آیه مسئولون: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰۶: خط ۱۰۶:
===[[ امامت]] و [[ولایت امام علی]]{{ع}} ===
===[[ امامت]] و [[ولایت امام علی]]{{ع}} ===
با [[عنایت]] به [[روایات]] صادره در [[شأن نزول]] این [[آیه]]، که مورد سؤال در [[قیامت]] را [[امامت]] و [[ولایت امام علی]]{{ع}} دانسته‌اند، این آیه به روشنی بر امامت آن حضرت دلالت دارد؛ چراکه بدیهی است [[انسان]] نسبت به چیزی در قیامت مورد سؤال و بازخواست قرار می‌گیرد که در [[دنیا]] نسبت به آن [[مکلف]] باشد، [[وجوب]] این [[تکلیف]] به خصوص وقتی روشن‌تر خواهد شد که بر اساس [[نص]] برخی روایات گذشته، در صورتی که سؤال شوندگان، نسبت به آن پاسخی نداشته باشند، مورد [[عذاب]] و [[عقاب الهی]] قرار گیرند زیرا [[عذاب اخروی]] در برابر ترک [[تکالیف]] [[دنیوی]] است. از این رو می‌توان نتیجه گرفت که [[پذیرش امامت]] و [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر همگان در دنیا امری لازم و بلکه [[واجب]] بوده و در قیامت از آن سؤال خواهد شد و این همان مطلوب و مدعای ما یعنی [[اثبات امامت]] آن حضرت است<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>
با [[عنایت]] به [[روایات]] صادره در [[شأن نزول]] این [[آیه]]، که مورد سؤال در [[قیامت]] را [[امامت]] و [[ولایت امام علی]]{{ع}} دانسته‌اند، این آیه به روشنی بر امامت آن حضرت دلالت دارد؛ چراکه بدیهی است [[انسان]] نسبت به چیزی در قیامت مورد سؤال و بازخواست قرار می‌گیرد که در [[دنیا]] نسبت به آن [[مکلف]] باشد، [[وجوب]] این [[تکلیف]] به خصوص وقتی روشن‌تر خواهد شد که بر اساس [[نص]] برخی روایات گذشته، در صورتی که سؤال شوندگان، نسبت به آن پاسخی نداشته باشند، مورد [[عذاب]] و [[عقاب الهی]] قرار گیرند زیرا [[عذاب اخروی]] در برابر ترک [[تکالیف]] [[دنیوی]] است. از این رو می‌توان نتیجه گرفت که [[پذیرش امامت]] و [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} بر همگان در دنیا امری لازم و بلکه [[واجب]] بوده و در قیامت از آن سؤال خواهد شد و این همان مطلوب و مدعای ما یعنی [[اثبات امامت]] آن حضرت است<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>
=== [[افضلیت امام علی]]{{ع}} ===
با توجه اینکه در [[روایات]] صادر شده از [[معصومین]]{{عم}}، مورد سؤال در [[قیامت]] در [[آیه]] مذکور، [[ولایت امام علی]]{{ع}} بیان شده و از آن گذشته در قبال بی‌توجهی به آن یا عدم [[پاسخگویی]] نسبت به آن نیز [[عذاب اخروی]] قرار داده شده است، می‌توان به این نتیجه رسید که [[ولایت]] آن حضرت در [[دنیا]] به عنوان یک [[تکلیف]] بر همگان لازم و [[واجب]] است که این همان معنای دیگر [[امامت]] آن حضرت است. بر این اساس می‌توان گفت کسی که [[اطاعت]] او در دنیا واجب بوده و در قیامت نیز با سؤال از آن معیار [[نجات]] و [[عذاب]] همگان تعیین می‌گردد، از جایگاهی عظیم و درجه‌ای رفیع نزد [[خدای متعال]] برخوردار است به گونه‌ای که می‌توان او را [[افضل]] و [[برتر]] از دیگران دانست. با [[اثبات]] [[افضلیت]]، از این طریق نیز می‌توان امامت را ثابت نمود؛ چراکه به [[حکم عقل]]، در صورت تردید یا [[اختلاف در امامت]] دو نفر که یکی افضل و برتر از دیگری است، همه عقلا به تقدیم شخص افضل[[ حکم]] کرده و [[تقدیم مفضول بر فاضل]] را [[قبیح]] می‌دانند. <ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>
=== [[عصمت امام علی]]{{ع}} ===
کسی که در [[قیامت]] از ولایتش از همگان سؤال می‌شود، اطاعتش در [[دنیا]] [[واجب]] خواهد بود، [[وجوب اطاعت]] یک شخص به معنای [[اثبات امامت]] آن شخص است. حال می‌گوییم بر اساس قاعده کلی [[عقلی]]، [[امر]] امطلق الهی به [[اطاعت]] از شخصی بدون هیچ قید و شرطی به معنای [[عصمت]] آن شخص و مصونیت او از ارتکاب انواع [[معاصی کبیره]] و [[صغیره]]، [[خطا]]، [[اشتباه]] و [[نسیان]] است و الا در غیر این صورت، تناقض لازم می‌آید که آن هم محال است و از [[خدای حکیم]] صادر نخواهد شد. بدین معنا که گویا از یکسو [[خدای متعال]] امر مطلق به اطاعت از آن شخص نموده و از سوی دیگر از آنجا که فرض این است که آن شخص [[معصوم]] نیست، احتمال ارتکاب [[لغزش]] و خطا هم از او در مواضعی وجود دارد که یقینا از خارج می‌دانیم که خدای متعال از ارتکاب آنها [[نهی]] کرده با این حال به واسطه وجود آن امر اولیه مطلق، ناچاریم در لغزش ها و [[خطاها]] نیز از آن شخص [[تبعیت]] کنیم یعنی مجبوریم هم آن کار را انجام دهیم و هم ترک کنیم و این همان تناقض یا [[اجتماع]] [[امر و نهی]] در شیء واحد است که در هر دو حالت محال خواهد بود<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>


