تقیه: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - 'شرکت' به 'شرکت')
جز (جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان')
خط ۸: خط ۸:
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[تقیه (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[تقیه (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
'''تقیه''' یکی از [[احکام]] [[قرآنی]] و از [[اعتقادات]] [[شیعه|شیعی]] و آموزه‌های [[روایی]] است و مبنای [[عقلی]] و [[شرعی]] دارد. [[تقیّه]] یعنی نگهداری، پرواکردن، [[عقاید]] خود را [[پنهان]] داشتن جهت [[مصونیت]] از خطر [[دشمنان]]. وقتی یک [[مسلمان]] در میان [[کافران]] و [[مخالفان]] باشد و از سوی آنان بر [[مال]] و [[جان]] خود بیمناک باشد، به‌گونه‌ای سخن می‌گوید و عمل می‌کند که پی به عقیدۀ واقعی او نبرند و گزندی به او نرسانند.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۷۱.</ref>تقیه به معنای [[حفظ]] کردن [[جان]] از تعرّض [[دشمن]] است. گاهی فرد یا افرادی که با [[دشمن]] خود سروکار پیدا می‌کنند، برای آسیب نخوردن، نکاتی را از قبیل [[استتار]]، [[پوشش]]، [[رازداری]]، معرّفی نکردن خود، [[پنهان]] داشتن [[عقیده]] و امکانات و...رعایت می‌کنند. این شیوه [[پنهان]] کاری در مقابل [[دشمن]] "[[تقیّه]]" نام دارد و امری است هم [[شرعی]] و هم [[فطری]] و عقلایی. حتی حیوانات هم برای دور ماندن از چشم صیّادان و [[دشمنان]]، همرنگ محیط زیست می‌شوند تا به [[راحتی]] دیده و شناخته نشوند. در [[قرآن کریم]]، مواردی وجود دارد که [[موحّدان]] در مقابل [[کافران]] مسلّط، برای [[حفظ جان]] خود از [[تقیّه]] استفاده کرده‌اند. مثل تقیه "[[عمّار یاسر]]" در مقابل [[مشرکین]]، پس از آنکه [[پدر]] و مادرش در زیر [[شکنجه]] به [[شهادت]] رسیدند{{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref> «بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref>. *معمولاً نیروهای انقلابی که بر ضدّ یک [[حکومت]] فعالیت می‌کنند، در تشکیلات مخفی خود از این شیوه [[پیروی]] می‌کنند، تا نیروهایشان شناخته نشوند و به دست [[دشمن]] نیفتند. [[امام صادق]]{{ع}} [[پیروان]] خود را [[دستور]] می‌داد که در برابر حکومت‌های [[ظالم]]، [[تقیّه]] کنند تا بی‌جهت کشته نشوند. به همین خاطر در بعضی [[روایات]] از [[تقیّه]] به عنوان "سپر" برای [[مؤمن]] یاد شده است. البته در مواردی هم [[تقیّه]] [[حرام]] است، مثل آنجا که [[اسلام]] در خطر باشد، یا [[خون]] بیگناهی بخواهد ریخته شود.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۵۷.</ref>.
