امر به معروف و نهی از منکر در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

در اسلام هیچ خطابی در زمینه مسائل اجتماعی شدیدتر، غلیظ‌تر و پرهیجان‌تر از امربه معروف و نهی از منکر وجود ندارد[۱]. این اصل تأمین کننده حضور عمومی مردم در صحنه اجتماعی، اهتمام به امور یکدیگر، احساس مسئولیت در برابر سرنوشت همدیگر و اصلاح امور اجتماعی است. جامعه اسلامی، با انجام این تکلیف زنده می‌ماند و قوام حکومت اسلامی و بقای حاکمیت اخیار نیز به آن است؛ چرا که بر اساس روایات، ترک آن موجب تسلط بدترین افراد بر جامعه می‌گردد[۲]. از مهمترین و تأثیرگذارترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر آن است که شخص خود به انجام معروف اقدام نموده و از منکرات و مکروهات دور باشد و در حقیقت با رفتار خود امر به معروف و نهی از منکر نماید[۳]. ترویج امر به معروف و نهی از منکر در جامعه سبب می‌شود گناه در نظر مردم همیشه گناه باشد و مفاسد اخلاقی رفتار نیک تلقی نگردد[۴].[۵]

معناشناسی

«امر به معروف و نهی از منکر» عبارت است از دستور دادن دیگران به نیکی‌ها و بازداشتن از بدی‌ها در عرصه‌های فردی، اجتماعی و حکومتی.

امر و نهی در لغت در معانی مختلفی به کار رفته است که از جمله آن، امر به معنای واداشتن و نهی به معنای بازداشتن[۶] و نیز امر به معنای فرمان و فرمایش[۷] و نهی به معنای منع کردن و وازدن[۸] آمده است.

«معروف» در دو معنا به کار رفته است؛ استمرار چیزی و یا سکون و آرامش. به نظر برخی معروف از ریشه دوم است؛ زیرا انسان به واسطۀ معروف و آنچه می‌شناسد، آرامش یافته و از آنچه نمی‌شناسد، وحشت‌زده می‌گردد[۹]. جمعی از لغت‌شناسان، معروف را به هر آنچه بر اساس عقل یا شرع، نیکو و پسندیده شمرده شود، تعریف کرده‌اند و در مقابل، منکر را چیزی دانسته‌اند که از سوی این دو، زشت و قبیح شمرده شود[۱۰].

معروف در نظر مشهور فقیهان، به کار پسندیده‌ای گفته می‌شود که همراه با حکم وجوب و یا استحباب شرعی است و منکر، کار ناپسندی است که از نظر شرع حرام است[۱۱]. از نظر برخی از فقها منکر أعم از کار ناپسند حرام یا مکروه است[۱۲].[۱۳]

امام خمینی نیز در آثار علمی خود، هر عملی که عقلاً یا شرعاً واجب باشد، معروف و آنچه از نظر شرع و عقل حرام یا مکروه باشد، منکر دانسته‌اند[۱۴]. از آنجا که ایشان رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران را شرعاً لازم می‌دانند[۱۵]. معروف و منکر را به هر آنچه موافق یا مخالف قانون جمهوری اسلامی ایران باشد تعمیم داده‌اند[۱۶]. در حقیقت، امر به معروف و نهی از منکر سوق دادن مردم به کارهای نیک و بازداشتن از بدی‌هاست[۱۷]. الزام مردم به این امر در این راستاست که معروف در جامعه به مرحله عمل درآمده و لباس عینیت بپوشد. از اینجا فرق آن با تبلیغ روشن می‌گردد. تبلیغ رساندن پیام و شناساندن آن و مربوط به مرحله شناخت است. وظیفه‌ای که هر مسلمان از نظر تبلیغ دارد این است که باید این احساس در او پیدا بشود که به نوبه خود حامل پیام اسلام باشد. اما در امر به معروف، هر مسلمانی وظیفه دارد در او این احساس باشد که مجری احکام الهی و جزء قومی مجریۀ حکومت اسلامی است[۱۸].[۱۹]

امر به معروف و نهی از منکر در کانون تعالیم اسلامی قرار دارد. در فرهنگ اسلامی و طبق مبانی اسلامی کلمه "معروف" شامل همه هدف‌های مثبت اسلامی و کلمه "منکر" شامل همه هدف‌های منفی اسلامی می‌شود، بنابراین با چنین تعبیر عامی آمده است. امر به معروف و نهی از منکر گرچه با تعبیر امر و نهی است ولی به نص حدیث و فقه و تاریخ قطعی اسلامی، شامل هر وسیله مشروعی است که برای این هدف‌ها بتوان استفاده کرد و این ساختمان را نگه داشت و توسعه داد[۲۰]؛ مقصود از آن تنها امر و نهی لفظی نیست، بلکه مقصود استفاده کردن از هر وسیله مشروع برای پیشبرد هدف‌های اسلامی است. پس اگر بخواهیم روح امر به معروف و نهی از منکر را با ترجمه و تعبیر فارسی خودمان بیان کنیم باید بگوییم: "لزوم استفاده از هر وسیله مشروع برای پیشبرد هدف‌های اسلامی".

نوع استفاده از واژگان "معروف" و "منکر" در این اصل نیز جالب است: اسلام از باب اینکه نخواسته موضوع امر به معروف و نهی از منکر را به امور معینی مثل عبادات، معاملات، اخلاقیات، محیط خانوادگی و... محدود کند، کلمه‌ای عام آورده است. معروف، یعنی هر کار خیر و نیکی که نقطه مقابلش، هر کار زشتی است. نگفت شرک یا فسق یا غیبت یا دروغ نمیمه یا تفرقه‌اندازی یا ربا یا ریا، بلکه گفت: منکر؛ هر چه که زشت و پلید است[۲۱].

در بیانی موجز با اشاره به ارتباط این اصل با ماهیت و نگرش جمعی اسلام به زندگی انسانی می‌توان به تعریف امر به معروف و نهی از منکر پرداخت. امر به معروف و نهی از منکر یعنی چه؟ یعنی همدردی، همبستگی، همکاری، همگامی، تعرف (شناسایی)، آگاهی، قدرت[۲۲]. از منظری دیگر می‌توان امر به معروف و نهی از منکر را نوعی مشارکت در دفاع دانست. در اسلام دو نوع دفاع از حق داریم: یکی دفاع از حق به معنای حقیقت، و دیگر دفاع از حق به معنای حقوق اجتماعی[۲۳]. آنجا که حقایقی در اجتماع پایمال می‌شود، پای امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه با منکرات و ترویج و اشاعه آنچه که اسلام آن را نیک می‌شناسد، در میان می‌آید. چنین دفاعی در عرصه حقوق فردی و اجتماعی افراد نیز مطرح است[۲۴].[۲۵]

رابطه معنای امر به معروف و نهی از منکر با واژگان دیگر

در اندیشه اسلامی علاوه بر اصطلاح امر به معروف و نهی از منکر می‌توان کلیدواژه‌های دیگری را شناسایی کرد. یکی از این واژه‌ها "النصیحه" است. "نُصح" در مقابل "غش" است. نصح به معنی خالص شدن و خالص کردن است. "نَصَحَ العسل" یعنی عسل را صاف و خالص کرد. نُصح، چنان که در مجمع البحرین آمده است، به معنای اخلاص عمل از غش می‌باشد[۲۶]. نصیحت در باب امر به معروف غالباً با تعبیر «النَّصِيحَةُ لِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ» آمده و به خیرخواهی ترجمه شده است. این تعبیر در روایت‌ها بسیار کاربرد داشته است. در خطبه‌ای در نهج‌البلاغه حضرت علی (ع)، نصیحت را جزو حقوق متقابل مردم و حاکم اعلام کرده است: مرا بر شما حقی است و شما را نیز بر من حقی است. حق شما بر من این است که برای شما خیرخواهی و دلسوزی کنم و... اما حق من بر شما آن است که در بیعت خود وفادار بمانید و در حضور و غیاب من خیرخواه من باشید[۲۷].

تعبیر دیگر در این زمینه کاربرد واژه "راعی" است. واژه "رعیت" به‌رغم مفهوم منفی که به تدریج در زبان فارسی به خود گرفته است، مفهومی انسانی و زیبایی داشته است. استعمال کلمه "راعی" را در مورد حکمران و کلمه "رعیت" در مورد مردم اولین مرتبه درکلمات رسول اکرم (ص) و سپس به وفور در کلمات علی(ع) می‌بینیم. این لغت، از ماده "رعی" است که به معنای حفظ و نگهبانی است. به مردم از آن جهت کلمه رعیت اطلاق شده است که حکمران عهده‌دار حفظ و نگهبانی جان و مال و حقوق و آزادی‌های آنهاست[۲۸]. پیغمبر اکرم (ص) موضوع امر به معروف و نهی از منکر را با تعابیر دیگری بیان کرده است: «كُلُّكُمْ رَاعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ فَالْإِمَامُ رَاعٍ وَ هُوَ الْمَسْئُولُ وَ الْمَرْأَةُ رَاعِيَةٌ عَلَی بَيْتِ زَوْجِهَا رَاعِيَةٌ وَ هِيَ مَسْئُولَةٌ وَ الْعَبْدُ رَاعٍ عَلَى مَالِ سَيِّدِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ أَلَا فَكُلُّكُمْ رَاعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ»؛ همانا هر کدام از شما نگهبان و مسئولید؛ امام و پیشوا نگهبان و مسئول مردم است؛ زن نگهبان و مسئول خانه شوهر خویش است؛ غلام نگهبان و مسئول مال آقای خویش است. هان! همه شما نگهبان و همه مسئولید[۲۹]. تعبیر رعیت نشانگر اهمیت تعهد اجتماعی در میان مسلمانان از دیدگاه اسلام است. تعبیری از این بالاتر نمی‌توان کرد. یعنی ایجاد نوعی تعهد و مسئولیت مشترک میان افراد مسلمان برای حفظ و نگهداری جامعه اسلامی بر مبنای تعلیمات اسلامی[۳۰].

گاهی از اصل امر به معروف در قالب حسبه یاد شده است. در کتاب معالم القریه فی احکام الحسبه[۳۱]، کاربرد حسبه در امر به معروف و ‌نهی از منکر بحث شده است. اصطلاحی بوده که از قرن دوم هجری، امر به معروف و نهی از منکر را "حسبه" می‌گفته‌اند. محتسب، یعنی آمر به معروف و ناهی از منکر. تشکیلاتی در کشورهای اسلامی به نام تشکیلات حسبه‌ای با احتسابی بوده است[۳۲].[۳۳]

از نظر جرجی زیدان دایره احتساب در قدیم همان کاری را می‌کرده که امروز شهرداری‌ها می‌کنند. اما به نظر می‌رسد بر خلاف نگرش زیدان، در گذشته وظیفه دایره حسبه به این کارها منحصر نبود، بسیاری از کارها را که امروز وظیفه نیروی انتظامی شمرده می‌شود آن روز محتسبین انجام می‌دادند، مثل مبارزه با روزه‌خواری، مِیْ‌خوارگی و تظاهر و تجاهر به فسق. البته هر چند دایره احتساب و حسبه یک نهاد رسمی در دستگاه خلافت بوده است، اما چون مردم به امر به معروف اعتقاد جدی داشتند، با این نهاد همکاری می‌کردند. البته احتساب به لحاظ تعلق به حکومت، وظیفه اعمال قوه قهری را در امر به معروف و نهی از منکر بر دوش می‌کشید. اما سایر مراتب از تذکر دادن و موعظه کردن و در مواقعی اعراض و قطع رابطه کردن و امثال اینها وظیفه فرد فرد مسلمانان است و در قدیم هم هر فردی وظیفه حتمی خود می‌دانست که به اندازه قدرت و توانایی خود در اصلاح امور مسلمانان شرکت کند. همچنین نکته بارزی که در امر احتساب آشکار است، آن است که؛ مطالعه تاریخ حسبه و احتساب معلوم می‌کند که در سابق شعاع دید مسلمانان امتداد بیشتری داشته و امر به معروف و نهی از منکر را محدود نکرده بودند به چهار تا مسئله عبادات، بلکه این اصل را عملاً ضامن همه اصلاحات اخلاقی و اجتماعی خود می‌دانسته‌اند[۳۴]. همچنین باید بین امر به معروف و نهی از منکر و تبلیغ دین تفاوت قائل شد. تبلیغ، مرحله شناساندن و خوب رساندن است، پس مرحله شناخت است. ولی امر به معروف و نهی از منکر مربوط به مرحله اجرا و عمل است[۳۵]. تبلیغ خودش یک وظیفه عمومی برای همه مسلمین است، همچنان که امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفه عمومی است. وظیفه تبلیغی هر مسلمان این است که این احساس در او پیدا شود که به نوبه خودش حامل پیام اسلام است". اما وظیفه هر مسلمان در مورد امر به معروف و نهی از منکر این است که باید این احساس در او باشد که "مجری این پیام است و باید آن را در جامعه به مرحله عمل و تحقق برساند و به آن لباس عینیت بپوشاند"[۳۶]. بدین جهت امر به معروف و نهی از منکر یک مطلب است و تبلیغ، مطلبی دیگر[۳۷]

از منظر دیگری می‌توان امر به معروف و نهی از منکر را با اصلاح اجتماعی پیوند داد. "اصلاح‌طلبی، هم به عنوان یک شأن پیامبری در قرآن مطرح است و هم مصداق امر به معروف و نهی از منکر است". البته هر امر به معروف و نهی از منکری لزوماً مصداق اصلاح اجتماعی نیست ولی هر اصلاح اجتماعی مصداق امر به معروف و نهی از منکر هست. هر مسلمان آشنا به وظیفه از آن جهت که خود را موظف به امر به معروف و نهی از منکر می‌داند، نسبت به اصلاح اجتماعی حساسیت ویژه‌ای دارد[۳۸].[۳۹]

پیشینه

در برخی از آیات قرآن ﴿وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۴۰]، ﴿كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ[۴۱]، ﴿يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ[۴۲]، ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ[۴۳]، ﴿التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ[۴۴]، ﴿الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ[۴۵]، ﴿يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ[۴۶] و احادیث مختلف بر امر به معروف و نهی از منکر تأکید شده، عناوین مستقلی در کتاب‌های روایی به آن اختصاص یافته‌است[۴۷]. قرآن کریم مسلمانان را به برپایی این فریضه دعوت کرده‌ است.﴿وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۴۸] حدیث نبوی نیز رستگاری جامعه را مبتنی بر اقامه این فریضه دانسته و ترک آن را موجب از بین‌ رفتن برکات الهی خوانده‌ است[۴۹].

طرح مسئله امر به معروف و نهی از منکر در قرآن و احادیث و اهمیت آن در میان واجبات شرعی موجب شد در کتاب‌های فقهی و فتوایی پیشینیان بررسی شود[۵۰]. برخی علما به‌مناسبت در کتاب‌های اعتقادی نیز بدان پرداخته‌اند[۵۱]. با وجود این از حدود چهار قرن پیش، طرح این بحث در کتاب‌های فتوایی ترک شد. جامع عباسی شیخ بهایی آخرین کتاب فتوایی است که از امر به معروف و نهی از منکر بحث کرده‌ است. پس از آن این بحث از رساله‌های عملیه کنار گذاشته شد[۵۲]. گرچه در منابع فقهی استدلالی و تحلیلی پیوسته مورد توجه فقها بوده‌است.

امام‌ خمینی[۵۳] و برخی فقها[۵۴] با طرح این بحث در کتاب‌های فتوایی خود، پس از مدت‌ها موجب احیای این موضوع شدند. بعد از ایشان، فقهای دیگر نیز این موضوع را در رساله‌های عملیه خویش جای دادند[۵۵].

امام‌ خمینی در تبیین فلسفه وجوب امر به معروف و نهی از منکر، آن را دو اصل مهم می‌داند که به دنبال اصلاح همه امور است[۵۶] و هدف از آن اجرای احکام الهی و سعادت انسان‌هاست[۵۷]. ایشان با استناد به برخی احادیث[۵۸] آن را از والاترین و شریف‌ترین واجبات دانسته‌است که دیگر واجبات بر پایه آن استوار می‌شود[۵۹]. ایشان مصادیق آن را از دایره مسائل جزئی و فرعی دینی خارج ساخت و توجه مردم و علما را به منکرها و معروف‌های مهم و بزرگ اجتماعی، که با اساس دین و جامعه اسلامی در ارتباط بود، جلب کرد[۶۰]. در نگاه ایشان، امر به معروف و نهی از منکر یک فریضه خشک و خشن الهی نیست، بلکه از رشحات و تجلّیات رحمت رحیمیه خداوند است که مقصود از آن سعادتمند شدن انسان‌ها و اجرای احکام الهی است[۶۱].[۶۲]

نگاه قرآنی

در آیات متعدد قرآن کریم به اهمیت امر به معروف و نهی از منکر و ضرورت پایبندی به آن تصریح شده است[۶۳]. خداوند از جمله ویژگی‌های مؤمنان را در آیه ۷۱ سوره توبه[۶۴]، امر کردن به معروف و نهی کردن از منکر، یاد می‌کند[۶۵] و در آیاتی از قرآن، علما و پیروان دیگر ادیان را به واسطه ترک این امر، مورد ملامت قرار می‌دهد[۶۶] که چرا آنها، ستمکاران را از گفتار گناه‌کارانه اعم از دروغ‌پردازی و تهمت و تحریف حقایق و امثال آن و از حرام‌خواری نهی نکرده‌اند. این نکوهش قرآن، اختصاص به علمای یهود و نصاری نداشته و همه عالمان دینی را شامل می‌شود[۶۷]. همچنین خداوند به مسلمانان خطاب می‌کند که باید از شما گروهی باشند که دعوت به خیر نمایند و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنان را رستگار معرفی می‌کند: ﴿وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۶۸]. همچنین در آیه‌ای دیگر بهترین امت را کسانی دانسته که امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند: ﴿كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ[۶۹].[۷۰].[۷۱]

نگاه حدیثی

توصیه به این امر علاوه بر قرآن، در احادیث فراوانی ذکر شده که بر اهمیت، جایگاه، احکام و آثار آن تأکید دارد[۷۲]؛ به گونه‌ای که در گفتارهای پیامبر خدا (ص) و امیرمؤمنان علی (ع) و دیگر امامان، دارای لحنی کم‌نظیر و تأثیرگذار است[۷۳]. در روایتی رسول اعظم (ص) شانه خالی کردن از اقامه آن را اعلان رویارویی با خداوند و موجب نزول بلایا از سوی او برشمرده است[۷۴] و برپاداشتن آن را سبب خیر و ترک آن را موجب سلب برکت از انسان‌ها و تسلط برخی بر برخی دیگر بدون آنکه یاوری در زمین و آسمان داشته باشند، دانسته است[۷۵]. امیرمؤمنان (ع) در خطبه‌ای با استناد به آیات قرآن[۷۶] و با اشاره به این کلام الهی که از مردم نهراسید و تنها از من در هراس باشید[۷۷]، برپاداشتن امر به معروف و نهی از منکر را سبب برپایی دیگر واجبات دانسته است[۷۸]. در این حدیث آن حضرت (ع) با ذکر آیات قرآن در مذمت علمای یهود در ترک این فریضه، به این موضوع اشاره کرده تا علمای جامعه اسلامی عبرت گرفته و بیدار شده و از ادای وظیفه باز نایستند[۷۹]. آن حضرت در کلام دیگری[۸۰] امر به معروف را شاخه‌ای از جهاد در راه خدا[۸۱] و یا برتر از جهاد معرفی می‌فرماید آنجا که ایشان پس از اشاره به جهاد تصریح دارد: «وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ كُلِّهِ كَلِمَةُ عَدْلٍ‏ عِنْدَ إِمَامٍ‏ جَائِرٍ»[۸۲]. امام حسین (ع) نیز در تعیین اهداف قیام خود، به امر به معروف و نهی از منکر اشاره می‌کند[۸۳] و خودِ قیام ایشان نیز از مصادیق بزرگ این فریضه الهی است[۸۴].[۸۵]

نگاه عقلی و فقهی

ضرورت و جایگاه این فریضه در مراجعه به عقل نیز روشن می‌شود و عالمان بسیاری از آن به عنوان مؤید و یا دلیل نام برده‌اند[۸۶]. در همین راستا در کتاب‌های کلامی نیز به این مطلب اشاره شده است[۸۷]. به پیروی از قرآن و روایات و عقل، این مسئله در کتاب‌های کهن فقهی مطرح شده[۸۸] و در دوره‌های بعد با تفصیل بیشتری بررسی شده است[۸۹]. این بحث در کتب فقهی با بحث جهاد، پیوند خورده است و بسیاری این دو را در کنار هم و تحت یک عنوان قرار داده‌اند[۹۰]. در همین راستا در روایتی، امیرالمؤمنین علی (ع) در مقیسه‌ای میان مجموع کارهای نیک و جهاد در راه خدا با امر به معروف و نهی از منکر، آنها را به منزله قطره‌ای در برابر دریا می‌داند[۹۱]. در این میان عالمان دینی اندرزنامه و سیاست‌نامه‌هایی را برای حاکمان جامعه اسلامی می‌نگاشتند[۹۲] تا راهنمایی در عمل به احکام و شریعت اسلامی باشد و خود به نوعی از مصادیق ارشاد و امر به معروف تلقی می‌شود.

بحث از امر به معروف گرچه در دوره‌های گذشته در کتب فتوایی نیز ذکر شده است[۹۳]؛ اما به مرور از قرن یازده از کتب فتوایی حذف شده و در رساله‌های عملیه مطرح نمی‌شده است[۹۴]، با این وجود امام خمینی و برخی دیگر از علما در دوران معاصر در رساله‌های عملیه خود به امر به معروف و نهی از منکر پرداخته و زمینه احیای مجدد آن را فراهم آوردند[۹۵]. ایشان در مباحث ولایت فقیه بر این امر و مصادیق مهم آنکه مبارزه با طاغوت و استعمار بوده تأکید داشته است[۹۶]. بر همین اساس انقلاب اسلامی ایران و مبارزه با رژیم ستم‌شاهی و گوشزد کردن فساد حاکمان ظالم و قیام در برابر آنان شکل گرفته و خود سبب کشیده شدن این فریضه به عرصه‌های اجتماعی و مصادیق عینی آن گردید و امام خمینی این فریضه را از دایره تنگ جزئیات و مسائل فرعی خارج کرده و نگاه همگان را به معروف‌ها و منکرهای مهم و بزرگ اجتماعی جلب نمود[۹۷].

ایشان در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی بر این باور بود که سازمانی به نام امر به معروف و نهی از منکر به صورت یک وزارتخانه مستقل و بدون پیوستگی به دولت باید ایجاد شود تا با فساد در همه سطوح آن مقابله گردد[۹۸]. لذا در سال ۱۳۵۸ به شورای انقلاب فرمان تأسیس چنین سازمانی را صادر و در آن تصریح نمود که باید از منکرات به هر صورت و توسط هر کسی از مسئولان دولتی یا آحاد ملت جلوگیری کند و حدود شرعی را تحت نظر حاکم شرعی یا افراد منصوب از سوی او، اجرا نماید و دولت اسلامی نیز موظف به اجرای اوامر صادره از سوی آن است[۹۹].

اما پس از صدور این فرمان برخی به بهانه عدم وجود تشکیلاتی برای این امر و یا ایجاد هرج‌ومرج، جلوی اجرای آن را گرفتند. امام گرچه این نظر را قبول نداشتند، اما به سبب اصرار عده‌ای عدم اجرای آن را پذیرفتند[۱۰۰]. البته در تدوین قانون اساسی به این فریضه تصریح شده و آن را وظیفه همگانی و متقابل مردم نسبت به همدیگر و وظیفه متقابل دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت دانسته است[۱۰۱]. البته امام خمینی در طول حیات خود هیچ‌گاه از توصیه به آن فروگذار نکرده و همواره بر احیای آن تأکید داشت[۱۰۲]. تا اینکه چند سال پس از ارتحال ایشان و پس از تأکیدات حضرت آیت الله خامنه‌ای برای احیای این فریضه الهی، در سال ۱۳۷۲ ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر تشکیل شد. در عین حال همواره از مردم خواسته شده به صورت همگانی به اقامه این دو حکم واجب الهی بپردازند، هر چند وظیفه عملی و برخورد فیزیکی، به نهادهای رسمی حاکمیتی سپرده شده است[۱۰۳].[۱۰۴]

فلسفه و اهداف

هدف اصلی از تشریع امر به معروف و نهی از منکر ترویج کارهای پسندیده و نهادینه کردن آنها در جامعه و ایجاد اصلاح و سوق دادن همگان به سوی رستگاری و گسترش امور خیر[۱۰۵] و ریشه‌کنی و پیشگیری از فساد و وقوع از گناه و جرم است تا امری که برای فرد و جامعه دارای مفسده بوده و مبغوض خداست، واقع نشود[۱۰۶] و نیکی‌ها و خوبی‌ها در جامعه به مرحله عمل رسیده و لباس عینیت بپوشد[۱۰۷]. این امر عاملی بازدارنده از انحراف افراد مختلف جامعه است و با انجام آن از هزینه‌های بسیاری که باید صرف پیشگیری از بدی‌ها گردد کاسته شده و نیازی به اعمال قدرت نیست[۱۰۸][۱۰۹]

اهمیت و ضرورت

در اندیشه اسلامی برترین جهاد، امر به معروف و نهی از منکر است. اسلام می‌گوید: «أَفْضَلَ الْجِهَادِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ»؛ با فضیلت‌ترین و برترین جهادها این است که انسان در برابر یک پیشوای ستمگر، دم از عدل بزند و سخن عدل مطرح کند[۱۱۰]. وجهه اهمیت کلیدی امر به معروف در آن است که طبق روایت‌های اسلامی، با آن فرایض و شرایع دینی برپا می‌شوند. از آن جهت امر به معروف و نهی از منکر فریضه‌ای بزرگ تلقی می‌شود که: سایر فرائض به وسیله آن به پا می‌شود. باید امر به معروف و نهی از منکر باشد تا نمازی باشد، تا زکاتی باشد تا حجی باشد، تا خمسی باشد، تا معاملاتی باشد، تا قانونی باشد، تا اخلاقی باشد... همانا امر به معروف و نهی از منکر راه همه پیامبران است: «مِنْهَاجُ الصُّلَحَاءِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ وَ تَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ»؛ واجبات خدا به این وسیله به پا داشته می‌شود و راه‌ها به این وسیله امن می‌گردد. کسب‌ها به این وسیله حلال و مظالم به این وسیله باز می‌گردد؛ زمین به این وسیله آباد می‌شود[۱۱۱].

