←مقدمه
(←مقدمه) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
##به فرموده [[قرآن]]، [[حاکم]] مطلق بر همه چیز [[خداوند]] است و همه باید تنها از او [[اطاعت]] کنند. [[بدیهی]] است این [[حاکمیت]] میتواند از سوی [[خداوند]] به هر کسی که [[شایستگی]] دارد، داده شود. بنابراین، همان گونه که [[پیامبر]] به [[وسیله]] [[خدا]] [[انتخاب]] میشود، [[امام]] نیز به [[تعیین]] [[الهی]]، بر [[مردم]] [[ولایت]] مییابد. | ##به فرموده [[قرآن]]، [[حاکم]] مطلق بر همه چیز [[خداوند]] است و همه باید تنها از او [[اطاعت]] کنند. [[بدیهی]] است این [[حاکمیت]] میتواند از سوی [[خداوند]] به هر کسی که [[شایستگی]] دارد، داده شود. بنابراین، همان گونه که [[پیامبر]] به [[وسیله]] [[خدا]] [[انتخاب]] میشود، [[امام]] نیز به [[تعیین]] [[الهی]]، بر [[مردم]] [[ولایت]] مییابد. | ||
##پیش از این برای [[امام]]، ویژگیهایی را از قبیل [[عصمت]]، [[علم]] و... بیان کردیم. روشن است که یافتن و شناختن کسی که دارای این صفات –آن هم در عالیترین [[درجه]]- باشد تنها به [[وسیله]] خداوندِ دانای به [[آشکار]] و [[نهان]]، امکان پذیر است. همان گونه که [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] به [[ابراهیم]] میفرماید: "من تو را پیشوای [[مردم]] قرار دادم".<ref>سوره بقره: ۱۲۴.</ref>. از سیرۀ [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] استفاده میشود که آن [[حضرت]] [[امامت]] را امری [[الهی]] دانسته و [[انتخاب]] [[امام]] را در [[اختیار]] [[خدا]] میدانست. در سیرۀ [[ابن هشام]] آمده است: "[[بنی عامر بن صعصعه]] [[خدمت]] [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} رسیدند. [[حضرت]] آنان را به سوی [[خدا]] [[دعوت]] کرد. در این هنگام یک نفر از آن گروه به نام بحیرة بن فراس گفت: اگر با تو بر [[اسلام]] [[بیعت]] کردیم و [[خداوند]] تو را بر مخالفینت [[غلبه]] داد، آیا ما در [[خلافت]] بعد از تو سهمی داریم؟ [[پیامبر]] فرمود:[[امر]] [[خلافت]] به دست خداست و هر جا بخواهد، قرار میدهد. در این هنگام بحیرة گفت: آیا ما [[جان]] خود را برای [[دفاع]] از تو بدهیم؛ ولی وقتی [[خداوند]] تو را بر [[دشمنان]] [[غلبه]] داد، [[خلافت]] به غیر ما برسد؟ ما احتیاجی به [[اسلام]] تو نداریمگ.<ref>سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۱۳۲؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۸۴؛ سیره ابن کثیر، ج ۲، ص ۱۵۸.</ref> | ##پیش از این برای [[امام]]، ویژگیهایی را از قبیل [[عصمت]]، [[علم]] و... بیان کردیم. روشن است که یافتن و شناختن کسی که دارای این صفات –آن هم در عالیترین [[درجه]]- باشد تنها به [[وسیله]] خداوندِ دانای به [[آشکار]] و [[نهان]]، امکان پذیر است. همان گونه که [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] به [[ابراهیم]] میفرماید: "من تو را پیشوای [[مردم]] قرار دادم".<ref>سوره بقره: ۱۲۴.</ref>. از سیرۀ [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] استفاده میشود که آن [[حضرت]] [[امامت]] را امری [[الهی]] دانسته و [[انتخاب]] [[امام]] را در [[اختیار]] [[خدا]] میدانست. در سیرۀ [[ابن هشام]] آمده است: "[[بنی عامر بن صعصعه]] [[خدمت]] [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} رسیدند. [[حضرت]] آنان را به سوی [[خدا]] [[دعوت]] کرد. در این هنگام یک نفر از آن گروه به نام بحیرة بن فراس گفت: اگر با تو بر [[اسلام]] [[بیعت]] کردیم و [[خداوند]] تو را بر مخالفینت [[غلبه]] داد، آیا ما در [[خلافت]] بعد از تو سهمی داریم؟ [[پیامبر]] فرمود:[[امر]] [[خلافت]] به دست خداست و هر جا بخواهد، قرار میدهد. در این هنگام بحیرة گفت: آیا ما [[جان]] خود را برای [[دفاع]] از تو بدهیم؛ ولی وقتی [[خداوند]] تو را بر [[دشمنان]] [[غلبه]] داد، [[خلافت]] به غیر ما برسد؟ ما احتیاجی به [[اسلام]] تو نداریمگ.<ref>سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۱۳۲؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۸۴؛ سیره ابن کثیر، ج ۲، ص ۱۵۸.</ref> | ||
*'''بیانی جامع و [[زیبا]] از [[امام رضا]]{{ع}}''' [[امام رضا|حضرت رضا]]{{ع}} درباره [[مقام]] و ویژگیهای [[امام]] را بیاوریم: آنها [که در امر [[امامت]] [[اختلاف]] کردند و [[گمان]] کردند که [[امامت]]، امری انتخابی است [[نادانی]] کردند... مگر [[مردم]]، [[مقام]] و [[منزلت]] [[امامت]] در میان [[امت]] را میدانند تا روا باشد که به [[اختیار]] و [[انتخاب]] ایشان واگذار شود؟ همانا [[امامت]]، قدرتش والاتر و شأنش بزرگتر و منزلتش عالیتر و مکانش رفیعتر و عمیقش ژرفتر از آن است که [[مردم]] با [[عقل]] خود به آن برسند یا با آرای خود، آن را دریابند... همانا [[امامت]]، مقامی است که [[خدای عزوجل]]، بعد از رتبه [[نبوت]] و خُلّت <ref>مقام خلیل اللّهی</ref> در مرتبه سوم به [[حصرت ابراهیم]]{{ع}} اختصاص داد.... [[امامت]]، [[خلافت خدا]] و [[خلافت]] [[رسول خدا]]{{صل}} و [[مقام]] [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[میراث]] [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}} است. به [[راستی]] که [[امامت]]، زمام [[دین]] و مایه [[نظام]] [[مسلمین]] و [[صلاح]] [[دنیا]] و [[عزّت]] [[مؤمنان]] است.... کامل شدن [[نماز]]، [[روزه]]، [[حج]]، [[جهاد]] و... نیز [[حفظ مرزها]] به سبب [[امام]] و [[پذیرفتن]] [[ولایت]] است. [[امام]]، [[حلال]] [[خدا]] را [[حلال]]، و [[حرام]] او را [[حرام]] میکند و مطابق [[حکم]] واقعی [[پروردگار]]، [[حکم]] میکند. و [[حدود الهی]] را به پا میدارد و از [[دین خدا]] [[حمایت]] کرده، با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[نیکو]] و [[دلیل]] رسا به راه [[پروردگار]] [[دعوت]] مینماید. [[امام]] مانند [[خورشید]] طلوع کننده است که نورش عالم را فرا میگیرد و خودش در افق است؛ به گونهای که دستها و دیدگان به او نرسد. [[امام]]، [[ماه]] تابان، چراغ فروزان، [[نور]] درخشان، و [[ستاره]] [[راهنما]] در شدت تاریکیها و در راههای [[شهرها]] و کویرها و در گرداب دریاها و [[نجات دهنده]] از انواع [[فتنهها]] و نادانیها است. [[امام]]، انیسی همراه، [[پدری]] [[مهربان]]، [[برادری]] تنی، مادری [[نیکوکار]] به [[فرزند]] کوچک و [[پناهگاه]] [[بندگان]] در مصیبتهای بزرگ است. [[امام]]، کسی است که از [[گناهان]] [[پاک]] و از [[عیبها]] برکنار است. او به [[دانش]]، مخصوص و به [[خویشتن داری]] و [[حلم]]، نشانه دار است.... [[امام]]، یگانه روزگار خویش است؛ کسی به ساحت او نزدیک نمیشود و هیچ دانشمندی با او برابر نمیگردد. نه کسی جای او را میگیرد و نه برای او مثل و مانندی یافت میشود. پس کیست که بتواند [[امام]] را بشناسد یا [[انتخاب]] [[امام]] برای او ممکن باشد؟ هیهات هیهات!<ref>«هیهات» در عربی برای دور شمردم و بعید دانستن یک کار استفاده میشود.</ref> اینجا خردها گم گشته و [[عقلها]] سرگردان و حیران شده است. اینجا دیدهها بینور، بزرگان کوچک، حکیمان متحیّر... و سخن دانان درماندهاند از اینکه بتوانند یکی از [[شئون]] یا فضیلتهای [[امام]] را توصیف کنند و آنان همگی به عجز و [[ناتوانی]] اعتراف میکنند!....<ref>کافی، ج ۱، کتاب الحجه، باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته، ح ۱، ص ۱۹۸.</ref>»<ref>[[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائریپور|حائریپور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]، ج۱، ص ۳۲ - ۳۸.</ref>. | *'''بیانی جامع و [[زیبا]] از [[امام رضا]]{{ع}}:''' | ||
