اقتصاد مقاومتی در قرآن
ارتباط اقتصاد مقاومتی با عامل استقامت
اقتصاد در کنار ایمان و معنویت، مهمترین عامل در تحقق خوشبختی فردی و جمعی انسان است؛ زیرا خوشبختی دارای دو مولفه اصلی چون آرامش و آسایش است که عامل ایمانی و اقتصادی آن را تأمین میکند. از این رو در آموزههای قرانی، اقتصاد به عنوان قوامبخش جامعه معرفی شده است اقتصاد در کنار ایمان و معنویت، مهمترین عامل در تحقق خوشبختی فردی و جمعی انسان است؛ زیرا خوشبختی دارای دو مولفه اصلی چون آرامش و آسایش است که عامل ایمانی و اقتصادی آن را تأمین میکند. از این رو در آموزههای قرانی، اقتصاد به عنوان قوامبخش جامعه معرفی شده است؛ تو گویی که خیمه جامعه با ستون اقتصاد بر پا میشود و در صورت فقدان آن، جامعه از هم فرو میپاشد و انسجام و وحدت خود را از دست میدهد[۱].
خداوند به صراحت در آیاتی از جمله ۸۵ سوره اعراف و ۸۴ تا ۸۷ سوره هود، تأمین سعادت واقعی انسان را در سایه یکتاپرستی، سلامت امور اقتصادی و پرهیز از فسادانگیزی دانسته و خواهان اصلاح و تصحیح روابط اقتصادی جامعه، همپای اصلاح مسائل اعتقادی و عبادی میشود؛ چراکه از نظر آموزههای وحیانی قران، امور اقتصادی و معیشتی مردم، دارای جایگاهی مهم در حد مسائل اعتقادی و عبادی است[۲].
اصولا نگاه اسلام به مسأله اقتصاد از منظر تأمین سعادت واقعی مردم است؛ زیرا انسان در دنیاست که با آبادانی زمین[۳] و بهرهبرداری از مواهب زمینی آن میتواند سعادت ابدی خود را در جهانی دیگر تأمین کند؛ چراکه دنیا مزرعه آخرت است و کسی که نتواند دنیای خویش را آباد سازد، در آخرت چیزی ندارد؛ زیرا بهشت، بیابانی بیش نیست که با اعمال دنیوی و آبادانی آن، آباد میشود.
از نظر اسلام نه تنها جمع میان دنیا و آخرت امکانپذیراست بلکه باید چنین اتفاقی تا انسان در مسیر حرکت کمالی خود به مقصد برسد. از این رو مهمترین نیایش یک مسلمان بهرهگیری از همه حسنات و خوبیهای دنیا در کنار حسنات آخرتی است تا این گونه بتواند از شقاوت دنیوی و اخروی رهایی یابد و از دوزخ و آتشهای آن در امان ماند[۴].
خداوند در آیه ۷۷ سوره قصص در تبیین نقش اقتصاد و فعالیتهای اقتصادی انسان در سعادت ابدی و کسب کمالات و معنویت انسان بر لزوم وسیله قرار گرفتن ابزار اقتصادی برای تحصیل امور معنوی و آخرتی تأکید میکند. این بدان معناست که اقتصاد نه تنها مانعی در برابر معنویت و کمالیابی انسان نیست، بلکه همچون کشتی است که آدمی را به سر منزل مقصود میبرد.
پس، از نظر آموزهای قرانی، اقتصاد مهمترین عامل قوامبخش جامعه در کنار ایمان و معنویت توحیدی است. تأمین اقتصاد عادلانه به عنوان یک اصل اساسی میبایست در دستور کار هر مسلمان و دولت اسلامی باشد تا بتواند مقاصد الهی را در تأمین اهداف و فلسفه آفرینش انسان فراهم آورد.
بنابراین هر گونه خلل و اختلالی در ستون جامعه به معنای اختلال در مقاصد آفرینش انسان و خلافت الهی اوست. از این رو، لازم است تا هرگونه تلاشی انجام گیرد که این ستون جامعه استوارتر از پیش بر جا ماند و به رشد و شکوفایی خود ادامه دهد.
از آنجایی که امور دنیوی همواره در حال تحول و تبدل باشد، اقتصاد نیز به عنوان یکی از امور دنیوی همواره دستخوش تغییران است و لازم است تا بگونهای مدیریت شود که از هر گونه آسیب شدید و بحرانهای کمرشکن در امان ماند و بتواند سر پا باشد تا جامعه در سایه آن وحدت و انسجام خود را حفظ نماید؛ چراکه جامعه انسانی به قصد تأمین دو عنصر آرامش و آسایش شکل گیرد تا اینگونه سعادت خود را تضمین کند و احساس خوشبختی را تجربه و درک نماید. پس اگر اقتصاد جامعهای با بحران مواجه شود یا آسیب جدی ببیند، جامعه انسانی به سرعت دچار فروپاشی و گسست شده و از هم دور و پراکنده میشود تا در جایی دیگر شکل گرفته و مقاصد خود را که آرامش و آسایش است تأمین کند.
از آنچه گذشت به خوبی این معنا روشن میشود که اقتصاد مقاومتی یکی از بایستههای هر جامعهای است که میخواهد سعادتمند باقی بماند؛ چراکه اقتصاد مقاومتی به معنای خودکفایی و خوداتکایی اقتصاد جامعه به منابع مادی و انسانی خود است بگونهای که بتواند نیازهای اساسی و اصلی خود را تأمین کرده و در برابر فشارهای گوناگون درونی و بیرونی مقاومت کند. اینجاست که عنصر استقامت در اقتصاد مقاومتی بهطور طبیعی به عنوان یک عامل اساسی خودنمایی میکند؛ چراکه استقامت چنان که گفته خواهد شد، از جمله عواملی است که میتواند موجب رشد و شکوفایی اقتصادی شود و در برابر تغییرات گوناگون ضمن انعطاف مثبت، اجازه ندهد که عامل بحرانی، اقتصاد را از پا در آورد[۵].
عوامل مادی و معنوی اقتصاد مقاومتی
پیش از آنکه به عنصر استقامت در اقتصاد مقاومتی و رشد اقتصادی بپردازیم، لازم است تا نگاهی گذرا به مهمترین عوامل مادی و معنوی اقتصاد مقاومتی و رشد و شکوفایی اقتصادی بر اساس آموزههای قرانی داشته باشیم. خداوند در آیاتی، عوامل رشد و شکوفایی اقتصادی را در دو دسته عوامل مادی و معنوی تقسیم کرده است. مهمترین عوامل مادی را میتوان در کار[۶]، زمین[۷] و آب[۸] خلاصه کرد.
اما از نظر قرآن عوامل معنوی رشد اقتصادی اموری جون ایمان[۹]، قانونمداری و عمل بر اساس آموزههای عقلانی و وحیانی[۱۰]، پرهیز از هر گونه قانونشکنی و نابهنجاریگرایی و بهرهمندی از تقوا در برابر زشتیها و پلیدیهای عقلانی و وحیانی[۱۱]، استغفار و بازگشت به مسیر درست و هنجاری پس از هر گونه قانونشکنی و بیتقوایی[۱۲]، امنیت و آرامش اجتماعی در سایه قانونگرایی و پرهیز از قانونشکنی[۱۳]، گردش سالم اقتصادی و بهرهمندی همه اقشار جامعه از مواهب اقتصادی آن از طریق انفاق و مانند آن[۱۴] و استقامت بر اصول و سبک زندگی اسلامی و ایمانی و ملازمت دایمی بر آن است[۱۵].[۱۶]
نقش استقامت در اقتصاد مقاومتی و رشد اقتصادی
چنانکه گفته شد آیه ۱۶ سوره جن بر نقش عامل استقامت در رشد و شکوفایی اقتصادی جامعه تأکید دارد. با نگاهی به آموزههای قرآنی میتوان دریافت که به یک معنا عامل استقامت ناظر به همه عواملی است که پیش از این بیان شده است؛ زیرا استقامتی که در آیه از آن سخن به میان آمده، استقامت بر ایمان، اصول و قوانینی است که در آموزههای قرانی بیان شده است. پس وقتی از استقامت سخن به مان میآید مراد استقامت بر همه اصولی است که به عنوان اهداف، ابزار، عامل، روش و مانند آن از سوی آموزههای قرانی مطرح شده است.
برای تبیین بهتر عامل استقامت نگاهی به آموزههای قرانی در این باره میاندازیم. استقامت از قَوَم به معنای استمرار و پایداری،[۱۷] راستی، ایستادن، راست شدن، راست بایستادن[۱۸] و قرار داشتن در راه راست بدون منحرف شدن است.[۱۹] در آیات قرانی برای بیان این مفهوم و اصطلاح، از واژههای «ثبت»، «قوم» و مشتقات آنها و نیز از جملات وصفی مثل «بنیان مرصوص» استفاده شده است.
استقامتی که در آیات قرانی بر آن تأکید شده، استقامت بر ایمان و در راه دین است.[۲۰] به این معنا که در برابر فشارهای داخلی و وسوسههای خواستههای نفسانی[۲۱] و فشارهای بیرونی دشمنان[۲۲] صبر و استقامت کنند و اجازه ندهند تا این فشارها آنان را از مسیر ایمان و سبک زندگی اسلامی و اصول او بیرون برند؛ چراکه دشمنان همواره بر آن هستند تا انسان را دچار سستی کرده و از مواضع خود بیرون برند و موجبات عقب نشینی از اصول ایمانی را فراهم آورند[۲۳].
دشمن همواره تلاش میکند تا جامعه اسلامی را وادار به عقب نشینی از اصول و سبک زندگی اسلامی کند. از این رو، با اشکال گوناگونی چون فشارهای اقتصادی بر آن است جامعه از درون دچار تردید و بحران مشروعیت سیاسی شود و گسست اجتماعی تقویت و از انسجام اجتماعی کاسته شده و اعتماد به دولت و سیاستهای آن از دست برود و یا کاهش یابد.
آنان با جنگهای سخت و فیزیکی و نابودکردن منابع مالی و انسانی جامعه میکوشند تا ضعف و سستی، بنیانهای قوامبخش جامعه را در برگیرد[۲۴] و با جنگ نرم بر آن هستند تا روحیه افراد جامعه کاسته شود و اعتماد به پیروزی و موفقیت را از دست دهند[۲۵].
آنان بهگونهای تبلیغ میکنند که جامعه اسلامی ناتوان از خودکفایی و خوداتکایی به منابع مالی و انسانی داخلی است و نمیتواند اقتصاد سالم و زندهای داشته باشد چه رسد که در مسیر رشد و شکوفایی قرار گیرد و موجبات استقلال اقتصادی جامعه را فراهم آورد. چنین تصوری از طریق جنگ نرمافزاری در جامعه ایجاد و تقویت میشود تا مردم گمان برند که به بیگانگان و دشمنان خود نیازمند هستند و بیاتکا به آنان نمیتوانند اقتصادی پویا داشته باشند یا رشد اقتصادی را تجربه کنند. از این رو، خداوند به جنگ نرم دشمنان اسلام و جامعه اسلامی رفته و با تأکید بر استقامت بر اصول و سبک زندگی اسلامی و منابع مالی و انسانی داخلی خواهان تکیه بر خود و اعتماد به خدا و توکل بر او میشود تا از فضل الهی بهره شوند و نه تنها از وابستگی اقتصادی رهایی یابند بلکه بتوانند با استقلال تمام در حوزه اقتصادی، زمینههای سعادت ابدی را برای خود و جامعه رقم زنند. خداوند در آیه ۲۸ سوره توبه خواهان قطع وابستگی اقتصادی به بیگانگان میشود و میفرماید که اگر چنین اتفاقی بیفتد به سبب استقامت، امت از فضل الهی برخوردار خواهند شد.
نگرانی برخی مسلمانان صدر اسلام از اختلال نظام اقتصادی خود پس از قطع رابطه با مشرکان، از مهمترین علتهای تأکید خداوند بر استقامت در اقتصاد مقاومتی بوده است تا از امدادها و فضل الهی برخوردار باشند. اگر امت به این باور برسد که زندگی مبتنی بر سبک اسلامی، خواسته خداوند و موجب رضایت اوست، استقامت بر چنین سبک زندگی موجب جلب محبت الهی خواهد شد و رضایت الهی نیز موجب افزایش امدادات و فضل خداوندی میشود[۲۶].
از نظر قران، انسان مسلمان لازم است که در مسیر اهداف ارزشمند و متعالی خود استقامت و پایداری وزرد[۲۷] و تا رسیدن به مقصد و مقصود از پا ننشیند و هیچگونه عامل بیرونی و درونی، او را از رسیدن به مقصد و مقصود باز ندارد[۲۸].
