آیه علم الکتاب: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
# [[ابوبکر]] | # [[ابوبکر]] | ||
# [[سلمان فارسی]] <ref>[[حسین غفوریان]]، [[بررسی مصداق آیه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب» از منظر فریقین (مقاله)|بررسی مصداق آیه {{متن قرآن|وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب}} از منظر فریقین]]، سایت مرکز حقایق اسلامی [https://alhaqaeq.org/%D9%85%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%82-%D8%A2%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D9%90%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%82%DB%8C%D9%86/]</ref>. | # [[سلمان فارسی]] <ref>[[حسین غفوریان]]، [[بررسی مصداق آیه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب» از منظر فریقین (مقاله)|بررسی مصداق آیه {{متن قرآن|وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب}} از منظر فریقین]]، سایت مرکز حقایق اسلامی [https://alhaqaeq.org/%D9%85%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%82-%D8%A2%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D9%90%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%82%DB%8C%D9%86/]</ref>. | ||
در ادامه برخی از این اقوال را که بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند، بررسی مینماییم | |||
=== دیدگاه اول: همه مومنان === | |||
مراد از «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الکتاب»، همه [[مؤمنان]] هستند: | |||
افراد زیر قائل به این دیدگاه هستند: | |||
#[[ محمد بن عبدالله]] معروف به [[قاضی ابوبکر بن العربی]]: او همه مؤمنان را مصداق {{متن کتاب|مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ}} بر میشمرد. وی در [[شأن نزول]] این [[آیه]] چهار قول از بزرگان [[اهل سنت]] را ذکر کرده و مینویسد: [[علما]] در اینکه مصداق کسی که تمام کتاب نزد اوست کیست،[[ اختلاف]] کردهاند برخی معتقدند مراد آن دسته از [[پیروان]] [[یهود]] و [[نصاری]] هستند که به [[اسلام]] [[گرایش]] پیدا کردهاند، برخی مصداق آن را [[عبدالله بن سلام]] میدانند، برخی مصداقش را [[علی بن ابیطالب]] دانسته و دسته چهارم معتقدند مصداق آن، همه مؤمنان هستند. <ref>{{متن عربی|اختلف فیمن عنده علم الکتاب بعد ذکر قول مجاهد علی أربعة أقوال: الأول: أن المراد به مَن آمن مِن الیهود و النصاری. الثاني: أنه عبدالله بن سلام. الثالث: أنه علي بن أبي طالب. الرابع: المؤمنون کلّهم}} محمد بن عبدالله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ط العلمیة، ج۳، ص۸۶</ref>. او پس ذکر این اقوال چهارگانه، پس از [[انکار]] [[فضیلت]] و [[برتری]] [[حضرت امیر]]{{ع}} بر دیگران، سه دیدگاه نخست را [[تضعیف]] کرده و [[معتقد]] است که همه مؤمنان مصداق آیه هستند؛ گویا از دید او تمام مؤمنان از تمام ابعاد و [[وجوه اعجاز قرآن]] [[آگاهی]] دارند و جزو [[راسخان]] در علمند که [[تأویل]] [[متشابهات]] [[قرآن]] را میدانند! [[ابن عربی]] برای سخن خود ابتدا احتمالات دیگر را [[باطل]] میکند و مینویسد: <ref>{{متن عربی|أما من قال: إنهم الذین آمنوا من الیهود کابن سلام و ابن یامین و من النصاری کسلمان و تمیم الداری، فإن المعنی عنده بالکتاب التوراة و الإنجیل.}} محمد بن عبدالله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ط العلمیة، ج۳، ص۸۶</ref> «اما کسانی که میگویند منظور از "من عنده [[علم]] الکتاب” یهودیانی هستند که [[ایمان]] آوردهاند مانند، ابن [[سلام]] و ابن [[یامین]] و مسیحیانی که ایمان آوردهاند مانند [[سلمان]] و [[تمیم داری]]، پس معنای "من عنده [[علم]] الکتاب” نزد قائلین به این دیدگاه، [[علم به تورات]] و [[انجیل]] است». سپس وی در مورد [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میگوید: <ref>«أما من قال: إنه علي بن أبي طالب فعوّل علی [[أحد]] وجهین: إما لأنه عنده أعلم [[المؤمنین]]، و لیس کذلک، بل [[أبو بکر]] و عمر و عثمان أعلم منه، حسبما بیناه في أصول الدین في ذکر الخلفاء الراشدین، أو لقول النبي{{صل}}: أنا [[مدینة العلم]] و علي بابها. و هو [[حدیث]] [[باطل]]، النبي{{صل}} [[مدینه علم]] و أبوابها أصحابه، و منهم الباب المنفسخ، و منهم