اباصلت هروی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== # +==منابع== {{منابع}} # ))
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== +== منابع ==))
خط ۳۳: خط ۳۳:
{{پایان مدخل‌های وابسته}}
{{پایان مدخل‌های وابسته}}


==منابع==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده: 1100514.jpg|22px]] [[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[اباصلت هروی - کمپانی زارع (مقاله)|مقاله «اباصلت هروی»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه امام رضا''']]
# [[پرونده: 1100514.jpg|22px]] [[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[اباصلت هروی - کمپانی زارع (مقاله)|مقاله «اباصلت هروی»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه امام رضا''']]

نسخهٔ ‏۱۷ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۲:۵۴

اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل اباصلت هروی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

از راویان و یاران خاص امام رضا(ع). منابع تاریخی نام و نسب وی را عبدالسلام بن صالح بن سلیمان بن ایوب[۱] بن میسره[۲] گفته و اغلب وی را هروی دانسته‌اند[۳]، هر چند برخی از آنها نیز او را بلخی خوانده‌اند[۴]. با اینکه منابع وی را هروی یا بلخی یعنی منسوب به هرات یا بلخ دانسته‌اند، راز انتسابش به این شهرها به درستی مشخص نیست که آیا وی در یکی از این دو سرزمین ولادت یافته یا مدتی در این بلاد زندگی کرده است. البته برخی بر اساس روایتی ولادتش را مدینه دانسته‌اند[۵]. در هر صورت، اطلاعات روشنی در این باره دیده نمی‌شود و از این رو نمی‌توان با قاطعیت در این باب اظهار نظر کرد. برخی گفته‌اند که خاندان وی از موالی عبدالرحمن بن سمره قریشی بوده است[۶] و از آنجا که مطابق تواریخ، عبدالرحمن بن سمره در عصر عثمان و معاویه مدتی طولانی را به فتح بلادی چون بلخ، کابل، سیستان و... مشغول بوده است و بسیاری از ساکنان این مناطق به واسطه لشکرکشی وی به اسلام تشرف یافتند[۷]، می‌توان پذیرفت که اجداد اباصلت نیز در یکی از نواحی خراسان بزرگ به وساطت ابن‌سمره مسلمان شده و از این رو از موالی وی به شمار آمده باشند. البته با توجه به گستردگی معانی مولی، می‌توان وجوه دیگری از قبیل هم‌پیمان بودن را برای این انتساب بیان کرد که البته قائلانی نیز دارد[۸]. اما اگر رأی نخست را که بیشتر با قرائن هماهنگ است بپذیریم این پرسش پیش می‌آید که پس از اسلام آوردن خاندان اباصلت، ایشان در کجا زیسته‌اند؟ ابن سمره در اصل از اهالی حجاز است و پس از رحلت رسول اکرم(ص) به عراق مهاجرت کرده و در بصره ساکن شده است[۹].

درباره زمان ولادت اباصلت نیز اطلاع دقیقی در دست نیست. برخی منابع متأخر بر اساس گفته خود وی که از سی سال شاگردی خویش نزد سفیان بن عیینه از سنین کودکی سخن گفته[۱۰]، با احتساب سال مرگ ابن عیینه، یعنی سال ۱۹۶ ق، به این نتیجه رسیده‌اند که تولد وی در حدود سال ۱۶۰ ق بوده است[۱۱]. اباصلت برای شنیدن حدیث به شهرهای بسیاری سفر کرده است[۱۲] و طبعاً غیر از ابن عُیَیْنه، محضر برخی دیگر از مشایخ اهل حدیث را نیز درک کرده است که از جمله ایشان می‌توان به حماد بن زید بصری، مالک بن انس قرشی، محمد بن خازم تمیمی، مشهور به ابا معاویه، عبدالرزاق بن همام یمانی صنعانی و شریک بن عبدالله نخعی اشاره کرد[۱۳]. وی محضر این بزرگان را در شهرهای کوفه، بصره، یمن، مکه و مدینه درک کرده است[۱۴]. از سخنان اباصلت و درگیری‌های وی با فرقه‌ها و نحله‌های کلامی گوناگون می‌توان این مطلب را دریافت که وی علاوه بر آشنایی با علم حدیث، شناخت قابل توجهی نیز از دانش کلام و علم ملل و نحل داشته است. وی به شدت مورد توجه مأمون بود و با نظر وی در جلسات مناظره با جماعاتی از اهل کلام حاضر می‌شد[۱۵].

از وی نقل شده است: من شخصی به دانشمندی علی بن موسی(ع) ندیده‌ام و نیز هیچ عالمی را ندیده‌ام که با ایشان ملاقات کند و به برتری دانش امام بر خود و دیگر علما شهادت ندهد[۱۶]. وی به نقل از امام رضا(ع) آورده است: دانشمندان بسیاری در مدینه بودند و من در روضه رسول خدا(ص) می‌نشستم. و چون یکی از ایشان در مسأله‌ای در می‌ماند، متوجه من می‌شدند و مسأله خود را با من مطرح می‌کردند و پاسخ پرسش خود را می‌یافتند[۱۷].  روشن نیست اباصلت در کجا و چه مدت با امام مصاحبت داشته و شاگردی آن حضرت را کرده است. از برخی منابع استفاده می‌شود اباصلت با امام به حج رفته و از ایشان دعایی را که در موقف حج قرائت می‌کرد، نقل کرده است[۱۸].

اباصلت به قصد جهاد به مأمون می‌پیوندد و پس از مدتی فضل و دانش وی بر خلیفه عباسی آشکار می‌شود و در زمره علمای مورد توجه وی قرار می‌گیرد[۱۹]. اباصلت، در سفر امام به مرو، از نیشابور و به روایتی در منزلی پیش‌تر از آن[۲۰] با ایشان همراه بوده و به ضبط سخنان آن حضرت اهتمام ویژه داشته است[۲۱]. او علاوه بر نقل روایات آن حضرت، از کراماتی که در مسیر حرکت امام دیده سخن به میان آورده است، مثل جاری شدن آب از زمین خشک در قریه حمراء که به نقل وی در کتب روایی موجود است[۲۲]. اباصلت یکی از ناقلان حدیث مشهور به سلسلة الذهب در نیشابور، بلکه یکی از معدود کسانی است که با جزئیات به نقل آن پرداخته است. وی می‌گوید: وقتی امام از نیشابور حرکت کرد، من با وی همراه بودم که در مربعه، جمعی از اهل دانش از آن حضرت خواستند تا حدیثی از پدرش [رسول خدا(ص)] برای آنان نقل کند. او نیز چنین کرد[۲۳]. هروی پس از آن تا زمان شهادت امام همواره ملازم و همراه ایشان بود و در مجالس مناظره و گفت‌و‌گو با دانشمندان فرق و نحل مختلف و همنشینی با اصناف مختلف، شاهد بیانات آن حضرت بود و گزارش‌های دقیقی را از این مجالس فراهم آورد. وی از جمله پرسش‌هایی را که مأمون از آن حضرت درباره مسائل مختلف داشته، نقل کرده است[۲۴]. یکی از اموری که در ارتباط امام با مردم موجب شگفتی اباصلت می‌شده و موجب شده تا وی از ایشان در این باب پرسش کند، تسلط امام بر زبان‌های گوناگون بود[۲۵]. هیچ کس مانند وی چنان ملازم و معتمد امام نبوده که بتواند دایره دانش و بینش ایشان را دریابد و این موجب شده که وی از اصحاب خاص امام رضا(ع) شود و نفیس‌ترین و دقیق‌ترین روایات را از ایشان نقل کند. نزدیکی وی به امام موجب شده که وی را از خادمان ایشان بدانند[۲۶]. اباصلت علاوه بر دانش، ثروت بسیاری نیز داشت که آن را در راه دانش و دانشمندان صرف می‌کرد[۲۷].

اباصلت، فارغ از نزدیکی به امام رضا(ع)، به دیگر ائمه معصوم(ع) نیز علاقه و ارادت فراوان داشته، روایات فضائل آنان را نقل کرده و سخنان بسیاری در تکریم و تعظیم ایشان گفته است. یکی از روایاتی که بسیار نقل کرده، روایت مشهور «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ‏ وَ عَلِيٌّ‏ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ مَدِينَةَ فَلْيَأْتِ الْبَابِ» منقول از پیامبر اکرم(ص) است. وی به حدی به نقل این روایت اهتمام می‌ورزیده که برخی به وی تهمت زده‌اند که این روایت از مجعولات شخص او است[۲۸].

برخی از روایاتی که اباصلت نقل کرده است بیانگر عصمت اهل بیت(ع)[۲۹] و برتری مطلق ایشان نسبت به دیگر انسان‌ها[۳۰] و وصایت بلافصل امام علی(ع) پس از رسول خدا(ص) و رستگاری و نجات خلق به واسطه پیروی از ایشان[۳۱] و برتری ایشان نسبت به سه خلیفه نخست و فضائل خاصشان[۳۲] است. بر اساس روایات منقول از اباصلت، امامت مختص دوازده نفر از اهل بیت پیامبر(ص) است که از ناحیه رسول خدا به امامت منصوب می‌گردند. این امامان یگانه عصر خودند و احدی در دانش و بینش به مقام ایشان نائل نمی‌شود[۳۳]. جماعتی که بیش از همه در منقولات وی مورد نقد و طعن‌اند، بنی‌امیه و آل ابوسفیان‌اند. از وی نقل شده که سگ آل ابی‌طالب از جمیع بنی‌امیه بهتر است[۳۴]. روایات منقول از وی از میان خلفا بیش از همه از عثمان انتقاد می‌کند و دنیا دوستی وی و اطرافیانش را به همراه ایجاد بدعت‌های تازه در دین و نیز بی‌حرمتی به اکابر صحابه، از عمده‌ترین نقاط ضعف خلافت وی می‌داند[۳۵].

بیشتر دانشمندان اباصلت را از شیعیان امامیه و از یاران خاص امام هشتم دانسته‌اند[۳۶]. اکثر علمای عامه نیز وی را شیعه دانسته و گاه به وی به دلیل باورهای شیعی و نقل برخی روایات ناظر به اعتقادات ایشان توهین کرده[۳۷] و از پذیرش روایات وی پرهیز کرده‌اند[۳۸]. البته در میان علمای شیعی، شیخ طوسی اباصلت را بر مذهب عامه می‌داند[۳۹]. این در حالی است که شیخ طوسی در الأمالی روایاتی را از اباصلت نقل کرده که موضع و مضمونی شیعی دارد. این احتمال وجود دارد که چنان که خویی اظهار داشته، شیخ در کتاب رجالی خود دچار سهو القلم شده باشد[۴۰]، هر چند تکرار ادعای شیخ توسط ابن‌داود[۴۱] چنین توجیهی را بر نمی‌تابد. البته تفرشی اختلاط وی با عامه و نقل احادیث آنان را موجب اشتباه احوال وی و زمینه‌ساز چنین داوری‌هایی دانسته است[۴۲].

در نقلی که در منابع به تفصیل ذکر شده، امام تمام جزئیات شهادت خود و عامل و سبب آن را برای اباصلت بیان می‌کند. پس از حضور امام جواد(ع) برای کفن و دفن پدر بزرگوارشان نیز اباصلت تنها کسی است که با ایشان بر بدن امام رضا(ع) نماز می‌گزارد[۴۳]. اباصلت از شب شهادت امام رضا(ع) روایاتی را نقل کرده است[۴۴] و مسلم است که این دو امام همام وی را محرم اسرار خود می‌دانسته‌اند که اجازه حضور وی را داده‌اند. در منابع نیز کتابی با نام وفات الرضا(ع) به وی منتسب است[۴۵] پس از شهادت امام رضا(ع)، مأمون اباصلت را در مورد برخی اسرار امام بازجویی کرد و وی اظهار داشت که آنها را فراموش کرده است و بدین جهت به مدت یک سال زندانی شد. او که از زندانی بودن به تنگ آمده بود متوسل به اهل بیت(ع) گردید و امام جواد(ع) موجبات رهایی وی را از زندان فراهم آورد[۴۶]. اوج مناظرات وی با قائلان به خلق قرآن بوده است. وی با بشر بن غیاث مریسی که یکی از طرفداران این نظریه بود در مجلس مأمون مناظره کرد و اشکالات دیدگاه وی را به وی متذکر شد و او را در جدل مغلوب کرد[۴۷]. اباصلت به نقل از ائمه معصوم(ع) و حتی پیامبر اکرم(ص) می‌گوید که در ایمان هم باور و هم عمل و هم اقرار زبانی اهمیت دارد و چنان که مرجئه پنداشته‌اند، ایمان صرف باور و منفصل از عمل نیست[۴۸].

اباصلت را فردی پارسا[۴۹] و متعبد توصیف کرده[۵۰] و گفته‌اند مکرر به زیارت خانه خدا می‌رفت[۵۱]. درباره جایگاه روایی وی در میان دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد. برخی از علمای عامه وی را تضعیف کرده‌اند[۵۲]، اما بیشتر دانشمندان عامه و خاصه به توثیق وی تصریح کرده‌اند و حدیث او را قابل اعتماد دانسته‌اند[۵۳]. کسانی که وی را تضعیف کرده‌اند عمدتاً به روایاتی که در بردارنده مواضعی شیعی است اشاره کرده‌اند و در برخی موارد به صراحت تشیع وی را علت ضعف وی دانسته‌اند[۵۴]. علمای عامه که از تشیع اباصلت خشنود نبوده‌اند، با اینکه دانشمندان اهل سنت روایات اندکی از اباصلت نقل کرده‌اند وی از بسیاری از اهل سنت روایت نقل کرده و شاگردان بسیاری از این جماعت داشته و او را ثقه می‌دانسته‌اند. برای مثال، در صحاح سته تنها یک روایت و آن هم در باب ایمان از وی نقل شده است[۵۵]. اباصلت در سال ۲۳۶ ق از دنیا رفت[۵۶].[۵۷].[۵۸]

جستارهای وابسته

منابع

  1. کمپانی زارع، مهدی، مقاله «اباصلت هروی»، دانشنامه امام رضا

اصحاب امام رضا (ع)

  1. آدم بن ابی‌ایاس عسقلانی
  2. اباصلت هروی
  3. ابان بن محمد بجلی
  4. ابراهیم اوسی
  5. ابراهیم بن ابی محمود خراسانی
  6. ابراهیم بن ابی‌اسرائیل
  7. ابراهیم بن ابی‌الکرام جعفری
  8. ابراهیم بن ابی‌بلاد
  9. ابراهیم بن ابی‌سمال
  10. ابراهیم بن ابی‌محمود خراسانی
  11. ابراهیم بن احمد بغدادی بزوری
  12. ابراهیم بن اسحاق نهاوندی
  13. ابراهیم بن اسماعیل بن داود
  14. ابراهیم بن بسطام
  15. ابراهیم بن بشر
  16. ابراهیم بن داود یعقوبی
  17. ابراهیم بن سفیان
  18. ابراهیم بن سلام نیشابوری
  19. ابراهیم بن شعیب عقرقوفی
  20. ابراهیم بن صالح (راوی)
  21. ابراهیم بن عباس بن محمد صولی
  22. ابراهیم بن عبدالحمید
  23. ابراهیم بن علی جعفری
  24. ابراهیم بن محمد حسنی
  25. ابراهیم بن محمد خراسانی
  26. ابراهیم بن محمد خزاز
  27. ابراهیم بن محمد مولی خراسانی
  28. ابراهیم بن محمد همدانی
  29. ابراهیم بن موسی قزاز
  30. ابراهیم بن هاشم عباسی
  31. ابراهیم بن هاشم قمی
  32. ابراهیم بن هاشم
  33. ابن سراج
  34. ابن سکیت
  35. ابن طیفور متطبب
  36. ابن غیلان مدائنی
  37. ابن‌خانبه
  38. ابو احمد غازی
  39. ابو یحیی زکریا بن یحیی واسطی
  40. ابو یزید قسمی
  41. ابواسحاق خراسانی
  42. ابوالحسن خراسانی
  43. ابوالحسین رازی
  44. ابوالعباس حمیری
  45. ابوالفضل خراسانی
  46. ابوالقاسم فارسی
  47. ابوجریر قمی
  48. ابوحارث
  49. ابوحبیب نباجی
  50. ابوحریر قمی
  51. ابوحمزة مولاه
  52. ابوحیون
  53. ابوخالد سجستانی
  54. ابوخالد کوفی
  55. ابوزید مکی
  56. ابوسجاح انصاری
  57. ابوسعید خراسانی
  58. ابوعاصم
  59. ابوعلی قطان
  60. ابوقره
  61. ابومحمد تفلیسی
  62. ابومحمد جزائری
  63. ابومحمد جعفر بن بشیر بجلی
  64. ابومحمد ذریری دینوری
  65. ابومحمد رقی
  66. ابومحمد غفاری
  67. ابومحمد قزوینی
  68. ابومحمد مصری
  69. ابومحمد کوفی
  70. ابومسروق عبدالله نهدی کوفی
  71. ابویحیی موصلی
  72. ابویزید مکی
  73. احمد بن ابی‌خلف
  74. احمد بن ابی‌عبدالله برقی
  75. احمد بن ابی‌عبدالله
  76. احمد بن اشیم
  77. احمد بن حرب
  78. احمد بن حسن میثمی
  79. احمد بن حماد محمودی مروزی
  80. احمد بن حمزة بن بزیع
  81. احمد بن حنبل
  82. احمد بن زکریا
  83. احمد بن سلیمان
  84. احمد بن عامر طایی
  85. احمد بن عباس صنعانی
  86. احمد بن عبدالله بن حارثه کرخی
  87. احمد بن عبدالله جویباری
  88. احمد بن عمر بن ابی‌شعبه حلبی
  89. احمد بن عمر حلال کوفی
  90. احمد بن عمر مرهبی
  91. احمد بن عمره کوفی
  92. احمد بن عیسی بن اسباط
  93. احمد بن عیسی بن زید
  94. احمد بن عیسی بن علی
  95. احمد بن فیض
  96. احمد بن محمد بن ابی‌نصر بزنطی
  97. احمد بن محمد بن حنبل بن هلال شیبانی
  98. احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی
  99. احمد بن محمد زیدی
  100. احمد بن محمد سیاری
  101. احمد بن معافی
  102. احمد بن موسی الکاظم
  103. احمد بن موسی بن سعد
  104. احمد بن یوسف مولی بنی تیم الله کوفی
  105. احکم بن بشار مروزی کلثومی
  106. ادریس بن عیسی اشعری قمی
  107. ادریس بن یقطین
  108. اسحاق بن ابراهیم حنظلی
  109. اسحاق بن محمد حضینی
  110. اسحاق بن موسی بن جعفر
  111. اسماعیل بن سعد احوص اشعری قمی
  112. اسماعیل بن عباد قصری
  113. اسماعیل بن قتیبة
  114. اسماعیل بن محمد بن اسحاق بن جعفر
  115. اسماعیل بن مهران
  116. اسماعیل بن همام
  117. اضرم بن مطر
  118. افلح بن یزید
  119. ایوب بن نوح بن دراج کوفی
  120. بائس مولی حمزة بن یسع اشعری
  121. بکر بن صالح ضبی رازی
  122. بکر بن محمد ازدی
  123. ثلج بن ابی ثلج یعقوبی
  124. جعفر بن اسماعیل حضرمی
  125. جعفر بن بشیر بجلی
  126. جعفر بن عیسی بن عبید
  127. جعفر بن مثنی خطیب
  128. حسن بن ابراهیم کوفی
  129. حسن بن اسباط کندی
  130. حسن بن اسد بصری
  131. حسن بن بشیر
  132. حسن بن جهم رازی
  133. حسن بن حسین علوی