پس استقامت به معنای باور و ایمان به حقانیت راه و روش و اهدافی است که یک جامعه به آن دست یافته است. اگر جامعه اسلامی بر این باور است که تمام حقیقت در آموزههای اسلامی برای سعادت و خوشبختی دنیوی و اخروی او وجود دارد، میبایست برای حفظ چنین باوری تلاش کند و در جنگ نرم و سخت دشمن درون و بیرونی از پا ننشیند بلکه با پایداری تمام و از خودگذشتگی، از امدادهای غیبی و آشکار الهی استفاده کند و دشمن را نومید ساخته و مجبور به عقب نشینی نماید.
پس استقامت در اقتصاد مقاومتی همان پایبندی به همه عواملی است که خداوند در رشد و شکوفایی اقتصادی مطرح کرده است. دولت و امت میبایست بر پایه اهداف متعالی اسلام که مبتنی بر قوانین عقلانی و وحیانی است عمل کنند و از هرگونه قانونشکنی و بیتقوایی پرهیز نمایند و با کمک و تعاون، اهداف والای اسلام را تأمین کرده و اینگونه خوشبختی و سعات را در دنیا و آخرت برای خود تضمین نمایند.
به هر حال، اقتصاد اسلامی میبایست به شکل اقتصاد مقاومتی سامان یابد. مسلما عنصر استقامت و پایداری ملت بر ایمان و اصول سبک زندگی اسلامی، میتواند تضمینکننده تحقق اقتصاد مقاومتی باشد که سعادت را قرین خلق میکند[۲۹].
نگاه قرآن به اقتصاد
اقتصاد از نظر آموزههای قرآنی قوام جامعه است؛ به این معنا که جامعه بشری با اقتصاد، برپا میایستد؛ زیرا آنچه که مردمان را حتی در نهاد کوچکی چون خانواده دور همگرد میآورد پاسخگویی به نیازهای آرامشی و آسایشی یعنی روحی و جسمی بشر است؛ چراکه انسان سعادت را در این دو اصل جستوجو و معنا میکند. خداوند درباره نقش اقتصاد در جامعه بشری میفرماید: ﴿وَلَا تُؤْتُوا۟ ٱلسُّفَهَآءَ أَمْوَٰلَكُمُ ٱلَّتِى جَعَلَ ٱللَّهُ لَكُمْ قِيَـٰمًۭا﴾[۳۰]
در این آیه خداوند اموال یعنی امر اقتصادی را به عنوان عامل قیام جامعه دانست است. پس نقشی که اقتصاد در جامعه ایفا میکند همانند ستون میانی خیمه است که خیمه را بر پا نگه میدارد و به آن معنا و مفهوم میبخشد؛ اگر اقتصاد جامعه از میان برود یا سست و ضعیف شود به همان میزان جامعه آسیب میبیند. از این آیه و آیات دیگر قرآنی میتوان اهمیت اقتصاد را در زندگی بشر و نیز برپایی جامعه به دست آورد. البته خداوند در آیاتی چون ۸۵ سوره اعراف و ۸۴ تا ۸۶ سوره هود تأمین سعادت واقعی انسان را در سایه یکتاپرستی، سلامت امور اقتصادی و پرهیز از فسادانگیزی دانسته و در آیات ۳ و ۴۱ و ۴۳ و ۸۳ و ۱۷۷ و ۲۷۷ سوره بقره و ۳۹ سوره نساء و ۲ و ۳ سوره انفال و آیات دیگر، امور اقتصادی و معیشتی مردم را دارای جایگاهی مهم در حد مسائل اعتقادی و عبادی قرار داده است. از نظر قرآن اقتصاد تنها در حوزه امور مادی انسان و جامعه نقش ندارد، بلکه نقشی فراتر از آن میتوان برای اقتصاد تعریف کرد. از همین رو خداوند بر نقش بهرهمندیهای اقتصادی در امور معنوی و معنویت تأکید میکند.[۳۱].[۳۲]
ماهیت اقتصاد مقاومتی
اصطلاح اقتصاد مقاومتی در برابر وضعیت جنگی تعریف شده است؛ یعنی زمانی که دشمنان از همه حربهها برای به زانو در آوردن جامعه اسلامی بهره میگیرند و با تحریم اقتصادی و مانند آن میکوشند تا جامعه را تضعیف کرده و آن را شکست دهند. در حقیقت اقتصاد مقاومتی به اقتصادی گفته میشود که برای شرایط سخت جنگی و هجوم دشمنان به جامعه اسلامی سامان مییابد؛ اما گر به دقت در مسئله اقتصادی و نقش کلیدی آن در جامعه توجه شود، روشن میشود که هر جامعه ای باید شرایط اقتصاد مقاومتی را در برنامه داشته باشد؛ زیرا همان طوری که قوام جامعه به اقتصاد است، اقتصادی نیز میتواند پایدار و شکوفا و پویا باشد که از عنصر اقتصاد مقاومتی برخوردار باشد و تحتتاثیر شرایط سخت طبیعی و یا غیرطبیعی چون جنگ و تحریم و مانند آنها بتواند هم چنان برقرار باشد و نقش قوامبخشی خود را ایفا کند. به بیانی دیگر، بر اساس آموزههای قرآنی، اقتصاد جامعه باید بر عنصر اقتصاد مقاومتی شکل گیرد تا هم از نظر درونی قوامبخش باشد و هم از نظر بیرونی بتواند در برابر فشارهای گوناگونی چون خشکسالی، زلزله، جنگ و تحریم مقاومت داشته باشد.
آیات قرآن از انسانها میخواهد تا مسئولیت خویش را به عنوان خلیفه الهی در زمین با آبادانی زمین که همان فعالیتهای اقتصادی است[۳۳] به درستی انجام دهند؛ زیرا با این روش است که انسان میتواند به کمال خویش دست یابد و به عنوان انسان کامل به بهشت برین درآید و همانطوری که ایمان به عنوان عمل صالح در آموزههای قرآنی عامل ورود به بهشت معرفی شده، اعمال اقتصادی چون انفاق، احسان مالی، اکرام مالی، اطعام، صدقه، قرضالحسنه و مانند آنها به عنوان عمل صالح عامل اصلی ورود به بهشت دانسته شده است؛ در حقیقت دو بال پرواز بشر، عمل صالح ایمانی و عمل صالح در قالب عبادی و اقتصادی است که انسان را به سعادت ابدی میرساند.[۳۴].[۳۵]
ضرورت اقتصاد مقاومتی
بر اساس آیات قرآنی داشتن اقتصاد مقاومتی همانند اقتصاد قوامبخش، ضروری و لازم جامعه اسلامی است. جامعه اسلامی نه تنها باید دارای اقتصادی سالم و شکوفا و قوامبخش باشد، بلکه باید دارای اقتصاد مقاومتی باشد که آن را از دشمنان حفظ کرده و اجازه ندهد تا جامعه در برابر دشمنان خوار شود. قرآن بر ضرورت اقتصاد مقاومتی به اشکال گوناگون تأکید کرده است. از جمله مهمترین آیاتی که میتواند این وجوب و ضرورت را بیان کند، آیه ۲۸ سوره توبه است. خداوند در این آیه نه تنها نیازمندی اقتصادی جامعه اسلامی را عامل وابستگی جامعه و ذلت و خواری آن میداند بلکه قطع وابستگی اقتصادی به بیگانگان را مورد تشویق قرار داده و نسبت به کسانی که نگران اختلال نظام اقتصادی خود پس از قطع رابطه با مشرکان و دشمنان هستند، یادآور میشود که چنین امری نهتنها اختلالی بوجود نمیآورد بلکه باعث رونق اقتصادی و شکوفایی آن شده و رشد و پیشرفت اقتصاد ملی را سبب خواهد شد. خداوند میفرماید: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّمَا ٱلْمُشْرِكُونَ نَجَسٌۭ فَلَا يَقْرَبُوا۟ ٱلْمَسْجِدَ ٱلْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـٰذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةًۭ فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَآءَ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌۭ﴾[۳۶] وقتی به این آیه نگاه میشود نگرانی برخی از دولتمردان امروز معنای جالبی مییابد. در حقیقت برخی از دولتمردان امروز نگران آن هستند که عدم آمد و شد غربیها که دشمنان قسمخورده کشور هستند، میتواند موجب فقر اقتصادی جامعه اسلامی شده و مردم از نظر اقتصادی با مشکل مواجه شوند. در حالی که آیه میفرماید پیش از آنکه دشمنان شما تهدید به تحریم کنند یا شما را تحریم نمایند شما پیشگام شوید و آنان را تحریم کنید تا با خوداتکایی و توکل به خداوند از فضل الهی بهرهمند شوید. بیگمان خداوند به همه ریز و درشت زندگی شما عالم است و حکیمانه و خردمندانه حکم میکند و به شما دستور میدهد و اینگونه، هدفهای متعالی شما که همان غنای اقتصادی و استقلال است فراهم میآید.[۳۷]
اصول اثباتی اقتصاد مقاومتی
برای اقتصاد مقاومتی که بتواند دو کارکرد قوام بخشی برای جامعه و مقاومت در برابر شرایط سخت طبیعی و غیرطبیعی چون جنگ و تحریمهای اقتصادی داشته باشد، باید اصولی را مراعات کرد که شامل اصول اثباتی و اصول منفی است. مراد از اصول اثباتی اصولی است که به ما میآموزد چگونه عمل کنیم تا به اقتصاد قوامی و مقاومت دست یابیم؛ اصول منفی یعنی اصولی که باید در حوزه آسیبشناسی به آن توجه داشت و اجازه نداد تا در جامعه و اقتصاد رخنه کند. البته اصول اقتصادی که باید به آنها توجه داشت تنها در یک مرتبه از عمل اقتصادی نیست، بلکه همه ابعاد و مراتب و مراحل اقتصادی را دربرمیگیرد؛ به این معنا که از پیش از تولید تا پس از مصرف را شامل میشود. پس اگر عمل اقتصادی شامل تولید و توزیع و مصرف باشد، نه تنها به بخش تولید که عمل صرف اقتصادی است بنده نمیشود بلکه فراتر از تولید به مسایل پیش از تولید یعنی منابع و ثروت و پس از مصرف یعنی مسایل پسماندهها نیز توجه میشود. مهمترین اصولی که باید در حوزه اثباتی به آنها اشاره کرد اصول زیر است:
- توزیع عادلانه ثروت: یکی از مهمترین اصول اقتصاد مقاومتی، توزیع عادلانه ثروت جامعه است. هر جامعهای دارای ثروتهای خدادادی از زمین، آب، خاک، جنگل، گیاهان، جانوران، معادن و کانیها و مانند آنهاست که بشر در تولید آنها نقشی نداشته است. اینها ثروتهای خدادادی و نعمتهای الهی است که همگان در آن سهیمند و هیچ تفاوتی میان کسی با کسی نیست. از همین رو در حوزه انفال، همگان از حقوق برابر برخوردارهستند و کسی نمیتواند آن را به نفع خود یا گروه و جناح و حزبی مصادره کند. خداوند در آیات قرآن یکی از مهمترین مسئولیتهای رهبران جامعه را توزیع عادلانه ثروتهای خدادادی معرفی کرده است.[۳۸] البته انفال میتواند شامل بخشی دیگر از ثروتها مانند ثروت و اموال تولید انسانی نیز باشد که به هر طریقی در اختیار جامعه قرار گرفته است. در اینگونه اموال همگان برابرند و هیچ کس حق اولویتی ندارد. بنابراین، بر دولت و رهبران جامعه است تا منابع ملی چون نفت و گاز و یا ثروت به دست آمده از آنها را به طور مساوی در اختیار جامعه قرار دهند. در این صورت است که اقتصادی مقاومتی میتواند شکل گیرد؛ زیرا همه جامعه در عمل اقتصادی مشارکت فعال خواهند داشت.
- کار اقتصادی و ارزش افزوده: البته ثروت به تنهایی نمیتواند تولید ثروت کند مگر آنکه عمل اقتصادی در کنار آن باشد. از همین رو در آموزههای قرآنی بر عنصر کار تأکید شده است. از نظر قرآن اصولا انسان یکی از مهمترین مسئولیتها و تکالیفی که به عنوان انسان برعهده دارد، کارکردن است. آیات بسیاری بر نقش کلیدی کار در تولید ثروت و کسب نعمت و افزایش قدرت اقتصادی بشر تأکید دارد. خداوند در آیات قرآنی بیان میکند که هر آنچه که نیاز بشر برای فعالیت اقتصادی است در اختیار بشر قرار داده شده است. این انسان است که باید با کار و فعالیت اقتصادی آن منابع را برای بهرهگیری بهتر و آسانتر تغییر دهد.[۳۹] بنابراین، آنچه در اقتصاد مقاومتی به عنوان یک اصل باید مورد توجه قرار گیرد، کار و عمل اقتصادی است تا آن ثروت و منابع خدادادی به یک کالا تبدل شود که ارزش افزوده آن بیشتر از پیش باشد. بنابراین، خامفروشی نفت یا معادن و کانیهای دیگر، نمیتواند یک عمل اقتصادی در چارچوب اقتصاد مقاومتی باشد، بلکه باید با تغییراتی که بشر در آن انجام میدهد و با کار و عمل اقتصادی، آن را تبدیل به کالایی بهتر و گرانتر کند و اینگونه بر ثروت جامعه بیفزاید.
