حقوق همسر در معارف و سیره معصوم

حقوق و وظایف غیر مالی

گزارش‌ها درباره سیره امامان(ع) در محور وظایف غیر مالی اندک است. در همان حال نقل‌هایی که تنها به برخی فعالیت‌های آنان در این عرصه اشاره می‌کنند، در اینجا بررسی می‌شوند.

تأمین آرامش محیط زندگی

از نخستین چیزهایی که آدمی در ازدواج در پی آن است، احساس آرامش در محیط زندگی است و این را حق ابتدایی و مسلّم خود می‌داند و اگر چنین نباشد، ازدواجش را ناموفق می‌شمارد؛ چراکه از عوامل ناکامی‌های نسل بشر ناامیدی و اضطراب است که دل‌مردگی، پریشانی، تنبلی، سرخوردگی و بی‌هویتی را در پی دارد و همه اینها در ردیف آسیب‌های گوناگون زندگی به ویژه در امور خانواده جای دارد. اگر پیامبر(ص) امنیت (آرامش) و عافیت را دو نعمت ناشناخته می‌داند[۱]، به سبب آثار مترتب بر آنهاست؛ یعنی امید و سرزندگی، آرامش و آسایش، شادابی در تلاش و کار، خواب و خوراک، تفریح و تفرج عبادت و بندگی و بالاخره به سامان بودن و رواج همه امور زندگی در سایه این دو نعمت بزرگ است و اگر آنها نباشند، واقعاً نمی‌توان به زندگی سعادتمندانه و خوشبخت دست یافت؛ از این‌رو احساس آرامش در محیط زندگی از حقوق غیر مالی همسر است که شریک زندگی او وظیفه دارد به تناسب خود آن را تأمین کند و آیه مبارکه ﴿لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا[۲] به همین نکته اشاره می‌کند.

از راه‌های اساسی تأمین آن نیز یاد خدا و پیوند با مبدأ هستی است[۳] که بر اصل تعهد ایدئولوژیک از اصول راهبردی همسرداری استوار است. این پیوند دل و روح انسان را همانند قطره به اقیانوس بی‌پایان متصل می‌کند و آدمی علاوه بر بیداری دل و آگاهی اندیشه از این طریق به نوعی امید و آرامش واقعی دست می‌یابد و احساس می‌کند که در همه امور از جمله در کارهای همسرداری پیشتیبان دارد ﴿هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ[۴] و با خودباوری و احساس توان راه‌های عادی همسرداری را می‌پیماید و بر تلاش خود می‌افزاید و وضعیت زندگی را بهبود می‌بخشد. تأمین این وظیفه در سیره امامان به صورت‌های گوناگون مشاهده می‌شود که در عناوین بعدی به برخی نمونه‌ها اشاره می‌شود[۵].

رعایت آراستگی و پاکیزگی

آراستگی ظاهری آدمی نقشی اساسی در پیدایش شادابی و نشاط در روابط اجتماعی دارد و بخشی از موفقیت‌های فرد در ارتباطات با افراد و خانواده در آرایش ظاهری اوست. این آراستگی به تناسب موارد نمونه‌هایی متفاوت دارد؛ مانند شانه کردن و نظافت موها، مرتب بودن لباس، نظافت لباس و بدن، مسواک کردن و خوشبویی و معطر بودن.

این نکته در روابط پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) به وضوح مشاهده می‌شود. آنان با استفاده از موارد یاد شده به آراستگی ظاهری خود در خانه و بیرون از آن اهمیت می‌دادند. رسول خدا(ص) همیشه با خود آینه و شانه داشت و گاهی با نگاه به آب موی سر خود را مرتب می‌کرد و در این باره می‌فرمود: «خدا دوست دارد انسان با آراستگی نزد افراد برود»[۶]. چنان‌که در استفاده از عطر و مشک به گونه‌ای بود که افراد از بوی عطر متوجه ایشان می‌شدند[۷].

بر پایه گزارشی، امام مجتبی(ع) با رنگ مشکی خضاب می‌کرد[۸]؛ چنان‌که بر دستان خود حنا می‌گذاشت[۹]. امام حسین(ع) نیز با حنا و استفاده از برخی گیاه‌ها خضاب می‌کرد و این خضاب حتی در روز عاشورا بر ایشان مشاهده شد[۱۰]؛ همان‌گونه که امام سجاد(ع) از بوی خوش گران‌قیمت و پردوامی به نام «غالیه» که از موادی مانند مُشک، عنبر، عود، کافور و روغن تهیه می‌شد، خود را خوشبو می‌کرد[۱۱] و ظرف عطر و مشک او در خانه آویخته بود و همواره از آن بهره می‌گرفت[۱۲]. امام باقر(ع) نیز گاهی بر ناخن خود و گاهی از سر تا پا حنا می‌گذاشت و همانند دسته گل می‌شد[۱۳].

به فرموده امام رضا(ع)، مصرف طیب و بوی خوش امام صادق(ع) به قدری بود که پس از بازگشت ایشان از مسجد جایگاه نماز او از اثر بوی خوش وی در آن شناخته می‌شد[۱۴]. امام کاظم(ع) هم با رنگ مشکی خضاب می‌کرد[۱۵]، سرمه می‌کشید[۱۶] و موهایش را شانه می‌کرد[۱۷]؛ چنان‌که در فرصت‌های متفاوت از بوهای خوشی مانند مشک و عود استفاده می‌کرد؛ حتی زنان خانه او بخورهای مختلف را آماده می‌کردند و از آن بهره می‌گرفتند[۱۸]. درباره امام رضا(ع) نیز آمده است که سرمه می‌کشید[۱۹] و همواره از بخور عود هندی تازه و سپس از گلاب و مشک استفاده می‌کرد[۲۰] و به گفته معمر بن خلاد[۲۱] در خراسان از بوی خوشی به نام غالیه که پردوام است، استفاده می‌کرد[۲۲].

این مطالب نمونه‌هایی از گزارش‌ها در این باره است که از رعایت آراستگی در سیره امامان(ع) به ویژه در تعامل با همسران حکایت می‌کند؛ چراکه میل به زیبایی از نیازهای درونی و جدی زن و مرد است؛ همان‌گونه که مرد دوست می‌دارد همسرش آراسته و زیبا باشد و از زشتی و ژولیدگی و مراعات نکردن مسائل بهداشتی و نظافت او متنفر است و امیرمؤمنان(ع) نیز بر این خوشبویی زن برای همسر تأکید کرده است[۲۳]، زن هم به فرموده امام کاظم(ع) شوهرش را همین‌گونه می‌پسندد[۲۴]. و پیامبر(ص) با تأکید بر این نکته می‌فرماید: «خود را برای همسر خویش آراسته کنید؛ چنان‌که آنان دوست دارند خود را برای همسر خود آراسته کنند»[۲۵].

از نمونه‌های آراستگی نظافت و شستشو برای هر بار آمیزش است. درباره امام صادق(ع) آمده است برای هر آمیزشی که پس از آمیزش دیگر انجام می‌داد و میان آنها غسل نکرده بود وضو می‌گرفت[۲۶].[۲۷]

ارضای منظم نیاز جنسی

ازدواج که پیمان زن و مرد بر پایه مقررات معین دینی و عرفی است، اهدافی دارد که مهم‌ترین آنها، هماهنگی آنان در همه امور زندگی از جمله در آمیزش جنسی است. آنچه در این محور مورد انتظار زن و شوهر از یکدیگر و مایه آرامش آنان است ارضای منظم نیاز جنسی است؛ چراکه ارضای منظم این نیاز مایه سازگاری زندگی زناشویی و کاهش رفتارهای نادرست جنسی در زندگی است.

به دیگر سخن بین ارضای لذت‌بخش میل جنسی با پاکدامنی همسران به ویژه زنان ـ که نتیجه آن سازگاری زندگی زناشویی است - رابطه معناداری برقرار است و این نکته‌ای است که در بیان امام کاظم(ع) به صراحت بیان شده است. حسن بن جهم از یاران آن حضرت پس از آن‌که امام را با حال آرایش دیدار کرد، از علت پرسید. حضرت با تأکید بر اینکه خودآرایی و آمادگی شوهران از عوامل پاکدامنی همسران آنان است و بی‌آرایشی مردان سبب ناپاکدامنی و ناسازگاری زندگی زناشویی آنان است به او فرمودند: اگر خود را نیارایی، دوست می‌داری همسرت را همانند خود ناآراسته ببینی؟ حسن بن جهم گفت: نه. امام فرمود: این حالت من برای همین مطلب است» نیز افزودند: «پاکیزگی، خوشبویی، اصلاح مو و آمیزش بسیار از اخلاق پیامبران بود و پیامبر(ص) نه زن داشت و شبانه‌روز به آنان سر می‌زد»[۲۸]. تعبیر «تهیئه» که در روایت به کار رفته در لغت به معنای آراستگی و آمادگی مرتب و منظم است[۲۹] و نقش آن در عفت همسران تأثیرگذار و مورد تأکید روایت است و این مطلب با تحقیقی که در این باره به صورت پیمایشی و روان‌شناسانه انجام شده، نیز هماهنگ است[۳۰]؛ چنان‌که از این نکته نیز حکایت می‌کند که زن دوست می‌دارد نخست مرد علاقه و میل خود را نشان دهد و به سوی او آید؛ چراکه شوهر با آراسته کردن خود برای همسر تمایلش را به او اظهار می‌کند و از این راه از عوامل ناسازگاری زناشویی می‌کاهد و برای عمق بخشیدن به رابطه صحیح همسران و لذت‌بخشی زندگی آنان گام برمی‌دارد.

شاید به همین جهت است که پیامبر(ص) در پاسخ به پرسشی در این باره فرمود: «به راستی به هنگام آمیزش مؤمن با همسرش هفتاد هزار فرشته بال بگشایند و رحمت خدا]بر این زن و شوهر] فرود آید. پس از غسل کردن، خدا به تعداد هر قطره‌ای که از آب غسل آنان بچکد، خانه‌ای در بهشت برای آنان بنا کند»[۳۱]. در سخنی دیگر، ایشان آراستگی را خواسته درونی زن و شوهر از یکدیگر دانسته و آن را با این تعبیر بیان کرده است: «زن و شوهر باید خود را برای یکدیگر بیارایند»[۳۲]؛ چنان‌که خود نیز با نظافت هفتگی[۳۳] به آن عمل می‌کرد[۳۴]. در روایات فراوانی که در میان آنها روایت معتبر کم نیست، بر این امر تأکید شده است[۳۵] و گزارش‌هایی نیز در سیره امامان در این مورد مشاهده می‌شود؛ برای نمونه امام باقر(ع) هفتگی از داروی نظافت استفاده می‌کرد[۳۶] و با سرمه و پوشش‌های تزیینی درون‌خانگی خود را برای همسرش می‌آراست و در توجیه رفتار خود می‌فرمود: «همان‌گونه که همسرم، خود را برای من آرایش کرده من نیز چنین وظیفه‌ای دارم»[۳۷]. چنان‌که امام صادق(ع)[۳۸] و دیگر امامان[۳۹] هر وقت حمام می‌رفتند، موهای زاید زیر بغل و غیر آن را می‌زدودند.

به دیگر سخن غرایز مردان و زنان به لحاظ آب و هوا و مناطق جغرافیایی، نژاد و ژن، قوت و ضعف جسمی و مانند آن متفاوت است و هرکدام به تناسب توانمندی‌های خود حقوق جنسی دارند. تأمین منظم این حقوق تدبیر مناسب می‌طلبد. امام مجتبی(ع) در نقل سیره خاندان خویش یکی از این تدبیرها را خوشبویی و نظافت دهان دانست و فرمود: «چون دهان ما خوشبو و گواراست، زنان ما به ما روی می‌آورند»[۴۰].

موضوع ارضای جنسی چون از موارد پنهانی زندگی است، گزارش‌های سیره‌ای مربوط به آن اندک است و موارد ذکر شده از نمونه‌های آن است. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل[۴۱].

حقوق و وظایف مالی

حقوق و تکالیف مالی زن و شوهر انواعی دارند که می‌توان آنها را در سیره امامان(ع) به صورت زیر بررسی کرد:

مهریه

«مهریه» نخستین حق مالی است که زن در زندگی مشترک به دست می‌آورد و مرد موظف به پرداخت آن است. رواج این حق ریشه تاریخی دارد و از روش‌های بسیار کهن در تحکیم روابط خانوادگی شمرده می‌شود. در آن دوره‌ها، مرد برای ازدواج چیزی از مال و دارایی خود را به پدرزن یا دیگر بستگان زن می‌پرداخت یا با اجیر شدن برای پدرزن آینده خود مدتی برای او کار می‌کرد. به گفته ویل دورانت در دوره قوت نظام پدرشاهی، داماد مدتی پس از کار کردن برای پدرزن خود حق پیدا می‌کرد که همسرش را به خانه خود ببرد؛ از این‌رو یعقوب پیغمبر برای اینکه لیه و راحیل را به دست آورد مدتی برای لابان کار کرد[۴۲]. در فرایند ازدواج حضرت موسی با دختر شعیب(ع) نیز موسی برای شعیب هشت سال کار کرد و با دخترش ازدواج کرد[۴۳].

