عصمت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۲۰: | خط ۱۲۰: | ||
#پرسش [[امسلمه]] از [[پیامبر]]{{صل}} که آیا او هم از [[اهل بیت]] است و یا این که از [[پیامبر]]{{صل}} خواست تا او را هم از [[اهل بیت]] قرار دهد، مؤید عدم [[صدق]] این عبارت بر [[زنان پیامبر]] است وگرنه [[شک]] و پرسش و یا درخواست [[امسلمه]] از [[پیامبر]]{{صل}} موجه نبود<ref>اهل بیت در آیه تطهیر، ص۴۵.</ref>. | #پرسش [[امسلمه]] از [[پیامبر]]{{صل}} که آیا او هم از [[اهل بیت]] است و یا این که از [[پیامبر]]{{صل}} خواست تا او را هم از [[اهل بیت]] قرار دهد، مؤید عدم [[صدق]] این عبارت بر [[زنان پیامبر]] است وگرنه [[شک]] و پرسش و یا درخواست [[امسلمه]] از [[پیامبر]]{{صل}} موجه نبود<ref>اهل بیت در آیه تطهیر، ص۴۵.</ref>. | ||
#هیچ یک از [[زنان پیامبر]]{{صل}} ادعا نکردهاند شامل [[آیه تطهیر]] میشوند، بلکه خلاف آن [[نقل]] شده است: [[امسلمه]] که میگوید پس از [[نزول]] [[آیه تطهیر]]، من جلو رفته و از [[حضرت]] پرسیدم آیا من هم عضو [[اهل بیت]] هستم؟ [[حضرت]] پاسخ داد تو [[آدم]] خوبی هستی و از [[همسران پیامبر]] هستی<ref>جامع البیان، ج۲۲، ص۱۱؛ الدر المنثور، ج۵، ص۱۹۸؛ تفسیر الآلوسی، ج۲۳، ص۱۴؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۸۷؛ {{متن حدیث|عن أمسلمة رضی الله عنها قالت: إن هذه الآیة نزلت فی بیتی: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}؛ قالت وأنا جالسة علی باب البیت فقلت یا رسول الله ألست من أهل البیت؟ فقال: إنک إلی خیر أنت من أزواج النبی، قالت و فی البیت رسول الله وعلی و فاطمة و الحسن و الحسین رضی الله عنهم}}.</ref>. در روایتی که [[سیوطی]] و [[طبرانی]] و [[احمد بن حنبل]] [[نقل]] کردهاند آمده که [[امسلمه]] میگوید من جلو رفته و طرف کساء را گرفته تا داخل شوم [[حضرت رسول]]{{صل}} کساء را از دست من گرفت و کشید و به من اجازه ورود به درون عباء را نداد<ref>الدر المنثور، ج۵، ص۱۹۸؛ مسند أحمد، ج۶، ص۳۲۳؛ روحالمعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج۱۱، ص۱۹۵: {{متن حدیث|عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللهِ{{صل}} قَالَ لِفَاطِمَةَ: ائْتِينِي بِزَوْجِكِ وَابْنَيْكِ. فَجَاءَتْ بِهِمْ، فَأَلْقَى عَلَيْهِمْ كِسَاءً فَدَكِيًّا، قَالَ: ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَيْهِمْ، ثُمَّ قَالَ: " اللهُمَّ إِنَّ هَؤُلَاءِ آلُ مُحَمَّدٍ، فَاجْعَلْ صَلَوَاتِكَ وَبَرَكَاتِكَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: فَرَفَعْتُ الْكِسَاءَ لِأَدْخُلَ مَعَهُمْ، فَجَذَبَهُ مِنْ يَدِي، وَقَالَ: "إِنَّكِ عَلَى خَيْرٍ"}}.</ref>. | #هیچ یک از [[زنان پیامبر]]{{صل}} ادعا نکردهاند شامل [[آیه تطهیر]] میشوند، بلکه خلاف آن [[نقل]] شده است: [[امسلمه]] که میگوید پس از [[نزول]] [[آیه تطهیر]]، من جلو رفته و از [[حضرت]] پرسیدم آیا من هم عضو [[اهل بیت]] هستم؟ [[حضرت]] پاسخ داد تو [[آدم]] خوبی هستی و از [[همسران پیامبر]] هستی<ref>جامع البیان، ج۲۲، ص۱۱؛ الدر المنثور، ج۵، ص۱۹۸؛ تفسیر الآلوسی، ج۲۳، ص۱۴؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۸۷؛ {{متن حدیث|عن أمسلمة رضی الله عنها قالت: إن هذه الآیة نزلت فی بیتی: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}؛ قالت وأنا جالسة علی باب البیت فقلت یا رسول الله ألست من أهل البیت؟ فقال: إنک إلی خیر أنت من أزواج النبی، قالت و فی البیت رسول الله وعلی و فاطمة و الحسن و الحسین رضی الله عنهم}}.</ref>. در روایتی که [[سیوطی]] و [[طبرانی]] و [[احمد بن حنبل]] [[نقل]] کردهاند آمده که [[امسلمه]] میگوید من جلو رفته و طرف کساء را گرفته تا داخل شوم [[حضرت رسول]]{{صل}} کساء را از دست من گرفت و کشید و به من اجازه ورود به درون عباء را نداد<ref>الدر المنثور، ج۵، ص۱۹۸؛ مسند أحمد، ج۶، ص۳۲۳؛ روحالمعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج۱۱، ص۱۹۵: {{متن حدیث|عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللهِ{{صل}} قَالَ لِفَاطِمَةَ: ائْتِينِي بِزَوْجِكِ وَابْنَيْكِ. فَجَاءَتْ بِهِمْ، فَأَلْقَى عَلَيْهِمْ كِسَاءً فَدَكِيًّا، قَالَ: ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَيْهِمْ، ثُمَّ قَالَ: " اللهُمَّ إِنَّ هَؤُلَاءِ آلُ مُحَمَّدٍ، فَاجْعَلْ صَلَوَاتِكَ وَبَرَكَاتِكَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: فَرَفَعْتُ الْكِسَاءَ لِأَدْخُلَ مَعَهُمْ، فَجَذَبَهُ مِنْ يَدِي، وَقَالَ: "إِنَّكِ عَلَى خَيْرٍ"}}.</ref>. | ||
#برخی از بزرگان از [[مفسران اهل سنت]]، [[همسران پیامبر]]{{صل}} را داخل در [[اهل بیت]] او نمیدانند. | #برخی از بزرگان از [[مفسران اهل سنت]]، [[همسران پیامبر]]{{صل}} را داخل در [[اهل بیت]] او نمیدانند.[[آلوسی]] مینویسد: در روایاتی که دلالت دارد بر داخل بودن [[علی]]، [[فاطمه]]، و [[فرزندان]] ایندو در زیر عبا و همچنین روایتی که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "اینها [[اهل بیت]] من هستند و در [[حق]] آنها [[دعا]] کرده است و روایاتی که أم سلمه را جزء [[اهل بیت]] ندانسته است، بیش از حد شمارش است و کلمه بیت به هر معنایی باشد، این [[آیه]] مخصوص [[اهل بیت]]{{عم}} است و مراد از این [[آیه]]، کسانی هستند که در زیر عباء بودند و [[زنان پیامبر]]{{صل}}، شامل [[آیه تطهیر]] نمیشوند<ref>روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج۱۱، ص۱۹۵. {{عربی|و أخبار إدخاله علیا و فاطمة و ابنیهما رضی الله تعالی عنهم تحت الکساء، و قوله علیه الصلاة و السلام اللهم هؤلاء أهل بیتی ودعائه لهم و عدم إدخال أم سلمة أکثر من أن تحصی: و هی مخصصة لعموم اهل البیت بأی معنی کان البیت فالمراد بهم من شملهم الکساء و لا یدخل فیهم أزواجه}}.</ref>. و در جایی دیگر مینویسد: [[زنان پیامبر]]{{صل}} به هیچوجه داخل [[اهل بیت]] که یکی از [[ثقلین]] هستند، نمیشوند<ref>روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج۲۲، ص۱۶. {{عربی|أن النساء المطهرات غیر داخلات فی أهل البیت الذین هم أحد الثقلین}}.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۵۳-۵۸.</ref>. | ||
