاقَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ[۵۱].
  • بر پایه آیات بالا، ذرّیه حضرت ابراهیم دو گونه‌اند: محسن و ظالم؛ خدای متعال در آیه ﴿لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ[۵۲]، امامت را از ظالمان نفی کرد، پس فقط امامت به محسنان می‌رسد[۵۳].

آیه صادقین

  1. خداوند در آیه صادقین، مؤمنان را به همراهی با صادقین دستور داده است.
  2. "صادقین" در آیه شریفه، مقید به هیچ‌گونه قید و شرطی نشده است.
  3. کسانی که در صداقت مطلق باشند، معصوم‌اند.
  4. در روایات شیعه و اهل سنت، امامان شیعه (اهل بیت پیامبر(ع)) "صادقین" معرّفی شده‌اند [۵۵].

مصادیق عصمت

دلایل عصمت

منابع

جستارهای وابسته

منبع‌شناسی جامع عصمت

جستارهای وابسته

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۱۵۲-۱۵۳.
  2. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
  3. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
  4. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
  5. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
  6. «و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد» سوره مائده، آیه ۶۷.
  7. «بگو: کیست که شما را از خداوند اگر برای شما گزند یا بخشایشی خواسته باشد نگه دارد؟ و آنان (هیچ گاه) برای خود در برابر خداوند یار و یاوری نمی‌یابند» سوره احزاب، آیه ۱۷.
  8. ر.ک: التحقیق، ج۸، ص۱۵۴، "عصم".
  9. والعصمة: إسم مصدر بمعنی تحقّق المحفوظیة و الدفاع عنه. (التحقیق، ج۸، ص۱۵۴، "عصم").
  10. مقاییس اللغة، ج۴، ص۳۳۲: والعصمة: کل شیء اعتصمت به.
  11. هو لطف یفعله الله بالمکلف بحیث یمتنع منه وقوع المعصیة، لانتفاء داعیه و وجود صارفه مع قدرته علیها و وقوع المعصیة ممکن؛ نظرا إلی قدرته و ممتنع نظرا إلی عدم الداعی و وجود الصارف؛ اللوامع الإلهیة فی المباحث الکلامیة، ص۲۴۳.
  12. وجود أمر فی الإنسان المعصوم یصونه عن الوقوع فیما لا یجوز من الخطا أو المعصیة؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۳۴.
  13. «بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم» سوره یوسف، آیه ۲۴.
  14. «جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید» سوره احزاب، آیه ۳۳.
  15. مقامی، مهدی،درسنامه امام‌شناسی، ص:۳۹-۴۱.
  16. ر.ک. احمدی، رحمت‌الله، پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی، ص ۲۰۴-۲۰۷.
  17. ر.ک.الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص ۲۰۳.
  18. برای آشنایی بیشتر، ر.ک: إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج۲، ص۲۹۲؛ الألفین، ج۱، ص۱۱۷؛ بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ج۲، ص۳۹: البراهین القاطعة فی شرح تجرید العقائد الساطعة، ج۳، ص۲۲۵؛ الحاشیة علی الهیات الشرح الجدید للتجرید، ص۲۰۳؛ حتی الیقین، ص۱۸؛ دلائل الصدق، ج۴، ص۲۰۵؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۱، ص۲۱۶؛ عقائد الإمامیة، ص۶۷؛ محاضرات فی الإلهیات، ص۳۵۴؛ نفحات الأزهار، ج۶، ص۱۱۲؛ النکت الاعتقادیة، ص۳۷؛ نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۶۴.
  19. «الْأَنْبِيَاءُ وَ أَوْصِيَاؤُهُمْ لَا ذُنُوبَ لَهُمْ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ...»؛ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۲۲۷.
  20. «الْإِمَامُ مِنَّا لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً...»بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۹۴.
  21. «إِنَّمَا الطَّاعَةُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِوُلَاةِ الْأَمْرِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِطَاعَةِ الرَّسُولِ لِأَنَّهُ مَعْصُومٌ مُطَهَّرٌ لَا يَأْمُرُ بِمَعْصِيَتِهِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ»؛ خصال، ج۱، ص۱۳۰.
  22. «لَا يَفْرِضُ اللَّهُ تَعَالَى طَاعَةَ مَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ يُضِلُّهُمْ وَ يُغْوِيهِمْ وَ لَا يَخْتَارُ لِرِسَالَتِهِ وَ لَا يَصْطَفِي مِنْ عِبَادِهِ مَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ يَكْفُرُ بِهِ وَ بِعِبَادَتِهِ وَ يَعْبُدُ الشَّيْطَانَ دُونَهُ»؛عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۱۲۵.
