←پرسش مستقیم
(←منابع) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۷۸: | خط ۷۸: | ||
آخرین عاملی که در روایات به آن اشاره شده است تکمیل نشدن تعداد لازم در [[یاران]] و [[انصار]] آن حضرت برای اجرای [[مأموریت]] [[اصلاحی]] بزرگ از نظر کمی و کیفی میباشد؛ مأموریتی که محتاج تعداد کافی از اعوان و انصار با سطح بالای [[اخلاص]] نسبت به [[شریعت محمدی]] و اهداف آن، دانش لازم برای این کار و همچنین [[شناخت]] کافی از دسیسههای [[دشمنان]] میباشد. به گونهای که این یاران، دارای تجربهای [[جهادی]] باشند؛ تجربهای که برای داخل شدن در حرکتی انقلابی و [[قاطع]] بر ضد [[کفر]] و [[شرک]] و [[فسق]] و [[نفاق]] لازم است. | آخرین عاملی که در روایات به آن اشاره شده است تکمیل نشدن تعداد لازم در [[یاران]] و [[انصار]] آن حضرت برای اجرای [[مأموریت]] [[اصلاحی]] بزرگ از نظر کمی و کیفی میباشد؛ مأموریتی که محتاج تعداد کافی از اعوان و انصار با سطح بالای [[اخلاص]] نسبت به [[شریعت محمدی]] و اهداف آن، دانش لازم برای این کار و همچنین [[شناخت]] کافی از دسیسههای [[دشمنان]] میباشد. به گونهای که این یاران، دارای تجربهای [[جهادی]] باشند؛ تجربهای که برای داخل شدن در حرکتی انقلابی و [[قاطع]] بر ضد [[کفر]] و [[شرک]] و [[فسق]] و [[نفاق]] لازم است. | ||
شاید هم این علت تکمیل کننده علتی باشد که در نکته چهارم بدان اشاره رفتهاست.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۲۹.</ref> | شاید هم این علت تکمیل کننده علتی باشد که در نکته چهارم بدان اشاره رفتهاست.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۲۹.</ref> | ||
==[[اقدامات امام مهدی]]{{ع}} در [[غیبت کبری]]== | |||
روش و [[سیره حضرت مهدی]]{{ع}} و تحرکات آن حضرت در [[زمان غیبت کبری]] بیشتر پیرامون محور [[آمادهسازی جامعه]] برای ظهور آن حضرت و تلاش در راه برطرف کردن علل موجب غیبش دور میزده است، بر همین اساس میتوان گفت: آن حضرت در [[دوران غیبت]]، در [[راه رشد]] و بالندگی [[امت اسلام]] و استفاده این [[امت]] از تجربیات نسلهای پی در پی؛ همچنین در راه رساندن [[حق]] به همه [[مردمان]] و کمک و [[تأیید]] کسانی که در جهت [[نشر]] [[اسلام ناب]] و [[حفظ]] آن کار میکنند [[کوشش]] مینماید. آن حضرت همواره در صدد تحقق عملیات [[آزمایش]] و [[گزینش]] [[نسل]] ظهور برای آماده شدن آنان برای این مرحله میباشد، و نیز پرده از [[ناکارآمدی]] سایر مکاتب و [[ناتوانی]] آنان در محقق کردن [[سعادت]] مطلوب [[بشریت]] بر میدارد. آن حضرت در حفظ و نگهداری [[روحیه]] [[مبارزه با ظلم]] تلاش کرده، اقدامات [[دشمنان]] را در جهت از بین بردن این روحیه خنثی مینمایند. آن حضرت به انجام همه این امور کمر [[همت]] بسته است. اما این همه با روشهایی بسیار مخفی و پنهانی به انجام میرسد که بیشتر آنها در [[زمان ظهور]] آن حضرت به چشم خواهد آمد و نقش آن حضرت در بسیاری از حوادثی که در [[زمان غیبت]] به وقوع پیوسته و همه در راه تحقق اهدافی که ذکر کردیم بوده است در زمان ظهور آشکار خواهد گردید. حتی اقداماتی که دلیل وقوع آن را نمیدانیم و اسباب و عللی که به [[ذهن]] ما میرسد برای [[تفسیر]] آن اقدامات کافی نمیباشد.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۳۱.</ref> | |||
