|
|
| (۷ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{در دست ویرایش ۲|ماه=[[آذر]]|روز=[[15]]|سال=[[۱۴۰۴]]|کاربر=Bahmani}}
| |
| {{مدخل مرتبط | | {{مدخل مرتبط |
| | موضوع مرتبط = جزیرة العرب | | | موضوع مرتبط = جزیرة العرب |
| خط ۲۲: |
خط ۲۱: |
| عدهای مکه را مترادف کلمه [[بکه]] به معنای ازدحام دانستهاند و علت نامگذاریاش را در این بیان کردهاند که [[مردم]]، هنگام [[حج]] در آن ازدحام میکنند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۱۸۲ ابن فقیه، ابو عبدالله احمد بن محمد، البلدان، ص۷۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مکه در عصر بعثت (مقاله)|مکه در عصر بعثت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۲۲-۳۲۳.</ref> | | عدهای مکه را مترادف کلمه [[بکه]] به معنای ازدحام دانستهاند و علت نامگذاریاش را در این بیان کردهاند که [[مردم]]، هنگام [[حج]] در آن ازدحام میکنند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۱۸۲ ابن فقیه، ابو عبدالله احمد بن محمد، البلدان، ص۷۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مکه در عصر بعثت (مقاله)|مکه در عصر بعثت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۳۲۲-۳۲۳.</ref> |
|
| |
|
| == حَرَم == | | == نامهای مکه == |
| {{اصلی|حرم}}
| | # '''بکه:''' این نام در [[قرآن کریم]] یک بار آمده است. {{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«بیگمان نخستین خانهای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آل عمران، آیه ۹۶.</ref>. عدهای [[بکه]] را همان مکه دانستهاند که (م) آن تبدیل به (ب) شده و از لحاظ مفهوم به یک معنا هستند، ولی عدهای تفاوت اندکی بر آن دو قائل شدهاند، به این صورت که [[مسجدالحرام]] یا [[کعبه]] را بکّه و نام [[شهر]] یعنی تمامی شهر را مکّه دانستهاند<ref>تاج العروس، زبیدی، ج۷، ص۱۱۱.</ref>.[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: بکّه نامیده شده از این جهت که [[مردم]] در آن به [[بکاء]] و [[گریه]] مشغول میشوند<ref>راهنمایی حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۱، ص۲۳۳.</ref>. [[امام کاظم]]{{ع}} در پاسخ برادرش [[علی بن جعفر]] که پرسید چرا مکه را بکه میگویند؟ فرمود: چون مردم یکدیگر را در مسجدالحرام پیرامون کعبه با دستانشان هُل میدهند<ref>فصلنامه میقات حج، ش۵۳، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۹۷.</ref> |
| از نامهای [[مدینه]] و مکه است که دو بار در [[قرآن کریم]] آمده: {{متن قرآن|أَوَلَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَمًا آمِنًا}}<ref>«و گفتند: اگر این رهنمود را با تو پی بگیریم ما را از سرزمینمان میربایند؛ آیا ما به آنان در حرمی امن جایگاه ندادیم که فرآوردههای هر چیز را که رزقی از نزد ماست به سوی آن میآورند؟ اما بیشتر آنان نمیدانند» سوره قصص، آیه ۵۷.</ref> و {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا}}<ref>«آیا ندیدهاند که ما حرمی امن پدید آوردیم (که در آن هیچ چیز را در نمیبرند) در حالی که (بیرون از شهر مکّه) مردم از پیرامونشان ربوده میشوند؟ پس آیا به باطل باور دارند و نعمت خداوند را انکار میکنند؟» سوره عنکبوت، آیه ۶۷.</ref>.
| | #'''بَلَد''': از نامهای مکه است. مراد از بلد در [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ}}<ref>«نه، سوگند میخورم به این شهر * که تو در این شهر ساکنی» سوره بلد، آیه ۱-۲.</ref>[[مکه مکرمه]] است که [[خداوند]] به آن [[سوگند]] یاد کرده است. چون دوبار این نام در این [[سوره]] تکرارشده، به «سورة البلد» نامیده شده است<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۱، ص۲۳۳.</ref>. در دعای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} این نام نیز آمده است: {{متن قرآن|رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر را امن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بتها دور بدار» سوره ابراهیم، آیه ۳۵.</ref>یکی از نامهای [[مدینه منوره]] است، که در [[قرآن]] نیز آمده<ref>تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۶۲.</ref>. |
| | | #'''[[بلد الامین]]''': یکی از نامهای مکه «بلدالامین» است که قرآن در سوره «[[تین]]» به آن اشاره دارد: {{متن قرآن|وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ * وَطُورِ سِينِينَ * وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«سوگند به انجیر و زیتون * و به کوه سینا * و به این شهر امن و آرام (مکّه)» سوره تین، آیه ۱-۳.</ref>. در [[حدیثی]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} میخوانیم «تین» [[مدینه]] است، و {{متن قرآن|الزَّيْتُونِ}} [[بیتالمقدس]] و {{متن قرآن|طُورِ سِينِينَ}}، [[کوفه]] و {{متن قرآن|وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}، مکه<ref>تفسیر نورالثقلین، ج۵، ص۶۰۶، حدیث چهارم، درست است که در آن زمان «کوفه» به صورت یک شهر بزرگ نبود، ولی با توجه به عبور شط فرات از آن سرزمین، مسلماً در آن زمان آبادیهای فراوانی در آنجا وجود داشته است. از تواریخ نیز استفادهمیشود که قبل از اسلام نیز در آنجا شهری وجود داشته است». تفسیر نمونه، ج۲۷، به نقل از دائرةالمعارف مصاحب، ج۲، مادهکوفه.