*[[امام رضا|حضرت رضا]]{{ع}} درباره [[مقام]] و ویژگیهای [[امام]] را بیاوریم: آنها [که در امر [[امامت]] [[اختلاف]] کردند و [[گمان]] کردند که [[امامت]]، امری انتخابی است [[نادانی]] کردند... مگر [[مردم]]، [[مقام]] و [[منزلت]] [[امامت]] در میان [[امت]] را میدانند تا روا باشد که به [[اختیار]] و [[انتخاب]] ایشان واگذار شود؟ همانا [[امامت]]، قدرتش والاتر و شأنش بزرگتر و منزلتش عالیتر و مکانش رفیعتر و عمیقش ژرفتر از آن است که [[مردم]] با [[عقل]] خود به آن برسند یا با آرای خود، آن را دریابند... همانا [[امامت]]، مقامی است که [[خدای عزوجل]]، بعد از رتبه [[نبوت]] و خُلّت <ref>مقام خلیل اللّهی</ref> در مرتبه سوم به [[حصرت ابراهیم]]{{ع}} اختصاص داد.... [[امامت]]، [[خلافت خدا]] و [[خلافت]] [[رسول خدا]]{{صل}} و [[مقام]] [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[میراث]] [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}} است. به [[راستی]] که [[امامت]]، زمام [[دین]] و مایه [[نظام]] [[مسلمین]] و [[صلاح]] [[دنیا]] و [[عزّت]] [[مؤمنان]] است.... کامل شدن [[نماز]]، [[روزه]]، [[حج]]، [[جهاد]] و... نیز [[حفظ مرزها]] به سبب [[امام]] و [[پذیرفتن]] [[ولایت]] است. [[امام]]، [[حلال]] [[خدا]] را [[حلال]]، و [[حرام]] او را [[حرام]] میکند و مطابق [[حکم]] واقعی [[پروردگار]]، [[حکم]] میکند. و [[حدود الهی]] را به پا میدارد و از [[دین خدا]] [[حمایت]] کرده، با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[نیکو]] و [[دلیل]] رسا به راه [[پروردگار]] [[دعوت]] مینماید. [[امام]] مانند [[خورشید]] طلوع کننده است که نورش عالم را فرا میگیرد و خودش در افق است؛ به گونهای که دستها و دیدگان به او نرسد. [[امام]]، [[ماه]] تابان، چراغ فروزان، [[نور]] درخشان، و [[ستاره]] [[راهنما]] در شدت تاریکیها و در راههای [[شهرها]] و کویرها و در گرداب دریاها و [[نجات دهنده]] از انواع [[فتنهها]] و نادانیها است. [[امام]]، انیسی همراه، [[پدری]] [[مهربان]]، [[برادری]] تنی، مادری [[نیکوکار]] به [[فرزند]] کوچک و [[پناهگاه]] [[بندگان]] در مصیبتهای بزرگ است. [[امام]]، کسی است که از [[گناهان]] [[پاک]] و از [[عیبها]] برکنار است. او به [[دانش]]، مخصوص و به [[خویشتن داری]] و [[حلم]]، نشانه دار است.... [[امام]]، یگانه روزگار خویش است؛ کسی به ساحت او نزدیک نمیشود و هیچ دانشمندی با او برابر نمیگردد. نه کسی جای او را میگیرد و نه برای او مثل و مانندی یافت میشود. پس کیست که بتواند [[امام]] را بشناسد یا [[انتخاب]] [[امام]] برای او ممکن باشد؟ هیهات هیهات!<ref>«هیهات» در عربی برای دور شمردم و بعید دانستن یک کار استفاده میشود.</ref> اینجا خردها گم گشته و [[عقلها]] سرگردان و حیران شده است. اینجا دیدهها بینور، بزرگان کوچک، حکیمان متحیّر... و سخن دانان درماندهاند از اینکه بتوانند یکی از [[شئون]] یا فضیلتهای [[امام]] را توصیف کنند و آنان همگی به عجز و [[ناتوانی]] اعتراف میکنند!....<ref>کافی، ج ۱، کتاب الحجه، باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته، ح ۱، ص ۱۹۸.</ref>»<ref>[[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائریپور|حائریپور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]، ج۱، ص ۳۲ - ۳۸.</ref>. | |||
==صفات و [[شروط امامت]]== | ==صفات و [[شروط امامت]]== | ||