←پرسش مستقیم
(←منابع) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
«بیعت [[خلافت]]»، بیعتی است که [[مردم]] با [[خلفا]] برای [[زمامداری]] انجام میدهند. همچنین بعضی بیعت [[امامت]] را به دو مرحله «بیعت انعقاد» و «بیعت عمومی» تقسیم کردهاند. در بیعت انعقاد، [[اهل حل و عقد]] [[امام]] را برمیگزینند و به مردم معرفی میکنند و سپس مردم با وی به صورت عمومی بیعت میکنند<ref>خالدی، محمود، البیعة فی الفکر السیاسی الاسلامی، ص۱۲۶.</ref>.<ref>[[محمود حکمتنیا|حکمتنیا، محمود]]، [[جایگاه بیعت در حکومت (مقاله)|مقاله «جایگاه بیعت در حکومت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۱۳۷.</ref> | «بیعت [[خلافت]]»، بیعتی است که [[مردم]] با [[خلفا]] برای [[زمامداری]] انجام میدهند. همچنین بعضی بیعت [[امامت]] را به دو مرحله «بیعت انعقاد» و «بیعت عمومی» تقسیم کردهاند. در بیعت انعقاد، [[اهل حل و عقد]] [[امام]] را برمیگزینند و به مردم معرفی میکنند و سپس مردم با وی به صورت عمومی بیعت میکنند<ref>خالدی، محمود، البیعة فی الفکر السیاسی الاسلامی، ص۱۲۶.</ref>.<ref>[[محمود حکمتنیا|حکمتنیا، محمود]]، [[جایگاه بیعت در حکومت (مقاله)|مقاله «جایگاه بیعت در حکومت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۱۳۷.</ref> | ||
==سهم بیعت در [[گزینش]] [[حاکم]]== | |||
درباره سهم بیعت در گزینش [[حاکم اسلامی]]، دیدگاههایی گوناگون مطرح است. برخی بر این باورند که بیعت مبنای [[مشروعیت سیاسی]] حاکم اسلامی است؛ یعنی [[بیعتکنندگان]] با بیعت خود به حاکم اسلامی [[سلطه سیاسی]] میدهند<ref>سنهوری، عبد الرزاق احمد، فقه الخلافة وتطورها، ص۱۴۳.</ref>. در برابر، دیدگاهی دیگر هست که بر اساس آن، بیعت تنها به معنای [[کشف]] کسی است که از همه افراد به [[خلافت]] شایستهتر است<ref>سنهوری، عبد الرزاق احمد، فقه الخلافة وتطورها، ص۱۴۳.</ref>. | |||
تفاوت این دو نظریه در این است که بر طبق دیدگاه اول، [[خلیفه]] [[ولایت]] خود را از گذر [[انتخاب]] به دست میآورد و خلافتش تنها در این صورت [[مشروع]] میشود. هر چند در میان دیگر نامزدان خلافت، فردی باشد که برای [[زمامداری]] شایستهتر است، چون بیعت انجام شده است، خلافت فرد مفضولْ دارای [[مشروعیت]] است<ref>سنهوری، عبد الرزاق احمد، فقه الخلافة وتطورها، ص۱۴۳.</ref>. بنابر این، [[التزام]] [[آحاد جامعه]] به گزینش [[شایستهترین]] فرد، تنها توصیهای [[اخلاقی]] است و هیچگونه ضمانت اجرایی [[حقوقی]] در پی نخواهد داشت<ref>سنهوری، عبد الرزاق احمد، فقه الخلافة وتطورها، ص۱۴۳.</ref>. به عبارت دیگر، در خلافت، [[افضلیت]] شرط نیست، هر چند اگر فرد انتخاب شده [[افضل]] نیز باشد، بهتر است. حال آنکه بر اساس نظریه دوم، انتخابکنندگان دارای [[تعهد]] قانونی هستند که شایستهترین فرد را انتخاب کنند و اگر به این [[وظیفه]] قانونی عمل نکنند، انتخاب [[باطل]] خواهد بود<ref>سنهوری، عبد الرزاق احمد، فقه الخلافة وتطورها، ص۱۴۳.</ref>. | |||
برخی دیگر میان بیعت انعقاد و [[بیعت طاعت]] فرق گذاشتهاند؛ به این بیان که با بیعت انعقاد، [[سلطنت]] از [[امت]] به [[رئیس]] [[دولت]] و حاکم منتقل میشود. در [[حقیقت]]، [[مشروعیت حاکم]] با [[بیعت اهل حل و عقد]] پدید میآید<ref>خالدی، محمود، البیعة فی الفکر السیاسی الاسلامی، ص۱۲۶.</ref>. پس از تحقق مشروعیت حاکم، [[بیعت مردم]] (بیعت طاعت) با او به منزله گونهای [[رفتار سیاسی]] است که حکایت از [[فرمانبرداری]] و عدم خروج بیعتکنندگان از [[قوانین]] و [[احکام]] صادر از وی میکند. در نتیجه، بیعت عمومی با [[حاکم]]، [[حق حاکم]] و [[وظیفه]] [[مردم]] است<ref>خالدی، محمود، البیعة فی الفکر السیاسی الاسلامی، ص۱۲۶.</ref> و ضمانت اجرای آن نیز [[حق]] [[نبرد]] با کسانی است که از بیعت حاکم سر باز میزنند<ref>وزارة الاوقاف و الشؤون الاسلامیة للکویت، الموسوعة الفقهیه، ج۹، ص۲۷۷.</ref>. | |||
هر چند نظریههای فوق در اموری چون جواز [[انتخاب]] [[مفضول]] با وجود [[افضل]] یا ماهیت بیعت انعقاد و [[بیعت طاعت]]، با یکدیگر در اختلافند، همه در یک پیشفرض با هم مشترکند و آن عبارت از عدم [[تعیین امام]] و حاکم توسط [[شارع]] است. حال اگر [[امام]] و حاکم از سوی شارع معین باشد، باید دید در این حالت، بیعت با وی چه سهمی و جایگاهی دارد. در این فرض نیز نظریههایی گوناگون گفته شده است. | |||
برخی معتقدند که بیعت، اظهار [[رضایت مردم]] به [[خلیفه]] و [[خضوع]] در برابر او است. به عبارت دیگر، بیعت، موافقت بر امر واقع و [[تسلیم]] به آن است<ref>عجلانی، منیر، عبقریة الاسلام فی أصول الحکم، ص١٠٧.</ref>. در نظریهای مشابه، بیعت تأکید بر [[وفاداری]]<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۷۳.</ref> و یا اخذ [[میثاق]] بر [[یاری رساندن]]<ref>حائری، سید کاظم، «مغزی البیعة مع المعصومین». رسالة الثقلین، سنة ۱۴۱۵ق، دورة ٣، العدد ۱۲، ص۱۹۰.</ref> دانسته شده است. | |||
در خور ذکر است که برخی دیگر پا را از این فراتر گذاشتهاند و بر این باورند که بیعت فقط دارای ماهیت تأکیدی است ولاغیر؛ یعنی بیعت تنها در جایی محقق میشود که پیشتر حاکم به نوعی تعیین شده باشد. این وضعیت در مورد همه خلفای [[صدر اسلام]] وجود داشته است؛ زیرا [[خلیفه اول]] در [[سقیفه]] انتخاب شد، [[خلیفه دوم]] بر اساس [[وصیت]] و [[خلیفه سوم]] بر اساس [[شورا]] برگزیده شد و در همه اینها [[بیعت مردم]] ماهیت تأکیدی داشته است<ref>حسینی شیرازی، سید محمد، الفقه، ج۱۰۶، ص۲۷۶.</ref>. | |||
در کنار این نظریهها، عدهای در پی آن برآمدهاند که سهم بیعت را روشنتر سازند. در این میان، بر اساس نظریهای، پیش از بیعت، مردم وظیفه کلی [[حمایت]] از [[حاکم]] را دارند که این [[وظیفه]] [[تفسیر]] و تأویلپذیر است، ولی با بیعت، شخص به گونه مشخص [[اعتراف]] میکند و مطلب از ابهام خارج میشود و سپس [[وجدان]] خود را گرو میگذارد<ref>مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، ج۳، ص۱۱۱.</ref>. برخی نیز معتقدند بیعتهایی که [[ائمه]] با پارهای [[مردم]] داشتهاند، به قصد [[مشروع]] ساختن [[حکومت]] نبوده، بلکه تلاشی برای فعلیتبخشیدن و [[جامه]] عملپوشاندن به حکومت بوده است. به عبارت دیگر، با [[بیعت مردم]]، [[حاکم]] دارای [[قدرت]] [[حاکمیت]] میشود<ref>مصباح یزدی، محمدتقی، حقوق و سیاست در قرآن، ص۳۱۷.</ref> و بیعت موجب عینیتیافتن [[امامت]] است<ref>عمید زنجانی، عباس علی، مبانی اندیشه سیاسی اسلام، ص۲۸۰.</ref>.<ref>[[محمود حکمتنیا|حکمتنیا، محمود]]، [[جایگاه بیعت در حکومت (مقاله)|مقاله «جایگاه بیعت در حکومت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۱۴۰.</ref> | |||
== [[پرسش]] مستقیم == | == [[پرسش]] مستقیم == | ||