بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
# از حوزه [[اقتدار]] امام خارج باشند، به طوری که در سرزمینی به سر برند که تحت کنترل دولت اسلامی نباشند؛ | # از حوزه [[اقتدار]] امام خارج باشند، به طوری که در سرزمینی به سر برند که تحت کنترل دولت اسلامی نباشند؛ | ||
# دست به مخالفت و نافرمانی بزنند و بر علیه امام قیام کنند؛ | # دست به مخالفت و نافرمانی بزنند و بر علیه امام قیام کنند؛ | ||
# علت مخالفت و نافرمانیشان اغراض مادی و [[دنیوی]] نباشد و دلیل اشتباهی که در [[اجتهاد]] و برداشت از مسائل اسلامی مرتکب شده و دیدگاه متفاوتی پیدا کردهاند، دست به مخالفت با امام زده و علیه دولت اسلامی قیام کرده باشند. به عبارت دیگر باغی کسی است که به دنبال [[تشخیص حق]] بوده و در این راه به نتیجهای رسیده باشد که وی را بر قیام علیه امام وادارد<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۱۰.</ref>. | # علت مخالفت و نافرمانیشان اغراض مادی و [[دنیوی]] نباشد و دلیل اشتباهی که در [[اجتهاد]] و برداشت از مسائل اسلامی مرتکب شده و دیدگاه متفاوتی پیدا کردهاند، دست به مخالفت با امام زده و علیه دولت اسلامی قیام کرده باشند. به عبارت دیگر باغی کسی است که به دنبال [[تشخیص حق]] بوده و در این راه به نتیجهای رسیده باشد که وی را بر قیام علیه امام وادارد<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۴۱۰.</ref>. | ||
در [[فقه سیاسی اسلام]]، [[باغی]] و [[اهل بغی]] چنین تعریف شده است: "کسی که [[بیعت]] خویش را با [[پیشوای معصوم]] {{ع}} شکسته و از [[اطاعت]] وی بیرون رفته باشد<ref>نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۲؛ طباطبایی، سید علی، ریاضالمسائل، ج۷، ص۴۵۶.</ref>، هر کسی که بر [[امام]] و پیشوای [[عادل]] خروج کند و مسلحانه بشورد، [[باغی]] است. [[جهاد]] علیه این [[فرقه]] با دعوت و درخواست [[امام]] یا کسی که امام او را تعیین و [[منصوب]] کرده باشد، بر [[مسلمانان]] واجب کفایی است: {{متن قرآن|فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ}}<ref>"و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ كنند، ميان آنان را آشتى دهيد پس اگر يكى از آن دو بر ديگرى ستم كرد با آن كس كه ستم مىكند جنگ كنيد تا به فرمان خداوند باز گردد"؛ سوره حجرات آیه ۹</ref>؛ مگر آنکه [[توبه]] نمایند. از نمونههای تاریخی [[جنگ]] با [[اهل بغی]]، [[جنگ جمل]]، [[نهروان]] و [[صفین]] است. [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} به آن حضرت خبر داده بود گروهی [[باغی]] با تو خواهند جنگید {{متن حدیث|ستقاتلک الفئة الباغیة}} و در مورد [[عمّار یاسر]] نیز فرموده بود او را [[فئۀ باغیه]] و گروه [[ستمکار]] خواهند کشت: {{متن حدیث|ستقتلك الفئة الباغية}} و وی در [[صفّین]] به دست سربازان [[معاویه]] به [[شهادت]] رسید. در [[نهج البلاغه]]، [[حضرت امیر]] مبارزۀ خود با دشمنانش را با عنوان [[پیکار]] با [[اهل بغی]] دانسته و آنان را [[ستمکار]] و [[طغیانگر]] شمرده و فرموده است: {{متن حدیث|ألا و قد امرنی اللّه بقتال أهل البغی و النّکث و الفساد فی الأرض...}}<ref>خطبۀ ۱۹۲، نیز خطبۀ ۱۴۸ در مورد جنگ جمل</ref> و از [[ناکثین]] و [[قاسطین]] و [[مارقین]] یاد میکند<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۴۸؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۲۱؛ [[اصغرآقا مهدوی|مهدوی، اصغرآقا]] و [[سید محمد صادق کاظمی|کاظمی، سید محمد صادق]]، [[کلیات فقه سیاسی (کتاب)|کلیات فقه سیاسی]]، ص ۱۱۷؛ [[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص۲۰۴.</ref>. | در [[فقه سیاسی اسلام]]، [[باغی]] و [[اهل بغی]] چنین تعریف شده است: "کسی که [[بیعت]] خویش را با [[پیشوای معصوم]] {{ع}} شکسته و از [[اطاعت]] وی بیرون رفته باشد<ref>نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۲؛ طباطبایی، سید علی، ریاضالمسائل، ج۷، ص۴۵۶.</ref>، هر کسی که بر [[امام]] و پیشوای [[عادل]] خروج کند و مسلحانه بشورد، [[باغی]] است. [[جهاد]] علیه این [[فرقه]] با دعوت و درخواست [[امام]] یا کسی که امام او را تعیین و [[منصوب]] کرده باشد، بر [[مسلمانان]] واجب کفایی است: {{متن قرآن|فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ}}<ref>"و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ كنند، ميان آنان را آشتى دهيد پس اگر يكى از آن دو بر ديگرى ستم كرد با آن كس كه ستم مىكند جنگ كنيد تا به فرمان خداوند باز گردد"؛ سوره حجرات آیه ۹</ref>؛ مگر آنکه [[توبه]] نمایند. از نمونههای تاریخی [[جنگ]] با [[اهل بغی]]، [[جنگ جمل]]، [[نهروان]] و [[صفین]] است. [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} به آن حضرت خبر داده بود گروهی [[باغی]] با تو خواهند جنگید {{متن حدیث|ستقاتلک الفئة الباغیة}} و در مورد [[عمّار یاسر]] نیز فرموده بود او را [[فئۀ باغیه]] و گروه [[ستمکار]] خواهند کشت: {{متن حدیث|ستقتلك الفئة الباغية}} و وی در [[صفّین]] به دست سربازان [[معاویه]] به [[شهادت]] رسید. در [[نهج البلاغه]]، [[حضرت امیر]] مبارزۀ خود با دشمنانش را با عنوان [[پیکار]] با [[اهل بغی]] دانسته و آنان را [[ستمکار]] و [[طغیانگر]] شمرده و فرموده است: {{متن حدیث|ألا و قد امرنی اللّه بقتال أهل البغی و النّکث و الفساد فی الأرض...}}<ref>خطبۀ ۱۹۲، نیز خطبۀ ۱۴۸ در مورد جنگ جمل</ref> و از [[ناکثین]] و [[قاسطین]] و [[مارقین]] یاد میکند<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۴۸؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۲۱؛ [[اصغرآقا مهدوی|مهدوی، اصغرآقا]] و [[سید محمد صادق کاظمی|کاظمی، سید محمد صادق]]، [[کلیات فقه سیاسی (کتاب)|کلیات فقه سیاسی]]، ص ۱۱۷؛ [[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص۲۰۴.</ref>. | ||
| خط ۸۹: | خط ۸۹: | ||
این واژه [[سیاسی]] در [[اسلام]]، هم ریشه [[قرآنی]] دارد و هم ریشه در حدیث نبوی. [[قرآن]] به هنگام وقوع درگیری بین دو گروه (طائفه) از [[مؤمنین]]، بقیه [[امت اسلام]] را موظف به [[اصلاح]] و برقرار کردن [[صلح]] عادلانه بین دو گروه [[متخاصم]] کرده است و در صورت بروز [[تعدی]] از جانب یکی از آن دو گروه، طرف [[متجاوز]] را [[باغی]] نامیده است: {{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي}}<ref>«و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم میکند جنگ کنید» سوره حجرات، آیه ۹.</ref>. | این واژه [[سیاسی]] در [[اسلام]]، هم ریشه [[قرآنی]] دارد و هم ریشه در حدیث نبوی. [[قرآن]] به هنگام وقوع درگیری بین دو گروه (طائفه) از [[مؤمنین]]، بقیه [[امت اسلام]] را موظف به [[اصلاح]] و برقرار کردن [[صلح]] عادلانه بین دو گروه [[متخاصم]] کرده است و در صورت بروز [[تعدی]] از جانب یکی از آن دو گروه، طرف [[متجاوز]] را [[باغی]] نامیده است: {{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي}}<ref>«و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم میکند جنگ کنید» سوره حجرات، آیه ۹.</ref>. | ||
در حدیث نبوی آمده است که [[عمار]] را [[فئه باغیه]] به [[قتل]] خواهد رسانید: {{متن حدیث|يَا عَمَّارُ تَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ}}<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۲۷.</ref> و [[روایات]] متعددی در این زمینه تحت عنوان فئه باغیه از [[ائمه معصومین]]{{عم}} نقل شده است<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۲۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۱۰.</ref> | در حدیث نبوی آمده است که [[عمار]] را [[فئه باغیه]] به [[قتل]] خواهد رسانید: {{متن حدیث|يَا عَمَّارُ تَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ}}<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۲۷.</ref> و [[روایات]] متعددی در این زمینه تحت عنوان فئه باغیه از [[ائمه معصومین]]{{عم}} نقل شده است<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۲۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۴۱۰.</ref> | ||
== انواع باغی == | == انواع باغی == | ||
| خط ۱۱۳: | خط ۱۱۳: | ||
# جمعیتی که با [[تشکیلات]] [[سازمان]] یافته با [[اعمال]] فشار [[سیاسی]] و تبلیغاتی و راه اندازی [[توطئهها]] از خارج [[دارالاسلام]] و نفوذ در داخل بخواهند به صورت یک حرکت خزنده [[مردم]] را علیه [[امام]] بشورانند و حاکمیت [[دولت اسلامی]] را نقض و [[حکومت]] را ساقط کنند؛ | # جمعیتی که با [[تشکیلات]] [[سازمان]] یافته با [[اعمال]] فشار [[سیاسی]] و تبلیغاتی و راه اندازی [[توطئهها]] از خارج [[دارالاسلام]] و نفوذ در داخل بخواهند به صورت یک حرکت خزنده [[مردم]] را علیه [[امام]] بشورانند و حاکمیت [[دولت اسلامی]] را نقض و [[حکومت]] را ساقط کنند؛ | ||
# [[احزاب]] و سازمانهائی که بخواهند یکی از اهداف ذکر شده را از طریق اعمال قوه قهریه، از خارج و یا داخل [[کشور اسلامی]] دنبال و علیه امام مسلحانه [[قیام]] کنند؛ | # [[احزاب]] و سازمانهائی که بخواهند یکی از اهداف ذکر شده را از طریق اعمال قوه قهریه، از خارج و یا داخل [[کشور اسلامی]] دنبال و علیه امام مسلحانه [[قیام]] کنند؛ | ||
# ستون پنجمی که میان طرفین درگیری، پس از انجام [[صلح]] دو طرف، یکی از طرفین را وادار کند تا دست به [[تجاوز]] بزند<ref>فقه سیاسی اسلام، ج۳، ص۳۳۷.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۸؛ [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۱۰.</ref> | # ستون پنجمی که میان طرفین درگیری، پس از انجام [[صلح]] دو طرف، یکی از طرفین را وادار کند تا دست به [[تجاوز]] بزند<ref>فقه سیاسی اسلام، ج۳، ص۳۳۷.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۸؛ [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۴۱۰.</ref> | ||
== احکام باغی == | == احکام باغی == | ||
| خط ۱۲۴: | خط ۱۲۴: | ||
# تملّک داراییهای [[باغی]] جز مقداری که در [[جنگ]] به دست سپاهیان [[حق]] میافتد جایز نیست. [[غنیمت]] بودن آن مقدار نیز اختلافی است. بنابر قول به غنیمت بودن، [[اموال]] به غنیمت گرفته شده تنها میان [[مجاهدان]] تقسیم میگردد؛ یک سهم به پیاده، دو سهم به کسی که یک اسب با خود آورده و سه سهم به کسی که همراه دو اسب یا بیشتر در جنگ شرکت کرده است داده میشود<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۳۹ ـ ۳۴۲.</ref>. کسی ضامن اموال تلف شده باغی در جنگ نیست<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴۱.</ref>، امّا اگر اموال و [[نفوس]] افراد جبهه حق توسط باغی تلف شود، وی ضامن است<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴۷.</ref>. | # تملّک داراییهای [[باغی]] جز مقداری که در [[جنگ]] به دست سپاهیان [[حق]] میافتد جایز نیست. [[غنیمت]] بودن آن مقدار نیز اختلافی است. بنابر قول به غنیمت بودن، [[اموال]] به غنیمت گرفته شده تنها میان [[مجاهدان]] تقسیم میگردد؛ یک سهم به پیاده، دو سهم به کسی که یک اسب با خود آورده و سه سهم به کسی که همراه دو اسب یا بیشتر در جنگ شرکت کرده است داده میشود<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۳۹ ـ ۳۴۲.</ref>. کسی ضامن اموال تلف شده باغی در جنگ نیست<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴۱.</ref>، امّا اگر اموال و [[نفوس]] افراد جبهه حق توسط باغی تلف شود، وی ضامن است<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴۷.</ref>. | ||
# اگر باغی گناهی مرتکب شود که موجب ثبوت [[حد]] باشد مانند [[زنا]]، در صورت دستیابی به وی، حدّ [[شرعی]] بر او جاری میشود<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴۷.</ref>. | # اگر باغی گناهی مرتکب شود که موجب ثبوت [[حد]] باشد مانند [[زنا]]، در صورت دستیابی به وی، حدّ [[شرعی]] بر او جاری میشود<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴۷.</ref>. | ||
# باغی از کسانی شمرده شده است که خوردن و [[نوشیدن]] [[محرّمات]]، در حال [[اضطرار]] نیز بر آنان روا نیست<ref>[[اصغرآقا مهدوی|مهدوی، اصغرآقا]] و [[سید محمد صادق کاظمی|کاظمی، سید محمد صادق]]، [[کلیات فقه سیاسی (کتاب)|کلیات فقه سیاسی]]، ص ۱۱۷؛ [[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۰۴؛ [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۹۹.</ref>. | # باغی از کسانی شمرده شده است که خوردن و [[نوشیدن]] [[محرّمات]]، در حال [[اضطرار]] نیز بر آنان روا نیست<ref>[[اصغرآقا مهدوی|مهدوی، اصغرآقا]] و [[سید محمد صادق کاظمی|کاظمی، سید محمد صادق]]، [[کلیات فقه سیاسی (کتاب)|کلیات فقه سیاسی]]، ص ۱۱۷؛ [[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۰۴؛ [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۳۹۹.</ref>. | ||
== جهاد با اهل بغی == | == جهاد با اهل بغی == | ||
| خط ۱۳۸: | خط ۱۳۸: | ||
[[جنگ]] با [[بغاة]] مانند [[جهاد]] با [[مشرکین]] است و به مقتضای [[آیه]] ۹ [[سوره زخرف]] تا دست از شورش برنداشته و به [[حکم خدا]] [[راضی]] نشده و به [[اطاعت امام]] بازنگشتهاند، تحت تعقیب نظامی قرار میگیرند<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۵؛ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۶.</ref>. درخواست [[آتشبس]] و [[مهادنه]] از شورشیان پذیرفته نمیشود<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۶.</ref> و به خاطر جنایاتی که به هنگام شورش مرتکب شدهاند، پس از سرکوب و فرونشاندن [[فتنه]] طبق [[مقررات اسلامی]] مجازات میشوند<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.</ref>. | [[جنگ]] با [[بغاة]] مانند [[جهاد]] با [[مشرکین]] است و به مقتضای [[آیه]] ۹ [[سوره زخرف]] تا دست از شورش برنداشته و به [[حکم خدا]] [[راضی]] نشده و به [[اطاعت امام]] بازنگشتهاند، تحت تعقیب نظامی قرار میگیرند<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۵؛ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۶.</ref>. درخواست [[آتشبس]] و [[مهادنه]] از شورشیان پذیرفته نمیشود<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۶.</ref> و به خاطر جنایاتی که به هنگام شورش مرتکب شدهاند، پس از سرکوب و فرونشاندن [[فتنه]] طبق [[مقررات اسلامی]] مجازات میشوند<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.</ref>. | ||
برخی از [[فقها]] مانند ابنجنید به استناد [[سیره]] علی{{ع}} که با [[قاسطین]] و [[مارقین]] و [[ناکثین]] آغاز به جنگ نکرد تا آنها آغاز کردند، گفتهاند: ستوده نیست مسلمانان آغازگر جنگ علیه بغاة باشند؛ چنان که علی{{ع}} فرمود: جنگ را شما آغاز نکنید زیرا [[سپاس]] [[خدا]] را که شما دلیل و [[حجت]] دارید. اگر دست به جنگ نزنید تا آنها آغازگر باشند، دلیل و حجت دیگری خواهید داشت<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۰۹ و ۳۱۶-۳۱۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۱۰.</ref> | برخی از [[فقها]] مانند ابنجنید به استناد [[سیره]] علی{{ع}} که با [[قاسطین]] و [[مارقین]] و [[ناکثین]] آغاز به جنگ نکرد تا آنها آغاز کردند، گفتهاند: ستوده نیست مسلمانان آغازگر جنگ علیه بغاة باشند؛ چنان که علی{{ع}} فرمود: جنگ را شما آغاز نکنید زیرا [[سپاس]] [[خدا]] را که شما دلیل و [[حجت]] دارید. اگر دست به جنگ نزنید تا آنها آغازگر باشند، دلیل و حجت دیگری خواهید داشت<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۰۹ و ۳۱۶-۳۱۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۱]]، ص ۴۱۰.</ref> | ||
=== شیوه مقابله با بغات و براندازان === | === شیوه مقابله با بغات و براندازان === | ||