استقلال اقتصادی در قرآن

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

قرآن در قالب نماز به مسلمان و مؤمن، فلسفه و سبک زندگی قرآنی را ارائه می‌دهد. از آنجا که انسان در دنیا با افکار و عقاید گوناگونی از سوی دوست و دشمن احاطه می‌شود، اگر قدرت تشخیص نداشته باشد در دام افکار پلید، ناروا و نادرست می‌افتد. خداوند به انسان‌ها هشدار می‌دهد که دشمنان به‌ویژه شیاطین جنی و انسی در اطراف انسان طواف می‌کنند تا راهی به درون قلب آدمی بیابند.[۱] برای رهایی از این دسته از دشمنان باید انسان همواره متذکر خداوند باشد تا خداوند به او بصیرت بخشد. با توجه به اینکه دشمنان در کمین انسان هستند تا رخنه و راه نفوذی بیابند، باید انسان همواره هوشیار و بیدار باشد و با استعاذه و پناه بردن به پناهگاه الهی، خود را از تیرهای سمی دشمن در امان نگه دارد.

هر چه فشار دشمن از جایی بیشتر باشد نشان می‌دهد که آن مکان، بستری برای نفوذ است و انسان باید مواظب و مراقب باشد تا از آنجا ضربه نخورد و در دام دشمن نیفتد. البته به میزان فشاری که دشمن بر انسان وارد می‌کند، خداوند فضایی را برای انسان فراهم می‌آورد تا بتواند حملات و ضربات دشمن را دفع کند و اجازه نفوذ و رخنه ندهد. اینکه در شبانه‌روز از انسان خواسته شده تا برخی از جملات و عبارات را به عنوان اصول اعتقادی تکرار کند، برای این است که انسان از این منطقه بیش‌تر در معرض حمله و خطر است. از جمله مناطق خطر و رخنه و نفوذ دشمن، مسئله عبادت و استعانت است. انسان موجودی پرستشگر و ستایشگر است. از این‌رو، دشمن با شناخت کاملی که از انسان دارد و ضعف‌ها و نقاط ضعف را می‌شناسد، از همین پرستشگری وارد می‌شود و خود یا خدایانی را به عنوان معبود معرفی می‌کند. اینجاست که خداوند هرروز به انسان این عقیده را تلقین می‌کند که تنها خداوند را باید بپرستد: ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ؛ فقط تو را می‌پرستیم. انسان در مقام عمل وقتی به دنیا و دارالاسباب می‌نگرد می‌بیند هر چیزی به سببی‌نیاز دارد و بی‌سبب نمی‌توان مسببی را به دست آورد یا ایجاد کرد. این‌گونه است که اسباب، خود دامی برای آدمی می‌شود و انسان به کسانی دل می‌بندد که سبب ناقص هستند یا اصلا سبب نیستند. استعانت و یاری جویی به این اسباب مانند پزشک ودارو و مانند آنها موجب می‌شود تا خدا کنار گذاشته شود و دست استعانت و یاری به این افراد و‌اشخاص دراز کند.

خداوند به انسان هشدار می‌دهد که تنها باید خدا را برای استعانت بخواند و بشناسد و از او استعانت بجوید: ﴿وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ؛ فقط از تو یاری می‌جوییم. این هشدارها از آنجا صادر می‌شود که هر دم انسان در دام کسانی می‌افتد که یا مستقلا کاره‌ای نیستند یا اصلا کاره‌ای نیستند. کسانی را انسان به عنوان خدا می‌گیرد که کدخدا هم نیستند و یا اگر کدخدا هستند، بی‌اذن و اجازه و مشیت و حکمت او کاری را نمی‌تواند انجام دهد. درجامعه امروز ما برخی برای حل مشکلات اقتصادی به جای آنکه به خدا تکیه کنند به کدخدا رو آورده و از او استعانت می‌جویند که البته هیچ مشکلی حل نمی‌شود و روز به روز بر مشکلات افزوده می‌گردد. اقتصاد مقاومتی بر پایه اقتصاد سالم اسلامی تنها راهی است که می‌تواند انسان را رها کند و کشور را از مشکلات اقتصادی و بحران نجات دهد. از نظر قرآن کسانی به کدخدا دل می‌بندند که یا اعتقادی به ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ندارند یا اگر دارند در مقام عزم و عمل سست بنیاد هستند و در مقام عمل تردید دارند.[۲]

خودکفایی و استقلال، آیین مسلمانی

خداوند در آیات قرآنی بر استقلال همه جانبه امت اسلام از جوامع دیگر تأکید می‌‌کند. برخی از آیات به صراحت هر گونه وابستگی به ویژه در حوزه اقتصادی را مردود شمرده و از امت اسلام خواسته تا به گونه ای اقتصاد جامعه را بنیاد گذاشته و استوار سازند که نیازی به بیگانگان وجود نداشته باشد؛ زیرا اقتصاد قوام جامعه است[۳] و همانند ستون میانی چادر و خیمه عمل می‌‌کند. پس اگر اقتصادی خودکفا و مستقل وجود نداشته باشد، جامعه فاقد ستون اصلی و میانی خواهد بود و توان ایستادگی و مقاومت نخواهد داشت. خداوند با تمثلی در آیه ۲۹ سوره فتح وضعیت مسلمانی و جامعه اسلامی را همانند گیاهی دانسته که بر ساق خود استوار است و به جایی تکیه ندارد. خداوند می‌‌فرماید: ﴿مُّحَمَّدٌۭ رَّسُولُ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ أَشِدَّآءُ عَلَى ٱلْكُفَّارِ رُحَمَآءُ بَيْنَهُمْ تَرَىٰهُمْ رُكَّعًۭا سُجَّدًۭا يَبْتَغُونَ فَضْلًۭا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضْوَٰنًۭا سِيمَاهُمْ فِى وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ ٱلسُّجُودِ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِى ٱلتَّوْرَىٰةِ وَمَثَلُهُمْ فِى ٱلْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْـَٔهُۥ فَـَٔازَرَهُۥ فَٱسْتَغْلَظَ فَٱسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِۦ يُعْجِبُ ٱلزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ ٱلْكُفَّارَ وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةًۭ وَأَجْرًا عَظِيمًۢا[۴]

در این آیه خداوند می‌‌فرماید امت اسلام، امتی است که با خودشان مهربان و نسبت به دشمنان سخت گیر هستند. اهل عبادت و بندگی بوده و آثار سجود در پیشانی آنان دیده می‌‌شود. همچنین آنان همانند گیاهی هستند که جوان و محکم روی پای خود ایستاده‌اند و تکیه ای به کسی و چیزی ندارند. در این عبارت آیین مسلمانی توضیح داده شده که شامل امور زیر است: همراهی با پیامبر(ص)، شدت و سخت‌گیری نسبت به کفار، مهربانی نسبت به یک دیگر، اهل رکوع و سجود دایمی و اقامه نماز، جست و جوگر فضل و ثواب خداوندی و رضوان و خشنودی الهی، دارندگان چهره و سیمای اهل عبادت و آثار و نشانه سجده‌های بسیار، مفید چون گیاه، هماره در حال رشد و جوانی، استحکام داخلی، استواری بیرونی، موجب شادمانی خداوند و پیامبر(ص) به عنوان کشاورز و زارع، موجب خشم دشمنان.

