ولایت: تفاوت میان نسخه‌ها

۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۰ اوت ۲۰۲۰
خط ۱۲: خط ۱۲:


==معنای لغوی ولایت==
==معنای لغوی ولایت==
*اصل و ریشه کلمه ولایت از "[[ولى]]" است؛ لذا معناى آن را بررسى مى‌کنیم، "ولْى" به سکون لام بر وزن "رمْى"، مصدر است و به مفهموم [[قرب]] آمده؛ گفته مى‌شود: {{عربی|داره ولى داري}}؛ [[خانه]] او نزدیک [[خانه]] من است.
*اصل و ریشه کلمه ولایت از "[[ولى]]" است؛ لذا معناى آن را بررسى مى‌کنیم، "ولْى" به سکون لام بر وزن "رمْى"، مصدر است و به مفهموم [[قرب]] آمده؛ گفته مى‌شود: {{عربی|داره ولى داري}}؛ [[خانه]] او نزدیک [[خانه]] من است. بنابر گفته برخى [[اهل]] لغت: "کلمه "وَلْىْ‌"، هنگام [[اراده]] اسم مصدر از آن، "وَلِىّ‌" مثل: نَعْى و نَعِىّ مى‌شود"<ref>تاج العروس، ج۲۰، ص۳۱۰، کلمه ولى.</ref>. با ملاحظه کتاب‌هاى لغت به نظر مى‌رسد کلمه "[[ولى]]"، به معناى مطلق [[قرب]] باشد که اعم از [[قرب]] حسى و غیر حسى است؛ چنان که گفته‌اند: {{عربی|ولْى، اصل يدل على قرب}}<ref>مقاییس اللغة، ج۶، ص۱۴۱.</ref>، {{عربی|الولْى، القرب و الدنوّ}}<ref>تهذیب اللغة، ج۱۵، ص۴۴۷؛ تاج العروس، ج۲۰، ص۳۱۰؛ القاموس المحیط‍‌، ص۱۲۰۹؛ مجمل اللغة، ج۴، ص۹۳۶؛ محیط‍ المحیط‍‌، ۹۸۵.</ref>، بدون این که [[قرب]] را به [[قرب]] حسى یا غیر حسى [[مقید]] کنند، و این نبودن قید، نشانه آن است که "ولْى"، به مفهوم [[قرب]] مطلق و [[حقیقت]] در همان [[قرب]] مطلق است. اما درباره کلمه "ولىّ‌" اسم مصدر و مشتقات آن، معانى گوناگونى در کتاب‌هاى لغت ذکر گردیده، به‌گونه‌اى که در بعضى از آنها نوشته شده است: براى کلمه ولى، معانى کثیرى است و بعد حدود ٢۱ معنا براى آن بیان مى‌کنند و شواهدش را نیز مى‌آورند<ref>تاج العروس، ج۲۰، ص۳۱۰، کلمه ولى.</ref>؛ معانى‌اى همانندِ [[محب]]، [[صدیق]]، مالک، [[ناصر]]، صهر، [[عبد]]، ابن عم، معتَق، معتِق، حلیف، [[عقید]]، [[امارت]]، خطّه، [[سلطان]]، تابع، [[منعم علیه]] و....<ref>[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۳۳.</ref>.
بنابر گفته برخى [[اهل]] لغت: "کلمه "وَلْىْ‌"، هنگام [[اراده]] اسم مصدر از آن، "وَلِىّ‌" مثل: نَعْى و نَعِىّ مى‌شود"<ref>تاج العروس، ج۲۰، ص۳۱۰، کلمه ولى.</ref>.
*با ملاحظه کتاب‌هاى لغت به نظر مى‌رسد کلمه "[[ولى]]"، به معناى مطلق [[قرب]] باشد که اعم از [[قرب]] حسى و غیر حسى است؛ چنان که گفته‌اند: {{عربی|ولْى، اصل يدل على قرب}}<ref>مقاییس اللغة، ج۶، ص۱۴۱.</ref>، {{عربی|الولْى، القرب و الدنوّ}}<ref>تهذیب اللغة، ج۱۵، ص۴۴۷؛ تاج العروس، ج۲۰، ص۳۱۰؛ القاموس المحیط‍‌، ص۱۲۰۹؛ مجمل اللغة، ج۴، ص۹۳۶؛ محیط‍ المحیط‍‌، ۹۸۵.</ref>، بدون این که [[قرب]] را به [[قرب]] حسى یا غیر حسى [[مقید]] کنند، و این نبودن قید، نشانه آن است که "ولْى"، به مفهوم [[قرب]] مطلق و [[حقیقت]] در همان [[قرب]] مطلق است.
*اما درباره کلمه "ولىّ‌" اسم مصدر و مشتقات آن، معانى گوناگونى در کتاب‌هاى لغت ذکر گردیده، به‌گونه‌اى که در بعضى از آنها نوشته شده است: براى کلمه ولى، معانى کثیرى است و بعد حدود ٢۱ معنا براى آن بیان مى‌کنند و شواهدش را نیز مى‌آورند<ref>تاج العروس، ج۲۰، ص۳۱۰، کلمه ولى.</ref>؛ معانى‌اى همانندِ [[محب]]، [[صدیق]]، مالک، [[ناصر]]، صهر، [[عبد]]، ابن عم، معتَق، معتِق، حلیف، [[عقید]]، [[امارت]]، خطّه، [[سلطان]]، تابع، [[منعم علیه]] و....<ref>[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۳۳.</ref>.
*براى کلمه "ولایت" نیز معانى گوناگونى همچون: صاحب [[اختیار]]، [[سرپرست]]، [[سلطان]]، [[سلطنت]] و [[امارت]]، مَحبت و دوستى، [[نصرت]]، [[قرب]] و [[قرابت]] و بلاد [[سلطان]] به کار برده شده است. در این که کدام یک، معناى حقیقى کلمه "ولایت" به [[فتح]] یا کسر واو مى‌باشد، [[اختلاف]] است و از آثار [[اهل]] لغت به دست مى‌آید که لغویان در این باره دو دسته‌اند: عده‌اى هر دو کلمه را به یک معنا گرفته‌اند و برخى بین آن دو تفاوت قائل شده‌اند.
*براى کلمه "ولایت" نیز معانى گوناگونى همچون: صاحب [[اختیار]]، [[سرپرست]]، [[سلطان]]، [[سلطنت]] و [[امارت]]، مَحبت و دوستى، [[نصرت]]، [[قرب]] و [[قرابت]] و بلاد [[سلطان]] به کار برده شده است. در این که کدام یک، معناى حقیقى کلمه "ولایت" به [[فتح]] یا کسر واو مى‌باشد، [[اختلاف]] است و از آثار [[اهل]] لغت به دست مى‌آید که لغویان در این باره دو دسته‌اند: عده‌اى هر دو کلمه را به یک معنا گرفته‌اند و برخى بین آن دو تفاوت قائل شده‌اند.
*دسته اول، سه بیان دارند:
*دسته اول، سه بیان دارند:
۲۲۴٬۹۸۹

ویرایش