غیبت کبری
به دوران پس از غیبت صغری که در سال ٣٢٠ ق و در پی درگذشت چهارمین سفیر حضرت مهدی (ع) شروع شد، غیبت کبری گفته میشود. این دوران طولانی بوده و نیایت در آن به صورت عام خواهد بود؛ ظلم و جور و آزمایشهای الهی در آن فروان خواهد بود و زمان مشخصی برای پایان یافتن آن وجود ندارد.
مقدمه
با پایان یافتن دوران غیبت صغری در سال ۳۲۰ ق و درگذشت چهارمین سفیر حضرت مهدی (ع)، "غیبت کبری" و به بیان توقیع شریف "غیبت تامه"[۱] آغاز شد که تا امروز ادامه داشته و تا فرارسیدن روز ظهور آن حضرت نیز ادامه خواهد یافت[۲].
برخی ویژگیهای این غیبت که آن را از دوران نخست متفاوت میسازد، عبارت است از:
- طولانی بودن: بر خلاف غیبت صغری، این غیبت، زمانی طولانی را در بر خواهد گرفت.
- نامشخص بودن پایان آن: اگرچه دوره غیبت کبری محدود خواهد بود؛ امّا پایان آن نامشخص است و جز خداوند سبحانه و تعالی از آن آگاهی ندارد.
- قطع ارتباط ظاهری با امام زمان (ع): به گونهای که ارتباط موجود در زمان غیبت صغری در این دوران وجود نخواهد داشت.
- عامّ بودن نیابت در این دوران: بر خلاف دوران غیبت صغری که ارتباط مردم با آن حضرت، از راه نواب خاص صورت میگرفت، در این دوران دیگر سفارت و نیابت خاص وجود ندارد و یگانه مرجع مردم، نایبان عام آن حضرت هستند که با ملاکهایی که در روایات ذکر شده، قابل تشخیص است. در این دوران، مجتهدان جامع شرایط در جایگاه نایب عام، وظیفه اداره جامعه را بر عهده دارند.
- فراگیر شدن حاکمیت ستم و جور در زمین: از ویژگیهای مهم این دوران، گسترش ستم است که هرچه به زمان ظهور نزدیکتر میشود بر شدت آن افزوده میشود.
- شدت یافتن آزمایشهای الهی: از سنّتهای الهی در همه دورانها، امتحان و آزمایش بندگان است؛ امّا به دلایلی این امتحانها در دوران غیبت کبری و به ویژه در آستانه ظهور شدت بیشتری مییابد. امام علی (ع) فرمود: "قائم ما را غیبتی است که زمانش طولانی خواهد بود. گویی شیعه را میبینم که در زمان غیبت او، به این سو و آن سو میروند. همانند گوسفندانی که چوپان خویش را گم کرده باشند، به دنبال چراگاه میروند و آن را نمییابد. بدانید هرکس در زمان غیبت او بر دین خویش ثابت قدم بماند و در طول مدت ناپیدایی قائم ما سنگدل نشده باشد، در بهشت با من و در درجه من خواهد بود"[۳].
بنابراین دوران غیبت کبری مدت زمانی نامحدود است که در آن، واپسین پیشوای معصوم به دلیلهایی در پرده غیبت به سر میبرد[۴].
مدار کلی فعالیت امام زمان(ع) در غیبت کبری
هدف کلی فعالیت حضرت مهدی(ع) در دوران غیبت کبری مواظبت از امت اسلام و آماده کردن این امت برای مرحله ظهور، قیام به مأموریت بزرگ نابودی ظلم و جور، برپایی دولت عدل الهی در سرتاسر زمین و تأسیس جامعه خالص توحیدی بوده است که در رابطه با همه این مسائل در بخشی که مربوط به سیره آن حضرت پس از ظهور میباشد، به تفصیل سخن خواهیم گفت. به عبارت دیگر مدار کلی سیره آن حضرت در غیبت کبری زمینهسازی برای ظهور میباشد این زمینهسازی در مسائلی همچون مراقبت و محافظت از ایمان مردم و حفظ و محکم کردن فعالیتها و نوسازی آنها در طول نسلهایی که یکی پس از دیگری معاصر با آن حضرت میباشند و همچنین حفظ رسالت خاتم اسلام از تحریف میباشد. به علاوه این که آن حضرت در این دوران به سایر مأموریتها و مسئولیتهای امامت خود در حد توان اقدام مینمایند، اگر چه همه این کارها با شیوههایی مخفیانهتر از حالت غیبت صغری به وجود میپیوندد و با همین کارهاست که بهرهمندی مردم از وجود آن حضرت مانند بهرهمندی زمین از آفتاب پشت ابر میباشد.
این هدف عام از سیره آن حضرت در این غیبت کبری است که به روشنی از روایاتی که در رابطه با فعالیت آن حضرت در غیبت کبری وارد شده، ملاحظه میگردد. قبل از داخل شدن در بحث و آوردن نمونههایی از این فعالیتها، به بعضی از مواردی که احادیث شریف در رابطه با علت و اسرار غیبت بیان کردهاند نگاهی کلی میاندازیم؛ زیرا روشن است که زمینهسازی برای ظهور با از بین بردن سببهای غیبت میسر میگردد به همین جهت شناختن اسباب غیبت میتواند روشن گر طبیعت فعالیتهای حضرت مهدی(ع) در زمان غیبت باشد.[۵]
علل غیبت در احادیث شریف
مجموعهای از احادیث شریف علل پیدایش غیبت را بیان نمودهاند. ابتدا نمونههایی از این روایات را برای استناد به عللی که این روایات به آن اشاره دارند ذکر مینماییم. البته برای هر نمونه از این روایات نظایر بسیاری موجود است که محدثان، آنها را با سندهای متعدد روایت نمودهاند:
- سُدیر از پدرش از حضرت امام صادق(ع) روایت کرده است که فرمود: قائم ما غیبتی طولانی خواهد داشت. به آن حضرت عرض کردم: یابن رسول الله به چه دلیل؟ آن حضرت پاسخ دادند: زیرا خداوند عزوجل اراده کرده است، سنت پیامبران را در غیبتهایی که داشتهاند، در آن حضرت پیاده نماید. پس ای سدیر آن حضرت ناچار باید به اندازه تمام غیبتهایی که انبیا داشتهاند غیبت نماید که خداوند متعال میفرماید: «که قطعاً از حالی به حالی برخواهید نشست»، یعنی سنن کسانی که قبل از شما بودهاند[۶]. عبدالله بن فضل هاشمی روایت کند که: از حضرت امام جعفر صادق(ع) شنیدم که میفرمود: صاحب این امر به ناچار غیبتی خواهد داشت که افراد اهل باطل در طول آن غیبت به شک خواهند افتاد. به آن حضرت عرضه داشتم: خداوند مرا فدای شما کند به چه دلیل؟ آن حضرت پاسخ دادند: به دلیل امری که به ما اجازه باز کردن آن برای شما داده نشده است. به آن حضرت عرضه داشتم: پس وجه حکمت غیبت آن حضرت چیست؟ آن حضرت در پاسخ فرمودند: حکمت غیبت آن حضرت همان حکمتی است که در غیبت سایر حجتهای خداوند متعال بوده است. حکمت این امر جز پس از ظهور آن حضرت آشکار نمیشود هم چنان که حکمت کارهایی که حضرت خضر(ع) انجام داد جز پس از جدایی موسی از او بر وی ظاهر نشد، ای پسر فضل این امری از امور خداوند متعال، سری از اسرار خدا و غیبی از گنجینه علم غیب خداوند است، و از آنجا که ما میدانیم خداوند عزوجل حکیم است، تصدیق میکنیم که همه کارهای خداوند را نیز حکمتی است اگر چه وجه و سبب آن حکمت بر ما کشف نشده باشد[۷].
- از دیگر روایات این باب روایتی است که زراره آن را از حضرت امام باقر(ع) روایت نموده است که فرمود: همانا قائم قبل از ظهور خود غیبتی خواهدداشت. به آن حضرت عرضه داشتم چرا؟ آن حضرت پاسخ دادند: از ترس و آن حضرت با دست خود به شکم خود اشاره نمودند، زراره گوید منظور آن حضرت ترس از کشته شدن میباشد[۸]. از دیگر روایاتی که در همین رابطه ذکر شده است روایت عبدالله بن عطا از حضرت امام باقر(ع) است وی گوید: به آن حضرت عرضه داشتم شیعیان شما در عراق بسیارند، به خدا سوگند که در میان اهل بیت شما کسی به مانند شما نیست، پس چگونه است که شما قیام نمیکنید؟ آن حضرت به من فرمودند: ای عبدالله بن عطا! گوش به حرف نادانان دادهای، به خدا سوگند که من آن کس که باید قیام کند و زمین را پر از عدل و داد کند نیستم. عبدالله گوید: به آن حضرت عرضه داشتم: پس او چه کسی است؟ آن حضرت پاسخ دادند: به دنبال کسی باشید که ولادت او از چشمان مردم مخفی باشد؛ چنین شخصی صاحب شما است؛ همانا از ما اهل بیت کسی نیست که در میان مردم انگشت نما شود و زبان زد خاص و عام گردد مگر اینکه از در اثر ستم یا حسادت کشته میشود[۹].