[[آلوسی]] مینویسد: در روایاتی که دلالت دارد بر داخل بودن [[علی]]، [[فاطمه]]، و [[فرزندان]] ایندو در زیر عبا و همچنین روایتی که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "اینها [[اهل بیت]] من هستند و در [[حق]] آنها [[دعا]] کرده است و روایاتی که أم سلمه را جزء [[اهل بیت]] ندانسته است، بیش از حد شمارش است و کلمه بیت به هر معنایی باشد، این [[آیه]] مخصوص [[اهل بیت]]{{عم}} است و مراد از این [[آیه]]، کسانی هستند که در زیر عباء بودند و [[زنان پیامبر]]{{صل}}، شامل [[آیه تطهیر]] نمیشوند<ref>روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج۱۱، ص۱۹۵. {{عربی|و أخبار إدخاله علیا و فاطمة و ابنیهما رضی الله تعالی عنهم تحت الکساء، و قوله علیه الصلاة و السلام اللهم هؤلاء أهل بیتی ودعائه لهم و عدم إدخال أم سلمة أکثر من أن تحصی: و هی مخصصة لعموم اهل البیت بأی معنی کان البیت فالمراد بهم من شملهم الکساء و لا یدخل فیهم أزواجه}}.</ref>. و در جایی دیگر مینویسد: [[زنان پیامبر]]{{صل}} به هیچوجه داخل [[اهل بیت]] که یکی از [[ثقلین]] هستند، نمیشوند<ref>روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج۲۲، ص۱۶. {{عربی|أن النساء المطهرات غیر داخلات فی أهل البیت الذین هم أحد الثقلین}}.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]،[[ درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۵۳-۵۸.</ref>. | |||
== مصادیق عصمت== | == مصادیق عصمت== | ||
نسخهٔ ۱۴ آوریل ۲۰۲۰، ساعت ۱۷:۲۹
| خداشناسی | |
|---|---|
| توحید | توحید ذاتی • توحید صفاتی • توحید افعالی • توحید عبادی • صفات ذات و صفات فعل |
| فروع | توسل • شفاعت • تبرک • استغاثه |
| عدل الهی | |
| حُسن و قُبح • بداء • امر بین الامرین | |
| نبوت | |
| عصمت پیامبران • خاتمیت • پیامبر اسلام • معجزه • عدم تحریف قرآن | |
| امامت | |
| باورها | عصمت امامان • ولایت تكوینی • علم غیب • خلیفةالله • غیبت • مهدویت • انتظار فرج • ظهور • رجعت |
| امامان | امام علی • امام حسن • امام حسین • امام سجاد • امام باقر • امام صادق • امام کاظم • امام رضا • امام جواد • امام هادی • امام عسکری • امام مهدی |
| معاد | |
| برزخ • معاد جسمانی • حشر • صراط • تطایر کتب • میزان | |
| مسائل برجسته | |
| اهلبیت • چهارده معصوم • کرامت • تقیه • مرجعیت • ولایت فقیه | |
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل عصمت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
عصمت: مصونیت از گناه و اشتباه، حالتی در انسان که به سبب معرفت و بینش قوی و شناخت خدا و عواقب و آثار و زشتی معصیت، گناه نمیکند. کسی که این حالت را داشته باشد "معصوم" نام دارد، یعنی از آلودگی و گناه، محفوظ و مصون است. عصمت یکی از شرایط پیامبران و امامان است، چون آنان حجت خدایند و حرفها و عملهایشان برای بشر، حجت و الگو و سند است، نباید خطا و اشتباه و گناه داشته باشند. خداوند به معصومین(ع) این عنایت را داشته، تا بتوانند هدایتگر مردم باشند و به همین سبب اطاعت از آنان را واجب ساخته است. عصمت با اختیار منافات ندارد، یعنی چنان نیست که پیامبران و امامان نتوانند گناه کنند، بلکه به خاطر نورانیت دل و معرفت و شناختی که دارند، گناه نمیکنند، حتی فکر گناه هم در ذهن آنان خطور نمیکند. عقیده به عصمت پیامبر و امام، یکی از اعتقادات شیعه است[۱].
واژهشناسی لغوی
- واژه "عصمت" از ریشه "عصم" در عربی به معنای منع و امساک است و چون شخص معصوم، از خطا و گناه بازداشته میشود، به او معصوم میگویند[۲].
- پیرامون معنای اصطلاحی عصمت، برخی حقیقت عصمت را لطف و تفضل الهی و عدهای، آرا قوه عاقله و دستهای، ملکه نفسانی و گروهی، حیثیت ویژه دانستهاند[۳].
- حق مطلب آن است که در تحقق ملکه عصمت، قابلیت قوه عاقله معصوم و لطف الهی، مؤثری باشند[۴].
- پیشوایان معصوم، قابلیت دریافت عصمت اعطایی از خداوند متعال را در دوره عالم ذر دریافت کردهاند، لذا عصمت پیامبران و امامان، قبل از بعثت و امامت و حتی قبل از جهان دنیوی اثبات میگردد[۵].
- برای عصمت در بیان لغویان معانیای چون منع از گناه، حفظ از گناه، نگهداری و امساک بیان شده است.
- عصمت از ریشه "عصم یَعصِم" و بهمعنای حفظ، همراه با دفاع و با ملاحظه همین دو قید (حفظ و دفاع) در قرآن کریم بهکار رفته است: ﴿وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ﴾[۶]، ﴿قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلَا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا﴾[۷][۸]. از اینرو "معصوم" کسی است که از وی در راستای حفظ او از خطر یا عیب دفاع میشود.
- واژهشناسان دو معنا برای واژه "عصمت" آوردهاند:
- عالمان و اندیشمندان دینی، تعاریف گوناگونی برای عصمت بیان کردهاند که از این میان به دو تعریف از عالمان شیعی بسنده میشود:
- فاضل مقداد در تعریف عصمت مینویسد: "عصمت لطف الهی است که خدا در حق مکلف انجام میدهد بهگونهای که با وجود این لطف، وقوع گناه از آن مکلف، محال است زیرا از سویی، انگیزهای برای گناه ندارد و از طرفی عامل منصرف کنندهای پیرامون او وجود دارد و این عامل، مانع قدرت او برای گناه نیست، و با وجود این قدرت، انجام گناه از او ممکن است و با وجود عدم انگیزه و عامل مصرفکننده، انجام گناه از وی محال است"[۱۱].
- علامه طباطبائی در تعریف عصمت آورده است: "عصمت، وجود امری است در انسان معصوم، بهگونهای که انسان را از واقع شدن در آنچه جایز نیست از خطا و گناه، نگهداری میکند"[۱۲].
- بر پایه تعاریف بالا، چند نکته به دست میآید:
- عصشت نوعی لطف و موهبت الهی در حق انسان معصوم است.
- انسان معصوم بر انجام گناه توانایی دارد.
