بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
[[امام حسین]]{{ع}} فرزند [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} و [[فاطمه زهرا]]{{س}} است که در [[سال سوم هجری]] متولد در [[مدینه]] متولد شد. شش سال از [[عمر]] حضرت در زمان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} سپری شد. تمام [[کردار]] و گفتار [[رسول خدا]]{{صل}} در مواجهه با حسین{{ع}} سراسر [[محبت]] و [[حرمت]] بود و حضرت سفارشهای فراوانی درباره حسین{{ع}} داشتند. در دوران [[خلافت]] [[خلفای سه گانه]] مخصوصا عصر [[عثمان]] چند مطلب درباره امام حسین{{ع}} ذکر شده است، مانند حضور امام در بدرقه [[ابوذر]] و نیز داستان [[دفاع]] ایشان از [[عثمان]]. در عصر [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} آن حضرت همواره کنار پدر و یار و [[یاور]] ایشان بود و در جنگهای [[زمان]] آن حضرت شرکت کرد و همین نقش را در زمان خلافت [[برادر]] داشتند، مخصوصا هنگام [[صلح امام حسن]]{{ع}} با [[معاویه]]. پس از [[شهادت]] برادر، [[امامت]] به عهده ایشان قرار گرفت که ۱۰ سال از آن همزمان با خلافت معاویه بود و حضرت به صلحنامه برادر پایبند بودند، اما پس از معاویه و به واسطه روی کار آمدن [[یزید]]، حضرت از بیعت با یزید [[امتناع]] کرده و [[قیام]] نمودند و در [[محرم]] سال ۶۱ هجری در صحرای [[کربلا]] به شهادت رسیدند. | [[امام حسین]]{{ع}} فرزند [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} و [[فاطمه زهرا]]{{س}} است که در [[سال سوم هجری]] متولد در [[مدینه]] متولد شد. شش سال از [[عمر]] حضرت در زمان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} سپری شد. تمام [[کردار]] و گفتار [[رسول خدا]]{{صل}} در مواجهه با حسین{{ع}} سراسر [[محبت]] و [[حرمت]] بود و حضرت سفارشهای فراوانی درباره حسین{{ع}} داشتند. در دوران [[خلافت]] [[خلفای سه گانه]] مخصوصا عصر [[عثمان]] چند مطلب درباره امام حسین{{ع}} ذکر شده است، مانند حضور امام در بدرقه [[ابوذر]] و نیز داستان [[دفاع]] ایشان از [[عثمان]]. در عصر [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} آن حضرت همواره کنار پدر و یار و [[یاور]] ایشان بود و در جنگهای [[زمان]] آن حضرت شرکت کرد و همین نقش را در زمان خلافت [[برادر]] داشتند، مخصوصا هنگام [[صلح امام حسن]]{{ع}} با [[معاویه]]. پس از [[شهادت]] برادر، [[امامت]] به عهده ایشان قرار گرفت که ۱۰ سال از آن همزمان با خلافت معاویه بود و حضرت به صلحنامه برادر پایبند بودند، اما پس از معاویه و به واسطه روی کار آمدن [[یزید]]، حضرت از بیعت با یزید [[امتناع]] کرده و [[قیام]] نمودند و در [[محرم]] سال ۶۱ هجری در صحرای [[کربلا]] به شهادت رسیدند. | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
{{اصلی|امام حسین|ولادت امام حسین}} | {{اصلی|امام حسین|ولادت امام حسین}} | ||
[[حسین بن علی]] {{ع}}، [[امام سوم]] از [[امامان دوازدهگانه]] [[شیعه امامیه]] و یکی از [[چهارده معصوم]] است. پدرِ حضرت، [[علی بن ابیطالب بن عبدالمطلب بن هاشم]] {{ع}} است. مادر وی [[فاطمه]] {{س}} از طریق [[پیامبر]] {{صل}}، [[محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب]] به همین [[نسب]] میرسد. [[کنیه]] [[امام]] را [[اباعبدالله]] گفتهاند و [[القاب]] متعددی از جمله [[زکی]]، [[طیب]]، وفی، [[سید]]، [[مبارک]]، [[رشید]]، سید [[شباب]] [[اهل]] الجنة و [[سیدالشهدا]] به وی نسبت دادهاند. [[سال]] [[تولد امام