آیه اکمال دین

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از آیه اکمال الدین)

آیه اکمال دین، آیه‌ای است که روز غدیرخم و پس از تعیین امام علی (ع) به عنوان وصی و جانشین پیامبر به امر پروردگار، نازل شد. آیه بیانگر یأس کفار به واسطۀ جانشینی امیرالمؤمنین (ع) و اکمال دین و اتمام نعمت و اثبات کنندۀ امامت و ولایت امیرالمؤمنین (ع) است: Ra bracket.pngالْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَLa bracket.png[۱]

شأن نزول آیه

آیۀ اکمال، بخشی از آیۀ ۳ سورۀ مائده است که به خاطر جمله: Ra bracket.pngالْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْLa bracket.png در آن، به این نام شهرت یافته است. این آیه در روز غدیرخم و پس از ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین (ع) به مردم توسّط پیامبر (ص) نازل شد[۲]؛ چنانکه پیامبر (ص) در باب شأن نزول آیه فرموند: «همانا کمال دین و تمام نعمت و رضای پروردگار به اعلام جانشینی و ولایت علی (ع) توسط من به شما مردم بوده است»[۳]. ایشان بعد از نزول آیه، با این جملات خوشحالی خودشان را ابراز کردند: "اللَّهُ أَکْبَرُ عَلَی إِکْمَالِ الدِّینِ وَ إِتْمَامِ النِّعْمَةِ وَ رِضَی الرَّبِّ بِرِسَالَتِی وَ بِوِلَایَةِ عَلِیٍّ مِنْ بَعْدِی"[۴].

زمان و مکان نزول آیه

شیعیان معتقدند آیۀ اکمال دین در روز هجده ذی الحجه سال دهم هجری در محلی به نام غدیر خم نازل شده است، اما اهل سنت نزول این آیه را در نهم ذی الحجه (روز عرفه) سال ده هجری می‌دانند.

تمامی روایاتی که بیانگر نزول آیه در نهم ذی الحجه است به قولی از عمر ابن خطاب برمی گردد زیرا او تنها کسی بود که در زمان خودش معتقد بود آیه اکمال دین در روز عرفۀ نازل شده است، اما علامه امینی در کتاب الغدیر، ۱۶ نفر از بزرگان اهل سنت، مانند: محمد بن جریر طبری، حاکم نیشابوری، حاکم حسکانی، سبط ابن جوزی، ابن کثیر دمشقی، خطیب بغدادی، ابن عساکر و جلال‌الدین سیوطی یاد می‌کند که در کتاب‌هایشان، نزول آیۀ اکمال را در روز ۱۸ ذی‌الحجه می‌دانند و تمام روایات این عده به چهار نفر از صحابه که مورد تأیید اهل سنت است برمی گردد، صحابه ای مانند: ابوسعید خدری، ابوهریره، زید بن ارقم و جابر بن عبدالله انصاری[۵].

از طرفی مصداق الیوم در آیۀ اکمال هم به هیچ وجه نمی‌تواند روز عرفه باشد، چراکه این روز تناسب زیادی با اکمال دین ندارد، زیرا اگر منظور از اکمال دین در روز عرفه تعلیم مناسک حج و یا بیان تفصیل انواع محرمات گوشتی باشد، در بردارندۀ معنی اکمال دین نیست، چراکه کامل نمودن فرعی از فروع دین (مانند حج و بیان تفصیلی محرمات) نمی‌تواند به معنی اکمال دین باشد. همچنین با توجه به اینکه پس از نزول آیه هنوز پروندۀ تشریع باز بوده و احکام جدیدی از طرف پیامبر بیان می‌‌شد، اعتقاد به کامل شدن دین در روز عرفه منطقی نبوده است، چراکه پس از اکمال دین، بیان تشریع از طرف پیامبر اسلام معنایی ندارد[۶].

در مجموع بررسی احتمالات گوناگون درباره بیانگر آن است که مصداق Ra bracket.pngالْيَوْمَLa bracket.png در آیه فقط می‌تواند روز غدیر خم باشد و اثبات اینکه سایر احتمالات ذکر شده، با سیاق آیه و امر مهمی چون تکمیل کل دین سازش ندارد. با بررسی فضای حاکم بر نزول آیه، روشن می‌شود که پس از واقعه غدیر خم، به تصریح الهی، کفار از ضربه زدن به اسلام مأیوس شدند؛ در حالی که پیش از آن لحظه‌ای از نابود کردن دین توحید مأیوس نبودند. تصور آنان چنین بود که با از بین رفتن محوریت دین، یعنی شخص پیامبر (ص)، می‌توانند نیات خود را عملی سازند؛ لذا منتظر فرصت بودند تا با رحلت رسول خدا (ص)، اسلام را از مسیر خود به گونه‌ای خارج سازند که دیگر با مطامع آنان ناسازگار نباشد. راهکار الهی در ناامید ساختن چنین پروای خامی، تغییر رهبری دینی از جنبه شخصی به جنبه نوعی و ساختارین بود؛ یعنی از شخص رسول الله (ص) به شجره طیبه امامت و ولایت (ع) منتقل گردد. بدین ترتیب، در روز غدیر خم اکمال دین تحقق یافت[۷].

