بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
'''ولایت''' در لغت به معانی گوناگونی به کار رفته است؛ از جمله: داشتن [[حقّ سرپرستی]]، [[اولویّت در تصرّف]]، [[حکومت]]، [[به دست گرفتن کاری]]، [[فرماندهی]] داشتن، [[دوستیکردن]]، [[یاری دادن]]، [[همبستگی]] و معانی دیگری. آنچه در کاربردهای مرتبط با [[امامت]] و [[حاکمیت]] معمولاً از آن [[اراده]] میشود، نسبت به کسی یا چیزی و نوعی [[حقّ حاکمیّت]] و [[ادارۀ امور]] است. صاحب این [[حق]] را "[[ولیّ]]" و "[[مولی]]" گویند و طبق این تعریف، [[لزوم اطاعت]] از حرفها و [[اوامر]] [[صاحب ولایت]] نیز روشن است. انواع ولایتها عبارت است از: [[ولای محبت]] و [[ولای قرابت|قرابت]]، [[ولای امامت]]، [[ولای زعامت]] و [[ولای تصرّف]]<ref>برای توضیح بیشتر، ر.ک: «ولاءها و ولایتها» از شهید مطهری</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۹۴.</ref>. | '''ولایت''' در لغت به معانی گوناگونی به کار رفته است؛ از جمله: داشتن [[حقّ سرپرستی]]، [[اولویّت در تصرّف]]، [[حکومت]]، [[به دست گرفتن کاری]]، [[فرماندهی]] داشتن، [[دوستیکردن]]، [[یاری دادن]]، [[همبستگی]] و معانی دیگری. آنچه در کاربردهای مرتبط با [[امامت]] و [[حاکمیت]] معمولاً از آن [[اراده]] میشود، نسبت به کسی یا چیزی و نوعی [[حقّ حاکمیّت]] و [[ادارۀ امور]] است. صاحب این [[حق]] را "[[ولیّ]]" و "[[مولی]]" گویند و طبق این تعریف، [[لزوم اطاعت]] از حرفها و [[اوامر]] [[صاحب ولایت]] نیز روشن است. انواع ولایتها عبارت است از: [[ولای محبت]] و [[ولای قرابت|قرابت]]، [[ولای امامت]]، [[ولای زعامت]] و [[ولای تصرّف]]<ref>برای توضیح بیشتر، ر.ک: «ولاءها و ولایتها» از شهید مطهری</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۹۴.</ref>. | ||
==معنای لغوی ولایت== | ==معنای لغوی [[ولایت]]== | ||
*اصل و ریشه کلمه ولایت از "[[ | *اصل و ریشه کلمه [[ولایت]] از "[[ولی]]" است؛ لذا معنای آن را بررسی میکنیم، "ولْی" به سکون لام بر وزن "رمْی"، مصدر است و به مفهموم [[قرب]] آمده؛ گفته میشود: {{عربی|داره ولی داري}}؛ [[خانه]] او نزدیک [[خانه]] من است. بنابر گفته برخی [[اهل]] لغت: "کلمه "وَلْی"، هنگام [[اراده]] اسم مصدر از آن، "وَلِی" مثل: نَعْی و نَعِی میشود"<ref>تاج العروس، ج۲۰، ص۳۱۰، کلمه ولی.</ref>. با ملاحظه کتابهای لغت به نظر میرسد کلمه "[[ولی]]"، به معنای مطلق [[قرب]] باشد که اعم از [[قرب]] [[حسی]] و غیر [[حسی]] است؛ چنان که گفتهاند: {{عربی|ولْی، اصل يدل علی قرب}}<ref>مقاییس اللغة، ج۶، ص۱۴۱.</ref>، {{عربی|الولْی، القرب و الدنوّ}}<ref>تهذیب اللغة، ج۱۵، ص۴۴۷؛ تاج العروس، ج۲۰، ص۳۱۰؛ القاموس المحیط، ص۱۲۰۹؛ مجمل اللغة، ج۴، ص۹۳۶؛ محیط المحیط، ۹۸۵.</ref>، بدون این که [[قرب]] را به [[قرب]] [[حسی]] یا غیر [[حسی]] [[مقید]] کنند، و این نبودن قید، نشانه آن است که "ولْی"، به مفهوم [[قرب]] مطلق و [[حقیقت]] در همان [[قرب]] مطلق است. اما درباره کلمه "ولی" اسم مصدر و مشتقات آن، معانی گوناگونی در کتابهای لغت ذکر گردیده، بهگونهای که در بعضی از آنها نوشته شده است: برای کلمه ولی، معانی کثیری است و بعد حدود ٢۱ معنا برای آن بیان میکنند و شواهدش را نیز میآورند<ref>تاج العروس، ج۲۰، ص۳۱۰، کلمه ولی.</ref>؛ معانیای همانندِ [[محب]]، [[صدیق]]، مالک، [[ناصر]]، صهر، [[عبد]]، ابن عم، معتَق، معتِق، حلیف، [[عقید]]، [[امارت]]، خطّه، [[سلطان]]، تابع، [[منعم علیه]] و....<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۳۳.</ref>. | ||
* | *برای کلمه "[[ولایت]]" نیز معانی گوناگونی همچون: صاحب [[اختیار]]، [[سرپرست]]، [[سلطان]]، [[سلطنت]] و [[امارت]]، مَحبت و [[دوستی]]، [[نصرت]]، [[قرب]] و [[قرابت]] و بلاد [[سلطان]] به کار برده شده است. در این که کدام یک، معنای [[حقیقی]] کلمه "[[ولایت]]" به [[فتح]] یا کسر واو میباشد، [[اختلاف]] است و از آثار [[اهل]] لغت به دست میآید که لغویان در این باره دو دستهاند: عدهای هر دو کلمه را به یک معنا گرفتهاند و برخی بین آن دو تفاوت قائل شدهاند. | ||
*دسته اول، سه بیان دارند: | *دسته اول، سه بیان دارند: | ||
#هر دو کلمه به | #هر دو کلمه به معنای [[نصرت]] و [[یاری]] کردن است<ref>الصحاح، ج۶، ص۲۵۳ و مصباحالمنیر، ۳۹۶.</ref>؛ | ||
#هر دو کلمه به | #هر دو کلمه به معنای [[قرابت]] است<ref>محیط المحیط، ۹۸۶.</ref>؛ | ||
#هر دو کلمه به | #هر دو کلمه به معنای [[تولی]] امر و [[سلطنت]] است و مانند کلمه "الدلالة" است که [[فتح]] و کسر دال آن موجب ایجاد دو معنا نمیشود<ref>مجمع البحرین، ج۱، ص۴۵۶.</ref>. | ||
*دسته دوم از [[اهل]] لغت، بیانات | *دسته دوم از [[اهل]] لغت، بیانات متفاوتی دارند: | ||
#ولایت به [[فتح]] واو به | # [[ولایت]] به [[فتح]] واو به معنای بلاد [[سلطان]] و به کسر واو به مفهوم [[امارت]] و [[سلطنت]] است<ref>تهذیب اللغة، ج۱۵، ص۴۴۹.</ref>؛ | ||
#ولایت به [[فتح]] واو به | # [[ولایت]] به [[فتح]] واو به معنای [[نصرت]] و به کسر واو به معنای [[امارت]] و [[تولی]] امر است<ref>لسان العرب، ج۱۵، ص۳۱۲ و مفردات راغب، کلمه ولی.</ref>؛ | ||
#ولایت به کسر واو و [[فتح]] آن به | # [[ولایت]] به کسر واو و [[فتح]] آن به معنای [[نصرت]] و به کسر واو فقط به معنای [[امارت]] و [[سلطه]] است<ref>ما اتفق لفظه و اختلف معناه، ص۴۷۱؛ مجمل اللغة، ج۴، ص۹۳۷.</ref>؛ | ||
# | #برخی لغتنویسان گفتهاند: در نحوه حرکت "واو" چند قول است و بعد از ذکر اقوال، مینویسند: "عمده مطلب این که [[ولایت]] با [[فتح]] واو، مصدر است و با کسر، اسم مصدر، در مصدر به معنای [[نصرت]] و [[یاری]] کردن است و در اسم مصدر مثل خِیاطة است، چون [[حکومت]] کردن و متولی امور شدن، خودش یک نوع از صناعت و حرفه است"<ref>تاج العروس، ج۲۰، ص۳۱۰، کلمه ولی.</ref>. | ||
*از | *از معانی [[ولایت]]، دو معنای آن؛ | ||
#[[سلطنت]] و [[امارت]]؛ | # [[سلطنت]] و [[امارت]]؛ | ||
#[[قرابت]] و | # [[قرابت]] و نزدیکی؛ مورد توجه [[اهل]] لغت واقع شده و برخی هر یک از آن دو را معنای [[حقیقی]] [[ولایت]] میدانند. | ||
* | *کسانی که قائلند معنای [[حقیقی]] [[ولایت]]، [[سلطنت]] و [[امارت]] است، دو [[دلیل]] میآورند: | ||
#[[نقل]] [[اهل]] لغت، چنان که | # [[نقل]] [[اهل]] لغت، چنان که بعضی تصریح کردهاند که [[حقیقت]] [[ولایت]]، همان [[تولی]] امر و [[سلطنت]] است؛ | ||
#تبادر<ref>الجوامع و الفوارق، ۱۲۶؛ دلیل بر تبادر به | #تبادر<ref>الجوامع و الفوارق، ۱۲۶؛ دلیل بر تبادر به معنای سلطنت و حکومت، مراجعه به متون کتابهای اصیل عربی، همانندِ تاریخ طبری یا الکامل فیالتاریخ، و تتبع کاربردهای عرفی این واژه، گویای این حقیقت است که از میان معانی مختلف ولایت، شایعترین کاربرد آن، همین سلطنت و فرمانروایی است به طوری که میتوان گفت: واژه ولایت به طور طبیعی به امارت و زمامداری، منصرف است، مگر این که قرینهای در میان باشد.</ref>، یعنی آنچه از کلمه [[ولایت]] به [[ذهن]] متبادر میشود و [[ذهن]] [[انسان]] آن را مییابد و میفهمد، همان معنای [[امارت]] و [[سلطنت]] است نَه غیر آن. | ||
* | *کسانی که معتقدند معنای [[حقیقی]] [[ولایت]]، [[قرابت]] است، نیز دو [[دلیل]] دارند: | ||
#از باب {{عربی|ترد الاشياء | #از باب {{عربی|ترد الاشياء إلی أصولها}}، باید دید ریشه [[ولایت]] به چه معناست، ریشه اصلی [[ولایت]]، ولْی به معنای [[قرب]] است، چنان که [[اهل]] لغت چنین نوشتهاند: {{عربی|و أصله القرب و الدنو}}<ref>مجمعالبحرین، ج۱، ص۴۶۲ و تهذیب اللغة، ج۱۵، ص۳۲۱.</ref>؛ | ||
#در تمام مشتقات کلمه | #در تمام مشتقات کلمه ولی، معنای [[قرب]] وجود داشته و سایر معانی [[ولایت]] نیز به این معنا برمیگردد، چنان که بعضی نوشتهاند: {{عربی|و الباب كلّه راجع الی القرب}}<ref>مقاییساللغة، ج۶، ص۱۴۲.</ref>. | ||
*اما آنچه درباره | *اما آنچه درباره معنای [[حقیقی]] [[ولایت]] به [[سلطنت]] و [[امارت]]، استناد به [[نقل]] برخی [[اهل]] لغت شده، نمیتواند [[دلیل]] بر معنای [[حقیقی]] باشد؛ زیرا برخی دیگر [[اهل]] لغت با آن [[نظریه]] [[مخالفت]] کردهاند، و [[دلیل]] تبادر نیز، قابل مناقشه است که تبادری، حاکی از معنای [[حقیقی]] است که عام باشد، در حالی که تبادر مذکور خاص و در بعضی موارد، همانند [[تاریخنگاری]] وجود دارد؛ افزون بر آن، در معنای [[سلطنت]] و [[حکومت]]، یا [[سرپرست]]، مآل جامعی نیست که موارد دیگر را شامل شود، ولی در [[ولایت]] به معنای [[قرب]] امکانش است. | ||
*بنابراین، با توجه به مطالب فوق، | *بنابراین، با توجه به مطالب فوق، معنای [[حقیقی]] [[ولایت]]، همان [[قرب]] است، و در موردی که قرینه خاصی برای [[اراده]] یکی از این معانی نبود، باید همان معنای کلی [[قرب]] را در نظر بگیریم، مثلاً اگر گفته شد: [[ولایت]] از آنِ خداست، باید گفت مراد، [[معیت]] [[خداوند]] با همه موجودات است. بنابراین، معلوم میشود [[مالکیت]] در [[تدبیر]] و تکفل امور و عهدهدار شدن [[احکام]] و مسائل مُوَلی علیه، لازمه و نتیجه حاصل از [[ولایت]] است نَه اصل [[حقیقت]] و معنای مطابقی آن و هر جا [[ولایت]] را به مفهوم [[حکومت]]، [[امارت]] و [[سلطنت]] [[تفسیر]] میکنند، [[تفسیر]] به لوازم معنا کردهاند نه بیان معنای [[حقیقی]] آن؛ زیرا [[قرب]] به دو قسم [[حسی]] و غیر [[حسی]] تقسیم میشود و [[امارت]]، تکفل امور و [[تدبیر]] مسائل مُوَلی علیه، از لوازم قِسم دوم است. به عبارت دیگر: آن امور بعد از تحقق [[قرب]] [[حسی]] یا غیر [[حسی]] است و [[امارت]] و [[سلطنت]] از لوازم و نتیجه معنای [[قرابت]] غیر [[حسی]] و [[ولایت]] است نَه معنای اصلی [[ولایت]].<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۳۴-۳۶.</ref> | ||
*ولی، [[مولی]]، [[ولاء]]، ولایت و نظایر آن همگی از ریشه "وَلی" به معنای نزدیکی است. این واژه یکی از پراستعمالترین واژههای [[قرآن کریم]] است که به صورتهای گوناگونی به کار رفته است. معنای اصلی واژه ولی و | *ولی، [[مولی]]، [[ولاء]]، [[ولایت]] و نظایر آن همگی از ریشه "وَلی" به معنای نزدیکی است. این واژه یکی از پراستعمالترین واژههای [[قرآن کریم]] است که به صورتهای گوناگونی به کار رفته است. معنای اصلی واژه ولی و [[ولایت]]، قرار گرفتن چیزی در کنار چیز دیگر است، به گونهای که فاصلهای میانشان نباشد. بر این اساس، اگر دو چیز آنچنان به هم نزدیک و متصل گردند که چیز دیگری میان آنها نباشد و هیچ فاصلهای با هم نداشته باشند، اینگونه اتصال و [[ارتباط]] را [[تولّی]]، و نزدیکی به این صورت را "[[ولایت]]" گویند، چه نزدیکی مکانی و مادی باشد و چه غیر مادی و [[معنوی]]. به همین [[دلیل]]، [[ولایت]] به معنای لغوی، هر نوع [[قرب]] و اتصال بیواسطه مادی و [[معنوی]] اشیاء و موجودات را شامل میشود<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، واژه «ولی».</ref>. | ||
*افزون بر معنای ذکر شده، معانی دیگری نیز برای ولایت ذکر کردهاند. از قبیل: تسلّط، [[قدرت]]، [[فرمانروایی]]، [[محبّت]] و [[دوستی]]، کمک و [[یاری]]، عهدهدار شدن کاری با [[مسئولیت]] و سمتی، [[حکم]]، [[سلطنت]]، [[پشتیبانی]]، [[زمامداری]]، [[سرپرستی]] و تصرّف در اشیا و امور [[انسانها]]<ref>اقرب الموارد، ج۵، (ل - ی)، ص۸۳۲-۸۳۳، ماده «ولی»، فرهنگ نوین، ص۸۱۵، ماده «ولی»؛ مجمع البحرین، ج۲، النهایة، ج۵، ماده «ولی»؛ المختار من صحاح اللغة، ص۵۸۴، مادّه «ولی».</ref>. | *افزون بر معنای ذکر شده، معانی دیگری نیز برای [[ولایت]] ذکر کردهاند. از قبیل: تسلّط، [[قدرت]]، [[فرمانروایی]]، [[محبّت]] و [[دوستی]]، کمک و [[یاری]]، عهدهدار شدن کاری با [[مسئولیت]] و سمتی، [[حکم]]، [[سلطنت]]، [[پشتیبانی]]، [[زمامداری]]، [[سرپرستی]] و تصرّف در اشیا و امور [[انسانها]]<ref>اقرب الموارد، ج۵، (ل - ی)، ص۸۳۲-۸۳۳، ماده «ولی»، فرهنگ نوین، ص۸۱۵، ماده «ولی»؛ مجمع البحرین، ج۲، النهایة، ج۵، ماده «ولی»؛ المختار من صحاح اللغة، ص۵۸۴، مادّه «ولی».</ref>. | ||
*اگر در معانی ذکر شده دقت شود، همگی نوع خاصی از نزدیکی هستند که با تأثیر و تأثر و [[سرپرستی]] و تصرّف در امور همراه میباشند. این معنای از ولایت همان معنای مورد نظر [[قرآن]] و [[اسلام]] است؛ چون [[ولایت قرآنی]] را نیز [[قرب]] و نزدیکی خاصی اعلام داشتهاند که با نوع یا انواعی از تأثیر و تأثّر، [[تصرف]]، تملک، [[تدبیر]]، [[سرپرستی]] و مانند آن همراه است<ref>ر.ک: علامه طباطبائی، المیزان، ج۵، ص۳۶۸- ۳۶۹؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۳۶۵.</ref>. | *اگر در معانی ذکر شده دقت شود، همگی نوع خاصی از نزدیکی هستند که با تأثیر و تأثر و [[سرپرستی]] و تصرّف در امور همراه میباشند. این معنای از [[ولایت]] همان معنای مورد نظر [[قرآن]] و [[اسلام]] است؛ چون [[ولایت قرآنی]] را نیز [[قرب]] و نزدیکی خاصی اعلام داشتهاند که با نوع یا انواعی از تأثیر و تأثّر، [[تصرف]]، تملک، [[تدبیر]]، [[سرپرستی]] و مانند آن همراه است<ref>ر.ک: علامه طباطبائی، المیزان، ج۵، ص۳۶۸- ۳۶۹؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۳۶۵.</ref>. | ||
==ولایت در اصطلاح== | ==ولایت در اصطلاح== | ||
*مراد از "[[امامت]]" و "[[ولایت]]"، "[[ولایت امر]]" است؛ به این معنا که اینکه [[فرمان]] [[دست]] چه کسی باید باشد؛ بازگشت همۀ [[نزاعها]]، چه داخل و چه بیرون از [[جامعه اسلامی]]، به این است که چه کسی [[دستور]] بدهد. در عصر ما نیز، هر کدام از [[طاغوتها]] و سردمداران [[استکبار جهانی]] ادعا میکند که باید [[فرمان]] [[دست]] من باشد و اگر ملتی یا کشوری بیابد که روزبهروز مقتدرتر میشود، درصدد شکستن و بهزانودرآوردن آن برمیآید تا خود را ابرقدرت جلوه دهد. اساس [[جنگها]] و کشمکشهای این [[مستکبران]] با رقبای خود در [[دنیا]] همین است که زیر بار [[فرمان]] آنان نمیروند. بنابراین، [[نزاع]] و دعوا بر سر همان چیزی است که در منابع [[دینی]] [[اسلام]] از آن به "[[ولایت امر]]" تعبیر شده است. "[[امامت]]" همان "[[ولایت امر]]" است؛ یعنی چه کسی باید صاحب [[دستور]] باشد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/FYjv0?playlist=376197 درس اول «امامت در اندیشه اسلامی»]</ref>. | *مراد از "[[امامت]]" و "[[ولایت]]"، "[[ولایت امر]]" است؛ به این معنا که اینکه [[فرمان]] [[دست]] چه کسی باید باشد؛ بازگشت همۀ [[نزاعها]]، چه داخل و چه بیرون از [[جامعه اسلامی]]، به این است که چه کسی [[دستور]] بدهد. در عصر ما نیز، هر کدام از [[طاغوتها]] و سردمداران [[استکبار جهانی]] ادعا میکند که باید [[فرمان]] [[دست]] من باشد و اگر ملتی یا کشوری بیابد که روزبهروز مقتدرتر میشود، درصدد شکستن و بهزانودرآوردن آن برمیآید تا خود را ابرقدرت جلوه دهد. اساس [[جنگها]] و کشمکشهای این [[مستکبران]] با رقبای خود در [[دنیا]] همین است که زیر بار [[فرمان]] آنان نمیروند. بنابراین، [[نزاع]] و دعوا بر سر همان چیزی است که در منابع [[دینی]] [[اسلام]] از آن به "[[ولایت امر]]" تعبیر شده است. "[[امامت]]" همان "[[ولایت امر]]" است؛ یعنی چه کسی باید صاحب [[دستور]] باشد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/FYjv0?playlist=376197 درس اول «امامت در اندیشه اسلامی»]</ref>. | ||
*با توجه به معنای واژههای [[امام]] و ولی، [[ارتباط]] معنایی تنگاتنگ و بسیار نزدیک این دو واژه [[آشکار]] میشود؛ و در پرتو همین [[ارتباط]] تنگاتنگ معنایی است که در اصطلاح نیز این دو به طور مترادف به کار رفتهاند. | *با توجه به معنای واژههای [[امام]] و ولی، [[ارتباط]] معنایی تنگاتنگ و بسیار نزدیک این دو واژه [[آشکار]] میشود؛ و در پرتو همین [[ارتباط]] تنگاتنگ معنایی است که در اصطلاح نیز این دو به طور مترادف به کار رفتهاند. | ||
*بر این اساس، واژه [[مولی]] در [[روایت]] مشهور و [[متواتر]] [[نبوی]]{{صل}} در [[غدیر خم]]: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ}} که اعلام رسمی [[نصب حضرت علی]]{{ع}} به [[امامت]] و [[جانشینی]] [[بلافصل]] [[رسول خدا]]{{صل}} از سوی خداست، از ریشه "ولی" و به معنای [[سرپرستی]] است که توضیح بیشتر آن در جای خودش خواهد آمد. | *بر این اساس، واژه [[مولی]] در [[روایت]] مشهور و [[متواتر]] [[نبوی]]{{صل}} در [[غدیر خم]]: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ}} که اعلام رسمی [[نصب حضرت علی]]{{ع}} به [[امامت]] و [[جانشینی]] [[بلافصل]] [[رسول خدا]]{{صل}} از سوی خداست، از ریشه "[[ولی]]" و به معنای [[سرپرستی]] است که توضیح بیشتر آن در جای خودش خواهد آمد. | ||
*از آنچه در معنای لغوی [[امام]] و ولی و [[قرابت]] معنایی این دو واژه آورده شد، بیاعتباری سخن برخی [[مخالفان]] [[شیعه]] [[آشکار]] میشود که گفتهاند، [[مولی]] به لحاظ لغت، ربطی به [[امام]] "مفترض الطاعة" مورد ادعای [[شیعه]] ندارد. این ادعای بدون [[دلیل]] و [[سند]] آنان بود که موجب شد تا [[شیخ مفید]]، رسالهای<ref>رسالة فی معنی المولی، شیخ مفید، نسخه خطی، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، قم، مجموعه شماره ۲۴۳.</ref> در ردّ دیدگاه آنها بنویسد و با استناد به سرودههای [[شاعران]] مُخضرم (شعرایی که دوره [[جاهلیت]] و [[اسلام]] را [[درک]] کردهاند)، نظیر اخطل، کمیت، [[قیس بن سعد بن عباده]] و [[حسان بن ثابت]]، [[ثابت]] کند که معنای ولی در [[حدیث]] یادشده، فقط [[امام]] است<ref>به نقل از امامتپژوهی، محمود یزدی مطلق و جمعی دیگر، ج۴۸.</ref><ref>[[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص:۱۶-۱۷.</ref>. | *از آنچه در معنای لغوی [[امام]] و ولی و [[قرابت]] معنایی این دو واژه آورده شد، بیاعتباری سخن برخی [[مخالفان]] [[شیعه]] [[آشکار]] میشود که گفتهاند، [[مولی]] به لحاظ لغت، ربطی به [[امام]] "مفترض الطاعة" مورد ادعای [[شیعه]] ندارد. این ادعای بدون [[دلیل]] و [[سند]] آنان بود که موجب شد تا [[شیخ مفید]]، رسالهای<ref>رسالة فی معنی المولی، شیخ مفید، نسخه خطی، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، قم، مجموعه شماره ۲۴۳.</ref> در ردّ دیدگاه آنها بنویسد و با استناد به سرودههای [[شاعران]] مُخضرم (شعرایی که دوره [[جاهلیت]] و [[اسلام]] را [[درک]] کردهاند)، نظیر اخطل، کمیت، [[قیس بن سعد بن عباده]] و [[حسان بن ثابت]]، [[ثابت]] کند که معنای ولی در [[حدیث]] یادشده، فقط [[امام]] است<ref>به نقل از امامتپژوهی، محمود یزدی مطلق و جمعی دیگر، ج۴۸.</ref><ref>[[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص:۱۶-۱۷.</ref>. | ||
*اصل معنای این واژه، شدّت [[قرب]] و نزدیکی دو شیء یا بیشتر به یکدیگر است<ref>معجم مقاییس اللغه (ط. مکتب الاعلام الإسلامی، ۱۴۰۴ ه.ق.)، ج۶، ص۱۴۱.</ref>؛ به گونهای که هیچ حدّ فاصلی میان آنان نباشد<ref>المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی (مؤسسه دارالهجره، ۱۴۱۴ ه.ق.)، ج۲، ص۶۷۲.</ref>. از اینجا روشن میشود، که سایر معانی در باب ولایت، از قبیل [[دوستی]]، رابطه نَسَبی، [[یاری]] و همکیشی، معنای لازم و استعاری [[قرب]] است. | *اصل معنای این واژه، شدّت [[قرب]] و نزدیکی دو شیء یا بیشتر به یکدیگر است<ref>معجم مقاییس اللغه (ط. مکتب الاعلام الإسلامی، ۱۴۰۴ ه.ق.)، ج۶، ص۱۴۱.</ref>؛ به گونهای که هیچ حدّ فاصلی میان آنان نباشد<ref>المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی (مؤسسه دارالهجره، ۱۴۱۴ ه.ق.)، ج۲، ص۶۷۲.</ref>. از اینجا روشن میشود، که سایر معانی در باب ولایت، از قبیل [[دوستی]]، رابطه نَسَبی، [[یاری]] و همکیشی، معنای لازم و استعاری [[قرب]] است. | ||