- در انسان معصوم، برای محافظت وی از خطا و گناه دو عامل هست: درونی و بیرونی. به دیگر سخن، انسان معصوم، هم انگیزهای برای انجام گناه ندارد و هم عاملی بیرونی، از نزدیک شدن بدی به او جلوگیری میکند، مانند آنچه در جریان حضرت یوسف(ع) آمده است: ﴿كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ﴾[۱۳] و یا آنچه درباره اهل بیت(ع) در آیه تطهیر است: ﴿لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ﴾[۱۴]. در این آیه، ﴿عَنْكُمُ﴾ بر ﴿الرِّجْسَ﴾ مقدم شده است. از این تقدیم به دست میآید، خدای متعال، رجس را از اهل بیت(ع) دور کرده، نه اینکه آنان را از رجس دور کرده باشد[۱۵].
عصمت در اصطلاح
- عصمت لطفی است از جانب خداوند متعال که در پرتو آن، بنده با اختیار خود، از کار زشت دوری میجوید. عصمت، ملکه نفسانی قدرتمندی است که همواره در وجود انسان معصوم، حضور و ظهور دارد و هیچ نیرویی چون غضب، شهوت و... موجب زوال آن نمیشود. جامعترین تعریف، از فاضل مقداد است زیرا عصمت را لطف الهی و ملکه نفسانی تعریف کرده است. البته نیروی درونیای که علامه طباطبائی گفتهاند، در حقیقت زمینهساز اعطای لطف الهی است و اشکال عدم برتری، فضیلت انبیا بر سایه مردم را رفع میکند. که در بخشهای آغازین دعای ندبه به آن اشاره شده است که میفرماید: تو با آنها شرط کردی زهد را و دانستی وفا کردن ایشان به آن شرط را، پس آنان را مقرب خویش قراردادی و با وحی خویش آنان را گرامی داشتی[۱۶].
- عصمت قوه یا ملکهای از سوی خدای متعال است که وجود آن در هرکسی مانع صدور خطا و گناه از او میشود.امام نیز باید هم از گناه علمی و هم از خطا در امور دینی زیرا امامت استمرار نبوت است[۱۷].
مقدمه
- یکی از ویژگیهای امام، عصمت است. از نگاه شیعه، امام نیز همانند پیامبر باید معصوم باشد[۱۸].
- امام صادق(ع) میفرمایند: "برای انبیا و اوصیاء آنها گناهی نیست زیرا آنان معصوم و پاکاند"[۱۹]. در بیان امام سجاد(ع) آمده است: "امام از ما خانواده، باید معصوم باشد"[۲۰].
- امیرمؤمنان(ع) فرمودند: "همانا اطاعت مخصوص خداوند و پیامبرش و اولیالامر است. اینکه خداوند به اطاعت از پیامبر(ص) فرمان داده، برای آن است که او معصوم و پاک است، هرگز به معصیت خدا فرمان نمیدهد و اینکه به اطاعت از اولیالامر فرمان داده، برای آن است که آنها نیز معصوم و پاکاند و هرگز به معصیت خدا فرمان نمیدهند"[۲۱].
- امام رضا(ع) نیز در پاسخ مأمون نوشت: "خداوند هرگز اطاعت کسی را واجب نمینماید با اینکه میداند، از مردم را گمراه میکند و باعث اغوای ایشان میگردد و او را به مقام پیامبری نیز نخواهد رساند و هرگز کسی را که میداند به خدا و پرستش او کافر میشود و شیطانپرست میگردد بر نخواهد گزید"[۲۲][۲۳].
- از معتقدات شیعه دربارۀ پیامبران و امامان، عصمت است، به این معنی که این حجتهای الهی چون هادیان بشر و پیشوایان امّتاند و امام کسی است که به گفتار و کردار او اقتدا میشود و این تبعیت در همۀ شؤون است، ناچار باید مصون از هرخطا و خلاف و گناه باشد.
- عصمت، یک نیروی درونی حفاظت از گناه و مصونیت از اشتباه است که مایۀ اعتماد و اطمینان پیروان به درستی گفتهها و اعمال پیامبر و امام و انطباق آنها با حق و دین خداست. برای اثبات آن به آیاتی از قرآن نیز استدلال شده است، همچون آیۀ ﴿ وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾[۲۴] و ﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى﴾[۲۵]
- حدیث ثقلین و احادیث دیگر نیز مستند این عقیده است، چون ائمه و عترت، همتای قرآن قرار داده شدهاند و قرآن هم معصوم و مصون از خطاست و امر به تمسّک به هردو شده است، اگر خطا در ائمه بود، مثل قرآن امر به تمسّک به آنان نمیشد. معنای تمسّک این است که حرفها و کارهایشان حجت است و اگر معصوم نباشند، امر به تمسّک موجب گمراهی مردم میشود[۲۶].
- عقیده به عصمت امامان و حضرت زهرا(ع) مورد اتفاق علمای شیعه است. شیخ مفید میگوید: همۀ امامیه معتقدند که پیشوای دین نمیتواند کسی جز معصوم از مخالفت با خدا و دانای به همۀ علوم دین و کامل در فضیلت و برتر از همه باشد.[۲۷].
- یکی از تفاوتهای امام با مردم عادی، برخورداری او از عصمت است. در توقیعی که حضرت مهدی(ع) در پاسخنامۀ احمد بن اسحاق اشعری نوشت، ضمن برشمردن صفات ائمه و اوصیای پیامبر تأکید فرمود که فرق میان امام و مأموم، همین عصمت از گناهان و پاکی از عیبها و آلودگیها و منزّه بودن از اشتباه است و امامان خزانهداران علم الهی و امین حکمت و راز خداوندند و اگر چنین نبود، آنان با مردم فرقی نداشتند و حق و باطل شناخته نمیشد و هرکس به دروغ ادعای امامت میکرد: «بِأَنْ عَصَمَهُمْ مِنَ الذُّنُوبِ وَ بَرَّأَهُمْ مِنَ الْعُيُوبِ وَ طَهَّرَهُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ نَزَّهَهُمْ مِنَ اللَّبْسِ وَ جَعَلَهُمْ خُزَّانَ عِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدَعَ حِكْمَتِهِ وَ مَوْضِعَ سِرِّهِ وَ أَيَّدَهُمْ بِالدَّلَائِلِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَكَانَ النَّاسُ عَلَى سَوَاءٍ »[۲۸]. رسول خدا(ص) امامان از نسل حسین بن علی(ع) را امین و معصوم دانسته است: «الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ أُمَنَاءُ مَعْصُومُونَ »[۲۹] و اینگونه روایات، بسیار است[۳۰].
- در زیارت جامعه کبیره نیز میخوانیم: «عَصَمَكُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً» نیز با عنوان «الْمَهْدِيُّونَ الْمَعْصُومُون» در همین دعا از امامان یاد شده است. برای رهروی در مسیر حق، اقتدا به پیشوایان صالح که از هر لغزش و گناهی معصومند، شرط رسیدن به مقصود است و این عقیدۀ مترقّی دربارۀ پیامبران و امامان مایۀ فخر شیعه است که کسانی را به امامت پذیرفتهاند که نهتنها معصیت نمیکنند، حتی فکر گناه هم در ذهن آنان خطور نمیکند.
- امام سجاد(ع) فرمود: «الْإِمَامُ مِنَّا لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً »[۳۱] امام از ما اهل بیت، جز معصوم نمیباشد و عصمت امری نیست که در ظاهر خلقت باشد و از ظاهر شناخته شود، بلکه باید از روی نصّ و دلیل خاصّ باشد و معصوم، یعنی آنکه به ریسمان الهی یعنی قرآن چنگ بزند و خود را با آن قرین سازد و امام و قرآن از یکدیگر جدا نمیشوند، امام به سوی قرآن هدایت میکند و قرآن به سوی امام. ز امام صادق(ع) پرسیدند: معنای عصمت در امام چیست؟ فرمود: معصوم کسی است که با توفیق الهی از همۀ محرّمات خدا پرهیز میکند[۳۲].
- لزوم اطاعت از معصوم نیز به اطاعت از خدا منتهی میشود، چون امام معصوم، هدایتگر انسان به سوی خداوند است و به فرمودۀ امام علی(ع)، خداوند از آن رو به اطاعت اولی الأمر در کنار خدا و رسول فرمان داد، چونکه آنان معصوم و پاکند و به نافرمانی خدا امر نمیکنند: «...إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ»[۳۳] مرحوم صدوق تصریح میکند: اعتقاد ما دربارۀ پیامبران و امامان این است که آنان معصوم و پاک از هرآلودگیاند و هرگز گناه نمیکنند، نه صغیره نه کبیره، در امر خدا نافرمانی نمیکنند و آنچه را فرمان یافتهاند اطاعت میکنند، هرکس عصمت را از آنان نفی کند حتی در حالی از حالاتشان از آنان نفی کند، آنان را نشناخته است و دربارۀ آنان بر این باوریم که ایشان موصوف به کمال و تمام و علماند، از آغاز کارشان تا پایان و در هیچ حالی به هیچ نقص و عصیان و جهل متّصف نمیشوند.[۳۴] این از بزرگترین عنایتها و موهبتهای الهی به انسانهاست که رهبران آنان را دارای عصمت قرار دهد و از درخشانترین ابعاد اعتقادی شیعه است که در پیامبران و امامان، عصمت را شرط میدانند و این عقیده، حدّ اعلای قابلیت اعتماد به رهبران الهی را تضمین و فراهم میکند. به تعبیر شهید مطهری: پیامبران از درون خود با واقعیّت هستی ارتباط و اتّصال دارند و در متن واقعیّت هرگز اشتباه معنی ندارد. انسانهایی که از نظر آگاهیها در متن جریان واقعیت قرار میگیرند و با بن هستی و ریشۀ وجود و جریانها متّصل و یکجا میشوند، دیگر از هرگونه اشتباه، مصون و معصوم خواهند بود.[۳۵] اعتقاد به عصمت، درواقع ارزش نهادن به انسان است و انسان را تا حدّی بالا میبرد که تنها و تنها از خدا و یا کسی که خداوند به او عصمت داده اطاعت میکند و زیر بار هرکسی نرود، و چه اهتمامی بالاتر از این برای مقام انسان[۳۶].
براهین و ادله عصمت امام
براهین عقلی عصمت امام
- براهین و دلایل عقلی متعددی بر عصمت امام در کتابهای کلامی آمده است که به سه مورد اشاره میشود:
- برهان نقض غرض: این برهان بر دو مقدمه استوار است:
- غرض از جعل امامت، هدایت و ارشاد انسانها به راه مستقیم انسانیّت است[۳۷].
- اگر امامان، معصوم نباشند و دچار گناه شوند، از دو گونه بیرون نیست: یا مردم گناه بودن آن عمل را میدانند یا نمیدانند. اگر بدانند، از امام سلب اعتماد شده و غرض از امامت تحقق نخواهد یافت و اگر ندانند، چهبسا آنها این عمل امام را الگو قرار داده و به گمراهی افتند. و در این صورت غرض از جعل امامت نیز تحقق نخواهد یافت و نقض غرض با حکمت خداوند سازگاری ندارد.
- دلیل تضاد: این دلیل نیز، بر دو مقدمه استوار است:
- آیاتی در قرآن، به اطاعت از امام دستور میدهد، مانند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾[۳۸].
- آیاتی دیگری در قرآن، بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر دلالت میکنند، مانند: ﴿يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ﴾[۳۹]، ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ﴾[۴۰]. حال اگر امام معصوم نباشد، میان این دو دسته از آیات (آیات وجوب اطاعت از امام با آیات نهی از منکر) تضاد خواهد بود؛ چنانکه، مردم از سویی، به اطاعت از امام موظّفاند و از سوی دیگر بر آنان لازم است، امام را به خاطر منکری که انجام میدهد نهی نموده و در نتیجه، از امام اطاعت نکنند.
- اثبات عصمت امام با توجّه به عنوان امام: امام کسی است که پیشرو و مقتدای جامعه اسلامی است و قول و فعل او برای مردم حجت است و مردم باید به او اقتدا کنند، حال چنانچه قول و فعل امام برای مردم حجت نباشد و یا اینکه امام و پیشوای جامعه اسلامی به معصیت یا خطا دچار شود لازم میآید که نخست، آن کسی که از سوی خدا، امام نهاده شده: ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا﴾[۴۱] امام نباشد؛ زیرا قول و فعل او حجت نیست. دوم اینکه در صورت امام بودن چنین فردی، مردم از حرکت به سوی کمال باز میمانند؛ چراکه امام و مقتدایی را پیروی میکنند که خطا و معصیت میکند[۴۲].
ادله قرآنی و روایی عصمت امام
آیه امامت یا ابتلا
- یکی از ادله قرآنی اثبات عصمت امام، آیه ۱۲۴ سوره بقره است. این آیه، در کتابهای کلامی و تفسیری به آیه امامت یا ابتلا نام گرفته است:﴿وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ﴾[۴۳].
- بر پایه آیه بالا، از راههای متعدد و بیانهای مختلف، بر اثبات عصمت امام استدلال شده که اثبات عصمت امام با توجّه به واژه ﴿الظَّالِمِينَ﴾ از جمله آنهاست.
- این استدلال، دو مقدمه دارد:
- نتیجه: غیر معصوم شایستگی امامت ندارد.
- تبیین مقدمه نخست: غیر معصوم از حدود الهی تجاوز میکند و هر کس که از حدود الهی تجاوز کند، ظالم است: ﴿وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾[۴۴].
- مقدمه دوم نیاز به تبیین ندارد؛ چرا که خدای متعال فرموده است، امامت به ظالمان نمیرسد: ﴿لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ﴾.
- شهید قاضی نورالله شوشتری و علامه طباطبایی دلالت این آیه را بر عصمت امامان چنین تقریر نمودهاند: انسانها به تقسیم عقلی، از چهار گونه بیرون نیستند[۴۵].
- در همه عمر معصوم باشند.
- در همه عمر گناهکار باشند.
- در ابتدا، معصوم و در انتها، گناهکار باشند.
- در ابتدا، گناهکار و در انتها، معصوم باشند.
- از این احتمالات چهارگانه، احتمال دوم و سوم قطعاً در درخواست حضرت ابراهیم(ع) از خداوند برای فرزندان نبوده؛ زیرا آن بزرگوار اشرف از آن است که برای این دو گروه در خواست امامت کند؛ از این رو، واژه ﴿قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي﴾ احتمال نخست و چهارم را در بر میگیرد. از سویی، خدا از این دو احتمال، ظالمان را استثناء نموده است، پس احتمال چهارم نیز، در در خواست حضرت جایگاهی ندارد. بدینسان، فقط احتمال نخست در آیه باقی میماند و با آن، عصمت امام ثابت میشود.
- اگر این آیه را در کنار آیات دیگری قرار دهیم، استدلال روشنتر میشود، آنجا که میفرماید: ﴿سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَاقَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ﴾[۴۶].
- بر پایه آیات بالا، ذرّیه حضرت ابراهیم دو گونهاند: محسن و ظالم؛ خدای متعال در آیه ﴿لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ﴾[۴۷]، امامت را از ظالمان نفی کرد، پس فقط امامت به محسنان میرسد[۴۸].
آیه صادقین
- ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ﴾[۴۹].
- استدلال به آیه صادقین، بر چهار مقدمه استوار است:
- خداوند در آیه صادقین، مؤمنان را به همراهی با صادقین دستور داده است.
- "صادقین" در آیه شریفه، مقید به هیچگونه قید و شرطی نشده است.
- کسانی که در صداقت مطلق باشند، معصوماند.
- در روایات شیعه و اهل سنت، امامان شیعه (اهل بیت پیامبر(ع)) "صادقین" معرّفی شدهاند [۵۰].
- نتیجه: اهل بیت(ع) معصوماند.
- برخی از مقدمات بالا به توضیح نیاز دارد:
- توضیح مقدمه دوم: صدق، به گفتار اختصاص ندارد، بلکه در اعتقاد، نیت، خُلق، عمل و رفتار نیز بهکار میرود؛ ازاینرو، ترجمه "صادق" به راستگو، ترجمه به فرد غالب است، و گرنه هر یک از راستگو، راستکردار، درست اعتقاد و... میتواند مصداق معنای این واژه باشد. از سویی، صدق مراتب مختلف دارد و کسی که حداقل (قدر متیقّن) با حداکثر مراتب صدق را داشته باشد، از وی به صادق تعبیر میشود.
- توضیح مقدمه سوم: اگر صادقان معصوم نباشند، مستلزم آن است که خدای متعال مؤمنان را به خطا یا منکر دستور داده باشد و چون صادقان معصوماند، خداوند دستور همراهی با آنان را داده است.
- توضیح مقدمه چهارم: در احادیث شیعه، پیامبر و اهل بیت(ع) مصداق صادقین معرفی شدهاند: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ﴾ قَالَ إِيَّانَا عَنَى»[۵۱].
- از امام باقر(ع) درباره قول خدای عزّوجلّ "تقوای الهی داشته باشید و با صادقان باشید" پرسیدم.حضرت فرمودند: مقصود ما هستیم.
- حاکم حسکانی در روایتی که از ابنعباس نقل میکند، شأن نزول آیه، فقط حضرت علی(ع) است[۵۲].
- حافظ سلیمان قندوزی حنفی از سلمان فارسی نقل میکند، هنگامی که آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ﴾ نازل شد، سلمان عرض کرد: ، ای رسول خدا(ص) مفهوم آیه، عام است یا خاص؟[۵۳] پیامبر(ص) فرمودند: کسانی که مأمور به این دستوراند، عموم مؤمناناند، ولی صادقین برادرم علی(ع) و اوصیای پس از او تا روز قیامتاند[۵۴][۵۵].
آیه تطهیر
- یکی دیگر از ادلّه قرآنی اثبات عصمت امام، آیه ۳۳ سوره احزاب است. این آیه، در کتابهای کلامی بر تفسیری، آیه تطهیر نام دارد: ﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾[۵۶].
- استدلال به این آیه، بر سه مقدمه استوار است:
- اراده تکوینی الهی به اذهاب رجس و تطهیر اهل بیت تعلّق گرفته است.
- هر کس که اراده تکوینی الهی به اذهاب رجس و تطهیر او تعلّق گرفته باشد معصوم است.
- بر پایه بسیاری از روایات، ائمه شیعه مصداق اهل بیتاند.
- نتیجه: امامان شیعه(ع)، معصوماند.
- توضیح مقدمه نخست: به دو دلیل، اراده در آیه تطهیر، تکوینی است نه تشریعی [۵۷].
- بر پایه واژه ﴿إِنَّمَا﴾ اراده اذهاب رجس و تطهیر، ویژه اهل بیت است نه عموم مردم؛ پس تکوینی است. چرا که اگر اراده، تشریعی باشد، به گروه خاصی اختصاص ندارد و طهارت از گناه در اراده تشریعی، از همه انسانها خواسته شده نه خصوص اهل بیت. بدینسان، خداوند متعال به اراده تکوینی خود که تخلفناپذیر است، طهارت اهل بیت را اراده نموده است.
- واژه ﴿لِيُذْهِبَ﴾ بیانکننده آن است که متعلق اراده، فعل خداست، ولی اگر اراده تشریعی باشد، متعلق آن، فعل عبد است.
- توضیح مقدمه دوم: الف و لام در ﴿الرِّجْسَ﴾ جنس است و همه پلیدیها و زشتیهای ظاهری و باطنی را در بر میگیرد؛ از اینرو، معنای آیه این است که خدا میخواهد، همه پلیدیها و هیئتهای خبیثه و رذیله را از نفس شما ببرد؛ هیئتهایی که اعتقاد حق و عمل حق را از انسان میگیرد و چنین ازالهای با عصمت الهی منطبق میشود[۵۸].
- توضیح مقدمه سوم: مفسِّر و مبیِّن رسمی وحی الهی، پیامبر(ص) است: ﴿أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ﴾[۵۹]، پس تبیین آیه تطهیر و تعیین مصادیق آن، بر عهده ایشان است و این مأموریت ویژه الهی را از راههای گوناگون به انجام رساندهاند.
- پیامبر اکرم(ص) در موارد متعددی: مصادیق آیه تطهیر را معرّفی نمودهاند: ابوسعید خدری از رسول خدا(ص) نقل کرده است: « نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ فِي خَمْسَةٍ: فِيَّ وَ فِي عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ، وَ حَسَنٍ وَ حُسَيْنٍ: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾ »[۶۰]. در این حدیث و مانند آن، مصادیق اهل بیت روشن بیان شده است.
- آلوسی مینویسد: و أخبار إدخاله علیا و فاطمة و ابنیهما رضی الله تعالی عنهم تحت الکساء و قوله علیه الصلاة والسلام اللّهم هؤلاء أهل بیتی و دعائه لهم و عدم إدخال أم سلمة أکثر من أن تحصی و هی مخصصة لعموم أهل البیت بأی معنی کان البیت فالمراد بهم من شملهم الکساء و لا یدخل فیهم أزواجه[۶۱].
- سیوطی نیز آورده است: عن أبی الحمراء رضی الله عنه قال حفظت من رسول الله ثمانیة أشهر بالمدینة لیس من مرة یخرج إلی صلاة الغداة الا أتی إلی باب علی رضی الله عنه فوضع یده علی جنبتی الباب ثم قال الصلاة الصلاة ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾[۶۲].
- در صحیح مسلم و سنن ترمذی نیز آمده: سعد بن ابی وقاص از پدرش نقل کرده است: هنگامی که آیه﴿تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ﴾[۶۳] نازل شد، پیامبر، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) را فراخواند و آنگاه گفت: خدایا! اینها اهل مناند [۶۴].
- اهل سنت نیز در گفتارهایی بر عصمت اهل بیت(ع) تصریح نمودهاند:
- سیوطی مینویسد: عَنِ النَّبِيِّ (ص) فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾ قَالَ: فَأَنَا وَ أَهْلُ بَيْتِي مُطَهَّرُونَ مِنَ الذُّنُوب[۶۵][۶۶].
- شبهه[۶۷]: برخی از اهل سنت میگویند: چون آیات قبلی و بعدی درباره همسران پیامبر(ص) است، این آیه نیز درباره آنهاست.
- ابنکثیر مینویسد: لا شک فیه من تدبر القرآن أن نساء النبی داخلات فی قوله تعالی: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾ فإن سیاق الکلام معهن[۶۸].
- قرطبی مینویسد: فاقتضت الآیة أن الزوجات من أهل البیت، لأن الآیة فیهن، و المخاطبة لهن یدل علیه سیاق الکلام[۶۹].
- نقد: از این اشکال چند پاسخ داده شده است:
- ادّعای وحدت سیاق، بیدلیل است، زیرا استدلال به وحدت سیاق یا ظهور سیاقی، هنگامی مؤثر است که قرینهای برخلاف نباشد و متکلّم نیز درصدد بیان یک مطلب باشد؛ یا دستکم علم به خلاف آن نباشد ولی اگر بدانیم متکلّم در دو صحنه متفاوت و با دو مخاطب مختلف سخن گفته و در صدد بیان چند مطلب بوده است – چنانکه شأننزول گویای آن است - چگونه میتوانیم به وحدت سیاق تمسّک کنیم؟
- خطابهای قرآن کریم به همسران پیامبر اکرم(ص) با عتاب همراه است، زیرا تهدید به طلاق: ﴿أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ...﴾[۷۰] و عذاب دو چندان: ﴿يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ﴾[۷۱] و تحدید به ماندن در خانه: ﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ﴾[۷۲] شدهاند و...، در حالی که خطاب به اهل بیت، با اکرام و احترام همراه است. این تفاوت، نافی وحدت سیاق است؛ به بیان دیگر، سیاق آیه در کنار نصوص فراوان و معتبر، مخالف ادّعای وحدت سیاق است[۷۳].
- وحدت سیاق اقتضا میکند ضمیرهای بهکار رفته در آیات هفتگانه با یکدیگر هماهنگ باشند، در حالی که چنین نیست[۷۴]. خدای متعال از آیه بیست و هشت تا آیه سی و چهار سوره احزاب، همسران پیامبر(ص) را خطاب و احکام و موضوعات مختلفی را به آنها گوشزد میکند در این هفت آیه تقریباً بیستودو بار ضمیر جمع مؤنث سالم بهکار رفته است مانند: ﴿إِنْ كُنْتُنَّ﴾، ﴿تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا﴾، ﴿فَتَعَالَيْنَ﴾، ﴿ أُمَتِّعْكُنَّ﴾، ﴿أُسَرِّحْكُنَّ﴾، ﴿وَإِنْ كُنْتُنَّ﴾، ﴿لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ﴾، ﴿مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ﴾، ﴿مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ﴾، ﴿لَسْتُنَّ﴾، ﴿اتَّقَيْتُنَّ﴾، ﴿فَلَا تَخْضَعْنَ﴾، ﴿وَقَرْنَ﴾، ﴿وَلَا تَبَرَّجْنَ﴾، ﴿وَأَقِمْنَ﴾، ﴿وَأَطِعْنَ﴾ تا ﴿وَاذْكُرْنَ﴾. در آیه سی وسوم ضمیر جمع مؤنث سالم به جمع مذکر سالم تغییر کرده، گویا مربوط به مخاطبی دیگر است. آیه سیو سوم با عبارت ﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ﴾ شروع میشود و از همسران پیامبر(ص) میخواهد در خانههای خود بمانید و تبرّج جاهلی نداشته باشید؛ نماز به پا دارید، زکات بپردازید و خدا و رسولش را اطاعت کنید؛ از این بیان روشن میشود، گویا فتنهای در پیش است[۷۵]؛ خدا هشدار میدهد، مبادا مانند زنان دوران جاهلی به میدان آیند و افرادی بخواهند در پناه شما استفادههای سیاسی ببرند[۷۶]. سپس با ضمیر جمع مذکر سالم، گروهی را خطاب کرده، میفرماید: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾[۷۷].
- التفات از مخاطبی به مخاطب دیگر که یکی از فنون بلاغت است و بهکار گرفتن جمله معترضه که از اهمیّت و فوریت مطلب حکایت میکند، دو مانع جدّی برای حکم قطعی به وحدت مخاطب در مجموع این هفت آیه است، از این رو تغییر در خطاب، گویای تغییر مخاطب است. بر این پایه، مفسّران مکتب اهل بیت معتقدند، مخاطب آیه تطهیر که ضمایر جمع مذکر "کم" در آن بهکار رفته است، غیر از مخاطب آیات قبلی و بعدی است که در آنها ضمایر جمع مؤنث (کن، تن، ن) آمده است. پس نمیتوان با اثبات وحدت نزول این مجموعه آیات نیز، وحدت مخاطب را ثابت نمود (هر چند اثبات وحدت نزول دشوار است) زیرا بر این باورند، نزول مجموعی آیات به تنهایی نمیتواند دلیل یا شاهد وحدت مخاطب یا ارتباط معنوی آیات با یکدیگر باشد، حتّی درباره صدر و ذیل یک آیه نیز نمیتوان آن را اثبات کرد، چنانکه صدر آیه: ﴿يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخَاطِئِينَ﴾[۷۸] خطاب به حضرت یوسف(ع) و ذیل آن خطاب به همسر عزیز مصر است.
- تمام روایاتی که مربوط به شأن نزول آیه میباشند چه روایاتی که شأن نزول آن را اهل بیت(ع) میدانند و چه روایاتی که شأن نزول آن را همسران پیامبر ذکر کردهاند همگی بر استقلال این آیه دلالت دارند: «عَنْ أَبِي سَعِيدٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ فِي خَمْسَةٍ: فِيَّ وَ فِي عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ، وَ حَسَنٍ وَ حُسَيْنٍ ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾ »[۷۹].
- وحدت سیاق، مستلزم وحدت موضوع و حکم نیست؛ زیرا ممکن است شیوه بیان ایجاب کند که گوینده، بعضی از جنبههای دیگر مسأله مورد نظر را هم، اگر چه از نظر طبیعت و ماهیت با آن اختلاف داشته باشد بیان کند[۸۰].
- پرسش امسلمه از پیامبر(ص) که آیا او هم از اهل بیت است و یا این که از پیامبر(ص) خواست تا او را هم از اهل بیت قرار دهد، مؤید عدم صدق این عبارت بر زنان پیامبر است وگرنه شک و پرسش و یا درخواست امسلمه از پیامبر(ص) موجه نبود[۸۱].
- هیچ یک از زنان پیامبر(ص) ادعا نکردهاند شامل آیه تطهیر میشوند، بلکه خلاف آن نقل شده است: امسلمه که میگوید پس از نزول آیه تطهیر، من جلو رفته و از حضرت پرسیدم آیا من هم عضو اهل بیت هستم؟ حضرت پاسخ داد تو آدم خوبی هستی و از همسران پیامبر هستی[۸۲]. در روایتی که سیوطی و طبرانی و احمد بن حنبل نقل کردهاند آمده که امسلمه میگوید من جلو رفته و طرف کساء را گرفته تا داخل شوم حضرت رسول(ص) کساء را از دست من گرفت و کشید و به من اجازه ورود به درون عباء را نداد[۸۳].
- برخی از بزرگان از مفسران اهل سنت، همسران پیامبر(ص) را داخل در اهل بیت او نمیدانند.آلوسی مینویسد: در روایاتی که دلالت دارد بر داخل بودن علی، فاطمه، و فرزندان ایندو در زیر عبا و همچنین روایتی که پیامبر(ص) فرمود: "اینها اهل بیت من هستند و در حق آنها دعا کرده است و روایاتی که أم سلمه را جزء اهل بیت ندانسته است، بیش از حد شمارش است و کلمه بیت به هر معنایی باشد، این آیه مخصوص اهل بیت(ع) است و مراد از این آیه، کسانی هستند که در زیر عباء بودند و زنان پیامبر(ص)، شامل آیه تطهیر نمیشوند[۸۴]. و در جایی دیگر مینویسد: زنان پیامبر(ص) به هیچوجه داخل اهل بیت که یکی از ثقلین هستند، نمیشوند[۸۵][۸۶].
مصادیق عصمت
دلایل عصمت
منابع
جستارهای وابسته
- عصمت مطلق
- عصمت نسبی
- عصمت از خطا
- عصمت از گناه
- عصمت در احکام
- عصمت در اعتقاد
- عصمت در افعال
- عصمت در تبلیغ
- عصمت علمی
- عصمت عملی
- عصمت امرای امام
- عصمت انبیا
- عصمت اهل اجماع
- عصمت اهل بیت
- عصمت اولوالامر
- عصمت غیر انبیا
- عصمت ملائکه
- عصمت نواب امام
- آیات عصمت
- اسباب عصمت
- اعتراف معصومین به گناه
- انسان معصوم
- زمان عصمت
- علم به مثالب معاصی
- علم به مناقب طاعات
- مقام عصمت
- وجوب عصمت
منبعشناسی جامع عصمت
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۱۵۲-۱۵۳.
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ «و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد» سوره مائده، آیه ۶۷.
- ↑ «بگو: کیست که شما را از خداوند اگر برای شما گزند یا بخشایشی خواسته باشد نگه دارد؟ و آنان (هیچ گاه) برای خود در برابر خداوند یار و یاوری نمییابند» سوره احزاب، آیه ۱۷.
- ↑ ر.ک: التحقیق، ج۸، ص۱۵۴، "عصم".
- ↑ والعصمة: إسم مصدر بمعنی تحقّق المحفوظیة و الدفاع عنه. (التحقیق، ج۸، ص۱۵۴، "عصم").
- ↑ مقاییس اللغة، ج۴، ص۳۳۲: والعصمة: کل شیء اعتصمت به.
- ↑ هو لطف یفعله الله بالمکلف بحیث یمتنع منه وقوع المعصیة، لانتفاء داعیه و وجود صارفه مع قدرته علیها و وقوع المعصیة ممکن؛ نظرا إلی قدرته و ممتنع نظرا إلی عدم الداعی و وجود الصارف؛ اللوامع الإلهیة فی المباحث الکلامیة، ص۲۴۳.
- ↑ وجود أمر فی الإنسان المعصوم یصونه عن الوقوع فیما لا یجوز من الخطا أو المعصیة؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۳۴.
- ↑ «بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم» سوره یوسف، آیه ۲۴.
- ↑ «جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید» سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ مقامی، مهدی،درسنامه امامشناسی، ص:۳۹-۴۱.
- ↑ ر.ک. احمدی، رحمتالله، پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی، ص ۲۰۴-۲۰۷.
- ↑ ر.ک.الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص ۲۰۳.
- ↑ برای آشنایی بیشتر، ر.ک: إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج۲، ص۲۹۲؛ الألفین، ج۱، ص۱۱۷؛ بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ج۲، ص۳۹: البراهین القاطعة فی شرح تجرید العقائد الساطعة، ج۳، ص۲۲۵؛ الحاشیة علی الهیات الشرح الجدید للتجرید، ص۲۰۳؛ حتی الیقین، ص۱۸؛ دلائل الصدق، ج۴، ص۲۰۵؛ عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، ج۱، ص۲۱۶؛ عقائد الإمامیة، ص۶۷؛ محاضرات فی الإلهیات، ص۳۵۴؛ نفحات الأزهار، ج۶، ص۱۱۲؛ النکت الاعتقادیة، ص۳۷؛ نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۶۴.
- ↑ «الْأَنْبِيَاءُ وَ أَوْصِيَاؤُهُمْ لَا ذُنُوبَ لَهُمْ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ...»؛ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۲۲۷.
- ↑ «الْإِمَامُ مِنَّا لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً...»بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۹۴.
- ↑ «إِنَّمَا الطَّاعَةُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِوُلَاةِ الْأَمْرِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِطَاعَةِ الرَّسُولِ لِأَنَّهُ مَعْصُومٌ مُطَهَّرٌ لَا يَأْمُرُ بِمَعْصِيَتِهِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ»؛ خصال، ج۱، ص۱۳۰.
- ↑ «لَا يَفْرِضُ اللَّهُ تَعَالَى طَاعَةَ مَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ يُضِلُّهُمْ وَ يُغْوِيهِمْ وَ لَا يَخْتَارُ لِرِسَالَتِهِ وَ لَا يَصْطَفِي مِنْ عِبَادِهِ مَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ يَكْفُرُ بِهِ وَ بِعِبَادَتِهِ وَ يَعْبُدُ الشَّيْطَانَ دُونَهُ»؛عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۱۲۵.
- ↑ مقامی، مهدی،درسنامه امامشناسی، ص:۳۸-۳۹.
- ↑ و در خانههایتان آرام گیرید و چون خویشآرایی دوره جاهلیت نخستین خویشآرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند؛ سوره احزاب، آیه:۳۳.
- ↑ و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید؛ سوره نجم، آیه:۳.
- ↑ اعیان الشیعه ج ۱ ص ۳۷۰ دربارۀ عصمت از جمله ر. ک: «العصمة، حقیقتها، ادلّتها» مرکز الرساله
- ↑ اوائل المقالات، مفید، ص ۴۷
- ↑ بحار الأنوار، ج ۲۵ص ۱۸۲
- ↑ بحار الأنوار، ج ۳۶ص ۲۹۱
- ↑ ر. ک: «بحار الأنوار» ج ۲۵ ص ۱۹۱، «اصول کافی» ج ۱، «التنبیه بالمعلوم» شیخ حر عاملی، «احقاق الحق» قاضی نور اللّه، ج ۲ ص ۲۸۶
- ↑ بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴
- ↑ بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۱۹۴
- ↑ بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۲۰۰ حدیث ۱۱
- ↑ اعتقادات صدوق، ص ۱۰۸ به نقل از بحار الأنوار، ج ۲۵ ص ۲۱۱
- ↑ وحی و نبوّت، ص ۱۳
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۳۹۲.
- ↑ هدایت و ارشاد دو گونه است: گاهی نشاندادن راه و گاهی بهمعنای ایصال به مطلوب است. هدایت امام از نوع دوم است.
- ↑ «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.
- ↑ «پسرکم! نماز را بپا دار و به کار شایسته فرمان ده و از کار ناشایست باز دار» سوره لقمان، آیه ۱۷.
- ↑ «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند» سوره توبه، آیه ۷۱.
- ↑ «من تو را پیشوای مردم میگمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
- ↑ مقامی، مهدی،درسنامه امامشناسی، ص:۴۲-۴۴.
- ↑ «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
- ↑ «و آنان که از حدود خداوند تجاوز کنند ستمگرند» سوره بقره، آیه ۲۲۹.
- ↑ احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۲، ص۳۹۶: إنّ سؤال الإمامة إما أن کان لبعض ذریته المسلمین العادلین مدّة عمرهم أو لذریته الظالمین فی تمام عمرهم أو لذریته المسلمین العادلین فی بعض أیّام عمرهم الظالمین فی البعض الآخر، لکن یکون مقصوده(ع) إیصال ذلک إلیهم حال الإسلام و عدالتهم أو للأعم من ذلک، فعلی الاول یلزم عدم مطابقة الجواب للسؤال، و علی الثانی یلزم طلب الخلیل ذلک المنصب الجلیل للظالم حال ظلمه و هذا لا یصدر عن عاقل بل جاهل من أمته فضلا عنه و علی الثالث و الرابع یلزم المطلوب و هو أنّ الإمامة ممّا لا ینالها من کان کافرا ظالما فی الجملة و فی بعض أیام عمره؛ الصوارم المهرقة فی رد الصواعق المحرقة، ص۵۴؛ المیزان، ج۱، ص۲۷۷.
- ↑ «درود بر ابراهیم و این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم بیگمان او از بندگان مؤمن ما بود و بدو اسحاق را نوید دادیم که پیامبری از شایستگان بود و به او و به اسحاق، خجستگی بخشیدیم و برخی از فرزندان آن دو نیکوکارند و برخی آشکارا به خویش ستم میورزند» سوره صافات، آیه ۱۰۹-۱۱۳.
- ↑ «پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
- ↑ مقامی، مهدی،درسنامه امامشناسی، ص:۴۴-۴۷.
- ↑ «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.
- ↑ برای خلفا و صحابه، نه تنها ادّعای عصمت نشده است، بلکه ادّعای عدم عصمت شده است.
- ↑ کافی، ج۱، ص۲۰۸.
- ↑ «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِي قَوْلِهِ: ﴿اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ﴾ قَالَ: نَزَلَتْ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ خَاصَّةً»؛ ر.ک: شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۱، ص۳۴۲.
- ↑ «يَا رَسُولَ اللَّهِ هَذا عَامَّةٌ أَمْ خَاصَّةٌ؟»
- ↑ «أَمَّا الْمَأْمُورُونَ فَعَامَّةُ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَمَّا الصَّادِقُونَ فَخَاصَّةٌ أَخِي عَلِيٍّ وَ أَوْصِيَائه مِنْ بَعْدَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»؛ ر.ک: ینابیع الموده، ص۱۱۵.
- ↑ مقامی، مهدی،درسنامه امامشناسی، ص:۴۷-۴۹.
- ↑ «و در خانههایتان آرام گیرید و چون خویشآرایی دوره جاهلیت نخستین خویشآرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ اراده دو گونه است: تکوینی و تشریعی. اراده تکوینی، ارادهای است که متعلق آن، وجود موجودات بوده و تخلفپذیر نیست: ﴿إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾ (سوره یس، آیه ۸۲). اراده تشریعی، ارادهای است که از انسان بالغ عاقل قادر میخواهد، فلان عمل را انجام دهد. در این نوع، اراده انسان نیز نقش دارد و خداوند از انسان میخواهد با اختیار خود، عملی را انجام داده یا ترک نماید. در این گونه، ممکن است، مراد از اراده تخلف نماید. متعلق این اراده مجموعه قوانین و بایدها و نبایدهای فقهی و اخلاقی است. ر.ک: ینابیع الموده، ص۱۱۵.
- ↑ ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۳۱۲.
- ↑ «و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی» سوره نحل، آیه ۴۴.
- ↑ الدر المنثور، ج۶، ص۶۰۴؛ جامع البیان، ج۲۲، ص۱۱، ح۲۸۴۹۰.
- ↑ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج۱۱، ص۱۹۵.
- ↑ الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۵، ص۱۹۹.
- ↑ «بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودیهای خویش و خودیهای شما را فرا خوانیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.
- ↑ «لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ ﴿تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ﴾ دَعَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ حَسَناً وَ حُسَيْناً(ع) فَقَالَ: اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِي»؛ صحیح مسلم، ج۷، ص۱۳۰، ح۶۴۱۴: همچنین در روایت دیگری آمده است: «قَالَتْ عَائِشَةُ خَرَجَ النَّبِيُّ(ص) غَدَاةً وَعَلَيْهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ، مِنْ شَعْرٍ أَسْوَدَ، فَجَاءَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ جَاءَ الْحُسَيْنُ فَدَخَلَ مَعَهُ، ثُمَّ جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَأَدْخَلَهَا، ثُمَّ جَاءَ عَلِيٌّ فَأَدْخَلَهُ، ثُمَّ قَالَ: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾».
- ↑ الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۵، ص۱۹۹.
- ↑ مقامی، مهدی،درسنامه امامشناسی، ص:۴۹-۵۲.
- ↑ در ارتباط با آیه تطهیر شبهات فراوانی مطرح شده است که در کتابهای کلامیو تفسیری بدان پرداخته شده است. ر.ک: ادب فنای مقربان، ج۵.
- ↑ تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ج۶، ص۳۶۵.
- ↑ الجامع لأحکام القرآن، ج۱۴، ص۱۸۳.
- ↑ «شما را برخوردار سازم و با شیوهای نیکو رهایتان کنم» سوره احزاب، آیه ۲۸.
- ↑ «عذاب او دو چندان میگردد» سوره احزاب، آیه ۳۰.
- ↑ «و در خانههایتان آرام گیرید» سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ ر.ک: الشافی فی الأمامه، ج۳، ص۱۳۴؛ التبیان، ج۸، ص۳۴۰؛ مجمع البیان، ج۸۷، ص۳۵۷.
- ↑ ادب فنای مقربان ج۵، صص ۱۱۵ - ۱۱۶.
- ↑ به نظر میآید، آیه به جنگ جمل اشاره دارد. عایشه هنگام احتضار، سخت ناراحت و پریشان بود. به او گفتند: "تو فرزند ابوبکر صدّیق و مادر همه مؤمنانی، چرا ناراحتی؟، گفت: "جنگ جمل همانند استخوانی در گلویم گیر کرده است. ای کاش در آن روز مرده یا در شمار فراموششدگان بودم، (و کسی به سراغ من نمیآمد)!". نقش عایشه در تاریخ اسلام، ج۳، ص۲۱۰.
- ↑ واژه "تبرّج" به معنای ظاهر شدن در برابر مردم است، همانگونه که برج قلعه برای همه هویداست.
- ↑ «جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ «ای یوسف! از این (رویداد) روی بگردان (و در گذر) و (ای زن!) تو نیز برای گناهت آمرزش بخواه که تو بیگمان از خطاکاران بودهای» سوره یوسف، آیه ۲۹.
- ↑ تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر)، ج۶، ص۳۶۸؛ شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۲، ص۴۰؛ الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۸، ص۴۱.
- ↑ اهل بیت در آیه تطهیر، ص۴۵.
- ↑ اهل بیت در آیه تطهیر، ص۴۵.
- ↑ جامع البیان، ج۲۲، ص۱۱؛ الدر المنثور، ج۵، ص۱۹۸؛ تفسیر الآلوسی، ج۲۳، ص۱۴؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۸۷؛ «عن أمسلمة رضی الله عنها قالت: إن هذه الآیة نزلت فی بیتی: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾؛ قالت وأنا جالسة علی باب البیت فقلت یا رسول الله ألست من أهل البیت؟ فقال: إنک إلی خیر أنت من أزواج النبی، قالت و فی البیت رسول الله وعلی و فاطمة و الحسن و الحسین رضی الله عنهم».
- ↑ الدر المنثور، ج۵، ص۱۹۸؛ مسند أحمد، ج۶، ص۳۲۳؛ روحالمعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج۱۱، ص۱۹۵: «عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللهِ(ص) قَالَ لِفَاطِمَةَ: ائْتِينِي بِزَوْجِكِ وَابْنَيْكِ. فَجَاءَتْ بِهِمْ، فَأَلْقَى عَلَيْهِمْ كِسَاءً فَدَكِيًّا، قَالَ: ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَيْهِمْ، ثُمَّ قَالَ: " اللهُمَّ إِنَّ هَؤُلَاءِ آلُ مُحَمَّدٍ، فَاجْعَلْ صَلَوَاتِكَ وَبَرَكَاتِكَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: فَرَفَعْتُ الْكِسَاءَ لِأَدْخُلَ مَعَهُمْ، فَجَذَبَهُ مِنْ يَدِي، وَقَالَ: "إِنَّكِ عَلَى خَيْرٍ"».
- ↑ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج۱۱، ص۱۹۵. و أخبار إدخاله علیا و فاطمة و ابنیهما رضی الله تعالی عنهم تحت الکساء، و قوله علیه الصلاة و السلام اللهم هؤلاء أهل بیتی ودعائه لهم و عدم إدخال أم سلمة أکثر من أن تحصی: و هی مخصصة لعموم اهل البیت بأی معنی کان البیت فالمراد بهم من شملهم الکساء و لا یدخل فیهم أزواجه.
- ↑ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج۲۲، ص۱۶. أن النساء المطهرات غیر داخلات فی أهل البیت الذین هم أحد الثقلین.
- ↑ مقامی، مهدی،درسنامه امامشناسی، ص:۵۳-۵۸.