←حقیقت و ویژگیها
برچسب: برگرداندهشده |
برچسبها: واگردانی دستی پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
بدعت از جمله [[گناهان کبیره]] است، زیرا از جمله [[واجبات]] قطعی که [[خداوند]] بر آن [[خشم]] میگیرد، بدعتی است که بر اساس آن، شخص برای رفع [[حاجت]]، بدعتی در [[دین خدا]] وارد کند<ref>{{متن حدیث|أَوْ يَسْتَنْجِحَ حَاجَةً إِلَى النَّاسِ بِإِظْهَارِ بِدْعَةٍ فِي دِينِهِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۵۳.</ref>. از اینرو [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: بدعت بدترین کارهاست؛ آنچه تازه پیدا شده و آینده آن روشن نیست. هیچ بدعتی در [[دین]] ایجاد نمیشود، مگر آنکه سنتی ترک شود<ref>{{متن حدیث|وَ مَا أُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ إِلَّا تُرِكَ بِهَا سُنَّةٌ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۴۵.</ref> و بر این اساس، بدعت باعث خرابی [[دین]] میشود و مسیر [[هدایت]] و کمال را به [[انحراف]] میکشاند و در نهایت، پدیدهای شوم در [[تاریخ اسلام]] پدید آورد<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص۱۶۲- ۱۶۳.</ref>. به همین دلیل، منابع دینی، [[بدعتگذار]] را بدترین کسی نزد خدای تبارک و تعالی شمرده و در روایات آمده است: بدترین [[مردم]] نزد [[خدا]]، [[رهبر]] [[ستمگری]] است که خود [[گمراه]] و مایه [[گمراهی]] دیگران است؛ کسی که [[سنت]] پذیرفته را بمیراند و بدعت ترکشده را زنده گرداند<ref>{{متن حدیث|وَ إِنَّ شَرَّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ جَائِرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ فَأَمَاتَ سُنَّةً مَأْخُوذَةً وَ أَحْيَا بِدْعَةً مَتْرُوكَةً}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۶۴.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} نیز در [[خطبه]] دیگری از [[بدعتگذار]] با تعبیر دشمنترین آفریده [[خدا]] یاد میکند، که راه راست را گم کرده و [[دل]] او شیفته بدعت است<ref>{{متن حدیث|إنَّ أَبْغَضَ الْخَلَائِقِ إِلَى اللَّهِ [تَعَالَى] رَجُلَانِ رَجُلٌ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى نَفْسِهِ فَهُوَ جَائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبِيلِ مَشْغُوفٌ بِكَلَامِ بِدْعَةٍ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۷.</ref>. [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بدعتگذار را مانند دزدی میداند که بهجای طلب [[سنت]] از کانون [[معرفت]]، از راهی دیگر در صدد کسب [[علم]] و [[معرفت]] برمیآید و چیزی را که از آنِ خود نیست، به خود نسبت میدهد و خویشتن را [[خالق]] و مالک [[سنت]] معرفی میکند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۵۶.</ref>.<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص۱۶۴.</ref> | بدعت از جمله [[گناهان کبیره]] است، زیرا از جمله [[واجبات]] قطعی که [[خداوند]] بر آن [[خشم]] میگیرد، بدعتی است که بر اساس آن، شخص برای رفع [[حاجت]]، بدعتی در [[دین خدا]] وارد کند<ref>{{متن حدیث|أَوْ يَسْتَنْجِحَ حَاجَةً إِلَى النَّاسِ بِإِظْهَارِ بِدْعَةٍ فِي دِينِهِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۵۳.</ref>. از اینرو [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: بدعت بدترین کارهاست؛ آنچه تازه پیدا شده و آینده آن روشن نیست. هیچ بدعتی در [[دین]] ایجاد نمیشود، مگر آنکه سنتی ترک شود<ref>{{متن حدیث|وَ مَا أُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ إِلَّا تُرِكَ بِهَا سُنَّةٌ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۴۵.