حسین]] {{ع}} را برخی منابع، [[سال سوم هجری]] و برخی [[سال چهارم هجری]] و مکان تولدش را همگان [[شهر | [[حسین بن علی]]{{ع}}، [[امام سوم]] از [[امامان دوازدهگانه]] [[شیعه امامیه]] و یکی از [[چهارده معصوم]] است. پدرِ حضرت، [[علی بن ابیطالب]] بن [[عبدالمطلب بن هاشم]]{{ع}} است. مادر وی [[فاطمه]]{{س}} از طریق [[پیامبر]]{{صل}}، [[محمد]] بن [[عبدالله بن عبدالمطلب]] به همین [[نسب]] میرسد. [[کنیه]] [[امام]] را [[اباعبدالله]] گفتهاند و [[القاب]] متعددی از جمله [[زکی]]، [[طیب]]، وفی، [[سید]]، [[مبارک]]، [[رشید]]، سید [[شباب]] [[اهل]] الجنة و [[سیدالشهدا]] به وی نسبت دادهاند. [[سال]] [[تولد امام حسین]]{{ع}} را برخی منابع، [[سال سوم هجری]] و برخی [[سال چهارم هجری]] و مکان تولدش را همگان [[شهر یثرب]] (مدینةالنبی) دانستهاند. در [[روز]] و ماه تولد امام نیز [[اختلاف]] دیده میشود. برخی او را متولد سوم<ref>طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، ج۱، ص۴۲۰؛ ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج۳، ص۳۰۳؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۰۱.</ref> یا پنجم [[شعبان]]<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۵۱؛ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۲۷؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۹۲؛ ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۲۸۰؛ ابن صباغ مالکی، الفصول المهمة، ج۲، ص۷۵۳.</ref> و بعضی متولد آخر جمادیالأولی و برخی، اقوال دیگری گفتهاند<ref>الإرشاد، ج۲، ص۲۷؛ الکافی، ج۱، ص۴۶۳-۴۶۴؛ مصباح المتهجد ج۲، ص۸۲۶، ۸۵۲؛ بحار الأنوار، ج۴۳، ص۲۴۸.</ref>.<ref>[[اکبر روستایی|روستایی، اکبر]]، [[حسین بن علی بن ابی طالب (مقاله)| مقاله «حسین بن علی بن ابی طالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۴۱۱؛ [[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]، ص۲۵۰؛ [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۷۲.</ref> | ||
== دورانهای زندگی == | == دورانهای [[زندگی]] == | ||
=== عصر پیامبر خاتم === | === [[عصر پیامبر خاتم]] === | ||
{{اصلی|امام حسین در زمان پیامبر خاتم|امام حسین در معارف و سیره نبوی}} | {{اصلی|امام حسین در زمان پیامبر خاتم|امام حسین در معارف و سیره نبوی}} | ||
امام حسین {{ع}} در شش سال آغازین [[حیات]] و [[رشد]] خویش از [[فیض]] [[هدایت]] و [[تربیت]] سه [[انسان برگزیده]]، یعنی | [[امام حسین]]{{ع}} در شش سال آغازین [[حیات]] و [[رشد]] خویش از [[فیض]] [[هدایت]] و [[تربیت]] سه [[انسان برگزیده]]، یعنی «پیامبر{{صل}}»، «علی{{ع}}» و «فاطمه{{س}}» بهرهمند بود. [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} بارها در حضور یارانش از [[امام حسین]]{{ع}} به عنوان یکی از [[امامان اثناعشر]] یاد میکرد و آنان را به [[محبت]] این [[امام همام]] سفارش مینمود. از [[ابو هریره]] نقل شده است که گفت: «پیش [[پیامبر]] بودم، [[ابوبکر]]، عمر، [[فضل بن عباس]]، [[زید بن حارثه]] و [[عبدالله بن مسعود]] هم بودند. در این هنگام [[حسین بن علی]]{{ع}} وارد شد، پیامبر{{صل}} او را در بغل گرفت و بوسید و نوازش داد و گفت: خدایا من حسین را دوست دارم، دوستش بدار و هر که حسین را دوست دارد، او را دوست بدار. ای حسین تو [[امام]] هستی، پسر امام هستی و پدر [[امامان]] هستی؛ نُه امام [[نیکوکار]] و بر [[حق]] از [[فرزندان]] تو هستند»<ref>{{متن حدیث|کنت عند النبی{{صل}} و ابوبکر و عمر و الفضل بن عباس و زید بن حارثة و عبد الله بن مسعود، اذ دخل الحسین بن علی{{ع}} فاخذه النبی{{صل}} و قبله ثم قال، حزقة حزقة ترق عین بقه، و وضع فمه علی فمه و قال اللهم انی اُحبه ناحیه و اُحب من یحبه. یا حسین انت الامام ابن الامام ابو الأئمة، تسعة من ولدک ائمة ابرار}}؛ سفینة البحار (طبع دارالاسوة، هشت جلدی)، ج۲، ص۱۹۷؛ بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۹۵.