←وفات پیامبر{{صل}} و خلأ رهبری مقتدر
| خط ۶۴: | خط ۶۴: | ||
[[مسلمانان]]، بین [[رسول خدا]]{{صل}} و آنچه به عنوان [[دین]] آورده بود، [[ارتباط]] وثیقی میدیدند. او بود که پیوند [[ایمانی]] را جایگزین پیوند خونی کرد و [[جهاد در راه خدا]] را به جای [[جنگ]] انتقامجویانه قبیلگی قرار دارد. بنابراین مسلمانان شیفته آن حضرت بودند و با رحلتش، [[اضطراب]] توصیف ناپذیری در میان آنها ایجاد شد، به طوری که برخی [[مرگ]] او را [[انکار]] کردند<ref>خورشید احمد فارق، تاریخ الرّده، ص۳.</ref>. میتوان گفت [[اطاعت]] [[قبایل]] اطراف [[مدینه]] از [[حکومت]] مرکزی، مرهون وجود [[حضرت محمد]]{{صل}} بود، به همین خاطر به فاصله اندکی بعد از درگذشت آن حضرت، خود را از قیدهای اجتماعی و [[اخلاقی]] [[اسلام]] رها ساختند. | [[مسلمانان]]، بین [[رسول خدا]]{{صل}} و آنچه به عنوان [[دین]] آورده بود، [[ارتباط]] وثیقی میدیدند. او بود که پیوند [[ایمانی]] را جایگزین پیوند خونی کرد و [[جهاد در راه خدا]] را به جای [[جنگ]] انتقامجویانه قبیلگی قرار دارد. بنابراین مسلمانان شیفته آن حضرت بودند و با رحلتش، [[اضطراب]] توصیف ناپذیری در میان آنها ایجاد شد، به طوری که برخی [[مرگ]] او را [[انکار]] کردند<ref>خورشید احمد فارق، تاریخ الرّده، ص۳.</ref>. میتوان گفت [[اطاعت]] [[قبایل]] اطراف [[مدینه]] از [[حکومت]] مرکزی، مرهون وجود [[حضرت محمد]]{{صل}} بود، به همین خاطر به فاصله اندکی بعد از درگذشت آن حضرت، خود را از قیدهای اجتماعی و [[اخلاقی]] [[اسلام]] رها ساختند. | ||
=== [[تعصب]] قبیلگی و ضدیت با [[قریش]]<ref> محمدبن عمر واقدی، کتاب الرِّدَّة، ص۱۰۸، ۱۷۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج ۳، ص۲۲۹، ۲۵۷، ۲۸۶، ۳۲۳؛ تماضر عبدالقادر فیاض، شعراء الردة: اخبارهم و اشعارهم، ص۲۵ـ۳۱.</ref> | |||
از ویژگیهای بارز [[دوران جاهلیت]]، [[زندگی]] قبیلهای است. این ویژگی به طور طبیعی، [[تعصبات نژادی]] و خونی و [[افتخار]] به حَسَب و نَسَب را به دنبال داشت، با [[ظهور اسلام]] این [[عصبیّت]] کمی کاهش یافت و [[پیامبر]]{{صل}} تلاش کرد این [[تعصب]] را فرو نشاند، ولی عمرش [[فرصت]] نداد که به تمام اهدافش برسد. از طرفی قبایلی که بعد از [[فتح مکه]] [[ایمان]] آورده بودند، از [[اسلام]] [[شناخت]] [[درستی]] نداشتند. نخستین جلوه [[رقابت]] قبیلهای پس از پیامبر{{صل}} در خود [[شهر مدینه]] و در ماجرای [[سقیفه بنی ساعده]] ظاهر شد. همین [[اختلاف]] قبیلهای در [[مدینه]]، مرکز [[حکومت اسلامی]] و مورد پسند نبودن [[خلافت ابوبکر]] و [[بیعت]] با او برای [[انصار]] و [[بنی هاشم]]، به وقوع حوادث [[پیش بینی]] نشده کمک کرد. ریشه دار بودن آن [[تعصبها]] به [[تسلیم نشدن]] [[قبایل]] در برابر [[سلطه]] یک قبیلهای قدرتمند مانند قریش منجر میشد؛ زیرا از دید آنها به استقرار [[خلافت]] در مدینه آقایی قریش بر تمام [[قبایل عرب]] گسترش مییافت<ref>ابراهیم، لبید، عصر النبوة و الخلافة الراشدة، ص۲۶۸ ـ ۲۶۹.</ref>. | از ویژگیهای بارز [[دوران جاهلیت]]، [[زندگی]] قبیلهای است. این ویژگی به طور طبیعی، [[تعصبات نژادی]] و خونی و [[افتخار]] به حَسَب و نَسَب را به دنبال داشت، با [[ظهور اسلام]] این [[عصبیّت]] کمی کاهش یافت و [[پیامبر]]{{صل}} تلاش کرد این [[تعصب]] را فرو نشاند، ولی عمرش [[فرصت]] نداد که به تمام اهدافش برسد. از طرفی قبایلی که بعد از [[فتح مکه]] [[ایمان]] آورده بودند، از [[اسلام]] [[شناخت]] [[درستی]] نداشتند. نخستین جلوه [[رقابت]] قبیلهای پس از پیامبر{{صل}} در خود [[شهر مدینه]] و در ماجرای [[سقیفه بنی ساعده]] ظاهر شد. همین [[اختلاف]] قبیلهای در [[مدینه]]، مرکز [[حکومت اسلامی]] و مورد پسند نبودن [[خلافت ابوبکر]] و [[بیعت]] با او برای [[انصار]] و [[بنی هاشم]]، به وقوع حوادث [[پیش بینی]] نشده کمک کرد. ریشه دار بودن آن [[تعصبها]] به [[تسلیم نشدن]] [[قبایل]] در برابر [[سلطه]] یک قبیلهای قدرتمند مانند قریش منجر میشد؛ زیرا از دید آنها به استقرار [[خلافت]] در مدینه آقایی قریش بر تمام [[قبایل عرب]] گسترش مییافت<ref>ابراهیم، لبید، عصر النبوة و الخلافة الراشدة، ص۲۶۸ ـ ۲۶۹.</ref>. | ||