صدق: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۸۱۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۴ مارس ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱: خط ۱:
{{اشتباه نشود|صدق (لقب امام مهدی)}}{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[صدق در لغت]] - [[صدق در قرآن]] - [[صدق در حدیث]] - [[صدق در نهج البلاغه]] - [[صدق در معارف و سیره نبوی]] - [[صدق در معارف دعا و زیارات]] - [[صدق در معارف و سیره علوی]] - [[صدق در معارف و سیره فاطمی]] - [[صدق در معارف و سیره سجادی]] - [[صدق در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[صدق در خانواده]] - [[صدق در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[صدق در لغت]] - [[صدق در قرآن]] - [[صدق در حدیث]] - [[صدق در نهج البلاغه]] - [[صدق در معارف و سیره نبوی]] - [[صدق در معارف دعا و زیارات]] - [[صدق در معارف و سیره علوی]] - [[صدق در معارف و سیره فاطمی]] - [[صدق در معارف و سیره سجادی]] - [[صدق در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[صدق در خانواده]] - [[صدق در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
== مقدمه ==
صدق یا [[صداقت]] به‌ معنای [[راستی]] [[آدمی]] در [[اندیشه]]، گفتار و [[کردار]]، از مهم‌ترین جلوه‌های [[ملکات اخلاقی]] و [[کمالات انسانی]] است. [[انسان]] [[صادق]]، انسانی است که گفتارش با کردارش یکسان و از دروغ‌گویی به‌دور است. [[میزان]] [[صداقت]] [[انسان]]، معیار و ملاکی برای سنجش کمال و [[ایمان]] اوست. از این‌رو [[امام علی]] {{ع}} خیر و [[نیکی]] هر چیز را در ازای [[راستی]] آن (موافقت با [[امر الهی]]) می‌داند و [[صداقت]] را جزو اصلی‌ترین ستون‌های [[ایمان]] برمی‌شمرد. در منظر [[امام]] {{ع}} [[میزان]] بهره‌مندی [[آدمی]] از [[درجات ایمان]] به‌میزان برخورداری او از صفت [[صداقت]] وابسته است: نشانه [[ایمان]]، [[گزینش]] [[راست‌گویی]] بر دروغ‌گویی است، آن‌جا که [[راستی]] به زیانت و [[دروغ]] به سودت باشد<ref>{{متن حدیث|الْإِيمَانُ أَنْ تُؤْثِرَ الصِّدْقَ حَيْثُ يَضُرُّكَ عَلَى الْكَذِبِ حَيْثُ يَنْفَعُكَ، وَ أَلَّا يَكُونَ فِي حَدِيثِكَ فَضْلٌ عَنْ عَمَلِكَ، وَ أَنْ تَتَّقِيَ اللَّهَ فِي حَدِيثِ غَيْرِكَ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۴۵۰</ref>.