استلزام‌هایی برای امر به معروف و نهی از منکر در قرآن کریم مطرح شده است: ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ[۱۱۲]. در این آیه کریمه قسمت‌هایی به طور علت و معلول و سبب و مسبب مترتب بر یکدیگر ذکر شده است: لازمه ایمان حقیقی و واقعی - نه ایمان تقلیدی و تلقینی – رابطه و داد دوستی و علاقه به سرنوشت یکدیگر است و لازمه این محبت و علاقه، امر به معروف و نهی از منکر است. لازمه امر به معروف و نهی از منکر، قیام بندگان است به وظیفه عبادت و خضوع نسبت به پروردگار یعنی نماز، و قیام به وظیفه کمک و دستگیری از فقرا یعنی زکات، و بالاخره لازمه امر به معروف و نهی از منکر، اطاعت خدا و رسول یعنی زنده شدن همه دستورهای دینی است. لازمه همه اینها این است که رحمت‌های بی‌پایان خداوند قادر غالب که کارهای خود را بر سنت حکیمانه اجرا می‌کند، شامل حال می‌شود[۱۱۳]

در باب اهمیت امر به معروف در قرآن آیات زیادی وارد شده است. یکی از آیات قرآنی که بر خصلت بارز امت اسلامی در برپایی امر به معروف دلالت دارد، آیه ۱۰۴ سوره آل عمران است: ﴿وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۱۱۴]. غالب مفسران آیه فوق را چنین تفسیر کرده‌اند که عده‌ای از امت اسلامی باید به امر به معروف و نهی از منکر بپردازند. ایشان معنای ظریف دیگری را نیز می‌افزایند. تعبیر ﴿مِنْكُمْ در آیه می‌تواند به این صورت معنا شود: از شما امت چنین امتی باید ساخته شود. یعنی همه شما باید چنین امتی باشید، امر به معروف و نهی از منکر کنید[۱۱۵]. ایشان همچنین این نکته را یادآوری می‌کنند که آیه امر به معروف در این سوره بین دو آیه آمده است که بر وحدت تأکید می‌کنند: ﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا[۱۱۶]؛ و ﴿وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا[۱۱۷]. آیا این عجیب نیست که در میان دو آیه، که هر دو دعوت به اتحاد و پرهیز از تفرق است، این آیه می‌آید؟ گویی قرآن در میان خیرها، حسن تفاهم و وحدت و اتفاق میان مسلمین را مادر و مبدأ همه خیرها می‌داند، و در میان منکرات و زشتی‌ها و پلیدی‌ها، اختلاف و تفرق را از همه پلیدتر و زشت‌تر و بدتر می‌داند به هر نام و عنوانی[۱۱۸].

دلیل اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در اسلام آن است که اسلام علاوه بر مسئولیت فردی برای مؤمنان، برای آنها مسئولیت اجتماعی نیز قائل است. خطاب اسلام به انسان این است: ای انسان! تو تنها از نظر شخصی و فردی در برابر ذات پروردگار مسئول و متعهد نیستی، تو در مقابل اجتماع خود هم مسئولیت و تعهد داری[۱۱۹]. در قرآن کریم بر این امر تصریح شده است؛ ﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ[۱۲۰] طبق این آیه، تحولات اجتماعی محصول عملکرد آحاد جامعه است. این نگرش سبب می‌شود که انتظار منفعل و غیر مسئولانه از دیدگاه اسلامی رد شده و مردم با عملکرد فردی خویش در سرنوشت جمعی خود تأثیرگذار باشند. این آیه، آب بسیار صاف و پاکی است که بر سر منتظرها - آنهایی که به انتظار هستند که همیشه خدا از یک راه غیر عادی کارها را درست کند - می‌ریزد؛ انتظار بیهوده نکشید. ﴿إِنَّ یعنی تحقیقاً مطلب این است، تحقق و واقعیت این است که هرگز خداوند اوضاع و احوال را به سود مردم عوض نمی‌کند. ﴿حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ، مگر وقتی که خود آن مردم آنچه مربوط به خودشان است، آنچه که در خودشان هست:اخلاق، روحیه، ملکات، جهت، نیات و بالاخره خودشان را عوض کنند[۱۲۱]

اقبال لاهوری در اینجا نکته خوبی را مطرح ساخته است. خداوند از ضمیر ﴿حَتَّى يُغَيِّرُوا، استفاده کرده است، که بیانگر نقش تک‌تک آحاد جامعه است و نگفت که خدا وضع آنها را تغییر می‌دهد. بدین جهت در روایتی که امام رضا (ع) از پیامبر اسلام (ص) نقل می‌کند، آثار جمعی ترک امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده است: «إِذَا أُمَّتِي تَوَاكَلَتِ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ»[۱۲۲]. هر گاه مردم، امر به معروف و نهی از منکر را به عهده یکدیگر بگذارند، یعنی هرکس سکوت کند به انتظار اینکه دیگری امر به معروف و نهی از منکر کند و در نتیجه هیچ‌کس قیام نکند، پس برای عذاب الهی منتظر و آماده باشند[۱۲۳]. وقوع چنین عذابی را در امت‌های پیشین به دلیل ترک امر به معروف و نهی از منکر می‌بینیم. در قرآن کریم در برخی آیات به این نکته اشاره شده است. قرآن در موارد متعددی "بدبختی ملل گذشته را مستند می‌کند به اینکه امر به معروف و نهی از منکر نداشته‌اند". نمونه‌هایی از این آیات عبارت اند از:

  1. وقوع عذاب بر بنی اسرائیل و نجات ناهیان از منکر[۱۲۴]؛
  2. توبیخ امت‌های قبل به خاطر عدم وجود ناهیان از منکر در بین آنها[۱۲۵]؛
  3. مورد لعن و عذاب قرار گرفتن گروهی از بنی‌اسراییل به درخواست پیامبرانی چون داوود و عیسی بن مریم (ع) به خاطر ترک نهی از منکر[۱۲۶][۱۲۷]

از دیدگاه اسلام، اصل امر به معروف و نهی از منکر بخشی از صفت‌های انسان‌های شایسته و رستگار است. این صفت‌ها در قرآن به ترتیب بیان شده است: ﴿التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ[۱۲۸]. طبق این آیه، بشارت الهی شامل کسانی است که چنین ترتیبی را داشته باشند. اولین ویژگی مؤمنان راستین توبه است. عرفا اولین منزل سلوک را توبه می‌دانند. عبادت و مدح را خاص خداوند می‌دانند. در زمین سیر کرده و رکوع و سجود می‌کنند و نفس خویش را اصلاح می‌کنند. اینان "با چنین روحی، با چنین اندیشه‌هایی، با چنین توشه‌های معنوی، با چنین سرمایه‌ای، صلاحیت این را دارند که مصلح اجتماعی باشند؛ آنهایی که اول صالح شده‌اند بعد می‌خواهند مصلح باشند"[۱۲۹]. این گروه هستند که در راه اشاعه خیر و مبارزه با شر و فساد قدم بر می‌دارند، و اینها هستند تنها کسانی که چنین صلاحیتی را دارند. قرآن می‌فرماید: به مؤمنین نوید و بشارت بده که اگر تائب، عابد، سائح، راکع و ساجد شدند و پس از آن آمر به معروف و ناهی از منکر شدند، آنگاه موفق خواهند شد. اما اگر همه آنها را داشتند، ولی امر به معروف و نهی از منکر را نداشتند، به جایی نخواهند رسید. اگر امر به معروف و نهی از منکر را داشتند، اما آمرین به معروف و ناهین از منکر، خودشان آلوده بودند، و توبه فرمایان خود توبه کمتر کردند، باز هم به جایی نخواهند رسید[۱۳۰].[۱۳۱]

اصول و مبانی

مهمترین اصول و مبانی این فریضه الهی عبارت‌اند از:

  1. اختیار انسان: با توجه به برخورداری انسان‌ها از قدرت «اختیار»[۱۳۲] و تأثیر پذیری افراد از دیگران و محیط پیرامون خود در جامعه[۱۳۳]، در صورتی که در جامعه امر به معروف و نهی از منکر رایج باشد، می‌تواند در توسعه خوبی‌ها و پیشگیری از بدی‌ها در رفتار انسان‌ها اثر بگذارد. در نتیجه افراد تحت تأثیر این اوامر، خود را اصلاح کرده و در اثر اصلاح افراد، جامعه نیز اصلاح می‌شود. در شرع مقدس اسلام نیز احتمال تأثیر، از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر عنوان گردیده است[۱۳۴] که خود شاهد بر تأثیر پذیری و تأثیرگذاری انسان است.
  2. مسئولیت‌پذیری انسان: در جامعه اسلامی هر مکلفی مسئول رفتار خود و دیگران است: «كُلُّكُمْ‏ رَاعٍ‏ وَ كُلُّكُمْ‏ مَسْئُولٌ‏ عَنْ رَعِيَّتِهِ»[۱۳۵] ازاین رو اسلام، جامعه بی‌قید و بندی را که در آن کسی متعرض رفتار اشتباه دیگری نباشد، نمی‌پذیرد، با چنین رویکردی اصل مسئولیت‌پذیری پایه و مبنای امر به معروف و نهی از منکر خواهد بود. از دیدگاه انقلاب اسلامی، امر به معروف علاوه بر آنکه یک مسئولیت شرعی و دینی بوده؛ مسئولیتی انقلابی و سیاسی نیز هست[۱۳۶]؛ گستره این مسئولیت‌پذیری همه اقشار جامعه را شامل می‌شود[۱۳۷].
  3. عدالت‌گرایی و ظلم‌ستیزی: ظلم‌ستیزی و اجرای عدالت به عنوان یکی از مبانی امر به معروف و نهی از منکر، از جمله اصول پذیرفته شده در اسلام است؛ چنانکه قرآن کریم نسبت به برپایی قسط و عدل فرمان داده: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ[۱۳۸][۱۳۹] و به ظالمان وعده عذاب و هلاکت داده است: ﴿قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللَّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ[۱۴۰]. اجرایی شدن این فرمان‌های الهی مستلزم ساز و کار امر به معروف و نهی از منکر است و متقابلاً این فریضه الهی مبتنی بر پذیرش اصل ظلم‌ستیزی و اجرای عدالت است؛ لذا گفتمان انقلاب لازمه ترک فریضه امر به معروف و نهی از منکر را توسعه گناهان به جای توسعه عدالت می‌داند[۱۴۱] و امر به معروف را با عنایت به مراحل مختلف آن، ابزاری برای از بین بردن ظلم عنوان می‌کند[۱۴۲]؛ لذا افراد جامعه نباید نسبت به انحرافات ساکت بوده و در برابر ظلم و تعدی ظالمان بی‌تفاوت باشند: ﴿لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ[۱۴۳]. آحاد جامعه اسلامی باید نه به دیگران ظلم کنند و نه ظلم و فساد را در جامعه تحمل کنند[۱۴۴].[۱۴۵]

گستره و قلمرو

این فریضه الهی، عرصه و قلمرو وسیعی داشته و شامل همه ابعاد زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی افراد می‌گردد. البته در همه این عرصه‌ها باید توجه داشت که نباید تنها در برابر فسادها و انحرافات اقدام به نهی از منکر نموده و اصل امر به معروف، کم‌رنگ شده و به فراموشی سپرده شود؛ بلکه باید همواره به کارهای نیک در هریک از این عرصه‌ها توصیه شود[۱۴۶].[۱۴۷]

عرصه فردی

امر به معروف و نهی از منکر از یکایک افراد جامعه شروع می‌شود و بر عموم مردم لازم است که نسبت به رفتار دیگر افراد جامعه هرچند رفتار فردی آنها بوده و به ظاهر آسیبی برای دیگران نداشته باشد، حساسیت داشته و آنها را به کارهای نیک و پسندیده امر نمایند؛ زیرا اصل تشریع این فریضه الهی برای اصلاح همه افراد جامعه است[۱۴۸]. این امر شامل توصیه به جوانان برای درس خواندن، عبادت کردن، اخلاق نیک[۱۴۹]، همکاری اجتماعی، ورزش صحیح و معقول و رعایت دیگر آداب و عادات پسندیده در زندگی می‌شود[۱۵۰]. البته هرگاه مسئله به عمل شخصی افراد می‌رسد، اصل اولی به جای اعمال قدرت و قاطعیت، موعظه و نصیحت و زبان خوش است که رعایت این امر در سیره امام خمینی به روشنی وجود داشته است[۱۵۱]. البته همه افراد باید در ابتدا مراقب رفتار خود بوده و واعظ خویشتن باشند و به اصلاح خود بپردازند[۱۵۲] و خود را امر به معروف و کارهای پسندیده و نهی از منکر نمایند و این امر مقدم بر امر و نهی دیگران است[۱۵۳]. خداوند در قرآن می‌فرماید: ﴿عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ[۱۵۴] که هر فرد در درجه نخست باید به خود و رفتار خود پرداخته و خود را اصلاح کند[۱۵۵]؛ زیرا اگر بخواهد مردم را به تقوا امر کند و خود عامل نباشد، مصداق آیۀ شریفه که می‌فرماید: ﴿أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ[۱۵۶] قرار می‌گیرد[۱۵۷].[۱۵۸]

عرصه خانوادگی

تأثیر متقابل افراد درون یک خانواده بر همدیگر قابل انکار نیست. از این روی همه افراد خانواده باید نسبت به رفتار هم توجه داشته و در برابر رفتار ناشایست یکدیگر تذکر دهند[۱۵۹]؛ چنانکه این امر در قرآن کریم مورد تأکید قرار گرفته و خداوند می‌فرماید: ﴿قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا[۱۶۰][۱۶۱] و در جای دیگر خداوند به پیامبر اسلام (ص) چنین فرمان داد: ﴿وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ[۱۶۲]. ازاین رو همه در این باره وظیفه‌ای دارند؛ به ویژه پدران و مادران که باید با گفتار و کردار خود، فرزندان را به نماز تشویق و راهنمایی کنند[۱۶۳].

در درون خانواده مسلمان، یک مجموعه به هم پیوسته و توصیه کننده به حق و به صبر وجود دارد که بر اساس آیات مذکور هم خودشان را و هم اهلشان را حفظ می‌کنند. این خطاب به هریک از مردها و زن‌هاست که نسبت به هر کدام دیگری، اهل او به حساب می‌آید، تا خودش را از غلتیدن در آتش حفظ کرده و هم اهلشان را حفظ کنند. علاوه براین، حفظ عناصر اصلی داخل کانون خانواده، به حفظ خود انسان هم کمک می‌کند. همسران می‌توانند یکدیگر را از لبه پرتگاه دوزخ نجات دهند و به بهشت بکشانند[۱۶۴]. غفلت از این امر به ویژه نسبت به جوانان و مبانی اعتقادی و رفتارهای اخلاقی آنان بسیار خطرناک و آسیب‌زاست[۱۶۵]. البته در این میان باید آداب اسلامی و احترام افراد به یکدیگر مراعات گردد[۱۶۶].

از دیگر موارد آن در درون خانواده، رعایت حقوق متقابل افراد یک خانواده از زن و شوهر، والدین و فرزندان آن خانواده است. از این رو باید در برابر تضییع حقوق زنان، جوانان و یا کودکان در عدم محبت و یا سوء تربیت و بی‌اهتمامی‌هایی که واقع می‌شود، تذکر داد[۱۶۷]. البته در درون خانواده و اقوام گرچه توصیه بر ارشاد و نصیحت یکدیگر به تشویق به امور خیر و بازداشتن از امور ناپسند و خلاف شرع است و نباید در این باره نسبت به هم بی‌تفاوت بود؛ اما همواره تأکید شده که برای این امر قطع پیوندهای خانوادگی جایز نیست[۱۶۸].[۱۶۹]

عرصه اجتماعی

امر به معروف و نهی از منکر در اجتماع کوچک و یا در کل جامعه، ابعاد وسیعی پیدا کرده و دارای کارکردهای متعددی است. توجه به این امر در اندیشه انقلاب اسلامی به گونه‌ای است که نگاه عموم مردم جامعه و مسلمانان را از مسائل فردی و انحصار این فریضه در گناهان کوچک و بزرگ افراد، خارج ساخته و به مسائل کلان جامعه معطوف داشته[۱۷۰] و از مسائل ظاهری، به لایه‌های عمیق در اجتماع کشانده است[۱۷۱]. در ویژگی‌های گفتمان انقلاب اسلامی، قلمرو این فریضه الهی توسعه یافته و به امر به معروف و نهی از منکر در برابر حکومت‌های نامشروع و نیز در برابر وظایف و مسئولیت‌های حکومت اسلامی، تسری می‌یابد:

در برابر حکومت‌های نامشروع

در اندیشه انقلاب اسلامی از وظایف مهم افراد فرهیخته و عالمان جامعه این است که در برابر حکومت‌های نامشروع و سیاست حاکمان ستمگر، ساکت نبوده و در برابر دستگاه تبلیغات آنان قیام کنند و با تکیه بر آموزه امر به معروف و نهی از منکر، دستگاه تبلیغاتی برای دفاع از احکام اسلام و مقابله با انحرافات مختلف در سطح کلان جامعه ایجاد کنند و در برابر ظلم و حرام‌خواری در سطح وسیع بین‌المللی و نیز عرصه داخلی هر کشور و چپاول بیت‌المال از سوی حکام جور، با تکیه به این فریضه الهی، حداقل دست به اظهار حقایق و افشاگری بزنند. اقدام به این امر از سوی رهبران دینی جامعه، سبب بیداری عموم مردم دیندار و همراهی آنان می‌گردد[۱۷۲].

از جمله مواردی که امر و نهی جامعه درباره آن مورد تأکید قرار گرفته، حفظ جان گروهی از مسلمانان، جلوگیری از هتک حرمت نوامیس آنها، مقابله با از بین بردن بعضی از شعائر و نمادها و مراکز اصلی اسلام مانند بیت الله الحرام است. در این موارد و مانند آن، که به اصل و اساس اسلام و هویت مسلمانان باز می‌گردد، ضوابط اهم و مهم رعایت شده و بر اساس آن، اقدام به امر به معروف و نهی از منکر، مقدم بر حفظ جان فرد بوده و صرف خطر جانی، تکلیف را ساقط نمی‌کند، چه برسد به مواردی که ضرر آن، کمتر از بذل جان باشد[۱۷۳]. از این‌رو بر اساس روایات، میان جهاد و امر به معروف و نهی از منکر، پیوند محکمی برقرار است و این امر نقش اجتماعی امر به معروف را بیشتر مشخص می‌کند. چنانچه روایتی از امیرالمؤمنین (ع) جهاد را دارای چهار شعبه می‌داند و در اولین مورد، از امر به معروف و نهی از منکر، یاد می‌کند[۱۷۴].

با توجه به ماهیت جهاد با کفار و ستمگران می‌توان دریافت که این خود مرتبه‌ای از مراتب امر به معروف و نهی از منکر است؛ چنانچه امام حسین (ع) در تبیین انگیزه و پشتوانه مبارزه و قیام خود با حکومت جور، از امر به معروف و نهی از منکر نام می‌برد تا بدین وسیله جلوی انحراف را گرفته و دست به اصلاح جامعه اسلامی بزند[۱۷۵]، لذا قیام و حرکت امام از مصادیق بزرگ امر به معروف و نهی از منکر است[۱۷۶]. بر اساس این دیدگاه جهاد و مبارزه با حکام جور و ستمگران و استکبار جهانی ـ به عنوان بزرگ‌ترین مصداق ظلم و ستم ـ و قیام در برابر آنان و تبیین دسیسه‌های آنان بر ضد اسلام و مصالح مسلمین و روشنگری اذهان عموم مردم در این باره، از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر است[۱۷۷].[۱۷۸]

در حکومت اسلامی

در درون حکومت اسلامی نیز امر به معروف و نهی از منکر همواره مورد توجه است و پرداختن به مسائل کلان جامعه در عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی از این خاستگاه توصیه شده است:

عرصه فرهنگی

در مسائل فرهنگی مواردی که به اساس اسلام و تحریف آن برگردد از جمله مسائلی است که در نگاه شرع دارای اهمیت بوده و لازم است افراد با امر به معروف و نهی از منکر از آن پاسداری کنند؛ مانند جایی که به اسلام و حقانیت آن هجمه شده به طوری که موجب گمراهی مسلمانان گردد و یا بدعت‌هایی در اسلام واقع شود که در این موارد سکوت علمای دین و رؤسای مذهب موجب هتک اسلام و تضعیف اعتقادات مسلمانان می‌گردد و بر آنان واجب است به هر وسیله‌ای آن را انکار نمایند[۱۷۹]. همچنین در برابر ناهنجاری‌های اخلاقی و عدم رعایت فرهنگ اسلامی، اقامه امر به معروف و نهی از منکر لازم است[۱۸۰]. در سایر عرصه‌های فرهنگی نیز که دشمنان، درصدد القاء فرهنگ بیگانه و شبیخون به کیان دینی افراد؛ به ویژه جوانان بوده و چه بسا به صورت سازمان یافته به دنبال ترویج فساد در میان آنان و نسل مؤمن باشند بر مؤمنان لازم است با تکیه بر امر به معروف و نهی از منکر، از فرهنگ دینی و فضیلت‌ها و ارزش‌ها دفاع کنند[۱۸۱]. در این میان اگر در مواردی نیاز به قانون‌گذاری باشد، از وظایف مجلس شورای اسلامی است که با درک درست از آن، به موقع قوانین لازم را وضع نماید[۱۸۲].

عرصه اقتصادی

از جمله وظایف عموم مردم، امر به معروف و نهی از منکر در مفاسد اقتصادی است[۱۸۳]. همه مردم باید در برابر منکرات اقتصادی و خلاف قوانینی که در این عرصه واقع می‌شود تذکر بدهند. حرام‌خواری‌های موردی و دولتی، سوء استفاده از منابع عمومی و حرام‌خواری در مقیاس وسیع، استفاده از رانت، استفاده از منابع تولیدی و سوء استفاده مسئولان از موقعیت خود، اتلاف در منابع عمومی و منابع حیاتی، اتلاف در مواد غذایی و ارقام مصرفی، همه از مصادیق منکر اقتصادی است[۱۸۴] که آحاد جامعه و به ویژه نخبگان باید وظیفه الهی امر به معروف و نهی از منکر را انجام دهند.

عرصه سیاسی

عرصه مسائل سیاسی نیز از عرصه‌های مهم و اساسی امر به معروف و نهی از منکر است؛ به ویژه تخلفات و منکرات که سبب سست شدن پایه‌های نظام می‌شود، مانند ناامید کردن مردم، کج نشان دادن راه، سوء استفاده از وضعیت جامعه اسلامی، کمک کردن به دشمن، مخالفت با احکام اسلامی و مانند آن، که این موارد از منکرات سیاسی است[۱۸۵] و افراد مؤمن باید با الگوگیری از قیام امام حسین (ع) در این راه قدم گذارند و با انگیزه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک تکلیف الهی در راستای تحکیم نظام اسلامی اقدام نمایند[۱۸۶]. دیگر مصادیق امر به معروف و نهی از منکر در عرصه سیاسی، نظارت عمومی بر حاکمان و سیاست‌مداران است[۱۸۷]؛ به گونه‌ای که اگر مسئولی از قدرت و امکانات در اختیارش سوء استفاده کرد، دیگر افراد و کارکنان همان اداره موظف به تذکر و نهی از منکر هستند[۱۸۸]. در لزوم تذکر کارمندان به مسئولان خود با رعایت آداب و شرایط، جای شبهه‌ای نیست و نهی از منکر آنها در ادارات برخلاف قانون نبوده و مسئولان اداری چنین ولایتی بر کارمندان خود ندارند که اطاعت مطلق از آنها لازم باشد؛ بلکه مسئولان تنها می‌توانند طبق مقررات و شرع و موازین دولت اسلامی عمل نمایند. از این‌رو در صورت تخلف از آن، بر دیگران لازم است به آنها تذکر دهند[۱۸۹].

در سطح عمومی نیز به مردم توصیه شده که از مسئولان حکومتی، انجام درست امور را مطالبه نموده و بر رفتار آنان نظارت داشته باشند و در جای خود با زبان انتقاد و یا نصیحت مشفقانه اقدام نمایند. در این باره همه مردم در یک رتبه بوده و مسئولان امر به سبب جایگاه اجتماعی بالاتر، مصون از تذکر نیستند. از این‌رو عموم مردم ناظر بر رفتار آنان بوده[۱۹۰] و در انجام آن و بیان مطالب حق، باید شجاعت داشته و حتی از تذکر به مسئولان عالی رتبه هراسی نداشته باشند[۱۹۱]. این امر در اندیشه انقلاب اسلامی یکی از مواهب الهی و مفاخر اسلامی و مایه رشد و ارتقا و پیشرفت امور و مصداق بارز فریضه امر به معروف و نهی از منکر دانسته شده که باید این فرهنگ در جامعه نهادینه شود و باقی بماند[۱۹۲]، حتی در کیفیت اجرای آن هم توصیه شده که لازم نیست مردم از زبان خواهش استفاده کنند؛ زیرا ماهیت امر به معروف و نهی از منکر با خواهش و تضرع سازگار نیست؛ بلکه در آن نوعی استعلا و تذکراز موضع بالا وجود دارد[۱۹۳].