می‌توان گفت ریشه این رسم دو چیز بود: الف) نبودن ثروت که به جای آن در غالب، داماد برای زن یا پدر او کار می‌کرد. ب) رسم جهاز دادن که پدرزن برای تهیه جهاز داماد را اجیر می‌کرد تا برای او یا دختر کار کند[۴۴]. با رشد اقتصادی و افزایش ثروت در دوره‌های بعد، پرداختن کالا یا مقداری پول به پدر عروس به هنگام نامزدی و زناشویی را ترجیح دادند؛ از این‌رو خریدن زن از پدر و مادر او رسم رایج در آن دوره‌ها شده بود[۴۵].

این رسم نیز شیوه‌های متفاوتی داشت[۴۶] که تا سه قرن پیش در کشورهایی مانند سومالی برخی از آن شیوه‌ها رواج داشت[۴۷]؛ برای مثال، ویل دورانت درباره ازدواج بابِلیان چنین می‌نویسد: «کسانی که دختران قابل شوهری داشتند، سالی یک بار آنان را به محل تجمع مردان می‌آوردند. دلال یک یک آنان را معرفی و وصف می‌کرد و یکی پس از دیگری را می‌فروخت. پس از فروش زیباترین آنان به بهای گران‌تر، نوبت به دختری می‌رسید که زیبایی کمتری داشت و در هر صورت آنها را به شرط زناشویی می‌فروخت»[۴۸]. شوالیه شاردن در سفرنامه خود می‌نویسد: «ازدواج در میان کلشیدیان، گورگینی، در حقیقت داد و ستدی بیش نیست؛ زیرا افراد خانواده زن یا دختر با کسی که جویای اوست، به صورت یک طرف معامله گفتگو می‌کنند. طالب ازدواج می‌گوید: من دختر تو را به فلان مبلغ مهر به همسری خود می‌پذیرم و در زمان عروسی، داماد، پول را به عروس یا خویشاوندان نزدیک او می‌پردازد»[۴۹].

اینها نمونه‌هایی از سرنوشت مهر در گذشته است؛ اما پس از ظهور اسلام مهر صورتی منطقی و معقول پیدا کرد و به این شیوه رواج یافت که مرد به هنگام ازدواج «پیشکشی» تقدیم زن می‌کرد و هیچ یک از پدر و مادر یا دیگری در آن حقی نداشتند[۵۰]. پس مهریه حقی است که اسلام زناشویی را بر اساس آن بنیان نهاد. قرآن کریم با ظرافتی خاص این مطلب را مطرح کرده و می‌فرماید: ﴿وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً[۵۱]؛ یعنی کابین زنان پیشکشی است از جانب شما و به خود آنان بپردازید (نه به پدران و مادران یا برادران آنان). قرآن در این جمله کوتاه به سه نکته اساسی اشاره می‌کند:

  1. از «مَهر» به عنوان «صدقه» که از ماده «صدق» است، یاد کرده و بدان سبب به آن «صداق» یا «صَدوقه» گفته‌اند که تعیین مهر در ازدواج و پرداختن پیشکشی به زن نشانه صداقت، صفا و وفاداری مرد در محبت به اوست؛ چنان‌که «صَدَقه» دلیل صداقت و صِدق ایمان صدقه‌دهنده است[۵۲].
  2. به کار بردن ضمیر «هن» در کلمه «صَدُقَاتِهِنَّ» حکایت می‌کند از اینکه مهریه حق خود زن است، نه اینکه پاداش بزرگ کردن و شیربهای فرزند برای پدر و مادر باشد. در واقع مهر تدبیری است از سوی قانون آفرینش برای حفظ ارزش عزت و حیای زن و قراردادن او در سطحی عالی‌تر که خود را رایگان عرضه نکند؛ از این‌رو ارزش معنوی مهر بیش از ارزش مادی آن است[۵۳].
  3. از به‌کارگیری واژه «نِحله» که به معنای پیشکش[۵۴] است، برمی‌آید که «مهر» پیشکش و عطیه الهی است که خدای والا بر مرد واجب کرده است[۵۵] و در برابر چیزی نیست؛ زیرا کامیابی جنسی، تشکیل خانواده و فرزند داشتن همگی میان زن و مرد مشترک است؛ چنان‌که حقوق آنان نیز به تعبیر قرآن دوسویه است‌[۵۶] و در روایتی نیز آمده است که زن و شوهر در ازدواج شیرینی و شهد یکدیگر را می‌چشند[۵۷]. تعبیر لطیف «صِداق» و «نِحله» نشان ادب و حیا در کلام الهی و نیز تکریم و تجلیل زنان و ناموس آنان است و بر این مطلب تأکید می‌کند که امر مقدس ازدواج نوعی خرید و فروش نیست و زن خود را در برابر مهریه به شوهر نمی‌فروشد بلکه ناموس زن و مرد متعلق به خداست[۵۸].

البته این پیشکش بودن مهریه نشانه‌های دیگری هم دارد؛ مانند اینکه می‌توان مهریه را چیز دیگری غیر از مال از قبیل: (آموزش علم) آموزش قرآن و حتی آموزش بخشی از آن قرار داد[۵۹]. نیز در روایات به کم بودن آن توصیه شده است[۶۰]؛ چنان‌که در عقد نکاح، رکن آن زن و مرد هستند، نه مهریه؛ از این‌رو عقد دانم بدون تعیین مهریه هم است؛ ولی بعدها از راه مهرالمثل[۶۱] تکمیل می‌شود[۶۲]، با اینکه در خرید و فروش چنین نیست، بلکه در آن کالا و قیمت آن نقشی اساسی دارند و بدون آنها عقد شکل نمی‌گیرد[۶۳]. همه اینها نشانه این است که مهریه بهای زن نیست، بلکه عطیه به اوست[۶۴].

بنابراین از نگاه اسلام، مهریه مال زن است و با اجرای عقد نیمی از مهر لازم می‌شود و او می‌تواند آن را از شوهر مطالبه کند؛ ولی نیم دوم آن متزلزل است و بستگی به آمیزش دارد که پس از آن لازم می‌شود؛ از این‌رو اگر زن پیش از آمیزش طلاق بگیرد، تنها می‌تواند نیمی از مهر را مطالبه کند[۶۵]. به هر روی زن می‌تواند به هر صورتی که به مصلحت او باشد در مهر تصرف کند؛ چنان‌که سیره خاندانی امامان معصوم(ع) چنین بوده که پس از ازدواج مهریه همسران را به او می‌پرداختند تا بتواند برابر مصلحت خود آن را مصرف کند[۶۶]. این نکته بسیار مهم از ویژگی‌های مکتب اسلام است که مسلمان در آغاز ازدواج چشم‌انداز زندگی مشترک زناشویی را مشخص می‌کند و با پرداختن مهر به همسر نهایت صداقت، دوستی و یکپارچگی خود را به او اعلان می‌کند و آینده‌ای روشن را به وی نوید می‌دهد[۶۷].

اندازه مهریه

اندازه مهریه موضوعی است که از جهات مختلف قابل بررسی است؛ از قبیل سیر تاریخی آن پیش از اسلام و آغاز اسلام و در سیره پیامبر(ص) و مهریه همسران ایشان و تأثیر عوامل متعدد در آن مانند جایگاه زن در خانه، موضوع عرف و فرهنگ اجتماعی، بافت قبیله‌ها، همسانی مالی زن و مرد، توجه به زنان همسان، موضوع چندهمسری، توان اقتصادی مرد و عهده‌داری مرد برای تهیه جهیزیه. بررسی همه اینها پژوهشی مستقل می‌طلبد و در اینجا تنها به نقش آن در ازدواج آسان اشاره‌ای کوتاه می‌شود.

آموزه‌های دین در نوع و اندازه مهریه توافق دو همسر[۶۸] و نیز توان پرداختی مرد[۶۹] را لحاظ کرده و سبک‌ترین آن را به عنوان بهترین مهریه پیشنهاد می‌کند[۷۰]. مهریه‌های سنگین و نجومی که در دوره کنونی رواج یافته و مانع ازدواج آسان است، تأمین کننده خوشبختی و سعادت زوج‌های جوان نیست. ممکن است برای تعیین مهریه‌های سنگین چنین توجیه شود: اولاً مهریه بالا ضامن حفظ و استمرار پیوند زناشویی است؛ ثانیاً مهریه را چه کسی پرداخته و چه کسی دریافت کرده است؛ ولی پاسخ این است که به تجربه ثابت شده تعیین مهریه سنگین از سوی دختران بذر بی‌اعتمادی را در خانواده می‌باشد؛ چنان‌که پیامبر(ص) با تأکید بر کم بودن مهریه[۷۱] و آسان‌گیری آن فرمودند: «کابین سنگین زن در دل مرد بذر کینه و دشمنی را با زن می‌پاشد»[۷۲]. از سوی دیگر افزایش آمار طلاق نشان می‌دهد مهریه زیاد ضامن خوشبختی زوج‌ها نیست؛ چراکه آرامش و خوشبختی زن و مرد از راه زندگی سازگار در کنار هم تأمین می‌شود. اگر این ازدواج بر پایه مهریه زیاد شکل گیرد و سپس بر اثر عواملی به طلاق بینجامد، چه بسا این اقدام سبب شود برخی از آنان پس از طلاق با تکیه بر مهریه بالای خود دوباره ازدواج نکنند؛ به ویژه اگر درآمد دیگری هم داشته باشند، نتیجه ازدواج که تولید مثل و تربیت فرزند صالح است، عملی نمی‌شود.

افزون بر آن بنابر تحقیقی که پیش از تاریخ این نوشته (۱۴۰۰ش) به عمل آمده، ۷۸ درصد جوانان مهریه سنگین را مایه گریز از ازدواج می‌دانند[۷۳]؛ بنابراین بهترین راهکار دستیابی به ازدواج آسان و همسرداری موفق تن دادن به سیره و فرهنگ اهل‌بیت(ع) و آموزه‌های دینی است.

بر پایه مستندات حدیثی و تاریخی پیامبر(ص) ازدواج آسان را بر پایه مهریه کم و به مبلغ پانصد درهم[۷۴] سنت نهاد که «مهرالسنه» نامیده می‌شود[۷۵] و این مبلغ بر اندازه‌های دیگر ترجیح دارد، نه اینکه لازم باشد[۷۶]؛ یعنی اگر عرف رایج در محیطی بر مبلغ بیشتری باشد که آسیب‌زا نباشد، خلاف شریعت نیست؛ اما سنت نبوی معادل پانصد درهم است و رویه امامان معصوم(ع) نیز در تعیین مهریه‌ها بر پایه سنت نبوی بوده[۷۷] که در همسرگزینی به آن عمل کردند. برای نمونه بر پایه گزارش ابن شهرآشوب امام مجتبی(ع) با جَعده دختر اشعث برابر سنت رسول خدا ازدواج کرد و مبلغ هزار دینار نیز بر مهرالسنه افزود[۷۸]. مبلغ افزوده در این گزارش صرف نظر از اعتبار سند آن می‌تواند بخشش امام برای رفاه همسرش باشد؛ چنان‌که امام صادق(ع) پرداختن بیش از مهرالسنه به همسر را «بخشش» دانسته است[۷۹]. همچنین از ابن‌سیرین (۳۳-۱۰۰ق)[۸۰] نقل شده که امام مجتبی(ع) پس از ازدواج با زنی برای او یکصد کنیز فرستاد و هر کنیزی را به مبلغ هزار درهم همراه کرد[۸۱]. این سخن هم در مقام بیان رفتار کریمانه آن حضرت است و تردیدی نیست که رفتار ایشان و دیگر امامان(ع) با همسرانشان کریمانه بوده؛ ولی این نقل به یکی از سه جهت زیر پذیرفتنی نیست:

  1. سند این نقل اعتبار ندارد؛ زیرا برخی راویان آنکه ابونعیم از آنها نام برده نزد رجالیان[۸۲] ناشناخته است. برخی نیز طبق نقل ابن‌حجر عسقلانی سخن باطلی نقل می‌کرد[۸۳]. پس اعتمادی به او نیست.
  2. در روزگاری که با دوران پیامبر(ص) فاصله چندانی نداشت و درباره ازدواج و هزینه‌های آن بر سنت آن حضرت نیز تأکید می‌شد[۸۴]، پذیرفتن چنین هزینه‌های اغراق‌آمیزی از امام مجتبی(ع) آسان نیست. افزون بر آنکه گزارشگر این نقل فقط ابن‌سیرین است و او هرچند به عرفان شهرت دارد، با این توجه که کاتب انس بن مالک و یار حسن بصری شمرده می‌شد[۸۵] و اینان همگی عثمانی بودند و از امیرمؤمنان(ع) و خاندانش انحراف داشتند[۸۶]، نمی‌توان سخنانش را در موردی که با سیره رایج آنان هماهنگ نیست و پشتیبان هم ندارد، پذیرفت.
  3. داشتن یکصد کنیز نیازمند داشتن مسکن و امکانات مناسب برای آنهاست و در زندگی امام مجتبی(ع) از چنین همسری که با آن همه امکانات زندگی کرده باشد گزارشی در دست نیست. وانگهی چنین شرایطی شاید در زندگی حکومتی پادشاهان متصور باشد؛ ولی در معیشت یک فرد متصور و معقول نیست. گستره زندگی یک فرد مگر چقدر است که یکصد کنیز داشته باشد؛ بنابراین می‌توان گفت این نقل از آن گزارش‌های ساختگی درباره امام مجتبی(ع) است که بعدها ساخته شده و به فرد معروف و کثیرالنقلی چون ابن‌سیرین نسبت داده شده است.