===[[مراقبت]] آن حضرت از [[نظام اسلامی]] === | |||
[[حضرت امام مهدی]]{{ع}} در اولین نامهای که [[خطاب]] به [[شیخ مفید]] مرقوم فرمودهاند این گونه آوردهاند: {{متن حدیث|... فإنا نحيط علماً بأنبائكم ولا يعزب عنا شيء من أخباركم، ومعرفتنا بالذل الذي أصابكم مُذ جنح كثير منكم الي ما كان السلف الصالح عنه شاسعاً ونبذوا العهد المأخوذ وراء ظهورهم كأنهم لا يعلمون. إنا غير مهملين لمراعاتكم، ولا ناسين لذكركم ولولا ذلك لنزل بكم اللأواء وأصطلمكم الأعداء}}؛ | |||
... همانا که ما [[اخبار]] شما را میدانیم و چیزی از اخبار و مسائل شما نیست که از ما پنهان باشد. ما میدانیم که در نتیجه کارهای بسیاری از شما که از رویه [[سلف صالح]] دور شده [[عهد]] و پیمانی که بستهاند پشت سر انداخته و همچون [[نادانان]] عمل مینمایند، به چه [[ذلت]] و [[خواری]] [[مبتلا]] گشتهاید. | |||
همانا که ما هیچگاه از مراعات حال شما [[غافل]] نبوده و شما را از یاد نمیبریم و اگر چنین نبود هر آینه [[بلاها]] بر شما نازل شده و [[دشمنان]] شما را در زیر پا لگد کوب مینمودند<ref>احتجاج ۱، ۳۲۳، به نقل از آن معادن الحکمه ۲، ۳۰۳.</ref>. [[حضرت مهدی]]{{ع}} همواره پیگیر اوضاع [[مؤمنان]] بوده و کلیه تحولاتی که برای آنان حاصل میگردید، در دایره [[علم]] آن حضرت موجود بوده است. آن حضرت اقداماتی را که دشمنان در جهت از بین بردن [[شیعیان]] و به [[ضعف]] و [[سستی]] کشانیدن آنان انجام میدهند به خوبی دانسته و به شکلهای مختلف، اقدامات لازم را در جهت رفع خطر از شیعیان به انجام میرسانند. این [[مراقبت]] خود یکی از عوامل اساسی است که باعث [[حفظ]] [[پیروان]] [[مذهب اهل بیت]]{{عم}} در طول [[تاریخ]] و نسلهای پیاپی شده است؛ امتی که علیرغم شدت حملاتی که از طرف دشمنان و [[حکومتها]] متوجه آن بوده و باعث [[ترور]] جسمی و [[فکری]] آن شده و علیرغم [[الحادی]] که در طول قرنهای متمادی بر ضد آنان جریان داشته، همواره زنده، سالم و پابرجا باقی مانده است. به [[یقین]] میتوان گفت که اگر مراقبت حضرت مهدی{{ع}} از [[امت اسلام]] و پیروان مذهب اهل بیت{{عم}} نبود بدون [[شک]] این گونه ترورهای جسمی و [[جنگهای فکری]] وسیعی که [[تاریخ اسلام]] بر ضد پیروان مذهب اهل بیت{{عم}} [[شاهد]] آن بوده، [[قادر]] بود تا این گروه را از نظر جسمی و فکری از صفحه [[روزگار]] محو و نابود سازد.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۳۲.</ref> | |||
===[[حراست از اسلام]] [[ناب]] و تقویت فرایند [[اجتهاد]]=== | |||
حضرت مهدی{{ع}} در [[زمان غیبت کبری]] همچنین به [[مسئولیت]] سنگین [[حفاظت]] و حراست از اسلام ناب که [[پرچم]] آن بر دوش پیروان مذهب اهل بیت{{عم}} نهاده شده است، [[قیام]] مینماید که این خود یکی از مسؤولیتهای اساسی [[مقام امامت]] میباشد. از جلوههای پرداختنِ آن حضرت به این مسئولیت مهم در [[زمان غیبت]]، تقویت فرایند اجتهادِ [[دانشمندان]] و [[فقیهان]] و جلوگیری از [[اجماع]] و [[اتفاق نظر]] آنان بر نظریات [[باطل]] به هر طریق ممکنمیباشد. | |||
[[علامه]] کراجُکی در شرح و توضیح این مطلب میگوید: [[روایات]] و نصوصی که در زمینه [[احکام]] موجود است از طریق راویانی به دست ما رسیده که احتمال غلط [[اشتباه]] و [[فراموشی]] بر آنها محال نیست و کسانی آنها را برای ما نقل میکنند که ممکن است بتوانند مطلب حقی را ترک یا [[کتمان]] نمایند. در این صورت هرگز نمیتوان به عدم وقوع چنین مسائلی در میان این [[راویان]] و [[دانشمندان]] [[اطمینان]] پیدا نمود. مگر اینکه شخصی [[معصوم]] در پشت این افراد وجود داشته باشد که [[شاهد]] احوال آنها و [[دانا]] به کارهای آنها بوده اگر به راه [[خطا]] رفتند، هدایتشان نموده و اگر به [[وادی]] فراموشی افتادند و یا حقی را کتمان نمودند به آنان [[تذکر]] داده و یادآوری نماید. | |||
اگر چه [[امام زمان]] از دیدگان آنها [[مستتر]] است و آنها وی را به شخصه نمیشناسند، اما آن حضرت در میان این اشخاص موجود بوده شاهد احوال و دانا به [[اخبار]] آنان است و اگر آنان از [[نقل روایات]] منصرف شوند و یا از راه [[حق]] [[منحرف]] گردند، دیگر [[تقیه]] بر او جایز نبوده و [[خداوند متعال]] وی را آشکار ساخته و آن حضرت از بیراه رفتن و [[باطل]] آنان جلوگیری کرده حق را آشکار نموده و [[حجت]] را بر [[خلق]] [[اثبات]] میکنند<ref>علامه کراجکی، کنزالفوائد ۲، ۲۱۹.</ref>. | |||
البته مراد از ظهور در اینجا ظهور عام و کلی نیست. بلکه مراد، ظهور و آشکار شدن محدود آن حضرت برای بعضی از [[علما]] و دانشمندان بوده و به مقداری است که برای [[آشکار کردن]] حق لازم باشد. این از مسائلی است که دانشمندان در باب [[اجماع]] از آن بحث کرده و درباره آن تحقیق نمودهاند. به عنوان مثال [[علامه]] [[سید محمد مجاهد]] در کتاب مفاتیح الاصول مینویسد:... بنای ما در مسأله اجماع، بر [[قاعده لطف]] است؛ قاعدهای که بر خداوند متعال ایجاب میکند تا [[امام]] و [[پیشوایی]] برای [[مردم]] برگزیند تا وی در صورت [[اتفاق نظر]] [[امت]] بر مسألهای باطل، آنان را از این اتفاق نظر باز داشته، رد نماید. و این از بزرگترین [[الطاف]] خداوند متعال است و حتی اگر حصول این امر از راههای آشکار ممکن نبود، خداوند متعال با اسباب پنهانی این مطلب را به انجام میرساند... وجود حضرت [[امام زمان]]{{ع}} در [[زمان غیبت]] قطعاً از [[الطاف خداوند]] به شمار میآید پس آن حضرت در زمان غیبت هر کاری را که برای [[هدایت امت]] لازم باشد به انجام میرساند؛ چراکه مقتضی برای این کار موجود و مانعی برای آن وجود ندارد. چنین لطفی قبل از [[غیبت]] نیز برای [[ائمه اطهار]]{{عم}} ثابت بوده است. بنابراین به مقتضای اصل، به اضافه [[روایات]] متواتری که بر بقای آن دلالت دارد، این مسأله پس از [[زمان غیبت]] نیز بر [[ائمه]]{{عم}} لازم و [[واجب]] است. | |||
این مطلب در روایات متعددی از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و ائمه اطهار{{عم}} با الفاظ و معانی نزدیک به هم وارد شده است، از حضرت پیامبر اکرم{{صل}} [[روایت]] شده است که فرمود: همانا که برای [[مبارزه]] با هر بدعتی که از بین برنده [[ایمان]] باشد ولیی از [[اهل بیت]] من وجود دارد که برای [[دفاع]] از ایمان و [[دین]] [[مردم]] گمارده شده است؛ وی [[حق]] را آشکار کرده [[مکر]] و [[حیله]] حیلهگران را به خودشان باز میگرداند. | |||
و از پیامبر اکرم و اهل بیت آن حضرت{{عم}} روایت شده است که فرمودند: | |||
در هر نسلی در میان [[امت اسلام]] افرادی [[عادل]] وجود دارند که تحریفِ [[اهل]] [[غلو]]، [[فرقهگرایی]] [[اهل باطل]] و [[تأویل]] [[نادانان]] را از [[دین خدا]] [[نفی]] میکنند. در روایت مستفیض<ref>مستفیض به روایتی گفته میشود که از نظر شهرت در نقل، کمتر از حد تواتر باشد.</ref> دیگری از ائمه اطهار{{عم}} روایت شده است: {{متن حدیث|إن الارض لا تخلو إلاوفيها عالم اذا زاد المؤمنون شيئاً ردهم الي الحق وإن نقصوا شيئاً تمم ذلك ولولا ذلك لالتبس عليهم أمرهم ولم يفرقوا بين الحق والباطل}}؛ | |||
[[زمین]] هیچگاه از دانشمندی خالی نمیماند که اگر [[مؤمنان]] چیزی در دین خود اضافه کردند آنان را به راه حق و [[حقیقت]] باز گرداند و اگر چیزی از دین خدا کم و ناقص کردند آن را برایشان تکمیل و ترمیم نماید، و اگر چنین نبود امر مؤمنان بر آنان مشتبه گشته، فرق میان [[حق و باطل]] را نمیشناختند. | |||
همچنین با اسناد مختلف از [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} روایت شده است که فرمود: {{متن حدیث|اللهُم إنک لا تخلی الارض من قائم بحجة إما ظاهر مشهور أو خائف مغمور لئلا تبطل حججک وبیناتک..}}؛ | |||
خداوندا همانا که تو، برای تعطیل و [[باطل]] نشدن [[دلایل]] و بیناتت در میان [[جامعه]]، زمین را هیچگاه از [[امام]] و حجتی به پا خاسته خالی نمیکنی یا آشکار و شناخته شده و یا ترسان و پنهان... | |||
در بعضی از نقلهای این [[روایت]] نیز آمده که آن حضرت، چنین فرمودند: | |||
خداوندا همواره باید [[زمین]] تو، حجتی از جانب تو بر [[خلقت]] داشته باشد تا آنان را به [[دین]] تو [[هدایت]] کرده [[دانش]] [[دینی]] را به آنان [[تعلیم]] نماید تا [[حجت]] تو [[باطل]] نشود و [[پیروان]] اولیایت پس از اینکه آنان را به وسیله اولیای خود هدایت نمودی [[گمراه]] نگردند. حال این [[امام]] و حجت یا آشکار است و بسیاری از [[مردم]] فرمانش را [[اطاعت]] نمیکنند یا پنهان و پوشیده است و یا مترصد فرصتی برای [[انجام وظیفه]]. چه اگر شخص او در حال [[هدایت مردم]] از دیدگان آنان غایب باشد، همانا دانش و [[آداب]] او به صورت غیر محسوس در دلهای [[مؤمنان]] کاشته شده و آنان به آن مسائل عمل خواهند نمود. | |||
و در [[تفسیر]] [[کلام]] [[خداوند متعال]] که میفرماید {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}؛ تو فقط هشداردهندهای، و برای هر قومی [[رهبری]] است. در [[روایات]] آمده است: همانا که مراد از [[بیم دهنده]] [[رسول خدا]]{{صل}} میباشد و در هر زمانی امام و [[پیشوایی]] از ما وجود دارد که مردم را به آنچه که [[پیامبر]]{{صل}} از جانب [[خداوند]] آورده است هدایت و [[راهنمایی]] مینماید. | |||
در بعضی دیگر از روایاتی که در تفسیر همین [[آیه]] از [[ائمه اهل بیت]]{{عم}} آمده است چنین میبینیم. | |||
به [[خدا]] [[سوگند]] که این [[منصب]]، تا [[روز قیامت]] از میان [[خاندان]] ما بیرون نرفته و از ما زایل نخواهد گشت. | |||
از [[حضرت امام صادق]]{{ع}} نیز [[روایت]] است که فرمودهاند: | |||
از روزی که خداوند متعال زمین را آفرید هیچگاه از [[حجت خداوند]] خالی نبوده است. یا آشکار و شناخته شده یا پنهان و پوشیده. [[و]] تا روز قیامت نیز هیچگاه از [[حجت خدا]] خالی نخواهد ماند. و اگر چنین نبود هیچگاه خداوند متعال در روی زمین [[عبادت]] نمیشد. | |||
از آن حضرت سؤال شد که مردم چگونه میتوانند از امام و پیشوای پنهان و پوشیده استفاده بنمایند؟! | |||
آن حضرت در پاسخ فرمودند: چنانکه مردم در روزهای ابری نیز از [[خورشید]] و [[نور]] و حرارت آن استفاده میکنند. | |||
از خود حضرت [[امام زمان]]{{ع}} نیز در همین رابطه روایت شده است که فرمود: و اما کیفیت استفاده بردن مردم از من در [[زمان]] غیبتم مانند استفاده بردن مردم از خورشید است آن گاه که ابرها از دیدگان مردم پنهانش نمایند. و همانا که من مایه [[امنیت]] [[اهل]] [[زمین]] هستم؛ چراکه [[ستارگان]] نیز مایه امنیت و [[امان]] [[اهل آسمان]] میباشند. | |||
[[اخبار]] و روایاتی که با همین مضمون وارد شده و بر این معنی دلالت دارند بیشمارند و مقتضای همه آن [[روایات]] این است که [[امام زمان]]{{ع}} در [[زمان غیبت]]، از باب [[لطف]] به [[مؤمنان]] مسائل [[باطل]] را رد نموده و [[مردم]] را به سوی [[حق]] [[هدایت]] مینماید. و اینکه این کار با اسباب و عوامل پنهان انجام میشود. که [[حدیث]] استفاده از [[خورشید پشت ابر]] نیز به همین مسأله اشعار دارد زیرا بدیهی است که استفاده از اسباب و عوامل آشکار در زمان غیبت منتفی است و اگر در بعضی از این روایات آمده است که آن حضرت در زمان غیبت حق را آشکار مینماید، منافاتی با مخفی بودن اسباب و عوامل این کار ندارد...<ref>مفاتیح الاصول، ۴۹۶- ۴۹۷، باب اجماع.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۳۳.</ref> | |||
===تقویت [[فقها]] در عصر غیبت=== | |||
چنان که پیشتر در هنگام بحث از [[سازمان]] [[نیابت]] و [[سفارت]] از امام زمان در [[زمان غیبت صغری]] اشاره نمودیم چنین سازمانی [[حکم]] زمینهسازی برای ارجاع [[امت]] در [[زمان غیبت کبری]] به [[فقیهان]] [[عادل]] به عنوان [[نمایندگان امام]] [[زمان]]{{ع}} را داشت؛ تا آنان به عنوان یک نهاد [[رهبری]] ظاهر و پیدا از [[حضرت مهدی]]{{ع}} نیابت نمایند. آن حضرت در توقیعی که به اسحاق به [[یعقوب]] فرستاده است، امت را به مراجعه به این فقیهان [[فرمان]] دادند: {{متن حدیث|وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِم}}؛ در رویدادهایی که برای [[جامعه]] پیش میآید به [[راویان حدیث]] ما مراجعه کنید.؛ چراکه آنان [[حجت]] من بر شما و من [[حجت خدا]] بر آنان هستم. | |||
[[ائمه اطهار]]{{عم}} از قبل، به نقش مهم [[علما]] در زمان غیبت کبری اشاره کرده بودند مثلًا از [[حضرت امام هادی]]{{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود: {{متن حدیث|لَوْ لَا مَنْ يَبْقَى بَعْدَ غَيْبَة قَائِمِكُمْ{{ع}} مِنَ الْعُلَمَاءِ الدَّاعِينَ إِلَيْهِ وَ الدَّالِّينَ عَلَيْهِ، وَ الذَّابِّينَ عَنْ دِينِهِ بِحُجَجِ اللَّهِ، وَ الْمُنْقِذِينَ لِضُعَفَاءِ عِبَادِ اللَّهِ مِنْ شِبَاكِ إِبْلِيسَ وَ مَرَدَتِهِ، وَ مِنْ فِخَاخِ النَّوَاصِبِ، لَمَا بَقِيَ أَحَدٌ إِلَّا ارْتَدَّ عَنْ دِينِ اللَّهِ، وَ لَكِنَّهُمُ الَّذِينَ يُمْسِكُونَ أَزِمَّة قُلُوبِ ضُعَفَاءِ الشِّيعَة كَمَا يُمْسِكُ صَاحِبُ السَّفِينَة سُكَّانَهَا، أُولَئِكَ هُمُ الْأَفْضَلُونَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}}؛ | |||
اگر بعد از [[غیبت قائم]] شما{{ع}} دانشمندانی نبودند که [[مردم]] را به سوی او [[دعوت]] نموده، به سوی او [[راهنمایی]] کرده، با [[حجج]] و [[براهین]] [[خداوند]] از [[دین]] او [[دفاع]] نموده، [[بندگان]] [[ضعیف]] خداوند را از دام [[شیطان]] و [[پیروان]] گردنکش او [[نجات]] داده، آنان را از دامهای [[نواصب]] برهانند، هر آینه کسی باقی نمیماند مگر اینکه از [[دین خدا]] [[مرتد]] میشد، اما آنانند که همچون ناخدایی که سکان کشتی را در دست میگیرد زمام دلهای [[شیعیان]] ضعیف را در دست دارند. آنان کسانی هستند که در نزد [[خدا]] از [[برترین]] افراد میباشند<ref>احتجاج ۲، ۲۶۰.</ref>. | |||
آنچه از [[کلام]] آن حضرت که فرموده: «آنان [[حجت خدا]] بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم» استفاده میشود، این است که در واقع، [[فقیهان]] [[عادل]] به عنوان واسطهای میان [[امام]] و [[امت]] میباشند و این امر باعث میشود که بعضی از [[علما]] به خصوص آنان که به جایگاه [[دینی]] و [[اجتماعی]] بالایی دست مییابند و نقش خاصی در توجیه امور و [[هدایت]] [[فکری]] و [[سیاسی]] [[جامعه]] پیدا مینمایند به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از تأییدات حضرت [[امام زمان]]{{ع}} برخوردار گردند. خصوصاً در فعالیتهایی که بر مسیر [[حرکت]] امت و [[اسلام]] تأثیر گذار میباشد. امام زمان{{ع}} همواره در جهت ساماندهی و هدایت این فعالیتها در راه [[مصالح امت اسلامی]] یا دفع خطرهای شدیدِ نابود کننده از [[امت اسلام]]، به وسیله این فقیهان، در امور [[دخالت]] مینمایند. [[روایات]] بسیاری نقل شده است که از بعضی از این دخالتها پرده بر میدارد و مواردی که در روایات نقل نشده و یا پس از نقل، در کتابها تدوین نگردیده است بسیار بیشتر از روایاتی که در این زمینه نقل و تدوین گردیده است. بعضی از این دسته روایات کاشف از دخالت مستقیم امام{{ع}} در قضایا و دسته دیگری از این روایات کاشف از [[مداخله]] غیر مستقیم امام زمان{{ع}} در قضایا به واسطه یکی از اولیایش میباشد<ref>حضرت آیتالله کریمی جهرمی در کتابی با نام: «عنایات حضرت مهدی{{ع}} به علما و مراجع تقلید» چاپ مؤسسه نشر و تبلیغ مشهد ۱۳۶۶ شمسی، مجموعهای از این روایات را جمعآوری نموده است.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۳۸.</ref> | |||
===[[اصحاب امام زمان]]{{ع}} در [[غیبت]] کبری=== | |||
از تعدادی از [[احادیث شریف]] استفاده میشود که [[حضرت امام مهدی]]{{ع}} در [[زمان غیبت کبری]] دارای تعدادی از [[اولیا]] و [[یاران مخلص]] میباشد که از [[اهل]] هر عصر و زمانی همواره با آن حضرت [[ملاقات]] مینمایند، بعضی از این احادیث شریف صراحت دارد که تعداد این اشخاص همیشه سی نفر میباشد، [[شیخ کلینی]] در [[کتاب کافی]] و [[شیخ طوسی]] در کتاب غیبت هر کدام با اسناد خود از [[حضرت امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] کردهاند که فرمود: {{متن حدیث|لابد لصاحب هذا الأمر من غیبة ولابد له فی غیبته من عزلة ونعم المنزل طیبة وما بثلاثین من وحشة}؛ | |||
صاحب این امر ناچار باید از دیدگان [[مردم]] غایب شود و در [[زمان غیبت]] ناچار باید از مردم [[عزلت]] گزیند و در این صورت بهترین [[منزل]] برای او [[مدینه طیبه]] بوده و چون با سی نفر از [[یاران]] خود همراه و همدم میباشد وحشتی او را فرا نمیگیرد<ref>کافی ۱، ۳۴۰، غیبت نعمانی، ۱۸۸، حلبی، تقریب المعارف، ۱۹۰.</ref>. | |||
همچنین [[کلینی]] با سند خود از حضرت امام صادق{{ع}} روایت کرده است: | |||
[[قائم]] دارای دو غیبت است یکی از آنها کوتاه و دیگری طولانی، در غیبت اول، کسی جز [[شیعیان]] خاص از مکان آن حضرت اطلاعی ندارد. اما در [[غیبت طولانی]] جز [[اصحاب خاص]] آن حضرت کسی از مکان آن حضرت اطلاع ندارد<ref>کافی ۱، ۳۴۰، غیبت نعمانی، ۱۷۰، تقریب المعارف، ۱۹۰.</ref>. | |||
همچنین بعضی از احادیث شریف تصریح دارد که [[حضرت خضر]]{{ع}} نیز جزو افرادی است که در [[زمان]] [[غیبت امام زمان]]{{ع}} به همراه آن حضرت میباشد<ref>کمال الدین، ۳۹۰ و به نقل از آن اثبات الهداة ۳، ۴۸۰.</ref>. و شاید حضرت [[امام زمان]]{{ع}} از این [[اصحاب]] و اولیا که در مراتب بالای [[اخلاص]] به سر میبرند در جهت [[قیام]] به مسؤولیتهای اساسی خود که همان [[حفاظت]] از [[مؤمنان]] و [[مراقبت]] از آنان و [[تأیید]] و تقویت [[دانشمندان]] و همچنین رفع خطر از [[ایمان]] مردم و جهت دادن به [[سیر]] [[حرکت]] رویدادها حتی خارج از [[نظام اسلامی]] میباشد، [[یاری]] میگیرد تا بدین ترتیب [[مقدمات ظهور]] آن حضرت آماده شده و عوامل لازم برای ظهور آن حضرت فراهم آید.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۴۰.</ref> | |||
===دیدار با مؤمنان در [[زمان غیبت]] کبری=== | |||
روش حضرت [[امام زمان]]{{ع}} در [[غیبت کبری]] ایجاب میکند که دیدارهای آن حضرت در این برهه از [[زمان]] به این تعداد محدود از اولیای [[مخلص]] در هر زمان منحصر نباشد. بلکه [[شرافت]] دیدار با آن حضرت افرادی غیر از این [[اولیا]] و [[اصحاب]] [[خالص]] را نیز شامل گردد حتی اگر این [[دیدارها]] به صورت مستمر و دائمی نباشد. [[روایات]] خاصی که دلالت بر [[مشاهده]] آن حضرت در [[زمان غیبت کبری]] مینماید بسیار است و تعداد این روایات از حد [[تواتر]] بیشتر است، به گونهای که وقتی به این روایات مراجعه کرده آنها را جمعآوری مینماییم در مییابیم که فیالجمله نمیتوان احتمال [[دروغ]] و یا [[خطا]] در مضمون این روایاترا داد<ref>ر.ک: تاریخ الغیبة الصغری، ۶۴۰ به بعد، تاریخ الغیبة الکبری، ۱۰۷ سید صدر در این دو کتاب مسأله دیدار با حضرت امام زمان{{ع}} در زمان غیبت کبری را مورد بررسی قرار داده و عدم تعارض این مسأله، با دستوری که حضرت مهدی{{ع}} در توقیعی که برای شیخ سمری فرستاده و در آن امر به تکذیب کسانی که در زمان غیبت کبری مدعی مشاهده و دیدار آن حضرت شوند فرموده را بیان نموده است، میرزای نوری در باب هفتم از کتاب النجم الثاقب، علامه مجلسی در بحارالانوار و دانشمندان بسیار دیگری نیز این مسأله را به بحث و بررسی گذاشته و جواز دیدار با حضرت امام زمان{{ع}} در زمان غیبت کبری را اثبات نمودهاند.</ref>. | |||
[[میرزای نوری]] صد مورد از این روایات را در کتاب النجم الثاقب ذکر نموده و در کتابهای دیگر چنین روایاتی بسیار بیشتر از این تعداد ذکر شدهاست، به اضافه اینکه یقیناً دیدارهای دیگری هم با حضرت امام زمان{{ع}} از طرف مؤمنان به انجام رسیده که در هیچ کتابی نوشته نشده و در هیچ منبعی نقل نگردیده است اما از طریق افراد [[راستگو]] و درست [[کردار]] خبرش به ما میرسد و میدانیم که [[حضرت مهدی]]{{ع}} در سرتاسر عالم و در هر نسلی با تعدادی از [[مؤمنین]] ارتباط برقرار مینماید و آنها به شدت از بازگو کردن و نقل چنین خبری [[پرهیز]] نموده و این سر را تا [[ابد]] در سینه خودنگاه میدارند. بدین ترتیب میتوان گفت که [[ملاقاتها]] و دیدارهای [[روایت]] نشده و ناگفته [[امام زمان]]{{ع}} با مؤمنین بسیار بیشتر از [[دیدارها]] و ملاقاتهای نقل شده در کتب میباشد. | |||
این دیدارها علاوه بر نتایجی که ذکر کردیم دربر دارنده ثمرات مهمی نیز بوده است که حول محور [[رسوخ]] دادن [[ایمان]] به وجود آن حضرت در [[دل]] [[مردم]] و برطرف کردن شبهاتی که در برابر این ایمان بروز میکرد دور میزد و در مسیر [[زمینهسازی برای ظهور]] آن حضرت، راه را برای [[مؤمنان]] هموار مینمود. | |||
به خصوص که بیشتر این [[ملاقاتها]] با انجام کارهایی از سوی آن حضرت همراه بود که به صورت عادی و طبیعی از کسی جز [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} ساخته نیست؛ مانند روشنگریهای دقیق [[علمی]] یا [[کرامات]] و معجزاتی که مجال هرگونه [[شک]] و [[شبهه]] در باره [[هویت]] آن حضرت را از میان برمی داشت. در بیشتر اوقات خود آن حضرت به انجام این ملاقاتها مبادرت میورزیدند و حتی کسی که به [[سعادت]] دیدار آن حضرت نایل میآمد [[انتظار]] چنین چیزی را نداشت. البته این [[افتخار]] به [[سادگی]] نصیب کسی نمیگردد بلکه پس از مدتی طولانی یک شخص [[مؤمن]]، [[صادقانه]] و خالصانه دیدار آن حضرت را از [[خداوند متعال]] خواسته و برای دستیابی به این مقصود به انجام [[کارهای نیک]] دست میزند، حاصل میشود. | |||
دیگر ویژگی این ملاقاتها این بود که عادتاً به [[میزان]] لازم برای رفع نیاز شخص مورد [[ملاقات]] و حصول نتیجه مورد نظر امام{{ع}} انجام میگرفت و غالباً برای [[رعایت]] اصول [[استتار]]، مؤمنی که به [[شرافت]] دیدار آن حضرت نایل میگردید، تنها پس از پایان ملاقات متوجه میشد که شخصی که با او دیدار کرده [[امام زمان]]{{ع}} بوده است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۴۲.</ref> | |||
===حضور در موسم حج=== | |||
[[احادیث شریف]] بر این مطلب تصریح دارد که حضور همهساله در [[مراسم حج]] جزو [[سیره امام زمان]]{{ع}} است. آشکار است که این حضور مهم سالانه [[فرصت]] مناسبی برای ملاقات مؤمنان سراسر [[جهان]] با آن حضرت و رسیدن راهنماییهای آن حضرت به آنان میباشد حتی اگر آن حضرت خود را به آنان معرفی نکند اما میتواند بدون نیاز به روشهای اعجازی، از نزدیک از اوضاع و احوال آنان باخبر شود. | |||
در احادیث شریف آمده است که آن حضرت{{ع}} در [[مراسم]] حضور پیدا مینماید و [[مردم]] را میبیند اما مردم او را نمیبینند<ref>کافی ۱، ۳۳۷، ۲۳۹، غیبت نعمانی، ۱۷۵.</ref>، البته واضح است که مراد از دیده نشدن آن حضرت توسط مردم دیدن همراه با شناختن است که این همان [[مهدی]]{{ع}} است.؛ چراکه [[روایات]] دیگر بر امکان [[مشاهده]] آن حضرت در ایام [[حج]] تصریح دارد، بعضی از روایات هم تصریح دارد که مردم آن حضرت را میبینند اما تنها او را به عنوان سیدی از [[اولاد]] [[رسولالله]]{{صل}} میشناسند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۴۴.</ref> | |||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == | ||