مرابطه در فقه سیاسی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

رباطه و مرابطه همان سیاست دفاعی و مرزداری است و در آن پیرامون وطن و ملیّت و سرزمین اسلامی و قوانین مربوط به آن بحث و گفتگو می‌شود.

فقها برای “رباطه” در کتاب‌های فقهی خود کتاب ویژه و جداگانه‌ای باز نکرده‌اند و به طور معمول آن را در ضمن کتاب جهاد مطرح و بحث می‌کنند و به عنوان یک فصل از فصول کتاب جهاد می‌نویسند. اما تفرید رباطه نیز عیبی ندارد بلکه دارای محاسن زیادی نیز هست، زیرا اهمیت فوق‌العاده آن بر کسی پوشیده نیست[۱].

معناشناسی

معنای لغوی

مرابطه در لغت یعنی آمادگی برای جهاد[۲]، مرزبانی کردن[۳]، دفاع از مرزها در مقابل دشمنان[۴]، ارتباط برقرار کردن، جماعت ایجاد کردن[۵] و وابسته شدن و بستگی پیدا کردن[۶] و اصل آن "رَبْط" به معنای استحکام و ثبات است[۷].[۸]

معنای اصطلاحی

مرابطه در اصطلاح عبارت است از: نگهبانی و حراست از حدود و ثغور و مرزهای جغرافیایی سرزمین اسلامی[۹].[۱۰]

راه‌های تحقق مرابطه

در آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ[۱۱] دستور به مرابطه داده شده است؛ تحقق روابط اجتماعی مؤثر (مرابطه) در همبستگی جامعه مراتبی دارد:

  1. تحقق ارتباط میان مردم و رهبران (امام و امت) برای هدایت مردم و ارشاد آنها؛
  2. تحقق ارتباط درونی جامعه برای تحقق وصف ﴿رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ[۱۲] در میان مردم؛
  3. تحقق ارتباط از جهت تجهیزات و قدرت لازم برای دفاع از خود و منافع گروهی.

مرابطه شامل هر سه مرتبه می‌شود[۱۳]. علامه طباطبایی می‌نویسد: ﴿رَابِطُوا امر الهی به ایجاد گروه و جماعت و ایجاد ارتباط بین نیروهای مؤمن و هماهنگی فعالیت‌ها در همه شئون حیات اجتماعی، اعم از حال آسانی یا سختی است[۱۴].

در اجتماع است که قوای انسان‌ها به یکدیگر مرتبط شده، سازمان پیدا می‌کند و اقتدار پدید می‌آید؛ لذا اسلام بر جمع و جماعت تأکید فراوانی دارد و حتی بسیاری از عبادات مانند حج، نماز، جهاد، انفاق و... در اجتماع تحقق می‌یابند. دعوت به جمع و اجتماع در اسلام بسیار قوی‌تر از دیگر ادیان است[۱۵].[۱۶]

مرابطه در فقه

مرابطه و رباطه از عناوین مهم فقه سیاسی اسلام است و فقهای اسلام بر اساس احادیث وارده از امامان معصوم (ع) روی آن تأکید فوق‌العاده کرده و آن را بر آحاد مسلمانان چه در زمان حضور امام و چه در زمان غیبت او به طور دائمی و مستمر مستحب مؤکّد اعلام کرده‌اند[۱۷]. چنان‌که فقیه و محقق متأخر شیعه "حاج آقا ضیاء الدین عراقی" نقل می‌کند: "برخی از فقها آن را واجب دانسته‌اند"[۱۸] و این وجوب بر اساس اصل اصولی واجب بودن مقدمه واجب است؛ یعنی وقتی یک چیز تکلیف و واجب است مقدمه آن نیز واجب خواهد بود. مثلاً نماز واجب است، وضو و غسل و تیمم نیز به عنوان مقدمه آن واجب می‌شوند. حراست و دفاع از کیان اسلام و جامعه اسلامی و جان و مال و ناموس مسلمانان یک واجب شرعی است و لذا مقدّمات آن نیز از جمله مرابطه و مرزداری، واجب می‌شود[۱۹].

فقها، ثغور و مرزهای اسلامی را به سه صورت تقسیم کرده‌اند:

  1. حد مشترک بین دارالشرک و دارالاسلام؛
  2. مواضعی از اطراف سرزمین‌های اسلامی که در معرض خطر هجوم بیگانگان واقع شده باشد؛
  3. هر منطقه‌ای که از طرف قوای بیگانه تهدید شود.

با این تقسیم روشن می‌گردد عنوان مرابطه، هیچ‌گونه ارتباطی با مسأله جنگ ندارد، بلکه هدف اصلی آن حراست و مراقبت از اوضاع مرزی سرزمین‌های اسلامی، جهت پیشگیری از بروز خطرهای احتمالی است[۲۰]. اسلام از مرزبانی به عنوان یک عبادت مهم و پرارزش یاد می‌کند[۲۱]. هر چند آیین اسلام، از نظر فکری و عقیدتی با مرزهای مادی و جغرافیایی قابل تحدید نیست، ولی از نقطه نظر سیاسی، سرزمین‌های تحت قلمرو آن، باید از اراضی بیگانگان با علایمی، متمایز گردد. این علایم ممکن است به صورت طبیعی (کوه‌ها، رودخانه ها و...) و یا مصنوعی و با نشانه‌های خاصی مشخص گردد[۲۲]. در ضمن، “مرابطین”، نام یک سلسله از دولت‌هایی است که در شمال آفریقا براساس اسلام، رژیمی انقلابی را بنیان‌گذاری کردند[۲۳].[۲۴]