== مناقشات عامه در احادیث [[آیه مسئولون]] ==
== مناقشات عامه در احادیث [[آیه مسئولون]] ==

نسخهٔ ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۱۴

آیه مسئولون
ترجمه آیه
و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد
مشخصات آیه
بخشی ازآیهٔ ۲۳ سورهٔ صافات از جزء ۳ قرآن کریم
محتوای آیه
شأن نزول آیهعلی بن ابی‎طالب(ع)
مصادیق برای آیهولایت علی بن ابی‌طالب(ع)
دلالت آیه
  • امامت امیرالمؤمنین(ع)

آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ[۱] از جمله آیات اثبات امامت و ولایت امام میرالمؤمنین(ع) است که در آن بر بازجویی از مردم در روز قیامت و پاسخگویی آنها در قبال سؤالی مهم تأکید شده است. روایات متعددی در منابع شیعه و اهل سنت از صحابه و تابعین نقل شده که شان نزول آیه را امام علی(ع) دانسته و محتوای سؤال را نیز ولایت آن حضرت بیان کرده‌اند. بر اساس این روایات، می‌توان به این نکته مهم دست یافت که قطعا پذیرش ولایت و اطاعت از آن حضرت در دنیا بر همگان امری لازم بوده و به عنوان تکلیفی واجب به شمار می‌آید؛ چراکه انسان در قیامت در قبال امور و تکالیف واجب و مهم مورد پرسش و بازخواست قرار می‌گیرد و باید نسبت به آنها پاسخگو باشد. در این صورت ولایت و امامت آن حضرت ثابت می‌گردد.

شأن نزول آیه

مفردات آیه

﴿قفوهم

﴿قفوهمامر است یعنی خداوند در قیامت به مأمورانی که اهل جهنم را به سوی آتش می‌برند دستور می‌دهد که آنان را نگه دارند. علت این فرمان آن است که اهل دوزخ به مانند دیگران مورد پرسش قرار می‌گیرند.

﴿مسئولون

مسئول از مشتقات ماده «سؤال» بوده و سوال نیز خود از مفاهیم ذات اضافه است و جهت تحقق معنایش در خارج به سه طرف نیاز دارد:

  1. سؤال کننده (سائل)
  2. سؤال شونده (مسئول)
  3. محتوای سؤال (مسئول عنه).

به یقین تنها سؤال کننده در روز قیامت خداوند سبحان است؛ چراکه او مالک یوم الدین است و اگر چنانچه کسی غیر از خدا از ملائکه و اولیاء خدا نیز در سؤال دخالتی داشته باشند به اذن الهی خواهد بود. سؤال شوندگان در این آیه نیز با توجه به آیات پیشین، کافرانی هستند که به سوی آتش برده می‌شوند. اما "مسئول عنه" و به عبارت دیگر محتوای سؤال در آیه بیان نشده است و برای مشخص شدن آن ناگزیر از مراجعه به سنت صحیح نبوی هستیم؛ چراکه به اتفاق شیعه و اهل سنت،سنت صحیح، مفسّر قرآن است.

بر اساس احادیث متعددی که در کتب معتبر اهل سنت نقل شده و اسانید برخی از آنها بنابر قواعد رجالی سنّیان صحیح و مورد اعتماد است، "مسئول عنه" در این آیه، ولایت حضرت امیرالمؤمنین(ع) است؛ یعنی خداوند در قیامت درباره ولایت امیرالمؤمنین(ع) سؤال می‌کند و آنانی را که به این ولایت تن نداده باشند، به آتش جهنم معذب خواهد ساخت.[۲].

روایات اهل سنت

در آیه معروف به مسئولون درباره کافران و ظالمان چنین آمده که در قیامت به فرشتگان عذاب، خطاب مى‌شود: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ[۳] در اینکه آنها از چه چیزی سؤال مى‌شوند در میان مفسّران گفتگو و اختلاف نظر وجود دارد.

  1. بعضى گفته‌اند: سؤال از بدعت‌هایى است که گذارده‌اند
  2. بعضى دیگر گفته‌اند: از اعمال زشت و خطاهایشان
  3. بعضى نیز معتقدند: از توحید و کلمه لا اِلهَ اِلاّ اللهُ [۴].

البته مانعى ندارد که همه اینها در مفهوم آیه جمع باشد. ولى در روایات متعدّدى وارد شده است که: سؤال راجع به ولایت على بن ابیطالب(ع) است، این روایات در منابع معروف اسلامى آمده است. از جمله در شواهد التّنزیل، به دو طریق از ابوسعید خدرى از پیامبر اکرم(ص) نقل مى‌کند که در تفسیر این آیه فرمود: «عَنْ وَلایَةِ عَلِىَّ بْنِ اَبى طالِب(ع).» [۵] در حدیث دیگرى نیز از سعید بن جبیر از ابن عبّاس نقل شده که پیامبر(ص) فرمود: [۶] «هنگامى که روز قیامت مى شود، من و على بر صراط متوقف مى شویم. هر کس از کنار ما مى گذرد، از ولایت على(ع) از او سؤال مى‌کنیم، هر کس ولایت على را داشته باشد ـ از صراط مى‌گذرد ـ و الاّ او را در آتش مى‌افکنیم! و این است معنى آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ

ابن حجر نیز این حدیث را از ابو سعید خدرى از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است. [۷]

عزّالدین حنبلى [۸]، آلوسى [۹]، سبط بن جوزى[۱۰]، ابونعیم اصفهانى، [۱۱] و شیخ سلیمان قندوزى [۱۲] و گروهى دیگر نیز این حدیث را نقل کرده‌اند.

این نکته نیز جالب است که تمام روایات فوق از منابع معروف و کتب مشهور اهل سنّت و راویان مورد قبول آنها نقل شده است، امّا با این حال آلوسى هنگامى که این روایت را نقل مى کند، مى‌گوید: «بعضى از امامیّه از ابن جبیر از ابن عباس نقل کرده‌اند: که منظور، سؤال از ولایت على(ع)» [۱۳].[۱۴]

نصوص برخی روایات عامه

روایت حبری

حبری از عالمان قرن سوم هجری در تفسیر خود چنین روایت می‌کند: « حدثنى حسين بن نصر قال أخبرنا القاسم بن عبدالغفار العجلي عن أبي الأحوص عن مغيرة عن الشعبي، عن ابن عباس، عن قوله: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ، قال: عن ولاية علي بن أبيطالب(ع).» [۱۵]

حسین بن نصر، از قاسم بن عبدالغفار عجلی از ابوالأحوص، از مغیره، از شعبی، از ابن عباس روایت کرد که دربارۀ آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ گفت: درباره ولایت علی بن ابیطالب(ع) مورد سؤال قرار می‌گیرند.

روایت ابونعیم اصفهانی

حافظ ابونعیم اصفهانی در کتاب "ما نزل في عليّ(ع)"، روايت نزول آيه در شأن أميرالمؤمنين(ع) را به دو سند از طریق حبری نقل کرده است. در سند نخست آمده است: «حدثنا محمد بن المظفّر قال حدثنا أبو الطيب محمد بن القاسم البزاز قال: حدثني الحسين بن الحكم.....»

در سند دوم نیز می‌نویسد: «حدثنا محمد بن عبد الله بن سعيد قال: حدثنا الحسين بن أبي صالح: قال: حدثنا أحمد بن هارون البردعي، قال: حدثنا الحسين بن الحكم مثله» [۱۶]

حسين بن حکم همان حِبَری است که ابونعیم اصفهانی به دو سند حدیث مورد بحث را از وی روایت کرده است و بقیۀ سند همان سند حبری است

روایت حاکم حسکانی

حاکم حسکانی نیز این حدیث را به اسانید متعدد روایت کرده است

  1. سند نخست:«حدثنا الحاكم الوالد أبو محمد رحمه الله، قال: أخبرنا عمر بن أحمد بن حدثنا أحمد عثمان - ببغداد، قال: حدثنا الحسين بن محمد بن محمد بن عفير بن الفرات، حدثنا عبد الحميد الحماني عن قيس عن أبى هارون، عن أبي سعيد الخدري، عن النبي(ص) في قوله تعالى: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ قال: «عن ولاية علي بن ابیطالب»[۱۷]
  2. سند دوم:«حدثنا أبو عبدالرحمن السلمي، إملاء، أخبرنا محمد بن محمد بن يعقوب الحافظ، حدثنا أبو عبدالله الحسين بن محمد بن عفير حدثنا، أحمد حدثنا عبد الحميد، حدثنا قيس، عن عطية، عن أبي سعيد عن النبي(ص) فى قوله تعالى: «وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ»، قال: «عن ولاية عليّ بن أبيطالب»[۱۸]
  3. سند سوم:«حدثني أبو الحسن الفارسى، حدثنا أبو الفوارس الفضل بن محمّد الكاتب، حدثنا محمّد بن بحرالرهنى - بكرمان - حدثنا أبو كعب الأنصارى، حدثنا عبدالله بن عبدالرحمن حدثنا إسماعيل بن موسى عبدالله حدثنا محمّد بن فضيل، حدثنا عطاء بن السائب عن سعيد بن جبير عن ابن عباس قال: قال رسول الله(ص): «إذا كان يوم القيامة أوقف أنا وعلى على الصراط، فما يمرّ بنا أحد إلا سألناه عن ولاية على فمن كانت معه وإلّا ألقيناه في النار، وذلك قوله: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ[۱۹] حاکم حسکانی به سند خود از ابن عباس نقل می‌کند که ابن عباس: گفت رسول خدا(ص) فرمودند: چون روز قیامت فرا رسد من و علی بر صراط قرار داده می‌شویم پس احدی از ما نمی‌گذرد مگر اینکه از او درباره ولایت علی(ع) می‌پرسیم پس هر کس که همراه با ولایت بود [مشکلی نخواهد داشت] والا او را به آتش می‌افکنیم و این معنای آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ است».
  4. سند چهارم: «أخبرنا أبو الحسن الأهوازي، أخبرنا أبوبكر البيضاوي، حدثنا علي بن العباس، حدثنا إسماعيل بن إسحاق، حدثنا محمد بن أبى مرة عن عبدالله بن الزبير، عن سليمان بن داوود بن حسن بن حسن، عن أبيه، أبي جعفر(ع) في قوله: ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ قال: «عن ولاية على»[۲۰].[۲۱]

ناقلان احادیث شأن نزول آیه در ولایت امام علی(ع)

در روایاتی که از بزرگان اهل سنت در تفسیر این آیه نقل شده است، آنچه افراد در قیامت از آن سؤال می‌شوند، ولایت علی بن ابی طالب(ع) است. از جمله عالمان برجسته اهل سنت‌ که نزول آیه مزبور را درباره ولایت علی(ع) نقل کرده‌اند عبارتند از:

  1. ابن حجر هیثمی
  2. محمد ابن اسحاق
  3. سفیان اعمش
  4. شعبی
  5. ابواسحاق سبیعی
  6. محمد ابن جریر طبری
  7. حسین بن حکم حبری
  8. ابونعیم اصفهانی
  9. حاکم حسکانی
  10. ابن شاهین بغدادی
  11. ابن مردویه اصفهانی
  12. خطیب خوارزمی
  13. سبط ابن جوزی
  14. ابوعبدالله گنجی
  15. جمال الدین زرندی
  16. جوینی حموئی
  17. نورالدین سمهودی
  18. شهاب الدین خفاجی
  19. شهاب الدین آلوسی

در برخی از نقل‌ها ولایت اهل بیت نیز روایت شده است[۲۲].[۲۳].

دلالت آیه

امامت و ولایت امام علی(ع)

با عنایت به روایات صادره در شأن نزول این آیه، که مورد سؤال در قیامت را امامت و ولایت امام علی(ع) دانسته‌اند، این آیه به روشنی بر امامت آن حضرت دلالت دارد؛ چراکه بدیهی است انسان نسبت به چیزی در قیامت مورد سؤال و بازخواست قرار می‌گیرد که در دنیا نسبت به آن مکلف باشد، وجوب این تکلیف به خصوص وقتی روشن‌تر خواهد شد که بر اساس نص برخی روایات گذشته، در صورتی که سؤال شوندگان، نسبت به آن پاسخی نداشته باشند، مورد عذاب و عقاب الهی قرار گیرند زیرا عذاب اخروی در برابر ترک تکالیف دنیوی است. از این رو می‌توان نتیجه گرفت که پذیرش امامت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) بر همگان در دنیا امری لازم و بلکه واجب بوده و در قیامت از آن سؤال خواهد شد و این همان مطلوب و مدعای ما یعنی اثبات امامت آن حضرت است[۲۴]

مناقشات عامه در احادیث آیه مسئولون

برخی از مخالفان، مناقشاتی پیرامون این حدیث و استدلال شیعه به آیه ﴿ووَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ کرده‌اند که به طرح و بررسی آنها می‌پردازیم.

مناقشات آلوسی

آلوسی در تفسیر آیه مبارکه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ می‌نویسد: «برخی از امامیه از ابن جبیر از ابن عباس روایت کرده‌اند که مردم از ولایت علی(ع) سؤال می‌شوند. این روایت را از ابوسعید خدری نیز نقل کرده‌اند. شایسته‌ترین قول آن است که سؤال در قیامت از عقاید ولایت علی و برادران وی، یعنی خلفای راشدین است». [۲۵]

نقد و بررسی مناقشات آلوسی

  1. از عبارت آلوسی چنین بر می‌آید که حدیث پرسش از ولایت امیرالمؤمنین(ع) تنها از سوی امامیه روایت شده است. باید دانست منحصر ساختم نقل این حدیث به امامیه به یقین ادعیی دروغین است؛ زیرا از سویی هر چند که امامیه این حدیث را روایت کرده‌اند اما بسیاری از عالمان سنی نیز از روات این حدیث هستند و از سویی دیگر حدیث یاد شده در بسیاری از منابع معتبر سنیان نیز آمده است.
  2. ادعای آلوسی بر تقدم و اولویت پرسش از عقاید و اعمال بر سایر پرسش‌ها ادعایی بی‌دلیل است و بلکه بر اساس سنت صحیح نبوی و روایات معتبر نزد شیعه و تسنن دلیل بر خلاف این گفته وجود دارد. به بیان دیگر بر اساس احادیث صریح سنت صحیح نبوی، (مسئول عنه) در آیه تنها ولایت امیرالمؤمنین(ع) است. با این وجود معلوم نیست چرا اهل سنت با سنت نبوی مخالفت می‌کنند و در عین حال خود را اهل سنت میپندارند؟!
  3. داخل کردن پرسش از ولایت دیگران در کنار پرسش از ولایت امیرالمؤمنین(ع) نیز ادعایی باطل و بی‌اساس است و هیچ دلیلی برای آن وجود ندارد و بلکه در مقابل آن با رجوع به کتاب و سنت، دلیل بر اختصاص پرسش از ولایت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد.[۲۶]

مناقشات صاحب تحفه اثنی عشریه

محمود شکری آلوسی صاحب مختصر تحفه اثنی عشریه در ذکر ادله امامیه بر امامت امیرالمؤمنین(ع) و رد آنها می‌نویسد: «و از آن موارد سخن پروردگار است که می‌فرماید ﴿وقفوهم انهم مسئولون. شیعیان در استدلال به این آیه می‌گویند: از ابوسعید خدری به صورت مرفوع چنین روایت شده است که گفت آنها را متوقف کنید تا از ولایت علی بن ابیطالب(ع) پرسیده شود. مخفی نیست که از سویی اینگونه استدلال در حقیقت تمسک به روایات است نه تمسک به آیاتو این روایت در فردوس دیلمی آمده که احادیث ضعیف و بیهوده در آن جمع شده است. از سویی دیگر در سند این روایت نیز افراد ضعیف و مجهول فراوانی واقع شده است به گونه‌ای که قابلیت احتجاج به آن از بین می‌رود، به ویژه در مطالبی ریشه‌ای همچون این مطلب. به علاوه نظم قرآن محتوای حدیث را تکذیب می‌کند،؛ چراکه این حکم]یعنی نگه داشتن برای پرسش[در حق مشرکان است... و چنانچه صحت روایت را بپذیریم و نظم قرآنی را نادیده بگیریم، باز هم مراد از ولایت در آیه محبت است و بر زعامت کبری که محل نزاع است دلالت نمی‌کند و چنانچه مراد از ولایت در حدیث زعامت کبری نیز باشد، این روایت این ادعا را افاده نمی‌کند،؛ چراکه مفادآیه وجوب اعتقاد به امامت امیرالمؤمنین(ع) در دوره‌ای از دوران است که آن عین مذهب اهل سنت است.[۲۷]

نقد و بررسی مناقشات صاحب مختصر تحفه اثنی عشریه

  1. نخستین اشکال به وی این است که مرحوم علامه حلی، وجه استدلال به این آیه و حدیث ذیل آن را بیان کرده و محمود شکری هیچ اشاره‌ای به آن نکرده و پاسخی هم برای آن ارائه نداده است و همچون دیگران از پاسخ به استدلال مرحوم علامه طفره رفته است!
  2. دوم: هیچ یک از عالمان شیعه، فقط با استناد به این آیه بر امامت امیرالمؤمنین(ع) استدلال نکرده و چنین ادعایی هم نداشته‌اند، چنانکه مخالفان نیز هرگز ادعا نکرده‌اند که آیه‌ای به تنهایی و بدون روایات وارد در تفسیر آنها به امامت غیر امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد. بنابراین روشن است که سنت صحیح، مفسر قرآن است و استدلال به آیات همواره باید به کمک تفسیر برگرفته از سنت صحیح باشد.
  3. سوم: نقل حدیث پرسش از ولایت امیرالمؤمنین(ع) منحصر به آنچه در فردوس الاخبار آمده و از ابوسعید خدری نقل شده نیست. بنابراین تا اینجا سخن آلوسی خدعه و تلبیس است.
  4. چهارم: استدلال به نظم قرآنی و سیاق آیات هرگز تاب مقاومت دربرابر استدلال و سنت صحیح نبوی را ندارد، به ویژه این احادیث نبوی به اسانید صحیح و معتبر از طریق شیعه و سنی وارد شده است. به عبارت دیگر همه قبول دارند که وقتی برای تعیین معنای صحیح آیه، دلیلی از سنت اقامه شود، باید از مقتضای سیاق دست برداشت؛ اما دست برداشتن از روایت صحیح به بهانه مقتضای سیاق، به اجماع اهل علم جایز نیست.
  5. پنجم: ادعای وی مبنی بر اینکه معنای ولایت در حدیث به معنای محبت است ناصحیح و بی‌معنا است و هرگز نمی‌توان آن را پاسخی بر استدلال علامه قلمداد کرد.
  6. ششم: ادعای افاده آیه بر امامت امیرالمؤمنین(ع)، در برخی از اوقات مصادره به مطلوب است و با این پیش فرض مطرح شده که امامت تکیه زنندگان بر مسند خلافت پیش از امیرالمؤمنین(ع) مسلم و ثابت شده است، در حالی که این خود محل نزاع و البته ادعایی بی اساس و واهی است و ظهور روایات نیز برخلاف این ادعا است.[۲۸]

مناقشات ابن روزبهان

ابن روزبهان در جواب استدلال به آیه شریفه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ بر اثبات ولایت امیرالمؤمنین(ع) و درباره حدیث پرسش از ولایت آن حضرت در قیامت می‌نویسد: «این حدیث در زمره روایات اهل سنت نیست و اگر صحیح باشد دلالت می‌کند بر اینکه امیرالمؤمنین(ع) از اولیای خدای تعالی است و ولی به معنای محب و مطیع است و این حدیث نص در امامت نیست.[۲۹]

نقد و بررسی مناقشات ابن روزبهان

حدیث پرسش از ولایت امیرالمؤمنین(ع) توسط بسیاری از عالمان حدیثی مشهور اهل سنت روایت شده است؛ در نتیجه به یقین این حدیث در زمره روایات سنیان به حساب می‌آید. با این حال ابن روزبهان هیچ پاسخی به استدلال مرحوم علامه ارائه نکرده است. مرحوم علامه حلی چنین استدلال کرده که اگر در قیامت از ولایت کسی سؤال شود، واجب است که این ولایت در دنیا برای او ثابت شده باشد، در حالی که غیر از امیرالمومین(ع) چنین ولایتی برای احدی ثابت نشده است و بر اساس این ولایت این امیرالمؤمنین(ع) است که امام است نه شخص دیگری از صحابه. ابن روزبهان به جای پاسخ به این استدلال ادعا می‌کند که ولی به معنای محب و مطیع است و همچون ابن تیمیه از پاسخ طفره می‌رود اما باید دانست که این معنا برای ولی با محتوای آیه و حدیث مفسر آن سازگاری ندارد. به عبارت دیگر معنا ندارد که خداوند در قیامتامر به نگاه داشتن مردم کند تا از آنان سؤال شود که آیا امیرالمؤمنین(ع) محب و طیع خداوند بوده است یا نه؟ همچنین این معنا با حدیث مشروط بودن جواز عبور از صراط به ولایت امیرالمؤمنین(ع) [۳۰] نیز ناسازگار است.[۳۱]

مناقشات ابن تیمیه

ابن تیمیه در جواب استدلال علامه حلی به آیه مبارکه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ در اثبات ولایت امیرالمؤمنین(ع) می‌نویسد: «رافضی (علامه حلی) می‌گوید: (برهان چهاردهم [بر امامت امیرالمؤمنین(ع)] آیه شریفه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ است... از طریق ابونعیم از شعبی از ابن عباس نقل شده است که در تفسیر این آیه گفت: [منظور پرسش] از ولایت علی(ع) است. همچنین در کتاب فردوس، این روایت از ابوسعید خدری از پیامبر نقل شده است و اگر از ولایت [کسی] سؤال شود، لازمه‌اش آن است که ولایت برای او ثابت شده باشد در حالی که ولایت برای احدی از صحابه غیر از امیرالمؤمنین(ع)ثابت نشده است از این رو او امام است». به وجوه مختلف می‌توان به این سخن پاسخ داد:

  1. صحت این نقل از کجاست و حال آنکه به اتفاقاهل علم با انتساب حدیثی به کتاب فردوس و ب کتاب ابونعیم حجت اقامه نمی‌شود.
  2. دروغ و جعلی بودن این حدیث مورد اتفاق است.
  3. خدای متعال می‌فرماید: ﴿بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ، پس آیه خطاب به مشرکان و منکران معاد است... و کسی قرآن را به این [که منظور از سؤآل در آیه، سؤال از ولایت امیرالمؤمنین(ع) است] تفسیر نمی‌کند.او می‌‌گوید که پیامبر(ص) به مثل این تفسیر کرده در صورتی که زندیق ملحد، بازی کننده با دین و ضربه زننده به اسلام و یا کسی که به سبب زیادی جهل نمی‌داند چه می‌‌گویید، چنین تفسیری نمی‌کند! و چه تفاوتی میان حب علی، طلحه، زبیر، سعد، ابوبکر، عمر، و عثمان وجود دارد؟ اگر کسی بگویید که مردم در روز قیامت در مورد دوستی ابوبکر مورد پرسش قرار می‌‌گیرند این ادعا بعید‌تر از قول کسی نیست که می‌‌گویید از حب علی(ع) سؤال می‌‌شود و در ایه سؤال، نشانه ای که موجب ترجیح یکی از قول بر دیگری باشد، وجود ندارد. بلکه دلالت آیه در باره هردو یکسان است و ادله ای که واجب بودن دوستی به ابوبکر را ثابت می‌‌کند، قوی‌تر است.
  4. واژه «مسؤلون» در آیه به‌صورت مطلق است و ضمیرای به آن متصل نیست تا مورد سؤال را به شیء معینی اختصاص دهد ودر سیاق نیز چیزی که مقتضی ذکر حب علی باشد وجود ندارد؛ پس این ادعای مدعی که می‌‌گوید روایت بر پرسش از مردم پیرامون حب علی دلالت می‌‌کند از بزرگترین دروغ‌ها و بهتان‌ها است.
  5. اگر ادعا کننده ای مدعی شود که مردم از حب ابوبکر و عمر مورد سؤال قرار می‌‌گیرند باطل است ابطال این سخن به وجهی ممکن نیست مگر این که ابطال سؤال حب علی به آن وجه قوی‌تر و آشکارتر است. [۳۲]

نقد و بررسی مناقشات ابن تیمیه

  1. وی مدعی است که با انتساب حدیث به کتاب فردوس و کتاب ابونعیم، حجت اقامه نمی‌شود. این ادعا سخن صحیحی نیست؛ زیرا صاحب کتاب فردوس و ابونعیم اصفهانی از عالمان محدثان مورد اعتماد اهل سنت هستند و با انتساب حدیث به آنان حجت اقامه می‌شود. افزون بر آنکه راویان حدیث پرسش از ولایت امیرالمؤمنین(ع) منحصر در این دو فرد نیست و اسامی ناقلان و راویان این حدیث در بخش مربوطه در همین مدخل ذکر شده است. علاوه بر این صحت اسانید این حدیث نیز بر اساس مبانی رجالی اهل سنت اثبات شده است.
  2. ادعای اتفاق سنیان بر دروغ و جعلی بودن حدیث نیز بی‌اساس و کذب است و اسانید این حدیث صحیحند و عالمان مشهور و بزرگی آن را نقل کرده‌اند که بدون تردید ابن تیمیه و سایر متعصبان نمی‌توانند همه این عالمان را کذاب و جاعل بدانند.
  3. ابن تیمیه تفسیر آیه پرسش از ولایت امیرالمؤمنین(ع) را زندقه، الحاد، بازی با دین و قدح اسلام می‌شمارد و یا آن را ز سر نادانی مفرط می‌داند. این سخن نیز از دو جهت قابل تامل است:
    1. ناسزاگویی و تکفیر در مباحث علمی شایسته نبوده و هیچ توجیهی ندارد و کسانی که مرتکب چنین جرمی می‌‌‌شوند به دلیل آلوده ساخت فضای مباحث و مناظرات علمی نسبت به زندقه و الحاد سزاوارترند.
    2. از سویی بسیاری از پیشوایان بزرگ و محدثان مشهور سنی این حدیث را در ذیل آیه مطرح ساخته‌اند و از سویی دیگر مفسران بزرگ، این آیه و حدیث ذیلش را در تفسیر آیه مودت نیز آورده‌اند و اگر همه آنان ملحد، زندیق، بازی کننده با دین، قدح کننده در اسلام و یا دچار نادانی مفرط باشند، باز هم اشکالی متوجه شیعه نیست و علامه حلی با استناد به کلام این عالمان که -مورد اعتماد اهل تسن هستند- بر آنان حجت اقامه کرده است.
  4. با توجه به صحت دست کم برخی از اسانید حدیث و وجود شواهد متعددی که مؤید حدیث است، وجود ضمیر یا عدم آن برای تعیین (مسئول عنه) ضرورتی ندارد و از سویی سیاق هرگز قدرت مقابله با حدیث صحیح را ندارد و اساسا در اینجا بحث از سیاق بی‌معناست. همین طور وقتی ثابت شد که بر اساس سنت صحیح، (مسئول عنه) در آیه ولایت امیرالمؤمنین(ع) است، تفاوت میان حب و ولایت آن حضرت با حب سایر صحابه پیامبر(ص) مانند آفتاب نیمروز روشن خواهد شد
  5. از سویی ادعای لزوم محبت امیرالمؤمنین(ع) برای رهایی از جهنم با احادیث متعدد و صحیح ثابت شده است و از سوی دیگر ادعای لزوم محبت دیگران نیز بی‌دلیل و واضح البطلان است. به بیان دیگر این دو ادعا هرگز قابل قیاس نیستند؛ چراکه یکی با ادله محکم تأیید می‌شود و دیگری فاقد دلیل و بی‌اساس است پس با همین پاسخ مختصر روشن می‌شود که متعصبانی همچون ابن تیمیه در برابر استدلال محکم و روشن شیعه هیچ برهان معقول و سخن قابل قبولی ندارند.[۳۳]

