بنی جذام: تفاوت میان نسخه‌ها

۷٬۳۸۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۲ ژانویهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵۷: خط ۵۷:


[[فتوحات]] [[مصر]] (در [[سال ۲۰ هجری]]) هم از دیگر محورهای مهم فتوحات در عصر خلفاست که [[فرزندان]] جذام در آن به نقش‌آفرینی پرداختند. جذامی‌ها که افرادی نظیر: [[لصیت بن خثم بن حرمله جذامی]]<ref>ابن یونس، تاریخ، ج۱، ص۸۱؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۲۷۲.</ref>، [[حریث بن ناهل بن غنم جذامی وائلی]] -[[رییس]] جذام-<ref>ابن یونس، تاریخ، ج۱، ص۱۱۴؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۲۷۲.</ref>، [[مسور بن یزید جذامی]] -از اشراف جذام-<ref>ابن یونس، تاریخ، ج۱، ص۴۷۴.</ref>، [[عمرو بن فرفر جذامی]] -رییس [[بنی وائل بن مالک]]-<ref>ابن یونس، تاریخ، ج۱، ص۳۷۶.</ref> و [[اشعث بن وهب جذامی]]<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۲۷۲.</ref> از جمله ایشان بودند، از همراهان [[عمرو بن عاص]] در [[فتح مصر]] (در [[سال ۲۰ هجری]]) بودند. به همین مناسبت، آنان مناطقی را در [[مصر]] از عمرو بن عاص به [[اقطاع]] گرفتند که هربیط، [[تل]] لسطه، نوب و ام زماد<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۰۶.</ref> و احتمالاً مناطق حوف([[خوف]]) در شرق مصر<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۱۳۰ و ۲۶۱، ۳۴۶ و...؛ زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۱۹؛ عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۲۷۹.</ref>، [[حلوان]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۴۰۴.</ref> و نیز بخش‌هایی از اسکندریه<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۰۷؛ عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۷۴.</ref> از آن قسم است.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
[[فتوحات]] [[مصر]] (در [[سال ۲۰ هجری]]) هم از دیگر محورهای مهم فتوحات در عصر خلفاست که [[فرزندان]] جذام در آن به نقش‌آفرینی پرداختند. جذامی‌ها که افرادی نظیر: [[لصیت بن خثم بن حرمله جذامی]]<ref>ابن یونس، تاریخ، ج۱، ص۸۱؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۲۷۲.</ref>، [[حریث بن ناهل بن غنم جذامی وائلی]] -[[رییس]] جذام-<ref>ابن یونس، تاریخ، ج۱، ص۱۱۴؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۲۷۲.</ref>، [[مسور بن یزید جذامی]] -از اشراف جذام-<ref>ابن یونس، تاریخ، ج۱، ص۴۷۴.</ref>، [[عمرو بن فرفر جذامی]] -رییس [[بنی وائل بن مالک]]-<ref>ابن یونس، تاریخ، ج۱، ص۳۷۶.</ref> و [[اشعث بن وهب جذامی]]<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۲۷۲.</ref> از جمله ایشان بودند، از همراهان [[عمرو بن عاص]] در [[فتح مصر]] (در [[سال ۲۰ هجری]]) بودند. به همین مناسبت، آنان مناطقی را در [[مصر]] از عمرو بن عاص به [[اقطاع]] گرفتند که هربیط، [[تل]] لسطه، نوب و ام زماد<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۰۶.</ref> و احتمالاً مناطق حوف([[خوف]]) در شرق مصر<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۱۳۰ و ۲۶۱، ۳۴۶ و...؛ زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۱۹؛ عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۲۷۹.</ref>، [[حلوان]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۴۰۴.</ref> و نیز بخش‌هایی از اسکندریه<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۰۷؛ عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۷۴.</ref> از آن قسم است.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
==بنی جذام و [[حکومت امام علی]]{{ع}}==
با توجه به این که [[مساکن]] بنی جذام غالباً در حیطه جغرافیایی [[شام]] واقع بود و این منطقه هم تحت [[حکمرانی]] [[معاویة بن ابی‌سفیان]] قرار داشت، جای [[تعجب]] نخواهد بود که آنان تحت تأثیر [[امویان]]، در حوادث و رخدادهای پیشآمد کرده بین [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و معاویه، جانب امویان را بگیرند و از [[حمایت]] و [[همراهی]] با دوران [[حکومت علوی]]{{ع}} خودداری ورزند. از جمله این وقایع [[جنگ]] صِفّین است که قبیلة جذام در آن در کنار [[قبایل یمنی]] دیگر همچون [[بنی لخم]]، بخش عمده‌ای از یمنی‌های [[سپاه شام]] را تشکیل می‌دادند. در این جنگ، ناتل بن قیس جذامی -چهره ممتاز بنی جذام- [[فرماندهی]] [[قبایل]] [[لخم]] و جذام را از سوی معاویه بر عهده داشت<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۰۷؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۱۸؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۶۱، ص۳۷۳.</ref>. آنها در این معرکه، در کنار دیگر [[یاران]] معاویه از قبایل لخم و [[عک]] نبردهای [[سختی]] را با [[سپاه امیرالمؤمنین]]{{ع}} انجام دادند<ref>من باب نمونه ر.ک: نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۳۰۱ و ۳۶۳ و...</ref>. بر اساس یکی از این گزارشات، آنان در [[روز]] چهارم جنگ همراه با [[حمیر]] و لخم به فرماندهی [[عبیدالله بن عمر]] [[حمله]] سختی را علیه [[سپاه عراق]] انجام دادند<ref>مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۳۷۸.</ref>؛ بر اساس گزارشی دیگر، [[مالک اشتر]] همراه با هشتصد تن از [[جوانان]] همدانی، در یکی از معارک این جنگ -در روز [[پنج شنبه]] نهم صفر [[سال ۳۷ هجری]]- در برابر هجمه وسیع سپاه شام که متشکل از قبایل لخم، عک، جذام و [[اشعر]] بودند، سخت [[پایداری]] نمودند و آنان را وادار به [[عقب نشینی]] کردند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۲۹۴.</ref>. در این جنگ قبایل [[عکّ]] و لخم و جذام حملات سختی را علیه قبایل [[مذحج]] و [[بکر بن وائل]] انجام دادند و یکی از عکیان در [[تحریض]] یارانش اشعاری با این مطلع سرود: «وای بر حال [[نزار]] ماران مذحجی از ضرب شست [[عکّ]] که ما مادرشان را به عزایشان بنشانیم و بگریانیم و.».. این [[رجز]] مرد عکّی، [[حمیّت]] [[قبیله مذحج]] را برانگیخت. پس به [[سختی]] بر آنها هجمه آوردند و [[روز]] سیاهی را برای آنها رقم زدند. چندان که منادی عکی ندا در داد: «ای [[مذحجیان]] [[خدا]] را خدا را در [[حق]] عکّ و [[جذام]]؛ آیا [[حرمت]] [[خویشاوندی]] را به یاد نمی‌آورید؟ [[لخم]] ارجمند و [[اشعریان]] و [[دودمان]] ذی حمام همه را نابود کردید؛ کجاست [[خرد]] و آرمانها، اینک این زنانند که بر [[مرگ]] نامداران می‌گریند»<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۳۰۱.</ref>. همچنین، نقل است که معاویه پس از اطلاع از سرایش شعری توسط [[شاعر]] همدانی و [[تفضیل]] [[امام علی]]{{ع}} بر او در این [[شعر]]، وی، [[ذی الکلاع]] [[حمیری]] را فرا خواند و او را به [[فرماندهی]] سپاهی بزرگ متشکل از هزار تن از [[یمنیان]] از [[قبایل]] یحصب، کنده، لخم و جذام به [[نبرد]] [[قوم همدان]] فرستاد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} متوجه این [[حرکت]] [[دشمن]] شدند و با صدای بلند [[همدانی‌ها]] را از این [[حمله]] با خبر کردند و فرمودند که این [[سپاه]]، تنها آهنگ شما را دارد. پس [[همدانیان]] ضمن لبیک به ندای امیرالمؤمنین{{ع}}، به [[رهبری]] قیس بن سعید بر آنها تاختند. نبردی سختی در گرفت که تا شب به طول انجامید و در آن جمع زیادی از دو طرف کشته و زخمی شدند<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۳، ص۳۱.</ref>.
علاوه بر [[ناتل بن قیس]]، [[مشجع بن بشر جذامی]] و [[ابوشریح]] جذامی نیز از دیگر چهره‌های شناخته شده این [[قوم]] در این جنگ‌اند. نقل است که وی در یکی از [[مواقف]] [[نبرد صفین]] به میان قوم خود جذام رفت و از آنان خواست تا یاری‌اش دهند تا حمله‌ای را بر [[سپاه عراق]] ترتیب دهد. اما [[مردم]] قومش وقعی به او ننهادند و مشجع در حالی که اشعاری می‌سرود بر [[اصحاب امام علی]]{{ع}} حمله برد. او به میدان آمد و از همرزمانش خواست تا علی{{ع}} را به وی نشان دهند تا با او [[پیکار]] کند. [[عدی بن حاتم]] –از [[اصحاب]] و [[یاران]] نزدیک [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}- متوجه او شد؛ پس به میدان تاخت و به مصاف وی رفت. او نیزه‌ای بر سینه مشجع زد؛ جذامی در حال، از اسب بر [[زمین]] افتاد و [[جان]] داد<ref>. ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۳، ص۵۴. منقری در کتاب خود از او با نام شیخ بن بشر جذامی یاد کرده و اشعاری از او را در تحریض مردان سپاه معاویه جهت نبرد شدیدتر با سپاه عراق را ذکر کرده است. (نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۳۷۶)</ref>. فردی به نام [[ابوشریح]] هم از کسانی بود که برافراشتن [[قرآن]] بر نیزه در [[میمنه]] [[سپاه معاویه]]<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۴۷۸.</ref> به تحقق جریان [[حکمیت]] دامن زد. ضمن این که [[یزید بن عمر جذامی]] و [[عاصم بن منتشر جذامی]] هم از دیگر بزرگان این [[قوم]] بودند که به عنوان [[نمایندگان]] معاویه، در جمع [[شهود]] [[تحکیم]] حضور داشتند<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۵۰۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش