سیره معصوم در کلام اسلامی

مقدمه

هرگاه سخن از سیره معصومین(ع) در میان می‌آید، همه گفتار و رفتار چهارده معصوم(ع) را در تمامی ابعاد، در بر می‌گیرد و منظور از سیره معصومین(ع)، مجموعه سخنان و افعال و رویّه‌های قولی و فعلی پیامبراکرم(ص) و اهل بیت عصمت(ع)؛ یعنی امیرمؤمنان و دیگر امامان و حضرت فاطمه علیها السلام است. قلمرو سیره آن ذوات قدسی نیز همه دوران حضور معصومین(ع) از آغاز بعثت پیامبر اکرم(ص) تا دوران ظهور امام مهدی(ع) را شامل می‌شود. سیره ذوات قدسی پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) بر همگان حجّت بوده و به مصداق آیه شریفه: ﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا[۱] در همه شئون فردی و اجتماعی حیات، الگوی رفتار ما شمرده می‌شود[۲].

سیره معصومین(ع) منابع گوناگونی دارد و در عرصه‌های مختلف، می‌توان از آنها بهره برد. بررسی سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) در ابعاد فردی، اخلاقی، عبادی، سیاسی، اجتماعی، تربیتی و امثال آن، با مراجعه به این منابع امکان‌پذیر و قابل دسترسی است. ممکن است بسیاری از سیره‌های معصومین(ع) در بیش از یک منبع قابل دست‌یابی باشد که در این صورت به لحاظ سند، از اعتبار بالایی برخوردار خواهد بود. البته با فرض وجود سیره در منبع واحد هم خدشه‌ای در اعتبار آن نخواهد بود؛ زیرا در صورت اثبات و تحقق سیره بر اساس هر یک از نظریه‌های پیش گفته در باب حجیت سیره، چه بر حسب دلالت اولیه و چه بر حسب قراین بیرونی، استفاده رجحان و مطلوبیت از سیره، اشکالی ندارد. نکته دیگری که از ذکر منابع سیره به دست می‌آید، توجه به تفاوت سیره با واژگان نزدیک به آن نظیر تاریخ، مناقب، تراجم و رجال است. عناوینی مانند تاریخ، تراجم و رجال اعم از سیره هستند و از این رو، به عنوان منبع استنباط سیره به شمار می‌روند[۳].

معناشناسی

معنای لغوی

سیره در ادبیات و لغت به معنای رفتن، جریان داشتن و در حرکت بودن به کار رفته است[۴] و بر این اساس، بسیاری نیز واژه “سیره” را به نوع حرکت و شیوه جریان داشتن و یا به عبارتی نوع، سبک و شیوه رفتار و کردار تعریف کرده‌اند[۵]. نوعی دوام و استمرار در معنای سیره نهفته است. خداوند متعال در قرآن، سیره را به مفهوم هیئت، صورت و شکل به کار برده است: ﴿قَالَ خُذْهَا وَلَا تَخَفْ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا الْأُولَى[۶].[۷]

معنای اصطلاحی

سیره در اصطلاح دینی به معانی طریقه، روش و رفتار و اخلاق عملی به کار رفته است. وقتی سیره پیامبر یا امامان گفته می‌شود، نمونه‌هایی از اخلاق و رفتار مستمر آنان مقصود است که در زندگی بر آن روش عمل می‌کردند. گاهی هم اخلاق و سیره و سنّت به یک معنی به کار می‌رود[۸].

سه معنای اصطلاحی می‌توان برای سیره ذکر کرد که با آنچه در روایات آمده سازگاری دارند یا دست‌کم در روایات به آنها اشاره شده است:

بخشی از سنت، فعل یا عمل معصوم که می‌توان از آن با عنوان سیره یاد کرد. در روایات بسیاری، سیره به معنای عمل و رفتار و شیوه برخوردی که معصوم با دیگران داشته، آمده است. امیرمؤمنان (ع) رهبر جامعه اسلامی را به خودسازی و راهنمایی دیگران با سیره عملی خود سفارش می‌کند: «وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ»[۹] و حاکم باید آموزش او به کردارش پیش از آموزشش به گفتارش باشد. منظور حضرت تمامی گفتارها و رفتارهاست؛ زیرا رهبر اسلامی باید در تمام زمینه‌ها الگوی و اسوه دیگران باشد. در رفتار انسان هدفمند مانند فرد معصوم، گونه‌ای هماهنگی و همسویی وجود دارد که از مجموع آن می‌توان به سبکی ویژه دست یافت. اینکه در روایات به فرمانروایان سفارش می‌شود برابر کتاب خدا و سیره پیامبر (ص) رفتار کنند، یعنی رفتار و کردار و گفتار آنان با آنچه حضرت انجام داده، ناسازگاری نداشته باشند؛ زیرا رفتار پیامبر (ص) در تمام زمینه‌ها حجت است: ﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ[۱۰]؛ چون شخصیتی هدف‌دار هستند و اعمال ایشان هدفمند است.

سیره به این معنا در صدر اسلام بین مسلمانان رایج بوده است. در شورای شش نفرۀ برگزیدۀ عمر بن خطاب، عبدالرحمان بن عوف که بر اساس حُکم عُمَر، حقّ گزینش داشت، به علی (ع) پیشنهاد کرد: “من با تو بیعت می‌کنم که برابر کتاب خدا و سنّت پیامبر (ص) و سیره ابوبکر و عمر عمل کنی”. علی (ع) پاسخ فرمود: طبق کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) به مقداری که بتوانم عمل می‌کنم[۱۱]؛ یعنی برابر صلاحدید خود عمل خواهم کرد نه سیره و روش دو خلیفه پیشین؛ چون اگر بر خلاف کتاب و سنت عمل کرده باشند، سنت آنان ارزش ندارد. این نکته را در مورد بیعت مردی خثعمی فرمودند[۱۲]. این گفتگو نشان می‌دهد سیره در مورد کارهای دیگران نیز به کار می‌رفته است. منتها علی (ع) سیره آنان را قبول نداشت و شرط عبدالرحمان بن عوف را نپذیرفت.

سیره در روایات افزون بر رفتار و عمل شخصی پیامبر[۱۳]، در نوع و سبک کردار و رفتار وی با امت نیز به کار رفته است. امام باقر (ع) فرمود: پیامبر (ص) با گذشت در میان امتش عمل می‌کرد[۱۴]. در نقلی آمده است: رسول خدا (ص) در میان امت خود با نرمش و مدارا رفتار کرد تا به تألیف قلوب مردم بپردازد[۱۵].[۱۶]

تفاوت سیره و سنت

اگر سیره را به معنای شرح حال افراد بگیریم، آن‌گونه که امروز مشهور است، معنایی گسترده‌تر از معنای سنت خواهد داشت؛ چون این نوع سیره سخنان و افعال و تأییدات ایشان را در بر می‌گیرد؛ ولی سمت و سوی بحث‌های اصلی آن، جنبه تاریخی دارد که در معنای اصطلاحی سنت مطرح نیست. اما اگر سیره را به معنای رفتار و فعل بدانیم، می‌توان گفت بین سیره و سنت با توجه به روایات، عموم و خصوص مطلق است؛ زیرا سنت سیره عملی را شامل می‌شود، اما سیره گفتار پیامبر (ص) را در بر نمی‌گیرد؛ اما اگر در معنای سیره به قرآن توجه کنیم، بنابر تعریفی که درباره سنت دارند که در برابر قرآن است، بین این دو عموم و خصوص من وجه می‌شود؛ زیرا گزارش‌هایی که در قرآن درباره رفتار و سیره پیامبر (ص) آمده است، سنت نامیده نمی‌شوند، اما سیره به آن اطلاق می‌گردد؛ ﴿وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ[۱۷] حکایت از سیره اخلاقی پیامبر (ص) دارد، ولی به آن سنت گفته نمی‌شود. می‌توان گفت سیره پیامبر در قرآن، ولی نمی‌گویند سنت پیامبر در قرآن. معنای اول که درضمن، تقریر معصومان را نیز در بر می‌گیرد. البته از نگاهی دیگر قول نیز نوعی عمل صادر از فرد است یا حکایت از باور و پایبندی گوینده به آن دارد و ایجاد سنت‌ها بر اساس این نوع دستورهاست و در مواردی می‌توان آن را نشانه‌ای بر سیره عملی دانست. یا ترک عملی نشانه‌ای دیگر از عمل است که شیخ طوسی آن را قسمی از افعال النبی می‌داند[۱۸]. برای مشخص و محدود شدن مباحث، به مواردی که حکایت از سیره عملی و رفتار معصوم دارد اشاره می‌کنیم.

اهل سنت از جمله حاکم نیشابوری[۱۹] و شاطبی سنت را به گفتار و کردار خلفا یا تمامی صحابه گسترش می‌دهند[۲۰]؛ علمای متأخر آنان نیز سنت را روش بزرگان دین دانسته‌اند و در نتیجه به ادعای آنان، شامل همه صحابه می‌شود[۲۱].

شیعه سنت را به گفتار و کردار و تقریر پیامبر (ص) و معصومان اطلاق می‌کند و منحصر در پیامبر نمی‌شمارد. ناگفته نماند بسیاری از رفتار مسلمانان برگرفته از سنت قولی پیامبر (ص) است و در پاره‌ای روایات که به این‌گونه مسائل اشاره شده، از تعبیر «جَرَتِ السُّنَّةُ»[۲۲] استفاده گردیده؛ یعنی در موردی پیامبر (ص) دستور داد این‌گونه عمل شود و به مرور جزو سیره مسلمانان گردیده است. شهید مطهری در آغاز کتاب سیره نبوی، سیره را به معنای نوع و سبک رفتار گرفته[۲۳]؛ اما گزارش‌هایی که در این کتاب آمده، گسترده‌تر و عام است؛ زیرا هر رفتار سبکی دارد[۲۴].

حجیت سیره معصومین(ع)

از مباحث مهم و قابل توجه در باب سیره، اعتبار و حجیت آن است. آیا می‌توان به سیره عملی به عنوان دلیل شرعی و مورد اعتنا نگاه کرد؟ همان‌گونه که پیش از این اشاره شد، سیره دارای گونه‌های مختلفی است که هر کدام بحث مستقل و مفصلی را می‌طلبد. از آنجا که بحث انواع سیره و اثبات حجیت آن، مرتبط به هستند و سیره عقلا و متشرعه در علم اصول بحث شده‌اند.

آن‌گونه که در علم اصول بیان شده، سیره عقلا و متشرعه در صورتی معتبر هستند که کاشف از امضای شارع باشند و بدون امضای معصوم(ع) اعتبار ندارد[۲۵]. در چگونگی کشف امضای شارع نیز توافقی میان علما وجود ندارد؛ کشف امضای شارع را احراز هم‌مسلک بودن شارع با عقلا می‌دانند و بعضی دیگر، اثبات عدم ردع شارع را در حجیت سیره لازم می‌شمرند[۲۶]. اگر عدم ردع ثابت نشد، آن‌گاه متحدالمسلک بودن شارع با عقلا باید ثابت گردد. در حجیت سیره متشرعه نیز همین بحث هست که اگر امضای شارع اثبات شود، سیره متشرعه بما هی معتبر است؛ چراکه بسیاری از سیره‌های اهل شرع، ناشی از بی‌مبالاتی آنان به احکام شرعی می‌باشد[۲۷].

آنچه در اینجا باید اثبات گردد، حجیت سیره اخلاقی و تربیتی معصومین(ع) است که محور اصلی بحث را تشکیل می‌دهد. تفاوت عمده سیره معصومین(ع) با سیره عقلا و متشرعه در آن است که این سیره، مستقیماً به شخص معصوم(ع) مستند است، برخلاف آن دو که فقط امضای معصوم(ع) را دارند. بنابراین در صورت اثبات و استنباط درست سیره معصومین(ع) دیگر نیازی به کشف حجیت آن نیست؛ چراکه سیره، نوعی از سنت (فعل) است و سنت معصومین(ع) یکی از ادله شرعی می‌باشد که در جای خود بررسی شده است. با این حال، در زمینه اثبات حجیت سیره معصومین(ع) چند راه وجود دارد که به آنها اشاره می‌شود:

قرآن کریم

نخستین دلیل بر حجیت سیره معصومین(ع) قرآن کریم است؛ زیرا خداوند در آیات متعدد قرآن، پیامبر(ص) را به عنوان اسوه حسنه معرفی نموده و تأسی به آن حضرت را لازم دانسته است ﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا[۲۸] به فرموده بعضی از مفسران، واژه «اسوه» بر وزن «عُروه» در اصل به معنای حالتی است که انسان به هنگام پیروی از دیگری به خود می‌گیرد. بر این اساس، مفهوم آیه چنین است که برای شما در پیامبر(ص) تأسی و پیروی خوبی است و می‌توانید با اقتدا کردن به او، خطوط فکری و عملی خود را اصلاح کنید و در مسیر «صراط مستقیم» قرار گیرید[۲۹]. معنای اسوه بودن، مستلزم حجیت گفتار و رفتار پیامبر(ص) برای تأسی کنندگان است. تبعیت از آن حضرت بر اساس اسوه حسنه بودن لازم می‌شود؛ چون مفهوم اسوه بودن، بدون پیروی از ایشان مصداق پیدا نمی‌کند. بنابراین، الگو بودن و لزوم اقتدا به پیامبر(ص)، همان حجیت سیره آن حضرت برای مردم است و این که سیره و روش پیامبر اسلام(ص) در همه شئونات زندگی، چراغ هدایت بشریت برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت است. بر اساس بینش صحیح دینی، تفاوتی میان اسوه بودن پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) وجود ندارد. همان‌گونه که رسول خدا(ص) اسوه حسنه است، اهل بیت(ع) نیز الگوهایی نیکو هستند. آنان مانند پیامبر(ص) دارای ملکه عصمت و دانش بی‌پایان هستند که با قرآن کریم و سخنان رسول خدا(ص) به اثبات رسیده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «إِنِّي وَ أَهْلَ بَيْتِي مُطَهَّرُونَ فَلَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَا تَتَخَلَّفُوا عَنْهُمْ فَتَزِلُّوا وَ لَا تُخَالِفُوهُمْ فَتَجْهَلُوا»[۳۰]؛ «من و اهل بیتم از هرگونه بدی و زشتی پاک و منزه هستیم، پس از اهل بیت(ع) پیشی نگیرید که گمراه می‌شوید و از آنها باز نمانید که منحرف می‌گردید و با آنها مخالفت نکنید که جاهل و نادان می‌مانید».

قرآن کریم اطاعت از همه معصومین(ع) را در آیات متعدد لازم کرده است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ[۳۱]؛ فخر رازی معتقد است که خداوند در این آیه به صورت قطع، امر به اطاعت از «اولوالامر» کرده و چنین امری از جانب حق تعالی مستلزم عصمت صاحبان امر است؛ وگرنه امر به لزوم اطاعت، امر به فعل خطا خواهد بود. دستور قطعی به پیروی از افراد جایز الخطا، به معنای تبعیت از آنان حتی در صورت ارتکاب خطا و اشتباه ایشان نیز هست[۳۲]. بنابراین، در مفهوم اولوالامر و این که حتماً باید آنها معصوم از خطا و اشتباه باشند، اختلافی نیست؛ گرچه در تعیین مصداق اولوالامر اتفاق نظر وجود ندارد. آن‌چه با محتوای آیه سازگار است و خالی از اشکال به نظر می‌رسد، این است که اولوالامر عبارتند از امامان معصوم(ع) که بر اساس روایات متعدد و معتبر نبوی، دوازده نفرند و جانشینان واقعی و بر حق پیامبر(ص) می‌باشند؛ از این رو، گفتار و رفتار آن اولیای الهی، حجت و تأسی به ایشان برای همه مسلمانان لازم است[۳۳].[۳۴]

ادله عصمت

راه دیگر برای اثبات اعتبار سیره معصومین(ع)، دلایل عصمت ایشان است. عصمت در واقع، برآیند طهارت ذاتی اهل بیت(ع) از اشتباه و گناه در تمام ابعاد زندگی و قوای نفسانی است. ایشان طبق آیه تطهیر، از حین ولادت تا هنگام وفات از هر گونه آلودگی‌های فکری و عملی - چه عمدی و چه سهوی - پاک و منزه هستند. گذشته از قصد و نیت معصیت، تخیل گناه هم در ذهن و اندیشه ایشان راه ندارد[۳۵]. هر چند عصمت یک امتیاز الهی و خدادادی است و به افراد خاصی تعلق می‌گیرد، ولی این امتیاز فقط به کسانی تعلق می‌گیرد که از لیاقت و شایستگی ویژه برخوردار باشند و با بهره‌مندی از تأییدات الهی در عین داشتن قدرت و اختیار، به گونه‌ای رفتار کنند که اگر اراده خدایی بر عصمت آنان نباشد هم به مقام عصمت برسند. به عبارت دیگر، اراده خدا در طول اراده معصوم(ع) است، نه در عرض آن و برای همین، شبهه جبر پیش نمی‌آید. عدم تمایل به گناه، جنبه درونی دارد و بر اثر مبادی فطری و آگاهی‌های خالص علمی، بدون جبر و اکراه پدید می‌آید؛ مانند فرد عاقلی که خیال خوردن آتش یا سم را در ذهن خود ندارد[۳۶].

آن‌چه از دلایل عقلی و نقلی برای اثبات عصمت اهل بیت(ع) گفته شده، حجیت سیره گفتاری و رفتاری ایشان را نیز به اثبات می‌رساند. با اثبات عصمت همه جانبه معصومین(ع) از خطا در تمام ابعاد زندگی، قول و عمل آنان نیز از اعتبار و سندیت برخوردار و تأسی به ایشان لازم می‌گردد. با وجود عصمت آنان در زندگی، فرض عدم اعتبار قول و فعل و تقریرشان بی‌معنا خواهد بود؛ چون انسانی که از تمام جهات پاک باشد و احتمال کذب و خطا در زندگی او راه نداشته باشد، به یقین قول و عملش نیز برای دیگران ارزشمند و مورد اعتبار و قابل تأسی است. بنابراین، هر کس به سیره آن بزرگواران تأسی و عمل نماید، به حجت الهی عمل کرده و در روز قیامت، رستگار و سعادتمند خواهد بود[۳۷].

ادله حجیت سنت

در علم اصول بیان شده که سیره، بخشی از سنت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است؛ زیرا سنت، سه بخش دارد که عبارت‌اند از قول، فعل و تقریر معصوم(ع). حجیت سنت در علم اصول به اثبات رسیده که نیاز به ذکر آن نیست[۳۸]. وقتی سنت معتبر بود، سیره که بخشی از آن است نیز حجت خواهد بود. در باب حجیت سنت نبوی که در اصول فقه به اثبات رسیده، بحثی نیست و همه مسلمانان آن را به عنوان یک دلیل شرعی در استنباط احکام فقهی و عملی قبول دارند. اگر برخی به اعتبار سنت و سیره اهل بیت(ع) اشکال داشته باشند، این اشکال وارد نیست؛ چون اعتبار قول و سیره اهل بیت(ع) از ناحیه شخص پیامبر(ص) تثبیت شده و آن حضرت مکرر بر این امر تأکید فرموده‌اند. رسول خدا(ص) در حدیث مشهور «ثقلین»[۳۹] می‌فرماید: «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي وَ أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الْآخَرِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي»[۴۰]؛ «من دو چیز نفیس و گران‌بها در میان شما می‌گذارم. تا زمانی که بعد از من به آن دو تمسک جویید، هرگز گمراه نخواهید شد؛ یکی از آن دو، بزرگ‌تر از دیگری است و آن کتاب خداست، چون ریسمانی کشیده در میان آسمان و زمین و دوم، عترت و اهل بیتم». این حدیث از نظر سند و دلالت روشن است و هیچ‌گونه خدشه‌ای در آن راه ندارد. به اعتقاد شیعه و سنی، پیامبر اکرم(ص) بارها این روایت را برای اصحاب خود بیان کرده و آنها را به تأسی و پیروی از اهل بیت(ع) فراخوانده‌اند.

نکته قابل توجه در حدیث ثقلین این است که پیامبر خدا(ص)، اهل بیت(ع) را عِدل و هم‌پای قرآن قرار داده است؛ یعنی همان‌گونه که قرآن، مصون از خطا و اشتباه است و لزوم عمل به احکام و دستورات آن تا روز قیامت واجب می‌باشد، تأسی و پیروی از اهل بیت(ع) نیز لازم است. یکسانی میان قرآن و اهل بیت(ع) در حدیث نبوی، هم ضرورت وجود امام را در هر زمان و هم عصمت او را ثابت می‌کند؛ زیرا اگر تنها قرآن واجب الاتباع و از خطا محفوظ باشد، یکسانی ذکر شده در کلام پیغمبر(ص) به هم می‌خورد[۴۱]. بدین ترتیب، همان‌طور که قرآن مجید از تحریف و خطا به دور است و مرجع دینی تمامی مسلمین جهان می‌باشد، اهل بیت پیامبر(ص) نیز دارای عصمت و طهارت و دانش بی‌پایان هستند و تأسی و تمسک به آنان واجب است[۴۲].

دلیل عقلی

علاوه بر دلایل یادشده، پشتوانه عقلی قوی نیز در باب حجیت سیره معصومین(ع) وجود دارد. وقتی عصمت پیامبر و اهل بیت(ع) به اثبات رسید و ثابت شد که افراد معینی از خطا و اشتباه معصوم هستند، از دانش بی‌پایان برخوردارند، تابع هوای نفس نیستند، هر کاری انجام دهند فقط برای خدا و کسب رضایت اوست، به چیزی جز خیر و صلاح مردم نمی‌اندیشند، راه‌های هدایت و سعادت بشر را بیش از خود مردم می‌دانند، هر دستوری از ناحیه آنها صادر شود بدون در نظر گرفتن منافع شخصی و در جهت تأمین مصالح جامعه است، در این صورت عقل هر انسانی به لزوم تأسی و پیروی از آنان فرمان می‌دهد که اگر خلاف این باشد، ارسال رسل و بعثت انبیا لغو و بیهوده خواهد بود[۴۳]. اگر رفتار آنان فاقد حجیت و اعتبار باشد، خلاف حکمت و فلسفه نبوت و امامت است[۴۴].

ویژگی‌های سیره معصومین(ع)

تردیدی وجود ندارد که سیره معصومین(ع) با رفتار دیگران متفاوت است و نمی‌توان گفتار و رفتار ایشان را با افراد معمولی یکسان دانست؛ زیرا عملکرد معصومین(ع) دارای ویژگی‌ها و ظرافت‌هایی است که به هیچ وجه در رفتار دیگران یافت نمی‌شود. مهم‌ترین ویژگی‌های سیره معصومین(ع) که به لحاظ اخلاقی و تربیتی دارای اهمیت می‌باشند و با دقت در رفتار آن بزرگواران به دست می‌آیند، عبارت‌اند از:

  1. منشأ الهی: یکی از خصوصیات سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) آن است که رفتار آن بزرگواران بر اساس خواست و اراده خداوند شکل گرفته است؛ به گونه‌ای که همه گفتار و رفتار آنان، مستند به وحی الهی هستند و در این حوزه قابل تفسیر و تبیین می‌باشند. ریز و درشت عمل ایشان، منطبق با دستورات خداوند است و کوچک‌ترین کاری بر خلاف احکام الهی انجام نداده‌اند. خداوند درباره پیامبر(ص) می‌فرماید: ﴿وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى[۴۵]. در جای دیگر نیز می‌فرماید: ﴿إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى[۴۶]؛ این بیان عام است و اختصاص به آیات قرآن و گفتار پیامبر(ص) ندارد، بلکه همه عملکردهای آن حضرت را شامل می‌شود؛ یعنی تمامی سخنان پیامبر(ص) که به عنوان احادیث نبوی معروف‌اند و همه رفتار آن حضرت که به سنت و سیره تعبیر می‌شوند، طبق وحی الهی صادر گشته‌اند[۴۷]. پیامبر(ص) هرچه کرد، از وحی آسمانی سرچشمه گرفته بود، آن را عمل نمود[۴۸]. چنان که پیامبر(ص) در جواب اعتراض جمعی از اصحاب به دلیل بستن درهای خانه‌هایشان به سوی مسجد، فرمود: ای مردم! من درها را نبستم و نگشودم و من شما را از مسجد بیرون نکردم[۴۹]؛ بلکه آنچه انجام دادم وحی الهی و فرمان خدا بود. بر این اساس، نه تنها سخنان پیامبر(ص) بر طبق وحی است، که اعمال و کردار او که سیره عملی آن حضرت را تشکیل می‌دهند نیز چنین است. پس از اثبات عصمت اهل بیت(ع) و این که پیامبر(ص) آنان را هم‌پای قرآن معرفی کرده است[۵۰]، تردیدی باقی نمی‌ماند که گفتار و رفتار آن بزرگواران، ریشه در کلام الهی دارد؛ یعنی هر عملی که در زندگی از آنان سرزده هماهنگ با قرآن کریم و اراده خدای متعال بوده است. امام علی(ع)، معصوم را چنین توصیف می‌کند: «پیشوای شایسته امامت، نشانه‌هایی دارد: معصوم بودن از تمام گناهان صغیره و کبیره، عدم لغزش در صدور حکم، پاسخ خطا ندادن و سهو و نسیان نداشتن»[۵۱]. به همین دلیل در توصیف سخن و عمل معصومین(ع) آمده است: «سخن شما نور، دستور شما هدایت، سفارش شما پرهیزکاری و کار شما خیر محض است»[۵۲]؛ در جای دیگر نیز این گونه توصیف شده است: «(اهل بیت(ع) کسانی هستند که) از خداوند اطاعت می‌کنند، به فرمان او قیام می‌نمایند و رفتار آنها طبق اراده خداوند است»[۵۳].
  2. محتوای عمیق: ویژگی دوم سیره معصومین(ع) آن است که رفتار آنان همانند گفتارشان دارای محتوای ژرف و عمیق است. کلام و سیره پیامبر(ص) به فرموده آن حضرت، «جامع کلمه‌هاست»[۵۴] که می‌تواند با یک سخن و رفتار کوچک، یک دنیا مطلب را بیان کند. همچنین سیره سایر معصومین(ع) که هم‌پای سیره پیامبر(ص) هستند و ارتباط مستقیم با قرآن کریم دارند، دارای عمق و ژرفای عمیقند. شهید مطهری در این زمینه می‌گوید: «رفتار معصومین(ع) مثل گفتارشان دارای عمق است و نیاز به تبیین دارد؛ یعنی رفتار معصوم(ع) معنی و مفهوم ژرف و بلند دارد و باید در آن تأمل کرد تا عمق رفتار آنان را فهمید. اگر سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) به خوبی فهمیده شود و تجزیه و تحلیل گردد، می‌توان از کوچک‌ترین رفتار آنان، مهم‌ترین قوانین اسلامی را استخراج کرد؛ چراکه یک کار کوچک ایشان به مثابه یک چراغ و یک نورافکن قوی برای انسان است تا مسافت‌های بسیار دور، نورافشانی می‌کند»[۵۵]. اگر کسی این پرسش را مطرح کند که چگونه محتوای عمیق داشتن با رفتار که صرفاً حرکات ظاهری است، قابل جمع می‌باشد، پاسخ روشن است؛ زیرا مشاهده می‌کنیم که با گذشت قرن‌ها، هنوز هم سیره امامان معصوم(ع) نیاز به تفسیر و تبیین دارد و هنوز زوایای پنهان آن برای فرهیختگان و دانشمندان روشن نشده است. سیره علی بن ابی طالب(ع) در زمان حیات رسول الله(ص) با رفتار او پس از رحلت پیامبر(ص)، سیره امام حسن مجتبی(ع) که حاضر به صلح با معاویه شد و سیره امام حسین(ع) که به هیچ وجه سازش با یزید را نپذیرفت و قیام عاشورا را رقم زد، نمونه‌هایی از رفتار این بزرگان هستند که با نوشتن صدها کتاب در این زمینه، هنوز هم ابعاد زیادی از سیره ره آن بزرگواران را به خوبی کشف نکرده‌اند. از این جاست که می‌توان به عمق و ژرفایی سیره معصومین(ع) پی برد.
  3. تفسیر و تبیین قرآن: همان‌گونه که گفته شد، سیره معصومین(ع) برخاسته از اراده خدا و مطابق با قرآن است؛ از این رو شناخت صحیح سیره آنان، به فهم قرآن کمک می‌کند. به خصوص سیره پیامبر اسلام(ص) که بسیاری از اسباب و شأن نزول‌های آیات قرآن را تشکیل می‌دهد و درک معنای واقعی آنان قرآن را آسان می‌گرداند. به عنوان نمونه، زمانی که آیه وجوب نماز، ﴿وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي[۵۶] نازل شد، مردم شیوه نماز خواندن را نمی‌دانستند. پیامبر(ص) فرمود: «صَلُّوا كَمَا رَأَيْتُمُونِي أُصَلِّي‌»[۵۷]؛ «این‌گونه که من نماز می‌گذارم، نماز به جای آورید». همچنین سیره امام علی(ع) در برخی موارد، شأن نزول آیات قرآن را بازگو می‌کند؛ چنان که مفسران گفته‌اند شأن نزول آیه ﴿وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ[۵۸] رفتار علی(ع) در «لیلة المبیت» بوده است که در بستر پیامبر(ص) خوابید»[۵۹]. مفسران عقیده دارند که برخی از آیات سوره «انسان»[۶۰] درباره نذر علی(ع) و فاطمه(س) است که طعام خود را سه روز پشت سرهم به هنگام افطار، به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدند[۶۱]. بنابراین، سیره و رفتار معصومین(ع) مفسر و بیانگر قرآن کریم است و با شناخت آن می‌توان به حقیقت مفاهیم قرآن بهتر پی برد و معنای واقعی کلام خداوند را فهمید.
  4. ارائه ارزش‌های اسلامی: سیره معصومین(ع) در واقع تجسم عملی ارزش‌های اسلامی و کاربست آن در عمل و رفتار فردی و اجتماعی است. عملکرد پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) تجلی دستورات و احکام اسلام است که در قالب عمل و رفتار عینی در معرض دید علاقه‌مندان به ارزش‌های دینی قرار گرفته است. آنچه در باب خصوصیات سیره آن بزرگواران ذکر شد، این مطلب را به اثبات می‌رساند که گفتار و رفتار آنان، تبلور عینی معارف اسلامی است که در قرآن کریم وجود دارند. اگر انسان به رفتار آن اولیای الهی توجه کند، افزون بر شناخت ارزش‌ها، نحوه عملیاتی کردن آنها را نیز به دست خواهد آورد؛ چراکه معصومین(ع) بر تربیت عملی، بیش از تربیت زبانی تأکید داشتند و همواره مردم را با رفتارشان به خوبی‌ها دعوت می‌کردند. امام صادق(ع) به دیگران توصیه می‌کردند: «كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِأَعْمَالِكُمْ‌، وَ لَا تَكُونُوا دُعَاةً بِأَلْسِنَتِكُمْ»[۶۲]؛ «با کردار و رفتارتان مردم را به حق دعوت کنید، نه فقط با زبانتان». بنابراین، گذشته از قرآن و احادیث اسلامی که منبع اصلی معارف دینی هستند، سیره عملی معصومین(ع) نیز بیانگر ارزش‌های اسلام در تمام زمینه‌هاست. رفتار آنها در حوزه‌های مختلف زندگی و برخورد آنان با دیگران در محیط خانوده و جامعه با تک تک افراد، هم بایدهای اسلامی و هم چگونگی عمل به آن بایدها را نشان می‌دهد. از این روی، می‌توان یکی از ویژگی‌های سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) را ارائه ارزش‌های اسلامی دانست. رفتار آنها چیزی جز عمل به ارزش‌های اسلامی نبوده است.
  5. جامعیت و شمول: از ویژگی‌های مهم سیره معصومین(ع) جامعیت و فراگیری دامنه آن است. سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) همه شئون زندگی فردی و اجتماعی انسان را پوشش می‌دهد و هیچ گوشه‌ای از زوایای حیات آدمی، بیرون از دامنه سیره قرار نمی‌گیرد. جامعیت، غیر از عمیق بودن است؛ زیرا عمق، وصف عمودی و جامعیت، صفتی پهنایی است که گستره سیره را نشان می‌دهد. بر اساس این ویژگی، ابعاد مختلف زندگی انسان اعم از بعد دینی، اخلاقی، تربیتی، اجتماعی، اقتصادی و امثال آن، مشمول سیره است و در هر زمینه می‌توان شواهدی از سیره اخلاقی و تربیتی آن بزرگواران به دست آورد و به علاقمندان عرضه داشت. امام علی(ع) در این باره می‌فرماید: «برای تو کافی است که راه و رسم زندگی پیامبر اسلام(ص) را اطاعت نمایی تا راهنمای خوبی در شناخت بدی‌ها و عیب‌های دنیا و رسوایی‌ها و زشتی‌های آن برای تو باشد»[۶۳]. علی(ع) در این گفتار، شخص پیامبر(ص) را به عنوان الگوی جامع زندگی معرفی کرده و تأسی به سیره آن حضرت را در شناخت بدی‌ها و خوبی‌های دنیا و همه شئونات زندگی کافی دانسته است؛ یعنی وجود رسول الله(ص) برای آموختن ارزش‌های دینی و انسانی کافی است و نیاز به الگوهای دیگر ندارد. شخصیت رسول خدا(ص) یک الگوی همیشه زنده و جاوید است که در طول تاریخ، یگانه رهبر و پیشوای همه بشریت به ویژه مسلمانان بوده و هست و اکنون نیز به عنوان یک سرمشق ماندگار و اسوه حسنه، فراتر از محدودیت‌های زمان و مکان می‌درخشد. شخصیت آن بزرگوار، منحصر به زمان خاصی نبوده و نیست، بلکه یک حقیقت فرازمان و جاودانی است که برای هر نسلی مطابق با واقعیت‌های زندگی آنان تبلور پیدا می‌کند. سیره پیامبر اکرم(ص) به اقیانوس بی‌کرانی می‌ماند که مملو از خوبی‌ها و فضایل انسانی است و هرکس می‌تواند به اندازه استعداد و توان خود، از آن منبع جوشان کمالات الهی توشه‌ای برگیرد. اهل بیت(ع) نیز مانند آن حضرت، شعاع وجودی‌شان به قدری گسترده و فراگیر است که در ظرف زمان و مکان نمی‌گنجد و برای همه بشریت، الگوهایی شایسته و نیکو هستند.

هر چند خصوصیات یادشده دربارۀ ویژگی‌های معصومین(ع)، اختصاص به سیره اخلاقی و تربیتی آن بزرگواران ندارد و سیره آنان در همه زمینه‌ها از چنین ویژگی‌هایی برخوردار است، ولی احراز این خصیصه‌ها در رفتار پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) به لحاظ اخلاقی و تربیتی ارزش خاصی دارد. خصوصیاتی مانند منشاء الهی داشتن و مبین قرآن بودن، نقش الگویی معصومین(ع) را بیش از پیش برجسته می‌سازد. ترکیب این ویژگی‌ها با صفات شخصیتی آن بزرگواران نظیر عصمت، طهارت ذاتی و علم بی‌پایان نیز به نقش اخلاقی و تربیتی ایشان می‌افزاید و آنان را به عنوان اسوه‌های جامع الهی به جامعه بشری معرفی می‌کند[۶۴].

ضرورت الگوپذیری از سیره ائمه معصوم(ع)

امامان معصوم(ع) هرکدام راهنمای بشریت و صراط مستقیم هدایت‌اند «أَنْتُمُ السَّبِيلُ الْأَعْظَمُ وَ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ»[۶۵]؛ بدون شک، آشنایی با چگونگی سیرت و سنت و الگو‌پذیری از آن چراغ‌های هدایت، به ویژه سیره و شیوه زندگی امام مهدی(ع) مایه روشنایی مسیر زندگی منتظران آن حضرت خواهد بود.

همان‌گونه که قرآن کریم پیامبر اکرم(ص) و به تبع او امامان معصوم(ع) را اسوه‌ای نیکو برای همه بشریت معرفی کرده و همگان را به الگوپذیری و تبعیت از سیرت آنان فراخوانده است: است ﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ[۶۶]. از این رو، خداوند، تبعیت از پیامبر مکرم اسلام را، نشانه محبت واقعی نسبت به خداوند یاد فرموده است: ﴿قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي[۶۷].

در روایات نیز سیرت پیامبر اکرم(ص) بهترین و کامل‌ترین شیوه خوانده شده است: «خَيْرُ السُّنَّةِ سُنَّةُ مُحَمَّدٍ»[۶۸]؛ «بهترین سنّت، سنّت و روش حضرت محمد(ص) است». چه آنکه سیرت پیامبر اکرم(ص) آخرین و ماندگارترین سنت یاد شده است: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي وَ لَا سُنَّةَ بَعْدَ سُنَّتِي»[۶۹]؛ «مردم بدانید که پیام آوری پس از من نیست و پس از سنت من، سنّت شایسته پیروی دیگری، نخواهد بود».

از آنجایی که سنّت رسول خاتم(ص) کامل‌ترین سنتی است که از سوی پیامبران الهی(ع) برای بشریت به ارمغان آورده شده و قرآن کریم نیز همگان را به اقتدای به آن وجود مقدس سفارش کرده است: ﴿مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا[۷۰] امام معصوم(ع) نیز الگوی امّت اسلامی می‌باشند؛ چراکه آنان هم خود بر پایه سنت رسول خدا(ص) عمل می‌کند و هم دیگران را به پیروی از سیرت و سنت رسول مکرم اسلام فرا می‌خواند، آن گونه که امیرمؤمنان(ع) فرمود: «اقْتَدُوا بِهَدْيِ نَبِيِّكُمْ فَإِنَّهُ أَفْضَلُ الْهَدْيِ وَ اسْتَنُّوا بِسُنَّتِهِ فَإِنَّهَا أَهْدَى السُّنَنِ‌»[۷۱]؛ «به رهنمون پیامبر تان اقتدا کنید که او راستگو‌ترین راهنما است و به شیوه او رفتار کنید که سنت او هدایت بخش‌ترین راه و روش است».

بر پایه آیات و روایت یاد شده همه بندگان نیازمند الگو‌پذیری از سیره پیشوایان معصومند؛ همان‌گونه که خود رسول خدا(ص) آن وجودات مقدس را چراغ‌های هدایت برای بشریت و راهنمایان به سوی خدا معرفی فرمود: «أَهْلُ بَيْتِي مَنَارُ الْهُدَى وَ الدَّالُّونَ عَلَى اللَّهِ»[۷۲]؛ چراکه راه‌یابی به صراط حق، جز در پیروی از رهنمودهای هدایت‌بخش خاندان وحی ممکن نمی‌باشد[۷۳].

اهمیت سیره معصوم

سیره پیامبر (ص) و معصومان یکی از راه‌های دریافت معارف اسلامی است. نقل سیره تأثیر زیادی بر رفتار انسان‌ها می‌گذارد. مطالعه سیره و تاریخ معصومان جاذبه‌ای ویژه دارد؛ برای همه قابل فهم است و پیام آن در اذهان ماندگارتر است. سیره معصومان راه زندگی، راه سازندگی، راه تلاش، راه تعامل اجتماعی، راه برخورد سیاسی، راه مبارزه و جهاد و راه خُلق و خوی پسندیده را نشان می‌دهد. سیره، روش و الگویی است برای شکیبایی در برابر ناگواری‌ها، سختی‌ها، بی مهری‌های یاران، تهمت‌ها و افتراها، مصیبت‌ها و گرفتاری‌ها و گاهی تحقیرها و پرسش‌های نابجا و ناروا. سیره، شیوۀ مبارزه با کافران، منافقان، قدرت‌های استبدادی، حاکمان ستمگر و گروه‌های فاسد و جنایتکاران جسور را به انسان می‌آموزد.

به دلیل اهمیت و نقشی که سیره دارد، لازم است دریافت آن از میان آثار، همراه با قواعدی باشد که درستی آن را تضمین کند و به دور از خرافه و تحریف، پیام خود را برساند. در بررسی مسائل فقهی و استنباط از احادیث دقت‌های لازم در سند و متن آن می‌شود؛ امّا در نقل سیره و گزارش آن، به آنچه گفته شده و در کتاب‌ها و آثار آمده، بسنده می‌شود و در بررسی صحت یا نادرستی آن دقت کافی نمی‌گردد.

منابع مهم سیره را عموماً کتاب‌های تاریخی می‌دانند و در این زمینه کمتر به منابع روایی توجه می‌شود و نسبت به کتاب‌های تاریخی در درستی مطالب آنها دقت و توجه کامل نمی‌شود؛ در نتیجه گاه اندیشه‌های ناروا و نادرستی از طریق نقل آنها به جامعه راه می‌یابد که گاه با قرآن و مسائل بدیهی و مسلم فقهی ناسازگاری دارد و دستاویزی برای مخالفان اسلام و دشمنان دین می‌شود؛ به ویژه که سیره جاذبه دارد و برای عموم قابل دریافت و فهم است. گاهی گونه‌ای ناسازگاری بین آنچه به عنوان سیره از معصومان نقل می‌شود و مسائل فقهی رخ می‌نماید و جامعه را دچار اندیشه‌های ناهماهنگ و ملتهب می‌کند؛ لذا باید در پی راه‌ها و روش‌هایی بود که ما را به سرچشمۀ زلال سیره رهنمون گردد و از آلودگی‌ها دور سازد. ما بر این باوریم که سیره، نمونۀ متعالی احکام اسلامی است و نباید با آن در تضاد باشد[۷۴].

اقسام سیره معصوم

روش عملی رهبران جامعه دو گونه است: روش و سیره فردی و روش و سیره اجتماعی:

  1. سیره فردی: منظور از روش فردی کارهایی است که به دیگران ارتباط پیدا نمی‌کند؛ مانند خوراک، لباس، مسکن و.... این موارد از سنت‌های زاید محسوب می‌شود. روشن است رهبر جامعه اسلامی در این زمینه‌ها نیز الگوی دیگران است و چه بسا وظیفه‌های ویژه‌ای برای وی باشد. به فرموده امام علی (ع): “خداوند بر رهبران عادل واجب کرده است که سطح زندگی خود را بسان پایین‌ترین افراد جامعه قرار دهند تا نیازمندان از فقر خویش ناراحت نگردند”[۷۵]. ثقةالاسلام کلینی در اصول کافی بابی را در این باره گشوده با عنوان “سیره شخصی امام و سیره وی در خوراک و پوشاک وقتی که رهبری را به دست گرفت”[۷۶]. در روایتی از آن باب، امام صادق (ع) به کسی که خرده می‌گیرد علی بن ابی طالب (ع) لباس ساده و زِبر و پشمین می‌پوشید که فقط چهار درهم ارزش داشت؛ چرا شما لباس نو پوشیده‌اید؟ حضرت پاسخ می‌دهد: پوشیدن چنان لباسی (در این زمان) سبب شهرت می‌گردد و درست نیست و آنچه پوشیده‌ام، لباس رایج و معمول جامعه اسلامی است؛ جز اینکه قائم ما وقتی قیام کند، لباسی مانند لباس علی (ع) می‌پوشد و برابر سیره او عمل می‌کند[۷۷] و در پاسخ به اعتراض مشابهی از سفیان ثوری جوابی مشابه دارد[۷۸].
  2. سیره اجتماعی: منظور از سیره اجتماعی روش برخورد با دیگران در مسائل گوناگون آموزشی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. سیره در سخنان امیرالمؤمنین (ع) در موارد بسیار به معنای راه و روش برخورد اجتماعی به کار رفته و بر سیره نیکو با دیگران تأکید شده است؛ از جمله در نامه به مالک اشتر حُسن سیره را از آداب والی می‌شمارد[۷۹] و در مواردی دیگر می‌فرماید: “نیکویی سیرت و راه، عنوان نیک باطنی است”[۸۰] یا “نیکویی سیرت و راه، زیبایی قدرت و سبب حفظ فرمانروایی است”[۸۱].[۸۲]

سیره و معنای نگارش شرح حال بزرگان

یکی از معانی سیره بیان شرح حال بزرگان است. حاجی خلیفه درباره علم سیره می‌نویسد: “علم سِیر دربرگیرنده چند فن و بخش است: اسماء پیامبر، ویژگی‌ها، فضایل، جنگ‌ها، تولد و بعثت آن حضرت”[۸۳]. سیره ابن هشام، سیره حلبی و سیره ابن کثیر و... دربردارنده سرگذشت و رفتار پیامبرند. چون هدف از این گونه سیره نگاری‌ها، پیروی و الگوگیری است، دیدگاه‌های عقیدتی افراد نیز ارائه می‌شود.

سیره یعنی تاریخ زندگانی افراد از زوایای گوناگون. این معنا از سیره تفاوتی با تاریخ ندارد، جز اینکه تاریخ مربوط به سرگذشت تمام ملت‌ها و قوم‌هاست و سیره مربوط به سرگذشت انسان‌های برجسته و فرهیخته. این معنا از باب توسعه در معنای سیره است. به جهت نگاه خاص و احترام‌آمیزی که به سیره شده، درباره بزرگان به کار می‌رود؛ از این‌رو در تعریف سیره نوشته‌اند: "تدوين تفاصيل حياﺓ أحد المشاهير و أعماله"[۸۴]: [سیره] نگارش شرح زندگانی و رفتار یکی از بزرگان است.

کتاب‌های گوناگونی به عنوان سیره در شرح حال افراد نگاشته شده است: سیر الملوک یا سیاست‌نامه خواجه نظام الملک طوسی، سیر الأقطاب، سیر الأنبیاء و الائمه، سیرة ابن طولون، سیرة أجنبی، سیرة ابی بکر، سیرة الأسکندر، سیرة الأنبیاء، سیرة الصدیقة الکبری، سیرة القائم و...[۸۵]. دائرة المعارف اسلامیه که توسط مستشرقان نگاشته شده، سیره را به همین معنا دانسته است[۸۶]. حاجی خلیفه نیز علم سیره را به این معنا گرفته و نخستین کسی را که دراین باره کتاب نگاشته، محمد بن اسحاق (م۱۵۱) دانسته است[۸۷]. سیدحسن صدر این نظر را تأیید می‌کند[۸۸].[۸۹]

مقدار دلالت سیره

پس از اثبات حجیت و اعتبار سیره، این پرسش به ذهن می‌رسد که مقدار دلالت سیره معصومین(ع) چه اندازه است؟ آیا دلالتی بر وجوب و استحباب دارد یا فقط اباحه را می‌رساند؟ این بحث از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است که در صورت استنباط سیره، تا چه اندازه ایجاد تکلیف می‌کند و تأسی و پیروی از مدلول آن به چه میزان الزام‌آور است؟

هر چند علم اصول عهده‌دار بررسی ادله شرعی است، ولی در اینجا ناگزیر به طور اختصار باید بدان اشاره کرد. گرچه این بحث مربوط به مطلق سیره است و حتی سیره عقلا و متشرعه را نیز فرامی‌گیرد، ولی هدف اصلی، تبیین مقدار دلالت سیره در حوزه اخلاق و تربیت است که موضوع این پژوهش را تشکیل می‌دهد. آن‌چه از منابع مختلف به دست می‌آید آن است که در مقدار دلالت سیره معصومین(ع)، دو نظریه قابل طرح وجود دارد:

  1. نظریه اول: اگر سیره معصومین(ع) اثبات شود، بر مطلق رجحان دلالت دارد و عمل به سیره، دارای رجحان و انجام آن پسندیده است. این رجحان، مطلق و به تعبیر دیگر، بی‌رنگ است؛ یعنی هیچ کدام از وجوب و استحباب از آن استفاده نمی‌شود و با هر دو، سازگاری دارد. رجحان به دست آمده از سیره، نسبت به موارد کاربرد آن متفاوت است و گاه با رجحان وجوبی[۹۰] و گاه با رجحان استحبابی[۹۱] منطبق خواهد بود. طبق این نظر، سیره معصومین(ع) بما هي سيره و با قطع نظر از شواهد بیرونی، افاده رجحان می‌کند و حکم ترجیحی را می‌رساند. این نظریه در سه مرحله توجیه می‌گردد: اول این که سیره مورد بحث، مستقیماً مستند به معصومین(ع) است و از اقسام سنت شمرده می‌شود و دلالت سنت بر حکم ترجیحی در ابواب فقه روشن به نظر می‌رسد؛ زیرا عمل معصوم(ع) بر انجام فعلی به صورت مکرر، مستلزم حسن آن فعل است و اگر پسندیده نبود، معصوم(ع) انجام نمی‌داد. وقتی که معصوم(ع) فعلی را انجام داد، معلوم می‌شود که رجحان دارد و انجام آن برای دیگران، دست‌کم پسندیده است. بنابراین، اگر کسی آن عمل را با قصد قربت انجام دهد، ثواب خواهد برد. دوم، آن‌که ویژگی‌های ذکر شده برای سیره معصومین(ع) عموماً دلالت دارند که مفاد سیره، حکم خدا است و این حکم، ترجیحی می‌باشد. اگر سیره بر فعل یا ترک چیزی دلالت کرد، تبعیت از آن ترجیح دارد. بنابراین، از آنجا که سرچشمه الهی داشتن، تبیین کلام خداوند و ارائه ارزش‌های اسلامی از خصوصیات سیره معصومین(ع) به شمار می‌روند، عمل به سیره را می‌توان مطلوب دانست. سوم، این که مرحوم مظفر در باب دلالت سیره متشرعه می‌گوید: «مداومت متشرعین بر عملی، مفید استحباب آن عمل است؛ چون استمرار رفتار آنان علاوه بر جواز، حسن فعل را نیز اثبات می‌کند»[۹۲]. از این کلام می‌توان دریافت که اگر سیره متشرعه افاده حسن فعل کند، سیره معصومین(ع) به طریق اولی چنین افاده‌ای خواهد داشت، چون سیره متشرعه با امضای معصوم(ع) اعتبار پیدا می‌کند و سیره معصومین(ع) نیاز به تأیید غیر معصوم ندارد. از این رو، اگر فعل یا ترک عملی مورد سیره آن بزرگواران واقع شد، بی‌تردید مفید رجحان خواهد بود.
  2. نظریه دوم: سیره بما هی سیره، فقط مقتضی مشروعیت فعل است، نه رجحان عمل؛ یعنی انجام آن عمل جایز می‌باشد و اگر ترک شود، واجب یا مستحبی فوت نشده است.

شهید صدر در این زمینه می‌فرماید: «فعل معصوم(ع) اگر همراه با قرینه لفظی یا حالی بود که نشان دهد او در مقام تعلیم است، به همان قرینه عمل می‌شود و اگر عمل معصوم(ع) توأم با قرینه نبود، نفس فعل دلالت بر رجحان ندارد، بلکه صرفاً بر مشروعیت و جواز دلالت می‌کند و بیش از آن را باید از شواهد خارجی استفاده کرد»[۹۳]. بنابراین، سیره معصومین(ع) فقط بر جواز فعل دلالت دارد که همان اباحه به معنی الاعم است نه رجحان و ترجیح و رجحان را باید از قراین بیرونی به دست آورد. طبق این نظریه، نفس سیره عملی مانند اجماع، دلیل لبی است و دارای اجمال، لسان ندارد که دلالت لفظی داشته باشد تا مشروعیت و جواز یا ترک را از آن بفهمیم[۹۴]. با این حال، قرائنی وجود دارند که در صورت همراه بودن سیره با آن قراین، مفید رجحان خواهد بود.

پذیرش هر کدام از دو نظریه یاد شده در باب دلالت سیره، در حوزه اخلاق و تربیت اثرگذار است. طبق نظریه اول، اگر سیره مفید رجحان باشد، تأسی به رفتار معصوم(ع) علاوه بر کسب فضایل اخلاقی و تربیتی، پاداش و ثواب اخروی نیز خواهد داشت. اما بر اساس نظریه دوم، تأسی به سیره معصوم(ع) استحقاق ثواب نمی‌آورد و کیفر و عقاب هم ندارد، چون کار حرامی را مرتکب نشده است[۹۵].

قراین دلالت سیره بر رجحان

بر اساس نظریه دوم، قراین متعددی وجود دارند که در صورت ضمیمه شدن آنها به سیره معصومین(ع) می‌توان از سیره، حکم ترجیحی استفاده کرد. در اینجا به مهم‌ترین قراین استفاده رجحان از سیره معصومین(ع) اشاره می‌شود:

  1. عبادی بودن فعل: اگر فعل و سیره معصوم(ع) در باب عبادات بود، انجام آن فعل رجحان دارد؛ چراکه عبادت، مطلوبیت شرعی دارد و اقامه سیره معصومین(ع) بر فعل عبادی، مفید رجحان می‌باشد[۹۶]. برای مثال اگر معصوم(ع) اذان را دوبار در نماز خوانده تا آنکه سیره او بر تکرار اذان قرار گرفته، این سیره مفید رجحان است و بر سیره نمازگزاران مستحب است که اذان را مانند معصوم(ع) دوبار بخوانند. بنابراین، سیره‌های عبادی معصومین(ع) بر نوع حکم دلالت دارند که رجحان و استحباب عمل است[۹۷].
  2. استمرار عمل از معصوم(ع): مداومت معصوم(ع) بر یک عمل نیز مفید ترجیح فعل است؛ چنان که عملی با فعل استمراری مانند «کان» و «یقول» نقل شود، علاوه بر صدور فعل، دوام آن را نیز می‌رساند[۹۸]. برای مثال، امام صادق(ع) درباره نحوه نشستن رسول خدا(ص) می‌فرماید: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَكْثَرَ مَا يَجْلِسُ تُجَاهَ الْقِبْلَةِ»[۹۹]؛ «پیامبر اکرم(ص) اکثر اوقات رو به قبله می‌نشست» نقل فعل پیامبر(ص) با لفظ «كَانَ» در این روایت، افزون بر نشستن رو به قبله از حضرت، دوام آن را نیز می‌رساند؛ یعنی سیره پیامبر(ص) هنگام نشستن، همواره رو به قبله بوده است. بر این اساس، نشستن رو به قبله از اباحه عام و جواز مطلق بیرون رفته و به حد رجحان می‌رسد و انجام آن مطلوبیت شرعی دارد. اگر معصوم(ع) انجام کاری را ترک نکرد - گرچه خود عمل از کارهایی نباشد که مقتضی استمرار و مواظبت است - این استمرار، قرینه بر رجحان آن عمل است[۱۰۰]؛ مانند استمرار و مواظبت پیامبر اکرم(ص) بر مسواک زدن دندان‌ها که هیچ‌گاه آن را ترک نمی‌کرد. این مواظبت، قرینه بر استحباب مسواک زدن است.
  3. تکرار فعل در موقعیت‌های مختلف: ممکن است فعل معصوم(ع) با افعال استمراری نقل نشود، ولی آن فعل در موارد متعدد از او صادر شده باشد؛ به گونه‌ای که اگر مجموع آن موارد کنار هم گذاشته شود، یک نوع مداومت و استمرار فهمیده می‌شود. در این صورت نیز سیره معصوم(ع) مفید رجحان و مطلوبیت عمل است. درباره سلام دادن به کودکان آمده است که پیامبر(ص) هرجا با کودکی مواجه می‌شد، بر او سلام می‌کرد. ایشان در این باره فرمود: «خَمْسٌ لَا أَدَعُهُنَّ حَتَّى الْمَمَاتِ... وَ التَّسْلِيمُ عَلَى الصِّبْيَانِ لِتَكُونَ سُنَّةً مِنْ بَعْدِي»[۱۰۱]؛ «پنج چیز است که تا لحظه مرگ آنها را ترک نخواهم کرد... یکی از آنها سلام گفتن به کودکان است تا این که پس از من، سنت گردد». از تکرار این کار در موقعیت‌های مختلف توسط پیامبر(ص) می‌توان استفاده استمرار کرد و افاده رجحان.
  4. نقل سیره به وسیله معصوم(ع) دیگر: اگر فعل معصومی توسط معصوم(ع) دیگر نقل شود، بیانگر اهمیت آن فعل است؛ یعنی این عمل از نگاه معصومین(ع) فراتر از افعال عادی است و دارای ارزش شرعی می‌باشد. امام صادق(ع) فرمود: «آیا به شما خبر دهم زمانی که پیامبر(ص) به رخت‌خواب می‌رفت، چه می‌فرمود؟ گفتند: بله. فرمود: آیة الکرسی را می‌خواند و می‌فرمود: به نام خدا ایمان آوردم و از طاغوت بیزارم. بارالها! مرا در خواب و بیداری محافظت فرما»[۱۰۲]. همچنین آن حضرت درباره سرمه کشیدن پیامبر(ص) فرمود: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ كَانَ يَكْتَحِلُ قَبْلَ أَنْ يَنَامَ أَرْبَعاً فِي الْيُمْنَى وَ ثَلَاثاً فِي الْيُسْرَى»[۱۰۳]؛ «پیامبر(ص) قبل از خوابیدن، چهار مرتبه به چشم راست و سه مرتبه به چشم چپ سرمه می‌کشید». نقل فعل پیامبر(ص) به وسیله امام صادق(ع)، دلیل بر اهمیت فعل و مفید رجحان آن عمل است.
  5. گفتار عملی توأم با گفتاری: گفتار معصوم(ع) درباره عمل به یک سیره، چه از معصوم(ع) صاحب سیره یا غیر او و چه در زمان عمل و چه بعد از آن، قرینه‌ای برای رجحان آن است. هر گاه سیره عملی معصوم(ع) همراه با نقل و دستور باشد، قرینه بر آن است که آن فعل، ارزشی بیشتر از کارهای معمولی دارد. برای مثال، مدارا و مروت، هم در عمل پیامبر(ص) دیده شده و هم در سخن آن حضرت مورد تأکید قرار گرفته است. ایشان فرمود: «‌مُرُوَّتُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَنَا وَ إِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَنَا»[۱۰۴]؛ «جوان‌مردی ما اهل بیت(ع) آن است که هر که به ما ظلم کرد، او را عفو کنیم و هر که ما را محروم کرد، به او اعطا می‌کنیم». امام صادق(ع) نیز به نقل از پیامبر(ص) فرمود: «أَمَرَنِي رَبِّي بِمُدَارَاةِ النَّاسِ كَمَا أَمَرَنِي بِأَدَاءِ الْفَرَائِضِ»[۱۰۵]؛ «پروردگارم به من نسبت به مدارا نمودن با مردم و به جا آوردن واجبات، دستور فرموده است». از این دو حدیث، همراه بودن فعل و گفتار معصوم(ع) در زمینه مدارا استفاده می‌شود و این که پیامبر(ص) افزون بر آنکه خود اهل مدارا بود، دیگران را نیز از اهمیت آن با خبر می‌کردند.
  6. دلایل حجیت سیره: ادله‌ای که بر حجیت سیره اقامه شد، دلالت سیره بر نوع حکم را نیز اثبات کنند؛ زیرا برخی دلایل حجیت سیره، بر لزوم تأسی و اطاعت از رفتار معصومین(ع) دلالت داشت و هرگاه چیزی لزوم متابعت داشت، یقیناً مطلوبیت هم دارد. لزوم پیروی و عمل به چیزی بدون مطلوبیت آن، معنا ندارد. بر این اساس، آیات دال اطاعت و اسوه بودن پیامبر اکرم(ص) که ایشان را به عنوان اسوه حسنه مطرح و تبعیت از او و تأسی به ایشان را لازم می‌کنند، رجحان رفتار آن حضرت را نیز می‌رساند. اگر سیره پیامبر(ص) بر کاری محقق شد، آن کار از نظر شرع ارزشمند و دارای مطلوبیت است[۱۰۶].

تحلیل نظریه‌ها

هر چند به لحاظ علمی می‌توان ادله مختلفی بر دلالت یا عدم دلالت سیره بر نوع حکم اقامه کرد، ولی دو نظریه گفته شده در نهایت به نتیجه واحدی منتهی می‌شوند. دیدگاه اول، نفس سیره معصوم(ع) بما هی سیره را دال بر رجحان عمل می‌دانست و وجوب و استحباب را بدون واسطه از آن استفاده می‌کرد و دیدگاه دوم، هر چند ذات سیره را مقتضی رجحان نمی‌دانست، ولی قراین متعددی را ذکر می‌کرد که رجحان را به اثبات می‌رساند. پس هر دو نظریه در نهایت به رجحان عمل منتهی می‌گردند؛ گرچه طبق نظریه دوم، مواردی از سیره که قرینه‌ای بر رجحان ندارند، در حد اباحه باقی می‌مانند. به نظر می‌رسد، دیدگاه اول به واقعیت نزدیک‌تر است؛ زیرا به تصریح قرآن کریم معصوم(ع)، اسوه حسنه است و تمام رفتار و گفتار او قابل تأسی می‌باشد. لزوم تأسی در جایی عاقلانه است که نفس عمل از مزیت و رجحانی برخوردار باشد؛ وگرنه فعل مباح، لزوم تأسی ندارد. آیات و روایات، چهارده معصوم(ع) را به طور مطلق به عنوان الگوهای نیکو معرفی می‌کنند و آن بزرگواران را پیشوایان مردم در سراسر زندگی لازم الاتباع می‌دانند. لزوم متابعت در صورتی معقول است که اعمال آنها، مطلوبیت داشته باشد تا امتیازی برای پیروان آنان به حساب آید. در غیر این صورت، تفاوتی میان تأسی و عدم تأسی به ایشان نخواهد بود. با فرض عدم رجحان، تفاوتی میان افعال و رفتار معصوم(ع) و غیرمعصوم وجود نخواهد داشت و این امر، بر خلاف مفهوم اسوه حسنه بودن است.

از سوی دیگر، آن‌چه از قراین رجحان سیره ذکر شد، فقط سیره معصوم(ع) را برای ما ثابت می‌کنند، نه چیزی بیش از آن. استمرار، تکرار، بیان سیره در قول معصوم دیگر و امثال آنکه به عنوان شواهد استفاده مطلوبیت از سیره ادعا شده، در حقیقت وجود سیره را برای ما روشن می‌کنند، نه این که سیره از قبل به اثبات رسیده باشد و این قراین چیز جدیدی به نام رجحان و مطلوبیت برای ما به اثبات برسانند. البته بعضی قراین مانند توأم بودن سیره با گفتار معصوم(ع) تأکیدی بر اصل سیره هستند، نه مفهوم جدایی از سیره[۱۰۷].

مصادر و منابع استنباط سیره

پس از اثبات حجیت و تعیین مقدار دلالت سیره، این پرسش به ذهن می‌رسد که سیره معصومین(ع) را از کجا می‌توان به دست آورد و منابع استنباط آن چیست؟ مصادر استخراج سیره عبارت‌اند از:

  1. قرآن کریم: نخستین منبع استنباط سیره معصومین(ع) قرآن کریم است؛ به خصوص سیره پیامبر اکرم(ص) را می‌توان از آیات مختلف قرآن به دست آورد. آیاتی که مربوط به نحوه رفتار پیامبر(ص) در عرصه‌های گوناگون فردی و اجتماعی هستند، سیره آن حضرت را نیز بیان می‌کنند. به عنوان نمونه، خداوند در توصیف رفتار پیامبر(ص) می‌فرماید: ﴿فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ[۱۰۸]. رفتار نرم و همراه با عفو و گذشت پیامبر(ص) از این آیه به خوبی قابل استفاده است و این که سیره آن حضرت در برخورد با دیگران همواره توأم با مهر و محبت بوده است. سیره معصومین(ع) دیگر نیز از برخی آیات به ضمیمه روایات وارد شده در تفسیر و شأن نزول آنها، به روشنی قابل استفاده است. بعضی آیات سوره انسان (دهر) درباره ایثار و از خودگذشتگی علی(ع) و فاطمه(س) نازل شده‌اند: ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا[۱۰۹]. روایاتی که درباره شأن نزول این دو آیه از پیامبر اسلام(ص) به دست ما رسیده است، خاندان علی(ع) را کسانی معرفی می‌کنند که این آیه‌ها درباره آنان نازل شده است. چه این که ایشان سه روز متوالی در حال افطار، غذایشان را به سه نفر سائل دادند و خود گرسنه خوابیدند[۱۱۰].
  2. روایات معصومین(ع): مهم‌ترین منبع سیره معصومین(ع)، احادیث و خبرهایی است که از ناحیه خود آن بزرگواران به دست ما رسیده‌اند. روایات نبوی و ائمه اطهار(ع) به طور کلی بیانگر گفتار و رفتار آنان هستند. دستورات و فرمان‌هایی که به شیعیان داده‌اند و نیز قضایایی که در زمان آنها روی داده، در بسیاری از روایات نقل شده است. خطبه‌ها، مناظرات و برخوردهایی که هر کدام از معصومین(ع) در زمان خود با دوستان و مخالفان داشته‌اند در احادیث ذکر شده است. از این رو، مهم‌ترین منبع استنباط سیره معصومین(ع)، روایات و احادیثی هستند که از گفتار آنان به ما رسیده‌اند.
  3. تاریخ اسلام: تاریخ اسلام نیز از منابع استخراج سیره شمرده می‌شود و بسیاری از رفتارهای معصومین(ع) در تاریخ‌های عمومی ثبت و ضبط شده‌اند. جنگ‌های پیامبر(ص) با کفار و شیوه‌های برخورد آن حضرت با دشمنان، به ویژه نحوه رفتار با اسیران که در موقعیت‌های مختلف جنگی اتفاق افتاده در متون تاریخی موجودند. به هر صورت، از منابع تاریخی مانند سیر و مغازی می‌توان بخشی از سیره معصومین(ع) را به دست آورد[۱۱۱]. سیره و رفتار پیامبر(ص) با دشمنان و اسیران و مخالفان را از منابع تاریخی باید استنباط کرد و در روایات، کمتر به این گونه مسائل پرداخته شده است.
  4. تراجم و رجال: تراجم و رجال، علمی است که شرح حال بزرگان را مورد بررسی قرار می‌دهد و به معرفی چهره‌های برجسته دینی، سیاسی و علمی می‌پردازد. از آنجا که معصومین(ع) به عنوان شخصیت‌های علمی و دینی در اسلام مطرح بوده‌اند و مسلمانان احترام فوق‌العاده‌ای نسبت به آنان قائل بودند، هر یک از اهل تراجم و رجال به بررسی زندگی ایشان پرداخته و اطلاعات مفیدی را در این زمینه در اختیار، قرار داده‌اند. احوال رهبران دینی، مانند امامان معصوم(ع) و اصحاب آنان در تراجم به تفصیل آمده و می‌توان از آنها در استنباط سیره کمک گرفت. به عنوان نمونه می‌توان الطبقات الکبری، الاصابه فی تمییز الصحابه و الصواعق المحرقه را نام برد که زندگی اصحاب پیامبر(ص) و فعالیت‌ها، نقش آنها در پیشرفت اسلام و رفتار پیامبر(ص) با آنها را به بحث کشیده‌اند. همچنین کتاب کشف الغمه فی معرفة الائمه از این گونه منابع است که به توصیف احوال امامان معصوم(ع) پرداخته و حاوی بررسی رفتار ایشان است و می‌توان سیره معصومین(ع) را از آن استفاده کرد.
  5. مناقب: مناقب، کتاب‌هایی هستند که به ذکر فضایل و امتیازات پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) پرداخته، حالات و رفتار آن بزرگواران را تدوین کرده‌اند. مناقب آل ابی طالب، المناقب و مناقب اهل البیت، از متونی هستند که در این زمینه نوشته شده‌اند. این گونه منابع، نیز در استنباط سیره معصومین(ع) نقش بسزا دارند و در زمره مصادر سیره به شمار می‌روند[۱۱۲].

لزوم نگارش سیره معصوم

مایه تأسف است که در آغاز دوران خلافت، به بهانه بی توجهی به قرآن با سنت و سیره حضرت رسول (ص) مبارزه شد. خلیفه دوم به طور رسمی مردم را از نگاشتن حدیث بازداشت[۱۱۳] و سال‌ها بعد هم اگر اثری تدوین می‌شد، دستگاه خلافت آن را از بین می‌برد. نمونه روشن آن کتاب سیره پیامبر (ص) بود که ابان بن عثمان بن عفان آن را نگاشت و در حج سال ۸۲ به سلیمان بن عبدالملک فرزند خلیفه وقت تقدیم کرد؛ امّا وی آن را از بین برد[۱۱۴]. بنی امیه با دید قبیله‌ای و مانند قبل از اسلام به پیامبر اسلام (ص) می‌نگریستند؛ این نکته از اشعار یزید در هنگام ورود اسرای کربلا به دروازه شام[۱۱۵] و در کاخش، به خوبی پیداست[۱۱۶]. آنها به همین علت با تدوین آثار پیامبر (ص) مخالف بودند. ممنوعیت تدوین حدیث تا زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز ادامه داشت. وی در آغاز قرن دوم دستور نگارش حدیث را صادر کرد[۱۱۷]؛ ولی در عمل تا چند سال بعد از سقوط بنی امیه در سال ۱۴۳ تدوین حدیث انجام نگرفت[۱۱۸].

اولین یا مهم‌ترین کتاب سیره که محمد بن اسحاق بن یسار (م ۱۵۰) آن را نگاشته بود، اکنون در دسترس نیست و از بین رفته است. نگارش سیره ابن اسحاق در دوران خلافت عباسی به درخواست منصور برای فرزندش مهدی انجام شد[۱۱۹]. این اثر تا حدود قرن هشتم و نهم در دسترس بوده است. این موضوع نشان می‌دهد افرادی تفکر امویان را در از بین بردن سیره نبوی دنبال می‌کردند و جمعی در گذشته با سنت و سیره نبوی مبارزه کرده و تلاش داشته‌اند منابع اولیه آن را از بین ببرند. خوشبختانه در سال‌های اخیر اوراق پراکنده‌ای از سیره ابن اسحاق در کتابخانه ظاهریه دمشق پیدا شده و دو تن، جداگانه آن را منتشر کرده‌اند[۱۲۰].

آنچه ذهبی بیان کرده، نشانه روشنی از بی‌توجهی به تدوین احادیث و تفسیر در دوران خلافت اموی است. وی در حوادث سال ۱۴۳ که ده سال بعد از خلافت عباسیان است می‌نویسد: در این عصر علمای اسلام شروع به تدوین حدیث، فقه و تفسیر کردند و ابن جریح در مکه و دیگران به تصنیف پرداختند[۱۲۱].

برخلاف جریان خلافت، رهبران شیعه بر سیرۀ نبوی تأکید داشتند و آن را ملاک عمل خود دانسته[۱۲۲] و فقیه واقعی را کسی می‌دانستند که به سنت پیامبر (ص) متمسک شود[۱۲۳]. بخشی از سیره نبوی و ائمه اطهار (ع) در کتب اربعه بازتاب یافته است. شیعه تلاش کرده است سیره معصومان را از مهم‌ترین منابع معتبر استخراج کند. همه صاحب‌نظران بر این باورند که بهترین اخبار و معتبرترین آنها در این چهار اثر موجود است؛ بنابراین خبری که در این سه یا چهار اثر نقل شده باشد، از درصد اعتماد بالایی برخوردار است و سیرۀ مستخرج از این منابع می‌تواند از پذیرش و اقبال عمومی بیشتری برخوردار شود[۱۲۴].

منابع

پانویس

  1. «بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد می‌کند» سوره احزاب، آیه ۲۱.
  2. صمدی، قنبرعلی، سیره امام مهدی در عصر ظهور، ص۲۲.
  3. احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۶۹.
  4. ر.ک: محمدمرتضی زبیدی، تاج‌العروس من جواهر القاموس، ج۲، ص۵۴؛ جمال‌الدین محمد بن مکرم، لسان‌العرب، ج۲، ص۲۵۲.
  5. ر.ک: ابوالحسین احمد بن فارس، معجم مقاییس‌اللغة، ج۳، ص۱۲۰-۱۲۱؛ ابو القاسم حسن بن محمد راغب اصفهانی، مفردات، ص۷۲۴؛ جمال‌الدین محمد بن مکرم، لسان‌العرب، ج۶، ص۴۵۴؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۳، ص۳۴۰.
  6. «فرمود: آن را بگیر و مترس! ما آن را به روال نخست آن، باز می‌گردانیم» سوره طه، آیه ۲۱.
  7. ملک‌زاده، محمد، سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور ص ۲۷؛ اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۵۹.
  8. ملک‌زاده، محمد، سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور ص ۲۷؛ محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی؛ ذاکری، علی اکبر، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۷۰.
  9. نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، ص۴۸۰، ح۷۳.
  10. «بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای نیکوست» سوره احزاب، آیه ۲۱.
  11. احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۶۲؛ شیخ طوسی، الأمالی، ص۵۵۷ و ۷۰۹؛ احمد بن حنبل، مسند احمد حنبل، ج۱، ص۷۵؛ شمس الدین محمد بن احمد ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۳، ص۳۰۴.
  12. محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج۵، ص۷۶؛ ابن اثیر جزری (عزالدین)، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۳۳۷. نام وی ربیعة بن ابی شدّاد بود.
  13. نهج البلاغه، ص۱۳۹، خ ۹۴: «سِيرَتُهُ الْقَصْدُ وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ»: «سیره پیامبر (ص) میانه‌روی و سنت او راهنمایی و هدایت است».
  14. ابن ابی زینب، نعمانی، الغیبه، ص۲۳۱: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) سَارَ فِي أُمَّتِهِ بِالْمَنِّ».
  15. «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) سَارَ فِي أُمَّتِهِ بِاللِّينِ كَانَ يَتَأَلَّفُ النَّاسَ»؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۵۲، ص۳۵۳.
  16. ملک‌زاده، محمد، سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور ص ۲۷؛ محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی؛ ذاکری، علی اکبر، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۷۰؛ صمدی، قنبرعلی، سیره امام مهدی در عصر ظهور، ص ۱۴.
  17. «و به راستی تو را خویی است سترگ» سوره قلم، آیه ۴.
  18. شیخ طوسی، العدة فی أصول الفقه، ج۲، ص۵۸۲.
  19. محمد بن عبدالله حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۱، ص۵۱۰ و ج۴، ص۳۲۹: و قد أجمعوا على أن قول الصحابي سنة.
  20. ابو اسحاق ابراهیم لخمی شاطبی، الموافقات فی أصول الاحکام، ج۴، ص۲-۳.
  21. احمد نگری، جامع العلوم فی اصطلاحات العلوم، ج۲، ص۱۸۴.
  22. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۱۹۸ و ۵۶۷؛ ج۴، ص۱۸۶، ۲۹۲و ۴۹۵؛ شیخ صدوق، من ‎لایحضره ‎الفقیه، ج۱، ص۳۰۵، ۳۲۸، ۵۰۸؛ ج۲، ص۵۲ و ۳۱۵؛ ج۳، ص۴۸۹؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۱، ص۴۶؛ ج۴، ص۸۳؛ علامه محمدحسین طباطبایی، سنن النبی، ح۲۲۶،۲۲۷، ۲۳۰،۲۴۵، ۲۵۰ و ۲۹۲.
  23. مرتضی مطهری، «سیری در سیره نبوی»، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۰.
  24. ذاکری، علی اکبر، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۷۲.
  25. اصول الفقه، ج۱، ص۱۷۲.
  26. اصول الفقه، ج۱، ص۱۷۲.
  27. اصول الفقه، ج۱، ص۱۷۴.
  28. «بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد می‌کند» سوره احزاب، آیه ۲۱.
  29. تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۲۴۲.
  30. بحار الانوار، ج۲۳، ص۱۳۰.
  31. «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.
  32. تفسیر کبیر، ج۵، جزء ۱۰، ص۱۴۸.
  33. تفسیر نمونه، ج۳، ص۴۳۴.
  34. احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۵۲.
  35. اوایل المقالات ص۷۴؛ معارف امامیه، ج۲، ص۶۵۶.
  36. تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۲۹۲.
  37. احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۵۵.
  38. دروس فی علم الاصول، ج۱، ص۲۷۵ به بعد.
  39. ثقل به هر چیز نفیس و ارزشمند اطلاق می‌شود. کتاب و عترت به لحاظ آنکه دو چیز گران‌سنگ هستند، به تقلین تعبیر شده‌اند (اقرب الموارد، ج۱، ص۳۵۱) و یا به دلیل این که عمل به آن دو سنگین است، چنین نامیده شده‌اند (مجمع البحرین، واژه ثقل).
  40. مسند، ج۳، ص۳۵۱؛ طرایف، ص۲۷۱.
  41. رسائل شیخ مفید، رساله ثقلان، ص۱۷۶-۱۷۸.
  42. احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۵۶.
  43. دلایل الصدق، ص۳۳ و نیز ترجمه المیزان، ج۴، ذیل آیه ۵۹ سوره نساء، ص۶۱۹.
  44. احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۵۷.
  45. «و از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی می‌شود» سوره نجم، آیه ۴-۵.
  46. «جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم» سوره انعام، آیه ۵۰.
  47. تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۴۸۱.
  48. تفسیر نمونه، ج۵، ص۲۴۸.
  49. «يَا أَيُّهَا النَّاسُ مَا أَنَا سَدَدْتُهَا وَ لَا أَنَا فَتَحْتُهَا وَ لَا أَنَا أَخْرَجْتُكُمْ وَ أَسْكَنْتُهُ»؛ (تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۴۸۱).
  50. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي، أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الْآخَرِ- كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ- وَ عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي»؛ «من دو چیز نفیس و گرانبها من در میان شما می‌گذارم بعد از من تا زمانی که به آن دو تمسک جویید، هرگز گمراه نخواهید شد؛ یکی آن دو، بزرگ‌تر از دیگری است و آن کتاب خدا و ریسمانی کشیده در میان آسمان و زمین است؛ دوم، عترت و اهل بیتم هستند» (مسند احمد، ج۳، ص۳۵۱؛ طرایف، ص۲۷۱).
  51. «الْإِمَامُ الْمُسْتَحِقُّ لِلْإِمَامَةِ لَهُ عَلَامَاتٌ فَمِنْهَا أَنْ يُعْلَمَ أَنَّهُ مَعْصُومٌ مِنَ الذُّنُوبِ كُلِّهَا صَغِيرِهَا وَ كَبِيرِهَا لَا يَزِلُّ فِي الْفُتْيَا وَ لَا يُخْطِئُ فِي الْجَوَابِ وَ لَا يَسْهُو وَ لَا يَنْسَى»؛ بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۶۴.
  52. «كَلَامُكُمْ نُورٌ وَ أَمْرُكُمْ رُشْدٌ وَ وَصِيَّتُكُمُ التَّقْوَى وَ فِعْلُكُمُ الْخَيْرُ»؛ مفاتیح الجنان، زیارت جامع کبیره، ص۹۰۹.
  53. «الْمُطِيعُونَ لِلَّهِ الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ الْعَامِلُونَ بِإِرَادَتِهِ»؛ مفاتیح الجنان، زیارت جامع کبیره، ص۹۰۹.
  54. «أُعْطِيتُ جَوَامِعَ الْكَلِمِ‌»؛ «خدا به من کلمات جامعه داده است» (امالی طوسی، ج۲، ص۹۸).
  55. سیره نبوی، ص۴۶.
  56. «و نماز را برای یادکرد من بپا دار» سوره طه، آیه ۱۴.
  57. بحارالانوار، ج۸۵، ص۱۷۹.
  58. «و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان می‌گذرد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره بقره، آیه ۲۰۷.
  59. المیزان، ج۲، ص۹۹ و ۱۰۰.
  60. ﴿يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا * وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا «به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است * و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند» سوره انسان، آیه ۷-۸.
  61. المیزان، ج۲۰، ص۱۳۲.
  62. بحار الانوار، ج۵، ص۱۹۸.
  63. «لَقَدْ كَانَ فِي رَسُولِ اللَّهِ(ص) كَافٍ لَكَ فِي الْأُسْوَةِ وَ دَلِيلٌ لَكَ عَلَى ذَمِّ الدُّنْيَا وَ عَيْبِهَا وَ كَثْرَةِ مَخَازِيهَا وَ مَسَاوِيهَا»؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰.
  64. احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۳۵؛ صمدی، قنبرعلی، سیره امام مهدی در عصر ظهور، ص۲۳.
  65. عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۲۷۴.
  66. «بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد می‌کند» سوره احزاب، آیه ۲۱.
  67. «بگو اگر خداوند را دوست می‌دارید از من پیروی کنید» سوره آل عمران، آیه ۳۱.
  68. الاختصاص، ص۳۴۲.
  69. من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۱۶۳.
  70. «و آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دارد دست بکشید» سوره حشر، آیه ۷.
  71. غررالحکم و دررالکلم، ص۱۱۰.
  72. الاحتجاج، ج۱،ص ۱۱۳.
  73. صمدی، قنبرعلی، سیره امام مهدی در عصر ظهور، ص۲۸.
  74. اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۵۶.
  75. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۱۱؛ نهج البلاغه، ص۳۲۵، خ۲۰۹.
  76. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۱۰: "سيرة الامام في نفسه و في المطعم و الملبس إذا ولي الأمر".
  77. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۱۱: «غَيْرَ أَنَّ قَائِمَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ (ع) إِذَا قَامَ لَبِسَ ثِيَابَ عَلِيٍّ (ع) وَ سَارَ بِسِيرَةِ عَلِيٍّ (ع)».
  78. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۶۵.
  79. قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج۱، ص۳۶۷: «مِمَّا يَنْبَغِي أَنْ يَأْخُذَ الْوَالِي بِهِ نَفْسُهُ مِنَ الْأَدَبِ وَ حُسْنِ السِّيرَةِ».
  80. عبدالواحد بن محمد آمدی، غرر الحکم، ج۳، ص۳۹۱، ش۴۸۴۶: «حُسْنُ السِّيرَةِ عُنْوَانُ حُسْنِ السَّرِيرَةِ».
  81. عبدالواحد بن محمد آمدی، غرر الحکم، ج۳، ص۳۹۱، ش۴۸۴۷: «حُسْنُ السِّيرَةِ جَمَالُ الْقُدْرَةِ وَ حِصْنُ الْإِمْرَةِ».
  82. ذاکری، علی اکبر، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۶۲.
  83. مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج۲، ص۱۰۱۲.
  84. خلیل جر، لاروس المعجم العربی الحدیث، ص۶۸۸.
  85. شیخ محسن آقابزرگ تهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج۱۲، ص۲۷۶-۲۸۱.
  86. مستشرقین، دائرةالمعارف الاسلامیه، ج۱۲، ص۴۳۹-۴۵۸.
  87. مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج۲، ص۱۰۱۲.
  88. سیدحسن صدر، تأسیس الشیعه، ص۲۳۲.
  89. ذاکری، علی اکبر، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۶۹.
  90. مانند عبادی پیامبر در نماز مفید وجوب است که پیامبر فرمود: «صَلُّوا كَمَا رَأَيْتُمُونِي أُصَلِّي‌»؛ «چنان که من نماز می‌گزارم نماز گزارید».
  91. مانند سیره معصوم(ع) در نماز خواندن اول وقت که مفید استحباب است.
  92. اصول الفقه، ج۱، ص۱۷۶.
  93. الحلقة الثانیة، ص۲۶۷.
  94. اصول الفقه، ج۱، ص۱۷۶.
  95. احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۵۸.
  96. حلقة الثالثة، ص۲۶۷.
  97. سیره تربیتی پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)، ج۱، ص۲۲.
  98. حلقة الثالثة، ص۲۶۷.
  99. سنن النبی، ص۱۰۳.
  100. حلقة الثالثة، ص۲۶۷.
  101. مختصر میزان الحکمة، ص۲۵۹.
  102. سنن النبی، ص۱۹۴.
  103. سنن النبی، ص۱۴۸.
  104. سنن النبی، ص۱۱۱.
  105. سنن النبی، ص۱۱۱.
  106. احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۶۱.
  107. احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۶۵.
  108. «پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل می‌بودی از دورت می‌پراکندند» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.
  109. «و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند * (با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۸-۹.
  110. تفسیر نمونه، ج۲۵، ص۳۴۳.
  111. سیره پیامبر و اهل بیت(ع)، ج۱، ص۱۹.
  112. احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۶۶.
  113. علی احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۱، ص۵۲۳؛ ابن رجب حنبلی، ذیل طبقات الحنابله، ج۴، ص۳۶۸، شرح حال سلیمان بن عبدالقوی.
  114. خیرالدین زرکلی، الأعلام، ج۱، ص۲۷؛ زبیر بن بکار، الأخبار الموفقیات، ص۳۳۲.
  115. لما بدت تلك الحمول و أشرفت/ تلك الرؤوس على شفا جيرون/ نعب الغراب فقلت قل أو لا تقل/ فقد اقتضيت من الرسول ديوني. آلوسی درباره این اشعار می‌نویسد: وقتی کاروان اسیران کربلا همراه سرهای شهدا به منطقه باب جیرون شام رسید و کلاغی قار قار کرد، یزید در اشعاری گفت: «کلاغ قار قار کرد، گفتم: بگو یا نگو (صدای کلاغ حکایت از خبر شوم دارد)؛ به تحقیق دَین خودم را به رسول (ص) پرداختم»؛ یعنی به انتقام آنچه رسول خدا (ص) روز بدر کشت، مانند جدم عتبه و دایی‌ام فرزند عتبه، اکنون خانواده او را کشتم و اسیر کردم و این کفر صریح یزید است (سیدمحمود آلوسی، روح المعانی، ج۱۳، ص۲۲۸؛ محمد بن احمد سفارینی، غذاء الألباب شرح منظومة الأداب، ج۱، ص۹۶).
  116. ابن‌شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب، ج۴، ص۱۱۴: لعبت هاشم بالملك فلا/ خبر جاء و لا وحي نزل.
  117. علی احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۱، ص۶۷۱؛ بدرالدین عینی، عمدة القاری، ج۲، ص۱۲۹.
  118. شمس الدین ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۹، ص۱۳؛ علی احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۱، ص۶۷۶؛ محمدباقر بهبودی، معرفة الحدیث، ص۱. و في هذا العصر شرع علماء الاسلام في تدوين الحديث و الفقه و التفسير، فصنّف ابن جريح التصانيف بمكة....
  119. ابن هشام، السیرة النبویه، مقدمه، ص۱۰.
  120. سیره ابن اسحاق توسط سهیل زکار و محمد حمیدالله در دو تحقیق جداگانه منتشر شده است. حسین مرادی‌نسب نیز روایات یونس بن بکیر را از ابن اسحاق در مجموعه‌ای گردآوری کرده است.
  121. شمس الدین محمد بن احمد ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۹ (سال ۱۴۱-۱۶۰)، ص۱۳: و في هذا العصر شرع علماء الاسلام في تدوين الحديث و الفقه و التفسير فصنف ابن جريح التصانيف بمكة.
  122. شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۱۵۵.
  123. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۷۰: «إِنَّ الْفَقِيهَ حَقَّ الْفَقِيهِ الزَّاهِدُ فِي الدُّنْيَا الرَّاغِبُ فِي الْآخِرَةِ الْمُتَمَسِّكُ بِسُنَّةِ النَّبِيِّ».
  124. اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۵۷.