آیه اذن واعیة
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ 1 اردیبهشت 1405 توسط کاربر:فرقانی برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
| آیه أُذُنٌ وَاعِيَةٌ | |
|---|---|
| ترجمه آیه | |
| مشخصات آیه | |
| بخشی از | آیهٔ ۱۲ سورهٔ حاقّة قرآن کریم |
| محتوای آیه | |
| شأن نزول آیه | امیرالمؤمنین (ع) |
| مصادیق برای آیه | امیرالمؤمنین (ع) |
| دلالت آیه |
|
مقدمه
آیه اُذُن واعیة، ﴿لِنَجْعَلَهَا لَکُمْ تَذْکِرَةً وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾[۱]، از جمله آیاتی است که بر اساس برخی نصوص روایی صحیح در منابع معتبر فریقین، در شأن امیرالمومنین(ع) نازل شده و بر این اساس بر افضلیت و امامت آن حضرت دلالت دارد.
خداوند سبحان در این آیه، از گوش شنوایی سخن گفته است که تعالیم وحیانی و معارف دینی را با هوشیاری میشنود، به خاطر میسپارد و حفظ میکند. مراد از آن گوش شنوای هوشیار، حضرت امیرالمؤمنین(ع) است. چرا که بر اساس حدیث صحیحی که در منابع معتبر و مقبول فریقین، وارد شده، پیامبر اکرم(ص) از خداوند درخواست کرد که گوش امیرالمؤمنین(ع) را طرف دریافت حقایق وحیانی قرار دهد و خداوند نیز دعای پیامبرش را اجابت فرموده است.
معناشناسی مفردات
معناشناسی ﴿أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾
«أُذُنٌ وَاعِیَةٌ»؛ یعنی گوشهایى که ظرفیت و قابلیت حفظ و نگاهدارى پیامهای الهی را داشته باشد و این صلاحیت و قابلیت، اختصاص به معصوم دارد که سهو و اشتباه و نسیان و جهل و عدم درک در او راه نداشته باشد و گرنه واعیه نیست[۲].
شأن نزول آیه
در بسیاری از کتب معروف اسلامی اعم از تفسیر و حدیث آمده است که پیغمبر گرامی اسلام به هنگام نزول این آیه فرمود: «سَألتُ رَبِّی أَن یَجعَلَها أُذُنُ عَلِیّ»: من از خدا خواستم که گوش علی را از گوشهای شنوا و نگه دارنده حقایق قرار دهد»، و به دنبال آن علی(ع) میفرمود: «مَا سَمِعتُ مِن رسولِ الله(ص) شَیئا قَطُّ فَنَسِیته، اِلاّ وَ حَفِظته»: من هیچ سخنی بعد از آن از رسول خدا(ص) نشنیدم که آن را فراموش کنم، بلکه همیشه آن را به خاطر داشتم».
در غایة المرام شانزده حدیث در این زمینه از طرق شیعه و اهل سنت نقل شده است و محدث بحرانی در تفسیر البرهان از محمد بن عباس نقل میکند که در این باره سی حدیث از طرق عامه و خاصه نقل شده است.[۳] و این فضیلتی است بزرگ برای امیرالمومین(ع) بود و به همین دلیل بعد از او در مشکلاتی که برای جامعه اسلامی در مسائل علمی پیش میآمد موافقان و مخالفان بهآن حضرت پناه برده و حل مشکل را از ایشان مطلب میکردند.[۴].[۵].
شرح و تفسیر
قرآن مجید نه تنها در سوره حاقّه، بلکه در بسیاری از سورههای دیگر، داستان انبیاء و اقوام گذشته را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داده است.
سؤال: چرا قرآن به بیان تاریخ امّتهای گذشته پرداخته و داستان انبیاء پیشین را مطرح کرده است؟ آیا قرآن مجید کتاب تاریخ است؟
پاسخ: قرآن، کتاب انسانسازی است و تاریخ نقش مهمّی در تعلیم و تربیت انسان دارد. خلاصه زندگی انسان، تجربه است و چه بهتر که آدمی از تجربه گذشتگان بهره بگیرد؛ نه این که به قول شاعر دو بار عمر کند، یکی را تجربه بیندوزد و در عمر دوباره از تجربههایش استفاده کند. خداوند متعال در آیه ۱۱۱ سوره یوسف میفرماید: ﴿لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ﴾[۶].
