خشوع در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۵۱٬۱۸۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۸ آوریل ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۱۴۵: خط ۱۴۵:
# آن [[روز]] (که [[قیامت]] است)، چهره‌هایی گشاده، خندان و مسرور است. و در آن روز چهره‌هایی که صاحبان [[عقاید]] و [[اعمال]] [[فاسد]] بوده‌اند، بر آنها گرد و غبار نشستند. و [[دود]] و [[تاریکی]] آنها را پوشانیده است: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ * ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ * وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ * تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ * أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ}}<ref>«چهره‌هایی در آن روز تابان است، * خندان و شادان است * و چهره‌هایی (دیگر) که در آن روز، بر آنها غباری (نشسته) است * تیرگی آن را فرو می‌پوشاند * آنان همان کافران بدکارند» سوره عبس، آیه ۳۸-۴۲.</ref>.
# آن [[روز]] (که [[قیامت]] است)، چهره‌هایی گشاده، خندان و مسرور است. و در آن روز چهره‌هایی که صاحبان [[عقاید]] و [[اعمال]] [[فاسد]] بوده‌اند، بر آنها گرد و غبار نشستند. و [[دود]] و [[تاریکی]] آنها را پوشانیده است: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ * ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ * وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ * تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ * أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ}}<ref>«چهره‌هایی در آن روز تابان است، * خندان و شادان است * و چهره‌هایی (دیگر) که در آن روز، بر آنها غباری (نشسته) است * تیرگی آن را فرو می‌پوشاند * آنان همان کافران بدکارند» سوره عبس، آیه ۳۸-۴۲.</ref>.
# و آن روز (که قیامت است)، چهره‌هایی از فرط [[نعمت]]، شاداب و [[نورانی]] است، و صاحبان آن چهره‌ها از تلاشی که داشته‌اند، راضی‌اند، و آنان در بهشت‌های عالی‌ای که هیچ سخن لغوی را در آن نمی‌شنوی، جای دارند. در آن بهشت‌ها، چشمه‌سارها جاری است. تخت‌های بلندی در آن قرار دارد، و در آنها قدح‌هایی نهاده‌اند، و متکاهایی را مرتب نموده و فرش‌هایی را گسترانیده‌اند: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاعِمَةٌ * لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ * فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * لَا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً * فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ * فِيهَا سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ * وَأَكْوَابٌ مَوْضُوعَةٌ * وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ * وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ}}<ref>«رخساره‌هایی (هم) در آن روز شادابند، * از تلاش (های) خود خرسند (ند) * در بهشتی فرازین * در آن سخنی یاوه نمی‌شنوند * در آن چشمه‌هایی روان است * تخت‌هایی بر فراز نهاده، در آن است * و جام‌هایی در دسترس * و ناز بالش‌هایی ردیف شده * و زیراندازهای فاخری گسترده» سوره غاشیه، آیه ۸-۱۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۷.</ref>
# و آن روز (که قیامت است)، چهره‌هایی از فرط [[نعمت]]، شاداب و [[نورانی]] است، و صاحبان آن چهره‌ها از تلاشی که داشته‌اند، راضی‌اند، و آنان در بهشت‌های عالی‌ای که هیچ سخن لغوی را در آن نمی‌شنوی، جای دارند. در آن بهشت‌ها، چشمه‌سارها جاری است. تخت‌های بلندی در آن قرار دارد، و در آنها قدح‌هایی نهاده‌اند، و متکاهایی را مرتب نموده و فرش‌هایی را گسترانیده‌اند: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاعِمَةٌ * لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ * فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * لَا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً * فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ * فِيهَا سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ * وَأَكْوَابٌ مَوْضُوعَةٌ * وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ * وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ}}<ref>«رخساره‌هایی (هم) در آن روز شادابند، * از تلاش (های) خود خرسند (ند) * در بهشتی فرازین * در آن سخنی یاوه نمی‌شنوند * در آن چشمه‌هایی روان است * تخت‌هایی بر فراز نهاده، در آن است * و جام‌هایی در دسترس * و ناز بالش‌هایی ردیف شده * و زیراندازهای فاخری گسترده» سوره غاشیه، آیه ۸-۱۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۷.</ref>
==[[نرمی]] و [[ذلّت]] [[قلبی]] در برابر خدای [[قاهر]]==
[[خشوع]] در لغت به [[خضوع]]<ref>الصحاح، ج ۳، ص۱۲۰۴؛ لسان العرب، ج ۸، ص۷۱؛ القاموس المحیط، ج ۳، ص۱۸، «خشع».</ref>، [[تواضع]]<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۳۷۳؛ زاد المسیر، ج ۵، ص۳۱۴؛ التعریفات، ص۱۳۲.</ref> و [[فروتنی]]<ref>لغت نامه، ج ۷، ص۹۸۳۱، «خشوع».</ref> معنا شده است. معانی دیگری مانند چشم انداختن به [[زمین]] و بستن چشم<ref>العین، ج ۱، ص۱۱۲؛ لسان العرب، ج ۸، ص۷۱، «خشع».</ref>، پایین آوردن صدا<ref>لسان العرب، ج ۸، ص۷۱، «خشع».</ref>، پایین انداختن سر<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۱۸۲، «خشع».</ref>، [[ترس]]<ref>تفسیر ابن زمنین، ج ۴، ص۳۵۲.</ref>، سکون و [[سکوت]]<ref>بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۵۴۱.</ref> نیز برای آن ذکر شده است. به [[عقیده]] برخی معنای اصلی این مادّه، حالتی قلبی است که از نرمی و فروتنی و پذیرش پدید می‌آید و دیگر معانی یادشده، [[تفسیر]] آن به لوازم یا آثارند<ref>التحقیق، ج ۳، ص۵۹ ـ ۶۰، «خشع».</ref>. خشوع در [[فرهنگ اسلامی]] به معنای تذلّل در برابر [[خدا]] به کار می‌رود و در کتاب‌های [[اخلاقی]] معمولاً از آن در میان مباحث [[نماز]] یاد شده است<ref>احیاء علوم الدین، ج ۱، ص۱۵۰ ـ ۱۵۲؛ جامع السعادات، ج ۳، ص۲۵۹، ۲۷۵ ـ ۲۷۶.</ref>. در [[عرفان]] بیشتر به خشوع توجه کرده و برای آن تعاریف گوناگونی برشمرده‌اند؛ مانند [[تسلیم]] و [[فرمانبرداری]] از [[حق]]، [[خوف]] همیشگی در [[قلب]]، [[خواری]] [[دل‌ها]] برای خدایی که پنهان‌ها را می‌داند<ref>التعریفات، ص۱۳۲؛ مصطلحات التصوف، ص۳۲۱ ـ ۳۲۳؛ فرهنگ نور بخش، ج ۵، ص۲۱۳ ـ ۲۱۴.</ref>. [[عارفان]]، خشوع را از منازل [[سلوک]] به سوی خدا به شمار آورده‌اند<ref>منازل السائرین، ص۲۸ ـ ۲۹.</ref>. گرچه معنای خشوع با مفهوم واژه‌هایی مانند خضوع، تواضع، ضراعه و [[اخبات]] نزدیک است، با آنها تفاوت‌هایی دارد: بسیاری تفاوت خشوع و خضوع را در محل تحقق آنها دانسته‌اند؛ برخی خشوع را مربوط به جوارح و اعضای ظاهری و خضوع را مربوط به قلب<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص۳۱۷؛ تفسیر ابوالسعود، ج ۱، ص۹۸.</ref> و بعضی کاملاً بر عکس، [[خشوع]] را با [[قلب]] و [[خضوع]] را مختص جوارح دانسته و گفته‌اند [[اسناد]] خشوع به جوارح از روی عنایتی خاص مانند ظهور [[آثار خشوع]] در آنهاست<ref>المیزان، ج ۱، ص۱۵۲؛ ج ۱۵، ص۶؛ ج ۲۰، ص۲۴.</ref>؛ همچنین گفته شده است: خضوع با بدن است و خشوع با صدا و [[بینایی]]<ref>تاج العروس، ج ۱۱، ص۹۴.</ref> یا با صدا، بینایی و بدن<ref>لسان العرب، ج ۸، ص۷۱.</ref> یا با صدا، بینایی، بدن و قلب<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص۳۰۱ ـ ۳۰۲.</ref>. در تفاوت خشوع و خضوع آرای دیگری نیز هست<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۲۱۶ ـ ۲۱۷.</ref>. تفاوت خشوع با [[تواضع]] در این است که اصطلاحا خشوع در تذلّل برای [[خدا]] به کار می‌رود و تواضع در [[فروتنی]] برای [[مؤمنان]]<ref>احیاء علوم الدین، ج ۱، ص۷۷.</ref>. برخی گفته‌اند: تواضع در [[اخلاق]] و [[افعال]] ظاهری و [[باطنی]] به کار می‌رود؛ ولی کاربست خشوع به اعتبار جوارح است<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۲۱۵ ـ ۲۱۶.</ref>. فرق خشوع با ضراعه نیز این دانسته شده است که خشوع بیشتر در جوارح به کار می‌رود و ضراعه در قلب، از همین رو نقل شده است: اذا ضرع القلب خشعت الجوارح<ref>مفردات، ص۲۸۳؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۵۴۱.</ref>؛ البته دو قول اخیر با [[قلبی]] بودن خشوع ناسازگارند.
[[اخبات]] در منابع متعددی به خشوع [[تفسیر]] شده است<ref>الصحاح، ج ۱، ص۲۴۷؛ جامع البیان، ج ۱۲، ص۳۳ ـ ۳۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۲۱.</ref>؛ ولی به نظر می‌رسد که خشوع ملازم با اخبات باشد؛ زیرا اخبات به معنای فرود آمدن شخص در مکانی گسترده و آرام و جای گرفتن در آن است، به گونه‌ای که از [[اضطراب]] و [[انحراف]] و [[اختلاف]] [[رهایی]] یابد<ref>التحقیق، ج ۳، ص۶، «خبت».</ref> و این امر، ملازم با خشوع و فروتنی است.
مشتقات واژه خشوع ۱۷ بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته و در [[آیات]] دربردارنده آنها به موضوعاتی، مانند [[ستایش خشوع]] و [[ترغیب]] به آن، آثار خشوع، اسباب خشوع و خشوع در [[قیامت]] پرداخته شده است؛ همچنین [[مفسران]] موضوع [[خشوع]] را از واژه‌های دیگری مانند خُفیَه<ref>جامع البیان، ج ۸، ص۲۶۹.</ref>.<ref>{{متن قرآن|ٱدْعُوا۟ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًۭا وَخُفْيَةً إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلْمُعْتَدِينَ}} «پروردگارتان را به لابه و نهانی بخوانید که او تجاوزگران را دوست نمی‌دارد» سوره اعراف، آیه ۵۵.</ref>، [[تضرّع]]<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۲۲۱.</ref><ref>{{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}} «و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.</ref> و [[اخبات]]<ref>مجمع‌البیان، ج ۷، ص۱۴۹، ۱۵۱.</ref><ref>{{متن قرآن|قَالَ فَٱخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌۭ}} «فرمود: پس از آن (بهشت) بیرون رو که تو رانده‌ای؛» سوره حجّ، آیه ۳۴.</ref> نیز برداشت کرده‌اند.
در آیه‌ای نیز از [[ادله توحید]]<ref>التبیان، ج ۹، ص۱۲۹؛ التحریر والتنویر، ج ۲۴، ص۳۰۲.</ref> و [[معاد]]<ref>تفسیر مراغی، ج ۲۴، ص۱۳۶.</ref> این دانسته شده است که [[زمین]] خشک و بی‌آب و علف پس از باریدن [[باران]] به [[حرکت]] آمده و [[گیاه]] می‌رویاند<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۱۱۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۳۶۵؛ ارشاد الاذهان، ص۴۸۶.</ref>. در این [[آیه]]، خشکی و فرسودگی زمین به شخص [[خاشع]] و [[ذلیل]] [[تشبیه]] شده است<ref>الصافی، ج ۴، ص۳۶۲؛ روح البیان، ج ۸، ص۲۶۷؛ التفسیر المظهری، ج ۸، ص۳۰۰.</ref>: {{متن قرآن|وَمِنْ ءَايَـٰتِهِۦٓ أَنَّكَ تَرَى ٱلْأَرْضَ خَـٰشِعَةًۭ فَإِذَآ أَنزَلْنَا عَلَيْهَا ٱلْمَآءَ ٱهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ ٱلَّذِىٓ أَحْيَاهَا لَمُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰٓ إِنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌ}}<ref>«و از نشانه‌های او این است که زمین را پژمرده می‌بینی و چون بر آن آب فرو باریم می‌جنبد و می‌بالد، به راستی آن کس که آن را زنده کرد زندگی‌بخش مردگان است که او بر هر کاری تواناست» سوره فصّلت، آیه ۳۹.</ref>، بنابراین کاربست خشوع در این آیه مجازی است.
به [[عقیده]] برخی خشوع در [[قرآن]] به ۴ معنا به کار رفته است: [[تواضع]]؛ سکون؛ [[ترس]]؛ [[خواری]]<ref>وجوه القرآن، ص۲۲۹؛ الوجوه و النظائر، ج ۱، ص۳۱۶؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۵۴۱، «خشع».</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[خشوع (مقاله)|مقاله «خشوع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص ۱۲۶.</ref>.
==[[حقیقت]] و گستره [[خشوع]]==
خشوع در [[قرآن کریم]]، هم برای [[مؤمنان]] فضیلتی [[معنوی]] یادشده است و هم برای [[کافران]] به جهت ترسیم [[خواری]] آنان در [[آخرت]].
#'''خشوع مؤمنان''': در [[آیات]] پرشماری، از خشوع مؤمنان به ویژه در [[نماز]] سخن رفته است. این گونه خشوع فضیلتی [[اخلاقی]]<ref>احیاء علوم الدین، ج ۱، ص۱۵۰.</ref> و منزلی [[عرفانی]]<ref>منازل السائرین، ص۲۸ ـ ۲۹؛ مدارج السالکین، ج ۱، ص۵۵۷ ـ ۵۵۸.</ref> است که مؤمنان باید بکوشند به آن آراسته شوند.<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ ٱلْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَـٰسِقُونَ}} «آیا هنگام آن نرسیده است که دل‌های مؤمنان از یاد خداوند و از آنچه از سوی حق فرو فرستاده شده است فروتنی یابد و مانند کسانی نباشند که پیش از این به آنان کتاب (آسمانی) دادند اما روزگار بر آنان به درازا کشید و دل‌هاشان سخت شد و بسیاری از آنان بزهکار بودند؟» سوره حدید، آیه ۱۶.</ref> [[مفسران]] [[اختلاف]] دارند که خشوع مؤمنان، امری [[قلبی]] است یا [[جوارحی]]<ref>جامع البیان، ج ۱۸، ص۴ ـ ۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۲۵۹.</ref>: بسیاری آن را امری قلبی دانسته‌اند؛ زیرا خشوع تأثری خاص از [[مقهور]] در برابر [[قاهر]] است، به گونه‌ای که با توجه به قاهر از جز او گسسته شود<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۷.</ref>. تعبیراتی مانند [[ترس]]<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۳۷۲ ـ ۳۷۳؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۱۹۶؛ روض الجنان، ج ۱۴، ص۴.</ref> یا ترس ثابت و همیشگی در [[قلب]]<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۱۰؛ ارشاد القلوب، ج ۱، ص۲۲۵.</ref> یا ترس آمیخته با [[تعظیم]]<ref>تفسیر موضوعی، ج ۱۱، ص۲۹۴، «مراحل اخلاق در قرآن».</ref> تذلّل برای [[خدا]]<ref>روض الجنان، ج ۱۴، ص۴.</ref>، [[تصدیق]] به [[وعده]] و [[وعید]] [[الهی]]<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۳۷۲.</ref>، [[ایمان]]<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۱۹۶.</ref>، [[رقّت]] و [[نرمی]] [[دل]]<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۹۴.</ref> در [[تفسیر]] خشوع، گویای قلبی بودن آن است. براساس این دیدگاه، اطلاق [[خشوع]] بر امور [[جوارحی]]، مانند سکون بدن و توجه نکردن به راست و چپ در [[نماز]]، از آن روست که این‌گونه امور از [[آثار خشوع]] قلبی‌اند و نبودن آنها نشانه خالی بودن [[قلب]] از خشوع است<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۳۷۴ ـ ۳۷۵، ارشاد القلوب، ج ۱، ص۲۲۶؛ المیزان، ج ۱۵، ص۶ ـ ۷.</ref>، چنان که بر پایه روایتی، [[پیامبر اکرم]] پس از دیدن شخصی که در نماز با ریش خود [[بازی]] می‌کرد فرمود: اگر قلب وی [[خاشع]] بود، جوارح او نیز خاشع می‌شد<ref>تخریج الاحادیث والآثار، ج ۲، ص۳۹۹؛ ارشاد القلوب، ج ۱، ص۲۲۶.</ref>. بر همین اساس، نباید خشوع [[انسان]] تنها ظاهری و قلب خالی از خشوع باشد که از این حالت به [[خشوع نفاق]] یاد شده است<ref>مدارج‌السالکین، ج ۱، ص۵۵۹؛ بصائر ذوی‌التمییز، ج ۲، ص۵۴۲؛ الدرالمنثور، ج ۶، ص۸۴.</ref>، همچنین نباید خشوع ظاهری بیشتر از خشوع [[باطنی]] باشد<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۳۷۵؛ الفرقان، ج ۱۸، ص۲۰۲.</ref>. در روایتی، پیامبر اکرم{{صل}} این گونه خشوع را نیز [[نفاق]] نامیده‌اند<ref>الکافی، ج ۲، ص۳۹۶.</ref>. برخی دیگر، خشوع را جوارحی و خشوع در نماز را به معنای سکون بدن، نگاه کردن به موضع [[سجده]]، [[چشم]] برهم نهادن و رو نکردن به [[چپ و راست]] دانسته‌اند<ref>جامع البیان، ج ۱۸، ص۴ ـ ۵؛ روض الجنان، ج ۱۴، ص۴؛ التبیان، ج ۷، ص۳۴۸.</ref>. برپایه گزارش، پیش از [[نزول آیه]] ۲ مؤمنون<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ هُمْ فِى صَلَاتِهِمْ خَـٰشِعُونَ}} «همانان که در نماز خویش فروتنند» سوره مؤمنون، آیه ۲.</ref> [[پیامبر]]{{صل}} و [[مسلمانان]] در نماز به [[آسمان]] نگاه می‌کردند و در آن [[زمان]] نگاه کردن به راست و چپ و بالا در نماز جایز بود؛ ولی پس از [[نزول]] این [[آیه]]، چشم از موضع سجده بر نمی‌داشتند<ref>جامع البیان، ج ۱۸، ص۴؛ روض‌الجنان، ج ۱۴، ص۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۲۵۹.</ref>. برخی نیز خشوع را هم [[قلبی]] و هم جوارحی دانسته‌اند که باید هر دو در نماز پدیدار شوند<ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص۱۷۹؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۱۷۶؛ جامع السعادات، ج ۳، ص۲۵۹.</ref>، هر چند آنچه از [[خشوع]] که برای دیگران دیدنی است، تنها خشوع [[جوارحی]] است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۲۵۹.</ref>.
#'''خشوع [[کافران]]''': کافران که در [[دنیا]] با [[تکبّر]]، از [[عبادت الهی]] روی بر می‌تافتند، در [[آخرت]] با خشوع و [[ذلت]] و [[پستی]] [[محشور]] می‌شوند<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۴۳۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۶۰۸؛ ارشاد الاذهان، ص۴۹۳.</ref> و ذلّتشان سبب می‌شود که نگاه از [[زمین]] بر ندارند<ref>التبیان، ج ۱۰، ص۸۸.</ref>. به گفته برخی، خشوع حالتی است که در آخرت از [[مؤمنان]] و سعادتمندان به [[متکبران]] و [[اصحاب شمال]] منتقل می‌شود<ref>رحمة من الرحمن، ج ۳، ص۱۸۵؛ الفتوحات المکیه، ج ۷، ص۳۷۲.</ref>؛ البته خشوع کافران برای [[تعظیم الهی]] و از روی [[اقرار]] به [[عبودیت]] نیست<ref>التحریر و التنویر، ج ۲۵، ص۱۲۷.</ref>، بلکه به سبب [[مشاهده]] عذاب‌های ترسناک [[الهی]]<ref>التبیان، ج ۹، ص۱۷۲؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۵۹؛ ج ۱۰، ص۳۳۵؛ تفسیر مراغی، ج ۳۰، ص۱۳۱.</ref> و براثر ذلت و [[خواری]] است<ref>ارشاد الاذهان، ص۴۹۳؛ التحریر و التنویر، ج ۲۵، ص۱۲۷.</ref>: {{متن قرآن|وَتَرَىٰهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَـٰشِعِينَ مِنَ ٱلذُّلِّ يَنظُرُونَ مِن طَرْفٍ خَفِىٍّۢ وَقَالَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّ ٱلْخَـٰسِرِينَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ أَلَآ إِنَّ ٱلظَّـٰلِمِينَ فِى عَذَابٍۢ مُّقِيمٍۢ}}<ref>«و می‌بینی که آنان را بر آن (دوزخ) عرضه می‌دارند در حالی که از خواری خاکسارند، از زیر چشم می‌نگرند، و مؤمنان می‌گویند: زیانکاران آنانند که در روز رستخیز به خود و کسان خویش زیان رسانده‌اند، آگاه باشید که ستمگران در عذابی دیرپایند» سوره شوری، آیه ۴۵.</ref> آنان از شدت و گوناگونی [[عذاب]] [[خدا]] نمی‌توانند با چشم باز آن را مشاهده کنند، بلکه پنهانی و زیرچشمی به آن نگاه می‌کنند: {{متن قرآن|يَنظُرُونَ مِن طَرْفٍ خَفِىٍّۢ}}<ref>التبیان، ج ۹، ص۱۷۲؛ التحریر و التنویر، ج ۲۵، ص۱۲۷؛ التفسیر الکاشف، ج ۶، ص۵۳۱ ـ ۵۳۲.</ref>. در آیه‌ای خشوع و ذلت کافران در آخرت به چهره‌های آنان [[اسناد]] داده شده است<ref>مجمع‌البیان، ج ۱۰، ص۳۳۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص۱۳۸ ـ ۱۳۹.</ref>: {{متن قرآن|وُجُوهٌۭ يَوْمَئِذٍ خَـٰشِعَةٌ}}<ref>«رخساره‌هایی در آن روز خاکسارند،» سوره غاشیه، آیه ۲.</ref>؛ زیرا [[ذلت]] و [[خشوع]] [[انسان]] در چهره وی آشکار می‌شود<ref>التبیان، ج ۱۰، ص۳۳۴.</ref> و در آیاتی دیگر به چشم‌های آنان نسبت داده شده است: {{متن قرآن|خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ}}<ref>«در حالی که دیدگانشان (از شرم و ترس) بر زمین دوخته است (گرد) خواری (چهره) آنان را می‌پوشاند و (پیش‌تر هم) در حالی که تندرست بودند به سجده کردن فرا خوانده می‌شدند (و سجده نمی‌کردند)» سوره قلم، آیه ۴۳.</ref>، چون اثر [[خواری]] هر ذلیلی یا [[عزت]] هر عزیزی در چشم وی ظاهر می‌شود<ref>جامع البیان، جزء۲۷، ص۱۱۹؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۵۹.</ref>؛ یا اینکه ظهور آن در چشم بیشتر از دیگر اعضاست<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۱۸۵.</ref>. در آیه‌ای نیز به خشوع همه [[انسان‌ها]] در برابر هیبت [[الهی]] و براثر [[ترس]] از [[محاسبه]] [[خدا]]<ref>روح البیان، ج ۵، ص۴۲۸؛ فتح القدیر، ج ۳، ص۳۸۷؛ تفسیر مراغی، ج ۱۶، ص۱۵۲.</ref> در [[روز قیامت]] اشاره شده و آمده است که در آن [[روز]] صداها برای خدا خاشع‌اند و چیزی جز صدایی آهسته شنیده نمی‌شود: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍۢ يَتَّبِعُونَ ٱلدَّاعِىَ لَا عِوَجَ لَهُۥ وَخَشَعَتِ ٱلْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَـٰنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًۭا}}<ref>«در این روز (همگان) از فراخواننده پیروی می‌کنند که (در کار خویش) هیچ کژی ندارد و صداها در برابر (خداوند) بخشنده فرو می‌افتند چنان که جز نوای آرامی (از نفس‌ها) نمی‌شنوی» سوره طه، آیه ۱۰۸.</ref> این صدای خفیف، صدای قدم‌های انسان‌هاست که به سوی [[محشر]] می‌روند؛ یا صدای [[سخن گفتن]] [[ضعیف]] انسان‌هاست<ref>تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج ۷، ص۲۴۳۵؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۱، ص۲۴۷؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۱۷۴.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[خشوع (مقاله)|مقاله «خشوع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص ۱۲۸.</ref>.
==اهمیت و [[آثار خشوع]]==
اهمیت ویژه خشوع در [[فرهنگ اسلامی]]، از [[آیات]] متعددی برداشت‌پذیر است. [[قرآن کریم]] برخی از [[مؤمنان]] را به سبب نداشتن خشوع [[سرزنش]] کرده و آنان را از اینکه مانند [[اهل کتاب]] به [[سنگدلی]] گرفتار شوند برحذر داشته است: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ ٱلْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَـٰسِقُونَ}}<ref>«آیا هنگام آن نرسیده است که دل‌های مؤمنان از یاد خداوند و از آنچه از سوی حق فرو فرستاده شده است فروتنی یابد و مانند کسانی نباشند که پیش از این به آنان کتاب (آسمانی) دادند اما روزگار بر آنان به درازا کشید و دل‌هاشان سخت شد و بسیاری از آنان بزهکار بودند؟» سوره حدید، آیه ۱۶.</ref><ref>التبیان، ج ۹، ص۵۲۸ ـ ۵۲۹؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۳۳۲؛ تفسیر مراغی، ج ۲۷، ص۱۷۲.</ref>. برخی این [[آیه]] را درباره [[منافقان]] دانسته‌اند؛ زیرا آنان [[ایمان]] اظهار می‌کردند، در حالی که در دل‌هایشان [[نفاق]] بود و نفاق مباین با [[خشوع]] است <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۴۶۰.</ref>. [[آیات]] ۱ ـ ۲ مؤمنون نیز بر [[رستگاری]] مؤمنانی تأکید دارند که در [[نماز]] خویش خاشع‌اند، به گفته برخی هر کس در نماز [[خاشع]] نباشد، از زمره [[اهل]] ایمان بیرون است: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}<ref>«بی‌گمان مؤمنان رستگارند * همانان که در نماز خویش فروتنند» سوره مؤمنون، آیه ۱-۲.</ref><ref>آداب الصلوة، ص۱۴.</ref>. برخی برای [[اثبات]] [[وجوب]] خشوع در نماز، به آیات و [[روایات]] متعددی [[استدلال]] کرده‌اند؛ البته معنای این وجوب آن است که خشوع شرط قبول نماز است نه شرط [[صحت]] [[فقهی]]<ref>التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۲۵۹ـ ۲۶۰.</ref>. در آیاتی دیگر در [[ستایش]] برخی از [[بندگان]] برجسته [[الهی]]، از خشوع آنان یاد شده است؛ مانند خشوع [[زکریا]]{{ع}} و [[همسر]] و فرزندش: {{متن قرآن|فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ وَوَهَبْنَا لَهُۥ يَحْيَىٰ وَأَصْلَحْنَا لَهُۥ زَوْجَهُۥٓ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ يُسَـٰرِعُونَ فِى ٱلْخَيْرَٰتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًۭا وَرَهَبًۭا وَكَانُوا۟ لَنَا خَـٰشِعِينَ}}<ref>«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک می‌شتافتند و ما را به امید و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref> و [[خشوع]] برخی از [[اهل کتاب]] که به [[پیامبر]]{{صل}} و [[شریعت]] وی [[ایمان]] آوردند: {{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَـٰبِ لَمَن يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْهِمْ خَـٰشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِـَٔايَـٰتِ ٱللَّهِ ثَمَنًۭا قَلِيلًا أُو۟لَـٰٓئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلْحِسَابِ}}<ref>«و بی‌گمان برخی از اهل کتاب کسانی هستند که به خداوند و به آنچه برای شما و برای آنها فرو فرستاده‌اند، ایمان دارند؛ برای خداوند فروتنی می‌ورزند و آیات خداوند را به بهای کم نمی‌فروشند؛ آنانند که پاداششان نزد پروردگار آنهاست؛ بی‌گمان خداوند حسابرس سریع است» سوره آلعمران، آیه ۱۹۹.</ref>؛<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۴۵۳؛ آلاء الرحمن، ج ۱، ص۳۸۳.</ref> همچنین [[خدا]] به [[انسان‌ها]] [[فرمان]] می‌دهد که پروردگارشان را با تذلّل و همراه خشوع [[دل‌ها]] و [[یقین]] به [[وحدانیت]] [[الهی]] و پنهانی بخوانند: {{متن قرآن|ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً}}<ref>«پروردگارتان را به لابه و نهانی بخوانید که او تجاوزگران را دوست نمی‌دارد» سوره اعراف، آیه ۵۵.</ref><ref>جامع البیان، ج ۸، ص۲۶۹؛ اطیب البیان، ج ۵، ص۳۴۲.</ref>، چنان که به شنونده [[قرآن]] نیز دستور می‌دهد با خشوع و [[تواضع]] از [[آیات قرآن]] [[پند]] گرفته و [[پروردگار]] خود و بازگشت خویش به سوی او را یاد کند: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً}}<ref>«و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.</ref><ref>جامع‌البیان، ج ۹، ص۲۲۱؛ تبیین القرآن، ص۱۸۸؛ التفسیر الکاشف، ج ۳، ص۴۴۲.</ref>. بر اساس آیه‌ای دیگر فرشتگانی که نزد پروردگار هستند، از [[عبادت الهی]] و تواضع و خشوع برای او [[استکبار]] نورزیده و با این خشوع پروردگارشان را بزرگ می‌دارند: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ}}<ref>«بی‌گمان کسانی که نزد پروردگار تو هستند از بندگی او سرکشی نمی‌ورزند و او را پاک می‌خوانند و برای او سجده می‌کنند» سوره اعراف، آیه ۲۰۶.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۲۲۳.</ref>. در [[روایات]] نیز به [[خشوع]] رویکردی ویژه و از آن به یکی از نشانه‌های [[شیعیان اهل بیت]]<ref>الکافی، ج ۲، ص۷۴.</ref>، [[یاور]] خوبی برای [[دعا]]<ref>عیون الحکم، ص۴۹۳.</ref> و [[زینت]] [[اولیای الهی]]<ref>الجواهر السنیه، ص۷۳.</ref> یاد شده است که رسیدن به [[یقین]]، بی‌آن شدنی نیست<ref>تحف العقول، ص۳۰۴.</ref> و هشدار داده شده است که نخستین چیزی از [[دین]] که [[مسلمانان]] آن را از دست می‌دهند خشوع است<ref>کنز العمال، ج ۳، ص۱۴۴.</ref>. به گفته برخی، اصل [[اخلاق پسندیده]]، خشوع و [[علوّ]] [[همت]] است<ref>الفوائد، ص۱۴۴.</ref>. خشوع دارای آثار فراوانی مانند [[اصلاح]] [[مفاسد]]، پاک‌کردن [[گناهان]]، دور کردن [[انسان]] از [[دوزخ]] و [[راهنمایی]] او به [[بهشت]]، [[رغبت]] و [[رهبت]]<ref>{{متن قرآن|فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ وَوَهَبْنَا لَهُۥ يَحْيَىٰ وَأَصْلَحْنَا لَهُۥ زَوْجَهُۥٓ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ يُسَـٰرِعُونَ فِى ٱلْخَيْرَٰتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًۭا وَرَهَبًۭا وَكَانُوا۟ لَنَا خَـٰشِعِينَ}} «آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک می‌شتافتند و ما را به امید و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.</ref> [[انقیاد]] و پذیرش است<ref>کشف الاسرار، ج ۶، ص۴۲۲ ـ ۴۲۳؛ التحقیق، ج ۳، ص۶۱، «خشی».</ref>. [[قرآن کریم]] پس از سفارش به کمک گرفتن از [[صبر]] و [[نماز]]، آن را جز برای خاشعان سنگین می‌داند: {{متن قرآن|وَٱسْتَعِينُوا۟ بِٱلصَّبْرِ وَٱلصَّلَوٰةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى ٱلْخَـٰشِعِينَ}}<ref>«از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است» سوره بقره، آیه ۴۵.</ref> درباره ضمیر «‌ها» در این [[آیه]] در [[تفاسیر]] احتمالاتی یاد شده است: بیشتر [[مفسران]] مراد از آن را نماز دانسته‌اند<ref>التبیان، ج ۱، ص۲۰۳؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۱۷؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۳، ص۲۸۱.</ref>، یعنی نماز جز برای خاشعان دشوار است؛ ولی خاشعان که به [[ثواب]] و [[پاداش]] بزرگی که به آنان [[وعده]] داده شده [[امید]] دارند و خود را برای [[اقامه نماز]] آماده کرده‌اند<ref>الکشاف، ج ۱، ص۲۷۷ ـ ۲۷۸؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۱۸؛ روح المعانی، ج ۱، ص۲۴۹.</ref>، نه تنها [[نماز]] برایشان دشوار نیست، [[لذت‌بخش]] نیز هست<ref>فتح القدیر، ج ۱، ص۷۹.</ref>. بر پایه احتمالات دیگری، [[صبر]] و نماز، کمک گرفتن از صبر و نماز، پذیرش [[دعوت پیامبر]]{{صل}}، همه آنچه که در [[آیه]] ۴۰ ـ ۴۵ [[سوره بقره]] به [[بنی اسراییل]] [[فرمان]] داده شده (یاد کردن [[نعمت الهی]]، [[وفا به عهد]]، [[ترس از خدا]]، [[ایمان به قرآن]] و...) و... جز برای انسان‌های [[خاشع]] دشوارند<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۲۱۷ ـ ۲۱۸؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۳، ص۲۸۱؛ التفسیر المظهری، ج ۱، ص۶۵.</ref>. برخی با دیدگاهی [[عرفانی]] و [[فلسفی]] در [[تفسیر آیه]] یادشده گفته‌اند: [[فناء]] فی‌اللّه با صبر از نفس و [[هوای نفس]] و بقاء باللّه با نماز و [[مناجات]] بسیار دشوار است، مگر با [[خشوع]] و شکستگی و [[عبودیت]] [[دل]]<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۳، ص۲۹۳.</ref>؛ زیرا هر [[حرکت]] کننده طبیعی یا ارادی، هنگامی از صورتی به صورت شریف‌تر و قوی‌تر بار می‌یابد که صورت اوّلی، [[ضعیف]] شده و [[رسوخ]] آن نابود گردد؛ مثلاً جماداتی که صورتشان قوی‌تر است ـ مانند فلزات ـ تبدیل شدنشان به [[گیاه]] بعیدتر است، در حالی که بذر به سبب [[سستی]] و قصوری که در صورت [[جمادی]] دارد، به گیاه بدل می‌شود. در میان [[انسان‌ها]] نیز هر کس قلبش با [[محبت]] و [[انقیاد]] خاشع شود و از هوای نفس خویش در [[طلب]] مولایش بگذرد، درهای [[رحمت]] به روی او باز و [[انوار الهی]] بر وی [[افاضه]] می‌شود و هرکس در [[مقام]] نفس خویش و [[انانیّت]] و [[هوا پرستی]] بایستد، از درگاه [[حق]] رانده و از [[لقاء الهی]] [[محروم]] می‌شود، پس هرکس قلبش برای [[خدا]] خاشع گردد، ترک هوای نفس و صبر از [[دنیا]] و آنچه در دنیاست با [[روزه]] گرفتن از دنیا (چشمپوشی از لذت‌های آن) و با روی آوردن به خدا به کمک نماز که [[روح]] آن [[شناخت حق]] و تعبّد ظاهری و [[باطنی]] است، آسان خواهد شد<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۳، ص۲۹۴.</ref>. در آیه‌ای به انسان‌های [[متواضع]] و [[خاشع]] [[بشارت]] داده شده است: {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ}}<ref>سوره حج، آیه ۳۴.</ref>.<ref>الکشاف، ج ۳، ص۱۴؛ الاصفی، ج ۲، ص۸۰۷؛ التفسیر المظهری، ج ۶، ص۳۲۲.</ref> و بر اساس آیه‌ای دیگر [[خدا]] برای مردان و [[زنان]] [[مسلمان]] و مؤمنی که اوصافی از جمله [[خشوع]] دارند، [[آمرزش]] و [[پاداش]] بزرگی آماده کرده است: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلْمُسْلِمِينَ وَٱلْمُسْلِمَـٰتِ وَٱلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَـٰتِ وَٱلْقَـٰنِتِينَ وَٱلْقَـٰنِتَـٰتِ وَٱلصَّـٰدِقِينَ وَٱلصَّـٰدِقَـٰتِ وَٱلصَّـٰبِرِينَ وَٱلصَّـٰبِرَٰتِ وَٱلْخَـٰشِعِينَ وَٱلْخَـٰشِعَـٰتِ وَٱلْمُتَصَدِّقِينَ وَٱلْمُتَصَدِّقَـٰتِ وَٱلصَّـٰٓئِمِينَ وَٱلصَّـٰٓئِمَـٰتِ وَٱلْحَـٰفِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَٱلْحَـٰفِظَـٰتِ وَٱلذَّٰكِرِينَ ٱللَّهَ كَثِيرًۭا وَٱلذَّٰكِرَٰتِ أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةًۭ وَأَجْرًا عَظِيمًۭا}}<ref>«بی‌گمان خداوند برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان راست‌گفتار و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فرمانبردار و مردان و زنان بخشنده و مردان و زنان روزه‌دار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خداوند را بسیار یاد می‌کنند، آمرزش و پاداشی سترگ آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۳۵.</ref> به [[اعتقاد]] برخی، خشوع نخست سبب تپش و لرزش می‌شود؛ زیرا [[انسان]] در برابر کبریای [[الهی]] [[حقارت]] [[حس]] می‌کند و ترسان می‌شود؛ ولی اگر این خشوع ادامه یابد، لرزش و تپش به [[آرامش]] بدل می‌شود: {{متن قرآن|ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ ٱلْحَدِيثِ كِتَـٰبًۭا مُّتَشَـٰبِهًۭا مَّثَانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ ٱلَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَىٰ ذِكْرِ ٱللَّهِ ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَهْدِى بِهِۦ مَن يَشَآءُ وَمَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنْ هَادٍ}}<ref>«خداوند است که بهترین گفتار را (به گونه) کتابی (با آیاتی) همانند دوگانه (یعنی مکرّر) فرو فرستاده است؛ پوست‌های آنان که از پروردگار خویش می‌هراسند از آن به لرزه می‌افتد سپس با یاد خداوند پوست‌ها و دل‌هاشان نرم می‌شود؛ این رهنمود خداوند است که با آن هر که» سوره زمر، آیه ۲۳.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[خشوع (مقاله)|مقاله «خشوع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص ۱۳۰.</ref>.
==اسباب خشوع==
[[قرآن کریم]] با [[عتاب]] مؤمنانی که قلب‌هایشان سخت و از خشوع خالی است<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۱.</ref> می‌فرماید: آیا برای کسانی که [[ایمان]] آورده‌اند هنگام آن نرسیده که دل‌هایشان به [[یاد خدا]] و آن حقی که نازل شده است [[خاشع]] شود: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ ٱلْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَـٰسِقُونَ}}<ref>«آیا هنگام آن نرسیده است که دل‌های مؤمنان از یاد خداوند و از آنچه از سوی حق فرو فرستاده شده است فروتنی یابد و مانند کسانی نباشند که پیش از این به آنان کتاب (آسمانی) دادند اما روزگار بر آنان به درازا کشید و دل‌هاشان سخت شد و بسیاری از آنان بزهکار بودند؟» سوره حدید، آیه ۱۶.</ref> [[مفسران]] «[[حق]] نازل شده» را [[قرآن کریم]] دانسته‌اند<ref>زاد المسیر، ج ۷، ص۳۰۵؛ تفسیر الجلالین، ص۲۲۱؛ التفسیر المظهری، ج ۹، ص۱۹۷.</ref>. از این [[آیه]] بر می‌آید که یاد [[الهی]] و قرآن کریم می‌توانند در [[دل]] [[مؤمنان]] [[خشوع]] ایجاد کنند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۱.</ref>. برخی مقدّم شدن یاد خدا بر [[قرآن]] را از این جهت دانسته‌اند که خشوع تنها با [[ذکر خدا]] به دست می‌آید و حاصل شدن آن، هنگام شنیدن [[آیات قرآن]] نیز به جهت اشتمال [[آیات الهی]] بر [[ذکر الهی]] است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۴۶۱.</ref>. برخی از ذکر خدا در آیه یادشده را نیز قرآن کریم دانسته‌اند، پس از دو خصوصیت قرآن یاد شده است که هر یک مایه حصول خشوع در دل [[مؤمن]] می‌شود<ref>التحریر و التنویر، ج ۲۷، ص۳۹۱؛ الکشاف، ج ۴، ص۶۴؛ التفسیر الکاشف، ج ۷، ص۲۴۸.</ref>. تأثیر قرآن کریم در تحقق خشوع را از [[آیات]] دیگری نیز می‌توان برداشت کرد، چنان که در آیه‌ای [[خدا]] برای [[توبیخ]] کسانی که با وجود فهمی که به آنان ارزانی داشته است، بر اثر [[قساوت]] دل و کمی [[تدبّر]]، هنگام [[تلاوت قرآن]] حالت خشوع ندارند<ref>زاد المسیر، ج ۷، ص۳۴۶؛ الصافی، ج ۵، ص۱۵۹.</ref>، در [[تعظیم]] [[شأن]] و [[جلالت]] قرآن [[مَثَل]] می‌زند که اگر امکان داشت قرآن بر کوهی نازل شود، آن [[کوه]] با تمام [[غلظت]] و بزرگی و سختی‌ای که داشت در برابر آن [[خاشع]] می‌شد و فرو می‌ریخت<ref>التبیان، ج ۹، ص۵۷۲؛ تفسیر بغوی، ج ۴، ص۳۲۶؛ تفسیر نسفی، ج ۴، ص۲۴۴.</ref>: {{متن قرآن|لَوْ أَنزَلْنَا هَـٰذَا ٱلْقُرْءَانَ عَلَىٰ جَبَلٍۢ لَّرَأَيْتَهُۥ خَـٰشِعًۭا مُّتَصَدِّعًۭا مِّنْ خَشْيَةِ ٱللَّهِ وَتِلْكَ ٱلْأَمْثَـٰلُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«اگر این قرآن را بر کوهی فرو می‌فرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده می‌دیدی و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.</ref> و در آیه‌ای دیگر به [[خشوع]] [[مؤمنان]] در برابر [[آیات قرآن]] اشاره شده است: {{متن قرآن|وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و تا کسانی که دانش یافته‌اند بدانند که این (قرآن) راستین، از سوی پروردگار توست پس به آن ایمان آورند آنگاه دل‌های آنها در برابر آن فروتن گردد و بی‌گمان خداوند راهنمای مؤمنان به راهی راست است» سوره حج، آیه ۵۴.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۱۷، ص۲۵۱؛ تفسیر واحدی، ج ۲، ص۷۳۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۲، ص۸۶ ـ ۸۷.</ref>. و بر اساس [[آیات]] ۱۰۷ و ۱۰۹ [[اسراء]]، شنیدن [[قرآن]]<ref>الصافی، ج ۳، ص۲۲۷؛ روح المعانی، ج ۱۵، ص۱۸۹؛ التحریر والتنویر، ج ۱۵، ص۲۳۵.</ref> بر خشوع صاحبان [[علم]] می‌افزاید: {{متن قرآن|قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا * وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا * وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}<ref>«بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بی‌گمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش داده‌اند خوانده شود به سجده با روی بر زمین می‌افتند * و می‌گویند: پاکا که پروردگار ماست، به راستی وعده پروردگار ما انجام یافتنی است * و با روی بر زمین می‌افتند، می‌گریند و (قرآن) بر فروتنی آنان می‌افزاید» سوره اسراء، آیه ۱۰۷-۱۰۹.</ref>؛ همچنین بر پایه روایتی، [[شایسته‌ترین]] [[انسان‌ها]] به [[خشوع]] در پنهان و آشکار، حامل [[قرآن]] است<ref>الکافی، ج ۲، ص۶۰۴.</ref>. از آیاتی دیگر برداشت می‌شود که [[علم]] و [[معرفت]] و [[شناخت]] [[مبدأ و معاد]]، عامل تحقق خشوع در [[قلب]] است، چنان که بر اساس آیه‌ای کسانی که به آنان علم و معرفت داده شده است، هنگام [[تلاوت آیات]] [[الهی]] بر آنها، حالت خشوع یافته و با صورت به [[سجده]] می‌افتند: {{متن قرآن|قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا}}<ref>«بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بی‌گمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش داده‌اند خوانده شود به سجده با روی بر زمین می‌افتند» سوره اسراء، آیه ۱۰۷.</ref> و طبق [[آیات]] ۴۵ ـ ۴۶ بقره حالت خشوع، از آنِ کسانی است که به دیدار با پروردگارشان و بازگشت به سوی او [[باور]] دارند: {{متن قرآن|وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ * ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَـٰقُوا۟ رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَٰجِعُونَ}}<ref>«از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است * همان کسان که می‌دانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز می‌گردند» سوره بقره، آیه ۴۵-۴۶.</ref><ref>اخلاق در قرآن، ج ۱، ص۴۱۴ـ ۴۱۶.</ref>. «[[ظنّ]]» در این [[آیه]] به معنای «علم» است<ref>تفسیر مقاتل، ج ۱، ص۴۶؛ التبیان، ج ۱، ص۲۰۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۹۱.</ref>؛ زیرا لازمِ [[ظن]] به معنای [[اعتقاد]] [[راجح]]، آن است که شخص به وقوع [[قیامت]] [[یقین]] نداشته باشد، که این [[کفر]] است و ممکن نیست [[خدا]] آن را [[ستایش]] کند<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۳، ص۲۹۵.</ref>. برخی ظن را در این آیه همان [[گمان]] دانسته‌اند، پس می‌توان آیه را به چند گونه [[تفسیر]] کرد:
# [[ملاقات]] [[پروردگار]]، همان [[مرگ]] است و معنای آیه این است که خشوع، از آنِ کسانی است که هر لحظه گمان مرگ دارند.
# گمان به دیدار [[ثواب الهی]] مراد است که امری ناقطعی است.
# [[انسان]] [[خاشع]] برای [[طاعات]] خویش ارزشی [[معتقد]] نیست و [[گمان]] می‌کند با گناهانش پروردگارش را [[ملاقات]] می‌کند.
# [[علم یقینی]] به کیفیت [[معاد]]، تنها برای [[عارفان]] کامل حاصل می‌شود و آنچه عموم [[مؤمنان]] از آن برخوردارند (در مقایسه با [[علم]] عارفان کامل) مرتبه [[ظن]] به شمار می‌آید<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۳، ص۲۹۵ ـ ۲۹۶.</ref>. برخی گفته‌اند: [[خشوع]] از [[ادراک]] [[عظمت]] و هیبت [[جمال و جلال الهی]] به دست می‌آید و هر چه مرتبه این ادراک بیشتر باشد، مرتبه خشوع نیز بالاتر است<ref>آداب الصلوة، ص۱۳ ـ ۱۴.</ref>. بعضی تحقق خشوع را همیشه براثر تجلّی [[حقّ]] بر [[دل‌ها]] دانسته و گفته‌اند: تجلّی در [[قلب]] [[مؤمن]] سبب علم و نظر پنهانی مؤمن به [[حق]] می‌شود و علم، سبب به وجود آمدن [[خشیت]] و خشیت، مایه حصول خشوع است<ref>رحمة من الرحمن، ج ۱، ۴۸۹؛ ج ۳، ص۳۹۴.</ref>. برخی نیز سبب خشوع را [[ترس از خدا]] و [[عقاب]] او دانسته‌اند<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۱۴؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۵۴۲.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[خشوع (مقاله)|مقاله «خشوع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص ۱۳۳.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1100560.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن''']]
# [[پرونده:1100560.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن''']]
# [[پرونده:000063.jpg|22px]] [[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[خشوع (مقاله)|مقاله «خشوع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۱۵۳

ویرایش