بحث:امر به معروف و نهی از منکر در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

در اسلام هیچ خطابی در زمینه مسائل اجتماعی شدیدتر، غلیظ‌تر و پرهیجان‌تر از امربه معروف و نهی از منکر وجود ندارد[۱]. این اصل تأمین کننده حضور عمومی مردم در صحنه اجتماعی، اهتمام به امور یکدیگر، احساس مسئولیت در برابر سرنوشت همدیگر و اصلاح امور اجتماعی است. جامعه اسلامی، با انجام این تکلیف زنده می‌ماند و قوام حکومت اسلامی، و بقای حاکمیت اخبار نیز به آن است؛ چرا که بر اساس روایات، ترک آن موجب تسلط بدترین افراد بر جامعه می‌گردد[۲]. از مهمترین و تأثیرگذارترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر آن است که شخص خود به انجام معروف اقدام نموده نو از منکرات و مکروهات دور باشد و در حقیقت با رفتار خود امر به معروف و نهی از منکر نماید[۳]. ترویج امر به معروف و نهی از منکر در جامعه سبب می‌شود که گناه در نظر مردم همیشه گناه باشد و مفاسد اخلاقی رفتار نیک تلقی نگردد[۴].

مفهوم شناسی

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر

  • در اندیشه اسلامی برترین جهاد، امر به معروف و نهی از منکر است. اسلام می‌گوید: «أَفْضَلَ الْجِهَادِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ»؛ با فضیلت‌ترین و برترین جهادها این است که انسان در برابر یک پیشوای ستمگر، دم از عدل بزند و سخن عدل مطرح کند. من در جایی نوشته‌ام که همین جمله کوتاه چقدر حماسه در دنیای اسلام آفریده است[۲۷]. وجهه اهمیت کلیدی امر به معروف در آن است که طبق روایت‌های اسلامی، با آن فرایض و شرایع دینی برپا می‌شوند. از آن جهت امر به معروف و نهی از منکر فریضه‌ای بزرگ تلقی می‌شود که: سایر فرائض به وسیله آن به پا می‌شود. باید امر به معروف و نهی از منکر باشد تا نمازی باشد، تا زکاتی باشد تا حجی باشد، تا خمسی باشد، تا معاملاتی باشد، تا قانونی باشد، تا اخلاقی باشد... همانا امر به معروف و نهی از منکر راه همه پیامبران است: «مِنْهَاجُ الصُّلَحَاءِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ وَ تَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ»؛ واجبات خدا به این وسیله به پا داشته می‌شود و راه‌ها به این وسیله امن می‌گردد. کسب‌ها به این وسیله حلال و مظالم به این وسیله باز می‌گردد؛زمین به این وسیله آباد می‌شود[۲۸].
  • استلزام‌هایی برای امر به معروف و نهی از منکر در قرآن کریم مطرح شده است: ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ[۲۹]. در این آیه کریمه قسمت‌هایی به طور علت و معلول و سبب و مسبب مترتب بر یکدیگر ذکر شده است: لازمه ایمان حقیقی و واقعی - نه ایمان تقلیدی و تلقینی – رابطه و داد [[[دوستی]]] و علاقه به سرنوشت یکدیگر است و لازمه این محبت و علاقه، امر به معروف و نهی از منکر است. لازمه امر به معروف و نهی از منکر، قیام بندگان است به وظیفه عبادت و خضوع نسبت به پروردگار یعنی نماز، و قیام به وظیفه کمک و دستگیری از فقرا یعنی زکات، و بالاخره لازمه امر به معروف و نهی از منکر، اطاعت خدا و رسول یعنی زنده شدن همه دستورهای دینی است. لازمه همه اینها این است که رحمت‌های بی‌پایان خداوند قادر غالب که کارهای خود را بر سنت حکیمانه اجرا می‌کند، شامل حال می‌شود[۳۰][۳۱].
  • در باب اهمیت امر به معروف در قرآن آیات زیادی وارد شده است. یکی از آیات قرآنی که بر خصلت بارز امت اسلامی در برپایی امر به معروف دلالت دارد، آیه ۱۰۴ سوره آل عمران است: ﴿وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۳۲]. غالب مفسران آیه فوق را چنین تفسیر کرده‌اند که عده‌ای از امت اسلامی باید به امر به معروف و نهی از منکر بپردازند. ایشان معنای ظریف دیگری را نیز می‌افزایند. تعبیر ﴿مِنْكُمْ در آیه می‌تواند به این صورت معنا شود: از شما امت چنین امتی باید ساخته شود. یعنی همه شما باید چنین امتی باشید، امر به معروف و نهی از منکر کنید[۳۳]. ایشان همچنین این نکته را یادآوری می‌کنند که آیه امر به معروف در این سوره بین دو آیه آمده است که بر وحدت تأکید می‌کنند: ﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا[۳۴]؛ و ﴿وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا[۳۵]. آیا این عجیب نیست که در میان دو آیه، که هر دو دعوت به اتحاد و پرهیز از تفرق است، این آیه می‌آید؟ گویی قرآن در میان خیرها، حسن تفاهم و وحدت و اتفاق میان مسلمین را مادر و مبدأ همه خیرها می‌داند، و در میان منکرات و زشتی‌ها و پلیدی‌ها،اختلاف و تفرق را از همه پلیدتر و زشت‌تر و بدتر می‌داند به هر نام و عنوانی[۳۶][۳۷].
  • دلیل اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در اسلام آن است که اسلام علاوه بر مسئولیت فردی برای مؤمنان، برای آنها مسئولیت اجتماعی نیز قائل است. خطاب اسلام به انسان این است: ای انسان! تو تنها از نظر شخصی و فردی در برابر ذات پروردگار مسئول و متعهد نیستی، تو در مقابل اجتماع خود هم مسئولیت و تعهد داری[۳۸]. در قرآن کریم بر این امر تصریح شده است؛ ﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ[۳۹] طبق این آیه، تحولات اجتماعی محصول عملکرد آحاد جامعه است. این نگرش سبب می‌شود که انتظار منفعل و غیر مسئولانه از دیدگاه اسلامی رد شده و مردم با عملکرد فردی خویش در سرنوشت جمعی خود تأثیرگذار باشند. این آیه، آب بسیار صاف و پاکی است که بر سر منتظرها - آنهایی که به انتظار هستند که همیشه خدا از یک راه غیر عادی کارها را درست کند - می‌ریزد؛ انتظار بیهوده نکشید. ﴿إِنَّ یعنی تحقیقاً مطلب این است، تحقق و واقعیت این است که هرگز خداوند اوضاع و احوال را به سود مردم عوض نمی‌کند. ﴿حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ، مگر وقتی که خود آن مردم آنچه مربوط به خودشان است، آنچه که در خودشان هست:اخلاق، روحیه، ملکات، جهت، نیات و بالاخره خودشان را عوض کنند[۴۰][۴۱]
  • اقبال لاهوری در اینجا نکته خوبی را مطرح ساخته است. خداوند از ضمیر ﴿حَتَّى يُغَيِّرُوا، استفاده کرده است، که بیانگر نقش تک‌تک آحاد جامعه است و نگفت که خدا وضع آنها را تغییر می‌دهد. بدین جهت در روایتی که امام رضا(ع) از پیامبر اسلام(ص) نقل می‌کند، آثار جمعی ترک امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده است: «إِذَا أُمَّتِي تَوَاكَلَتِ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ»[۴۲]. هر گاه مردم، امر به معروف و نهی از منکر را به عهده یکدیگر بگذارند، یعنی هرکس سکوت کند به انتظار اینکه دیگری امر به معروف و نهی از منکر کند و در نتیجه هیچ‌کس قیام نکند، پس برای عذاب الهی منتظر و آماده باشند[۴۳]. وقوع چنین عذابی را در امت‌های پیشین به دلیل ترک امر به معروف و نهی از منکر می‌بینیم. در قرآن کریم در برخی آیات به این نکته اشاره شده است. قرآن در موارد متعددی "بدبختی ملل گذشته را مستند می‌کند به اینکه امر به معروف و نهی از منکر نداشته‌اند". نمونه‌هایی از این آیات عبارت اند از:
  1. وقوع عذاب بر بنی اسرائیل و نجات ناهیان از منکر[۴۴]؛
  2. توبیخ امت‌های قبل به خاطر عدم وجود ناهیان از منکر در بین آنها[۴۵]؛
  3. مورد لعن و عذاب قرار گرفتن گروهی از بنی‌اسراییل به درخواست پیامبرانی چون داوود و عیسی بن مریم(ع) به خاطر ترک نهی از منکر[۴۶][۴۷]
  • از دیدگاه اسلام، اصل امر به معروف و نهی از منکر بخشی از صفت‌های انسان‌های شایسته و رستگار است. این صفت‌ها در قرآن به ترتیب بیان شده است: ﴿التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ[۴۸]. طبق این آیه، بشارت الهی شامل کسانی است که چنین ترتیبی را داشته باشند. اولین ویژگی مؤمنان راستین توبه است. عرفا اولین منزل سلوک را توبه می‌دانند. عبادت و مدح را خاص خداوند می‌دانند. در زمین سیر کرده و رکوع و سجود می‌کنند و نفس خویش را اصلاح می‌کنند. اینان "با چنین روحی، با چنین اندیشه‌هایی، با چنین توشه‌های معنوی، با چنین سرمایه‌ای، صلاحیت این را دارند که مصلح اجتماعی باشند؛ آنهایی که اول صالح شده‌اند بعد می‌خواهند مصلح باشند"[۴۹]. این گروه هستند که در راه اشاعه خیر و مبارزه با شر و فساد قدم بر می‌دارند، و اینها هستند تنها کسانی که چنین صلاحیتی را دارند. قرآن می‌فرماید: به مؤمنین نوید و بشارت بده که اگر تائب، عابد، سائح، راکع و ساجد شدند و پس از آن آمر به معروف و ناهی از منکر شدند، آنگاه موفق خواهند شد. اما اگر همه آنها را داشتند، ولی امر به معروف و نهی از منکر را نداشتند، به جایی نخواهند رسید. اگر امر به معروف و نهی از منکر را داشتند، اما آمرین به معروف و ناهین از منکر، خودشان آلوده بودند، و توبه فرمایان خود توبه کمتر کردند، باز هم به جایی نخواهند رسید[۵۰][۵۱].

مراحل امر به معروف و نهی از منکر

شرایط امر به معروف و نهی از منکر

آسیب‌شناسی امر به معروف و نهی از منکر

  1. سستی در امر به معروف و بی‌تفاوت شدن: متأسفانه کارنامه ما مسلمانان در این زمینه درخشان نیست. از آن نظر کارنامه درخشانی نیست که اولاً ما آن حساسیتی را که اسلام در این زمینه دارد نداریم، یعنی آن اهمیتی را که اسلام به این موضوع داده است، درک نکرده‌ایم، و ثانیاً در حدودی هم که به حساب و خیال خودمان به اهمیت این موضوع پی برده‌ایم، واجد شرایط آن نبوده‌ایم[۸۷].
  2. واگذاری به یکدیگر: چنین آسیبی به عنوان یک امر محتمل در روایت‌ها مطرح شده است. حدیثی داریم که امام رضا(ع) از پیغمبر اکرم(ص) نقل می‌کنند: هر گاه مردم، امر به معروف و نهی از منکر را به عهده یکدیگر بگذارند، یعنی هرکس سکوت کند به انتظار اینکه دیگری امر به معروف و نهی از منکر کند و در نتیجه هیچ‌کس قیام نکند، برای عذاب الهی منتظر و آماده باشند[۸۸].
  3. شناخت نادرست از معروف و منکر: ما گاهی معروف‌ها را به جای منکر می‌گیریم و منکرها را به جای معروف. بهتر اینکه ما جاهل‌ها امر به معروف و نهی از منکر نکنیم. چه منکرها که به نام امر به معروف و نهی از منکر به وجود نیامد. آگاهی و بصیرت می‌خواهد، خبرت و خبرؤیت می‌خواهد، دانایی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی می‌خواهد تا انسان بفهمد که چگونه امر به معروف و نهی از منکر کند. بنا بر همین ائمه دین فرموده‌اند: جاهل بهتر است امر به معروف و نهی از منکر نکند. چون هنگامی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند، می‌خواهد بهتر کند بدتر می‌کند[۸۹]. در ذیل روایت نبوی نیز چنین آسیبی در آخرالزمان برای امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده است. آن حضرت در حجة الوداع فرمودند: زمانی خواهد آمد که مردم امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنند. سلمان حاضر بود فرمود: یا رسول الله! آیا چنین چیزی خواهد شد که مردم ترک امر به معروف و نهی از منکر بکنند؟ فرمود: بله، بالاتر هم می‌شود، زمانی خواهد شد که مردم امر به منکر کنند و نهی از معروف. باز بیشتر تعجب کرد. گفت: یا رسول الله! چنین زمانی خواهد آمد که مردم چنین کاری بکنند؟ فرمود: از این بالاتر هم خواهد شد. گفت: دیگر از این بالاتر چیست؟ فرمود: زمانی می‌آید که مردم منکر را معروف ببینند و معروف را منکر؛ یعنی وجدانشان این طور فاسد و خراب می‌شود، خوب را بد می‌بینند و بد را خوب؛ به عبارت دیگر وجدان انسان مسخ می‌شود، فطرت مسخ می‌گردد.
  4. ترویج نادرست امر به معروف و نهی از منکر: گاه از امر به معروف و نهی از منکر به عنوان اصل فراموش شده[۹۰] یاد شده است. علت این امر عملکرد خود مسلمانان است. این خود ما بودیم که این اصل را به صورتی در آوردیم که مردم را بیزار کردیم و این اصل را فراموشاندیم[۹۱]. زیرا شرایط و مقررات مربوط به آن را خوب رعایت نکردیم و باعث بیزاری مردم شدیم. گاه به خاطر انجام امر به معروفی خود آمر دچار چند منکر می‌شده است. می‌گویند در زمان ریاست مرحوم آقا نجفی اصفهانی بر حوزه علمیه، یک روز عده‌ای در حالی که نفس‌نفس می‌زدند و یک دایره و یک دمبک شکسته در دست داشتند، آمدند به منزل مرحوم آقا نجفی. ایشان پرسیدند: چه خبر است؟ از کجا می‌آیید؟ گفتند به ما اطلاع دادند در چندین خانه آن طرف مجلس عروسی است و در آنجا دایره و دمبک می‌زنند. داخل خانه شدیم و مردم را زدیم و دایره و دمبک آنها را شکستیم. یکی از آنها جلو و آمد و گفت: من خودم رفتم جلو سیلی محکمی به گوش عروس زدم. مرحوم آقا نجفی گفت: حقیقتاً نهی از منکر هم همین است که شما کردید! چندین منکر به نام نهی از منکر مرتکب شده‌اید: اولاً مجلس عروسی بوده است؛ ثانیاً شما حق تجسس نداشته‌اید؛ ثالثاً شما چه حق داشته‌اید از پشت‌بام‌های مردم بروید؟ رابعاً کی به شما اجازه داده که بروید زد و خورد کنید؟[۹۲][۹۳].

آثار ترک امر به معروف و نهی از منکر

  1. اعلان جنگ با خداوند: این نکته در ذیل حدیث نبوی(ص) آمده است: هر کس ترک امر به معروف و نهی از منکر کند، پس اعلان جنگ و مقابله با خداوند می‌کند[۹۴].
  2. تسلط اشرار: تسلط اشرار با ترک امر به معروف و نهی از منکر در احادیث مطرح شده است. غزالی این حدیث را در احیاءالعلوم نقل می‌کند: «لتأمرن بالمعروف و لتنهن عن المنکر او یسلطن الله علیکم شرارکم»؛ باید امر به معروف و نهی از منکر را داشته باشید، وگرنه بدهای شما بر شما مسلط می‌شوند[۹۵].
  3. عدم استجابت دعا: در ذیل حدیث فوق، اثر دیگر ترک امر به معروف و نهی از منکر عدم استجابت دعای خوبان امت دانسته شده است: «فیدفو خیارکم لا یستجاب لهم»؛‌ خوبان شما می‌خوانند و به آنها جوابی داده نمی‌شود. اینجا معنای لطیفی از روایت فوق از غزالی نقل شده است: معنایش این است وقتی که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند آن‌قدر پست می‌شوند، آن‌قدر رعبشان، هیبتشان، عزتشان، کرامتشان از بین می‌رود که وقتی به درگاه همان ظلمه می‌روند، هر چه ندا می‌کنند به آنها اعتنا نمی‌شود. یعنی پیغمبر فرمود: اگر می‌خواهید عزت داشته باشید و دیگران روی شما حساب کنند، امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید. اگر امر به معروف و نهی از منکر نداشته باشید، اولین خاصیت آن ضعف شما است، پستی و ذلت شما است، دشمن هم روی شما حساب نمی‌کند[۹۶].
  4. قلب فطرت انسانی: فطرت مسخ شده را به تعبیرهای گوناگون به ما گفته‌اند. یک تعبیرش راجع به همین امر به معروف و نهی از منکر بود.
  5. تنزل تمدنی: در قرآن کریم امت اسلام بهترین امت معرفی شده است. شاخص چنین امتی امر به معروف و نهی از منکر می‌باشد. اگر می‌خواهی در نزد ملل جهان ارزش پیدا کنی که هم بلوک شرق روی تو حساب کند و هم بلوک غرب، سرنوشت تو را او در اختیار نگیرد و او برای تو تصمیم نگیرد، امر به معروف و نهی از منکر داشته باش همبستگی و همدردی داشته باش[۹۷].
  6. مسئولیت همگانی گسترش گناه: داشتن سرنوشت مشترک در زندگی اجتماعی اصلی است. به واسطه سرنوشت مشترک داشتن افراد اجتماع است که اگر یک نفر بخواهد گناهی مرتکب شود بر دیگران لازم است مانع او گردند. رسول اکرم(ص) تأثیر گناه فرد را بر جامعه ضمن مثلی بیان کرده‌اند[۹۸]. این مثل همان عدم منع سرنشینان کشتی از اقدام یک فرد برای سوراخ کردن کشتی است.
  7. داشتن سرنوشت مشترک با فاعلان منکر: این تأثیر در نامه امام حسین(ع) به سلیمان بن صرد خزاعی که در آن به حدیثی از پیامبر اکرم(ص) استناد کرده است، توضیح داده شده است. اگر کسی ببیند همه جا را فساد گرفته، حلال خدا حرام، و حرام خدا حلال شده است، بیت‌المال مسلمانان در اختیار افراد ناشایسته قرار گرفته و در غیر راه رضای خدا مصرف می‌شود؛ پیغمبر اکرم(ص) فرمود: هر کس چنین اوضاع و احوالی را ببیند و درصدد دگرگونی آن نباشد، در مقام اعتراض بر نیاید، شایسته است (ثابت است در قانون الهی) که خدا چنین کسی را به آنجا ببرد که ظالمان، جابران، ستمکاران و تغییردهندگان دین خدا می‌روند، و سرنوشت مشترک با آنها دارد[۹۹].
  • به هر حال باید برای رفع آسیب‌ها، تدبیرهای عملی و منطقی اندیشید. آنچه بیش از هر چیز دیگر مورد غفلت است، دخالت منطق است در این کار. مقصود این است که در کار معروف و منکر باید تدابیر عملی اندیشید و باید دید چه روش عملی‌ای مردم را نسبت به فلان کار نیک تشویق می‌کند و مردم را از فلان عمل زشت باز می‌دارد”[۱۰۰]. اگر می‌خواهیم این اصل فراموش شده را زنده کنیم؛ باید مکتبی و روشی به وجود آوریم عملی (نه زبانی فقط) و در عین حال اجتماعی (نه انفرادی) و در عین حال منطقی و مبتنی بر اصول علمی روان‌شناسی و اجتماعی. در این وقت است که صددرصد امید موفقیت هست[۱۰۱][۱۰۲].

معناشناسی

امر به معنای طلب و درخواست است[۱۰۳] و «نهی» ضدّ آن و به معنای بازداشتن است[۱۰۴]. معروف هر کاری است که از راه عقل یا شرع، نیکی آن شناخته شود و «منکر» کاری است که عقل یا شرع آن را نپذیرد[۱۰۵].

معروف از نظر فقها کار یا گفتار نیکی است که علاوه بر حسن، ویژگی دیگری نیز دارد که آن را با حکم وجوب یا استحباب همراه می‌سازد و منکر کار یا گفتار ناپسندی است که ارتکاب آن حرام باشد[۱۰۶]. به نظر برخی فقها از جمله امام‌ خمینی، منکر اعم از کار ناپسند حرام یا مکروه است[۱۰۷].[۱۰۸]

مراحل امر به معروف و نهی از منکر

فقها با استناد به روایات[۱۰۹] برای امر به معروف و نهی از منکر سه مرحله برشمرده‌اند که در طول یکدیگر قرار دارند، به شکلی که اگر در مراحل اولیه، احتمال تأثیر برود، نوبت به مرحله بعدی نمی‌رسد[۱۱۰]. این مبنا را امام‌ خمینی نیز پذیرفته‌است[۱۱۱].

مرحله اول

مرحله اول انجام کاری است که نشان‌دهنده بیزاری و انزجار قلبی از منکر باشد. خود این مرحله در درون، درجات و مراتبی دارد؛ مانند روگردانیدن، اخم‌کردن و چهره درهم‌ کشیدن، کناره‌گیری و ترک معاشرت. هر یک از این موارد نشان‌دهنده مرتبه‌ای از انزجار قلبی است. اگر مراتب اولیه، اثر لازم را جهت ترک منکر به همراه داشته باشد، استفاده از مراتب بعدی جایز نیست[۱۱۲].

مرحله دوم

مرحله دوّم امر و نهی زبانی است که از درجات پایین‌تر، مانند ارشاد و نصیحت با نرمش و مهربانی شروع می‌شود و تا مراتب بالاتر ادامه می‌یابد. اگر درجات اولیه این مرحله تأثیرگذار باشد، استفاده از مراتب بعدی، مانند گفتار تحکم‌آمیز و همراه با خشونت و بالا بردن صدا و ترسانیدن جایز نیست[۱۱۳].

مرحله سوم

مرحله سوّم توسل به زور و نیروی بازدارنده است که دارای مراتب شدید و ضعیف مختلفی است و باید با حفظ سلسله‌ مراتب از آن استفاده کرد[۱۱۴]. از نظر بیشتر فقها، در مواردی که نهی از منکر به کشته یا زخمی‌ شدن فاعل منکر می‌انجامد، باید با اجازه امام معصوم(ع)، یا نایب او صورت گیرد[۱۱۵]، در غیر این صورت اجازه لازم نیست؛ البته اگر فاعل منکر، در حال کشتن کسی باشد، نیازی به اجازه نیست و باید از اقدام وی جلوگیری کرد[۱۱۶].[۱۱۷]

وعده تشکیل وزارتخانه مستقل

امام‌ خمینی که نگاه ویژه‌ای به جایگاه امر به معروف و نهی از منکر داشت، در ۱۰ اسفند ۱۳۵۷، روز ورود به قم، در نخستین سخنرانی عمومی خود در مدرسه فیضیه، وعده تشکیل وزارتخانه مستقلی از دولت را در این باره برای مبارزه با فساد و فحشا و اصلاح امور داد[۱۱۸] و در ادامه، در حکمی به شورای انقلاب اسلامی مأموریت داد اداره‌ای مستقل از دولت با شعبه‌های آن در سراسر کشور برای نظارت بر کار دولت و ادارات دولتی تأسیس کند. ایشان در این حکم قلمرو مسئولیت و اختیارات این اداره را جلوگیری از منکرات در سراسر کشور و نیز اجرای حدود زیر نظر حاکم شرع یا نماینده منصوب از طرف وی شمرد و دولت را موظف به اجرای دستورهای آن کرد و تأکید کرد هیچ‌یک از اعضای دولت و قوای انتظامی حق مزاحمت با متصدیان این اداره ندارند و در اجرای حدود هیچ‌کسی حتی رهبر انقلاب یا رئیس دولت مستثنا نیستند[۱۱۹]، اما این حکم، با مخالفت شورای انقلاب و دولت موقت روبه‌رو شد؛ با این استدلال که هنوز تشکیلاتی برای اجرای آن نیست و نیز موجب هرج و مرج می‌شود و روحانیان شهرستان‌ها که آگاه به موضوع نیستند، نیز دخالت خواهند کرد و امام‌ خمینی به‌رغم اینکه این نظر را قبول نداشت، پذیرفت[۱۲۰].

راهکار اجرای عدالت اجتماعی

نظارت اجتماعی یا همان فریضه بزرگ امر به معروف و نهی از منکر، از اساسی‌ترین و کاربردی‌ترین راهکارهای اجرای عدالت اجتماعی است و از جایگاه ویژه‌ای در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی برخوردار است. قرآن کریم برخورداری از روحیه نظارت را دلیل برتری یک جامعه می‌داند: ﴿كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ[۱۲۱]. در حدیثی از امام باقر(ع) درباره اهمیت نظارت همگانی چنین آماده است: "امر به معروف و نهی از منکر فریضه بزرگ الهی است که ضامن اقامه سایر فرائض است و به وسیله آن، امنیت راه‌ها تأمین می‌شود و کسب و کار مردم حلال می‌گردد. افراد به حقوق خود میرسند، زمین‌ها آباد می‌شود و از ظالمان انتقام گرفته می‌شود و بر اثر آن همه امور سامان مییابد"[۱۲۲].

امام خمینی نظارت را وظیفه عموم مردم می‌داند و به همگان توصیه می‌کند که حتی بر رفتار رهبر خود نیز نظارت کنند که اگر پایش را کج گذاشت، به او تذکر دهند[۱۲۳]. همچنین امام راحل در اقدامی عملی، حکم تشکیل اداره امر به معروف و نهی از منکر را به شورای انقلاب صادر می‌کند: شورای انقلاب اسلامی به موجب این مرقوم مأموریت دارد که اداره‌ای به اسم "امر به معروف و نهی از منکر" در مرکز تأسیس نماید و شعبه‌های آن، در تمام کشور گسترش پیدا کند و این اداره، مستقل و در کنار دولت انقلابی اسلامی است و ناظر به اعمال دولت و ادارات دولتی و تمام اقشار ملت است و دولت انقلاب اسلامی مأمور است که اوامر صادره از این اداره را اجرا نماید و این اداره مأمور است که در سراسر کشور از منکرات به هر صورت که باشد، جلوگیری نماید و حدود شرعیه را تحت نظر حاکم شرعیه یا منصوب از قِبَل او، اجرا نماید و احدی از اعضاء دولت و قوای انتظامی، حق مزاحمت با متصدیان این اداره ندارند و در اجرای حکم و حدود الهی، احدی مستثنی نیست[۱۲۴]»[۱۲۵].

نظارت عمومی؛ امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر

امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر یکی از اصول عملی اسلام است که در قرآن مجید با صراحت و تأکید آمده[۱۲۶] و در اخبار و احادیث پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نیز درباره آن بسیار سخن گفته شده است[۱۲۷].

قرآن کریم فرموده است: مردان مؤمن و زنان مؤمنه دوستان یکدیگرند و بین آنها رابطه و صله مودت و عواطف محبت‌آمیز حکم فرما است. امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر می‌کنند، نماز را بپا می‌دارند، زکات را ادا می‌نمایند، خدا و پیغمبر را اطاعت می‌کنند. اینها هستند که البته رحمت الهی شامل حالشان می‌شود[۱۲۸].

این آیه شریفه، لازمه ایمان حقیقی و واقعی - نه ایمان تقلیدی و تلقینی - رابطه وداد و علاقه به سرنوشت یکدیگر دانسته است و لازمه این محبت و علاقه را امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر و لازمه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را قیام بندگان به وظیفه عبادت و خضوع نسبت به پروردگار دانسته است؛ یعنی نماز و کمک و دستگیری از فقرا یعنی زکات و بالاخره اطاعت از خدا و رسول و زنده شدن همه دستورهای دینی.

امام باقر(ع) فرموده است: به وسیله امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر سایر دستورها زنده می‌شود. راه‌ها امن می‌گردد، کسب‌ها حلال می‌شود، مظالم به صاحبان اصلی برگردانده می‌شود، زمین آباد می‌گردد، از دشمنان انتقام گرفته می‌شود و کارها روبه‌راه می‌شود[۱۲۹].

وقتی انسان از طرفی به این دستورها و راهنمایی‌ها رجوع می‌کند و از طرفی هم می‌بیند در یک دوره‌هایی کم و بیش مسلمانان عمل کرده و استفاده کرده‌اند و از طرف دیگر وضع حاضر خودمان را می‌بیند، بی‌نهایت دچار تأسف می‌شود![۱۳۰].[۱۳۱]

شرایط وجوب

فقها وجوب امر به معروف و نهی از منکر را مشروط به اموری دانسته‌اند. برخی از آنان این شرایط را تا چهارده مورد برشمرده‌اند[۱۳۲]، ولی مشهور علما چهار شرط را مطرح کرده‌اند:

  1. شناخت به معروف و منکر
  2. احتمال تأثیر امر به معروف و نهی از منکر
  3. اطلاع‌داشتن ناهی منکر و آمر به معروف از تکرار گناه یا ترک معروف از سوی مکلف
  4. نبود مفسده در امر و نهی[۱۳۳].

امام‌ خمینی، همانند سایر فقها اجمالاً وجود این چهار شرط را می‌پذیرد. از نظر ایشان، شناخت معروف و منکر از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر است که تحصیل شرایط وجوب لازم نیست؛ مانند استطاعت بر حج که تحصیل آن بر مکلف واجب نخواهد بود[۱۳۴]. نظر مشهور نیز بر همین معنا استوار است، اگرچه برخی فقها شناخت معروف و منکر را شرط واجب دانسته‌اند، نه وجوب که در این صورت یادگیری آن برای اجرای درست امر به معروف و نهی از منکر لازم می‌شود[۱۳۵].