در ابتدای سوره حاقّه نیز اشارهای به داستان انبیاء و امّتهای پیشین شده، که به شرح این آیات به صورت گذرا میپردازیم:
﴿وَجَاءَ فِرْعَوْنُ وَمَنْ قَبْلَهُ وَالْمُؤْتَفِكَاتُ بِالْخَاطِئَةِ﴾[۷]: فرعون و کسانی که قبل از او بودند، یعنی قوم شعیب، عاد، ثمود و دیگران، و نیز اهل شهرهای زیر و رو شده، مرتکب گناهان بزرگ شدند. «مؤتفکات» جمع «مؤتفکه» به معنای شهرهای زیر و رو شده است و اشاره به داستان قوم لوط دارد. هنگامی که عذاب الهی بر قوم سرکش لوط نازل شد، خانههای آنها بر اثر زلزله چنان ویران و نابود شد که گویا آن شهر را زیر و رو کردهاند. و پس از زلزله، بارانی از سنگ بر آن شهر باریدن گرفت و بقایای آن شهر را بهطور کلّی نابود کرد. علّت تمام این عذابها خطاها و گناهان آنها بود، که در آخر آیه به آن اشاره شده است (بالخاطئه).
﴿فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رَابِيَةً﴾[۸]: اقوام پیشین با فرستادگان پروردگارشان به مخالفت برخاستند و خداوند نیز آنها را به عذاب شدیدی گرفتار ساخت. تعبیر به ﴿رَبِّهِمْ﴾ اشاره به این دارد که خداوند با فرستادن رسولان میخواهد مردم را تربیت کند؛ ولی برخی از مردم، که در مسیر گناه قدم برمیدارند، به نافرمانی از دستورات مربّی خویش قیام میکنند. بدین جهت مستحقّ عذاب و مجازات هستند.
﴿إِنَّا لَمَّا طَغَى الْمَاءُ حَمَلْنَاكُمْ فِي الْجَارِيَةِ﴾[۹]: این آیه اشاره به داستان حضرت نوح(ع) دارد. هنگامی که به فرمان خداوند آب به شکل سیلاب از آسمان باریدن گرفت، و از زمین به صورت چشمههای بزرگی فَوَران کرد، بهطوری که در مدّت زمانی کوتاه آب حتّی کوهها را هم فراگرفت، خداوند در این هنگام حضرت نوح و مؤمنین به آیین او را که سوار بر کشتی نوح بودند، از خطر غرق شدن نجات داد.
امّا بتپرستان و مشرکان، حتّی فرزند حضرت نوح که راه شرک و بتپرستی را میپیمود، همگی در آب غرق شدند. آری، آنان که روزی حضرت نوح(ع) را به خاطر ساختن کشتی در فاصله دور از دریا مسخره میکردند و حتّی نسبت جنون به آن پیامبر بزرگ خدا میدادند! به هنگام طوفان و باران گرفتار چنگال عذاب الهی گشتند و به سزای اعمالشان رسیدند.
﴿لِنَجْعَلَهَا لَكُمْ تَذْكِرَةً وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ﴾[۱۰]: بیان داستان اقوام گذشته و انبیاء پیشین در قرآن، صرفاً جنبه تبیین و تشریح تاریخ ندارد، بلکه هدف این است که سرگذشت تلخ آنها موجب تذکّر و بیداری شما گردد و گوشهای شنوا این داستانها را در خود حفظ و نگهداری کنند. «وَعْی» قرار دادن چیزی در قلب است. عربهای عصر ما به اندیشه عمیق «وعی» میگویند. بنابراین ﴿أُذُنٌ وَاعِيَةٌ﴾ به معنای گوشهای شنوایی است که چیزی را در خود نگهداری و حفظ مینماید.
یعنی آن را فراموش نمیکند و به آن عمل میکند، گوشهایی که مشمول آن ضرب المثل، که میگوید «از یک گوش میشنود و از گوش دیگر بیرون میکند» نیست، بلکه با هر دو گوش میشنود و آن را حفظ مینماید. صاحبان ﴿أُذُنٌ وَاعِيَةٌ﴾ گوشی شنوا، چشمی بینا و قلبی دانا دارند.
احادیث مرتبط با آیه
حدیث اول
«عن الصادق(ع) قال: لَمَّا نَزَلَتْ: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾، قَالَ رَسُولُ الله(ص): هِيَ أُذُنُكَ يَا عَلَى.»[۱۱].
«از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: هنگامی که آیه: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾ نازل شد،، پیامبر(ص) فرمود: «ای علی، منظور، گوش تو است».
حدیث دوم
«عن الباقر(ع) انه قال: جَاءَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِلَى عَلَى(ع) وَ هُوَ فِي مَنْزِلِهِ، فَقَالَ(ص): يَا عَلِى، نَزَلَتْ عَلَىَّ اللَّيْلَةَ هَذِهِ الْآيَةُ: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾ وَ إِنِّي سَأَلْتُ رَبِّي أَنْ يَجْعَلَهَا أُذُنُكَ اللَّهُمَّ اجْعَلُهَا أَذُنَ عَلَىّ اللَّهُمَّ اجْعَلُهَا أَذُنَ عَلَىّ. فَفَعَل.»[۱۲].
«امام باقر(ع) نقل میکند که رسول خدا(ص) به منزل على(ع) رفت و فرمود: «ای علی! امشب این آیه بر من نازل شد: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾، و من از خداوند خواستم که آن گوش، گوش تو باشد و عرض کردم: «خداوندا! این گوش را، گوش علی قرار ده»، و خدای عزوجل این کار را تحقق بخشید».
حدیث سوم
«عن النبی(ص) انه قال: لَمَّا نَزَلَتْ: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾، قُلْتَ: اللَّهُمَّ اجْعَلْهَا أَذُنَ عَلىّ(ع)، فَمَا سَمِعَ شَيْئًا بَعْدَهُ إِلَّا حَفِظَهُ.»[۱۳].
«پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: هنگامی که این آیه: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾، نازل شد، گفتم: «خداوندا این گوش را، گوش علی قرار بده. از آن پس علی هر چه را میشنید، حفظ میکرد».
حدیث چهارم
«عَنِ الثعْلَبِي فِي تَفْسِيرِهِ يَرْفَعُهُ بِسَنَدِهِ قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) لِعَلِى(ع): سَأَلْتُ اللَّهَ أَنْ يَجْعَلَهَا أَذْنَكَ يَا عَلَى. قَالَ عَلَىّ(ع): فَمَا نَسِيتُ شَيْئاً بَعْدَ ذَلِكَ وَ مَا كَانَ لِى أَنْ أَنْسَى.»[۱۴].
«ثعلبی در تفسیرش گوید: چون آیه: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾، نازل شد، رسول خدا(ص) به على(ع) فرمود: یا علی، از خدا خواستم این گوش را گوش تو قرار دهد. علی(ع) گوید: از آن پس هرگز چیزی را فراموش نکردهام».
حدیث پنجم
«عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) لَعَلِي بن أبيطالب(ع): يَا عَلَىّ، إِنَّ اللَّهَ أمَرَنِي أَنْ أُدْنِيكَ وَ لَا أُقْصِيَكَ وَ أَنْ أُحِبَّكَ وَأَحِبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَ أَنْ أُعَلِّمَكَ وَتَعِيَ وَ حَقّ عَلَى اللَّهِ أَنْ تَعِيَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): سَأَلْتُ رَبِّي أَنْ يَجْعَلَهَا أَذُنَكَ يَا عَلِیّ. قَالَ عَلَى(ع): فَمُنْذُ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ، مَا سَمِعَتْ أَذُنَاى شَيْئاً مِنَ الْخَيْرِ وَالْعِلْمِ وَالْقُرْآنِ إِلّا وَعَيْتُهُ وَ حَفِظْتُهُ.»[۱۵].
«ابن عباس گوید: پیامبر خدا(ص) به علی بن ابیطالب(ع) فرمود: «یا على، خداوند به من امر کرده که به تو نزدیک شوم و از تو دور نباشم و تو و کسانی را که تو را دوست دارند، دوست داشته باشم و به تو یاد بدهم و تو گوش فرا دهی و شایسته است بر خدا که تو گوش فرا دهی، پس خداوند نازل کرد: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾. پيامبر فرمود: یا علی از پروردگارم خواستم که گوش تو را چنین کند. علی میگفت: از وقتی که این آیه نازل شد، گوش من چیزی را از خیر و علم و قرآن نشنیده مگر اینکه آن را فهمیده و حفظ کردهام».
