شهادت مالک اشتر: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد) |
|||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
*[[الغارات (کتاب)|الغارات]]- به [[نقل]] از علقمة بن [[قیس]] [[نخعی]]-: پس از [[شهادت مالک اشتر]]، [[علی]]{{ع}} پیوسته [[اندوهگین]] و ناراحت بود، تا آن جا که پنداشتیم اوست که [[مصیبت]] دیده است نه ما. این [[اندوه]]، روزهایی چند از چهره وی [[آشکار]] بود<ref>الغارات، ج ۱، ص ۲۶۵.</ref>. | *[[الغارات (کتاب)|الغارات]]- به [[نقل]] از علقمة بن [[قیس]] [[نخعی]]-: پس از [[شهادت مالک اشتر]]، [[علی]]{{ع}} پیوسته [[اندوهگین]] و ناراحت بود، تا آن جا که پنداشتیم اوست که [[مصیبت]] دیده است نه ما. این [[اندوه]]، روزهایی چند از چهره وی [[آشکار]] بود<ref>الغارات، ج ۱، ص ۲۶۵.</ref>. | ||
==[[شکست]] [[مردم]] [[عراق]] در پی [[مرگ]] [[مالک اشتر]]== | ==[[شکست]] [[مردم]] [[عراق]] در پی [[مرگ]] [[مالک اشتر]]== | ||
*[[أنساب الأشراف (کتاب)|أنساب الأشراف]]- به [[نقل]] از مدائنی-: نزد [[معاویه]] [به بدی] سخن از [[مالک اشتر]] بهمیان آمد. مردی از [[قبیله]] نَخَع به کسی که از او یاد کرد، گفت: ساکت باش! همانا [[مرگ]] او [[اهل عراق]] را ذلیل ساخت، و حیات او نیز [[شامیان]] را ذلیل ساخته بود. [[معاویه]] هم [[سکوت]] کرد و چیزی نگفت<ref>أنساب الأشراف، ج ۵، ص ۴۱.</ref><ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص | *[[أنساب الأشراف (کتاب)|أنساب الأشراف]]- به [[نقل]] از مدائنی-: نزد [[معاویه]] [به بدی] سخن از [[مالک اشتر]] بهمیان آمد. مردی از [[قبیله]] نَخَع به کسی که از او یاد کرد، گفت: ساکت باش! همانا [[مرگ]] او [[اهل عراق]] را ذلیل ساخت، و حیات او نیز [[شامیان]] را ذلیل ساخته بود. [[معاویه]] هم [[سکوت]] کرد و چیزی نگفت<ref>أنساب الأشراف، ج ۵، ص ۴۱.</ref><ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۵۳۱.</ref>. | ||
==جستارهای وابسته == | ==جستارهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۸ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۱۱:۲۹
متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
- این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام علی(ع) است. "امام علی" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام علی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
اعزام مالک به مصر
- تاریخ الطبری- در ذکر حوادث سال ۳۸ هجری-: چون کار حکومت به پایان آمد، علی(ع) به مالک اشتر- که آن روز در نصیبین بود- چنین نوشت: "اما بعد؛ تو از کسانی هستی که در برپایی دین و سرکوبی غرور خطاکاران و نگهبانی از مرزهای خطیر، به تو تکیه میکنم. پیشتر محمد بن ابی بکر را بر مصر گماشته بودم. گروهی بر او شورش کردند، در حالی که او جوانی کمتجربه در جنگ بود و تجارب دیگری هم نداشت. نزد من آی، تا ببینیم در این مورد چه باید کرد. یکی از یاران شایسته و مورد اعتمادت را هم به جای خودت بگذار. والسلام!". مالک اشتر آمد و به خدمت علی(ع) رسید. امام(ع) جریانات مصر را به او گفت و وی را از اخبار اهالی مصر آگاه کرد و فرمود: "کسی جز تو مناسب آن جا نیست. خدای رحمتت کند! به آن جا برو، که اگر سفارشی هم نکنم، فکر تو مرا کافی است. در آنچه رخ میدهد، از خداوند یاری بجوی، شدت را با نرمش درآمیز، آن جا که نرمش کارسازتر است، مدارا پیشه کن و آن جا که جز سختگیری مفید نیفتد، شدت عمل نشان بده"[۱].