- و از این جمله است روایت حسن بن محبوب بن ابراهیم کرخی که گفت: به حضرت امام صادق(ع) عرض کردم یا کسی به آن حضرت عرض کرد: خداوند خیرت دهد آیا حضرت علی در دین خدا قوی و پر قدرت نبود؟ آن حضرت فرمودند: چرا آن مرد گفت: پس چگونه مردم بر او غالب آمدند و چگونه نتوانست آنان را از این کار باز دارد و چه چیز او را از این کار بازداشت؟ آن حضرت پاسخ دادند: آیهای از کتاب خداوند عزوجل او را از این کار بازداشت. وی گوید: به آن حضرت عرضه داشتم: آن کدام آیه است؟ آن حضرت پاسخ دادند: این کلام خداوند عزوجل که فرمود: «اگر [[[کافر]] و مؤمن] از هم متمایز میشدند قطعاً کافران را به عذاب دردناکی معذب مینمودیم» همانا که خداوند عز و جل را امانتهایی مؤمن در صلب مردمی کافر و منافق میباشد. پس حضرت علی(ع) پدران را نمیکشت تا اینکه آن امانتها از صلب آنان خارج شود. پس هنگامی که آن امانتها از صلبها خارج شده و به دنیا بیایند بر هر کس که بخواهد پیروز شود و با او قتال میکند، همچنین قائم ما اهل بیت است که هرگز ظهور نمیکند تا هر زمانی که امانتهای خداوند عز و جل ظاهر گردد پس هنگامی که آن ودایع ظاهر گردید او نیز ظهور نموده و با افرادی که با وی مقابله نمایند جنگ و جهاد خواهد نمود[۱۰].
- و از آن جمله است روایتی که از حضرت صادق(ع) روایت شده که فرمود: به خدا سوگند آن چه را که به انتظارش گردن میکشید به وقوع نخواهد پیوست تا آنکه شما خالص گردیده، بد و خوب شما از هم جدا شود سپس ده یک از شما رفته و جز اندکی از شما در راه حق ثابت قدم نمیماند. سپس این آیه را تلاوت فرمودند: ﴿أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّة وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ﴾؛ آیا پنداشتید که داخل بهشت میشوید، بیآنکه خداوند جهادگران و شکیبایان شما را معلوم بدارد؟[۱۱].
- و از آن جمله است آن چه از امام باقر(ع) روایت شده که فرمود: دولت ما آخرین دولتها است، هیچ خاندانی نمیمانند که دولتشان پایدار گردد مگر اینکه قبل از ما به حکومت خواهند رسید، تا اینکه مردم هنگامی که سیره و حکومت ما را در هنگام حکومت دیدهاند نگویند ما مانند روش و سیره آنان رفتار میکنیم، و این کلام خداوند عزوجل است که میفرماید: «و فرجام [خوش] از آن پرهیزگاران است»[۱۲].
- و از آن جمله است روایتی که از حضرت امام رضا(ع) در جواب کسی که از علت غیبت پرسیده است آمده که فرمود: تا اینکه آن گاه که قائم ما با شمشیر قیام میکند در گردنش بیعتی از هیچ کس نباشد[۱۳]. این مسأله، با الفاظی نزدیک به هم از بسیاری از ائمه(ع) روایت شده است. از آن جمله است روایتی که از خود حضرت مهدی(ع) در توقیعی که در جواب مسائل اسحاق بن یعقوب صادر فرمودند آمده است: و اما علت وقوع غیبت این است که خداوند عزوجل میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، از چیزهایی که اگر برای شما آشکار گردد شما را اندوهناک میکند مپرسید» همانا هیچ یک از پدران من: نبود مگر اینکه بر گردن او بیعتی از طاغوت زمانش قرار داشت اما هنگامی که من خروج و قیام میکنم بیعت هیچ طاغوتی را بر گردن ندارم[۱۴].
- امام زمان(ع) در اولین نامه خود به شیخ مفید این گونه مرقوم فرمودند: مادام که حکومت و دولت دنیا در دست فاسقان است، ما - به حسب آنچه خداوند متعال به ما نمایانده و صلاح حال ما و شیعیان ما در آن است - در مکانی دور از مساکن ظالمان و ستمگران بسر میبریم[۱۵].
- آن حضرت در دومین نامه خود به شیخ مفید آوردهاند: «ولو أنَّ أشياعَنا، وفّقهمُ اللهُ لطاعتِه، على اجتماعٍ مِنَ القلوبِ في الوفاءِ بالعهدِ عليهم، لما تأخّر عنهمُ اليُمْنُ بلقائِنا، ولتعجَّلتْ لهمُ السعادةُ بمشاهدتِنا على حقِّ المعرفةِ وصدقِها منهم بنا فما يحبسنا عنهم إلاما يتصل بنا مما نكرهه ولا نؤثره منهم...»؛ پس اگر شیعیان ما - که خداوند آنها را به طاعت خود موفق دارد - با همدلی، بر عهد و پیمانی که بر عهده آنان است وفا کنند، برکت دیدار ما از آنان به تأخیر نمیافتد و به زودی سعادت مشاهده ما با شناخت صادقانه به آنها خواهد رسید. اما اخبار ناراحت کنندهای که از شیعیان خود توقع آن را نداریم از آنها به ما میرسد و سعادت دیدار ما را از آنان سلب مینماید...[۱۶].
اینها نمونههایی از روشنترین احادیث شریفی بود که در رابطه با علل و اسبابی که برای غیبت ذکر شده روایت شده بود. البته در میان این روایات نیز در ذکر علل غیبت تداخل وجود داشت که ما در ضمن نقاط هشتگانه آینده به این نکات اشاره خواهیم نمود:
جمع کردن و استفاده از تجربیات امتهای گذشته
حکمت خداوندی در تدبیر امور مخلوقات اقتضا کرد تا حضرت مهدی(ع) در پس پرده غیبت پنهان شود و حکمت این امر همان حکمتی بود که در امتهای گذشته نیز اقتضا میکرد بعضی از پیامبران و انبیای گذشته به پس پرده غیبت بروند، و چون رسالت و دین اسلام آخرین و پایان بخش ادیان الهی میباشد، هر چه در سایر ادیان و امتها به انجام رسیده است، در این امت نیز باید محقق گردد؛ پس همانگونه که محقق شدن اهداف دیگر رسالتهای آسمانی، به دلیل عدم استعداد امتهای پیشین مستلزم غیبت بعضی از پیامبران آنها بود، در امت اسلام نیز وضعیت به همین منوال میباشد.
زیرا تحقق اهداف شریعت خاتم اسلام اقتضا میکند که پایان بخش اوصیای این دین یعنی حضرت مهدی(ع) در پس پرده غیبت واقع شود تا این امت به صورت کامل برای تحقق اهداف دینی شایستگی پیدا نمایند، روشن است که این سبب، کلی است و سبب سایر غیبتهایی که در ادیان پیشین واقع شده و علل دیگری را که طوایف دیگر در رابطه با مسأله غیبت ذکر مینمایند نیز شامل میشود. آنچه در این دسته از روایات ملاحظه میشود این است که این روایات، غیبت را از اسرار الهی دانسته و سر آن را قبل از انتهای غیبت و ظهور امام، قابل کشف ندانسته، اجازه کشف آن را نمیدهند. این دسته از روایات، به همه اسباب و علل غیبت اشاره نمیکنند، بلکه به بعضی از علل غیبت اشاره نموده و بر این باورند که برای غیبت علل و اسباب دیگری نیز وجود دارد که کشف آنها قبل از ظهور لااقل برای همه مردم صلاح نیست. اما ایمان به غیبت فرع ایمان به حکمت خداوند متعال است که هیچگاه کاری که صلاح بندگان در آن نباشد انجام نمیدهد.[۱۷]
عامل امنیتی
چنان که در غیبت پیامبران خدا همچون موسی عیسی و دیگران ترس از کشته شدن به دست دشمنان، عاملی اساسی در وقوع غیبت بوده، بسیار روشن است که در رابطه با حضرت مهدی(ع) هم که دستگاههای حکومت عباسی - چنان که دیدیم - سعی وافری در به شهادت رساندنش داشتند، این دلیل به شکل کامل صادق بوده و حداقل در دوره غیبت صغری، دلیلی بر اصل وقوع غیبت است. پیدا است که مقصود از غیبت، حفظ وجود امام میباشد که حجت خداوند بر مردمان است. تا بدین وسیله، زمین خداوند از حجت قائم الهی خالی نماند؛ هدایتگری که مردمان را به فرمان خداوند هدایت کند. اما با وجود اینکه پدران پاک امام زمان(ع) همگی حجت خدا بر مردمان بودند و همه آنان نیز با تهدید قتل و دشمنی از جانب حکومتهای زمان خود روبرو بوده و عملًا نیز به وسیله شمشیر یا سم به شهادت رسیدند[۱۸]؛ چه سری بود که غایب شدن از چشم مردم تنها به امام دوازدهم اختصاص یافته است؟
