صراط مستقیم در قرآن

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۵ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۴۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

معناشناسی

معنای لغوی

«صراط»، مشتق از «سرط» است[۱]. سرط، یعنی بلعیدن سریع[۲]. البته به راه روشن و وسیع از آن جهت که روندگان بسیاری را در خود جا می‌‌دهد، صراط گفته شده است[۳]. اما واژه مستقیم، از ریشه «قوم» در ترکیب صراط مستقیم، به معنای راه راستی است که هیچ گونه کجی در آن نباشد. بنابراین صراط مستقیم یعنی راه روشن و راست به دور از هر گونه کژی و انحراف[۴].

استقامت‌ طریق، آن است که راست و بر خط مستوی باشد و طریق حق را به آن تشبیه کرده‌اند‌[۵] بنابراین صراط مستقیم یعنی راه روشن و راست که همه را در برمی‌گیرد و دارای روندگان بسیاری است[۶]

معنای اصطلاحی قرآنی

مفسران در مورد مقصود از صراط مستقیم نظرات مختلفی دارند، برخی مراد از صراط مستقیم را قرآن دانسته‌اند و برخی دیگر مراد از آن را اسلام و برخی از اقوال، پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) را بیان کرده‌اند. مرحوم طبرسی در کتاب مجمع البیان پس از نقل اقوال یاد شده که در ذیل تفسیر آیه ۶ سوره فاتحه الکتاب آورده است می‌نویسد: بهتر است آن را بر معنای عام حمل کرد، به طوری که شامل همه مصادیق یاد شده شود؛ زیرا صراط مستقیم، دینی است که خداوند به آن فرمان داده و آن اعم از توحید و عدل و ولایتِ کسانی است که اطاعت آنـان واجب است و همین معنا نیز در آیه ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۷] مراد و مقصود خداوند است[۸]. این سخن طبرسی همان چیزی است که می‌توان از قرآن به دست آورد، از این روست که گاه از تمامی دین حق به صراط مستقیم یاد می‌شود و گاه دیگر از صراط پیامبر(ص) به عنوان صراط مستقیم تعبیر شده﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۹] و ﴿وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۱۰] و گاه دیگر راه ولایت راه راست دانسته می‌شود. در قرآن این معنای عام که مرحوم شیخ طبرسی بیان کرده است با واژگان دیگری نیز توضیح داده شده که می‌توان به واژگانی چون حنیف، صراط، صراط الحمید، صراط السوی، هی التی اقوم و مانند آن اشاره کرد[۱۱].

تفاوت صراط و سبیل

خداوند در آیات مختلف از صراط و سبیل، هر دو نام برده؛ هرچند هر دوی آنها به معنای راه است، ولی چنان که گفتیم، صراط به راه واضح و روشن و وسیع گفته می‌شود، ولی سبیل به راه عادی و طبیعی بین دو نقطه اطلاق می‌گردد؛ مضاف بر آنکه در قرآن تفاوت‌هایی به لحاظ کاربردی بین صراط و سبیل وجود دارد که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

  1. صراط در قرآن واحد است و تنها یک راه منسوب به خداوند است که به انحاء گوناگون از آن یاد شده است؛ از قبیل: ﴿صِرَاطِ اللَّهِ[۱۲]، ﴿أَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا[۱۳]، ﴿صِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۱۴]. که این موارد همگی راه‌های الهی است؛ اما لغت سبیل به صورت جمع نیز به کار رفته؛ مثل: ﴿وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ[۱۵].
  2. صراط در قرآن عموماً به خداوند نسبت داده شده و تنها در سوره حمد به نعمت‌داران نسبت داده شده است؛ در حالی‌که سبیل، گاه به خداوند و یا مؤمنین و گاه به شیاطین و طاغوتیان منسوب گردیده است: ﴿وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ[۱۶]، ﴿وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ[۱۷]، ﴿سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ[۱۸]. با توجه به آنکه اضافه سبیل به مضافٌ‌الیه خود در این آیات، از سنخ اضافه اختصاص است و مضاف را محدود و مختص به مضافٌ‌الیه می‌کند، معلوم می‌شود که صراط واحد است ولی سبیل به تعدّد زندگی و مرام تک‌تک مردم، متعدّد است.
  3. با توجه به نکته دوم، معلوم می‌شود از آنجا که سبیل بسته به میزان معرفت و اخلاص افراد متفاوت است، با شرک نیز قابل جمع‌شدن است و هر مقدار که ایمان کسی کامل‌تر باشد، سبیل زندگی او به صراط مستقیم نزدیک‌تر است؛ چنان‌که خداوند در سوره مائده به همه مردم می‌فرماید: «دین توحید، یعنی کتاب خدا و رسول مکرم(ص)، به سوی شما آمد و هر کس که راه کسب رضای الهی را بپیماید، در مسیر سلامتی و خروج از آفات شرک و شیطان قرار گرفته تا به آنجا که خداوند آنان را از ظلمت‌ها به نور هدایت می‌کند و در صراط مستقیم قرار می‌دهد»: ﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۱۹].

نتیجه آنکه: صراط مستقیم فقط منتسب به خداوند است و اگر به اولیاء الهی(ع) نیز منسوب شده، بدان دلیل است که همه ظاهر و باطن اعمال و اعتقادات آنها جلوه رضای الهی است و هیچ‌گونه شائبه‌ای از شرک و هوای نفس در آنها قابل فرض نیست. بنابراین، جلوه دنیایی و بشری صراط الهی، در صراط ولایت ـ یعنی راه نعمت‌داران الهی ﴿صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ ـ ظاهر می‌شود و تفاوتی میان راه توحید و راه صاحبان ولایت نیست. بنابراین، سبیل با شرک و کفر قابل جمع است؛ ولی صراط مستقیم هرگز با شرک و گمراهی قابل جمع نیست: ﴿غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ[۲۰]. به همین دلیل است که در آیات قرآن، صراط مستقیم هدف از هدایت (و نه طریقی برای هدایت) قرار گرفت: ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۲۱]، ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ[۲۲].[۲۳]

صراط مستقیم در قرآن

مفسران "صراط مستقیم" را راه راست و آسان، راه آشکار، واضح و راه دین حق‌ معرفی کرده‌اند‌[۲۴]. این‌ راه همان راه استقامت است در برابر راه اعوجاج و راه "معوج" راهی است که همراه با‌ تخلف‌ و اختلاف‌ است ولی "صراط مستقیم" راهی است که از این دو آسیب مصون‌ باشد‌[۲۵].

"صراط" در آیه ﴿وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا[۲۶] و ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا[۲۷] به استقامت و نیز در آیه ﴿فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى[۲۸] به استوا و نیز در آیه ﴿الر كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ[۲۹] به استواری و شکست‌ناپذیری و پسندیده بودن وصف‌ شده‌ است و ناظر به آن است‌ که‌ در این‌ صراط‌ الهی‌ هیچگونه اعوجاجی راه ندارد و هیچ شیطانی‌ را‌ بدان دسترسی نیست تا در آن تخلف یا اختلافی پدید آورد.

در قرآن‌ کریم‌ کلمه "صراط" همه جا به صورت‌ مفرد به کار رفته‌ و خداوند‌ متعال یک صراط مستقیم را به‌ خود‌ نسبت داده است. از این جا معلوم می‌شود میان خداوند متعال و بندگان تنها‌ یک‌ صراط مستقیم برقرار است. به‌ عنوان‌ مثال‌، خداوند متعال در‌ قرآن می‌فرماید‌: ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ[۳۰] و سرّ تعددناپذیری صراط آن است که به خداوند متعال‌ استناد‌ دارد و از اوست و به سوی او و هرگز‌ اختلاف‌ و تخلف نمی‌پذیرد‌ و این‌ راه‌ یکی بیش‌ نیست و هرچه برخلاف آن باشد، ﴿سَبِيلَ الْغَيِّ[۳۱] است. اما راه‌های انحرافی ﴿سَبِيلَ فراوان است و متفرق‌؛ و هرگز‌ اتحادپذیر نبوده، به یک جا ختم‌ نخواهد‌ شد‌.[۳۲].[۳۳]

معانی صراط مستقیم در تفاسیر قرآن کریم

در تفاسیر قرآن کریم معانی بسیاری برای واژه صراط و ترکیب وصفی صراط مستقیم ذکر شده است که برای سهولت کار می‌توان همه آنها را در سه عنوان زیر دسته‌بندی می‌شود:

خدا و کتاب خدا

در برخی از تفاسیر به توحید، خداوند و طاعت او صراط مستقیم اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در تفسیر لباب التأویل فی معانی التنزیل ذیل آیه ﴿هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ[۳۴]. صراط مستقیم به توحید تعبیر شده است:... یعنی التوحید[۳۵] و در تیسیر التفسیر در تفسیر آیه ﴿وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ[۳۶]؛ طاعت الهی که آدمی را به طریق مستقیم می‌رساند، صراط مستقیم خوانده شده است: مرا اطاعت کنید که طاعت و پیروی از من همان است که شما را به راه مستقیم و راست متصل می‌کند [۳۷] گاهی نیز به قرآن کریم صراط مستقیم اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در تفسیر ابن السلام صراط مستقیم چنین است: ""فالصراط: القرآن..."[۳۸]، یا در تفسیر الزحیلی به نقل از امیرالمؤمنین علی(ع) از قرآن کریم به صراط مستقیم و حبل الله تعبیر شده است[۳۹].[۴۰]

راه حق و دین الهی

از دین نیز به صراط مستقیم یاد شده است:دین صراط مستقیم نامیده شده است[۴۱] که این طریق را طریق معتدل خوانده اند[۴۲] و در بسیاری از تفاسیر منظور از صراط مستقیم، دین اسلام، اسلام، دین قویم و... ذکر گردیده است؛ "وهداه إلى صراط مستقیم؛ إلى ملة الإسلام"[۴۳] یا به شریعت اطلاق شده است: نزدیک‌ترین راه به حق تعالی که موسوم به شریعت است و توجه بدان مقترن به سعادت است، صراط مستقیم است که در شریعت محمدی بدان توجه داده داشته است[۴۴] در تفسیر المیزان به نقل از امام صادق(ع) آمده که صراط مستقیم، طریق معرفت الله است[۴۵] در تفسیر جلالین نیز ذیل تفسیر آیه ﴿إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۴۶] صراط مستقیمی که پروردگار بر آن است، "طریق حق و عدل" ذکر گردیده است:... "أی طریق الحق و العدل"[۴۷].