در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه آمده است: در آیه شریفه خدای فرزانه در قالب این مثال به وصف پیامبر و ایمان‌آوردگان پرداخته که منظور از کِشت و زراعت وجود گرانمایه پیامبر است و جوانه‌ها یاران فداکار و پراخلاص آن حضرت که بر گرد خورشید وجود او هستند. آنان در آغاز طلوع اسلام ناتوان و بی‌یار و یاور بودند، همان‌گونه که هر نهال و زراعتی در آغاز ضعیف است و آن گاه به تدریج قوت و توان می‌یابد و رشد می‌‌کند، مردم توحیدگرا و با ایمان نیز دست یاری بر دست یکدیگر نهادند و رفته رفته با ایمان و اخلاص و خودسازی و پروا و دانش و بینش و مدیریت درست، به قدرتی شکست‌ناپذیر تبدیل شده و بر کارها تسلط یافتند. علامه طباطبایی نیز می‌‌نویسد: «شطا» ی گیاه، به معنای آن جوانه‌هایی است که از خود گیاه به وجود می‌‌آید و در اطراف ساق و ریشه‌ها و کنارهای آن می‌روید، و کلمه «ایزار» که مصدر«ازره» است، به معنای اعانت و یاری است؛ و کلمه «استغلاظ» به معنای رو به غلظت نهادن و سفت و محکم شدن است؛ و کلمه «سوق» جمع «ساق» است؛ و کلمه «زراع» جمع «زارع» به معنای کشاورز است.

و معنای آیه این است که: مثل مؤمنین مثل زراعت و گیاهی است که از کثرت برکت جوانه‌هایی هم در پیرامون خود رویانده باشد، و آن را کمک کند تا آن نیز قوی و غلیظ شده، مستقلا روی پای خود بایستد، به‌طوری که برزگران از خوبی رشد آن به شگفت درآمده باشند. مفسران تفسیر نمونه نیز می‌‌افزایند: در توصیف دوم که در انجیل آمده نیز پنج وصف عمده برای مؤ منان و یاران محمد(ص) ذکر شده است: جوانه زدن، کمک کردن برای پرورش، محکم شدن، بر پای خود ایستادن، و نمو چشمگیر اعجاب انگیز. در حقیقت اوصافی که در تورات برای آنها ذکر شده اوصافی است که ابعاد وجود آنها را از نظر عواطف و اهداف و اعمال و صورت ظاهر بیان می‌‌کند و اما اوصافی که در انجیل آمده بیانگر حرکت و نمو و رشد آنها در جنبه‌های مختلف است. آری آنها انسان‌هائی هستند با صفات والا که آنی از«حرکت» باز نمی‌ایستند، همواره جوانه می‌‌زنند، و جوانه‌ها پرورش می‌‌یابد و بارور می‌‌شود. همواره اسلام را با گفتار و اعمال خود در جهان نشر می‌‌دهند و روز به روز خیل تازه ای بر جامعه اسلامی می‌‌افزایند.

آری آنها هرگز از پای نمی‌نشینند و دائما رو به جلو حرکت می‌‌کنند، در عین عابد بودن مجاهدند، و در عین جهاد عابدند، ظاهری آراسته، باطنی پیراسته، عواطفی نیرومند، و نیاتی پاک دارند، در برابر دشمنان حق مظهر خشم خدایند، و در برابر دوستان حق نمایانگر لطف و رحمت او. سپس در دنباله آیه می‌‌افزاید: این اوصاف عالی، این نمو و رشد سریع، و این حرکت پربرکت، به همان اندازه که دوستان را به شوق و نشاط می‌‌آورد سبب خشم کفار می‌‌شود.[۵] در این آیه به صراحت با عباراتی چون «فَٱسْتَغْلَظَ فَٱسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِۦ يُعْجِبُ ٱلزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ ٱلْكُفَّارَ» از جامعه اسلامی خواسته شده تا به عنوان آیین مسلمانی به استقلال و خودکفایی برسند. پس از آیین مسلمانی یکی این است که جامعه و امت اسلامی باید خودکفا، مستحکم و مستقل باشد و روی پای خود بایستد و هیچ نیازی به دشمنان نداشته باشد، بلکه باید چنان در حالت سرزندگی و جوانی و کوشش و تلاش و رشد و نمو باشد و از همه جهات مستقل و خودکفا که دشمنان را به خشم آورد و موجبات نومیدی آنان را فراهم آورد؛ به طوری که اگر تحریم کردن نه تنها اندوهگین نشود، بلکه آن را عامل برای افزایش قدرت و رشد و شکوفایی خود بداند و گمان نبرد که با تحریم اقتصادی، اقتصادش فرو می‌‌پاشد و جامعه بی‌ستون قوام بخشی به نام اقتصاد خواهد ماند.

خداوند در آیه ۲۸ خواستار قطع رابطه اقتصادی با دشمنان اسلام و مسلمانان می‌‌شود که از آیین مسلمانی است که با دشمنان قطع ارتباط کنید. سپس به مسلمانان نسبت به تحریم اقتصادی و قطع رابطه با دشمنان دلگرمی می‌‌دهد و می‌‌فرماید که اگر رابطه اقتصادی با دشمنان قطع شود شما ضرر و زیانی نخواهد کرد؛ زیرا خداوند از فضل خویش شما کمک می‌‌کند و مشکلات اقتصادی شما را حل و فصل می‌‌کند؛ چنان که می‌‌فرماید: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّمَا ٱلْمُشْرِكُونَ نَجَسٌۭ فَلَا يَقْرَبُوا۟ ٱلْمَسْجِدَ ٱلْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـٰذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةًۭ فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦٓ إِن شَآءَ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌۭ[۶] این که خداوند در این آیه و آیات دیگر خواستار استقلال همه جانبه به ویژه اقتصادی است، از آن روست که اقتصاد قوام بخش جامعه و ستون آن است؛ و استقلال و خودکفایی به معنای استقلال در زمینه‌های دیگر نیز خواهد بود؛ اما وابستگی اقتصادی موجب می‌‌شود تا جامعه فاقد ستون اصلی باشد و نتواند بر ساق خود استوار و محکم بیایستد و هماره نیازمند تکیه گاهی است که نمی‌توان به آن اعتماد کرد؛ زیرا جز خداوند هیچ کسی تکیه گاه عزت آفرین نیست، بلکه موجب ذلت جامعه و امت می‌‌شود.

این خودکفایی و استقلال اقتصادی است که زمینه و بستر استقلال سیاسی و نظامی را فراهم می‌‌آورد؛ زیرا اگر جامعه اسلامی بخواهد دارای استقلال سیاسی باشد باید از توان نظامی نیز برخوردار باشد و وابستگی به دیگران نداشته و یا اجازه ندهد تا دیگران بر آنان سلطه یافته و چیره گردند. این‌گونه است که اگر بخواهیم به مفاد آیه ۶۰ سوره انفال عمل کنیم و در حد استطاعت از نفرات و تجهیزات جنگی و دفاعی برخوردار باشیم باید استقلال اقتصادی داشته و بتوانیم همه قوت و توان نظامی را از این راه به دست آوریم. پس از آن جایی که استقلال سیاسی و نظامی در گرو و مرهون استقلال اقتصادی است، لازم است تا به عنوان امت اسلام و یک هویت مستقل در عرصه جامعه جهانی و در میان امت‌های دیگر، از استقلال اقتصادی برخوردار بوده و از هر گونه وابستگی اقتصادی رهایی یافته و بر پا و ساق خود استوار بوده و تکیه و اعتمادی به دیگران نداشته باشیم؛ چراکه خداوند در آیه ۵ سوره نساء و به صراحت و روشنی کامل در آیه ۲۸ سوره توبه بیان می‌‌کند که وابستگی اقتصادی مهم‌ترین عامل وابستگی جامعه به بیگانگان خواهد بود؛ از همین روست که در توصیف مسلمانی و آیین آن در آیه ۲۹ سوره فتح می‌‌فرماید که خودکفایی و استقلال و اعتماد بر خود و برپای خود ایستادن، از آیین مسلمانی است.[۷]

راه‌های دست یابی به خودکفایی

اگر بخواهیم به خودکفایی و استقلال اقتصادی برسیم باید اصول و قواعدی را مراعات کنیم. در این جا به برخی از مهم‌ترین اصول و راه‌های دست یابی به استقلال و خودکفایی اقتصادی اشاره می‌‌شود:

  1. کار: شکی نیست که اصل اولی در تولید اقتصادی کار است. از این روست که در آیات قرآنی بر این اصل اساسی و مهم تأکید شده است.[۸]انسان در زندگی دنیوی هر آن چه بکارد در آخرت درو می‌‌کند؛ از همین روست که باید عامل خود باشد تا بهشتی غنی و آخرتی سعادتمند داشته باشد. اصولا انسان در زمین آمده تا با کار در آن بتواند خود و جهان را بسازد و آخرت خویش را تأمین نماید.[۹] از آیات قرآنی به دست می‌‌آید که امت اسلام اگر بخواهد به امر خودکفایی و استقلال واقعی دست یابد، باید مجاهدت و تلاش کند و تنها به کار عادی بسنده نکند.
  2. توزیع درست منابع و ثروت: البته کار نیازمند منابع و ثروت است که آن نیز به وفور در زمین به اشکال گوناگون وجود دارد. آب و خاک و هوا و معادن و کانی‌ها و مانند آنها همه از منابع ثروت و اقتصاد است که اگر به درستی توزیع و در اختیار همگان قرار گیرد، اقتصاد جامعه شکل مناسب به خود می‌‌گیرد و امکان توسعه و پیشرفت اقتصادی و همه جانبه برای جامعه فراهم می‌‌آید. خداوند در آیات قرآنی یکی از اصول اساسی اسلام و مسلمانی را توزیع عادلانه ثروت دانسته و بر توزیع و گردش سالم اقتصاد در همه حوزه‌ها از جمله منابع و ثروت ملی تأکید کرده است. از جمله مهم‌ترین ایه در این زمینه می‌‌توان به آیه ۷ سوره حشر اشاره کرد.
  3. اعتدال در مصرف: شاید یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر در استقلال و خودکفایی اقتصادی طریق درست مصرف کردن است؛ زیرا در هر نقطه ای از جغرافیای زمین زندگی کنیم، نیازهای انسانی در حد مورد نیاز فراهم است؛ اما به علت اسراف و تبذیر یعنی افراط در مصرف و بدتر از آن ریخت و پاش و استفاده نادرست و دور ریز محصولات و فراورده‌های اقتصادی، خود و جامعه را گرفتار مشکل اقتصادی می‌‌کنیم. از همین روست که در آیات قرآنی از هر گونه اسراف حتی در نوشیدن نوشیدنی‌هایی چون آب تأکید شده[۱۰] و از تبذیر و ریخت و پاش نهی شده است.[۱۱]
  4. قناعت: البته می‌‌توان از اصل پیشین این معنا را نیز به دست آورد؛ اما از آن جایی که قناعت به معنای بسنده کردن به آن چه در اختیار است، می‌‌توان گفت که این نیز یک اصل مهم در آیین مسلمانی است در حوزه رفتار اقتصادی است. این که انسان به آن چه دارد قناعت کند و با تعفف و عفت‌مداری و عزت محوری اجازه ندهد تا برای وضعیت بهتر دست به سوی دیگران دراز کند. به قول حضرت سلمان فارسی علیه الرحمه، اگر به همان غذای موجود قناعت می‌‌شد، آفتابه به گرو نمی‌رفت. بسیاری از مشکلات اقتصادی که در خانوارها پدید می‌‌آید به سبب عدم توجه به این اصل مهم اقتصادی است؛ زیرا کسی که اهل قناعت باشد و به داشته‌های اندک خود بسنده کند دیگر هرگز دست ذلت و خواری به سوی دیگری دراز نمی‌کند و زیر بار قرض و وام و ربا و مانند آن نخواهد رفت.
  5. عدالت و اجتناب از بی‌عدالتی و ظلم اقتصادی: از دیگر مواردی که مانع جدی در برابر اقتصاد مقاومتی و خودکفایی و استقلال اقتصادی است، کم‌فروشی، گران فروشی، اختلاس، ویژه‌خواری و رانت‌خواری و مانند آن هاست که همه به عنوان ظلم اقتصادی و بی‌عدالتی اقتصادی مطرح است. آیات بسیاری از قرآن به این مسأله پرداخته است؛ زیرا جوامعی چون جامعه شعیب به سبب همین ظلم اقتصادی فروپاشیده و دچار مصیبت نابودی و هلاکت جمعی شده است.[۱۲]
  6. اجتناب از اقتصاد ربوی و مانند آن: از آیین مسلمانی در حوزه اقتصادی اجتناب از هر گونه روش‌ها و راه‌هایی است که به ظاهر اقتصادی است ولی در عمل و بلند مدت ضد اقتصادی خواهد بود و آثار و تبعات آن به جای رشد و بهره وری اقتصادی و پیشرفت و توسعه و تولید و کار، موجب بی‌کاری و دامن زدن به اقتصاد انگلی و وابسته و بیمار می‌‌شود. اقتصاد ربوی از جمله اقتصادهایی است که به عنوان اقتصاد بیمار و فاقد توان ایستادگی و مقاومت بر پای خود و عامل فروپاشی جامعه معرفی شده و به عنوان جنگ با خود بیان شده است.[۱۳]
  7. استفاده از تولید داخلی: از آیه ۲۸ سوره توبه این اصل استفاده می‌‌شود که یکی از راه‌های رسیدن به خودکفایی، عدم وابستگی اقتصادی به بیگانگان و تکیه بر محصولات داخلی است. خداوند می‌‌فرماید که اگر جامعه اسلامی از وابستگی اقتصادی به بیگانگان به ویژه دشمنان رها شود و به تولیدات و محصولات داخلی تکیه کند، خداوند به فضل خویش جامعه اسلامی را به حدی از خودکفایی و استقلال اقتصادی می‌‌رساند که هیچ نیازی به بیگانه و تولیدات بیگانگان نداشته باشد و سربار دیگران نشود.
  8. مدیریت عالمانه و متعهدانه: از دیگر عوامل مؤثر در صحنه اقتصادی، مدیریت عالمانه و متعهدانه است. خداوند در آیات ۵۴ و ۵۵ سوره یوسف به این امر در مدیریت اقتصادی به ویژه برای عبور از بحران توجه می‌‌دهد. از آیه ۲۶ سوره قصص نیز این معنا قابل استنباط است. تعهد بی‌تخصص و تخصص به تعهد نمی‌تواند مفید باشد. بنابراین در راس امور اقتصادی کسانی باید قرار گیرند که دارای چنین جامعیتی باشند؛ زیرا متخصص بی‌تعهد سرمایه ملی را تباه کرده و با اختلاس و ویژه‌خواری و مانند آن از مسیر عدالت خارج می‌‌شود و عالمانه به اقتصاد جامعه ضربه می‌‌زند، همچنین متعهد غیر متخصص نیز جاهلانه با برخی از تصمیم گیری‌های نادرست خود اقتصاد را فرو می‌‌پاشاند.

آن چه بیان شد تنها برخی از اصول و آیین مسلمانی در حوزه عمل و کار اقتصادی است. به هر حال، اگر به آیین مسلمانی عمل کنیم باید اقتصادی را ایجاد کنیم که بر پای خودش بیایستد و هماره چون گیاهی با طراوت و جوان و در حال رشد و نمو باشد. چنین شرایطی تنها با فضل الهی و توجه به اصول و قواعدی شدنی است که در آیات قرآنی به عنوان اصول و آیین مسلمانی مطرح و بیان شده است.[۱۴]

ارایه نمونه ایرانی اسلام در جهان معاصر

شاید برخی از تعابیر چون اسلام شیعی یا اسلام ایرانی یا مکتب ایرانی به سبب سوء برداشت‌ها نوعی بیزاری و تنفر را در شخص بر انگیزد. تأکید بر ملی‌گرایی و تعابیر چون تولید ملی، حمایت از کار ایرانی یا سرمایه ایرانی در حالی که آن چه از سوی رهبران اسلام در امروز و دیروز بیان شده است امت اسلام و تفکر جهانی است، شاید چنین حالتی را موجب شود. شاید برای برخی تأکید بر عناصری چون کشور، ملی، ملت، ایران و مانند آن به معنای عدول از طرح‌ها و الگوهای اسلامی در نظام سیاسی باشد؛ زیرا اسلام به دور از مرزها و محدودیت‌های قومی وملی خواهان ایجاد امت مبتنی بر وحدت هدف و روش و سبک زندگی است. به نظر می‌‌رسد که نوعی تناقض و یا تناقض نمایی در تعابیری چون اسلام ایرانی و یا اسلام شیعی یا تولید ملی و سرمایه ایرانی وجود داشته باشد. این در حالی است که امام خمینی[۱۵] به عنوان نظریه پرداز الگوی امروزی نظام سیاسی اسلام، به شدت با عناصر ملی‌گرایی مخالفت می‌‌کرد و گاه ملی‌گرایی را علیه اسلام‌گرایی می‌‌یافت. اما باید توجه داشت که این نوع تعابیر که از سوی امام خامنه‌ای و برخی از رهبران فکری نظام اسلامی در ایران مطرح می‌‌شود به معنای ملی‌سازی اسلام و ایرانی کردن نیست؛ چنان که تعبیری چون اسلام شیعی به معنای شیعی کردن اسلام نیست؛ بلکه به این معناست که برداشت‌هایی چندی درباره اسلام ارایه و به شکل مکتب تدوین و تبیین شده است که اسلام سنی در برابر اسلام شیعی دو رویکرد متفاوت از برداشت هاست.

پیامبر گرامیالگو:ص وقتی در مدینه با عناصر عربی، نخستین دولت اسلامی را ایجاد کرد، به این معنا نبوده است که عنصر عربیت و قومیت عربی، مولفه اصلی اسلامیت دولت اوست، بلکه به این معنا بود که عناصر قومی عربی، در ایجاد این طرح نخستین با او همکاری کردند و مدینه به عنوان ام القری اسلام مطرح و حفظ و دفاع از آن واجب شد. در جهان معاصر، امام خمینی[۱۶] نظام اسلامی واندیشه سیاسی اسلام را به شکل امروز در چارچوب نظام ولایت فقیه ارایه می‌‌کند و نخستین مردمی که به حمایت از این طرح و نظریه اقدام می‌‌کنند ملت مسلمان ایران بودند. البته همان‌گونه که در مدینه النبی و دولت مدنی پیامبرالگو:ص در عصر نخست اسلامی، اقوام غیر عربی چون ایرانی و رومی و حبشی و مانند آن حضور داشتند، در مدینه امام خمینی در ایران اسلامی، نیز اقوامی دیگر از عرب عراقی و لبنانی و اقوام افغانی و پاکستانی و هندی حضور قوی و مؤثری داشتند. هر چند که اکثریت را ایرانیان با قومیت‌های چند گانه تشکیل می‌‌دهند، ولی هر گز این بدان معنا نیست که اسلام یک الگوی جهانی برای همه اقوام نیست، بلکه بدان معناست که نخستین اقدام عینی برای تحقق نظام سیاسی اسلام از سوی ایران پذیرفته و انجام شده است.

بنابراین، هنگامی که از مکتب ایرانی اسلام یا اسلام ایرانی یا عناوین از این دست چون تولید ملی و سرمایه ایرانی سخن به میان می‌‌آید، به معنای حفاظت بر ام القری اسلام است که در این جغرافیا شکل گرفته است. این تأکید بر عناصری چون ایران همانند تأکید خداوند در قرآن و پیامبرالگو:ص در روایات متعدد بر یثرب و مدینه است؛ زیرا مدینه نماد عینی دولت اسلام است و تأکید بر دولت ایرانی همانند تأکید بر دولت مدنی پیامبرالگو:ص است. همچنین حفاظت و حمایت از مرزهای جغرافیایی ایران و ملت ایران به معنا حمایت و حفاظت از مرزهای مدینه النبی و امت اسلامی بود که در شکل ملت عربی در مدینه گرد آمده بودند. پس هیچ گونه تناقص یا تناقض نمایی در تعابیری چون مکتب ایرانی اسلام، اسلام شیعی، تولید ملی و سرمایه ایرانی نیست؛ زیرا معنا و حقیقت مفهومی آنکه مراد گویندگان و کاربران آن است، همان امت اسلام است که در محدوده جغرافیایی ایران شکل گرفته است و نخستین دولت اسلامی را براساس نظام ولایی قرآن و اسلام در ایران ایجاد کردند و نخستین تجربه امروزی از دولت ولایی اسلام را ارایه نمودند.

رهبری دولت و نظام اسلامی حضرت امام خامنه‌ای [۱۷] هم چون پیامبرالگو:ص تلاش می‌‌کند تا در مرزهای جغرافیایی مدینه النبی امروز یعنی ایران اسلامی، دولت مقتدر اسلامی را ایجاد و به عنوان نمونه عینی از دولت اسلامی را به جهانیان معرفی نماید. از این روست که با ارایه شعارها و طرح‌ها ونظریه‌هایی می‌‌کوشد تا الگوی تمدنی و فرهنگی اسلام را به جهانیان ارایه دهد و همگان از مستعضفان و عدالت خواهان را به سوی دولت اسلامی دعوت کند و جهانیان را با ارایه کتاب قانون اسلام، قدرت و اقتدار نظام اسلامی و روشنگری از حق و حقوق خود، وادار به قیام علیه مستکبران و ستمگران کند و مأموریت پیامبران را به اتمام رساند و امکان قیام توده‌های عدالت خواه را علیه ظالمان فراهم آورد.[۱۸].[۱۹]

نقش تولید ملی در استقلال ملی

آن چه نظام اسلامی در محدوده جغرافیایی امروز ایران اسلامی به عنوان ام القری امروز جهان و مدینه النبی معاصر، نیاز دارد، ارایه الگوی عینی از سبک زندگی اسلام است. جامعه و دولت اسلامی می‌‌بایست دولت و جامعه‌ای را ایجاد کند که عناصر مهم خوشبختی وسعادت در آن فراهم آید. بنابراین آسایش و آرامش می‌‌بایست در ایران اسلامی به گونه‌ای فراهم آید که به عنوان بهشت زمینی مطلوب همگان باشد؛ زیرا همه انسان‌ها و جوامع انسانی بر آن هستند که سعادت و خوشبختی را در چارچوب آسایش و آرامش برای ملت و جامعه خود فراهم کنند. اگر جامعه اسلامی و نظام اسلامی نتواند عناصر خوشبختی وبهشت زمینی را تحقق بخشد، نمی‌تواند مدعی نمونه و الگوی جهانی برای دیگر جوامع بشری باشد. از این روست تمام تلاش رهبران جامعه اسلامی این است که این دو مولفه را در ایران اسلامی به عنوان ام القری و مدینه النبی امروزی ایجاد کنند تا انگیزه‌ای برای جوامع دیگر بشری شود.

دولت اسلامی تلاش دارد تا سبک زندگی خاص خود را که برگرفته از آموزه‌های قرآنی است به نمایش گذارد و آن را برتر و عالی‌تر از سبک‌های دیگر زندگی چون سبک اروپایی و یا سبک آمریکایی یا چینی و ژاپنی و مانند نشان دهد. البته در برابر تلاش‌هایی که دولت اسلامی انجام می‌‌دهد گفتمان‌های رقیب دیگر در کنار دشمنان سوگند خورده اسلام و ایران اسلامی بر آن هستند تا گفتمان اسلامی موجود در ایران اسلامی را ناکام کنند و به شکست بیانجامد و نتواند الگویی برای دیگر ملت‌ها و کشورها قرار گیرد. بنابراین، دشمن درونی و بیرونی اجازه نمی‌دهد تا به سادگی گفتمان اسلامی و سبک زندگی اسلام ایرانی به موفقیت و کامیابی برسد و الگویی برای دیگران شود.

از آن جایی که امنیت و آرامش و رفاه و آسایش دو مولفه اصلی خوشبختی است، تمامی تلاش بر آن است تا این دو مهم در ایران اسلامی تحقق نیابد و مردم رنگ آرامش و آسایش را نبینند. جنگ‌های تحمیلی و ترورها و تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی در راستای ناکامی دولت اسلامی در این عرصه‌ها ایجاد و پیگیری شده است. از آن جایی که دشمن در ایجاد ناامنی و فقدان امنیت و آرامش در ایران ناکام شده‌اند، اکنون تلاش می‌‌کنند تا با فشارهای اقتصادی و تحریم در این زمینه‌ها آسایش و رفاه را از جامعه ایرانی حذف کنند یا کاهش دهند تا شکست در این عرصه را به عنوان ناکامی گفتمان اسلامی به جهانیان معرفی کنند و مردم را از الگوبرداری از ایران اسلامی باز دارند. از آن جایی که تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی می‌‌تواند این نقشه دشمنان را ناکام گذارد، حمایت از تولید ملی به عنوان یک شعار اصلی و مهم در عرصه الگوسازی مطرح شده است؛ زیرا تولید ملی ضامن استقلال و عزت ایران اسلامی خواهد بود و اجازه می‌‌دهد تا ایران اسلامی الگوی برتر خود را به جهانیان معرفی کند.

نقش و ارزش کار در تولید آسایش و رفاه

واژه کار در فرهنگ و ادبیات فارسی به معنای هر آن چیزی است که از شخص صادر گردد و شخص خود را بدان مشغول سازد.[۲۰] اما در اصطلاح کار معنا و مفهوم خاصی دارد؛ زیرا کار تنها به فعالیتی گفته می‌‌شود که به وسيله آن انسان‌ها از طبيعت بهره مى گيرند و بدين سان بقاى خود را تأمين مى كنند.[۲۱]

در حقیقت کار، فعالیتی است که انسان برای بهره‌مندی از طبیعت انجام می‌‌دهد و با آن تغذیه و آسایش و رفاه خود را تأمین و تضمین می‌‌کند و زمینه بقای خود را فراهم می‌‌آورد؛ زیرا بقای انسان در جهان مادی بستگی به تأمین اموری دارد که جز به کار تحقق نمی‌یابد؛ هر چند که در برخی از مناطق یا فصول سال، همه وسایل آسایشی و اقتصادی فراهم است ولی تأمین و تضمین آن در همه اماکن و ازمنه نیازمند کار است. اگر میوه‌ای است نیازمند گردآوری و چیدن است و اگر ماهی است نیازمند صید و شکار است و یا اگر جایی بارانی یا آفتابی است نیازمند سرپناهی است و اگر جانوری درنده وجود دارد، نیازمند کاری است تا خود را از آن حفظ کند. بنابراین، انسان همواره می‌‌بایست کار کند تا از طبیعت بهره مند شود و بقای خود را تأمین و تضیمن کند. خداوند در آیاتی چند بهره‌مندی از فضل الهی و برخورداری از نعمت‌ها را کار معرفی کرده و كار را ارزشمند و راهى براى تحصيل فضل خدا دانسته است.[۲۲]

از آن جایی که بهره‌مندی از آسایش و برخورداری از نعمت‌های الهی در زمین و دنیا، مبتنی و متکی بر کار است، خداوند در آیاتی چند از جمله آیات پیش گفته، مردمان را به کار و تلاش و کسب و تولید تشویق و ترغیب کرده است. اصولا خداوند در آیه ۶۱ سوره هود بیان می‌‌کند که یکی از اهداف آفرینش انسان و انتخاب وی به عنوان خلیفه الهی در زمین، آبادانی و استعمار زمین است که این جز به کار و تلاش امکان پذیر نیست. در حقیقت انسان تا زمانی که به عنوان خلیفه خداوندی در زمین و در دنیا بسر می‌‌برد، مأموریت دارد تا کار کند و با کار و تلاش خود می‌‌بایست به تغییر و تحول در زمین اقدام کند و تغییرات مطلوبی را در زمین پدید آورد و فرصت بهره‌مندی بیش‌تر از مواهب زمینی را برای خود فراهم آورد و با تغییرات مثبت و مطلوب در زمین و منابع و موجودات آن، کمال را برای آنان رقم زند. از جمله این تغییرات مطلوبی که انسان در موجودات و گیاهان و جانوران یا حتی جمادات ایجاد می‌‌کند، تغییرات ژنیتکی است که موجب افزایش بهره وری از آنان می‌‌شود. بهره‌مندی از انرژی هسته برای مبارزه با آفات گیاهان و جانوران و افزایش رشد و کمال یابی آنان، تنها در سایه سار کار شدنی است. همچنین بهره‌مندی از فنآوری‌های نوین چون فن‌آوری نانو، مهندسی ژنیتیک و سلول‌های بنیادین در درمان و تأمین قطعات یدکی انسان و گیاهان و جانوران،‌همه تغییرات مثبتی است که به وسیله کار و خلاقیت انسانی در مقام خلافت الهی صورت می‌‌گیرد. اصولا انسان با کار است که مقام خلافت الهی خود را تثبیت می‌‌کند؛ زیرا هرگونه تغییرات و استعمار و آبادانی در زمین به عنوان عمل به مأموریت و وظیفه الهی خلافت الهی، نیازمند کار است. این جاست که ارزش کار در اسلام و قرآن به خوبی بیان شده است؛ زیرا ارزش کار انسانی این است که در مقام خلافت الهی وارد می‌‌شود و تغییرات مثبتی که خداوند می‌‌خواهد در زمین انجام گیرد، به وسیله دستان کارگران خلاق انجام می‌‌گیرد.

بر اساس آن چه بیان شده همچنین دانسته شد که دامنه کار و فعالیت انسانی بسیار گسترده است و انسان در مقام عامل و کارگر خداوند در زمین، مأموریت دارد تا هرگونه تغییرات مثبتی را در زمین موجب شود تا ضمن کمال رسانی آن موجودات از جمادات و گیاهان و جانوران، خود نیز از آنها به خوبی بهره گرفته و موجبات کمال خود را در مقام خلافت ربوبی الهی فراهم کند. کارهای انسان از آجر پزی و تغییر شکل در خاک گرفته[۲۳] تا استخراج فلزات و تغییر و تبدیل آن[۲۴]، تا سد‌سازی و مهار آب‌های سطحی[۲۵]، نجاری[۲۶]، حجاری و سنگتراشی[۲۷]، کشتی سازی[۲۸] و تغییرات در گیاهان و جانوران و خلق موجودات جدید مانند قاطر یا همان استر و به عربی بغل و بغال[۲۹] از جمله وظایف و مأموریت‌هایی است که انسان به عنوان خلیفه الهی در مقام استعمار الارض و آبادانی آن می‌‌بایست انجام دهد. انسان‌ها افزون بر این که توانایی کار را دارا می‌‌باشند و از این موهبت می‌‌توانند به خوبی بهره مند شوند[۳۰] از این توانایی برخوردار می‌‌باشند که دیگر موجودات را به کار بگیرند و به خدمت خود در آورند و حتی جنیان که دارای اراده و اختیار هستند به کار آورند و به خدمت خود بگیرند.[۳۱]

انسان‌ها با کار و تلاش خود و تغییراتی که در زمین و موجودات آن ایجاد می‌‌کنند می‌‌توانند آسایش و آرامش و رفاه را برای خود فراهم آورند؛ زیرا کار و تلاش تنها راه رسیدن به آسایش و بهره‌مندی از مواهب زمینی است. پس می‌‌بایست به کار به عنوان تنها عامل آسایشی و رفاهی خود توجه کرد و هرگز دست از کار و تلاش بر نداشت. خداوند در آیاتی از جمله آیه ۱۲ سوره اسراء و ۷۳ سوره قصص و ۱۱سوره نباء، روز را زمان کسب و کار معرفی کرده است و از مردمان خواسته است در روز به کار و تلاش بپردازند و با استراحت شبانه خود را برای کار بهتر و مفید‌تر آماده سازند.[۳۲]

کار، عامل مالکیت

از نظر قرآن یکی از عوامل مالکیت انسان و تسلط او بر منابع زمینی، کار است. پس انسان همان‌گونه که از طریق ارث و هبه و انفاق مالک چیزی می‌‌شود، با کار خود مالک چیزهایی می‌‌شود که در آن تغییراتی را ایجاد کرده است. هر انسانی با کاری که انجام می‌‌دهد مالک دسترنج خود خواهد بود.[۳۳] البته بر اساس آموزه‌های قرآنی این سببیت اختصاص به کار مردان ندارد و زنان نیز مالک دسترنج و کار خود می‌‌باشند.[۳۴] بنابراین تفاوتی میان مرد و زن نیست و هر انسانی مالک دسترنجی است که با کار و تلاش به دست آورده است.[۳۵]

نقش سرمایه در کار و تولید

کار به تنهایی نمی‌تواند تاثیر به سزایی در تولید به جا گذارد،‌بلکه نیاز است تا در کنار کار، سرمایه‌ای نیز وجود داشته باشد. بسیاری از مردم توانایی انجام کارها را دارند ولی سرمایه‌ای ندارند تا آن را به کار گیرند. این جاست که نقش سرمایه در کار روشن می‌‌شود. سرمایه کار می‌‌تواند، پول، زمین، آب و خاک و مانند آن باشد. اگر شما توانایی انجام حجاری و یا نجاری را دارید، لازم است تا سنگ و چوبی را در اختیار داشته باشید تا بر روی آن سنگتراشی و نجاری و حجاری کنید.

دشمنان همواره تلاش می‌‌کنند تا سرمایه‌گذاری را محدود کنند یا سرمایه‌ها را به غارت برند تا زمینه کار و تولید از میان برود. غارت منابع خام و یا مصادره سرمایه‌ها از جمله روش‌هایی است که دشمنان برای کاهش تولید انجام می‌‌دهند تا از رشد و شکوفایی اقتصادی جلوگیری به عمل آورند. خداوند در آیه ۷۹ سوره کهف گزارش می‌‌کند که عمال ستمگران به مصادره سرمایه‌ها اقدام می‌‌کردند و حتی حضرت خضر(ع) مجبور می‌‌شود برای محافظت از سرمایه و کار مؤمنان، با معیوب ساختن از مصادره سرمایه کار ایشان جلوگیری به عمل آورد. البته دولت اسلامی نیز می‌‌بایست ضمن محافظت بر سرمایه‌ای ملی امت، تلاش کند تا با مصادره سرمایه‌های دشمنان امکان رشد و شکوفایی اقتصادی را از آنان بگیرد. حمله دولت اسلامی ام القری مدینه به کاروان تجاری دشمنان مشرک مکی به قصد کاهش سرمایه‌های آنان انجام می‌‌گرفت.

حفظ سرمایه‌های ملی از نفت و گاز و فلزات و خاک و آب از وظایف دولت اسلامی است؛ زیرا بدون سرمایه ملی نمی‌توان امید به تولید و کار آفرینی مفید داشت. بنابراین، بهره‌مندی از سرمایه ملی و حمایت از کار با سرمایه ملی به معنای حمایت از تولید ملی است. اگر کسی خواهان تولید ملی و شکوفایی اقتصادی و رهایی از وابستگی و دست یابی به استقلال کامل است، می‌‌بایست بر حفاظت از سرمایه ملی و کار توجه داشته باشد. البته سرمایه‌های ملی تنها به منابع مادی اختصاص ندارد و منحصر در این امور نیست، بلکه منابع انسانی مهم‌ترین سرمایه ملی است که دولت اسلامی در اختیار دارد و لازم است تا بر منابع انسانی محافظت کرده و اجازه فرار مغزها را ندهد و آگاه باشد که دشمنان در این اندیشه هستند که منابع انسانی و کار آفرین را از دولت اسلامی خارج کرده و دست دولت اسلامی را از منابع انسانی کوتاه کنند. بی‌گمان متفکران و دانشمندان جوان ایرانی مهم‌ترین سرمایه‌های ملی است که دولت می‌‌بایست بر حفظ و حمایت آنان تأکید کند و بیش از سرمایه مادی در اندیشه سرمایه معنوی و انسانی باشد.[۳۶]

تقابل جوامع مادی‌گرا و آخرت گرا

هر جامعه ای برای خود اهداف مشخصی تعیین کرده و روش‌های خاص را نیز برای تحقق آن در نظر گرفته است؛ هرچند که همه جوامع دو هدف مشخص آسایش و آرامش را در دستور کار اصلی خود قرارداده و تحقق آن را از طریق جامعه و نهادهای آن پی‌گیری می‌‌کنند، ولی تفاوت‌های مشخصی در روش‌های آنها به سبب تفاوت‌های جغرافیایی، فرهنگی، ادراکی و مانند آن پدید می‌‌آید که جامعه ای را از جامعه دیگر جدا می‌‌سازد. البته می‌‌توان تفاوت‌های مشخصی را در دو هدف اصلی میان جوامع مشاهده کرد. از این‌رو جوامع را می‌‌توان به جوامع مادیگرا و معنویت گرا، یا دنیاگرا و آخرت‌گرا دسته‌بندی کرد. این تفاوت بینشی و نگرشی چنان در دو هدف اصلی جوامع تاثیر می‌‌گذارد که جوامع در همه ابعاد در دو طیف مقابل هم قرار می‌‌گیرند؛ زیرا جوامع مادیگرا و دنیاگرا، آسایش و آرامش را تنها در دنیا و امور مادی می‌‌جویند و چیزی جز همین دنیا و مادیات برای آنان معنا و مفهوم و اصالتی نمی‌یابد. در مقابل، جوامع معنویت‌گرا و آخرت‌گرا قرار می‌‌گیرند که زندگی دنیا و آسایش و آرامش را هرچند مطلوب می‌‌دانند، ولی برای آن اصالتی قایل نمی‌شوند و بیشترین همت و توجه خویش را به آخرت معطوف می‌‌دارند و لذا اهدافی چون آسایش و آرامش، تنها نقش ابزاری برای آخرت و آسایش و آرامش باقی و پایدار آن دارد.

این دو بینش و نگرش متقابل، از نظر اسلام به حق و باطل تفسیر شده است. از این‌رو تقابل آن دو می‌‌تواند دو جامعه را از نظرهای گوناگون در برابر هم قرار دهد؛ زیرا اصالت بخشی به مادیات و دنیا و هدف قرارگرفتن آسایش و آرامش مادی و دنیوی، به این معناست که می‌‌توان برای دست یابی به این اهداف، همه چیز را قربانی کرد. این‌گونه است که حدود آزادی تنها در مرز تضییع حقوق دیگران پایان می‌‌یابد و از آن جایی که این مرز بی‌پشتوانه و خاستگاه‌های استوار است، می‌‌توان به سادگی آن را دور زد و یا نادیده گرفت. بدین ترتیب قوانین و اصول اخلاقی در جوامع مادیگرا و دنیاگرا، قوانین در معرض خطر است و هر آن می‌‌تواند از سوی اکثریت یا اقلیتی پایمال شود؛ زیرا بنیادهای اخلاقی آن متزلزل است و وقتی هدف، آسایش و آرامش مادی و دنیوی باشد، هر آن چه در برابر آن قرار گیرد، پایمال و نابود می‌‌شود. این که برخی از جوامع مادی و دنیاگرا، قوانین را به سختی مراعات می‌‌کنند، از آن روست که برای حفظ کف بهره مندی‌ها لازم است تا قوانین را مراعات کنند وگرنه همین آسایش و آرامش مادی آنان باخطر مواجه می‌‌شود. براین اساس، هرگاه احساس کنند که دور زدن قانون و یا پایمال کردن آن، آسیبی به آسایش و آرامش مطلوب آنان وارد نمی‌سازد، به سادگی قوانین را نادیده می‌‌گیرند. این سیاست به ویژه در برابر جوامع دیگر به سادگی و آسانی انجام می‌‌گیرد؛ زیرا نهایت جامعه‌گرایی در جوامع مادی‌گرا و دنیوی، حفظ جامعه خودی و محافظت بر آن است. این مسئله را می‌‌توان در بینش و نگرش سبک آمریکایی شناسایی کرد.

تقابل جوامع مادی‌گرا و معنوی‌گرا یا دنیا‌گرا و آخرت گرا، تقابل جدی است؛ زیرا جوامع مادی گرا، به نوعی از نظر ذاتی طغیان‌گرا و متجاوز به حقوق دیگران است و ظلم و ستم به دیگران را برای رسیدن به هدف آسایش و آرامش مادی و دنیوی توجیه می‌‌کند. از آن جایی که جامعه اسلامی و ایمانی، جامعه ای با اهداف معنوی و آخرت گراست، اگر بخواهد در مسیر تعالی خود گام بردارد، نیازمند استقلال اقتصادی است تا بتواند در برابر فشارها و تعدیات جوامع مادی‌گرا و دنیاگرا تاب بیاورد و مسیر فرهنگی و معنوی خویش را چنان که می‌‌خواهد بپیماید و از همه ظرفیت‌های دنیوی برای رسیدن به اهداف اخروی و معنوی بهره برد؛ چراکه جوامع رقیب مادی، خواهان بهره‌مندی از ظرفیت‌ها و امکانات مادی جامعه ایمانی است و اجازه نمی‌دهد تاجامعه ایمانی در یک شرایط مناسب در مسیر خود گام بردارد.

به سخن دیگر، همزیستی مسالمت‌آمیز میان دو نگرش حق و باطل یا نگرش دنیوی و اخروی، شدنی نیست،؛ چراکه حتی اگر جامعه ایمانی به سبب عدالت‌خواهی و عدالت گروی، به حقوق و امکانات مادی خود بسنده کند و چشم داشتی به امکانات مادی دیگر جوامع نداشته باشد، جامعه مادی‌گرا به طور طبیعی چون اصالت را به ماده و دنیا می‌‌دهد و باوری به آخرت ندارد، خواهان دست یابی به همه امکانات مادی جهت آسایش و آرامش و دیگر اهداف مادی و دنیوی می‌‌باشد و به اشکال گوناگون می‌‌خواهد حقوق دیگر جوامع را تضییع کرده و بر آنان و امکاناتشان تسلط یابد. این‌گونه است که جوامع مادی گرا، جوامع سلطه جو و استکباری هستند و استقلال دیگر جوامع را تهدید می‌‌کنند و باخطر جدی مواجه می‌‌سازند. به عبارت دیگر، سلطه جویی و استکبارورزی و ستم‌گرایی، جزو ذاتیات جوامع مادی و دنیاگراست و دیگر جوامع نمی‌توانند در چنین شرایطی احساس امنیت از تهدیدات و خطرات این جوامع داشته باشند.[۳۷]

جهاد اقتصادی، جهاد خودکفایی و استقلال

جوامع بشری به سبب جهات گوناگون به یکدیگر نیازمند هستند و نمی‌توان از رشد و توسعه اقتصادی و تمدنی سخن گفت و در همان حال خواهان قطع کامل روابط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی شد. می دانیم که ثروت‌های زمین در جغرافیای زمین پراکنده است و در هیچ منطقه ای از زمین همه امکانات اقتصادی به تمام و کمال وجود ندارد؛ هر چند که در هر منطقه جغرافیایی، بیشترین امکانات ابتدایی وجود دارد و آسایش و آرامش نسبی فراهم است ولی آن چه ما از آن سخن می‌‌گوییم تحقق امکاناتی برای تمدن‌سازی است. از این‌رو لازم است تا همه امکانات زمین در همه مناطق جغرافیایی مورد استفاده قرار گیرد. این بدان معناست که نیاز به ارتباط دست کم اقتصادی برای دسترسی به امکانات و ظرفیت‌های تمدنی ضرورت می‌‌یابد.

از سوی دیگر، همه چیز را همگان می‌‌دانند و همگان هنوز از مادر نزاده‌اند. این بدان معناست که علم و دانش در همه انسان‌ها وجود دارد و نیاز است تا با ارتباط، این دانش در دسترس قرار گیرد. ارتباطات فرهنگی کمک می‌‌کند تا تجربیات و دانشهای جوامع و امت‌های دیگر به یکدیگر منتقل شود و شرایط مناسب برای زایش تمدنی یا گسترش آن فراهم آید. بنابراین، هنگامی که از جهاد اقتصادی سخن به میان می‌‌آید، به معنای جهاد دسترسی به امکانات تمدنی است تا جامعه از وابستگی اقتصادی برهد و در مسیر تحقق اهداف آفرینشی چون ربانی شدن قرار گیرد. خودکفایی به معنای توانمندی در تحقق اهداف اقتصادی و برآورد نیازهای جامعه از طریق بهره‌گیری از تمام موجودیت و ظرفیت است. خودکفایی به این معنا کمک می‌‌کند تا جامعه، بسیاری از نیازهای خود را در داخل سرزمینی و فکری و فرهنگی خود تأمین نماید و در کمترین سطح وابستگی به بیرون قرار گیرد. چنین حالتی به جامعه کمک می‌‌کند تا بتواند بقیه نیازهای تمدنی خویش را به سبب غلبه اقتصادی و علمی و فرهنگی از دیگر جوامع تأمین نماید بی‌آنکه این تأمین از دیگر مناطق و جوامع، موجب وابستگی و عدم استقلال در این عرصه یا عرصه‌های دیگر چون سیاسی و نظامی و فرهنگی شود.[۳۸]

ضرورت قطع رابطه اقتصادی با دشمنان

خداوند در آیه ۲۸ سوره توبه، نیازمندی‌های اقتصادی جامعه را عامل وابستگی اقتصادی و در نهایت وابستگی سیاسی و فرهنگی می‌‌شمارد و به مؤمنان و جامعه ایمانی هشدار می‌‌دهد تا با جهاد اقتصادی و تلاش، خود را از این وابستگی نجات بخشند و اجازه ندهند تا دشمن با سوءاستفاده از نیازهای اقتصادی و وابستگی اقتصادی، سرنوشت امت و جامعه ایمانی را در اختیار گیرد و سیاست‌های نظامی و فرهنگی و سیاسی جامعه را تحت سلطه خود درآورد. البته برخی گمان می‌‌کنند که قطع ارتباط اقتصادی با دشمنان جامعه اسلامی به معنای اختلال در نظام اقتصادی و فقدان رشد و شکوفایی آن و در نتیجه از دست رفتن اهداف کلان جامعه می‌‌شود؛ در حالی که خداوند در همین آیه به مسلمانان و جامعه ایمانی وعده می‌‌دهد که اگر قطع ارتباط اقتصادی به قصد رسیدن به خودکفایی از طریق جهاد اقتصادی باشد، این قطع به سبب این که الهی و فی سبیل الله است، خداوند به طرق دیگری و با امدادهای غیبی کمک می‌‌کند تا اقتصاد جامعه از اختلال مصون بماند.

به هر حال، قطع روابط اقتصادی با دشمنان هر چند که در کوتاه مدت شوک اقتصادی وارد می‌‌کند ولی در بلندمدت موجب رهایی از وابستگی اقتصادی و در نتیجه سیاسی و فرهنگی شده و استقلال جامعه را در ابعاد گوناگون تضمین می‌‌کند. همچنین این قطع که همراه با جهاد اقتصادی است، فرصت شکوفایی تمدنی را به جامعه می‌‌بخشد و جامعه به ظرفیتهای کلان اسمایی سرشته در ذات خویش پی می‌‌برد و می‌‌تواند از مقام متاله [۳۹] شدن، همانند خداوند عمل کند و شگفتی‌ها بیافریند و در علم و دانش چنان شود که از همه ظرفیت جامعه خود به بهترین شکل استفاده کند و با تغییرات مناسب در خلقت، همانند خداوند از کمترین و ساده‌ترین مواد، پیچیده‌ترین مواد مورد نیاز را بسازد؛ زیرا عناصری که همه این هستی را شکل بخشیده، عناصر محدودی است و علم به عناصر و چگونگی ساخت و ساز موجودات می‌‌تواند جامعه ایمانی را در وضعیتی قرار دهد که همه نیازهای خود را در همان بخش جغرافیایی تأمین کند. البته رسیدن به این مقام نیازمند دست یابی به جامعه ایمانی مطلوب و انسان‌های کاملی است که همه اسمای الهی را در خود فعلیت بخشیده یا دست کم در بخش اعظم آن موفقیت داشته‌اند. این همان عنایت فضلی خداوند به جامعه ایمانی است که در آیه ۲۸ سوره توبه پس از قطع روابط ناسالم اقتصادی میان جامعه ایمانی و جامعه دشمن اتفاق می‌‌افتد و جامعه ایمانی را به کمال می‌‌رساند. خداوند در این آیه به مؤمنان و جامعه ایمانی هشدار می‌‌دهد که نگران قطع رابطه اقتصادی با دشمنان متجاوز و معاند و کافر نباشند؛ زیرا این قطع رابطه نه تنها موجب اختلال در حوزه اقتصادی نمی‌شود، بلکه زمینه و فرصتی مناسب برای جامعه فراهم می‌‌آورد تا ضمن شناخت ظرفیت‌های وجودی خود، از فضل الهی بهره مند شود و گام‌های بلندی را در راه تمدن‌سازی بردارد و خودکفایی را در همه عرصه‌ها تجربه کند و چیزهایی را بسازد که به نظر غیرقابل دسترس و امکان و امکانات بشری است؛ چراکه خداوند از فضل خودش جامعه ایمانی را به علم الهی بهره مند می‌‌کند و فلسفه و حکمت بهره‌مندی در مسیر اهداف آفرینش را در این جامعه شکوفا می‌‌کند.[۴۰]

به هر حال آن چه از آیات و روایات در این زمینه برمی آید، دست یابی به خودکفایی اقتصادی از طرق گوناگون چون قطع رابطه ظالمانه با دشمنان اسلام، این امکان را به جامعه ایمانی می‌‌بخشد تا بتواند در مسیر شکوفایی تمدنی گام بردارد و از امدادهای الهی برخوردار شود و خداوند استعدادهای آنان را شکوفا کرده و به آنان فرصت بهره‌مندی تمام و کمال از همه آن چه در زمین جغرافیایی و منابع انسانی وجود دارد، بدهد. قطع روابط ظالمانه با مستکبران و ظالمان کافر و دشمن، نوعی تقوای الهی است که فرصت مضاعفی به جامعه ایمانی می‌‌بخشد؛ زیرا خداوند در آیه ۹۶ سوره اعراف و ۲ و ۳ سوره طلاق، رعایت تقوای الهی را از عوامل دست یابی جوامع به توسعه اقتصادی و شکوفایی تمدنی برشمرده است. بی‌گمان، قطع رابطه اقتصادی با دشمن دین و خدا و بشریت، از مهمترین مصادیق تقوای الهی است. خداوند در آیات اخیر به صراحت بیان می‌‌کند که تقوای الهی موجب می‌‌شود تا خداوند از طرقی که بیرون از حساب و کتاب است، به آن جامعه عنایت نماید و از فضل خاص خویش به آن ببخشد.

این بدان معناست که خداوند فرصت‌های دیگری برای آن جامعه تقوا پیشه فراهم می‌‌آورد که در عقل و حساب انسانی نمی‌گنجد. این همان چیزی است که از آن به امدادهای غیبی خداوند برای جوامع ایمانی یاد شده است. به سخن دیگر، استقامت در دین و پایداری بر مسایل فرهنگی و معنوی و اخروی از سوی جامعه ایمانی، طریق خاصی را برای انسان می‌‌گشاید که در چارچوب معیارهای مادی و دنیائی نمی‌گنجد. [۴۱] چنان که استغفار و مانند آن خود راهی برای توسعه و رشد اقتصادی است که به ظاهر برخلاف هر اصل عقلانی و عقلایی است ولی خداوند در آیاتی از جمله آیه ۳ و ۵۳ سوره هود، و ۱۰ تا ۱۲ سوره نوح، مسأله استغفار را یکی از عوامل تاثیرگذار در رشد و شکوفایی اقتصادی و فراهم آوری عوامل مادی توسعه برمی شمارد و برآن تأکید می‌‌ورزد. به هر حال، جهاد اقتصادی در چارچوب معنویت و دین و آخرت‌گرایی و در سایه سار عواملی چون عدالت، تقوا و استغفار می‌‌تواند شرایط جدید و شگفت‌آوری برای جامعه فراهم آورد که خودکفایی واقعی را تحقق بخشد و جامعه را به استقلال همه جانبه برساند.[۴۲]

منابع

پانویس

  1. اعراف، آیه ۲۰۱
  2. منصوری، خلیل، نفی یاری جستن از کدخدا
  3. نساء، آیه ۵
  4. «محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وی‌اند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود می‌بینی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهره‌هایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات همین است و داستان آنان در انجیل مانند کشته‌ای است که جوانه‌اش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقه‌هایش راست ایستد، به گونه‌ای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید آمرزش و پاداشی سترگ داده است» سوره فتح، آیه ۲۹.
  5. تفسیر نمونه ذیل آیه
  6. «ای مؤمنان! مشرکان پلیدند بنابراین پس از امسال نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند و اگر از ناداری بیمناکید خداوند به زودی شما را با بخشش خویش اگر بخواهد بی‌نیاز می‌گرداند که خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه‌، آیه ۲۸.
  7. منصوری، خلیل، خودکفایی آیین مسلمانی
  8. نحل، آیه ۱۴؛ اسراء، آیات ۱۲ و ۶۶؛ قصص، ایه ۷۳؛ روم، آیه ۴۶؛ مزمل، آیه ۲۰ و آیات دیگر
  9. هود، آیه ۶۱
  10. اعراف، آیه ۳۱
  11. انعام، آیه ۱۴۱
  12. اعراف، آیه ۸۵؛ هود، آیات ۸۴ تا ۸۸؛ شعراء، آیه ۱۸۳ و آیات دیگر
  13. بقره، ایات ۲۷۵ تا ۲۷۹؛ روم، آیه ۳۹
  14. منصوری، خلیل، خودکفایی آیین مسلمانی
  15. ره
  16. ره
  17. مدظله العالی
  18. حدید، ایه ۲۵
  19. منصوری، خلیل، نقش کار در عزت و استقلال ملی
  20. لغت نامه، دهخدا، ج ۱۱، ص۱۵۸۱۷، «كار»
  21. دائرة المعارف تطبيقى علوم اجتماعى، ج ۱، ص۴۲۳، «كار»
  22. بقره، آیه ۱۹۸؛ نحل، آیه ۱۴؛ اسراء، آیات ۱۲ و ۶۶؛ قصص، ایه ۷۳ و آیات دیگر
  23. قصص، ایه ۳۸
  24. کهف، آیه ۹۶
  25. کهف، ایات ۹۴ و ۹۶
  26. سبأ، آیه ۱۴
  27. حجر، ایه ۸۲
  28. کهف، آیه ۷۹
  29. نحل، ایه ۸
  30. اسراء، ایه ۶۶؛ قصص، آیه ۷۳
  31. سبأ، آیات ۱۲ و ۱۳؛ ص، ایه ۳۷
  32. منصوری، خلیل، نقش کار در عزت و استقلال ملی
  33. نساء، ایه ۳۲؛ نجم، آیه ۳۹
  34. نساء، ایه ۳۲
  35. منصوری، خلیل، نقش کار در عزت و استقلال ملی
  36. منصوری، خلیل، نقش کار در عزت و استقلال ملی
  37. منصوری، خلیل، جهاد اقتصادی عامل خودکفایی و استقلال
  38. منصوری، خلیل، جهاد اقتصادی عامل خودکفایی و استقلال
  39. ربانی
  40. توبه، آیه ۲۸
  41. جن، آیه ۱۶
  42. منصوری، خلیل، جهاد اقتصادی عامل خودکفایی و استقلال