- عدالت خدماتی در توزیع: پس از آنکه ثروت خدادادی با کار اقتصادی به کالایی با ارزش افزوده تبدیل شد، باید در توزیع و در مرحله خدمات نیز عدالت رعایت شود. بر همین اساس اموری چون مراعات در توزین بسیار مورد تأکید قرار میگیرد؛ زیرا مراعات وزن و پیمانه در هنگام خرید و فروش که یک عمل خدماتی در حوزه اقتصاد است میتواند عدالت را تأمین کند و جلوی ظلم و ستم را بگیرد.[۴۰] از نظر آموزههای قرآنی اگر عدالت توزیعی در هنگام خدمات مراعات نشود، اقتصاد از درون دچار فروپاشی میشود و جامعه در نهایت دچار رکود اقتصادی و تورم و مانند آن میشود و زمینه رشد و شکوفایی آن سلب شده و دیگر نمیتواند اقتصاد قوامبخشی داشته باشد چه رسد که بتواند در برابر مشکلاتی چون جنگ و تحریمهای اقتصادی مقاومت کند و جلو حملات اقتصادی دشمن را بگیرد.
- گردش آزاد ثروت: از دیگر اصول اقتصاد قوام بخش و مقاوم، گردش آزاد ثروت است. در حقیقت ثروتی که در اختیار جامعه است باید به گونهای باشد که در اختیار همه جامعه قرار گیرد و همواره در جریان و گردش باشد؛ گردش ثروت از نوع انفالی و یا ارزش افزودهای که پس از کار اقتصادی به دست میآید، میتواند شادابی اقتصادی را به دنبال داشته باشد؛ زیرا همگان احساس نقش کرده و خود را مسئول در برابر اقتصاد دانسته و برای افزایش آن تلاش و کار میکنند.[۴۱]
- خود اتکایی: از اصول دیگر اقتصاد مقاومتی، خوداتکایی است. جامعه باید به داشتههای خود اتکا کند؛ زیرا هر جامعهای در هر منطقه جغرافیایی که شکل گیرد، دارای منابعی است که میتواند به آن بسنده کرده و به شکوفایی برسد؛ در حقیقت خداوند زمین را بهگونهای قرار داده که انسان بتواند به سادگی نیازهای اقتصادی خود را برآورده سازد. خودکفایی اقتصادی با خود اتکایی شکل میگیرد. البته ممکن است که جامعه از برخی از نعمتها محروم باشد، ولی آنچه که نیاز ابتدایی بشر است در هر منطقه تأمین میشود. وقتی اقتصاد به خودکفایی برسد آن زمان دیگر تحت تأثیر فشارهای اقتصادی شکست نمیخورد و میتواند دوام بیابد و حتی در فرآیندی به نیازهای خود پاسخی درخور دهد و اقتصاد خود را بازسازی کند و به شکلی بهبود بخشد.
- قناعت: بر پایه اصل پیشین باید به اصل قناعت نیز توجه داد. اصولاً قناعت به معنای بسنده کردن به داشتههای خود است. اگر جامعه به داشتههای خود بسنده کند میتواند بیهیچ ترسی اقتصاد خود را حفظ کرده و مقاوم سازد.
- مصرف بهینه: مصرف بهینه از دیگر اصول اقتصاد مقاومتی است. اینکه چنان مصرف کند که نیازها را به درستی برآورده کرده و ثروت و کالا را حفظ کند. در آیات قرآنی به این اصول اخیر در چارچوب پرهیز از تبذیر و اسراف اشاره شده است.[۴۲]
- بازآفرینی و بازیافت کالا و ثروت: در آیات قرآن بیان شده که انسان باید در آبادانی زمین بکوشد و با کار و عمل، تولیداتی داشته و بر ثروت خود و جامعه بیفزاید و بخشی را انفاق کند. این آبادانی شامل تغییر در خلقت برخی از امور نیز میشود؛ زیرا با تغییر است که میتوان آن را برای استفاده یا استفاده بهتر به کار گرفت. پس از استفاده نیز میبایست بهگونهای عمل کرد که نهتنها آسیبی به محیط زیست آبی و خاکی وارد نشود، بلکه قابل بازیافت بوده و در اشکال دیگر مورد بهرهگیری قرار گیرد تا نه تنها ثروت از دست نرود، بلکه به شکلی دیگر در چرخه اقتصادی باقی بماند.[۴۳]
اصول منفی یا آسیبهای اقتصاد مقاومتی
شناخت آسیبها و موانع اقتصاد مقاومتی و دفع و رفع موانع را میتوان از اصول منفی آن برشمرد. قرآن به این بخش در حوزههای پیش از تولید، تولید، توزیع و مصرف و پس از مصرف نیز توجه کرده است. از جمله اصولی که در این بخش مطرح است میتوان به مواردی چون مخالفت با انواع رباخواری، تکاثر و کنزاندوزی، عدم گردش جریان سالم ثروت، ویژهخواهی، انحصارطلبی و رانتخواری مانند آنها که مخالف با اصل عدالت است و نیز اصولی مانند عدم جواز زیادهروی در مصرف، حرمت اسراف و تبذیر و افراط امور اقتصادی اشاره کرد. هرچند که بخش آسیبشناسی، متأخر از اصول اثباتی آن بیان میشود ولی باید گفت که این اصول میبایست در اولویت قرار گیرد؛ چراکه در هر حرکت و عمل اثباتی نخست باید موانع برداشته شود و پس از رفع موانع یا دفع موانع احتمالی، اقدام به عمل کرد. به تعبیر مولانا جلالالدین مولوی: اول ای جان دفع شر موش کن/ وانگهان در جمع گندم کوش کن. مهمترین اصول در بخش آسیبهای اقتصاد مقاومتی عبارتند از:
- ممنوعیت انحصار ثروت ملی: جنانکه گفته شد ثروت ملی باید یکسان در اختیار جامعه قرار گیرد. پس انحصار ثروت ملی در دست گروه و یا جناح یا افرادی خلاف اقتصاد قوامبخش و اقتصاد مقاومتی است؛ زیرا انحصار نهتنها خلاف اصل عدالت است، بلکه موجب میشود تا مشارکت مردمی در اقتصاد کاهش یافته و منابع اقتصادی در دست گروهی قرار گیرد که فرصت کار و عمل را از دیگران میگیرند و فساد و تباهی اقتصادی چون کنز، اتراف، تکاثر، رباخواری و مانند آنها را موجب میشوند.[۴۴]
- ممنوعیت ویژهخواهی: رانتخواری و ویژهخواهی یعنی بهرهمندی از شرایط خاص نیز خلاف اصل عدالت و ممنوعیت انحصار است.[۴۵]
- رباخواری: از دیگر موانع رشد اقتصادی رباخواری است. نظام اقتصادی چه بانکی و چه غیر بانکی آن اگر مبتلا به رباخواری شود، اقتصاد از حالت رشد و شکوفایی به اقتصاد بیمار تبدیل میشود که نهتنها قوام نخواهد یافت بلکه از درون فرو میپاشد؛ زیرا هیچ عمل اقتصادی واقعی انجام نمیگیرد و ثروت از گردش سالم تولید خارج شده و به سمت خدماتی ویرانگر و واسطهگری میرود که اقتصاد را میپوساند و به فرسایش میبرد. اینگونه است که دیگر سخن گفتن از اقتصاد مقاومتی که بتواند در برابر دشمنان و وضعیت بحران مقاوم باشد بیهوده است.[۴۶]
- انباشت ثروت: از دیگر عوامل منفی در اقتصاد، کنز آن به شکل سکه و ذخیرهسازی و خارج کردن از گردش است. چنین عملی موجب میشود تا ثروتی برای تولید در اختیار مدیریت و نیروی کار قرار نگیرد. آیات قرآن یکی از مهمترین عوامل در بحران اقتصادی را کنزاندوزی مطرح میکند و آن را امری نادرست و حرام برمیشمارد. پس همانطوری که ثروت عمومی و انفال باید در اختیار کار و اقتصاد تولیدی قرار گیرد باید جلوی انباشت ثروت و کنز کردن آن را گرفت و نگذاشت تا به شکل سکه از دور عمل اقتصادی خارج شود و در گوشههای گاوصندوقها و مانند آن خاک بخورد بیآنکه تأثیری در شکوفایی و تولید اقتصادی داشته باشد.[۴۷]
- اسراف: از دیگر موانع اقتصاد مقاومتی اسراف است که مصرف بیاندازه و بیفایده ثروت و کالا و خدماتی است که در اختیار جامعه است و میبایست در شکوفایی و تولید به کار گرفته شود ولی با مصرفی اسرافی و افراطی تباه میشود.[۴۸]
- تبذیر: تبذیر به معنای ریخت و پاش نیز یکی دیگر از مشکلاتی است که باید از جامعه حذف شود تا اقتصاد مقاومتی شکل گیرد. تبذیر میتواند به حوزه پسماندها و بازیافتها نیز ارتباط پیدا کند؛ زیرا تا زمانی که یک کالا میتواند به شکلی دیگر بازیافت و مورد استفاده قرار گیرد نمیبایست دور ریخته شود.[۴۹].[۵۰]
موانع اقتصاد مقاومتی
اقتصاد مقاومتی، به معنای اقتصاد دارای استحکام ذاتی است که در برابر فشارهای برونی و بحرانها مقاوم بوده و بتواند بینیاز به بیرون و اقتصادهای دیگر، سرپای خود بیایستد و نیازهای جامعهای را بر آورده سازد. برای تحقق چنین اقتصادی باید نخست موانع آن شناخته و سپس راههای مانعزدایی بیان شد. به نظر میرسد که مهمترین موانع در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی عبارتند از:
- گرایش دولت و ملت به بازار آزاد و عدم باور به اقتصاد مقاومتی: شاید بتوان نخستین مانع جدی را در سر راه تحقق اقتصاد مقاومتی این امر دانست؛ زیرا دولت و ملتی که به اقتصاد وابسته به بازار جهانی باور دارد و تنها راه پیشرفت اقتصادی ورود به تجارت جهانی بدون هر پیش شرطی است؛ زیرا هرگز یک اقتصاد ملی در یک حوزه جغرافیایی با منابع محدود انسانی و مادی نمیتواند به رشد و بالندگی برسد که بتواند در برابر اقتصادهای دیگر مقاومت کند. پس تنها راه رشد وابستگی و پیوستگی با اقتصادهای دیگر است که در جغرافیای انسانی و مادی شکل گرفته است. دولت و ملتی که به اقتصاد بازار اعتقاد دارد، اصولا در اندیشه اقتصاد مقاومتی به معنای پیش گفته نخواهد بود. بنابراین، وقتی هر گونه موفقیت در اقتصاد و رشد و شکوفایی را در پیوند و بلکه وابستگی به اقتصاد جهانی میداند، در اندیشه شناسایی مقتضیات اقتصاد مقاومتی نخواهد رفت. از نظر این افراد، تصور موفقیت در اقتصاد ملی تنها در سایه تصدیق به ورود در اقتصاد جهانی است. از این روست که تمام هدف و سیاستها را در راستای جهانیسازی و جهانی شدن اقتصاد ملی دانسته و برای آن تلاش و کوشش میکند. به نظر میرسد که بخش اعظم دولت گرایش به جهانیسازی و جهانی شدن اقتصاد ملی دارد و حتی تمام همت خویش را آن قرار داده است؛ زیرا نگاه به بیرون عملا در مذاکرات، قراردادها، رفتارها و کردارها مشهود و ملموس است؛
- قوانین دست و پا گیر: مانع دیگری که در سر راه تحقق اقتصاد مقاومتی است، قوانین دست و پاگیری است که اجازه نمیدهد تا اقتصاد مقاومتی شکل گیرد. اصولا قوانین برای آن است تا فعالیتها در هر زمینه و عرصهای در یک روند مشخص با کمترین تقابل و تضادی انجام گیرد؛
- عدم هماهنگی میان نهادها: از دیگر موانع جدی عدم هماهنگی میان نهادها است. حتی اگر قوانین به درستی و مناسب وضع شده باشد، اگر میان نهادهای گوناگون هماهنگی وجود نداشته باشد، نمیتوان امیدی به تحقق اقتصاد مقاومتی داشت؛
- جریانهای نفوذی: از دیگر موانع جدی در سر راه تحقق اقتصاد مقاومتی، جریان نفوذ است. این جریان به هدف اخلال در ساختار نظام تلاش میکند تا در راه تحقق هر چیزی که موجب بهبود وضعیت جامعه و نظام سیاسی میشود، مانع تراشی کند. حضور این جریان در نهادها و به ویژه مراکز تصمیمسازی و تصمیمگیری و حتی قانونگذاری و اجرا موجب میشود تا اقتصاد مقاومتی تحقق نیابد. جریان نفوذ به اشکال گوناگون در راستای ایجاد بحران یا فقدان مشروعیت نظام سیاسی تلاش میکند. برای رسیدن به این هدف، تلاش میشود تا ناکارآمدی نظام سیاسی خودنمایی کند تا مشروعیت سیاسی نظام نیز مخدوش یا بحران مواجه شود؛
- ویژهخواری و انحصارطلبی: در هر جامعه برخی تلاش میکنند تا از موقعیت خویش بهره گیرند و برای منافع خویش یا خویشان تلاش کنند. اینگونه است که ویژهخواری و انحصارطلبی در جامعه شکل میگیرد. همین امر خود یکی از موانع جدی در سر راه تحقق اقتصاد مقاومتی است؛
- واردات بیرویه و قاچاق کالا: هر جامعهای به تنهایی نمیتواند همه نیازهای خود را برآورده سازد؛ زیرا برخی از مواد اولیه یا اصلا در اختیار ندارد. از سوی دیگر، همه چیز را همگان دانند و دانش یک امری جهان بشری است؛ بنابراین نمیتوان با محدودسازی جامعهای، امید داشت تا به پیشرفت کامل در همه زمینهها دست یافت. پس واردات کالا و خدمات همانند واردات دانش یک امر طبیعی است؛ اما این واردات میبایست در چارچوبهای خاص صورت گیرد و اجازه داده نشود تا موجبات اختلال و خلل در اقتصاد داخلی شده و سرمایههای جامعه از آن طریق به خارج انتقال یابد؛ البته در این میان نباید از مانع جدی قاچاق کالا غافل ماند. به نظر میرسد که بیشترین حجم کالایی که وارد بازار میشود و به تولیدات داخلی ضربه میزند، کالاهای قاچاق است؛
- تولیدات بیکیفیت: از مهمترین عوامل گرایش به واردات، تولیدات بیکیفیت داخلی است. اگر بخواهیم یک اقتصاد مقاومتی داشته باشیم، باید تولیداتی داشته باشیم که از نظر کیفیت بتواند پاسخ گوی نیازهای داخلی باشد؛ هر چند از نظر کیفیت به حد نهایی نرسد دست کم کف کیفیت را دارا باشد؛
- خطرفزاینده در سرمایه گذاری: ریسک و خطر در سرمایهگذاری امری طبیعی است؛ این خطرپذیری در حوزه خلاقیت اقتصادی و نوآوریها و فنآوریهای جدید به طور طبیعی سیر صعودی و تضاعفی دارد، اما میزان خطر باید در حد معقول و مقبولی باشد؛ اگر این میزان افزایش یابد به همان میزان سرمایهگذاری کاهش مییابد و به سمت و سویی دیگر هدایت میشود؛ اگر بخواهیم اقتصاد مقاومتی داشته باشیم، باید میزان خطر در حد معقول و مقبول کاهش یابد.