گاهی نیز به ملائمات دین و طریق حق تعالی اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در تفسیر لباب التأویل فی معانی التنزیل ذیل آیه ﴿يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۴۸] جهت کعبه و قبله ابراهیمی صراط مستقیم است که خداوند هر کس را که بخواهد بدان سوی هدایت می‌فرماید: "و هو قوله: ﴿يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ[۴۹] "یعنی من عبادی إلی صراط مستقیم یعنی إلی جهة الکعبه و هی قبله إبراهیم(ع)[۵۰] در تفسیر نسفی نیز ذیل آیه یاد شده چنین معنایی از صراط مستقیم یاد شده است[۵۱]. همچنین در تفسیر الباب التأویل فی معانی التنزیل ذیل آیه ﴿فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۵۲] آمده است که صراط مستقیم "راه روشن حق" است؛ طریق حقی که سرانجام به بهشت ختم می‌شود: "أی إلى طریق واضح و هو طریق الحق المؤدی إلى الجنة"[۵۳] افزون بر این، در همین تفسیر ذیل آیه ﴿وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۵۴] "سیرت صالحه و دین استوار" همان صراط مستقیم ذکر شده است: "یعنی على سیرة صالحة و دین قویم"[۵۵] در تیسیر التفسیر نیز چند معنا برای "صراط ربک" ذکر شده است که عبارت‌اند از طریق خوشنودی خداوند: صراط پروردگارت طریق اوست که او را خوشنود می‌کند و دین اوست که استوار است و هیچ انحرافی ندارد[۵۶].[۵۷] و در تفسیر صراط مستقیم، آن را راه استوار عقاید صحیح و شرایع حقه می‌داند: صراط مستقیم، راه استوار باورهای درست و دین‌های حقه است[۵۸].[۵۹].[۶۰]

نبوت و امامت

در بعضی از تفاسیر نیز به پیامبر اکرم(ص)، ائمه(ع) به طور عموم و امیرالمؤمنین علی(ع) به طور خاص اشاره شده است که اغلب این تفاسیر شیعی هستند؛ به عنوان مثال در مجمع البیان فی التفسیر القرآن ذیل آیه ۵ سوره مبارکه فاتحة الکتاب، پیامبر(ص) و ائمه(ع) جانشین او، صراط مستقیم یاد شده است: "الی النبی(ص) و الأئمه القائمون مقامه[۶۱] در تفسیر نورالثقلین نیز به نقل از کتاب الاحتجاج طبرسی و در ضمن حدیث خطبه غدیر از قول پیامبر اکرم آمده است که آن حضرت فرمود: من صراط مستقیمی هستم که خداوند به پیروی از آن امر فرموده است. پس از من نیز امام علی(ع) و ائمه و فرزندانی که از صلب او هستند، صراط مستقیم خواهند بود که هادی حق هستند و با او معادل هستند.

در تفسیر المیزان نیز به نقل از امام سجاد(ع) در المعانی ذکر شده که آن حضرت جمیع ائمه(ع) را صراط مستقیم معرفی فرموده است: «نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ»[۶۲] همچنان که در تفسیر نورالثقلین نیز امام جعفر صادق(ع) می‌فرماید ما ائمه صراط مستقیم الهی هستیم: «وَاللَّه‏ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ»[۶۳].

آنچه یاد شد، مواردی بود که در تفاسیر گوناگون قرآن کریم درباره مفاهیم صراط مستقیم یافته و ثبت شد. اما یادآوری این سخن از علامه طباطبائی در المیزان نیز ضروری است که می‌فرمایند: صراط مستقیم راهی است به سوی خدا که هر راه دیگری که خلایق به سوی خدا دارند، شعبه‌ای از آن است و هر طریقی که آدمی را به سوی خدا رهنمایی می‌کند، بهره‌ای از صراط مستقیم را داراست... پس صراط مستقیم عبارت می‌شود از صراطی که در هدایت مردم و رساندنشان به سوی غایت و مقصدشان تخلف نکند، و صد در صد این اثر خود را ببخشد، همچنان که خدای تعالی در آیه شریفه ﴿فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا[۶۴] آن راهی را که هرگز در هدایت رهرو خود تخلف ننموده، و دائما در حال خود باقی است، صراط مستقیم نامیده است[۶۵].[۶۶]

صراط مستقیم و صراط جحیم

قرآن کریم به دو صراط تصریح کرده است: یکی صراط مستقیم است که قرآن کریم، ۴۳ بار با تعابیر مختلف از آن سخن گفته است. علاوه بر اینکه تعابیر دیگری همچون ﴿سَبِيلِ اللَّهِ[۶۷]، ﴿سَوَاء السَّبِيلِ[۶۸] و... نیز گویای همین راه حق است و اما صراط دوم، ﴿صِرَاطِ الْجَحِيمِ[۶۹]است که قرآن کریم در سوره صافات از آن یاد کرده است.

نکته جالب توجه این است، با آنکه قرآن کریم، راه باطل را نیز با واژه "صراط" یاد کرده و آن را "صراط جحیم" نامیده، لکن تنها یک بار واژه "صراط" را در آن به کار برده که نشانگر بی‌اعتنایی خداوند به این صراط پست و حقیر است.

نتیجه اینکه همواره بشریت، به دو دسته قابل تقسیم بوده‌اند:

  1. دسته اول کسانی هستند که دنیاگرایی، ماده خواهی و رفاه‌طلبی، همه وجودشان را پرکرده و چون بهائم جز به خور و خواب و شهوت نمی‌اندیشند و تمام همتشان معطوف به دنیا است و رویکردی به آخرت ندارند. اینان سعادت را در دنیا، از دنیا و برای دنیا می‌‌بینند و می‌‌جویند و نسبت به حقایق ماورایی عالم هستی، کر و کورند. قرآن کریم درباره این گروه می‌فرماید: ﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرُونَ[۷۰]. چنین گروهی را خداوند متعال از صراط مستقیمش منحرف دانسته و در سوره مؤمنون فرموده است: ﴿وَإِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ[۷۱].
  2. و اما گروه دوم کسانی هستند که علاوه بر دنیا، آخرت را نیز در معادلات سعادت طلبانه خود داخل می‌کنند و بلکه به آن اصالت می‌دهند. سخن این گروه این است که پروردگارا! در دنیا و در آخرت به ما نیکی عطا کن: ﴿وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ[۷۲] درحالی که گروه اول تنها حسنه و نیکی دنیا را طلب می‌کردند: ﴿فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ[۷۳].[۷۴]


اوصاف صراط مستقیم

صراط مستقیم به معنای راه راست و روشن است؛ لذا در روایتی امام صادق(ع) "صراط مستقیم" را به ""الطَّرِيقِ‏ الْوَاضِحِ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"" یعنی "راه روشن و آشکار" تفسیر فرمودند. با این تعریف، طبعاً تعریف صراط غیرمستقیم و صراط جحیم نیز روشن می‌شود که "راه تاریک و ظلمانی" است.

بنابراین در واقع "صراط مستقیم" تعبیر زیبایی از نور و "صراط جحیم" تعبیری از ظلمت است که قرآن کریم در آیه ۶۱ مائده: ﴿وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۷۵] و ﴿وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۷۶] بدان اشاره فرموده است. در این آیات، تقابل نور و ظلمت و صراط مستقیم بودن طرف نور بیان شده است.

اکنون این سؤال مطرح می‌شود که این راه روشن چیست؟ چگونه می‌توان این راه روشن را از راه تاریک و ظلمانی باز شناخت؟

راه خدا

از دیدگاه قرآن کریم صراط مستقیم، تنها راه خداوند متعال است که مالک آسمان‌ها و زمین و همه هستی است: ﴿صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ[۷۷] در عالم هستی تنها یک صراط وجود دارد و آن صراط توحید و خداپرستی و دوری از شرک و بت‌پرستی است. تنها این صراط است که در نهایت انسان را به خدا و رضوان او می‌‌رساند و به سعادت ابدی نائل می‌کند و از عذاب الهی و گرفتاری آخرت نجات می‌دهد؛ لذا وجود صراط دیگری غیر از آن، شرک و صراط شیطان است که در نهایت انسان را به خشم و غضب خداوند مبتلا و به جهنم گرفتار می‌کند و این همان ﴿صِرَاطِ الْجَحِيمِ است که قرآن کریم بدان تصریح کرده و قبلا اشاره کردیم[۷۸].

راه بندگی خدا

ربوبیت خداوند متعال و عبودیت همه خلق، دو حقیقت بزرگ است که اگر انسان اندکی تعقل کند، وضوح و روشنی آنها آشکار خواهد شد. خداوند متعال آیات حقانیت و ربوبیت خود را در آفاق و انفس قرارداده تا پروردگاری‌اش بر احدی مخفی نماند: ﴿سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ[۷۹].

لذا پیامبر اکرم(ص) فرمود: "هر کس خودش را بشناسد، پروردگارش را می‌‌شناسد"[۸۰] و امام رضا(ع) در پاسخ به کسی که از دلیل حدوث عالم سؤال کرد، فرمود: "تو وجود نداشتی و پیدا شدی، و قطعا تو خودت را به وجود نیاوردی و کسی هم که مثل تو است تو را به وجود نیاورده"[۸۱]. هیچ چیز در عالم نیست، مگر آنکه به زبان گویا فریاد می‌‌زند: من خالقی و رازقی دارم که نه مثل او هستم و نه او مثل من. امام حسین(ع) در دعای ملکوتی عرفه، می‌‌فرماید: "کور است دیده ای که تو را نبیند... خود را به هر چیز شناساندی و چیزی نیست که تو را نشناسد... تو خود را در هر چیزی به من شناساندی و تو را در هر چیز روشن دیدم و تو برای هر چیزی روشنی"[۸۲].

قرآن کریم به این دو حقیقت روشن یعنی ربوبیت خدا و بندگی خلق، و اینکه آنها، صراط مستقیم خدا است، تصریح فرموده: ﴿وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۸۳] و در سوره یس فرمود: ﴿وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۸۴] و در سوره زخرف فرموده: ﴿وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ[۸۵].[۸۶]

راه محبت خدا

امام صادق(ع) درباره آیه ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۸۷] فرمود: "یعنی خدایا راهنمایی کن که ملتزم راهی باشیم که به محبت تو می‌‌انجامد و ما را به دین تو می‌‌رساند و از اینکه از هوای نفس خود و یا از آراء خود پیروی کنیم و هلاک گردیم، باز می‌‌دارد"[۸۸].

محبت خدا، آب گوارایی است که اگر بر کامی بریزد، دیگر تشنه نگردد و اگر بر دلی بریزد، دیگر بی‌تاب نشود. به تعبیر دیگر محبت خدا آتشی است که اگر در دلی افروخته شود، خرمن غیر خدا را بسوزاند و جز دلدادگی به محبوب هیچ نماند:"حُبُ‏ اللَّهِ‏ نَارٌ لَا يَمُرُّ عَلَى‏ شَيْ‏ءٍ إِلَّا احْتَرَقَ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"[۸۹]. چنین محبتی مخصوص اولیای خدا و مؤمنان حقیقی است: ﴿وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ[۹۰] راه این محبت جز پیروی از رسولان خداوند که رساننده پیام توحید هستند، میسر نمی‌شود: ﴿قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ[۹۱].[۹۲]

دین خدا صراط مستقیم

آن راه روشنی که انسان را در مسیر عبودیت و بندگی خداوند حفظ می‌کند و دلدادگان حق و حقیقت را به کوی محبوب می‌رساند، دین خداوند است. خداوند حکیم برای آنکه بندگانش تکالیف خود را بشناسند و راه خدا و شیطان را از هم باز شناسند و بتوانند با اطمینان در راه خدا گام بردارند و در شبهات شیطانی گرفتار نشوند، دین خود را از طریق رسولانش فرستاده و راه بندگی را واضح و آشکار ساخته است.

قرآن کریم در سوره انعام در این باره فرمود: ﴿قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۹۳].

امام رضا(ع) در تفسیر: ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۹۴] فرمود: "طلب ارشاد به سوی دینش و چنگ زدن به ریسمانش و خواهش برای افزون شدن معرفت و شناخت پروردگار خویش است"[۹۵].

بنابراین وقتی ما از خداوند متعال می‌‌خواهیم که بار خدایا ما را به راه مستقیم و راست و مصون از هر کجی و ناراستی هدایت فرما، در واقع از پروردگار متعال می‌‌خواهیم که ما را به سوی دینش که همه کمالات لایق ما در آن بیان شده و ضامن سعادت ما است، رهنمون گردد. و نیز از عزیز بی‌همتا می‌خواهیم که به ما توفیقی عنایت کند که بتوانیم ریسمان الهی را شناخته و به آن چنگ بزنیم. همچنین از او می‌‌خواهیم که ما را در راه شناخت روزافزون و شایسته وحدانیتش، هدایت کند. این خواسته‌ها به قدری مهم است که در سوره حمد که ام الکتاب است و تمام حقایق قرآن در آن نهفته است، آمده و نیز به دلیل همین اهمیت است که راوی گوید: پشت سر امام صادق(ع) نماز می‌خواندم، شنیدم که حضرتدعا می‌کرد و بی‌شمار به خداوند عرض می‌کرد: ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۹۶].[۹۷].[۹۸]

راه بهشت

امام حسن عسکری(ع) درباره آیه ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۹۹] فرمود: "منظور این است که چنانچه ما را در گذشته توفیق داده‌ای تا از دستور تو اطاعت کنیم، پیوسته موفق بدار تا در آینده نیز مطیع تو باشیم سپس فرمودند: اما صراط مستقیم دو نوع است: یکی صراط دنیا و دیگری صراط آخرت: صراط مستقیم در دنیا آن روش میانه‌ای است که نه غلو دارد و نه کوتاهی و تقصیر و نه گرایش به باطل. اما طریق دیگر همان راه مؤمنین به سوی بهشت است که مستقیم است و انحراف ندارد نه به جانب جهنم و نه به جای دیگری غیر جهنم، فقط مستقیم به سوی بهشت است[۱۰۰].

امیرالمؤمنین(ع) در تفسیر سوره حمد که برای پادشاه روم نوشتند، فرمود: "و اما قول خداوند متعال که فرمود: ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۱۰۱] عبارت است از راه روشن که هر کس در دنیا عمل صالح انجام دهد، در قیامت از آن راه به بهشت رهسپار می‌‌گردد[۱۰۲].[۱۰۳]

راه انبیا(ع)

تا اینجا روشن شد که صراط مستقیم، راه روشن بندگی، عبودیت و محبت خداست و نیز معلوم شد که بندگی خدا در حقیقت همان عمل به فرامین دین خدا و به خصوص اسلام است. یعنی بندگی خدا، چه در حوزه نظر و چه در حوزه عمل جز از راه عمل به دستورات و رهنمودهای دین میسر نیست؛ به بیان دیگر، شناخت خداوند چنان که خود معرفی کرده است، انجام واجبات، ترک محرمات، تخلق به اخلاقیات اسلامی، و پایبندی به آداب اسلام همان طریق بندگی خدا است.

اکنون این نکته باید روشن گردد که دین خداوند، چیزی جز قول، فعل و تقریر انبیا(ع) نیست و در رأس آنها، خاتم الانبیاء(ص) است، البته بدیهی است که قول و فعل و تقریر معصوم همان نور توحید خداوند و امر و نهی و رضا و غضب او است که پیامبران(ع) از طریق وحی به آن عالم شده و به تأیید و تسدید و توفیق خداوند، تبلیغ می‌کنند. از این رو امام صادق(ع) درباره آیه شریفه: ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ[۱۰۴] فرمود: "راه انبیاء است که خدا به آنان نعمت داده است"[۱۰۵].

و قرآن کریم درباره پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: ﴿فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ[۱۰۶] و نیز می‌فرماید: ﴿يس وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۱۰۷].[۱۰۸]

مصادیق صراط مستقیم

در آیات قرآنی برخی از اعمال به عنوان موارد و مصادیق اساسی صراط مستقیم بیان شده که شامل دو دسته موارد اثباتی و سلبی است.

  1. موارد اثباتی شامل مصادیق زیر است: اسلام[۱۰۹]، اخلاص[۱۱۰]، احسان به والدین[۱۱۱]، بهره‌مندی از قرآن[۱۱۲]، اطاعت از خدا[۱۱۳]، ایمان به آخرت[۱۱۴]، اقامه نماز[۱۱۵]، پرداخت زکات[۱۱۶]، توحید عبادی[۱۱۷]، عدالت در گفتار[۱۱۸]، وفای به عهد خدا و ... .
  2. موارد سلبی شامل مصادیق زیر است: اجتناب از استکبار[۱۱۹]، اجتناب از اطاعت شیطان[۱۲۰]، اجتناب از شرک[۱۲۱]، اجتناب از فحشاء[۱۲۲]، اجتناب از فرزندکشی، اجتناب از قتل بی‌گناهان، اجتناب از مال یتیم، اجتناب از کم‌فروشی و ...[۱۲۳].

دین اسلام

پیامبر اکرم(ص) درباره تفسیر ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ می‌‌فرماید: «﴿اهْدِنَا أرشِدْنا ﴿الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ يَعنِي دِينَ الإسلامِ؛ لأنَّ كُلَّ دِينٍ غيرَ الإسلامِ فَلَيسَ بِمُستَقيمٍ الذي ليسَ فيهِ التَّوحيدُ «صِراطَ الذينَ أنْعَمْتَ علَيهِم» يَعنِي بهِ النَبِيِّينَ و المُؤمِنِينَ الذينَ أنعَمَ اللّه ُ علَيهِم بِالإسلامِ و النبوَّةِ «غَيرِ المَغْضوبِ علَيهِم» يقولُ: أرشِدْنا غَيرَ دِينِ هؤلاءِ الذينَ غَضِبتَ علَيهِم و هُمُ اليَهودُ «و لا الضّالِّينَ». و هُمُ النَّصاري»؛ «اهدنا» یعنی ما را رهنمون شو، «صراط مستقیم» یعنی دین اسلام؛ زیرا هیچ دینی جز اسلام راست و مستقیم نیست؛ چون توحید و یگانه پرستی در آن نیست، «صراط کسانی که نعمتشان دادی» یعنی، پیامبران و مؤمنان، که خداوند نعمت اسلام و نبوّت را ارزانیشان داشت، «نه غضب شدگان»، می‌‌فرماید: مارا به غیر دین آنان که بر ایشان خشم گرفته‌ای، یعنی یهود، راهنمایی فرما، «و نه گمراهان» یعنی نصارا.[۱۲۴]

امام صادق(ع) درباره کلام خدای تعالی ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ می‌‌فرماید: «أرشِدْنا الصِّراطَ المُستَقيمَ، أرشِدْنا لِلُزُومِ الطَّريقِ المُؤَدِّي إلي مَحَبَّتِكَ، و المُبَلِّغِ إلي جَنَّتِكَ، مِن أن نَتَّبِعَ أهواءَنا فَنَعطَبَ»؛ یعنی ما را به راه راست رهنمون شو، مارا به پیمودن راهی که به محبّت تو می‌‌انجامد و به بهشتت می‌‌رساند، رهنمون شو، تا از هواهای نفْس خود پیروی نکنیم و به هلاکت نیفتیم[۱۲۵].

در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع) نیز درباره کلام خدای تعالی ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ آمده است که آدمی گوید: «أدِمْ لَنا تَوفِيقَكَ الذي بهِ أطَعناكَ في ماضِي أيّامِنا حتّي نُطِيعَكَ كذلكَ في مُستَقبَلِ أعمارِنا. و الصِّراطُ المُستَقيمُ هُو صِراطانِ: صِراطٌ في الدُّنيا و صِراطٌ في الآخِرَةِ، فأمّا الصِّراطُ المُستَقيمُ في الدُّنيا فهُو ما قَصُرَ عنِ الغُلُوِّ، و ارتَفَعَ عنِ التَّقصيرِ، و استَقامَ فلَم يَعدِلْ إلي شَيءٍ مِنَ الباطِلِ، و أمّا الطَّريقُ الآخَرُ فهُو طريقُ المُؤمنينَ إلي الجَنَّةِ الذي هو مُستَقيمٌ»؛ آن توفیقی را که عطایمان کردی تا در ایّام گذشته عمرِ خود طاعتت کنیم بر ما ادامه بده تا در ایّام مانده عمر خود نیز طاعتت کنیم. صراط مستقیم دو گونه است: صراطی در دنیا و صراطی در آخرت. صراطِ مستقیمِ در دنیا، همان راهی است که از افراط و تفریط به دور است، راه میانه است و به سوی باطل کمترین انحرافی ندارد، و صراط آخرت، همان راه مؤمنان به سوی بهشت است که راهی است مستقیم[۱۲۶].[۱۲۷]

در روایتی امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در تفسیر: ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۱۲۸] فرمودند: "مراد دین خدا است که جبرئیل آن را برای حضرت محمد(ص) آورده است"[۱۲۹].

قرآن کریم در این باره می‌فرماید: ﴿فَمَن يُرِدِ اللَّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلامِ وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ[۱۳۰]. در سوره زخرف، آیه۳۴ نیز می‌فرماید: ﴿فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ[۱۳۱] ظاهر آیه شریفه این است که وحی خدا که همان قرآن کریم و مایه هدایت است، همان دین خدا است که همان صراط مستقیم است[۱۳۲].

پیامبر اکرم(ص) و ائمه(ع)

راه روشن و صراط مستقیم الهی، اعتقاد به وحدانیت خدا و بندگی اوست و پایبندی به دین خدا، تنها راه بندگی است که از طریق پیامبران ابلاغ می‌شود. به عبارت دیگر از دیدگاه قرآن کریم، اطاعت از خدا، راه راست و روشنی است که انسان را به وصال محبوب و به مقامات بالای بهشت و رضوان الهی می‌رساند و اطاعت خدا تنها در اطاعت رسول است: ﴿مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ[۱۳۳].

اکنون که اطاعت از رسول اکرم(ص)، تنها با اطاعت از امیرالمؤمنین(ع) و ائمه اطهار(ع) میسر است؛ زیرا از سویی اسلام دین خاتم است و تا قیامت پابرجاست و قرآن کامل‌ترین کتاب وحی است که بیان حقایق تا قیامت در آن نهفته است و از سوی دیگر با اینکه به تصریح قرآن کریم، پیامبر اکرم(ص) مأمور به تبیین آن است: ﴿وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ[۱۳۴]، لکن در آن مدت کوتاه رسالت و با آن شرایط جاهلی که در آن برهه از تاریخ وجود داشته است، یقیناً بیان همه حقایق قرآن تا قیامت، برای عموم مردم ممکن و میسر نبوده و حکیمانه هم نبود که تمام حکمت‌ها را به عموم مردم تعلیم کند درحالی که قرآن کریم اکثرشان را جاهل، غیرمتفکر و غیرمؤمن معرفی کرده: ﴿أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ[۱۳۵]، ﴿أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ[۱۳۶]، ﴿أَكْثَرُهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ[۱۳۷] و ﴿أَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ[۱۳۸].

بنابراین حکمت خداوند متعال بر این قرار گرفته است که انسان‌های معصوم و کاملی را بیافریند و آنها را اوصیا و خلفای راستین رسولش قرار دهد و رسولش را موظف کند که هر چه را خدا به او تعلیم کرده به وصی خود تعلیم کند آن هم نه تعلیم عادی و کلاسیک، بلکه تعلیمی که از هر حرف آن هزار درب علم گشوده می‌شود، تا علم و حکمت خداوند بدون هیچ گونه کم و کاست و بدون هیچ گونه تحریف در زمین بماند و موجب هدایت انسان‌ها وعبودیت حقیقی گردد؛ لذا پیامبر اکرم(ص) در خطبه غدیر خم فرمود: "ای مردم! هیچ علمی نیست مگر آنکه خداوند آن را در من قرار داده، و هر دانشی را که من می‌‌دانم آن را در امام پرهیزگاران قرار دادم و هیچ علمی نیست مگر آنکه آن را به علی(ع) آموخته‌ام، او همان امام آشکار است"[۱۳۹].