</ref>.<ref>[[حسن عاشوری لنگرودی|عاشوری لنگرودی، حسن]]، [[حیات سیاسی اجتماعی امام حسین (مقاله)|مقاله «حیات سیاسی اجتماعی امام حسین»]] [[فرهنگ عاشورایی ج۱ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱]] ص۳۹.</ref> | ||
تمام [[کردار]] و گفتار رسول خدا {{صل}} در مواجهه با حسین {{ع}} سراسر | تمام [[کردار]] و [[گفتار رسول خدا]]{{صل}} در مواجهه با حسین{{ع}} سراسر محبت و [[حرمت]] بود. از [[سلمان فارسی]] نقل شده که حسین{{ع}} بر زانوی پیامبر بود و حضرت او را میبوسید و میفرمود که تو بزرگ، فرزند بزرگی؛ تو امام، فرزند امام و پدر امامانی؛ تو [[حجت]]، فرزند حجت و پدر حجتهایی<ref>الإمامة و التبصرة، ص۱۱۰؛ الخصال، ج۲، ص۴۷۵؛ عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۵۲؛ المناقب، ابنشهرآشوب، ج۴، ص۷۱.</ref>. [[حضرت محمد]]{{صل}}، حسین را در میان جمع میستود و میفرمود من از حسینم و حسین از من و [[خداوند]] آنکس را که او را دوست دارد، دوست بدارد<ref>المناقب، ابنشهرآشوب، ج۴، ص۷۱.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} برای به آغوشکشیدن حسین{{ع}} از [[منبر]] پایین میآمد<ref>المناقب، ابنشهرآشوب، ج۴، ص۷۱.</ref> و آنگاه که وی در [[نماز]] بر پشتش قرار میگرفت، نمازش را طولانی میکرد<ref>بحار الأنوار، ج۴۳، ص۲۹۶.</ref> و چنان او را مورد [[محبت]] قرار میداد که مورد [[اعتراض]] قرار میگرفت که چرا برخلاف رویه دیگر [[عربها]] عمل میکند و به [[کودک]] خود چنین محبت مینماید<ref>بحار الأنوار، ج۴۳، ص۲۹۶.</ref>." رسول خدا{{صل}} به حدی حسین{{ع}} را [[دوست]] میداشت که هرگاه صدای [[گریه]] او را میشنید، اظهار [[ناراحتی]] میکرد و میفرمود آیا نمیدانید که گریه او مرا ناراحت میکند<ref>کشف الغمة، ج۲، ص۶۰.</ref>. | ||
در [[جریان مباهله]] با [[مسیحیان نجران]] مطابق بیان [[قرآن کریم]]، | در [[جریان مباهله]] با [[مسیحیان نجران]] مطابق بیان [[قرآن کریم]]، حسن{{ع}} به همراه حسین{{ع}} [[پسران رسول خدا]]{{صل}} نامیده شدند<ref>{{متن قرآن|إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ * الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ * فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}} «داستان عیسی نزد خداوند چون داستان آدم است که او را از خاک آفرید و سپس فرمود: باش! و بیدرنگ موجود شد * حق از آن پروردگار توست پس، از دودلان مباش! * بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودیهای خویش و خودیهای شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۵۹-۶۱.</ref> و این محکمترین سند برای نسبت [[فرزندی]] آن دو به [[پیامبر]]{{صل}} است. علاوه بر [[آیه مباهله]]، در برخی از [[آیات]] دیگر نیز قرائنی وجود دارد که نشان میدهد میتوان فرزند دختر را نیز فرزند خود به شمار آورد. برای نمونه میتوان به آیهای که [[عیسی]]{{ع}} را [[ذریه ابراهیم]] معرفی میکند، اشاره کرد<ref>{{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ}} «و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را راهنمایی کردیم- نوح را پیشتر راهنمایی کرده بودیم- و داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم * و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را (نیز)؛ آنان همه از شایستگان بودند» سوره انعام، آیه ۸۴-۸۵.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام حسین بن علی (مقاله)|مقاله «امام حسین بن علی»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]] ص۴۳۸-۴۵۴.</ref> | ||
[[روایات]] فراوانی از [[رسول خدا]] {{صل}} درباره حسین {{ع}} وارد شده که حاکی از جایگاه برجسته وی در دنیای [[رسالت]] و [[امت]] است و در اینجا جهت [[آگاهی]] به [[مقام]] و [[منزلت]] والای او، نمونهای از آنها را یادآور میشویم: | [[روایات]] فراوانی از [[رسول خدا]]{{صل}} درباره حسین{{ع}} وارد شده که حاکی از جایگاه برجسته وی در دنیای [[رسالت]] و [[امت]] است و در اینجا جهت [[آگاهی]] به [[مقام]] و [[منزلت]] والای او، نمونهای از آنها را یادآور میشویم: | ||
# [[سلمان]] [[روایت]] کرده که از رسول خدا {{صل}} شنید درباره حسن و حسین میفرماید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أُحِبُّهُمَا فَأَحِبَّهُمَا وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُمَا}}<ref>«خدایا! من آندو را دوست دارم تو نیز دوستدارشان باش و دوستان آنان را نیز دوست دار» ارشاد، ج۲، ص۲۸.</ref>. | # [[سلمان]] [[روایت]] کرده که از رسول خدا{{صل}} شنید درباره حسن و حسین میفرماید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أُحِبُّهُمَا فَأَحِبَّهُمَا وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُمَا}}<ref>«خدایا! من آندو را دوست دارم تو نیز دوستدارشان باش و دوستان آنان را نیز دوست دار» ارشاد، ج۲، ص۲۸.</ref>. | ||
# آنکه [[دوستدار]] حسن و حسین باشد، من او را دوست دارم و هرکه را من دوستدارش بودم، [[خدا]] او را | # آنکه [[دوستدار]] حسن و حسین باشد، من او را دوست دارم و هرکه را من دوستدارش بودم، [[خدا]] او را دوست دارد و هرکس را خدای عز و جل دوست داشته باشد او را وارد [[بهشت]] میگرداند و کسی که با حسن و حسین [[دشمنی]] کند، من با او دشمنی میکنم و هرکه را من با او دشمنی کنم، خدا او را [[دشمن]] دارد و کسی که خدا با او دشمنی کند وی را در [[آتش دوزخ]] جاودان میسازد<ref>ارشاد، ج۲، ص۲۸.</ref>. | ||
#{{متن حدیث|إِنَّ ابْنَيَّ هَذَيْنِ رَيْحَانَتَايَ مِنَ الدُّنْيَا}}<ref>«این دو فرزندم (حسن و حسین) گلهای دنیوی منند» ارشاد، ج۲، ص۲۸؛ صحیح بخاری، ج۲، ص۱۸۸؛ سنن ترمذی، ج۵، ص۶۱۵، ح۳۷۷.</ref>. | #{{متن حدیث|إِنَّ ابْنَيَّ هَذَيْنِ رَيْحَانَتَايَ مِنَ الدُّنْيَا}}<ref>«این دو فرزندم (حسن و حسین) گلهای دنیوی منند» ارشاد، ج۲، ص۲۸؛ صحیح بخاری، ج۲، ص۱۸۸؛ سنن ترمذی، ج۵، ص۶۱۵، ح۳۷۷.</ref>. | ||
# از [[ابن مسعود]] روایت شده که گفت: رسول خدا {{صل}} مشغول [[نماز]] گزاردن بود که حسن و حسین وارد شدند و هردو بر پشت پیامبر نشستند، وقتی | # از [[ابن مسعود]] [[روایت]] شده که گفت: [[رسول خدا]]{{صل}} مشغول [[نماز]] گزاردن بود که حسن و حسین وارد شدند و هردو بر پشت [[پیامبر]] نشستند، وقتی حضرت سر از [[سجده]] برداشت آندو را با [[مهربانی]] گرفت، مجددا که به سجده رفت، آندو نیز دوباره بر پشت او سوار شدند، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با [[فراغت]] یافتن از نماز، یکی از آنان را بر زانوی راست و دیگری را بر زانوی چپ خود نشانید و سپس فرمود: آنکس که مرا [[دوست]] دارد باید [[دوستدار]] این دو باشد<ref>مستدرک حاکم، ج۳، ص۱۶۶؛ کفایة الطالب، ص۴۲۲؛ اعلام الوری، ج۱، ص۴۳۲.</ref>.<ref>[[اکبر روستایی|روستایی، اکبر]]، [[حسین بن علی بن ابی طالب (مقاله)| مقاله «حسین بن علی بن ابی طالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۴۴۳-۴۴۵.</ref> | ||
=== عصر خلفای سهگانه === | === عصر [[خلفای سهگانه]] === | ||
{{اصلی|امام حسین در زمان خلفای سهگانه}} | {{اصلی|امام حسین در زمان خلفای سهگانه}} | ||
==== دوران خلافت ابوبکر ==== | ==== دوران [[خلافت ابوبکر]] ==== | ||
{{اصلی|امام حسین در زمان ابوبکر}} | {{اصلی|امام حسین در زمان ابوبکر}} | ||
از [[ | از عبدالرحمن بن [[اصفهانی]] نقل شده که گفت: روزی [[ابوبکر]] بر روی [[منبر رسول خدا]] نشسته بود؛ [[حسین بن علی]] پیش او آمد و فرمود: "از جایگاه پدرم برخیز!" ابوبکر گفت: "راست میگویی اینجا جایگاه پدر توست"<ref>تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۳۰، ص۳۰۷.</ref>. آنان [[گمان]] برده بودند که این مطلب را [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} به حسین{{ع}} آموخته، اما پس از جستوجو دانستند که این سخنان از آنِ خود اوست<ref>بغیة الطلب فی تاریخ حلب، ج۶، ص۲۵۸۴؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۱۷۵؛ الأمالی، طوسی، ص۷۰۳؛ المناقب، ابنشهرآشوب، ج۴، ص۴۰.</ref>.<ref>اکبر روستایی|روستایی، اکبر، حسین بن علی بن ابی طالب (مقاله)| مقاله «حسین بن علی بن ابی طالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص۴۶۶.</ref> | ||
==== دوران خلافت عمر ==== | ==== دوران [[خلافت عمر]] ==== | ||
{{اصلی|امام حسین در زمان عمر}} | {{اصلی|امام حسین در زمان عمر}} | ||
امام حسین {{ع}} در دوران | [[امام حسین]]{{ع}} در دوران خلافت عمر بالندگی یافت و در کنار پدر و برادرش به ظاهر، از [[سیاست]] و [[پذیرش مسئولیت]] [[خلافت]]، خودداری نمود و به [[تهذیب]] و [[تربیت]] [[مردم]] رو آورد و [[احکام]] دینشان را در مسیر صحیح [[رسالت]] که در سیروسلوک پدر ارجمندش [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} و موضعگیریهای اصولی و [[ارزشمند]] آن حضرت تجسم داشت، بدانان میآموخت<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۲۲-۲۹.</ref>. | ||
[[امام حسین]] {{ع}} فرمود: "روزی | [[امام حسین]]{{ع}} فرمود: "روزی عمر بر روی [[منبر]] بود؛ من از منبر بالا رفته و به او گفتم: از منبر پدر من پایین بیا و بر روی منبر پدرت برو!! عمر گفت: " چه کسی این حرف را به تو یاد داده است؟! " گفتم: هیچ کس! گفت: " به [[خدا]] قسم این منبر پدر توست؛ به خدا قسم این، منبر پدر توست! و آیا مویی بر سر ما جز به [[اراده]] شما میروید! اگر اراده کنید بر ما وارد و اگر اراده کنید بر ما پوشیده میشود<ref>تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۳۰، ص۳۰۷، باب صعود ریحانة رسول الله الی عمر بن الخطاب و هو علی المنبر و قوله له: انزل عن منبر أبی و اذهب الی منبر أبیک و اعترف عمر بأن المنبر منبر أبیه و قوله: و هل أنبت علی رؤسنا الشعر الا أنتم؟، ح۱۷۹.</ref>.<ref>[[اکبر روستایی|روستایی، اکبر]]، [[حسین بن علی بن ابی طالب (مقاله)| مقاله «حسین بن علی بن ابی طالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۴۶۶.</ref> | ||
==== دوران خلافت عثمان ==== | ==== دوران [[خلافت عثمان]] ==== | ||