- مصرف اسرافی و تبذیری: از مهمترین موانع جدی در سر راه تحقق اقتصاد مقاومتی، هدر رفت سرمایههای ملی در قالب اسراف و تبذیر و ریخت و پاش است.
- خام فروشی: مهمترین عنصر در اقتصاد مقاومتی، منابع انسانی و مادی است. برای تولید هر چیزی، چهار علت باید فراهم آید که شامل:
- علت فاعلی که همان انسان در این جا است؛
- علت مادی که همان مواد خام چون نفت و آهن است؛
- علت صوری که همان شکل نهایی یک تولید است؛
- علت غایی که هدف از تولید یک کالا است. اگر بخواهیم یک اقتصاد مقاومتی داشته باشیم افزون بر علت فاعلی یعنی عامل انسانی که از دانایی و توانایی فنی برخوردار است، نیازمند آن هستم که مواد خام را تبدیل به کالایی با غایات مصرفی تولید کنیم. از آن جایی که آهن مهمترین ماده خام در طبیعت است که به اشکال گوناگون قابل استفاده است[۵۱]، باید آهن پس از استخراج و خالصسازی در قالب کالاهای متنوع در چرخه تولید و مصرف قرار دهیم، نه آنکه آهن را صادر کنیم؛ همچنین نفت خام که ماده اصلی بیش از هزار کالا است، باید فرآوری شود که خود هم عامل اشتغال زایی و هم موجب تبدیل یک کالا کم ارزش به یک کالا با قیمت افزوده چند برابر خواهد بود. امروز در ایران اسلامی خام فروشی یک مانع جدی در اقتصاد مقاومتی است؛ زیرا مواد خام با بهایی اندک صادر و پس از فرآوری با چند برابر قیمت وارد میشود. نمونه آن در حوزه کشاورزی، صادرات کتیرا به کشورهایی چون ژاپن و بازخرید فرآوریهایی دارویی آن با چند برابر ارزش افزوده است. صادرات نفت خام، تیرآهن، ورقههای فولادی، مس و دیگر عناصر فلزی که نمونه بارزی از خام فروشی است. این در حالی است که کشورهایی چون ژاپن فاقد بسیاری از مواد خام به عنوان وارده کننده خام و سپس تبدیل به کالای با ارزش افزوده بالا، با بهرهگیری از عقلانیت اقتصادی از یک اقتصاد به نسبت مقاومتی برخوردار است که در برابر ضربات و فشارهای جهانی مقاوم بوده یا کمتر تاثیرپذیر از آن است.
- تصدی گری دولت: بر اساس آموزههای قرآنی، نهادهای بالادستی به عنوان مدیران باید بر چرخه تولید تا مصرف به ویژه در دوره بحران، نظارت داشته باشد[۵۲] اما این نظارت و مدیریت به معنای تصدی گری نیست؛ زیرا تصدی گری دولت موجب میشود تا از مشارکت منابع انسانی و اقتصادی مردم کاسته شود و ثروت و قدرت جامعه در بدنه اقتصاد حضور نداشته باشد؛ این در حالی است که مردم همانگونه که بدنه اصلی جامعه را تشکیل میدهند، در همه ابعاد باید این بدنه بودن خود را نشان دهد و دولت به عنوان سر و مغز مدیریتی جامعه، باید اجازه دهد تا دست و پا جامعه بتواند عمل نماید. دولت به عنوان سر جامعه اگر بخواهد دست و پای بدنه را با انواع و اقسام قوانین و به ویژه حضور مستقیم و تصدی ببندد، نمیتوان امید داشت که کاری از پیش برود؛ زیرا سر از آن جایی که قدرت و توانایی حرکتهایی دست و پا و بدنه را ندارد، نمیتواند در عمل موفق باشد، همچنین تصدی گری موجب میشود تا سر به جایی تولید فکر و مدیریت و نظارت، از آن باز مانده و با ورود به جزئیات از شناخت راهبردها و حضور مفید در تصمیم سازیها و تصمیم گیریها، بازماند و از مسئولیت اصلی خود باز ماند.[۵۳]
راههای موانعزدایی
با آن چه گذشت دانسته شد که چه موانعی در سر راه اقتصاد مقاومتی وجود دارد. بنابراین، با توجه به این موانع میتوان دریافت که چگونه میتوان موانع موجود را از سر راه برداشت. بر همین اساس، با توجه به هر یک از موانع پیش رو، باید راه کاری را ارایه داد. به سخن دیگر در برابر هر یک از موارد پیشرفت باید راهی را یافت که مانع را بردارد و زمینه را برای حرکتهایی با گرایش اقتصاد مقاومتی فراهم آورد.
- باور به اقتصاد مقاومتی: از آن جایی که عدم باور به اقتصاد مقاومتی یکی از موانع جدی بر سر راه اقتصاد مقاومتی است، باید باور به اقتصاد مقاومتی را در افراد جامعه از دولت تا ملت ایجاد کرد. البته ایجاد چنین اعتقاد و باوری به سادگی و دستوری شدنی نیست و نمیتوان با یک بخش نامه و دستور العمل آن را در نهادهای دولتی و افراد جامعه ایجاد کرد. بر اساس آموزههای قرآنی، بهترین راه برای ایجاد اعتقاد به یک امری به ویژه در رفتارها و کردارها، تبیین فواید و آثار آن کار و رفتار است. اگر بخواهیم کسی را به نمازخوانی وادار سازیم، باید فلسفه و هدف از نماز را تبیین کنیم تا شخص با درک فواید و اهداف آن، خود خواسته به نماز رو آورد. از این روست که در هر کاری تبیین علت غایی، یعنی فواید هر کار و حرکتی، مهمترین گام در ایجاد انگیزه در افراد جامعه است. خداوند برای تشویق و ترغیب مردم به کارهای عبادی و انجام اعمال و احکام عبادی، به بیان آثار آن میپردازد. از این روست که بخش بسیاری از آموزههای قرآنی به فلسفه احکام و علل شرایع توجه داشته است. برای ایجاد باور به اقتصاد مقاومتی باید فلسفه و علت غایی این عمل تبیین شده و نیز به گونهای آثار آن تعلیل و تحلیل شود. از آن جایی که بسیاری از مردم اقتصاد بازار و فواید آن را دیدهاند، اقتصاد مقاومتی به عنوان یک فرضیه بلکه نظریه قابل اجرا باید به گونهای تبیین شود که مردم با فواید آن آشنا شوند. این کار در دو شکل بیان حلی و نقضی امکان پذیر است. به این معنا که باید فواید مثبت اقتصاد مقاومتی تبیین شده و با توجه به حضور عملی اقتصاد بازار، ضرر و زیانهایی اقتصاد بازار نیز روشن شود تا مردم گرایش به اقتصاد مقاومتی پیدا کنند. باید این آثار بسیار ملموس و قابل درک برای توده مردم باشد و با استفاده از نمونههای داخلی و خارجی، ارزش اقتصاد مقاومتی و کارایی آن نسبت به اقتصاد بازار در موارد نقص و نقضی برای مردم دانسته و معلوم شود؛ خداوند در داستان حضرت یوسف(ع) به این روش برای مانعزدایی اشاره میکند؛ زیرا ایشان با تبیین فرضیه و نظریه خود با استفاده از مثالها و نمونههای موجود و شدنی، بر آن شد تا شاه و دولتمردان را نسبت به فواید روش خود آگاه و مطمئن سازد. ایشان در یک نمونه روشن میسازد که برای بقای یک کالای فاسد شدنی چون گندم باید آن را در خوشه خود نگه داشت؛ زیرا خوشهها خود به عنوان یک حافظ طبیعی برای دانه گندم عمل میکند. همچنین شیرهگیری و ربسازی و مانند آن، روشی است که میتوان مواد غذایی دیگر را نیز به مدت طولانیتر حفظ کرد و مواد غذایی فساد شدنی را برای فصول بلکه سالهای دیگر حفظ کرد. عصارهگیری و خشکبارسازی از روشهای مطمئن برای حفظ مواد غذایی برای دورههای زمانی بیشتر است.[۵۴]؛ پس اگر مقام معظم رهبری بر فرضیه یا نظریه اقتصاد مقاومتی تأکید دارد و حتی برخی از فواید و کارکردهای آن را معلوم نموده و روشهایی را نیز برای ایجاد آن بیان کرده است، بر دیگران است تا اینها را گسترش داده و فواید و کارکردها و روشهایی قابل اجرا را تبیین و روشن نمایند تا دیگرانی که این نوع از اقتصاد را نمیشناسند یا بدان باور ندارند، با این نوع اقتصاد آشنا و باور نمایند.