المتوسط علی قدر منازلهم في العلوم»</ref> «کسانی که میگویند مراد [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است بنا بر دو وجه گفتهاند: یا اینکه او [[اعلم]] [[مؤمنان]] است در حالی که چنین نیست و [[ابوبکر]] و عمر و عثمان داناتر از او بودهاند و یا به خاطر قول [[نبی]]{{صل}} است که فرمود من [[شهر]] علمم و دروازه آن علی{{ع}} است. این حدیث نیز باطل است چون [[پیامبر اکرم]] {صل}} [[شهر علم]] است و دروازههای آن [[اصحاب]] ایشان هستند». او بعد از رد تمامی این سخنان، قول منتخب خود را چنین مینویسد: <ref>«و أما من قال: إنهم جمیع المؤمنین فصدق، لأنّ کل مؤمن یعلم الکتاب و یدرك وجه إعجازه یشهد للنبي{{صل}} بالصدق». محمد بن عبدالله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ط العلمیة، ج۳، ص۸۶</ref>«اما کسانی که میگویند مراد از "[[من عنده علم الکتاب]]" تمامی مؤمنان است، این سخن [[حق]] است؛ زیرا همه مؤمنان کتاب [[قرآن]] را میشناسند و وجه [[اعجاز]] آن را [[درک]] میکنند و به پیامبر اکرم{{صل}} [[شهادت]] به [[صدق]] دادهاند». | |||
# شیخ اسماعیل حقی (م ۱۱۲۷ﻫ): او در [[تفسیر روح البیان]] ذیل [[آیه شریفه]]، مراد از شهادت [[الهی]] را، آشکار نمودن [[معجزات]] [[رسول الله]]{{صل}} که دال بر [[صداقت]] او است میداند و در ادامه میگوید: {{متن عربی|وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتابِ و هو الذي علمه اللّه القرآن و علمه البیان و اراه آیات القرآن و معجزاته فبذلك علم حقیه رسالته و شهد بها و هم المؤمنون فالمراد بالکتاب القرآن}} او نیز مانند [[ابن عربی]] تمام [[مؤمنین]] را [[آگاه]] به [[حقیقت]] [[رسالت]] و زوایای قرآن میپندارد. این نکته قابل تامل است که کسانی که [[مؤمنین]] را مصداق [[آیه شریفه]] برمی شمرند به گونهای [[عبدالله بن سلام]] را داخل در همین مؤمنین میدانند، حقی میگوید: {{متن عربی|و عن عبد الله بن سلام ان هذه الآیة نزلت في فالمراد به التوراة فان عبد الله بن سلام و أصحابه وجدوا نعته{{ع}} في کتابهم فشهدوا بحقیة رسالته وکانت شهادتهم ایضا قاطعة لقول الخصوم.}} <ref>إسماعیل حقی الحنفی الخلوتی (المتوفی: ۱۱۲۷ﻫ)، روح البیان، الناشر: دار الفکر – بیروت، ج۳، ص۳۹۱</ref> | |||
'''نقد این دیدگاه:''' | |||
# با توجه به شواهد درون متنی، از ظاهرِ واژه ی "مَن موصوله" و نقش آن در فراز {{متن قرآن|و مَنْ عِنْده عِلْمُ الْکتاب}} پیداست که مصداق آن فقط یک نفر است؛ زیرا در این [[صور]]ت باید از الفاظی مانند «اللذان» یا «اللذین» استفاده میشد، پس این نظر از اساس [[باطل]] است. | |||
# آیا همه [[مؤمنان]] آن چنان مراتب [[ایمانی]] داشتهاند که تصور شود نام آنها در کنار [[نام خداوند]] قرار گیرد؟ بسیاری از مؤمنان قبل از [[ایمان]] در [[ضلالت]] و [[گمراهی]] بودند در این صورت هرگز صحیح نیست که [[خداوند]] [[شهادت]] آنها را برجسته کند. اگر این مورد درست باشد [[کافران]] میتوانستند بگویند که شما چگونه [[گواهی]] افرادی را میپذیرید که سالها در [[شرک]] و [[بت پرستی]] [[غرق]] بودند؟ بنابراین، مصداق این فراز از [[آیه]] باید کسانی باشند که هرگز به شرک، بت پرستی، ضلالت و [[گناه]] [[آلوده]] نشدهاند. [[ابن العربی]][[ حدیث]] {{متن حدیث|انا مدینه العلم و علی بابها}} را مردود اعلام میکند و دلیلی برای سخن خود نمیآورد. در [[مدینه]] العلم بودن [[پیامبر اکرم]] {{صل}} بحثی نیست، ولی به چه دلیل میگوید {{متن عربی|و ابوابها اصحابه؟}} حتی اگر چنین هم باشد آیا آنها هم طراز و هم رتبه با علی{{ع}} بودند؟ مگر خود [[خلیفه اول]] و دوم و برخی دیگر از [[صحابه]] به [[افضلیت]] [[علمی]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} [[اعتراف]] نکردهاند؟ این [[روایت]] با مضامین مشابه در کتب [[فریقین]] آمده است از جمله {{متن حدیث|انا دار الحکمه و علی بابها»}}، {{متن حدیث|انا دار العلم و علی بابها}}، {{متن حدیث|أنا میزان العلم و علی کفتاه}}، {{متن حدیث|علی باب علمی و مبیّن لامّتی ما اُرسلت به من بعدی}} علمای سرشناس [[اهل سنت]] این روایت را در کتابهای خود نقل کردهاند. | |||
# با توجه به تعبیر {{متن قرآن|وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتابِ}}، کسی که [[علم]] به کتاب دارد؛ یعنی علم به تمام [[قرآن]] دارد و این مطلب از اضافه علم به کتاب فهمیده میشود. همچنین میدانیم که علم همه [[اصحاب پیامبر خدا]]{{صل}} به قرآن در یک سطح نبوده است، بلکه برخی نسبت به برخی دیگر، در مرتبهای بالاتر قرار داشتند و از این رو، فقط کسی میتواند از میان [[اصحاب پیامبر]]{{صل}}، مصداق این [[آیه]] قرار گیرد که [[علم]] به تمام [[قرآن]] داشته باشد تا در نتیجه بتواند [[محل رجوع]] دیگران در [[شناخت قرآن]] باشد.<ref>[[حسین غفوریان]]، [[بررسی مصداق آیه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب» از منظر فریقین (مقاله)|بررسی مصداق آیه {{متن قرآن|وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب}} از منظر فریقین]]، سایت مرکز حقایق اسلامی [https://alhaqaeq.org/%D9%85%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%82-%D8%A2%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D9%90%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%82%DB%8C%D9%86/]</ref>. | |||
== معناشناسی و مصداق یابی == | == معناشناسی و مصداق یابی == | ||
نسخهٔ ۲۵ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۱۹
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ 2 آذر 1403 توسط کاربر:فرقانی برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
آیه علم الکتاب ﴿وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾[۱] از جمله آیات امامت امیرالمومنین (ع) است. در این آیه سخن کافران، خطاب به رسول خدا(ص) نقل شده است آن هنگام که پیامبری آن حضرت را انکار کردند و خداوند متعال در ادامه آیه، شهادت دادن خود بر نبوت پیامبر(ص) و شهادت دادن فرد یا افرادی که دارای علم کتاب هستند را برای اثبات پیامبری او کافی دانسته است. روایات اهلبیت(ع) این آیه را شاهدی بر برترین فضیلت امام علی(ع) دانستهاند در احادیث شیعه، مراد از علم به کتاب را علم به کتب آسمانی و علوم پیامبران و اسم اعظم دانسته شده. برخی از امامان شیعه با استناد به این آیه، مقام امام علی(ع) را برتر از پیامبران اولوالعزم قلمداد کردهاند.
مقدمه
آیه ۴۳ سوره رعد مکی است و در احتجاج با منکرین رسالت پیامبر اکرم (ص) نازل شده است. اثبات امر رسالت برای کفار مستلزم برهان است؛ ولی خداوند به جای ارائه معجزه یا آیتی از این دست، به موضوعی فراتر اشاره نموده و این برهان را در قالب اعلان شهادت بیان فرموده است. بر این اساس، مبنای برهان بر پایه شهادت خداوند بر رسالت پیامبرش (ص) شکل گرفته است. مسلماً شهادت الهی در ردیف شهادتهای عادی نیست که در آن احتمال صدق و کذب برود؛ بلکه خبر از حاقّ واقع میدهد؛ چنان که شهادت به توحید در آیه ۱۸ آل عمران نیز به همین گونه بیان شده است.
هرچند چنین شهادتی برای اولی الألباب مفید یقین است، اما برای توده مردم قابل درک نیست. از همین رو، در آیه شریفه، شهادت الهی به شهادتی انسانی ضمیمه شده تا برای همگان حجت باشد. نکته مهم آن است که چنان شخصیت ارجمندی که شهادت او به رسالت رسول خدا (ص) به دنبال شهادت پروردگار قرار دارد و کشف از حاق واقع مینماید، لزوماً باید دارای عصمت و علم از جانب خداوند باشد.
خداوند در آیه شریفه، این انسان عظیمالشأن را با وصف ﴿مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾ معرفی مینماید. طبعاً چنین فردی که دارای علم لدنی و غیبی است باید معصوم به عصمت الهی بوده و در مراتب قرب الهی و علم غیب، در مقامی باشد که اشراف و اطلاع از مراتب ولایی رسول اکرم (ص) در عوالم ملکوت داشته باشد. روشن است که وجود چنین فردی در خارج، منحصر در اوصیای معصوم نبیّ مکرّم اسلام (ع) است.[۲].
شأن نزول آیه
اجماع و اتفاق علماى شيعه بر آن است كه این آیه در شأن امیرالمؤمنین(ع) نازل شده است. غالب اهل سنت نیز بر اساس روایاتی نزول این آیه را در شأن آن حضرت دانستهاند. با این حال شماری از مفسران اهل سنت تلاش کردهاند با ارائه دیدگاههای دیگر در بیان مصداق ﴿من عنده علم الکتاب﴾، شأن نزولهای دیگری را برای آیه مورد بحث ذکر کنند. از جمله گفتهاند این آیه در مصادیق ذیل نازل شده:
- همه مؤمنان
- عالمان یهود و نصارا (علمای اهل کتاب)
- خداوند تبارک و تعالی
- عبدالله بن سلام یهودی
- ابن یامین (بنیامین)
- جبرئیل است.
- جن
- ورقة بن نوفل است.
- ابوبکر
- سلمان فارسی [۳].