[[راستی]] گوهره وجودی [[انسان]] را نمایان می‌کند. [[انسان]] اگر بخواهد به [[حقیقت]] وجودی خویش برسد، باید به وجودی یگانه در گفتار، [[کردار]] و [[اندیشه]] دست یابد. صدق و [[راستی]] از لوازم اصلی رسیدن به این معناست. [[امام]] {{ع}} از [[صداقت]] در تمام ابعاد وجود، به‌عنوان راه [[نجات]]، [[رستگاری]] و [[کرامت]] [[انسان]] و سبب [[پیروزی]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] و نیز، [[جان]] [[تقوا]] و [[پارسایی]] یاد می‌کند و [[صداقت]] را به‌مثابه [[لباس]] [[حق]] برمی‌شمرد. نبود [[صداقت]] نیز مایه [[فروپاشی]] [[انسانیت]] دانسته شده است. [[امام علی]] {{ع}} می‌فرماید: اینک شما را هشدار دهم: مبادا که [[نظام]] [[اخلاق]] را در هم ریزید و هیمنه آن را بشکنید و اساس آن را دگرگون سازید. باید که [[دل]] و زبان خود را یکی کنید و زبان خویش را نگه دارید. به [[خدا]] [[سوگند]]، ندیده‌ام بنده‌ای را که [[پرهیزکاری]] کند و پرهیزکاری‌اش او را سودمند افتد، مگر آن‌که زبان خود نگه دارد<ref>{{متن حدیث|ثُمَّ إِيَّاكُمْ وَ تَهْزِيعَ الْأَخْلَاقِ وَ تَصْرِيفَهَا، وَ اجْعَلُوا اللِّسَانَ وَاحِداً وَ لْيَخْزُنِ الرَّجُلُ لِسَانَهُ، فَإِنَّ هَذَا اللِّسَانَ جَمُوحٌ بِصَاحِبِهِ، وَ اللَّهِ مَا أَرَى عَبْداً يَتَّقِي تَقْوَى تَنْفَعُهُ حَتَّى [يَخْتَزِنَ] يَخْزُنَ لِسَانَهُ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۷۵</ref>.
== معناشناسی ==
صدق بر قوت و [[استواری]] در چیزی، اعم از گفتار دلالت می‌کند<ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ۳/۳۳۹.</ref> و به معنای [[راستی]] و راست‌گفتن است<ref>دهخدا، لغتنامه، ۹/۱۳۱۳۵.</ref>. ضد آن کذب، به معنای خبردادن از چیزی به خلاف واقع<ref>فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ۵۲۸.</ref> و انصراف از حق<ref>طریحی، مجمع البحرین، ۲/۱۵۷.</ref> است. صدق در اصطلاح [[اخلاقی]] به معنای راستی در گفتار و کردار است<ref>غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۴۷۷؛ خواجه نصیر، اوصاف الاشراف، ۱۷.</ref>.<ref>[[حسن علی‌پور|علی‌پور]] و [[سعید نصیری|نصیری]]، [[صدق - علی‌پور و نصیری (مقاله)|مقاله «صدق»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۶، ص۶۴۷ ـ ۶۵۴.</ref>


[[فضیلت]] [[صداقت]] در [[کامل‌ترین]] مرتبه‌اش در [[جان]] [[امام]] بروز یافته است. او در معرفی خود و در بیان [[قرابت]] خود به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} می‌فرماید: ... ([[پیامبر اکرم]]) هرگز از من [[کلامی]] [[دروغ]] نشنید...<ref>{{متن حدیث|وَ مَا وَجَدَ لِي كَذْبَةً فِي قَوْلٍ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۳۴</ref>. [[امام]] هرگز حاضر نشد [[راستی]] و [[صداقت]] خویش را به هیچ قیمتی کنار بگذارد، چنان‌که فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر هفت اقلیم [[زمین]] را با آنچه در آسمان‌هاست و به من بخشند تا پوست جُوی را به [[گناه]] از موری گیرم، هرگز چنین نکنم. به‌راستی دنیای شما نزد من از برگی‌که در دهان ملخی است و آن را می‌خورد، بی‌ارزش‌تر است<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ الْأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاكِهَا عَلَى أَنْ أَعْصِيَ اللَّهَ فِي نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِيرَةٍ، مَا فَعَلْتُهُ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۱۵</ref>. [[راستی]] و [[صداقت]] از جمله عواملی است که [[آدمی]] را [[شایسته]] [[سعادت دنیوی]] و اخروی و [[راه‌یابی به بهشت]] می‌کند، چنان‌که [[امام]] {{ع}} [[دلیل]] پیروزی‌های [[مسلمانان]] در [[صدر اسلام]] را [[صداقت]] و [[یگانگی]] آن‌ها در [[کردار]]، [[رفتار]] و [[اندیشه]] می‌داند<ref>نک: خطبه ۵۶</ref>.
== پیشینه ==
صدق از مباحث مهم [[علم اخلاق]] و [[عرفان]] است و اهمیت و جایگاه ویژه‌ای در [[سلوک]] فردی، [[اجتماعی]]، [[سعادت]] [[دینی]] و [[دنیوی]] دارد. [[ادیان الهی]] به صدق توصیه کرده‌اند<ref>کتاب مقدس، امثال سلیمان، ب۱۲، ۱۴، ۱۷ و ۱۹.</ref>. [[راستگویان]] را مورد [[رضایت خداوند]] دانسته‌اند<ref>کتاب مقدس، امثال سلیمان، ب۱۲، ۲۲.</ref> و [[دروغ]] را به [[شیطان]] نسبت داده‌اند<ref>کتاب مقدس، کتاب یوحنا، ب۶ و ۴۵.</ref>. [[قرآن کریم]] در [[آیات]] فراوانی از [[صدق]] و [[کذب]] سخن گفته و صدق را [[نشانه]] [[پرهیزگاران]] برشمرده<ref> سوره زمر، آیه ۳۳.</ref> و به [[اهل]] [[ایمان]] دستور همراهی‌ کردن با [[راستگویان]] داده است<ref>سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref> و صدیقان را در ردیف [[پیامبران]] و [[شهیدان]] معرفی کرده‌ است<ref>سوره نساء، آیه ۶۹.</ref>؛ همچنان‌که کذب را از [[صفات]] [[کافران]]<ref>سوره انعام، آیه ۲۸؛ سوره هود، آیه ۹۳.</ref> و [[منافقان]]<ref>سوره منافقون، آیه ۱.</ref> برشمرده است. در [[روایات]] نیز بابی به صدق و کذب اختصاص یافته<ref>شعیری، جامع الاخبار، ۱۴۸؛ حر عاملی، وسائل الشیعة، ۱۲/۲۵۲.</ref> و صدق از [[صفات انبیا]]{{ع}} معرفی شده است<ref>کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۱۰۴.</ref>.<ref>[[حسن علی‌پور|علی‌پور]] و [[سعید نصیری|نصیری]]، [[صدق - علی‌پور و نصیری (مقاله)|مقاله «صدق»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۶، ص۶۴۷ ـ ۶۵۴.</ref>


[[امام]]{{ع}} در [[مقام]] [[پیشوایی]] [[مسلمانان]]، یعنی حتی در فرازی از دوران [[خلافت]] خویش روی از [[صداقت]] برنتافت و با [[مردم]] به [[راستی]] و صدق سخن گفت. خود ایشان در این‌باره می‌فرماید: به [[خدا]] [[سوگند]] که هیچ [[کلامی]] را پنهان نمی‌دارم و هیچ دروغی از من صادر نشده است<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ مَا كَتَمْتُ وَشْمَةً وَ لَا كَذَبْتُ كِذْبَةً}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۶</ref>. [[امام]] {{ع}} ضمن پرهیز [[مردم]] از [[دروغ]]، [[دروغ‌گو]] را در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[خوار]] و ذلیل برمی‌شمرد: از [[دروغ]] بپرهیزد که ضد [[ایمان]] است. راست‌گو بر بلندای [[رستگاری]] و بزگواری است و [[دروغ‌گو]] بر لب پرتگاه سقوط و [[خواری]]<ref>{{متن حدیث|جَانِبُوا الْكَذِبَ فَإِنَّهُ مُجَانِبٌ لِلْإِيمَانِ الصَّادِقُ عَلَى شَفَا مَنْجَاةٍ وَ كَرَامَةٍ وَ الْكَاذِبُ عَلَى شَرَفِ مَهْوَاةٍ وَ مَهَانَةٍ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۸۵</ref>.<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 524- 526.</ref>
== اقسام صدق ==
صدق از نگاه اندیشمندان [[اخلاق]] دارای اقسامی است:
=== صدق در [[عقیده]] و [[نیت]] ===
[[قرآن کریم]] بر صدق در عقیده تأکید کرده و [[منافقان]] را که تنها با زبان اظهار ایمان می‌کنند و در این اظهار صادق نیستند، [[نکوهش]] کرده‌ است<ref>سوره منافقون، آیه ۱.</ref>. در بعضی [[روایات]] صاحب نیت صادق، صاحب [[قلب سلیم]] معرفی شده است؛ زیرا [[خلوص نیت]] [[قلب]] را از [[اندیشه‌ها]] و واردات [[سوء]] بازمی‌دارد<ref>مصباح الشریعه، ۵۳.</ref>. [[علمای اخلاق]] نیز [[صدق در نیت]] را یکی از اقسام صدق شمرده‌اند؛ به این معنا که محرکِ شخص در [[اعمال]] و حرکات، [[خداوند]] باشد<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۴/۲۰۰؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۸/۱۴۳.</ref>؛ همچنان‌که صادق نبودن در بیان [[اعتقاد]] و اظهار چیزی که به آن [[معتقد]] نیست، نوعی [[نفاق]] است<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۰/۱۰۸.</ref>.<ref>[[حسن علی‌پور|علی‌پور]] و [[سعید نصیری|نصیری]]، [[صدق - علی‌پور و نصیری (مقاله)|مقاله «صدق»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۶، ص۶۴۷ ـ ۶۵۴.</ref>
 