  134. حسن بن راشد
  135. حسن بن زیاد
  136. حسن بن سعید بن حماد
  137. حسن بن سعید کوفی
  138. حسن بن سهل
  139. حسن بن شعیب مداینی
  140. حسن بن عباد
  141. حسن بن عدیس
  142. حسن بن علی بن فضال کوفی
  143. حسن بن علی بن یقطین
  144. حسن بن علی خزاز
  145. حسن بن علی ربعی
  146. حسن بن عمر بن یزید
  147. حسن بن قاسم
  148. حسن بن محبوب سراد کوفی
  149. حسن بن محمد بن ابی طلحة
  150. حسن بن یونس
  151. حسن تفلیسی (ابومحمد تفلیسی)
  152. حسن رواندی دینوری
  153. حسین بن ابراهیم بن موسی بن جعفر
  154. حسین بن ابی‌سعید مکاری
  155. حسین بن بشار مداینی
  156. حسین بن جهم رازی
  157. حسین بن خالد صیرفی
  158. حسین بن زیاد
  159. حسین بن سعید بن حماد مولی علی بن الحسین
  160. حسین بن شعیب مداینی
  161. حسین بن صالح خثعمی
  162. حسین بن علی بن یقطین
  163. حسین بن عمر بن یزید
  164. حسین بن محمد بن ابی طلحة
  165. حسین بن مهران
  166. حسین بن موسی
  167. حسین بن یزید نخعی
  168. حسین رواندی دینوری
  169. حسین مولی رئاب
  170. حماد بن عثمان
  171. حمدان بن ابراهیم اهوازی کوفی
  172. حمدان بن سلمان نیشابوری
  173. حمزة بن بزیع
  174. خلف بن سلمة بصری
  175. داود بن سلیمان بن یوسف
  176. داود بن علی عبدی
  177. داود بن علی یعقوبی
  178. داود بن قاسم جعفری
  179. داود بن نعمان
  180. دعبل بن علی خزاعی
  181. ریان بن صلت بغدادی
  182. زکریا بن آدم قمی
  183. زکریا بن ادریس بن عبدالله اشعری قمی
  184. زکریا بن عبدالصمد قمی
  185. زکریا بن محمد ازدی مؤمن
  186. سعد بن حماد
  187. سعد بن سعد احوص بن سعد بن مالک اشعری قمی
  188. سعید بن أخت صفوان بن یحیی اخو فارس
  189. سعید بن سعید قمی
  190. سلیمان بن جعفر جعفری
  191. سلیمان بن داود خفاف
  192. سلیمان بن رشید
  193. سلیمان مروزی
  194. سندی بن ربیع کوفی
  195. سهل بن یسع بن عبدالله اشعری قمی
  196. شعیب بن حماد
  197. صالح بن عبدالله خثعمی
  198. صالح بن علی بن عطیة بغدادی
  199. صالح خباز کوفی
  200. صدقة خراسانی
  201. صفوان بن یحیی بجلی بیاع السابری مولی
  202. طاهر بن حاتم
  203. عباد بن محمد بن سلیمان نوفلی
  204. عباد بن یزید
  205. عباس بن محمد وراق یونسی
  206. عباس بن معروف قمی مولی جعفر بن عمران بن عبدالله اشعری
  207. عباس بن موسی نخاس کوف
  208. عباس بن هلال شامی
  209. عباس نجاشی کوفی
  210. عبدالجبار بن مبارک نهاوندی
  211. عبدالحمید بن سالم عطار
  212. عبدالحمید بن سعید
  213. عبدالرحمان بن ابی نجران تمیمی
  214. عبدالسلام بن صالح هروی ابوالصلت
  215. عبدالسلام بن صالح
  216. عبدالعزیز بن المهتدی اشعری قمی
  217. عبدالعزیز بن مسلم
  218. عبدالله بن ابان
  219. عبدالله بن ابراهیم
  220. عبدالله بن جندب بجلی کوفی
  221. عبدالله بن صلت مولی بنی تیم الله بن ثعلبة
  222. عبدالله بن طاووس
  223. عبدالله بن علی
  224. عبدالله بن محمد حجال
  225. عبدالله بن محمد حصینی عبدی
  226. عبدالله بن مغیرة مولی بنی نوفل بن حرث بن عبدالمطلب خزاز کوفی
  227. عبدالله بن موسی بن جعفر بن محمد
  228. عبدالله، ملقب به رأس المذری
  229. عبدالوهاب بن ابی‌کثیر
  230. عبید الله بن علی بن سوار
  231. عبید نصری
  232. عبیس بن هشام ناشری
  233. عثمان بن رشید
  234. عثمان بن عیسی کلابی رواسی کوفی
  235. عطیة بن رستم
  236. عقبة بن رستم
  237. علی بن ابی ثور کوفی
  238. علی بن احمد بن اشیم
  239. علی بن اسباط
  240. علی بن اسماعیل میثمی
  241. علی بن بلال
  242. علی بن جعفر بن محمد
  243. علی بن حدید بن حکیم کوفی
  244. علی بن حسین بن یحیی
  245. علی بن حکم بن زبیر مولی نخع کوفی
  246. علی بن رباط
  247. علی بن سعید مداینی
  248. علی بن سوید سائی
  249. علی بن سیف بن عمیرة عربی کوفی نخعی
  250. علی بن عبدالله بن مهران
  251. علی بن عثمان بن رزین
  252. علی بن علی بن رزین خزاعی
  253. علی بن فضیل واسطی