منابع

پانویس

  1. «و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.
  2. میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام،، ج5، ص16
  3. «و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.
  4. طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۴۴۱ ذیل آیه مورد بحث
  5. حسکانی، حاکم، شواهد التّنزیل، ج۲، ص۱۰۶ و ۱۰۷، ح۷۸۶ و ۷۸۷
  6. «اِذا کانَ یَوْمُ القیامَةِ اُوقَفُ اَنَا و عَلِىٌّ على الصِّراطِ فَما یَمُرُّ بِنا اَحَدٌ اِلاّ سَئَلْناهُ عَنْ وَلایَة عَلِىٍّ، فَمَنْ کانَت مَعَهُ، وَ اِلاّ اَلْقَیْناهُ فى النّارِ! وَ ذلِکَ قُوْلُهُ ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ
  7. ابن حجر هیتمی، الصّواعق المحرقة، ص۸۹
  8. عزالدین حنبلی، کشف الغمه، ص۹۲
  9. آلوسی، روح المعانى، ذیل آیه مورد بحث
  10. سبط ابن جوزی، تذکرة، ص۲۱
  11. ابونعیم اصفهانی، کفایة الخصام، ص۳۶۱
  12. سلیمان، قندوزی، ینابیع المودّه، ص۲۵۷
  13. رَوى بَعْضُ الاِمامیّةِ عَنْ ابْنِ جُبَیْر عَنِ ابْنِ عَبّاسَ یُسْئَلُونَ عَنْ وَلایَةِ عَلِىٍّ...آلوسی، روح المعانى، ج۲۳، ص۷۴
  14. شوشتری، قاضی نورالله، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۳، ص۴۷۶
  15. تفسیر حبری، ص۳۱۳
  16. خصائص الوحي المبين: ص۱۴۲، ح۸۶ و ۸۷، به نقل از ابونعیم اصفهانی
  17. حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۶۱ و ۱۶۲
  18. حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۶۱ و ۱۶۲
  19. حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۶۱ و ۱۶۲
  20. حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ۱۶۴
  21. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام، میلانی، ج۵، ص۲۳ تا ۲۶
  22. ر.ک: هیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقة، ص۱۸۷.
  23. میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام، ، ج5،ص22 و 23
  24. مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
  25. تفسیر الآلوسی، ج۲۳، ص۸۰
  26. میلانی، سیدعلی، جواهر الکلام، ج۵، ص۵ و ۵۸
  27. آلوسی، مختصر التحفة الاثنی عشریه، ص۱۷۷- ۱۸۸
  28. میلانی، سیدعلی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۷-۶۱
  29. دلائل الصدق، ج۵، ص۶؛ شرح احقاق الحق، ج۳، ص۱۰۷
  30. الاربعین المنتقی من مناقب علی المرتضی(ع)، باب۳۳ ح۴۰؛ فرائد السمطین، ج۱، ص۲۸۹ و ۲۹۰
  31. میلانی، سیدعلی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۵-۵۷
  32. ابن تیمیه، منهاج السنة، ج ۷، ص۱۰۳ و ۱۰۴
  33. میلانی، سید علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۱ ـ ۵۵