همچنین رسول خدا(ص) در احادیث بسیاری، چنین مضامینی را فرموده است: "کسی که از علی(ع) فرمان نبرد، مرا نافرمانی کرده، و شخصی که معصیت مرا انجام دهد، خدا را معصیت نموده، و هر کس که علی(ع) را اطاعت نماید، در حقیقت مرا اطاعت نموده، و هر فردی مطیع من باشد، قطعاً از خدا اطاعت کرده، شخصی که علی(ع) را در گفتار یا کرداری رد نماید، قطعاً من را رد نموده، و کسی که مرا رد کند قطعاً خدا را در بالای عرشش منکر شده است[۱۴۰].

"کسی که علی(ع) را دوست بدارد مرا دوست داشته و کسی که مرا دوست بدارد، خدا را دوست داشته"[۱۴۱]. "کسی که علی(ع) را اذیت کند مرا اذیت کرده، و کسی که مرا اذیت کند، خدا را اذیت کرده"، "کسی که با علی(ع) بجنگد، با من جنگیده و کسی که با من بجنگد، با خدا جنگیده"[۱۴۲] و احادیث متواتر دیگر مانند: "علی(ع) نسبت به من مانند هارون نسبت به موسی است"[۱۴۳] و "علی(ع) از من است و من از او هستم"[۱۴۴] و علی(ع) نسبت به من مانند نفس من است و اطاعت او اطاعت من و معصیت او معصیت من است"[۱۴۵] و... .

بنابراین امیرالمؤمنین(ع) و اولاد معصومش، همان صراط مستقیم خدا تا قیامت هستند که اطاعت از آنها تنها راه بندگی خدا است؛ لذا رسول خدا(ص) خطاب به آن حضرت فرمود: "یا علی! تو حجت خدایی و تو باب تقرب به خدایی، و تو راه به سوی خدایی، و تویی نبأ عظیم، و تویی صراط مستقیم حق"[۱۴۶]. و خود آن حضرت فرمود: " منم خاتم اوصیا و منم صراط مستقیم و منم نبأ عظیم" [۱۴۷] از این رو ائمه(ع) بسیاری از آیاتی را که درباره صراط مستقیم آمده است، به امیرالمؤمنین(ع) تفسیر و تأویل کرده و به تبع آن حضرت برای دیگر ائمه(ع) نیز ثابت کرده‌اند.

به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم: امام صادق(ع) فرمود: ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ[۱۴۸] یعنی امیرالمؤمنین(ع)[۱۴۹] و از امام کاظم(ع) نیز درباره آیه ﴿أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ[۱۵۰] سؤال شد، آن حضرت فرمود: "خدا کسی را که از ولایت علی(ع) برگشته، به کسی مثل زده است که به رو افتاده، راه می‌‌رود و در کار خود گمراه است و کسی را که از علی(ع) پیروی کند، با قامت راست بر راه مستقیم قرار داده و راه مستقیم همان امیرالمؤمنین(ع) است"[۱۵۱].

مفضل بن عمر گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم؛ صراط چیست؟ فرمود: "راهی به سوی شناختن خدای بزرگ است، و صراط دو گونه است: یکی صراط در دنیا و دیگری صراط در آخرت، اما صراط دنیا امام است که فرمانبرداری از او واجب است، هر کس که در دنیا او را شناخت و رهنمودهای او را به کار بست، در آخرت از صراط که پلی است به روی جهنم، خواهد گذشت، و هر کس در اینجا امام خود را نشناخت، هنگام گذشتن از صراط آخرت گامش خواهد لغزید و در آتش دوزخ خواهد افتاد"[۱۵۲].

سلمان فارسی از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کند که روزی آن حضرت، میان اصحاب نشسته بود، فرمود: هم اکنون شخصی بر شما وارد می‌شود که شبیه عیسی بن مریم است. بعضی از اطرافیان از جای حرکت کرده رفتند تا وارد شوند و آنها صاحب این امتیاز باشند. در این موقع علی بن ابی طالب(ع) وارد شد. آن مرد به برخی از دوستان خود گفت: چرا محمد(ص) به همین قانع نشد که علی(ع) را بر ما برتری بخشد و او را به عیسی بن مریمتشبیه کرد، به خدا قسم خدایانی که در جاهلیت می‌‌پرستیدیم، از او بهتر بودند.

لذا خداوند در آیه ۷۵ تا ۱۶ سوره زخرف را در شأن علی(ع) نازل نمود: ﴿وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلا[۱۵۳] که ترجمه‌اش این است: "و هنگامی که درباره فرزند مریم مثلی زده شد، ناگهان قوم تو به خاطر آن داد و فریاد راه انداختند و گفتند: آیا خدایان ما بهترند یا او؟! ولی آنها جز از طریق جدال و لجاج این حرف را نزدند، آنان گروهی کینه‌توز و پرخاشگرند! او فقط بنده‌ای است که ما نعمت به او بخشیدیم و او را مثلی برای بنی اسرائیل قرار دادیم و هرگاه بخواهیم به جای شما در زمین فرشتگانی قرار می‌دهیم که جانشین شماگردند!" سپس پیامبر(ص) فرمود: خداوند مقام و عظمت امیر المؤمنین(ع) را بیان می‌کند: و او سبب آگاهی بر روز قیامت است، هرگز در او تردید نکنید و از من پیروی کنید. این راه مستقیم است که منظور امیرالمؤمنین(ع) است"[۱۵۴].

همچنین از امام باقر(ع) روایت شده است که در تفسیر آیه شریفه: ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۱۵۵] فرمود: "علی بن ابی طالب(ع) و ائمه(ع) از فرزندان فاطمه زهرا(س) است که راه خدا هستند، هرکس از آنها روی برگرداند داخل در سایر راه‌ها شده است؛ [۱۵۶] و در حدیث دیگر از همین امام بزرگوار(ع) درباره همان آیه نقل شده که فرمود: " منظور از ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ راه امامت است و منظور از ﴿وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ راه‌های دیگر غیر از امامت است".

خلاصه آنکه امامت، امروزه تنها راه نجات و تنها راه بندگی خدا و تنها طریق شناخت توحید حق و تنها صراط مستقیم خدا است که اگر کسی از این راه به سوی خدا برود نجات یافته و کسی از آن تخلف کند هلاک می‌شود: "مَنْ‏ تَبِعَنَا نَجَا، وَ مَنْ‏ تَخَلَّفَ‏ عَنَّا هَلَكَ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"[۱۵۷].[۱۵۸]

البته امامان معصوم(ع) با اشاره به حقیقت ولایت و اسلام، آن را به پیامبر(ص) و معصومان(ع) حمل می‌‌کنند؛ زیرا کسی نمی‌تواند از اسلام و قرآن بدون معصومان(ع) سخن بگوید؛ زیرا حبل الله این ریسمان آویخته میان خدا و خلق از حقیقتی تشکیل شده که تار آن را قرآن و پودش را اهل بیت(ع) تشکیل می‌‌دهند. از این روست که هر گونه جدا‌سازی میان قرآن و عترت(ع) به معنای از دست رفتن اسلام و ایمان و حبل الله و عروة الوثقی خواهد بود؛ چنان که در حدیث ثقلین آمده است: «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ اَلثَّقَلَيْنِ أَمَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- كِتَابَ اَللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ اَلْحَوْضَ»؛ من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها می‌گذارم یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترتم اهل بیت را. تا وقتی که از این دو تمسک جویید، هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ‌گاه از هم جدا نمی‌شوند. تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند»[۱۵۹].

در روایتی دیگر آمده است: «إِنِّي تَارِك فِيكمْ أَمْرَينِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- كتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَيتِي عِتْرَتِي أَيهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَ قَدْ بَلَّغْتُ إِنَّكمْ سَتَرِدُونَ عَلَي الْحَوْضَ فَأَسْأَلُكمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِي الثَّقَلَينِ وَ الثَّقَلَانِ كتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِكرُهُ وَ أَهْلُ بَيتِي‌»؛ من در میان شما دو چیز باقی می‌گذارم که اگر آنها را دستاویز قرار دهید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم که اهل بیتم هستند. ای مردم بشنوید! من به شما رساندم که شما در کنار حوض بر من وارد می‌شوید، پس من از شما درباره رفتارتان با این دو یادگار ارزشمند سؤال خواهم کرد، یعنی کتاب خدا و اهل بیتم[۱۶۰].

پس اگر اسلام به عنوان صراط مستقیم الهی معرفی شده است، نمی‌توان از اسلامی سخن گفت که فاقد وحی و معصومان(ع) باشد؛ زیرا معصومان(ع) تجلیات همان نور اسلام و صراط الهی هستند. از همین روست که امیرمؤمنان امام علی(ع) می‌‌فرماید: «أنا صِراطُ اللّه ِ المُستَقيمُ، و عُروَتُهُ الوُثقي التي لا انفِصامَ لها»؛ منم صراط مستقیم خدا و محکمترین دستگیره او که ناگسستنی است[۱۶۱]. امام صادق(ع) نیز می‌‌فرماید: «الصِّراطُ المُستَقيمُ أميرُ المؤمنينَ عَلِيٌّ(ع)»؛ صراط مستقیم، امیر المؤمنین علی(ع) است[۱۶۲].

البته این اختصاص به امیرمؤمنان امام علی(ع) ندارد، بلکه همه معصومان و عترت طاهره(ع) را شامل می‌‌شود؛ از این روست که امام سجاد(ع) می‌‌فرماید: «نَحنُ الصِّراطُ المُستَقيمُ، و نحنُ عَيبَةُ عِلمِهِ»؛ ماییم صراط مستقیم و ما صندوق علم او هستیم[۱۶۳].

براساس روایات تفسیری که در ذیل آیه ۱۱۹ سوره توبه آمده: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ[۱۶۴] رسیده است که مقصود از صادقان تنها امامان معصوم‌اند[۱۶۵].

در روایتی از جابر بن عبداللّه انصاری از پیغمبر اکرم(ص) نقل می‌‌کند که: «اِنَّ اللهَ جَعَلَ عَلِيّاً وَ زَوْجَتَهُ وَ اَبْنائَهُ حُجَجَ اللهِ عَلي خَلْقِهِ وَ هُمْ اَبْوابُ الْعِلْمِ في اُمَّتي، مَنْ اِهْتَدي بِهِمْ هُدِيَ اِلي صِراطٍ مستقيم»؛ خداوند علی(ع) و همسرش[۱۶۶] و فرزندان او را حجت‌های الهی بر خلقش قرار داده و آنها درهای علم در امت منند هر کس به وسیله آنها هدایت شود به صراط مستقیم هدایت شده است[۱۶۷].

در حدیث دیگری ابن عباس از رسول خدا(ص) چنین نقل می‌‌کند که به حضرت علی بن ابی طالب(ع) فرمود: «أَنْتَ اَلطَّرِيقُ اَلْوَاضِحُ وَ أَنْتَ اَلصِّرَاطُ اَلْمُسْتَقِيمُ، وَ أَنْتَ يَعْسُوبُ اَلْمُؤْمِنِينَ»؛ تو راه روشن و صراط مستقیم و رهبر مؤمنان هستی[۱۶۸].

حضرت امیرمؤمنان علی(ع) می‌فرماید: «ان اللّه جلعنا ابوابه و صراطه و سبيله و الوجه الّذي يؤتي منه فمن عدل عن ولايتنا او فضّل علينا غيرنا فانهم عن الصراط لناكبون»؛ خداوند ما رهبران دینی و الهی را درهای وصول به معرفتش، صراط، طریق و جهتی که از آن به او می‌رسد قرار داده بنابراین کسانی که از ولایت ما منحرف گردند یا دیگری را بر ما برگزینند از صراطحق منحرفند[۱۶۹].

امام صادق(ع) در تفسیری دیگر به گونه‌ای صراط را معنا می‌‌کند تا حقیقت آن به خوبی روشن شود. ایشان در تفسیر صراط می‌‌فرماید: «في معني الصِّراطِ ـ: هُو الطَّريقُ إلي مَعرِفَةِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ، و هُما صِراطانِ: صِراطٌ في الدُّنيا و صِراطٌ في الآخِرَةِ، فأمّا الصِّراطُ الذي في الدُّنيا فهُو الإمامُ المَفروضُ الطاعَةِ، مَن عَرَفَهُ في الدُّنيا و اقتَدي بِهُداهُ مَرَّ علي الصِّراطِ الذي هو جِسرُ جَهَنَّمَ في الآخرةِ وَ مَن لم يَعرفهُ فِي الدُّنيا زَلّت قَدمُهُ عَن الصَّراطِ فِي الآخرة فَتردي فِي نَار جَهنّم»؛ آن، راه شناخت خداوند عزّ و جلّ است، و دو صراط وجود دارد: صراطی در دنیاست و صراطی در آخرت. صراط دنیا همان امامی است که اطاعتش واجب است. هرکه در دنیا او را بشناسد و از راهنمایی‌هایش پیروی کند از صراط آخرت که پلی است بر روی دوزخ، بگذرد؛ اما کسی که در شناخت امام معصوم یا پیروی از او کوتاهی کند پایش بر قیامت خواهد لغزید و در دوزخ واژگون خواهد شد[۱۷۰].

اصولا بر اساس همین آیات سوره فاتحه الکتاب، نمی‌توان از صراط مستقیم به شکل انتزاعی سخن گفت و از اسوه‌های عینی و عملی آن سخنی به میان نیاورد. از همین روست که خدا پس از بیان صراط مستقیم به اسوه‌ها و سرمشق‌های عینی آن به عنوان «منعم علیهم» سخن می‌‌گوید و حتی بر پایه «تعرف الاشیاء باضدادها» با اشاره به مقابل این اسوه‌ها و اولیای الهی که تحت ولایت الله قرار دارند، به اولیای طاغوتی اشاره می‌‌کند. این بدان معناست که صراط مستقیم را نمی‌توان بدون عترت و معصومان(ع) شناخت و بدان راه یافت؛ زیرا آنان همان اسوه‌های عینی هستند که می‌‌توانند معیار سنجش رفتار ما باشند. از همین روست که پیامبر(ص) درباره امیرمؤمنان امام علی(ع) می‌‌فرماید: «عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُورُ حَيْثُمَا دَارَ»؛ علی با حق و حق با اوست هر جا که علی دور بزند حق دور می‌‌زند[۱۷۱].

البته چنان که مرحوم طبرسی پس از نقل اقوال یاد شده ذیل آیه ۶ سوره حمد می‌‌نویسد: بهتر است که صراط مستقیم را بر معنای عام آن حمل کرد، به طوری که شامل همه مصادیق یاد شده بشود؛ چراکه صراط مستقیم، دینی است که خداوند به آن فرمان داده است؛ پس صراط مستقیم اعمّ از توحید، عدل و ولایتِ کسانی که اطاعت از آنان واجب است[۱۷۲].[۱۷۳]

استقامت بر صراط مستقیم

از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، تبدیل صفتی به «شاکله» نیازمند سعی و تلاش بسیار در بستر زمانی و صیرورت و انقلاب‌های چندی است؛ زیرا هر چیزی زمانی از حال به مقام در می‌‌آید که انسان آن چیز را بسیار تکرار کند و در همه احوالات آن را برای خود هدف قرار دهد و هرگز از آن کوتاه نیاید؛ زیرا اگر تقلبات در احوالات متضاد داشته باشد، هرگز به مقام نمی‌رسد و شاکله و ملکات و مقومات شخصیت کسی نمی‌شود. به عنوان نمونه صبر و شکیبایی، صفتی نیک مورد اقبال مردم است، اما مردم به سبب عجله در کاری یا جزع و فزع در هنگامه مصیبت، اطاعت و معصیت، نمی‌توانند آن را از حالت صفت به اسم و از حال به مقام در آورند. دست یابی به مقام صبر نیازمند یک حرکت جوهری در نفس است. از این حرکت جوهری در قرآن به «صیرورت» تعبیر می‌‌شود. این حرکت جوهری به سوی تبدیل حال به مقام و صفت به اسم می‌‌بایست به شکل دایمی و بی‌وقفه ادامه و استمرار یابد. شاید در آغاز وقفه‌هایی ایجاد شود، ولی با حضور قلب و اهتمام به صبر در همه احوال سه گانه اطاعت، مصیبت و معصیت و پرهیز از عجله و جزع و فزع، این امکان فراهم می‌‌آید تا در نهایت «انقلابی» رخ دهد و صبر از حالت صفت به اسم و حال به مقام در آید و شخص از «الذین صبروا» به «الصابرین» و «الصبور» تبدیل شود.

از نظر قرآن، همه صفات مثبت و منفی این گونه است؛ یعنی تبدیل آن در یک حرکت جوهری انجام می‌‌شود تا به انقلاب برسد و آن صفات تبدیل به اسم و مقام شخص شود و ملکه و مقوّم ذاتی شخص گردد به طوری که هرگز در هیچ احوالی از آن خارج نشود؛ چنان که «قوامین بالقسط»[۱۷۴] و «قوامین لله»[۱۷۵] این گونه است؛ زیرا قسط برای چنین شخصی، جزو مقومات ذاتی او شده است.

خدا در قرآن، از «قوم یعقلون» یا «قوم یومنون» یا ضد آنها «قوم لایعقلون»[۱۷۶]، «قوم تجهلون»[۱۷۷]، «قوم لایفقهون»[۱۷۸]، «قوم لایعلمون»[۱۷۹]، «قوم مسرفون»[۱۸۰] و مانند آنها سخن به میان می‌‌آید؛ یک معنای این عبارات آن است که تعقل و ایمان یا اضداد آنها در این افراد مقوّم ذاتی شده است.

بنابراین، وقتی چیزی «مقوّم» شخص شده باشد، آن چیز در حقیقت در قالب «مقام» شاکله شخصیتی او را شکل داده و جزء اصلی شخصیت او می‌‌شود.

از نظر قرآن، هر گاه چیزی جزو شاکله شخصیت شود، افکار و اعمال انسان تابع آن خواهد بود؛ زیرا خدا می‌‌فرماید: ﴿كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ[۱۸۱].[۱۸۲]

بنابراین، وقتی شخصی شاکله شخصیتی خویش را حق جویی و حق خواهی قرار دهد، آن امر به عنوان مقوم ذاتی او قرار می‌‌گیرد. این گونه به عنوان انسانی مستقیم بر حق شناخته می‌‌شود.

البته از آموزه‌های وحیانی قرآن بر می‌‌آید که حتی اگر شخص در مسیر حق و حقیقت قرار گیرد و بر آن استقامت فعلی داشته باشد، باز همین امر خوب است؛ زیرا تنها چیزی که در قرآن از آن به «مستقیم» توصیف شده، صراط الهی است که متصف به این اسم است؛ زیرا صراطی است که هیچ گونه اعوجاج و کژی در آن نیست و راه نمی‌یابد.

به هر حال، انسان می‌‌بایست در طریق حقیقت مستقیم باشد و به استقامت دست یابد و بتواند حقیقت را جزو مقومات خویش قرار دهد و به شکل دایمی در مسیر آن حرکت کرده و برای آن تلاش و سعی کند. این طریقت حقیقت همان استقامت در صراط مستقیم است؛ زیرا هیچ طریقت حقیقتی دیگر جز صراط مستقیم نیست. از همین روست که همه آیات قرآنی بر حرکت در صراط مستقیم و استقامت بر این طریقت تأکید دارد که به حقیقت ختم می‌‌شود.

خدا در قرآن به پیامبرش فرمان می‌‌دهد تا بر اساس علم الهی عمل کند و بر مشکلاتی که دیگران حتی اهل کتاب برایشان فراهم می‌‌آورد، استقامت ورزد و به دعوت خویش ادامه دهد و تحت تاثیر هواهای نفسانی دیگران قرار نگیرد و هماره بگوید که به آن چه از کتاب نازل شده ایمان داشته و مامورم تا بر اساس عدالت بین شما داوری و رفتار کنم و از طریقت حق که عدالت باشد خارج نشوم[۱۸۳].

پیامبر از سوی خدا مامور است تا با بیان این حقیقت که او نیز بشری چون دیگران است، مردمان را در مسیر حق و حقیقت یاری رساند و اجازه دهد تا ایشان به حقیقت برسند و آن را جزو ذاتیات خویش کنند. البته همگان باید به این نکته توجه یابند که پیامبر با آنکه بشری چون دیگران است، ولی خدا او را به عنوان پیامبرش برگزیده و به او وحی می‌‌رساند[۱۸۴].

استقامت پیامبر(ص) و مؤمنان می‌‌بایست نسبت به این حقیقت باشد که تنها خدای عالم همان خدای یکتا و یگانه‌ای است که خالق هستی است و ربوبیت به دست اوست و استغفار و غفران تنها از او خواسته می‌‌شود؛ پس اگر گناه و خطایی است تنها اوست که می‌‌تواند مردمان را ببخشد و بیامرزد.

آن حضرت(ص) همچنین مامور می‌‌شود تا نه تنها خود اهل استقامت باشد، بلکه تلاش کند تا کسانی که همراه ایشان شده و به حق بازگشتند، ایشان را نیز به استقامت بخواند و در همان مسیر حقیقت نگه دارد و نگذارد تا طغیان ورزند و هیچ گرایش و میل اندکی به ظالمین نداشته باشند و آنان را رکن ندهند، بلکه حق و عدالت را رکن خویش قرار داده و بر اساس آن عمل و رفتار کنند[۱۸۵].

از نظر قرآن کسانی از هدایت قرآنی بهره می‌‌برند و در صراط مستقیم آن گام بر می‌‌دارند که «اقوم» باشند؛ یعنی بخواهند راست‌ترین و قویم‌ترین شخص در مسیر حق باشند و هرگز از درستی و راستی دور نشوند؛ چراکه قرآن خود کتابی است که بر «اقوم» سامان یافته است؛ چنان که خدا در توصیف قرآن می‌‌فرماید: ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ؛ به تحقیق که این قرآن بر استوارترین آیین هدایت می‌‌کند و «اقوم» است.[۱۸۶] پس کسی که از چنین کتابی بهره می‌‌گیرد و از آن پیروی می‌‌کند، خود به «اقوم» تبدیل می‌‌شود و استوارترین شخص می‌‌شود.

البته در طول تاریخ همه پیامبران از جمله حضرت موسی و هارون(ع)، این گونه مامور بودند تا بر اساس علم وحیانی و حجت الهی عمل کنند، بر دعوت الهی خویش مستقیم باشند و استقامت ورزند و دیگران را نیز بدان بخوانند تا رستگار شوند[۱۸۷].

به هر حال، پیامبران و مؤمنان می‌‌بایست حق تعالی را با آیات آفاقی و انفسی بشناسند[۱۸۸] و برای رسیدن به آن حق سبحانه و متحقق شدن به صفات الهی صیرورت و حرکت جوهری خویش را در صراط مستقیم اسلام و شرایع آن بپیماند تا متحقق به حقیقت الهی شوند و حقیقت جزو مقومات ذاتی آنان شده و آنان متحقق به حق شوند؛ زیرا در قیامت جز حق ظهوری ندارد و جایی برای باطل نیست. پس کسی که به قیامت وارد می‌‌شود، به میزان تحقق به حقیقت در چارچوب صراط مستقیم حق است که ظهور و بروز دارد؛ زیرا ترازو و میزان الحق جز حق را نشان نمی‌دهد[۱۸۹].[۱۹۰].

آثار استقامت در طریقت حقیقت

از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، مهم‌ترین و اساسی‌ترین آثار استقامت بر طریقت حقیقت آن است که انسان با توسل دائمی و ذکرالله تحت ربوبیت خدا قرار گرفته و خدا بر اساس ربوبیت خاص خویش، هر گونه خوف و حزنی را از ایشان در دنیا بر می‌‌دارد به طوری که نسبت به آینده ترسی نداشته و نسبت به گذشته حزن و اندوهی در دلهایشان راه نیابد و در آخرت نیز از بهشت و هر آنچه که دلخواه آنان است، بهره مند می‌‌شوند[۱۹۱].

چنین افرادی که اهل استقامت هستند و حق در جان ایشان قوام یافته است، در همین دنیا به سبب وعده الهی و بشارت به بهشت، دیگر خوف و ترسی ندارند که با چه مشکلاتی در سر راه خویش مواجه می‌‌شوند؛ زیرا فرشتگان بر ایشان نازل می‌‌شود و موجبات آرامش خاطر آنان را فراهم می‌‌آورند. همین فرشتگان به عنوان اولیاء الهی هماره در دنیا و آخرت همراه با ایشان بوده و در مشکلات آنان را یاری می‌‌رسانند و از جایی که انسان گمان نمی‌کند به ایشان کمک می‌‌کنند[۱۹۲].[۱۹۳].

صراط مستقیم اسلام، طریقت حقیقت

از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، اسلام حقیقتی است که از سوی خدا به عنوان دین معرفی شده و همه پیامبران بدان دعوت کرده‌اند؛ زیرا شرایع و مناهج گوناگون اسلامی همه شاخه‌های همان حقیقت برای دسترسی آسان به دریای حقیقت بی‌پایان است. از همین روست که دینی غیر از اسلام و شرایع آن پذیرفته نمی‌شود؛ زیرا حرکت در غیر صراط مستقیم چیزی جز حرکت در ضلالت و گمراهی نیست[۱۹۴].

خدا در سوره حمد به انسان فرمان می‌‌دهد تا از او بخواهند ایشان را به صراط مستقیم هدایت کند که همان صراط مستقیم پیامبران و اولیای الهی منعم علیهم؛ زیرا هر حرکت در غیر این صراط مستقیم چیزی جز ضلالت و گمراهی و گرفتاری به غضب الهی نیست.

از نظر قرآن، صراط مستقیم اسلام و شرایع آن، همان طریقت حقیقت است که حتی جنیان نیز موظف هستند بر اساس آن عمل و رفتار کنند؛ زیرا بر این باورند که اگر بخواهند از آب فراوان سیراب شوند، می‌‌بایست بر آن طریقت استقامت ورزند: ﴿وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا[۱۹۵]

از نظر قرآن، همه پیامبران و اولیای آنان به سبب حرکت در طریقت حقیقت و استقامت بر آن توانسته‌اند به پاداش عظیم دست یافته و از خشم و غضب الهی در امان مانند؛ اینان که شامل مؤمنان به پیامبر(ص)، پیامبران، صدیقین، شهداء و صالحین هستند، همانانی هستند که خدا به آنان نعمت‌های بزرگی را بخشیده و از فضل الهی بهره مند شده‌اند[۱۹۶].

بنابراین، هر کسی بخواهد به حق و حقیقت برسد و متحقق به حقیقت شود، می‌‌بایست اسلام را به عنوان صراط مستقیم حقیقت بشناسد و بپذیرد و بر اساس آن حرکت کرده و بر آن استقامت ورزد[۱۹۷].

لزوم سلوک بر صراط مستقیم

هر انسانی لازم است تا برای رسیدن به کمالات و رهایی از نواقص و عیوب و آثار دنیوی و اخروی آن یعنی دوزخ، به صراط مستقیم رو آورد و در آن سیر و سلوک کند. از نظر قرآن، هر چند که اراده انسان بر پیمودن صراط مستقیم، در گرو مشیّت خدا[۱۹۸] و توفیق الهی است[۱۹۹]؛ اما شکی نیست که راهیابی و سلوک انسان به صراط مستقیم و پایداری بر آن، منوط به خواست و اراده خود انسان نیز است. پس هر انسانی توان و استطاعت پیمودن این صراط مستقیم را داراست[۲۰۰]. بنابراین بر هر کسی لازم است با پیروی از قوانین و شرایع اسلامی[۲۰۱] برای کسب فضایل و دست یابی به کمالات و مظهریت در اسمای الهی در این راه با هدایت‌های الهی[۲۰۲] کوشش و سعی کند[۲۰۳].

خدا در چرایی لزوم سلوک بر صراط مستقیم به آثار آن اشاره می‌‌کند تا انگیزه‌ای برای مردمان باشد. از نظر قرآن، سعادتمندی و رهایی از شقاوت[۲۰۴]، کسب تقوای الهی و بهره‌مندی از آثار آن[۲۰۵]، رهایی از اغوای دیگران و از جمله شیاطین[۲۰۶] و اسوه و سرمشق قرار گرفتن[۲۰۷] در گرو و رهن پیمودن صراط مستقیم و ملازمت با آن است.

از نظر قرآن کسانی در مسیر صراط مستقیم به درستی سلوک کرده و از آثار آن بهره مند شده‌اند که به عنوان «منعم علیهم» از سوی خدا معرفی شده‌اند. اینان همان مؤمنان واقعی، پیامبران، صدیقین، شهداء و صالحین هستند؛ خدا می‌‌فرماید: ﴿وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا * وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُوْلَئِكَ رَفِيقًا * ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ عَلِيمًا[۲۰۸].[۲۰۹]

پیامبر و صراط مستقیم

  1. ﴿قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[۲۱۰].
  2. ﴿فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۲۱۱].
  3. ﴿لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا[۲۱۲].
  4. ﴿قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى[۲۱۳].
  5. ﴿لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُسْتَقِيمٍ[۲۱۴].
  6. ﴿وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۲۱۵].
  7. ﴿وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۲۱۶].
  8. ﴿الر كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ[۲۱۷].
  9. ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[۲۱۸].

نتیجه: در آیات فوق این موضوعات درباره پیامبر و صراط مستقیم مطرح گردیده است:

  1. پیامبر اکرم(ص) از سالکان ره‌یافته به صراط مستقیم الهی آیات ﴿قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۲۱۹]، ﴿إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۲۲۰]، ﴿إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُسْتَقِيمٍ[۲۲۱]؛
  2. پیامبر دعوت‌کننده و هدایت‌گر انسان‌ها به صراط مستقیم: ﴿وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۲۲۲]، ﴿وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۲۲۳]؛
  3. بهره‌مندی پیامبر در همه مراحل مختلف زندگی، از هدایت الهی ورود به صراط مستقیم: ﴿لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا[۲۲۴].[۲۲۵]

منابع

پانویس

  1. مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص۱۰۳.
  2. ترتیب العین، ج ۲، ص۸۱۳، «سرط».
  3. مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص۱۰۴.
  4. منصوری، خلیل، حقیقت صراط مستقیم.
  5. مفردات فی غریب القرآن ۴۰۷.
  6. کمالی، ابوالفضل، صراط مستقیم، ص۲.
  7. «راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.
  8. مجمع البیان ج۱و ۲ ص۱۰۴
  9. «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  10. «و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.
  11. کمالی، ابوالفضل، صراط مستقیم، ص۲.
  12. «راه خداوندی» سوره شوری، آیه ۵۳.
  13. «و (دیگر) این که این راه راست من است» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  14. «راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.
  15. «و راه‌های خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند می‌نماییم و بی‌گمان خداوند با نیکوکاران است» سوره عنکبوت، آیه ۶۹.
  16. «و در راه خداوند با آنان که با شما جنگ می‌کنند، جنگ کنید اما تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمی‌دارد» سوره بقره، آیه ۱۹۰.
  17. «و اگر تو را وا دارند تا آنچه را که نمی‌دانی برای من شریک آوری، از آنان فرمان نبر و در این جهان با آنان به شایستگی همراهی کن و راه کسی را که به درگاه من باز می‌گردد پیش گیر، سپس بازگشتتان به سوی من است آنگاه شما را از آنچه می‌کرده‌اید می‌آگاهانم» سوره لقمان، آیه ۱۵.
  18. «به زودی کسانی را که در زمین ناحق گردنفرازی می‌ورزند از نشانه‌های خود روگردان خواهم کرد و هر نشانه‌ای ببینند بدان ایمان نخواهند آورد؛ و اگر راه درست را ببینند آن را راه (خویش) نخواهند گزید و چون کژراهه را ببینند آن را راه (خود) برخواهند گزید؛ این از آن روست که آنان نشانه‌های ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۶.
  19. «ای اهل کتاب! فرستاده ما نزد شما آمده است که بسیاری از آنچه را که از کتاب (آسمانی خود) پنهان می‌داشتید برای شما بیان می‌کند و بسیاری (از لغزش‌های شما) را می‌بخشاید؛ به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است * خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راه‌های بی‌گزند، راهنمایی می‌کند و آنان را به اراده خویش از تیرگی‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶.
  20. «راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۷.
  21. «راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.
  22. «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  23. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴، ص۵۴۸.
  24. دایرة المعارف تشیع، ۳۲۴/۱.
  25. تسنیم ۴۶۶/۲.
  26. «و این راه راست پروردگار توست» سوره انعام، آیه ۱۲۶.
  27. «و این که این راه راست من است» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  28. «به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه ‌اند و چه کسی رهیافته است» سوره طه، آیه ۱۳۵.
  29. «الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستاده‌ایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگی‌ها به سوی روشنایی برون آوری» سوره ابراهیم، آیه ۱.
  30. «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  31. سوره اعراف، آیه ۱۴۶.
  32. ر.ک: المیزان، ۴۹-۵۱/۱؛و تفسیر تسنیم، ۴۶۶/۱.
  33. صدر هاشمی، لیلا، صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت، ص۵۲.
  34. «این، راهی است راست» سوره آل عمران، آیه ۵۱.
  35. (الخازن، بیتا: ۳۷۷)
  36. «و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.
  37. "اطیعونی، فإن طاعتی هی التی توصلکم إلی الطریق المستقیمه"؛ الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر ۱۴۲.
  38. تفسیر ابن عبدالسلام. موقع التفاسیر ۵.
  39. "روى الترمذی عن علی بن أبی طالب مرفوعا: القرآن: صراط الله المستقیم و حبل الله المتین"؛ الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶: ۵۲.
  40. قاسمی پرشکوه، سعید و خوانین‌زاده، محمد حسین؛ صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی، ص۲۹ ـ ۳۳.
  41. الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶، ص۵۲.
  42. الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶: ۵۶.
  43. الزمخشری، بیتا، ۳: ۴۱۰.
  44. "أقرب الطرق إلى الحق المعرف بالشریعه الذی قرنت السعاده بالتوجه إلیه هو الصراط المستقیم الذی نبه علیه فی الشریعه المحمدیه"؛ (فناری، مصباح الأنس. با حواشی و تعلیقات میرزا هاشم اشکوری، امام خمینی و... چاپ اول: تهران: انتشارات مولی ۶۳۱ - ۶۳۰).
  45. "هي الطريق إلى معرفة اللَّه"‏؛ طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن. چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ج ۱: ۳۲.
  46. «به راستی پروردگار من بر راهی راست است» سوره هود، آیه ۵۶.
  47. المحلی و السیوطی، تفسیر الجلالین. الطبعه الأولى. القاهره: دار الحدیث ۲۹۲.
  48. «هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲.
  49. «هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲.
  50. الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر ۱۰۷.
  51. ر.ک: النسفی، تفسیر نسفی، چاپ سوم: تحقیق دکتر عزیزالله جوینی. تهران: انتشارات سروش. بیتا: ۷۵
  52. «هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.
  53. الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر بیتا: ۴۲۷.
  54. «و بر راهی است راست» سوره نحل، آیه ۷۶.
  55. الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر بیتا: ۱۹۷.
  56. "صراط ربک: طریقه الذی ارتضاه، و دینه القیوم المستقیم، الذی لا اعوجاج فیه ولا زیغ".
  57. القطان، تیسیر التفسیر. موقع التفاسیر ۷.
  58. صراط مستقیم، طریق قویم من عقائد صحیحه و مشرائع حقه.
  59. القطان، تیسیر التفسیر. موقع التفاسیر ۱۳۷.
  60. قاسمی پرشکوه، سعید و خوانین‌زاده، محمد حسین؛ صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی، ص۲۹ ـ ۳۳.
  61. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن با مقدمه محمدجواد بلاغی، چاپ سوم: تهران: انتشارات ناصرخسرو ج ۱: ۱۰۴.
  62. عروسی الحویزی، تفسیر نورالثقلین. چاپ چهارم: تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی. قم: انتشارات اسماعیلیان.
  63. عروسی الحویزی، تفسیر نورالثقلین. چاپ چهارم: تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی. قم: انتشارات اسماعیلیان ۱۴۱۵ق، ج ۱: ۲۲.
  64. «اما آن کسان که به خداوند ایمان آوردند و به او چنگ در زدند، (خداوند) آنان را در بخشایش و بخششی از خویش در خواهد آورد و ایشان را به راهی راست به سوی خود راهنمایی خواهد کرد» سوره نساء، آیه ۱۷۵.
  65. موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ج ۱: ۵۲.
  66. قاسمی پرشکوه، سعید و خوانین‌زاده، محمد حسین؛ صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی، ص۲۹ ـ ۳۳.
  67. در راه خداوند؛ سوره نساء، آیه ۸۴.
  68. بیراه افتادند؛ سوره مائده، آیه۷۷.
  69. راه دوزخ؛ سوره صافات، آیه۲۳.
  70. آن (عذاب) از این روست که آنها زندگانی دنیا را از جهان واپسین دوست‌تر دارند و اینکه خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند. آنان کسانی هستند که خداوند بر دل‌ها و گوش و دیدگانشان مهر نهاده است و همانانند که غافلند. ناگزیر چنین است که آنان در جهان واپسین زیانکارند؛ سوره نحل، آیه ۱۰۷ - ۱۰۹.
  71. و بی‌گمان آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند، از راه گشته‌اند؛ سوره مؤمنون، آیه۷۴.
  72. و از ایشان کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! در این جهان به ما نکویی بخش و در جهان واپسین هم نکویی ده و ما را از عذاب آتش نگاه دار؛ سوره بقره، آیه:۲۰۱.
  73. « از مردم کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا! (هر چه می‌خواهی) در این جهان به ما ببخش و آنان را در جهان واپسین بهره‌ای نیست»؛ سوره بقره، آیه۲۰۰.
  74. سیف‌اللهی، حسین، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم[[.
  75. و آنان را به اراده خویش از تیرگی‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد؛ سوره مائده، آیه ۱۶.
  76. و دروغ انگاران آیات ما، کران و لالانی در تاریکی‌هایند؛ هر کس را خداوند بخواهد، در بیراهی وا می‌نهد و هر کس را بخواهد، بر راهی راست می‌دارد؛ سوره انعام، آیه۳۹.
  77. به راهی راست راهنمایی می‌کنی... راه خداوندی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز می‌گردد؛ سوره شوری، آیه ۵۲-۵۳.
  78. سیف‌اللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم.
  79. به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه۵۳.
  80. "مَنْ‏ عَرَفَ‏ نَفْسَهُ‏ فَقَدْ عَرَفَ‏ رَبَّهُ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"؛ تفسیرالقمی، ج۲، ص۱۱۲.
  81. "أَنْتَ‏ لَمْ‏ تَكُنْ‏ ثُمَ‏ كُنْتَ‏ وَ قَدْ عَلِمْتَ‏ أَنَّكَ‏ لَمْ‏ تُكَوِّنْ‏ نَفْسَكَ‏ وَ لَا كَوَّنَكَ‏ مَنْ‏ هُوَ مِثْلُك‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"؛ بحارالانوار، ج۳، ص۶۳، ج ۱۱، التوحید، ص۳۹۲، ج۳.
  82. بحارالانوار، ج۴۶، ص۲۴۱.
  83. و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است؛ سوره مریم، آیه۳۶.
  84. و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟؛ سوره یس، آیه۶۱.
  85. و از من پیروی کنید! این راهی است راست؛ سوره زخرف، آیه۶۱.
  86. سیف‌اللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم.
  87. راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.
  88. معانی الأخبار، ص۳۳، ج۴.
  89. مصباح الشریعه، ص۲۹۱ از امام علی(ع).
  90. و مؤمنان، خداوند را دوستدارترند؛ سوره بقره، آیه۱۶۵.
  91. بگو اگر خداوند را دوست می‌دارید از من پیروی کنید تا خداوند شما را دوست؛ سوره آل عمران، آیه۳۱.
  92. سیف‌اللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم.
  93. بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود؛ سوره الانعام، آیه ۱۶۱.
  94. راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.
  95. من لا یحضر الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص۱۳۰، ح۶۹۲.
  96. راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.
  97. تفسیرالعیاشی، ج۱، ص۴۲، ح۶۲، بحارالأنوار، ج۹۸، ص۰۴۲، ح۶۴.
  98. سیف‌اللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم.
  99. راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.
  100. بحارالأنوار، ج۸، ص70.
  101. راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.
  102. ارشاد القلوب ج۲، ص۵۶۳، بحارالانوار ج۰۱، ص۰۶.
  103. سیف‌اللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم.
  104. راه راست را به ما بنمای راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ سوره فاتحه، آیه ۶ ـ ۷.
  105. بحارالأنوار، ج۲۸، ص۱۲، تفسیرالعیاشی، ج۱، ص۲۲.
  106. پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بی‌گمان تو بر راهی راست هستی و همانا آن، یادکردی برای تو و قوم توست و زودا که بازخواست شوید؛ سوره زخرف، آیه۴۳ - ۴۴.
  107. یا، سین؛ سوگند به قرآن حکیم، که تو از فرستادگانی، بر راهی راست؛ سوره یس، آیه ۱ - ۴.
  108. سیف‌اللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم.
  109. طه، آیه ۱۳۵؛ حج، آیه ۲۴.
  110. حجر، آیات ۳۹ تا ۴۱.
  111. انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳.
  112. تکویر، آیات ۲۷ و ۲۸.
  113. یس، آیه ۶۱؛ زخرف، آیه ۶۱.
  114. مؤمنون، آیه ۷۴.
  115. مریم، آیات ۳۱ و ۳۶.
  116. همان.
  117. حمد، آیات ۵ و ۶؛ آل عمران، آیه ۵۱.
  118. انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳.
  119. مریم، آیات ۳۱ و ۳۲ و ۳۶.
  120. حجر، آیه ۳۲؛ مریم، آیات ۴۳ و ۴۴.
  121. انعام، آیات ۷۸ و ۷۹ و ۱۵۱ و۱۵۳.
  122. انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳.
  123. منصوری، خلیل، حقیقت صراط مستقیم.
  124. الدر المنثور، ج ۱، ص۲۵.
  125. بحار الأنوار، ج ۴۷، ص۲۳۸، حدیث ۲۳.
  126. تفسیر منسوب، ص۴۴، حدیث ۲۰.
  127. منصوری، خلیل، حقیقت صراط مستقیم.
  128. راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.
  129. بحارالأنوار ج۵۳، ص۵۶۳،المناقب ج۳، ص۳۷.
  130. خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید و این راه راست پروردگار توست؛ بی‌گمان آیات را برای گروهی که در یاد می‌گیرند روشن داشته‌ایم؛ سوره انعام، آیه ۱۲۵ - ۱۲۶.
  131. پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بی‌گمان تو بر راهی راست هستی و همانا آن، یادکردی برای تو و قوم توست و زودا که بازخواست شوید؛ سوره زخرف، آیه۴۳ - ۴۴.
  132. سیف‌اللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم.
  133. هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بی‌گمان از خداوند فرمان برده است؛ سوره نساء، آیه ۸۰.
  134. و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی؛ سوره نحل، آیه ۴۴.
  135. بیشتر آنان خرد نمی‌ورزند؛ سوره مائده، آیه ۱۰۳.
  136. بیشتر آنان نمی‌دانند؛ سوره انعام، آیه ۳۷.
  137. بیشتر ایشان ایمان ندارند؛ سوره بقره، آیه ۱۰۰.
  138. بسیاری از آنان نافرمانند؛ سوره آل عمران، آیه۱۱۰.
  139. بحارالأنوار، ج۷۳، ص۸۰۲.
  140. معانی الأخبار، ص۲۷۳، بحارالأنوار، ج۸۳، ص۹۲۱.
  141. بحارالأنوار، ج۵، ص۹۶.
  142. بحارالأنوار، ج۸، ص۶۶۳.
  143. "عَلِيٌ‏ مِنِّي‏ كَهَارُونَ‏ مِنْ‏ مُوسَى‏".
  144. " عَلِيٌ‏ مِنِّي‏ وَ أَنَا مِنْهُ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏".
  145. "عَلِيٌ‏ مِنِّي‏ كَنَفْسِي‏ طَاعَتُهُ‏ طَاعَتِي‏ وَ مَعْصِيَتُهُ‏ مَعْصِيَتِي‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏".
  146. عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۶.
  147. "أَنَا خَاتَمَ‏ الْوَصِيِّينَ‏ وَ أَنَا الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ‏ وَ أَنَا النَّبَأُ الْعَظِيمُ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"؛ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۵.
  148. راه راست را به ما بنمای؛ سوره فاتحه، آیه۶.
  149. بحارالأنوار، ج۹۸، ص۲۴۰.
  150. آیا آنکه به روی درافتاده (و باژگون) راه می‌رود رهیاب‌تر است یا آنکه استوار و بر راهی راست راه می‌رود؟؛ سوره ملک، آیه۲۲.
  151. الکافی، ج۱، ص۳۳۴.
  152. معانی الأخبار، ص۲۳.
  153. و چون (داستان آفرینش) پسر مریم را مثال زنند؛ سوره زخرف، آیه۵۷.
  154. "﴿وَ إِنَّهُ‏ لَعِلْمٌ‏ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَ‏ بِها وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ ‏ يَعْنِي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"؛ بحارالأنوار، ج۹، ص۶۳۲.
  155. و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید؛ سوره انعام، آیه۱۵۳.
  156. بحارالأنوار، ج۴۲، ص۵۱.
  157. الأمالی للصدوق، ص۷۰۳، ح ۵۱ از امام صادق(ع).
  158. سیف‌اللهی، حسین، صراط مستقیم از منظر قرآن کریم.
  159. صحیح ترمذی، ج ۵، ص۶۶۳–۶۶۲، ۳۲۸ به نقل از بیش از ۳۰ نفر از اصحاب؛ مستدرک حاکم، فصل «فضیلت اصحاب»، ج ۳، ص۱۰۹، ۱۱۰، ۱۴۸، ۵۳۳، حاکم نوشته که این حدیث صحیح است بر اساس نظر شیخین بخاری و مسلم؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۴۳۲؛ مسند احمد بن حنبل، ج ۳، ص۱۴، ۱۷، ۲۶، ۵۹، ج ۴، ص۳۶۶، ۳۷۲–۳۷۰؛ فضایل صحابه، احمد بن حنبل، ج ۲، ص۵۸۵، حدیث ۹۹۰؛ خصایص نسایی، ص۲۱، ۳۰؛ صواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، فصل ۱۱، بخش ۱، ص۲۳۰.
  160. کلینی، الکافی، دار الکتب الاسلامیه، ج۱، ص۲۹۴.
  161. بحار الأنوار، ج ۸، ص۷۰، حدیث ۱۹.
  162. معانی الاخبار، ص۳۲، حدیث ۲.
  163. معانی الأخبار، ص۳۵، حدیث۵.
  164. «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.
  165. اهل البیت فی الکتاب و السنة، ص۱۵۸.
  166. فاطمه زهرا.
  167. اهل البیت فی الکتاب و السنة، ص۱۵۹.
  168. تفسیر برهان، ج ۳، ص۱۷۰؛ بحارالانوار، ج ۳۱، ص۴۱۳ و ۴۱۴؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص۳۴۵؛ مناقب آل ابی طالب، ج ۲، ص۲۸۱.
  169. شواهد التنزیل، ج ۱، ص۵۸، ح ۸۹.
  170. بحار الأنوار، ج ۲۴، ص۱۱، حدیث۳.
  171. الأمالی للصدوق، ص۸۹؛ الجمل، ص۸۱؛ الأمالی للطوسی، ص۵۴۸؛ کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر، ص۲۰؛ سنن الترمذی، ج ۵، ص۶۳۳؛ الإمامه و السیاسه، ج ۱، ص۹۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص۱۳۵؛ تاریخ مدینة دمشق، ج ۴۲، ص۴۴۸؛ المناقب، ص۱۰۴؛ إحقاق الحق و إزهاق الباطل و ملحقات آن، ج ۵، صص ۶۲۳ ـ ۶۳۸ و ج ۱۶، صص ۳۸۴ ـ ۳۹۷ و ج ۲۱، صص ۳۹۰ ـ ۳۹۵ و ج ۲۳، ص۳۰۷ و ج ۳۰، صص ۲۲۹ ـ ۲۳۰؛ موسوعة الغدیر فی الکتاب و السنه و الأدب، ج ۴، صص ۲۵۱ ـ ۲۵۵.
  172. مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص۱۰۴.
  173. منصوری، خلیل، حقیقت صراط مستقیم.
  174. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا «ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سو‌گرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.
  175. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ «ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.
  176. ﴿وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ «و چون به نماز بانگ برآورید آن را به ریشخند و بازی می‌گیرند؛ این از آن روست که آنان گروهی هستند که خرد نمی‌ورزند» سوره مائده، آیه ۵۸.
  177. ﴿وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا يَا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ «و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم آنگاه آنان به قومی رسیدند که به پرستش بت‌هایی که داشتند رو آورده بودند، گفتند: ای موسی! برای ما خدایی بگمار چنان که آنان خدایانی دارند، (موسی) گفت: به راستی که شما قومی نادانید» سوره اعراف، آیه ۱۳۸.
  178. ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ «ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند» سوره انفال، آیه ۶۵؛ ﴿وَإِذَا مَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ هَلْ يَرَاكُمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ «و چون سوره‌ای فرو فرستاده شود، به یکدیگر می‌نگرند (و می‌پرسند) آیا کسی شما را می‌بیند؟ سپس (اگر کسی نبیندشان) باز می‌گردند؛ خداوند دل‌هاشان را بگرداند که آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند» سوره توبه، آیه ۱۲۷.
  179. ﴿وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ «و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان؛ این بدان روست که اینان گروهی نادانند» سوره توبه، آیه ۶.
  180. ﴿إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ «شما از سر شهوت به جای زنان به سراغ مردان می‌روید بلکه شما قومی گزافکارید» سوره اعراف، آیه ۸۱.
  181. «بگو: هر کس به فرا خور خویش کار می‌کند» سوره اسراء، آیه ۸۴.
  182. ﴿مَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا «هر کس رهیاب شود تنها به سود خود راه یافته و هر کس گمراه شود تنها به زیان خود گمراه گردیده است و هیچ باربرداری بار (گناه) دیگری را بر دوش نخواهد گرفت و ما تا پیامبری برنینگیزیم (کسی را) عذاب نمی‌کنیم» سوره اسراء، آیه ۱۵.
  183. ﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ «پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شما، هیچ چالشی میان ما و شما نیست، خداوند میان ما را جمع می‌گرداند و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست» سوره شوری، آیه ۱۵.
  184. ﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ «بگو: من تنها بشری همانند شمایم، به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است پس به او رو آورید و از او آمرزش بخواهید و وای بر مشرکان!» سوره فصلت، آیه ۶.
  185. ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ * وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست * و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد در حالی که شما را در برابر خداوند، سروری نباشد، آنگاه یاری نخواهید شد» سوره هود، آیه ۱۱۲-۱۱۳.
  186. ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا «بی‌گمان این قرآن به آیین استوارتر رهنمون می‌گردد و به مؤمنانی که کارهای شایسته انجام می‌دهند مژده می‌دهد که پاداشی بزرگ دارند» سوره اسراء، آیه ۹.
  187. ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ «فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس پایداری ورزید و از روش کسانی که دانایی ندارند پیروی نکنید» سوره یونس، آیه ۸۹.
  188. ﴿سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ «به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟» سوره فصلت، آیه ۵۳.
  189. ﴿وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ «و سنجش در این روز، حق است پس کسانی که ترازوهای (کردار) شان سنگین آید رستگارند * و آن کسان که ترازوهای (کردار) شان سبک آید کسانی هستند که با ستمی که بر آیات ما روا می‌داشتند به خود زیان زدند» سوره اعراف، آیه ۸-۹.
  190. منصوری، خلیل، آثار استقامت در طریقت حق.
  191. سوره فصلت، آیات ۳۰ و ۳۱؛ ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ * أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ «آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند * آنان به پاداش آنچه انجام می‌دادند بهشتی‌اند در حالی که در آن جاودانند» سوره احقاف، آیه ۱۳-۱۴.
  192. ﴿حْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ * نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ «ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم و در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید دارید * به پذیرایی از سوی آمرزنده‌ای بخشاینده» سوره فصلت، آیه ۳۱-۳۲.
  193. منصوری، خلیل، آثار استقامت در طریقت حق.
  194. ﴿إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ * وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ «بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است * و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره آل عمران، آیه ۱۹ و ۸۵؛ ﴿وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ «و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستاده‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌شمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواسته‌های آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف می‌ورزیدید آگاه می‌گرداند» سوره مائده، آیه ۴۸؛ ﴿شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ «از دین، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی، سفارش کردیم که دین را استوار بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر مشرکان آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» سوره شوری، آیه ۱۳.
  195. «و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم؛» سوره جن، آیه ۱۶.
  196. ﴿وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا * ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ عَلِيمًا «و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند * این بخشش از سوی خداوند است و خداوند به دانایی بسنده است» سوره نساء، آیه ۶۹-۷۰.
  197. منصوری، خلیل، آثار استقامت در طریقت حق.
  198. ﴿إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ * لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ * وَمَا تَشَاؤُونَ إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ؛ «این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست * برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد * و جز آنچه خواست خداوند پروردگار جهانیان است؛ نخواهید» سوره تکویر، آیه ۲۷-۲۹.
  199. ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ «و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.
  200. ﴿قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ * وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ «بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید * و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید * و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱-۱۵۳.
  201. ﴿وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ «و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.
  202. ﴿وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ * ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ «و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم * این رهنمود خداوند است که هر یک از بندگان خود را بخواهد با آن رهنمون می‌شود و اگر شرک ورزیده بودند آنچه می‌کردند تباه می‌شد» سوره انعام، آیه ۸۷-۸۸؛ ﴿وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ * وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ * وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ * وَآتَيْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِينَ * وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ «و به راستی بر موسی و هارون منّت نهادیم؛ * و آن دو و قومشان را از آن بلای سترگ رهاندیم * و یاریشان کردیم پس آنان بودند که پیروز شدند * و به هر دو کتابی روشن بخشیدیم * و هر دو را به راه راست رهنمون شدیم» سوره صافات، آیه ۱۱۴-۱۱۸؛ شوری، آیه ۵۲.
  203. ﴿إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ * شَاكِرًا لِأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ «به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست‌آیین بود و از مشرکان نبود * سپاسگزار نعمت‌های او بود؛ (خداوند) او را برگزید و به راهی راست راهنمایی کرد» سوره نحل، آیه ۱۲۰-۱۲۱.
  204. ﴿وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا * وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ «و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است * و بی‌گمان خداوند پروردگار من و شماست، او را بپرستید! این راهی راست است» سوره مریم، آیه ۳۲ و ۳۶.
  205. ﴿وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  206. ﴿قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ * قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ «گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد * بجز از میان آنان بندگان نابت را * فرمود: این راهی است راست، بر عهده من» سوره حجر، آیه ۳۹-۴۱.
  207. ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ * اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ * صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ «تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم * راه راست را به ما بنمای * راه آنان که به نعمت پرورده‌ای؛ که نه بر ایشان خشم آورده‌ای و نه گمراه‌اند» سوره فاتحه، آیه ۵-۷؛ انعام، آیات ۸۷ و ۸۸.
  208. «و بی‌گمان آنان را به راهی راست رهنمون می‌شدیم * و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند * این بخشش از سوی خداوند است و خداوند به دانایی بسنده است» سوره نساء، آیه ۶۸-۷۰.
  209. منصوری، خلیل، حقیقت صراط مستقیم.
  210. «بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.
  211. «پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بی‌گمان تو بر راهی راست هستی» سوره زخرف، آیه ۴۳.
  212. «تا خداوند گناه پیشین و پسین تو را بیامرزد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست رهنمون گردد» سوره فتح، آیه ۲.
  213. «بگو همه چشم به راهند، شما هم چشم به راه باشید، به زودی خواهید دانست چه کسانی همراهان راه میانه‌اند و چه کسی رهیافته است» سوره طه، آیه ۱۳۵.
  214. «برای هر امّتی آیینی نهاده‌ایم که آنان بر همان (آیین) رفتار می‌کنند پس نباید در این کار با تو بستیزند و (مردم را) به سوی پروردگارت فرا خوان! بی‌گمان تو بر رهنمودی راست قرار داری» سوره حج، آیه ۶۷.
  215. «و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.
  216. «و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.
  217. «الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستاده‌ایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگی‌ها به سوی روشنایی برون آوری» سوره ابراهیم، آیه ۱.
  218. «و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.
  219. «بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است» سوره انعام، آیه ۱۶۱.
  220. «بی‌گمان تو بر راهی راست هستی» سوره زخرف، آیه ۴۳.
  221. «بی‌گمان تو بر رهنمودی راست قرار داری» سوره حج، آیه ۶۷.
  222. «و به یقین تو آنان را به راهی راست می‌خوانی» سوره مؤمنون، آیه ۷۳.
  223. «و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.
  224. «تا خداوند گناه پیشین و پسین تو را بیامرزد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست رهنمون گردد» سوره فتح، آیه ۲.
  225. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲، ص۵۶.