ولایت تکوینی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'حضرت امام' به 'حضرت امام'
جز (جایگزینی متن - 'ولیکن' به 'لکن')
جز (جایگزینی متن - 'حضرت امام' به 'حضرت امام')
خط ۱۱۵: خط ۱۱۵:


=== [[چیرگی]] بر [[خیال‌پردازی]] ===
=== [[چیرگی]] بر [[خیال‌پردازی]] ===
* نفس [[آدمی]] دارای مراتب گوناگونی است که به وسیله آنها [[کسب علم]] می‌نماید، از جمله مراتب نازله نفس، که صُوَر دریافتی توسط حواس پنج‌گانه را پردازش کرده و در آنها دخل و [[تصرف]] می‌کند [[قوه]] متخیله می‌باشد، به تعبیر [[حضرت]] [[امام]]، "طائر [[خیال]]"، مرغی است که بسیار پر جنب و [[جوش]] است و در هر آنی خود را از شاخه‌ای از درخت آویزان می‌کند؛ و همین موجب بسیاری از بدبختی‌ها می‌شود؛ زیرا [[خیال]] یکی از دست‌آویزهای [[شیطان]] است که [[انسان]] را به واسطه آن بیچاره کرده، به [[شقاوت]] [[دعوت]] می‌کند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷، ح۱.</ref>.
* نفس [[آدمی]] دارای مراتب گوناگونی است که به وسیله آنها [[کسب علم]] می‌نماید، از جمله مراتب نازله نفس، که صُوَر دریافتی توسط حواس پنج‌گانه را پردازش کرده و در آنها دخل و [[تصرف]] می‌کند [[قوه]] متخیله می‌باشد، به تعبیر حضرت امام، "طائر [[خیال]]"، مرغی است که بسیار پر جنب و [[جوش]] است و در هر آنی خود را از شاخه‌ای از درخت آویزان می‌کند؛ و همین موجب بسیاری از بدبختی‌ها می‌شود؛ زیرا [[خیال]] یکی از دست‌آویزهای [[شیطان]] است که [[انسان]] را به واسطه آن بیچاره کرده، به [[شقاوت]] [[دعوت]] می‌کند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷، ح۱.</ref>.
* به موجب قوۀ متخیله است که [[ذهن]] [[آدمی]] هر لحظه از موضوعی متوجه موضوع دیگر می‌شود و به اصطلاح، تداعی معانی و [[تسلسل]] خواطر صورت می‌گیرد. این قوّه در [[اختیار]] ما نیست، بلکه ما در [[اختیار]] این قوۀ عجیب هستیم، و لذا هرچه بخواهیم [[ذهن]] خود را در یک موضوع معیّن متمرکز کنیم که متوجه چیز دیگر نشود برای ما میسر نیست. بی‌اختیار قوۀ متخیله ما را به این‌سو و آن‌سو می‌کشاند؛ مثلاً هر چه می‌خواهیم [[نماز]] [[حضور قلب]] داشته باشیم، نمی‌توانیم! یک وقت متوجه می‌شویم که [[نماز]] به پایان رسیده است و این [[شاگرد]] در سراسر این مدت [[غایب]] بوده است<ref>مرتضی مطهری، ولاء‌ها و ولایت‌ها، ص۱۰۶.</ref>.
* به موجب قوۀ متخیله است که [[ذهن]] [[آدمی]] هر لحظه از موضوعی متوجه موضوع دیگر می‌شود و به اصطلاح، تداعی معانی و [[تسلسل]] خواطر صورت می‌گیرد. این قوّه در [[اختیار]] ما نیست، بلکه ما در [[اختیار]] این قوۀ عجیب هستیم، و لذا هرچه بخواهیم [[ذهن]] خود را در یک موضوع معیّن متمرکز کنیم که متوجه چیز دیگر نشود برای ما میسر نیست. بی‌اختیار قوۀ متخیله ما را به این‌سو و آن‌سو می‌کشاند؛ مثلاً هر چه می‌خواهیم [[نماز]] [[حضور قلب]] داشته باشیم، نمی‌توانیم! یک وقت متوجه می‌شویم که [[نماز]] به پایان رسیده است و این [[شاگرد]] در سراسر این مدت [[غایب]] بوده است<ref>مرتضی مطهری، ولاء‌ها و ولایت‌ها، ص۱۰۶.</ref>.
* [[انسان]] [[مجاهد]] که درصدد [[اصلاح خود]] برآمده و می‌خواهد [[باطن]] خود را صفایی دهد و از [[جنود]] [[ابلیس]] آن را خالی کند، باید زمام [[خیال]] را در دست گیرد و نگذارد هرجا که می‌خواهد پرواز کند؛ و [[مانع]] شود از اینکه خیال‌های فاسدِ [[باطل]] برای او پیش آید؛ از قبیلِ [[خیال]] [[معاصی]] و [[شیطنت]]، بلکه همیشه [[خیال]] خود را متوجه امور شریفه کند. و این کار اگرچه در قدم‌های اوّلیه مشکل به نظر می‌رسد و [[شیطان]] و جنودش آن را بزرگ جلوه می‌دهند، با اندکی [[مراقبت]] و مواظبت امر سهل می‌شود<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷، ح۱.</ref> و [[آدمی]] قدم در دومین مرتبه از [[تکامل]] می‌گذارد.
* [[انسان]] [[مجاهد]] که درصدد [[اصلاح خود]] برآمده و می‌خواهد [[باطن]] خود را صفایی دهد و از [[جنود]] [[ابلیس]] آن را خالی کند، باید زمام [[خیال]] را در دست گیرد و نگذارد هرجا که می‌خواهد پرواز کند؛ و [[مانع]] شود از اینکه خیال‌های فاسدِ [[باطل]] برای او پیش آید؛ از قبیلِ [[خیال]] [[معاصی]] و [[شیطنت]]، بلکه همیشه [[خیال]] خود را متوجه امور شریفه کند. و این کار اگرچه در قدم‌های اوّلیه مشکل به نظر می‌رسد و [[شیطان]] و جنودش آن را بزرگ جلوه می‌دهند، با اندکی [[مراقبت]] و مواظبت امر سهل می‌شود<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷، ح۱.</ref> و [[آدمی]] قدم در دومین مرتبه از [[تکامل]] می‌گذارد.
۲۲۴٬۹۶۷

ویرایش