'''تقیه''' یکی از [[احکام]] [[قرآنی]] و از [[اعتقادات]] [[شیعه|شیعی]] و آموزه‌های [[روایی]] است و مبنای [[عقلی]] و [[شرعی]] دارد. [[تقیّه]] یعنی نگهداری، پرواکردن، [[عقاید]] خود را پنهان داشتن جهت [[مصونیت]] از خطر [[دشمنان]]. وقتی یک [[مسلمان]] در میان [[کافران]] و [[مخالفان]] باشد و از سوی آنان بر [[مال]] و [[جان]] خود بیمناک باشد، به‌گونه‌ای سخن می‌گوید و عمل می‌کند که پی به عقیدۀ واقعی او نبرند و گزندی به او نرسانند.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۷۱.</ref>تقیه به معنای [[حفظ]] کردن [[جان]] از تعرّض [[دشمن]] است. گاهی فرد یا افرادی که با [[دشمن]] خود سروکار پیدا می‌کنند، برای آسیب نخوردن، نکاتی را از قبیل [[استتار]]، [[پوشش]]، [[رازداری]]، معرّفی نکردن خود، پنهان داشتن [[عقیده]] و امکانات و...رعایت می‌کنند. این شیوه پنهان کاری در مقابل [[دشمن]] "[[تقیّه]]" نام دارد و امری است هم [[شرعی]] و هم [[فطری]] و عقلایی. حتی حیوانات هم برای دور ماندن از چشم صیّادان و [[دشمنان]]، همرنگ محیط زیست می‌شوند تا به [[راحتی]] دیده و شناخته نشوند. در [[قرآن کریم]]، مواردی وجود دارد که [[موحّدان]] در مقابل [[کافران]] مسلّط، برای [[حفظ جان]] خود از [[تقیّه]] استفاده کرده‌اند. مثل تقیه "[[عمّار یاسر]]" در مقابل [[مشرکین]]، پس از آنکه [[پدر]] و مادرش در زیر [[شکنجه]] به [[شهادت]] رسیدند{{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref> «بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref>. *معمولاً نیروهای انقلابی که بر ضدّ یک [[حکومت]] فعالیت می‌کنند، در تشکیلات مخفی خود از این شیوه [[پیروی]] می‌کنند، تا نیروهایشان شناخته نشوند و به دست [[دشمن]] نیفتند. [[امام صادق]]{{ع}} [[پیروان]] خود را [[دستور]] می‌داد که در برابر حکومت‌های [[ظالم]]، [[تقیّه]] کنند تا بی‌جهت کشته نشوند. به همین خاطر در بعضی [[روایات]] از [[تقیّه]] به عنوان "سپر" برای [[مؤمن]] یاد شده است. البته در مواردی هم [[تقیّه]] [[حرام]] است، مثل آنجا که [[اسلام]] در خطر باشد، یا [[خون]] بیگناهی بخواهد ریخته شود.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۵۷.</ref>.


==مقدمه==
==مقدمه==
* [[امامان]] [[شیعی]] در دورانی [[زندگی]] می‌کردند که هم حاکمانی [[جائر]]، زمام [[حکومت]] را در دست گرفته بودند، و هم فضای عمومی [[جامعه]] به لحاظ [[عقیدتی]] و [[فقهی]] با ایشان موافق نبود. [[اختناق]] [[حاکم]] بر آن دوران، گرچه برای همه [[امامان]] یک‌سان نبود، در اصل وجود آن برای همه ایشان تردیدی نیست. بی‌گمان انتشار [[آشکار]] دیدگاه‌های اصیل [[اسلامی]] و [[شیعی]] در آن دوران، نابودی [[مذهب تشیع]] را در پی داشت؛ از‌این‌رو بود که ایشان هم خود به وقت [[احساس]] خطر تقیه، و از بیان دیدگاه صحیح خودداری می‌کردند و هم [[شیعیان]] را به تقیه سفارش می‌فرمودند؛ تا آنجا که وقتی [[جابر جعفی]] برای کسب [[علم]] نزد [[امام باقر]]{{ع}} آمد و ابراز داشت که از [[اهل کوفه]] است، [[حضرت]] فرمود: "اگر از تو پرسیدند [[اهل]] کجایی، بگو: [[اهل]] [[مدینه]]". [[جابر]] می‌پرسد: آیا [[دروغ]] نیست؟ [[حضرت]] فرمود: "هرکس تا زمانی که در یک [[شهر]] باشد، [[اهل]] همان‌جا محسوب می‌شود".<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۱۹۳؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب{{عم}}، ج۴، ص۲۰۰.</ref> به نظر می‌رسد چون در آن دوران، [[کوفی]] بودن مساوی با [[شیعه]] بودن بود، [[حضرت]] با [[آموزش]] این سخن، به دنبال [[نجات]] [[جان]] [[اصحاب]] خود بودند. ایشان در روایتی صحیح به [[ابن مسکان]] یادآور شدند که نسبت به کسی که به [[امام على]]{{ع}} [[ناسزا]] می‌گوید، [[خشونت]] به [[خرج]] ندهد. آن‌گاه فرمودند: "به [[خدا]] [[سوگند]]، گاهی می‌شود که من صدای کسی را که به على{{ع}} [[ناسزا]] می‌گوید، می‌شنوم و میان من و او تنها یک ستون فاصله است. پس پشت آن ستون [[پنهان]] شده، آن‌گاه که از [[نماز]] فراغت یافتم، بر او [[سلام]] کرده، با او [[مصافحه]] می‌کنم".<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ص۲۵۹ و ۲۶۰.</ref> در موارد متعددی، [[امام]]{{ع}} [[شیعیان]] خود را به حضور در [[نماز]] [[مخالفان]] [[دعوت]] می‌کند؛ چنان‌که (براساس روایتی صحیح) وقتی یکی از [[شیعیان]] در‌این‌باره از ایشان سؤال کرد، [[امام]]{{ع}} به بیان [[ثواب]] چنین نمازی نیز اشاره کردند.<ref>{{متن حدیث|...أَ مَا تَرْضَى أَنْ تُحْسَبَ لَكَ- بِأَرْبَعٍ وَ عِشْرِينَ صَلَاةً}}؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۴۰۷). برای دیدن دیگر روایات، ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۷۹-۳۸۱. شیخ حر عاملی نیز روایات متعددی را زیر عنوان «بَابُ اسْتِحْبَابِ حُضُورِ الْجَمَاعَةِ خَلْفَ مَنْ لَا يُقْتَدَى بِهِ لِلتَّقِيَّةِ وَ الْقِيَامِ فِي الصَّفِّ الْأَوَّلِ مَعَه‏‏» نقل می‌کند (محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۸، ص۲۹۹).</ref>.
* [[امامان]] [[شیعی]] در دورانی [[زندگی]] می‌کردند که هم حاکمانی [[جائر]]، زمام [[حکومت]] را در دست گرفته بودند، و هم فضای عمومی [[جامعه]] به لحاظ [[عقیدتی]] و [[فقهی]] با ایشان موافق نبود. [[اختناق]] [[حاکم]] بر آن دوران، گرچه برای همه [[امامان]] یک‌سان نبود، در اصل وجود آن برای همه ایشان تردیدی نیست. بی‌گمان انتشار [[آشکار]] دیدگاه‌های اصیل [[اسلامی]] و [[شیعی]] در آن دوران، نابودی [[مذهب تشیع]] را در پی داشت؛ از‌این‌رو بود که ایشان هم خود به وقت [[احساس]] خطر تقیه، و از بیان دیدگاه صحیح خودداری می‌کردند و هم [[شیعیان]] را به تقیه سفارش می‌فرمودند؛ تا آنجا که وقتی [[جابر جعفی]] برای کسب [[علم]] نزد [[امام باقر]]{{ع}} آمد و ابراز داشت که از [[اهل کوفه]] است، [[حضرت]] فرمود: "اگر از تو پرسیدند [[اهل]] کجایی، بگو: [[اهل]] [[مدینه]]". [[جابر]] می‌پرسد: آیا [[دروغ]] نیست؟ [[حضرت]] فرمود: "هرکس تا زمانی که در یک [[شهر]] باشد، [[اهل]] همان‌جا محسوب می‌شود".<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۱۹۳؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب{{عم}}، ج۴، ص۲۰۰.