| خط ۱۰۴: | خط ۱۰۵: | ||
==ولایت و [[تولی]]== | ==ولایت و [[تولی]]== | ||
* ولایت و [[تولی]]، رابطهای دو جانبه است، چرا که [[ولاء]] و [[تولی]]، نوعی [[همبستگی]] و نزدیکی بین دو چیز است، بهنحویکه فاصلهای میان آن دو نباشد. "ولایت [[علی]] را [[پذیرفتن]]"، یعنی [[التزام]] به [[حکومت علوی]] با همۀ ابعاد و ضوابط و شرایطش با [[پیروی]] از او به عنوان یک [[سرمشق]] و [[الگو]]، [[تسلیم]] بودن تنها در برابر او، پیوند با او و [[گسستن]] و رها شدن از هر [[ولایتی]] دیگر و دفع نیروها و قطبها و عوامل مخرّب و ناهمساز با [[ولایت امام]]. در این ولایت دوجانبه، از یکسو [[امامان]] [[معصوم]] و [[حجتهای الهی]] بر [[امت]] ولایت دارند، از سویی [[پذیرش ولایت]] آنان و [[تبعیت]] و [[تسلیم]] بودن و [[موالات]] و [[تولی]] با آنان، [[تکلیف]] و [[وظیفه]] است و چنین [[ولایتی]]، هم موجب [[سعادت اخروی]] و ورود به [[بهشت]] است، هم مایۀ [[نجات]] و [[وحدت]] و [[قدرت]] [[امت اسلام]] در دنیاست و قطعا ولایت باید همراه با [[برائت از دشمنان]] هم باشد. به فرمودۀ [[امام رضا]]{{ع}}: {{متن حدیث|كَمَالُ الدِّينِ وَلَايَتُنَا وَ الْبَرَاءَةُ مِنْ عَدُوِّنَا}}<ref>اهل البيت فی الكتاب والسنّه، ص ۳۷۸</ref> آنچه [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} در [[غدیر خم]] و موارد متعدد دیگر با عبارتهای گوناگون بر آن تأکید داشت، بیان همین [[حقیقت]] بود و [[حدیث ولایت]] که آن روز از زبان آن [[حضرت]] شنیده شد، [[اثبات]] [[امامت]] [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}} بود که فرمود: "[[خداوند]] مولای من است و من مولای مؤمنانم و من از خود آنان برایشان شایستهترم، پس هرکه را من مولای او بودم، [[امام علی|علی]]{{ع}} مولای اوست، خدایا هرکه را با او [[دوستی]] و ولایت داشته باشد [[دوست]] بدار و با هرکس که با او [[دشمنی]] کند [[دشمنی]] کن"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ مَوْلَايَ وَ أَنَا مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنَا أَوْلَى بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ}}؛ الغدير، ج ۱ ص ۱۱</ref>، نیز فرمود: {{متن حدیث| مَنْ آمِنْ بِي وَ صدقني فَلْيَتَوَلَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ، فَإِنْ وَلَايَتِهِ وَلَايَتِي وَ وَلَايَتِي وَلَايَةُ اللَّهِ }}<ref>کنز العمّال، ج ۱۱ ص ۶۱۱</ref> بحث ولایت، بحثی گسترده است، [[ولایت تکوینی]] و [[ولایت تشریعی]] نیز در این موضوع میگنجد<ref>درباره ولایت تکوینی به بحث مبسوطی در «امامشناسی» علامه حسینی طهرانی، ج ۱ مراجعه کنید</ref>. | * ولایت و [[تولی]]، رابطهای دو جانبه است، چرا که [[ولاء]] و [[تولی]]، نوعی [[همبستگی]] و نزدیکی بین دو چیز است، بهنحویکه فاصلهای میان آن دو نباشد. "ولایت [[علی]] را [[پذیرفتن]]"، یعنی [[التزام]] به [[حکومت علوی]] با همۀ ابعاد و ضوابط و شرایطش با [[پیروی]] از او به عنوان یک [[سرمشق]] و [[الگو]]، [[تسلیم]] بودن تنها در برابر او، پیوند با او و [[گسستن]] و رها شدن از هر [[ولایتی]] دیگر و دفع نیروها و قطبها و عوامل مخرّب و ناهمساز با [[ولایت امام]]. در این ولایت دوجانبه، از یکسو [[امامان]] [[معصوم]] و [[حجتهای الهی]] بر [[امت]] ولایت دارند، از سویی [[پذیرش ولایت]] آنان و [[تبعیت]] و [[تسلیم]] بودن و [[موالات]] و [[تولی]] با آنان، [[تکلیف]] و [[وظیفه]] است و چنین [[ولایتی]]، هم موجب [[سعادت اخروی]] و ورود به [[بهشت]] است، هم مایۀ [[نجات]] و [[وحدت]] و [[قدرت]] [[امت اسلام]] در دنیاست و قطعا ولایت باید همراه با [[برائت از دشمنان]] هم باشد. به فرمودۀ [[امام رضا]]{{ع}}: {{متن حدیث|كَمَالُ الدِّينِ وَلَايَتُنَا وَ الْبَرَاءَةُ مِنْ عَدُوِّنَا}}<ref>اهل البيت فی الكتاب والسنّه، ص ۳۷۸</ref> آنچه [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} در [[غدیر خم]] و موارد متعدد دیگر با عبارتهای گوناگون بر آن تأکید داشت، بیان همین [[حقیقت]] بود و [[حدیث ولایت]] که آن روز از زبان آن [[حضرت]] شنیده شد، [[اثبات]] [[امامت]] [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}} بود که فرمود: "[[خداوند]] مولای من است و من مولای مؤمنانم و من از خود آنان برایشان شایستهترم، پس هرکه را من مولای او بودم، [[امام علی|علی]]{{ع}} مولای اوست، خدایا هرکه را با او [[دوستی]] و ولایت داشته باشد [[دوست]] بدار و با هرکس که با او [[دشمنی]] کند [[دشمنی]] کن"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ مَوْلَايَ وَ أَنَا مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنَا أَوْلَى بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ}}؛ الغدير، ج ۱ ص ۱۱</ref>، نیز فرمود: {{متن حدیث| مَنْ آمِنْ بِي وَ صدقني فَلْيَتَوَلَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ، فَإِنْ وَلَايَتِهِ وَلَايَتِي وَ وَلَايَتِي وَلَايَةُ اللَّهِ }}<ref>کنز العمّال، ج ۱۱ ص ۶۱۱</ref> بحث ولایت، بحثی گسترده است، [[ولایت تکوینی]] و [[ولایت تشریعی]] نیز در این موضوع میگنجد<ref>درباره ولایت تکوینی به بحث مبسوطی در «امامشناسی» علامه حسینی طهرانی، ج ۱ مراجعه کنید</ref>. | ||
*رابطۀ ولایت با [[محبت]] و عمل نیز از نکات مهمّ است، معنای ولایت و [[مولی]] از دیرباز مورد مناقشۀ بسیار میان [[شیعه]] و [[اهل سنت]] در کتابهای [[کلامی]] بوده است که باید به منابع مفصّلتر [[رجوع]] کرد<ref>از جمله: | *رابطۀ ولایت با [[محبت]] و عمل نیز از نکات مهمّ است، معنای ولایت و [[مولی]] از دیرباز مورد مناقشۀ بسیار میان [[شیعه]] و [[اهل سنت]] در کتابهای [[کلامی]] بوده است که باید به منابع مفصّلتر [[رجوع]] کرد<ref>از جمله: «الغدیر» ج ۱ ص ۳۶۲، «نفحات الأزهار» (خلاصه عبقات) ج ۱۵ و ۱۶، «موسوعة الإمام علی بن ابیطالب»، ج ۲ ص ۱۹۷، «فیض القدیر» (خلاصه عبقات) شیخ عباس قمی</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۹۴.</ref>. | ||
==مبنا و [[مشروعیت]] امور اعتباری== | ==مبنا و [[مشروعیت]] امور اعتباری== | ||