علاوه بر بحث وجوب و استحباب “رباطه” مسأله دیگری نیز وجود دارد و آن تعریف دقیق رباطه و مرابطه است:

  1. شهید ثانی “مرابطه” را چنین تعریف کرده است: “رباطه عبارت است از سنگربندی و کمین‌گیری در اطراف کشور اسلام به منظور آگاهی و کسب اطلاع از وضعیت و احوال مشرکان که احتمال هجومشان می‌رود”[۲۵].
  2. محقق حلّی در کتاب “شرایع‌الاسلام” رباطه را این‌گونه تعریف می‌کند: “مرابطه سنگربندی و کمین‌گیری مسلمانان برای پاسداری از “ثغور” است”المرابطة هی الإرصاد لحفظ الثَغر.
  3. شهید در کتاب شرح شرایع “ثغر” و “ثغور” را این‌گونه معنا کرده است: “در محلی که خوف حمله مشرکان از آنجا برود ثغر نامیده می‌شود”. کسی‌که وظیفه رباطه را بر عهده گیرد و در مرزها پاسداری دهد “مرابطه” نامیده می‌شود که جمع آن نیز “مرابطین” است.

مرابطه، با نذر و عهد و همین‌طور با دعوت خاص امام و یا نائب او واجب می‌شود و مانند اعتکاف است و لذا کم‌تر از سه روز نمی‌شود[۲۶].

ارزش مرابطه

رباطه؛ یعنی پاسداری و حفاظت از مرزها و سرحدات سرزمین‌ها و جلوگیری از نفوذ بیگانگان، ارزش و اهمیت فوق‌العاده دارد و پیامبر گرامی اسلام (ص) و ائمه معصومین (ع) به طور مؤکد سفارش به آن نموده‌اند و اجر و پاداش زیادی برای آن بیان فرموده‌اند. چنان‌که پیامبر (ص) می‌فرمایند: “یک شب پاسداری در راه خدا (از سرحدات اسلامی) از دو ماه روزه بهتر است”[۲۷].

حفظ ثغور و مرزهای اسلامی چنان ارزش دارد که وقتی علی (ع) می‌شنود متجاوزان شامی و مزدوران معاویه یاغی به فرماندهی “بسر بن ارطاط” به قلمرو حکومت عدل علی تجاوز کرده و شبیخون زده‌اند و زینت آلات زنی اهل ذمه از یهودیان را به غارت برده‌اند، بالای منبر می‌رود و ضمن ایراد خطابه‌ای آتشین می‌فرماید: "اگر کسی از شدت اندوه و غم چنین مصیبتی بمیرد و سکته کند، قابل مذمت و سرزنش نیست!". از این سخن امام علی (ع) و نیز حدیث فوق از رسول اکرم (ص) به خوبی در می‌یابیم که حفظ سرحدات و ثغور اسلامی و نظم‌دادن به سیستم مرزداری و مرابطه، بر حکومت اسلامی واجب و لازم است و مردم مسلمان نیز باید در این کار مساعدت و همراهی کنند و جلو ورود و تعدی بیگانگان را با مرابطه خود بگیرند، هر چند رژیم حاکم یک حکومت جائر باشد.

خداوند متعال در قرآن مجید ضمن نقل سرگذشت قومی که در اثر عدم حفاظت از مرزهای خود در زمره مردگان و اموات قرار گرفتند و سرزمینشان اشغال شد، به مسلمانان هشدار می‌دهد که مبادا دچار چنان سرنوشت ننگینی شوند: ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ[۲۸]. آری، این قوم در اثر کسالت و عدم حراست از مرزهایشان دچار ذلّت و زبونی شده و در واقع مردند و جزء اموات محسوب شدند و سپس خداوند بر آنان فضل و کرم نشان داد و به تحرک پرداخته و دوباره به اذن خداوند زنده شدند.

امام زین‌العابدین علی بن الحسین (ع) در صحیفه سجادیه درباره “اهل ثغور” و مرزداران مملکت اسلامی دعایی بسیار پرمغز و محتوا دارد که در آن ضمن نیایش و مناجات با خدای بزرگ، سلامت و تقویت روحیه پاسداران سرحدات اسلامی را از خداوند می‌خواهد.

باتوجه به اینکه آن زمان حکومت درون مملکت مسلمانان با جائر بود نه امام عادل و امام به کسانی که حتی در آن رژیم‌ها از مرزها حفاظت می‌کنند، دعا می‌کند، می‌توان استنباط کرد، حفظ مرزهای اسلامی حتی در حکومت جائران نیز بر مسلمان ضرورت دارد، زیرا مرابطه با دیگر پست‌های دولتی فرق می‌کند.

دعای ۲۷ صحیفه سجادیه چنین آغاز می‌شود: «و کان من دعائه (ع) لأهل الثغور: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَصِّنْ‏ ثُغُورَ الْمُسْلِمِينَ بِعِزَّتِكَ، وَ...»؛ “پروردگارا! بر محمد و آل پاکش درود فرست و ثغور و مرزهای مسلمانان را (از شرّ و فتنه کفّار و دشمنان اسلام) به عزت و جلال خود محفوظ بدار و سپاهیان اسلام را که به حمایت و پاسداری مرزهای مملکت اسلامی همّت گماشته‌اند به قوّت و قدرت کامل خود آنان را یاری کن و عطایا و انعامشان را از خزینه جود و کرمت وافر گردان. خدایا! بر محمد و آل پاکش درود فرست، خدایا! عده سپاهیان سرحدات مسلمانان را زیاد و سلاح آنان را مجهّز و برنده ساز و حدود و جوانب لشکرگاهشان را (از آسیب دشمن) حفظ کن و مستحکم فرما و دل‌های ایشان را نسبت به هم الفت ده و هم آهنگ گردان و خدایا تو خود مدبّر کارشان باش و قوت و آذوقه آنها را پی‌در‌پی، بی‌رنج انتظار، عطا فرما و خود به تنهایی مؤونه آنان را تکفّل کن و به نصرت و فتح و پیروزی‌شان بیفزا و به صبر و شکیبایی، آنها را نیرو بخش و فکر و تدبیر دقیق به آنان عطا فرما.

خدایا! بر محمد و آلش درود فرست و به مرزداران اسلام بیاموز آنچه را که نمی‌دانند و به آنان بینش و بصیرت بده نسبت به آنچه که بصیرت ندارند. بار خدایا! به محمد و آلش درود فرست. و هنگام برخورد با دشمن یاد (زرق و برق و آرایش) دنیا را از یاد آنان ببر که نیرنگ دنیا آنان را فریب ندهد.

پروردگارا! از دل مرابطین و مرزداران سپاه اسلام خیالات و دوستی مال فتنه‌انگیز دنیا را محو و نابود گردان و بهشت برین را با نعمت‌هایی که وعده داده‌ای مانند قصرهای جاودانه و مسکن‌های کریمه و حوری‌های زیبا و جویبارهای گسترده و جاری و انواع نوشیدنی‌ها و درختان پوشیده از میوه در نظر آنان جلوه و آرایش ده و نصب‌العین ایشان کن، تا هیچ‌کس روی از جنگ بر نتابد و هرگز خیال فرار از دشمن را به دل نیاورد.

خدایا! شمشیر دشمنان مرزداران را کند ساز و چنگال‌های دشمن را از آنان دور گردان و میان دشمنان و اسلحه آنان جدایی بیانداز، از امیدها نومیدشان کن (از هر کجا در دل امید کمک و آرزو و انتظار یاری دارند ناامیدشان گردان) و محل آنها را با محل آذوقه‌شان فاصله انداز و از راه پیشرفت، آنها را حیران و سرگردان ساز و هر جا رو کنند گمراهشان گردان، و مدد و کمک هم‌دستان و هم‌پیمانشان را از آنان قطع کن و عده آنها را رو به نقص و زوال آور، و دل‌هایشان را پر از خوف و بیم (از لشکر اسلام) گردان، و دستشان را از هر طرف کوتاه کن و زبانشان را از سخن گفتن قطع فرما و چنان مقهورشان ساز که پیروان آنان همه متفرق و فراری شوند، و پیروانشان را به واسطه شکست آنان به عقوبت و عذاب سخت در افکن، تا به شکست و خواری آنان دشمنان دیگر عبرت گیرند و قطع امید از پیروی کنند.

خدایا! تو رَحِمِ دشمنانِ مرزداران اسلام را عقیم و نازا کن و چهارپایان و حیواناتشان را مقطوع‌النسل گردان و به آسمان اذن بارش مده و به زمین‌شان اجازه روییدن گیاهی نفرما، اما سرزمین‌های مسلمانان را به واسطه آن نعمت‌های خود، نیرومند و محفوظ و پرنعمت ساز و اموال مسلمانان را پر ثمر و با برکت گردان و به آنان از جنگ و محاربه کفّار فراغت برای پرستش و عبادت ببخش و از دفع و طرد آنها آسوده‌شان ساز تا با تو به خلوت و راز و نیاز پردازند تا در کره زمین هیچ‌کس را جز تو نپرستند و تا هیچ‌کس جز به درگاه احدیت تو سر و پیشانی به خاک مذلت و خواری نساید.

پروردگارا! در هر ناحیه و شهر و دیاری مسلمانان را در برابر کفّار و مشرکین عزت و عظمت بخش و از لطف و کرمت فرشتگان را پی‌درپی به یاری آنان فرست، تا آنجا که از قهر و غلبه مسلمانان تمام کافران در هم شکسته شوند و به قتل و اسارت در نقاط زمین گرفتار آیند، مگر آنکه آنها اقرار و اعتراف به یگانگی تو کنند و شهادت دهند که بی‌شک تویی آن ذات یگانه‌ای که خدایی جز تو نیست و تو را شریک نخواهد بود.

خدایا! نعمت پیروزی مسلمانان و اسلام را در تمام نقاط جهان تعمیم ده تا همه کشورهای روی زمین از مردمان هند و روم و دیار ترک و خزر و ملک حبش و نوبه و سودان و زنگبار و سقلابیان و دیلمیان و سایر ملل مشرک که نام و اوصافشان بر ما پوشیده و پنهان است و از ازل بر تو معلوم و آشکار می‌باشد، زیر پرچم توحید و اسلام در آیند (و از شرّ شرک و کفر نجات یابند).