</ref> به نظر می‌رسد چون در آن دوران، [[کوفی]] بودن مساوی با [[شیعه]] بودن بود، [[حضرت]] با [[آموزش]] این سخن، به دنبال [[نجات]] [[جان]] [[اصحاب]] خود بودند. ایشان در روایتی صحیح به [[ابن مسکان]] یادآور شدند که نسبت به کسی که به [[امام على]]{{ع}} [[ناسزا]] می‌گوید، [[خشونت]] به [[خرج]] ندهد. آن‌گاه فرمودند: "به [[خدا]] [[سوگند]]، گاهی می‌شود که من صدای کسی را که به على{{ع}} [[ناسزا]] می‌گوید، می‌شنوم و میان من و او تنها یک ستون فاصله است. پس پشت آن ستون پنهان شده، آن‌گاه که از [[نماز]] فراغت یافتم، بر او [[سلام]] کرده، با او [[مصافحه]] می‌کنم".<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ص۲۵۹ و ۲۶۰.</ref> در موارد متعددی، [[امام]]{{ع}} [[شیعیان]] خود را به حضور در [[نماز]] [[مخالفان]] [[دعوت]] می‌کند؛ چنان‌که (براساس روایتی صحیح) وقتی یکی از [[شیعیان]] در‌این‌باره از ایشان سؤال کرد، [[امام]]{{ع}} به بیان [[ثواب]] چنین نمازی نیز اشاره کردند.<ref>{{متن حدیث|...أَ مَا تَرْضَى أَنْ تُحْسَبَ لَكَ- بِأَرْبَعٍ وَ عِشْرِينَ صَلَاةً}}؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۴۰۷). برای دیدن دیگر روایات، ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۷۹-۳۸۱. شیخ حر عاملی نیز روایات متعددی را زیر عنوان «بَابُ اسْتِحْبَابِ حُضُورِ الْجَمَاعَةِ خَلْفَ مَنْ لَا يُقْتَدَى بِهِ لِلتَّقِيَّةِ وَ الْقِيَامِ فِي الصَّفِّ الْأَوَّلِ مَعَه‏‏» نقل می‌کند (محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۸، ص۲۹۹).</ref>.
* [[ابوبصیر]] در روایتی صحیح [[نقل]] می‌کند که عبدالحمید از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[قنوت]] [[نماز جمعه]] سؤال می‌کند. ایشان ابتدا جواب تقیه‌ای می‌دهد، وقتی عبدالحمید [[اصرار]] می‌کند که [[شیعیان]] شما، جز این را می‌گویند، [[امام]] قبول نمی‌کند، اما همین که [[امام]] متوجه می‌شود که دیگران به کار خود مشغول‌اند، [[حکم]] واقعی را بیان می‌کند.<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۱۷.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۹۲.</ref>
* [[ابوبصیر]] در روایتی صحیح [[نقل]] می‌کند که عبدالحمید از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[قنوت]] [[نماز جمعه]] سؤال می‌کند. ایشان ابتدا جواب تقیه‌ای می‌دهد، وقتی عبدالحمید [[اصرار]] می‌کند که [[شیعیان]] شما، جز این را می‌گویند، [[امام]] قبول نمی‌کند، اما همین که [[امام]] متوجه می‌شود که دیگران به کار خود مشغول‌اند، [[حکم]] واقعی را بیان می‌کند.<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۱۷.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۹۲.</ref>