نامه امام(ع) به اهل مصر، پیش از اعزام مالک
- الأمالی، مفید- به نقل از هشام بن محمد-: امیر مؤمنان، پیش از عزیمت مالک به مصر، چنین نامهای به مصریان نوشت: "به نام خداوند بخشنده مهربان. سلام بر شما! همانا در حضور شما خدایی را سپاس میگویم که جز او معبودی نیست و از او درود فرستادن بر پیامبرش محمد(ص) و خاندان او را خواهانم. بندهای از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم که در روزهای خطر نمیخوابد و از ترس مرگ، از رویارویی با دشمنان عقب نمینشیند، از رزم آورترین دلیران بندگان خدا، و از شریفترین دودمانها، که از آتش برای فاجرانْ سوزندهتر است و از آلودگی و ننگ، دورترین. او همان مالک بن حارث اشتر است. نه دندانش کند میشود و نه از بُرش میافتد. در هنگامه احتیاط، بردبار و در جنگ، متین است. اندیشهای ریشهدار و صبری نیکو دارد. شنوا و فرمانبردار او باشید. اگر فرمان حرکت داد، روان شوید و اگر دستور داد که بمانید؛ بمانید، چرا که اقدام و درنگ او جز به فرمان من نیست. شما را در داشتن و بهرهمندی از او بر خود برگزیدم، برای خیرخواهی نسبت به شما و سرسختی بر دشمنتان. خداوند با هدایت نگاهتان دارد و با تقوا مقاومتان سازد و به آنچه دوست میدارد و میپسندد، ما و شما را توفیق دهد. سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد!"[۲].
نیرنگ معاویه در کشتن مالک اشتر
- تاریخ الطبری- به نقل از یزید بن ظبیان همدانی-: معاویه کسی را در پی "جایستار"، از مالیاتپردازان، فرستاد و به وی گفت: مالک، استاندار مصر شده است. اگر او را از بین ببری، تا زندهای از مالیات معافی. پس هر نقشهای میتوانی بکش. جایستار بیرون رفت تا به قلزم رسید و آن جا ماند. مالک از عراق به سوی مصر رهسپار شد. چون به قلزم رسید، جایستار به استقبال او شتافت و گفت: این خانه، این طعام واین هم علوفه. من هم مردی از خراجدِهانم. مالک نزد او فرود آمد. دهقان برای او و مرکبش غذا و علوفه آورد. چون غذا خورد، شربتی از عسل برایش آورد که آن را زهر داده بود و به مالک خوراند. چون مالک نوشید، جان داد. معاویه رو به مردم شام کرده، میگفت: علی، مالک اشتر را به سوی مصر روانه کرده است. دعا کنید که خدا شر او را از شما برگردانَد. مردم هر روز مالک را نفرین میکردند. تا آن که مردی که مالک را شربت زهرآلود داده بود، نزد معاویه آمد و خبر مرگ مالک را داد. معاویه در بین مردم به سخن ایستاد و خدا را حمد و ثنا کرد و گفت: اما بعد؛ علی بن ابی طالب، دو دستِ راست داشت، یکی در جنگ صفین قطع شد- مقصودش عمار یاسر بود- و دیگری امروز- و مقصودش مالک اشتر بود-[۳].
اندوه امام(ع)
- تاریخ الیعقوبی: چون خبر کشته شدن محمد بن ابی بکر و مالک اشتر به علی(ع) رسید، بر مرگ آن دو بهشدت نالید و بهدرد آمد و فرمود: "ای مالک! گریهکنندگان باید بر همچون تویی بگریند. کجا کسی همانند مالک است؟!"[۴].
- امام علی(ع)- وقتی خبر درگذشت مالک اشتر را شنید-: مالک، و چه بود مالک؟! به خدا سوگند، اگر کوه بود، کوهی تک بود و اگر صخره بود، سخت و محکم بود؛ به گونهای که سُم هیچ ستوری بر فراز آن نمیتوانست برسد و هیچ پرندهای بر اوج آن نمیتوانست بپرد[۵].
- الغارات- به نقل از علقمة بن قیس نخعی-: پس از شهادت مالک اشتر، علی(ع) پیوسته اندوهگین و ناراحت بود، تا آن جا که پنداشتیم اوست که مصیبت دیده است نه ما. این اندوه، روزهایی چند از چهره وی آشکار بود[۶].
شکست مردم عراق در پی مرگ مالک اشتر
- أنساب الأشراف- به نقل از مدائنی-: نزد معاویه [به بدی] سخن از مالک اشتر بهمیان آمد. مردی از قبیله نَخَع به کسی که از او یاد کرد، گفت: ساکت باش! همانا مرگ او اهل عراق را ذلیل ساخت، و حیات او نیز شامیان را ذلیل ساخته بود. معاویه هم سکوت کرد و چیزی نگفت[۷][۸].
جستارهای وابسته
- آخرین خطبه امام علی
- شهادت آرزوی امام علی
- پدر امام علی
- از ذو قار تا بصره
- ازدواج امام علی
- امارت امام علی در حدیث
- امامت امام علی در حدیث
- انواع دانشهای امام علی
- انگیزههای دشمنی با امام علی
- ایثار امام علی در شب هجرت
- بازگشت خورشید برای امام علی
- اقدامات امام علی در جنگ بدر
- بیعت با امام علی
- اقدامات امام علی در جنگ تبوک
- ترور امام علی
- توطئه برای ترور امام علی
- جایگاه علمی امام علی
- اقدامات امام علی در جنگ احد
- اقدامات امام علی در جنگ بنی قریظه
- اقدامات امام علی در جنگ بنی نضیر
- اقدامات امام علی در جنگ حنین
- خبر دادن پیامبر از شهادت علی
- خلافت امام علی در حدیث
- اقدامات امام علی در جنگ خندق
- اقدامات امام علی در جنگ خیبر
- داوریهای امام علی
- دشمنان امام علی
- دعاهای پیامبر خاتم برای امام علی
- دلایل تنهایی امام علی
- حب امام علی
- رویارویی امام علی با ناکثین
- زیانهای دشمنی با امام علی
- سیاستهای اجتماعی امام علی
- سیاستهای اداری امام علی
- سیاستهای اقتصادی امام علی
- سیاستهای امنیتی امام علی
- سیاستهای جنگی امام علی
- سیاستهای حکومتی امام علی
- سیاستهای فرهنگی امام علی
- سیاستهای قضایی امام علی
- سیمای امام علی
- شکست بتها توسط امام علی
- شکایت امام علی از نافرمانی یارانش
- عصمت امام علی در حدیث
- علم امام علی در حدیث
- امام علی از زبان اهل بیت
- امام علی از زبان دشمنانش
- امام علی از زبان قرآن
- امام علی از زبان همسران پیامبر
- امام علی از زبان پیامبر
- امام علی از زبان یارانش
- امام علی از زبان یاران پیامبر
- امام علی از زبان خودش
- غلو در دوست داشتن امام علی
- اقدامات امام علی در ماجرای فتح مکه
- فرزندان امام علی
- لقبهای امام علی
- مأموریت امام علی
- محبوبیت امام علی
- محدودیتهای امام علی در انتخاب کارگزاران
- هشدار امام علی به یارانش درباره نافرمانی
- نافرمانی سپاه امام علی
- نامهای امام علی
- نسب امام علی
- نیرنگهای دشمنان امام علی
- هدایت امام علی در حدیث
- وراثت امام علی در حدیث
- وصایت امام علی در حدیث
- ولادت امام علی
- ولایت امام علی در حدیث
- ویژگیهای اخلاقی امام علی
- ویژگیهای اعتقادی امام علی
- ویژگیهای امام علی
- ویژگیهای جنگی امام علی
- ویژگیهای دشمنان امام علی
- ویژگیهای دوستداران امام علی
- ویژگیهای سیاسی امام علی
- ویژگیهای عملی امام علی
- پذیرفته شدن دعاهای امام علی
- پرورش امام علی
- پس از شهادت امام علی
- پیشگویی امام علی
- کارگزاران امام علی
- کنیههای امام علی
- کینورزی به امام علی
- یاران امام علی
- یاری خواستن امام علی از کوفیان
- یومالدار
پرسشهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ تاریخ الطبری، ج ۵، ص ۹۵.