دلالت آیه

قبل از پرداختن به دلالت آیۀ اکمال باید معنی یأس و ناامیدی کافرین از اکمال دین مشخص شود؛ در آیه یأس، به دین ربط داده شده است؛ یعنی کافران از دین مأیوس شده‌اند، نه از مسلمانان. عموم مفسران اهل سنت یأس را مربوط به مسلمانان می‌‌داند در حالی که یأس به تصریح خود آیه مربوط به دین اسلام است، با این وجود باید دید کافرین در دین اسلام چه ضعفی دیدند که نسبت به آن ضعف امیدوار بودند. شواهد تاریخی نشان می‌‌دهد کافرین امیدوار بودند با رحلت رسول خدا (ص) بتوانند دین اسلام را نابود کنند چرا که پیامبر به خاطر نداشتن فرزند پسر جانشینی بعد از خود نداشت و این امر سبب شد کافرینی که لباس نفاق به تن داشتند نسبت به این اتفاق امیدوار و خوشحال باشند.

دلالت بر امامت امام علی (ع)

با ذکر این مقدمه می‌‌توان دریافت دلالت آیه نمی‌تواند چیزی غیر از اثبات امامت و ولایت امیرالمؤمنین (ع) باشد چراکه توصیف آیه از پیام ابلاغی به یأس کفار، اکمال دین و اتمام نعمت با حمل پیام غدیر، اثبات کنندۀ چیزی غیر از امامت و ولایت امیرالمؤمنین (ع) نخواهد بود.

همچنین از آنجا که هر مکتب، هر اندازه اندیشه‌های قوی و الهی داشته باشد، به تنهایی نمی‌تواند خودش را حفظ کند، بلکه باید یک پاسدار حقیقی به نام رهبر در آن جامعه وجود داشته باشد که با معرفت و ایمان والای خود، حافظ و بیان کنندۀ احکام دین باشد و بعد از رسول خدا (ص) در صورتی که حضرت جانشینی بعد از خودش مشخص نکند نه تنها بیان احکان به صورت تام و کامل بیان نمی‌شود، بلکه تمام دین به سمت نابودی پیش خواهد رفت. باید رهبر و امامی وجود داشته باشد که نگذارد جریان دینی به سمت انحطاط و تباهی کشیده شود. در واقع نقش رهبری در دین، مانند نقش ستون فقرات در بدن است که بدون آن، جز پوسته‌ای از دین ظاهر نخواهد شد. بنابراین این صفات عظیمی که در آیه وجود دارد قطعاً بر اساس امر کلیدی و مهمی بنا شده که تنها فرضیۀ موجود در روزهای آخر عمر پیامبر (ص) همان مسئلۀ امامت و ولایت امیرالمؤمنین (ع) بوده است[۸].

این دلالت از نگاه روایات هم تأیید شده است چنانکه رسول خدا (ص) دربارۀ روز غدیر خم فرمود: «غدیر خم برترین عیدهای امّت من است، روزی است که خداوند به من فرمان داد برادرم علی بن ابی طالب را به عنوان علم و نشانه‌ای برای امّتم نصب کنم تا به وسیلۀ او پس از من هدایت شوند و این روزی است که خداوند، دین را در آن کامل ساخت و نعمت را بر امّتم به اتمام رسانید و اسلام را به عنوان دینی برتر برای آنان پسندید»[۹][۱۰]

هشدار به مسلمانان برای حفظ دین

  1. سوره مائده جزء آخرین سوری است که بر پیامبر (ص) نازل شد؛ بنابراین، زمان نزول آیه اکمال، سال‌های آخر عمر پیامبر (ص) بود؛ چنان‌که قوی‌ترین احتمالات ارائه شده از سوی اهل عامه در مصداق Ra bracket.pngالْيَوْمَLa bracket.png نیز، روزهایی مثل عرفه یا اعلام برائت و یا فتح مکه می‌باشد که همگی در سال‌های آخر عمر رسول اکرم (ص) قرار داشت.
  2. قوی‌ترین و صحیح‌ترین احتمال درباره مراد از Ra bracket.pngالْيَوْمَLa bracket.png در آیه روز غدیر است که پیامبر اکرم (ص) و طی آن، با اعلام جانشین خود از سوی پروردگار، دین را از خطر تحریف و انحراف و در نتیجه اضمحلال نجات دادند.
  3. همه امید کفار و منافقین به روزی بود که رهبری اسلام ـ یعنی شخص رسول اکرم (ص) ـ در میان نباشد تا بتوانند با به دست گرفتن زمام امور، بر موج اسلام‌خواهی توده تازه مسلمان و سطحی‌نگر سوار شوند و حرکت اسلامی را به سمتی که با منافع آنان سازگار است هدایت کنند.
  4. یأس و ناامیدی کامل کفار هنگامی محقق می‌شود که رهبریِ دینی از سوی پروردگار از فرد به نوع و مقام ولایت دینی از شخص به وصف منتقل شود؛ بدین ترتیب در ازمنه بعد، کسی نازل‌منزله رسول اکرم (ص) در هدایت امت و حفظ دین از خطر کفار است که متصف به اوصافی خاص باشد. تعیین چنین فردی، اکمال حقیقی دین، به معنای ضمانت بقای آن است.
  5. بدین ترتیب باید گفت که آیه در مقام «تهدید و ارعاب» است و نه فقط ذکر واقع؛ یعنی: «ای مردم، اگر نعمت ولایت را، که اکمال دینتان و اتمام نعمت بر شماست، پاس داشتید، درباره دینتان ترسی از کفار خارجی و داخلی (یعنی منافقین) نداشته باشید و اگر پاسدار آن نباشید، بدانید که نعمت از دست می‌رود و کفار و منافقین بر شما مسلط می‌شوند[۱۱].

الهی بودن نصب امام و حضور دائمی امام در جامعه

با توجه به مطالب مطرح شده و نیز آیه اکمال که در مورد نصب مقام امامت در روز غدیر نازل گردیده است، بیان منطقی برهان را می‌توان به نحو زیر تبیین نمود:

  1. نصب مقام امامت (در روز غدیر) موجب اکمال و اتمام دین است: Ra bracket.pngالْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًاLa bracket.png؛
  2. اکمال و اتمام دین منحصراً از طریق خداوند است؛

در نتیجه: نصب مقام امامت منحصراً از جانب خداوند است.

همچنین با استفاده از نتیجه حاصل از قیاس فوق و نیز ذیل آیه شریفه Ra bracket.pngوَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًاLa bracket.pngمی‌توان با قیاس دیگری گفت: اگر دین مرضی الهی با تولی به ولایت امام حاضر تحصیل می‌گردد، بنابراین همیشه باید مقام امامت در جامعه حضور داشته باشد.

با توجه به ذیل آیه اکمال، مقدمل قضیه ذکر شده ثابت می‌گردد؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که همیشه باید امام منصوب خداوند در جامعه حضور داشته باشد[۱۲].

جستارهای وابسته

پرسش‌های وابسته

منابع

پانویس

  1. «امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.
  2. ر. ک: محمدی، رضا، امام‌شناسی، ص:۳۸-۳۹.
  3. "إِنَ‏ کَمَالَ‏ الدِّینِ‏ وَ تَمَامَ‏ النِّعْمَةِ وَ رِضَی‏ الرَّبِ‏ بِإِرْسَالِی إِلَیْکُمْ بِالْوَلَایَةِ بَعْدِی لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِب‏(ع)‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"؛ بحار الانوار؛ ج۳۷، ص ۱۱۱.
  4. ر. ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۳۰.
  5. ر. ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۱۲۴.
  6. ر. ک: مقامی، مهدی، ولایت و امامت در قرآن، ص:۱۴۶-۱۴۸.
  7. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۴ ص ۳۰۱.
  8. ر. ک: قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص۲۱۳ - ۲۲۲.
  9. "یَوْمُ غَدِیرِ خُمٍّ أَفْضَلُ أَعْیَادِ أُمَّتِی وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَمَرَنِیَ اللَّهُ تَعَالَی ذِکْرُهُ فِیهِ بِنَصْبِ أَخِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَماً لِأُمَّتِی یَهْتَدُونَ بِهِ مِنْ بَعْدِی وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ فِیهِ الدِّینَ وَ أَتَمَّ عَلَی أُمَّتِی فِیهِ النِّعْمَةَ وَ رَضِیَ لَهُمُ الْإِسْلَامَ دِیناً"؛ بحار الانوار، ج ۳۷ ص ۱۰۹.
  10. ر. ک: علوی، مهوش السادات، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص ۷۱ - ۷۲.
  11. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۴ ص۳۲۳.
  12. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۴ ص ۳۴۴.