*بر اساس شواهد [[تاریخی]]، [[امام]] ترک‌کنندگان تقیه را نیز [[سرزنش]] می‌کنند؛ چنان‌که [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی معتبر، [[معلی بن خنیس]] را با تأکید فراوان به تقیه سفارش کردند<ref>{{متن حدیث|يَا مُعَلّى‏، اكْتُمْ أَمْرَنَا، وَ لَا تُذِعْهُ، فَإِنَّهُ مَنْ كَتَمَ أَمْرَنَا وَ لَمْ يُذِعْهُ، أَعَزَّهُ اللَّهُ بِهِ فِي الدُّنْيَا، وَ جَعَلَهُ نُوراً بَيْنَ عَيْنَيْهِ فِي الْآخِرَةِ يَقُودُهُ إِلَى الْجَنَّةِ؛ يَا مُعَلّى‏، مَنْ أَذَاعَ أَمْرَنَا وَ لَمْ يَكْتُمْهُ، أَذَلَّهُ اللَّهُ بِهِ فِي الدُّنْيَا، وَ نَزَعَ النُّورَ مِنْ بَيْنِ عَيْنَيْهِ فِي الْآخِرَةِ، وَ جَعَلَهُ ظُلْمَةً تَقُودُهُ إِلَى النَّارِ؛ يَا مُعَلّى‏، إِنَّ التَّقِيَّةَ مِنْ دِينِي وَ دِينِ آبَائِي، وَ لَا دِينَ لِمَنْ لَاتَقِيَّةَ لَهُ، يَا مُعَلّى‏، إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ فِي السِّرِّ، كَمَا يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ فِي الْعَلَانِيَةِ؛ يَا مُعَلّى‏، إِنَّ الْمُذِيعَ لِأَمْرِنَا كَالْجَاحِدِ لَه‏}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۲۳ و ۲۲۴.</ref> با وجود این، معلی سفارش [[امام]] را رعایت نکرده، کشته می‌شود. [[امام]]{{ع}} پس از شنیدن خبر [[قتل]] وی، بیان کردند که [[انتظار]] این خبر را داشتند و [[ضرر]] [[دشمن]]، کمتر از [[ضرر]] [[دوستی]] است که [[اسرار]] را فاش می‌کند.<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۳۸۰. و نیز، ر.ک: احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۵۵.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۹۲.</ref>.
*بر اساس شواهد [[تاریخی]]، [[امام]] ترک‌کنندگان تقیه را نیز [[سرزنش]] می‌کنند؛ چنان‌که [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی معتبر، [[معلی بن خنیس]] را با تأکید فراوان به تقیه سفارش کردند<ref>{{متن حدیث|يَا مُعَلّى‏، اكْتُمْ أَمْرَنَا، وَ لَا تُذِعْهُ، فَإِنَّهُ مَنْ كَتَمَ أَمْرَنَا وَ لَمْ يُذِعْهُ، أَعَزَّهُ اللَّهُ بِهِ فِي الدُّنْيَا، وَ جَعَلَهُ نُوراً بَيْنَ عَيْنَيْهِ فِي الْآخِرَةِ يَقُودُهُ إِلَى الْجَنَّةِ؛ يَا مُعَلّى‏، مَنْ أَذَاعَ أَمْرَنَا وَ لَمْ يَكْتُمْهُ، أَذَلَّهُ اللَّهُ بِهِ فِي الدُّنْيَا، وَ نَزَعَ النُّورَ مِنْ بَيْنِ عَيْنَيْهِ فِي الْآخِرَةِ، وَ جَعَلَهُ ظُلْمَةً تَقُودُهُ إِلَى النَّارِ؛ يَا مُعَلّى‏، إِنَّ التَّقِيَّةَ مِنْ دِينِي وَ دِينِ آبَائِي، وَ لَا دِينَ لِمَنْ لَاتَقِيَّةَ لَهُ، يَا مُعَلّى‏، إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ فِي السِّرِّ، كَمَا يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ فِي الْعَلَانِيَةِ؛ يَا مُعَلّى‏، إِنَّ الْمُذِيعَ لِأَمْرِنَا كَالْجَاحِدِ لَه‏}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۲۳ و ۲۲۴.</ref> با وجود این، معلی سفارش [[امام]] را رعایت نکرده، کشته می‌شود. [[امام]]{{ع}} پس از شنیدن خبر [[قتل]] وی، بیان کردند که [[انتظار]] این خبر را داشتند و [[ضرر]] [[دشمن]]، کمتر از [[ضرر]] [[دوستی]] است که [[اسرار]] را فاش می‌کند.<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۳۸۰. و نیز، ر.ک: احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۵۵.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۹۲.</ref>.

نسخهٔ ‏۲۲ دسامبر ۲۰۲۰، ساعت ۰۱:۳۰

متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
این مدخل از زیرشاخه‌های بحث پاسداری از دین است. "تقیه" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل تقیه (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

تقیه یکی از احکام قرآنی و از اعتقادات شیعی و آموزه‌های روایی است و مبنای عقلی و شرعی دارد. تقیّه یعنی نگهداری، پرواکردن، عقاید خود را پنهان داشتن جهت مصونیت از خطر دشمنان. وقتی یک مسلمان در میان کافران و مخالفان باشد و از سوی آنان بر مال و جان خود بیمناک باشد، به‌گونه‌ای سخن می‌گوید و عمل می‌کند که پی به عقیدۀ واقعی او نبرند و گزندی به او نرسانند.[۱]تقیه به معنای حفظ کردن جان از تعرّض دشمن است. گاهی فرد یا افرادی که با دشمن خود سروکار پیدا می‌کنند، برای آسیب نخوردن، نکاتی را از قبیل استتار، پوشش، رازداری، معرّفی نکردن خود، پنهان داشتن عقیده و امکانات و...رعایت می‌کنند. این شیوه پنهان کاری در مقابل دشمن "تقیّه" نام دارد و امری است هم شرعی و هم فطری و عقلایی. حتی حیوانات هم برای دور ماندن از چشم صیّادان و دشمنان، همرنگ محیط زیست می‌شوند تا به راحتی دیده و شناخته نشوند. در قرآن کریم، مواردی وجود دارد که موحّدان در مقابل کافران مسلّط، برای حفظ جان خود از تقیّه استفاده کرده‌اند. مثل تقیه "عمّار یاسر" در مقابل مشرکین، پس از آنکه پدر و مادرش در زیر شکنجه به شهادت رسیدند﴿مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ[۲]. *معمولاً نیروهای انقلابی که بر ضدّ یک حکومت فعالیت می‌کنند، در تشکیلات مخفی خود از این شیوه پیروی می‌کنند، تا نیروهایشان شناخته نشوند و به دست دشمن نیفتند. امام صادق(ع) پیروان خود را دستور می‌داد که در برابر حکومت‌های ظالم، تقیّه کنند تا بی‌جهت کشته نشوند. به همین خاطر در بعضی روایات از تقیّه به عنوان "سپر" برای مؤمن یاد شده است. البته در مواردی هم تقیّه حرام است، مثل آنجا که اسلام در خطر باشد، یا خون بیگناهی بخواهد ریخته شود.[۳].

مقدمه


پرسش‌های وابسته

منابع

منبع‌شناسی جامع تقیه

پانویس

  1. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۷۱.
  2. «بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.
  3. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۵۷.
  4. محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۱۹۳؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب(ع)، ج۴، ص۲۰۰.
  5. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ص۲۵۹ و ۲۶۰.
  6. «...أَ مَا تَرْضَى أَنْ تُحْسَبَ لَكَ- بِأَرْبَعٍ وَ عِشْرِينَ صَلَاةً»؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۴۰۷). برای دیدن دیگر روایات، ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۳۷۹-۳۸۱. شیخ حر عاملی نیز روایات متعددی را زیر عنوان «بَابُ اسْتِحْبَابِ حُضُورِ الْجَمَاعَةِ خَلْفَ مَنْ لَا يُقْتَدَى بِهِ لِلتَّقِيَّةِ وَ الْقِيَامِ فِي الصَّفِّ الْأَوَّلِ مَعَه‏‏» نقل می‌کند (محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۸، ص۲۹۹).
  7. شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۱۷.
  8. ر. ک. فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت، ص۲۹۲.
  9. «يَا مُعَلّى‏، اكْتُمْ أَمْرَنَا، وَ لَا تُذِعْهُ، فَإِنَّهُ مَنْ كَتَمَ أَمْرَنَا وَ لَمْ يُذِعْهُ، أَعَزَّهُ اللَّهُ بِهِ فِي الدُّنْيَا، وَ جَعَلَهُ نُوراً بَيْنَ عَيْنَيْهِ فِي الْآخِرَةِ يَقُودُهُ إِلَى الْجَنَّةِ؛ يَا مُعَلّى‏، مَنْ أَذَاعَ أَمْرَنَا وَ لَمْ يَكْتُمْهُ، أَذَلَّهُ اللَّهُ بِهِ فِي الدُّنْيَا، وَ نَزَعَ النُّورَ مِنْ بَيْنِ عَيْنَيْهِ فِي الْآخِرَةِ، وَ جَعَلَهُ ظُلْمَةً تَقُودُهُ إِلَى النَّارِ؛ يَا مُعَلّى‏، إِنَّ التَّقِيَّةَ مِنْ دِينِي وَ دِينِ آبَائِي، وَ لَا دِينَ لِمَنْ لَاتَقِيَّةَ لَهُ، يَا مُعَلّى‏، إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ فِي السِّرِّ، كَمَا يُحِبُّ أَنْ يُعْبَدَ فِي الْعَلَانِيَةِ؛ يَا مُعَلّى‏، إِنَّ الْمُذِيعَ لِأَمْرِنَا كَالْجَاحِدِ لَه‏»؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۲۳ و ۲۲۴.
  10. محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۳۸۰. و نیز، ر.ک: احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۵۵.
  11. ر. ک. فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت، ص۲۹۲.
  12. عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الاسناد، ص۱۲۶. گفتنی است علامه مجلسی پس از نقل این نامه می‌نویسد: "ببین شدت تقیه در زمان امام(ع) را؛ به‌گونه‌ای که حضرت مجبور است چنین نامه‌ای را به خاطر مرگ کافری که به روز جزا ایمان ندارد، بنویسد" (محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۳۵).
  13. «صَلَّى حَسَنٌ وَ حُسَيْنٌ وَرَاءَ مَرْوَانَ وَ نَحْنُ نُصَلِّي مَعَهُم‏»؛ على بن جعفر، مسائل على بن جعفر، ص۱۴۴.
  14. برای تفصیل بیشتر در‌این‌باره، ر.ک: محمد جواد واعظی، سیره عملی ائمه معصومین(ع) و اصحاب در برخورد با مخالفین (پایان‌نامه کارشناسی ارشد)، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰، ص۷۳-۱۰۳. برای نگارش این بخش، از منبع اخیر بسیار استفاده شده است.
  15. ر. ک. فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت، ص۲۹۲.
  16. آل عمران، آیه ۲۸
  17. نحل، آیه ۱۰۶
  18. اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹
  19. صحیح الأعتقاد، ص ۱۱۵
  20. «" إِنَّ التَّقِيَّةَ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ، وَ لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا تَقِيَّةَ لَه‏"»؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص ۴۶۸
  21. اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۸ ح ۸
  22. اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۸ ح۵
  23. اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹ ح۱۰
  24. «" التَّقِيَّةُ دِينِي وَ دِينُ آبَائِي‏"»؛ اصول کافی، ج ۲ ص ۲۱۹ ح۱۰
  25. برگرفته از تقیه، امر به معروف و نهی از منکر، طیبی شبستری ص ۴۷
  26. ر. ک: الذریعه، ج ۴ ص ۴۰۳، از جمله: تقیه، امر به معروف و نهی از منکر، سیّد احمد طیبی شبستری، التقیة عند اهل البیت مصطفی قصیر العاملی.
  27. دائرة المعارف تشیّع، ج ۵ ص ۳۸، واقع التقیة عند المذاهب و الفرق الاسلامیه، ثامر هاشم و ترجمۀ آن به نام تقیه از دیدگاه مذاهب و فرقه‌های اسلامی غیرشیعی از محمّد صادق عارف، "جایگاه و نقش تقیه در استنباط"، "نعمت اللّه صفری، تقیه در اسلام" علی تهرانی، "مبانی و جایگاه تقیه در استدلال‌های فقهی" محمّد حسین واثقی راد، "التقیة فی الفکر الاسلامی" مرکز الرساله، "التقیّة، اصولها و تطوّرها" کامل الشیبی.
  28. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۷۱.