امر به معروف و نهی از منکر

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

امر به معروف و نهی از منکر یکی از فرائض مهم و مورد تاکید در اسلام است که در ادیان گذشته نیز از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. آیات و روایات فراوانی درباره این موضوع و اهمیت و آثار آن وجود دارد. بر اساس احادیث وارد شده، همه کارهای نیک، حتی جهاد در راه خدا در برابر آن همانند آب دهان در برابر دریای پهناور است. هدف اصلی از تشریع امر به معروف و نهی از منکر ترویج کارهای پسندیده و نهادینه کردن آنها در جامعه است.

شرایطی برای این فریضه بیان شده است مانند: شناخت معروف و منکر؛ اصرار بر گناه؛ احتمال تأثیر و عدم مفسده. در اجرای امر به معروف و نهی از منکر نیز مراحل و مراتبی وجود دارد که عبارت است از: الف) بیزاری و انزجار قلبی؛ ب) امر و نهی زبانی؛ ج) توسل به قدرت. انجام دادن امر به معروف و نهی از منکر آثار مثبتی در پی دارد مانند: فلاح و رستگاری؛ نجات از عذاب؛ ایجاد اصلاح و بازدارندگی از فساد و غیره و البته ترک آن نیز آثار سوئی خواهد داشت مانند: دوری از رحمت خدا؛ شریک شدن در گناه؛ عذاب فراگیر؛ اعلان جنگ با خداوند؛ تسلط اشرار؛ عدم استجابت دعا و غیره.

مقدمه

در اسلام هیچ خطابی در زمینه مسائل اجتماعی شدیدتر، غلیظ‌تر و پرهیجان‌تر از امربه معروف و نهی از منکر وجود ندارد[۱]. این اصل تأمین کننده حضور عمومی مردم در صحنه اجتماعی، اهتمام به امور یکدیگر، احساس مسئولیت در برابر سرنوشت همدیگر و اصلاح امور اجتماعی است. جامعه اسلامی، با انجام این تکلیف زنده می‌ماند و قوام حکومت اسلامی و بقای حاکمیت اخیار نیز به آن است؛ چرا که بر اساس روایات، ترک آن موجب تسلط بدترین افراد بر جامعه می‌گردد[۲]. از مهمترین و تأثیرگذارترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر آن است که شخص خود به انجام معروف اقدام نموده و از منکرات و مکروهات دور باشد و در حقیقت با رفتار خود امر به معروف و نهی از منکر نماید[۳]. ترویج امر به معروف و نهی از منکر در جامعه سبب می‌شود گناه در نظر مردم همیشه گناه باشد و مفاسد اخلاقی رفتار نیک تلقی نگردد[۴].[۵]

معناشناسی

امر و نهی در لغت در معانی مختلفی به کار رفته است که از جمله آن، امر به معنای واداشتن و نهی به معنای بازداشتن[۶] و نیز امر به معنای فرمان و فرمایش[۷] و نهی به معنای منع کردن و وازدن[۸] آمده است.

«معروف» در دو معنا به کار رفته است؛ استمرار چیزی و یا سکون و آرامش. به نظر برخی معروف از ریشه دوم است؛ زیرا انسان به واسطۀ معروف و آنچه می‌شناسد، آرامش یافته و از آنچه نمی‌شناسد، وحشت‌زده می‌گردد[۹]. جمعی از لغت‌شناسان، معروف را به هر آنچه بر اساس عقل یا شرع، نیکو و پسندیده شمرده شود، تعریف کرده‌اند و در مقابل، منکر را چیزی دانسته‌اند که از سوی این دو، زشت و قبیح شمرده شود[۱۰].

معروف در نظر مشهور فقیهان، به کار پسندیده‌ای گفته می‌شود که همراه با حکم وجوب و یا استحباب شرعی است و منکر، کار ناپسندی است که از نظر شرع حرام است[۱۱].[۱۲]

پیشینه در ادیان آسمانی

امر به معروف و نهی از منکر در شریعت اسلامی در قیاس با ادیان دیگر از اهمیت بیشتری برخوردار است و از همین‌رو یکی از اوصاف پیامبر اکرم(ص) در تورات امر به معروف و نهی از منکر شمرده شده است[۱۳]. شاید اهمیت فوق العاده امر به معروف و نهی از منکر در اسلام از آن روست که این دین برای همه مردم در تمامی اعصار تشریع شده[۱۴] و آخرین شریعت الهی است[۱۵]، ازاین‌رو لازم است همه مؤمنان، به ویژه دانشمندان در بسط و حفظ شریعت بکوشند و با عمل به این دو فریضه، جانشین خدا و پیامبران بر روی زمین باشند و اسلام را جاودانه کنند.

با این همه، این دو فریضه ویژه اسلام نیست و در شرایع پیشین نیز واجب بوده، گرچه محدوده آن به گستردگی اسلام نبوده است. بر پایه روایتی از پیامبر اکرم(ص) مراد از ﴿الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ در آیه ﴿... وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ ...[۱۶] گروهی از بنی‌اسرائیل‌اند که قاتلان پیامبران را امر به معروف و نهی از منکر کردند و در این راه به شهادت رسیدند[۱۷]؛ همچنین جمعی از "ربّانیون" دانشمندان مسیحی و "احبار" علمای یهود که از گفتار گناه‌آلود و حرام خوارگی نهی نمی‌کردند نکوهش شده‌اند[۱۸]. شماری از بنی‌اسرائیل بر اثر کفر و ترک نهی از منکر از سوی داوود و عیسی(ع) لعنت شدند[۱۹].

از گزارش داستان اصحاب سبت در قرآن کریم بر می‌آید که گروهی از بنی‌اسرائیل که نهی از منکر نمی‌کردند به همراه مرتکبان منکر هلاک شدند و تنها گروهی نجات یافتند که نهی از منکر کردند[۲۰].[۲۱]

امر به معروف و نهی از منکر در آیات قرآن

قرآن کریم با تعبیراتی گوناگون به موضوع امر به معروف و نهی از منکر پرداخته است. در شماری از آیات تعبیر امر به معروف و نهی از منکر در کنار یکدیگر به‌کار رفته است مانند:

  1. ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ[۲۲]؛
  2. ﴿وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ[۲۳]؛
  3. ﴿كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ[۲۴]؛

همچنین تعبیراتی مانند: امر به[۲۵]؛ امر به عدل[۲۶]؛ امر به قسط[۲۷]؛ نهی از سوء[۲۸]؛ نهی از فحشا[۲۹]؛ نهی از فساد[۳۰] و نهی از گناه[۳۱] به این دو فریضه اشاره دارد[۳۲].

امر به معروف و نهی از منکر در احادیث

توصیه به این امر علاوه بر قرآن، در احادیث فراوانی ذکر شده که بر اهمیت، جایگاه، احکام و آثار آن تأکید دارد[۳۳]؛ به گونه‌ای که در گفتارهای پیامبر خدا (ص) و امیرمؤمنان علی (ع) و دیگر امامان، دارای لحنی کم‌نظیر و تأثیرگذار است[۳۴]. در روایتی رسول اعظم (ص) شانه خالی کردن از اقامه آن را اعلان رویارویی با خداوند و موجب نزول بلایا از سوی او برشمرده است[۳۵] و برپاداشتن آن را سبب خیر و ترک آن را موجب سلب برکت از انسان‌ها و تسلط برخی بر برخی دیگر بدون آنکه یاوری در زمین و آسمان داشته باشند، دانسته است[۳۶]. امیرمؤمنان (ع) امر به معروف را شاخه‌ای از جهاد در راه خدا[۳۷] و یا برتر از جهاد معرفی می‌فرماید آنجا که ایشان پس از اشاره به جهاد تصریح دارد: «وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ كُلِّهِ كَلِمَةُ عَدْلٍ‏ عِنْدَ إِمَامٍ‏ جَائِرٍ»[۳۸]. امام حسین (ع) نیز در تعیین اهداف قیام خود، به امر به معروف و نهی از منکر اشاره می‌کند[۳۹] و خودِ قیام ایشان نیز از مصادیق بزرگ این فریضه الهی است[۴۰].[۴۱]

برخی از روایاتی که درباره امر به معروف و نهی از منکر از معصومین(ع) وارد شده عبارت است از:

  1. امام صادق (ع) فرمودند: "تقدیس نمی‌شود امّتی که در آن بدون درنگ، حقّ ضعیفش از قویش ستانده نمی‌شوند"[۴۲].
  2. امام کاظم (ع) فرمودند: "بدون تردید باید به امر به معروف و نهی از منکر بپردازید، که در غیر این صورت بدترین‌های شما بر شما حاکم می‌شوند؛ آن‌گاه نیکان شما نیز دعا می‌کنند اما اجابت نمی‌شود"[۴۳].
  3. امام باقر (ع) و امام صادق (ع) فرمودند: "وای به حال گروهی که خداوند را به‌وسیله امر به معروف و نهی از منکر به پرستش نمی‌گیرند"[۴۴].
  4. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: "پیامبر خدا (ص) ما را امر فرمودند که با گناهکاران، با چهره‌هایی درهم و عبوس برخورد کنیم"[۴۵]
  5. پیامبر اکرم (ص) می‌فرمودند: "وقتی امّت من امر به معروف و نهی از منکر را فرو نهند، باید منتظر عذابی از جانب خداوند باشند"[۴۶].[۴۷]

بر اساس احادیث وارد شده در زمینه اهمیت امر به معروف و نهی از منکر همه کارهای نیک، حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر همانند آب دهان در برابر دریای پهناور است[۴۸]؛ همچنان که اقامه واجبات دیگر، امنیت راه‌ها، حلیت داد و ستد، برطرف شدن ظلم، آبادانی زمین، انتقام از دشمنان و سامان یافتن همه کارها در گرو امر به معروف و نهی از منکر است[۴۹].[۵۰]

اهمیت

در اندیشه اسلامی برترین جهاد، امر به معروف و نهی از منکر است. اسلام می‌گوید: «أَفْضَلَ الْجِهَادِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ»؛ با فضیلت‌ترین و برترین جهادها این است که انسان در برابر یک پیشوای ستمگر، دم از عدل بزند و سخن عدل مطرح کند[۵۱]. وجهه اهمیت کلیدی امر به معروف در آن است که طبق روایت‌های اسلامی، با آن فرایض و شرایع دینی برپا می‌شوند. از آن جهت امر به معروف و نهی از منکر فریضه‌ای بزرگ تلقی می‌شود که: سایر فرائض به وسیله آن به پا می‌شود. باید امر به معروف و نهی از منکر باشد تا نمازی باشد، تا زکاتی باشد تا حجی باشد، تا خمسی باشد، تا معاملاتی باشد، تا قانونی باشد، تا اخلاقی باشد... همانا امر به معروف و نهی از منکر راه همه پیامبران است: «مِنْهَاجُ الصُّلَحَاءِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ وَ تَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ»؛ واجبات خدا به این وسیله به پا داشته می‌شود و راه‌ها به این وسیله امن می‌گردد. کسب‌ها به این وسیله حلال و مظالم به این وسیله باز می‌گردد؛ زمین به این وسیله آباد می‌شود[۵۲].[۵۳]

امر به معروف و نهی از منکر در قرآن کریم نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. گاه از این دو فریضه در کنار ایمان به خدا و آخرت یاد شده[۵۴] و گاه پیش‌تر از برپاداشتن نماز و زکات ویژگی مردان و زنان با ایمان شمرده شده است[۵۵]. در برابر، از جمله ویژگی‌های منافقان، امر به منکر و نهی از معروف یاد شده است[۵۶].[۵۷]

در روایتی امام رضا (ع) دربارۀ اهمیت انجام این فریضه می‌‌فرماید: «باید مسلمانان امر به معروف و نهی از منکر کنند، در غیر این صورت انسان‌های بد بر شما حکومت می‌کنند و در آن روز خوبان شما دعا می‌کنند ولی مستجاب نمی‌شود»[۵۸].[۵۹]

اهداف

هدف اصلی از تشریع امر به معروف و نهی از منکر ترویج کارهای پسندیده و نهادینه کردن آنها در جامعه و ایجاد اصلاح و سوق دادن همگان به سوی رستگاری و گسترش امور خیر[۶۰] و ریشه‌کنی و پیشگیری از فساد و وقوع از گناه و جرم است تا امری که برای فرد و جامعه دارای مفسده بوده و مبغوض خداست، واقع نشود[۶۱] و نیکی‌ها و خوبی‌ها در جامعه به مرحله عمل رسیده و لباس عینیت بپوشد[۶۲].[۶۳]

شرایط وجوب

در اسلام وجوب امر به معروف و نهی از منکر مشروط به چند امر شده است. برخی برای آن تا چهارده شرط ذکر کرده‌اند[۶۴] اما بیشتر فقها قائل به چهار شرط شده‌اند:

  1. شرط اول: شناخت معروف و منکر: از جمله نکاتی که در حُسن اجرای همگانی این فریضه در جامعه، تأثیر بسیاری دارد، شناخت آمر و ناهی، نسبت به معروف و منکر است، توجه به این شرط در ایجاد تحول در جامعه و در خود کسانی که قصد اقامه آن را دارند مؤثر است.
  2. شرط دوم: اصرار بر گناه: اصرار بر استمرار گناه از سوی گنهکار، از دیگر شرایط است. به این معنا که از ارتکاب آن پشیمان نبوده و قصد انجام آن را هر چند برای یک بار دیگر، داشته باشد؛ اما اگر از ارتکاب آن پشیمان شده و قصد بر ارتکاب مجدد آن نداشته و یا حتی اگر استمرار و یا ترک گناه او مشکوک باشد، نهی او واجب نیست.
  3. شرط سوم: احتمال تأثیر: وجوب امر به معروف و نهی از منکر مشروط به این است که علم و یا حداقل احتمال عقلایی بر مؤثر بودن امر و نهی وجود داشته باشد. در غیر این صورت وجوب آن ساقط می‌شود[۶۵]؛ حال اگر بداند این امر و نهی نسبت به حال حاضر اثری ندارد؛ اما سبب کاهش فعل حرام شده و یا در ترک محرمات بعدی مؤثر است، در این‌صورت وجوب ثابت است. از این‌رو نیازی به فعلیت در تأثیر نیست حتی اگر نهی او نسبت به شخص مرتکب گناه اثرگذار نباشد؛ اما برای افراد دیگری که مرتکب حرام می‌شوند، مؤثر است، در این جا باز امر و نهی واجب می‌باشد[۶۶].
  4. شرط چهارم: عدم مفسده: از آنجا که امر به معروف و نهی از منکر برای اصلاح جامعه است، اگر انجام این فریضه سبب ایجاد مفسده‌ای در حال یا آینده شود، وجوب آن ساقط می‌گردد[۶۷]. حال اگر آمر و ناهی بداند یا گمان کند که امر و نهی او ضرر جانی یا آبرویی و یا مالی مهمی، برای او یا یکی از وابستگان و یا یاران و همراهان او و یا یکی از مؤمنان داشته باشد و یا آنها در سختی و تنگنا قرار گیرند، امر به معروف و نهی از منکر واجب نبوده؛ بلکه حرام می‌باشد[۶۸]؛ چنانکه امام صادق (ع) آن را بر کسی که قدرت انجام آن را داشته و بر خود و یارانش هراسی ندارد، واجب دانسته است[۶۹].[۷۰]

مراحل و شیوه اجرای امر به معروف و نهی از منکر

در اجرای امر به معروف و نهی از منکر، مراحل و مراتبی وجود دارد؛ زیرا تشریع این فریضه با رویکرد تربیتی همراه بوده و برای اصلاح فرد و جامعه می‌باشد و اگر با مراحل پایین‌تر، معروف تحقق یابد و منکر برطرف گردد، دیگر نوبت به مراحل بعدی و شدیدتر نمی‌رسد. بنابراین برای اجرای امر به معروف و نهی از منکر سه مرحله ذکر شده است[۷۱].

  1. مرحله اول: بیزاری و انزجار قلبی: در این مرحله انسان به صورتی، ناخرسندی خود را از وقوع منکر، ابراز می‌کند که خود دارای درجاتی است؛ مانند بر هم نهادن چشم، روترش کردن، اخم کردن، روی گرداندن و ترک رابطه با مرتکب منکر که با هر یک از این موارد ابراز نارضایتی کرده و به ترتیب به آنها مبادرت می‌کند و با اثرگذاری هر کدام دیگر نوبت به مرتبه بالاتر نمی‌رسد[۷۲].
  2. مرحله دوم: امر و نهی زبانی: این مرحله از تذکر و ارشاد همراه با محبت و احترام شروع می‌شود تا مراتب بالاتر که با تندی و بالابردن صدا و امر و نهی و تهدید همراه است. اگر مقصود، با مرحله نخست (انزجار قلبی) حاصل نشد، نوبت به مرحله تذکر زبانی می‌رسد و در این مرحله نیز از مراتب پایین‌تر آن شروع شده و تا زمانی که احتمال دهد با موعظه و ارشاد و گفتار نرم، مقصود حاصل می‌شود، همان واجب بوده و تعدی از آن جایز نیست. در صورت نیاز، به ترتیب مراتب بعدی به کار گرفته می‌شود[۷۳].
  3. مرحله سوم: توسل به قدرت: در صورتی که اقدام در دو مرحله قبلی برای دفع منکر مؤثر نباشد، بر اساس روایاتی[۷۴] نوبت به مرحله عملی و اعمال قدرت می‌رسد[۷۵]. در این مرحله در مرتبه نخست اگر بشود با ایجاد مانع میان شخص و فعل، از ارتکاب حرام جلوگیری کرد، حتی اگر لازمه آن تصرف در وسائل و ابزار گناه باشد، از این راه استفاده می‌شود. اما اگر جلوگیری از گناه و یا ترک آن، جز با حبس در جایی و یا زدن و رنجور ساختن و در مراتب بعد با مجروح کردن مرتکب گناه ممکن نباشد، این موارد در عصر غیبت، با اذن فقیه جامع الشرایط صورت می‌پذیرد[۷۶] و باید از رفتار خودسر افراد جلوگیری شود[۷۷]. توسل به قدرت برای پیشگیری از بدی و تحقق معروف، آخرین ابزاری است که البته از سوی حاکمیت به کار گرفته می‌شود؛ چنانچه در روایاتی از نهج البلاغه آمده «آخِرُ الدَّوَاءِ الْكَيُّ‏»[۷۸]، بعد از آنکه موعظه و نصیحت اثرگذار نبوده آخرین علاج، توسل به زور است[۷۹].[۸۰]

هریک از این مراتب نیز دارای درجاتی است؛ مثلاً می‌توان مرحله نخست را با نگاه، اشاره، درهم‌کشیدن چهره، رویگردانی و دوری ادا کرد و همین‌طور مراتب دیگر[۸۱]. نکته مهم دیگر آن است که در مراتب امر به معروف و نهی از منکر جایز نیست با احتمال حاصل شدن مقصود از مرتبه پایین به مرتبه بالاتر رفت[۸۲].

آداب

  1. شروع از خویشتن: هرچند امر به معروف و نهی از منکر مشروط به عدالت نیست؛ ولی چون در امر به معروف و نهی از منکر نوعی برتری لازم است، اگر آمر به معروف و ناهی از منکر خود ساخته نباشد، از نظر اخلاقی صلاحیت انجام دادن چنین کاری را ندارد و امر و نهی او صوری و بدون تأثیر جدی خواهد بود.
  2. مقدم داشتن خویشان: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ[۸۳]. برخی، از این آیه استفاده کرده‌اند که سزاوار است در امر به معروف و نهی از منکر از خانواده آغاز شود[۸۴]. پس از خانواده، نوبت به اقوام دورتر می‌رسد: ﴿وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ[۸۵].
  3. شکیبایی: لقمان در نصایح خود به فرزندش او را به برپا داشتن نماز و امر به معروف و نهی از منکر و شکیبایی در برابر مشکلات فرا می‌خواند: ﴿يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ[۸۶].
  4. شفقت و مهربانی: هرگاه امر به معروف و نهی از منکر همراه با شفقت و از سر خیرخواهی باشد اثر بیشتری دارد، چنان‌که لقمان فرزندش را با تعبیر ﴿يَا بُنَيَّ[۸۷] که حکایت از مهربانی دارد مخاطب می‌سازد[۸۸]
  5. پیشنهاد جایگزین منکر: در مواردی که نیازی انسان را به سوی منکر سوق داده وقتی از منکر نهی می‌شود مناسب است کار مباحی که می‌تواند نیاز او را برطرف سازد، به عنوان جایگزین منکر، معرفی شود.
  6. گفتار نیکو و نرم: شایسته است که امر به معروف و نهی از منکر با سخن نیکو باشد[۸۹]: ﴿وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا[۹۰]؛ همچنین از آیه ﴿فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا[۹۱]، لزوم ملایمت و نرمی در گفتار به هنگام امر به معروف و نهی از منکر استفاده شده است[۹۲].[۹۳]
  7. گسترش روحیه خیرخواهی و مهرورزی: امر به معروف و نهی از منکر در فرهنگ اسلامی، برای عیب‌جویی و سرزنش دیگران نیست؛ بلکه برای اصلاح و تربیت افراد و سوق دادن جامعه به صلاح و رستگاری است؛ از این‌رو لازم است در افراد جامعه روحیه خیرخواهی نسبت به یکدیگر ایجاد شود تا افراد در قبال هم احساس مسئولیت کنند و با این نگرش به امر به معروف و نهی از منکر بپردازند، چنانکه خداوند از سر لطف و رحمت به بندگان خود و برای خیرخواهی و سعادتمندی آنان، امر به معروف و نهی از منکر را واجب کرده است[۹۴].
  8. تداوم و استمرار: مداومت بر انجام امر به معروف و نهی از منکر و التزام همگان به آن، از جمله نکاتی است که شایسته است یکایک افراد جامعه این روحیه را در خود ایجاد کرده و در این راه از خود استقامت نشان دهند. در این صورت در میزان تأثیرگذاری این فریضه الهی مؤثر است؛ به گونه‌ای که اگر در برابر یک گناه و کار ناپسند، افراد متعددی پی درپی تذکر دهند، به مرور در آن فرد اثر می‌گذارد[۹۵] و مقاومت منفی او را می‌شکند و بازدارندگی آن آشکار می‌شود[۹۶].
  9. ایجاد روحیه نقدپذیری: از جمله لوازم احیا و اجرای فراگیر این فریضه الهی وجود روحیه نقدپذیری در افراد مختلف جامعه است. هر کس در جامعه که مبادرت به عملی می‌کند و امنیت اخلاقی و روانی آن را در معرض خطر قرار می‌دهد، باید این آمادگی را داشته باشد که دیگر افراد بر اساس ضوابط معین شده رفتار او را نقد کرده و به او تذکر دهند[۹۷].
  10. تلقی صحیح از امر به معروف و نهی از منکر: شناخت درست از جایگاه امر به معروف و نهی از منکر[۹۸] می‌تواند از جمله زیرساخت‌های احیای این فریضه الهی و تشویق مؤمنان نسبت به انجام آن باشد[۹۹]. از این‌رو متصدیان امر باید با شناخت درست حدود و شرایط آن به این فریضه عمل کرده[۱۰۰] و با استناد به آیات و روایات، اهمیت و آثار آن را برای عموم بازگو نمایند[۱۰۱].

آثار

امر به معروف و نهی از منکر یکی از کارآمدترین و کارسازترین شیوه‌های تعامل اجتماعی است که دارای آثار و نتایج بسیار مفیدی است[۱۰۲]. برخی از این آثار عبارت‌اند از:

  1. فلاح و رستگاری: آیه ﴿وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۱۰۳] آمران به معروف و ناهیان از منکر را اهل فلاح و رستگاری دانسته است[۱۰۴].
  2. بهترین امت بودن: کسب عنوان بهترین بودن برای امت اسلامی در گرو امر به معروف و نهی از منکر است: ﴿كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ[۱۰۵].[۱۰۶]
  3. نجات از عذاب: از آیه ﴿فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ[۱۰۷] استفاده می‌شود که در مواجهه با منکر، کسانی از عذاب نجات می‌یابند که امر به معروف و نهی از منکر کنند.
  4. پاداش اخروی: خداوند آمران به معروف و ناهیان از منکر را به دریافت اجر عظیم وعده داده است: ﴿إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا[۱۰۸].[۱۰۹]
  5. ایجاد اصلاح و بازدارندگی از فساد: امر به معروف و نهی از منکر از مؤثرترین عوامل بازدارنده از انحراف افراد مختلف می‌باشد. عمل به این فراخوانی عمومی الهی، بر خود آمران و ناهیان نیز نشانه نیک بر جای می‌گذارد و از دو سو راه صلاح را در جامعه هموار می‌سازد[۱۱۰]. همچنین با انجام آن هزینه‌ها کاهش یافته و دیگر نیازی به برخوردهای عملی و فیزیکی نیست؛ زیرا فرد خلافکار دائم با تذکرات بانی روبه‌رو شده و به مرور این تذکرات اثرگذار بوده و راه مؤثری در بازدارندگی از ارتکاب حرام می‌باشد[۱۱۱].
  6. ایجاد روحیه مسئولیت‌پذیری و نظارت عمومی: این فریضه سبب می‌شود که افراد جامعه نسبت به یکدیگر بی‌تفاوت نبوده و در برابر رفتار و کردار یکدیگر احساس مسئولیت، نمایند و در صورت دیدن انحرافات، به وظیفه خود عمل نمایند و خود این امر موجب نوعی مشارکت مردم در سرنوشت خود، ساختن جامعه و سبب خروج افراد از خمودی شده و موجب ایجاد انگیزه مؤمنان می‌شود[۱۱۲].
  7. حفظ حریم حرمت‌ها: اگر در جامعه‌ای بدی‌ها و انحرافات انجام پذیرد و افراد جامعه نسبت به آن بی‌تفاوت بمانند و تنها به وظیفۀ فردی خود عمل کنند، به مرور قبح زشتی‌ها و گناه از میان رفته و این امر در تغییر فرهنگ و رواج انحرافات، بسیار مؤثر است. اما برپایی امر به معروف و نهی از منکر و رواج آن، موجب می‌شود که در فرهنگ عمومی قبح گناه از بین نرفته و حتی نزد کسی که مرتکب آن می‌شود، قبح آن باقی مانده و بداند که از نظر جامعه، مرتکب امرنا پسندی شده است و این امر موجب می‌گردد نیکی در عرف جامعه، نیکی تلقی شود هر چند همه به آن پایبند نباشند و عمل نکنند و بدی هم در عرف جامعه، بدی دانسته شود هر چند برخی مرتکب آن گردند[۱۱۳].
  8. حراست از احکام اسلامی و بقاء حکومت اسلامی: قوام حکومت اسلامی بر اساس بقاء احکام اسلامی و پایبندی به احکام آن است و یکی از عواملی که موجب التزام افراد جامعه، به اسلام و عمل به آن است، امربه نیکی‌ها و بازداشتن یکدیگر از بدی‌ها و انحرافات است. احیای این فریضه به همه افراد کمک خواهد کرد که هر چه بیشتر، احکام اسلامی اجرا و فراگیر شود[۱۱۴].
  9. ظلم‌ستیزی: در سایه عمل به این فرضیه الهی، افراد جامعه نسبت به انحرافات ساکت نبوده و در برابر ظلم و تعدی ظالمان بی‌تفاوت نمی‌باشند. آنها همواره به دنبال جامعه‌ای هستند که در راستای صلاح و رستگاری باشد[۱۱۵]. روحیه‌ای که در مسلمانان در پرتو احکامی مثل امر به معروف و نهی از منکر و جهاد، به وجود می‌آید، سبب می‌شود تا آنان در پی این اندیشه باشند که اراده خود را در حرکت عالم محقق کنند و جلوی فساد را بگیرند و در برابر هر سلطه‌طلب و ستمگری قیام کرده و ساکت ننشینند[۱۱۶].[۱۱۷]

آثار ترک امر به معروف و نهی از منکر

برخی از آثار ترک فریضه امر به معروف و نهی از منکر عبارت است از:

  1. دوری از رحمت خدا: گروهی از بنی‌اسرائیل بر اثر نافرمانی و تجاوز از حق و ترک نهی از منکر، به زبان داوود و عیسی بن مریم لعنت شدند[۱۱۸]. به فرموده حضرت علی(ع) خداوند امم پیشین را جز به سبب ترک امر به معروف و نهی از منکر لعن نکرد و از رحمت خود دور نساخت. خداوند سفیهانشان را به واسطه گناهان و دانشمندانشان را بر اثر ترک نهی از منکر لعن کرد[۱۱۹].
  2. شریک شدن در گناه: کسانی که در برابر انجام منکر هیچ‌گونه واکنشی نشان ندهند مانند گناهکاران و در گناه آنها شریک‌اند، از همین‌رو از مؤمنان خواسته شده که هرگاه تمسخر آیات قرآن را شنیدند با کافران همنشین نشوند. در غیر این صورت در گناه همانند آنها خواهند بود[۱۲۰].
  3. عذاب فراگیر: از دیگر پیامدهای ترک امر به معروف و نهی از منکر عذابی است که افزون بر گناهکاران شامل تارکان امر به معروف و نهی از منکر نیز می‌شود[۱۲۱].[۱۲۲]
  4. اعلان جنگ با خداوند: این نکته در ذیل حدیث نبوی (ص) آمده است: هر کس ترک امر به معروف و نهی از منکر کند، پس اعلان جنگ و مقابله با خداوند می‌کند[۱۲۳].
  5. تسلط اشرار: تسلط اشرار با ترک امر به معروف و نهی از منکر در احادیث مطرح شده است: «لتأمرن بالمعروف و لتنهن عن المنکر او یسلطن الله علیکم شرارکم»؛ باید امر به معروف و نهی از منکر را داشته باشید، وگرنه بدهای شما بر شما مسلط می‌شوند[۱۲۴].
  6. عدم استجابت دعا: در ذیل حدیث فوق، اثر دیگر ترک امر به معروف و نهی از منکر عدم استجابت دعای خوبان امت دانسته شده است: «فیدفو خیارکم لا یستجاب لهم»؛ ‌ خوبان شما می‌خوانند و به آنها جوابی داده نمی‌شود.
  7. قلب فطرت انسانی: فطرت مسخ شده را به تعبیرهای گوناگون به ما گفته‌اند. یک تعبیرش راجع به همین امر به معروف و نهی از منکر بود.
  8. مسئولیت همگانی گسترش گناه: داشتن سرنوشت مشترک در زندگی اجتماعی اصلی است. به واسطه سرنوشت مشترک داشتن افراد اجتماع است که اگر یک نفر بخواهد گناهی مرتکب شود بر دیگران لازم است مانع او گردند. رسول اکرم (ص) تأثیر گناه فرد را بر جامعه ضمن مثلی بیان کرده‌اند[۱۲۵]. این مثل همان عدم منع سرنشینان کشتی از اقدام یک فرد برای سوراخ کردن کشتی است.
  9. داشتن سرنوشت مشترک با فاعلان منکر: این تأثیر در نامه امام حسین (ع) به سلیمان بن صرد خزاعی که در آن به حدیثی از پیامبر اکرم (ص) استناد کرده است، توضیح داده شده است. اگر کسی ببیند همه جا را فساد گرفته، حلال خدا حرام، و حرام خدا حلال شده است، بیت‌المال مسلمانان در اختیار افراد ناشایسته قرار گرفته و در غیر راه رضای خدا مصرف می‌شود؛ پیغمبر اکرم (ص) فرمود: هر کس چنین اوضاع و احوالی را ببیند و درصدد دگرگونی آن نباشد، در مقام اعتراض بر نیاید، شایسته است (ثابت است در قانون الهی) که خدا چنین کسی را به آنجا ببرد که ظالمان، جابران، ستمکاران و تغییردهندگان دین خدا می‌روند، و سرنوشت مشترک با آنها دارد[۱۲۶].[۱۲۷]

عرصه‌های فردی و اجتماعی

این فریضه الهی، عرصه و قلمرو وسیعی داشته و شامل همه ابعاد زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی افراد می‌گردد. البته در همه این عرصه‌ها باید توجه داشت که نباید تنها در برابر فسادها و انحرافات اقدام به نهی از منکر نموده و اصل امر به معروف، کم‌رنگ شده و به فراموشی سپرده شود؛ بلکه باید همواره به کارهای نیک در هریک از این عرصه‌ها توصیه شود[۱۲۸].

  1. عرصه فردی: امر به معروف و نهی از منکر از یکایک افراد جامعه شروع می‌شود و بر عموم مردم لازم است که نسبت به رفتار دیگر افراد جامعه هرچند رفتار فردی آنها بوده و به ظاهر آسیبی برای دیگران نداشته باشد، حساسیت داشته و آنها را به کارهای نیک و پسندیده امر نمایند.
  2. عرصه خانوادگی: تأثیر متقابل افراد درون یک خانواده بر همدیگر قابل انکار نیست. از این رو همه افراد خانواده باید نسبت به رفتار هم توجه داشته و در برابر رفتار ناشایست یکدیگر تذکر دهند[۱۲۹]؛ چنانکه این امر در قرآن کریم مورد تأکید قرار گرفته و خداوند می‌فرماید: ﴿قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا[۱۳۰].[۱۳۱]
  3. عرصه اجتماعی: امر به معروف و نهی از منکر در اجتماع کوچک و یا در کل جامعه، ابعاد وسیعی پیدا کرده و دارای کارکردهای متعددی است. توجه به این امر در اندیشه انقلاب اسلامی به گونه‌ای است که نگاه عموم مردم جامعه و مسلمانان را از مسائل فردی و انحصار این فریضه در گناهان کوچک و بزرگ افراد، خارج ساخته و به مسائل کلان جامعه معطوف داشته[۱۳۲] و از مسائل ظاهری، به لایه‌های عمیق در اجتماع کشانده است[۱۳۳]. در ویژگی‌های گفتمان انقلاب اسلامی، قلمرو این فریضه الهی توسعه یافته و به امر به معروف و نهی از منکر در برابر حکومت‌های نامشروع و نیز در برابر وظایف و مسئولیت‌های حکومت اسلامی، تسری می‌یابد[۱۳۴].

آسیب‌شناسی امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر هر چند اصلی مهم در اندیشه و عمل اسلامی بوده است، اما در طول تاریخ با آسیب‌ها و چالش‌های زیادی مواجه شده است. طی فرایند تاریخی، امر به معروف متروک واقع گشته و حتی نمود بارز آن را در انعکاس احکام آن در رساله‌های عملیه دویست سال اخیر می‌توان یافت. تأمل در متون فقهی دویست سال اخیر نشان می‌دهد که “مسائل مربوط به امر به معروف و نهی از منکر از رساله‌های ما برداشته شده است، در صورتی که در رساله عربی و فارسی پیش از این دویست سال، این مباحث در کنار مباحث مربوط به نماز و روزه و خمس و زکات قرار داشت”. اما گویا بعدها چنین بحثی همانند بحث جهاد خودبه‌خود در اذهان یک بحث زائد تلقی و متروک شده است[۱۳۵]. نتیجه چنین تلقی‌ای آن شده است که حتی اگر یک ارگان حکومتی چون شهرداری امر به معروف و نهی از منکر کند، مردم دیگر آن را مسئله‌ای مذهبی تلقی نمی‌کردند[۱۳۶].

در طول تاریخ نیز آسیب‌های مختلفی بر آن وارد شده است برخی از این آسیب‌ها در قرآن و روایت‌ها ذکر شده است. برخی از این آسیب‌ها عبارت است از: سستی در امر به معروف و بی‌تفاوت شدن؛ واگذاری به یکدیگر؛ شناخت نادرست از معروف و منکر و ترویج نادرست امر به معروف و نهی از منکر[۱۳۷].

احکام امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر در واجبات و محرّمات، واجب و در مستحبات و مکروهات، مستحب است[۱۳۸]. وجوب یا استحباب آن، توصّلی است که قصد قربت در آن معتبر نیست[۱۳۹]، لکن در کفایی یا عینی بودن آن،اختلاف‌است[۱۴۰].

علم امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر، احتمال تأثیر، اصرار فاعل بر استمرار ترک واجب یا فعل حرام؛ هرچند به عزم بر ارتکاب مجدّد آن، معذور نبودن وی در ارتکاب، و عدم ترتّب مفسده یا ضرر بر امر و نهی[۱۴۱] از شرایط آن است.

اگر دفع منکر متوقّف بر اتلاف مال دیگری باشد، در صورت نابود کردن آن، نهی کننده ضامن نیست، مانند آلات لهو و آلات قمار[۱۴۲]؛ لکن چنانچه ناهی در دفع منکر، از حدّ لازم و ضرور تجاوز کند و منجرّ به وارد آمدن خسارت به طرف گردد ضامن ست[۱۴۳].[۱۴۴]

وظیفه در عصر غیبت

یکی از وظایف و ویژگی‌‌های منتظران حضرت مهدی (ع) در دوران غیبت کبری، امر به معروف و نهی از منکر است[۱۴۵] فرد منتظر باید علاوه بر اصلاح و تصفیۀ نفس خویش در راه اصلاح جامعه و ساختن افراد و استقرار عدالت و رفع ظلم و تعدی بکوشد؛ تا جامعه و افراد آن آمادۀ پذیرش حکومت جهانی حضرت مهدی (ع) شوند[۱۴۶].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  2. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، ج۵، ص۵۶؛ خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۷/۵/۱۳۷۱؛ ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  3. امام خمینی، تحریر الوسیله، ص۳۷۶.
  4. ر.ک: خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۲۵/۹/۱۳۷۹؛ امر به معروف و نهی از منکر.
  5. بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر.
  6. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، تحقیق مهدی مخزومی، ج۴، ص۹۳؛ ج۸، ص۲۹۷.
  7. دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه، ج۳، ص۳۳۴۳.
  8. دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه، ج۱۵، ص۲۲۹۱۸.
  9. ابن فارس، فارس بن زکریا، معجم مقاییس اللغة، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، ج۴، ص۲۸۱.
  10. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۹، ص۲۳۹؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۶۱؛ ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، تحقیق طاهر احمد زاوی، ج۳، ص۲۱۶.
  11. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۵۴۹؛ شهید ثانی، زین‌الدین بن علی عاملی، مسالک الأفهام الی تنقیح شرائع الإسلام، ج۳، ص۹۹-۱۰۰؛ نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی، ج۲۱، ص۳۵۶ -۳۵۷.
  12. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۷۳؛ رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ ـ ۲۷۱.
  13. سوره اعراف، آیه ۱۵۷.
  14. سوره سبأ، آیه ۲۸.
  15. سوره احزاب، آیه ۴۰.
  16. سوره آل عمران، آیه ۲۱.
  17. جامع البیان، مج ۳، ج۳، ص۲۹۴؛ مجمع البیان، ج۲، ص۷۲۰.
  18. سوره مائده، آیه ۶۳.
  19. سوره مائده، آیه ۷۸-۷۹.
  20. سوره اعراف، آیه ۱۶۵.
  21. خراسانی، علی، امر به معروف و نهی از منکر، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص۳۴۷-۳۴۸.
  22. «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند» سوره توبه، آیه ۷۱.
  23. «و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.
  24. «شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از (کار) ناپسند باز می‌دارید» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.
  25. سوره اعراف، آیه ۱۹۹.
  26. سوره نحل، آیه ۹۰.
  27. سوره آل عمران، آیه ۲۱.
  28. سوره اعراف، آیه ۱۶۵.
  29. سوره نحل، آیه ۹۰.
  30. سوره هود، آیه ۱۱۶.
  31. سوره مائده، آیه ۶۳.
  32. خراسانی، علی، امر به معروف و نهی از منکر، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص۳۴۳-۳۴۶؛ مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۷۳.
  33. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۵ -۶۲؛ حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۱۵ -۲۸۵.
  34. آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۲۳/۸/۱۳۷۹.
  35. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۹.
  36. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۲۳؛ ر.ک: امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۱.
  37. آیت الله خامنه‌ای، ۲۰/۸/۱۳۸۳.
  38. نهج البلاغه، حکمت ۳۷۴؛ ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۸/۱۰/۱۳۸۷.
  39. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۴۴، ص۳۲۹-۳۳۰؛ ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، ۷/۵/۱۳۷۱.
  40. آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۳/۱۳۷۴.
  41. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۷۳.
  42. « عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: مَا قُدِّسَتْ أُمَّةٌ لَمْ يُؤْخَذْ لِضَعِيفِهَا مِنْ قَوِيِّهَا بِحَقِّهِ غَيْرَ مُتَعْتَعٍ‌»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۵، ص ۵۶.
  43. «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَرَفَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ (ع) يَقُولُ‌ لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ أَوْ لَيُسْتَعْمَلَنَّ عَلَيْكُمْ شِرَارُكُمْ فَيَدْعُو خِيَارُكُمْ فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۵، ص ۵۶.
  44. «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: وَيْلٌ لِقَوْمٍ لَا يَدِينُونَ اللَّهَ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۵، ص ۵۶.
  45. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع): أَمَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنْ‏ نَلْقى‏ أَهْلَ‏ الْمَعَاصِي‏ بِوُجُوهٍ مُكْفَهِرَّة»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۵، ص ۵۸.
  46. «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَرَفَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا (ع) يَقُولُ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَقُولُ‌ إِذَا أُمَّتِي تَوَاكَلَتِ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَلْيَأْذَنُوا بِوِقَاعٍ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۵، ص ۵۹.
  47. مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی ج۳، ص ۷۱-۷۴.
  48. «وَ مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ کُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنْ الْمُنْکَرِ إِلَّا کَنَفْثَةٍ فِی بَحْرٍ لُجِّی»؛ ‏ نهج البلاغه، حکمت ۳۷۴.
  49. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۵.
  50. ر.ک: خراسانی، علی، امر به معروف و نهی از منکر، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴.
  51. مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۵۵.
  52. اصل حدیث که روایتی طولانی از امام صادق (ع) در باب احوال آخر الزمان است، در کتاب فروع کافی آمده است: ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۵.
  53. بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر.
  54. سوره آل عمران، آیه ۱۱۴.
  55. سوره توبه، آیه ۷۱.
  56. سوره توبه، آیه ۶۷.
  57. خراسانی، علی، امر به معروف و نهی از منکر، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص۳۴۶-۳۴۷.
  58. «لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ أَوْ لَیُسْتَعْمَلَنَّ عَلَیْکُمْ شِرَارُکُمْ فَیَدْعُو خِیَارُکُمْ فَلَا یُسْتَجَابُ لَهُمْ»؛ کافی، ج ۵، ص ۵۶.
  59. حیدرزاده، عباس، فرهنگنامه آخرالزمان، ص۱۰۳.
  60. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۱۲، ۲۶۸؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۳/۱۳۷۴.
  61. امام خمینی، المکاسب المحرمة، ج۱، ص۲۰۳- ۲۰۴؛ ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۲۳/۸/۱۳۷۹.
  62. مطهری، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۳۲۲-۳۲۳.
  63. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۷۹.
  64. کاشف الغطاء، جعفر بن خضر، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ج۴، ص۴۲۹.
  65. مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۸۲۲؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۵.
  66. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۵-۳۶۶.
  67. مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۸۲۲-۸۲۳؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۸.
  68. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۸-۳۶۹.
  69. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۲۵.
  70. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص۱۹۰ ـ ۱۹۲؛ بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر؛ رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ ـ ۲۷۱؛ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی ج۳، ص۱۷۴؛ احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۳۳۰؛ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص۱۲۳.
  71. نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی، ج۲۱، ص۳۷۴؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۷۲-۳۷۷.
  72. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۷۲.
  73. امام خمینی، تحریر الوسیله، ص۳۷۳.
  74. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۳۱-۱۳۳.
  75. نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی، ج۲۱، ص۳۷۷.
  76. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۷۵-۳۷۶.
  77. آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۱۰/۱۳۶۸.
  78. نهج البلاغه، خطبه ۱۶۸.
  79. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۸، ص۵۰۰.
  80. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص۱۹۴ ـ ۱۹۵؛ بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر؛ رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ ـ ۲۷۱؛ خراسانی، علی، امر به معروف و نهی از منکر، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص۳۵۱-۳۵۲؛ احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۳۳۰ ـ ۳۳۱.
  81. جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۷۸.
  82. ر.ک: احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۳۳۱؛ شکوری، ابوالفضل، فقه سیاسی اسلام، ص۱۷۹-۱۸۳.
  83. «ای مؤمنان! خود و خانواده خویش را از آتشی بازدارید که هیزم آن آدمیان و سنگ‌هاست» سوره تحریم، آیه ۶.
  84. مسالک الافهام، ج۲، ص۳۸۱.
  85. «و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.
  86. «پسرکم! نماز را بپا دار و به کار شایسته فرمان ده و از کار ناشایست باز دار و در آنچه بر سرت آید شکیب کن» سوره لقمان، آیه ۱۷.
  87. «پسرکم!» سوره لقمان، آیه ۱۷.
  88. مجمع البیان، ج۸، ص۴۹۹.
  89. روح المعانی، مج ۱، ج۱، ص۴۸۸.
  90. «و با مردم سخن خوب بگویید» سوره بقره، آیه ۸۳.
  91. «و با او به نرمی سخن گویید» سوره طه، آیه ۴۴.
  92. مجمع البیان، ج۷، ص۲۰؛ تفسیر قرطبی، ج۱۱، ص۱۳۴.
  93. خراسانی، علی، امر به معروف و نهی از منکر، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص۳۵۷-۳۵۸.
  94. ر.ک: امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۶۷.
  95. امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۴۷.
  96. آیت الله خامنه‌ای، ۲۹/۷/۱۳۷۱.
  97. آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۱۳/۳/۱۳۷۰.
  98. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۴.
  99. مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۸۲۲؛ آیت الله خامنه‌ای، ۷/۵/۱۳۷۱.
  100. مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۸۲۲؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۴.
  101. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص۱۸۷ ـ ۱۸۹.
  102. آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۹/۱۳۷۹؛ آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۱/۱/۱۳۷۲.
  103. «و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.
  104. مجمع البیان، ج۲، ص۸۰۷.
  105. «شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از (کار) ناپسند باز می‌دارید» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.
  106. مجمع البیان، ج۲، ص۸۱۱.
  107. «آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز می‌داشتند رهایی بخشیدیم و ستم‌ورزان را برای آنکه نافرمانی می‌کردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۵.
  108. «...مگر کسی به صدقه یا نکوکاری یا اصلاحی میان مردم فرمان دهد و هر کس در جستجوی خشنودی خداوند چنین کند به زودی بدو پاداشی سترگ خواهیم داد» سوره نساء، آیه ۱۱۴.
  109. خراسانی، علی، امر به معروف و نهی از منکر، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص۳۵۴-۳۵۵.
  110. آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۲۳/۸/۱۳۷۹.
  111. آیت الله خامنه‌ای، ۱۵/۸/۱۳۷۰؛ ۲۹/۷/۱۳۷۱.
  112. امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۶۹؛ آیت الله خامنه‌ای، ۷/۵/۱۳۷۱؛ آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۱۰/۳/۱۳۶۹.
  113. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۲/۱۳۷۱؛ ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  114. آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۱۰/۳/۱۳۶۹.
  115. آیت الله خامنه‌ای، ۱۶/۳/۱۳۷۵.
  116. آیت الله خامنه‌ای، ۱۶/۳/۱۳۷۵؛ ۱۹/۴/۱۳۷۹؛ ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  117. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص۲۰۴ ـ ۲۰۷.
  118. سوره مائده، آیه ۷۸-۷۹.
  119. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۹۲.
  120. سوره نساء، آیه ۱۴۰.
  121. سوره انفال، آیه ۲۵.
  122. خراسانی، علی، امر به معروف و نهی از منکر، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص۳۵۵-۳۵۷.
  123. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۹.
  124. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۶.
  125. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۲۲.
  126. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۸۱.
  127. بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر.
  128. آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  129. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۱، ص۳۸۷.
  130. «ای مؤمنان! خود و خانواده خویش را از آتشی بازدارید که هیزم آن آدمیان و سنگ‌هاست» سوره تحریم، آیه ۶.
  131. ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۵/۱۳۸۳؛ ۱۳/۷/۱۳۸۳؛ ۱۸/۶/۱۳۸۸.
  132. امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۱۴-۱۱۶.
  133. ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، ۱۵/۳/۱۳۷۰؛ ۲۶/۲/۱۳۷۵؛ امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۱۸-۱۱۹.
  134. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص۱۸۰ ـ ۱۸۳.
  135. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۲۰.
  136. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۳۰۹.
  137. بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر.
  138. جواهر الکلام، ج ۲۱، ص۳۶۳ ـ ۳۶۵.
  139. توضیح المسائل مراجع، ج ۲، ص۷۵۶ م ۲۷۹۰.
  140. جواهر الکلام، ج ۲۱، ص۳۵۹.
  141. منهاج الصالحین (خویی)، ج ۱، ص۳۵۱ ـ ۳۵۲؛ جواهر الکلام، ج ۲۱، ص۳۶۶ ـ ۳۷۱.
  142. جواهر الکلام، ج ۳۷، ص۱۱۱.
  143. تحریر الوسیلة، ج ۱، ص۴۸۰.
  144. هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۱، ص۶۹۱ - ۶۹۳.
  145. «الْمَهْدِیِّ وَ أَصْحَابِهِ... یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ»؛ بحارالانوار، ج۱، ص۴۷.
  146. ر.ک: الهی‌نژاد، حسین، وظایف منتظران در عصر غیبت، ص ۶۷؛ نجفی، حسن، بررسی ابعاد رفتار اخلاقی در سبک زندگی زمینه‌ساز ظهور موعود، ص ۳۱ـ۳۲؛ سبحانی‌نیا، محمد، مهدویت و آرامش روان، ص ۶۱ ـ ۶۲؛ مهدوی‌فرد، میرزا عباس، فلسفه انتظار، ص ۱۱۰ ـ ۱۱۸.