در عین حال شناخت مرز میان نصیحت مشفقانه و مخالفت با نظام اسلامی و تضعیف آن، لازم است[۱۹۴] تا این فریضه به گونه‌ای اجرا نشود که نقاط ضعف، درشت‌نمایی شده و سبب سوء استفاده دشمن و یا موجب اشاعه روحیه بدبینی و سوء ظن به کارگزاران اصلی کشور و رواج بدگویی از آنان گردد؛ بلکه با استفاده از روش‌های معقول، باید انجام پذیرد[۱۹۵]. در فضای نقد حاکمیت، گاه شرایطی فراهم می‌شود که احساسات مردم تحریک شده و دشمن از این شرایط برای مقاصد خود سوء استفاده می‌کند. از سوی دیگر به بهانه عدم ایجاد التهاب و حفظ ثبات و امنیت در جامعه، امر به معروف و نهی از منکر نباید ترک شود. از این‌رو تأکید شده که امر به معروف و نهی از منکر مسئولان به گونه‌ای باشد که در کنار اجرای آن، مورد سوء استفاده دشمن قرار نگیرد. در این راستا صرف نوشتن اعلامیه، تهیه طومار و فرستادن آن برای روزنامه و مسئولان، تدوین نامه‌های اعتراضی به آنها، تدوین مقالات و سخنرانی‌ها و اعتراض به عملکرد نامطلوب برخی مسئولان تا زمانی که موجب تضعیف نظام و ایجاد التهاب در جامعه نگردد؛ نه تنها مذموم نیست بلکه از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر است که در مواردی واجب شمرده شده است[۱۹۶].

بنابراین امر به معروف و نهی از منکر از عرصه فردی شروع شده و درصدد اصلاح و سوق دادن هر فرد به سوی نیکی است؛ اما در گفتمان انقلاب اسلامی به این عرصه منحصر نشده و همچنین شامل مسائل کلان جامعه اسلامی در عرصه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نیز مسائل مهم جهان اسلام می‌گردد تا همگان را برای اصلاح مسیر حرکت جامعه، به مبارزه با مظاهر طاغوت و استکبار فرا خواند[۱۹۷].

احکام شرعی

همه فقیهان اصل وجوب امر به معروف و نهی از منکر را پذیرفته و بر آن تأکید دارند[۱۹۸]. لذا وجوب آن از ضروریات دین اسلام شمرده شده، به گونه‌ای که هرکس وجوب آن را انکار کند، در صورت توجه و التزام به اینکه انکار امر به معروف انکار حکم اسلام و انکار رسول خدا (ص) را در پی دارد، از کفار محسوب می‌شود[۱۹۹].

بر پایه نظر مشهور فقها، آیات و روایاتی که پیش‌تر ذکر شد، دلیل اصلی وجوب آن بوده و عقل به عنوان مؤید آن دو، قرار داده شده است[۲۰۰]. طبق دیدگاهی عقل به تنهایی ضرورت این عمل را درک کرده و حکم می‌کند که لازم است از تحقق گناه، جلوگیری شود تا امری که مبغوض خداست، در خارج واقع نگردد[۲۰۱].

امر به معروف و نهی از منکر، از واجبات کفایی است[۲۰۲]، هر چند برخی وجوب آن را عینی دانسته‌اند[۲۰۳]. کفایی بودن وجوب نیز با توجه به هدف از تشریع امر به معروف و نهی از منکر که ریشه‌کنی و جلوگیری از اصل گناه و جرم بوده، روشن می‌گردد که به صرف قیام عده‌ای که آن را محقق نمایند، کفایت می‌کند. از این‌رو در اندیشه انقلاب اسلامی بر وجوب آن بر همگان تصریح شده[۲۰۴] و به عنوان یکی از واجبات مهم کفایی از عموم مردم خواسته شده که به این فریضه الهی اهتمام داشته باشند[۲۰۵] و با این امر یکی از زمینه‌های مهم نظارت عمومی فراهم می‌آید[۲۰۶].[۲۰۷]

اصل وجوب و ادله آن

در اصل وجوب امر به معروف و نهی از منکر اتفاق نظر وجود دارد؛ اما در اینکه دلیل اصلی وجوب، آیات و روایات است، یا حکم عقل، محل بحث و نظر است[۲۰۸]. مشهور فقها آیات و روایات را دلیل اصلی دانسته‌اند و عقل را مؤید شرع شمرده‌اند[۲۰۹]. در مقابل، برخی دلیل اصلی وجوب را حکم عقل دانسته‌اند و آیات و احادیث را ارشاد به حکم عقل گرفته‌اند[۲۱۰].

امام‌ خمینی پس از اشکال در تبیین دلیل عقلی از راه قاعده لطف، حکم به لزوم نهی از منکر را از احکام مستقل عقلی می‌داند. بنابر نظر ایشان، عقل به‌تنهایی این ضرورت را درک کرده‌است و حکم می‌کند که لازم است از تحقق آنچه معصیت مولا محسوب می‌شود، جلوگیری کرد، تا امر مبغوض مولا در خارج محقق نشود. به همین دلیل اگر کسی کاری کند که مبغوض خداوند است، به حکم عقل، بر دیگران واجب است وی را از انجام این عمل ناپسند بازدارند[۲۱۱].

برخی فقها وجوب نهی از منکر را شامل دفع منکر (پیشگیری از وقوع گناه) نیز دانسته‌اند[۲۱۲]. برای نخستین بار شیخ‌ مرتضی انصاری به این نکته که دفع منکر، مانند رفع منکر (منع از ادامه گناه در حال ارتکاب) واجب است، تصریح کرده، گرچه ایشان این مطلب را به محقق اردبیلی نسبت داده‌است[۲۱۳].

امام‌ خمینی با پذیرش وجوب دفع منکر، ضمن استدلال بر این امر معتقد است چنانچه دلیل وجوب نهی از منکر حکم عقل باشد، عقل فرقی میان رفع و دفع قائل نیست و آنچه در نزد عقل واجب است، جلوگیری از رخ‌ دادن گناه است، چه مکلف در حال ارتکاب گناه باشد و چه تصمیم به ارتکاب بگیرد و در معرض انجام آن باشد؛ در هر دو صورت، عقل نهی از منکر را لازم می‌داند[۲۱۴]. چنانچه دلیل وجوب نهی از منکر، قرآن و احادیث باشد، در این فرض نیز بی‌تردید باید پذیرفت دلایل یاد شده شامل وجوب دفع منکر هم می‌شود. ایشان تردید در وجوب دفع منکر را تردید در واضحات می‌شمارد. از نظر ایشان لازمه عدم پذیرش وجوب دفع منکر این است که اگر کسی ظرف شرابی را به قصد نوشیدن در دست گرفته باشد، تا زمانی که نخستین جرعه را ننوشیده‌است، نمی‌توان او را نهی از منکر کرد؛ در حالی‌ که بی‌تردید باید پیش از نوشیدن، او را از منکر نهی کرد که این نوع نهی از منکر از مصادیق دفع منکر است[۲۱۵].

بر پایه نظر مشهور فقها، امر به معروف و نهی از منکر واجب کفایی است[۲۱۶] و مستند آنان برخی آیات[۲۱۷] و روایات و دلیل عقلی است؛ زیرا واجب‌بودن امر به معروف و نهی از منکر پس از تحقق آن به دست بعضی از مکلفان، تحصیل حاصل است،[۲۱۸] در مقابل، بعضی با تمسک به آیات ﴿كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ[۲۱۹]، ﴿يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ[۲۲۰]؛ ﴿كَانُوا لَا يَتَنَاهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ[۲۲۱]؛ ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ[۲۲۲]، ﴿التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ[۲۲۳] و احادیث[۲۲۴] آن را واجب عینی شمرده‌اند[۲۲۵]. امام‌ خمینی همسو با نظر مشهور، آن را واجب کفایی می‌داند که در صورت کافی‌بودن اقدام برخی مکلفان، تکلیف از دیگران ساقط می‌شود[۲۲۶].[۲۲۷]

مخاطب وجوب

مخاطب امر به معروف و نهی از منکر به عنوان برترین و شریف‌ترین واجبات الهی[۲۲۸]، تمامی مسلمانان بوده و با توجه به این که این فریضه در زمره واجبات کفایی برشمرده شده است[۲۲۹]، لذا همه افراد مسلمان بر ادای این فریضه، مکلف بوده و می‌بایست از انجام آن شانه خالی نکنند. بر اساس منطق وجوب کفایی اگر تعداد افرادی که از بین رفتن ماده فساد به آنها منوط است وجود داشته باشد، این واجب از عهده دیگران ساقط بوده وگرنه تمامی افراد از ترک کنندگان این واجب محسوب می‌شوند[۲۳۰].

امام خمینی علاوه بر کتاب تحریر الوسیله و سایر کتب فقهی در مجموعه بیانات، بلکه عملکردهای خویش نیز به این مقوله عنایت ورزیده و جدا از این که در این حوزه هم دیگران را به این اصل دعوت نموده‌اند، آن را فریضه‌ای همگانی جهت نظارت بر امور جامعه اعم از مسائل فردی و اجتماعی دانسته و با توجه به اینکه هدف از این فریضه از بین رفتن منکرات و معصیت است، لذا منع از آن را در صورت امکان، از وظایف افراد دانسته و در غیر این صورت، معرفی افراد خطاکار به افراد توانا و نهادهای مربوطه به عنوان تنها راه رسیدن به آن هدف، خواستار شده و واجب برشمردند: امر به معروف و نهی از منکر از اموری است که بر همه کس واجب است. یک چیزی نیست که بر یکی واجب باشد بر دیگری [نه]. همه ما مکلفیم... که دیگران را هم همین طور دعوت کنیم. هر مقدار که می‌توانیم... اگر انسان دید معصیت خدا می‌شود، باید جلویش را بگیرد، نگذارد معصیت خدا بشود[۲۳۱].

امر به معروف و نهی منکر بر همه مسلمین واجب است. جلوگیری از منکرات بر همه مسلمین واجب است. سفارش به حق که امر به معروف است و نهی از منکر است، بر همه مسلمین واجب است. شما و ما موظفیم که هم در تمام اموری که مربوط به دستگاه‌های اجرایی است امر به معروف کنیم. و اگر اشخاصی پیدا می‌شوند، که خلاف می‌کنند معرفی کنیم به مقاماتی که برای جلوگیری مهیا هستند[۲۳۲].[۲۳۳]

شرایط وجوب

در اسلام وجوب امر به معروف و نهی از منکر مشروط به چند امر شده است. برخی برای آن تا چهارده شرط ذکر کرده‌اند[۲۳۴] اما بیشتر فقها قائل به چهار شرط شده‌اند:

  1. شناخت معروف از منکر؛
  2. اطلاع داشتن ناهی منکر از اصرار بر ارتکاب گناه از سوی فاعل منکر؛
  3. احتمال تأثیر؛
  4. عدم وجود مفسده در امر و نهی[۲۳۵]. این شرایط گرچه در گفتمان انقلاب اسلامی پذیرفته شده است؛ اما در تفسیری که از این شرایط و قلمرو آن ارائه داده، به ویژه در دو شرط اخیر از آن، در مبارزه با طاغوت و موضع‌گیری در برابر آنها، نقش بسیاری داشته است.

شرط اول: شناخت معروف و منکر

از جمله نکاتی که در حسن اجرای همگانی این فریضه در جامعه، تأثیر بسیاری دارد، شناخت آمر و ناهی، نسبت به معروف و منکر است، توجه به این شرط در ایجاد تحول در جامعه و در خود کسانی که قصد اقامه آن را دارند مؤثر است. اما در اینکه این امر، شرط اصل وجوب امر و نهی است یا از شرایط واجب، اختلاف نظر وجود دارد. در نگاه امام خمینی این شرط همانند استطاعت در حج از شرایط وجوب می‌باشد و بر کسی که معروف و منکر را نمی‌شناسد، واجب نیست[۲۳۶].

در نگاهی دیگر، از شرایط واجب است، به این صورت که اصل وجوب همگانی امر به معروف و نهی از منکر در جای خود ثابت است؛ اما افراد برای اجرای درست باید معروف و منکر را بشناسند[۲۳۷] و آن را بیاموزند. همین امر سبب می‌شود که همه در متن مسائل کشور حضور داشته و همه معروف‌شناس و منکرشناس شوند و با احکام اسلامی آشنا گردند. خود این وجوب، سبب ارتقای معرفت عمومی می‌شود[۲۳۸]. اگر این شناخت به قدر کافی وجود نداشته باشد، چه بسا مواردی به نظر بعضی منکر بیاید، درحالی که در واقع از نظر اسلام منکر نباشد[۲۳۹]. ازاین روی بنابر هر دو نظر، اگر کسی بخواهد در برابر رفتار دیگران امر و نهی کند، باید شرایط و موارد واجب بودن و واجب نبودن و موارد جواز و عدم جواز آن را یاد بگیرد تا در امر و نهی خود، دچار انجام منکر دیگری نشود[۲۴۰].[۲۴۱]

شرط دوم: اصرار بر گناه

اصرار بر استمرار گناه از سوی گنهکار، از دیگر شرایط است. به این معنا که از ارتکاب آن پشیمان نبوده و قصد انجام آن را هر چند برای یک بار دیگر، داشته باشد؛ اما اگر از ارتکاب آن پشیمان شده و قصد بر ارتکاب مجدد آن نداشته و یا حتی اگر استمرار و یا ترک گناه او مشکوک باشد، نهی او واجب نیست. البته بر انسان گناهکار توبه کردن واجب است؛ از این روی اگر از ارتکاب آن توبه نکرده باشد، باید او را دعوت به توبه به درگاه خداوند نمود[۲۴۲][۲۴۳]

شرط سوم: احتمال تأثیر

وجوب امر به معروف و نهی از منکر مشروط به این است که علم و یا حداقل احتمال عقلایی بر مؤثر بودن امر و نهی وجود داشته باشد. در غیر این صورت وجوب آن ساقط می‌شود[۲۴۴]؛ حال اگر بداند این امر و نهی نسبت به حال حاضر اثری ندارد؛ اما سبب کاهش فعل حرام شده و یا در ترک محرمات بعدی مؤثر است، در این‌صورت وجوب ثابت است. از این‌رو نیازی به فعلیت در تأثیر نیست حتی اگر نهی او نسبت به شخص مرتکب گناه اثرگذار نباشد؛ اما برای افراد دیگری که مرتکب حرام می‌شوند، مؤثر است، در این جا باز امر و نهی واجب می‌باشد[۲۴۵].

بنابراین در گفتمان انقلاب اسلامی به نوعی احتمال تأثیر توسعه داده شده و تنها شامل شرایط حال نمی‌شود؛ بلکه با توجه به آینده می‌توان پذیرفت که همه امرها و نهی‌ها برای خود دارای تأثیر است. بر این اساس در هر امر به معروف و نهی از منکری که به مردم خطاب می‌شود احتمال تأثیر - نسبت به حال یا آینده، این فرد و یا دیگر افراد جامعه - قطعی بوده و این شرط در تذکر زبانی، حاصل شده و وجود دارد، البته شاید نسبت به حکومت‌ها و سلاطین فاسد، چنین تأثیری مشاهده نشود[۲۴۶].

در اینجا توجه به نکته‌ای لازم است که اگر شخصی مرتکب چند کار حرام شده که اگر از همه آنها نهی شود، اثری نمی‌گذارد و شاید لجاجت فرد را برانگیزد، در این جا باید نسبت به یکی از محرماتی که انجام می‌دهد و احتمال تأثیر و امکان انکار آن وجود دارد، نهی از منکر شود[۲۴۷].[۲۴۸]

شرط چهارم: عدم مفسده

از آنجا که امر به معروف و نهی از منکر برای اصلاح جامعه است، اگر انجام این فریضه سبب ایجاد مفسده‌ای در حال یا آینده شود، وجوب آن ساقط می‌گردد[۲۴۹]. حال اگر آمر و ناهی بداند یا گمان کند که امر و نهی او ضرر جانی یا آبرویی و یا مالی مهمی، برای او یا یکی از وابستگان و یا یاران و همراهان او و یا یکی از مؤمنان داشته باشد، و یا آنها در سختی و تنگنا قرار گیرند، امر به معروف و نهی از منکر واجب نبوده؛ بلکه حرام می‌باشد[۲۵۰]؛ چنانکه امام صادق (ع) آن را بر کسی که قدرت انجام آن را داشته و بر خود و یارانش هراسی ندارد، واجب دانسته است[۲۵۱].

نکته مهم در گفتمان انقلاب اسلامی در اجرای این فریضه، دیدگاهی است که در دو شرط اخیر قائل شده است که اگر معروف و منکر از چیزهایی باشد که در اسلام دارای اهمیت است، مانند حفظ جان و عرض مسلمانان و شعائر و نمادها و مراکز مهم اسلامی همچون بیت الله الحرام، یا محافظت و دفاع از حقانیت اسلام به گونه‌ای که سکوت، سبب گمراهی مسلمانان گردد، در این موارد دیگر برای وجوب امر و نهی، احتمال تأثیر و یا نبود مفسده ملاحظه نمی‌شود و بر افراد لازم است حتی اگر متوقف بر بذل جان یا جان‌ها باشد، امر به معروف و نهی از منکر کنند[۲۵۲].

این دیدگاه در چگونگی مبارزه با حاکمان ستمگر و حکومت طاغوت اثرگذار بوده و تأثیر بسیاری در پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشته است؛ زیرا در زمان پهلوی بسیاری از افراد از کامیابی در مبارزه و سرنگونی آن رژیم ناامید بوده و معتقد بودند که دست‌های خالی و مشت مردم در برابر حکومت مسلح، کارساز نیست[۲۵۳]؛ حتی بعضی از افراد انقلابی و اهل مبارزه نیز امیدی به پیروزی نداشتند. از این‌رو برخی با تمسک به وجوب تقیه و در مقابل ظلم رژیم ظالم پهلوی سکوت اختیار کرده بودند[۲۵۴].

از منظر انقلاب اسلامی زمانی که اساس اسلام در خطر بوده و طاغوت برای نابودی احکام اسلامی و چپاول ثروت مسلمانان اقدام می‌کند، وظیفه همه مسلمانان قیام در برابر آنان است و در این میان دیگر عدم تأثیر و یا وجود مفسده و خطر جانی، مطرح نبوده و تقیه برای حفظ جان نیز به هیچ وجه جایز نیست[۲۵۵]. همچنین تقیه نیز تنها در فروع دین جایز است، نه در جایی که اصول دین و اساس آن در خطر باشد؛ زیرا استفاده از تقیه برای حفظ دین می‌باشد لذا زمانی که دین در معرض خطر باشد، نمی‌توان تقیه کرد[۲۵۶]. ازاین روی مؤمنان انقلابی با تکیه بر قدرت الهی و نیروی ایمان، به مبارزه و قیام بر علیه رژیم پهلوی پرداخته و خداوند نیز، این حرکت آنها را به پیروزی رساند[۲۵۷].

در انجام این فریضه، همچنین رعایت سلسله مراتب اداری و مانند آن لازم نیست؛ هرچند مسئولان دولتی از نقد و نظارت عمومی گریزان باشند؛ اما نمی‌توان به بهانه اینکه اگر این سلسله مراتب رعایت نگردد، برای اداره مراکز و ادارات، مفسده دارد، از انجام آن سرباز زد؛ چنانچه رهبران انقلاب اسلامی نظارت همگان حتی مردم بر حاکمان و بر خودشان را توصیه کرده‌اند[۲۵۸].[۲۵۹]

شرایط وجوب از نگاهی دیگر

در فقه شیعه، شرایطی را برای امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر، لازم دانسته‌اند که علم و آگاهی، احتمال تأثیر، علم به تکرار فاعل، عدم ترتب مفسده، قدرت بر انجام این فریضه، از جمله این شروط است که ما نیز با عنایت به دیدگاه امام خمینی، برخی از این شرایط را از نظر می‌گذرانیم:

احتمال تأثیر: در اصل اشتراط این شرط در وجوب امر به معروف و نهی از منکر، فی‌الجمله اختلافی نیست و آنچه از این شرط به دست می‌آید این است که در فرض عدم احتمال تأثیر، این فریضه وجوب و الزام خود را از دست خواهد داد.

مرحوم صاحب جواهر که به اکثر فقیهان، تول به عدم وجوب و الزام در صورت ظن غالب به عدم تأثیر را نسبت می‌دهد، بر این باور است که روایاتی که به امر به معروف و نهی از منکر امر می‌کنند اطلاق داشته و بر اساس آن ادله، حتی در صورت علم به عدم تأثیر نیز، واجب خواهند بود[۲۶۰].

و بر همین اساس امام خمینی نیز در تحریر الوسیله خود، فرض عدم وجوب را به صورت علم و اطمینان به عدم تأثیر، اختصاص داده و در فرض ظن به عدم تأثیر (گرچه ظن قوی باشد) و قیام بینه عادله نیز این فریضه را از وجوب ساقط ندانسته و صرف احتمال قابل اعتنا در نزد عقلا را برای قول به وجوب کافی می‌داند[۲۶۱].

ایشان در حوزه نهی از منکر عالمان دینی نسبت به ظلم حاکمان بر این باور است که اگر در رویگردانی آنان از حاکمان، احتمال تأثیری برای از بین رفتن و یا کم شدن ظلمشان باشد، این امر واجب خواهد بود: اگر احتمال تأثیری در اعراض عالمان دین و رؤسای مذاهب از ظالمان و حاکمان جور (ولو در کم کردن ظلم آنها) باشد، بر آنان واجب خواهد بود[۲۶۲].

بلکه از آنجا که این فریضه و شرایط آن از مقوله تعبد محض نبوده، بلکه منطق و عقلانیت بر این فریضه و شرایط آن حاکم است، لذا در راستای معنای عقلانی و صحیحی از این شرط گفته‌اند گرچه این شرط (از حیث کبری)، معقول و قابل پذیرش است، اما احتمال تأثیر ممکن است در کوتاه مدت تحصیل نشود، اما در برخی از موارد می‌تواند منشأ احتمال تأثیر در آینده باشد، بلکه ممکن است امر به معروف در این فرض تأثیری بر روی حاکم نداشته و احتمال تأثیر در آینده نیز منتفی باشد، اما این امر می‌تواند انگیزه‌ای در دیگران ایجاد نماید تا در نهایت، اجتماع انبوه انتقادات، حاکم را به پذیرش این امر وادار نمایند: اگر دانسته شود که انکار، به نسبت قضیه‌ای در زمان حاضر، دارای تأثیر نباشد، لکن اگر معلوم باشد یا دانسته شود که این انکار می‌تواند به نسبت زمان آینده مؤثر باشد، این انکار واجب خواهد بود[۲۶۳].

بلکه صِرف اظهار مخالفت و نهی از منکر، گرچه مفید تأثیری نباشد ممکن است از تلقی دیگران نسبت به موافقت در مورد این منکر، جلوگیری کرده و دیدگاه صحیح اسلامی در مورد این منکرات را به جامعه القا نماید و گرچه در راستای نهی فعلی از منکر، وجوبی نداشته باشد اما به ملاک اعلان عدم حجیت این منکرات و عدم رضایت به وجود آنها در جامعه نیز مطلوب خواهد بود: خود اظهار مخالفت و بیان تعالیم و احکام خدا که مخالف بدعت و ظلم و گناه می‌باشد مفید است چون سبب می‌شود عامه مردم به فساد اجتماعی و مظالم حکام خائن و فاسق یا بی‌دین پی برده به مبارزه برخیزند و از همکاری با ستمکاران خودداری نمایند و به عدم اطاعت در برابر قدرت‌های حاکمه فاسد دست بزنند... این مطالب باید گفته شود تا مردم متوجه باشند و نسل آینده سکوت این جماعت را حجت قرار ندهد و نگوید لابد اعمال و رویه ستمکاران مطابق شرع بوده است[۲۶۴].

علم و آگاهی: از جمله شروطی که برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر قرار داده شده است این است که آمر به معروف، به معروف بودن و منکر بودن مقوله‌ای که در صدد امر به معروف نسبت به آن است آگاه بوده باشد و این بدان خاطر است که فرد جاهل ممکن است به خاطر عدم آگاهی، به مقوله منکر، امر کرده و از معروف باز دارد[۲۶۵].

با توجه به این مسأله باید گفت، اختلافی میان فقیهان واقع شده است که بر اساس آن، برخی چون شهید ثانی و محقق ثانی بر این عقیده‌اند که علم، به عنوان شرط واجب بوده و می‌بایست به جهت تحصیل آن، تلاش نموده و بالاتر آن‌که تحصیل علم به جهت این فریضه واجب خواهد بود[۲۶۶].

و لکن در قبال دیدگاه شرط واجب، فقیهانی مانند صاحب جواهر و امام خمینی، علم به معروف و منکر را شرط وجوب دانسته‌اند، بدین صورت که فعلیت وجوب این فریضه به وجود علم وابسته بوده و علم به معروف و منکر، شرط وجوب امر به معروف و نهی از منکر می‌باشد. طبیعی است که در صورت جهل نسبت به قضیه، وجوبی در کار نبوده و جاهل در این مورد معذور خوانده خواهد شد[۲۶۷]. گرچه ایشان در نهایت، یادگیری احکام و شرایط امر و نهی را واجب دانسته‌اند[۲۶۸]:

  1. قدرت: عمده موارد و ادله‌ای که در مورد اشتراط علم و آگاهی در امر به معروف و نهی از منکر عرضه شد در مورد اشتراط قدرت بر انجام این فریضه نیز خواهد آمد و از این روی نیازی به تفصیل در این بحث نیاز نمی‌باشد. و لکن در نهایت به عبارتی از امام خمینی در این باب استناد می‌نماییم که ایشان برخلاف آنکه علم به معروف و منکر را شرط واجب نمی‌داند، کسب قدرت برای انجام امر به معروف و نهی از منکر را در محدوده امور اجتماعی لازم دانسته است: اگر امروز قدرت نداریم که جلو این کارها را بگیریم و حرام‌خواران و خائنین به ملت و دزدان مقتدر و حاکم را به کیفر برسانیم، باید کوشش کنیم این قدرت را به دست بیاوریم و در عین حال به عنوان حداقل انجام وظیفه از اظهار حقایق و افشای حرام‌خواری‌ها و دروغ‌پردازی‌ها کوتاهی نکنیم[۲۶۹].
  2. عدم ضرر و مفسده: از جمله اموری که از سوی امام خمینی به عنوان شرط انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر، آورده شده این است که این فریضه مستلزم ضرر و مفسده‌ای نباشد. و در این میان فرقی نمی‌کند که این ضرر و مفسده بر خود آمر به معروف و ناهی از منکر وارد شود و یا به فردی از نزدیکان وی. حتی وجود ضرر برای یکی از مؤمنین نیز مانع انجام این فریضه خواهد بود. و فرقی نیز در نوع ضرر(جانی، مالی، آبرویی) نخواهد بود. مطابق این شرط، نه تنها علم و گمان قوی به ضرر و مفسده، مانع از انجام این فریضه خواهد بود، بلکه خوف از احتمال ضرر نیز در این میان کفایت خواهد کرد. امام خمینی که در کتاب تحریرالوسیله، این شرط را به عنوان چهارمین شرط از شرایط وجوب امر به معروف آورده است، در این خصوص این گونه نگاشته است: در انکار او (امر و نهی او) مفسده‌ای نباشد؛ اگر بداند یا گمان قوی داشته باشد که انکار او موجب زیان جانی، یا آبرویی، یا مالی مورد توجه بر خود او، یا یکی از وابستگان به او مثل خویشان و یاران و همراهان او خواهد شد، انکار واجب نیست و ساقط می‌شود، بلکه اگر ترس از زیان داشته باشد. به دلیل احتمال عقلایی، واجب نیست و ظاهر آن است که دیگر مؤمنین نیز در این حکم به وابستگان، ملحق می‌باشند[۲۷۰].

مطابق این شرط، تفاوتی نمی‌کند که زیان حاصل از فریضه امر به معروف و نهی از منکر، در زمان حاضر، حاصل شود و یا این که این ضرر در زمان آینده واقع شود. بلکه صرف احتمال عقلائی در ترتب ضرر بر انجام این فریضه، آن را از فعلیت و وجوب می‌اندازد: در زیان فرقی نمی‌کند زیان در حال باشد یا در آینده، پس اگر می‌ترسد در آینده بر او یا بر غیر او زیانی وارد خواهد شد، وجوب ساقط می‌شود[۲۷۱].

ضرر و زیانی که در قبال فریضه امر به معروف و نهی از منکر، حاصل شده و موجب رفع حکم وجوب، از این فریضه می‌شود، تنها حکم وجوب امر به معروف را بر می‌دارد، اما جواز این فریضه به جای خود باقی خواهد بود. اما در صورتی که ترس از جان و یا آبروی وی و یا افراد مؤمن دیگر و یا اموال قابل توجهی از مؤمنان، در میان باشد، نه تنها وجوبی در کار نخواهد بود، بلکه این فریضه به حکم حرمت نیز متصف خواهد شد. و تنها اگر از تلف مال خود در هراس باشد، معلوم نیست که فریضه امر به معروف و نهی از منکر، حرام تلقی شود، بلکه کماکان بر حکم به جواز و اباحه باقی خواهد ماند. گرچه ممکن است صورتی که این مقدار از تلف اموال، به حرج و شدت رسیده و وی را در زندگی به سختی و مشقت بیاندازد، نیز موصوف به حکم حرمت گردد.

اگر بر جان یا آبروی خود، با جان و آبروی مؤمنین بترسد، انکار حرام است. همچنین اگر بر اموال قابل توجه مؤمنین ترسی داشته باشد، انکار حرام است؛ ولی اگر بر مال خود بترسد و حتی بداند زیان مالی متوجه او خواهد شد، اگر به اندازه حرج و شدت نرسد، ظاهر آن است که انکار حرام نیست؛ ولی اگر موجب حرج باشد، حرمت دور نیست[۲۷۲].

آنچه در خصوص شرط ضرر و مفسده قابل به ذکر است این است که گر چه ضرر و مفسده، بلکه خوف از آن نیز فریضه امر به معروف را از فعلیت و وجوب می‌اندازد، لکن باید توجه داشت که در برخی از اوقات، عدم انجام این فریضه به خاطر ضرر و مفسده، مفاسدی عظیم را در بر دارد. از این روی در برخی از مواردی که مورد اهتمام شارع بوده و به هیچ وجه نمی‌توان از آن، شانه خالی کرد، این شرط، مانع از انجام این فریضه نخواهد بود. بلکه می‌بایست حتی در صورت علم به ضرر نیز بدان مبادرت ورزید که از آن میان می‌توان به حفظ گروه بسیاری از مسلمانان، هتک حرمت ناموس مسلمانان، محو آثار اسلام، محو بعضی از شعائر و نشانه‌های اسلامی در جامعه، اشاره کرد. بلکه قیام امام حسین (ع) نیز می‌تواند از مصادیق این قضیه باشد. چه آن‌که آن حضرت، با وجود علم به ضرر و مفسده، به مخالفت با اعمال یزید اقدام ورزیده و هدف خویش از قیام علیه یزید را نیز فریضه امر به معروف و نهی از منکر اعلام کرده است. امام خمینی در خصوص اموری که مورد اهتمام شارع بوده و با وجود ضرر و مفسده می‌بایست در آن موارد، به فریضه امر به معروف و نهی از منکر اقدام کرد این گونه نگاشته است: اگر معروف و منکر از اموری باشند که مورد اهتمام شارع مقدس باشد، مانند حفظ جان گروهی از مسلمانان، هتک نوامیس آنها، محو آثار اسلام، محو حجیت اسلام که موجب گمراهی مسلمانان شود، محو بعضی از شعائر اسلامی، مانند خانه خدا و... می‌بایست اهمیت این مسأله را مورد نظر و ملاحظه قرار داد. و لذا هر ضرری ولو ضرر جانی، یا حرج، موجب رفع تکلیف در خصوص این فریضه نخواهد بود. بنابراین اگر اقامه حجت‌های اسلامی که موجب رفع گمراهی مردم می‌شود، بر بذل جان و یا جان‌های زیادی باشد، ظاهراً این کار واجب است. و با این وصف، اگر در این شرایط، فریضه امر به معروف، به وقوع در ضرر مالی و یا حرج بیانجامد نیز معلوم خواهد بود[۲۷۳].

امام خمینی، با توجه به این نکته، سکوت علمای دین در قبال ایجاد بدعت، هتک حرمت اسلام، تغییر منکر به معروف و تبدیل معروف به منکر، اعتلای کلمه ظلم و مواردی از این قبیل را جایز ندانسته و فقیهان را در این مسائل به ملاحظه اهمیت ترک امر به معروف و نهی از منکر در قبال ضرر حاصل، دعوت کرده و لذا با توجه به اهمیت این مسائل، به فریضه امر به معروف و نهی از منکر در این قبیل، گرچه مستلزم ضرر و حرجی باشد، را لازم برشمرده است[۲۷۴].[۲۷۵]

زیرساخت‌ها و بسترهای تربیتی

با توجه به اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در فرهنگ اسلامی و برای آنکه این فریضه الهی به صورت درست و مؤثر اجرا گردد تا به هدف خود نزدیک شود، نیازمند رعایت آداب مربوط و ایجاد زیرساخت‌هایی است که باید در شخص آمر و دیگر افراد جامعه باشد تا زمینه اجرای درست آن فراهم گردد. مقصود از این زیرساخت‌ها، زمینه‌ها و لوازمی است که برای اقامۀ امر به معروف و نهی از منکر لازم است.

اصلاح خویشتن

در رتبه نخست اگر کسی بخواهد امر و نهی او اثرگذار بوده و درصدد اصلاح دیگران برآید و مربی جامعه باشد، لازم است خودش را اصلاح کرده و عامل به گفته‌های خود و احکام اسلامی باشد؛ چنانچه خداوند، پیامبرانی را که برای مردم می‌فرستاد، کسانی بودند که خودشان از آغاز تا پایان عمر، لغزشی نداشته‌اند[۲۷۶]. این امر ریشه در توصیه‌های خداوند در قرآن کریم داشته و کسانی که مردم را به نیکی دعوت کرده و خود را فراموش می‌کنند، مورد سرزنش قرار داده است: ﴿أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ[۲۷۷][۲۷۸] و در روایات نیز بر دعوت مردم با عمل، نه با حرف و زبان تأکید شده است[۲۷۹]. از این روی از عظیم‌ترین و مؤثرترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر، موردی است که از شخصی صادر شود و خودش عامل به معروف از واجب و مستحب بوده و به آن پایبند باشد و از منکر و حتی از مکروه پرهیز کرده و متخلق به اخلاق انبیا و اهل معنویت بوده و از اخلاق بی‌خردان و اهل دنیا منزه باشد، تا با رفتار و اخلاقش مردم را به نیکی‌ها دعوت کرده و از بدی‌ها باز دارد[۲۸۰].[۲۸۱]

گسترش روحیه خیرخواهی و مهرورزی

امر به معروف و نهی از منکر در فرهنگ اسلامی، برای عیب‌جویی و سرزنش دیگران نیست؛ بلکه برای اصلاح و تربیت افراد و سوق دادن جامعه به صلاح و رستگاری است؛ از این‌رو لازم است در افراد جامعه روحیه خیرخواهی نسبت به یکدیگر ایجاد شود تا افراد در قبال هم احساس مسئولیت کنند و با این نگرش به امر به معروف و نهی از منکر بپردازند، چنانکه خداوند از سر لطف و رحمت به بندگان خود و برای خیرخواهی و سعادتمندی آنان، امر به معروف و نهی از منکر را واجب کرده است[۲۸۲].

بر این اساس تأکید شده که آمر به معروف و ناهی از منکر با قلبی سرشار از رحمت و از روی مهرورزی، اقدام به این امر کرده و مقصودش در امر و نهی، خودنمایی و تحمیل امر و نهی خود نباشد و همچنین با خشونت و تندی برخورد ننماید؛ بلکه چون طبیبی مهربان، از روی حس انسان دوستی و برادری اقدام نماید؛ چنانچه خداوند در برابر فرعون که طغیانش به جایی رسیده بود که ﴿أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى[۲۸۳] می‌گفت و در فساد بر روی زمین به گونه‌ای رفتار کرده بود که به کشتار کودکان می‌پرداخت[۲۸۴]. خداوند یکی از انبیای عظیم‌الشأن خود، موسی بن عمران (ع) را[۲۸۵]، از سر لطف و رحمت، برای دعوت و هدایت و ارشاد او فرستاد[۲۸۶] و به پیامبرش دستور داد با فرعون سرکش، با نرمی و ملاطفت سخن بگوید[۲۸۷] تا شاید به یاد خدا افتاده و از کردار خود پشیمان گردد[۲۸۸]. همچنین در حدیثی از آمر و ناهی به عنوان «رَفِيقٌ‏ فِيمَا يَأْمُرُ وَ رَفِيقٌ‏ فِيمَا يَنْهَى‏» یاد می‌کند[۲۸۹] تا او با رفق و محبت با دیگر افراد برخورد کرده و حقایق را در دل‌ها و ذهن‌های آنان جای دهد و در رفتار او نصیحت و خیرخواهی و روش عقلایی وجود داشته باشد[۲۹۰]؛ چنانکه در به‌کارگیری این روش، خداوند در قرآن می‌فرماید: ﴿ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ[۲۹۱]، با به‌کارگیری حکمت، مردم را به سوی پروردگار فرا بخوان. حکمت، که از امتیازات انبیا و بندگان برگزیده و صالح است، همان فکر مستحکمی است که هیچ ابزار عقلانی نمی‌تواند آن را نفی کرده و از بین ببرد و همچنین هیچ استدلال و تجربه‌ای هم نمی‌تواند آن را خنثی کند. در ادامه همین آیه نیز از ﴿وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، پند نیک، یاد می‌کند[۲۹۲]؛ زیرا چه بسا برخورد نامناسب نتیجه معکوس داده و طرف مقابل را از یک گناه کوچک به معاصی بزرگ و یا حتی کفر بکشاند[۲۹۳].

از آنجا که امر و نهی به شخص، برای او ممکن است تلخ و ناگوار باشد و عصبانیت او را بر انگیزد، ازاین رو شایسته است آمر و ناهی، این تلخی و ناگواری را با شیرینی بیان و رفق و حُسن خلق جبران نمایند تا کلامشان در دل سختِ گناهکار، اثر کرده و آن را نرم نماید[۲۹۴] و همواره این را در نظر داشته باشد که مرتکب گناه، گرچه گناه او کبیره باشد، شاید دارای برخی از صفات خوب نفسانی بوده که مورد رضایت و محبت الهی است؛ گرچه گناه او مورد بغض خداوند است و چه بسا آمر و ناهی وضعیتی عکس او داشته باشند[۲۹۵].[۲۹۶]

تداوم و استمرار

مداومت بر انجام امر به معروف و نهی از منکر و التزام همگان به آن، از جمله نکاتی است که شایسته است یکایک افراد جامعه این روحیه را در خود ایجاد کرده و در این راه از خود استقامت نشان دهند. در این صورت در میزان تأثیرگذاری این فریضه الهی مؤثر است؛ به گونه‌ای که اگر در برابر یک گناه و کار ناپسند، افراد متعددی پی درپی تذکر دهند، به مرور در آن فرد اثر می‌گذارد[۲۹۷] و مقاومت منفی او را می‌شکند و بازدارندگی آن آشکار می‌شود[۲۹۸]. همچنان که ـ بر اساس آیه ۱۱۸ سوره توبه ـ سه نفر از مسلمانان که با پیامبر در جنگ تبوک همراه نشده و تخلف کرده بودند، در اثر برخورد یکپارچه و هماهنگ مردم مدینه و تنگ شدن فضای شهر بر آنها مجبور به ترک شهر شده و به اطراف مدینه پناه بردند و پس از گذشت پنجاه روز اظهار ندامت و پشیمانی به درگاه الهی، توبه آنان پذیرفته شد[۲۹۹][۳۰۰]

ایجاد روحیه نقدپذیری

از جمله لوازم احیا و اجرای فراگیر این فریضه الهی وجود روحیه نقدپذیری در افراد مختلف جامعه است. هر کس در جامعه که مبادرت به عملی می‌کند و امنیت اخلاقی و روانی آن را در معرض خطر قرار می‌دهد، باید این آمادگی را داشته باشد که دیگر افراد بر اساس ضوابط معین شده رفتار او را نقد کرده و به او تذکر دهند[۳۰۱]. همان‌گونه که در بحث عرصه‌های امر به معروف و نهی از منکر ذکر شده، قلمرو این فریضه شامل مسائل حکومتی و دولتمردان نیز می‌شود و باید عموم مردم به عنوان ناظری آگاه، اعمال آنها را رصد کرده و در مورد لازم تذکر دهند[۳۰۲]. بدیهی است این امر به وجود روحیه نقدپذیری در مسئولان نیاز دارد[۳۰۳].

تلقی صحیح از امر به معروف و نهی از منکر

شناخت درست از جایگاه امر به معروف و نهی از منکر[۳۰۴] می‌تواند از جمله زیرساخت‌های احیای این فریضه الهی و تشویق مؤمنان نسبت به انجام آن باشد[۳۰۵]. از این‌رو متصدیان امر باید با شناخت درست حدود و شرایط آن به این فریضه عمل کرده[۳۰۶] و با استناد به آیات و روایات، اهمیت و آثار آن را برای عموم بازگو نمایند[۳۰۷].

قالب‌ها، ابزار و روش‌ها

برای تحقق امر به معروف و نهی از منکر می‌توان از روش‌ها، قالب‌ها و ابزارهای مختلف استفاده نمود. بهترین و عمومی‌ترین روش، استفاده از روش تذکر زبانی است که از همه تأثیرگذارتر است[۳۰۸]. تذکر زبانی خود به دو روش می‌تواند انجام شود یکی گفتار نرم و دوستانه که معمولاً تأثیر بیشتری دارد[۳۰۹]. و دیگری گفتار از روی علوّ با موضع مستحکم که در مواردی ممکن است لازم باشد و در معنای خود امر و نهی نیز به نوعی تذکر از موضع بالا گنجانده شده است[۳۱۰]. در مقابل روش زبانی، روش عملی قرار می‌گیرد؛ به این معنا که افراد با انجام کارهای نیک دیگران را دعوت به خیر کنند که به ویژه اگر از سوی مسئولان و افراد دارای موقعیت اجتماعی بالا انجام شود از تأثیرگذاری بیشتری برخوردار است؛ چنانچه در روایات نیز بر دعوت مردم با عمل، نه با حرف و زبان تأکید شده است[۳۱۱].

اما در مورد قالب‌های مختلف، می‌توان اشاره کرد که در اجرا می‌توان از قالب فردی، جمعی و یا سازمانی استفاده کرد. در متون دینی از مسلمانان خواسته شده که برای خدا قیام کرده و به صورت فردی یا جمعی به آن مبادرت ورزند[۳۱۲]؛ که اجرای این فریضه یکی از موارد قیام برای خدا و انجام فرمان‌های اوست؛ چنانکه در آیات قرآن مسلمانان به انجام آن بسیار تشویق شده‌اند[۳۱۳]. در برخی آیات نیز به مبادرت گروهی از مسلمانان برای این امر اشاره شده است. خداوند به مسلمانان خطاب می‌کند که باید از شما گروهی باشند که دعوت به خیر نمایند و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنان را رستگار معرفی می‌کند[۳۱۴]. ازاین روی اگراقامه واجب یا ریشه‌کن کردن منکری با اقدام یک نفر ممکن نبوده؛ بلکه متوقف بر این باشد که عده‌ای با هم در امر کردن یا نهی نمودن، اجتماع نمایند، در این صورت با اقدام برخی، وجوب از دیگران ساقط نمی‌شود و باید به مقدار لازم، افراد با هم جمع شده و به صورت گروهی اقدام نمایند[۳۱۵].

در اجرای این فریضه علاوه بر اقدام‌های یکایک افراد جامعه، می‌توان ابزار مختلف را به کار گرفت که عبارت‌اند از:

رسانه‌های عمومی

از رسانه‌های مکتوب و غیر آن به عنوان مؤثرترین ابزار انتقال مطالب به مخاطبان، می‌توان در امر به معروف و نهی از منکر استفاده کرد. رسانه با استفاده از فرصت‌های مناسب و هوشیاری لازم و موضع‌گیری به موقع می‌تواند جلوی بسیاری از فسادها را گرفته و یا حرکت آنها را کند گرداند[۳۱۶]. رسانه‌ها به عنوان ابزار مؤثر و فراگیر می‌توانند با برنامه‌های مختلف علمی، آموزشی، تربیتی و تبلیغی، به ترویج اسلام و اخلاق فاضله بپردازند[۳۱۷].

وظیفه یک رسانه، آموزش و تحلیل و سوق دادن قلب و ذهن و روح و مغز افراد به سمت اهداف متعالی است. مطبوعات و صدا و سیما در جمهوری اسلامی، باید وسیله‌ای برای سوق دادن مردم به فرهنگ اسلامی و ابزاری برای معرفت و آشنایی مردم با احکام اسلامی و انسانی باشد و با انواع روش‌های هنری در برنامه‌های هنری و فیلم‌ها و نمایش‌ها، مفاهیم و ارزش‌های اسلامی را تبیین کند[۳۱۸]. استفاده از رسانه‌ها و شبکه‌های گوناگون مجازی نیز می‌تواند ابزار امر به معروف و نهی از منکر باشد و با گستره نفوذ بسیار وسیعی که دارد می‌تواند مخاطبین فراوانی را پوشش دهد و در جهت ترویج نیکی‌ها و دعوت به خوبی‌ها استفاده شود[۳۱۹].[۳۲۰]

تریبون‌های عمومی

از دیگر ابزار تأثیرگذار، استفاده از تریبون‌های مختلف است که به صورت مناسبتی یا مستمر در اختیار برخی از متولیان امور چون ائمه جمعه و جماعات، مبلغان دینی و مداحان اهل بیت عصمت و طهارت (ع)[۳۲۱] قرار می‌گیرد. بدون شک جمعیت حاضر در این گونه فضاها که بخشی عمده‌ای از آنان جوانان هستند[۳۲۲] مستعدتر از دیگران بوده و اثرپذیری بیشتری دارند و در صورت هدایت صحیح، این تریبون‌ها می‌توانند به ابزاری برای امر به معروف و نهی از منکر در عرصه‌های مختلف اجتماع تبدیل شوند[۳۲۳].[۳۲۴]

تشکل‌های مردم‌نهاد

امر به معروف و نهی از منکر می‌تواند از طریق تشکل‌های مردم نهاد نیز شکل بگیرد. این امر در ترویج این فریضه الهی و همگانی شدن آن در سطح جامعه که از دغدغه‌های رهبران انقلاب اسلامی است، کمک می‌کند[۳۲۵]. در این راستا ستاد امر به معروف و نهی از منکر در استان‌های مختلف شکل گرفته که همسو با دغدغه‌های امام خمینی[۳۲۶] مبنی بر تشکیل سازمانی مستقل از دولت، می‌تواند با فساد در همه سطوح آن، مقابله کند[۳۲۷].[۳۲۸]

مراحل و شیوه‌های اجرا

در اجرای امر به معروف و نهی از منکر، مراحل و مراتبی وجود دارد؛ زیرا تشریع این فریضه با رویکرد تربیتی همراه بوده و برای اصلاح فرد و جامعه می‌باشد و اگر با مراحل پایین‌تر، معروف تحقق یابد و منکر برطرف گردد، دیگر نوبت به مراحل بعدی و شدیدتر نمی‌رسد. بنابراین برای اجرای امر به معروف و نهی از منکر سه مرحله ذکر شده است[۳۲۹].

مرحله اول: بیزاری و انزجار قلبی

در این مرحله انسان به صورتی، ناخرسندی خود را از وقوع منکر، ابراز می‌کند که خود دارای درجاتی است؛ مانند بر هم نهادن چشم، روترش کردن، اخم کردن، روی گرداندن و ترک رابطه با مرتکب منکر که با هر یک از این موارد ابراز نارضایتی کرده و به ترتیب به آنها مبادرت می‌کند و با اثرگذاری هر کدام دیگر نوبت به مرتبه بالاتر نمی‌رسد[۳۳۰]. مستند این امر روایتی است که پایین‌ترین درجه نهی از منکر را برخورد با چهره گرفته با اهل معاصی، معرفی می‌کند[۳۳۱]؛ چنانچه خداوند در قرآن نیز دستور می‌دهد که از گناهکاران دوری و اعراض نمایید[۳۳۲]. البته اگر ابراز این انزجار قلبی به مصلحت نبوده و یا مؤثر نباشد، ابراز آن واجب نیست؛ اما همواره رضایت به فعل منکر و ترک معروف، حرام است و شخص باید در هر حال در درون با آن همراهی نداشته باشد؛ هرچند این کراهت قلبی غیر از امر به معروف و نهی از منکر است[۳۳۳].

فلسفه لزوم بیزاری و انزجار قلبی از منکر و علاقه به معروف را باید در تأثیر آن در خود آمر و ناهی و در محیط پیرامون او جستجو کرد، این است که با وجود میل قلبی آمر و شیفتگی او به معروف و انکار قلبی ناهی نسبت به منکر، امر و نهی او در مراحل بعد صادقانه بوده و این سبب تأثیر بیشتر و التزام خود او به عمل می‌شود که اگر چنین نباشد مشمول روایتی است[۳۳۴] که می‌فرماید کسی که مردم را به نیکی امرکند، اما خود او به آن عمل نکند، چنین شخصی مشمول لعنت خدا می‌گردد[۳۳۵].

از دیگر تأثیرات این امر، جداسازی صفوف نیروهای انقلابی و موضع‌گیری در برابر خطاها و انحرافات و مواضع استکبار و طاغوت زمان است. از آنجا که خداوند اطاعت از «طاغوت» و قدرت‌های ناروای سیاسی را منع فرموده و مردمان را به قیام بر ضد سلاطین تشویق کرده است[۳۳۶]، مؤمنان باید در درون خود، میل به این قدرت‌های دنیوی را از بین برده و برای آنها در برابر حق تعالی قدرتی نبینند که در آن صورت برخلاف توحید است[۳۳۷]، از این روی اولین گام در این مبارزه بیزاری درونی از طاغوت و استکبار می‌باشد[۳۳۸].[۳۳۹]

مرحله دوم: امر و نهی زبانی

این مرحله از تذکر و ارشاد همراه با محبت و احترام شروع می‌شود تا مراتب بالاتر که با تندی و بالابردن صدا و امر و نهی و تهدید همراه است. اگر مقصود، با مرحله نخست (انزجار قلبی) حاصل نشد، نوبت به مرحله تذکر زبانی می‌رسد و در این مرحله نیز از مراتب پایین‌تر آن شروع شده و تا زمانی که احتمال دهد با موعظه و ارشاد و گفتار نرم، مقصود حاصل می‌شود، همان واجب بوده و تعدی از آن جایز نیست. در صورت نیاز، به ترتیب مراتب بعدی به کار گرفته می‌شود[۳۴۰]. در قرآن این تذکر و ارشاد زبانی و دعوت به خیر و نیکی مورد اشاره قرار گرفته است؛ خداوند زمانی که حضرت موسی (ع) را به سوی فرعون می‌فرستد به او می‌گوید با فرعون با زبان نرم سخن بگو، شاید او متذکر شده و یا از خدا بترسد[۳۴۱].

برای ترساندن مرتکب منکر، استفاده از دروغ یا به کار بردن ناسزا و اهانت به او جایز نیست؛ البته اگر منکر از مواردی باشد که مورد اهتمام خداوند و از امور مهم مانند قتل نفس بوده، اگر چاره‌ای از به‌کارگیری یکی از این موارد نباشد، برای جلوگیری از آن منکر می‌توان از آنها استفاده کرد[۳۴۲].

این تذکر زبانی اگر به درستی از سوی عموم مردم انجام شود، چه بسا از اقدام فیزیکی و مراحل بعدی و اقدام حکومتی، مؤثرتر باشد[۳۴۳]. افراد جامعه نباید در تذکر دادن به شخصی که مرتکب منکر می‌شود، ضعف نفس نشان داده یا خجالت بکشند[۳۴۴]، زیرا به نوعی متولی اصلی آن عموم مردم بوده و همین امر، مؤثرترین ابزار است[۳۴۵]. ا ین همان مرحله‌ای است که در اسلام با تأکید بسیار از عموم مردم خواسته شده و شاید در زمینه مسائل اجتماعی هیچ خطابی به مردم شدیدتر و غلیظ‌تر از خطاب امر به معروف و نهی از منکر نباشد[۳۴۶]، از این روی در پرتو احادیثی که همه مردم را مسئول رفتار خود و دیگران دانسته «كُلُّكُمْ‏ رَاعٍ‏ وَ كُلُّكُمْ‏ مَسْئُولٌ‏ عَنْ رَعِيَّتِهِ»[۳۴۷] این فریضه اختصاص به قشر خاصی از مردم و یا نهادهای رسمی ندارد[۳۴۸].[۳۴۹]

مرحله سوم: توسل به قدرت

در صورتی که اقدام در دو مرحله قبلی برای دفع منکر مؤثر نباشد، بر اساس روایاتی[۳۵۰]نوبت به مرحله عملی و اعمال قدرت می‌رسد[۳۵۱]. در این مرحله در مرتبه نخست اگر بشود با ایجاد مانع میان شخص و فعل، از ارتکاب حرام جلوگیری کرد، حتی اگر لازمه آن تصرف در وسائل و ابزار گناه باشد، از این راه استفاده می‌شود. اما اگر جلوگیری از گناه و یا ترک آن، جز با حبس در جایی و یا زدن و رنجور ساختن و در مراتب بعد با مجروح کردن مرتکب گناه ممکن نباشد، این موارد در عصر غیبت، با اذن فقیه جامع الشرایط صورت می‌پذیرد[۳۵۲] و باید از رفتار خودسر افراد جلوگیری شود[۳۵۳]. توسل به قدرت برای پیشگیری از بدی و تحقق معروف، آخرین ابزاری است که البته از سوی حاکمیت به کار گرفته می‌شود؛ چنانچه در روایاتی از نهج البلاغه آمده «آخِرُ الدَّوَاءِ الْكَيُّ‏»[۳۵۴]، بعد از آنکه موعظه و نصیحت اثرگذار نبوده آخرین علاج، توسل به زور است[۳۵۵].

در این مرحله که در درون خود دارای مراتبی است، اگر آمر و ناهی از مقدار لازم تجاوز کند و ضرر و آسیبی به فاعل منکر برسد، کار او حرام و ضامن می‌باشد و اگر مرتکب گناه نیز به کسی که بر اساس شرایط، امر و نهی می‌کند، آسیبی و ضرری برساند، ضامن می‌باشد و اگر او را به قتل برساند، قصاص می‌شود[۳۵۶][۳۵۷]

امام‌ خمینی، همانند سایر فقها در به‌کارگیری مراحلی از امر به معروف و نهی از منکر که منجر به جرح و قتل شود، اجازه فقیه جامع شرایط را لازم می‌داند[۳۵۸]، اما از مبانی ایشان در بحث ولایت فقیه بر می‌آید که پس از تشکیل حکومت و دولت اسلامی، که ولی فقیه حکومت جامعه را به عهده دارد، تنها اوست که می‌تواند چنین اجازه‌هایی صادر کند[۳۵۹].

از سوی دیگر، امر به معروف و نهی از منکر آدابی دارد که امام‌ خمینی به برخی از آنها اشاره کرده‌است. ایشان از خطاب خداوند تعالی به موسی(ع)، و هارون(ع)، که دستور می‌دهد با فرعون سرکش با نرمی و ملاطفت سخن بگویند،﴿فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى[۳۶۰] نتیجه می‌گیرد آمر و ناهی باید از رحمت رحیمیه الهی به قلب خود بچشاند و با حس رحمت و انسان‌دوستی و برادری، به امر به معروف و نهی از منکر اقدام کند و به دنبال خودنمایی و تحمیل امر و نهی خود نباشد[۳۶۱] و با شیرینی حسن خلق و مدارا، تلخی و ناگواری امر و نهی را جبران کند[۳۶۲]. زیبنده است آمر به معروف، خود عمل‌کننده به معروف باشد و ناهی از منکر، تارک منکر باشد و با قصد قربت، مانند پزشکی دلسوز به نجات گناهکار و اجتماع بیندیشد، تا امر و نهی او نتیجه‌ بخش شود[۳۶۳].[۳۶۴]

متولیان و مجریان

متولی امر به معروف و نهی از منکر؛ با توجه به مراحل آن و همچنین در صورت برپایی حکومت اسلامی و نبود آن، متفاوت است. ز آنجا که وظیفۀ عموم مردم بیزاری قلبی و همچنین تذکر زبانی به صورت واجب کفایی است که در انجام آن نباید به خود، هراسی راه داده و با شجاعت باید اقدام کنند، طرف مقابل هم نمی‌تواند به آمر و ناهی اعتراض کرده و بگوید کارش ارتباطی به دیگران ندارد[۳۶۵]. در این مرحله تفاوتی میان وجود حکومت و نبود آن نمی‌باشد و حتی با برپایی حکومت این مرحله از جمله وظایف همگان است؛ زیرا متولی اصلی امر به معروف و نهی از منکر، عموم مردم ـ از پیر و جوان، رئیس و مرئوس و دیگر اقشار جامعه ـ هستند.

براساس آیات قرآن مؤمنان کسانی هستند که اگر خداوند برای آنها شرایطی در اداره جامعه فراهم کرد، در کنار اقامه نماز و زکات، به امر به معروف و نهی از منکر می‌پردازند[۳۶۶] و این را یک وظیفه عمومی می‌دانند[۳۶۷]. در نظام اسلامی افراد جامعه نمی‌توانند نسبت به دیگران بدون مسئولیت باشند و تنها به وظایف دینی شخص خود بپردازند؛ بلکه در حد توان از طریق این فریضه در صدد اصلاح دیگران برآمده و جلوی رواج منکرات در جامعه را می‌برند[۳۶۸].

در انجام این فریضه فرقی میان زن و مرد نیست، در آیات قرآن ذکر شده که برخی از مؤمنان و مؤمنات، اولیاء برخی دیگر بوده و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند[۳۶۹]؛ یعنی مؤمنین و مؤمنات در حفظ مجموعه نظام اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر سهیم‌اند قرآن زن را استثنا نکرده است و زن و مرد هر کدام برحسب توانایی‌های خودشان وظیفه‌ای داشته[۳۷۰] و همه در برابر وجدان خود و فرمان الهی، مسئول‌اند[۳۷۱]، البته قشرهای مختلف باید جایگاه خود را در انجام این فریضه تشخیص دهند که هر فرد در چه مواردی می‌تواند ورود پیدا کند[۳۷۲].

در این میان نقش علما و نخبگان جامعه، از سایر مردم بیشتر است. به ویژه که علما در برابر چگونگی پایبندی حکومت‌ها به اجرای احکام اسلام، وظیفه داشته و باید به دنبال اقامه آن باشند و در این راه از باب امر به معروف و نهی از منکر، روشنگری کرده و در برابر بدعت‌ها و انحرافات قیام کنند و زمانی که سکوت آنها سبب تأیید حکومت ظالم یا گمراهی مردم در یک جریان انحرافی باشد، بر آنها واجب است اعلان موضع کرده و افشاگری کنند[۳۷۳]. از دیگر وظایف علما آشنا کردن مردم و هدایت و راهنمایی آنان در اجرای درست امر به معروف و نهی از منکر است[۳۷۴].

اما دیگر نخبگان جامعه همچون اساتید و دانشجویان در محیط دانشگاه و غیر آن و هنرمندان با استفاده از وسایل هنری خود، می‌توانند امر به معروف و نهی از منکر کنند. این فریضه الهی مخصوص عده‌ای خاص نمی‌باشد[۳۷۵]. هرچند کرسی‌های تدریس و معلمان در مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها از تأثیرگذارترین عوامل هستند[۳۷۶] و نیز بستری مناسب برای انجام دعوت به امور نیک و تعلیم و نهادینه کردن آن هستند؛ لذا حضور گسترده جوانان و نوجوانان در محیط‌های آموزشی این فرصت را در اختیار متصدیان امر قرار می‌دهد تا با استفاده از شیوه‌های صحیح بتوانند در راستای تربیت اسلامی این جمعیت انبوه تلاش کنند[۳۷۷].

در اصل هشتم قانون اساسی نیز تصریح شده است که در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه‌ای همگانی و متقابل، بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت است. اما در مراحل بعد که تذکر زبانی بی‌ثمر بوده و نوبت به توسل به قدرت برسد اجرای این مراتب که از موارد تعزیرات شرعی و حدود الهی است، بر عهده امام معصوم و نائب خاص او است[۳۷۸] و در زمان غیبت ولی عصر (ع)، این وظیفه به نائبان عام آن حضرت که فقهای جامع‌الشرایط باشند واگذار شده است و بر فقها واجب کفائی است که در صورتی که حکومت اسلامی وجود نداشته باشد به قدر میسور به مواردی که بتوانند، اقدام نمایند و بر مردم هم واجب کفائی است که فقها را در اجرای آن یاری رسانند[۳۷۹].

اما در صورت برپایی حکومت اسلامی که فقیه جامع‌الشرایط عهده‌دار اداره آن باشد، توسل به قدرت و زدن و زخمی کردن و مراتب بالاتر از آن، تنها بر عهده حکومت و ضابط قانونی است[۳۸۰]؛ و بر علما لازم است در اجرای حدود الهی با حکومت اسلامی همکاری کرده و عهده‌دار این وظیفه خطیر گردند[۳۸۱] و افراد نیز برای ورود به این مرحله، باید از حکومت اجازه داشته باشند[۳۸۲].

حکومت و دولت اسلامی وظیفه سنگین‌تری داشته و در کنار اینکه متولی برخی از مراحل آن است، باید از شیوه‌ها و وسایل مناسب استفاده نماید[۳۸۳]. و با وضع قوانین لازم راه آن را هموار کند و دستگاه قضایی و نیروی انتظامی باید از آمرو ناهی حمایت نمایند، و به گونه‌ای عمل نشود که عملکرد دستگاه‌های مسئول، حمایت از مجرم تلقی گردد[۳۸۴].[۳۸۵]

رابطه با آزادی‌های فردی و اجتماعی

در اسلام اقشار مختلف جامعه دارای حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی می‌باشند و حکومت اسلامی و افراد وظیفه دارند نسبت به حقوق یکدیگر احترام بگذارند[۳۸۶] اما در این‌باره و در اجرای امر به معروف و نهی از منکر توجه به نکاتی لازم است:

آزادی مسئولانه در چهارچوب قانون

قاعده اولی این است که کسی بر کسی دیگر ولایت نداشته و صاحب اختیار او نیست[۳۸۷] تا به او امر و نهی کرده و مانع استفاده او از آزادی‌های فردی‌اش باشد. تنها ولایت و صاحب اختیاری برای خداست؛ اما خداوند که خالق انسان‌هاست، برای سعادت دنیا و آخرت آنان به واسطه انبیا، برنامه عملی زندگی را فرو فرستاد و مردم را ملتزم به عمل به آن نمود[۳۸۸]. بر این اساس افراد در برابر خداوند و احکام اسلامی و جامعه اسلامی دارای وظایفی می‌باشند و حقوق افراد و آزادی‌های آنها، در طول احکام و حقوق اسلامی تعریف می‌شود و نمی‌توان به بهانه استفاده از حقوق و آزادی‌های فردی، به حقوق الهی و قانون و حقوق دیگر افراد جامعه تجاوز کرد[۳۸۹].[۳۹۰]

برتری امنیت جامعه بر آزادی فردی

قرآن کریم از مردم می‌خواهد با امر به معروف و نهی از منکر، یکدیگر را به نیکی‌ها سفارش و از بدی‌ها باز دارند[۳۹۱]. از این روی آزادی افراد و استفاده از حقوق فردی آنها در چهارچوب برنامه جامع خداوند برای زندگی انسان‌ها تعریف شده است[۳۹۲]. در نتیجه از نگاه اسلام انسان‌ها نمی‌توانند هر کاری که خواسته‌اند، انجام دهند، چنانچه که در قوانین عرفی نیز در زمینه نظام سیاسی، اجتماعی و حتی مسائل بهداشتی، افراد در بهره‌وری از حقوق فردی، آزادی مطلق ندارند و برای آن محدوده و مرزهایی مشخص شده و منافع دیگر افراد جامعه و مصلحت آنان نیز در نظر گرفته شده است و آزادی باید در چهارچوب قانون تعریف شده و افراد با رعایت امنیت و مصالح جامعه، از آزادی‌های خود استفاده کنند[۳۹۳].

رعایت حریم خصوصی

در اسلام میان عملکرد افراد در درون خانه و محافل خصوصی با رفتار آنان در جامعه و ملأ عام تفاوت وجود دارد. از این روی بر اساس آیات قرآن تجسس از کار پنهان دیگران و آنچه در حریم خصوصی افراد می‌گذرد، جایز نیست[۳۹۴]؛ کسی حق ندارد برای جلوگیری از گناه از احوال دیگران تجسس کرده و وارد حریم خصوصی او شده و به دنبال خطای دیگران در امور شخصی باشد[۳۹۵].

همان‌گونه که بر این امر در فرمانی که در اوایل انقلاب از سوی امام خمینی صادر شده و به «فرمان هشت ماده‌ای» معروف شد، بسیار تأکید شده است[۳۹۶]. در این فرمان تصریح شده که ورود به حریم خصوصی تنها با حکم قاضی و از روی موازین شرعی جایز است و ضابطین قضایی نیز نباید برای کشف جرم به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری گوش کرده و شنود بگذارند. البته این امر به غیر از مواردی است که در رابطه با کشف توطئه علیه اسلام و نظام جمهوری اسلامی باشد؛ اما در همین موارد نیز تأکید شده است که اگر برای کشف مرکز جاسوسی و افساد علیه نظام، از روی خطا و اشتباه به منزل یا محل کار کسی وارد شدند و در آنجا با آلات قمار و فحشا و سایر منکرات برخورد کردند، حق ندارند آن را پیش دیگران افشا کنند، در آنجا تنها به وظیفه نهی از منکر عمل شود؛ اما حق بازداشت یا ضرب و شتم ساکنان آن را ندارند و تعدی از حدود الهی ظلم است و موجب تعزیر و گاهی تقاص می‌باشد[۳۹۷].

این گناه در حریم خصوصی افراد، افشای اسرار است و جرم و گناه محسوب می‌شود[۳۹۸] و مرتکب آن مستحق تعزیر شرعی است[۳۹۹]. البته این به معنای جواز ارتکاب هرگونه گناه در حریم خصوصی نبوده؛ بلکه همگان در برابر خداوند متعال باید بر اساس تعالیم شرع پاسخ‌گوی رفتار خود باشند و از گناهان توبه نمایند[۴۰۰]. اما اگر هر فرد، خود حریم مصالح جامعه و امنیت اخلاقی و روانی و دینی دیگران را رعایت ننمود، دیگر حرمتی برای خود قائل نشده است، و بر اساس دستور الهی، راهنمایی و ارشاد او لازم است[۴۰۱].

پرهیز از اهانت و سرزنش

امر به معروف و نهی از منکر و تذکر دادن به دیگران باید از سر دلسوزی بوده و از زبان نرم استفاده شود[۴۰۲] و آمر و ناهی به هنگام امر و نهی، حق توهین و اهانت نداشته[۴۰۳] و نمی‌تواند از روی عیب‌جویی و سرزنش، به تحقیر دیگران بپردازد[۴۰۴].[۴۰۵]

آثار و نتایج

امر به معروف و نهی از منکر یکی از کارآمدترین و کارسازترین شیوه‌های تعامل اجتماعی است که دارای آثار و نتایج بسیار مفیدی است[۴۰۶].

ایجاد اصلاح و بازدارندگی از فساد

امر به معروف و نهی از منکر از مؤثرترین عوامل بازدارنده از انحراف افراد مختلف می‌باشد. عمل به این فراخوانی عمومی الهی، بر خود آمران و ناهیان نیز نشانه نیک بر جای می‌گذارد و از دو سو راه صلاح را در جامعه هموار می‌سازد[۴۰۷]. همچنین با انجام آن هزینه‌ها کاهش یافته و دیگر نیازی به برخوردهای عملی و فیزیکی نیست؛ زیرا فرد خلافکار دائم با تذکرات بانی روبه‌رو شده و به مرور این تذکرات اثرگذار بوده و راه مؤثری در بازدارندگی از ارتکاب حرام می‌باشد[۴۰۸]. با این امر سبب پیشگیری از ارتکاب مجدد عمل از سوی این فرد یا از سوی دیگر افراد جامعه می‌شود و به نوعی نقش بازدارندگی در ادامه گناه و ارتکاب‌های آن در آینده داشته و به مرور اثرگذار خواهد بود[۴۰۹].

اسلام با تشریع این فریضه الهی به دنبال ایجاد اصلاح در همه اقشار مسلمانان بوده[۴۱۰] تا همه به کمک یکدیگر آمده و در نهایت جامعه اسلامی به سوی صلاح و رستگاری حرکت کند[۴۱۱]، زیرا هیچ جامعه‌ای نیست که در آن فساد به وجود نیاید، اما باید به صورت صحیح و همگانی به مقابله با آن برخاست، باید خود افراد جامعه با انحرافات مقابله کنند و آن را از میان بردارند و همدیگر را به سوی فلاح و رستگاری سوق دهند[۴۱۲].[۴۱۳]

ایجاد روحیه مسئولیت‌پذیری و نظارت عمومی

این فریضه سبب می‌شود که افراد جامعه نسبت به یکدیگر بی‌تفاوت نبوده و در برابر رفتار و کردار یکدیگر احساس مسئولیت، نمایند و در صورت دیدن انحرافات، به وظیفه خود عمل نمایند و خود این امر موجب نوعی مشارکت مردم در سرنوشت خود، ساختن جامعه و سبب خروج افراد از خمودی شده و موجب ایجاد انگیزه مؤمنان می‌شود[۴۱۴].

اگر امر به معروف و نهی از منکر، به صورت فرهنگ عمومی درآید، از آنجا که عموم مردم در همه مکان‌ها حضور داشته و با تکیه بر ایمان و احساس مسئولیت دینی به خود هراسی راه نمی‌دهند[۴۱۵]، موجب می‌شود یک نظارت عمومی و فراگیر شکل گرفته و در همه جا با انحرافات مقابله گردد[۴۱۶]. این نظارت نسبت به آحاد جامعه و مسئولان حکومتی مصداق پیدا می‌کند[۴۱۷] و با این فریضه همه مردم موظف شده‌اند که در برابر انحرافات و کاستی‌های مسئولان امر، در رسانه‌های جمعی و دیگر مجامع، اقدام کرده و به آنها تذکر دهند[۴۱۸]. البته این نظارت و تذکر به هنگام تخلفات به معنای دخالت همه افراد در تصدی و انجام کارها نبوده؛ بلکه هر متصدی و مسئول باید خود به اصلاح آن امر پرداخته و عهده‌دار وظایف تعریف شده باشد[۴۱۹].[۴۲۰]

حفظ حریم حرمت‌ها

اگر در جامعه‌ای بدی‌ها و انحرافات انجام پذیرد و افراد جامعه نسبت به آن بی‌تفاوت بمانند و تنها به وظیفۀ فردی خود عمل کنند، به مرور قبح زشتی‌ها و گناه از میان رفته و این امر در تغییر فرهنگ و رواج انحرافات، بسیار مؤثر است.

اما برپایی امر به معروف و نهی از منکر و رواج آن، موجب می‌شود که در فرهنگ عمومی قبح گناه از بین نرفته و حتی نزد کسی که مرتکب آن می‌شود، قبح آن باقی مانده و بداند که از نظر جامعه، مرتکب امرنا پسندی شده است و این امر موجب می‌گردد نیکی در عرف جامعه، نیکی تلقی شود هر چند همه به آن پایبند نباشند و عمل نکنند و بدی هم در عرف جامعه، بدی دانسته شود هر چند برخی مرتکب آن گردند[۴۲۱]. این‌گونه است که فضای جامعه، برای دیگر افراد مؤمن، قابل زیست شده[۴۲۲] و عامل تضمین کننده‌ای برای تحقق حیات طیبه در جامعه اسلامی است[۴۲۳].[۴۲۴]

حراست از احکام اسلامی و بقاء حکومت اسلامی

قوام حکومت اسلامی بر اساس بقاء احکام اسلامی و پایبندی به احکام آن است و یکی از عواملی که موجب التزام افراد جامعه، به اسلام و عمل به آن است، امربه نیکی‌ها و بازداشتن یکدیگر از بدی‌ها و انحرافات است. احیای این فریضه به همه افراد کمک خواهد کرد که هر چه بیشتر، احکام اسلامی اجرا و فراگیر شود[۴۲۵]. از این روی تمامی آحاد ملت مسلمان، در حفظ و حراست از احکام نورانی اسلام و سعی در گسترش و تعمیق آن در جامعه، وظیفه‌ای سنگین دارند. با همگانی شدن امر به معروف و نهی از منکر، زمینه تحقق یک جامعه کاملاً اسلامی که نیک‌بختی دنیا و آخرت مردم را به طور کامل تأمین کند و تباهی و... روی و ظلم و انحطاط را ریشه‌کن سازد، مهیا گشته[۴۲۶] و سبب بقاء جامعه اسلامی و دوام و استحکام حکومت صالحان می‌شود و از طرفی رها کردن و به فراموشی سپردن این فریضه، زمینه‌ساز سلطه اشرار است[۴۲۷]؛ چنانکه در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) [۴۲۸] تأکید شده که مردم باید امر به معروف و نهی از منکر را میان خود، اقامه کرده و آن را رواج داده و پایبند به آن باشند، در غیر این صورت زمینه روی کار آمدن افراد ناباب فراهم می‌شود، خدا اشرار و مفسدان را بر جامعه مسلط کرده و آنها زمام امور سیاست و کشور را به دست گرفته و جامعه به ظلم و تباهی کشیده می‌شود[۴۲۹]. در این زمان دیگر خداوند رحمت خود را از این جامعه بر می‌دارد و به موجب این گناه، دعای خوبان و پرهیزکاران نیز مستجاب نمی‌شود[۴۳۰].

زمانی که گناه در جامعه منتشر شود و مردم به آن خو بگیرند، کار کسی که در رأس جامعه قرار داشته و بخواهد مردم را به خیر و صلاح دعوت کند نیز مشکل خواهد شد و به آسانی نمی‌تواند بدی‌ها را ریشه‌کن کند و هر اقدام در این جامعه نیز، همراه با صرف هزینه‌های فراوان خواهد بود[۴۳۱].[۴۳۲]

ظلم‌ستیزی

در سایه عمل به این فرضیه الهی، افراد جامعه نسبت به انحرافات ساکت نبوده و در برابر ظلم و تعدی ظالمان بی‌تفاوت نمی‌باشند. آنها همواره به دنبال جامعه‌ای هستند که در راستای صلاح و رستگاری باشد[۴۳۳]. روحیه‌ای که در مسلمانان در پرتو احکامی مثل امر به معروف و نهی از منکر و جهاد، به وجود می‌آید، سبب می‌شود تا آنان در پی این اندیشه باشند که اراده خود را در حرکت عالم محقق کنند و جلوی فساد را بگیرند و در برابر هر سلطه‌طلب و ستمگری قیام کرده و ساکت ننشینند[۴۳۴].[۴۳۵]

پیامدهای ترک

  1. اعلان جنگ با خداوند: این نکته در ذیل حدیث نبوی (ص) آمده است: هر کس ترک امر به معروف و نهی از منکر کند، پس اعلان جنگ و مقابله با خداوند می‌کند[۴۳۶].
  2. تسلط اشرار: تسلط اشرار با ترک امر به معروف و نهی از منکر در احادیث مطرح شده است. غزالی این حدیث را در احیاءالعلوم نقل می‌کند: «لتأمرن بالمعروف و لتنهن عن المنکر او یسلطن الله علیکم شرارکم»؛ باید امر به معروف و نهی از منکر را داشته باشید، وگرنه بدهای شما بر شما مسلط می‌شوند[۴۳۷].
  3. عدم استجابت دعا: در ذیل حدیث فوق، اثر دیگر ترک امر به معروف و نهی از منکر عدم استجابت دعای خوبان امت دانسته شده است: «فیدفو خیارکم لا یستجاب لهم»؛ ‌ خوبان شما می‌خوانند و به آنها جوابی داده نمی‌شود. اینجا معنای لطیفی از روایت فوق از غزالی نقل شده است: معنایش این است وقتی که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند آن‌قدر پست می‌شوند، آن‌قدر رعبشان، هیبتشان، عزتشان، کرامتشان از بین می‌رود که وقتی به درگاه همان ظلمه می‌روند، هر چه ندا می‌کنند به آنها اعتنا نمی‌شود. یعنی پیغمبر فرمود: اگر می‌خواهید عزت داشته باشید و دیگران روی شما حساب کنند، امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید. اگر امر به معروف و نهی از منکر نداشته باشید، اولین خاصیت آن ضعف شما است، پستی و ذلت شما است، دشمن هم روی شما حساب نمی‌کند[۴۳۸].
  4. قلب فطرت انسانی: فطرت مسخ شده را به تعبیرهای گوناگون به ما گفته‌اند. یک تعبیرش راجع به همین امر به معروف و نهی از منکر بود.
  5. تنزل تمدنی: در قرآن کریم امت اسلام بهترین امت معرفی شده است. شاخص چنین امتی امر به معروف و نهی از منکر می‌باشد. اگر می‌خواهی در نزد ملل جهان ارزش پیدا کنی که هم بلوک شرق روی تو حساب کند و هم بلوک غرب، سرنوشت تو را او در اختیار نگیرد و او برای تو تصمیم نگیرد، امر به معروف و نهی از منکر داشته باش همبستگی و همدردی داشته باش[۴۳۹].
  6. مسئولیت همگانی گسترش گناه: داشتن سرنوشت مشترک در زندگی اجتماعی اصلی است. به واسطه سرنوشت مشترک داشتن افراد اجتماع است که اگر یک نفر بخواهد گناهی مرتکب شود بر دیگران لازم است مانع او گردند. رسول اکرم (ص) تأثیر گناه فرد را بر جامعه ضمن مثلی بیان کرده‌اند[۴۴۰]. این مثل همان عدم منع سرنشینان کشتی از اقدام یک فرد برای سوراخ کردن کشتی است.
  7. داشتن سرنوشت مشترک با فاعلان منکر: این تأثیر در نامه امام حسین (ع) به سلیمان بن صرد خزاعی که در آن به حدیثی از پیامبر اکرم (ص) استناد کرده است، توضیح داده شده است. اگر کسی ببیند همه جا را فساد گرفته، حلال خدا حرام، و حرام خدا حلال شده است، بیت‌المال مسلمانان در اختیار افراد ناشایسته قرار گرفته و در غیر راه رضای خدا مصرف می‌شود؛ پیغمبر اکرم (ص) فرمود: هر کس چنین اوضاع و احوالی را ببیند و درصدد دگرگونی آن نباشد، در مقام اعتراض بر نیاید، شایسته است (ثابت است در قانون الهی) که خدا چنین کسی را به آنجا ببرد که ظالمان، جابران، ستمکاران و تغییردهندگان دین خدا می‌روند، و سرنوشت مشترک با آنها دارد[۴۴۱].

به هر حال باید برای رفع آسیب‌ها، تدبیرهای عملی و منطقی اندیشید. آنچه بیش از هر چیز دیگر مورد غفلت است، دخالت منطق است در این کار. مقصود این است که در کار معروف و منکر باید تدابیر عملی اندیشید و باید دید چه روش عملی‌ای مردم را نسبت به فلان کار نیک تشویق می‌کند و مردم را از فلان عمل زشت باز می‌دارد”[۴۴۲]. اگر می‌خواهیم این اصل فراموش شده را زنده کنیم؛ باید مکتبی و روشی به وجود آوریم عملی (نه زبانی فقط) و در عین حال اجتماعی (نه انفرادی) و در عین حال منطقی و مبتنی بر اصول علمی روان‌شناسی و اجتماعی. در این وقت است که صددرصد امید موفقیت هست[۴۴۳].[۴۴۴]

آسیب‌ها و چالش‌ها

امر به معروف و نهی از منکر هر چند اصلی مهم در اندیشه و عمل اسلامی بوده است، اما در طول تاریخ با آسیب‌ها و چالش‌های زیادی مواجه شده است. طی فرایند تاریخی، امر به معروف متروک واقع گشته و حتی نمود بارز آن را در انعکاس احکام آن در رساله‌های عملیه دویست سال اخیر می‌توان یافت. تأمل در متون فقهی دویست سال اخیر نشان می‌دهد که “مسائل مربوط به امر به معروف و نهی از منکر از رساله‌های ما برداشته شده است، در صورتی که در رساله عربی و فارسی پیش از این دویست سال، این مباحث در کنار مباحث مربوط به نماز و روزه و خمس و زکات قرار داشت”. اما گویا بعدها چنین بحثی همانند بحث جهاد خودبه‌خود در اذهان یک بحث زائد تلقی و متروک شده است[۴۴۵]. نتیجه چنین تلقی‌ای آن شده است که حتی اگر یک ارگان حکومتی چون شهرداری امر به معروف و نهی از منکر کند، مردم دیگر آن را مسئله‌ای مذهبی تلقی نمی‌کردند[۴۴۶]. حتی این اصل آن‌چنان تحریف و دچار سوء فهم شده بود که معدود اقدام‌های صورت گرفته با این عنوان آن‌چنان بدقواره و نابهنجار صورت می‌گرفته است که باید خدا را شکر کرد که چه خوب شد که این امر به معروف‌ها و نهی از منکرها از بین رفت و ای کاش اگر بقایایی هم دارد از بین برود. مظاهری در این اواخر به نام امر به معروف و نهی از منکر در زندگی اجتماعی ما پیدا شده که باید گفت اگر معنای امر به معروف و نهی از منکر این است، خوب است متروک بماند[۴۴۷]. امر به معروف و نهی از منکر همانند سایر آموزه‌های دینی در معرض آسیب می‌باشد.

در طول تاریخ نیز آسیب‌های مختلفی بر آن وارد شده است برخی از این آسیب‌ها در قرآن و روایت‌ها ذکر شده است.

  1. سستی در امر به معروف و بی‌تفاوت شدن: متأسفانه کارنامه ما مسلمانان در این زمینه درخشان نیست. از آن نظر کارنامه درخشانی نیست که اولاً ما آن حساسیتی را که اسلام در این زمینه دارد نداریم، یعنی آن اهمیتی را که اسلام به این موضوع داده است، درک نکرده‌ایم، و ثانیاً در حدودی هم که به حساب و خیال خودمان به اهمیت این موضوع پی برده‌ایم، واجد شرایط آن نبوده‌ایم[۴۴۸].
  2. واگذاری به یکدیگر: چنین آسیبی به عنوان یک امر محتمل در روایت‌ها مطرح شده است. حدیثی داریم که امام رضا (ع) از پیغمبر اکرم (ص) نقل می‌کنند: هر گاه مردم، امر به معروف و نهی از منکر را به عهده یکدیگر بگذارند، یعنی هرکس سکوت کند به انتظار اینکه دیگری امر به معروف و نهی از منکر کند و در نتیجه هیچ‌کس قیام نکند، برای عذاب الهی منتظر و آماده باشند[۴۴۹].
  3. شناخت نادرست از معروف و منکر: ما گاهی معروف‌ها را به جای منکر می‌گیریم و منکرها را به جای معروف. بهتر اینکه ما جاهل‌ها امر به معروف و نهی از منکر نکنیم. چه منکرها که به نام امر به معروف و نهی از منکر به وجود نیامد. آگاهی و بصیرت می‌خواهد، خبرت و خبرؤیت می‌خواهد، دانایی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی می‌خواهد تا انسان بفهمد که چگونه امر به معروف و نهی از منکر کند. بنا بر همین ائمه دین فرموده‌اند: جاهل بهتر است امر به معروف و نهی از منکر نکند. چون هنگامی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند، می‌خواهد بهتر کند بدتر می‌کند[۴۵۰]. در ذیل روایت نبوی نیز چنین آسیبی در آخرالزمان برای امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده است. آن حضرت در حجة الوداع فرمودند: زمانی خواهد آمد که مردم امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنند. سلمان حاضر بود فرمود: یا رسول الله! آیا چنین چیزی خواهد شد که مردم ترک امر به معروف و نهی از منکر بکنند؟ فرمود: بله، بالاتر هم می‌شود، زمانی خواهد شد که مردم امر به منکر کنند و نهی از معروف. باز بیشتر تعجب کرد. گفت: یا رسول الله! چنین زمانی خواهد آمد که مردم چنین کاری بکنند؟ فرمود: از این بالاتر هم خواهد شد. گفت: دیگر از این بالاتر چیست؟ فرمود: زمانی می‌آید که مردم منکر را معروف ببینند و معروف را منکر؛ یعنی وجدانشان این طور فاسد و خراب می‌شود، خوب را بد می‌بینند و بد را خوب؛ به عبارت دیگر وجدان انسان مسخ می‌شود، فطرت مسخ می‌گردد.
  4. ترویج نادرست امر به معروف و نهی از منکر: گاه از امر به معروف و نهی از منکر به عنوان اصل فراموش شده[۴۵۱] یاد شده است. علت این امر عملکرد خود مسلمانان است. این خود ما بودیم که این اصل را به صورتی در آوردیم که مردم را بیزار کردیم و این اصل را فراموشاندیم[۴۵۲]. زیرا شرایط و مقررات مربوط به آن را خوب رعایت نکردیم و باعث بیزاری مردم شدیم. گاه به خاطر انجام امر به معروفی خود آمر دچار چند منکر می‌شده است. می‌گویند در زمان ریاست مرحوم آقا نجفی اصفهانی بر حوزه علمیه، یک روز عده‌ای در حالی که نفس‌نفس می‌زدند و یک دایره و یک دمبک شکسته در دست داشتند، آمدند به منزل مرحوم آقا نجفی. ایشان پرسیدند: چه خبر است؟ از کجا می‌آیید؟ گفتند به ما اطلاع دادند در چندین خانه آن طرف مجلس عروسی است و در آنجا دایره و دمبک می‌زنند. داخل خانه شدیم و مردم را زدیم و دایره و دمبک آنها را شکستیم. یکی از آنها جلو و آمد و گفت: من خودم رفتم جلو سیلی محکمی به گوش عروس زدم. مرحوم آقا نجفی گفت: حقیقتاً نهی از منکر هم همین است که شما کردید! چندین منکر به نام نهی از منکر مرتکب شده‌اید: اولاً مجلس عروسی بوده است؛ ثانیاً شما حق تجسس نداشته‌اید؛ ثالثاً شما چه حق داشته‌اید از پشت‌بام‌های مردم بروید؟ رابعاً کی به شما اجازه داده که بروید زد و خورد کنید؟[۴۵۳].[۴۵۴]

رابطه با انقلاب اسلامی

در اندیشه امام خمینی (ره)

نظارت که در لغت به معنای تأمل در چیزی، دقت در امری و معاینه کردن[۴۵۵]، فراست، مهارت و زیرکی[۴۵۶] بوده و به مراقبت و کنترل یک چیز از آفت و بیماری[۴۵۷] معنا شده است، در ادبیات فارسی به معنای مراقبت، تحت نظر و دیده‌بانی داشتن آمده است[۴۵۸]. در اصطلاح به فرایند ارزشیابی کارهای انجام شده و انطباق آن با موازینی خاص، عنایت داشته و به غایت جلوگیری از انحراف از آن مقررات انجام می‌پذیرد[۴۵۹].

به عبارت دیگر نظارت بدین منظور انجام می‌پذیرد که مرحله وضع موجود را در سایه رفع نواقص، به مرحله مطلوب هدایت کرده و از مرحله “بودن” به مرحله “باید” برساند. از این روی برخی، نظارت را فعالیتی دانسته‌اند که به مقایسه میان بودها و بایدها می‌پردازد: از نظر اصطلاحی، نظارت فعالیتی است که بایدها را با هست‌ها، مطلوب‌ها را با موجودها و پیش‌بینی‌ها را با عملکردها مقایسه می‌کند، و نتیجه این مقایسه تصویر روشنی از تشابه یا تمایز بین این دو گروه از عوامل خواهد بود[۴۶۰].

با توجه به نکات فوق باید گفت: اسلام جامعه‌ای را برای مسلمانان تصویر کرده است، که بر اساس آن همه مردم در سرنوشت خود و دیگران، بلکه کل جامعه دخیل بوده و می‌بایست در قبال انحرافاتی که در سطح خُرد و یا کلان در آن صورت می‌پذیرد بی‌تفاوت نباشند. بر این اساس، اصلی اساسی به نام امر به معروف و نهی از منکر در معارف اسلامی بنا نهاده شده است که بر اساس آن، همگان موظفند در صورت وجود شرایط، دیگران را به خوبی‌ها دعوت و از بدی‌ها باز دارند. این اصل، به نظارت همگانی مردم نسبت به امور جامعه انجامیده و موجبات حساسیت، نظارت و اهتمام جامعه اسلامی نسبت به انجام واجبات و ترک محرمات در سطح عموم مردم را در پی داشته و از راه‌کارهای مهم کنترل قدرت سیاسی محسوب می‌شود. امر به معروف و نهی از منکر به عنوان تکلیفی الهی، موجبات بسیاری از نهضت‌ها و شورش‌های اسلامی در برابر سلاطین جائر بوده و نهضت خونین عاشورا نیز بر اساس این آموزه الهی صورت پذیرفت.

مسئولیت و لزوم دخالت تک تک افراد جامعه در امور دیگران و جامعه کلان، مستند به روایاتی است که همه مردم را پرسشگر از دیگران و در عین حال پاسخ‌گو معرفی می‌نماید. امام خمینی در مورد ویژگی‌های نظام اجتماعی اسلام، در خصوص نظارت همگانی و ضرورت تذکر در مورد انحرافات، این گونه اظهار نموده‌اند: الآن مکلفیم ما، مسئولیم همه‌مان... نه مسئول برای کار خودمان؛ مسئول کارهای دیگران هم هستیم «كُلُّكُمْ‏ رَاعٍ‏ وَ كُلُّكُمْ‏ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ»[۴۶۱]، همه باید نسبت به همه رعایت بکنند. همه باید نسبت به دیگران. مسئولیت من هم گردن شماست؛ شما هم گردن من است. اگر من پایم را کج گذاشتم، شما مسئولید اگر نگویید چرا پایت را کج گذاشتی؟ باید هجوم کنید، نهی کنید که چرا؟[۴۶۲].

ایشان در مورد این روایت مشهور و فلسفه نظارت فراگیر و همگانی مردم و ضرورت بازداشتن دیگران از انحراف‌ها در حوزه امور فرد و یا جامعه، به تبیین و توضیحی زیبا مبادرت ورزیده‌اند که هم به ضرورت منع از انحرافات و توصیه به امور خیر، توجه دارد و هم این نظارت را در راستای مصالح عالیه انسان و جامعه مدّ نظر قرار می‌دهد: «كُلُّكُمْ‏ رَاعٍ‏»همه باید مراعات کنید، همه‌تان “راعی” هستید... یعنی همه باید همان طوری که یک شبانی یک گله‌ای را می‌برد و رعی می‌کند و می‌چراند و به جاهای خوب باید ببرد، مسئول این است که... به علف‌چراهای خوب ببرد... و مسئول است پیش صاحبان او، به این که چرا نبردی؟ همه ما آن حال را داریم، مسئولیم در مقابل خدا و در مقابل وجادان و همه‌مان، باید مراعات بکنیم، یعنی نه این که مراعات خودمان را؛ من مراعات همه شما را بکنم، شما هر یک مراعات همه را[۴۶۳].

اصل امر به معروف و نهی از منکر که در اصیل‌ترین، قدیمی‌ترین و معتبر‌ترین منابع وحیانی و روایی اسلام وجود دارد، گرچه از آغاز در کتب دینی اندیشمندان اسلامی قرار داشته و مورد توجه بوده است، اما این اصل که از زمان صاحب جواهر، از رساله‌های عملیه فقه شیعه کنار گذاشته شده[۴۶۴] و به کتب علمی منحصر شده بود، به همت امام خمینی، احیا شده و به رساله‌های عملیه بازگشت. و از این روی به حق باید ایشان را احیاگر این فریضه در عصر حاضر دانست. ایشان بعد از سالیان طولانی در سال ۱۳۸۴ ه‍.ق. در نگارش تحریر الوسیله که بازنویسی کتاب وسیلة النجاة، سیدابوالحسن اصفهانی، (متوفی ۱۳۶۵ ﻫ.ق) می‌باشد، کتاب امر به معروف و نهی از منکر را بر آن افزوده‌اند و این در حالی است که این باب در متن کتاب وسیلة النجاة به مانند دیگر رساله‌های عملیه سده‌های اخیر، وجود ندارد.

جدا از احیای این فریضه در کتب فتوایی، بلکه تمامی عرصه جامعه، ایشان با نگرش وسیع، به این موضوع، فراتر از چند پند و تذکّر خصوصی و در مواردی محدود و جزئی نگریسته و به حوزه‌های کلان و جدیدی توسعه دادند. ایشان در کتاب تحریرالوسیله، نظم و ترتیب رایج در کتاب‌های فقهی، مانند شرایع الاحکام را مراعات کرده و در عین حال افزایش‌های فراوانی در فروع این فریضه داده‌اند که تا زمان تألیف این اثر بی‌سابقه بوده است. شاید توسعه فروع این فریضه به موضوعات سیاسی و اجتماعی و گذر از احکام امر به معروف در مسائل شخصی و هدایت آن به سطح امورات کلان جامعه، این باشد که بنا بر دیدگاه امام خمینی، فریضه امر به معروف و نهی از منکر امری تعبدی که به برخی امور خاص عنایت داشته باشد نبوده، بلکه به مانند بسیاری از فقیهان، وجوب آن را امری “عقلانی” دانسته و قانون‌گذاری در این زمینه را تأکیدی بر حکم عقل شمرده‌اند[۴۶۵]. مطابق همین امر بوده است که این فریضه، کارکردی وسیع یافته، و حوزه‌هایی چون عبادات، سیاسات، معاملات و... ، از مصادیق جزئی چون نماز خواندن، کمک به فقرا، رعایت انصاف در معاملات، آداب زندگی، تا مصادیق کلانی چون جهاد را در برمی گیرد. بنا بر باور ایشان هرچه دامنه منکر عظیم‌تر باشد، فساد بیشتری بر آن مترتب گشته، و به همان نسبت اهمیت این فریضه افزایش می‌یابد. بلکه دقیقاً از همین روی بوده است که آیات و روایات شیعه، بُعد کلان و اجتماعی از امر به معروف و نهی از منکر را مورد عنایت قرار داده‌اند. بلکه همه کارهای نیک و حتی جهاد در برابر آن ناچیز خوانده‌اند: همه کارهای نیک و جهاد در راه خدا در کنار امر به معروف و نهی از منکر جز دمیدنی (قطره‌ای) در دریای پهناور نیست[۴۶۶].

ایشان در خصوص محدود نشدن این فریضه به امورات کوچک و فرعی و توسعه آن به امور کلانی که در عرصه حاکمیت و اجتماع، وجود داشته و در جامعه‌ای وسیع به توده مسلمانان آسیب می‌رساند، این گونه اظهار داشته‌اند: ما امر به معروف و نهی از منکر را در دایره کوچکی قرار داده و به مواردی که ضررش برای خود افرادی است که مرتکب می‌شوند یا ترک می‌کنند، محصور ساخته‌ایم... ولی به آن منکرات بزرگ توجه نداریم آن مردمی را که دارند حیثیت اسلام را از بین می‌برند، حقوق ضعفا را پایمال می‌کنند و... باید نهی از منکر کرد اگر یک اعتراض دسته‌جمعی به ظلمه که خلافی مرتکب می‌شوند یا جنایتی می‌کنند بشود... یقیناً دست بر می‌دارند[۴۶۷].[۴۶۸]

بررسی تطبیقی

تمام انبیای الهی با هدف اصلاح جامعه بشری مبعوث شده‌اند و مؤثرترین ابزار برای رسیدن به این هدف «امر به معروف و نهی از منکر» است. بنابراین پیشینه امر به معروف و نهی از منکر به تعالیم انبیای الهی باز می‌گردد. در نگرش انقلاب اسلامی نیز امر به معروف و نهی از منکر همواره مورد توجه بوده و به مسائل کلان جامعه در عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی توصیه شده است. همچنین در دیدگاه انقلاب اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر مراحل انکار قلبی و تذکر زبانی را در عرصه‌های مختلف شامل می‌شود[۴۶۹].

در مقابل اندیشه انقلاب اسلامی دو دیدگاه هم عرض وجود دارد؛ نخست دیدگاهی که هر فردی را مجاز می‌داند که با تشخیص خود به اجرای عملی حدود الهی بپردازد؛ و دیگر، دیدگاهی که بر اساس نگرش‌های سکولار شکل گرفته است. البته امروزه در غرب افراد در مقابل پاره‌ای ضوابط که به حکومت و قانون منتسب است؛ مانند: بهداشت، قوانین راهنمایی و رانندگی، نظم اجتماعی و برخی قوانین مدون در حیطه اجتماعی و اقتصادی و... ، مسئول بوده و حاکمیت و در مواردی خود مردم نسبت به انجام آن و پرهیز از تخلف نسبت به این امور حساس بوده و کسانی که کوتاهی کنند مورد سرزنش قرار می‌گیرند. اما در حیطه اوامر و نواهی دینی به سبب تلقی ناصحیح از دین که در میان آنها رواج یافته، دین را امری شخصی قلمداد می‌کنند[۴۷۰]. از این رو، امر به معروف و نهی از منکر را درحیطه امور دینی نمی‌پذیرند و آن را دخالت در امور شخصی افراد می‌دانند؛ جز در مواردی که حکم دینی به عنوان یک قانون حکومتی پذیرفته شده باشد یا نقض آن موجب تضییع حقوق دیگران به شمار آید. به نظر می‌رسد دیدگاه روشنفکران سکولار در جوامع اسلامی برگرفته از همین دیدگاه است.

اهل سنت بر وجوب امر و نهی اتفاق نظر داشته و این فریضه را کفایی و طریق وجوبش را سمعی و نقلی انگاشته‌اند. آنان نهی از منکر را هم به واجب و مستحب تقسیم نموده‌اند[۴۷۱] و سلسله مراتب را از شدید به خفیف یعنی ابتدا دست و سپس زبان و آنگاه قلب در نظر گرفته‌اند[۴۷۲] که دیدگاه‌های خشن سلفی‌های تکفیری می‌تواند بر این مبنا استوار باشد. در کنار اقرار به اصل آموزه امر به معروف و نهی از منکر و اجرای شدید آن در امور فردی و خطاهای افراد جامعه؛ اما اکثر اهل سنت در برابر خطاها و مفاسد فرد حاکم بر جامعه و حکومت ظالم، قیام و خروج علیه آن را روا نمی‌شمارند و خلع و عزل او را هر چند فسقش آشکار باشد جایز نمی‌دانند[۴۷۳]. ازاین روی در میان اهل سنت و برخی از جریان‌های فقیهان شیعه نیز، بزرگ‌ترین و مهمترین مصداق این فریضه الهی که مبارزه با ظالمان و مستکبران و مفاسد مهم جامعه بوده، همواره مورد غفلت واقع می‌شود. اما بر اساس دیدگاه انقلاب اسلامی زمانی که اساس اسلام در خطر بوده و طاغوت و حاکمان جائر برای نابودی احکام اسلامی و چپاول ثروت مسلمانان اقدام کرده باشند، وظیفه همه مسلمانان قیام در برابر آنان است [۴۷۴]. این دیدگاه در چگونگی مبارزه با حاکمان ستمگر و حکومت طاغوت اثرگذار بوده و تأثیر بسیاری در پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشته است[۴۷۵]. همچنین در دیدگاه انقلاب اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر به ویژه درباره مسائل فردی و خطاهای شخصی، از مراتب پائین‌تر و انکار قلبی و تذکر زبانی[۴۷۶] آن هم همراه با عطوفت و ملاطفت شروع می‌شود[۴۷۷] و افراد جامعه حق دخالت در حریم خصوصی دیگران را نداشته و مجاز به برخورد فیزیکی هم نمی‌باشند[۴۷۸].[۴۷۹]

دستاوردهای انقلاب در احیای این فریضه

در صد سال اخیر، همواره امر به معروف و نهی از منکر از سوی عالمان مصلح، مورد تأکید قرار می‌گرفت و بذر آن در روح ملت ایران کاشته شد و به مرور مردم را نسبت به عملکرد نظام‌های فاسد آگاه و دعوت به قیام می‌کردند و این امر موجب تقویت روحیه انقلابی ملت شد تا دست به تغییر بنیادین بزنند[۴۸۰]. در این خصوص می‌توان خود انقلاب اسلامی را ثمرۀ عینی عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر دانست.

از جمله مهمترین دستاوردهای گفتمان انقلاب در این عرصه، اصل احیای امر به معروف و نهی از منکر توسط امام خمینی بود که بارها در سخنان خود، بر وظایف عموم مردم تأکید کرده و آنها را به برپایی این فریضه در برابر حکومت طاغوت دعوت می‌کرد[۴۸۱] و تلاشی مستمر در احیای این امر در میان اقشار مختلف جامعه، به ویژه اقشار تحصیل کرده داشت.

از این روی انقلاب اسلامی ایران بر پایه احیای این فریضه شروع شد و حرکت انقلابی مردم و قیام آنها برای برپایی حکومت اسلامی و سرنگونی رژیم پهلوی را می‌توان از بهترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر دانست. پس از انقلاب نیز رهبران، بر احیای این امر بسیار تأکید داشته و عموم مردم را نسبت به رفتار یکدیگر و مسئولان حکومتی، به امر به معروف و نهی از منکر دعوت می‌کردند[۴۸۲]. قانون اساسی را می‌توان یکی از دستاوردهای مهم انقلاب دانست که مصوبات آن در راستای ترویج اصل مهم امر به معروف و نهی از منکر قرار دارد. علاوه بر آنکه در اصل هشتم این قانون بر امر به معروف به عنوان وظیفه‌ای همگانی و متقابل، بر عهده مردم نسبت به یکدیگر و نسبت به دولت تأکید شده است و شرایط و حدود آن به قانون احاله گردیده است که پیرو این مصوبه قانون امر به معروف و نهی از منکر در مجلس شورای اسلامی تصویب گردیده است[۴۸۳].