در ادامه برخی از این اقوال را که بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند، بررسی مینماییم
دیدگاه اول: همه مومنان
مراد از «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الکتاب»، همه مؤمنان هستند:
افراد زیر قائل به این دیدگاه هستند:
- محمد بن عبدالله معروف به قاضی ابوبکر بن العربی: او همه مؤمنان را مصداق الگو:متن کتاب بر میشمرد. وی در شأن نزول این آیه چهار قول از بزرگان اهل سنت را ذکر کرده و مینویسد: علما در اینکه مصداق کسی که تمام کتاب نزد اوست کیست،اختلاف کردهاند برخی معتقدند مراد آن دسته از پیروان یهود و نصاری هستند که به اسلام گرایش پیدا کردهاند، برخی مصداق آن را عبدالله بن سلام میدانند، برخی مصداقش را علی بن ابیطالب دانسته و دسته چهارم معتقدند مصداق آن، همه مؤمنان هستند. [۴]. او پس ذکر این اقوال چهارگانه، پس از انکار فضیلت و برتری حضرت امیر(ع) بر دیگران، سه دیدگاه نخست را تضعیف کرده و معتقد است که همه مؤمنان مصداق آیه هستند؛ گویا از دید او تمام مؤمنان از تمام ابعاد و وجوه اعجاز قرآن آگاهی دارند و جزو راسخان در علمند که تأویل متشابهات قرآن را میدانند! ابن عربی برای سخن خود ابتدا احتمالات دیگر را باطل میکند و مینویسد: [۵] «اما کسانی که میگویند منظور از "من عنده علم الکتاب” یهودیانی هستند که ایمان آوردهاند مانند، ابن سلام و ابن یامین و مسیحیانی که ایمان آوردهاند مانند سلمان و تمیم داری، پس معنای "من عنده علم الکتاب” نزد قائلین به این دیدگاه، علم به تورات و انجیل است». سپس وی در مورد امیرالمؤمنین(ع) میگوید: [۶] «کسانی که میگویند مراد علی بن ابی طالب(ع) است بنا بر دو وجه گفتهاند: یا اینکه او اعلم مؤمنان است در حالی که چنین نیست و ابوبکر و عمر و عثمان داناتر از او بودهاند و یا به خاطر قول نبی(ص) است که فرمود من شهر علمم و دروازه آن علی(ع) است. این حدیث نیز باطل است چون پیامبر اکرم {صل}} شهر علم است و دروازههای آن اصحاب ایشان هستند». او بعد از رد تمامی این سخنان، قول منتخب خود را چنین مینویسد: [۷]«اما کسانی که میگویند مراد از "من عنده علم الکتاب" تمامی مؤمنان است، این سخن حق است؛ زیرا همه مؤمنان کتاب قرآن را میشناسند و وجه اعجاز آن را درک میکنند و به پیامبر اکرم(ص) شهادت به صدق دادهاند».
- شیخ اسماعیل حقی (م ۱۱۲۷ﻫ): او در تفسیر روح البیان ذیل آیه شریفه، مراد از شهادت الهی را، آشکار نمودن معجزات رسول الله(ص) که دال بر صداقت او است میداند و در ادامه میگوید: الگو:متن عربی او نیز مانند ابن عربی تمام مؤمنین را آگاه به حقیقت رسالت و زوایای قرآن میپندارد. این نکته قابل تامل است که کسانی که مؤمنین را مصداق آیه شریفه برمی شمرند به گونهای عبدالله بن سلام را داخل در همین مؤمنین میدانند، حقی میگوید: الگو:متن عربی [۸]
نقد این دیدگاه:
- با توجه به شواهد درون متنی، از ظاهرِ واژه ی "مَن موصوله" و نقش آن در فراز ﴿و مَنْ عِنْده عِلْمُ الْکتاب﴾ پیداست که مصداق آن فقط یک نفر است؛ زیرا در این صورت باید از الفاظی مانند «اللذان» یا «اللذین» استفاده میشد، پس این نظر از اساس باطل است.
- آیا همه مؤمنان آن چنان مراتب ایمانی داشتهاند که تصور شود نام آنها در کنار نام خداوند قرار گیرد؟ بسیاری از مؤمنان قبل از ایمان در ضلالت و گمراهی بودند در این صورت هرگز صحیح نیست که خداوند شهادت آنها را برجسته کند. اگر این مورد درست باشد کافران میتوانستند بگویند که شما چگونه گواهی افرادی را میپذیرید که سالها در شرک و بت پرستی غرق بودند؟ بنابراین، مصداق این فراز از آیه باید کسانی باشند که هرگز به شرک، بت پرستی، ضلالت و گناه آلوده نشدهاند. ابن العربیحدیث «انا مدینه العلم و علی بابها» را مردود اعلام میکند و دلیلی برای سخن خود نمیآورد. در مدینه العلم بودن پیامبر اکرم (ص) بحثی نیست، ولی به چه دلیل میگوید الگو:متن عربی حتی اگر چنین هم باشد آیا آنها هم طراز و هم رتبه با علی(ع) بودند؟ مگر خود خلیفه اول و دوم و برخی دیگر از صحابه به افضلیت علمی امیرمؤمنان(ع) اعتراف نکردهاند؟ این روایت با مضامین مشابه در کتب فریقین آمده است از جمله «انا دار الحکمه و علی بابها»»، «انا دار العلم و علی بابها»، «أنا میزان العلم و علی کفتاه»، «علی باب علمی و مبیّن لامّتی ما اُرسلت به من بعدی» علمای سرشناس اهل سنت این روایت را در کتابهای خود نقل کردهاند.
- با توجه به تعبیر ﴿وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتابِ﴾، کسی که علم به کتاب دارد؛ یعنی علم به تمام قرآن دارد و این مطلب از اضافه علم به کتاب فهمیده میشود. همچنین میدانیم که علم همه اصحاب پیامبر خدا(ص) به قرآن در یک سطح نبوده است، بلکه برخی نسبت به برخی دیگر، در مرتبهای بالاتر قرار داشتند و از این رو، فقط کسی میتواند از میان اصحاب پیامبر(ص)، مصداق این آیه قرار گیرد که علم به تمام قرآن داشته باشد تا در نتیجه بتواند محل رجوع دیگران در شناخت قرآن باشد.[۹].
معناشناسی و مصداق یابی
شهادت خدا
شهادت خداوند به دو صورت است؛ یکی شهادت قولی خدا به رسالت نبی اکرم (ص) مثل ﴿يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ﴾[۱۰]، دیگری شهادت فعلی خدا به واسطه اعطای معجزات به نبی اکرم (ص) مثل قرآن که شهادت خداوند بر صدق ادعای نبوت است[۱۱].
به عبارت دیگر با توجه به اقسام شهادت میگوییم: شهادت خداوند، شهادت تأدیه است، نه شهادت تحمّل؛ چون شهادت تحمّل به معنای دیدن و ناظر بودن و علم داشتن است و معنا ندارد كه در مسئله مورد بحث؛ یعنی تصدیق ادعای رسول اكرم(ص) را در نبوت، به علم خدا ارجاع داده و علم خدا را حجت بر علیه كفار بدانیم؛ چون آنها راهی به علم خداوند ندارند تا بفهمند آیا رسول خدا (ص) در ادعای خود صادق است یا نه؟ و همچنین مقصود از ادای شهادت، شهادت قولی است، نه فعلی؛ زیرا ادلهای كه دلالت بر حقانیت رسالت پیامبر اسلام (ص) مینماید یا قرآن است كه خود معجزهای جاوید میباشد و یا غیر قرآن مانند سایر معجزات. از طرفی آیات سوره رعد پیشنهاد كفار را كه تقاضای معجزهای به غیر از قرآن نموده بودند، رد كرده است؛ یعنی معجزهای برای آنان نازل نفرمود، پس معنا ندارد كه خداوند از همان راهی كه نفی نموده، به رسالت پیامبر شهادت دهد.
بنابراین قطعاً مقصود از شهادت خداوند، استشهاد به قرآن است و استناد به قرآن نیز از این جهت است كه معجزه و آیت به صدق رسالت است؛ یعنی كلام الهی است كه به رسالت پیامبر اسلام (ص) شهادت میدهد و چون قرآن از مقوله كلام و گفتار است، معلوم میشود كه شهادت خداوند بر رسالت پیامبرش(ص) شهادت قولی است. چنانكه در قرآن میفرماید: ﴿وَ الْقُرْآنِ الْحَكِیمِ اِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلَی صِرَاطٍ مُستَقِیمِ﴾؛ «سوگند به قرآن حكیم! تو قطعاً از رسولان (خداوند) هستی و بر راه راست (قرار) داری.» ﴿وَمَا مُحَمَّدٌ اِلَّا رَسُول قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل﴾؛ «محمد (ص) فقط فرستاده خدا است و پیش از او فرستادگان دیگری نیز بودند.»، ﴿مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أبَا أحَدٌ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولُ اللهِ وَخَاتَمَ النَّبِيّینَ﴾؛ «محمد (صلی الله علیه و آله) پدر هیچ یك از مردان شما نبوده و نیست؛ ولی رسول خدا(ص) و ختم كننده و آخرین از پیامبران است.» و نظیر این آیات كه خداوند به وسیله آن ها به رسالت پیامبر اسلام (ص) شهادت داده است، در قرآن بسیار است و تمام آن ها از مقوله قول و گفتار هستند، نه از مقوله فعل و كردار. [۱۲].
مصداق ﴿من عنده﴾ و ﴿الکتاب﴾
در اینکه مراد از کتاب چیست و ﴿مَنْ عِنْدَهُ﴾ چه کسی میباشد، چند احتمال وجود دارد:
- مراد از کتاب، کتابهای آسمانی پیش از قرآن باشد و منظور از عالم به کتاب، علمای یهود و نصاری باشند. اما باید گفت اگرچه علمای یهود و نصاری به کتابهای خود عالم بودند، اما آنان کافر بودند و هرگز علیه خودشان گواهی نمیدادند.
- منظور از کتاب، همان کتابهای آسمانی قبل از قرآن باشد و مراد از عالم به کتاب، علمای یهود و نصاری باشند که بعداً به اسلام گرایش پیدا کردند و مسلمان شدند، مثل سلمان و عبدالله بن سلام و تمیم الداری. اما این احتمال هم صحیح نیست، چون سوره رعد و آیه مورد بحث در مکه نازل شده است و افراد نامبرده در مدینه مسلمان شدند، لذا معنا ندارد، افرادی که هنوز کافرند علیه آیین خود گواهی دهند[۱۳]
- مراد از کتاب، لوح محفوظ باشد و عطف ﴿وَمَنْ عِنْدَهُ﴾ بر الله از باب عطف صفت بر اسم ذات باشد و معنا چنین باشد: "خداوند و کسی که دارای این صفت است و از لوح محفوظ آگاهی دارد (که تمام حقایق جهان در آن ثبت است) گواه رسالت توست". در پاسخ باید گفت که این احتمال هم صحیح نیست، چون ﴿وَمَنْ عِنْدَهُ﴾ که عطف بر الله شده است ظاهراً غیر از خداوند است و ثانیاً در عربی عطف صفت بر صفت شایع است، ولی عطف وصف بر ذات چنین نیست، مثل ﴿تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ * غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ...﴾[۱۴]، لذا مراد از ﴿وَمَنْ عِنْدَهُ﴾ نمیتواند خداوند باشد.
- منظور از کتاب، لوح محفوظ و مراد از ﴿وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾، حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) باشد. این احتمال بر اساس قرائن داخلی قرآن و قرائن خارجی که ذیلاً بررسی میگردد، صحیح است[۱۵].[۱۶].
- منظور از کتاب در این آیه، قرآن و علوم مرتبط با آن، کتابهای آسمانی، علومی که به پیامبران(ع) داده شده است و اسم اعظم عنوان شده است[۱۷] و منظور از کسی که علم کتاب نزد او قرار دارد، طبق روایاتی که از پیامبر اکرم(ص)،[۱۸]امام باقر(ع)[۱۹] و امام صادق(ع)[۲۰] نقل شده است و بنابر گفته برخی از صحابه و تابعین همچون ابن عباس،[۲۱]محمد بن حَنَفیّه[۲۲] و دیگران، علی بن ابیطالب است(ع).[۲۳] امام علی(ع) نیز این آیه را به عنوان شاهدی بر والاترین فضیلت خود معرفی کرده است.[۲۴] آلوسی نویسنده سنی مذهب تفسیر روح المعانی در تفسیر آیه پس از نقل دیدگاه امام باقر(ع) و محمد بن حنفیه مبنی براین که منظور از «من عنده علم الکتاب» امام علی(ع) است مینویسد: به جانم سوگند تمامِ علم کتاب در نزد علی است اما ظاهراً منظور در این آیه او نیست. [۲۵]
- در برخی از این روایات، همه امامان شیعه مصداق این آیه معرفی شدهاند.[۲۶][۲۷]
- برخی از عالمان اهل سنت مقصود از کفار در آیه شریفه را روسای یهود و مراد از «کتاب» را قرآن و یا تورات و یا لوح محفوظ دانسته و بر این اساس معتقدند که منظور از عالم به کتاب تنها خداوند متعال است. [۲۸]
- برخی نیز مراد از ﴿من عنده علم الکتاب﴾ را همه مؤمنان میدانند. [۲۹]
- برخی از مفسران اهل سنت، عبدالله بن سلام یهودی را مصداق آیه کریمه ذکر کردهاند.[۳۰].[۳۱].
دلالت آیه
دلالت بر صدق دعوی نبوت پیامبر اسلام
از حضرت امیر(ع) در کنار خداوند یاد شده است که بر حقانیت رسالت رسول اکرم (ص) گواهی میدهد و نکته مهمتر اینکه اعلام شده این دو گواهی برای اثبات مدعا کافی است! این آیه از این جهت شبیه آیه 4 سوره تحریم است که از حضرت امیرالمؤمنین (ع) با عنوان «صَالِحُ الْمُؤْمِنِیـنَ» و در کنار نام خداوند و جبرئیل یاد شده که از رسول اکرم (ص) در برابر توطئه دو همسر آن حضرت، حمایت و پشتیبانی میکنند. [۳۲][۳۳].
دلالت بر علم امام علی به تمام قرآن
در این آیه، از حضرت امیرالمؤمنین(ع) به عنوان کسی یاد شده که علم کتاب به او داده شده است و ازآن جا که بر اساس قاعده بلاغی، اضافه اسم نکره (علم) به اسمِ محلّی به لام (الکتاب)، افاده عموم می کند، از این آیه استفاده میشود که علمِ همه کتاب به آن حضرت ارزانی شده است. درباره آنکه مراد از علم در این آیه چیست، اختلافاتی در میان مفسران به چشم میخورد، با این حال همه اذعان دارند که این علم از مقوله علوم ظاهری نیست، بلکه علمی است که آگاهی از اسرار عالم و توان تصرف در هستی، ازجمله شئون آن است.
اهمیت این آیه از آن جهت است که در سوره مبارکه نمل آیه 40، از وصیّ سلیمانِ نبی(ع) یعنی آصف بن برخیا، به عنوان کسی یاد شده که دارای «عِلْمٌ مِنْ الْکتَابِ» است؛ یعنی او فقط دارای بخشی از دانش کتاب است (به دلیل تبعیضیه بودن «مِن») ولی درعین حال توانست تخت بلقیس را از فاصلهای طولانی پیش از چشم برهم زدن سلیمان نبی(ع) نزد او حاضر سازد. پس اگر آصف بن برخیا با داشتن بخشی از دانش کتاب توانست تخت بلقیس را از آن راه دور حاضر نماید، مصداق «وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ» در آیه آخر سوره رعد باید کسی باشد که از علمِ به مراتب افزونتر برخوردار باشد. [۳۴].[۳۵].
دلالت بر افضلیت امام علی(ع)
آیه علم الکتاب دو ویژگی مهم و منحصر به فرد را برای امیرالمؤمنین(ع) بیان کرده است که به واسطه هر کدام میتوان افضلیت و برتری آن حضرت را ثابت نمود.
در هر دو مورد غیر از امیرالمؤمنین(ع) هیچ یک از صحابه و تابعین را نمیتوان یافت که چنین ادعایی کرده باشند. علاوه بر اینها از اینکه خدای متعال شهادت آن حضرت بر رسالت پیامبر اکرم(ص) را در کنار شهادت خود قرار داده و این آیه را در شأن آن حضرت نازل کرده نیز میتوان بر بزرگی مقام و جایگاه والای امیرالمؤمنین(ع) استفاده کرد و آن را دلیل دیگری بر افضلیت آن حضرت به شمار آورد.[۳۶].
دلالت بر امامت امام علی(ع)
پس از آنکه افضلیت و برتری امیرالمؤمنین {ع}} در بخش های قبلی به اثبات رسید بر اساس بنای عقلا و به حکم عقلا در دوران امر میان امامت شخص فاضل و امامت شخض مفضول (پایینتر)، شخض فاضل و برتر مقدم خواهد بود و امامتش ثابت مبگردد. بر این اساس امامت امام علی(ع) از این آیه قابل اثبات است.[۳۷].
نکته مهم در دلالت آیه
در قضاوتهای متعارف، حداقل وجود دو شاهد ضروری است زیرا با شهادت یک فرد، علم عادی حاصل نمیشود؛ یعنی شهادت یک نفر ناقص است که با ضمیمة فرد دوم شهادت او کامل میشود، یا به تعبیر دیگر از ضمّ دو شهادت ناقص، شهادت کامل به وجود میآید؛ ولی در شهادت خداوند متعال نقصی وجود ندارد تا نیازی به ضمیمة شهادت دوم باشد. پس شهادت خداوند مسلماً شهادت قطعی و کامل میباشد. در نتیجه، شهادت کسی که علم کتاب نزد اوست نیز باید شهادت قطعی و کامل باشد؛ زیرا با شهادت خداوند متعال علم حاصل میشود و اگر شهادت فرد دوم ناقص باشد، معنایی ندارد که به شهادت کامل ضمیمه گردد؛ چون با وجود شهادت قطعی و علمآور، کسی به دنبال شهادت ظنی نمیرود. پس معلوم میشود که شهادت خداوند و (وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَاب) از قبیل ضمیمه برهان و دلیل مستقل به برهان مستقل دیگر میباشد، که وجود هر یک برای اثبات مدعا کافی است.[۳۸].[۳۹].
نتیجهگیری
از مجموع آنچه گذشت میتوان چنین نتیجه گرفت که سوره رعد یک سوره مکی است. "کتاب" در آن، به معنای قرآن است و اضافه علم به کتاب، به معنای علم به تمام قرآن است. کسی از اصحاب پیامبر را به ویژه در دوران رسالت ایشان در مکه جز علی بن ابی طالب(ع) نمیشناسیم که علم به تمام حقایق قرآن داشته باشد و بدین جهت صلاحیت آن را داشته باشد که پس از خداوند متعال به عنوان شاهدی بر نبوت پیامبر اسلام (ص) بوده و پس از آن حضرت نیز خلیفه و جانشین ایشان گردد.
پرسشهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس؛ سوره رعد، آیه ۴۳.
- ↑ فیاضبخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۵، ص۱۹۹ و ۲۱۹.
- ↑ حسین غفوریان، بررسی مصداق آیه ﴿وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب﴾ از منظر فریقین، سایت مرکز حقایق اسلامی [۱]
- ↑ الگو:متن عربی محمد بن عبدالله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ط العلمیة، ج۳، ص۸۶
- ↑ الگو:متن عربی محمد بن عبدالله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ط العلمیة، ج۳، ص۸۶
- ↑ «أما من قال: إنه علي بن أبي طالب فعوّل علی أحد وجهین: إما لأنه عنده أعلم المؤمنین، و لیس کذلک، بل أبو بکر و عمر و عثمان أعلم منه، حسبما بیناه في أصول الدین في ذکر الخلفاء الراشدین، أو لقول النبي(ص): أنا مدینة العلم و علي بابها. و هو حدیث باطل، النبي(ص) مدینه علم و أبوابها أصحابه، و منهم الباب المنفسخ، و منهم المتوسط علی قدر منازلهم في العلوم»
- ↑ «و أما من قال: إنهم جمیع المؤمنین فصدق، لأنّ کل مؤمن یعلم الکتاب و یدرك وجه إعجازه یشهد للنبي(ص) بالصدق». محمد بن عبدالله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ط العلمیة، ج۳، ص۸۶
- ↑ إسماعیل حقی الحنفی الخلوتی (المتوفی: ۱۱۲۷ﻫ)، روح البیان، الناشر: دار الفکر – بیروت، ج۳، ص۳۹۱
- ↑ حسین غفوریان، بررسی مصداق آیه ﴿وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب﴾ از منظر فریقین، سایت مرکز حقایق اسلامی [۲]
- ↑ «یا، سین * سوگند به قرآن حکیم * که تو از فرستادگانی» سوره یس، آیه ۱-۳.
- ↑ صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی ص ۲۲۵-۲۳۴.
- ↑ خلافت امیرالمؤمنین امام علی(ع) در آیۀ «علم الکتاب» (مقاله)|خلافت امیرالمؤمنین امام علی(ع) در آیۀ «علم الکتاب»، گروه پاسخ به شبهات، مؤسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر (ع)، [۳]
- ↑ معالم التنزیل، ج۳، ص۳۴۶؛ جلال الدین سیوطی، الاتقان، ج۱، ص۳۶
- ↑ «فرو فرستادن این کتاب، از سوی خداوند پیروزمند داناست * آمرزنده گناه و پذیرای توبه.».. سوره غافر، آیه ۲-۳.
- ↑ صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی ص ۲۲۵-۲۳۴.
- ↑ صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی ص ۲۲۵-۲۳۴.
- ↑ بحرانی، البرهان، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۲۷۳-۲۷۷
- ↑ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ۵۶۵
- ↑ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ۵۶۵
- ↑ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ۵۶۵
- ↑ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۰۵
- ↑ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۸۴ق، ج۹، ص۳۳۶؛ ثعلبی، الکشف و البیان، ۱۴۳۶ق، ج۱۵، ص۳۴۶
- ↑ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۰۴-۴۰۵
- ↑ حویزی، تفسیر نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۵۲۱
- ↑ آلوسی، روح المعانی، ج۱۳، ص۱۷۶
- ↑ عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۲، ص۲۲۱؛ صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۱۴
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ ر.ک: تفسیر البیضاوی، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج۳، ص۱۹۱؛ زجاج، معانی القرآن و إعرابه، ج۳، ص۱۵۲؛ تفسیر ابن جزی، التسهیل لعلوم التنزیل، ج۱، ص۴۰۷؛ زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۲، ص۵۳۶
- ↑ ر.ک: محمد بن عبدالله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ط العلمیة، ج۳، ص۸۶؛ إسماعیل حقی الحنفی الخلوتی (المتوفی: ۱۱۲۷ﻫ)، روح البیان، الناشر: دار الفکر – بیروت، ج۳، ص۳۹۱
- ↑ محمد بن جریر طبری، تفسیر جامع البیان، ج۱۳، ص۱۱۸؛ نسفی محمد، تفسیر نسفی، ج۱، ص۴۸۱؛ تفسیر مجاهد، ص۴۰۹. تفسیر الماتریدی، تأویلات أهل السنة، ج۶، ص۳۵۷؛ سید محمود آلوسی، روح المعانی، ج۷، ص۱۶۵ و ۱۶۶؛ إسماعیل حقی الحنفی الخلوتی (المتوفی: ۱۱۲۷ﻫ)، روح البیان، الناشر: دار الفکر – بیروت، ج۳، ص۳۹۱؛ تفسیر البیضاوی = أنوار التنزیل وأسرار التأویل، ج۳، ص۱۹۱
- ↑ حسین غفوریان، بررسی مصداق آیه ﴿وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب﴾ از منظر فریقین، سایت مرکز حقایق اسلامی [۴]
- ↑ ﴿إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا ۖ وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ﴾ ، «اگر شما دو زن از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را می پذیرد]، چون دل شما دو نفر از حق و درستی منحرف شده است، و اگر بر ضدِّ پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایی نخواهید برد]؛ زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان [که علی بن ابی طالب است] یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود.» سوره تحریم، آیه4
- ↑ حسین غفوریان، [[بررسی مصداق آیه ﴿وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب﴾ از منظر فریقین (مقاله)|بررسی مصداق آیه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب» از منظر فریقین]]، سایت مرکز حقایق اسلامی [۵]
- ↑ ﴿قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ ۚ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ ۖ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ﴾، «کسی که دانشی از کتاب [لوح محفوظ] نزد او بود گفت: من آن را پیش از آنکه پلک دیده ات به هم بخورد، نزد تو می آورم. [و آن را در همان لحظه آورد]. پس هنگامی که سلیمان تخت را نزد خود پابرجا دید، گفت: این از فضل و احسان پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاس گزارم یا بنده ای ناسپاسم؟ و هر کس که سپاس گزاری کند، به سود خود سپاس گزاری می کند و هر کس ناسپاسی ورزد، [زیانی به خدا نمی رساند]؛ زیرا پروردگارم بی نیاز و کریم است» سوره نمل، آیه40
- ↑ حسین غفوریان، مقاله بررسی مصداق آیه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب» از منظر فریقین، سایت مرکز حقایق اسلامی
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ مصباح الهدایه فی تحقیق الولایه ، بهبهانی ، ج1 ، ص46
- ↑ حسین غفوریان، مقاله بررسی مصداق آیه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب» از منظر فریقین، سایت مرکز حقایق اسلامی