=== صدق در گفتار ===
صدقِ در گفتار، آزمایشی بر [[حقیقت]] افراد است<ref>کلینی، الکافی، ۲/۱۰۴.</ref> که صاحبش را به [[نیکوکاری]] و [[بهشت]] [[راهنمایی]] می‌کند<ref>طبرسی، مشکاه الانوار، ۱۷۲.</ref>. افزون بر این، [[راستگویی]] عاملی برای [[رشد]] عمل و تکامل معنوی معرفی شده‌ است<ref>دیلمی، ارشاد القلوب الی الصواب، ۱/۱۳۴.</ref>. علمای اخلاق [[راستی]] در سخن را از [[صفات پسندیده]] [[اخلاقی]] می‌دانند<ref>غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۴۷۷–۴۷۸؛ خواجه نصیر، اوصاف الاشراف، ۱۷.</ref> و با استناد به برخی روایات <ref>مصباح الشریعه، ۳۵.</ref> کمترین حد صدق را مخالف نبودن زبان با قلب شمرده‌اند<ref>نراقی، جامع السعادات، ۲/۳۴۹.</ref>.<ref>حسن علی‌پور|علی‌پور و سعید نصیری|نصیری، صدق - علی‌پور و نصیری (مقاله)|مقاله «صدق»، دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی، ج۶، ص۶۴۷ ـ ۶۵۴.</ref>
 
=== صدق در [[کردار]] ===
علمای اخلاق و [[معرفت]]، صدق در کردار را یکی از مراتب صدق دانسته‌اند<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۴/۲۰۲ ـ ۲۰۳.</ref> و آن عبارت است از موافقت عمل با [[صفات]] [[باطنی]]، به اینکه [[اعمال انسان]] در ظاهر دلالت بر صفتی کند که در [[باطن]] نیز به آن متصف باشد<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۴/۲۰۲.</ref> و ظاهر و باطن او با هم موافق باشند و اعمالی را که در آشکار انجام می‌دهد با اعمالی که در پنهان انجام می‌دهد، [[مخالفت]] نداشته باشد<ref>کاشانی، عبدالرزاق، ۵۴۲.</ref>.
 
یکی از مهم‌ترین مصادیق صدق در [[کردار]]، صدق در [[عبادت]] است. علمای اخلاق مطابقت ظاهر و باطن را در عبادت، مصداق صدق در عبادت شمرده‌اند. از این جهت، کسی که در ظاهر [[خشوع]] و [[خضوع]] دارد، اما در [[قلب]] از [[حق‌تعالی]] [[غافل]] است، کاذب محسوب می‌شود<ref>نراقی، جامع السعادات، ۲/۳۴۸–۳۴۹.</ref>.<ref>[[حسن علی‌پور|علی‌پور]] و [[سعید نصیری|نصیری]]، [[صدق - علی‌پور و نصیری (مقاله)|مقاله «صدق»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۶، ص۶۴۷ ـ ۶۵۴.</ref>
 
[[صدق]] در [[عقیده]] به معنی مطابقت عقیده با واقع یا عمل، صدق در [[کلام]] به معنی مطابقت کلام با واقع، اعم از اینکه گوینده بدان [[اعتقاد]] داشته یا نداشته باشد و صدق در عمل با [[رفتار]] به معنی مطابقت عمل با گفتار، اعتقاد یا ادعاست. [[ارزشمندی]] صدق به ویژه در قول و کلام از بدیهیات است چه [[سخن گفتن]] راهی برای ابراز امور مکنون و طریقی برای [[کشف]] مافی‌ضمیر افراد است، و چنین مقصودی تنها در صورتی تأمین خواهد شد که سخن واقع‌نما و منطبق با واقع باشد<ref>ر.ک: [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، ره توشه، ج۲، ص۹۸.</ref>. <ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۲۲۶.</ref>
 
