←حق ولایت
(←منابع) |
|||
| (۱۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ولایت در لغت]] - [[ولایت در قرآن]] - [[ولایت در حدیث]] - [[ولایت در کلام اسلامی]] - [[ولایت در فقه اسلامی]] - [[ولایت در فلسفه اسلامی]] - [[ولایت در عرفان اسلامی]] - [[ولایت در فقه سیاسی]] - [[ولایت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ولایت در لغت]] - [[ولایت در قرآن]] - [[ولایت در حدیث]] - [[ولایت در کلام اسلامی]] - [[ولایت در فقه اسلامی]] - [[ولایت در فلسفه اسلامی]] - [[ولایت در عرفان اسلامی]] - [[ولایت در فقه سیاسی]] - [[ولایت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
'''ولایت''' به کسر واو، به معنای [[امارت]] و [[سلطنت]] و به فتح آن به معنای صاحب اختیار و [[سرپرست]] است. ولایت از ضروریات [[جامعه اسلامی]] است تا [[عقول]] [[مردم]] کامل شده و به [[هدایت]] رهنمون شوند. «ولایت» از جهات مختلف تقسیم میشود، با در نظر داشتن رتبه و مراتب دارای اقسامی است مانند: [[ولایت مطلقه الهی]]؛ ولایت انبیاء الهی؛ ولایت [[پیامبر خاتم]] {{صل}}؛ ولایت امامان معصوم {{ع}}؛ [[ولایت فقیه]] و ... . به لحاظ نوعی نیز یا [[تکوینی]] است و یا [[تشریعی]]. | |||
همچنین ولایت دارای اهدافی در دو بُعد فردی و اجتماعی است: از اهداف در بُعد فردی میتوان به ایمان به مبدأ متعالی، [[تزکیه]] و [[تعلیم]] نفس و رها ساختن [[انسان]] از اقسام گوناگون [[شرک]] اشاره کرد و در بُعد اجتماعی، تشکیل جامعه و نظام توحیدی؛ [[برقراری عدالت]]؛ استقرار [[ولایت الهی]]؛ جهلستیزی و پیاده شدن ارزشهای [[وحیانی]] در [[زمین]] از جمله اهداف است. | |||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
| خط ۸: | خط ۱۱: | ||
=== معنای اصطلاحی === | === معنای اصطلاحی === | ||
[[متکلمان]] واژه «ولایت» را به معنای «سرپرستی و صاحب اختیار و تصرف» گرفتهاند که [[اطاعت]]، از لوازم معنای آن است. ولی به معنی کسی است که [[حق تصرف]] دارد و [[خداوند]] آن را برای حضرت ثابت کرده همان طوری که آن را برای خود و [[پیامبر]] ثابت کرده است< | [[متکلمان]] واژه «ولایت» را به معنای «سرپرستی و صاحب اختیار و تصرف» گرفتهاند که [[اطاعت]]، از لوازم معنای آن است. ولی به معنی کسی است که [[حق تصرف]] دارد و [[خداوند]] آن را برای حضرت ثابت کرده همان طوری که آن را برای خود و [[پیامبر]] ثابت کرده است<ref>حلی، حسن بن یوسف، منهاج الکرامة، ص۱۱۷.</ref>. | ||
به هر حال گستردهترین کاربرد مصطلح ولایت در متون عربی و محاورات [[عرفی]] همان «[[امامت]]» و «حاکمیت سیاسی» است. به گونهای که هرگاه این واژه بدون قید و قرینه استعمال شود، به ولایت سیاسی، [[امارت]] و [[حاکمیت]] انصراف دارد که مقصود همان مدیریت و تنظیم امور کلان [[اجتماعی]] است<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن - جوادی آملی (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص۶۴.</ref>. | به هر حال گستردهترین کاربرد مصطلح ولایت در متون عربی و محاورات [[عرفی]] همان «[[امامت]]» و «حاکمیت سیاسی» است. به گونهای که هرگاه این واژه بدون قید و قرینه استعمال شود، به ولایت سیاسی، [[امارت]] و [[حاکمیت]] انصراف دارد که مقصود همان مدیریت و تنظیم امور کلان [[اجتماعی]] است<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن - جوادی آملی (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص۶۴.</ref>. | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۵: | ||
==== ولایت حاکم ==== | ==== ولایت حاکم ==== | ||
مقصود از [[حاکم]]، [[فقیه]] جامع الشرایطی است که در [[نزاعها]] و اختلافهای بین [[مؤمنان]] قضاوت میکند<ref>مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ج۳، ص۱۹۸-۱۹۹.</ref>. بر این اساس، | مقصود از [[حاکم]]، [[فقیه]] جامع الشرایطی است که در [[نزاعها]] و اختلافهای بین [[مؤمنان]] قضاوت میکند<ref>مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ج۳، ص۱۹۸-۱۹۹.</ref>. بر این اساس، فقیه جامعالشرایط علاوه بر صدور [[فتوا]] بهعنوان [[مرجع تقلید]]، [[وظیفه]] صدور [[حکم]] به عنوان [[حاکم شرع]] را نیز دارد<ref>کاشف الغطاء، النور الساطع، ج۱، ص۳۸۹- ۳۹۵.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید محمد نجفی|نجفی، سید محمد]]، [[ولایت زن در کتاب و سنت (مقاله)|ولایت زن در کتاب و سنت]]، ص۷۶-۹۴؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۸۵۱.</ref> | ||
==== ولایت سیاسی و [[اجتماعی]] ==== | ==== ولایت سیاسی و [[اجتماعی]] ==== | ||
[[پیامبر]] {{صل}} گذشته از اینکه [[مبیّن]] و | [[پیامبر]] {{صل}} گذشته از اینکه [[مبیّن]] و مبلّغ احکام بود و گذشته از اینکه [[قاضی]] [[مسلمین]] بود، سائس و مدیر [[اجتماع]] مسلمین بود، [[ولیّ امر مسلمین]] و اختیاردار اجتماع مسلمین بود. [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> و همچنین [[آیه]] {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> ناظر به این قسمت است<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۲۸۲.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۸۵۱.</ref> | ||
==== ولایت [[قضایی]] ==== | ==== ولایت [[قضایی]] ==== | ||
| خط ۸۱: | خط ۸۵: | ||
# '''اهداف ولایت در بُعد اجتماعی:''' | # '''اهداف ولایت در بُعد اجتماعی:''' | ||
## '''تشکیل جامعه و نظام توحیدی:''' برای دستیابی به هدف نهایی [[دین]] ([[تربیت]] انسان)، مقدماتی باید طی شود. الگوی [[ولایت الهی]]، با روش زاهدان، [[عارفان]] و حتی [[فیلسوفان]] متفاوت است. انبیاء [[معتقد]] به تربیت فردی و دانه دانه انسانسازی نیستند، انبیاء معتقدند برای ساختن انسان باید محیط مناسب تأسیس کرد که بتواند فرد را در خود بپروراند. ایشان دنبال کارخانه انسانسازی هستند که به طور خودکار [[انسان کامل]] [[پیغمبر]] پسند تحویل دهد، کارخانه انسانسازی، [[جامعه]] و [[نظام اسلامی]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۱۳/۷/۱۳۵۳ و ۱۹/۷/۱۳۵۳.</ref>. به همین منظور هدف میانی انبیاء عبارت است از: تشکیل جامعه توحیدی و نظام [[الهی]]، که با [[قوانین]] و [[مقررات الهی]] اداره شود. خصوصیت چنین جامعهای آن است که با تحقق [[توحید]]، [[زنجیر]] اطاعت غیر خدا از گردن [[مردم]] برداشته میشود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۷/۷/۱۳۵۳.</ref>. | ## '''تشکیل جامعه و نظام توحیدی:''' برای دستیابی به هدف نهایی [[دین]] ([[تربیت]] انسان)، مقدماتی باید طی شود. الگوی [[ولایت الهی]]، با روش زاهدان، [[عارفان]] و حتی [[فیلسوفان]] متفاوت است. انبیاء [[معتقد]] به تربیت فردی و دانه دانه انسانسازی نیستند، انبیاء معتقدند برای ساختن انسان باید محیط مناسب تأسیس کرد که بتواند فرد را در خود بپروراند. ایشان دنبال کارخانه انسانسازی هستند که به طور خودکار [[انسان کامل]] [[پیغمبر]] پسند تحویل دهد، کارخانه انسانسازی، [[جامعه]] و [[نظام اسلامی]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۱۳/۷/۱۳۵۳ و ۱۹/۷/۱۳۵۳.</ref>. به همین منظور هدف میانی انبیاء عبارت است از: تشکیل جامعه توحیدی و نظام [[الهی]]، که با [[قوانین]] و [[مقررات الهی]] اداره شود. خصوصیت چنین جامعهای آن است که با تحقق [[توحید]]، [[زنجیر]] اطاعت غیر خدا از گردن [[مردم]] برداشته میشود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۷/۷/۱۳۵۳.</ref>. | ||
## '''[[برقراری عدالت]]:''' مقدمه دیگری که برای [[تربیت]] [[انسان]] توحیدی لازم است، تحقق عدالت اجتماعی است. [[دین الهی]] و واقعی بدون [[عدالت اجتماعی]] تحقق پیدا نمیکند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۹/۱۱/۱۳۶۸.</ref>. جامعه دچار | ## '''[[برقراری عدالت]]:''' مقدمه دیگری که برای [[تربیت]] [[انسان]] توحیدی لازم است، تحقق عدالت اجتماعی است. [[دین الهی]] و واقعی بدون [[عدالت اجتماعی]] تحقق پیدا نمیکند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۹/۱۱/۱۳۶۸.</ref>. جامعه دچار اختلاف طبقاتی از مسیر [[فطری]] و طبیعی خویش که هماهنگ با [[جهان]] است خارج شده و [[انبیاء]] بر سر آناند که این جامعه را به مسر خویش بازگردانند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۱۳/۷/۱۳۵۳.</ref>. | ||
## '''استقرار [[ولایت الهی]]:''' استقرار ولایت الهی [[هدف]] تمام زحمات [[پیغمبر اکرم]] {{صل}} و بزرگان [[دین]] و [[انبیاء الهی]]{{عم}} است. | ## '''استقرار [[ولایت الهی]]:''' استقرار ولایت الهی [[هدف]] تمام زحمات [[پیغمبر اکرم]] {{صل}} و بزرگان [[دین]] و [[انبیاء الهی]]{{عم}} است. | ||
## '''جهلستیزی:''' [[هدف]] میانی دیگری که مقدمه تربیت توحیدی است، [[مبارزه]] با [[جهل]] است. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در توصیف هدف [[بعثت پیامبر]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|لیثیروا لهم دفائن العقول}}<ref>نهج البلاغه، خطبه اول.</ref>. | ## '''جهلستیزی:''' [[هدف]] میانی دیگری که مقدمه تربیت توحیدی است، [[مبارزه]] با [[جهل]] است. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در توصیف هدف [[بعثت پیامبر]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|لیثیروا لهم دفائن العقول}}<ref>نهج البلاغه، خطبه اول.</ref>. | ||
## '''پیاده شدن ارزشهای [[وحیانی]] در [[زمین]]:''' پیامبر پس از دریافت [[مکتب]] به عنوان [[نظام]] فراگیر نیازهای [[بشر]]، [[مأمور]] پیاده ساختن آن | ## '''پیاده شدن ارزشهای [[وحیانی]] در [[زمین]]:''' پیامبر پس از دریافت [[مکتب]] به عنوان [[نظام]] فراگیر نیازهای [[بشر]]، [[مأمور]] پیاده ساختن آن معارف بود. این امر مهم باید پس از [[پیامبر]] توسط [[امامان]] محقق میشد که حوادث صدر اسلام مانع آن گردید. اگر [[تدبیر]] پیامبر درباره [[جانشینی علی]]{{ع}} عملی میشد بدون تردید مسیر [[تاریخ]] بشر [[تغییر]] نموده و در جایگاه بسیار جلوتری از تاریخ طولانی بشر قرار داشتیم<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با اساتید و دانشجویان دانشگاه امام صادق{{ع}}، ۲۹/۱۰/۱۳۸۴.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]] ص ۱۸۸ ـ ۱۹۶.</ref> | ||
== حق ولایت == | == حق ولایت == | ||
[[حق ولایت]] در درجۀ نخست، از آن خداست، او [[ولیّ]] و مولای [[اهل]] [[ایمان]] است: {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم}}<ref>سوره بقره، آیه ۲۵۷، نیز سوره محمّد، آیه ۱۱ دربارۀ مولی و سوره مائده آیه ۵۵ دربارۀ ولایت خدا و رسول و آنانکه در حال رکوع انفاق میکنند.</ref> در درجۀ بعد ولایت از آن [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] {{صل}} است و [[قرآن]] او را از خود [[مؤمنان]] نسبت به خودشان سزاوارتر میشمارد {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ}}<ref>سوره احزاب، آیه ۶.</ref> و در مقابل [[حکم]] و [[داوری]] و | [[حق ولایت]] در درجۀ نخست، از آن خداست، او [[ولیّ]] و مولای [[اهل]] [[ایمان]] است: {{متن قرآن|اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم}}<ref>سوره بقره، آیه ۲۵۷، نیز سوره محمّد، آیه ۱۱ دربارۀ مولی و سوره مائده آیه ۵۵ دربارۀ ولایت خدا و رسول و آنانکه در حال رکوع انفاق میکنند.</ref> در درجۀ بعد ولایت از آن [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] {{صل}} است و [[قرآن]] او را از خود [[مؤمنان]] نسبت به خودشان سزاوارتر میشمارد {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ}}<ref>سوره احزاب، آیه ۶.</ref> و در مقابل [[حکم]] و [[داوری]] و تصمیم [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] کسی [[اختیار]] ندارد که [[مخالفت]] کند و همه باید [[تسلیم محض]] باشند: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ...}}<ref>سوره احزاب، آیه ۳۶.</ref>. در نوبت بعد، این ولایت به [[امامان]] [[معصوم]] میرسد که [[جانشینان]] پیامبرند و [[اطاعت]] آنان به عنوان [[اولو الأمر]]، در کنار [[اطاعت]] [[خدا]] و [[رسول]]، [[واجب]] است. | ||
در | در عصر غیبت [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} نیز آنچه به نام [[ولایت فقیه]] مطرح است، ریشه در ولایت [[امام]] دارد و [[رهبری]] [[جامعه]] با فقیه جامع الشرایط [[عادل]] و [[آگاه]] است و [[اطاعت]] از او نیز لازم است. آنچه [[امامت]] [[ائمه]] را [[استوار]] میسازد، همان ولایت ایشان است و حقّی است که [[خدا]] برای آنان قرار داده و پیوند [[امامت]] و ولایت را نشان میدهد. ولایت، به معنای [[محبت]] [[قلبی]] و علاقهمندی تنها نیست، نوعی پیوند مستحکم مرامی و همخطی و همسویی در [[فکر]] و عمل میان مجموعهای از [[انسانها]] و میان آنان و رهبرشان است که به جبههگیری و صفآرایی [[فکری]] و عملی در مقابل مخالفان [[تفکّر]] [[توحیدی]] و [[امّت]] [[اسلامی]] میانجامد. "جبهۀ واحد و پیوستهای که در [[حقیقت]]، بانی مدینۀ فاضله [[اسلامی]] است، پس از تشکیل واحد عظیم "[[امّت]]"، در سطح عمومی [[مؤمنین]] و معتقدین به [[دین]] گسترش مییابد و اصل "ولایت" در موضعگیریهای داخلی و خارجی [[امت اسلام]] تجلّی میکند... [[حفظ]] و رعایت این هردو رویۀ ولایت (اتصال و ارتباط و [[وابستگی]] داخلی و جدایی و تأثیر ناپذیری و عدم [[وابستگی]] خارجی) مستلزم وجود یک [[قدرت]] متمرکز و مسلّط است که در [[حقیقت]]، واحد تبلور یافتهای از همۀ عناصر مثبت و سازندۀ [[اسلام]] باشد ([[امام]]) و نیز مستلزم آن است که رابطهای عمیق و نیرومند همۀ آحاد [[امت]] را به شخص [[حاکم]] ([[امام]]) یعنی محور اساسی فعالیت و [[نشاط]] عمومی [[جامعه]] پیوند زند و آنان را با او وابسته سازد... یک [[جامعه]] در صورتی دارای ولایت است که در آن "[[ولیّ]]" مشخص بوده و عملاً مصدر و الهامبخش همۀ نشاطها و فعالیّتهای [[زندگی]] باشد و یک فرد در صورتی دارای ولایت است که [[شناخت]] [[درستی]] از "ولی" داشته و برای هرچه بیشتر وابسته و مرتبط ساختن خود به او (که مظهر ولایت [[خدا]] ست) دائما در تلاش و کوشش به سر برد... "[[ولیّ]]" [[جامعۀ اسلامی]] (یعنی آن قدرتی که همۀ فعالیتها و نشاطهای [[فکری]] و عملی را [[رهبری]] و اداره میکند) خداست و هرآنکه [[خدا]] وی را به نام یا به نشان به ولایت بگمارد<ref>طرح کلّی اندیشه اسلامی در قرآن، سیدعلی حسینی (خامنهای)، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷، صفحات ۱۱۱، ۱۱۶، ۱۲۶ (با تلخیص).</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۹۴.</ref> | ||
==ویژگیهای ولی== | |||
{{اصلی|ویژگیهای ولی}} | |||
== نقش ولایت در [[اسلام]] == | == نقش ولایت در [[اسلام]] == | ||
| خط ۱۰۵: | خط ۱۱۲: | ||
در برخی از [[روایات]] در مقام بیان فرق بین ولایت و دیگر ارکان گفته شده: در برخی حالات ممکن است رخصت در ترک سایر ارکان یعنی [[نماز]]، [[زکات]]، [[روزه]] و [[حجّ]] پیدا شود؛ ولی در ترک ولایت هیچگاه رخصت پیدا نمیشود<ref>بحارالانوار، ج۶۵، ص۳۷۶.</ref>. در برخی [[روایات]] افزون بر ذکر ولایت به صورت کلی، ولایت هر یک از امامان معصوم {{عم}} به تفصیل مطرح شده است<ref>بحارالانوار، ج۶۶، ص۲.</ref> در برخی دیگر پس از ذکر ولایت گفته شده که بدون [[اعتقاد]] به آن، [[مرگ]] [[انسان]] [[مرگ جاهلی]] است<ref>الکافی، ج۱، ص۳۷۷؛ بحارالانوار، ج۶۵، ص۳۸۷.</ref>.<ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[اسلام (مقاله)|اسلام]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]]، ص۲۳۷ - ۲۶۰.</ref> | در برخی از [[روایات]] در مقام بیان فرق بین ولایت و دیگر ارکان گفته شده: در برخی حالات ممکن است رخصت در ترک سایر ارکان یعنی [[نماز]]، [[زکات]]، [[روزه]] و [[حجّ]] پیدا شود؛ ولی در ترک ولایت هیچگاه رخصت پیدا نمیشود<ref>بحارالانوار، ج۶۵، ص۳۷۶.</ref>. در برخی [[روایات]] افزون بر ذکر ولایت به صورت کلی، ولایت هر یک از امامان معصوم {{عم}} به تفصیل مطرح شده است<ref>بحارالانوار، ج۶۶، ص۲.</ref> در برخی دیگر پس از ذکر ولایت گفته شده که بدون [[اعتقاد]] به آن، [[مرگ]] [[انسان]] [[مرگ جاهلی]] است<ref>الکافی، ج۱، ص۳۷۷؛ بحارالانوار، ج۶۵، ص۳۸۷.</ref>.<ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[اسلام (مقاله)|اسلام]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]]، ص۲۳۷ - ۲۶۰.</ref> | ||
==ولایت اهل بیت== | |||
{{اصلی|ولایت اهل بیت}} | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
| خط ۱۶۴: | خط ۱۷۴: | ||
{{امامت شناسی}} | {{امامت شناسی}} | ||
[[رده:حجتشناسی]] | [[رده:حجتشناسی]] | ||
[[رده: | [[رده:اعتقادات شیعه]] | ||
[[رده:اصطلاحات کلامی]] | |||
[[رده:اصطلاحات فقهی]] | |||
[[رده:مناصب شرعی]] | |||
[[رده:اصطلاحات سیاسی]] | |||
[[رده:اختلافات کلامی شیعه و سنی]] | |||
[[رده:فقه سیاسی]] | |||