پرش به محتوا

بنی‌‌فهر: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن '
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ')
خط ۱۰: خط ۱۰:


== نسب بنی فهر ==
== نسب بنی فهر ==
بنی فهر از تیره‌های معروف و بنام قریش‌اند که نسب از [[فهر بن مالک بن نضر بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن إلیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان]]<ref>ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۱۸-۲۲؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۲.</ref> -جد دهم [[نبی خاتم]]{{صل}}- می‌‌برند.<ref>گفتنی است که عنوان فهری را گاهی بر برخی دیگر از افراد قریش اطلاق کرده‌اند که به تیره دیگر از قریش نظیر بنی جُمح منسوبند (نک. قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۴، ص۱۱۶) و صرفاَ نیای بزرگ‌تر شان، غالب بن فهر بوده است. چنان که در برخی از اشعار عرب، لقب «سید الفهری» بر عبدمناف نیای پیامبر{{صل}} اطلاق شده است. (بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۶۶). </ref> برخی منابع، نام اصلی فهر را «قریش» ذکر کرده، «فهر» را لقبی برای او برشمرده‌اند.<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۳۳.</ref> در مقابل، برخی دیگر از [[مورخان]] نیز، «قریش» را [[لقب]] فهر بن مالک دانسته‌اند.<ref>سمعانی، الانساب، ج۱۰، ص۲۶۸؛ زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۱۵۷.</ref> لیکن غالب مورخین و نسابیین این سخن را رد کرده، جد [[جاهلی]] [[قریشی]] که [[قبیله قریش]] بدو منسوب است را، [[نضر بن کنانة بن خزیمه]] عنوان کرده‌اند.<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۶۷؛ ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۱۲؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۳۲.</ref> آنان بر [[اثبات]] این مدعی، به سخنی از [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} که فرمود: {{متن حدیث|نَحْنُ بَنُو النَّضْرِ بْنِ كِنَانَةَ}}<ref>ابن حنبل، مسند، ج۵، ص۲۱۱؛ محمد بن یزید القزوینی، سنن ابن ماجه، ج۲، ص۸۷۱.</ref> استناد کرده‌اند. این امر، برخی از مورخین را بر آن داشت تا به اعتبار این که نضر بن کنانه، «قریش اکبر» است، فهر بن مالک را «قریش اوسط» و [[قصی بن کلاب]] را «قریش اصغر» بدانند.<ref>ر. ک. موسوعة القبائل الکنانیة المعاصره، مقاله تاریخ قبائل الجزیرة العربیه.</ref>  
بنی فهر از تیره‌های معروف و بنام قریش‌اند که نسب از [[فهر بن مالک بن نضر بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن إلیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان]]<ref>ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۱۸-۲۲؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۲.</ref> -جد دهم [[نبی خاتم]]{{صل}}- می‌‌برند.<ref>گفتنی است که عنوان فهری را گاهی بر برخی دیگر از افراد قریش اطلاق کرده‌اند که به تیره دیگر از قریش نظیر بنی جُمح منسوبند (نک. قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۴، ص۱۱۶) و صرفاَ نیای بزرگ‌تر شان، غالب بن فهر بوده است. چنان که در برخی از اشعار عرب، لقب «سید الفهری» بر عبدمناف نیای پیامبر{{صل}} اطلاق شده است. (بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۶۶). </ref> برخی منابع، نام اصلی فهر را «قریش» ذکر کرده، «فهر» را لقبی برای او برشمرده‌اند.<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۳۳.</ref> در مقابل، برخی دیگر از [[مورخان]] نیز، «قریش» را [[لقب]] فهر بن مالک دانسته‌اند.<ref>سمعانی، الانساب، ج۱۰، ص۲۶۸؛ زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۱۵۷.</ref> لکن غالب مورخین و نسابیین این سخن را رد کرده، جد [[جاهلی]] [[قریشی]] که [[قبیله قریش]] بدو منسوب است را، [[نضر بن کنانة بن خزیمه]] عنوان کرده‌اند.<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۶۷؛ ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۱۲؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۳۲.</ref> آنان بر [[اثبات]] این مدعی، به سخنی از [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} که فرمود: {{متن حدیث|نَحْنُ بَنُو النَّضْرِ بْنِ كِنَانَةَ}}<ref>ابن حنبل، مسند، ج۵، ص۲۱۱؛ محمد بن یزید القزوینی، سنن ابن ماجه، ج۲، ص۸۷۱.</ref> استناد کرده‌اند. این امر، برخی از مورخین را بر آن داشت تا به اعتبار این که نضر بن کنانه، «قریش اکبر» است، فهر بن مالک را «قریش اوسط» و [[قصی بن کلاب]] را «قریش اصغر» بدانند.<ref>ر. ک. موسوعة القبائل الکنانیة المعاصره، مقاله تاریخ قبائل الجزیرة العربیه.</ref>  


فهر بن مالک از ازدواجش با [[لیلی بنت حارث بن تمیم بن سعد بن هذیل بن مدرکه]]<ref>ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۲۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۹.</ref> صاحب فرزندانی به نام‌های «غالب»، «محارب»، «حارث»،<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۲؛ یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۳۳.</ref> «اسد»، «عوف»، «جون» و «ذئب»<ref>ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۲۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۹.</ref>و دختری به نام «جندله»<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۹۵؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۱۲.</ref> شد. از میان این [[فرزندان]]، «غالب»، «محارب» و «حارث» از [[شهرت]] بیشتری نسبت به بقیه برخوردار شدند و فرزندانشان، سه شاخه اصلی این [[قبیله]] یعنی [[بنی‌غالب]]، [[بنی حارث]] و [[بنی محارب بن فهر]] را شکل دادند. از هر یک از این تیره‌ها، بطون و شاخه‌های بسیار دیگر متفرع شده است که از جمله آنان می‌‌توان به اسامی [[تیم]] (ادرم)، [[بنی کعب]]، [[بنی عامر]]، [[بنی سامه]]،<ref>ر. ک. ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۲۲-۲۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۲ و ۴۶۴.</ref> [[بنی وائله]]، [[بنی حبیب]]، [[بنی حجوان]]<ref>ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۱۱۹-۱۲۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۴۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۷۸-۱۸۰. نیز ر. ک. مصعب زبیری، کتاب نسب قریش، ص۴۴۷.</ref> و.... اشاره کرد.  
فهر بن مالک از ازدواجش با [[لیلی بنت حارث بن تمیم بن سعد بن هذیل بن مدرکه]]<ref>ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۲۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۹.</ref> صاحب فرزندانی به نام‌های «غالب»، «محارب»، «حارث»،<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۲؛ یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۳۳.</ref> «اسد»، «عوف»، «جون» و «ذئب»<ref>ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۲۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۹.</ref>و دختری به نام «جندله»<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۹۵؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۱۲.</ref> شد. از میان این [[فرزندان]]، «غالب»، «محارب» و «حارث» از [[شهرت]] بیشتری نسبت به بقیه برخوردار شدند و فرزندانشان، سه شاخه اصلی این [[قبیله]] یعنی [[بنی‌غالب]]، [[بنی حارث]] و [[بنی محارب بن فهر]] را شکل دادند. از هر یک از این تیره‌ها، بطون و شاخه‌های بسیار دیگر متفرع شده است که از جمله آنان می‌‌توان به اسامی [[تیم]] (ادرم)، [[بنی کعب]]، [[بنی عامر]]، [[بنی سامه]]،<ref>ر. ک. ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۲۲-۲۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۲ و ۴۶۴.</ref> [[بنی وائله]]، [[بنی حبیب]]، [[بنی حجوان]]<ref>ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۱۱۹-۱۲۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۱، ص۴۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۷۸-۱۸۰. نیز ر. ک. مصعب زبیری، کتاب نسب قریش، ص۴۴۷.</ref> و.... اشاره کرد.  
خط ۴۰: خط ۴۰:


== بنی فهر و تعامل با [[اهل بیت]]{{ع}} ==
== بنی فهر و تعامل با [[اهل بیت]]{{ع}} ==
من حیث مجموع می‌‌توان گفت که فهریان لااقل در سده نخست [[اسلامی]] میانه چندان گرم و دوستانه ای با [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} نداشتند. آنان از آغازین [[روز]] [[انتصاب امیرالمؤمنین]]{{ع}} به عنوان [[امامت]] و [[پیشوایی]] [[امت اسلام]] از در [[مخالفت]] با [[امامت]] [[حضرت]] بر آمدند چندان که نقل است پس از معرفی علی{{ع}} به عنوان امامت [[مسلمین]] و [[جانشینی رسول خدا]]{{صل}} در [[غدیر خم]]، مردی از ایشان به نام [[حارث بن نعمان]] فهری<ref>از این شخص در منابع با اسامی نعمان بن حارث، نضر بن حارث و حارث بن عمرو نیز نام برده شده است.</ref> نزد [[نبی خاتم]]{{صل}} لب به [[اعتراض]] گشود و گفت: «خدایا اگر آنچه محمد می‌‌گوید [[حق]] است پس سنگی از [[آسمان]] بر ما بفرست یا ما را به عذابی دردناک [[مبتلا]] ساز» پس سنگی از آسمان فرود آمد و او را به [[هلاکت]] رساند. این واقعه [[شأن نزول آیه]] شریفه {{متن قرآن|سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ}}<ref>«خواهنده‌ای عذابی رخ‌دهنده را خواست» سوره معارج، آیه ۱.</ref> گردید.<ref>ابن بطریق، العمده، ص۱۰۱؛ مرعشی نجفی، شرح احقاق الحق، ج۲، ص۴۹۲. قاضی نعمان نام او را «نعمان بن حارث فهری» عنوان کرده و ذیل این نام به شرح مفصل این داستان پرداخته است. (قاضی نعمان، شرح الاخبار، ج۱، ص۲۳۰-۲۳۱)</ref> آنان با آنکه بر عنصر [[قریش]] و [[ریاست]] بلامنازع ایشان تأکید داشتند لیکن بر اساس مسلک و مرام خاص [[عقیدتی]] خود به [[حکومت علی]]{{ع}} – با آنکه از [[قریش]] بود - وقعی ننهادند و همراه با [[معاویه]] رودرروی [[حکومت]] [[حضرت]] قرار گرفتند. از جمله این افراد [[حبیب بن مسلمه]] بود. مؤرخین وی را از شرکت کنندگان در [[جنگ صفین]] گفته‌اند و آورده‌اند که او در این [[جنگ]]، عهده دار [[فرماندهی]] [[جناح چپ]] [[سپاه معاویه]] بود.<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۱۳؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۹۵.</ref> رو در رو شدن [[حبیب بن مسلمه]] با [[مالک اشتر]] در [[روز]] نخست جنگ صفین را از جمله وقایع مهم مربوط به این جنگ دانسته‌اند.<ref>بلاذری، انساب الاشراف،ج۲، ص.۳۰۳</ref> او از کسانی است که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بعد از [[نماز صبح]] و [[مغرب]] او را [[لعن]] می‌‌کرده است.<ref>نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۲، ص۳۰۲.</ref> نقل است که او، گفتگویی با [[امام حسن]]{{ع}} داشته است. براساس این خبر، [[امام حسن]]{{ع}}، حبیب را بر راهی غیر از [[طاعت الهی]] خوانده، او را به سبب پیروی‌اش از معاویه به [[طمع]] متاع [[دنیا]] [[سرزنش]] کرده است.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۰.</ref> [[ضحاک بن قیس فهری]] نیز، در ایام [[حکومت امام علی]]{{ع}} از [[یاران خاص]] [[معاویة بن ابوسفیان]] بود. او در اواخر [[عمر شریف]] امیرالمؤمنین{{ع}} از سوی معاویه [[مأموریت]] یافت تا به قبیله‌های [[عرب]] [[هوادار]] حضرت [[شبیخون]] بزند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۳۷.</ref> و هر کس از [[یاران]] حضرت را یافت از پای درآورد.<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ص۱۶، ص۲۸۵.</ref> همچنین، از او به عنوان [[جانشین]] معاویه در [[شام]]، به هنگام عزیمت [[سپاه شام]] به سوی [[عراق]] جهت [[رویارویی]] با [[سپاه امام حسن]]{{ع}} یاد شده است.<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱،ص۲۰۷، بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۶.</ref>
من حیث مجموع می‌‌توان گفت که فهریان لااقل در سده نخست [[اسلامی]] میانه چندان گرم و دوستانه ای با [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} نداشتند. آنان از آغازین [[روز]] [[انتصاب امیرالمؤمنین]]{{ع}} به عنوان [[امامت]] و [[پیشوایی]] [[امت اسلام]] از در [[مخالفت]] با [[امامت]] [[حضرت]] بر آمدند چندان که نقل است پس از معرفی علی{{ع}} به عنوان امامت [[مسلمین]] و [[جانشینی رسول خدا]]{{صل}} در [[غدیر خم]]، مردی از ایشان به نام [[حارث بن نعمان]] فهری<ref>از این شخص در منابع با اسامی نعمان بن حارث، نضر بن حارث و حارث بن عمرو نیز نام برده شده است.</ref> نزد [[نبی خاتم]]{{صل}} لب به [[اعتراض]] گشود و گفت: «خدایا اگر آنچه محمد می‌‌گوید [[حق]] است پس سنگی از [[آسمان]] بر ما بفرست یا ما را به عذابی دردناک [[مبتلا]] ساز» پس سنگی از آسمان فرود آمد و او را به [[هلاکت]] رساند. این واقعه [[شأن نزول آیه]] شریفه {{متن قرآن|سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ}}<ref>«خواهنده‌ای عذابی رخ‌دهنده را خواست» سوره معارج، آیه ۱.</ref> گردید.<ref>ابن بطریق، العمده، ص۱۰۱؛ مرعشی نجفی، شرح احقاق الحق، ج۲، ص۴۹۲. قاضی نعمان نام او را «نعمان بن حارث فهری» عنوان کرده و ذیل این نام به شرح مفصل این داستان پرداخته است. (قاضی نعمان، شرح الاخبار، ج۱، ص۲۳۰-۲۳۱)</ref> آنان با آنکه بر عنصر [[قریش]] و [[ریاست]] بلامنازع ایشان تأکید داشتند لکن بر اساس مسلک و مرام خاص [[عقیدتی]] خود به [[حکومت علی]]{{ع}} – با آنکه از [[قریش]] بود - وقعی ننهادند و همراه با [[معاویه]] رودرروی [[حکومت]] [[حضرت]] قرار گرفتند. از جمله این افراد [[حبیب بن مسلمه]] بود. مؤرخین وی را از شرکت کنندگان در [[جنگ صفین]] گفته‌اند و آورده‌اند که او در این [[جنگ]]، عهده دار [[فرماندهی]] [[جناح چپ]] [[سپاه معاویه]] بود.<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۱۳؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۹۵.</ref> رو در رو شدن [[حبیب بن مسلمه]] با [[مالک اشتر]] در [[روز]] نخست جنگ صفین را از جمله وقایع مهم مربوط به این جنگ دانسته‌اند.<ref>بلاذری، انساب الاشراف،ج۲، ص.۳۰۳</ref> او از کسانی است که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بعد از [[نماز صبح]] و [[مغرب]] او را [[لعن]] می‌‌کرده است.<ref>نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۲، ص۳۰۲.</ref> نقل است که او، گفتگویی با [[امام حسن]]{{ع}} داشته است. براساس این خبر، [[امام حسن]]{{ع}}، حبیب را بر راهی غیر از [[طاعت الهی]] خوانده، او را به سبب پیروی‌اش از معاویه به [[طمع]] متاع [[دنیا]] [[سرزنش]] کرده است.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۰.</ref> [[ضحاک بن قیس فهری]] نیز، در ایام [[حکومت امام علی]]{{ع}} از [[یاران خاص]] [[معاویة بن ابوسفیان]] بود. او در اواخر [[عمر شریف]] امیرالمؤمنین{{ع}} از سوی معاویه [[مأموریت]] یافت تا به قبیله‌های [[عرب]] [[هوادار]] حضرت [[شبیخون]] بزند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۳۷.</ref> و هر کس از [[یاران]] حضرت را یافت از پای درآورد.<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ص۱۶، ص۲۸۵.</ref> همچنین، از او به عنوان [[جانشین]] معاویه در [[شام]]، به هنگام عزیمت [[سپاه شام]] به سوی [[عراق]] جهت [[رویارویی]] با [[سپاه امام حسن]]{{ع}} یاد شده است.<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱،ص۲۰۷، بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۶.</ref>


تعداد اندک فهریان در جمع [[اصحاب ائمه]]{{ع}} نیز حاکی از اقبال کم [[مردم]] این [[طایفه]] به پسرعموهای علوی‌شان است. در این جمع اندک و انگشت شمار هم، وجود غلاتی مانند [[فارس بن حاتم فهری]] -از [[غالیان]] [[زمان امام هادی]]{{ع}}- <ref>ابن داوود حلی، رجال ابن داوود، ص۲۶۶.</ref> و [[محمد بن حصین فهری]] از [[اصحاب]] [[لعن]] شده [[امام هادی]]{{ع}} <ref>طوسی، رجال، ص۳۹۳؛ ابن داوود حلی، رجال ابن داوود، ص۳۹۳.</ref> بسیار [[تأمل]] برانگیز و قابل توجه است. با این حال، بودند فهریانی که نامشان در ردیف [[اصحاب ائمه]]{{ع}} به ثبت و ضبط رسیده است. چنان که برخی، از [[مسور بن شداد فهری]] -که به نظر می‌‌رسد تصحیف واژه [[مستورد بن شداد فهری]] باشد-، به عنوان یکی از اصحاب و هواداران [[امام علی]]{{ع}} یاد کرده‌اند.<ref>امین، اعیان الشیعه، ج۱،ص۲۵.</ref> از [[عمرو بن ابی عمرو]] نواده [[زهیر بن ابی‌شداد]] -از شاخه [[بنی حارث بن فهر]]- نیز، در شمار [[یاران امام علی]]{{ع}} و از شرکت کنندگان [[جنگ جمل]] به همراه ایشان یاد شده است.<ref>امینی، اصحاب امیرالمؤمنین{{ع}} و الرواة عنه، ج۲، ص۴۵۱.</ref> برخی منابع هم از [[حسین بن نضر فهری]] در شمار روات و [[راویان]] یکی از [[خطبه‌های امیرالمؤمنین]]{{ع}} یاد شده است.<ref>نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۳، ص۲۰۹. نیز ر. ک. کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۸.</ref> این [[اخبار]] بر فرض [[صحت]]، از موارد نادر [[گرایش]] [[سیاسی]] و [[عقیدتی]] در میان [[خاندان]] فهر است.<ref>تاریخ و تمدن اسلامی، مقاله «بررسی مقایسه ای نقش دو تیره بنی فهر در تحولات صدر اسلام (با تکیه بر هملکرد صحابیان آنها)»، رضا کردی، ص۱۹.</ref>  
تعداد اندک فهریان در جمع [[اصحاب ائمه]]{{ع}} نیز حاکی از اقبال کم [[مردم]] این [[طایفه]] به پسرعموهای علوی‌شان است. در این جمع اندک و انگشت شمار هم، وجود غلاتی مانند [[فارس بن حاتم فهری]] -از [[غالیان]] [[زمان امام هادی]]{{ع}}- <ref>ابن داوود حلی، رجال ابن داوود، ص۲۶۶.</ref> و [[محمد بن حصین فهری]] از [[اصحاب]] [[لعن]] شده [[امام هادی]]{{ع}} <ref>طوسی، رجال، ص۳۹۳؛ ابن داوود حلی، رجال ابن داوود، ص۳۹۳.</ref> بسیار [[تأمل]] برانگیز و قابل توجه است. با این حال، بودند فهریانی که نامشان در ردیف [[اصحاب ائمه]]{{ع}} به ثبت و ضبط رسیده است. چنان که برخی، از [[مسور بن شداد فهری]] -که به نظر می‌‌رسد تصحیف واژه [[مستورد بن شداد فهری]] باشد-، به عنوان یکی از اصحاب و هواداران [[امام علی]]{{ع}} یاد کرده‌اند.<ref>امین، اعیان الشیعه، ج۱،ص۲۵.</ref> از [[عمرو بن ابی عمرو]] نواده [[زهیر بن ابی‌شداد]] -از شاخه [[بنی حارث بن فهر]]- نیز، در شمار [[یاران امام علی]]{{ع}} و از شرکت کنندگان [[جنگ جمل]] به همراه ایشان یاد شده است.<ref>امینی، اصحاب امیرالمؤمنین{{ع}} و الرواة عنه، ج۲، ص۴۵۱.</ref> برخی منابع هم از [[حسین بن نضر فهری]] در شمار روات و [[راویان]] یکی از [[خطبه‌های امیرالمؤمنین]]{{ع}} یاد شده است.<ref>نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۳، ص۲۰۹. نیز ر. ک. کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۸.</ref> این [[اخبار]] بر فرض [[صحت]]، از موارد نادر [[گرایش]] [[سیاسی]] و [[عقیدتی]] در میان [[خاندان]] فهر است.<ref>تاریخ و تمدن اسلامی، مقاله «بررسی مقایسه ای نقش دو تیره بنی فهر در تحولات صدر اسلام (با تکیه بر هملکرد صحابیان آنها)»، رضا کردی، ص۱۹.</ref>  
۲۲۴٬۸۳۹

ویرایش