{{اصلی|امام حسین در زمان عثمان}} | {{اصلی|امام حسین در زمان عثمان}} | ||
درباره [[عصر عثمان]] در منابع چند مطلب درباره امام حسین {{ع}} ذکر شده است. | درباره [[عصر عثمان]] در منابع چند مطلب درباره امام حسین{{ع}} ذکر شده است. امام حسین{{ع}} در ماجرای [[تبعید]] [[ابوذر]] به [[ربذه]] موضع و [[رفتار]] عثمان را نقد کرد و بر [[درستی]] [[اندیشه]] و [[عمل]]ابوذر صحه گذاشت و علیرغم تأکید عثمان و [[مروان]] در عدم بدرقه او، با پدر و [[برادر]]، وی را [[همراهی]] کرد و سخنان قابلتوجهی خطاب به وی گفت. حضرت به ابوذر فرمود خدا [[قادر]] است آنچه را که میبینی [[تغییر]] دهد و [[خداوند]] هر [[روز]] در کاری است. این [[قوم]] تو را از دنیایشان [[محروم]] کردند و تو آنان را از دینت. تو از آنچه محرومت نمودند چه [[بینیازی]] و آنان به آنچه از آنان دریغ داشتی، چه نیازمند هستند. از [[خداوند]] [[بردباری]] و [[یاری]] بطلب؛ زیرا آنها نتیجه [[دینداری]] و [[بزرگواری]] است<ref>السقیفة و فدک، ص۷۷؛ شرح نهج البلاغة، ابن ابیالحدید، ج۸، ص۲۵۳-۲۵۴.</ref>. | ||
آخرین مطلبی که درباره امام حسین {{ع}} در [[عصر عثمان]] در برخی گزارشها آمده، [[دفاع]] حضرت از عثمان و جلوگیری از کشتهشدن وی است. برخی منابع گفتهاند | آخرین مطلبی که درباره [[امام حسین]]{{ع}} در [[عصر عثمان]] در برخی گزارشها آمده، [[دفاع]] حضرت از عثمان و جلوگیری از کشتهشدن وی است. برخی منابع گفتهاند علی{{ع}} در یاری عثمان چنان کوشید که حتی حاضر شد [[حسنین]] را برای [[محافظت]] از [[خانه]] عثمان بر در بگمارد و حتی حسنین در این راه زخمی شدند و مورد [[عتاب]] [[امیرمؤمنان]] قرار گرفتند که چگونه با حضور شما عثمان کشته شد؟<ref>مروج الذهب، ج۲، ص۳۴۵؛ تاریخ الإسلام، ذهبی، ج۳، ص۴۵۹-۴۶۰.</ref> این سخنان نادرست است؛ زیرا هر چند علی{{ع}} از [[آشوب]] پیشآمده [[خشنود]] نبود و با [[نصیحت]] و وساطت میکوشید که از [[خونریزی]] جلوگیری کند، اما به هیچروی نه چندان علاقهای به عثمان داشت و نه [[استمرار خلافت]] او را به نفع [[اسلام]] و [[مسلمانان]] میدانست. حضرت [[معتقد]] بود عثمان با [[همراهی]] [[بنیامیه]] بدعتهایی در [[دین]] نهاده که ریشه دین را میپوساند و [[مظلومان]] را از [[دادخواهی]] [[نومید]] میکند. در سخنان حضرت مطالب متعددی برای [[تأیید]] این مطلب وجود دارد<ref>نهج البلاغة، صبحی صالح، ص۷۳، ۷۴، ۳۵۸.</ref>. در جریان [[بیعت مردم با امام علی]]{{ع}} یکی از کسانی که به دستور امیرمؤمنان[[سخن]] گفت، امام حسین{{ع}} بود. حضرت فرمود که از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که فرمود علی، [[شهر]] [[هدایت]] است و هرکس در آن در آید، هدایت یابد و هرکس از آن کناره جوید، هلاک گردد<ref>التوحید، ص۳۰۷-۳۰۸؛ الاختصاص، ص۲۳۸.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام حسین بن علی (مقاله)|مقاله «امام حسین بن علی»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]] ص۴۳۸-۴۵۴؛ [[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[حسین بن علی (مقاله)|مقاله «حسین بن علی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱؛ [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۲۲-۲۹؛ [[سید علی رضا عالمی|عالمی، سید علی رضا]]، [[حسین بن علی (مقاله)| مقاله «حسین بن علی»]]، [[دانشنامه فاطمی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فاطمی]]، ج۱، ص۲۰۴.</ref> | ||
==== حسین {{ع}} در زمان مادر ==== | ==== حسین {{ع}} در زمان مادر ==== | ||