از جمله دیگر دستاوردهای انقلاب ارائه تبیین صحیح و جامع در مورد این فریضه و ایجاد گفتمان جدیدی در باب آن است. در این گفتمان مردم با اصل این فریضه و مصادیق مهم معروف و منکر در دنیای کنونی آشنا شدند؛ به گونه‌ای که قالب تنگ آن را شکسته و اذهان آنان را به مسائل کلان جامعه و نامشروع و منکر بودن حکومت طاغوت و اعمال آنان و معروف بودن اقامه حکومت اسلامی و همچنین به عرصه‌های ظلم و استکبار جهانی معطوف داشته است[۴۸۴] و توجه آنان را از مسائل ظاهری به لایه‌های عمیق مفاسد در اجتماع کشاند[۴۸۵].[۴۸۶]

کاستی‌ها و آسیب‌های اجرا در جامعه کنونی

در کنار دستاوردهایی که پس انقلاب شاهد آن بودیم در این میان برخی کاستی‌ها و آسیب‌ها نیز در جامعه کنونی ما وجود دارد که به آنها اشاره می‌شود:

از جمله آسیب‌ها عدم شناخت مردم از مصادیق مهم معروف و منکر است[۴۸۷]. در عموم موارد تا سخن از اقامه این فریضه به میان می‌آید، ذهن افراد به معروف و منکر در حیطه اعمال فردی معطوف می‌شود و به عنوان مثال بدحجابی یک خانم در خیابان مورد توجه قرار می‌گیرد؛ درحالی که در عین اذعان به منکر بودن آن، از درجه اهمیت کمتری برخوردار است. بزرگ‌ترین معروف، اقامه حکومت اسلامی و حفظ آن است[۴۸۸] و بدترین منکر وجود حکومت طاغوت و در جای خود تضعیف حکومت اسلامی است[۴۸۹]. همچنین از منکرات مهم وجود فساد در جامعه و دولت است که باید همه افراد جامعه نسبت به آن حساسیت داشته باشند[۴۹۰].

از دیگر آسیب‌های اجرای این فریضه در پاره‌ای از موارد روشن نبودن مرزهای وظایف همگانی و وظایف نهادهای رسمی بوده است به گونه‌ای که برخی افراد در اقامه این فریضه از حیطه وظایف همگانی که صرف تذکر زبانی است و از سوی رهبری جامعه نسبت به این امر تذکر داده شده است خارج شده‌اند[۴۹۱]. درحالی که ایشان وظیفه عموم مردم را مداومت بر تذکر دانسته‌اند[۴۹۲].

آسیب دیگر، در اجرای تذکر زبانی، برخورد خشن و تند و با زبان گزنده است[۴۹۳] که احتمال تأثیر را کم می‌کند. از این روی همواره توصیه شده که با مهربانی و احترام و زبان نرم به طرف مقابل تذکر داده شود[۴۹۴]. لذا افرادی که می‌خواهند در این عرصه وارد شوند باید همانند انجام سایر واجبات آموزش دیده و با احکام و کیفیت اجرای آن آشنا شوند[۴۹۵].

از دیگر کاستی‌ها این است که اقامه این فریضه مهم الهی آن طور که مورد تأکید قرار گرفته، فراگیر نشده و همه در برابر منکرات تذکر لازم را نمی‌دهند. درحالی که افراد جامعه نباید در تذکر دادن به شخصی که مرتکب منکر می‌شود، ضعف نفس نشان داده یا خجالت بکشند[۴۹۶]؛ بلکه عموم مردم باید به صحنه آمده که در آن صورت اثر آن ظاهر گشته و با تذکر افراد مختلف و تکرار آن، مقاومت منفی انسان خطاکار از میان خواهد رفت[۴۹۷].[۴۹۸]

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

بر اساس آموزه‌های قرآن و روایات، امر به معروف و نهی از منکر از فرائض مهم بوده و به عنوان شعبه‌ای از جهاد در راه خدا معرفی شده و همگان بر اقامه آن دعوت شده‌اند تا در کنار اصلاح خویشتن، نسبت به دیگر افراد و جامعه پیرامون خود، مسئولانه رفتار کرده و آنها را به نیکی و کارهای پسندیده دعوت نموده و از بدی و امور ناشایست، باز دارند.

در گفتمان انقلاب اسلامی قلمرو امر به معروف و نهی از منکر، تنها به رفتارهای فردی محدود نشده، بلکه نگاه همه را به مسائل کلان جامعه اسلامی و مقابله با ظالمان و حاکمان مستبد، معطوف داشته است؛ چنانکه حرکت انقلابی مردم ایران در برابر طاغوت‌های زمان، خود از بزرگ‌ترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر بوده و رهنمودها و موضع گیری‌های امام خمینی در احیای آن نقش بسیار داشته که می‌توان ترویج و احیای آن را از دستاوردهای انقلاب اسلامی دانست.

این فریضه اگر درست اجرا شود، ابزاری کارآمد برای نظارت عمومی بر حاکمان و دولتمردان است تا همواره بر مدار شرع و قانون عمل نمایند و از قدرت خویش سوء استفاده ننمایند. البته رعایت شرایط و آداب آن، همواره مورد تأکید بوده تا سبب تضعیف نظام اسلامی و ایجاد روحیه بدبینی نگردد.

در اجرای این فرضیه نیز آنچه بر عهده عموم مردم قرار دارد، تذکر زبانی دلسوزانه و خیرخواهانه است و به طور طبیعی اقدام آن از سوی افراد جامعه، سبب بقای ارزش‌ها و نشانه خواست عمومی بر رعایت هنجارهای شرعی و عرفی در جامعه است. مداومت بر این امر اثرگذار بوده و از مهمترین عوامل بازدارندگی از ارتکاب اعمال ناشایست می‌باشد. اگر جلوگیری از انجام منکرات، نیازمند توسل به قدرت و برخورد فیزیکی باشد، این امر بر عهده حکومت اسلامی و ضابطان قضایی گذاشته شده است.

در اجرای امر به معروف و نهی از منکر توجه به این نکته لازم است که هیچ‌کس نمی‌تواند به بهانه استفاده از حقوق و آزادی‌های فردی، به حقوق دیگر افراد جامعه تجاوز کند. در مقابل، تجسس از کار پنهان دیگران و آن چه در حریم خصوصی افراد می‌گذرد نیز، جایز نیست.

در این میان از ابزارهای مختلف برای اجرای امر به معروف و نهی منکر استفاده می‌شود. رسانه‌ها بزرگ‌ترین ابزار امر به معروف و نهی از منکر بوده که می‌تواند با استفاده از مناسبت‌های مختلف به صورت مستقیم و غیرمستقیم به فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر اقدام کرده و زیرساخت‌های لازم را برای ترویج آن ایجاد نماید. مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها، تریبون‌های عمومی و مجالس مذهبی نیز بستری مناسب برای انجام این فریضه الهی است؛ حضور گسترده جوانان و نوجوانان در این محیط‌ها این فرصت را در اختیار متصدیان امر قرار می‌دهد تا بتوانند در راستای تربیت اسلامی این جمعیت انبوه و با استفاده از شیوه‌های صحیح، دعوت به نیکی و امور خیر کرده و این امور را در آنها نهادینه سازند، تا جامعه از آثار و نتایج بسیار مفید آن مانند ایجاد عامل بازدارنده از انحراف، ایجاد روحیۀ مسئولیت‌پذیری و تضمین تحقق حیات طیبه بهره‌مند گردد. بدین ترتیب گفتمان انقلاب اسلامی بر اساس شریعت اسلام، راهبردی مردمی، کلان و کارآمد برای مقابله با مفاسد و زشتی‌ها و نیز ترویج نیکی‌ها در سطح جامعه ارائه کرده است که می‌تواند برای سایر جوامع نیز الگوی عمل قرار گیرد[۴۹۹].

منابع

پانویس

  1. ر.ک: خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  2. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، ج۵، ص۵۶؛ خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۷/۵/۱۳۷۱؛ ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  3. امام خمینی، تحریر الوسیله، ص۳۷۶.
  4. ر.ک: خامنه‌ای حسینی، سید علی، ۲۵/۹/۱۳۷۹؛ امر به معروف و نهی از منکر.
  5. بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر.
  6. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، تحقیق مهدی مخزومی، ج۴، ص۹۳؛ ج۸، ص۲۹۷.
  7. دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه، ج۳، ص۳۳۴۳.
  8. دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه، ج۱۵، ص۲۲۹۱۸.
  9. ابن فارس، فارس بن زکریا، معجم مقاییس اللغة، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، ج۴، ص۲۸۱.
  10. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۹، ص۲۳۹؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۶۱؛ ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، تحقیق طاهر احمد زاوی، ج۳، ص۲۱۶.
  11. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۵۴۹؛ شهید ثانی، زین‌الدین بن علی عاملی، مسالک الأفهام الی تنقیح شرائع الإسلام، ج۳، ص۹۹-۱۰۰؛ نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی، ج۲۱، ص۳۵۶ -۳۵۷.
  12. ابن حمزه طوسی، محمد بن علی، الوسیلة الی نیل الفضیلة، ص۲۰۷؛ اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، تحقیق مجتبی عراقی و دیگران، ج۷، ص۵۲۹.
  13. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۷۳؛ رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ ـ ۲۷۱.
  14. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۲.
  15. امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۲۱۸.
  16. ر.ک: امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۵۹.
  17. آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۹/۱۳۷۹؛ آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۱۵/۷/۱۳۷۰.
  18. مطهری، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۳۲۲-۳۲۳.
  19. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۷۳.
  20. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۸۱.
  21. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۳۶.
  22. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۸۵.
  23. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۲، ص۶۲۹.
  24. ر.ک: مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص۷.
  25. بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر.
  26. ر.ک: مجمع‌البحرین، ماده نصح.
  27. نهج‌البلاغه، خطبه ۳۴.
  28. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۴۴۹.
  29. البخاری، صحیح البخاری، ج۱، ص۲۱۵.
  30. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۸۲.
  31. کتابی با عنوان "معالم القریه فی طلب الحسبه"، در متون عربی موجود است. نویسنده این کتاب در مقدمه، خود را چنین معرفی کرده است: محمد بن محمد بن أحمد عرف بابن الأخوة القرشي نسباً و الشافعي مذهباً الأشعري معتقداً. متن کتاب فوق در این سایت موجود است:://www.al-islam.comhttp.
  32. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۱۹۸-۱۹۹.
  33. ر.ک: مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص۷.
  34. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۵، ص۳۴۱.
  35. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۳۲۲.
  36. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۳۲۲.
  37. ر.ک: مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص۷.
  38. ر.ک: مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص۷.
  39. بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر.
  40. «و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.
  41. «شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از (کار) ناپسند باز می‌دارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان می‌آوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.
  42. «به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و به کارهای خیر می‌شتابند و آنان از شایستگانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۴.
  43. «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان می‌برند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش می‌آورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۷۱.
  44. «آنان توبه‌کنندگان، پرستشگران، ستایشگران، رهپویان ، نمازگزاران، سجده‌کنندگان ، فرمان دهندگان به کار شایسته و بازدارندگان از کار ناشایست و پاسداران حدود خداوندند و به (چنین) مؤمنان نوید ده» سوره توبه، آیه ۱۱۲.
  45. «(همان) کسانی که اگر آنان را در زمین توانمندی دهیم نماز بر پا می‌دارند و زکات می‌پردازند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناپسند باز می‌دارند و پایان کارها با خداوند است» سوره حج، آیه ۴۱.
  46. «پسرکم! نماز را بپا دار و به کار شایسته فرمان ده و از کار ناشایست باز دار و در آنچه بر سرت آید شکیب کن؛ بی‌گمان این از کارهایی است که آهنگ آن می‌کنند» سوره لقمان، آیه ۱۷.
  47. کلینی، الکافی، ۵/۵۵–۶۲؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ۶/۱۷۶–۱۸۲؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ۱۶/۱۱۵–۲۸۵.
  48. «و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.
  49. حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ۱۶/۱۲۳.
  50. مفید، المقنعه، ۸۰۷–۸۱۲؛ حلبی، الکافی فی الفقه، ۲۶۴–۲۶۸؛ علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ۹/۴۳۷–۴۴۵؛ علامه حلی، قواعد الاحکام، ۱/۵۲۴–۵۲۶.
  51. طوسی، الاقتصاد، ۱۴۶–۱۵۰؛ علامه حلی، کشف المراد، ۴۲۷.
  52. مطهری، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ۱۷/۲۲۰.
  53. امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۴۳۹؛ امام‌ خمینی، توضیح المسائل، ۴۴۹–۴۵۶.
  54. حکیم، منهاج الصالحین، ۱/۴۸۷–۴۹۶.
  55. بهجت، توضیح المسائل، ۳۱۳؛ وحید خراسانی، توضیح المسائل، ۳۹۶؛ فاضل لنکرانی، توضیح المسائل، ۳۳۹–۳۴۳؛ سیستانی، توضیح المسائل، ۱/۴۱۶–۴۲۷.
  56. امام‌ خمینی، صحیفه، ۱۰/۱۱۲.
  57. امام‌ خمینی، آداب الصلاة، ۲۳۷.
  58. کلینی، الکافی، ۵/۵۵–۵۶.
  59. امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۴۴۰.
  60. امام‌ خمینی، ولایت فقیه، ۱۱۸–۱۱۹؛ ورعی، امام‌ خمینی و احیاء امر به معروف و نهی از منکر، ۱۵.
  61. امام‌ خمینی، آداب الصلاة، ۲۳۷.
  62. رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ – ۲۷۱.
  63. ﴿وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ «و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۴؛ ﴿التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ؛ «آنان توبه‌کنندگان، پرستشگران، ستایشگران، رهپویان، نمازگزاران، سجده‌کنندگان، فرمان‌دهندگان به کار شایسته و بازدارندگان از کار ناشایست و پاسداران حدود خداوندند و به (چنین) مؤمنان نوید ده» سوره توبه، آیه ۱۱۲؛ ﴿الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ؛ «(همان) کسانی که اگر آنان را در زمین توانمندی دهیم نماز بر پا می‌دارند و زکات می‌پردازند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناپسند باز می‌دارند و پایان کارها با خداوند است» سوره حج، آیه ۴۱؛ ﴿يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ؛ «پسرکم! نماز را بپا دار و به کار شایسته فرمان ده و از کار ناشایست باز دار و در آنچه بر سرت آید شکیب کن؛ بی‌گمان این از کارهایی است که آهنگ آن می‌کنند» سوره لقمان، آیه ۱۷.
  64. ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان می‌برند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش می‌آورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۷۱.
  65. ر.ک: امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۰۹.
  66. ﴿لَوْلَا يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَصْنَعُونَ؛ «چرا دانشوران ربانی و دانشمندان (تورات‌شناس) آنان را از گفتار گناه‌آلود و رشوه‌خواری باز نمی‌دارند؟ به راستی زشت است آنچه می‌کردند!» سوره مائده، آیه ۶۳؛ ﴿كَانُوا لَا يَتَنَاهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ؛ «از کار ناپسندی که می‌کردند باز نمی‌ایستادند بی‌گمان، زشت است کاری که می‌کردند» سوره مائده، آیه ۷۹.
  67. امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۲.
  68. «و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.
  69. «شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از (کار) ناپسند باز می‌دارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان می‌آوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.
  70. ر.ک: امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۱.
  71. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۷۳.
  72. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۵ -۶۲؛ حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۱۵ -۲۸۵.
  73. آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۲۳/۸/۱۳۷۹.
  74. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۹.
  75. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۲۳؛ ر.ک: امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۱.
  76. ﴿كَانُوا لَا يَتَنَاهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ ؛«از کار ناپسندی که می‌کردند باز نمی‌ایستادند بی‌گمان، زشت است کاری که می‌کردند» سوره مائده، آیه ۷۹؛ ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان می‌برند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش می‌آورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۷۱.
  77. ﴿...فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ...؛ «...پس، از مردم نهراسید و از من بهراسید.».. سوره مائده، آیه ۴۴.
  78. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۳۰.
  79. امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۱۲.
  80. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۵۱.
  81. آیت الله خامنه‌ای، ۲۰/۸/۱۳۸۳.
  82. نهج البلاغه، حکمت ۳۷۴؛ ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۸/۱۰/۱۳۸۷.
  83. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۴۴، ص۳۲۹-۳۳۰؛ ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، ۷/۵/۱۳۷۱.
  84. آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۳/۱۳۷۴.
  85. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۷۳.
  86. طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد، ص۱۴۶-۱۴۷؛ نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی، ج۲۱، ص۳۵۸ -۳۵۹؛ ابن ادریس حلی، محمد بن منصور، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج۲، ص۲۱-۲۲؛ امام خمینی، المکاسب المحرمة، ج۱، ص۲۰۳-۲۰۴.
  87. خواجه نصیر طوسی، محمد بن محمد، تجرید الاعتقاد، ص۴۴۵؛ علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، تحقیق سید ابراهیم موسوی زنجانی، ص۴۵۵.
  88. مفید، محمد بن محمد، المقنعة، ص۸۰۷- ۸۱۲؛ ابو الصلاح حلبی، تقی الدین بن نجم الدین، الکافی فی الفقه، تحقیق رضا استادی، ص۲۶۴-۲۶۸.
  89. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۴۳۷-۴۴۵؛ نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی، ج۲۱، ص۳۵۲.
  90. مفید، محمد بن محمد، المقنعة، ص۸۰۷-۸۰۹؛ طوسی، محمد بن حسن، النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، ص۲۹۹؛ ر.ک: علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۴۳۷؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۲.
  91. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۳۴؛ ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۴/۱۳۷۱.
  92. ر.ک: فیرحی، داوود، قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام، ص۷۵، ۸۸؛ رنجبر، مقصود، سیاست‌نامه‌نویسی در ایران، تاریخ در آینه پژوهش (فصلنامه)، ش۹، ۱۳۸۵ش، ص۹۱-۱۲۴.
  93. طوسی، محمد بن حسن، النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، ص۲۹۹؛ علامه حلی، حسن بن یوسف، تبصرة المتعلمین فی أحکام الدین، تحقیق سید احمد حسینی، محمدهادی یوسفی غروی، ص۹۰.
  94. مطهری، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۲۰.
  95. حکیم، سید محسن طباطبائی، منهاج الصالحین، ج۱، ۴۸۷ -۴۹۶؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۱-۳۷۸؛ امام خمینی، رساله توضیح المسائل، ص۴۴۹-۴۵۵.
  96. امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۰۷-۱۱۹.
  97. امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۱۸-۱۱۹؛ آیت الله خامنه‌ای، ۷/۵/۱۳۷۱.
  98. امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۲۷۴.
  99. امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۲۱۳.
  100. امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۲۱۳ "پانوشت".
  101. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل هشتم.
  102. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۱۲؛ ج۱۳، ص۴۷۰؛ ج۱۸، ص۵۰۰؛ ج۲۱، ص۱۴.
  103. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۴/۱۳۷۱.
  104. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۷۳؛ رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ – ۲۷۱.
  105. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۱۲، ۲۶۸؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۳/۱۳۷۴.
  106. امام خمینی، المکاسب المحرمة، ج۱، ص۲۰۳- ۲۰۴؛ ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۲۳/۸/۱۳۷۹.
  107. مطهری، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۳۲۲-۳۲۳.
  108. آیت الله خامنه‌ای، ۱۵/۸/۱۳۷۰؛ ۲۹/۷/۱۳۷۱.
  109. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۷۹.
  110. مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۵۵.
  111. اصل حدیث که روایتی طولانی از امام صادق (ع) در باب احوال آخر الزمان است، در کتاب فروع کافی آمده است: ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۵.
  112. «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان می‌برند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش می‌آورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۷۱.
  113. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۵، ص۳۴۴.
  114. «و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.
  115. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۳۲۲.
  116. «و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۳.
  117. «و مانند کسانی نباشید که پراکندند و پس از آنکه برهان‌ها (ی روشن) برای آنان آمد، اختلاف کردند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۵.
  118. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۱۸.
  119. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۲۲.
  120. «بی‌گمان خداوند آنچه را که گروهی دارند دگرگون نمی‌کند (و از آنان نمی‌ستاند) مگر آنها آنچه را که در خویش دارند دگرگون سازند» سوره رعد، آیه ۱۱.
  121. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۲۲.
  122. اصل روایت در اصول کافی چنین نقل شده است: «إِذَا أُمَّتِي تَوَاكَلَتِ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَلْيَأْذَنُوا بِوِقَاعٍ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى». ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۹.
  123. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۲۳.
  124. ﴿فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ «آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز می‌داشتند رهایی بخشیدیم و ستم‌ورزان را برای آنکه نافرمانی می‌کردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۵.
  125. ﴿فَلَوْلاَ كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجْرِمِينَ «پس چرا در میان مردم دوره‌هایی که پیش از شما می‌زیسته‌اند خیراندیشانی نبودند که (مردم را) از تباهی در زمین باز دارند -جز گروهی اندک از آنان که ما رهانیده بودیم- و ستمگران در پی ناز و نعمتی افتادند که در آن به سر می‌بردند و گناهکار بودند» سوره هود، آیه ۱۱۶.
  126. ﴿لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ «کافران از بنی اسرائیل بر زبان داوود و عیسی پسر مریم لعنت شده‌اند از این رو که نافرمانی ورزیدند و تجاوز می‌کردند» سوره مائده، آیه ۷۸.
  127. بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر.
  128. «آنان توبه‌کنندگان، پرستشگران، ستایشگران، رهپویان، نمازگزاران، سجده‌کنندگان، فرمان دهندگان به کار شایسته و بازدارندگان از کار ناشایست و پاسداران حدود خداوندند و به (چنین) مؤمنان نوید ده» سوره توبه، آیه ۱۱۲.
  129. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۳۲.
  130. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۳۴.
  131. بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر.
  132. امام خمینی، الطلب و الارادة، ص۵۵-۶۱.
  133. ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، ۱۴/۳/۱۳۷۶.
  134. ر.ک: امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۵.
  135. ابن ابی جمهور احسائی، محمد بن علی، عوالی اللئالی، ج۱، ص۱۲۹.
  136. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۴/۱۳۷۱.
  137. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۱۰.
  138. «ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.
  139. رک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۱، ص۳۷۵؛ آیت الله خامنه‌ای، ۲۰/۸/۱۳۸۳.
  140. «بگو مرا آگاه کنید اگر عذاب خداوند ناگهان یا آشکارا بر (سر) شما بیاید آیا (گروهی) جز گروه ستمکاران نابود می‌گردد؟» سوره انعام، آیه ۴۷.
  141. امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۱۴.
  142. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۸، ص۵۰۰.
  143. «نه ستم می‌ورزید و نه بر شما ستم می‌رود» سوره بقره، آیه ۲۷۹.
  144. آیت الله خامنه‌ای، ۱۶/۳/۱۳۷۵؛ ۱۴/۸/۱۳۷۶.
  145. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۷۷.
  146. آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  147. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۸۰.
  148. ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۲۷۸.
  149. آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  150. آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  151. آیت الله خامنه‌ای، ۱۴/۳/۱۳۷۸.
  152. ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۲۷۸.
  153. آیت الله خامنه‌ای، ۱/۱۲/۱۳۷۴.
  154. «خویش را دریابید!» سوره مائده، آیه ۱۰۵.
  155. آیت الله خامنه‌ای، ۲۴/۵/۱۳۶۹؛ ۱۶/۲/۱۳۷۱.
  156. «آیا مردم را به نیکی فرا می‌خوانید و خود را از یاد می‌برید با آنکه کتاب (خداوند) را می‌خوانید؟» سوره بقره، آیه ۴۴.
  157. آیت الله خامنه‌ای، ۷/۳/۱۳۶۹.
  158. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۸۰.
  159. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۱، ص۳۸۷.
  160. «ای مؤمنان! خود و خانواده خویش را از آتشی بازدارید که هیزم آن آدمیان و سنگ‌هاست» سوره تحریم، آیه ۶.
  161. ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۵/۱۳۸۳؛ ۱۳/۷/۱۳۸۳؛ ۱۸/۶/۱۳۸۸.
  162. «و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده» سوره طه، آیه ۱۳۲.
  163. آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۱۶/۶/۱۳۷۱.
  164. آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۵/۱۳۸۳.
  165. آیت الله خامنه‌ای، ۶/۸/۱۳۸۶.
  166. امام خمینی، استفتائات، ج۱، ص۴۸۷-۴۸۹.
  167. آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  168. امام خمینی، استفتائات، ج۱، ص۴۸۶، ۴۸۸.
  169. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۸۱.
  170. امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۱۴-۱۱۶.
  171. ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، ۱۵/۳/۱۳۷۰؛ ۲۶/۲/۱۳۷۵؛ امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۱۸-۱۱۹.
  172. امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۱۳-۱۱۶؛ ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، ۱۴/۱۲/۱۳۷۰.
  173. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۹.
  174. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۵۱؛ ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، ۲۰/۸/۱۳۸۳.
  175. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۲۴، ص۳۲۹.
  176. آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۳/۱۳۷۴؛ ۲۴/۹/۱۳۷۵.
  177. امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۱۵-۱۱۷.
  178. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۸۲.
  179. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۹ -۳۷۰.
  180. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۱، ص۳۸۶ -۳۸۷.
  181. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۴/۱۳۷۱؛ ۷/۵/۱۳۷۱.
  182. ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، ۲۶/۲/.۱۳۷۵.
  183. آیت الله خامنه‌ای، ۷/۵/۱۳۷۱.
  184. امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۵؛ امام خمینی، استفتائات، ج۱، ص۴۸۵؛ رک: آیت الله خامنه‌ای، ۲۹/۷/۱۳۷۱؛ ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  185. آیت الله خامنه‌ای، ۷/۵/۱۳۷۱.
  186. آیت الله خامنه‌ای، ۲۴/۹/۱۳۷۵.
  187. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۳، ص۴۷۰.
  188. آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  189. ر.ک: امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۵۸؛ امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۳، ص۴۷۰.
  190. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۱۰.
  191. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۱۰.
  192. آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۴/۱۳۷۹؛ آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۱۳/۳/۱۳۷۰.
  193. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۱۰؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۴/۱۳۷۹؛ ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  194. ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۴، ص۴۵۱؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱۴/۱۲/۱۳۷۰.
  195. آیت الله خامنه‌ای، ۲۷/۱/۱۳۷۷؛ آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۱۳/۳/۱۳۷۰.
  196. آیت الله خامنه‌ای، ۲۷/۱/۱۳۷۷؛ آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۱۳/۳/۱۳۷۰.
  197. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۸۳.
  198. نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی، ج۲۱، ص۳۵۸.
  199. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۱.
  200. طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد، ص۱۴۶-۱۴۷؛ علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة فی احکام الشریعة، ج۴، ص۴۵۶؛ نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی، ج۲۱، ص۳۵۸ -۳۵۹.
  201. امام خمینی، المکاسب المحرمة، ج۱، ص۲۰۳-۲۰۴؛ ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۲۳/۸/۱۳۷۹.
  202. نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی، ج۲، ص۳۵۹-۳۶۱.
  203. طوسی، محمد بن حسن، النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، ص۲۹۹؛ طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد، ص۱۴۷؛ محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، تحقیق عبدالحسین محمدعلی بقال، ج۱، ص۳۱۰.
  204. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۱۰؛ ج۱۳، ص۴۷۰؛ آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۴/۱۳۷۱.
  205. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۲.
  206. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۴/۱۳۷۱.
  207. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۷۹.
  208. نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۲۱/۳۵۸.
  209. طوسی، الاقتصاد، ۱۴۶؛ علامه حلی، مختلف الشیعه، ۴/۴۵۶؛ نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۲۱/۳۵۸–۳۵۹.
  210. ابن‌ادریس، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ۲/۲۱–۲۲؛ علامه حلی، مختلف الشیعه، ۴/۴۵۶–۴۵۷؛ فخرالمحققین حلی، ایضاح الفوائد فی شرح مشکلات القواعد، ۱/۳۹۸.
  211. امام‌ خمینی، مکاسب، ۱/۲۰۳–۲۰۴.
  212. انصاری، مکاسب، ۱/۱۴۱؛ یزدی طباطبایی، حاشیة الامام‌ خمینی، مکاسب، ۱/۷؛ تبریزی، إرشاد الطالب إلی التعلیق علی الامام‌ خمینی، ۱/۹۷.
  213. انصاری، مکاسب، ۱/۱۴۱.
  214. امام‌ خمینی، مکاسب، ۱/۲۰۴.
  215. امام‌ خمینی، مکاسب، ۱/۲۰۵–۲۰۶.
  216. علامه حلی، مختلف الشیعه، ۴/۴۵۷–۴۵۸؛ نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۲۱/۳۶۰–۳۶۱.
  217. آل عمران، ۱۰۴.
  218. علامه حلی، اجوبة المسائل، ۱۷۲.
  219. «شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از (کار) ناپسند باز می‌دارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان می‌آوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.
  220. «به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و به کارهای خیر می‌شتابند و آنان از شایستگانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۴.
  221. «از کار ناپسندی که می‌کردند باز نمی‌ایستادند بی‌گمان، زشت است کاری که می‌کردند» سوره مائده، آیه ۷۹.
  222. «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان می‌برند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش می‌آورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۷۱.
  223. «آنان توبه‌کنندگان، پرستشگران، ستایشگران، رهپویان ، نمازگزاران، سجده‌کنندگان ، فرمان دهندگان به کار شایسته و بازدارندگان از کار ناشایست و پاسداران حدود خداوندند و به (چنین) مؤمنان نوید ده» سوره توبه، آیه ۱۱۲.
  224. کلینی، الکافی، ۵/۵۶–۵۹.
  225. طوسی، النهایه، ۲۹۹؛ طوسی، الاقتصاد، ۱۴۷؛ ابن‌حمزه، الوسیلة الی نیل الفضیله، ۲۰۷؛ محقق حلی، شرائع الاسلام، ۱/۳۱۰؛ محقق حلی، المختصر، ۱۱۵.
  226. امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۴۴۰.
  227. رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ – ۲۷۱.
  228. تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۳۹.
  229. تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۴۰.
  230. تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۴۰ - ۴۴۱.
  231. صحیفه امام، ج۱۱، ص۳۸۶ - ۳۸۷.
  232. صحیفه امام، ج۱۳، ص۴۷۰.
  233. ایزدهی، سید سجاد، فقه سیاسی امام خمینی، ص ۱۴۲.
  234. کاشف الغطاء، جعفر بن خضر، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ج۴، ص۴۲۹.
  235. ر.ک: نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی، ج۲۱، ص۳۶۶-۳۷۴.
  236. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۳.
  237. مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۸۲۲.
  238. آیت الله خامنه‌ای، ۷/۵/۱۳۷۱.
  239. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۲/۱۳۷۱؛ ۲۲/۲/۱۳۷۷.
  240. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۴.
  241. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۹۰؛ بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر؛ رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ – ۲۷۱..
  242. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۷.
  243. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۹۱؛ بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر؛ رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ – ۲۷۱..
  244. مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۸۲۲؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۵.
  245. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۵-۳۶۶.
  246. آیت الله خامنه‌ای، ۱۵/۸/۱۳۷۰؛ ۲۲/۲/۱۳۷۷.
  247. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۵.
  248. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۹۱؛ بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر؛ رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ – ۲۷۱..
  249. مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۸۲۲-۸۲۳؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۸.
  250. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۸-۳۶۹.
  251. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۲۵.
  252. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۹.
  253. ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۷۹.
  254. ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۱، ص۲۱۳، ۲۳۸؛ ج۳، ص۳۷۹.
  255. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱، ص۱۷۸؛ ج۲، ص۳۷۱.
  256. امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۱۱.
  257. آیت الله خامنه‌ای، ۳۱/۶/۱۳۶۶.
  258. امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۲۱۳؛ ج۱۰، ص۱۱؛ آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  259. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۹۲؛ بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر؛ رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ – ۲۷۱.
  260. جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۶۸.
  261. تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۴۴.
  262. لو كان في إعراض علماء الدين و رؤساء المذهب - اعلى الله كلمتهم - عن الظلمة و سلاطين الجور احتمال التأثير - ولو في تخفيف ظلمهم - يجب عليهم ذلك. (تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۵۳).
  263. لو علم أن إنكاره غير مؤثر بالنسبة إلى أمر في الحال لكن علم أو أحتمل تأثير الأمر الحالي بالنسبة إلى الاستقبال وجب. (تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۴۵).
  264. ولایت فقیه، ص۱۱۳ - ۱۱۴.
  265. جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۶۶.
  266. جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۶۶ - ۳۶۷.
  267. ر.ک: تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۴۲؛ ر.ک: جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۶۶.
  268. ر.ک: تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۴۳.
  269. ولایت فقیه، ص۱۱۶.
  270. تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۴۸.
  271. تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۴۸ – ۴۴۹.
  272. تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۴۹.
  273. تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۴۹.
  274. ر.ک: تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۴۹ – ۴۵۰.
  275. ایزدهی، سید سجاد، فقه سیاسی امام خمینی، ص ۱۴۸.
  276. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۲، ص۴۹۸.
  277. «آیا مردم را به نیکی فرا می‌خوانید و خود را از یاد می‌برید با آنکه کتاب (خداوند) را می‌خوانید؟» سوره بقره، آیه ۴۴.
  278. ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، ۷/۳/۱۳۶۹.
  279. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۷۸.
  280. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۷۶.
  281. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۸۷.
  282. ر.ک: امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۶۷.
  283. «و گفت: من پروردگار برتر شمایم،» سوره نازعات، آیه ۲۴.
  284. ﴿إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ «بی‌گمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دسته‌دسته کرد. دسته‌ای از آنان را به ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را زنده وا می‌نهاد، به یقین او از تبهکاران بود» سوره قصص، آیه ۴.
  285. سوره طه، آیات ۲۱-۴۳.
  286. ﴿اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى «به سوی فرعون روان شو که او سرکشی کرده است» سوره طه، آیه ۲۴.
  287. ﴿اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى * فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى «به سوی فرعون بروید که او سرکشی کرده است * و با او به نرمی سخن گویید باشد که او پند گیرد یا بهراسد» سوره طه، آیه ۴۳-۴۴.
  288. امام خمینی، آداب الصلاة، ص۲۳۷-۲۴۰.
  289. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۳۰.
  290. آیت الله خامنه‌ای، ۲۷/۱/۱۳۷۷؛ ۲۳/۱/۱۳۷۸.
  291. «(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان» سوره نحل، آیه ۱۲۵.
  292. آیت الله خامنه‌ای، ۲۶/۲/۱۳۷۵.
  293. امام خمینی، آداب الصلاة، ص۳۳۷؛ امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۱۷.
  294. امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۱۷.
  295. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۷۶.
  296. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۸۷.
  297. امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۴۷.
  298. آیت الله خامنه‌ای، ۲۹/۷/۱۳۷۱.
  299. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، ج۵، ص۱۲۰ -۱۲۱.
  300. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۸۹.
  301. آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۱۳/۳/۱۳۷۰.
  302. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۳، ص۲۷۰؛ آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  303. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۸۹.
  304. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۴.
  305. مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۸۲۲؛ آیت الله خامنه‌ای، ۷/۵/۱۳۷۱.
  306. مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۸۲۲؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۴.
  307. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۸۹.
  308. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۷۳؛ امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۴۷؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱۵/۸/۱۳۷۰؛ ۲۲/۲/۱۳۷۷.
  309. امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۴۷؛ آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۲/۱۳۷۷.
  310. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۱۰؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۴/۱۳۷۹؛ ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  311. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۷۸؛ ر.ک: امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۴۷۳.
  312. ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۷، ص۴۹۳؛ ج۸، ص۱۳؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱۸/۱۰/۱۳۸۲.
  313. ﴿كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ «شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از (کار) ناپسند باز می‌دارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان می‌آوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰؛ ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان می‌برند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش می‌آورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۷۱؛ ر.ک: امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۱.
  314. ﴿وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ «و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۴؛ ر.ک: امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۱.
  315. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۶۲.
  316. ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، ۷/۱/۱۳۸۹.
  317. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۵، ص۱۰۷؛ ج۱۸، ص۳۶۲-۳۶۴؛ آیت الله خامنه‌ای، ۷/۹/۱۳۶۸.
  318. آیت الله خامنه‌ای، ۱۵/۹/۱۳۶۸؛ ۱۹/۴/۱۳۷۴.
  319. آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۷/۱۳۹۱.
  320. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۲۰۲.
  321. ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۶، ص۲۵۳؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱۷/۱۰/۱۳۶۹.
  322. آیت الله خامنه‌ای، ۱۵/۶/۱۳۸۰.
  323. ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، ۱۲/۴/۱۳۶۸؛ ۱۹/۴/۱۳۷۴.
  324. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۲۰۳.
  325. ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۳، ص۱۸۲؛ ج۱۴، ص۱۷۷؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۱۰/۱۳۶۸.
  326. ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۹، ص۲۱۳.
  327. امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۲۷۴.
  328. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۲۰۳.
  329. نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی، ج۲۱، ص۳۷۴؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۷۲-۳۷۷.
  330. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۷۲.
  331. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۴۳؛ رک: امام خمینی، المکاسب المحرمة، ج۱، ص۲۰۳.
  332. ﴿وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَإِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ «و چون کسانی را بنگری که در آیات ما به یاوه‌گویی می‌پردازند روی از آنان بگردان تا در گفت‌وگویی جز آن درآیند و اگر شیطان تو را به فراموشی افکند پس از یادآوری با گروه ستمگران منشین» سوره انعام، آیه ۶۸.
  333. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۷۳.
  334. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۵۱.
  335. آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  336. امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۵۰.
  337. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۷۵.
  338. آیت الله خامنه‌ای، ۳۱/۲/۱۳۸۶؛ ۱۲/۸/۱۳۹۲.
  339. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۹۴؛ بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر؛ رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ ـ ۲۷۱.
  340. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۷۳.
  341. ﴿اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى * فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى «به سوی فرعون بروید که او سرکشی کرده است * و با او به نرمی سخن گویید باشد که او پند گیرد یا بهراسد» سوره طه، آیه ۴۳-۴۴؛ ر.ک: امام خمینی، آداب الصلاة، ص۲۳۷.
  342. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۷۳.
  343. امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۴۷ -۴۸؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱۵/۸/۱۳۷۰؛ ۲۲/۲/۱۳۷۷.
  344. آیت الله خامنه‌ای، ۱۵/۸/۱۳۷۰.
  345. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۴/۱۳۷۱؛ ۲۹/۷/۱۳۷۱.
  346. آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  347. ابن ابی جمهور احسائی، محمد بن علی، عوالی اللئالی، ج۱، ص۱۲۹.
  348. امام خمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۴۸۷ -۴۸۸.
  349. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۹۵؛ بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر؛ رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ ـ ۲۷۱.
  350. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۳۱-۱۳۳.
  351. نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی، ج۲۱، ص۳۷۷.
  352. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۷۵-۳۷۶.
  353. آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۱۰/۱۳۶۸.
  354. نهج البلاغه، خطبه ۱۶۸.
  355. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۸، ص۵۰۰.
  356. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۷۵-۳۷۶.
  357. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۹۶؛ بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر.
  358. امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۴۵۷.
  359. ا امام‌ خمینی، لبیع، ۲/۶۲۴؛ جعفرپیشه، تحلیل و بررسی پارادوکس مشروعیت الهیمردمی با تکیه بر اندیشه‌های امام‌ خمینی، ۱/۱۴۰.
  360. «و با او به نرمی سخن گویید باشد که او پند گیرد یا بهراسد» سوره طه، آیه ۴۴.
  361. امام‌ خمینی، آداب الصلاة، ۲۳۷.
  362. امام‌ خمینی، حدیث جنود، ۳۱۷.
  363. امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۴۵۸.
  364. رحمانی نیشابوری، محمد، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، دانشنامه امام خمینی ج۲، ص ۲۶۶ – ۲۷۱.
  365. آیت الله خامنه‌ای، ۱۵/۸/۱۳۷۰.
  366. ﴿الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ «(همان) کسانی که اگر آنان را در زمین توانمندی دهیم نماز بر پا می‌دارند و زکات می‌پردازند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناپسند باز می‌دارند و پایان کارها با خداوند است» سوره حج، آیه ۴۱.
  367. آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۱۰/۱۳۶۸.
  368. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۳، ص۱۸۲؛ ج۱۴، ص۱۷۷.
  369. ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ «و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و از خداوند و پیامبرش فرمان می‌برند، اینانند که خداوند به زودی بر آنان بخشایش می‌آورد، به راستی خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۷۱.
  370. آیت الله خامنه‌ای، ۱۳/۴/۱۳۸۶.
  371. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۱۰.
  372. آیت الله خامنه‌ای، ۷/۵/۱۳۷۱.
  373. امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۲- ۱۱۴، ۱۴۷.
  374. آیت الله خامنه‌ای، ۷/۵/۱۳۷۱.
  375. آیت الله خامنه‌ای، ۷/۵/۱۳۷۱.
  376. ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، ۲۶/۳/۱۳۶۸.
  377. ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۶۱-۶۲، ۹۲، ۳۱۰؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱/۶/۱۳۶۹؛ ۱۳/۶/۱۳۷۰.
  378. مفید، محمد بن محمد، المقنعة، ص۸۰۹-۸۱۰؛ نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تحقیق عباس قوچانی، ج۲۱، ص۳۸۳-۳۸۵؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۷۵-۳۷۶.
  379. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۷۷.
  380. ر.ک: امام خمینی، الطلب و الارادة، ج۲، ص۶۲۴، ۶۶۷.
  381. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۳، ص۱۱۳-۱۱۴؛ ج۱۴، ص۳۳۸.
  382. آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۱۰/۱۳۶۸؛ ۲۲/۴/۱۳۷۱.
  383. آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۴/۱۳۷۹.
  384. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۴/۱۳۷۱؛ ۲۹/۷/۱۳۷۹.
  385. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۹۷.
  386. آیت الله خامنه‌ای، ۱۵/۸/۱۳۸۳؛ ۱/۱۲/۱۳۸۹.
  387. سبزواری، سید عبد الأعلی، مهذب الاحکام فی بیان الحلال و الحرام، ج۲۴، ص۲۷۹.
  388. امام خمینی، آداب الصلاة، ص۱۵۳، ۲۳۶؛ امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۹۶.
  389. امام خمینی، صحیفه امام، ج۷، ص۴۸۷؛ ج۸، ص۳۸-۳۹.
  390. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۱۹۹.
  391. ﴿وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ «و اگر پیمانشان را پس از بستن بشکنند و به دینتان طعنه زنند با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید باشد که باز ایستند» سوره توبه، آیه ۱۲؛ ﴿الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ «(همان) کسانی که اگر آنان را در زمین توانمندی دهیم نماز بر پا می‌دارند و زکات می‌پردازند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناپسند باز می‌دارند و پایان کارها با خداوند است» سوره حج، آیه ۴۱؛ ﴿يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ «پسرکم! نماز را بپا دار و به کار شایسته فرمان ده و از کار ناشایست باز دار و در آنچه بر سرت آید شکیب کن؛ بی‌گمان این از کارهایی است که آهنگ آن می‌کنند» سوره لقمان، آیه ۱۷.
  392. امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۱۱۹؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱۴/۳/۱۳۹۱.
  393. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۲۰۰.
  394. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ «ای مؤمنان! از بسیاری از گمان‌ها دوری کنید که برخی از گمان‌ها گناه است و (در کار مردم) کاوش نکنید و از یکدیگر غیبت نکنید؛ آیا هیچ یک از شما دوست می‌دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناپسند می‌دارید و از خداوند پروا کنید که خداوند توبه‌پذیری بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۱۲.
  395. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۷، ص۲۲۱، ۲۶۷.
  396. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۷، ص۱۳۹-۱۴۳.
  397. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۷، ص۱۴۰-۱۴۱.
  398. ﴿إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ «بی‌گمان کسانی که دوست دارند درباره مؤمنان، (تهمت) کار زشت شایع شود عذابی دردناک در این جهان و در جهان واپسین خواهند داشت و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید» سوره نور، آیه ۱۹.
  399. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۷، ص۱۴۰-۱۴۱.
  400. امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۲۷۲-۲۷۳.
  401. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۲۰۰.
  402. امام خمینی، آداب الصلاة، ص۲۳۷.
  403. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۷، ص۱۴۰.
  404. امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۶۷.
  405. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۲۰۱.
  406. آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۹/۱۳۷۹؛ آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۱/۱/۱۳۷۲.
  407. آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۲۳/۸/۱۳۷۹.
  408. آیت الله خامنه‌ای، ۱۵/۸/۱۳۷۰؛ ۲۹/۷/۱۳۷۱.
  409. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۲/۱۳۷۷؛ ۴/۱۲/۱۳۷۷.
  410. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۱۲.
  411. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۲۶۸؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۳/۱۳۷۴.
  412. آیت الله خامنه‌ای، ۷/۵/۱۳۷۱؛ ۲۶/۲/۱۳۷۵؛ ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  413. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۲۰۴.
  414. امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۳۶۹؛ آیت الله خامنه‌ای، ۷/۵/۱۳۷۱؛ آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۱۰/۳/۱۳۶۹.
  415. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۴/۱۳۷۱.
  416. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۴/۱۳۷۱؛ ۷/۵/۱۳۷۱.
  417. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۱۰.
  418. آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۴/۱۳۷۹.
  419. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۴/۱۳۷۱؛ ۷/۵/۱۳۷۱.
  420. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۲۰۵.
  421. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۲/۱۳۷۱؛ ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  422. ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، ۱/۱۲/۱۳۷۴.
  423. آیت الله خامنه‌ای، ۱۹/۱۰/۱۳۶۸.
  424. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۲۰۵.
  425. آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۱۰/۳/۱۳۶۹.
  426. آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۱۰/۳/۱۳۶۹.
  427. آیت الله خامنه‌ای، ۷/۵/۱۳۷۱؛ آیت الله خامنه‌ای، مکتوبات، ۲۳/۸/۱۳۷۹.
  428. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۶.
  429. ر.ک: آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  430. مطهری، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۱۶.
  431. آیت الله خامنه‌ای، ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  432. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۲۰۶.
  433. آیت الله خامنه‌ای، ۱۶/۳/۱۳۷۵.
  434. آیت الله خامنه‌ای، ۱۶/۳/۱۳۷۵؛ ۱۹/۴/۱۳۷۹؛ ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  435. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۲۰۷.
  436. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۹.
  437. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۵۶.
  438. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۱۶.
  439. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۱۸.
  440. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۲۲.
  441. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۸۱.
  442. مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۸۸.
  443. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۲۴.
  444. بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر.
  445. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۲۰.
  446. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۳۰۹.
  447. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۸۶.
  448. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۸۲.
  449. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۱۵. برای منبع اصلی روایت، ر.ک: عزیزالله عطاردی، مسند الإمام الرضا (ع)، ج۲، ص۳۸۳.
  450. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۳۹.
  451. شهید مطهری چنین تعبیری را به مرحوم آیتی نسبت می‌دهد. ر.ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۲۳۹.
  452. مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۸۰.
  453. مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۸۲.
  454. بهروز لک، غلام رضا، امر به معروف و نهی از منکر.
  455. مفردات الفاظ القرآن، ص۸۱۲.
  456. المعجم الوسیط، ص۹۳۲.
  457. معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۴۴۴.
  458. لغت‌نامه، ذیل کلمه نظارت.
  459. حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، ص۳۵۲.
  460. اقرب الموارد، ج۵، ص۴۳۲.
  461. بحارالانوار، ج۷۲، ص۳۸، ح۳۶.
  462. صحیفه امام، ج۸، ص۴۸۷.
  463. صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۰۹-۱۱۰.
  464. حماسه حسینی، ج۲، ص۵۱.
  465. ر.ک: المکاسب المحرمة: الامام الخمینی، ج۲، ص۲۰۲ - ۲۰۳.
  466. «مَا أَعْمَالُ‏ الْبِرِّ كُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنْ الْمُنْكَرِ إِلَّا كَنَفْثَةٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ»؛ نهج البلاغه، حکمت ۳۷۴.
  467. ولایت فقیه، ص۱۱۸.
  468. ایزدهی، سید سجاد، فقه سیاسی امام خمینی، ص ۱۳۶-۱۴۲.
  469. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۷۲.
  470. ر.ک: مطهری، مجموعه آثار، ج۱۵، ص۸۲۰؛ ج۲۴، ص۳۷۹-۳۸۱.
  471. الموسوعة الفقهیة، ج۶، ص۲۴۸ -۲۴۹.
  472. الموسوعة الفقهیة، ج۶، ص۲۵۱.
  473. ر.ک: الموسوعة الفقهیة، ج۶، ص۲۲۴ -۲۲۵.
  474. ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۱، ص۱۷۸؛ ج۲، ص۳۷۱.
  475. آیت الله خامنه‌ای، ۳۱/۶/۱۳۶۶.
  476. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ص۳۷۲.
  477. امام خمینی، آداب الصلاة، ص۲۳۷-۲۴۰؛ آیت الله خامنه‌ای، ۲۳/۱/۱۳۷۸؛ ۲۷/۱/۱۳۷۷.
  478. امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۷، ص۱۴۰-۱۴۱، ۲۲۱، ۲۶۷.
  479. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۲۰۷.
  480. مطهری، مجموعه آثار، ج۲۴، ص۲۱۱ -۲۱۲.
  481. امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۱۲، ۱۱۷.
  482. امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۴۷ -۴۸؛ ج۱۳، ص۴۷۰.
  483. روزنامه رسمی جمهوری اسلامی، ش۲۰۴۶۴، ۲۰/۳/۱۳۹۴.
  484. امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۱۴-۱۱۶.
  485. آیت الله خامنه‌ای، ۱۵/۳/۱۳۷۰؛ ۲۶/۲/۱۳۷۵؛ امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۱۸-۱۱۹.
  486. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۲۰۹.
  487. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۲/۱۳۷۱.
  488. آیت الله خامنه‌ای، ۲۹/۷/۱۳۸۹.
  489. امام خمینی، ولایت فقیه، ص۱۱۴-۱۱۶؛ آیت الله خامنه‌ای، ۷/۵/۱۳۷۱.
  490. آیت الله خامنه‌ای، ۷/۵/۱۳۷۱.
  491. آیت الله خامنه‌ای، ۱۵/۸/۱۳۷۰.
  492. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۴/۱۳۷۱؛ ۲۲/۲/۱۳۷۷؛ ۲۵/۹/۱۳۷۹.
  493. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۲/۱۳۷۷.
  494. ﴿فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى «و با او به نرمی سخن گویید باشد که او پند گیرد یا بهراسد» سوره طه، آیه ۴۴؛ ر.ک: امام خمینی، آداب الصلاة، ص۲۳۷؛ امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۷، ص۸؛ آیت الله خامنه‌ای، ۱۵/۸/۱۳۷۰؛ ۲۲/۲/۱۳۷۷.
  495. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۴/۱۳۷۱.
  496. آیت الله خامنه‌ای، ۱۵/۸/۱۳۷۰.
  497. آیت الله خامنه‌ای، ۲۲/۴/۱۳۷۱.
  498. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۲۱۰.
  499. مقیمی حاجی، ابوالقاسم، مقاله «امر به معروف و نهی از منکر»، مقالاتی از اندیشه‌نامه انقلاب اسلامی‌، ص ۲۱۱.