</ref> و بر این اساس، بدعت باعث خرابی [[دین]] میشود و مسیر [[هدایت]] و کمال را به [[انحراف]] میکشاند و در نهایت، پدیدهای شوم در [[تاریخ اسلام]] پدید آورد<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص۱۶۲- ۱۶۳.</ref>. به همین دلیل، منابع دینی، [[بدعتگذار]] را بدترین کسی نزد خدای تبارک و تعالی شمرده و در روایات آمده است: بدترین [[مردم]] نزد [[خدا]]، [[رهبر]] [[ستمگری]] است که خود [[گمراه]] و مایه [[گمراهی]] دیگران است؛ کسی که [[سنت]] پذیرفته را بمیراند و بدعت ترکشده را زنده گرداند<ref>{{متن حدیث|وَ إِنَّ شَرَّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ جَائِرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ فَأَمَاتَ سُنَّةً مَأْخُوذَةً وَ أَحْيَا بِدْعَةً مَتْرُوكَةً}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۶۴.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} نیز در [[خطبه]] دیگری از [[بدعتگذار]] با تعبیر دشمنترین آفریده [[خدا]] یاد میکند، که راه راست را گم کرده و [[دل]] او شیفته بدعت است<ref>{{متن حدیث|إنَّ أَبْغَضَ الْخَلَائِقِ إِلَى اللَّهِ [تَعَالَى] رَجُلَانِ رَجُلٌ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى نَفْسِهِ فَهُوَ جَائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبِيلِ مَشْغُوفٌ بِكَلَامِ بِدْعَةٍ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۷.</ref>. [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بدعتگذار را مانند دزدی میداند که بهجای طلب [[سنت]] از کانون [[معرفت]]، از راهی دیگر در صدد کسب [[علم]] و [[معرفت]] برمیآید و چیزی را که از آنِ خود نیست، به خود نسبت میدهد و خویشتن را [[خالق]] و مالک [[سنت]] معرفی میکند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۵۶.</ref>.<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص۱۶۴.</ref> | ||
== | == انواع و گونهها == | ||
# ''' | === تقسیمبندی از نظر اهل سنت === | ||
# '''[[ | {{همچنین|بدعت از دیدگاه اهل سنت}} | ||
# ''' | |||
# ''' | [[اهل سنت]] چندین تقسیم برای بدعت انجام دادهاند مانند: | ||
# '''[[هدایت]] و [[ضلالت]] یا [[شایسته]] و [[ناشایست]]''': اگر بدعت در شمول [[حکم]] کلیِ [[رضایت خداوند]] جای گیرد، آن را "بدعت به هدایت" میگویند، در برابر، اگر بدعت با امر [[خدا]] و [[رسول]] {{صل}} ناسازگار باشد و [[نکوهش]] و [[انکار]] شده باشد، "بدعت به ضلالت یا ضلال" است<ref>النهایة، ج۱، ص۱۰۶ ـ ۱۰۷.</ref>. ریشه این تقسیم، به گفتار [[خلیفه دوم]] برمیگردد؛ زیرا [[نماز تراویح]] قبلاً به صورت فرادی خوانده میشد، بعداً به پیشنهاد او به همگان پشت سر یک [[امام]]، نماز تراویح را میخوانند آن را بدعت پسندیده خواند<ref>بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج۳، ص۴۴، کتاب صوم.</ref>. این تقسیم مبنای [[درستی]] ندارد؛ چرا که [[واقعیت]] بدعت، نوعی کنار نهادن [[شریعت]] و تضادّ با آن است و چنین چیزی هرگز به دو دسته [[حسن]] و [[قبیح]] تقسیم نمیشود<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[بدعت - سبحانی (مقاله)|مقاله «بدعت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۲]]، ص۶۲ ـ ۶۵؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۵۴ـ ۱۵۵.