بارالها! مشرکین را به خودشان به جنگ و نزاع مشغول دار تا به اطراف و حدود دیار مسلمانان دست‌درازی نکنند، و آنها را عوض مسلمانان به نقص و کاهش جان و مال گرفتار ساز و به واسطه اختلاف کلمه از تجمع و اتحادعلیه مسلمانان بازشان دار.

پروردگارا! تو دل‌های دشمنان اهل ثغور و مسلمانان را از ایمنی و آرامش خالی کن و تن‌هایشان را ناتوان گردان. و قلب‌هایشان را از فکر و حیله و طراحی علیه مسلمانان بازدار و غافل گردان، و شخصیت‌ها و ارکان آنان را از مقاومت در مقابل مسلمانان، ضعیف و سست گردان و آنان را از مبارزه و جنگ با قهرمانان و شجاعان سپاه اسلام ترسان و هراسان ساز و سپاهی از فرشتگان را به دفع و هلاکت آنها برانگیز چنان که روز جنگ بدر کردی، تا آخرین افراد مشرکان و دشمنان دین را به قتل و اسارت هلاک گردانی و ریشه شوکت و اقتدار آنها را از بیخ و بن برکنی.

پروردگارا! و در آب‌هایشان امراض دیگر (میکروب) داخل ساز و بلادشان را به بلای خسوف و زلزله ویران گردان و پیوسته به سنگباران هلاکت خراب ساز و به خشکسالی و قحطی در انداز و آذوقه آنها را در خشک‌ترین و بی‌گیاه‌ترین سرزمین و دورترین اماکن از آنها قرار ده و حصار آن اماکن را مانع دسترسی به آذوقه‌شان گردان تا سپاه مهاجم دشمن با گرسنگی ممتد و مرض سخت، دچار هزیمت و شکست گردد.

بارالها! هرگاه (و هر کجا) از قشون اسلام که اهل ملّت و شریعت هستند، مرد جنگجویی با آن کافران به جنگ برخیزد یا آنکه از پیروان سنت و آیین تو مردی با عدالت و معرفت با آنها به جهاد و دفاع رو آورد به این مقصود که دین و توحید تو برتری یابد و جند و سپاه تو نیرومندتر شود و بهره خلق از معرفتت افزون‌تر گردد، تو ای خدا بر آن مرد جنگجو و مجاهد، امر جنگ را سهل و آسان گردان و کارشان را مرتب و مصالحشان را مهیّا ساز و به فتح و پیروزی یاری فرما و برای او اصحاب و یارانی برگزین و به وجود پشتیبانان و یاران، او را نصرت ده و آذوقه‌اش را فراوان (و تجهیزات و تسلیحاتش را از هر لحاظ کامل) گردان و او را به شادی و سرور قلبی کمک کن و حرارت عطش شوق و شدت میل به وصول مقصود (دنیوی) را در او فرو نشان و از غم و اندوه وحشت جنگ او را در پناه خودت آسوده و محفوظ بدار و با یاد اهل و اولاد، او را پریشان مگردان و برای او حسن نیّت عطا فرما (تا از ریا و تظاهر مصون بماند) و نیز او را بر حسن عاقبت و رستگاری یاری کن، نعمت صحت و سلامت را بر او ارزانی دار و از ترس و کم‌دلی دورش دار و شجاعت و نترسی را بر او الهام کن، و به او مقاومت و فتح را نصیب گردان و اخلاق نکو و حسن سیاست به او تعلیم فرما و در حکومت و قضاوت میان مردم به عدل و صواب موفقش گردان و از ریا و سمعه دورش دار و قصد و نیّتش را خالص گردان و همه کار، فکر، ذکر و حرکت و سکونش را در راه طلب لقای خودت قرار ده، و در میدان جنگ هنگامی که سپاهش با دشمنان دین روبه رو گردید سپاه دشمن را در چشم او اندک نما و شأن و شوکتشان را در قلب او ناچیز و کوچک گردان و او رابر دشمن، غالب و قاهر و پیروز ساز و اگر سرنوشت او چنین است که عمرش ختم به سعادت و شهادت شود، این را بعد از شکست و هزیمت دشمن و بعد از أمن شدن سرحدات کشور مسلمانان نصیب او گردان.

پروردگارا! هر مسلمانی که فرزند جنگجو و یا مرابطه و سرحدداری تربیت کند و با دیگران به جهاد ترغیب نماید و مجاهدان را تعظیم و تکریم کند، در این دنیا بهجت و شادی و در آن دنیا اجر و ثواب مضاعف و دو چندان به او عطا فرما. پروردگارا! هر مسلمانی که امر اسلام بر او اهمیت داشته باشد و از تشکل و تحزب اهل شرک محزون و غمگین باشد و قصد و آهنگ جهاد و دفاع از اسلام کند اما ناتوانی جسمی و یا فقر مالی او را مانع از این کار بشود و یا اتفاق نابهنگامی او را مانع شود، خدایا! به چنین کسی اجر و پاداش جنگجویان و مجاهدان و مرابطان را عطا فرما و او را در زمره شهیدان قرار بده.

خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، بهترین درودها را که تو آفریننده و اعاده‌دهنده‌ای”[۲۹].

این دعای پر مغز و شورانگیز حضرت سجاد (ع) درباره اهل ثغور و مرزبانان کشورهای اسلامی و مجاهدان مدافع از حریم اسلام و حوزه آن نشانگر اهمیت فوق‌العاده و ارزش والای مرابطه در اسلام است[۳۰].

رباطه در حکومت جائر

با توجه به مطالب گذشته سؤالی در اینجا مطرح است و آن اینکه حفاظت از سرحدات و مرابطه در زمانی که حاکمی جائر بر مسلمانان حکومت کند چگونه است؟ آیا جایز است یا خیر؟

پاسخ سؤال این است که اسلام در برابر تهاجم خارجی دستور داده که از جبهه‌گیری داخلی پرهیز شود و لذا اگر در حکومت جائر تهاجم خارجی کیان اسلام و اساس آن را تهدید کند، دفاع از مرزهای کشور اسلامی و جنگ با کفّار مهاجم در این جهت در کنار و معیّت حکومت غیر عادل داخلی بلامانع است، مشروط بر اینکه مرابط و مجاهد در مقام جنگ نیّت و قصد دفاع از خود، دفاع از مسلمانان و دفاع از اسلام کند و نه قصد استعانت سلطان و حکومت جائر.

این مطلبی است که هم احادیث آن را تأیید می‌کند و هم فتوای فقهای شیعه بر آن است و دعای حضرت سجاد (ع) نیز مؤید این مطلب است[۳۱]؛ زیرا امام سجاد (ع) خود در زمان حاکمیّت حکّام فاجر و جائر بر کشور اسلامی زندگی می‌کرد منتها در همان حال “مرابطین” و مرزداران کشور اسلامی را دعا می‌کند، و این به معنای تشویق مردم به دفاع از مرزهای اسلامی حتی در زمان حکومت جائر است، چراکه دفاع از هستی اسلام و ناموس مسلمانان ربطی به حاکم ندارد[۳۲].

رباطه در حکومت جائر

رباطه[۳۳] در حکومت جائر، یعنی حفاظت از مرزها در زمان حاکم جائر. در اینکه چنین حفاظتی از سوی مسلمانان واجب است یا خیر؟ مورد اختلاف است. اغلب، برآنند که هر گاه اساس اسلام تهدید گردد، حفاظت از مرزها لازم است؛ مشروط بر این که قصد آنان، دفاع از جان، مال و ناموس مسلمانان باشد نه تقویت حکومت جائر[۳۴].[۳۵]

مرابطه؛ مرزبانی از کیان اسلام

مرابطه و رباطه به معنای مرزبانی و حفظ مرزها و حدود و ثغور کشور و در نتیجه حفظ حاکمیت نظام اسلامی است؛ به عبارت دیگری رباطه همان سیاست دفاعی و مرزداری است و در آن در خصوص وطن، ملیت، سرزمین اسلامی و قوانین مربوط به آن گفتگو می‌شود. این موضوع از مباحث مهم فقه سیاسی اسلام شمرده می‌شود و فقهای شیعه بر اساس روایات متعدد از معصومین(ع) بر آن تأکید بسیاری کرده‌اند. در روایات صیانت و حراست از خطوط مرزی کشور اسلامی ارزش زیادی دارد و نقل است که پیامبر(ص) فرمود: «رِبَاطُ لَيْلَةٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ خَيْرٌ مِنْ صِيَامِ شَهْرَيْنِ‌»[۳۶]: «یک شب پاسداری در راه خدا [از سرحدات اسلامی] از دو ماه روزه گرفتن برتر است».

صاحب جواهر در تعریف رباطه می‌نویسد: المرابطة وهي الإرصاد والإقامة لحفظ الثغر من هجوم المشركين الذي هو الحد المشترك بين دار الشرك ودار الإسلام كما في التنقيح، أو كل موضع يخاف منه كما في جامع المقاصد أو هما معا كما في المسالك... على كل حال ف هي مستحبة لما تسمعه من النصوص[۳۷] كما صرح به الفاضلان والشهيدان وغيرهم، بل لا أجد فيه خلافا بينهم[۳۸]: «مرابطه، کمین کردن و رصد کردن و حفاظت از مرزها در برابر تهاجم مشرکان است؛ مراد از ثغر مرزهایی است که حد مشترک بین دارالشرک و دارالاسلام است؛ همان طور که در کتاب تنقیح آمده است یا هر موضع و مکانی که از آنجا ترس تهاجم دشمنان می‌رود؛ همان طور که در جامع المقاصد آمده است یا مراد از آن هر دو معناست، همان‌گونه که در مسالک ذکر شده است... در هر حال، مرابطه از امور مستحب است، همچنان که در نصوص دیده می‌شود و فاضلان محقق حلی و علامه حلی و شهیدین و دیگران به آن تصریح کرده‌اند و خلافی در این حکم بین فقها ندیدم». نکته مهم اینکه رباطه در مواقعی واجب می‌شود، البته وجوب کفایی همانند وجوب جهاد. در این صورت لازم است مکلفان به آن عمل کنند: في التنقيح وجوبها على المسلمين كفاية من غير شرط ظهور الإمام(ع)، ولعله يريد حال الضرر بعدمها على الإسلام، لا أن المراد وجوبها من حيث كونها كذلك مطلقا، نعم هي راجحة ولو كان تسلط الإمام(ع) مفقودا أو كان غائبا لأنها لا تتضمن قتالا ابتداء مع غير إمام عادل كي يكون مندرجا فيما دل على النهي عنه بل تتضمن حفظا وإعلاما إذ الرباط الإقامة في الثغر للإعلام بأحوال المشركين كي يؤخذ الحذر من هجومهم على بلاد الإسلام، ولو اتفق الاحتياج معه إلى القتال فهو من الدفاع حينئذ عن البيضة الذي قد عرفت كونه قسما من الجهاد ومأمورا به[۳۹]: «شیخ مفید در تنقیح، رباطه را بر مسلمانان واجب کفایی دانسته؛ بدون اینکه به ظهور امام(ع) مشروط کرده باشد. به نظر می‌رسد مراد مؤلف تنقیح از وجوب رباطه در صورتی است که عدم اقامه رباطه موجب ضرر بر اسلام باشد، نه اینکه مرادش وجوب رباطه به طور مطلق باشد؛ البته در هر حال رباطه راجح است؛ هر چند امام(ع) حاکم نباشد یا غایب باشد؛ چراکه مرابطه متضمن قتال و جهاد ابتدایی نیست که عدم حضور امام(ع) موجب نهی از آن شود؛ بلکه متضمن حراست و استعلام است؛ چراکه مرزداری در حدود برای اعلام و استعلام از وضعیت مشرکان است تا از تهاجم آنها بر سرزمین اسلامی در امان باشیم. چنانچه در رباطه احتیاج به قتال و جنگ گردد، از باب دفاع از بیضه اسلام است که همان طور که روشن شد، این قسمی از جهاد بوده که به آن امر شده‌ایم».

دین اسلام و همچنین حدود دولت اسلامی از نظر فکری و هدفی، با مرزهای مادی و حدود ارضی، قابل تحدید و تجزیه نیست؛ ولی از نظر سیاسی به ناگزیر سرزمین‌هایی که در قلمرو سیاسی اسلام (دارالاسلام) قرار گرفته است، باید با علائمی از اراضی بیگانگان و کشورهای دیگر مشخص و متمایز شود. علائم مزبور که مرز خوانده می‌شود، ممکن است به وسیله عادات و رسوم معین شود، یا با علائم طبیعی از قبیل کوه‌ها و رودها و نیز با علائم مصنوعی مانند وسائل و علامت‌هایی که اکنون در تمایز میان خاک کشورها به کار برده می‌شود. قانون مرابطه در اسلام به منظور حفظ و حراست و نگهبانی «ثغور» سرزمین اسلامی منظور شده است و فقها ثغور را به سه صورت زیر تفسیر کرده‌اند:

  1. حد مشترک که مرز بین دارالشرک و دارالاسلام را مشخص می‌کند.
  2. مواضعی از اطراف سرزمین‌های اسلامی که در معرض خطر هجوم بیگانگان واقع است.
  3. هر منطقه‌ای که از سوی قوای بیگانه تهدید می‌شود[۴۰].

نکته قابل توجه این است که عنوان مرابطه در فقه اسلامی با مسئله جنگ حالت تعرض ارتباطی ندارد و منظور از آن تنها نگهبانی و استعلام از اوضاع مرزی است. اهمیت و ارزش مرزداری در آموزه‌های اسلامی بسیار قابل توجه است و درباره ارزش معنوی آن نیز روایات بسیاری از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است؛ از جمله آن حضرت می‌فرماید: «‌رِبَاطُ لَيْلَةٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ خَيْرٌ مِنْ صِيَامِ شَهْرٍ وَ قِيَامِهِ فَإِنْ مَاتَ جَرَى عَلَيْهِ عَمَلُهُ الَّذِي كَانَ يَعْمَلُهُ وَ أُجْرِيَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ وَ أمِنَ الْفتّان»[۴۱]: «یک شب مرزداری در راه خدا برتر از یک ماه روزه‌داری و نماز خواندن است؛ پس اگر کسی در این حال بمیرد، بر او عمل روزه‌دار و نمازگزار نوشته می‌شود و رزق او بر مرزدار جاری می‌گردد و از فتنه در امان می‌شود».

در اهمیت مکانت مرابطه همین بس که امام سجاد(ع) در فرازهایی بسیار زیبا به دعای خیر برای مرابطان و مرزداران می‌پردازد، در حالی که آن مرزداران تحت حاکمیت حکام ستمگر و غاصب بنی امیه بودند: «(۱) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَصِّنْ ثُغُورَ الْمُسْلِمِينَ بِعِزَّتِكَ‌، وَ أَيِّدْ حُمَاتَهَا بِقُوَّتِكَ، وَ أَسْبِغْ عَطَايَاهُمْ مِنْ جِدَتِكَ (۲) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ كَثِّرْ عِدَّتَهُمْ، وَ اشْحَذْ أَسْلِحَتَهُمْ، وَ احْرُسْ حَوْزَتَهُمْ، وَ امْنَعْ حَوْمَتَهُمْ، وَ أَلِّفْ جَمْعَهُمْ، وَ دَبِّرْ أَمْرَهُمْ، وَ وَاتِرْ بَيْنَ مِيَرِهِمْ، وَ تَوَحَّدْ بِكِفَايَةِ مُؤَنِهِمْ، وَ اعْضُدْهُمْ بِالنَّصْرِ، وَ أَعِنْهُمْ بِالصَّبْرِ، وَ الْطُفْ لَهُمْ فِي الْمَكْرِ..... (۷) اللَّهُمَّ وَ قَوِّ بِذَلِكَ مِحَالَ أَهْلِ الْإِسْلَامِ، وَ حَصِّنْ بِهِ دِيَارَهُمْ، وَ ثَمِّرْ بِهِ أَمْوَالَهُمْ، وَ فَرِّغْهُمْ عَنْ مُحَارَبَتِهِمْ لِعِبَادَتِكَ، وَ عَنْ مُنَابَذَتِهِمْ لِلْخَلْوَةِ بِكَ حَتَّى لَا يُعْبَدَ فِي بِقَاعِ الْأَرْضِ غَيْرُكَ، وَ لَا تُعَفَّرَ لِأَحَدٍ مِنْهُمْ جَبْهَةٌ دُونَكَ...»[۴۲]: «خدایا، بر محمد(ص) و خاندانش درود فرست و مرزهای مسلمانان را به نیروی غالب خویش استوار و ایمن گردان و مرزبانان را به قدرت خود مدد فرما و آنان را از خزانه بی‌پایان خود عطایای بسیار ببخش. خدایا، بر محمد(ص) و خاندانش درود فرست و بر شمار مرزبانان بیفزا و سلاح‌هایشان را برنده و کاری ساز و از همه سو پاسشان بدار و پیرامونشان را از نفوذ دشمن حفظ فرما. پیوند آنان را محکم ساز و خود، کارهاشان را بسامان کن و توشه آنان را پی در پی برسان. سنگینی وظیفه مرزبانی را تو خود بر ایشان سبک گردان. آنان را بر دشمنانشان پیروزی ده و بازویشان را قوی فرمای و با شکیبایی مدد نمای و چنان کن که نیرنگ دشمن را نیک بشناسند و پاسخ گویند.... خدایا، بدین کارها پشت مسلمانان را قوی گردان و گرد کشورشان را به دژ محکم استوار دار و مال آنان را بارور کن و آنان را از جنگ فارغ ساز تا بندگی تو کنند و از کارزار با ایشان آسوده کن تا با تو در خلوت به راز و نیاز پردازند تا در هیچ جای زمین غیر تو را عبادت نکنند و پیشانی برای هیچ کس جز تو به خاک سوده نگردد».

اصولاً مرزداری (مرابطه) در اسلام، به صورت یک عبادت مهم و ارزشمند تلقی شده و حداقل آن سه روز تعیین شده است. قاطبه فقها نیز هم بر استحباب آن و هم بعضاً بر وجوب کفایی آن تأکید کرده‌اند[۴۳]. شایان ذکر است که مرزبانی تنها وظیفه دولت اسلامی نیست؛ بلکه اسلام آن را به صورت یک عبادت برای مسلمانان تکلیف کرده و همه مسلمانان را به انجام مسئولیت خطیر ملی مزبور تشویق نموده است[۴۴].[۴۵]

منابع

پانویس

  1. شکوری، ابوالفضل، فقه سیاسی اسلام، ص ۱۴۱.
  2. بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه‌نامه، ص۸۱۱.
  3. ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص۲۱۹.
  4. وهبة بن مصطفی زحیلی، التفسیر المنیر، ج۴، ص۲۱۷.
  5. سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۹۲.
  6. حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۴، ص۲۸.
  7. ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص۴۷۸.
  8. نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص: ۴۷۰-۴۷۱.
  9. شرایع الاسلام، ج۱، ص۳۰۹؛ جامع عباسی ص۳۹۱؛ ریاض المسائل، ج۷، ص۴۵۱؛ مسالک الافهام، ج۳، ص۱۸.
  10. فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژه‌نامه فقه سیاسی، ص ۱۶۴.
  11. «ای مؤمنان! شکیبایی ورزید و یکدیگر را به شکیب فرا خوانید و از مرزها نگهبانی کنید و از خداوند پروا بدارید باشد که رستگار شوید» سوره آل عمران، آیه ۲۰۰.
  12. «میان خویش مهربانند» سوره فتح، آیه ۲۹.
  13. حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۴، ص‌۲۸.
  14. سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۹۲.
  15. سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۹۷.
  16. نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص: ۴۷۰-۴۷۱.
  17. شرح لمعه، ج۱، ص۲۵۶.
  18. شرح تبصرة المتعلمین، ج۵-۶، ص۴۳۶.
  19. شکوری، ابوالفضل، فقه سیاسی اسلام، ص ۱۵۰.
  20. جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۹؛ مسالک، ج۳، ص۱۸؛ صبح الاعشی، ج۶، ص۲۷؛ تفسیر قرطبی، ج۴، ص۳۲۴؛ مجمع البحرین، ج۴، ص۲۴۸.
  21. صحیفه سجادیه، دعای ۲۷؛ شرح لمعه، ج۱، ص۲۵۶.
  22. دائرة المعارف القرن العشرین، ج۴، ص۱۷۷؛ روض القرطاس، ج۲، ص۹؛ الکامل فی التاریخ، ج۹، ص۲۳۱؛ تاریخ الاسلام، ج۴، ص۲۸۳-۲۸۲؛ العبر، ج۶، ص۱۸۳.
  23. فشرده داستان تشکیل دولت مرابطین چنین است: در شمال آفریقا و مراکش قبیله‌ای به نام “بنی‌صنهاجه” زندگی می‌کردند و قبایل زیاد دیگری نیز در آن اطراف پخش بودند و تمدن و آگاهی دینی نداشتند و اکثر مجوس و آتش‌پرست بودند. یکی از سران بنی‌صنهاجه شخصی به نام “یحیی بن ابراهیم کدالی” و مسلمان بود. او در سال ۴۲۷ هجری عزم سفر حج نمود و در بازگشت از سفر حج در “قیروان” با فقیهی به نام “ابو عمران فاسی” ملاقات کرد و در مجلسش شرکت نمود و پند و موعظه فقیه یاد شده در او اثر کرد و بر جهالت قبیله و قوم خود متأسف شد و از ابوعمران فاسی خواست یکی از طلاب و شاگردان خود را همراه او بفرستد تا بنی‌صنهاجه را هدایت نماید و متفقه به دین کند، کسی از طلاب حاضر نشد به آن دیار برود و لذا ابوعمران فاسی نامه‌ای به یکی از فقهای شهر نفیس به اسم “واجاج بن زلوا” نوشت و گفت: یکی از طلاب و شاگردان خود را به میان بنی‌صنهاجه بفرست تا آنان را دین بیاموزد و او یکی از شاگردان خود را به نام “عبدالله یاسین” همراه یحیی بن ابراهیم کدالی به دیار مراکش فرستاد. اما آن قوم عبدالله بن یاسین را تحویل نگرفتند و با او و تعلیماتش به مخالفت برخواستند و لذا تصمیم گرفت از آنجا برود. یحیی بن ابراهیم به او پیشنهاد کرد از مردم کناره‌گیری کنند و به عبادت خدا بپردازند، عبدالله قبول کرد و رفتند به یکی از جزایر نزدیک و از آنجا با اطراف “رابطه” برقرار کردند و به همین خاطر معروف شدند به “مرابطین”. آوازه شهرتشان منطقه را گرفت و جوانان به حضورشان شتافتند و حدود هزار شاگرد پیدا کردند و تربیت نمودند و سپس عبدالله بن یاسین گفت: اکنون باید به جهاد پرداخت و حق را زنده کرد و مردم را ارشاد نمود. پس به جهاد بشتابید. آنان قیام مسلّحانه کرده و قبایل را مطیع خود ساخته و شریعت اسلام را پیاده نموده و حوزه خود را گسترش دادند و.... (فرید وجدی مصری، دائرة معارف القرن العشرین، ج۴، ص۱۷۷).
  24. فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژه‌نامه فقه سیاسی، ص ۱۶۴.
  25. الرباط هو الإرصاد فی أطراف بلاد الإسلام للإعلام بأحوال المشرکین علی تقدیر هجومهم؛ شرح لمعه، ج۱، ص۴۳۶.
  26. شکوری، ابوالفضل، فقه سیاسی اسلام، ص ۱۵۰.
  27. «رِبَاطُ لَيْلَةٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ خَيْرٌ مِنْ صِيَامِ شَهْرٍین»؛ شیخ بهایی، جامع عباسی، ص۱۵۱.
  28. «آیا در (کار) کسانی ننگریسته‌ای که از بیم مرگ از سرزمین خود بیرون رفتند و آنان هزاران کس بودند و خداوند به آنان فرمود: بمیرید سپس آنان را زنده کرد؛ بی‌گمان خداوند دارای بخشش بر مردم است اما بیشتر مردم سپاس نمی‌گزارند» سوره بقره، آیه ۲۴۳.
  29. صحیفه سجادیه، ترجمه الهی قمشه‌ای، ص۲۵۶.
  30. شکوری، ابوالفضل، فقه سیاسی اسلام، ص ۱۵۲-۱۵۸.
  31. وسائل الشیعه، ج۱۱، ابواب جهاد العدو، باب ۶، حدیث ۲، ص۲۰ (حدیث یونس و محمدبن عیسی از ابوالحسن (ع)) و نیز کتاب شرح تبصرة المتعلمین، آقاضیاء الدین عراقی، ج۴، ص۴۳۲.
  32. شکوری، ابوالفضل، فقه سیاسی اسلام، ص ۱۵۸.
  33. راجع به معنی رباطه، ر. ک: مرابطه.
  34. وسایل الشیعه، ج۱۱، ابواب جهاد العدو، باب ۶، حدیث ۲، ص۲۰؛ شرح تبصرة المتعلمین، ج۶، ص۴۳۲؛ صحیفه سجادیه، ترجمه الهی قمشه‌ای، ص۲۵۶.
  35. فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژه‌نامه فقه سیاسی، ص ۱۱۴.
  36. شیخ بهایی، جامع عباسی، ص۱۵۱. به نقل از: ابوالفضل شکوری، فقه سیاسی اسلام، ص۱۵۲.
  37. متقی هندی، کنز العمال، ج۲، ص۲۵۳.
  38. محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۸.
  39. محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۸-۳۹.
  40. محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۸.
  41. متقی هندی، کنز العمال، ج۲، ص۲۵۳.
  42. امام سجاد(ع)، صحیفه سجادیه، ص۱۲۶-۱۲۸.
  43. محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۸.
  44. عباسعلی عمید زنجانی، فقه سیاسی، ج۱، ص۲۵۱.
  45. نباتیان، محمد اسماعیل، فقه و امنیت ص ۱۳۷.