امام‌ خمینی برخلاف نظر فقهای پیش از خود، در شرط دوم و چهارم، تفصیلی مطرح کرده‌است که بر اساس آن، در مواردی که معروف و منکر مورد اهتمام شارع مقدس باشد و سکوت در مقابل آن به محو آثار اسلام و گمراهی مسلمان‌ها یا نابودی شعائر اسلامی بینجامد، باید به نهی از منکر و امر به معروف اقدام کرد، هرچند احتمال تأثیر نرود یا اینکه ضرر جانی، مالی و آبرویی در پی داشته باشد[۱۳۶] و در چنین مواردی تقیه جایز نیست.

اعتقاد امام‌ خمینی به لزوم مبارزه با حاکمان ظالم و اقدام عملی ایشان در قیام علیه رژیم پهلوی، آن هم در یک فضای فکری که از نظر دیگران احتمال تأثیر نمی‌رفت و بسیاری این اقدام را بی‌نتیجه می‌دانستند، ریشه در اندیشه و مبنای ایشان در بحث امر به معروف و نهی از منکر و مسئله تقیه دارد. ایشان در عین حال برای «تأثیر» معنای اعمی قائل شده‌است که شامل تأثیر در آینده نیز می‌شود؛ همچنین ایشان دایره تأثیر را گسترش داده‌است و آن را منحصر در تأثیر آنی نمی‌داند، بلکه تأثیر در دیگران و روشن‌شدن حقایق و رفع اتهام سازشکاری از علما و روحانیون را نیز از موارد تأثیر می‌شمارد[۱۳۷].[۱۳۸]

پانویس

  1. ر.ک: خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  2. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، ج۵، ص۵۶؛ خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۷/۵/۱۳۷۱؛ ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  3. امام خمینی، تحریر الوسیله، ص۳۷۶.
  4. ر.ک: خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۲۵/۹/۱۳۷۹؛ امر به معروف و نهی از منکر.
  5. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۸۱.
  6. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۳۶.
  7. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۸۵.
  8. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۲، ص۶۲۹.
  9. ر.ک: مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص۷.
  10. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  11. ر.ک: مجمع‌البحرین، ماده نصح.
  12. نهج‌البلاغه، خطبه ۳۴.
  13. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۴۴۹.
  14. البخاری، صحیح البخاری، ج۱، ص۲۱۵.
  15. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۸۲.
  16. کتابی با عنوان "معالم القریه فی طلب الحسبه"، در متون عربی موجود است. نویسنده این کتاب در مقدمه، خود را چنین معرفی کرده است: محمد بن محمد بن أحمد عرف بابن الأخوة القرشي نسباً و الشافعي مذهباً الأشعري معتقداً. متن کتاب فوق در این سایت موجود است:://www.al-islam.comhttp
  17. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۱۹۸-۱۹۹.
  18. ر.ک: مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص۷.
  19. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  20. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۵، ص۳۴۱.
  21. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۳۲۲.
  22. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۳۲۲.
  23. ر.ک: مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص۷.
  24. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  25. ر.ک: مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص۷.
  26. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  27. مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۵۵.
  28. اصل حدیث که روایتی طولانی از امام صادق(ع) در باب احوال آخر الزمان است، در کتاب فروع کافی آمده است: ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۵.
  29. «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان می‌برند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش می‌آورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۷۱.
  30. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۵، ص۳۴۴.
  31. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  32. «و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.
  33. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۳۲۲.
  34. «و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۳.
  35. «و مانند کسانی نباشید که پراکندند و پس از آنکه برهان‌ها (ی روشن) برای آنان آمد، اختلاف کردند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۵.
  36. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۱۸.
  37. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  38. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۲۲.
  39. «بی‌گمان خداوند آنچه را که گروهی دارند دگرگون نمی‌کند (و از آنان نمی‌ستاند) مگر آنها آنچه را که در خویش دارند دگرگون سازند» سوره رعد، آیه ۱۱.
  40. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۲۲.
  41. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  42. اصل روایت در اصول کافی چنین نقل شده است: «إِذَا أُمَّتِي تَوَاكَلَتِ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَلْيَأْذَنُوا بِوِقَاعٍ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى». ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۹.
  43. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۲۳.
  44. ﴿فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ «آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز می‌داشتند رهایی بخشیدیم و ستم‌ورزان را برای آنکه نافرمانی می‌کردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۵.
  45. ﴿فَلَوْلاَ كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجْرِمِينَ «پس چرا در میان مردم دوره‌هایی که پیش از شما می‌زیسته‌اند خیراندیشانی نبودند که (مردم را) از تباهی در زمین باز دارند -جز گروهی اندک از آنان که ما رهانیده بودیم- و ستمگران در پی ناز و نعمتی افتادند که در آن به سر می‌بردند و گناهکار بودند» سوره هود، آیه ۱۱۶.
  46. ﴿لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ «کافران از بنی اسرائیل بر زبان داود و عیسی پسر مریم لعنت شده‌اند از این رو که نافرمانی ورزیدند و تجاوز می‌کردند» سوره مائده، آیه ۷۸.
  47. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  48. «آنان توبه‌کنندگان، پرستشگران، ستایشگران، رهپویان، نمازگزاران، سجده‌کنندگان، فرمان دهندگان به کار شایسته و بازدارندگان از کار ناشایست و پاسداران حدود خداوندند و به (چنین) مؤمنان نوید ده» سوره توبه، آیه ۱۱۲.
  49. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۳۲.
  50. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۳۴.
  51. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  52. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۵، ص۳۴۴.
  53. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۷۵.
  54. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۵.
  55. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۴۵.
  56. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۴۸.
  57. شیخ طوسی، نهایه، ص۲۹۹-۳۰۰. به نقل از: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۵، ص۳۴۳.
  58. مطهری، مرتضی، پیرامون جمهوری اسلامی، ص۲۵.
  59. مطهری، مرتضی، پیرامون جمهوری اسلامی، ص۸۰.
  60. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  61. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۱۲۱.
  62. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  63. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۱۷۴.
  64. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  65. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۹.
  66. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  67. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۱۹۴.
  68. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  69. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  70. ر.ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۶۵-۲۷۲.
  71. «و با دست خویش خود را به نابودی نیفکنید» سوره بقره، آیه ۱۹۵.
  72. «و هر کس مؤمنی را به عمد بکشد کیفر او دوزخ است که در آن جاودانه خواهد بود» سوره نساء، آیه ۹۳.
  73. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  74. «ما پیامبرانمان را با برهان‌ها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند» سوره حدید، آیه ۲۵.
  75. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  76. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  77. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۱۹۸.
  78. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  79. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  80. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۶۲.
  81. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۶۳.
  82. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  83. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  84. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۲۰.
  85. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۳۰۹.
  86. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۸۶.
  87. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۸۲.
  88. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۱۵. برای منبع اصلی روایت، ر.ک: عزیزالله عطاردی، مسند الإمام الرضا(ع)، ج۲، ص۳۸۳.
  89. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۳۹.
  90. شهید مطهری چنین تعبیری را به مرحوم آیتی نسبت می‌دهد. ر.ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۳۹.
  91. مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۸۰.
  92. مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۸۲.
  93. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  94. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۹.
  95. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۶.
  96. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۱۶.
  97. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۱۸.
  98. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۲۲.
  99. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۸۱.
  100. مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۸۸.
  101. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۲۴.
  102. محمدی منفرد، بهروز، چلچراغ حکمت
  103. فیّومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ۲۱.
  104. ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ۱/۱۳۷.
  105. راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۵۶۱.
  106. طوسی، التبیان، ۲/۵۴۹؛ علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ۹/۴۳۷؛ نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۲۱/۳۵۶–۳۵۷.
  107. ابن‌حمزه، الوسیلة الی نیل الفضیله، ۲۰۷؛ اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، ۷/۵۲۹؛ امام‌ خمینی، امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۴۴۰.
  108. رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ ـ ۲۷۱.
  109. حرّ عاملی، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ۱۶/۱۳۱–۱۳۵.
  110. نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۲۱/۳۷۴.
  111. رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ – ۲۷۱.
  112. رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ ـ ۲۷۱.
  113. رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ – ۲۷۱.
  114. اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، ۷/۵۳۹–۵۴۲؛ امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۴۵۳–۴۵۹؛ امام‌ خمینی، توضیح المسائل، ۴۵۲–۴۵۴.
  115. طوسی، الاقتصاد، ۱۵۰؛ نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۲۱/۳۸۳–۳۸۵.
  116. امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۴۵۸؛ امام‌ خمینی، توضیح المسائل، ۴۵۵.
  117. رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ – ۲۷۱.
  118. امام‌ خمینی، صحیفه، ۹/۲۷۴.
  119. امام‌ خمینی، صحیفه، ۹/۲۱۳.
  120. رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ – ۲۷۱.
  121. «شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از (کار) ناپسند باز می‌دارید» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.
  122. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۶.
  123. صحیفه امام، ج۸، ص۵.
  124. صحیفه امام، ج۹، ص۲۱۳.
  125. خاکبان، سلیمان، یوسفی، رقیه، عدالت اسلامی، منظومه فکری امام خمینی
  126. ﴿وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ «و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.
  127. ر.ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۰، ص۱۹۶؛ یادداشت‌های استاد مطهری، ج۱، ص۲۴۰.
  128. ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان می‌برند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش می‌آورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۷۱.
  129. کافی، ج۵، ص۵۶.
  130. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۰، ص۱۹۷.
  131. جبرئیلی، محمد صفر، اسلام‌شناسی ص ۹۶.
  132. کاشف‌الغطاء، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۴/۴۲۹.
  133. نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۲۱/۳۶۶–۳۷۲.
  134. امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۴۴۲–۴۵۲؛ امام‌ خمینی، توضیح المسائل، ۴۵۰.
  135. شهید ثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، ۳/۱۰۱؛ کرکی، جامع المقاصد فی شرح القواعد، ۳/۴۸۶.
  136. امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۴۴۴–۴۵۲؛ امام‌ خمینی، توضیح المسائل، ۴۵۰.
  137. امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۴۴۴–۴۴۵.
  138. رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ – ۲۷۱.