حدیث ششم
«عَنْ عَلَى بن أبیطَالب(ع) قَالَ: قَالَ: رَسُولُ الله(ص) إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي أَنْ أُدْنِيَكَ وَ لَا أُقْصِيَكَ، وَأُعَلِّمَكَ لِتَعِيَ وَأَنْزَلَتْ عَلَىَّ هَذِهِ الْآيَةً: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾ فَأَنْتَ [الْأَذُنُ] الْوَاعِيَةُ العلمِي يَا عَلىّ وَ أَنَا الْمَدِينَةُ وَأَنْتَ الْبَابِ وَلَا يُؤْتَى الْمَدِينَةُ إِلَّا مِنْ بَابِهَا.»[۱۶].
«امام علی(ع) میفرماید: رسول خدا(ص) فرمود: همانا خداوند به من دستور داده که به تو نزدیک باشم و از تو دور نشوم و تو را یاد بدهم تا بشنوی و این آیه بر من نازل شد: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾. تو يا على، همان گوش شنوای علم من هستی و من شهر هستم و تو دروازهای و نمیتوان به شهر وارد شد مگر از دروازه آن».
حدیث هفتم
«قال أمير المؤمنين(ع): أنا الأذُنُ الْوَاعِيَةُ يَقُولُ اللَّهُ عَزَوَجَلٌ: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ.﴾»[۱۷].
«امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: من همان گوش شنوایی هستم که خداوند عزوجل میفرماید: وَ تَعِيهَا أَذن».
حدیث هشتم
«قال أميرالمؤمنين(ع): وَ اللَّهِ إِنِّي أَنَا الَّذِي أَنْزَلَ اللَّهُ فِيَّ ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾ فَإِنَّا كَنَّا عِنْدَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) فَيُخْبِرَنَا بِالْوَحْيِ فَأَعِيهِ وَ يَفُوتُهُم.»[۱۸].
«امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: به خدا سوگند من کسی هستم که خداوند در مورد من نازل فرمود: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾، چون ما نزد رسول خدا(ص) بودیم که وحی را به ما خبر میداد و من آن را حفظ میکردم و از دست آنها میرفت».
حدیث نهم
«قال الامام الباقر(ع): الْأَذُنُ الْوَاعِيَّةُ، أَذُنُ عَلَىّ(ع).»[۱۹].
«امام باقر(ع) میفرمایند: گوش شنوا، گوش على(ع) است».
حدیث دهم
«عن ابن عباس قال: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾، عَلِى بْن أَبِيطَالب (ع).»[۲۰].
«ابن عباس میگوید: مصداق كامل آيه: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾، على(ع) است».
حدیث یازدهم
«عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِير عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ(ع) فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾، قَالَ: وَعَتْ أَذُنُ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ(ع) مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ»[۲۱].
«عبدالرحمان بن کثیر از امام صادق(ع) درباره این آیه: ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾ نقل کرده است که فرمود: گوش امیرالمؤمنین(ع) آنچه که از جانب خداوند است را درک میکرد؛ اعم از آنچه که هست و آنچه که خواهد بود». [۲۲].
آیه اذن واعیه در منابع اهل سنت
سیوطی در الدرالمنثور، از شش طریق از بریده صحابی معروف، از رسول خدا(ص) نقل میکند که به علی(ع) فرمود: : «خداوند به من امر فرموده که تو را به خود نزدیک سازم و دور نکنم، و تو را تعلیم دهم، و تو نگهداری کنی، و شایسته تو است که چنین باشی، در این هنگام این آیه نازل شد: ﴿وَ تَعِيَهٰا أُذُنٌ وٰاعِيَةٌ﴾[۲۳].
در همان کتاب از ابونعیم اصفهانی در حلیة الاولیاء از علی(ع) نقل میکند که پیامبر(ص) به او این چنین فرمود. (سپس همان مضمون حدیث بریده را ذکر میکند و در پایان آن میافزاید: «تو گوشهای نگهدارنده علم و دانش منی»[۲۴].
و باز در همان کتاب از پنج طریق از مکحول (یکی از خدمتکاران پیامبر(ص) نقل میکند، هنگامی که آیه ﴿وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ﴾ نازل شد، پیامبر(ص) فرمود: «از پروردگارم تقاضا کرده ام که این گوش شنوا و نگهدارنده را گوش علی(ع) قرار دهد»، مکحول میگوید: پس از آن علی(ع) میفرمود: «سخنی از رسول خدا نشنیدم که آن را فراموش کنم»[۲۵] و نیز زمخشری در کشّاف حدیث اخیر را نقل کرده، بیآنکه بر آن ایرادی بگیرد[۲۶].
جمعی دیگر از مفسّران مانند فخر رازی در تفسیر کبیر[۲۷] و آلوسی در روح المعانی[۲۸] و بروسوی در روح البیان[۲۹] و قرطبی در تفسیر جامع[۳۰] همگی ذیل آیه مورد بحث، حدیث اخیر را نقل کردهاند.
طبری نیز در تفسیر خود، این حدیث و بعضی از احادیث دیگر را در این زمینه آورده است[۳۱].
حاکم حسکانی در شواهد التنزیل سیزده حدیث در ذیل این آیه ذکر کرده است که از راویان مختلف نقل شده، و سلسله سند آنها به پیامبر اکرم(ص) منتهی میشود، تعدادی از این احادیث از مکحول خدمت گزار پیامبر، و بعضی از بریده و بعضی از شخص علی بن ابیطالب(ع) و بعضی از جابر بن عبدالله انصاری است، که نمونههای آنها را در ذیل مطالعه میفرمائید.
در حدیثی از ابوالدنیا به نقل از علی(ع) میخوانیم: هنگامی که آیه: ﴿وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ﴾ نازل شد، پیامبر اکرم(ص) به من فرمود: «ای علی! من از خدا تقاضا کردم که مصداق آن را گوش تو قرار دهد (آنچه را میشنوی، حفظ کنی و به کار بندی و منتشر سازی)»[۳۲].
در حدیث دیگری از مکحول میخوانیم هنگامی که پیامبر(ص) آیه: ﴿وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ﴾ را تلاوت فرمود رو به سوی علی(ع) کرد و گفت: «از خدا خواستهام که این گوشهای نگهدارنده را گوشهای تو قرار دهد»[۳۳]، پس از آن علی(ع) میگوید: «بعد از آن هر چه از پیامبر(ص) شنیدم هرگز فراموش نکردم»[۳۴].
در حدیث دیگری از بریده اسلمی مضمون حدیثی را که در آغاز نقل کردیم عیناً آورده است[۳۵] و بالاخره از جابر بن عبدالله انصاری، نقل میکند هنگامی که آیه فوق نازل شد پیامبر از خدا تقاضا کرد که (مصداق اتم آن را) گوشهای علی(ع) قرار دهد و این خواسته پیامبر انجام شد[۳۶].
نویسنده کتاب فضائل الخمسه این حدیث را علاوه بر آنچه گفته شد از کنزالعمال و نورالابصار و مجمع الزوائد الهیثمی، و اسباب النزول واحدی نیشابوری نیز نقل کرده است[۳۷].[۳۸]
دلالت آیه
دلالت بر افضلیت امیرالمومنین(ع)
علّامۀ حلّی در کتاب منهاج الکرامة، مینویسد: در تفسیر ثعلبی [آمده است که] گفت: رسول خدا(ص) فرمود: «ای علی، از خدای عزوجل درخواست کردم که آن [گوش شنوای هوشیار] را گوش تو قرار دهد». از طریق ابونعیم [[[روایت]] شده که] گفت: رسول خدا(ص) فرمود: «ای علی، همانا خدای عزوجل به من امر فرمود که تو را به خود نزدیک سازم و علم بیاموزم تا آن را فرا گرفته و به خاطر بسپاری و این آیه نازل شد ﴿أُذُنٌ واعِیَةٌ﴾، پس تو گوشی هستی برای فراگیری و حفظ علم»[۳۹] این فضیلتی است که برای غیر آن حضرت حاصل نشده است.
به عبارت دیگر بر اساس احادیثی که علامۀ حلّی در تفسیر این آیه از مفسران و محدثان مشهور سنی همچون ثعلبی و ابونعیم روایت کرده است، خداوند تنها گوش حضرت امیرالمؤمنین(ع) را گوش شنوای هوشیاری قرار داده که ظرف علم نبوی باشد و علم را از رسول خدا(ص) فراگیرد و حفظ کند. روشن است که براساس این حدیث، فضیلت برخورداری از گوش شنوا تنها به حضرت امیرالمؤمنین(ع) اختصاص یافته است و هیچ یک از صحابۀ دیگر از چنین جایگاه و فضیلتی برخوردار نشدهاند. در نتیجه، آیۀ شریف بیانگر افضلیت امیرالمؤمنین(ع) از سایر صحابه است.