== آثار و علایم صدق و [[کذب]] ==
ثمره صدق حصول [[حکمت]] است که خداوند به [[خواص]] عطا می‌کند<ref>همدانی، بحر المعارف، ۲/۱۷۴.</ref>؛ و آن را مایه [[تحمل سختی‌ها]] و آسان‌شدن [[مصیبت‌ها]] قرار داده است<ref>قشیری، رساله قشیریه، ۳۲۸؛ کاشانی، عزالدین، مصباح الهدایة و مفتاح الکفایه، ۳۴۴.</ref> و علامت آن این است که اگر قدر و [[ارزش]] فرد در میان [[مردم]] به سبب مشغول بودن به [[اصلاح]] قلبش کاسته شود، ناراحت نمی‌شود و [[دوست]] نمی‌دارد [[مردم]] از [[اعمال]] [[خیر]] او مطلع شوند<ref> قشیری، رساله قشیریه، ۳۳۱–۳۳۲.</ref>.
 
برخی علامت [[صدق]] در [[عبادت]] را این دانسته‌اند که شخص، نسبت به کسی که او را [[ستایش]] می‌کند، [[کراهت]] داشته باشد و کسی که عیب‌های او را بازگو می‌کند، دوست داشته باشد<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۰/۱۰۷–۱۰۸؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۳۷.</ref>. اگر [[انسان]] با [[صداقت]] و [[نیت]] صادق کار انجام دهد، آن کار به نتیجه می‌رسد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۷/۴۲۵.</ref>؛ چنان‌که صدق در ابراز [[بندگی]] موجب نزول رحمت الهی به بنده، [[دستگیری]] از او و [[توفیق]] در به دست آوردن [[مقام رضا]]ست<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ۱۰۶؛ امام خمینی، سرّ الصلاة، ۵۹.</ref>.
 
از سوی دیگر، [[کذب]] از صفات ناپسند است و [[قرآن کریم]] آن را از صفات [[کافران]]<ref>سوره عنکبوت، آیه ۱۲؛ سوره صافات، آیه ۱۵۲.</ref> و [[منافقان]]<ref>سوره حشر، آیه ۱۱؛ سوره منافقون، آیه ۱.</ref> شمرده است. [[علمای اخلاق]] با استناد به [[روایات]]، [[کذب]] را کلید [[پلیدی]]<ref>شعیری، جامع الاخبار، ۱۴۸.</ref> و بزرگ‌ترین [[گناه]]<ref>مفید، الاختصاص، ۳۴۳؛ نراقی، جامع السعادات، ۲/۳۳۳.</ref> دانسته‌اند<ref>[[حسن علی‌پور|علی‌پور]] و [[سعید نصیری|نصیری]]، [[صدق - علی‌پور و نصیری (مقاله)|مقاله «صدق»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی]]، ج۶، ص۶۴۷ ـ ۶۵۴.</ref>.


== صدق یکی از اسباب [[رستگاری]] ==
== صدق یکی از اسباب [[رستگاری]] ==
خط ۴۲: خط ۶۲:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']]
# [[پرونده:000064.jpg|22px]] [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳''']]
# [[پرونده:000064.jpg|22px]] [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳''']]
# [[پرونده:1100695.jpg|22px]] [[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|'''ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:1100695.jpg|22px]] [[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|'''ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:1368102.jpg|22px]] [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[سعادت (مقاله)| مقاله «سعادت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۴''']]
# [[پرونده:1100609.jpg|22px]] [[علی باقری‌فر|باقری‌فر، علی]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|'''مقاله «صداقت و راستی»، دانشنامه صحیفه سجادیه''']]
# [[پرونده:IM009851.jpg|22px]] [[حسن علی‌پور|علی‌پور]] و [[سعید نصیری|نصیری]]، [[صدق - علی‌پور و نصیری (مقاله)|مقاله «صدق»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۶''']]
# [[پرونده:IM009851.jpg|22px]] [[حسن علی‌پور|علی‌پور]] و [[سعید نصیری|نصیری]]، [[صدق - علی‌پور و نصیری (مقاله)|مقاله «صدق»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۶''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
خط ۵۷: خط ۷۴:


[[رده:فضایل اخلاقی]]
[[رده:فضایل اخلاقی]]
[[رده:مدخل اخلاقی نهج البلاغه]]
۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش