دیار: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۱ اکتبر ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'برخی از علما' به 'برخی از دانشمندان'
جز (جایگزینی متن - 'برخی از علما' به 'برخی از دانشمندان')
خط ۱۵۰: خط ۱۵۰:
دید استخوان‌های بالیه بعضی به سوی بعض دیگر می‌پرند (و به هم می‌پیوندند) و به آن نحو زنده شدند<ref>مجید قاضی گلپایگانی، قصص شگفت انگیز قرآن، ص۶۹۴.</ref>.
دید استخوان‌های بالیه بعضی به سوی بعض دیگر می‌پرند (و به هم می‌پیوندند) و به آن نحو زنده شدند<ref>مجید قاضی گلپایگانی، قصص شگفت انگیز قرآن، ص۶۹۴.</ref>.


برای تبیین مدلول آیه‌ها ناچاریم از [[تفسیر نمونه]] نیز سخن بگوییم. برخی از [[علما]] در [[شأن نزول آیه]] ۲۴۳ می‌نویسند: «در یکی از شهرهای «[[شام]]» [[بیماری]] طاعون راه یافت و با سرعتی عجیب و سرسام‌آور، [[مردم]] یکی پس از دیگری از [[دنیا]] می‌رفتند در این میان عده‌ای به این [[امید]] که شاید از چنگال مرگ رهائی یابند آن محیط و دیار را ترک گفتند از آنجا که آنها پس از فرار از محیط خود و [[رهایی]] از مرگ در خود احساس [[قدرت]] و استقلالی نموده و با نادیده گرفتن [[اراده الهی]] و چشم دوختن به عوامل طبیعی دچار [[غرور]] شدند، [[پروردگار]] آنها را در همان بیابان با همان [[بیماری]] نابود ساخت.... مدت‌ها از این جریان گذشت و «[[حزقیل]]» یکی از [[پیامبران بنی اسرائیل]]، از آنجا عبور نمود و از [[خدا]] خواست آنها را زنده کند، [[خداوند]] دعای او را [[اجابت]] نمود و آنها به [[زندگی]] باز گشتند».
برای تبیین مدلول آیه‌ها ناچاریم از [[تفسیر نمونه]] نیز سخن بگوییم. برخی از دانشمندان در [[شأن نزول آیه]] ۲۴۳ می‌نویسند: «در یکی از شهرهای «[[شام]]» [[بیماری]] طاعون راه یافت و با سرعتی عجیب و سرسام‌آور، [[مردم]] یکی پس از دیگری از [[دنیا]] می‌رفتند در این میان عده‌ای به این [[امید]] که شاید از چنگال مرگ رهائی یابند آن محیط و دیار را ترک گفتند از آنجا که آنها پس از فرار از محیط خود و [[رهایی]] از مرگ در خود احساس [[قدرت]] و استقلالی نموده و با نادیده گرفتن [[اراده الهی]] و چشم دوختن به عوامل طبیعی دچار [[غرور]] شدند، [[پروردگار]] آنها را در همان بیابان با همان [[بیماری]] نابود ساخت.... مدت‌ها از این جریان گذشت و «[[حزقیل]]» یکی از [[پیامبران بنی اسرائیل]]، از آنجا عبور نمود و از [[خدا]] خواست آنها را زنده کند، [[خداوند]] دعای او را [[اجابت]] نمود و آنها به [[زندگی]] باز گشتند».
در پاسخ به این سوال‌ها که آیا ماجرا یک حادثه [[تاریخی]] بوده یا [[تمثیل]] است؟ آیا آنچه در داستان فوق آمده یک حادثه [[واقعی]] تاریخی است که [[قرآن]] به طور سر بسته به آن اشاره کرده و شرح آن در [[روایات]] آمده است و یا از قبیل ذکر مثال برای مجسم ساختن [[حقایق]] [[عقلی]] در لباس‌های [[حسی]] است؟...
در پاسخ به این سوال‌ها که آیا ماجرا یک حادثه [[تاریخی]] بوده یا [[تمثیل]] است؟ آیا آنچه در داستان فوق آمده یک حادثه [[واقعی]] تاریخی است که [[قرآن]] به طور سر بسته به آن اشاره کرده و شرح آن در [[روایات]] آمده است و یا از قبیل ذکر مثال برای مجسم ساختن [[حقایق]] [[عقلی]] در لباس‌های [[حسی]] است؟...
باید گفت: گرچه استفاده مسأله «[[شکست]]» و «[[پیروزی]]» به دنبال «[[سستی]]» و «[[بیداری]]» از [[آیه]] مزبور موضوع جالبی است ولی [[انکار]] نمی‌توان کرد که ظاهر آیه به صورت بیان یک حادثه تاریخی می‌باشد و نه تنها یک مثال!<ref>استاد مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۲۴۲.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۴۷۹.</ref>
باید گفت: گرچه استفاده مسأله «[[شکست]]» و «[[پیروزی]]» به دنبال «[[سستی]]» و «[[بیداری]]» از [[آیه]] مزبور موضوع جالبی است ولی [[انکار]] نمی‌توان کرد که ظاهر آیه به صورت بیان یک حادثه تاریخی می‌باشد و نه تنها یک مثال!<ref>استاد مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۲۴۲.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۴۷۹.</ref>
خط ۱۵۶: خط ۱۵۶:
===نظرات مختلف در خصوص [[پیامبر]] ماجرا===
===نظرات مختلف در خصوص [[پیامبر]] ماجرا===
[[روضه]] الصفا می‌گوید: «بیشتر [[مفسران]] گفته‌اند آنکه سبب [[زنده کردن]] ایشان شد حزقیل بوده است و بعضی هم [[یوشع]] و یا [[اشموئیل]] را گفته‌اند»<ref>روضة الصفا، ص۸۰.</ref>.
[[روضه]] الصفا می‌گوید: «بیشتر [[مفسران]] گفته‌اند آنکه سبب [[زنده کردن]] ایشان شد حزقیل بوده است و بعضی هم [[یوشع]] و یا [[اشموئیل]] را گفته‌اند»<ref>روضة الصفا، ص۸۰.</ref>.
برخی از [[علما]] گویند: «در [[تفسیر مجمع البیان]] گوید [[پیغمبری]] که در این آیه به او اشاره شده «اشموئیل» است که در [[زبان عربی]] «اسمعیل» گفته می‌شود». ایشان نظر خود را نیز اعلام می‌دارند: «این معنی را [[اهل سنت]] نیز نقل کرده‌اند و [[شموئیل]] همان است که در کتب [[عهدین]] به لفظ [[سموئیل]] ضبط شده است»<ref>علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۲، ص۴۱۸.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۴۸۲.</ref>
برخی از دانشمندان گویند: «در [[تفسیر مجمع البیان]] گوید [[پیغمبری]] که در این آیه به او اشاره شده «اشموئیل» است که در [[زبان عربی]] «اسمعیل» گفته می‌شود». ایشان نظر خود را نیز اعلام می‌دارند: «این معنی را [[اهل سنت]] نیز نقل کرده‌اند و [[شموئیل]] همان است که در کتب [[عهدین]] به لفظ [[سموئیل]] ضبط شده است»<ref>علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۲، ص۴۱۸.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۴۸۲.</ref>


===ادعای ما===
===ادعای ما===
خط ۱۶۹: خط ۱۶۹:
==دیار==
==دیار==
{{متن قرآن|وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ}}<ref>«و بانگ آسمانی ستمگران را فرو گرفت و در خانه‌های خویش از پا درافتادند» سوره هود، آیه ۶۷.</ref>.
{{متن قرآن|وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ}}<ref>«و بانگ آسمانی ستمگران را فرو گرفت و در خانه‌های خویش از پا درافتادند» سوره هود، آیه ۶۷.</ref>.
[[قوم ثمود]] قومی بودند که پس از [[قوم عاد]] می‌زیستند. در [[قرآن]] سه بیان متفاوت برای [[هلاکت]] آنان قید شده است: آنان با [[صاعقه]]، بانک آسمانی و [[زلزله]] از بین رفتند. [[صیحه]] به تعبیر برخی از [[علما]] «صدای وحشتناک صاعقه» است<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۹، ص۱۹۸.</ref>. می‌توان گفت قوم ثمود را صاعقه وحشتناکی فرا گرفت و به دنبال آن زلزله مهیبی خانه‌های مستحکم‌شان را فرو ریخت.
[[قوم ثمود]] قومی بودند که پس از [[قوم عاد]] می‌زیستند. در [[قرآن]] سه بیان متفاوت برای [[هلاکت]] آنان قید شده است: آنان با [[صاعقه]]، بانک آسمانی و [[زلزله]] از بین رفتند. [[صیحه]] به تعبیر برخی از دانشمندان «صدای وحشتناک صاعقه» است<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۹، ص۱۹۸.</ref>. می‌توان گفت قوم ثمود را صاعقه وحشتناکی فرا گرفت و به دنبال آن زلزله مهیبی خانه‌های مستحکم‌شان را فرو ریخت.
در [[تورات]] از فردی به نام «سالح» و «شالح» نام برده شده است ولی گزارش آن با مشخصات [[حضرت صالح]] منطبق نیست.
در [[تورات]] از فردی به نام «سالح» و «شالح» نام برده شده است ولی گزارش آن با مشخصات [[حضرت صالح]] منطبق نیست.


خط ۱۹۹: خط ۱۹۹:
{{متن قرآن|الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ...}}<ref>«همان کسانی که ناحق از خانه‌های خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که می‌گفتند: پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمی‌داشت بی‌گمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشت‌ها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار می‌برند ویران می‌شد و بی‌گمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است» سوره حج، آیه ۴۰.</ref>.
{{متن قرآن|الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ...}}<ref>«همان کسانی که ناحق از خانه‌های خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که می‌گفتند: پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمی‌داشت بی‌گمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشت‌ها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار می‌برند ویران می‌شد و بی‌گمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است» سوره حج، آیه ۴۰.</ref>.
«دیار» در این [[آیه]] مبهم می‌باشد. مکانی که عده‌ای از آنجا به [[زور]] و ناحق بیرون رانده شده‌اند کجا بوده است؟.
«دیار» در این [[آیه]] مبهم می‌باشد. مکانی که عده‌ای از آنجا به [[زور]] و ناحق بیرون رانده شده‌اند کجا بوده است؟.
برخی از [[علما]] در [[تفسیر]] این آیه می‌فرمایند: «در بعضی از [[روایات]] می‌خوانیم که [[مسلمانان]] در [[مکه]] بودند، [[مشرکان]] پیوسته آنان را [[آزار]] می‌دادند و مسلمانان کتک خورده با سر‌های شکسته [[خدمت]] [[پیامبر]] می‌رسیدند [[شکایت]] می‌کردند (و تقاضای [[اذن جهاد]] داشتند) اما پیامبر به آنها می‌فرمود: [[صبر]] کنید، هنوز دستور [[جهاد]] به من داده نشده است»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۲۷.</ref>.
برخی از دانشمندان در [[تفسیر]] این آیه می‌فرمایند: «در بعضی از [[روایات]] می‌خوانیم که [[مسلمانان]] در [[مکه]] بودند، [[مشرکان]] پیوسته آنان را [[آزار]] می‌دادند و مسلمانان کتک خورده با سر‌های شکسته [[خدمت]] [[پیامبر]] می‌رسیدند [[شکایت]] می‌کردند (و تقاضای [[اذن جهاد]] داشتند) اما پیامبر به آنها می‌فرمود: [[صبر]] کنید، هنوز دستور [[جهاد]] به من داده نشده است»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۲۷.</ref>.


در تفسیر این آیه برخی از علما و بزرگان می‌فرمایند: «منظور [[مظلومیت]] [[مؤمنین]] را بیان می‌کند و آن این است که [[کفار]] بدون هیچ گونه [[حق]] و مجوزی ایشان را از دیار و وطن‌شان مکه بیرون کردند. آن هم نه اینطور که دست ایشان را بگیرند و از [[خانه]] و شهرشان بیرون کنند بلکه آنقدر [[شکنجه]] و آزار کردند و آنقدر برای آنان صحنه‌سازی نمودند تا ناگزیر شدند با پای خود [[شهر]] و [[زندگی]] خود را رها نموده و در دیار [[غربت]] [[منزل]] کنند و از [[اموال]] و هستی خود چشم پوشیده، با [[فقر]] و [[تنگدستی]] گرفتار شوند عده‌ای به [[حبشه]] بگریزند و جمعی بعد از [[هجرت رسول خدا]]{{صل}} به [[مدینه]] بروند»<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ص۵۷۱.</ref>.
در تفسیر این آیه برخی از علما و بزرگان می‌فرمایند: «منظور [[مظلومیت]] [[مؤمنین]] را بیان می‌کند و آن این است که [[کفار]] بدون هیچ گونه [[حق]] و مجوزی ایشان را از دیار و وطن‌شان مکه بیرون کردند. آن هم نه اینطور که دست ایشان را بگیرند و از [[خانه]] و شهرشان بیرون کنند بلکه آنقدر [[شکنجه]] و آزار کردند و آنقدر برای آنان صحنه‌سازی نمودند تا ناگزیر شدند با پای خود [[شهر]] و [[زندگی]] خود را رها نموده و در دیار [[غربت]] [[منزل]] کنند و از [[اموال]] و هستی خود چشم پوشیده، با [[فقر]] و [[تنگدستی]] گرفتار شوند عده‌ای به [[حبشه]] بگریزند و جمعی بعد از [[هجرت رسول خدا]]{{صل}} به [[مدینه]] بروند»<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ص۵۷۱.</ref>.
خط ۲۱۲: خط ۲۱۲:
===مقصود از سرزمینی که به [[ارث]] برده شده است کجاست؟===
===مقصود از سرزمینی که به [[ارث]] برده شده است کجاست؟===
در [[تفسیر المیزان]]<ref>تفسیر المیزان، ج۱۶.</ref> می‌خوانیم: «منظور از این [[سرزمین]]، سرزمین [[خیبر]] و یا آن [[اراضی]] است که [[خداوند]] بدون [[جنگ]] نصیب [[مسلمانان]] کرد و اما اینکه بعضی گفته‌اند مقصود هر زمینی است که تا [[روز قیامت]] به دست مسلمانان فتح شود و یا خصوص [[زمین]] [[مکه]] و یا زمین [[روم]] و [[فارس]] است تعبیری است که [[سیاق]] دو [[آیه]] مورد بحث با آن نمی‌سازد»<ref>تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۴۵۶.</ref>.
در [[تفسیر المیزان]]<ref>تفسیر المیزان، ج۱۶.</ref> می‌خوانیم: «منظور از این [[سرزمین]]، سرزمین [[خیبر]] و یا آن [[اراضی]] است که [[خداوند]] بدون [[جنگ]] نصیب [[مسلمانان]] کرد و اما اینکه بعضی گفته‌اند مقصود هر زمینی است که تا [[روز قیامت]] به دست مسلمانان فتح شود و یا خصوص [[زمین]] [[مکه]] و یا زمین [[روم]] و [[فارس]] است تعبیری است که [[سیاق]] دو [[آیه]] مورد بحث با آن نمی‌سازد»<ref>تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۴۵۶.</ref>.
برخی از [[علما]] با آوردن گفتگوی [[مفسران]] در این زمینه و ذکر نکاتی همانند اینکه بعضی آن را خیبر، بعضی مکه، بعضی روم و [[ایران]] و بعضی آن را اشاره به تمام [[سرزمین‌ها]] می‌دانند نتیجه‌گیری می‌کند: «هیچ یک از این احتمالات با ظاهر آیه سازگار نیست؛ چراکه آیه به قرینه فعل ماضی که در آمده {{متن قرآن|أَوْرَثَكُمْ}} [[شاهد]] بر این است که این زمین در همین ماجرای جنگ [[بنی قریظه]] به [[تصرف]] [[مسلمین]] در آمد... اگر از ماضی بودن این فتح و [[پیروزی]] صرف نظر کنیم تناسب بیشتری با سرزمین خیبر دارد»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه؛ تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۲۹۵.</ref>.
برخی از دانشمندان با آوردن گفتگوی [[مفسران]] در این زمینه و ذکر نکاتی همانند اینکه بعضی آن را خیبر، بعضی مکه، بعضی روم و [[ایران]] و بعضی آن را اشاره به تمام [[سرزمین‌ها]] می‌دانند نتیجه‌گیری می‌کند: «هیچ یک از این احتمالات با ظاهر آیه سازگار نیست؛ چراکه آیه به قرینه فعل ماضی که در آمده {{متن قرآن|أَوْرَثَكُمْ}} [[شاهد]] بر این است که این زمین در همین ماجرای جنگ [[بنی قریظه]] به [[تصرف]] [[مسلمین]] در آمد... اگر از ماضی بودن این فتح و [[پیروزی]] صرف نظر کنیم تناسب بیشتری با سرزمین خیبر دارد»<ref>آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه؛ تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۲۹۵.</ref>.


به اعتبار آراء این دو بزرگوار و [[سیاق آیات]] قبلی و شواهد دیگر همانند {{متن قرآن|صَيَاصِيهِمْ}}<ref>«و کسانی از اهل کتاب را که پشتیبان ایشان بودند از دژهای آنان فرود آورد و در دل‌هاشان هراس افکند، (چنانکه) دسته‌ای را می‌کشتید و دسته‌ای (دیگر) را اسیر می‌گرفتید» سوره احزاب، آیه ۲۶.</ref> هیچ مکانی برای دیار در این آیه به غیر از «سرزمین خیبر» نمی‌توان متصور شد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۴۹۵.</ref>
به اعتبار آراء این دو بزرگوار و [[سیاق آیات]] قبلی و شواهد دیگر همانند {{متن قرآن|صَيَاصِيهِمْ}}<ref>«و کسانی از اهل کتاب را که پشتیبان ایشان بودند از دژهای آنان فرود آورد و در دل‌هاشان هراس افکند، (چنانکه) دسته‌ای را می‌کشتید و دسته‌ای (دیگر) را اسیر می‌گرفتید» سوره احزاب، آیه ۲۶.</ref> هیچ مکانی برای دیار در این آیه به غیر از «سرزمین خیبر» نمی‌توان متصور شد.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۴۹۵.</ref>
۲۲۴٬۸۶۴

ویرایش