- ↑ «الأمالی للمفید عن هشام بن محمد: قَدمَ أمیرُ المُؤمِنینَ(ع) أمامَهُ [أی مالِک] کتاباً إلی أهلِ مِصرَ: بِسمِ اللهِ الرحمنِ الرحیمِ، سَلامٌ عَلَیکم، فَإِنی أحمَدُ إلَیکمُ اللهَ الذی لا إلهَ إلاهُوَ، وأسأَلُهُ الصلاةَ عَلی نَبِیهِ مُحَمدٍ وآلِهِ، وإنی قَد بَعَثتُ إلَیکم عَبداً مِن عِبادِ اللهِ، لا ینامُ أیامَ الخَوفِ، ولا ینکلُ عَنِ الأَعداءِ حِذارَ الدوائِرِ، مِن أشَد عَبیدِ اللهِ بَأساً، وأکرَمِهِم حَسَباً، أضَر عَلَی الفُجارِ مِن حَریقِ النارِ، وأبعَدَ الناسَ مِن دَنَسٍ أو عارٍ، وهُوَ مالِک بنُ الحارِثِ الأَشتَرُ، لا نابِی الضرسِ، ولا کلیلُ الحَد، حَلیمٌ فِی الحَذَرِ، رَزینٌ فِی الحَربِ، ذو رَأی أصیلٍ، وصَبرٍ جَمیلٍ؛ فَاسمَعوا لَهُ، وأطیعوا أمرَهُ، فَإن أمَرَکم بالنفیرِ فَانفِروا، وإن أمَرَکم أن تُقیموا فَأقیموا؛ فَإِنهُ لا یقدِمُ ولا یحجِمُ إلابِأَمری، فَقَد آثَرتُکم بِهِ عَلی نَفسی؛ نَصیحَةً لَکم، وشِدةَ شَکیمَةٍ عَلی عَدُوکم، عَصَمَکمُ اللهُ بِالهُدی، وثَبتَکم بِالتقوی، ووَفقَنا وإیاکم لِما یحِب ویرضی. وَالسلامُ عَلَیکم ورَحمَةُ اللهِ وبَرَکاتُهُ» (الأمالی، مفید، ص ۸۱، ح ۴).
- ↑ تاریخ الطبری، ج ۵، ص ۹۵.
- ↑ تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۱۹۴.
- ↑ «الإمام علی(ع)- لَما جاءَهُ نَعی الأَشتَرِ-: مالِک وما مالِک! وَاللهِ، لَو کانَ جَبَلًا لَکانَ فِنداً، ولَو کانَ حَجَراً لَکانَ صَلداً، لا یرتَقیهِ الحافِرُ، ولا یوفی عَلَیهِ الطائِرُ» (نهج البلاغة، حکمت ۴۴۳).
- ↑ الغارات، ج ۱، ص ۲۶۵.
- ↑ أنساب الأشراف، ج ۵، ص ۴۱.
- ↑ محمدی ریشهری، محمد، گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین، ص ۵۳۱.