به هر روی مهرالسنه در خاندان پیامبر(ص) نسل به نسل رایج و عملی بود[۸۷]؛ چنان‌که امام حسین(ع) در تزویج دختر حضرت زینب مهریه او را ۴۸۰ درهم تعیین کرد[۸۸]. امام جواد(ع) مهریه همسرش ام‌فضل را معادل مهرالسنه (پانصد درهم) تعیین کرد[۸۹]، با اینکه وی دختر مأمون و شاهزاده بود. البته امام به تناسب شرایط زمانی و شخصیت اجتماعی خود و همسرش صدهزار درهم نیز به او هدیه داد و این هدیه بر پایه گزارش عبدالرحمن بن جوزی می‌تواند از همان پولی باشد که مأمون به هنگام ازدواج امام با دختر او به امام پرداخته بود[۹۰]؛ ولی برابر نقل صدوق و طبرسی و اربلی، آن مبلغ از مال خود امام(ع) بوده است[۹۱]. این رفتار پیامبر(ص) و خاندان او سبب شد که مهرالسنه در میان مؤمنان نیز سنت و رویه شود[۹۲]. امام جواد(ع) برای خریدن کنیزی به نام سمانه مادر امام هادی(ع) شصت یا هفتاد دینار پرداخت[۹۳]. امام هادی(ع) نیز کنیزی داشت که به شَرف مادری امام عسکری درآمد[۹۴] و از مبلغ پولی که برای وی پرداخت شده، گزارشی به دست نیامد. ایشان همچنین برای ازدواج امام حسن عسکری(ع) کنیزی به مبلغ۲۲۰ دینار خرید[۹۵].[۹۶]

زمان پرداختن مهریه

بر پایه احکام اسلامی، زمان پرداختن مهریه پس از عقد ازدواج و پیش از برقراری رابطه زن و شوهر با یکدیگر است[۹۷]؛ ولی اگر با توافق زن و مرد به تأخیر بیفتد، جایز است[۹۸] و سیره امامان معصوم(ع) در این باره نیز این بود که پس از ازدواج مهریه همسران خود را به صورت کامل به او می‌پرداختند تا او بتواند برابر نیاز و مصلحت خود آن را به مصرف برساند و این نکته سیره خاندانی آنان بود[۹۹]. در این باره می‌توان از نقل معروف تهیه جهیزیه حضرت فاطمه از زره فروخته‌شده امیرمؤمنان(ع) پیش از عروسی آنان نام برد[۱۰۰]. نیز نمونه‌های متعددی از امامان دیگر نقل شده است[۱۰۱].

نفقه

«نفقه» در لغت به معنای هزینه‌هایی است که مرد به همسرش می‌پردازد[۱۰۲]. نفقه به لحاظ وضعیت، انواع و سیره در تأمین مسکن و دیگر لوازم معیشتی و هزینه مصرفی نکاتی دارد که به آن اشاره می‌شود.

وضعیت نفقه

وضعیت نفقه و ابعاد ریز آن در فقه محققانه بررسی شده و این هزینه در واقع تغذیه سالم از دو جهت است: ۱. به لحاظ بهداشتی؛ ۲. به لحاظ حلال و حرام بودن؛ یعنی نفقه باید برابر موازین شرعی به دست آمده باشد. گستره نفقه همسر نیازمندی‌های متعارف و درخور شأن و در حد کفاف زندگی او را دربرمی‌گیرد؛ از قبیل خوراک، پوشاک، مسکن و ابزار آن، لوازم آرایشی، خدمتکار، بهداشت و درمان، اجرت حفظ یا بازسازی کالاها و رفع نیازها[۱۰۳]. در واقع زن با داشتن مسئولیت در برابر تولید نسل و پرورش آن و با لحاظ ویژگی جسمی و روحی خاص نیازمند تأمین معاش از سوی مرد است تا بتواند با آسایش و آرامش از عهده مسئولیت‌هایش برآید. اگر بخشی از مسئولیت تأمین زندگی شخصی زن بر عهده خودش باشد به ناچار باید بخشی از فرصت خود را در تلاش برای تهیه این نیازمندی‌ها صرف کند و پس از تلاش به دلیل خستگی ناشی از کار به استراحت بپردازد و در این صورت از اجرای مسئولیت اصلی خویش بازمی‌ماند. البته مقصود از مسئولیت مرد در تأمین معاش رهبری واحد منظم با توجه به مسئولیت‌های لازم وی و ویژگی‌های روحی و نیروی جسمی اوست که با چنین کاری تناسب دارد.

بنابراین تکلیف مرد در دادن نفقه زن تکلیفی یک‌جانبه است[۱۰۴] و توانایی یا ناتوانی مالی زن تأثیری در آن ندارد و زن الزامی ندارد از اموال شخصی خود نیازمندی‌های زندگی‌اش را تأمین کند. در واقع یکی از حقوق زن همین نفقه است؛ از این‌رو بحث نفقه و تأمین هزینه خانواده رکن اصلی اقتصاد خانواده است. به هر روی موضوع نفقه در سیره امامان(ع) اهمیتی ویژه داشت که به اجمال بررسی می‌شود.

روشن است این موضوع از موضوعات عرفی است که وضعیت زمانی و مکانی در آن تأثیر دارد. معصومان(ع) نیز با لحاظ تفاوت وضعیت زمانی و مکانی عمل می‌کردند که این ناشی از عوامل تأثیرگذار در فرایند وضعیت هزینه از جمله تفاوت اوضاع اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آن دوره‌ها بوده که هر معصومی با آن مواجه بوده است، نه تفاوت در دیدگاه‌ها و اهداف.

جامعه اسلامی دوره حضور پیامبر(ص) در مدینه تا سال هشتم هجرت فقط در شهر کوچک چندهزار نفری مدینه بود که منطقه‌ای محدود با فقر فراگیر و امکاناتی بسیار محدود را تشکیل می‌داد. در این وضعیت دشوار اقتصادی مسلمانان، معصومان(ع) حتی گاهی از خوراک روزانه بهره نداشتند؛ چنان‌که بر پایه خبر متواتر[۱۰۵]، آیه ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا[۱۰۶] درباره وضعیت مالی امیرمؤمنان(ع) و فاطمه در دوران پیامبر(ص) نازل شده است که با تحمل نداری وعده غذای خود را که به دشواری تهیه شده بود و به آن نیاز داشتند به نیازمندان ایثار کردند[۱۰۷]. هرچند نقل‌ها درباره منشأ و راه تهیه این غذا اختلاف دارند[۱۰۸]، درباره ایثار و تحمل نداری آنان متفق‌اند[۱۰۹].

پس از فتح مکه وطائف در سال هشتم، تغییرات اندکی در آن جامعه پدید آمد. پس از رحلت پیامبر(ص) به ویژه بعد از حاکمیت امیرمؤمنان(ع) از آسیای میانه تا شمال آفریقا یعنی مصر در گستره حکومت اسلام درآمده بود. ایران و روم دو دولت بزرگ همسایه دولت اسلامی آن روزگار بودند. حکومت ایران به کلی فروریخته بود و سرزمین ایران آن روز در اختیار حاکمیت مسلمانان درآمده بود. بخش عمده‌ای از سرزمین روم یعنی شامات، فلسطین، موصل و دیگر جاها نیز تحت قدرت مسلمانان درآمده بودند؛ بنابراین ثروت‌های فراوانی پدید آمده بود و فقر و کمبود و کم‌غذایی دوره پیامبر(ص) در این دوره وجود نداشت؛ از این‌رو کشور اسلامی با گستره‌ای که داشت ثروتمند شده بود و بسیاری از افراد از رفاه بیش از اندازه برخوردار شده بودند.[۱۱۰] در این دوره‌ها امامان نیز به تناسب وضعیت زمانشان از توسعه بر عیال دریغ نمی‌کردند[۱۱۱].

هرچه زمان پیش می‌رفت گزینه‌های معیشتی نیز هماهنگ با شرایط زمانه پیشرفته‌تر می‌شد. بر پایه این شرایط، خرد آدمی اقتضا می‌کند رفتار معیشتی با آن وضعیت هماهنگ شود. آموزه‌های دین نیز به آن توصیه می‌کنند و آیاتی مانند ﴿وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ[۱۱۲] و ﴿أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ[۱۱۳] و ﴿وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ[۱۱۴] و ﴿وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ[۱۱۵] بر آن دلالت دارند؛ چنان‌که روایت صحیح[۱۱۶] کلینی از امام کاظم(ع) بر این مطلب صراحت دارد که در صورت تمکن بر افراد تحت تکفل خود توسعه دهید تا انتظار مرگتان را نکشند[۱۱۷]. این مطلب در وضعیت معیشتی همه معصومان(ع) نمونه‌هایی دارد که در گزارش‌ها مشاهده می‌شود. این اقدام همانند امور رایجی است که می‌توان آن را در زندگی هر فردی مشاهده کرد.

البته در این دوره‌ها نیز گاهی وضعیت نامناسب اقتصادی پیش می‌آمد که امامان(ع) با عملکرد متناسب خود حقوق مالی خانواده را با رعایت وضع زمانی تأمین می‌کردند؛ برای نمونه در یکی از سال‌های حیات امام صادق(ع)، نرخ گندم و نان در مدینه به گونه‌ای افزایش یافته بود که همگان نگران تأمین خوراکشان بودند؛ حتی افراد متمکن هم با آمیختن آرد گندم و جو و درهم کردن جنس خوب و بد زندگی را مدیریت می‌کردند[۱۱۸]. امام صادق(ع) - که به تعبیر خودش وضع مالی خوبی داشت و می‌توانست در سطحی بالاتر از دیگران زندگی کند[۱۱۹] - به مُعَتِّب متصدی امور مالی خود گفت: تورم در مدینه بالاست. چقدر گندم ذخیره کرده‌ایم؟ پاسخ: داد [محصول جمع‌آوری شده را[به اندازه خوراک چند ماه پس‌انداز کرده‌ایم. امام با تأکید بر عرضه آن به بازار به عذر معتّب مبنی بر اینکه گندم در مدینه نایاب است و با فروختن آن به مشکل برمی‌خوریم، توجه نکرد و بر فروش آن اصرار ورزید. معتب با فروش آن نتیجه را به امام گزارش داد. آن حضرت فرمود: «اکنون آرد و نان منزلم را روزانه و مخلوط از گندم و جو بخر]بی‌آنکه تفاوتی با دیگران داشته باشد. خدا می‌داند من به جهت توانایی مالی‌ای که دارم می‌توانم برای خانواده‌ام بهترین نان گندم را تهیه کنم؛ ولی چنین نمی‌کنم؛ چون می‌خواهم مدیریت نیکوی معاش]که همگامی با شرایط زمان نیز جزو آن است[را رعایت کرده باشم و خدا مرا در این حال ببیند»[۱۲۰]. افزون بر آنکه امام خوش نداشت در این مدت در وضعیت خوش اقتصادی به سر برد و مردم در رنج باشند[۱۲۱]. امام کاظم(ع) نیز در فرمانی به معتب مشابه همین مطلب را درباره میوه نوبری که در حالت رایج در بازار کم و گران بود، اظهار کردند[۱۲۲].

گفتنی است رعایت تناسب منصفانه هم اثر اخلاقی - روانی دارد که علاوه بر کمک به نیازمندان و کم‌درآمدها آرامش روانی فرد و دیگران را در پی خواهد داشت و از آن به همسانی با مردم تعبیر می‌شود و هم اثر اقتصادی دارد که یکی از آنها بازدارندگی از تورم عمومی است. این‌گونه رفتار اگر از فردی سر زند که در جایگاه امامت بخشی از افراد جامعه است و نزد دیگران نیز مورد توجه است، تأثیری فزاینده دارد و چه بسا دیگر افراد را به چنین اقدامی را دارد و تورم‌زدایی را افزایش دهد[۱۲۳].

انواع نفقه

نفقه را می‌توان در دو نوع رتبه‌بندی کرد: هزینه‌های ماندگار مانند هزینه‌هایی که برای مسکن و دیگر لوازم معیشتی است؛ ۲. هزینه‌های مصرفی که روزانه، هفتگی، ماهانه و سالانه به مصرف می‌رسد و ناماندگار است.

۱. لوازم معیشتی: مطالب مربوط به این نوع هزینه در چند گزینه بیان می‌شود:

  1. تأمین مسکن و دیگر لوازم معیشتی نخستین نیازهای زندگی زن است که در ارتقای معیشت و توانمندسازی او برای کاهش دغدغه‌های آینده وی تأثیری بسزا دارد. این دومین حق مسلم مالی زن است که در زندگی مشترک به دست می‌آورد و مرد وظیفه دارد آن را تهیه کند و در منابع فقهی بر آن تأکید شده است[۱۲۴]. این حق در حمایت از عزت و کرامت همسری و ایفای نقش مادری و خانه‌داری همسر در جهت برآوردن مسئولیت‌های تربیتی و معنوی اوست؛ همچنین برای توانمندسازی اعضای خانواده در مسئولیت‌پذیری، تعاملات خانوادگی و ایفای نقش سازنده آنان است.
  2. در دوره‌های گذشته از جمله در دوره امامان، غالب افراد دارای چند همسر خانه‌ای وسیع با اتاق‌های متعدد داشتند که به هر همسری اتاقی اختصاص می‌یافت و مدیریت و آراسته کردن آن اتاق ویژه همان زن بود. خود مرد نیز اتاقی مستقل برای خود داشت که محل کارهای شخصی یا پذیرایی از مهمان بود. این رسمی رایج بود و نگاهی گذرا به تاریخ به این مطلب گواهی می‌دهد. البته وسعت این اتاق‌ها به اندازه‌ای بود که بتواند نیازمندی‌های ضروری زندگی آن دوره را پاسخگو باشد. زندگی امامان نیز از این رویه مستثنی نبود؛ از این‌رو همسران را در مدیریت اتاق‌های شخصی خود آزاد می‌گذاشتند و زنان نیز به تناسب وضعیت زمانی و مکانی و موقعیت و نیازهای خویش اتاق‌های ویژه خود را می‌آراستند.
  3. تأمین لوازم معیشتی همسران و آزاد گذاشتن آنان در چگونه بهره‌گیری از لوازم مربوط به خود زمینه را فراهم می‌کرد تا آنان هزینه را مناسب با شرایط متفاوت، نیازها و شئون اجتماعی زن و شوهر لحاظ کنند. بر این پایه سیره امامان معصوم(ع) در تأمین لوازم معیشتی همسران به لحاظ چگونگی و اندازه می‌تواند به تناسب زمان و مکان متغیر باشد؛ چراکه وضعیت زندگی آدمی همواره بر اساس عوامل سیاسی، فرهنگی، حوادث طبیعی و شاخص‌های اقتصادی تغییر می‌کند؛ از این‌رو اگر این وضعیت با وضع زمان و مکان هماهنگ باشد، آدمی با دشواری‌های کمتری روبرو می‌شود. این نکته در بیان امام صادق به «مدیریت خوب زندگی»[۱۲۵] تعبیر شده و برای نمونه درباره پوشش زمان‌ها بهترین پوشش هر زمانی را پوشش مردم همان زمان البته با رعایت ارزش‌های دینی دانسته است[۱۲۶]. این تعبیر معیاری برای همه امور زندگی است که بر رعایت تناسب با وضع زمان و مکان تأکید می‌ورزد.

بنابراین سیره امامان در این جهت مورد توجه بوده و در غالب، لوازم معیشتی را این‌گونه تأمین می‌کردند که مهریه همسرانشان را از درآمد شخصی خود می‌پرداختند[۱۲۷] و آنان می‌توانستند به تناسب زمان و مکان و با لحاظ شرایط و به دور از تجملات برای مسکن خود ابزار مورد نیاز و مناسب سلیقه خود مانند پرده یا ملافه رنگی یا فرش و پشتی تهیه کنند و از آن به گونه‌ای استفاده کنند که جایگاه و شان همسر خود را حفظ کنند. امامان(ع) نیز در فرصتی که به اتاق آنان می‌رفتند از آنها بهره می‌گرفتند؛ ولی در اتاق‌های شخصی خود تنها از آن ابزاری استفاده می‌کردند که به آن نیاز داشتند؛ برای مثال امام حسین(ع) که همسر او پس از دریافت مهریه‌اش فرش مناسب و پشتی برای مسکن خود خریده بود و امام روزی در آنجا به سر می‌برد، دوستان آن حضرت به دیدنش رفتند و ایشان را در حال استفاده از آن وسایل مشاهده کردند. یکی از آنان درباره این وسایل پرسید. امام فرمود: سیره ما اهل‌بیت(ع) چنین است که مهریه همسران را به آنان می‌پردازیم تا نیازمندی‌های خود را به اقتضای وضعیت زمانی و مکانی به دلخواه تهیه کنند[۱۲۸].

درباره امام باقر(ع) نیز آمده است برخی دوستان اهل بصره ایشان نزد آن حضرت رفتند و امام در اتاق همسرش در حالی به سر می‌برد که ملافه رنگی و گلداری که احتمالاً دست‌بافت تفننی همسرش بود، مورد استفاده بود. یکی از آنها که فردی ناشناخته بود و با سیره اهل‌بیت(ع) آشنایی چندانی نداشت، در دل خود در این باره پرسشی داشت. امام پاسخ او را در جلسه‌ای دیگر که آنان را نزد خود فراخوانده بود، به صورت عملی بیان کرد. در این جلسه آنان با امام در مسکنی مفروش به حصیر و ساده دیدار کردند و آن حضرت با این وضعیت سیره و سبک زندگی خود را نشان داد و درباره وضعیت دیدار پیشین خود چنین توضیح داد: «ابزار مورد استفاده در دیدار پیشین مربوط به همسرم و در اتاق او بوده است که آن را از مال خود تهیه کرده و مورد استفاده قرار داده بود و دوست می‌داشت من از آن بررسی استفاده کنم و من نیز به احترام او از آن بهره گرفتم»[۱۲۹]. یادآوری می‌شود اولاً این پرسش سائل از امام مبتنی بر این مسئله فقهی است که آیا بودن هرگونه تصویر اعم از انسان، حیوان، ماه، آفتاب، ستارگان و گل و گیاه در اتاق جایز است یا نه؟ البته سبب آن در جهت قبله نبودن این تصاویر است تا به هنگام نماز موجب پراکندگی حواس نمازگزار نشود. پاسخ آن نیز در علم فقه شده که بودن تصویر موجودات با روح در جهت قبله کراهت دارد و دیگر تصاویر اشکالی ندارد[۱۳۰]. در این نقل نیز امام باقر پرسش فقهی سائل را با سیره خود پاسخ داده است؛ در همان حال نشان داده که حتی در اتاق شخصی و محل عبادتش آن را به کار نمی‌گیرد؛ ثانیاً بر فرض اینکه اگر در ذهن سائل انگیزه دیگری بوده، امام آن را تحلیلگرانه پاسخ داده است؛ یعنی چنان‌که قبلاً اشاره شد، سیره معصومان(ع) در استفاده از امکانات زندگی بر پایه وضعیت متفاوت اقتصادی زمان متغیر بوده و امام صادق(ع) با استدلال در این باره دوران سخت اقتصادی زمان پیامبر(ص) و حکومت امیرمؤمنان را متناسب با همان زمان دانسته که شیوه رسول خدا(ص) را می‌طلبید؛ ولی در وضعیت رفاه اقتصادی بر بهره‌گیری بجا و متناسب از امکانات تأکید کرده است و تفکر پرهیز از امکانات زندگی و زهدورزی فریبکارانه برخی افراد را خردمندانه ندانسته است[۱۳۱]. امام باقر(ع) در نقل پیشین با تأکید عملی بر این نکته میان استفاده شخصی خود از امکانات و استفاده همسر از آن تفاوت قایل شده و سختگیری نابجا بر خانواده در شرایط رفاه اقتصادی را خردمندانه ندانسته است؛ چنان‌که درباره امام رضا(ع) نیز آمده است ایشان در دوره رفاه اقتصادی برای اینکه مردم استفاده از رفاه اقتصادی را حرام یا مذموم ندانند، در ظاهر پوششی نرمین داشت و زیر آن لباس زبر برای فریفته دنیا نشدن می‌پوشید[۱۳۲].

درباره امام صادق(ع) نیز آمده است در اتاق شخصی خود برای مهمانانش پشتی آورد[۱۳۳]؛ چنان‌که خود ایشان گاهی ابزاری را که جنبه بهداشت یا پیشگیری از بیماری یا آسایش داشت به کار می‌گرفت؛ مانند اینکه گروهی از یاران آن حضرت به محضرش رفتند و ایشان را نشسته بر تخت یا صندلی مشاهده کردند[۱۳۴]. البته این کارها بر پایه تدبیر و خرد و به تناسب زمان و مکان است.

امامان در این اقدام‌های خود نکات پیش رو را بیان می‌کردند: الف) روح زن و مرد با یکدیگر تفاوت دارد. روان زن همانند جسم او لطیف‌تر، حساس‌تر و عاطفی‌تر است و به حمایت نیاز دارد؛ ولی روح مرد قوی‌تر، تعقلی‌تر و تحمل‌پذیرتر است؛ چنان‌که جسم او خشن‌تر است[۱۳۵]. ب) زن به تناسب جسم و روح خود در استفاده از ابزار زندگی زیبایی‌طلبی بیشتری دارد. ج) مرد برابر تعهدی که در عقد ازدواج پذیرفته، باید از زن حمایت کند؛ از جمله او را در استفاده از وسایل شخصی‌اش آزاد بگذارد. د) استفاده از ابزار و امکانات متفاوت بر پایه شرایط زمان و مکان و موقعیت افراد است و نباید همه زمان‌ها را یکسان دانست و در استفاده از آن تردید کرد.

۲. هزینه‌های مصرفی: در فقه برای پرداختن نفقه به ویژه هزینه‌های مصرفی دو راه پیشنهاد شده است: الف) زن برابر وضعیت عادی در خانه مرد زندگی کند و همانند دیگر افراد خانواده از امکانات موجود بهره بگیرد. ب) مرد هزینه روزانه او را جداگانه بپردازد[۱۳۶]؛ به ویژه اگر زن روش نخست را نپذیرفت، روش دوم بر مرد واجب است[۱۳۷].

درباره اجرایی شدن دو راه یاد شده در پرداخت نفقه به تناسب وضعیت عمل می‌کردند. همان‌گونه که بسیاری از مردان در خانه خود به کارهای مربوط به آن می‌پردازند؛ از قبیل مراقبت و تعمیر آسان ابزار زندگی و ساماندهی و نظافت برخی کالاها و مانند آن. امامان(ع) نیز از این برنامه جدا نبودند و سیره آنان در تأمین نفقه خانواده و همسر به اقتضای وضعیت زندگی، شیوه همکاری و خدمت به همسر در بالاترین سطح بوده و آن را از ابزار کمال انسانی و هم‌ردیف با پاداش شهیدان و حج و عمره می‌دانستند[۱۳۸]؛ چنان‌که سیره امیرمؤمنان(ع) در این مورد انجام دادن کارهای رایج منزل مانند آراستن کفش، رسیدگی به لباس، رسیدگی به ظرف آب، کمک به آماده کردن مواد غذایی و ابزار مشابه آن بود[۱۳۹]. ایشان افزون بر این به امور دیگری نیز می‌پرداخت؛ از قبیل تهیه کردن ابزار و نیازمندی‌های منزل و انتقال آنها به خانه به گونه‌ای که پیشنهاد کمک دیگران در انتقال آنها به خانه را نمی‌پذیرفت و می‌فرمود: «صاحب عائله [صاحب کالا] به جابجایی آن سزاوارتر است»[۱۴۰]. در سیره پیامبر(ص) نیز این‌گونه رفتارها نقل شده است[۱۴۱].

مشابه این سیره رفتاری درباره زندگی دیگر امامان مانند امام سجاد(ع) و امام رضا(ع) نیز نقل شده که کالایی را برای منزل خود یا نیازمندان جابجا می‌کردند[۱۴۲]. امام صادق(ع) نیز پس از توصیه افراد به شیوه مدیریت اقتصادی خانواده فرمود: «من این برنامه را در سیره رفتاری خود نیز اجرا می‌کنم»[۱۴۳].

گاهی نیز به تناسب وضعیت از به‌کارگیری کارپردازهای خدماتی برای آماده‌سازی نفقه همسر و تهیه مواد لازم مربوط به زندگی بهره می‌گرفتند؛ چنان‌که در گزارش‌های مربوط به خادمان امامان(ع) این نکته آمده است؛ برای نمونه امام کاظم(ع) برای تهیه مواد سوختی و برخی امور دیگر منزل خود ابوخالد زبالی را خریده و به کار گرفته بود[۱۴۴]. امام عسکری(ع) نیز خادمانی برای آماده‌سازی نفقه همسر و تهیه مواد لازم زندگی در خانه داشت و نام متصدی امور رایج خانه عقید خادم بود[۱۴۵].

به دیگر سخن شیوه تأمین هزینه در واقع تغذیه سالم دوسویه است: الف) به لحاظ بهداشتی؛ ب) به لحاظ حلال و حرام بودن؛ یعنی باید نفقه برابر موازین شرعی به دست آید و از ویژگی‌های این تغذیه سالم تغذیه مناسب است که رعایت کیفیت آن به تناسب وضعیت زمانی و مکانی اقتضای زندگی خردمندانه و سالم است. این نکته در سیره همسرداری امامان(ع) به درستی مشاهده می‌شود؛ چنان‌که امیرمؤمنان(ع) در غذای خانواده مواد لازم خوراکی را که در تأمین سلامت اعضای آنان نقش داشت، تهیه می‌کرد؛ ولی در سادگی غذای خود به ویژه در دوره حاکمیتش مراقبت ویژه داشت. امام صادق(ع) در این باره فرمود: «يَقُوتُ أَهْلَهُ بِالزَّيْتِ وَ الْخَلِّ وَ الْعَجْوَةِ»: «روغن، سرکه و خرمای عجوه در سبد خوراکی خانواده او جای داشت»[۱۴۶].

بهداشت تغذیه و بهداشت محیط خانواده که گستره‌ای فراخ دارد، از موارد نفقه شمرده می‌شود و سیره امامان عمل به دو شیوه پیشگیری و درمان بوده است. پیشگیری از آلودگی و بیماری و حفظ سلامت جسم و جان خود و خانواده از امور لازم زندگی است و مقدم بر درمان است و آسیب‌های آن را ندارد؛ چراکه درمان گاهی امکان‌پذیر نیست و افزون بر آن هزینه‌هایش بیش از پیشگیری است و زیان اقتصادی در پی دارد؛ از این‌رو امیرمؤمنان فرمود: «هیچ بازدارنده‌ای قوی‌تر از بهداشت پیشگیرانه نیست»[۱۴۷]. به هر روی سیره امامان(ع) در سلامت و بهداشت محیط خانواده از راه پیشگیری بر آیاتی مانند ﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ[۱۴۸] و ﴿كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا[۱۴۹] و ﴿كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ[۱۵۰] استوار بود و به امور پیش رو توجه ویژه داشتند؛ اموری از قبیل مواد غذایی حلال، سالم، سودمند و کم‌هزینه[۱۵۱]؛ بهره‌گیری از میوه نو[۱۵۲]؛ مصرف غذای فصل که به دیگران نیز مصرف آن را توصیه می‌کردند[۱۵۳]؛ مسواک زدن پیش از خواب و در میانه و پس از آن به حدی که خوف ساییده شدن یا ریزش دندان‌ها پدید آید[۱۵۴]؛ دوست داشتن بوی خوش و بهره‌گیری فراوان از آن[۱۵۵]؛ حمام رفتن و شستشوی بدن[۱۵۶]؛ شستشوی موهای سر و صورت با سدر[۱۵۷]؛ استفاده هفتگی از داروی نظافت[۱۵۸]؛ داشتن وضوخانه (دستشویی) پاکیزه[۱۵۹]؛ به‌کارگیری کفش راحتی برای دستشویی[۱۶۰]؛ جارو کردن متناوب خانه[۱۶۱]؛ استفاده از ابزار بهداشتی و آلوده نکردن محیط زندگی[۱۶۲]؛ همه این کارها که پیشگیری بهداشتی شمرده می‌شود، نمونه‌های شیوه تأمین نفقه امامان(ع) است و بر پایه همین روایات در زندگی آنان مشاهده می‌شود.

با این همه آن گرامیان درباره مصرف جاری خانواده خود با ریزبینی به پرهیز از اسراف توجه داشتند و از هزینه بیهوده جلوگیری می‌کردند؛ برای نمونه درباره امام سجاد و امام باقر(ع) نقل شده است که مواد مصرفی منزلشان را کنترل می‌کردند و هرگاه می‌دیدند چیزی از خوراکی‌های قابل استفاده دور ریخته شده، به همان اندازه هزینه جاری خانواده را کم می‌کردند[۱۶۳]. امام رضا(ع) نیز به غلامانی که بخشی از میوه را خورده و مانده آن را دور ریخته بودند با تعجب و اعتراض فرمود: «اگر شما به این میوه نیاز ندارید افرادی هستند که به آن نیاز دارند. پس به آنان تحویل دهید»[۱۶۴].[۱۶۵]

کارکردهای استقلال مالی همسران

مقصود از استقلال مالی در اینجا استفاده آزادانه و در چارچوب عقل و نقل از امکانات زندگی به تناسب زمان، مکان، وضعیت و شخصیت شخص است، اعم از اینکه این امکانات از راه تلاش اقتصادی به دست آمده باشد یا از راه ارث و هدیه و مانند آن. این استقلال در عزت، آرامش و شکل‌دهی شخصیت انسان تأثیرگذار است. همسران امامان در این مورد استقلال داشتند که به تناسب نیازها و وضعیت روحی، جسمی و عاطفی خود امکانات زندگی برای خود تهیه کنند و در این مسیر بکوشند. آنان می‌توانستند با اموال خویش وسایل زندگی از قبیل فرش و پشتی‌های متعارف و رایج آن دوره را که دیگران هم از آنها استفاده می‌کردند، برای خود تهیه کنند و آزادی عمل آنان در این زمینه به تناسب وضعیت و ارزانی و گرانی یا کمبود و فراوانی غیر تجملاتی بود؛ از این‌رو گاهی وسایل ارزان‌قیمت یا گران‌قیمت متناسب با خود را تهیه می‌کردند، هرچند بودن آنها در خانه امام با موقعیت و انتظاراتی که مردم از امام داشتند، هماهنگ نبود. البته اتاق همسران از اتاق عمومی امامان جدا بود.

امامان(ع) نیز در رعایت این حقوق به گونه‌ای عمل می‌کردند که جای هیچ‌گونه اعتراضی بر آنان نیست. هرچند گاهی به جهت بودن چنین ابزاری در خانه آنان و ناآگاهی یاران از آن مورد پرسش یاران بودند و در پاسخ وضعیت مورد پرسش را تبیین می‌کردند در روایتی که در عنوان «لوازم معیشتی» درباره امام حسین(ع) نقل شده است، امام استقلال مالی همسران را به درستی تبیین کرد و در پاسخ این پرسش که در منزل شما وسایلی (فرش‌ها و پشتی‌ها) می‌بینیم که آن را خوش نداریم (و مناسب جایگاه و شخصیت شما نیست)، فرمود: «ما پس از ازدواج مهریه همسران را می‌پردازیم و آنان به تناسب نیاز برای خود می‌خرند و هیچ یک از وسایلی که مشاهده کردید، مربوط به من نیست»[۱۶۶]. همان‌گونه قبلاً اشاره شد، امام حسین(ع) در این پاسخ با آوردن ضمیر جمع در جمله «إِنَّا نَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ فَنُعْطِيهِنَّ مُهُورَهُنَّ فَيَشْتَرِينَ مَا شِئْنَ لَيْسَ لَنَا مِنْهُ شَيْ‏ءٌ» سیره خاندانی اهل‌بیت در این موضوع را بیان کرده که نشان می‌دهد روش همه امامان نیز چنین بوده است.

حق زن را که پایه‌گذاران اسلام (پیامبر و امامان(ع)) به خوبی مراعات می‌کردند تا ۱۲۰ سال پیش زن اروپایی چنین حقی نداشت که بتواند در اموال خویش آن‌گونه که دوست دارد تصرف کند[۱۶۷]. این استقلال مالی در دو عنوان قابل توضیح است:

کارکردهای اقتصادی همسران

مشارکت اعضای خانواده در امور اقتصادی مربوط به زندگی از امور رایج دوره‌های پیشین از جمله دوران امامان معصوم(ع) بود. هرچند فنون گوناگونی در این امور تأثیر داشت، آن دوره همانند دوران کنونی از پیشرفت‌های صنعت و حرفه ماشینی برخوردار نبود؛ از این‌رو بخشی از درآمدهای زندگی از طریق بافندگی تأمین می‌شد. صاحبان حرفه بافندگی که عمده آن را زنان یا دیگر اعضای خانواده تشکیل می‌دادند، از این راه لباس افراد خانواده را تهیه می‌کردند یا آن را به بازار عرضه می‌کردند. امامان معصوم(ع) نیز از این حرفه برای تأمین زندگی خود بهره می‌گرفتند؛ چنان‌که یا لباس‌های آنان از این دست‌بافت‌ها بود یا از این راه بخشی از هزینه‌های دیگر زندگی را تأمین می‌کردند.

پیامبر(ص) در فرمانی درباره زنان آماده‌سازی وضعیت اقتصادی و تولید برای زنان را توصیه فرمودند[۱۶۸] که نگاه اهل‌بیت(ع) به مشارکت زنان در امور اقتصادی و استقلال اقتصادی آنان را نشان می‌دهد؛ چراکه نمی‌توان گفت آنان چیزی را به دیگران توصیه می‌کنند و خود به آن عمل نمی‌کنند؛ چنان‌که امیرمؤمنان(ع) فرمود: «پیش از آنکه شما را به امر و نهی وادارم، خود به آن پایبندم»[۱۶۹]. برای نمونه:

  1. بخشی از هزینه‌های زندگی امیرمؤمنان(ع) در دوران پیامبر(ص) از دست‌بافت حضرت فاطمه تأمین می‌شد. در پاره‌ای از آن دوران که با تنگدستی روبرو بودند، امیرمؤمنان(ع) با مراجعه به فردی یهودی - که کارگاه بافندگی داشت - مقداری از پشم ریسندگی او را به خانه می‌برد و فاطمه(س) آن را روزانه به اندازه هزینه خوراک همان روز می‌بافت و به مالکش برمی‌گرداند و مزد آن را که یک صاع[۱۷۰] جو بود، می‌گرفت و آرد می‌کرد و به تهیه غذای همان روز می‌پرداخت[۱۷۱].
  2. همان حضرت پس از پیروزی بر شورشیان بصره و هنگام کوچ از آن به کوفه در پاسخ پرسش مردم با اشاره به پیراهن و ردایش چنین گفت: «به خدا قسم، این دو از دست‌بافت‌های خانواده‌ام است»[۱۷۲].
  3. امام کاظم(ع) نیز در پیامی به یکی از شیعیان نیشابور که هدیه‌ای به عوض هدیه او فرستاده بود، فرمود: «این پارچه دست‌بافت خواهرم حلیمه حکیمه دختر جعفر بن محمد است»[۱۷۳].

این سه روایت از تلاش اقتصادی خانواده امامان حکایت می‌کند که بافندگی یکی از آنها بود و بخشی از پارچه‌های مورد نیاز برای پوشش و برخی هزینه‌های دیگر از این طریق تهیه می‌شد.

این روایات بر اصل مشارکت اعضای خانواده در تأمین هزینه زندگی تأکید می‌کنند و هیچ‌گونه تنافی با استقلال اقتصادی هر یک از زن و مرد ندارند؛ چراکه آنان می‌توانند ضمن مشارکت در فعالیت اقتصادی به همان اندازه در مالکیت سود به دست آمده سهیم باشند؛ چنان‌که مشارکت علی(ع) و فاطمه(س) در باروری موقوفات برجای مانده از پیامبر(ص) و مال‌الارث حضرت فاطمه که در اختیار امیرمؤمنان(ع) بود نمونه دیگر آن است[۱۷۴].[۱۷۵]

ارث همسران

هرچند درباره سهم‌الارث دیگر همسران امیرمؤمنان(ع) و همسران دیگر امامان گزارشی به دست نیامده، این نکته روشن است که برخی همسران کنیزانی بودند که سهم‌الارثی نداشتند. آنان که آزاد بودند و سهم‌الارثی داشتند، بی‌تردید در بهره‌گیری از آن آزاد بودند. گواه این سخن نمونه‌های روایی درباره آزادی همسران در استفاده از مهریه است که قبلاً بیان شد. وانگهی امامان به دیگران در این باره توصیه‌هایی می‌کردند و به حکم مقام عصمت هرچه را به دیگران توصیه می‌کردند به آن عمل می‌کردند[۱۷۶].[۱۷۷]

منابع

پانویس

  1. شیخ صدوق، الخصال، ج۱، ص۳۴، ح۵؛ محمد بن حسن فتال، روضة الواعظین، ج۲، ص۴۷۲. («نِعْمَتَانِ مَكْفُورَتَانِ [مَجْهُولَتَانِ] الْأَمْنُ وَ الْعَافِيَةُ»).
  2. «تا کنار آنان آرامش یابید» سوره روم، آیه ۲۱.
  3. ﴿أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ «آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۸.
  4. «هر جا باشید او با شماست» سوره حدید، آیه ۴.
  5. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۵۳.
  6. ابوداود، سنن، ج۲، ص۲۶۱.
  7. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۱۵، ح۳ (با سند معتبر).
  8. ابن سعد، ترجمة الإمام الحسن(ع)، من القسم غیر المطبوع من کتاب الطبقات الکبری، ص۷۳؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۵۲۵.
  9. سلیمان بن احمد طبرانی، معجم الکبیر، ج۳، ص۷۰ (... خَرَجْتُ مَعَ الْحَسَنِ، و جارية تَحُتُّ شَيْئًا مِنَ الْحِنَّاءِ عَنْ أَظْفَارِهِ...).
  10. علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۴۰ («... وَ كَانَ(ع) يَخْضِبُ بِالْحِنَّاءِ وَ الْكَتَمِ‌ وَ قُتِلَ(ع) وَ قَدْ نَصَلَ الْخِضَابُ مِنْ عَارِضَيْهِ»). حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۷۹ («... كَانَ الْحُسَيْنُ(ع) يَخْضِبُ رَأْسَهُ بِالْوَسِمَةِ»).
  11. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۱۶، ح۳ و ۵ («... عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ... قَدْ غَلَفَ لِحْيَتَهُ بِالْغَالِيَةِ...»).
  12. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۱۴-۵۱۵، ح۱ و ۶ («... كَانَتْ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ أَشْبِيدَانَةُ رَصَاصٍ مُعَلَّقَةٌ فِيهَا مِسْكٌ...»).
  13. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۰۹، ح۲ و ۴ («... رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) وَ قَدْ خَرَجَ مِنَ الْحَمَّامِ وَ هُوَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ مِثْلُ الْوَرْدَةِ مِنْ أَثَرِ الْحِنَّاءِ»).
  14. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۱۱، ح۱۱ («... كَانَ يُعْرَفُ مَوْضِعُ سُجُودِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) بِطِيبِ رِيحِهِ»).
  15. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۹۱، ح۱۵۷۵ («... قَالَ: لَقِيتُ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ(ع) وَ كَانَ يَخْضِبُ بِالْحُمْرَةِ...»).
  16. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۹۴، ح۲ («... قَالَ: أَرَانِي أَبُو الْحَسَنِ(ع) مِيلًا مِنْ حَدِيدٍ وَ مُكْحُلَةً مِنْ عِظَامٍ فَقَالَ: هَذَا كَانَ لِأَبِي الْحَسَنِ...»).
  17. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۸۸، ح۳ و ۴ («... قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي إِبْرَاهِيمَ(ع) وَ فِي يَدِهِ مُشْطُ عَاجٍ يَتَمَشَّطُ بِهِ...»).
  18. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۱۵، ح۴ و ص۵۱۸-۵۱۹، ح۳، ۴ و ۵.
  19. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۹۴، ح۲ («... أَرَانِي أَبُو الْحَسَنِ(ع) مِيلًا مِنْ حَدِيدٍ وَ مُكْحُلَةً مِنْ عِظَامٍ فَقَالَ: هَذَا كَانَ لِأَبِي الْحَسَنِ فَاكْتَحِلْ بِهِ...»).
  20. شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا(ع)، ج۲، ص۱۷۹، ح۳؛ حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۳ («أَنِّي كُنْتُ أَرَاهُ يَتَبَخَّرُ بِالْعُودِ الْهِنْدِيِّ السَّنِيِّ وَ يَسْتَعْمِلُ بَعْدَهُ مَاءَ وَرْدٍ وَ مِسْكاً»)، (شاید بتوان گفت رواج دود کردن اسپند در جامعه اسلامی از این احادیث برگرفته شده است).
  21. معمر بن خلاد مسئول هزینه جاری امام در خراسان بود.
  22. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۱۶، ح۴ («... كُنْتُ مَعَ الرِّضَا(ع) بِخُرَاسَانَ عَلَى نَفَقَاتِهِ فَأَمَرَنِي أَنْ أَتَّخِذَ لَهُ غَالِيَةً فَلَمَّا اتَّخَذْتُهَا فَأُعْجِبَ بِهَا...»).
  23. شیخ صدوق، الخصال، ج۲، ص۶۲۰ («... لِتَطَيَّبِ الْمَرْأَةُ الْمُسْلِمَةُ لِزَوْجِهَا»).
  24. ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی، دعائم الاسلام، ج۱، ص۱۲۳ («... لِيَتَهَيَّأْ أَحَدُكُمْ لِزَوْجَتِهِ كَمَا يُحِبُّ أَنْ تَتَهَيَّأَ لَهُ قَالَ: جَعْفَرٌ(ع) يَعْنِي التَّنَظُّفَ»).
  25. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۷، ح۵۰ («... أَ يَسُرُّكَ أَنْ تَرَاهَا عَلَى مَا تَرَاكَ عَلَيْهِ إِذَا كُنْتَ عَلَى غَيْرِ تَهْيِئَةٍ؟ قُلْتُ: لَا. قَالَ: فَهُوَ ذَاكَ»).
  26. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۹، ص۶۳ («... فَقَالَ: كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ إِذَا جَامَعَ وَ أَرَادَ أَنْ يُعَاوِدَ تَوَضَّأَ لِلصَّلَاةِ وَ إِذَا أَرَادَ أَيْضاً تَوَضَّأَ لِلصَّلَاةِ...»).
  27. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۵۴.
  28. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۷، ح۵۰ («... إِنَّ التَّهْيِئَةَ مِمَّا يَزِيدُ فِي عِفَّةِ النِّسَاءِ وَ لَقَدْ تَرَكَ النِّسَاءُ الْعِفَّةَ بِتَرْكِ أَزْوَاجِهِنَّ التَّهْيِئَةَ...»).
  29. ابن‌منظور، لسان العرب، ج۱، واژه «هیأ»؛ احمد سیاح، فرهنگ بزرگ جامع نوین، واژه «هیأ».
  30. ر.ک: افشان قاسمی و مهدی خوروش، «بررسی ناسازگاری‌های زوجین و رابطه آن با بدکارکردی‌های جنسی»، ص۲۹۹.
  31. شیخ صدوق، الامالی، ص۱۹۱ («... إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا جَامَعَ أَهْلَهُ بَسَطَ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ جَنَاحَهُ وَ تَنْزِلُ الرَّحْمَةُ فَإِذَا اغْتَسَلَ بَنَى اللَّهُ بِكُلِّ قَطْرَةٍ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ»).
  32. محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص۲۸؛ حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص۲۹۶، ص۱۰۹، ح۲-۱۶۷۶۹ («... لِيَتَهَيَّأْ أَحَدُكُمْ لِزَوْجَتِهِ كَمَا تَتَهَيَّأُ زَوْجَتُهُ لَهُ قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ(ع): يَعْنِي يَتَهَيَّأُ بِالنَّظَافَةِ»).
  33. نوره کشیدن.
  34. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۹۷، ح۷ و ص۵۰۷، ح۱۴ («... كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَطْلِي الْعَانَةَ وَ مَا تَحْتَ الْأَلْيَتَيْنِ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ»).
  35. ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، باب النوره، ص۵۰۵.
  36. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۹۷، ح۷؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۱۷، ح۲۵۰ («... كَانَ [أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ(ع)] يَدْخُلُ فَيَبْدَأُ فَيَطْلِي عَانَتَهُ وَ مَا يَلِيهَا، ثُمَّ يَلُفُّ إِزَارَهُ عَلَى أَطْرَافِ إِحْلِيلِهِ وَ يَدْعُونِي فَأَطْلِي سَائِرَ جَسَدِهِ...»).
  37. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۱ و ۷ و ص۴۴۸-۴۴۹، ح۱۳ («... وَ أَنَا فِي بَيْتِ الْمَرْأَةِ وَ كَانَ أَمْسِ يَوْمَهَا وَ الْبَيْتُ بَيْتَهَا وَ الْمَتَاعُ مَتَاعَهَا فَتَزَيَّنَتْ لِي عَلَى أَنْ أَتَزَيَّنَ لَهَا كَمَا تَزَيَّنَتْ لِي...»).
  38. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۹۸، ح۹ و ص۵۰۵، ح۴ و ۶ و ص۵۰۴ - ۵۰۸، ح۲، ۶ و ۷؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۲۰ («كَانَ الصَّادِقُ(ع) يَطْلِي إِبْطَيْهِ فِي الْحَمَّامِ...»).
  39. ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۹۴، ح۲.
  40. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب(ع)، ج۴، ص۲۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۰۵، ح۱ («... وَ لَكِنَّا مَعْشَرَ بَنِي هَاشِمٍ طَيِّبَةٌ أَفْوَاهُنَا عَذْبَةٌ شِفَاهُنَا فَنِسَاؤُنَا يُقْبِلْنَ عَلَيْنَا بِأَنْفَاسِهِنَّ...»).
  41. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۵۸.
  42. ر.ک: ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج۱، ص۵۲.
  43. ﴿قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ «(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست» سوره قصص، آیه ۲۷.
  44. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۹، ص۲۰۵.
  45. ر.ک: ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج۱، ص۵۱.
  46. ر.ک: ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج۱، ص۲۹۰.
  47. شوالیه شاردن، سفرنامه، ج۱، ص۱۹۷.
  48. ر.ک: ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج۱، ص۲۹۰.
  49. شوالیه شاردن، سفرنامه، ج۱، ص۱۹۷. کلشید منطقه‌ای است نزدیک انجار و دریای سیاه (ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج۱، ص۱۱۲).
  50. روح‌الله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲ ص۲۸۲، فصل فی المهر.
  51. «و کابین زنان را با خشنودی به آنان بپردازید» سوره نساء، آیه ۴.
  52. ر.ک: حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده «صدق».
  53. ر.ک: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۹، صص ۲۰۰ و ۲۰۳.
  54. ر.ک: حسین محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده «نحل».
  55. حسین محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده «نحل»؛ ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۱۷، ص۳۰۶.
  56. ﴿وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ «و زنان را بر مردان، حقّ شایسته‌ای است» سوره بقره، آیه ۲۲۸.
  57. محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۱۳۵-۱۳۶ («تَذُوقَ عُسَيْلَتَهُ وَ يَذُوقَ عُسَيْلَتَهَا»). ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۱۷، ص۳۱۳.
  58. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۱۷، ص۳۰۶.
  59. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۸۰، ح۵؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۳۵۴، ح۷ («... فَقَالَ: قَدْ زَوَّجْتُكَهَا عَلَى مَا تُحْسِنُ مِنَ الْقُرْآنِ...»).
  60. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۲۴، ح۴ («... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): أَفْضَلُ نِسَاءِ أُمَّتِي أَصْبَحُهُنَّ وَجْهاً وَ أَقَلُّهُنَّ مَهْراً») (با سند معتبر).
  61. مهرالمثل یعنی در عرف رایج هر زمانی اندازه مهر این زن را به اندازه مهر زنان همانند او مشخص می‌کنند.
  62. روح‌الله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۸۳، فصل فی المهر، مسئله ۴.
  63. روح‌الله خمینی، تحریرالوسیله، ج۱، ص۴۸۰؛ ج۲، ص۲۸۳، فصل فی المهر، مسئله ۳.
  64. ر.ک: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۹، صص۲۰۰ و ۲۰۳.
  65. ر.ک: روح‌الله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۸۵، فصل فی المهر، مسئله ۱۵.
  66. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۶، ح۱.
  67. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۶۱.
  68. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۷۸، ح۳؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۳۵۳، ح۱، باسند معتبر («... الصَّدَاقُ مَا تَرَاضَيَا عَلَيْهِ مِنْ قَلِيلٍ أَوْ كَثِيرٍ...»).
  69. روح‌الله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۸۳، فصل فی المهر، مسئله ۱ و ۵.
  70. ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، ص۴۶۷ («خَيْرُ الصَّدَاقِ أَيْسَرُهُ»).
  71. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۲۴، ح۴؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۵، ح۴۳۵۶ (با سند معتبر).
  72. محمود بن عمر زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۳، ص۴۲۱ («تَيَاسَرُوا فِي الصَّدَاقِ، فَإِنَّ الرَّجُلَ لَيُعْطِي الْمَرْأَةَ حَتَّى يَبْقَى ذَلِكَ فِي نَفْسِهِ عَلَيْهَا حَسِيكَةً»).
  73. جمعی از نویسندگان، سیمای خانواده در اسلام، ص۵۶ (به نقل از: جام جم آنلاین، شماره خبر: ۱۰۰۰۰۴۱۷۲۰۹۱).
  74. محاسبه درهم بر پایه نقره است و در دوره معصومان هر ده درهم معادل شش مثقال نقره بود که ارزش رایج در هم در دوره‌های متفاوت به لحاظ همان دوره است. در دوره کنونی پانصددرهم برابر ۵/۲۶۲ مثقال رایج است (جعفر سبحانی، استفتائات، ج۱، ص۳۲۷).
  75. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۷۶، ح۷ («... سُنَّ مُهُورَ الْمُؤْمِنَاتِ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَفَعَلَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)»). شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۹-۴۰۱؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۳۵۶.
  76. روح‌الله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۸۲، فصل فی المهر، مسئله ۱.
  77. محمد بن حسن طوسی، الاستبصار، ج۳، ص۲۳۰، ح۱، با سند معتبر («... لَا يُجَاوِزْ بِحُكْمِهَا مُهُورَ نِسَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَ نَشّاً وَ هُوَ وَزْنُ خَمْسِمِائَةِ دِرْهَمٍ مِنَ الْفِضَّةِ»).
  78. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۲۱؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۴۳، ح۱۵ («أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ(ع) تَزَوَّجَ جَعْدَةَ بِنْتَ الْأَشْعَثِ بْنِ قَيْسٍ عَلَى سُنَّةِ النَّبِيِّ(ص) وَ أَرْسَلَ إِلَيْهَا أَلْفَ دِينَارٍ»).
  79. محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۲۲۹، ح۶۷؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۲۴۸، ح۲۷۰۰۹) («... إِذَا جَازَ مَهْرَ السُّنَّةِ فَلَيْسَ هَذَا مَهْراً إِنَّمَا هُوَ نُحْلٌ...»).
  80. ابن‌خلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۸۲.
  81. ابواسحاق احمد بن محمد ثعلبی، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۷۸؛ احمد بن عبدالله ابونعیم اصفهانی، حلیة الأولیاء، ج۲، ص۳۸؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۲۱؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۵۶۰ («... فَأَرْسَلَ إِلَيْهَا مِائَةَ جَارِيَةٍ، مَعَ كُلِّ جَارِيَةٍ أَلْفُ دِرْهَمٍ»).
  82. ر.ک: یوسف مزی، تهذیب الکمال، ج۴، ص۴۵۲. حسین بن اسحاق چنین است.
  83. ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج۳، ص۳۸۱. عبدالأعلا (بن سلیمان) در سند نقل چنین است.
  84. ابواسحاق احمد بن محمد ثعلبی، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۷۸؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۷.
  85. ابن‌خلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۸۲.
  86. ر.ک: محمد بن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۵۶۳-۵۸۸، ش۲۲۳ و ص۶۰۶-۶۲۲، ش۲۴۶.
  87. محمد بن حسن طوسی، الاستبصار، ج۳، ص۲۳۰، ح۱.
  88. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۳۹؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۰۸ («... مِنِ ابْنِ عَمِّهَا الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَلَى أَرْبَعِمِائَةٍ وَ ثَمَانِينَ دِرْهَماً...»).
  89. محمد بن حسن فتال، روضة الواعظین، ج۱، ص۲۴۲؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ص۳۵۶؛ حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۰۷.
  90. ابن‌جوزی، المنتظم، ج۱۱، ص۶۳ (... وَ كَانَ الْمَأْمُونُ قَدْ زَوَّجَهُ إِيَّاهَا وَ أَعْطَاهُ مَالاً عَظِيماً).
  91. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۸، ح۴۳۹۹؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۵۶ («نَحَلْتُهَا مِنْ مَالِي...»).
  92. محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۰، ص۱۰۰.
  93. علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیه، ص۲۲۸؛ محمد بن جریر طبری امامی، دلائل الامامه، ص۲۱۶.
  94. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۱۳.
  95. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۴۱۷؛ محمد بن حسن طوسی، الغیبه، ص۲۸. فرزندان امام هادی را چهار تن شامل سه پسر به نام‌های حسن(ع)، محمد (محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۱۵-۳۱۹) و جعفر، (همان، صص۳۲۳-۳۲۴ و ۲۳۶) و یک دختر به نام عایشه گفته‌اند.
  96. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۶۶.
  97. روح‌الله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۸۵، فصل فی المهر، مسئله ۱۵.
  98. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۲۶۴، ح۶۶ («... مَا تَرَاضَيَا عَلَيْهِ إِلَى مَا شَاءَ مِنَ الْأَجَلِ...»).
  99. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۶، ح۱.
  100. علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۳۶۸، فی ذکر تزویجه(ع) فاطمة سیدة نساء العالمین (... فَانْطَلَقَ عَلِيٌّ وَ بَاعَ دِرْعَهُ بِأَرْبَعِمِائَةٍ وَ ثَمَانِينَ دِرْهَماً).
  101. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۷۱.
  102. خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۵، ص۱۷۷؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۰، ص۳۵۷، ماده «نفق».
  103. حسن بن یوسف حلی، تحریر الاحکام، ج۲، ص۴۷؛ محمدحسن نجفی، جواهر الکلام، ج۳۱، ص۳۳۰؛ روح‌الله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۹۸-۳۰۸، فصل فی النفقات.
  104. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۲۷۴، ح۲؛ حسن بن فضل طبرسی، مجمع البیان، ج۱-۲، ص۵۷۵ («... يَا رَسُولَ اللَّهِ(ص) مَا حَقُّ الزَّوْجَةِ عَلَى زَوْجِهَا؟ قَالَ(ص): أَنْ لَا يَضْرِبَ وَجْهَهَا وَ لَا يُقَبِّحَهَا وَ أَنْ يُطْعِمَهَا مِمَّا يَأْكُلُ وَ يُلْبِسَهَا مِمَّا يَلْبَسُ وَ لَا يَهْجُرَهَا. وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): يُشْبِعُ بَطْنَهَا وَ يَكْسُو جُثَّتَهَا وَ إِنْ جَهِلَتْ غَفَرَ لَهَا. وَ رُوِيَ عَنْهُ(ص): اتَّقُوا اللَّهَ فِي النِّسَاءِ فَإِنَّكُمْ أَخَذْتُمُوهُنَّ بِأَمَانَةِ اللَّهِ وَ اسْتَحْلَلْتُمْ فُرُوجَهُنَّ بِكِتَابِ اللَّهِ وَ مِنْ حَقِّكُمْ عَلَيْهِنَّ أَنْ لَا يُوطِئْنَ‏ فُرُشَكُمْ أَحَدًا تَكْرَهُونَهُ، فَإِنْ فَعَلْنَ ذَلِكَ، فَاضْرِبُوهُنَّ ضَرْبًا غَيْرَ مُبَرِّحٍ، وَ لَهُنَّ عَلَيْكُمْ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»).
  105. حسن بن علی دیلمی، ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۳۶، باب ۴۳ فی السخاء؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۳۵، ص۴۲۱ (... وَ اتَّفَقَتْ الرُّوَاةُ مِنَ الفَرِيقَيْنِ الْخَاصَّةِ وَ الْعَامَّةِ عَلَى أَنَّ هَذِهِ الْآيَةَ بَلِ السُّورَةَ كُلَّهَا نَزَلَتْ فِي أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ زَوْجَتِهِ فَاطِمَةَ(ع)...).
  106. «و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند» سوره انسان، آیه ۸.
  107. علی بن احمد واحدی، اسباب نزول القرآن، ص۴۷۰؛ عبدالله بن عمر بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التاویل [تفسیر بیضاوی]، ج۵، ص۲۷۱؛ سیدامیرابوالفتوح حسینی جرجانی، آیات الاحکام [تفسیر شاهی]، ج۲، ص۲۴۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۳۵، ص۲۵۴، ح۱۲ («... ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا نَزَلَتْ [أُنْزِلَتْ‏] فِي عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ أَصْبَحَا وَ عِنْدَهُمْ ثَلَاثَةُ أَرْغِفَةٍ فَأَطْعَمُوا مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً فَبَاتُوا جِيَاعاً فَنَزَلَتْ فِيهِمْ [هَذِهِ‏] الْآيَةُ»).
  108. نوری در مستدرک الوسائل (ج ۱۵، ص۱۵۳، ح۱۷۸۳۶-۴) شیوه تهیه این غذا را بخشش پیامبر یا حذیفة بن یمان به علی و فاطمه(ع) دانسته است. در این باره نقل‌های دیگری نیز در منابع آمده است؛ چنان‌که واحدی در اسباب نزول القرآن (ص۴۷۰) این غذا را نتیجه اجیر شدن شبانه امیرمؤمنان(ع) برای آبیاری خرما دانسته است؛ به این‌گونه که امام اجرت آن را مقداری جو گرفت و به منزل برد و سه قسمت کردند و هر قسمتی را آرد کردند و از آن خوراکی به نام «خزیره» پختند. عبدالله بن عمر بیضاوی (۶۹۱ق) در انوار التنزیل و اسرار التاویل، (ج ۵، ص۲۷۱) و سیدامیرابوالفتوح حسینی جرجانی (۹۷۶ق) در آیات الاحکام (ج ۲، ص۲۴۲) آن را برابر نقل ابن‌عباس از «جو» قرضی از شمعون یهودی دانسته‌اند. به هر روی در اینکه منشأ آن چه بوده نیاز به تحقیق جداگانه دارد و در اینجا به همین اندازه بسنده می‌شود.
  109. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۱، ص۱۷۷؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱۳، ص۲۷۶؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۰۳، ح۱۰۵۳.
  110. ر.ک: سیدعلی خامنه‌ای، انسان ۲۵۰ ساله، ص۸۲-۸۳.
  111. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۱۱، ح۳؛ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۶، ص۱۳۶ (سند صحیح).
  112. «و بهره خود از این جهان را (هم) فراموش مکن و چنان که خداوند به تو نیکی کرده است تو (نیز) نیکی (پیشه) کن» سوره قصص، آیه ۷۷.
  113. «(همه) چیزهای پاکیزه بر شما حلال است» سوره مائده، آیه ۴.
  114. «و (هنگام بخشش) نه دست خود را فرو بند» سوره اسراء، آیه ۲۹.
  115. «و خداوند از خودتان برای شما همسرانی آفرید و برای شما از همسرانتان فرزندان و فرزندزادگانی پدید آورد و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد» سوره نحل، آیه ۷۲.
  116. محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۶، ص۱۳۶.
  117. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۱۱، ح۳ («... يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ أَنْ يُوَسِّعَ عَلَى عِيَالِهِ كَيْلَا يَتَمَنَّوْا مَوْتَهُ...»).
  118. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۱۶۰، ح۱۴ («... اشْتَرِ لَنَا شَعِيراً فَاخْلِطْهُ بِهَذَا الطَّعَامِ أَوْ بِعْهُ...») (سند روایت معتبر است).
  119. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۴۳۷، ح۲۲۹۳۲ («... فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ أَنِّي وَاجِدٌ أَنْ أُطْعِمَهُمُ الْحِنْطَةَ عَلَى وَجْهِهَا»).
  120. محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۴۳۷.
  121. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۱۶۰، ح۱۴ («... فَإِنَّا نَكْرَهُ أَنْ نَأْكُلَ جَيِّداً وَ يَأْكُلُ النَّاسُ رَدِيّاً»).
  122. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۱۶۱، ح۱۶ («... يَأْمُرُنَا إِذَا أَدْرَكَتِ الثَّمَرَةُ أَنْ نُخْرِجَهَا فَنَبِيعَهَا وَ نَشْتَرِيَ مَعَ الْمُسْلِمِينَ يَوْماً بِيَوْمٍ»).
  123. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۷۲.
  124. برای نمونه، ر.ک: روح‌الله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۲۹۸، فصل فی النقات.
  125. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۶۶، ح۲ («... وَ لَكِنَّنِي أَحْبَبْتُ أَنْ يَرَانِيَ اللَّهُ قَدْ أَحْسَنْتُ تَقْدِيرَ الْمَعِيشَةِ»).
  126. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۱۱، ح۴؛ ج۶، ص۴۴۴، ح۱۵ («... فَخَيْرُ لِبَاسِ كُلِّ زَمَانٍ لِبَاسُ أَهْلِهِ...»)
  127. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۸۹، ح۵۷۷؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۴۳ («... وَ مُهُورُ نِسَائِنَا وَ أَكْفَانُنَا مِنْ طَهُورِ أَمْوَالِنَا...»).
  128. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۶، ح۱ («... فَقَالَ(ع): إِنَّا نَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ فَنُعْطِيهِنَّ مُهُورَهُنَّ فَيَشْتَرِينَ مَا شِئْنَ لَيْسَ لَنَا مِنْهُ شَيْ‏ءٌ»).
  129. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۶۲۱، ح۶۱؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۱ و ۷ و ص۴۴۸-۴۴۹، ح۱۳ («... يَا أَخَا أَهْلِ الْبَصْرَةِ إِنَّكَ دَخَلْتَ عَلَيَّ أَمْسِ وَ أَنَا فِي بَيْتِ الْمَرْأَةِ وَ كَانَ أَمْسِ يَوْمَهَا وَ الْبَيْتُ بَيْتَهَا وَ الْمَتَاعُ مَتَاعَهَا فَتَزَيَّنَتْ لِي عَلَى أَنْ أَتَزَيَّنَ لَهَا كَمَا تَزَيَّنَتْ لِي...»).
  130. روح‌الله خمینی، تحریرالوسیله، ج۱، ص۱۴۶، مسئله ۲۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۳، ص۱۶۰ («سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنْ تَمَاثِيلِ الشَّجَرِ وَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ؟ قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ مَا لَمْ يَكُنْ فِيهِ شَيْ‏ءٌ مِنَ الْحَيَوَانِ»).
  131. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۶۵، ح۱؛ ج۶، ص۴۴۳، ح۸ («... فَأَمَّا إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْيَا فَأَحَقُّ أَهْلِهَا بِهَا أَبْرَارُهَا لَا فُجَّارُهَا وَ مُؤْمِنُوهَا لَا مُنَافِقُوهَا...»). به گفته مجلسی در مرآة العقول (ج۲۲، ص۳۱۷)، سند روایت ۸ ضعیف است، منتها محتوای آن به جهت هماهنگی با روایت ۱ (نقل مسعده معتبر) است. ر.ک: ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی، حلیة الأولیاء، ج۳، ص۱۹۳؛ محمد بن احمد ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۱۶۷.
  132. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۱۷۸، ح١ («كَانَ جُلُوسُ الرِّضَا(ع) فِي الصَّيْفِ عَلَى حَصِيرٍ وَ فِي الشِّتَاءِ عَلَى مِسْحٍ وَ لُبْسُهُ الْغَلِيظَ مِنَ الثِّيَابِ حَتَّى إِذَا بَرَزَ لِلنَّاسِ تَزَيَّنَ لَهُمْ»).
  133. ابن‌طاووس، فلاح المسائل، ص۲۶۹، الفصل الثلاثون («... مَالِكَ بْنَ أَنَسٍ فَقِيهَ الْمَدِينَةِ يَقُولُ: أَدْخُلُ إِلَى الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) فَيُقَدِّمُ لِيَ الْمِخَدَّةَ...»).
  134. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۳۳۳، ح۵۲۰ («... فَوَجَدْنَاهُ مُتَّكِئاً عَلَى سَرِيرٍ قَرِيبٍ مِنَ الْأَرْضِ فَجَلَسْنَا حَوْلَهُ ثُمَّ اسْتَوَى جَالِساً ثُمَّ أَرْسَلَ رِجْلَيْهِ حَتَّى وَضَعَ قَدَمَيْهِ عَلَى الْأَرْضِ...»).
  135. مرتضی مطهری، یادداشت‌های استاد مطهری، ج۵، ص۹۶.
  136. روح‌الله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۰۲، فصل فی النفقات، مسئله ۱۲.
  137. محمد حسن نجفی، جواهرالکلام، ج۳۱، ص۳۵۱؛ روح‌الله خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۰۲، فصل فی النفقات، مسئله ۱۲.
  138. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۱، ص۱۳۲، ح۱ («... يَا عَلِيُّ مَنْ كَانَ فِي خِدْمَةِ الْعِيَالِ فِي الْبَيْتِ وَ لَمْ يَأْنَفْ كَتَبَ اللَّهُ اسْمَهُ فِي دِيوَانِ الشُّهَدَاءِ وَ كَتَبَ لَهُ بِكُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ ثَوَابَ أَلْفِ شَهِيدٍ وَ كَتَبَ لَهُ بِكُلِّ قَدَمٍ ثَوَابَ حِجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ بِكُلِّ عِرْقٍ فِي جَسَدِهِ مَدِينَةً فِي الْجَنَّةِ...»).
  139. محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۱۰۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۱، ص۱۳۲، ح۱ («وَ فَاطِمَةُ(س) جَالِسَةٌ عِنْدَ الْقِدْرِ وَ أَنَا أُنَقِّي الْعَدَسَ»).
  140. ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۲، ص۲۰۲ («... فَقَالَ(ع): رَبُّ الْعِيَالِ أَحَقُّ بِحَمْلِهِ»). ابن‌حنبل، فضائل علی بن ابی‌طالب، ص۱۳۱ شماره ۳۹ («... اشْتَرَى تَمْراً بِدِرْهَمٍ فَحَمَلَهُ فِي مِلْحَفَتِهِ، فَقَالُوا: نَحْمِلُ عَنْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ؟ فَقَالَ: لَا، أَبُو الْعِيَالِ أَحَقُّ أَنْ يَحْمِلَ»).
  141. ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱۱، ص۱۹۶ («... وَ كَانَ لا يَمْنَعُهُ الْحَيَاءُ أَنْ يَحْمِلَ بِضَاعَتَهُ مِنَ السُّوقِ إِلَى مَنْزِلِ أَهْلِهِ»).
  142. شیخ صدوق، علل الشرائع، ج۱، ص۲۳۱، ح۵ («... رَأَى الزُّهْرِيُّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ(ع) لَيْلَةً بَارِدَةً مَطِيرَةً وَ عَلَى ظَهْرِهِ دَقِيقٌ وَ حَطَبٌ وَ هُوَ يَمْشِي، فَقَالَ لَهُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا هَذَا؟ قَالَ: أُرِيدُ سَفَراً أُعِدُّ لَهُ زَاداً أَحْمِلُهُ إِلَى مَوْضِعٍ حَرِيزٍ، فَقَالَ الزُّهْرِيُّ: فَهَذَا غُلَامِي يَحْمِلُهُ عَنْكَ، فَأَبَى قَالَ: أَنَا أَحْمِلُهُ»).
  143. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۱، ح۵ («... فَإِنِّي أَقُوتُ بِهِ نَفْسِي وَ عِيَالِي...»).
  144. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۱۲۴.
  145. محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبه، ص۲۷۳.
  146. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۴۱؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۸۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۴۶، ح۵۸۶۳.
  147. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۸۲ («لَا وِقَايَةَ أَمْنَعُ مِنَ السَّلَامَةِ»).
  148. «و جامه‌ات را پاکیزه گردان» سوره مدثر، آیه ۴.
  149. «ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاک است بخورید» سوره بقره، آیه ۱۶۸.
  150. «از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم، بخورید» سوره بقره، آیه ۵۷.
  151. پیامبر(ص) با لحاظ خواص کدو فراوان از آن استفاده می‌کرد (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۷۰، ح۳ «... يُعْجِبُهُ الدُّبَّاءُ...»).
  152. ابوالعباس مستغفری، طب النبی(ص)، ص۲۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵۹، ص۲۹۶ («... عَلَيْكُمْ بِالْفَوَاكِهِ فِي إِقْبَالِهَا...»).
  153. امام رضا(ع) فرمود: «كُلِ الْبَارِدَ فِي الصَّيْفِ وَ الْحَارَّ فِي الشِّتَاءِ وَ الْمُعْتَدِلَ فِي الْفَصْلَيْنِ عَلَى قَدْرِ قُوَّتِكَ وَ شَهْوَتِكَ»: به اندازه توان و میل خود در تابستان غذای با طبع سرد و در زمستان غذای با طبع گرم و در دو فصل دیگر غذای معتدل بخور (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵۹، ص۳۱۱). نمی‌توان گفت امام با توصیه مطلبی سودمند به دیگران خود از آن بهره نگیرد؛ چنان‌که امام صادق(ع) در این باره فرمود: «من نیز این برنامه را اجرا می‌کنم». (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۱، ح۵).
  154. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۳ («كَانَ(ص) يَسْتَاكُ كُلَّ لَيْلَةٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ...»).
  155. شیخ صدوق، الخصال، ص۱۶۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۴۴ («حُبِّبَ إِلَيَّ مِنْ دُنْيَاكُمُ... الطِّيبُ...»).
  156. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۹۴، ح۲؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۱۷، ح۲۴۹ («وَ دَخَلَ الصَّادِقُ(ع) الْحَمَّامَ...»).
  157. حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۳۲ («وَ كَانَ(ص) إِذَا غَسَلَ رَأْسَهُ وَ لِحْيَتَهُ غَسَلَهُمَا بِالسِّدْرِ»).
  158. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۰۷ («كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَطْلِي الْعَانَةَ وَ مَا تَحْتَ الْأَلْيَتَيْنِ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ»). شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۱۷، ح۲۵۰ («... كَانَ [أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ(ع)] يَدْخُلُ فَيَبْدَأُ فَيَطْلِي عَانَتَهُ وَ...»). شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۲۰ («كَانَ الصَّادِقُ(ع) يَطْلِي إِبْطَيْهِ فِي الْحَمَّامِ...»).
  159. حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۲۶ («مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ... نَظَافَةُ مُتَوَضَّاهُ»).
  160. حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۲۶ («كَانَ [الرِّضَا](ع) يَدْخُلُ الْمُتَوَضَّأَ فِي خُفٍّ صَغِيرٍ»).
  161. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۹ («كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع)... يَكْنِسُ»).
  162. شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ج۲، ص۱۸۴. راوی درباره امام رضا(ع) می‌گوید: «... وَ لَا رَأَيْتُهُ تَفَلَ...».
  163. ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۱۱۴، ح۳۷۹؛ حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۶، ص۲۹۲-۲۹۳، ح۱۹۹۲۶ و ۱۹۹۲۸ («... إِذَا رَأَى شَيْئاً مِنَ الطَّعَامِ فِي مَنْزِلِهِ قَدْ رُمِيَ بِهِ نَقَصَ مِنْ قُوتِ أَهْلِهِ مِثْلَهُ»).
  164. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۹۸، ح۸ («... سُبْحَانَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ اسْتَغْنَيْتُمْ فَإِنَّ النَّاسَ لَمْ يَسْتَغْنُوا أَطْعِمُوهُ مَنْ يَحْتَاجُ إِلَيْهِ»). محتوای این روایت با نص آیات و روایات نافی اسراف انطباق دارد.
  165. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۷۷-۳۸۸.
  166. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۶، ح۱. مضمون این روایت با روایت صحیحی (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۳۶۹) که از استفاده این ابزار در منزل امامان حکایت می‌کند پشتیبانی می‌شود. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۸، ح۱ («... فَطُرِحَتْ لَهُ وِسَادَةٌ فَجَلَسَ عَلَيْهَا فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع)...»).
  167. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۹، ص۳۱.
  168. شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۴۳، ح۴۵۳۵ («... وَ عَلِّمُوهُنَّ الْمِغْزَلَ...»).
  169. نهج‌البلاغه، ص۲۵۰، خطبه ۱۷۵ («... إِنِّي وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّكُمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُكُمْ إِلَيْهَا وَ لَا أَنْهَاكُمْ عَنْ مَعْصِيَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَكُمْ عَنْهَا»).
  170. یک صاع حدود سه کیلو است.
  171. شیخ صدوق، الامالی، ص۲۵۶-۲۶۱، ح۱۱؛ محمد بن حسن فتال، روضة الواعظین، ج۱، ص۱۶۰؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۰۳، ح۱۰۵۴؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۳۰۲ «فَانْطَلَقَ عَلِيٌّ(ع) إِلَى جَارٍ لَهُ مِنَ الْيَهُودِ يُقَالُ لَهُ شَمْعُونُ يُعَالِجُ الصُّوفَ فَقَالَ: هَلْ لَكَ أَنْ تُعْطِيَنِي جِزَّةً مِنْ صُوفٍ تَغْزِلُهَا لَكَ ابْنَةُ مُحَمَّدٍ...» (شیخ صدوق این روایت را از دو راه که یک راه آن به ابن‌عباس و دیگری به امام صادق(ع) می‌انجامد، آورده است).
  172. محمد بن محمد مفید، الجمل، ص۴۲۲؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۲، ص۹۸ («... وَ اللَّهِ إِنَّهُمَا لَمِنْ غَزْلِ أَهْلِي...»).
  173. ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی‌طالب، ج۴، ص۳۱۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۸، ص۷۳ («... وَ غَزْلِ أُخْتِي حَلِيمَةَ ابْنَةِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)...»).
  174. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۴۷، ح۱ (با سند صحیح).
  175. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۹۰.
  176. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۷۵ («أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّكُمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُكُمْ إِلَيْهَا»).
  177. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۳۹۲.