جواب این سؤال بسیار روشن است؛ چراکه آن حضرت - که خداوند در فرج و ظهورش تعجیل نماید - پایان بخش ائمه معصومین است و او است که به برپا نمودن دولت جهانی اسلام مکلف شده است، وی همان کسی است که خداوند عز و جل با دستان پر توان او وعده خود را برای اظهار اسلام و برتری بخشیدن این دین بر همه دینها و به میراث رساندن زمین برای صالحان، وفا میکند، پس ناچار باید وجود نازنینش حفظ شود تا این مأموریت بزرگ را به انجام برساند. مضافاً به اینکه حکومت عباسی به جهت اینکه به همین نکته آگاهی دقیق داشتند شدیداً سعی کردند تا آن حضرت را حتی در گهواره به قتل برسانند تا مأموریت بزرگ اصلاحی آن بزرگوار ناکام بماند. این علت در رابطه با غیبت کبری نیز مؤثر است؛ چراکه تا همه علل و عوامل لازم برای تحقق مأموریت و هدف بزرگ امام زمان(ع) - همچون گرد آمدن یاران و یاوران - فراهم نیامده باشد، بیرون آمدن آن حضرت از پس پرده غیبت باعث قرار گرفتن آن بزرگوار در معرض خطر میباشد؛ زیرا حاکمان جور در هر زمانهای سعی در نابود کردن آن بزرگوار خواهند نمود و هنوز مأموریت اصلاحی بزرگان آن حضرت به اتمام نرسیده آن حضرت را خواهند کشت؛ کاری که با پدران بزرگوار آن حضرت انجام دادند. این مطلب بسیار واضح و روشن است و میتوان آن را از توضیحاتی که حضرت امام باقر(ع) در حدیث دوم برای عبدالله بن عطا بیان فرمودند به خوبی دریافت.[۱۹]
تهیه فرصتمناسببرای رسیدن حق به همه م ردم و استخراجهمه ذخیرههایالهی
بیرون آمدن ذخیرههای الهی که همان مؤمنانی باشند که در صلب و نسل افراد کافر قرار دارند، عامل دیگری برای غیبت امام زمان(ع) بود. مقصود، فرصت دادن برای رسیدن آوازه دین حق به همه مردمان است تا بدین وسیله حقیقت رسالت الهی و اسلامی که امام زمان(ع) حامل آن است، برای همه مردم روشن و آشکار گردد و در نتیجه، چه بسا اشخاص منسوب به مکتبهای گمراه و نسلهای بازمانده از منحرفان، راه حق را بپذیرند و به اهداف مهدوی معتقد شده به صفوف یاوران مهدی منتظر(ع) بپیوندند. روشن است که این علت، به صورت روشن و آشکار مستقیماً تفسیرکننده سبب تأخیر ظهور آن حضرت(ع) بوده و به صورت غیر مستقیم این نکته را آشکار میدارد که غیبت آن حضرت، تا آن زمان فراهم شدن این عامل که از عوامل لازم و حتمی برای ظهور آن حضرت است، ادامه مییابد.؛ چراکه ظهور آن بزرگوار همراه با آغاز فوری انقلاب جهانگیر و مأموریت اصلاحی بزرگ آن حضرت است و بلافاصله، عذاب دردناک را بر منحرفان نازل خواهد نمود.[۲۰]
آزمون مقدماتی نسل ظهور
در خلال اوضاع و شرایط سخت و ناگواری که با غیبت امام زمان(ع) همراه میباشد، آمادگی و پختگی لازم مردم جهان و به خصوص شیعیان، برای این امر بیشتر میگردد و آشکار است که ایمان به آن حضرت و غیبتش به خودی خود عامل مهمی در تقویت ایمان و نیز کسانی است که بر سر ایمان خود به آن حضرت پایدار ماندهاند.؛ چراکه ایمان به غیبت، خود مرتبه بالایی از مقام یقین و ایمان به غیب بوده و مردم را از اسارت مادیات و محسوسات رهایی میبخشد تا تنها به آنچه میبینند ایمان نداشته باشند. آیات اول سوره بقره، ایمان به غیب را یکی از صفات بارز افراد پرهیزگار برمیشمارد و این احادیث، این صفت مهم اهل ایمان را به عنوان روشنترین مصداق غیب و ایمان به آن، بر ایمان به حضرت مهدی(ع) در زمان غیبتش تطبیق نمودهاند. خصوصاً هنگامی که طولانی بودن این غیبت را نیز در نظر داشته باشیم[۲۱].
به همین جهت میبینیم: این احادیث شریف مؤمنان عصر غیبت را که علیرغم همه شکها و شبهههای اعتقادی که از عدم حضور آن حضرت ناشی میشود، بر شریعت اسلام و سیره مهدوی ثابت قدم و پایدار ماندهاند به شدت تعریف و تمجید مینماید. به همین دلیل در مییابیم که نفس غیبت، یکی از عوامل آماده شدن یاوران حضرت مهدی(ع) میباشد.؛ چراکه ایمان به امام غایب، موجب رسوخ ایمان به غیب در قلب مؤمنان است؛ امری که ضامن آزادی از اسارت مادیات و مشهودات است. و همین ایمان، شایستگی لازم را برای یاری حضرت مهدی(ع) در به ثمر رساندن مأموریت اصلاحی بزرگش به آنان اعطا میکند.[۲۲]
آشکار شدن ناتوانی دیگر مکاتب
اثبات ناتوانی مکاتب فکری دیگر در به تحقق رساندن سعادت و کمال مورد نظر جامعه بشری آشکارا همه جامعه بشری را به عکس العمل مثبت نسبت به مأموریت اصلاحی بزرگ امام زمان(ع) وا میدارد اثبات ناتوانی آنان از این مطلب، خود موانع این تعامل مطلوب را از بین خواهد برد تا اهداف الهی که مربوط به ظهور حضرت مهدی(ع) میباشد ایجاد شود و مردم جامعه به مرور زمان، به شعارهای مکاتب مادی و غیر مادی دارای اصول منحرف فریفته نگردند.[۲۳]
حفظ روحیه ظلمستیزی
حضرت امام زمان(ع) کسی است که زمین را چنان که پر از ظلم و جور شده باشد پر از عدل و داد خواهد نمود؛ آن حضرت پس از اتمام حجت کامل بر منحرفان - در خلال غیبت کبری و قبل از آن - حاکمان ستمگر و حاکمیت فساد را با شمشیر خود زایل و برطرف خواهد نمود که در نکته گذشته نیز به این امر اشاره نمودیم. پس ظهور آن بزرگوار با حرکت جهادی قاطعی از جانب آن حضرت همراه خواهد بود کههیچگونه آرامش و سازشی با منحرفان در آن، راه نخواهد داشت و از همین جا لازم میآید که این صفت در اتباع امام زمان(ع) نیز پیدا شده و در وقت ظهور در آنان موجود باشد و شاید مقصود احادیث شریف که میفرمایند: «تا بر گردن او بیعتی از طاغوتی نباشد» همین معنی باشد. پیدا است که چنین نقش قاطعی باعث میشود که ظالمان و ستمگران، پیش از آغاز این حرکت و آماده شدن شرایط مناسب و تعداد لازم از انصار و یاوران آن حضرت، به شدیدترین وجه جلوی این کار را گرفته، آن حضرت را از بین برده یا حضرتش را وادار به سازش با ظالمان و ستمگران نموده او را مجبور کنند تا فعالیتهای خود را به صورت نیمه فعال در آورد؛ سیاستی پدران بزرگوارش نیز در قبال ظالمان و ستمگران از آن استفاده مینمودند. این مسأله خطرهای زیادی را در بر داشت. مانند تضعیف روحیه ظلمستیزی در نزد مؤمنان که میدیدند امامشان که مکلف به از بین بردن کامل ظلم و ستماست، در برابر ستمگران کاملًا سکوت کرده است. به علاوه اینکه بر فرض اتخاذ این موضعگیری منفی باز هم امکان جلوگیری از فتنههای ستمگران و تلاشهای مستمر آنان برای رها شدن از دست آن حضرت و کشتن آن بزرگوار حاصل نمیگردید. در غیر این صورت، میبایست قبل از حاصل شدن عوامل لازم برای پیروزی برای انجام مأموریت خود قیام کند که این هم به معنی کشته شدن آن بزرگوار قبل از دستیابی به هدف بزرگ خود میباشد. به همین دلیل باید قبل از تکمیل شرایط لازم برای آن حرکت اسلامی از ظهور خودداری کرده و در پس پردههای غیبت مستتر بماند تا بتواند رفته رفته به فعالیتهای خود در زمینه فراهم آوردن عوامل لازم برای پیروزی در مأموریت بزرگ زمان ظهور خود اقدام نماید.[۲۴]
غیبت و صلاح کار امام و مؤمنان
این علت که در روایات به آن اشاره شده، علتی مجمل است که متضمن بیان یکی از وجوه حکمت الهی در امر به غیبت آن حضرت میباشد به این عنوان که که صلاح کار آن حضرت و مؤمنان در غیبت آن جناب است؛ شاید معنی این امر این است که در سایه اوضاع سخت و متضاد با اهداف نهضت مهدوی، غیبت بهترین شیوه ممکن برای قیام حضرت مهدی(ع) به مأموریتهای امامت میباشد. هم چنان که در نکته ششم نیز به آن اشاره نمودیم. شاید هم معنی اینکه صلاح شیعیان و کسانی که به وجود آن حضرت ایمان دارند در غیبت او است به این باشد که آنان به واسطه قرار گرفتن در شرایط غیبت امام، آفاق جدیدی از تکامل و آمادگی در میان صفوف و نسلهای پی در پی خود را فتح خواهند نمود؛ - که در نکته چهارم هم به آن اشاره کردیم - تا نسلی پای به عرصه وجود بگذارد که بتواند از نظر کمی و کیفی قابلیت استجابت مقتضیات قیام بزرگ مهدوی را پیدا کند. شاید هم مراد از صلاح امت حفظ جان آنان از نابودی در اثر قیامِ قبل از موعد و قبل از فراهم آمدن حرکت مطلوب اسلامی یا در اثر ناتوانی آنان از یاری امام به صورت مطلوب در هنگام قیامِ بدون غیبت باشد، که نمونه چنین موضعگیری از جانب امت، در قیام حضرت امام حسین(ع) و پیش از آن، در خلافت برادر و پدر بزرگوارش، امام حسن و حضرت امیرالمؤمنین(ع) به وضوح دیده شدهاست.[۲۵]
فراهم نیآمدن تعداد مطلوب یاوران
آخرین عاملی که در روایات به آن اشاره شده است تکمیل نشدن تعداد لازم در یاران و انصار آن حضرت برای اجرای مأموریت اصلاحی بزرگ از نظر کمی و کیفی میباشد؛ مأموریتی که محتاج تعداد کافی از اعوان و انصار با سطح بالای اخلاص نسبت به شریعت محمدی و اهداف آن، دانش لازم برای این کار و همچنین شناخت کافی از دسیسههای دشمنان میباشد. به گونهای که این یاران، دارای تجربهای جهادی باشند؛ تجربهای که برای داخل شدن در حرکتی انقلابی و قاطع بر ضد کفر و شرک و فسق و نفاق لازم است. شاید هم این علت تکمیل کننده علتی باشد که در نکته چهارم بدان اشاره رفتهاست.[۲۶]
اقدامات امام مهدی(ع) در غیبت کبری
روش و سیره حضرت مهدی(ع) و تحرکات آن حضرت در زمان غیبت کبری بیشتر پیرامون محور آمادهسازی جامعه برای ظهور آن حضرت و تلاش در راه برطرف کردن علل موجب غیبش دور میزده است، بر همین اساس میتوان گفت: آن حضرت در دوران غیبت، در راه رشد و بالندگی امت اسلام و استفاده این امت از تجربیات نسلهای پی در پی؛ همچنین در راه رساندن حق به همه مردمان و کمک و تأیید کسانی که در جهت نشر اسلام ناب و حفظ آن کار میکنند کوشش مینماید. آن حضرت همواره در صدد تحقق عملیات آزمایش و گزینش نسل ظهور برای آماده شدن آنان برای این مرحله میباشد، و نیز پرده از ناکارآمدی سایر مکاتب و ناتوانی آنان در محقق کردن سعادت مطلوب بشریت بر میدارد. آن حضرت در حفظ و نگهداری روحیه مبارزه با ظلم تلاش کرده، اقدامات دشمنان را در جهت از بین بردن این روحیه خنثی مینمایند. آن حضرت به انجام همه این امور کمر همت بسته است. اما این همه با روشهایی بسیار مخفی و پنهانی به انجام میرسد که بیشتر آنها در زمان ظهور آن حضرت به چشم خواهد آمد و نقش آن حضرت در بسیاری از حوادثی که در زمان غیبت به وقوع پیوسته و همه در راه تحقق اهدافی که ذکر کردیم بوده است در زمان ظهور آشکار خواهد گردید. حتی اقداماتی که دلیل وقوع آن را نمیدانیم و اسباب و عللی که به ذهن ما میرسد برای تفسیر آن اقدامات کافی نمیباشد.[۲۷]
مراقبت آن حضرت از نظام اسلامی
حضرت امام مهدی(ع) در اولین نامهای که خطاب به شیخ مفید مرقوم فرمودهاند این گونه آوردهاند: «... فإنا نحيط علماً بأنبائكم ولا يعزب عنا شيء من أخباركم، ومعرفتنا بالذل الذي أصابكم مُذ جنح كثير منكم الي ما كان السلف الصالح عنه شاسعاً ونبذوا العهد المأخوذ وراء ظهورهم كأنهم لا يعلمون. إنا غير مهملين لمراعاتكم، ولا ناسين لذكركم ولولا ذلك لنزل بكم اللأواء وأصطلمكم الأعداء»؛ ... همانا که ما اخبار شما را میدانیم و چیزی از اخبار و مسائل شما نیست که از ما پنهان باشد. ما میدانیم که در نتیجه کارهای بسیاری از شما که از رویه سلف صالح دور شده عهد و پیمانی که بستهاند پشت سر انداخته و همچون نادانان عمل مینمایند، به چه ذلت و خواری مبتلا گشتهاید.
همانا که ما هیچگاه از مراعات حال شما غافل نبوده و شما را از یاد نمیبریم و اگر چنین نبود هر آینه بلاها بر شما نازل شده و دشمنان شما را در زیر پا لگد کوب مینمودند[۲۸]. حضرت مهدی(ع) همواره پیگیر اوضاع مؤمنان بوده و کلیه تحولاتی که برای آنان حاصل میگردید، در دایره علم آن حضرت موجود بوده است. آن حضرت اقداماتی را که دشمنان در جهت از بین بردن شیعیان و به ضعف و سستی کشانیدن آنان انجام میدهند به خوبی دانسته و به شکلهای مختلف، اقدامات لازم را در جهت رفع خطر از شیعیان به انجام میرسانند. این مراقبت خود یکی از عوامل اساسی است که باعث حفظ پیروان مذهب اهل بیت(ع) در طول تاریخ و نسلهای پیاپی شده است؛ امتی که علیرغم شدت حملاتی که از طرف دشمنان و حکومتها متوجه آن بوده و باعث ترور جسمی و فکری آن شده و علیرغم الحادی که در طول قرنهای متمادی بر ضد آنان جریان داشته، همواره زنده، سالم و پابرجا باقی مانده است. به یقین میتوان گفت که اگر مراقبت حضرت مهدی(ع) از امت اسلام و پیروان مذهب اهل بیت(ع) نبود بدون شک این گونه ترورهای جسمی و جنگهای فکری وسیعی که تاریخ اسلام بر ضد پیروان مذهب اهل بیت(ع) شاهد آن بوده، قادر بود تا این گروه را از نظر جسمی و فکری از صفحه روزگار محو و نابود سازد.[۲۹]
حراست از اسلام ناب و تقویت فرایند اجتهاد
حضرت مهدی(ع) در زمان غیبت کبری همچنین به مسئولیت سنگین حفاظت و حراست از اسلام ناب که پرچم آن بر دوش پیروان مذهب اهل بیت(ع) نهاده شده است، قیام مینماید که این خود یکی از مسؤولیتهای اساسی مقام امامت میباشد. از جلوههای پرداختنِ آن حضرت به این مسئولیت مهم در زمان غیبت، تقویت فرایند اجتهادِ دانشمندان و فقیهان و جلوگیری از اجماع و اتفاق نظر آنان بر نظریات باطل به هر طریق ممکنمیباشد. علامه کراجُکی در شرح و توضیح این مطلب میگوید: روایات و نصوصی که در زمینه احکام موجود است از طریق راویانی به دست ما رسیده که احتمال غلط اشتباه و فراموشی بر آنها محال نیست و کسانی آنها را برای ما نقل میکنند که ممکن است بتوانند مطلب حقی را ترک یا کتمان نمایند. در این صورت هرگز نمیتوان به عدم وقوع چنین مسائلی در میان این راویان و دانشمندان اطمینان پیدا نمود. مگر اینکه شخصی معصوم در پشت این افراد وجود داشته باشد که شاهد احوال آنها و دانا به کارهای آنها بوده اگر به راه خطا رفتند، هدایتشان نموده و اگر به وادی فراموشی افتادند و یا حقی را کتمان نمودند به آنان تذکر داده و یادآوری نماید.
اگر چه امام زمان از دیدگان آنها مستتر است و آنها وی را به شخصه نمیشناسند، اما آن حضرت در میان این اشخاص موجود بوده شاهد احوال و دانا به اخبار آنان است و اگر آنان از نقل روایات منصرف شوند و یا از راه حق منحرف گردند، دیگر تقیه بر او جایز نبوده و خداوند متعال وی را آشکار ساخته و آن حضرت از بیراه رفتن و باطل آنان جلوگیری کرده حق را آشکار نموده و حجت را بر خلق اثبات میکنند[۳۰]. البته مراد از ظهور در اینجا ظهور عام و کلی نیست. بلکه مراد، ظهور و آشکار شدن محدود آن حضرت برای بعضی از علما و دانشمندان بوده و به مقداری است که برای آشکار کردن حق لازم باشد. این از مسائلی است که دانشمندان در باب اجماع از آن بحث کرده و درباره آن تحقیق نمودهاند. به عنوان مثال علامه سید محمد مجاهد در کتاب مفاتیح الاصول مینویسد:... بنای ما در مسأله اجماع، بر قاعده لطف است؛ قاعدهای که بر خداوند متعال ایجاب میکند تا امام و پیشوایی برای مردم برگزیند تا وی در صورت اتفاق نظر امت بر مسألهای باطل، آنان را از این اتفاق نظر باز داشته، رد نماید. و این از بزرگترین الطاف خداوند متعال است و حتی اگر حصول این امر از راههای آشکار ممکن نبود، خداوند متعال با اسباب پنهانی این مطلب را به انجام میرساند... وجود حضرت امام زمان(ع) در زمان غیبت قطعاً از الطاف خداوند به شمار میآید پس آن حضرت در زمان غیبت هر کاری را که برای هدایت امت لازم باشد به انجام میرساند؛ چراکه مقتضی برای این کار موجود و مانعی برای آن وجود ندارد. چنین لطفی قبل از غیبت نیز برای ائمه اطهار(ع) ثابت بوده است. بنابراین به مقتضای اصل، به اضافه روایات متواتری که بر بقای آن دلالت دارد، این مسأله پس از زمان غیبت نیز بر ائمه(ع) لازم و واجب است. این مطلب در روایات متعددی از پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) با الفاظ و معانی نزدیک به هم وارد شده است، از حضرت پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که فرمود: همانا که برای مبارزه با هر بدعتی که از بین برنده ایمان باشد ولیی از اهل بیت من وجود دارد که برای دفاع از ایمان و دین مردم گمارده شده است؛ وی حق را آشکار کرده مکر و حیله حیلهگران را به خودشان باز میگرداند.
و از پیامبر اکرم و اهل بیت آن حضرت(ع) روایت شده است که فرمودند: در هر نسلی در میان امت اسلام افرادی عادل وجود دارند که تحریفِ اهل غلو، فرقهگرایی اهل باطل و تأویل نادانان را از دین خدا نفی میکنند. در روایت مستفیض[۳۱] دیگری از ائمه اطهار(ع) روایت شده است: «إن الارض لا تخلو إلاوفيها عالم اذا زاد المؤمنون شيئاً ردهم الي الحق وإن نقصوا شيئاً تمم ذلك ولولا ذلك لالتبس عليهم أمرهم ولم يفرقوا بين الحق والباطل»؛ زمین هیچگاه از دانشمندی خالی نمیماند که اگر مؤمنان چیزی در دین خود اضافه کردند آنان را به راه حق و حقیقت باز گرداند و اگر چیزی از دین خدا کم و ناقص کردند آن را برایشان تکمیل و ترمیم نماید، و اگر چنین نبود امر مؤمنان بر آنان مشتبه گشته، فرق میان حق و باطل را نمیشناختند. همچنین با اسناد مختلف از حضرت امیرالمؤمنین(ع) روایت شده است که فرمود: «اللهُم إنک لا تخلی الارض من قائم بحجة إما ظاهر مشهور أو خائف مغمور لئلا تبطل حججک وبیناتک..»؛ خداوندا همانا که تو، برای تعطیل و باطل نشدن دلایل و بیناتت در میان جامعه، زمین را هیچگاه از امام و حجتی به پا خاسته خالی نمیکنی یا آشکار و شناخته شده و یا ترسان و پنهان...
در بعضی از نقلهای این روایت نیز آمده که آن حضرت، چنین فرمودند: خداوندا همواره باید زمین تو، حجتی از جانب تو بر خلقت داشته باشد تا آنان را به دین تو هدایت کرده دانش دینی را به آنان تعلیم نماید تا حجت تو باطل نشود و پیروان اولیایت پس از اینکه آنان را به وسیله اولیای خود هدایت نمودی گمراه نگردند. حال این امام و حجت یا آشکار است و بسیاری از مردم فرمانش را اطاعت نمیکنند یا پنهان و پوشیده است و یا مترصد فرصتی برای انجام وظیفه. چه اگر شخص او در حال هدایت مردم از دیدگان آنان غایب باشد، همانا دانش و آداب او به صورت غیر محسوس در دلهای مؤمنان کاشته شده و آنان به آن مسائل عمل خواهند نمود. و در تفسیر کلام خداوند متعال که میفرماید ﴿إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ﴾؛ تو فقط هشداردهندهای، و برای هر قومی رهبری است. در روایات آمده است: همانا که مراد از بیم دهنده رسول خدا(ص) میباشد و در هر زمانی امام و پیشوایی از ما وجود دارد که مردم را به آنچه که پیامبر(ص) از جانب خداوند آورده است هدایت و راهنمایی مینماید. در بعضی دیگر از روایاتی که در تفسیر همین آیه از ائمه اهل بیت(ع) آمده است چنین میبینیم. به خدا سوگند که این منصب، تا روز قیامت از میان خاندان ما بیرون نرفته و از ما زایل نخواهد گشت.
از حضرت امام صادق(ع) نیز روایت است که فرمودهاند: از روزی که خداوند متعال زمین را آفرید هیچگاه از حجت خداوند خالی نبوده است. یا آشکار و شناخته شده یا پنهان و پوشیده. و تا روز قیامت نیز هیچگاه از حجت خدا خالی نخواهد ماند. و اگر چنین نبود هیچگاه خداوند متعال در روی زمین عبادت نمیشد. از آن حضرت سؤال شد که مردم چگونه میتوانند از امام و پیشوای پنهان و پوشیده استفاده بنمایند؟! آن حضرت در پاسخ فرمودند: چنانکه مردم در روزهای ابری نیز از خورشید و نور و حرارت آن استفاده میکنند.
از خود حضرت امام زمان(ع) نیز در همین رابطه روایت شده است که فرمود: و اما کیفیت استفاده بردن مردم از من در زمان غیبتم مانند استفاده بردن مردم از خورشید است آن گاه که ابرها از دیدگان مردم پنهانش نمایند. و همانا که من مایه امنیت اهل زمین هستم؛ چراکه ستارگان نیز مایه امنیت و امان اهل آسمان میباشند. اخبار و روایاتی که با همین مضمون وارد شده و بر این معنی دلالت دارند بیشمارند و مقتضای همه آن روایات این است که امام زمان(ع) در زمان غیبت، از باب لطف به مؤمنان مسائل باطل را رد نموده و مردم را به سوی حق هدایت مینماید. و اینکه این کار با اسباب و عوامل پنهان انجام میشود. که حدیث استفاده از خورشید پشت ابر نیز به همین مسأله اشعار دارد زیرا بدیهی است که استفاده از اسباب و عوامل آشکار در زمان غیبت منتفی است و اگر در بعضی از این روایات آمده است که آن حضرت در زمان غیبت حق را آشکار مینماید، منافاتی با مخفی بودن اسباب و عوامل این کار ندارد...[۳۲].[۳۳]
تقویت فقها در عصر غیبت
چنان که پیشتر در هنگام بحث از سازمان نیابت و سفارت از امام زمان در زمان غیبت صغری اشاره نمودیم چنین سازمانی حکم زمینهسازی برای ارجاع امت در زمان غیبت کبری به فقیهان عادل به عنوان نمایندگان امام زمان(ع) را داشت؛ تا آنان به عنوان یک نهاد رهبری ظاهر و پیدا از حضرت مهدی(ع) نیابت نمایند. آن حضرت در توقیعی که به اسحاق به یعقوب فرستاده است، امت را به مراجعه به این فقیهان فرمان دادند: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِم»؛ در رویدادهایی که برای جامعه پیش میآید به راویان حدیث ما مراجعه کنید.؛ چراکه آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم. ائمه اطهار(ع) از قبل، به نقش مهم علما در زمان غیبت کبری اشاره کرده بودند مثلًا از حضرت امام هادی(ع) روایت شده است که فرمود: «لَوْ لَا مَنْ يَبْقَى بَعْدَ غَيْبَة قَائِمِكُمْ(ع) مِنَ الْعُلَمَاءِ الدَّاعِينَ إِلَيْهِ وَ الدَّالِّينَ عَلَيْهِ، وَ الذَّابِّينَ عَنْ دِينِهِ بِحُجَجِ اللَّهِ، وَ الْمُنْقِذِينَ لِضُعَفَاءِ عِبَادِ اللَّهِ مِنْ شِبَاكِ إِبْلِيسَ وَ مَرَدَتِهِ، وَ مِنْ فِخَاخِ النَّوَاصِبِ، لَمَا بَقِيَ أَحَدٌ إِلَّا ارْتَدَّ عَنْ دِينِ اللَّهِ، وَ لَكِنَّهُمُ الَّذِينَ يُمْسِكُونَ أَزِمَّة قُلُوبِ ضُعَفَاءِ الشِّيعَة كَمَا يُمْسِكُ صَاحِبُ السَّفِينَة سُكَّانَهَا، أُولَئِكَ هُمُ الْأَفْضَلُونَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ اگر بعد از غیبت قائم شما(ع) دانشمندانی نبودند که مردم را به سوی او دعوت نموده، به سوی او راهنمایی کرده، با حجج و براهین خداوند از دین او دفاع نموده، بندگان ضعیف خداوند را از دام شیطان و پیروان گردنکش او نجات داده، آنان را از دامهای نواصب برهانند، هر آینه کسی باقی نمیماند مگر اینکه از دین خدا مرتد میشد، اما آنانند که همچون ناخدایی که سکان کشتی را در دست میگیرد زمام دلهای شیعیان ضعیف را در دست دارند. آنان کسانی هستند که در نزد خدا از برترین افراد میباشند[۳۴].
آنچه از کلام آن حضرت که فرموده: «آنان حجت خدا بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم» استفاده میشود، این است که در واقع، فقیهان عادل به عنوان واسطهای میان امام و امت میباشند و این امر باعث میشود که بعضی از علما به خصوص آنان که به جایگاه دینی و اجتماعی بالایی دست مییابند و نقش خاصی در توجیه امور و هدایت فکری و سیاسی جامعه پیدا مینمایند به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از تأییدات حضرت امام زمان(ع) برخوردار گردند. خصوصاً در فعالیتهایی که بر مسیر حرکت امت و اسلام تأثیر گذار میباشد. امام زمان(ع) همواره در جهت ساماندهی و هدایت این فعالیتها در راه مصالح امت اسلامی یا دفع خطرهای شدیدِ نابود کننده از امت اسلام، به وسیله این فقیهان، در امور دخالت مینمایند. روایات بسیاری نقل شده است که از بعضی از این دخالتها پرده بر میدارد و مواردی که در روایات نقل نشده و یا پس از نقل، در کتابها تدوین نگردیده است بسیار بیشتر از روایاتی که در این زمینه نقل و تدوین گردیده است. بعضی از این دسته روایات کاشف از دخالت مستقیم امام(ع) در قضایا و دسته دیگری از این روایات کاشف از مداخله غیر مستقیم امام زمان(ع) در قضایا به واسطه یکی از اولیایش میباشد[۳۵].[۳۶]
اصحاب امام زمان(ع) در غیبت کبری
از تعدادی از احادیث شریف استفاده میشود که حضرت امام مهدی(ع) در زمان غیبت کبری دارای تعدادی از اولیا و یاران مخلص میباشد که از اهل هر عصر و زمانی همواره با آن حضرت ملاقات مینمایند، بعضی از این احادیث شریف صراحت دارد که تعداد این اشخاص همیشه سی نفر میباشد، شیخ کلینی در کتاب کافی و شیخ طوسی در کتاب غیبت هر کدام با اسناد خود از حضرت امام صادق(ع) روایت کردهاند که فرمود: {{متن حدیث|لابد لصاحب هذا الأمر من غیبة ولابد له فی غیبته من عزلة ونعم المنزل طیبة وما بثلاثین من وحشة}؛ صاحب این امر ناچار باید از دیدگان مردم غایب شود و در زمان غیبت ناچار باید از مردم عزلت گزیند و در این صورت بهترین منزل برای او مدینه طیبه بوده و چون با سی نفر از یاران خود همراه و همدم میباشد وحشتی او را فرا نمیگیرد[۳۷].
همچنین کلینی با سند خود از حضرت امام صادق(ع) روایت کرده است: قائم دارای دو غیبت است یکی از آنها کوتاه و دیگری طولانی، در غیبت اول، کسی جز شیعیان خاص از مکان آن حضرت اطلاعی ندارد. اما در غیبت طولانی جز اصحاب خاص آن حضرت کسی از مکان آن حضرت اطلاع ندارد[۳۸]. همچنین بعضی از احادیث شریف تصریح دارد که حضرت خضر(ع) نیز جزو افرادی است که در زمان غیبت امام زمان(ع) به همراه آن حضرت میباشد[۳۹]. و شاید حضرت امام زمان(ع) از این اصحاب و اولیا که در مراتب بالای اخلاص به سر میبرند در جهت قیام به مسؤولیتهای اساسی خود که همان حفاظت از مؤمنان و مراقبت از آنان و تأیید و تقویت دانشمندان و همچنین رفع خطر از ایمان مردم و جهت دادن به سیر حرکت رویدادها حتی خارج از نظام اسلامی میباشد، یاری میگیرد تا بدین ترتیب مقدمات ظهور آن حضرت آماده شده و عوامل لازم برای ظهور آن حضرت فراهم آید.[۴۰]
دیدار با مؤمنان در زمان غیبت کبری
روش حضرت امام زمان(ع) در غیبت کبری ایجاب میکند که دیدارهای آن حضرت در این برهه از زمان به این تعداد محدود از اولیای مخلص در هر زمان منحصر نباشد. بلکه شرافت دیدار با آن حضرت افرادی غیر از این اولیا و اصحاب خالص را نیز شامل گردد حتی اگر این دیدارها به صورت مستمر و دائمی نباشد. روایات خاصی که دلالت بر مشاهده آن حضرت در زمان غیبت کبری مینماید بسیار است و تعداد این روایات از حد تواتر بیشتر است، به گونهای که وقتی به این روایات مراجعه کرده آنها را جمعآوری مینماییم در مییابیم که فیالجمله نمیتوان احتمال دروغ و یا خطا در مضمون این روایاترا داد[۴۱].
میرزای نوری صد مورد از این روایات را در کتاب النجم الثاقب ذکر نموده و در کتابهای دیگر چنین روایاتی بسیار بیشتر از این تعداد ذکر شدهاست، به اضافه اینکه یقیناً دیدارهای دیگری هم با حضرت امام زمان(ع) از طرف مؤمنان به انجام رسیده که در هیچ کتابی نوشته نشده و در هیچ منبعی نقل نگردیده است اما از طریق افراد راستگو و درست کردار خبرش به ما میرسد و میدانیم که حضرت مهدی(ع) در سرتاسر عالم و در هر نسلی با تعدادی از مؤمنین ارتباط برقرار مینماید و آنها به شدت از بازگو کردن و نقل چنین خبری پرهیز نموده و این سر را تا ابد در سینه خودنگاه میدارند. بدین ترتیب میتوان گفت که ملاقاتها و دیدارهای روایت نشده و ناگفته امام زمان(ع) با مؤمنین بسیار بیشتر از دیدارها و ملاقاتهای نقل شده در کتب میباشد.
این دیدارها علاوه بر نتایجی که ذکر کردیم دربر دارنده ثمرات مهمی نیز بوده است که حول محور رسوخ دادن ایمان به وجود آن حضرت در دل مردم و برطرف کردن شبهاتی که در برابر این ایمان بروز میکرد دور میزد و در مسیر زمینهسازی برای ظهور آن حضرت، راه را برای مؤمنان هموار مینمود. به خصوص که بیشتر این ملاقاتها با انجام کارهایی از سوی آن حضرت همراه بود که به صورت عادی و طبیعی از کسی جز امام معصوم(ع) ساخته نیست؛ مانند روشنگریهای دقیق علمی یا کرامات و معجزاتی که مجال هرگونه شک و شبهه در باره هویت آن حضرت را از میان برمی داشت. در بیشتر اوقات خود آن حضرت به انجام این ملاقاتها مبادرت میورزیدند و حتی کسی که به سعادت دیدار آن حضرت نایل میآمد انتظار چنین چیزی را نداشت. البته این افتخار به سادگی نصیب کسی نمیگردد بلکه پس از مدتی طولانی یک شخص مؤمن، صادقانه و خالصانه دیدار آن حضرت را از خداوند متعال خواسته و برای دستیابی به این مقصود به انجام کارهای نیک دست میزند، حاصل میشود. دیگر ویژگی این ملاقاتها این بود که عادتاً به میزان لازم برای رفع نیاز شخص مورد ملاقات و حصول نتیجه مورد نظر امام(ع) انجام میگرفت و غالباً برای رعایت اصول استتار، مؤمنی که به شرافت دیدار آن حضرت نایل میگردید، تنها پس از پایان ملاقات متوجه میشد که شخصی که با او دیدار کرده امام زمان(ع) بوده است.[۴۲]
حضور در موسم حج
احادیث شریف بر این مطلب تصریح دارد که حضور همهساله در مراسم حج جزو سیره امام زمان(ع) است. آشکار است که این حضور مهم سالانه فرصت مناسبی برای ملاقات مؤمنان سراسر جهان با آن حضرت و رسیدن راهنماییهای آن حضرت به آنان میباشد حتی اگر آن حضرت خود را به آنان معرفی نکند اما میتواند بدون نیاز به روشهای اعجازی، از نزدیک از اوضاع و احوال آنان باخبر شود. در احادیث شریف آمده است که آن حضرت(ع) در مراسم حضور پیدا مینماید و مردم را میبیند اما مردم او را نمیبینند[۴۳]، البته واضح است که مراد از دیده نشدن آن حضرت توسط مردم دیدن همراه با شناختن است که این همان مهدی(ع) است.؛ چراکه روایات دیگر بر امکان مشاهده آن حضرت در ایام حج تصریح دارد، بعضی از روایات هم تصریح دارد که مردم آن حضرت را میبینند اما تنها او را به عنوان سیدی از اولاد رسولالله(ص) میشناسند.[۴۴]
پرسش مستقیم
پرسشهای وابسته
- چرا غیبت کبری با اهمیتتر از غیبت صغری است؟ (پرسش)
- عصر غیبت کبری چه خصوصیات ویژهای دارد؟ (پرسش)
- آیا دلیل نقلی برای اثبات غیبت امام مهدی وجود دارد؟ (پرسش)