</ref>. مرحوم [[علامه طباطبائی]] حدیثی را از کتاب «الدر المنثور» نقل میکند که: {{متن حدیث|سئل النبي{{صل}} عن البلد الامين فقال: مكة}}؛ [[پیامبر]]{{صل}} در مورد این که مراد از بلدالامین چیست؟ فرمودند: منظور مکه است<ref>تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۳۲۲.</ref>. این که چرا به این [[سرزمین]] «بلد الأمین» میگویند، احتمالاتی ذکر شده است: احتمال اول: [[شهر مکه]] [[حرم]] خداست و هر کس که در حرم بمیرد، [[خداوند]] او را در [[روز قیامت]] از [[وحشت]] و [[ترس]] در آن [[روز]]، در [[امان]] قرار میدهد. از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل شده است که به [[ابوذر]] فرمودند: {{متن حدیث|مَنْ مَاتَ فِي حَرَمِ اللَّهِ آمَنَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ وَ أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ}}<ref>«کسی که در حرم خدابمیرد، خداوند او را از وحشت بزرگ در امان میدارد و او را داخل [[بهشت]] میکند». مستدرک الوسائل، ج۹، ص۳۶۳.</ref> و در [[روایت]] دیگری فرموده است:{{متن حدیث|مَنْ مَاتَ فِي أَحَدِ هَذَيْنِ الْحَرَمَيْنِ حَرَمِ اللَّهِ وَ حَرَمِ رَسُولِهِ{{صل}} بَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ الْآمِنِينَ}}<ref> «کسی که در یکی از این دو حرم خدا و حرم رسول خدا بمیرد، خداوند او را در قیامت جزءکسانی که امنیت دارند بر میانگیزد» من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۶۸.</ref>. احتمال دوم: مکه جزء حرمخداستو هر کس در حرم [[خدا]] وارد شود، [[امنیت]] دارد و لذامکه را ([[البلد الامین]]) نامیدهاند، [[قرآن مجید]] در این زمینه میفرماید: {{متن قرآن|وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا}}<ref>«و هر که در آن در آید در امان است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>. به هر {{متن قرآن|هَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«و به این شهر امن و آرام (مکّه)،» سوره تین، آیه ۳.</ref>مسلماً اشاره به [[سرزمین مکه]] دارد، سرزمینی که حتی در [[عصر جاهلیت]] به عنوان منطقه [[امن]] و حرم خدا شمرده میشد، و کسی در آنجا [[حق]] تعرض به دیگری را نداشت، حتی [[مجرمان]] و [[قاتلان]] وقتی به آن سرزمین میرسیدند در امنیت بودند. این سرزمین در [[اسلام]] اهمیت فوقالعادهای یافته، حتی حیوانات، درختان و پرندگان آن از امنیت برخوردارند تا چه رسد به [[انسانها]]<ref>تفسیر نمونه، ج۲۷ ص۱۴۱.</ref>. |
| «المنجد» میآورد: [[حرم]] آن چیزی است که مرد از آن حمایت کند و هتک حرمت آن سزاوار نیست. هر گاه الحَرَمان گفته شود، مراد مکه و مدینه است.
| | #'''بیت المحرم''': از نامهای مکه است. برگرفته از سخنان [[ابراهیم خلیل]]{{ع}} است که [[خداوند]] حکایت فرموده است، {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّهای کشتناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دلهایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوهها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref>. |
| | | #'''بَیّنَه''': یکی از نامهای مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶؛ فصلنامه میقات حج، ش۴، ص۱۴۷.</ref> همچنین از نامهای [[کعبه]] است و [[اعراب]] بسیار «برب هذه البینه» قسم میخوردند. |
| [[امام ششم]]{{ع}} فرمود: [[مسجد]] اطراف [[خانه]] که [[محترم]] شده به خاطر [[کعبه]] است و این که حرم، حرم گفته شده و محترم گشته است به این جهت است که [[مسجد الحرام]] را در میان گرفته است و این [[واجب]] شده با [[احرام]] وارد آن شوند برای این است که این جا حرم است. | | #'''حرم الله''': یکی از نامهای مکه است<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ص۷۶.</ref>. به گرداگرد خانه کعبه نیز میگویند. |
| | | #'''حرم اَمن''': شهرت مکه است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۴، ص۱۳۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]].</ref> |
| کسانی که برای نخستین بار وارد مکه میشوند، برای وارد شدن به محدوده حرم باید احرام ببندند، در هر جهت از حدود حرم، دوستون در دو طرف جاده برپاست و عبارت {{عربی|بداية حد الحرم}} بر آن نقش بسته است.
| |
| برای حرم، علامتهایی است که از شش جهت، حدود حرم را نشان میدهد:
| |
| # دوستون در راه [[جده]] که به مکه میرود، در [[حدیبیه]] است و تا مسجد الحرام ۲۰ کیلومتر فاصله دارد.
| |
| # دو ستون در راه مدینه که به مکه میرود، در [[تنعیم]] است و تا [[مسجدالحرام]] ۶ کیلومتر فاصله است.
| |
| # دو ستون در راه [[جعرانه]] که به مکه میرود در بطن نمره است و تا مسجد الحرام ۱۵ کیلومتر فاصله است.
| |
| # دو ستون در راه [[عراق]] که از ذات عراق به مکه میرود در [[وادی]] [[نخله]] است و تا [[مسجد الحرام]] ۱۹ کیلومتر است.
| |
| # دوستون در راه [[عرفات]] بر سر راه [[طائف]] که به مکه میرود در مزدلفه است و تا مسجد الحرام ۲۱ کیلومتر است.
| |
| # دو ستون در راه [[یمن]] که به مکه میرود در اضاءة است و تا [[مسجدالحرام]] ۱۲ کیلومتر است<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، اسوه، ج۱، ص۲۳۵.</ref>. | |
| | |
| بعضی [[روایات]] فرمودهاند: از هر طرف، چهار فرسنگ محدوده [[حرم]] است.
| |
| | |
| برخی روایات، [[تاریخ]] آن را از [[زمان]] [[حضرت آدم]]{{ع}} و [[فلسفه]] تفاوت حدود را چنین میگوید: [[امام هشتم]]{{ع}} فرمودند: چون [[آدم]]{{ع}} بر [[کوه]] [[ابوقبیس]] فرود آمد، از تنهایی به [[خداوند]] [[شکایت]] کرد. [[خدای تعالی]] یاقوتی سرخ برای او در جای [[کعبه]] گذاشت. آدم بر آن [[طواف]] میکرد که روشنی آن تا جای [[نشانهها]] (اَعلام حرم) میرسید. سپس نشانهها بر اثر [[روشنایی]] آن نشانهگذاری شده و [[خدا]] آن را بست و حرم قرار داد<ref>وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۳۴.</ref>.
| |
| | |
| [[امام پنجم]]{{ع}} از [[رسول خدا]]{{صل}} میفرماید: از هر سو از آنجا که روشنی [[عمود]] تابیده برای [[احترام]] آن خدای تعالی آن را حرم قرار داد و چون آن عمود و [[خیمه]] از [[بهشت]] بوده از این رو خدا [[ثواب]] و [[گناه]] را در حرم چند برابر قرار داده است<ref>وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۳۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۱۰.</ref> | |
| | |
| == کوههای مکه ==
| |
| کوههای مکه عبارتاند از: اثبره، اخشبان (امین)، حبش، رحمت، صفا، مروه، صفایح، قزح، طیر، نَمَره، کوه نور (حرا)، کوه ابوقبیس، کوه ثور (اطحل)، کوه حجون، کوه خلیفه، کوه خَندَمه، کوه ثَبیر، کوه قُعَیقُعان، کوه فاضِح، کوه، مُحصَّب، کوه تُفّاحه، کوه مطابخ، کوه فَلَق کوه سَقَر<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۱۱۶.</ref>.
| |
| # '''کوه حبش''': از کوههای مکه است. گروهی از [[قریش]] به [[ریاست]] [[ابوسفیان]] در پای آن هم [[عهد]] و هم قسم شدند تا در دفع دیگران با هم [[اتحاد]] کنند و در [[دشمنی]] با [[رسول خدا]]{{صل}} نیز [[سوگند]] یاد کردند<ref>تفسیر ابوالفتوح، ج۵، پاورقی ص۸۵.</ref>.
| |
| # '''کوه [[حَجون]]''': نام کوهی است مشرف بر «[[مسجد]] الحَرَس» یا «مسجد الجِنّ». در دامنه آن درهای است به نام «دره سلاخها» یا «ابی دُبّ» که در دوره [[جاهلیت]] گورستان [[مردم]] مکه بوده است. کثیر بن کثیر درباره آن گورستان چنین سروده است: «در این حجون چه بسیار [[دوستان]] راستین از [[جوانان]] و [[پیران]] [[پاکدامن]] در [[گور]] آرمیدهاند»<ref>اخبار مکه، ازرقی، ج۲، ص۵۲۰.</ref>. این کوه اکنون بر گورستان [[ابوطالب]] یا جنة المعلی مشرف است و پل حجون که در دوران اخیر در کنار آن ساخته شده، شاهراه بزرگی است که «المعابده» را به «[[منی]]» وصل میکند. | |
| # '''کوه خَلیفه''': کوهی مشرف بر «[[اجیاد]] بزرگ» است که از نام «[[خلیفه بن عمیر]]» گرفته شده؛ زیرا وی اولین کسی است که بر این کوه [[خانه]] ساخت. کوه خلیفه هنگام [[فتح مکه]]، گریزگاه و [[پناهگاه]] [[مشرکان]] بوده است. آنان همچون بزهای کوهی از [[ترس]] شمشیرهای [[مسلمانان]] از آن بالا رفته و چگونگی ورود [[پیامبر]]{{صل}} و [[یاران]] او به مکه و تصرف [[شهر]] را نظاره میکردهاند. نام این کوه در دوران [[جاهلی]] «کَید» بوده است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۱۱۵.</ref>. | |
| # '''کوه خَندَمه''': از کوههای مکه است. این کوه بر «اجیاد صغیر» مشرف و پشت [[کوه]] «[[ابوقبیس]]» قرار دارد. فاکهی از [[ابن عباس]] [[روایت]] میکند که در این کوه هفتاد [[پیامبر]] مدفون شدهاند<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۴، ص۴۵.</ref>. [[شعب ابی طالب]] در فاصله کوه خندمه و ابوقبیس قرار داشت.
| |
| # '''کوه طاد''': قنات [[حُنَین]] که به قنات [[زبیده]] نیز معروف است از کوه بزرگی به نام «طاد» که میان کوههای گردنه قرار دارد، سرچشمه میگیرد، نام «طاد» تا به امروز به همین نام مشهور بوده، و نزدیک مزارع [[شرایع]]، کنار راه ماشین رو میان مکه و [[طائف]] واقع شده است. آب از «کوه طاد» به نخلستان مزرعه حنین میرسیده، و زبیده خاتون آن بوستان را خریداری و آب را در جویهای مخصوصی به مکه منتقل ساخت. زبیده قنات دیگری نیز در [[وادی]] نعمان، کمی بالاتر از [[عرفات]]؛ احداث نموده که به نقل مورخان احداث این دو قنات، حدود یک میلیون و هفتصد هزار مثقال [[طلا]] [[هزینه]] در بر داشته است. وقتی مباشران، دفاتر ثبت هزینهها را به زبیده ارائه کردند، او در کاخ خود که مشرف بر دجله بود، [[فرمان]] داد تا دفاتر را به دجله بیاندازند و گفت: «این حساب را برای [[روز حساب]] درافکندیم» و فرمان داد به آنان جامهها و هدایای گرانبها بخشیدند. [[دولت]] سعودی نیز، مسیر قنات را از وادی نعمان تا مکه، لولهگذاری کرد و در ابتدای منطقه ابطح در سمت [[منا]]، مخزنهایی احداث نمود تا بتواند از این طریق و با لولهکشی کردن [[خانهها]]، آب را به منازل [[مردم]] برساند<ref>اخبار مکه، ازرقی، ج۲، ص۵۵۸ و ۵۵۹.</ref>.
| |
| # '''کوه طَیر''': از کوههای مکه است واقع در دو طرف جاده [[تنعیم]]. میگویند «[[جبل]] الطیر» چهار کوه است، همان چهار کوهی است که [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} اجزای بدن پرنده را بر فراز آنان گذاشت و سپس آنها را فرا خواند و اجزای آنها به هم پیوست و به حالت نخستین برگشت. در این [[کوهها]] علامتهایی نیز از سنگ [[نصب]] شده است<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۱۴۵.</ref>.
| |
| # '''کوه قُزَح''': از کوههای مکه است. این [[کوه]] در بخش کوچکی از [[مزدلفه]] قرار دارد. از [[مناسک]] [[حضرت امام خمینی]] در بحث «[[مستحبات]] وقوف در [[مشعرالحرام]]» آمده است: [[مستحب]] است با تن و دلی آرام از [[عرفات]] به سوی مشعرالحرام متوجه شده و [[استغفار]] نماید... و اگر [[حاجی]] صروره باشد، مستحب است که در مشعرالحرام قدم بگذارد»<ref>مناسک حج، صص ۴۰۶ و ۴۰۷، مسأله ۹۹۵.</ref>. عبارت «مستحب است حاجی صروره، قدم در موقف مشعرالحرام بگذارد» این [[پرسش]] را پیش میآورد که مگر تمام [[حاجیان]] - اعم از صروره و غیر صروره در شب [[عید قربان]]، در مشعر وقوف نمیکنند؟ پس «[[استحباب]] قدم گذاشتن در مشعر» به چه معنی است؟ اقوال مختلفی مطرح است:
| |
| ## برخی گفتهاند: احتمالاً منظور از آن، با پای برهنه قدم گذاشتن از [[سرزمین]] مشعر است.
| |
| ## برخی گفتهاند: منظور آن است که قدم زدن را با پای خود انجام دهد نه با مرکب.
| |
| ## برخی نیز میگویند: مقصود از مشعرالحرام در این جا مزدلفه نیست، بلکه کوه [[قزح]] است که در بخشی از مزدلفه قرار دارد، ولی چون در مناسک [[فقیهان]] معاصر، همه جا مشعر به جای خود مزدلفه و تمام موقف استعمال شده، تعبیر مناسکی که فرمودهاند: «اگر حاجی صروره باشد مستحب است که در مشعرالحرام قدم بگذارد» مسامحهآمیز است و همین امر موجب خطای قائلین به قول اول و دوم شده است، در حالی که اصلاً سرزمین مشعر، مراد نیست. جالب این جاست که در مناسک [[صاحب جواهر]] در این مسأله دقت شده و ایشان در مستحبات وقوف در مزدلفه نفرمودهاند که «وطء مشعر برای صروره مستحب است» بلکه مانند [[ابن حمزه]]، در وسیله آوردهاند: {{عربی|و يستحب وطء قزح برجله، سيما الصرورة في حجة الاسلام، بل الاحوط ذلك؛ و الصعود عليه و ذكر الله (تعالى شأنه) و الدعاء}}<ref>فصلنامه میقات حج، ش۵۷، ص۴۶.</ref>.
| |
| # '''کوه قُعَیقُعان''': از کوههای مکه است واقع در غرب [[شهر]]. این کوه در مقابل «[[ابو قبیس]]» و سمت «[[مروه]]» قرار دارد که به آن [[کوه]] «جَزَّل» نیز گفتهاند. این کوه و [[ابوقبیس]] را [[اخشبان]] مکه خواندهاند. میگویند در حادثه [[انشقاق القمر]] نیمی از ماه بر کوه ابوقبیس و نیمی دیگر بر [[کوه قعیقعان]] دیده شد. شایان گفتن است که [[مسجدالحرام]] در میان کوه قعیقعان و ابوقبیس قرار دارد. در تسمیه آن گفتهاند: چون [[قبیله]] جُرهُم [[اسلحه]] خود را در آن مینهاد و در بانگ اسلحه در آن بلند میشد یا طایفه قطورا در این مکان مصاف دادند بانگ اسلحه برخاست.
| |
| سایر کوههای مکه عبارتند از: [[فاضح]]، المُحَصّب، تُفّاحه، المَطابخ، الفَلَق، سَقَر<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۸۰۲-۸۱۰.</ref>
| |
|
| |
|
| == حدود [[حرم]] == | | == حدود [[حرم]] == |
| خط ۱۰۶: |
خط ۷۶: |
|
| |
|
| وقتی که [[کعبه]]، یادآور آن همه [[خلوص]] و عظمت و [[ایثار]] [[ابراهیم]] است و سمبل [[توحید]] و [[خداپرستی]] است، نگاه به آن هم [[عبادت]] به حساب میآید. چرا که این نگاه هم سازنده و [[تربیت]] کننده است. تا نگاه کننده چه کسی باشد و در ورای نگاه، چه [[احساس]] و [[درک]] و برداشتی نهفته باشد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۰۹-۱۱۱.</ref>. | | وقتی که [[کعبه]]، یادآور آن همه [[خلوص]] و عظمت و [[ایثار]] [[ابراهیم]] است و سمبل [[توحید]] و [[خداپرستی]] است، نگاه به آن هم [[عبادت]] به حساب میآید. چرا که این نگاه هم سازنده و [[تربیت]] کننده است. تا نگاه کننده چه کسی باشد و در ورای نگاه، چه [[احساس]] و [[درک]] و برداشتی نهفته باشد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۱۰۹-۱۱۱.</ref>. |
|
| |
| == اقامت در مکه ==
| |
| از مسائلی که درباره مکه مطرح است، [[کراهت]] سکونت در این [[شهر]] میباشد. البته چنین نیست که [[زندگی]] در آن مکان [[مقدس]] خود بخود کراهت داشته باشد، بلکه به معنای آن است که چون مکه و حرم مقدس است، ممکن است نسبت به آنجا بیاحترامی شود و در اثر آن گرفتار [[عذاب الهی]] گردد؛ {{متن قرآن|وَمَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ}}<ref>«به هر کس که در آن از سر ستم آهنگ کژروی کند، از عذابی دردناک میچشانیم» سوره حج، آیه ۲۵.</ref>.
| |
|
| |
| به استناد [[تفسیری]] که از [[امام صادق]]{{ع}} رسیده، آن حضرت اقامت در مکه را کراهت داشتند<ref>صهبای صفا، آیة الله جوادی آملی، ص۲۲.</ref>. همچنین در صورت سکونت در مکه [[خوف]] آن هست که [[انسان]] در [[حرم]] و مکه [[مرتکب گناه]] شود و [[کیفر]] [[گناه]] در مکه مضاعف است<ref>کافی، ج۴، ص۱۹۶.</ref>.
| |
|
| |
| طبق بیان برخی [[روایات]]، ماندن و اقامت گزیدن در مکه [[قساوت قلب]] میآورد. شاید علتش این باشد که اثر گناه در این مکان بیشتر است و لذا ساکن شدن در مکه، در روایات [[مکروه]] دانسته شده و در بعضی از روایات دستور دادهاند که وقتی از [[مناسک]] و [[اعمال]] [[حج]] فارغ شدید در مکه نمانید و به [[وطن]] برگردید.
| |
|
| |
| همان طور که گناه در مکه کیفر مضاعف دارد، [[ثواب]] عمل خیر و [[عبادت]] نیز چندین برابر است. از [[امام سجاد]]{{ع}} [[روایت]] شده است که: «اگر کسی در مکه [[قرآن]] را ختم کند نمیمیرد مگر این که [[رسول خدا]]{{صل}} را میبیند و جایگاهش را در [[بهشت]] مشاهده میکند و [[تسبیح]] در مکه معادل با [[خراج]] [[کوفه]] و [[بصره]] است که در [[راه خدا]] [[انفاق]] کند و اگر کسی در مکه هفتاد رکعت [[نماز]] بخواند و در هر رکعت [[سوره توحید]] و قدر [[آیه سخره]] و [[آیه الکرسی]] را بخواند، نمیمیرد مگر [[شهید]]. [[غذا خوردن]] در مکه مثل [[روزه]] گرفتن در غیر مکه است و یک [[روز]] روزه گرفتن در مکه معادل یک سال [[روزه]] گرفتن در غیر مکه است و راه رفتن در مکه [[عبادت]] است<ref>جواهر، ج۲۰، ص۷۲.</ref>. از این [[روایت]] و دیگر [[روایات]] استفاده میشود که صرف اقامت و ساکن شدن در مکه [[کراهت]] ندارد و این کراهت به خاطر آن خصوصیاتی است که گفته شد.
| |
|
| |
| [[صاحب جواهر]] از [[شهید]] نقل میکند که او بین این دو دسته از روایات را اینگونه جمع کرده است: «اگر کسی به خودش [[اطمینان]] داشته باشد که در مکه تخلف نمیکند، [[مستحب]] است در آنجا بماند»<ref>جواهر، ج۲۰، ص۷۲.</ref> و اما [[اراده]] و [[نیت]] [[گناه]] در مکه؛ آن گونه که از روایات استفاده میشود، برای نیت و اراده گناه، چیزی نوشته نمیشود؛ یعنی اگر کسی اراده و نیت گناه کند، لکن آن را به مرحله عمل درنیاورد و مرتکب آن نشود، [[خداوند]] سیئهای برایش نمینویسد.
| |
|
| |
| [[امام صادق]]{{ع}} میگوید: «خداوند خطاب به [[حضرت آدم]]{{ع}} فرمود: من برای تو مقرر کردهام که اگر کسی از [[ذریه]] تو اراده گناه کرد چیزی برای او نوشته نمیشود و اگر آن را انجام داد برایش ثبت میشود و اگر اراده عمل صالحی را کرد، گرچه آن را انجام ندهد، خداوند یک [[حسنه]] برای او مینویسد و اگر آن را انجام داد، ده حسنه برای او مینویسد»<ref>جواهر، ج۲۰، ص۷۲.</ref>.
| |
|
| |
| حتی در بعضی از روایات، در مورد کسی که معصیتی را مرتکب شود، آمده است: «خداوند به او مهلت میدهد که اگر پشیمان شد و [[استغفار]] کرد برایش چیزی ننویسند. (در بعضی از روایات مهلت هفت [[ساعت]] مشخص گردیده است) و اگر در آن مهلت مقرر استغفار نکرد، خداوند برای او یک [[سیئه]] ثبت میکند»<ref>کافی، ج۲، ص۴۴۰.</ref>.
| |
|
| |
| با اینکه از روایات استفاده میشود که خداوند بسیار [[آمرزنده]] و [[بخشنده]] است و از [[گناهان]] [[بندگان]] میگذرد، اما نسبت به کسی که در مکه گناه کند، اولاً: [[کیفر]] آن را مضاعف قرار داده است. ثانیاً: برای کسی که اراده گناه کند، گر چه آن را انجام هم ندهد گناه برای او نوشته میشود.
| |
|
| |
| در [[بحار الانوار]] از [[پیامبر]]{{صل}} روایتی نقل شده که آن حضرت فرمود: «اگر کسی تصمیم بگیرد که در مکه گناهی مرتکب شود گر چه آن را انجام ندهد، [[خداوند]] گناهی برای او مینویسد» حضرت آن گاه فرمود: زیرا خداوند فرموده است: {{متن قرآن|وَمَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ}}<ref>«به هر کس که در آن از سر ستم آهنگ کژروی کند، از عذابی دردناک میچشانیم» سوره حج، آیه ۲۵.</ref> و این ویژگی و خصوصیت در [[شهر]] دیگری وجود ندارد. پیامبر{{صل}} آنگاه میافزاید: «[[اصحاب فیل]] فقط [[اراده]] کردند که [[کعبه]] را خراب کنند، ولی خداوند آنها را [[عذاب]] کرد، پیش از آنکه کاری را انجام دهند»<ref>کافی، ج۲، ص۴۳۷.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۱۸.</ref>
| |
|
| |
|
| == [[آداب]] تشرف به حرم مکّه == | | == [[آداب]] تشرف به حرم مکّه == |
| خط ۱۳۸: |
خط ۸۹: |
|
| |
|
| ۴. '''دعای مخصوص ورود به حرم مکه''': [[مستحب]] است [[زائر]] هنگام ورود به [[حرم]] این [[دعا]] را بخواند: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیدهای که از هر راه دوری میرسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref> اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَرْجُو أَنْ أَكُونَ مِمَّنْ أَجَابَ دَعْوَتَكَ وَ قَدْ جِئْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعِيدَةٍ وَ مِنْ فَجٍّ عَمِيقٍ سَامِعاً لِنِدَائِكَ وَ مُسْتَجِيباً لَكَ مُطِيعاً لِأَمْرِكَ وَ كُلُّ ذَلِكَ بِفَضْلِكَ عَلَيَّ وَ إِحْسَانِكَ إِلَيَّ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا وَفَّقْتَنِي لَهُ أَبْتَغِي بِذَلِكَ الزُّلْفَةَ عِنْدَكَ وَ الْقُرْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْمَنْزِلَةَ لَدَيْكَ وَ الْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِي وَ التَّوْبَةَ عَلَيَّ مِنْهَا بِمَنِّكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ حَرِّمْ بَدَنِي عَلَى النَّارِ وَ آمِنِّي مِنْ عَذَابِكَ وَ عِقَابِكَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ}}<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۵۳۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۱۱.</ref> | | ۴. '''دعای مخصوص ورود به حرم مکه''': [[مستحب]] است [[زائر]] هنگام ورود به [[حرم]] این [[دعا]] را بخواند: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیدهای که از هر راه دوری میرسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.</ref> اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَرْجُو أَنْ أَكُونَ مِمَّنْ أَجَابَ دَعْوَتَكَ وَ قَدْ جِئْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعِيدَةٍ وَ مِنْ فَجٍّ عَمِيقٍ سَامِعاً لِنِدَائِكَ وَ مُسْتَجِيباً لَكَ مُطِيعاً لِأَمْرِكَ وَ كُلُّ ذَلِكَ بِفَضْلِكَ عَلَيَّ وَ إِحْسَانِكَ إِلَيَّ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا وَفَّقْتَنِي لَهُ أَبْتَغِي بِذَلِكَ الزُّلْفَةَ عِنْدَكَ وَ الْقُرْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْمَنْزِلَةَ لَدَيْكَ وَ الْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِي وَ التَّوْبَةَ عَلَيَّ مِنْهَا بِمَنِّكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ حَرِّمْ بَدَنِي عَلَى النَّارِ وَ آمِنِّي مِنْ عَذَابِكَ وَ عِقَابِكَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ}}<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۵۳۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۱۱.</ref> |
|
| |
| == سرّ ورود به حرم مکه ==
| |
| [[امام سجاد]]{{ع}} آنگاه که از [[حج]] برمیگردد و با شبلی مواجه میشود، از وی میپرسد: آیا حج گزاردی؟ شبلی پاسخ میدهد: آری، [[امام]] از اعمالی که انجام داده سؤالهایی مطرح میکنند و میپرسند: آیا اعمالت را همراه با [[آگاهی]] نسبت به [[اسرار]] آن انجام دادی یا نه؟ تا این که به این سؤال میرسد که آیا داخل حرم شدی و آیا [[کعبه]] را دیدی و [[نماز]] خواندی؟ شبلی در جواب میگوید: بله، امام{{ع}} سؤال میکند: موقعی که داخل حرم شدی آیا [[نیت]] کردی که بر خودت [[حرام]] کنی [[غیبت]] و بدگویی از [[مسلمانان]] را؟ شبلی پاسخ میدهد: خیر، امام{{ع}} میپرسد: آیا آنگاه که به مکه رسیدی، نیت کردی که [[خدا]] را قصد کنی؟ شبلی پاسخ میدهد: خیر. [[امام زین العابدین]]{{ع}} فرمود: پس تو وارد حرم نشده، کعبه را ندیدهای و نماز هم نخواندهای<ref>مستدرک الوسائل، ج۱۰، ص۱۶۷.</ref>.
| |
|
| |
| از ویژگیهای [[حرم]] آن است که [[خداوند]] آن را محل [[امن]] قرار داد و این هم در اثر دعای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} است که از خداوند خواست مکه را [[شهر]] امن قرار دهد در آنجا که فرمود: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر را امن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بتها دور بدار» سوره ابراهیم، آیه ۳۵.</ref> خداوند هم دعای او را [[مستجاب]] کرد و فرمود: {{متن قرآن|وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ * وَطُورِ سِينِينَ * وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«سوگند به انجیر و زیتون * و به کوه سینا * و به این شهر امن و آرام (مکّه)» سوره تین، آیه ۱-۳.</ref> و به عنوان [[حکم]] [[تشریعی]] [[امنیت]] را برای مکه قرار داد.
| |
|
| |
| این [[سرزمین]] برای کسانی که از خارج این حرم میآیند نیز محل امن است و کسانی که وارد این مکان میشوند نباید احساس ناامنی کنند و کسی هم [[حق]] ندارد کاری کند که باعث ناامنی در حرم شود. {{متن قرآن|وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا}}<ref>«در آن نشانههایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بیگمان خداوند از جهانیان بینیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>.
| |
|
| |
| حتی در [[روایت]] است: کسانی که در خارج حرم مرتکب جنایتی شوند و بعد به حرم پناهنده گردند، تا وقتی که در حرم هستند حد بر آنها جاری نمیشود، لکن برای چنین افرادی محدودیتهایی [[اعمال]] میشود تا ناگزیر از حرم بیرون آید و بعد در خارج حرم بر او جاری شود<ref>کافی، ج۴، ص۲۲۶.</ref>. [[امام رضا]]{{ع}} میفرماید اگر تو حقّی بر عهده کسی داشتی و او را در مکه یا درحرم یافتی، حق خود را از او مطالبه نکن و نیز بر وی [[سلام]] نکن تا او نترسد<ref>مستدرک الوسائل، ج۹، ص۳۳۳.</ref>.
| |
|
| |
| حرم الهی نه تنها جای [[امن]] است برای [[بندگان خدا]] که حیوانات نیز در آنجا [[امنیت]] دارند و هیچ کس [[حق]] ندارد حیوانات وحشی و پرندگان را که در [[حرم]] مأوی گرفتهاند شکار کند. گفتنی است این حرمتِ شکار، اختصاص به [[محرم]] ندارد بلکه شامل غیر محرم در حرم نیز میشود و این ممنوعیت شکار، [[امتحان الهی]] است.
| |
|
| |
| [[زندگی]] اعراب قبل از اسلام، همواره با [[جنگ]] و [[خونریزی]] و [[غارت]] همراه بوده است، لکن با این حال همین افراد برای حرم [[احترام]] قائل بودند و به ساکنان حرم حمله نمیکردند و اموالشان را به غارت نمیبردند. حرم متعلق به همه است: در بهرهمندی از حرم، هیچکس بر دیگری اولویت ندارد و کسی حق ندارد دیگران را در استفاده کردن از این [[سرزمین]] منع کند و خود را صاحب این مکان بداند؛ {{متن قرآن|سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ}}<ref>«بیگمان به کسانی که کفر ورزیدهاند و (مردم را) از راه خداوند و از مسجد الحرام- که آن را برای بومی و غیر بومی یکسان قرار دادهایم- باز میدارند و (نیز) به هر کس که در آن از سر ستم آهنگ کژروی کند، از عذابی دردناک میچشانیم» سوره حج، آیه ۲۵.</ref>.
| |
|
| |
| [[امیرمؤمنان]] به والی خود در مکه مینویسد: «[[مردم]] مکه را وادار کن از کسانی که در مکه سکونت میکنند [[اجاره]] بها دریافت نکنند». حضرت آنگاه استشهاد میکند به این [[آیه]] از [[قرآن]] که {{متن قرآن|سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ...}} و آنگاه میفرماید: مراد از «عاکف» مقیمان مکهاند و مراد از «بادی» کسی است که [[اهل مکه]] نیست و برای انجام [[حج]] به آنجا میآید<ref>نهج البلاغه، نامه ۶۷.</ref>.
| |
|
| |
| و از [[امام صادق]]{{ع}} در مورد آیه: {{متن قرآن|سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ...}} پرسیدند. حضرت فرمود: «سزاوار نیست که خانههای مکه در داشته باشند تا [[حاجی]] بتواند وارد خانههای مکه شود و [[مناسک]] خود را انجام دهد و اولین کسی که برای خانههای مکه در گذاشت [[معاویه]] بود<ref>بحار الانوار، ج۹۶، ص۸۲.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} همچنین میفرماید: علی{{ع}} [[اجاره]] دادن برای خانههای مکه را [[مکروه]] دانسته و استشهاد به [[آیه]]: {{متن قرآن|سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ...}} نموده است<ref>بحار الانوار، ج۹۶، ص۸۱.</ref>.
| |
|
| |
| [[مرحوم مجلسی]] به نقل از [[تفسیر علی بن ابراهیم]] در ذیل آیه: {{متن قرآن|سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ...}} آورده است: که [[اهل مکه]] و کسانی که از جاهای مختلف به اینجا میآیند، مساوی هستند و کسی نباید مانع ورود افراد در [[حرم]] شود<ref>بحار الانوار، ج۹۶، ص۸۱.</ref>.
| |
|
| |
| پس حرم و امکانات آن، از آن همه است و همه [[مردم]] میتوانند از امکانات حرم برای انجام [[مناسک]] و [[اعمال]] [[حج]] خود استفاده کنند و کسی هم نباید برای آنها مزاحمت ایجاد کند، به بهانه این که ما نسبت به این [[سرزمین]] اولویت داریم!
| |
| بعضی از [[مفسران]] و [[فقیهان]]، از بعضی [[آیات]]، که در آن «[[مسجد الحرام]]» آمده است، استفاده کردهاند که مراد از مسجد الحرام حرم است و این نشان از عظمت حرم است که [[خداوند]] بر آن مسجد الحرام اطلاق نموده است؛ از جمله آیات، آیههای زیر است:
| |
| # {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ}}<ref>«بیگمان به کسانی که کفر ورزیدهاند و (مردم را) از راه خداوند و از مسجد الحرام- که آن را برای بومی و غیر بومی یکسان قرار دادهایم- باز میدارند و (نیز) به هر کس که در آن از سر ستم آهنگ کژروی کند، از عذابی دردناک میچشانیم» سوره حج، آیه ۲۵.</ref>.
| |
| # {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ}}<ref>«پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی - که پیرامون آن را خجسته گرداندهایم- برد تا از نشانههایمان بدو نشان دهیم، بیگمان اوست که شنوای بیناست» سوره اسراء، آیه ۱.</ref>.
| |
|
| |
| صاحب [[مجمع البیان]]، در ذیل این آیه مینویسد: «مراد از مسجد الحرام در این آیه، مکه و حرم است؛ زیرا محلی که [[پیامبر]]{{صل}} از آنجا به [[معراج]] رفت، [[خانه]] امّهانی بوده، پس همه [[حرم]] [[مسجد الحرام]] است»<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۳۹۶.</ref>. [[شیخ طوسی]] نیز در کتاب خلاف از این دو [[آیه]] استفاده کرده که مراد از [[مسجدالحرام]]، حرم است.
| |
|
| |
| بنابراین در این دو آیه بر حرم، مسجد الحرام اطلاق شده که نشانگر [[شرافت]] و [[تقدس]] این [[سرزمین]] است<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۱۳.</ref>.
| |
|
| |
| == حاکمان مکه ==
| |
| {{اصلی|حکومت مکه}}
| |
| # '''[[ابو قتاده انصاری]]:''' ابو قتاده انصاری در زمره [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} و از شجاعان و دلاوران و افاضل [[یاران]] آن حضرت و همچنین از [[یاران]] [[مخلص]] و با وفای [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نیز محسوب میشود<ref>اسد الغابه، ج۵، ص۲۷۵؛ الاصابه، ج۷، ص۳۲۹ و رجال طوسی، ص۶۳.</ref>. [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} هنگامی که به [[خلافت]] رسید، خالد بن عاصی بن هاشم بن مغیره مخزومی را که از سوی [[عثمان]] والی مکه بود، عزل کرد و ابو قتاده انصاری را بر آن [[شهر]] گماشت ولی پس از مدتی [[ابو قتاده]] را نیز از [[ولایت]] مکه برکنار نموده<ref>ظاهرا علت برکناری ابوقتاده از ولایت مکه، جهت فراخوانی او به همراهی با حضرت در جنگ جمل، صفین و نهروان بوده است.</ref> و [[قثم فرزند عباس]] را به جای او [[منصوب]] کرد<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۱۲۰؛ [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۱، ص ۱۱۷ - ۱۲۳.</ref>.
| |
| # '''[[قثم بن عباس قرشی]]:''' پسر عمو و [[صحابی رسول خدا]] {{صل}} و نیز از اصحاب خاص [[حضرت علی]] {{ع}} بود<ref>رجال طوسی، ص۵۵، ش۷.</ref>. هنگامی که [[حضرت علی]] {{ع}} به [[خلافت]] رسید، روی اعتمادی که به قثم داشت او را به کارهای مهمی گماشت و از همان اوایل [[خلافت]] قثم را والی و استاندار مکه قرار داد و تا زمان [[شهادت]] آن حضرت، وی به این سمت باقی بود. [[طبری]] قثم را [[کارگزار مکه]] و طائف دانسته است<ref>تاریخ طبری (هشت جلدی)، ج۴، ص۶۹؛ ابن دمشقی، جواهر المطالب فی مناقب الامام علی{{ع}}، ج۲، ص۱۲۵.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۲]]، ص۱۱۱۰-۱۱۱۲؛ [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱]]، ص۱۲۳ - ۱۲۵.</ref>
| |
|
| |
|
| == مکه و حوادث آخرالزمان == | | == مکه و حوادث آخرالزمان == |
| خط ۱۹۳: |
خط ۱۱۱: |
| # [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']] | | # [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']] |
| # [[پرونده:13681098.jpg|22px]] [[سید محمد کاظم قزوینی|قزوینی، سید محمد کاظم]]، [[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|'''امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور''']] | | # [[پرونده:13681098.jpg|22px]] [[سید محمد کاظم قزوینی|قزوینی، سید محمد کاظم]]، [[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|'''امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور''']] |
| # [[پرونده:IM010504.jpg|22px]] [[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|'''تاریخ اسلام ج۱''']]
| |
| # [[پرونده:1379452.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|'''اصحاب امام علی''']]
| |
| # [[پرونده:1100829.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱ (کتاب)|'''سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱''']]
| |
| # [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']] | | # [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']] |
| {{پایان منابع}} | | {{پایان منابع}} |