- تصویب قوانین به نفع اقتصاد مقاومتی: هر چند که باور و اعتقاد به یک چیزی چون اقتصاد مقاومتی میتواند مهمترین انگیزه حرکتی باشد، اما تصویب قوانین گام اساسیتر ایجاد شرایط تحقق آن است. بسیاری از قوانین به نفع اقتصاد بازار است که گفتمان جهانی اقتصاد را شکل میدهد. برای این که اقتصاد مقاومتی تحقق یابد و به موفقیت برسد، باید قوانین به نفع آن به تصویب برسد تا کفه ترازو که اکنون به نفع اقتصاد بازار و اقتصاد سرمایهداری است، به نفع اقتصاد مقاومتی سنگینتر شود. البته در مراتب و مراحل نخست شکلگیری و جان یابی اقتصاد مقاومتی به طور طبیعی حمایتهای خاص و ویژهای لازم است؛ زیرا اقتصاد مقاومتی همانند یک کودک ضعیف نیازمند حمایت است. بنابراین در مراحل نخست، نیازمند حمایت قانونی قویتر و ویژهای است تا شکل گیرد و بر سر پای خود بیایستد. در داستان یوسف(ع) به این نکته نیز در آیاتی توجه داده شده است.[۵۵]
- هماهنگی میان نهادها: همان طوری که قوانین باید با اقتصاد مقاومتی هماهنگ باشد و قوانین نه تنها بازدارنده نباشد بلکه حامی اقتصاد مقاومتی باشد، بلکه نهادهای اجرایی نیز باید در هماهنگی کامل با اقتصاد مقاومتی باشند. اگر ملت توانایی و دارایی تولید کالایی را دارد، باید اجازه واردت نسبت به آن کالا، به طور کامل حذف یا با محدودیت شدید مواجه شود. نهادها در خدمت اقتصاد مقاومتی باید با یک دیگر همکاری کنند و به عنوان معاونت در یک امر بسیار مهم و راهبردی همه سرمایههای مادی و معنوی را به خدمت گیرند. در داستان یوسف به خوبی این معنا قابل ردگیری است؛ زیرا آن حضرت با پذیرش مستقیم مسئولیت، همچنین بر آن شد تا هماهنگی با نهادها را به عنوان علیم و حفیظ انجام دهد و خود نظارت مستقیم این هماهنگی را حتی در هنگام توزیع به عهده گرفته است.[۵۶]
- مقابله با جریانهای نفوذ: دشمن اجازه نمیدهد تا اقتصاد مقاومتی شکل گیرد؛ زیرا اقتصاد زیربنای جامعه است و تحکیم اقتصاد مقاومتی به معنای استحکام و استواری جامعه خواهد بود. شناسایی جریانهای نفوذ و مقابله با آنان باید در دستور کار قرار گیرد. آنان در مراکز تصمیمسازی و تصمیمگیری و اجرایی حضور داشته و موانعی را برای اجرای اقتصاد مقاومتی ایجاد خواهند کرد. ایجاد موانع از حوزه تبیینگری فواید و آثار گرفته تا حوزه تقنین و تا اجرای آن در دستور دشمن و جریانهای نفوذ است. البته جریانهای نفوذ را نمیتوان به سادگی شناسایی کرد ولی همان طوری که خداوند در آیه ۳۰ سوره محمد و آیات دیگر بیان کرده میتوان از نوع ادبیات و رفتار آنان ایشان را شناخت و علیه تصمیمات و فعالیتهایی آنان مانع ایجاد کرد. با آنکه نمیتوان امید داشت تا همه جریانهای نفوذ و مانع زایی آنان را شناخت ولی میتوان از شدت و حدت مانع زایی در کم و کیف کاست. جریانهایی نفوذ تلاش میکنند تا بذر ناامیدی و عدم کارآمدی اقتصاد مقاومتی را نسبت به اقتصاد سرمایهداری در دل ملت و دولت بکارند، ولی ملت و دولت باید آن را از دلها بزدایند و بلکه هر روز بذر نومید یعنی امید نو را در دلها بکارند.
- تعاونگرایی و مشارکت سازی: برای جلوگیری از نفوذ جریانهای مافیایی و رانتخواری و ویژهخواری و انحصارگرایی باید قوانین سخت گیرانهای تصویب شود و مجازاتهای سخت و شدید برای کسانی که به شکل و عنوان در این امر مشارکت میکنند، در دستور کار قرار داد. بیگمان ایجاد بسترهای حضور و مشارکت فعال مردم در حوزههای عمل اقتصادی میتواند مانع انحصارگرایی و ویژهخواری شود. خداوند در آیات قرآنی از جمله آیه ۲ سوره مائده بر آن است تا بر مشارکت در قالب تعاونی در همه اعمال از جمله اعمال اقتصادی تأکید کند و مردم را به همکاری و همدلی و همزبانی در همه امور از جمله اقتصاد هدایت و رهنمون سازد. در روایات از جمله سخنان امیرمؤمنان امام علی(ع) مطالبی در باره مقابله و مبارزه را انحصارگرایی و ویژهخواری بیان شده که در مقاله و مطلب جداگانه به آن پرداخته شده است.
- محدودیتهایی وارداتی: یکی از موانع جدی در سر راه اقتصاد مقاومتی، واردات کالایی است که در داخل تولید میشود. اگر بخواهیم وابستگی به اقتصاد جهانی و ضربات و فشارهای گاه و ناگهانی آن کاهش دهیم یا به طور کامل تاثیرپذیری حذف کنیم، باید محدودیتهایی برای واردات نسبت به این نوع کالا را اجرایی کنیم. قوانین بازدارنده و سخت گیرانه میتواند موجب شود تا انگیزه برای مردم و حاضران در عرصه تولید و عمل اقتصادی به طور فزایندهای افزایش یابد و انگیزه برای سرمایهگذاری نیز بیشتر شود. همچنین خطر سرمایهگذاری کاهش یابد؛ زیرا سرمایه گذار با توجه به مولفههایی همانند تضمین خرید و سود اقدام به سرمایهگذاری میکند و گستره و دایره سرمایهگذاری خود را به میزان این عوامل کاهش یا افزایش میدهد. اگر سرمایه گذار احتمال دهد که سرمایه با سود مطمئنه باز میگردد، با اطمینان سرمایهگذاری میکنند. اگر سرمایه گذار احتمال دهد که با قمیت پایین تری کالا وارد میشود، تلاشی برای تولید نخواهد کرد؛ زیرا فروش تضمینی نیست. معلوم است که سرمایهگذاری در حوزههای گوناگون با توجه به رقابتها و میزان آن انجام میگیرد. از آن جایی که برخی از مواد خام در برخی حوزههای جغرافیایی ارزانتر یا خدمات فنی ارزانتر است، میتواند در قیمت تمام شده کالا تاثیر بگذارد. اگر بخواهیم اقتصاد مقاومتی داشته باشیم باید در گامها نخست پیش از آنکه یک کالای ارزان با کیفیت تولید شود، پذیرایی کالای گرانتر و بیکیفیتتر در یک محدوده زمانی مشخص باشیم؛ همان طوری که کشور ژاپن عمل کرد و سپس کالای با کیفیتتر و ارزانتر تولید کرد، بلکه گاه خریدار برای کالای با کیفیت حاضر است پول بیش تری را هزینه کند. به هر حال، واردات کالاهایی که در داخل تولید میشود یا زمینه سرمایهگذاری در آن فراهم آمده و در آغاز راه تولید است، باید با محدودیت شدید مواجه شود. در این میان برای جلوگیری از قاچاق کالا باید فکر جدی کرد؛ به نظر میرسد که این حجم عظیم واردات کالا نمیتواند تنها از مبادی غیر رسمی و مرزهای غیر رسمی و از طریق کوله باری باشد، بلکه از همین مرزها و گمرک با استفاده از عوامل رانتی، رشوهگیری و مانند آن باشد. سوء استفاده افراد از قدرت و حضور در مراکز قدرت به ویژه قدرتهای نهان و پشت پرده مهمترین عامل در افزایش شگفت انگیز حجم کالاهای قاچاقی دانست که تولید داخلی را نابود کرده و به مرز ورشکستی کامل رسانیده است. اصولا با کوله باری نمیتوان انگور، نارنگی و یا اجناس فاسد شدنی را وارد کرد و چنین ضربه سنگینی به تولیدات داخلی باغی وارد نمود.
- تولیدات با کیفیت و استاندارد سازی: باید تولیدات داخلی به سمت کیفیت برتر سوق داده شود و در این میان استانداردسازی بومی لازم و ضروری است. البته چنان که گفته شد، یکی از عوامل گرایش به واردات کالا، غیر از ارزانی آن، کیفیت آن است. البته در آغاز شدنی نیست که کالای با کیفیت همانند کیفیت وارداتی باشد، اما میتوان در مسیر کیفیتی حرکت کرد که در نهایت برای خریداران بومی از کیفیت مناسبی برخوردار است. دست کم در مراحل نخست باید کف کیفیت را در نظر گرفت تا با تجربه و توسعه و تحقیق این کیفیت افزایش و در سطح قابل قبول یا برتر آن دست یافت.
- مصرف بهینه و درست: شاید مهمترین مانع در اقتصاد مقاومتی مصرف اسرافی و تبذیری است که سرمایهها را از میان میبرد؛ زیرا هم کالا با چنین نوع مصرف از میان میرود و هم سرمایههایی که دراین راه هزینه شده بازپس نمیآید. از این روست که در آیات قرآنی از هر گونه مصرف اسرافی وتبذیری منع شده است.[۵۷] در این باره بسیار گفته و نوشته شده است.
- اولویت سنجی و اولویتگذاری در واردات: چنان که گفته شد، واردات کالا به ویژه قاچاق کالا مانع مهم در سر راه اقتصاد مقاومتی است. در واردات کالاهای که لازم است هم باید به عنصر و عامل نیاز توجه کرد و هم به میزان و سطح نیازهای توجه یافت؛ زیرا برخی از کالاها از مصادیق کالاهای ضروری و اساسی وبرخی دیگر از مصادیق کالاهای تجملی و تشریفاتی است. امروز دیده میشود که حجم عظیم از سرمایههای ملی صرف واردات کالاهای تجملاتی و تشریفاتی میشود که ویژه طبقات مرفه و مترف جامعه است. اتومبیلهای آن چنانی که ارزبری دارد جز برای تجمل و تفاخر نیست. اینگونه است که هم ارز از کشور خارج میشود و هم سرمایه به جای تولید در خدمت تجملات و تفاخرات میشود. البته ریشه این امر را باید در نوع نگاه مردم جست. جو و فضای روانی موجب میشود تا مردم به جای رقابت در تولید و مصرف کالاهای ضروری به سمت و سویی سوق داده شوند که رقابت در مصرف کالاهای تجملاتی و چشم پر کن باشد تا اینگونه بر یک دیگر فخر فروشند و با چشم و هم چشمی سرمایههای جامعه را به یک معنا تباه سازند و زمینه برای واردات کالاهای تجملاتی فراهم آید. باید ملت نسبت به این حقیقت آگاه شده و مصرف تجملاتی را به عنوان اسراف و تبذیر سرمایه قلمداد کرده و همان طوری که خداوند اینگونه رفتار را دوست نمیدارد و کراهت و زشت میداند، مردم نیز بد داشته و آن را مکروه و ناخوشایند و زشت بشمارند.[۵۸].[۵۹]
مقتضیات اقتصاد مقاومتی
اقتصاد مقاومتی مقتضیاتی دارد که باید شرایط آن فراهم آید. مهمترین مقتضیات رسیدن به اقتصاد مقاومتی که وابستگی به خارج نداشته و بر پایه داخلی استوار باشد و در برابر فشارها و متغیرات درونی و بیرونی بتواند ضربات را پذیرا باشد و در همان حال دفع نماید، اموری است که برخی از آنها عبارتند از:
- سلامت اقتصادی: گردش سالم اقتصادی از مهمترین مقتضیات اقتصاد مقاومتی است. اگر سرمایه در مسیر درست و سالم خود در گردش قرار نگیرد، نمیتوان امیدی به اقتصاد مقاومتی داشت. خداوند در آیات قرآنی از جمله آیه ۱ و ۴۱ سوره نخست انفال و ۷ سوره حشر بر گردش سالم اقتصادی تأکید دارد و حتی راهکارهایی برای تحقق آن بیان کرده است که از جمله آنها تقسیم انفال و فی به همه افراد جامعه است تا ثروت در اختیار یک طبقه اجتماعی قرار نگیرد. از آن جایی که قدرت و ثروت در طول تاریخ با هم آمیخته شده و جلوی عدالت اقتصادی را سد کرده است، لازم است تا برای تحقق اقتصاد مقاومتی، سلامت اقتصادی وجود داشته باشد. ویژهخواری و انحصارگرایی از سوی اهالی قدرت و طبقه حاکمه و ثروتمندان اهل نفوذ مهمترین مانع جدی در سر راه اقتصاد سالم و سلامت اقتصادی است.
- عدالت اقتصادی و حق سهم مردم: عدالت اقتصادی که در آیات قرآنی به عنوان قسط مطرح شده است، به این معنا است که همه انسانها از مواهب هستی درصدی را باید بهره مند باشند. به این معنا که هر یک سهمیهای از سرمایههای هستی و مواهب طبیعی از دریا و کوه و آب و هوا و مانند آنها به عنوان حق دارا هستند که در بسیاری از موارد از سوی ظالمان و مستکبران خورده میشود و قاسطین و سهمیه خوران به سبب حضور در مراکز قدرت و ثروت اجازه نمیدهند تا این قسط و سهمیه و حق طبیعی مردم به دست آنان برسد. خداوند مهمترین هدف بعثت پیامبران را آشناسازی مردم نسبت به حقوق طبیعی آنان دانسته تا بر اساس قوانین و حق طبیعی به خیابانها ریخته و حق خود را به عنوان قسط و سهمیه مطالبه کنند.[۶۰] پس اگر بخواهیم اقتصاد مقاومتی را تحقق بخشیم باید حق و حقوق مردم را به آنان بشناسانیم و مردم را برای مطالبه گری نسبت به حق و سهم خویش به قیام و نهضت تشویق و ترغیب کنیم تا هر کسی سهم و قسط خود را از مواهب طبیعی دنیا بخواهند. در این میان اسلام و کفر و مانند آن نقشی ندارد؛ زیرا اینها از حقوق طبیعی انسان است و همین که عنوان انسان بر کسی اطلاق شود از چنین حقوقی برخوردار است. بنابراین، مطالبه گری نسبت به حق سهم هر کسی از مهمترین مقتضیات اقتصاد مقاومتی است که باید آموخت و بدان عمل کرد. بدون سهم خواهی نمیتوان امیدی به اقتصاد مقاومتی داشت؛ زیرا برخی از اهالی قدرت و ثروت به حکم قدرت و ثروت به ظلم و بطر و شر و مانند آن گرایش یافته و اجازه نمیدهند تا مردم سهم خود را داشته باشند و اینگونه اقتصاد مقاومتی تحقق نخواهد یافت؛ زیرا اقتصاد مقاومتی به معنای بهرهمندی همگانی از اقتصاد و آسایش است و اگر کسانی که اکثریت جامعه را تشکیل میدهند از سهم خویش محروم شوند هیچ گونه مشارکت و همکاری در تولید ثروت و سرمایه ملی نخواهند داشت و اقتصاد مقاومتی نیز شکل نمیگیرد.
- امنیت اقتصادی: امنیت مهمترین مقتضی در تحقق اقتصاد مقاومتی است؛ زیرا چنان که بیان شد، افزایش خطر در سرمایهگذاری و عدم بازگشت سرمایه و سود مطمئنه میتواند مشارکت در سرمایهگذاری تولیدی را متوقف کرده و به سمت و سوی سرمایهگذاری در مواردی سوق دهد که سود مطمئن و آسان فراهم باشد. اینگونه است که واردات کالا به جای سرمایهگذاری برای تولید به سبب ریسک و خطر کمتر در دستور کار سرمایه گذاران قرار میگیرد. در آیات قرآنی بر تاثیر امنیت در رشد و شکوفایی بارها تأکید شده است.[۶۱]
- مشارکت همگانی: اقتصاد مقاومتی در سایه تعاون و مشارکت همگانی شکل میگیرد. در آیات قرآنی بر نقش مشارکت فعال همگانی در عرصههای گوناگون از جمله حوزه عمل اقتصادی توجه داده شده است.[۶۲]
- کار تولیدی: از مهمترین مقتضیات اقتصاد مقاومتی میبایست به کارتولیدی اشاره کرد. اصولا خلیفه خداوندی با مأموریت در زمین میبایست به کار تولید بپردازد و تا با فراوری و تبدیل و تغییر در مواد کالایی مفید و سازنده تولید کند.[۶۳]
آن چه بیان شده برخی از مقتضیات تحقق اقتصاد مقاومتی است. نگارش همه مقتضیات بیرون از حوصله یک مقاله و مطلب کوتاه و گذرا است.[۶۴]
راههایی مقتضی زایی
برخی از مقتضیات اقتصاد مقاومتی بیان شد. تحقق این مقتضیات در جامعه نیازمند توجه به اموری است که در این جا به عنوان راهها و روشهای ایجاد مقتضی به آن توجه میشود. از جمله روشهای تحقق مقتضیات میتواند به موارد زیر اشاره کرد:
- افزایش تولید داخلی: اگر بخواهیم اقتصاد مقاومتی داشته باشیم و از عدالت قسطی در جامعه سود بریم، باید بر تولید کمی و کیفی کالا در داخل تأکید کنیم. امید به تأمین نیازهای یک جامعه از بیرون امید واهی است و کسانی که پیوند و وابستگی به اقتصاد سرمایهداری را یک سرچشمه رشد و شکوفایی اقتصادی دانسته و نشان میدهند، نشان دادن سراب به جای آب است. تاکنون هیچ اقتصادی در جهان نتوانسته با نگاه به بیرون به شکوفایی برسد و اقتصاد کشورهای جنوب شرق آسیا در یک دوره به خوبی نشان داد که وابستگی به بیرون به جای درون همانند رشد حبابی است که با کوچکترین فشار میترکد و فرو میپاشد. در همین اقتصاد شرق آسیا تنها کشورهایی از بحران دهههای گذشته به سلامت گذشتند که به جایی برون به درون تکیه کردهاند.
- آموزش منابع انسانی: آموزش منابع انسانی به ویژه در آموزش فنی و حرفهای باید در دستور کار قرار گیرد. این آموزشها باید ناظر به آموزش از شناسایی منابع خام تا تبدیل و فرآوری، تا بازاریابی و فروش و تا مصرف را در بر گیرد؛ زیرا اقتصاد همانند یک دوره زندگانی انسانی از پیش تولید در قالب نطفه تا مرگ و مراسم کفن و دفن آن را شامل میشود و همه این امور در قالب عمل اقتصادی تعریف میشود.
- پرورش نخبگانی: البته استعدادهای مردم یکسان نیست و لازم است تا نخبه گزینی و پرورش نخبگانی در دستور قرار گیرد و از فرار نخبگان نیز که سرمایههای انسانی یک اقتصاد مقاومتی است جلوگیری کرده و حتی زمینه جذب نخبگان از بیرون را نیز فراهم آورد.
- خودکفایی و نگاه به درون: اقتصاد مقاومتی در سایه خودکفایی و نگاه به درون شکل میگیرد نه نگاه به بیرون. همان طوری که بیان شد کشورهایی موفق هستند که بر منابع ملی از مادی و انسانی تأکید دارند. اصولا خودکفایی سیاسی و نظامی بدون خودکفایی اقتصادی معنا و مفهومی ندارد؛ زیرا اقتصاد ستون میانی خیمه و چادر جامعه است و یک جامعه از نظر فرهنگی و سیاسی و نظامی بر اقتصاد میتواند به استقلال برسد. پس استقلال اقتصادی میبایست در دستور کار قرار گیرد و اقتصاد مقاومتی شکل علمی و عملی برای تبدیل یک اقتصاد وابسته به یک اقتصاد مستقل است. اگر در اسلام بر استقلال نظامی برای حمایت از اقتصاد سیاسی در آیه ۶۰ سوره انفال تأکید شده به طور غیر مستقیم بر استقلال اقتصادی نیز تأکید شده است؛ زیرا بدون تحقق استقلال اقتصادی نمیتوان از استقلال نظامی و سیاسی سخن گفت؛ همان طوری که وقتی از انفاق سخن به میان میآید مراد تولیدی است که سرمایهای برای انفاق فراهم میآورد.
- فراوری و تغییر در راستای تولید برتر: همان طوری که گفته شد خام فروشی به معنای از دست دادن بستر برای یک اقتصاد مقاومتی و مانع جدی در سر راه آن است. پس باید بر فرآوری و صنایع تبدیلی و تغییری تأکید و اهتمام شود.
- اهتمام به اقتصاد دانش بنیان: در همین راستا توجه به اقتصاد دانش بنیان یک اصل و فریضه برای اقتصاد مقاومتی است که مستقل میتواند ستون جامعه را بر پا داشته باشد و از تندبادهای فشارهای درونی و بیرونی بر آید و مقاومت نماید. از همین روست که مقام معظم رهبری بر اقتصاد دانش بنیان تأکید میکند که زمینه را برای فرآوری و تبدیل ماده خام به برترین کالا و مفیدترین و سودآورترین آن فراهم میآورد.
- غرقه سازی: ممکن است افراد جامعه به آثار و فواید اقتصاد مقاومتی آگاه باشند، ولی نباید به این امر اکتفا کرد بلکه باید با غرقهسازی زمینه را برای بسیج همه منابع مادی و انسانی برای اقتصاد مقاومتی فراهم آورد. باید ذهن و فکر و عمل مردم چنان درگیر شود که شب را نیز با خواب اقتصاد مقاومتی بخوابد و رویای اقتصاد مقاومتی ببیند وحتی در خواب راههایی را برای تولید مفید کشف نماید؛ زیرا خواب نیز دریچهای به عالم حقیقت است که میتواند پیشگوییها را به پیش بینی واقعی تبدیل کند؛ مگر کم است داستانها و خیال بافی که به واقعیت تبدیل شده است؟! پس غرقهسازی چنان که در جنگ توسط امام خمینی صورت گرفته نسبت به جنگ اقتصادی نیز انجام گیرد.
- توجه به حوزه اقتصاد تعاونی: بارها گفته شده که اقتصاد تعاونی به معنای اقتصاد مشارکت است. در این نوع اقتصاد از رانتخواری و انحصارگرایی میتوان فرار کرد و همگان را درگیر امری به نام جنگ اقتصادی کرد که در قالب اقتصاد مقاومتی در حال انجام است.
- بیمه تولید و کاهش درجه و میزان خطر در سرمایه گذاری: همچنین باید میزان خطر و بازگشت سرمایه و سود را کاهش داد و انگیزه را برای سرمایهگذاری خرد و کلان فراهم آورد. قوانین میتواند بخشی از این امر را تأمین کنند و همچنین دولت با اصل بیمه در صنعت و سرمایهگذاری اقتصادی همانند بیمه در انتقال و جابه جایی کالا، میزان خطر را کاهش دهد. باید بیمه در تولید از کشاورزی و صنعتی باید در دستور کار دولت باشد و دولت از انفال در این زمینه هزینه و بودجه و اعتبار داشته باشد.
- افزایش اشتغال با ارز ملی: افزایش اشتغال داخلی به جای خارجی باید در دستور کار قرار گیرد. این که بخواهیم سرمایه ارزی را برای رضایت یک گروه به کار گیریم و هواپیماها را وارد کنیم که تنها یک درصدیها از آن بهره میگیرند و از قطار و اتوبوس و مانند آن غافل شویم در حقیقت مبارزه منفی با اقتصاد مقاومتی است. دولت باید برای ۹۹ درصدیها کار کند نه یک درصدیها و ارز ملی را نه برای واردات خودروهای میلیادری بلکه اشتغال داخلی و کارگاههای کوچک و خرد هزینه کند. حمایت از کارگاههای کوچک تعاونی باید به عنوان یک اصل قرار گیرد. در این زمینه کارشناسان نخبه بهتر میتوانند راهکار ارایه دهند
- خرید تولیدات ملی: مردم باید بیاموزند از تولیدات داخلی و ملی هر چند با کیفیت کمتر استفاده کنند و دولت باید هم تشویق روانی و مالی نماید؛
- تولید علم: تولید علم برای تبدیل آن به کالا باید در دستور کار مراکز آموزشی باشد. مراکز آموزشی به جای آموزشهایی بیفایده و مدرک دهی باید به آموزشهایی توجه یابد که بتواند علم را به کالا و خدمات مفید تبدیل کند.
- جلوگیری از ویژهخواری: از هر گونه ویژهخواری باید جلوگیری کرد. ضربهای که امروز اقتصاد ایران از ویژهخواری میخورد شاید کمتر از جنگ نظامی نباشد. آمارها خود گواه آن است که دولتمردان گرایش شدید به ویژهخواری داشته و به اشکال گوناگون با استفاده از این پدیده در برابر اقتصاد سالم مقاومت میکنند. اینگونه است که هرکسی تلاش میکند تا با راه یابی به مراکز تصمیمسازی و تصمیمگیری و ارتباط با افراد، از اطلاعات ویژه و نیز ارتباط خاص بهره برده و یک درصدیها ۹۹ درصد سرمایه را به نام خود کنند. جالب این که یک درصدیها امروز حدود ۹۹ درصد انفال را برای خود به کار میگیرند و همانند بیت الحال از آن استفاده میکنند.[۶۵]
اقتصاد مقاومتی یک اولویت در فرهنگ قرآنی
خداوند در آیه ۵ سوره نساء، اقتصاد را مایه قوام و استواری یک جامعه دانسته است. به این معنا که اگر جامعه را یک خیمه درنظر بگیریم، برای برپایی آن نیازمند ستونهایی هستیم که دست کم چهار سوی این چادر را برپا دارد. اما درا ین میان یک ستون دیگر که بنیادیترین ستون خیمه جامعه است، ستون میانی آن است که در حقیقت چادر جامعه را برپا داشته و به شکل نهایی کامل میکند. این ستون میانی برای جامعه، همان اقتصاد است؛ زیرا بدون ستون میانی یعنی اقتصاد، چادر جامعه بشری نیمهکاره است و آنچنان باید و شاید قابل استفاده نیست و یا به سختی قابل استفاده خواهد بود که خود عامل مردمگریزی از آن جامعه به سوی جوامع دیگر بشری خواهد شد. اینگونه است که مهاجرتها از جوامعی که اقتصاد آن محکم و استوار و پابرجا نیست، به سمت جوامعی که از استواری برخوردار است، انجام میگیرد. مهاجرت کوچک از جوامع کوچک یا بزرگ روستایی، شهری، کشوری، به جوامع دیگر در همین چارچوب انجام میگیرد. از اینرو وقتی یک اقتصاد روستایی، قوی و استوار شود، کوچ عکس، انجام میگیرد و مردم از اقتصاد شهری ضعیف و سست به روستایی با اقتصاد قوی کوچ میکنند. البته باید توجه داشت که اسلام و قرآن، اقتصاد را هدف و غایت نهایی بشریت نمیداند، ولی آن را برای جوامع در قالب اصل اساسی تعریف میکند؛ زیرا یک اقتصاد دارای قوام و استواری که هم از درون بر پایهها و بنیادهای علمی و عملی محکم شده و هیچ نیازی به بیرون از خود ندارد، و هم از بیرون تحت فشار فرو نمیپاشد و از مقاومت در برابر فشارهای خارجی و بیرونی برخوردار است، بنیاد هر جامعهای است؛ چراکه جامعه انسانی به هدف تأمین نیازهای غریزی و فطری شکل میگیرد؛ زیرا انسان به گونهای آفریده شده که بدون اجتماع نمیتواند همه نیازهای مادی و معنوی خود را برآورده سازد و تنها در یک اجتماع است که افراد انسانی میتوانند نیازهای غریزی و فطری خود را تأمین کنند.