  254. علی بن مسیب عربی
  255. علی بن مهدی بن صدقة رقی ابوالحسن
  256. علی بن مهدی بن صدقه
  257. علی بن مهزیار اهوازی
  258. علی بن نعمان
  259. علی بن هلال
  260. علی بن یحیی بن حسن مولی علی بن الحسین
  261. علی بن یحیی
  262. علی بن یونس بن بهمن
  263. عمار بن یزید
  264. عمر بن زهیر جزری
  265. عمر بن فرات کاتب بغدادی
  266. عمران بن محمد بن عمران بن عبدالله اشعری
  267. عیسی بن عثمان
  268. عیسی بن عیسی کلابی
  269. فضالة بن ایوب عربی ازدی
  270. فضل بن سنان نیشابوری
  271. فضل بن سهل ذو الریاستین
  272. قاسم بن اسباط
  273. قاسم بن یحیی بن الحسن
  274. محسن بن احمد بجلی
  275. محمد بن آدم مداینی
  276. محمد بن ابی عمیر مولی الازد
  277. محمد بن ابی‌عباد
  278. محمد بن احمد بن قیس بن غیلان
  279. محمد بن اسحاق شعر
  280. محمد بن اسحق بن عمار صیرفی کوفی
  281. محمد بن اسلم جبلی طبری
  282. محمد بن اسلم طوسی
  283. محمد بن اسماعیل بن بزیع
  284. محمد بن اورمة قمی
  285. محمد بن اورمه قمی
  286. محمد بن بحر اخوه مغلس
  287. محمد بن جذاعة فارسی
  288. محمد بن جعفر خزاز
  289. محمد بن جعفر عتبی
  290. محمد بن جعفر مقنائی
  291. محمد بن جمهور عمی
  292. محمد بن حسن بن ابی خالد قمی اشعری
  293. محمد بن حمزة بن قاسم
  294. محمد بن خالد برقی
  295. محمد بن خالد بلخی
  296. محمد بن خصیب اهوازی
  297. محمد بن زید طبری
  298. محمد بن سالم قمی
  299. محمد بن سلیمان دیلمی بصری
  300. محمد بن سلیمان کاتب
  301. محمد بن سماعة کوفی
  302. محمد بن سنان
  303. محمد بن سهل بجلی ازدی
  304. محمد بن سهل بن یسع اشعری قمی
  305. محمد بن شعیب
  306. محمد بن صدقة بصری
  307. محمد بن عبدالحمید عطار
  308. محمد بن عبدالله اشعری
  309. محمد بن عبدالله بن عیسی اشعری قمی
  310. محمد بن عبدالله طاهری
  311. محمد بن عبدالله طهوری
  312. محمد بن عبدالله مداینی
  313. محمد بن عرفة
  314. محمد بن علی بن جعفر بن محمد
  315. محمد بن علی بن جعفر
  316. محمد بن علی قرشی
  317. محمد بن عمار بن اشعث نهدی
  318. محمد بن عمار بن اشعث
  319. محمد بن عمر بن یزید
  320. محمد بن عمرو کناسی
  321. محمد بن عیسی بن عبید بغدادی
  322. محمد بن فرج رخجی
  323. محمد بن فضل ازدی کوفی
  324. محمد بن فضل بن عمر
  325. محمد بن فضیل ازدی صیرفی
  326. محمد بن فضیل مدائنی
  327. محمد بن فیض بن مالک مداینی
  328. محمد بن قاسم بن فضیل
  329. محمد بن قاسم بوشنجی
  330. محمد بن قاسم نوشجانی
  331. محمد بن مالک بن ابرد نخعی
  332. محمد بن محمد ابوالمنذر بن محمد
  333. محمد بن منصور اشعثی
  334. محمد بن منصور اشعری
  335. محمد بن منصور بن نصر خزاعی
  336. محمد بن کلیب اشعری
  337. محمد بن یونس بن عبدالرحمان
  338. محمد مولی رضا
  339. مرزبان بن عمران اشعری قمی
  340. مروان بن یحیی
  341. مسافر ابا مسلم
  342. معاویة بن سعید کندی
  343. معاویة بن یحیی
  344. معمر بن خلاد
  345. معن بن خالد
  346. مفضل بن صالح
  347. مقاتل بن مقاتل
  348. موسی بن جنید قمی
  349. موسی بن رنجویة
  350. موسی بن قاسم بن معاویة بن وهب عربی بجلی کوفی
  351. موسی بن معمر
  352. موسی بن مهران
  353. موسی بن یقطین
  354. موفق بن هارون
  355. نصر بن مغلس
  356. هشام بن ابراهیم احمر
  357. ولید بن ابان ضبی رازی
  358. یاسر مولی یسع اشعری قمی
  359. یحیی بن ابراهیم بن ابی بلاد
  360. یحیی بن احمد بن قیس غیلان
  361. یحیی بن حبیب زیات
  362. یحیی بن سلیمان کاتب
  363. یحیی بن عباس وراق
  364. یحیی بن عمران همدانی
  365. یحیی بن عمرو
  366. یحیی بن مبارک
  367. یحیی بن یحیی تمیمی عامی
  368. یحیی بن یزید ابوخالد کوفی
  369. یزید بن عمر بن بنت عثمان
  370. یعقوب بن سعید کندی
  371. یعقوب بن عبدالله بن جندب
  372. یعقوب بن یزید کاتب
  373. یعقوب بن یقطین
  374. یونس بن عبدالرحمان
  375. یونس بن یعقوب


پانویس

  1. تاریخ الموصل، ج۲، ص۲۶؛ النجوم الزاهرة، ج۲، ص۲۸۷.
  2. تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۷.
  3. تاریخ الموصل، ج۲، ص۲۶؛ تاریخ أصبهان، ج۱، ص۱۷۴؛ تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۷؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۱۳۵.
  4. طبقات المحدثین بأصبهان، ج۳، ص۲۴۵.
  5. اختیار معرفة الرجال، ج۲، ص۸۷۲.
  6. تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۷.
  7. تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۹۴؛ بهجة النفوس و الأسرار، ج۱، ص۳۱۰.
  8. «مزارات خراسان»، نامه آستان قدس، ص۵۹.
  9. تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۹۴.
  10. سیر أعلام النبلاء، ج۱۱، ص۴۴۸.
  11. دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۵، ص۶۱۳.
  12. تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۷.
  13. تاریخ الموصل، ج۲، ص۲۶؛ تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۷.
  14. تاریخ الموصل، ج۲، ص۲۶.
  15. تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۸-۴۹.
  16. إعلام الوری، ص۳۲۸.
  17. إعلام الوری، ص۳۲۸.
  18. تاریخ بغداد، ج۱۹، ص۱۳۹.
  19. تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۸-۴۹.
  20. الأمالی، طوسی، ص۵۸۹؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۸، ص۳۶۶.
  21. عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۳۴؛ التوحید، ص۲۴.
  22. عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۳۶-۱۳۷؛ حلیة الأبرار، ج۴، ص۴۸۵.
  23. التوحید، ص۲۵؛ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۳۴.
  24. التوحید، ص۳۲۰، ۳۴۱، ۳۵۳.
  25. عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۲۲۸.
  26. الکاشف، ج۱، ص۶۵۲.
  27. تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۵۱.
  28. تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۹-۵۱.
  29. الأمالی، طوسی، ص۵۱۶.
  30. عیون أخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۳۰۶-۳۰۷؛ معانی الأخبار، ص۱۲۴.
  31. الأمالی، صدوق، ص۱۸۴-۱۸۵؛ البدایة و النهایة، ج۷، ص۳۶۰.
  32. تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۴۵؛ شرح الأخبار، ج۱، ص۴۵۱.
  33. الأمالی، صدوق، ص۱۶۹؛ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۳۹-۱۴۰.
  34. تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۵۲.
  35. الأمالی، طوسی، ص۷۲۷-۷۲۸.
  36. اختیار معرفة الرجال، ص۶۱۶؛ روضة المتقین، ج۱۴، ص۳۷۹؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۱۵۱؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۱۹.
  37. کتاب الضعفاء الکبیر، ص۸۲۴؛ میزان الاعتدال، ج۲، ص۶۱۶؛ سیر أعلام النبلاء، ج۱۱، ص۴۴۶؛ لسان المیزان، ج۷، ص۲۸۷.
  38. الجرح و التعدیل، ج۶، ص۴۸؛ الکامل فی الضعفاء، ج۵، ص۳۳۱.
  39. رجال الطوسی، ص۳۶۰.
  40. معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۱۹.
  41. کتاب الرجال، ابن داود، ص۲۵۷، ۲۹۲.
  42. نقد الرجال، ج۳، ص۶۰-۶۱.
  43. الأمالی، صدوق، ص۶۶۱؛ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۲۴۲؛ تاریخ ألفی، ج۲، ص۱۴۶۸.
  44. الأمالی، صدوق، ص۶۶۱.
  45. رجال النجاشی، ص۲۴۵.
  46. عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۲۴۴-۲۴۵؛ کشف الغمة، ج۲، ص۳۳۱-۳۳۲.
  47. تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۹.
  48. الخصال، ص۱۷۸؛ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۲۲۶.
  49. تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۴۸.
  50. فیض القدیر، ج۵، ص۴۵۳.
  51. سیر أعلام النبلاء، ج۱۱، ص۴۴۸.
  52. تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۵۲.
  53. تاریخ أسماء الثقات، ص۱۵۶؛ رجال النجاشی، ص۲۴۵؛ تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۵۰.
  54. تاریخ أسماء الثقات، ص۱۵۶؛ تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۵۰.
  55. سنن ابن ماجة، ج۱، ص۲۵-۲۶.
  56. تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۵۲؛ النجوم الزاهرة، ج۲، ص۲۸۷.
  57. منابع: اختیار معرفة الرجال، محمد بن حسن معروف به شیخ طوسی (۴۶۰ق)، تحقیق: حسن مصطفوی، مشهاد، دانشگاه فردوسی، ۱۳۴۸ش؛ إعلام الوری بأعلام الهدی، فضل بن حسن معروف به طبرسی (۵۴۸ق)، تهران، دار الکتب الإسلامیة، سوم، ۱۳۹۰ق، الأمالی، محمد بن حسن معروف به شیخ طوسی (۴۶۰ق)، تحقیق: مؤسسة البعثة، قم، دار الثقافة، اول، ۱۴۱۴ق، الأمالی، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تحقیق و نشر: مؤسسة البعثة، تهران، اول، ۱۴۱۷ق؛ البدایة و النهایة، اسماعیل بن عمر معروف به ابن کثیر (۷۷۴ق)، بیروت، دار الفکر، ۱۹۸۶م؛ بهجة النفوس و الأسرار فی تاریخ دار هجرة النبی المختار، عبدالله بن عبدالملک مرجانی (۷۷۰ق)، تحقیق: محمد عبدالوهاب فضل، بیروت، دار الغرب الإسلامی، اول، ۲۰۰۲م؛ تاریخ أسماء الثقات ممن نقل عنهم العلم، عمر بن احمد معروف به ابن شاهین (۳۸۵ق)، تحقیق: صبحی سامرایی، تونس، الدار السلفیة، ۱۴۰۴ق؛ تاریخ أصبهان ذکر أخبار أصبهان)، احمد بن عبدالله معروف به ابونعیم اصفهانی (۴۳۰ق)، تحقیق: سید حسن کسروی، بیروت، دار الکتب العلمیة، اول، ۱۴۱۰ق؛ تاریخ ألفی، احمد بن نصرالله تتوی (۹۹۶ق) - أصف خان قزوینی (۱۰۲۱ق)، تصحیح: غلامرضا طباطبایی مجد، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، اول، ۱۳۸۲ش؛ تاریخ الموصل، یزید بن محمد از دی (۳۳۴ق)، تحقیق: احمد عبدالله محمود، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۷ق، تاریخ بغداد أو مدینة السلام، احمد بن علی معروف به خطیب بغدادی (۴۶۳ق)، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، اول، ۱۴۱۷ق؛ تاریخ مدینة دمشق، علی بن حسن معروف به ابن عساکر (۵۷۱ق)، تحقیق: علی شیری، بیروت، دار الفکر، اول، ۱۴۱۵ق؛ تنقیح المقال فی علم الرجال، عبدالله بن محمدحسن مامقانی (۱۳۵۱ق)، تهران، نشر جهان، بیتا؛ التوحید، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تحقیق: سیدهاشم حسینی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، اول، ۱۳۹۸ق؛ الجرح و التعدیل، عبدالرحمن بن محمد رازی معروف به ابن ابی حاتم (۳۲۷ق)، حیدرآباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، اول، ۱۳۷۱ق؛ حلیة الأبرار فی أحوال محمد و آله الأطهار، سیدهاشم بن سلیمان حسینی بحرانی (۱۱۰۷ق)، تحقیق: غلامرضا مولانا بروجردی، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، اول، ۱۴۱۱ق، الخصال، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تصحیح و تعلیق: علی اکبر غفاری، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، اول، ۱۴۰۳ق؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر: سید محمد کاظم موسوی بجنوردی (معاصر)، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۵ش؛ رجال الطوسی، محمد بن حسن معروف به شیخ طوسی (۴۶۰ق)، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، اول، ۱۴۱۵ق؛ رجال النجاشی، احمد بن علی معروف به نجاشی (۴۵۰ق)، تحقیق: سیدموسی شبیری زنجانی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ششم، ۱۳۶۵ ش؛ روضة المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه، محمدتقی بن مقصودعلی مجلسی، (۱۰۷۰ق)، تحقیق: حسین موسوی کرمانی - علی پناه اشتهاردی، قم، بنیاد فرهنگ اسلامی کوشانپور، دوم، ۱۴۰۶ق؛ سنن ابن ماجة، محمد بن یزید قزوینی معروف به ابن ماجه (۲۷۳ق)، تحقیق: محمد فؤاد عبدالباقی، دار الفکر، ۱۴۲۱ق؛ سیر أعلام النبلاء، محمد بن احمد معروف به ذهبی (۷۴۸ق)، تحقیق: شعیب ارنؤوط، بیروت، مؤسسة الرسالة، نهم، ۱۴۱۳ق؛ شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار البیان، نعمان بن محمد مغربی معروف به قاضی نعمان (۳۶۳ق)، تحقیق: محمد حسینی جلالی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، اول، ۱۴۰۹ق، طبقات المحدثین بأصبهان و الواردین علیها، عبدالله بن محمد معروف به ابوالشیخ اصفهانی (۳۶۹ق)، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۷ق، عیون أخبار الرضا، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تحقیق: سیدمهدی لاجوردی، تهران، نشر جهان، اول، ۱۳۷۸ق، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، محمد عبد الرؤوف مناوی (۱۰۳۱ق)، تصحیح: احمد عبدالسلام، بیروت، دار الکتب العلمیة، اول، ۱۴۱۵ق، الکاشف فی معرفة من له روایة فی الکتب الستة، محمد بن احمد معروف به ذهبی (۷۴۸ق)، تحقیق: محمد عوامة، جده، دار القبلة للثقافة الإسلامیة - مؤسسة علوم القرآن، اول، ۱۴۱۳ق؛ الکامل فی الضعفاء، عبدالله بن عدی جرجانی (۳۶۵ق)، تحقیق: یحیی مختار غزاوی، بیروت، دار الفکر، سوم، ۱۴۰۹ق؛ کتاب الرجال، حسن بن علی معروف به ابن داود حلی (۷۴۰ق)، تحقیق: سید محمد صادق بحر العلوم، قم، منشورات الرضی، ۱۳۹۲ق، کتاب الضعفاء الکبیر، محمد بن عمرو عقیلی (۳۲۲ق)، تحقیق: حمید سلفی، ریاض، دار الصمیعی، اول، ۱۴۲۰ق؛ کشف الغمة فی معرفة الأئمة الها، علی بن عیسی اربلی (۶۹۲ق)، تحقیق: سیدهاشم رسولی محلاتی، تبریز، بنی هاشمی، اول، ۱۳۸۱ق؛ لسان المیزان، احمد بن علی معروف به ابن حجر عسقلانی (۸۵۲ق)، بیروت، مؤسسة الأعلمی، دوم، ۱۳۹۰ق؛ «مزارات خراسان»، کاظم مدیر شانه چی، نامه آستان قدس، شماره ۱۵، شهریور ۱۳۴۲ش؛ معانی الأخبار، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تصحیح و تعلیق: علی اکبر غفاری، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، اول، ۱۴۰۳ق؛ معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، سید ابوالقاسم بن علی اکبر موسوی خویی (۱۴۱۳ق)، قم، مرکز نشر الثقافة الإسلامیة، پنجم، ۱۴۱۳ق؛ میزان الاعتدال فی نقد الرجال، محمد بن احمد معروف به ذهبی (۷۴۸ق)، تحقیق: علی محمد بجاوی، بیروت، دار المعرفة، اول، ۱۳۸۲ق، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، یوسف بن تغری بردی (۸۷۴ق)، قاهره، وزارة الثقافة و الإرشاد القومی، بی‌تا، نقد الرجال، سیدمصطفی بن حسین حسینی تفرشی (۱۰۱۵ق)، تحقیق و نشر: مؤسسة آل البیت علی لإحیاء التراث، قم، اول، ۱۴۱۸ق.
  58. کمپانی زارع، مهدی، مقاله «اباصلت هروی»، دانشنامه امام رضا، ص۲۷۷.