این حدیث را جمع کثیری از پیشوایان حدیثی و تفسیری اهل سنت در ذیل آیه روایت کردهاند که از میان آنها میتوان مشاهیر زیر را نام برد: بلاذری؛ سعید بن منصور؛ محمّد بن جریر طبریغ ابن منذرغ ابن أبی حاتم؛ ثعلبی؛ ابن مردویه؛ أبو نعیمغ زمخشری؛ ماوردی؛ واحدی؛ رازی؛ قرطبی؛ نیشابوری؛ ابن کثیر؛ أبوحیّان؛ سیوطی؛ ابن عساکر؛ هیثمی و ضیاء مقدسی.[۴۰].
دلالت بر امامت امیرالمومنین(ع)
پس از اثبات افضلیت امیرالمومنین(ع)، به حکم قاعدۀ عقلی لزوم تقدیم شخص فاضل یا افضل بر مفضول یا قبح تقدم مفضول بر فاضل، به روشنی امامت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) قابل اثبات خواهد بود.
به عبارت دیگر با توجه به روایات شأن نزول، حضرت علی(ع) صاحب ﴿أُذُنٌ وَاعِيَةٌ﴾، همراهِ جدانشدنی با قرآن، متخصّصترین فرد در امر قضاوت، عالمترین و آگاهترین مسلمان و فاضلترین صحابه پیامبر است. با توجّه به این مطلب اگر خداوند متعال بخواهد شخصی را برای خلافت و جانشینی پیامبر اسلام(ص) نصب کند، آیا حکمت خداوند اجازه میدهد شخصی غیر از علی منصوب گردد! و اگر این وظیفه بر دوش مردم نهاده شود، آیا صاحبان عقل و خرد و اندیشه، با وجود علی و آن صفات و ویژگیهایش، به سراغ شخص دیگری میروند!
پیشوایان الهی باید بهره کافی و سهم بسیار عظیمی از علم و دانش داشته باشند تا بتوانند رهبری امّت را بر عهده گیرند، و خلق خدا را در امر دین و دنیا هدایت نمایند، و تعلیمات اسلام و قوانین الهی را حفظ کنند و قرآن و سنّت را پاسداری نمایند و با توجه به اینکه امیرالمؤمنین(ع) تنها کسی از امّت است که مطابق روایات فوق که در تفسیر آیه مزبور وارد شده، دارای چنین موقعیت و موهبتی بود به خوبی ثابت میشود که هیچ کس نمیتوانست از او لایقتر و شایستهتر برای احزار مقام امامت و خلافت باشد[۴۱].
پانویس
- ↑ «تا آن را وسیله تذکّری برای شما قرار دهیم و گوشهای شنوا آن را دریابد و بفهمد» سوره حاقه، آیه ۱۲.
- ↑ أطیب البیان، ج ۱۳، ص۱۶۳
- ↑ بحرانی، هاشم بن سلیمان،البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۴۷۰
- ↑ نک: مکارم شیرازی، ناصر،تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۴۴۳؛ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۹۸؛ همو، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱۰، ص۵۱۹؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج۱۹، ص۳۹۴؛ فخر رازی، التفسیرالکبیر، ج۳۰، ص۶۲۴؛ حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۴۰۲.
- ↑ فرهنگ نامه فارسی علوم قرآنی، برگرفته از مقاله«آیه گوش».
- ↑ «به راستی در داستان آنان برای خردمندان پندی (نهفته) است» سوره یوسف، آیه ۱۱۱.
- ↑ «و فرعون و کسان پیش از او و (مردم) شهرهای زیر و زبر شده (قوم لوط) خطا کردند» سوره حاقه، آیه ۹.
- ↑ «با پیامبر پروردگارشان نافرمانی کردند آنگاه (خداوند) آنان را با کیفری بسیار سخت فرو گرفت» سوره حاقه، آیه ۱۰.
- ↑ «ما آنگاه که آب سر برکشید، شما را در کشتی (نوح) سوار کردیم» سوره حاقه، آیه ۱۱.