از نظر قرآن، مهمترین و اساسیترین نیازهای انسانی، آرامش و آسایش است. این دو عنصر اساسی یعنی آرامش و آسایش معنا و مفهوم سعادت را شکل میبخشد. پس هر انسانی زمانی احساس خوشبختی میکند که آرامش و آسایش را برای خود فراهم دیده باشد و هر گاه یکی از این دو عنصر اساسی وجود نداشته باشد، احساس بدبختی و شقاوت به انسان دست میدهد و همین ع نصر، نارضایتی مردم از جامعه و وضعیت موجود را سبب میشود و انسانها را به مخالفت با ساختار جامعه فعلی در قالب عدم مشروعیت سیاسی و اجتماعی نظام سیاسی وادار میسازد و در صورت ناتوانی در ایجاد تغییر، زمینه مهاجرت گسترده مردم از آن جامعه به جوامع دیگر را موجب میشود. قرآن بر دو عنصر اساسی شکلگیری و فلسفه وجودی جوامع بشری، در قالب آرامش و آسایش تأکید میکند. از جمله در آیه ۴ سوره قریش، ضمن تبیین نعمتهای خداوند به این قوم میفرماید: الذی أطعمهم من جوع و آمنهم من خوف؛ همان که آنها را در هنگام گرسنگی طعام داد و آنان را از ترس و خطر ایمن ساخت. همچنین در وصف یک جامعه موفق میفرماید: ﴿وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةًۭ كَانَتْ ءَامِنَةًۭ مُّطْمَئِنَّةًۭ يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًۭا مِّن كُلِّ مَكَانٍۢ﴾[۶۶] از نظر قرآن، جامعهای کامل است که از دو عنصر آسایش وآرامش برخوردار باشد. البته گاه آرامش و امنیت را مقدم داشته و گاه دیگر آسایش و رفاه را مقدم میدارد؛ این تقدم و تأخر عناصر آرامش و آسایش از آن روست که جوامع نخست به تأمین امنیت جانی اقدام میکنند و سپس راهکاری برای تأمین غذا میجویند و گاه میشود که یک امنیت ثانوی مراد است که در آن صورت غذا و امنیت غذایی مقدم میشود. از نظر قرآن، تأمین اقتصاد مقاومتی یعنی اقتصادی که بر پایههای خود استوار بوده و نیازی به بیرون ندارد و نیز توان مقابله با هر گونه فشار و تهدید بیرون را دارا است، به عنوان یک اولویت و هدف اولی برای جوامع بشری تعریف شده است. قرآن با قرار دادن زکات و انفاق در کنار نماز بر آن است تا نشان دهد عبادت اسلامی در حوزه فردی و اجتماعی تعریف میشود. اینکه شخص باید انفاق کند به معنای این است که هرکسی باید به عنوان یک عبادت و وظیفه و تکلیف دینی تلاش کند تا تولید و درآمد اقتصادی داشته باشد؛ زیرا بدون درآمد، انفاق معنایی ندارد. پس وقتی خداوند در آیات ۲ و ۳ سوره بقره، از وجوب انفاق در کنار نماز سخن میگوید در حقیقت بر این نکته تأکید میکند که بندگی و عبادت خداوند بدون تولید اقتصادی و انفاق بخشی از درآمد معنا و مفهومی ندارد. لذا از نظر قرآن، اقتصاد مقاومتی که میتواند خود را بر پا نگه دارد و حتی حامی اقتصادهای ناتوان افراد و یا جوامع بشری دیگر باشد یک غایت برای زندگی بشر در دنیا به عنوان خلیفه الهی تعریف شده است.[۶۷]
ضرورت سیاستگذاری در مقام اقدام و عمل در اقتصاد مقاومتی
همانطوری که در مقدمه بیان شد، انسان برای انجام هر کاری، در گام نخست تصوری از چیزی در ذهن دارد. این تصور پس از تفکر عقلانی در قالب یک قضیه تصدیقی سامان مییابد. به عنوان نمونه انسان وقتی خوشبختی خود را در دو عنصر آرامش و آسایش مییابد، در قالب قضیهای به این میرسد که «خوشبختی در آسایش و آرامش است». سپس انسان برای رسیدن به این خوشبختی به عنوان یک هدف و غایت زندگی برنامهریزی و تلاش میکند. در حقیقت کسب خوشبختی در قالب آسایش و آرامش، انگیزه زندگی هر انسان و جامعهای میشود. اینگونه است که فلسفه زندگی برای انسان و جامعه در مقام ذهن و تصدیق ذهنی شکل میگیرد. اما میان خواسته و انگیزه تا دستیابی به آن راه بسیاری است. انگیزه، موجب میشود شوق دستیابی در شخص یا جامعه ایجاد شود. این شوق موجب میشود تا برای به دست آوردن این غایت و هدف، شرایط را فراهم آورده و موانع پیشرو را بردارد. آنچه در ذهن ایجاد شده یک عقد الذهن است؛ اما گام بعدی آن است که این عقدالذهن در قلب آدمی در قالب عقیده و عقد القلب خود را تحکیم بخشد؛ زیرا این عقدالقلب و عقیده است که موجب حرکت و اقدام و عمل در آدمی میشود. بسیاری از مردم، نسبت به امور، عقد ذهنی یعنی جزم اندیشهای دارند، ولی خبری از عقیده و عزم ارادی در آنان نیست.[۶۸] همه میدانیم که خوشبختی و سعادت در سایه تأمین آرامش و آسایش به دست میآید؛ اما این به تنهایی کفایت نمیکند، بلکه این دانستن باید در قالب توانایی، خودش را نشان دهد و جزم اندیشه به عزم ارادی در آید. باید شوق و شور و حرکت در آدمی ایجاد شود تا آنچه میداند به آنچه میتواند در آید و در نهایت خروجی و برونداد آن نیز همان غایت و هدف نهایی باشد. امروز همه میدانیم که اقتصاد مقاومتی تنها راه برونرفت جامعه از مشکلاتی است که اقتصاد جامعه را تهدید میکند و آسایش و رفاه را از مردم سلب کرده است؛ اما این دانستن به تنهایی نمیتواند مشکل را حل کند؛ زیرا با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمیشود، بلکه باید دنبال حلوا و شیرینی رفت و آن را به دست آورد تا دهان آدمی و جامعه ایران اسلامی شیرین شود. خداوند در قرآن بیان میکند که بیایمانها، سست ایمانها و مانند آنها نمیتوانند کاری را به درستی انجام دهند و کاری را پیش برند. پس کسانی که در مقام جزم اندیشهای، اقتصاد مقاومتی را تصدیق نمیکنند، و نیز کسانی که در مقام جزم اندیشهای، اقتصاد مقاومتی را تصدیق میکنند، ولی در مقام عزم، همت و اراده قوی ندارند، نمیتوانند اقتصاد مقاومتی را تحقق بخشند.
از نظر قرآن دو گروه در جوامع بشری هستند که اقتصاد مقاومتی را به عنوان راه برونرفت مدنظر قرار نمیدهند: ۱. منکران اقتصاد مقاومتی؛ ۲. باورمندان سست ایمان و فاقدان عزم. خداوند در آیه ۱۱۵ سوره طه درباره حضرت آدم(ع) و عدم موفقیت او در برابر شیطان میفرماید: و لم نجد له عزما؛ و ما برای آدم عزمی نیافتیم. به این معنا که حضرت آدم(ع) میدانست که خوردن میوه درخت ممنوع مانع جدی در سر راه اوست و نباید به آن نزدیک شود؛ ولی با آنکه میدانست در مقام عمل، فاقد عزم و همت عالی و جدی بود. اینگونه است که به سادگی در دام وسوسه ابلیس میافتد و برخلاف علم جزمی خود عمل میکند و از میوه درخت ممنوع میخورد. در جامعه اسلامی، کسانی هستند که اصولا در مقام اندیشه، هیچ جزمی به اقتصاد مقاومتی به عنوان راه برونرفت جامعه از مشکلات اقتصادی کنونی ندارند، بلکه حتی جزم به خلاف آن داشته و معتقدند که اقتصاد مقاومتی به عنوان یک مانع در سر راه پیشرفت اقتصاد اسلامی است و اقتصاد اسلامی باید با اقتصاد جهانی همراه شده و بگذارد تا بازار جهانی خود تعیین کننده سرنوشت اقتصاد اسلامی باشد. دومین گروهی که مانع جدی برای اقتصاد مقاومتی و تحقق آن هستند، همان سست ایمانها هستند که در مقام جزم با گروه اقتصاد مقاومتی همراه هستند، اما در مقام عمل و عزم؛ همگام نیستند، از اینرو هیچ حرکت و کار و فعالیتی برای تحقق اقتصاد مقاومتی انجام نمیدهند. اینان هر چند برخلاف گروه اول مانعی برای تحقق اقتصاد مقاومتی ایجاد نمیکنند، ولی با کنار کشیدن خود از همگامی با باورمندان به اقتصاد مقاومتی، ظرفیت حرکت موفقیتآمیز را کاهش میدهند؛ زیرا بخش اعظم مردم را همین گروه تشکیل میدهند. شکی نیست که مشارکت بخش اعظم جامعه، برای تحقق هر حرکتی مهم و اساسی است. اینان به سبب آنکه بخش اعظم جامعه را تشکیل میدهند، با عدم مشارکت خود در مقام عمل و اقدام، قسمت عمده سرمایه ملی را که باید در خدمت اقتصاد مقاومتی باشد، کنار گذاشته و موجب عدم تحقق اقتصاد مقاومتی و رسیدن برنامه به هدف میشوند.[۶۹]
راهکارهایی برای اقدام و عمل
حال که هدف و نیز مقتضی و مانع شناخته شد، به نظر میرسد که باید دنبال راهکارهایی بود که اقدام و عمل را تحقق میبخشد و موجب میشود تا منابع انسانی و غیرانسانی در خدمت اقتصاد مقاومتی قرار گیرد. از جمله اقداماتی که باید انجام گیرد تا اقتصاد مقاومتی تحقق یابد و جامعه احساس خوشبختی و سعادت کرده و آرامش و آسایش به جامعه بازگردد، موارد زیر است:
حذف موانع: بیگمان پس از شناخت موانع باید کاری کرد که این موانع از پیش روی قطار اقتصاد مقاومتی برداشته شود. ریلگذاری با حذف موانع شدنی است. اگر جایی زمین سست است یا نیازمند پلی است تا ریلگذاری انجام شود تا قطار در ریل خود به حرکت درآید، باید این موانع حذف شود. این حذف گاه به معنای حذف فیزیکی و در حقیقت سلبی است و گاه دیگر با حرکت ایجابی انجام میگیرد. مهمترین مانع در برابر اقتصاد مقاومتی و ریلگذاری و حرکت قطار آن، منکران اقتصاد مقاومتیاند که هم اکنون در برخی مراکز تصمیمگیری و تصمیمسازی حضور دارند. این گروه خود به سه جریان:
- جریان نفوذی؛
- جریان منافقان؛
- کافران به اقتصاد مقاومتی تقسیم میشوند. جریان نفوذی، جریانی است که در خدمت اقتصاد بازار و سرمایه غربی فعالیت میکند. این گروه به سبب آنکه عامل اختیاری و غیراختیاری جریان اقتصاد غرب است، اصولا رفتاری پیچیده دارد و تنها با دقت نظر در مجموعه رفتارها و گفتارهای آنان میتوان آنها را شناخت. اینان جاسوسان اقتصادی دشمنان هستند و چون اقتصاد مقاومتی را سد راه در برابر خود مییابند، اجازه ساخت و یا تقویت آن را نمیدهند[۷۰]؛
جریان نفاق؛ هر چند که مستقیم همانند جریان نفوذ در خدمت اقتصاد بازار و سرمایه به مفهوم غربی آن نیست؛ ولی از نظر فکری باوری به اقتصاد مقاومتی نداشته و در خدمت دشمنان خواهد بود و هر از گاهی نیز در قالب جاسوس در خدمت آنان درمیآید؛
منکران اقتصاد مقاومتی. این گروه هر چند که مسلمان هستند، ولی به اقتصاد اسلامی اعتقادی ندارند و یا اگر به اقتصاد اسلامی اعتقاد داشته باشند، اقتصاد مقاومتی را به عنوان یک سیاست، راهبرد و برنامه در اقتصاد اسلامی نمیپذیرند با توجه به تفاوتهای این جریانها، باید به گونهای عمل شود که جریان نفوذی حذف شود و جریان نفاق شناخته و حرکات آنان شناسایی و جلوی اقدامات آنان گرفته شود و جریان سوم به اقتصاد اسلامی و نیز اقتصاد مقاومتی ایمان آورد؛ البته نباید ترس موهوم را که در برخی از موارد به سبب برخی از نشانهها در قالب ترس واقعی خودش را نشان میدهد، نادیده گرفت. ترس اینکه هر گونه قطع رابطه با بازار سرمایه جهانی و تأکید بر اقتصاد مقاومتی موجب میشود تا در کوتاه مدت از برخی از منافع محروم شوند، خود یک مانع جدی است.[۷۱] این ترس باید رفع شود و مردم احساس نگرانی نکنند. بنابراین نباید در تحقق اقتصاد مقاومتی یک باره عمل کرد، بلکه باید به صورت فرآیندی عمل کرد تا کمکم، هرگونه ارتباط یکسویه و وابستگی میان اقتصاد ملی و خارجی قطع شود.
ایجاد مقتضیات: برای ایجاد اقتصاد مقاومتی باید بر مشارکت حداکثری مردم تأکید کرد. برای ایجاد همگامی اکثریت خاموش و سست ایمان که در مقام اراده، عزم جدی و همت عالی ندارند، از همه ابزارهای جنگ روانی و غرقهسازی رسانهای بهره برد. باید کاری کرد تا این اکثریت به عنوان مهمترین عامل تاثیرگذار در اقتصاد مقاومتی به این حرکت ملحق شوند. برنامه و سیاستهای کلان دولت و نظام اسلامی باید بر مشارکت حداکثری این گروه تأکید کند. هر شخصی حتی کشاورزی در روستا یک قطعه از پازل اقتصاد اسلامی است. البته شکی نیست که قطعات پازل یک اندازه نیست؛ زیرا برخی از قطعات بزرگتر و تاثیرگذارتر و برخی کم تاثیرگذارتر هستند. غرقهسازی کار بسیار مهم و اساسی است. این کار را امام خمینی در هنگام جنگ عراق علیه ایران به خوبی به کار گرفت به طوری که همه جامعه ایرانی از پیرزن روستایی با تخممرغهای خویش و سرمایهداران بازار تهران با کمکهای هنگفت مالی در خدمت مقاومت علیه استکبار جهانی درآمدند. امروز غرقهسازی یک ضرورت برای اقتصاد اسلامی است. اگر نظام اسلامی نتواند اقتصاد مقاومتی را شکل دهد و به تأمین آسایش و رفاه برآید، هر چند امنیت و آرامش در جامعه در اوج است، ولی به سبب فقدان عنصر دوم یعنی آسایش، ناکارآمدی نظام مطرح شده و در بلندمدت موجب بحران و فقدان مشروعیت سیاسی میشود. اینکه مقام معظم رهبری بر اقدام و عمل در جهت اقتصاد مقاومتی تأکید میکند، زمینههای بحرانی است که ایشان مشاهده میکنند؛ زیرا ناکارآمدی به معنای ناکارآمدی ساختار نظام اسلامی برای تأمین عناصر اصلی جوامع و دولت است. در آیات قرآن بر عنصر مشارکت مردم تأکید بسیار شده است. شاید همدلی و همزبانی و تعاون در آیات قرآن نگاهی به تأمین مقتضیات اقتصاد مقاومتی داشته باشد. خداوند در آیه ۲ سوره مائده میفرماید: ﴿وَتَعَاوَنُوا۟ عَلَى ٱلْبِرِّ وَٱلتَّقْوَىٰ وَلَا تَعَاوَنُوا۟ عَلَى ٱلْإِثْمِ وَٱلْعُدْوَٰنِ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ﴾[۷۲]. این همکاری باید با همه افراد جامعه باشد و هیچ بخشی هر چند قطعه کوچک را نباید نادیده گرفت؛ زیرا یک روزنه کوچک میتواند سدی را خراب کند، چنانکه یک قطعه کوچک سدی محکم را حفظ میکند و سلامت میدارد.[۷۳]
منابع
پانویس
- ↑ نساء، آیه ۵.
- ↑ بقره، آیات ۳ و ۴۳ و ۴۴ و ۸۳ و ۱۷۷ و ۲۷۷؛ نساء آیه ۳۹ و دهها آیه دیگر.
- ↑ هود، آیه ۶۱.
- ↑ بقره آیه ۲۰۱، نساء آیه ۱۳۴، مائده آیات ۶۵ و ۶۶، اعراف آیه ۱۵۶ و آیات دیگر.
- ↑ منصوری، خلیل، استقامت لازمه رشد اقتصادی از منظر قرآن.
- ↑ ملک آیه ۱۵.
- ↑ اعراف آیه ۵۸؛ سبأ آیه ۱۵.
- ↑ هود آیه ۵۲؛ نوح آیات ۱۰ تا ۱۲؛ جن آیه ۱۶.
- ↑ اعراف آیه ۹۶.
- ↑ مائده آیه۶۶.
- ↑ اعراف آیه۹۶؛ طلاق آیه ۲ و ۳.
- ↑ هود آیات ۳ و ۵۲؛ نوح آیات ۱۰ و ۱۱.
- ↑ بقره آیه ۱۲۶؛ نحل آیه ۱۱۲.
- ↑ بقره آیه ۲۷۶؛ روم آیه ۳۹؛ سبأ آیه ۳۹؛ طلاق آیه ۷.
- ↑ جن آیه ۱۶؛ برداشت بر این اساس است که مقصود از «الطریقه» اسلام و ایمان و «ماء غدقاً» مثال برای توسعه در رزق و روزی باشد؛ چنان که تفاسیر معتبری جون ممع البیان و المیزان در ذیل آیه این معنا را استنباط و بیان کرده است.
- ↑ منصوری، خلیل، استقامت لازمه رشد اقتصادی از منظر قرآن.
- ↑ اساس البلاغه، ص۵۳۸.
- ↑ لغتنامه دهخدا.
- ↑ مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه قوم.
- ↑ فصلت آیه ۳۰؛ احقاف آیه۱۳.
- ↑ بقره آیه ۲۴۹ تا ۲۵۱.
- ↑ آل عمران آیات ۱۴۶ تا ۱۴۸.
- ↑ بقره آیه ۱۲۰؛ کهف آیه ۲۰.
- ↑ آل عمران، آیات ۱۴۶ تا ۱۴۸.
- ↑ آل عمران، آیه ۱۵۲ و آیات دیگر.
- ↑ آل عمران، آیات ۱۴۶ و ۱۴۸ و ۱۵۲؛ صف آیه ۴.
- ↑ کهف آیه ۶۰.
- ↑ آل عمران آیه ۱۴۶.
- ↑ منصوری، خلیل، استقامت لازمه رشد اقتصادی از منظر قرآن.
- ↑ «و داراییهایتان را که خداوند (مایه) پایداری (زندگی) شما گردانیده است به کمخردان نسپارید» سوره نساء، آیه ۵.
- ↑ توبه، آیه ۷۵؛ صف، آیات ۱۰ تا ۱۲
- ↑ منصوری، خلیل، مبانی قرآنی اقتصاد مقاومتی
- ↑ هود، آیه ۶۱
- ↑ فاطر، آیه ۱۰
- ↑ منصوری، خلیل، مبانی قرآنی اقتصاد مقاومتی
- ↑ «ای مؤمنان! مشرکان پلیدند بنابراین پس از امسال نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند و اگر از ناداری بیمناکید خداوند به زودی شما را با بخشش خویش اگر بخواهد بینیاز میگرداند که خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۲۸.
- ↑ منصوری، خلیل، مبانی قرآنی اقتصاد مقاومتی
- ↑ انفال، آیه ۱؛ حشر، آیه ۷
- ↑ هود، آیه ۶۱؛ نحل، آیه ۱۴: اسراء، آیات ۱۲ و ۶۶؛ قصص، آیه ۷۳؛ روم آیه ۴۶؛ جاثیه، آیه ۱۲؛ جمعه، آیه ۱۰؛ ملک، آیه ۱۵
- ↑ انعام، آیه ۱۵۲؛ رحمان، آیه ۹؛ حدید، آیه ۲۵
- ↑ توبه، آیه ۳۴؛ حشر، آیه ۷
- ↑ انعام، آیه۱۴۱؛ اعراف، آیه۳۱؛ اسراء؛ آیه۲۶؛ فرقان، آیه۶۷
- ↑ منصوری، خلیل، مبانی قرآنی اقتصاد مقاومتی
- ↑ توبه، آیه۳۴؛ حشر، آیه۷؛ حدید، آیه۲۵؛ و نیز شرح نهجالبلاغه لابن أبیالحدید: ج۲۰ ص۳۴۵ ح۹۶۱.
- ↑ همان
- ↑ بقره، آیات ۲۷۵ و ۲۷۶؛ ۲۷۸ و ۲۷۹
- ↑ توبه، آیه۳۴؛ حشر، آیه۷
- ↑ انعام، آیه۱۴۱؛ اعراف، آیه۳۱
- ↑ اسراء، آیه۲۶
- ↑ منصوری، خلیل، مبانی قرآنی اقتصاد مقاومتی
- ↑ حدید، آیه ۲۵
- ↑ یوسف؛ ۴۶ تا ۴۹ و ۵۵ و ۵۸ و آیات دیگر
- ↑ منصوری، خلیل، مقتضیات و موانع اقتصاد مقاومتی
- ↑ یوسف، آیات ۴۶ تا ۴۹
- ↑ یوسف، آیات ۴۶ تا ۴۹ و ۵۵
- ↑ یوسف، آیات ۵۵ و ۵۸
- ↑ انعام، آیه ۱۴۱؛ اعراف، آیه ۳۱؛ اسراء، آیه ۲۶؛ فرقان، آیه ۶۷
- ↑ حدید، آیه ۲۰؛ لقمان، آیه ۱۸ و آیات دیگر
- ↑ منصوری، خلیل، مقتضیات و موانع اقتصاد مقاومتی
- ↑ حدید، آیه ۲۵
- ↑ نحل، آیه ۱۱۲؛ سبأ، آیات ۱۲ تا ۱۴
- ↑ مائده، آیه ۲؛ یوسف، آیات ۴۶ تا ۴۹ و آیات دیگر
- ↑ هود، آیه ۶۱؛ نحل، آیه ۱۴؛ اسراء، آیات ۱۲ و ۶۶ و آیات دیگر
- ↑ منصوری، خلیل، مقتضیات و موانع اقتصاد مقاومتی
- ↑ منصوری، خلیل، مقتضیات و موانع اقتصاد مقاومتی
- ↑ «و خداوند شهری را مثل آورد که در امن و آرامش بود، روزی (مردم) اش از همه جا فراوان میرسید آنگاه به نعمتهای خداوند ناسپاسی کرد و خداوند به کیفر آنچه (مردم آن) انجام میدادند گرسنگی و هراس فراگیر را به (مردم) آن چشانید» سوره نحل، آیه ۱۱۲.
- ↑ منصوری، خلیل، اقدام و عمل در اقتصاد مقاومتی چرا و چگونه
- ↑ نمل، آیه ۱۴
- ↑ منصوری، خلیل، اقدام و عمل در اقتصاد مقاومتی چرا و چگونه
- ↑ محمد، آیه ۳۰؛ توبه، آیه ۴۷
- ↑ توبه، آیه ۲۸
- ↑ «و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بیگمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.
- ↑ منصوری، خلیل، اقدام و عمل در اقتصاد مقاومتی چرا و چگونه