</ref>. | |||
# '''[[بدعت عادی]] و [[شرعی]]''': برخی "بدعت" را به بدعت در امور عادی و شرعی تقسیم کردهاند<ref>ابنتیمیه، احمد بن عبدالحلیم، اقتضاء الصراط المستقیم، ص۱۲۹.</ref>. این تقسیم نیز پایه صحیحی ندارد؛ زیرا بدعت، [[تغییر]] در [[امور شرعی]] است، خواه در مورد [[عبادات]] باشد یا معاملات، یا در امور مربوط به مسائل [[سیاسی]] [[اسلام]]<ref>ابو اسحاق شاطبی، الاعتصام، ص۳۶۲.</ref><ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[بدعت - سبحانی (مقاله)|مقاله «بدعت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۲]]، ص۶۲ ـ ۶۵.</ref> | |||
# '''تقسیم به [[احکام خمسه]] [[فقهی]]''': گروهی دیگر بدعت را به پنج [[قسم]] [[واجب]]، [[حرام]]، [[مکروه]]، [[مستحب]] و [[مباح]] تقسیم کردهاند<ref>حاشیة رد المحتار، ج۱، ص۶۰۳؛ صحیح مسلم، ج۶، ص۱۵۴؛ فتح الباری، ج۱۳، ص۲۱۳.</ref>: | |||
## '''بدعت واجب:''' بدعتی است که برای [[دین]] لازم بوده و [[اهمال]] در آن [[حرام]] است و از مقولۀ [[واجب کفایی]] به شمار میآید؛ همانند [[نوآوری]] در [[علوم]] برای [[دفاع]] از [[دین]]. | |||
## '''بدعت حرام:''' بدعتی است که [[مخالف]] [[قواعد]] شرعی و [[ادله]] آن است و قواعد [[تحریم]] شامل آن شده و به نظر همه [[علما]] حرام است، واجب شمردن چیزی در [[نماز]] که جزء آن نیست. | |||
## '''بدعت مستحب:''' بدعتی است که با قواعد [[استحباب]] مطابق است؛ همانند بهرهگیری از شیوههای نوین [[ارتباطات]]. | |||
## '''بدعت مکروه:''' آن است که با قواعد [[عمل]] [[مکروه]] همراه است؛ مانند [[تزیین]] [[مسجد]] به نقوش. | |||
## '''بدعت [[مباح]]:''' بدعتی است که [[قواعد]] [[اباحه]] بر آن منطبق است؛ مانند توسعه در نوع [[خوراک]] و [[پوشاک]]<ref>تهذیب الاسماء و اللغات، ج۱، ص۲۲.</ref>. این تقسیم نیز هیچ دلیلی ندارد، زیرا بدعت به معنای چیز جدید در [[دین]] است که [[مستند شرعی]] نداشته باشد، لذا اگر چیزی مستند شرعی داشته باشد، جزء دین بوده و [[حکم شرعی]] بر آن بار میشود، یعنی اگر [[ادله]] [[وجوب]] شامل آن شود، آن امر [[واجب]] و اگر ادله [[استحباب]] شامل آن شود، [[مستحب]] محسوب شده و مابقی هم بر همین منوال است<ref>ابو اسحاق شاطبی، الاعتصام، ص۱۵۵؛ مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول، ج۱، ص۱۹۳.</ref><ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[بدعت - سبحانی (مقاله)|مقاله «بدعت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۲]]، ص۶۲ ـ ۶۵؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۵۴ـ ۱۵۵.</ref> | |||
=== تقسیمبندی از نظر شیعه === | |||
[[علمای شیعه]] تقسیمبندیهای اهل سنت دربارۀ بدعت را نمیپذیرند؛ زیرا بنابر [[منابع روایی شیعه]]، بدعت تنها یک قسم است که به گونۀ عام [[حرام]] شمرده شده است<ref>مصنفات شیخ مفید، ج۱۳، ص۱۸۸.</ref>، [[شیعه]] قائل است ادلۀ [[تحریم]] بدعت، کلی و عام هستند و هیچ گونه [[دلیل شرعی]] در دست نیست که بدعت را تقسیم کند<ref>مجلسی، محمد باقر، مرءاة العقول، ج۱، ص۱۹۳.</ref>. اگر دلیل شرعی دلالت کند عملی [[واجب]]، مستحب، مکروه یا مباح است، دیگر آن عمل را نمیتوان بدعت دانست<ref>کشف الارتیاب، ج۲، ص۷۰ ـ۶۶.</ref>، به عبارتی دیگر هر عملی که عنوان بدعت بر آن دلالت کند حرام است<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۵۴ـ ۱۵۵.</ref>. | |||
== عوامل پیدایش و تقویت == | == عوامل پیدایش و تقویت == | ||