- ↑ «تا آن را برایتان یادکردی کنیم و گوشهای نیوشنده آن را به گوش گیرند» سوره حاقه، آیه ۱۲.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۴۲۳؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۵، ص۳۲۶ و ص۳۳۰؛ مجموعه ورام، ج۲، ص۲۶۹.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۳۵، ص۳۲۹؛ تأویل الآیات الظاهرة، ص۶۹۰.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۳۵، ص۳۲۷؛ ابن شهر آشوب، المناقب، ج۳، ص۷۸.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۳۵، ص۳۲۸.
- ↑ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۷۷.
- ↑ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۶۳.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۳۵، ص۴۵ و ج۳۳، ص۲۸۲؛ بشارة المصطفی، ص۱۳، صدوق، معانی الاخبار، ج۵۸.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۰، ص۱۳۷؛ تفسیر العیاشی، ج۱، ص۱۴؛ بصائر الدرجات، ص۱۳۵.
- ↑ تاویل الآیات الظاهرة، ص۶۹۰؛ تفسیر الفرات الکوفی، ص۴۹۹؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۰، ص۱۸۹؛ مازندرانی، المناقب، ج۳، ص۷۸.
- ↑ روضة الواعظین، ج۱، ص۱۰۵.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۳۵، ص۳۲۶؛ و ج۴۶، ص۳۰۸؛ دلائل الامامة، ص۱۰۵.
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت(ع)، ج۱۶، ص۵۲۲-۵۲۵.
- ↑ «إِنَّ اَللَّهَ أَمَرَنِي أَنْ أُدْنِيَكَ وَ لاَ أُقْصِيَكَ، وَ أُعَلِّمَكَ لِتَعِيَ وَ أُنْزِلَتْ عَلَيَّ هَذِهِ اَلْآيَةُ:﴿وَ تَعِيَهٰا أُذُنٌ وٰاعِيَةٌ﴾»؛ الدرالمنثور، ج۶، ص۲۶۰.
- ↑ «فَأَنْتَ أُذُنٌ وَاعِيَةٌ لِعِلْمِي»؛ الدرالمنثور، ج۶، ص۲۶۰.
- ↑ الدرالمنثور، ج۶، ص۲۶۰.
- ↑ کشّاف، ج۴، ص۶۰۰.
- ↑ فخر رازی، ج۳۰، ص۱۰۷.
- ↑ روح المعانی، ج۲۹، ص۴۳.
- ↑ روح البیان، ج۱۰، ص۱۳۶.
- ↑ قرطبی، ج۱۰، ص۶۷۴۳.
- ↑ تفسیر جامع طبری، ج۲۹، ص۶۷۴۳.
- ↑ شواهد التنزیل، ج۲، ص۲۷۱.
- ↑ « سَأَلْتُ اَللَّهَ أَنْ يَجْعَلَهَا أُذُنَكَ».
- ↑ شواهد التنزیل، ج۲، ص۲۷۱، ص۲۷۷ (ح ۱۰۱۵).
- ↑ شواهد التنزیل، ج۲، ص۲۷۱، ص۲۸۲ (ح ۱۰۲۲).
- ↑ شواهد التنزیل، ج۲، ص۲۷۱، ص۲۸۰ (ح ۱۰۱۹).
- ↑ فضائل الخمسه، ج۱، ص۳۲۰ و ۳۲۱.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن ج۹، ص۳۳۶.
- ↑ البرهان العشرون قوله تعالی:: ﴿ وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾. فی تفسیر الثعلبی، قال: قال رسول اللّه(ص): سألت اللّه عزّ وجلّ أن یجعلها أذنک یا علیّ. و من طریق أبی نعیم، قال: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یَا عَلِیُّ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِی أَنْ أُدْنِیَکَ وَ أُعَلِّمَکَ لِتَعِیَ وَ أُنْزِلَتْ هَذِهِ اَلْآیَةُ ﴿وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ﴾ فَأَنْتَ اَلْأُذُنُ اَلْوَاعِیَةُ. وهذه الفضیلة لم تحصل لغیره، فیکون هو الإمام}}، منهاج الکرامة، ص۱۳۱-۱۳۲.
- ↑ سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۱۲-۱۱۳.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص۳۹۷ ـ ۴۰۶.