  23. مقامی، مهدی،درسنامه امام‌شناسی، ص:۳۸-۳۹.
  24. و در خانه‌هایتان آرام گیرید و چون خویش‌آرایی دوره جاهلیت نخستین خویش‌آرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند؛ سوره احزاب، آیه:۳۳.
  25. و از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید؛ سوره نجم، آیه:۳.
  26. اعیان الشیعه ج ۱ ص ۳۷۰ دربارۀ عصمت از جمله ر. ک: «العصمة، حقیقتها، ادلّتها» مرکز الرساله
  27. اوائل المقالات، مفید، ص ۴۷
  28. بحار الأنوار، ج ۲۵ص ۱۸۲
  29. بحار الأنوار، ج ۳۶ص ۲۹۱
  30. ر. ک: «بحار الأنوار» ج ۲۵ ص ۱۹۱، «اصول کافی» ج ۱، «التنبیه بالمعلوم» شیخ حر عاملی، «احقاق الحق» قاضی نور اللّه، ج ۲ ص ۲۸۶
  31. بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴
  32. بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴
  33. بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۲۰۰ حدیث ۱۱
  34. اعتقادات صدوق، ص ۱۰۸ به نقل از بحار الأنوار، ج ۲۵ ص ۲۱۱
  35. وحی و نبوّت، ص ۱۳
  36. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۳۹۲.
  37. ر.ک. قربانی، علی، امامت‌پژوهی، ص۱۵۶.
  38. ر.ک. قربانی، علی، امامت‌پژوهی، ص۱۶۲.
  39. آموزش کلام اسلامی، ج ۲، ص ۷۳ و ۷۴.
  40. مقامی، مهدی،درسنامه امام‌شناسی، ص:۴۱.
  41. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۱۹ - ۳۶۳.
  42. هدایت و ارشاد دو گونه است: گاهی نشان‌دادن راه و گاهی به‌معنای ایصال به مطلوب است. هدایت امام از نوع دوم است.
  43. «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.
  44. «پسرکم! نماز را بپا دار و به کار شایسته فرمان ده و از کار ناشایست باز دار» سوره لقمان، آیه ۱۷.
  45. «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند» سوره توبه، آیه ۷۱.
  46. «من تو را پیشوای مردم می‌گمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
  47. مقامی، مهدی،درسنامه امام‌شناسی، ص:۴۲-۴۴.
  48. «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
  49. «و آنان که از حدود خداوند تجاوز کنند ستمگرند» سوره بقره، آیه ۲۲۹.
  50. احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۲، ص۳۹۶: إنّ سؤال الإمامة إما أن کان لبعض ذریته المسلمین العادلین مدّة عمرهم أو لذریته الظالمین فی تمام عمرهم أو لذریته المسلمین العادلین فی بعض أیّام عمرهم الظالمین فی البعض الآخر، لکن یکون مقصوده(ع) إیصال ذلک إلیهم حال الإسلام و عدالتهم أو للأعم من ذلک، فعلی الاول یلزم عدم مطابقة الجواب للسؤال، و علی الثانی یلزم طلب الخلیل ذلک المنصب الجلیل للظالم حال ظلمه و هذا لا یصدر عن عاقل بل جاهل من أمته فضلا عنه و علی الثالث و الرابع یلزم المطلوب و هو أنّ الإمامة ممّا لا ینالها من کان کافرا ظالما فی الجملة و فی بعض أیام عمره؛ الصوارم المهرقة فی رد الصواعق المحرقة، ص۵۴؛ المیزان، ج۱، ص۲۷۷.
  51. «درود بر ابراهیم و این چنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم بی‌گمان او از بندگان مؤمن ما بود و بدو اسحاق را نوید دادیم که پیامبری از شایستگان بود و به او و به اسحاق، خجستگی بخشیدیم و برخی از فرزندان آن دو نیکوکارند و برخی آشکارا به خویش ستم می‌ورزند» سوره صافات، آیه ۱۰۹-۱۱۳.
  52. «پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
  53. مقامی، مهدی،درسنامه امام‌شناسی، ص:۴۴-۴۷.
  54. «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.
  55. برای خلفا و صحابه، نه تنها ادّعای عصمت نشده است، بلکه ادّعای عدم عصمت شده است.
  56. کافی، ج۱، ص۲۰۸.
  57. «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِي قَوْلِهِ: ﴿اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ قَالَ: نَزَلَتْ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ خَاصَّةً»؛ ر.ک: شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۱، ص۳۴۲.
  58. «يَا رَسُولَ اللَّهِ هَذا عَامَّةٌ أَمْ خَاصَّةٌ؟»
  59. «أَمَّا الْمَأْمُورُونَ فَعَامَّةُ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَمَّا الصَّادِقُونَ فَخَاصَّةٌ أَخِي عَلِيٍّ وَ أَوْصِيَائه مِنْ بَعْدَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»؛ ر.ک: ینابیع الموده، ص۱۱۵.
  60. مقامی، مهدی،درسنامه امام‌شناسی، ص:۴۷-۴۹.