- غیبت امام مهدی به چه کیفیتی است؟ (پرسش)
- علت و هدف اصلی از غیبت کبری امام مهدی چیست؟ (پرسش)
- آیا در عصر غیبت کبری نیز نامهای از ناحیه مقدسه صادر شده است؟ (پرسش)
- آیا این گونه غیبت در بین انبیا هم سابقه داشته است؟ (پرسش)
- اعمال شب میلاد امام مهدی چیست؟ (پرسش)
- آیا ممکن است امام مهدی در عصر غیبت دیده شود؟ (پرسش)
- با توجه به اینکه بخشی از شرایط ظهور در حال حاضر محقق نشده است چگونه میتوان همچنان منتظر بود؟ (پرسش)
- چه محذوری داشت اگر امام مهدی در بین مردم ظاهر میبود؟ (پرسش)
- رهبری امام مهدی در دوران غیبت کبرا به چه شکلی است؟ (پرسش)
- آیا صدقه دادن برای امام مهدی صحیح است؟ (پرسش)
- نماز هدیه به امام مهدی چگونه است؟ (پرسش)
- چه کسانی اقامه نماز جمعه را در زمان غیبت امام مهدی حرام دانستهاند؟ (پرسش)
- گونههای صبر در عصر غیبت امام مهدی چیست؟ (پرسش)
- آثار صدقه دادن برای سلامتی امام مهدی چیست؟ (پرسش)
- آیا غیبت امام مهدی با اعتقاد شیعه که وجود امام را برای بیان احکام دین و راهنمایی مردم لازم میدانند تناقض ندارد؟ (پرسش)
- با وجود فقها و محدثین برای بیان مسائل چه نیازی به امام غایب است؟ (پرسش)
- آیا خداوند نمیتوانست امام مهدی را بدون غیبت حفظ نماید؟ (پرسش)
- چرا در کتب روایی شیعی کمتر از امام مهدی روایت شده درحالیکه امام مهدی عمر طولانیتری از دیگر امامان دارد؟ (پرسش)
- برخی روایات روز ظهور را ماه رمضان و برخی روز جمعه معرفی کردهاند؛ این تعیین وقت نیست؟ براین اساس معنای انتظار چیست؟ (پرسش)
- آیا غیبت کبری حدی دارد؟ (پرسش)
- حقوق امام مهدی بر شیعیان چیست؟ (پرسش)
- آیا درباره غیبت امام مهدی پیشگویی شده است؟ (پرسش)
- آیا امام مهدی از تابوت سکینه استفاده میکند؟ (پرسش)
- امام مهدی از تخت حضرت سلیمان چه استفادهای میکند؟ (پرسش)
- آیا با حضور امام مهدی در بین مردم ممکن نبود که ستمگران تسلیم او گردند؟ (پرسش)
- اگر امام ظاهر بود و با ظالمان زمان خود مصالحه کرده و پیمان عدم تعرض میبست چه میشد؟ (پرسش)
- این روایت را که امام مهدی در بین ماست و روزی ظهور میکند و وجود مبارک آن عزیز را همه میشناسند توضیح دهید و سندش چیست؟
- با توجه به این که دعای معصومین مستجاب است و آنها برای امام مهدی دعا کردهاند چرا ظهور تاکنون اتفاق نیافته است؟ (پرسش)
- بسیاری از مردم در حالت انتظار امام مهدی از دنیا رفتند و انتظارشان به ثمر نرسید؟ چه تضمینی هست که به ظهور امام برسیم؟ (پرسش)
- آیا ممکن است حضرت مهدی هیچگاه ظهور نکند و برای همیشه در پشت پرده غیبت بماند؟ (پرسش)
- درباره علت غیبت امام مهدی مسئله حفظ جان ایشان مطرح است چرا امامان گذشته برای حفظ جان خود غایب نشدند؟ (پرسش)
- چه کنیم تا فرزندانمان یاوران امام مهدی باشند؟ (پرسش)
- علل انحراف در جامعه پیش از ظهور چیست؟ (پرسش)
- مؤمنان نسبت به امام مهدی چه وظایفی دارند؟ (پرسش)
- آیا این روایت از امام مهدی است هرکه در جمعی از مردم نام مرا ببرد لعنت خدا بر او باد؟ (پرسش)
- چرا در روایات امام غایب به خورشید پنهان در پس ابر تشبیه است؟ (پرسش)
- دشمنان اسلام برای مخدوش کردن شخصیت امام مهدی و باورناپذیر نمودن وجود آن حضرت در نزد مردم جهان چه کارهایی انجام دادهاند؟ (پرسش)
- وظیفه ما در برابر پیشرفت حرکت صهیونیستها جهت بدبین کردن قیام امام مهدی چیست؟ (پرسش)
- چگونه میتوانیم جلو اغتشاش فکری و شایعات نادرست در مورد امام مهدی را بگیریم؟ (پرسش)
- آیا وجود دستخط امام مهدی صحت دارد؟ (پرسش)
- جابلقا و جابرسا چه شهرهایی است؟ (پرسش)
- مقصود از بدن هور قلیائی چیست؟ (پرسش)
- اینکه حضرت زهرا الگوی امام مهدی است یعنی چه؟ (پرسش)
- آیا درست است که اعمال بندگان هفتهای یک یا دو بار بر آن حضرت عرضه میشود؟ (پرسش)
- چرا ما نمیتوانیم سرورمان امام مهدی را ببینیم؟ (پرسش)
- اگر خوابی درباره امام مهدی دیده باشیم تعریف کردنش برای دیگران اشکالی دارد؟ (پرسش)
- بیان خوابهایی که درباره امام مهدی است برای آگاهی مردم مناسب است؟ (پرسش)
- آیا خود امام مهدی مایل و منتظر ظهور است؟ (پرسش)
- چه بیمارهایی پیش از ظهور امام مهدی رواج مییابد؟ (پرسش)
- توجه و عنایت حضرت به مردم و شیعیان در دوران غیبت چگونه است؟ (پرسش)
- آیا امام مهدی منتظر است و مانند منتظران برای ظهورش تلاش میکند؟ (پرسش)
- معنای حدیث اگر حجت خدا نباشد هر آینه زمین اهلش را فرو میبرد چیست؟ (پرسش)
- چه تناسبی بین خورشید پشت ابر و غیبت امام مهدی وجود دارد؟ (پرسش)
- آیا ما در عصر فترت قرار داریم؟ (پرسش)
- محل خلوت کردن امام مهدی کجاست؟ (پرسش)
- چرا از امام مهدی بهعنوان چراغ مخفی تعبیر شده است؟ (پرسش)
- چه کسانی پیش از امام مهدی قیام میکنند؟ (پرسش)
- چگونه میتوان برای انقلاب امام مهدی زمینهسازی کرد؟ (پرسش)
- در چه روزی اعمال مردم به پیشگاه امام مهدی عرضه میشود؟ (پرسش)
- امام مهدی در عصر غیبت چه کارهایی را انجام میدهند؟ (پرسش)
- با غیبت امام مهدی چگونه میتوان امام مهدی خود را شناخت؟ (پرسش)
- چگونه ممکن است که امام در میان ما باشد ولی او را نشناسیم؟ (پرسش)
- اگر امام ظاهر بود و با ظالمان زمان خود مصالحه کرده و پیمان عدم تعرض میبست چه میشد؟ (پرسش)
- چه کنیم که ایمانمان به وجود امام مهدی بیشتر شود؟ (پرسش)
- آیا میتوان به همه کتابهای علائم الظهور و ملاحم استناد کرد؟ (پرسش)
- چگونه میتوان عشق به امام مهدی را در دل مردم زنده کرد؟ (پرسش)
- معنای ترسیدن امام مهدی پیش از قیام چیست؟ (پرسش)
- منظور از حرکت حرب و قیس پیش از قیام امام مهدی چیست؟ (پرسش)
- چه کسانی پیش از قیام امام مهدی خروج میکنند؟ (پرسش)
- کتاب محیی الدین عربی در مورد امام مهدی چقدر قابل استناد است؟ (پرسش)
- آیا در روایات آمده که موقع سلام به امام مهدی سر را تا اندازه رکوع یا کمتر خم کنند؟ (پرسش)
- آیا امام مهدی به تمام نقاط جهان سر میزنند؟ (پرسش)
- چرا وقتی عدهای امام مهدی را میبینند از ابتدا او را نمیشناسند؟ (پرسش)
- چرا برای امامان دیگر غیبت مقرر نگردیده است؟ (پرسش)
- آیا حدیث لو أدرکته لخدمته أیام حیاتی دلیل برتری امام مهدی بر سایر ائمه است؟ (پرسش)
- چرا اگر امام مهدی خود را نشناسیم به مرگ جاهلی از دنیا رفتهایم؟ (پرسش)
- آیا قیام قبل از ظهور حجت صحیح است؟ (پرسش)
- شیوه زندگانی امام مهدی چگونه است؟ (پرسش)
- چگونه میتوان به امام مهدی سلام داد؟ (پرسش)
- شاخصهای دینداری در دوران غیبت امام مهدی چیست؟ (پرسش)
- ظهور صغرا و ظهور کبرای امام مهدی چگونه است و چه چیزی پیش درآمد ظهور کبرا شمرده میشود؟ (پرسش)
- از کجا معلوم میشود که مهدی در عصر غیبت کبری واقعا وجود خارجی دارد و صرفا یک فرضیه نیست؟ (پرسش)
- چرا امتحان به غیبت امام مهدی از شدیدترین امتحانات است؟ (پرسش)
- منظور از تمحیص که در روایات آمده است چیست؟ (پرسش)
- با توجه به احتمال خطای مراجع تقلید و مجتهدان چرا ما از داشتن امام در زمان غیبت محروم هستیم؟ (پرسش)
- چرا خداوند فقط دوازده امام انتخاب کرد تا مجبور شود یکی از آنها را غایب کند و ما بدون سرپرست و بلا تکلیف باشیم؟ (پرسش)
- امام مهدی در زمان غیبت کبری در کجا اقامت دارد؟ ضروریات زندگی خویش را چگونه تهیه مینماید؟ (پرسش)
- آیا برای غیبت کبری حدی تعیین شده است؟ (پرسش)
- مراد از «ناحیه» چیست؟ (پرسش)
- پیش از ظهور چه حوادثی در جهان اتفاق میافتد؟ (پرسش)
- حضرت خضر کیست و در دوران غیبت حضرت مهدی چه نقشی دارد؟ (پرسش)
- مقصود از زمینهسازان خاص چیست؟ (پرسش)
- ویژگیهای اعتقادی زمینهسازان ظهور امام مهدی چیست؟ (پرسش)
- ویژگیهای رفتاری زمینهسازان ظهور امام مهدی چیست؟ (پرسش)
- امنیت جهانی در دوران پیش از ظهور چگونه است؟ (پرسش)
- در روایات چشمانداز حکومتهای پیش از قیام امام مهدی چگونه ترسیم شده است؟ (پرسش)
- چه روزنههای برای امیدواری شیعیان و مؤمنین برای آینده جهان وجود دارد؟ (پرسش)
- برای غیبت کبری حدی تعیین شده است؟ (پرسش)
- آگاهی دادن امامان به مردم درباره غایب شدن امام مهدی چگونه بوده است؟ (پرسش)
- چگونه امام مهدی در دوره غیبت از چشم مردم پنهان مانده است؟ (پرسش)
- چرا پیامبران و بقیه امامان مانند امام مهدی غیبت نکردند تا به شهادت نرسند؟ (پرسش)
- گونههای مختلف محبت امام مهدی به مردم در چه چیزهای تجلی میکند؟ (پرسش)
- امام مهدی درباره جلوههای مهربانی خود چه فرمودهاند؟ (پرسش)
- چه کسانی در زمان غیبت امام مهدی نجات مییابند؟ (پرسش)
- دینداری در روزگار غیبت امام مهدی چه فضیلتهایی دارد؟ (پرسش)
- مسئولیت امام مهدی در غیبت کبرا چیست؟ (پرسش)
- آیا ظهور امام مهدی ناگهانی اتفاق میافتد؟ (پرسش)
- آیا فقط خداوند از زمان ظهور آگاه است؟ (پرسش)
- روایاتی که قیام در عصر غیبت را ممنوع کرده به چند دسته تقسیم میشوند؟ (پرسش)
- اینکه گفته میشود امام مهدی برای انتقام خون امام حسین ظهور میکند به چه معناست؟ (پرسش)
- منظور از آزمایش مردم در دوران غیبت چیست؟ (پرسش)
- آس به چه معناست و چه ارتباطی به ظهور امام مهدی دارد؟ (پرسش)
- چه عواملی سبب شده راه ضرر رسیدن به امام مهدی مسدود باشد؟ (پرسش)
- پیش از ظهور چه حوادثی در ماه شوال اتفاق میافتد؟ (پرسش)
- چه حوادثی پیش از ظهور اتفاق میافتد؟ (پرسش)
- آیا خدا قدرت حفظ امام مهدی را ندارد و نمیتواند او را از شر دشمنان حفظ کند؟ (پرسش)
- اگر امام مهدی ظاهر بود آیا ممکن نبود که ستمگران تسلیم او شده و با او بعیت کنند؟ (پرسش)
- اگر امام مهدی ظاهر بود و با ستمگران پیمان عدم تعرض میبست چه میشد؟ (پرسش)
- اگر امام مهدی خود را به علماء و مؤمنان مورد وثوق ظاهر میساخت چه مشکلی پیش میآمد؟ (پرسش)
- آیا امام مهدی در مناسک حج شرکت میکنند؟ (پرسش)
- چه گرفتاریهایی در زمان غیبت دامنگیر شیعیان شده است؟ (پرسش)
- شکایت از غیبت امام مهدی به چه معناست؟ (پرسش)
- چه شرایطی سبب تحیر امام مهدی شده است؟ (پرسش)
منابع
پانویس
- ↑ شاید مقصود از" غیبت تامه" این باشد که پنهانزیستیای که در دوران کوتاه مدت، با ارتباط مردم به واسطه نایبهای چهارگانه و نیز ملاقاتهایی به صورت ناقص بود، با پایان یافتن نیابت خاص و نیز بسته شدن در ادعای ملاقات، تمام و کامل شد.
- ↑ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص ۳۲۷ ـ ۳۲۸ و درسنامه مهدویت ج۲، ص۲۳۷، ۲۳۸؛ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۵۲۷.
- ↑ «لِلْقَائِمِ مِنَّا غَيْبَةٌ أَمَدُهَا طَوِيلٌ كَأَنِّي بِالشِّيعَةِ يَجُولُونَ جَوَلَانَ النَّعَمِ فِي غَيْبَتِهِ يَطْلُبُونَ الْمَرْعَى فَلَا يَجِدُونَهُ أَلَا فَمَنْ ثَبَتَ مِنْهُمْ عَلَى دِينِهِ وَ لَمْ يَقْسُ قَلْبُهُ لِطُولِ أَمَدِ غَيْبَةِ إِمَامِهِ فَهُوَ مَعِي فِي دَرَجَتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ»؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص ۳۰۳، ح ۱۴.
- ↑ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص ۳۲۷ ـ ۳۲۸ و درسنامه مهدویت ج۲، ص۲۳۷، ۲۳۸.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۱۵.
- ↑ اثبات الهداة ۳، ۴۸۶- ۴۸۷.
- ↑ کمال الدین، ۴۸۱، علل الشرایع ۱، ۲۴۵.
- ↑ علل الشرایع ۱، ۲۴۶، غیبت نعمانی، ۱۷۶، غیبت طوسی، ۲۰۱.
- ↑ کافی ۱، ۳۴۲، غیبت نعمانی، ۱۶۷- ۱۶۸.
- ↑ علل الشرایع، ۱۴۷، کمال الدین، ۶۴۱.
- ↑ حمیری، قرب الاسناد، ۱۶۲، و به نقل از آن، بحار الانوار ۵۲، ۱۱۳.
- ↑ حدیث در غیبت طوسی، ۲۸۲ و آیه، در سوره اعراف، ۱۲۸ آمده است.
- ↑ علل الشرایع ۱، ۲۴۵، عیون اخبار الرضا ۱، ۲۷۳.
- ↑ کمال الدین، ۴۸۳، غیبت طوسی، ۱۷۶.
- ↑ معادن الحکمه ۲، ۳۰۳، بحارالانوار ۵۳، ۱۷۴.
- ↑ احتجاج ۲، ۳۲۵، و به نقل از آن، معادن الحکمة ۲، ۳۰۶، بحارالانوار ۳۵، ۱۷۶.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۲۱.
- ↑ اعتقادات صدوق، ۹۹ و به نقل از آن، اعلام الوری طبرسی ۲، ۲۹۷ ب ۵، مسأله اول از مسائل هفت گانه در غیبت، الفصول المهمة، ۲۷۲.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۲۲.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۲۴.
- ↑ کفایة الاثر، ۵۶، ینابیع المودة، ۴۲۲.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۲۵.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۲۶.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۲۶.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۲۸.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۲۹.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۳۱.
- ↑ احتجاج ۱، ۳۲۳، به نقل از آن معادن الحکمه ۲، ۳۰۳.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۳۲.
- ↑ علامه کراجکی، کنزالفوائد ۲، ۲۱۹.
- ↑ مستفیض به روایتی گفته میشود که از نظر شهرت در نقل، کمتر از حد تواتر باشد.
- ↑ مفاتیح الاصول، ۴۹۶- ۴۹۷، باب اجماع.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۳۳.
- ↑ احتجاج ۲، ۲۶۰.
- ↑ حضرت آیتالله کریمی جهرمی در کتابی با نام: «عنایات حضرت مهدی(ع) به علما و مراجع تقلید» چاپ مؤسسه نشر و تبلیغ مشهد ۱۳۶۶ شمسی، مجموعهای از این روایات را جمعآوری نموده است.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۳۸.
- ↑ کافی ۱، ۳۴۰، غیبت نعمانی، ۱۸۸، حلبی، تقریب المعارف، ۱۹۰.
- ↑ کافی ۱، ۳۴۰، غیبت نعمانی، ۱۷۰، تقریب المعارف، ۱۹۰.
- ↑ کمال الدین، ۳۹۰ و به نقل از آن اثبات الهداة ۳، ۴۸۰.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۴۰.
- ↑ ر.ک: تاریخ الغیبة الصغری، ۶۴۰ به بعد، تاریخ الغیبة الکبری، ۱۰۷ سید صدر در این دو کتاب مسأله دیدار با حضرت امام زمان(ع) در زمان غیبت کبری را مورد بررسی قرار داده و عدم تعارض این مسأله، با دستوری که حضرت مهدی(ع) در توقیعی که برای شیخ سمری فرستاده و در آن امر به تکذیب کسانی که در زمان غیبت کبری مدعی مشاهده و دیدار آن حضرت شوند فرموده را بیان نموده است، میرزای نوری در باب هفتم از کتاب النجم الثاقب، علامه مجلسی در بحارالانوار و دانشمندان بسیار دیگری نیز این مسأله را به بحث و بررسی گذاشته و جواز دیدار با حضرت امام زمان(ع) در زمان غیبت کبری را اثبات نمودهاند.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۴۲.
- ↑ کافی ۱، ۳۳۷، ۲۳۹، غیبت نعمانی، ۱۷۵.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۴۴.