آیه علم الکتاب: تفاوت میان نسخهها
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
#جهت دیگری کـه بر [[افضلیت اهل بیت]]{{عم}} دلالت دارد آن است که [[عمل ]]رسول خدا{{صل}} و دعوت حضرتش از اهل بیت{{عم}} بـرای مـباهله با [[دشمنان دین]]، نشان از [[عظمت]] جایگاه و [[جلالت]] [[شأن]] ایشان نزد خـداوند دارد؛ زیـرا رسول خدا{{صل}} از میان [[همسران]] و [[خویشاوندان]] خود تنها امیرالمؤمنین، حضرت [[فاطمه]]، [[امام حسن مجتبی]] و امام حسین{{عم}} را بـرگزیده و احدی از [[بنیهاشم]] و خویشاوندان خود را در این امر با آن بزرگواران [[شریک]] نساخته تـا چـه رسـد به [[اصحاب]] و سایر [[مسلمانان]]! و چنان چه در میان مسلمانان احدی از نظر شأن و جایگاه نظیر اهـل بـیت{{عم}} بود، اختصاص این امر به ایشان وجهی نداشت. | #جهت دیگری کـه بر [[افضلیت اهل بیت]]{{عم}} دلالت دارد آن است که [[عمل ]]رسول خدا{{صل}} و دعوت حضرتش از اهل بیت{{عم}} بـرای مـباهله با [[دشمنان دین]]، نشان از [[عظمت]] جایگاه و [[جلالت]] [[شأن]] ایشان نزد خـداوند دارد؛ زیـرا رسول خدا{{صل}} از میان [[همسران]] و [[خویشاوندان]] خود تنها امیرالمؤمنین، حضرت [[فاطمه]]، [[امام حسن مجتبی]] و امام حسین{{عم}} را بـرگزیده و احدی از [[بنیهاشم]] و خویشاوندان خود را در این امر با آن بزرگواران [[شریک]] نساخته تـا چـه رسـد به [[اصحاب]] و سایر [[مسلمانان]]! و چنان چه در میان مسلمانان احدی از نظر شأن و جایگاه نظیر اهـل بـیت{{عم}} بود، اختصاص این امر به ایشان وجهی نداشت. | ||
#یکی دیگر از وجوه دلالت [[داستان]] مـباهله بـر افضلیت اهل بیت{{عم}}، [[یاری دین خدا]] به دست ایشان است. زمـانی کـه رسـول [[خدا]]{{صل}} با اهل بیت خویش برای [[مباهله]] خارج شدند، به ایشان فرمودند: {{متن حدیث|اذا أنـا دَعـَوْتُ فأمّنُوا}}، «هرگاه من [[نفرین]] کردم، شما آمین بگویید». و هنگامی که [[نصرانیان]] [[رسول]] خـدا{{صل}} و اهـل بیتش{{عم}} را [[مشاهده]] کردند، [[اسقف]] آنان گفت: {{متن عربی|إنّی لأری وجوهاً لَوْ سَألوا اللهَ أنْ یزیلَ جـبلاً مـِنْ جِبالِهِ لأزالَه، فلا تباهلوا فتهلکوا و لا یبقی علی وجه الارض نصرانیّ إلی یوم القیامة}}. <ref>زمخشری، الکشاف، ج1، ص369؛ تفسیر الخازن، ج1، ص242؛ شربینی، السراج المنیر، ج1، ص222؛ مراغی، تفسیر، ج3، ص175 و....</ref> «مـن چـهرههـایی را میبینم که اگر از [[خداوند]] درخواست کنند کوهی از کوههایش را از جا بر کند، قطعاً آن را از جـا بـر مـیکند، پس [[مباهله]] نکنید که هلاک میشوید و در روی [[زمین]] تا [[روز قیامت]] یک نـصرانی هـم باقی نمیماند». این جریان به خوبی نقش [[اهل بیت]]{{عم}} را در ثبوت [[نبوّت]] و [[راستی]] گـفتار رسـول [[خدا]]{{صل}} روشن میکند و نیز بیانگر آن است که اگر [[دشمنان]] دیـن خـدا با ایشان وارد مباهله میشدند، [[خداوند]] بـه واسـطه اهـل [[بیت]]{{عم}} [[دشمنان دین]] خود را خـوار و نـابود میکرد، پس ایشان سهمی انکارنشدنی در [[یاری دین خدا]] و [[رسول]] [[پروردگار]] عالمیان داشتهانـد. بـدیهی است کسی که چنین جـایگاهی در مـباهله [[انبیا]] داشـته بـاشد، یـقیناً [[برتر]] و با فضیلتتر از کسانی اسـت کـه از این جایگاه برخوردار نیستند. | #یکی دیگر از وجوه دلالت [[داستان]] مـباهله بـر افضلیت اهل بیت{{عم}}، [[یاری دین خدا]] به دست ایشان است. زمـانی کـه رسـول [[خدا]]{{صل}} با اهل بیت خویش برای [[مباهله]] خارج شدند، به ایشان فرمودند: {{متن حدیث|اذا أنـا دَعـَوْتُ فأمّنُوا}}، «هرگاه من [[نفرین]] کردم، شما آمین بگویید». و هنگامی که [[نصرانیان]] [[رسول]] خـدا{{صل}} و اهـل بیتش{{عم}} را [[مشاهده]] کردند، [[اسقف]] آنان گفت: {{متن عربی|إنّی لأری وجوهاً لَوْ سَألوا اللهَ أنْ یزیلَ جـبلاً مـِنْ جِبالِهِ لأزالَه، فلا تباهلوا فتهلکوا و لا یبقی علی وجه الارض نصرانیّ إلی یوم القیامة}}. <ref>زمخشری، الکشاف، ج1، ص369؛ تفسیر الخازن، ج1، ص242؛ شربینی، السراج المنیر، ج1، ص222؛ مراغی، تفسیر، ج3، ص175 و....</ref> «مـن چـهرههـایی را میبینم که اگر از [[خداوند]] درخواست کنند کوهی از کوههایش را از جا بر کند، قطعاً آن را از جـا بـر مـیکند، پس [[مباهله]] نکنید که هلاک میشوید و در روی [[زمین]] تا [[روز قیامت]] یک نـصرانی هـم باقی نمیماند». این جریان به خوبی نقش [[اهل بیت]]{{عم}} را در ثبوت [[نبوّت]] و [[راستی]] گـفتار رسـول [[خدا]]{{صل}} روشن میکند و نیز بیانگر آن است که اگر [[دشمنان]] دیـن خـدا با ایشان وارد مباهله میشدند، [[خداوند]] بـه واسـطه اهـل [[بیت]]{{عم}} [[دشمنان دین]] خود را خـوار و نـابود میکرد، پس ایشان سهمی انکارنشدنی در [[یاری دین خدا]] و [[رسول]] [[پروردگار]] عالمیان داشتهانـد. بـدیهی است کسی که چنین جـایگاهی در مـباهله [[انبیا]] داشـته بـاشد، یـقیناً [[برتر]] و با فضیلتتر از کسانی اسـت کـه از این جایگاه برخوردار نیستند. | ||
#علاوه بر آنچه گفته شد، از [[آیه مباهله]] و [[قول و فعل]] [[رسول خدا]]{{صل}} این نتیجه نیز به دست میآید کـه [[حضرت صدیقه طاهره]]{{س}} از همه [[مسلمانان]] و [[صحابه]] بافضیلتتر است، چنان که برخی از [[عالمان اهل سنت]] با استناد به این [[آیه]] و نیز [[حدیث شریف]] [[نبوی]] {{متن حدیث|فاطمةُ بضعةٌ مِنّی...}} بر افـضلیت حـضرت [[فاطمه]]{{س}} بر [[ابوبکر]] و عمر [[استدلال]] کردهاند و گفتهاند به [[اجماع]] مسلمانان حضرت صدیقه طاهره{{س}} از ابوبکر و عمر [[افضل]] است. <ref>ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج7، ص132؛ مناوی، فیض القدیر، ج4، ص421؛ قاری، المرقاة، ج5، ص348</ref> همچنین به اجماع همه مسلمانان، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از حـضرت فاطمه{{س}}[[السلام]] افضل است؛ در نتیجه امیرالمؤمنین{{ع}} افضل از آن دو خواهد بود. پس [[امامت]] و [[خلافت بلافصل]] رسول خدا{{صل}}[[ حق]] مسلم آن حضرت است. | |||
علاوه بر آنچه گفته شد، از [[آیه مباهله]] و [[قول و فعل]] [[رسول خدا]]{{صل}} این نتیجه نیز به دست میآید کـه [[حضرت صدیقه طاهره]]{{س}} از همه [[مسلمانان]] و [[صحابه]] بافضیلتتر است، چنان که برخی از [[عالمان اهل سنت]] با استناد به این [[آیه]] و نیز [[حدیث شریف]] [[نبوی]] {{متن حدیث|فاطمةُ بضعةٌ مِنّی...}} بر افـضلیت حـضرت [[فاطمه]]{{س}} بر [[ابوبکر]] و عمر [[استدلال]] کردهاند و گفتهاند به [[اجماع]] مسلمانان حضرت صدیقه طاهره{{س}} از ابوبکر و عمر [[افضل]] است. <ref>ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج7، ص132؛ مناوی، فیض القدیر، ج4، ص421؛ قاری، المرقاة، ج5، ص348</ref> همچنین به اجماع همه مسلمانان، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از حـضرت فاطمه{{س}}[[السلام]] افضل است؛ در نتیجه امیرالمؤمنین{{ع}} افضل از آن دو خواهد بود. پس [[امامت]] و [[خلافت بلافصل]] رسول خدا{{صل}}[[ حق]] مسلم آن حضرت است. | |||
با ایـن حـال ابن [[روزبهان]] [[سنی مذهب]]، میگوید: <ref>«متن عربی|لأمـیرِالمؤمنینَ عـلِیّ{{ع}} فی هذِهِ الآیه فضیلةٌ عظیمةٌ و هِیَ مُسلَّمةٌ، ولکِن لا تصیرُ دالَّة عَلَی النص بإمامَتِهِ.}} ابن روزبهان، ابـطال البـاطل، ج3، ص63</ref> «برای [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} در این آیه فضیلتی بزرگ است و ایـن امر مسلم است. لکـن ایـن آیه بر [[نصّ]] به امامت ایشان دلالت ندارد. اما وی به این نکته تفطّن ندارد که آیه صرفاً در بیان فضیلتی بزرگ برای امیرالمؤمنین{{ع}} نیست؛ بلکه به روشنی بر [[افضلیت]] امـیرالمؤمنین{{ع}} دلالت دارد؛ زیرا فضیلتی که بر اساس [[آیه]] برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[اثبات]] میشود، برای غیر او حاصل نیست؛ پس آن حضرت بافضیلت ترینِ [[صحابه]] است و [[افضلیت]] لزوماً مثبِتِ [[امامت]] است. | با ایـن حـال ابن [[روزبهان]] [[سنی مذهب]]، میگوید: <ref>«متن عربی|لأمـیرِالمؤمنینَ عـلِیّ{{ع}} فی هذِهِ الآیه فضیلةٌ عظیمةٌ و هِیَ مُسلَّمةٌ، ولکِن لا تصیرُ دالَّة عَلَی النص بإمامَتِهِ.}} ابن روزبهان، ابـطال البـاطل، ج3، ص63</ref> «برای [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} در این آیه فضیلتی بزرگ است و ایـن امر مسلم است. لکـن ایـن آیه بر [[نصّ]] به امامت ایشان دلالت ندارد. اما وی به این نکته تفطّن ندارد که آیه صرفاً در بیان فضیلتی بزرگ برای امیرالمؤمنین{{ع}} نیست؛ بلکه به روشنی بر [[افضلیت]] امـیرالمؤمنین{{ع}} دلالت دارد؛ زیرا فضیلتی که بر اساس [[آیه]] برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[اثبات]] میشود، برای غیر او حاصل نیست؛ پس آن حضرت بافضیلت ترینِ [[صحابه]] است و [[افضلیت]] لزوماً مثبِتِ [[امامت]] است. | ||
نسخهٔ ۲۲ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۳۲
آیه علم الکتاب ﴿وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾[۱] از جمله آیات امامت امیرالمومنین (ع) است. در این آیه سخن کافران، خطاب به رسول خدا(ص) نقل شده است آن هنگام که پیامبری آن حضرت را انکار کردند و خداوند متعال در ادامه آیه، شهادت دادن خود بر نبوت پیامبر(ص) و شهادت دادن فرد یا افرادی که دارای علم کتاب هستند را برای اثبات پیامبری او کافی دانسته است. روایات اهلبیت(ع) این آیه را شاهدی بر برترین فضیلت امام علی(ع) دانستهاند در احادیث شیعه، مراد از علم به کتاب را علم به کتب آسمانی و علوم پیامبران و اسم اعظم دانسته شده. برخی از امامان شیعه با استناد به این آیه، مقام امام علی(ع) را برتر از پیامبران اولوالعزم قلمداد کردهاند.
مقدمه
آیه ۴۳ سوره رعد مکی است و در احتجاج با منکرین رسالت پیامبر اکرم (ص) نازل شده است. اثبات امر رسالت برای کفار مستلزم برهان است؛ ولی خداوند به جای ارائه معجزه یا آیتی از این دست، به موضوعی فراتر اشاره نموده و این برهان را در قالب اعلان شهادت بیان فرموده است. بر این اساس، مبنای برهان بر پایه شهادت خداوند بر رسالت پیامبرش (ص) شکل گرفته است. مسلماً شهادت الهی در ردیف شهادتهای عادی نیست که در آن احتمال صدق و کذب برود؛ بلکه خبر از حاقّ واقع میدهد؛ چنان که شهادت به توحید در آیه ۱۸ آل عمران نیز به همین گونه بیان شده است.
هرچند چنین شهادتی برای اولی الألباب مفید یقین است، اما برای توده مردم قابل درک نیست. از همین رو، در آیه شریفه، شهادت الهی به شهادتی انسانی ضمیمه شده تا برای همگان حجت باشد. نکته مهم آن است که چنان شخصیت ارجمندی که شهادت او به رسالت رسول خدا (ص) به دنبال شهادت پروردگار قرار دارد و کشف از حاق واقع مینماید، لزوماً باید دارای عصمت و علم از جانب خداوند باشد.
خداوند در آیه شریفه، این انسان عظیمالشأن را با وصف ﴿مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾ معرفی مینماید. طبعاً چنین فردی که دارای علم لدنی و غیبی است باید معصوم به عصمت الهی بوده و در مراتب قرب الهی و علم غیب، در مقامی باشد که اشراف و اطلاع از مراتب ولایی رسول اکرم (ص) در عوالم ملکوت داشته باشد. روشن است که وجود چنین فردی در خارج، منحصر در اوصیای معصوم نبیّ مکرّم اسلام (ع) است.[۲].
شأن نزول آیه
داستان مباهله
معناشناسی و مصداق یابی
معناشناسی مباهله
شهادت خدا
شهادت خداوند به دو صورت است؛ یکی شهادت قولی خدا به رسالت نبی اکرم (ص) مثل ﴿يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ﴾[۳]، دیگری شهادت فعلی خدا به واسطه اعطای معجزات به نبی اکرم (ص) مثل قرآن که شهادت خداوند بر صدق ادعای نبوت است[۴].
مصداق شناسی
مصداق ﴿انفسنا﴾
مصداق ﴿نسائنا﴾
مصداق ﴿ابنائنا﴾
مصداق ﴿من عنده﴾ و ﴿الکتاب﴾
در اینکه مراد از کتاب چیست و ﴿مَنْ عِنْدَهُ﴾ چه کسی میباشد، چند احتمال وجود دارد:
- مراد از کتاب، کتابهای آسمانی پیش از قرآن باشد و منظور از عالم به کتاب، علمای یهود و نصاری باشند. اما باید گفت اگرچه علمای یهود و نصاری به کتابهای خود عالم بودند، اما آنان کافر بودند و هرگز علیه خودشان گواهی نمیدادند.
- منظور از کتاب، همان کتابهای آسمانی قبل از قرآن باشد و مراد از عالم به کتاب، علمای یهود و نصاری باشند که بعداً به اسلام گرایش پیدا کردند و مسلمان شدند، مثل سلمان و عبدالله بن سلام و تمیم الداری. اما این احتمال هم صحیح نیست، چون سوره رعد و آیه مورد بحث در مکه نازل شده است و افراد نامبرده در مدینه مسلمان شدند، لذا معنا ندارد، افرادی که هنوز کافرند علیه آیین خود گواهی دهند[۵]
- مراد از کتاب، لوح محفوظ باشد و عطف ﴿وَمَنْ عِنْدَهُ﴾ بر الله از باب عطف صفت بر اسم ذات باشد و معنا چنین باشد: "خداوند و کسی که دارای این صفت است و از لوح محفوظ آگاهی دارد (که تمام حقایق جهان در آن ثبت است) گواه رسالت توست". در پاسخ باید گفت که این احتمال هم صحیح نیست، چون ﴿وَمَنْ عِنْدَهُ﴾ که عطف بر الله شده است ظاهراً غیر از خداوند است و ثانیاً در عربی عطف صفت بر صفت شایع است، ولی عطف وصف بر ذات چنین نیست، مثل ﴿تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ * غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ...﴾[۶]، لذا مراد از ﴿وَمَنْ عِنْدَهُ﴾ نمیتواند خداوند باشد.
- منظور از کتاب، لوح محفوظ و مراد از ﴿وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾، حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) باشد. این احتمال بر اساس قرائن داخلی قرآن و قرائن خارجی که ذیلاً بررسی میگردد، صحیح است[۷].[۸].
- منظور از کتاب در این آیه، قرآن و علوم مرتبط با آن، کتابهای آسمانی، علومی که به پیامبران(ع) داده شده است و اسم اعظم عنوان شده است[۹] و منظور از کسی که علم کتاب نزد او قرار دارد، طبق روایاتی که از پیامبر اکرم(ص)،[۱۰]امام باقر(ع)[۱۱] و امام صادق(ع)[۱۲] نقل شده است و بنابر گفته برخی از صحابه و تابعین همچون ابن عباس،[۱۳]محمد بن حَنَفیّه[۱۴] و دیگران، علی بن ابیطالب است(ع).[۱۵] امام علی(ع) نیز این آیه را به عنوان شاهدی بر والاترین فضیلت خود معرفی کرده است.[۱۶] آلوسی نویسنده سنی مذهب تفسیر روح المعانی در تفسیر آیه پس از نقل دیدگاه امام باقر(ع) و محمد بن حنفیه مبنی براین که منظور از «من عنده علم الکتاب» امام علی(ع) است مینویسد: به جانم سوگند تمامِ علم کتاب در نزد علی است اما ظاهراً منظور در این آیه او نیست. [۱۷]
- در برخی از این روایات، همه امامان شیعه مصداق این آیه معرفی شدهاند.[۱۸][۱۹]
- برخی از عالمان اهل سنت مقصود از کفار در آیه شریفه را روسای یهود و مراد از «کتاب» را قرآن و یا تورات و یا لوح محفوظ دانسته و بر این اساس معتقدند که منظور از عالم به کتاب تنها خداوند متعال است. [۲۰]
- برخی نیز مراد از ﴿من عنده علم الکتاب﴾ را همه مؤمنان میدانند. [۲۱].[۲۲].
دلالت آیه
دلالت بر صدق دعوی نبوت پیامبر اسلام
از حضرت امیر(ع) در کنار خداوند یاد شده است که بر حقانیترسالت رسول اکرم (ص) گواهی میدهد و نکته مهمتر اینکه اعلام شده این دو گواهی برای اثبات مدعا کافی است! این آیه از این جهت شبیه آیه 4 سوره تحریم است که از حضرت امیرالمؤمنین (ع) با عنوان «صَالِحُ الْمُؤْمِنِیـنَ» و در کنار نام خداوند و جبرئیل یاد شده که از رسول اکرم (ص) در برابر توطئه دو همسر آن حضرت، حمایت و پشتیبانی میکنند. [۲۳][۲۴].
دلالت بر حقانیت دین اسلام
دلالت بر افضلیت امام علی(ع) و سایر اهل بیت (ع)
داستان مباهله و قول و فعل رسول خدا(ص) در جریان آن، از چند جهت بر افضلیت و برتری امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد.
- جهت نخست آنکه اقدام رسول خدا(ص) و دعوت امیرالمؤمنین(ع)، حضرت صدیقة طـاهره(س)، امـام حسن مجتبی و امام حسین(ع) بیانگر این حقیقت است که آن بزرگواران محبوبترین افراد نزد رسول خدا(ص) بودند و روشن است که محبوبترین فرد نزد پیـامبر، بـا فـضیلتترین افراد امت پیامبر(ص) نـیز خـواهد بود. به همین جهت علاوه بر علمای شیعه، برخی از عالمان سنی نیز به دلالت داستان مباهله بر احب الناس بودن اهل بیت(ع) نزد رسول خدا(ص) اعـتراف کـردهانـد؛ از جمله بیضاوی، [۲۵]، شهاب الدین خفاجی،[۲۶] خطیب شربینی[۲۷] و شـیخ سـلیمان الجمل.[۲۸].
- جهت دیگری کـه بر افضلیت اهل بیت(ع) دلالت دارد آن است که عمل رسول خدا(ص) و دعوت حضرتش از اهل بیت(ع) بـرای مـباهله با دشمنان دین، نشان از عظمت جایگاه و جلالت شأن ایشان نزد خـداوند دارد؛ زیـرا رسول خدا(ص) از میان همسران و خویشاوندان خود تنها امیرالمؤمنین، حضرت فاطمه، امام حسن مجتبی و امام حسین(ع) را بـرگزیده و احدی از بنیهاشم و خویشاوندان خود را در این امر با آن بزرگواران شریک نساخته تـا چـه رسـد به اصحاب و سایر مسلمانان! و چنان چه در میان مسلمانان احدی از نظر شأن و جایگاه نظیر اهـل بـیت(ع) بود، اختصاص این امر به ایشان وجهی نداشت.
- یکی دیگر از وجوه دلالت داستان مـباهله بـر افضلیت اهل بیت(ع)، یاری دین خدا به دست ایشان است. زمـانی کـه رسـول خدا(ص) با اهل بیت خویش برای مباهله خارج شدند، به ایشان فرمودند: «اذا أنـا دَعـَوْتُ فأمّنُوا»، «هرگاه من نفرین کردم، شما آمین بگویید». و هنگامی که نصرانیان رسول خـدا(ص) و اهـل بیتش(ع) را مشاهده کردند، اسقف آنان گفت: الگو:متن عربی. [۲۹] «مـن چـهرههـایی را میبینم که اگر از خداوند درخواست کنند کوهی از کوههایش را از جا بر کند، قطعاً آن را از جـا بـر مـیکند، پس مباهله نکنید که هلاک میشوید و در روی زمین تا روز قیامت یک نـصرانی هـم باقی نمیماند». این جریان به خوبی نقش اهل بیت(ع) را در ثبوت نبوّت و راستی گـفتار رسـول خدا(ص) روشن میکند و نیز بیانگر آن است که اگر دشمنان دیـن خـدا با ایشان وارد مباهله میشدند، خداوند بـه واسـطه اهـل بیت(ع) دشمنان دین خود را خـوار و نـابود میکرد، پس ایشان سهمی انکارنشدنی در یاری دین خدا و رسول پروردگار عالمیان داشتهانـد. بـدیهی است کسی که چنین جـایگاهی در مـباهله انبیا داشـته بـاشد، یـقیناً برتر و با فضیلتتر از کسانی اسـت کـه از این جایگاه برخوردار نیستند.
- علاوه بر آنچه گفته شد، از آیه مباهله و قول و فعل رسول خدا(ص) این نتیجه نیز به دست میآید کـه حضرت صدیقه طاهره(س) از همه مسلمانان و صحابه بافضیلتتر است، چنان که برخی از عالمان اهل سنت با استناد به این آیه و نیز حدیث شریف نبوی «فاطمةُ بضعةٌ مِنّی...» بر افـضلیت حـضرت فاطمه(س) بر ابوبکر و عمر استدلال کردهاند و گفتهاند به اجماع مسلمانان حضرت صدیقه طاهره(س) از ابوبکر و عمر افضل است. [۳۰] همچنین به اجماع همه مسلمانان، امیرالمؤمنین(ع) از حـضرت فاطمه(س)السلام افضل است؛ در نتیجه امیرالمؤمنین(ع) افضل از آن دو خواهد بود. پس امامت و خلافت بلافصل رسول خدا(ص)حق مسلم آن حضرت است.
با ایـن حـال ابن روزبهان سنی مذهب، میگوید: [۳۱] «برای امیرالمؤمنین علی(ع) در این آیه فضیلتی بزرگ است و ایـن امر مسلم است. لکـن ایـن آیه بر نصّ به امامت ایشان دلالت ندارد. اما وی به این نکته تفطّن ندارد که آیه صرفاً در بیان فضیلتی بزرگ برای امیرالمؤمنین(ع) نیست؛ بلکه به روشنی بر افضلیت امـیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد؛ زیرا فضیلتی که بر اساس آیه برای امیرالمؤمنین(ع) اثبات میشود، برای غیر او حاصل نیست؛ پس آن حضرت بافضیلت ترینِ صحابه است و افضلیت لزوماً مثبِتِ امامت است.
بنابراین، حدیث مباهله بر افضلیت امیرالمؤمنین (ع) در مـیان امت بعد از رسول خدا(ص) دلالت دارد و بـنا بر اتفاق همه مـسلمانان، کـسی برای امامت متعین است کـه بـافضیلتتر باشد و این حقیقتی است که حتی اشخاص متعصبی چون ابن تیمیه نـیز بـدان اقرار و اذعان دارند. [۳۲].[۳۳]
جهات افضلیت امیرالمؤمنین(ع):
- برتری بر پیامبران اُولوالعَزم: امام صادق(ع) درباره برتری امیرالمؤمنین(ع) بر پیامبران اولیالعزم(ع) به آیه ۱۴۵ سوره اعراف و آیه ۶۳ سوره زخرف استناد میکند. این آیات، علوم نازل شده بر حضرت موسی و عیسی(ع) را محدود میدانند. در مقابل، امیرالمومین(ع) عالم به کتابی قلمداد شده است که همه چیز در آن وجود دارد. [۳۴]
- برتری بر سلیمان: به گفته امام صادق(ع) حضرت سلیمان {{ع} تنها یک حرف از اسم اعظم در اختیار داشت اما اهلبیت(ع) همه علم کتاب را در اختیار دارند [۳۵]
- برتری بر آصف بن برخیا: امام علی(ع) با استفاده از آیه ۴۰ سوره نمل و با استناد به آیه آخر سوره رعد، خود را برتر از آصف بن برخیا که مقدار کمی از علم کتاب در نزد او بود، معرفی میکند [۳۶] و خود را عالم به همه کتابهایی که بر پیامبران نازل شده است، قلمداد میکند. [۳۷]
- برتری بر ملائکه: امیرمؤمنان(ع) میفرماید: به رسول خدا(ص) عرض کردم: آیا شما برتر هستید یا جبرئیل؟ رسول خدا(ص) فرمود: [۳۸] «یا علی، خداوند متعال، انبیا و فرشتگان خود را بر فرشتههای مقرب برتری داده است و من را بر همه انبیا و فرشتگان فضیلت داده است و بعد از من، فضیلت و برتری از آنِ تو و امامان بعد از تو است، و فرشتهها خدمتگزاران ما هستند»[۳۹]
- برتری بر سایر مسلمانان: فـخر رازی نیز بـه دلالت آیه بر افضلیت امیرالمؤمنین(ع) از سایر مسلمانان توجه دارد؛ لذا در این زمینه خدشه نمیکند اما در عوض وی در استدال مـرحوم حمصّی مناقشه میکند. [۴۰] محمود بن حسن حمصی با استناد بـه آیـه مـبارکه مباهله افضلیت امیرالمؤمنین(ع) بر تمام انبیا جز خاتم الانبیاء(ص) را اثبات میکند.[۴۱]
دلالت بر امامت بلافصل امام علی(ع)
یکی از ادله امامت و خلافت بلافصل امـیرالمؤمنین عـلیه السـلام نـزول آیـه مباهله در شأن آن حـضرت اسـت. حضرت امام رضا(ع) این آیه شریفه را از جهت دلالت بر امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) بـهترین و روشـنتـرین آیه در قرآن معرفی کرده و عالمان شیعه نـیز بـه تـبعیت از امـام خـویش بـرای اثبات امامت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع) به این آیه استدلال میکنند.
به عنوان نمونه: شریف مرتضی، روایت استناد امام رضا(ع) به آیه مباهله را به نقل از شیخ مفید آورده است [۴۲] که بر اساس آن، حضرت امام رضا(ع) با استناد به آیه شریفه مباهله و عمل رسول خدا(ص) پس از نـزول آن، ثـابت میکند که امیرالمؤمنین(ع) نفس پیامبر و با فضیلت ترینِ خلق خدا پس از رسول اکرم(ص) است و بدین صورت وجه دلالت آیه را بر امامت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین {ع}} بـیان مـیفرماید.
شیخ مفید نیز پس از بیان داستان مباهله، به منزله نفس رسول الله بودنِ امیرالمؤمنین(ع) را نشانة نهایت فضیلت و مساوات ایشان بـا پیـامبر(ص) در کمالات و عصمت دانسته و یادآور شده اسـت کـه خداوند امیرالمؤمنین و همسر و فرزندنش(ع) را حجت پیامبر(ص) و برهان دینش قرار داده است و این فضیلتی است که احدی از این امت در آن با ایشان شراکت ندارد. [۴۳]. سید مرتضی نـیز بـه همین صورت استدلال مـی کـند.[[۴۴]
شیخ طوسی آیه مباهله را یکی از شواهدی میداند که با آن بر فضیلت امیرالمؤمنین(ع) استدلال میشود.[۴۵]
اربلی، بیاضی، خواجه طوسی و علامه حلی و نیز دیگر عالمان شـیعه در هـر دوره با استناد به آیه مباهله به همین صورت بر افضلیت امیرالمؤمنین(ع) و امامت و خلافت بلافصل ایشان استدلال کردهاند.[۴۶]
خلاصه استدلال به آیه مباهله
این آیه نصّ است در امـامت حـضرت امیرالمؤمنین(ع)؛ زیرا به روشنی بر مساوات میان پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد و چون رسول خدا(ص) اولی به تصرف است، پس مساویِ او یعنی حضرت امیرالمؤمنین(ع) نـیز اولی بـه تصرف خواهد بود. مساوی بودن پیامبر(ص) با امیرالمؤمنین(ع) نیز از آنجا استفاده میشود کـه خـداوند امیرالمؤمنین(ع) را نفس پیامبر(ص) معرفی کرده است. نفس شیء به مـعنای خـود شـیء است اما از آنجا که خداوند به پیامبر دستور میدهد که نفس خود را برای مـباهله دعوت کن، روشن میشود که مراد از نفس پیامبر(ص) شخصی غیر از خود آن حـضرت است؛ زیرا دعوت کـننده کـسی است که دیگری را دعوت کند و دعوت شخص از خویشتن بیمعناست؛ در نتیجه «نفس» در این آیه در معنای حقیقی به کار نرفته و معنای مجازی آن مراد است. در معنای مجازی نیز «اقرب المجازات» در نظر گرفته مـی شود و اقرب المجازات به حقیقت، مساوات است. پس باید گفت طبق نص آیه مبارکه مباهله، امیرالمؤمنین(ع) در جمیع کمالات ـ به جز نبوت ـ با رسول خدا(ص) مساوی است و از آنجا که رسـول خـدا(ص) اولی به تصرف هستند، این مقام برای امیرالمؤمنین(ع) نیز ثابت خواهد شد؛ همین طور دیگر کمالات رسول خدا(ص) مانند عصمت، افضلیت و... نیز برای امیرالمؤمنین(ع) ثـابت میشود.[۴۷]
دلالت بر علم امام علی به تمام قرآن
در این آیه، از حضرت امیرالمؤمنین(ع) به عنوان کسی یاد شده که علم کتاب به او داده شده است و ازآن جا که بر اساس قاعده بلاغی، اضافه اسم نکره (علم) به اسمِ محلّی به لام (الکتاب)، افاده عموم می کند، از این آیه استفاده میشود که علمِ همه کتاب به آن حضرت ارزانی شده است. درباره آنکه مراد از علم در این آیه چیست، اختلافاتی در میان مفسران به چشم میخورد، با این حال همه اذعان دارند که این علم از مقوله علوم ظاهری نیست، بلکه علمی است که آگاهی از اسرار عالم و توان تصرف در هستی، ازجمله شئون آن است.
اهمیت این آیه از آن جهت است که در سوره مبارکه نمل آیه 40، از وصیّ سلیمانِ نبی(ع) یعنی آصف بن برخیا، به عنوان کسی یاد شده که دارای «عِلْمٌ مِنْ الْکتَابِ» است؛ یعنی او فقط دارای بخشی از دانش کتاب است (به دلیل تبعیضیه بودن «مِن») ولی درعین حال توانست تخت بلقیس را از فاصلهای طولانی پیش از چشم برهم زدن سلیمان نبی(ع) نزد او حاضر سازد. پس اگر آصف بن برخیا با داشتن بخشی از دانش کتاب توانست تخت بلقیس را از آن راه دور حاضر نماید، مصداق «وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَابِ» در آیه آخر سوره رعد باید کسی باشد که از علمِ به مراتب افزونتر برخوردار باشد. [۴۸].[۴۹].
دلالت بر مقامات ویژه امام علی (ع)
دلالت بر حقانیت تشیع
دلالت بر اینکه حسنین (ع) فرزندان رسول خدا (ص) هستند
نکته مهم در دلالت آیه
در قضاوتهای متعارف، حداقل وجود دو شاهد ضروری است زیرا با شهادت یک فرد، علم عادی حاصل نمیشود؛ یعنی شهادت یک نفر ناقص است که با ضمیمة فرد دوم شهادت او کامل میشود، یا به تعبیر دیگر از ضمّ دو شهادت ناقص، شهادت کامل به وجود میآید؛ ولی در شهادت خداوند متعال نقصی وجود ندارد تا نیازی به ضمیمة شهادت دوم باشد. پس شهادت خداوند مسلماً شهادت قطعی و کامل میباشد. در نتیجه، شهادت کسی که علم کتاب نزد اوست نیز باید شهادت قطعی و کامل باشد؛ زیرا با شهادت خداوند متعال علم حاصل میشود و اگر شهادت فرد دوم ناقص باشد، معنایی ندارد که به شهادت کامل ضمیمه گردد؛ چون با وجود شهادت قطعی و علمآور، کسی به دنبال شهادت ظنی نمیرود. پس معلوم میشود که شهادت خداوند و (وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَاب) از قبیل ضمیمه برهان و دلیل مستقل به برهان مستقل دیگر میباشد، که وجود هر یک برای اثبات مدعا کافی است.[۵۰].[۵۱].
دیدگاه فریقین در آیه
احتجاجات معصومین(ع) به آیه مباهله
مناقشات اهل سنت بر آیه مباهله
مناقشات ابن تیمیه حرانی
مناقشات فخر رازی
مناقشات شیخ محمد عبده
مناقشات ابوحیان اندلسی
مناقشات عبدالعزیز دهلوی
پرسشهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس؛ سوره رعد، آیه ۴۳.
- ↑ فیاضبخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۵، ص۱۹۹ و ۲۱۹.
- ↑ «یا، سین * سوگند به قرآن حکیم * که تو از فرستادگانی» سوره یس، آیه ۱-۳.
- ↑ صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی ص ۲۲۵-۲۳۴.
- ↑ معالم التنزیل، ج۳، ص۳۴۶؛ جلال الدین سیوطی، الاتقان، ج۱، ص۳۶
- ↑ «فرو فرستادن این کتاب، از سوی خداوند پیروزمند داناست * آمرزنده گناه و پذیرای توبه.».. سوره غافر، آیه ۲-۳.
- ↑ صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی ص ۲۲۵-۲۳۴.
- ↑ صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی ص ۲۲۵-۲۳۴.
- ↑ بحرانی، البرهان، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۲۷۳-۲۷۷
- ↑ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ۵۶۵
- ↑ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ۵۶۵
- ↑ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ۵۶۵
- ↑ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۰۵
- ↑ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۸۴ق، ج۹، ص۳۳۶؛ ثعلبی، الکشف و البیان، ۱۴۳۶ق، ج۱۵، ص۳۴۶
- ↑ حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۰۴-۴۰۵
- ↑ حویزی، تفسیر نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۵۲۱
- ↑ آلوسی، روح المعانی، ج۱۳، ص۱۷۶
- ↑ عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۲، ص۲۲۱؛ صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۱۴
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ ر.ک: تفسیر البیضاوی، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج۳، ص۱۹۱؛ زجاج، معانی القرآن و إعرابه، ج۳، ص۱۵۲؛ تفسیر ابن جزی، التسهیل لعلوم التنزیل، ج۱، ص۴۰۷؛ زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۲، ص۵۳۶
- ↑ ر.ک: محمد بن عبدالله بن ابوبکر ابن عربی، احکام القرآن، ط العلمیة، ج۳، ص۸۶؛ إسماعیل حقی الحنفی الخلوتی (المتوفی: ۱۱۲۷ﻫ)، روح البیان، الناشر: دار الفکر – بیروت، ج۳، ص۳۹۱
- ↑ حسین غفوریان، بررسی مصداق آیه ﴿وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب﴾ از منظر فریقین، سایت مرکز حقایق اسلامی [۱]
- ↑ ﴿إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا ۖ وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ﴾ ، «اگر شما دو زن از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را می پذیرد]، چون دل شما دو نفر از حق و درستی منحرف شده است، و اگر بر ضدِّ پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایی نخواهید برد]؛ زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان [که علی بن ابی طالب است] یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود.» سوره تحریم، آیه4
- ↑ حسین غفوریان، [[بررسی مصداق آیه ﴿وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب﴾ از منظر فریقین (مقاله)|بررسی مصداق آیه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب» از منظر فریقین]]، سایت مرکز حقایق اسلامی [۲]
- ↑ رک: بیضاوی، تفسیر البیضاوی، بحاشیة الشهاب، ج3، ص33
- ↑ خفاجی، حاشیة الشهاب، ج3، ص32. خفاجی در میان سنیان در شمار ادیبان بزرگ است. وی همچنین مفسر، محدث، رجالی و مورخ است و حاشیهای بـر تـفسیر بیضاوی نگاشته که به نام حاشیة الشهاب معروف است.
- ↑ خطیب شربینی، السراج المنیر، ج1، ص222
- ↑ جمل، الجمل علی الجلالین، ج1، ص282
- ↑ زمخشری، الکشاف، ج1، ص369؛ تفسیر الخازن، ج1، ص242؛ شربینی، السراج المنیر، ج1، ص222؛ مراغی، تفسیر، ج3، ص175 و....
- ↑ ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج7، ص132؛ مناوی، فیض القدیر، ج4، ص421؛ قاری، المرقاة، ج5، ص348
- ↑ «متن عربی|لأمـیرِالمؤمنینَ عـلِیّ(ع) فی هذِهِ الآیه فضیلةٌ عظیمةٌ و هِیَ مُسلَّمةٌ، ولکِن لا تصیرُ دالَّة عَلَی النص بإمامَتِهِ.}} ابن روزبهان، ابـطال البـاطل، ج3، ص63
- ↑ رک: عـلامه حـلی، منهاج الکرامة، ج6، ص475 و ج9، ص228
- ↑ میلانی، سیدعلی؛ غلامی، اصغر، مقاله: دلالت آیه مباهله بر خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع)، نشریه امامت پژوهی، پاییز 1390 - شماره3
- ↑ استرآبادی، تأویل الآیات الظاهره، ۱۴۰۹ق، ص۲۴۳-۲۴۴
- ↑ حویزی، تفسیر نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۵۲۴
- ↑ طبری آملی، نوادر المعجزات، ۱۴۲۷ق، ص۸۹
- ↑ قمی، تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۳۶۷
- ↑ «یا علی، إنّ الله تبارک و تعالی فضّل أنبیائه المرسلین علی ملائکته المقرّبین، و فضّلنی علی جمیع النبیّین و المرسلین و الفضل بعدی لک یا علی و للأئمة من بعدک؛ و إنّ الملائکة لخدّامنا» صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۲۳۷، ح۲۲.
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
- ↑ تفسیر النیسابوری، هامش الطبری، ج3، ص214 ـ 215
- ↑ میلانی، سیدعلی؛ غلامی، اصغر، مقاله: دلالت آیه مباهله بر خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع)، نشریه امامت پژوهی، پاییز 1390 - شماره3
- ↑ علم الهدی، الفصول المختارة، ص38
- ↑ رک: مفید، الارشاد،ج1، ص169
- ↑ علم الهدی، الشافی، ج2، ص254
- ↑ طوسی، تلخیص الشافی، ج3، ص6 و 7
- ↑ رک: اربلی، کشف الغمّة، ج1، ص233؛ نباطی العـاملی، الصراط المستقیم، ج1، ص210؛ علامه حلی، کشف المراد، ص304.
- ↑ میلانی، سیدعلی؛ غلامی، اصغر، مقاله: دلالت آیه مباهله بر خلافت بلافصل امیرالمؤمنین(ع)، نشریه امامت پژوهی، پاییز 1390 - شماره3
- ↑ ﴿قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ ۚ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ ۖ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ﴾، «کسی که دانشی از کتاب [لوح محفوظ] نزد او بود گفت: من آن را پیش از آنکه پلک دیده ات به هم بخورد، نزد تو می آورم. [و آن را در همان لحظه آورد]. پس هنگامی که سلیمان تخت را نزد خود پابرجا دید، گفت: این از فضل و احسان پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاس گزارم یا بنده ای ناسپاسم؟ و هر کس که سپاس گزاری کند، به سود خود سپاس گزاری می کند و هر کس ناسپاسی ورزد، [زیانی به خدا نمی رساند]؛ زیرا پروردگارم بی نیاز و کریم است» سوره نمل، آیه40
- ↑ حسین غفوریان، مقاله بررسی مصداق آیه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب» از منظر فریقین، سایت مرکز حقایق اسلامی
- ↑ مصباح الهدایه فی تحقیق الولایه ، بهبهانی ، ج1 ، ص46
- ↑ حسین غفوریان، مقاله بررسی مصداق آیه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتاب» از منظر فریقین، سایت مرکز حقایق اسلامی