آیه ابتلا: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - ' آنکه ' به ' آنکه '
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - ' آنکه ' به ' آنکه ') |
||
| خط ۱۲۸: | خط ۱۲۸: | ||
در [[سوره بقره]] آیه ۱۲۴ چند نکته باقی میماند که [[تذکّر]] آن خالی از فایده نیست: | در [[سوره بقره]] آیه ۱۲۴ چند نکته باقی میماند که [[تذکّر]] آن خالی از فایده نیست: | ||
از آیه فوق استفاده میشود که [[مقام امامت]] از [[مقام]] [[نبوّت]] [[برتر]] است؛ زیرا [[نصب]] [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} به مقام امامت در اواخر [[عمر]] او بود؛ در حالی که از قبل دارای مقام «[[عبودیت]]»، «نبوّت»، «[[رسالت]]» و «خلعت» بوده است. کافی از [[جابر]] از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً وَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولًا وَ اتَّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلًا وَ اتَّخَذَهُ خَلِيلًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ إِمَاماً فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ هَذِهِ الْأَشْيَاءَ وَ قَبَضَ يَدَهُ قَالَ لَهُ- يَا إِبْرَاهِيمُ {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> فَمِنْ عِظَمِهَا فِي عَيْنِ إِبْرَاهِيمَ {{ع}} قَالَ يَا رَبِّ {{متن قرآن|وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>}}<ref>اصول کافی، باب طبقات الانبیاء و الرسل و الائمه {{عم}}، حدیث ۴.</ref>. یعنی، [[حضرت]] فرمود: «به [[راستی]] خدا [[ابراهیم]] را به [[بندگی]] خود پذیرفت پیش از | از آیه فوق استفاده میشود که [[مقام امامت]] از [[مقام]] [[نبوّت]] [[برتر]] است؛ زیرا [[نصب]] [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} به مقام امامت در اواخر [[عمر]] او بود؛ در حالی که از قبل دارای مقام «[[عبودیت]]»، «نبوّت»، «[[رسالت]]» و «خلعت» بوده است. کافی از [[جابر]] از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً وَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولًا وَ اتَّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلًا وَ اتَّخَذَهُ خَلِيلًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ إِمَاماً فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ هَذِهِ الْأَشْيَاءَ وَ قَبَضَ يَدَهُ قَالَ لَهُ- يَا إِبْرَاهِيمُ {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> فَمِنْ عِظَمِهَا فِي عَيْنِ إِبْرَاهِيمَ {{ع}} قَالَ يَا رَبِّ {{متن قرآن|وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>}}<ref>اصول کافی، باب طبقات الانبیاء و الرسل و الائمه {{عم}}، حدیث ۴.</ref>. یعنی، [[حضرت]] فرمود: «به [[راستی]] خدا [[ابراهیم]] را به [[بندگی]] خود پذیرفت پیش از آنکه او را پیامبر خود برگزیند، و او را پیامبر برگرفت پیش از آنکه رسولش سازد، و به رسالتش برگزید پیش از آنکه [[خلیل]] خودش برگیرد و او را خلیل خودش برگرفت پیش از آنکه [[امام]] گیردش، و چون همه این [[مقامات]] را برای او فراهم نمود - و کف خود را برای نمودن مقامات بست - به او فرمود: ای [[ابراهیم]]: (به [[راستی]] من تو را برای [[مردم]] امام ساختم). از بس این [[مقام]] به نظر ابراهیم بزرگ آمد، (عرض کرد: پروردگارا و از نژاد و [[ذریه]] من هم؟ [[خدا]] فرمود: [[عهد]] من به [[ستمکاران]] نرسد). | ||
[[امامت]] همانند [[نبوّت]] یک سمت [[انتصابی]] است نه انتخابی. این مقام [[عهد الهی]] است و جز خدا هیچ کس [[حق]] ندارد و نمیتواند در این زمینه اظهار نظر کند. {{متن قرآن|اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ}}<ref>«خداوند داناتر است که رسالت خود را کجا قرار دهد» سوره انعام، آیه ۱۲۴.</ref>. بنابراین، امامت شورایی [[نامشروع]] است چنان که [[استخلاف]] ناصحیح است. [[اجماع امّت]] حق [[نصب]] یا [[انتخاب امام]] را ندارد، چنان که اهلّ حل و [[عقد]] نمیتوانند «عهد الهی» را به کسی بدهند یا از او بگیرند... . | [[امامت]] همانند [[نبوّت]] یک سمت [[انتصابی]] است نه انتخابی. این مقام [[عهد الهی]] است و جز خدا هیچ کس [[حق]] ندارد و نمیتواند در این زمینه اظهار نظر کند. {{متن قرآن|اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ}}<ref>«خداوند داناتر است که رسالت خود را کجا قرار دهد» سوره انعام، آیه ۱۲۴.</ref>. بنابراین، امامت شورایی [[نامشروع]] است چنان که [[استخلاف]] ناصحیح است. [[اجماع امّت]] حق [[نصب]] یا [[انتخاب امام]] را ندارد، چنان که اهلّ حل و [[عقد]] نمیتوانند «عهد الهی» را به کسی بدهند یا از او بگیرند... . | ||
| خط ۲۲۹: | خط ۲۲۹: | ||
افزون بر آن، چنانکه [[گذشت]]، یکی از شاخههای [[هدایت]] [[هادیان]] ([[پیامبران]])، [[تزکیه]] انسانهاست. پیشتر بیان شد که [[تزکیه]] مربوط به بخش [[اعمال انسان]] است. در [[حقیقت]]، [[پیامبر]] میآید تا [[انسانها]] را از طریق پاکسازی اعمالشان، از پلیدیها برهاند و به [[تکامل]] برساند. کسی که برای [[تزکیه]] و [[تکامل]] [[انسانها]] و رساندن ایشان به [[هدف آفرینش]]، برانگیخته شده است، چگونه میشود که خود دارای اعمالی [[ناپاک]] و [[انسانی]] [[تزکیه]] نشده باشد؟ | افزون بر آن، چنانکه [[گذشت]]، یکی از شاخههای [[هدایت]] [[هادیان]] ([[پیامبران]])، [[تزکیه]] انسانهاست. پیشتر بیان شد که [[تزکیه]] مربوط به بخش [[اعمال انسان]] است. در [[حقیقت]]، [[پیامبر]] میآید تا [[انسانها]] را از طریق پاکسازی اعمالشان، از پلیدیها برهاند و به [[تکامل]] برساند. کسی که برای [[تزکیه]] و [[تکامل]] [[انسانها]] و رساندن ایشان به [[هدف آفرینش]]، برانگیخته شده است، چگونه میشود که خود دارای اعمالی [[ناپاک]] و [[انسانی]] [[تزکیه]] نشده باشد؟ | ||
[[آیه]] دیگری نیز که میتواند مؤید این مدعا باشد، [[آیات]] ۸۰ تا ۸۳ [[سوره انعام]] است که در [[شأن]] [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} نازل شده است. پس از | [[آیه]] دیگری نیز که میتواند مؤید این مدعا باشد، [[آیات]] ۸۰ تا ۸۳ [[سوره انعام]] است که در [[شأن]] [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} نازل شده است. پس از آنکه ایشان به [[هدایت]] [[قوم]] خود پرداخت، با [[مخالفت]] آن [[قوم]] مواجه شد: {{متن قرآن|وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَقَدْ هَدَانِ}}<ref>«و قوم او با وی به چالش برخاستند؛ او گفت: آیا با من درباره خداوند چالش میورزید در حالی که مرا راهنمایی کرده است؟» سوره انعام، آیه ۸۰.</ref>. | ||
در این [[آیه]]، [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} خود را [[هدایت]] شده به وسیله [[خداوند متعال]] معرفی میکند. در [[آیه]] ۸۱ قسمتی از [[احتجاجات]] [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} با آن [[قوم]] بیان شده است و در [[آیه]] ۸۲ و ۸۳ چنین میآید: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ * وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَنْ نَشَاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ}}<ref>«آنان که ایمان آوردهاند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالودهاند، امن (و آرامش) دارند و رهیافتهاند * و این برهان ماست که آن را به ابراهیم در برابر قومش دادیم. هر کس را بخواهیم به پایههایی فرا میبریم؛ بیگمان پروردگار تو، فرزانهای داناست» سوره انعام، آیه ۸۲-۸۳.</ref>. | در این [[آیه]]، [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} خود را [[هدایت]] شده به وسیله [[خداوند متعال]] معرفی میکند. در [[آیه]] ۸۱ قسمتی از [[احتجاجات]] [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} با آن [[قوم]] بیان شده است و در [[آیه]] ۸۲ و ۸۳ چنین میآید: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ * وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَنْ نَشَاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ}}<ref>«آنان که ایمان آوردهاند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالودهاند، امن (و آرامش) دارند و رهیافتهاند * و این برهان ماست که آن را به ابراهیم در برابر قومش دادیم. هر کس را بخواهیم به پایههایی فرا میبریم؛ بیگمان پروردگار تو، فرزانهای داناست» سوره انعام، آیه ۸۲-۸۳.</ref>. | ||
| خط ۲۳۷: | خط ۲۳۷: | ||
براساس این [[آیات]]، {{متن قرآن|مُهْتَدُونَ}}، البته آنگاه که این واژه برای [[پیامبران]] به کار رود<ref>گفتنی است، مفهوم {{متن قرآن|مُهْتَدُونَ}} یا {{متن قرآن|مُهْتَدِي}} برای دیگر مؤمنان نیز به کار رفته است: {{متن قرآن|أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}} («بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند» سوره بقره، آیه ۱۵۷). از اینرو، ممکن است گفته شود مفهوم مهتدون دلالتی بر عصمت ندارد. پاسخ این اشکال با توجه به آنچه در متن آمده است، روشن میشود؛ بدین بیان که مفهوم مهتدون، به خودیِ خود، بر عصمت دلالتی ندارد و میتواند دارای مراتبی باشد؛ چنانکه میتوان به کسی که از کفر وارد حوزه ایمان به خدا میشود نیز مهتدی گفت. با وجود این، چنین کسی به صرف ایمان به خدا، از آتش جهنم ایمن نیست. بالاترین مرتبه مهتدون، چنانکه در آیه ۸۱ سوره انعام بیان شد، از آنِ کسانی است که در حاشیه امن قرار دارند؛ چنین مفهومی از مهتدون است که مساوق با معصوم است و خداوند متعال چنین مفهومی را بر پیامبران خود اطلاق کرده است.</ref>، کسانیاند که [[ایمان]] آنها هرگز با [[ظلم]] همراه نشده است و در جایگاهی [[امن]] و در مسیر [[هدایت]] قرار دارند. | براساس این [[آیات]]، {{متن قرآن|مُهْتَدُونَ}}، البته آنگاه که این واژه برای [[پیامبران]] به کار رود<ref>گفتنی است، مفهوم {{متن قرآن|مُهْتَدُونَ}} یا {{متن قرآن|مُهْتَدِي}} برای دیگر مؤمنان نیز به کار رفته است: {{متن قرآن|أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}} («بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند» سوره بقره، آیه ۱۵۷). از اینرو، ممکن است گفته شود مفهوم مهتدون دلالتی بر عصمت ندارد. پاسخ این اشکال با توجه به آنچه در متن آمده است، روشن میشود؛ بدین بیان که مفهوم مهتدون، به خودیِ خود، بر عصمت دلالتی ندارد و میتواند دارای مراتبی باشد؛ چنانکه میتوان به کسی که از کفر وارد حوزه ایمان به خدا میشود نیز مهتدی گفت. با وجود این، چنین کسی به صرف ایمان به خدا، از آتش جهنم ایمن نیست. بالاترین مرتبه مهتدون، چنانکه در آیه ۸۱ سوره انعام بیان شد، از آنِ کسانی است که در حاشیه امن قرار دارند؛ چنین مفهومی از مهتدون است که مساوق با معصوم است و خداوند متعال چنین مفهومی را بر پیامبران خود اطلاق کرده است.</ref>، کسانیاند که [[ایمان]] آنها هرگز با [[ظلم]] همراه نشده است و در جایگاهی [[امن]] و در مسیر [[هدایت]] قرار دارند. | ||
روشن است که [[گناهکار]] نمیتواند خود را در [[امنیت]] ببیند؛ ضمن | روشن است که [[گناهکار]] نمیتواند خود را در [[امنیت]] ببیند؛ ضمن آنکه در این [[آیه]]، واژه نکره و در [[سیاق]] فعل [[نفی]] آمده است و به لحاظ ادبی، بر [[نفی]] مطلق [[ظلم]] دلالت میکند؛ از اینرو، باید گفت: [[ایمان]] {{متن قرآن|مُهْتَدُونَ}} به هیچ [[ظلم]] و گناهی [[آلوده]] نشده است. بنابراین، ویژگی دیگر پیامبرِ [[هادی]] [[معصوم]] بودن اوست<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص۲۴۴.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||