عصر امامان اهل بیت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۱ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[20]]|سال=[[۱۴۰۵]]|کاربر=Bahmani}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = امامت
| موضوع مرتبط = امامت
خط ۲۸: خط ۲۷:


[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در دوره کوتاه [[حکومت]] خود که با درخواست [[مردم]] تشکیل شده بود با سه جنگ داخلی ([[جنگ جمل]]، [[جنگ صفین]], [[جنگ نهروان]]) روبه‌رو گردید که طولانی‌ترین آنها [[جنگ]] با [[شورشیان]] [[سرزمین شام]] به سرکردگی معاویه بود<ref>ر.ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]]؛ [[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام علی بن ابی‌طالب (مقاله)|مقاله «امام علی بن ابی‌طالب»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]، ص۳۹۲-۴۲۱؛ [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص۵۷۱-۵۸۶.</ref>.
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در دوره کوتاه [[حکومت]] خود که با درخواست [[مردم]] تشکیل شده بود با سه جنگ داخلی ([[جنگ جمل]]، [[جنگ صفین]], [[جنگ نهروان]]) روبه‌رو گردید که طولانی‌ترین آنها [[جنگ]] با [[شورشیان]] [[سرزمین شام]] به سرکردگی معاویه بود<ref>ر.ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]]؛ [[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام علی بن ابی‌طالب (مقاله)|مقاله «امام علی بن ابی‌طالب»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]، ص۳۹۲-۴۲۱؛ [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص۵۷۱-۵۸۶.</ref>.
== عصر امام حسن مجتبی{{ع}} ==
{{اصلی|عصر امام حسن}}
دوران زندگانی [[امام مجتبی]]{{ع}} را می‌توان به پنج دوره تقسیم کرد: هفت سال با [[پیامبر]]؛ ۲۵ سال در [[زمان]] [[خلفا]]؛ حدود پنج سال دوران [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}}؛ هفت ماه دوران [[خلافت]] حضرت از [[رمضان]] [[سال]] ۴۰ تا [[جمادی]] الأولای سال ۴۱ هجری<ref>ابن عبدالبر، الإستیعاب، ج۱، ص۳۸۷. خلافت در این تاریخ رسماً به معاویه منتقل شد.</ref> و ده سال آخر [[عمر]] حضرت در زمان خلافت [[معاویه]].
[[امام حسن]]{{ع}} در زمان حیات [[رسول اکرم]]{{صل}} به دنیا آمدند. حضرت شبیه‌ترین افراد به پیامبر{{صل}}<ref>المحبر، ص۴۶؛ المنمق، ص۴۲۴؛ معرفة الثقات، ج۱، ص۲۹۷؛ أنساب الأشراف، ج۳، ص۵.</ref> و مورد علاقه شدید آن حضرت بود. در دوران [[خلافت ابوبکر]] و [[عمر]]، از [[امام حسن]]{{ع}} که خردسال بود، گزارش‌هایی در دست است<ref>مسند احمد، ج۱، ص۸.</ref>. حضرت هنگام به [[خلافت]] رسیدن [[عثمان]]<ref>مروج الذهب، ج۲، ص۳۳۱.</ref>، نزدیک ۲۰ سال داشت. مواضع [[سیاسی]] حضرت با پدرشان در این ایام همسو بود، چنان که در [[آینده]] در نامه‌نگاری با [[معاویه]] تأکید کرد که [[خلافت]] را [[حق]] [[خاندان پیامبر]]{{صل}} می‌دانست<ref>الفتوح، ج۴، ص۲۸۵.</ref>؛ ولی به [[پیروی]] از پدر، [[سیاست]] [[مدارا]] و [[راهنمایی]] را در [[رفتار]] با [[خلفا]] در پیش گرفت.
[[امام حسن]]{{ع}} در دوران [[خلافت علی]]{{ع}} در صحنه‌ها حضور یافت و در همه مقاطع و جنگ‌ها ([[جنگ جمل]]، [[جنگ صفین]] و [[جنگ نهروان]])  پدر را [[همراهی]] کرد. در دوران [[حکومت]] [[حضرت علی]]{{ع}} پدر، گاهی برخی [[وظایف]] مانند خواندن [[خطبه]] [[نماز جمعه]] را به [[امام حسن]]{{ع}} می‌سپرد<ref>مروج الذهب، ج۲، ص۴۳۱.</ref>، چنان که پاسخگویی به برخی مراجعات [[علمی]] را<ref>الکافی، ج۱، ص۵۲۶؛ ج۷، ص۲۰۲.</ref>. پس از [[شهادت]] پدر، [[امام حسن]]{{ع}} بر جنازه ایشان [[نماز]] خواند<ref>تاریخ خلیفه، ص۱۵۰.</ref>.
[[امام حسن]]{{ع}} هنگام پذیرش [[خلافت]] ۳۷ سال داشت<ref>اعلام الوری، ج۱، ص۴۰۲.</ref>. عراقیان و حامیان [[امام علی]]{{ع}} با وی [[بیعت]] کردند؛ شمار بیعت‌کنندگان، ۴۰۰۰۰ تن ذکر شده است<ref>تذکرة الخواص، ص۱۷۹؛ الکامل، ج۳، ص۴۰۴؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۶۴۸.</ref>.
از مهم‌ترین حوادث [[زندگی امام مجتبی]]{{ع}} [[صلح]] ایشان با [[معاویه]] است. در نیمه [[جمادی الاول]] سال ۴۱ هجری<ref>ابن عبدالبر، الإستیعاب، ج۱، ص۳۸۷.</ref>. ایشان بنا به مصالح اسلام و شرایط پیش‌آمده با [[معاویه]] [[صلح]] کرد. حضرت در ابتدای کار خواست از راه درگیری مسلّحانه جلوی [[انحراف]] در [[فرهنگ سیاسی]] [[جامعه اسلامی]] را بگیرد؛ امّا به سبب مساعد نبودن اوضاع، [[اختلافات]] و [[تفرقه]] موجود بین [[یاران امام حسن مجتبی|یاران حضرت]] و [[دنیاخواهی]] آنها، سیاست‌های فریبنده معاویه، خودفروختگی بعضی یاران و... در این زمینه نتوانست توفیقی به دست آورد.
صلح امام با [[معاویه]] پیامدهای بسیاری داشت که مهم‌ترین آن [[حفظ]] [[خون]] [[مسلمانان]] و شکل‌گیری انسجام اسلامی بود، به همین سبب [[اهل سنت]] این سال را «عام الجماعة» و گردهم آمدن می‌خوانند<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۲۲؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۲۸، ص۳۵؛ ج۵۹، ص۱۱۹؛ أسد الغابة، ج۴، ص۳۸۷.</ref> و نقش‌آفرین اصلی آن را [[امام حسن]]{{ع}} دانسته و برآنند که [[پیامبر]]{{صل}} آن را پیش‌بینی کرده بود<ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی]]، [[معصومه اخلاقی|اخلاقی]]، [[امام حسن بن علی مجتبی (مقاله)|مقاله «امام حسن بن علی مجتبی»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]، ص ۴۲۲-۴۳۸؛ [[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۴۴؛ [[سید علی رضا عالمی|عالمی، سید علی رضا]]، [[حسن بن علی (مقاله)| مقاله «حسن بن علی»]]، [[دانشنامه فاطمی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فاطمی ج۱]]، ص ۱۸۲؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص ۸۹؛ [[حسین شهسواری|شهسواری، حسین]]، [[امام حسن بن علی بن ابی طالب (مقاله)| مقاله «امام حسن بن علی بن ابی طالب»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص۵۲-۵۳.</ref>.
== عصر امام حسین{{ع}} ==
{{اصلی|عصر امام حسین}}
[[امام حسین]]{{ع}} در زمان حیات [[رسول اکرم]]{{صل}} به دنیا آمدند. در شش سال آغازین [[حیات]] و [[رشد]] خویش از [[فیض]] [[هدایت]] و [[تربیت]] سه انسان برگزیده، یعنی «پیامبر{{صل}}»، «علی{{ع}}» و «فاطمه{{س}}» بهره‌مند بود. [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} بارها در حضور یارانش از [[امام حسین]]{{ع}} به عنوان یکی از [[امامان اثناعشر]] یاد می‌کرد و آنان را به [[محبت]] این امام همام سفارش می‌نمود. بعد از شهادت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و غصب [[خلافت]] از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، امام حسین{{ع}} در دوران خلفای سه‌گانه قرار می‌گیرد.
گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که [[امام حسین]]{{ع}} پیش از [[جنگ صفین]] برای [[مردم کوفه]] سخنرانی کرده و آنان را به [[جهاد]] [[تشویق]] نموده و از [[سستی]] در آن پرهیز داده است<ref>وقعة صفین، ص۱۱۴-۱۱۵؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی‌الحدید، ج۳. ص۱۸۶.</ref>. [[حسین]] {{ع}} مانند [[برادر]] تا آخرین لحظات عمر پدر در کنار وی بود و چون [[امیرمؤمنان]] به بستر [[مرگ]] افتاد، از جانب پدر [[وصیّ]] پس از [[حسن]] {{ع}} تعیین شد<ref>الکافی، ج۱، ص۲۹۷-۲۹۸.</ref>. امام حسین{{ع}} در عصر [[حکومت علوی]] در کلیه موضع‌گیری‌ها و [[جنگ]] و نبردهای پدر بزرگوارش علی {{ع}} در کنار آن حضرت قرار داشت و در [[نبرد]] با [[ناکثین]] و [[قاسطین]] و [[مارقین]]، لحظه‌ای [[ضعف]] و [[سستی]] به خود راه نداد؛ با اینکه پدر ارجمندش به جهت بیم از قطع دودمان رسول اکرم {{صل}} به واسطه [[شهادت]] او و برادرش [[حسن]]، به [[حیات]] و [[زندگی]] آنها سخت علاقه‌مند بود.
در مدت ده سالی که [[امام مجتبی]] {{ع}} [[منصب امامت]] را عهده‌‏دار بود، امام حسین {{ع}} چه در وضعیت [[جنگی]] و قیام امام مجتبی {{ع}} و چه در وضعیت [[قعود]] یا متارکه [[نظام]] و [[کناره‌گیری]] از [[حکومت]]، همواره در کنار [[برادر]] و یار و [[یاور]] او بود. امام حسین{{ع}} در راه اعتلای اهداف متعالی برادر از هیچ کوششی دریغ نمی‌ورزید.
[[امامت امام حسین]] {{ع}} تقریبا با ۱۰ سال پایانی [[حکومت معاویه]] معاصر بود. زمانی که [[شیعیان کوفه]] در [[اعتراض]] ضد [[معاویه]]، نزد [[امام حسن]] {{ع}} در [[مدینه]] رفته، تا ایشان را به [[قیام]] ترغیب کنند و [[امام]] {{ع}} اوضاع را نامناسب دانست، آنها که بر [[قیام]] خود پای می‌فشردند، خدمت [[امام حسین]] {{ع}} رسیدند و ایشان نیز تأکید کردند تا [[معاویه]] بر سر [[قدرت]] است، [[شیعیان]] در [[خانه]] خود بمانند<ref>الاخبار الطوال، ص۲۲۰ - ۲۲۱؛ انساب الاشراف، ج۳، ص۲۹۰ - ۲۹۱.</ref>.
پس از اینکه [[معاویه]] در [[رجب]] سال ۶۰ق از [[دنیا]] رفت، [[یزید]] بی‌فوت وقت، پیکی را روانه [[مدینه]] کرد و از [[حاکم]] مدینه، [[ولید بن عتبة بن ابی‌سفیان]] خواست یا از [[حسین]] {{ع}} [[بیعت]] بستاند و یا او را بکشد و سرش را به [[شام]] ارسال نماید. [[امام]] با توجه به شرایط پیش‌آمده و نیز [[مشورت]] با کسانی چون [[محمد بن حنفیه]] تنها راه ممکن را [[مهاجرت]] به [[مکه]] دید و از این‌رو با فاصله اندکی در اواخر [[رجب]]، [[مدینه]] را به قصد مکه ترک کرد.
[[کوفیان]] برای حضرت نامه‌های [[دعوت]] بسیاری فرستادند و از مناسب بودن شرایط و آمادگی خود سخن گفتند<ref>تاریخ الطبری، ج۵، ص۳۵۲؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۲۷.</ref>. امام که خیل عظیم نامه‌های کوفیان را می‌دید، برای تحقیق [[درستی]] ادعاهایشان، [[مسلم بن عقیل]] را به جانب [[کوفه]] فرستاد و حضور خود در کوفه را موکول به [[تأیید]] او دانست<ref>وقعة الطف، ص۹۶؛ الارشاد، ج۲، ص۳۹.</ref>. مسلم با استقبال خوبی از جانب کوفیان مواجه شد و این موجب شد که نامه‌ای به حضرت بنویسد و او را به کوفه دعوت کند. کاروان امام در دوم [[محرم]] ۶۱ق در [[کربلا]] متوقف شد و [[سپاه]] [[عمر بن سعد]] در سوم محرم به آن مکان رسید. او از جانب ابن زیاد [[دستور]] یافته بود که بر امام حسین {{ع}} و همراهانش سخت بگیرد و حتی آب را از ایشان دریغ کند، تا بیعت کنند یا اینکه کشته شوند<ref>تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۱۰-۴۱۲؛ أنساب الأشراف، ج۳، ص۱۸۰؛ المنتظم، ج۵، ص۳۳۵-۳۳۶.</ref>.
در روز عاشورا امام و یارانش به [[شهادت]] رسیدند و لشکریان عمر بن سعد از هیچ [[رفتار]] وحشیانه‌ای در [[حق]] آنان دریغ نورزیدند و علاوه بر بریدن سر همه ایشان، بر بدن‌هایشان اسب تازاندند و آنها را مثله کردند<ref>[[حسن عاشوری لنگرودی|عاشوری لنگرودی، حسن]]، [[حیات سیاسی اجتماعی امام حسین (مقاله)|مقاله «حیات سیاسی اجتماعی امام حسین»]] [[فرهنگ عاشورایی ج۱ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱]]، ص۳۹ ـ ۵۳؛ [[اکبر روستایی|روستایی، اکبر]]، [[حسین بن علی بن ابی طالب (مقاله)| مقاله «حسین بن علی بن ابی طالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، ص۴۶۶ ـ ۴۸۶؛ [[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام حسین بن علی (مقاله)|مقاله «امام حسین بن علی»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]، ص ۴۳۸-۴۵۴؛ [[سید علی رضا عالمی|عالمی، سید علی رضا]]، [[حسین بن علی (مقاله)| مقاله «حسین بن علی»]]، [[دانشنامه فاطمی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فاطمی ج۱]]، ص ۲۰۷.</ref>.
== عصر امام سجاد{{ع}} ==
{{اصلی|عصر امام سجاد}}
امام سجاد {{ع}} در دوران [[خلافت یزید]] به [[امامت]] رسید و دوران [[بحرانی]] [[خلافت]] [[عبدالله بن زبیر]] و [[مروانیان]] از جمله [[عبدالملک مروان]] را [[شاهد]] بود و حدود ۳۵ سال امامت کرد. آغاز امامت [[حضرت سجاد]] {{ع}} با شدت یافتن [[انحراف]] [[خاندان]] [[بنی امیه]] همراه بود و از این رو، روزگار آن امام همام {{ع}} را می‌توان دارای حساسیتی ویژه دانست. [[امام]] {{ع}} با تدبیر و سیاستی ویژه تعالیم راستین [[اسلام]] را بیان می‌کرد و برای [[حفظ]] [[مکتب]] از چند راه وارد شد:
# '''بیان حقایق [[دین]] در قالبی نوین و شرح و [[تبیین معارف الهی]] در قالب [[دعا]]''' که حاصل آن کتاب [[شریف]] [[صحیفه سجّادیه]] ([[زبور]] [[آل]] [[محمّد]] {{صل}}) و مناجات [[خمس]] عشر و ده‌ها دعای کوچک و بزرگ دیگر است.
# '''[[حفظ]] دستاوردهای [[قیام]] [[عاشورا]] و زنده نگه داشتن خاطره [[شهدا]] به ویژه [[سید الشهداء]]:''' [[امام]] از هر فرصتی برای این کار استفاده می‌کرد؛ از فردای [[عاشورا]] که در [[کوفه]] با سخنرانی خود، [[شهر]] را منقلب کرد تا روزی که با ایراد [[خطبه]] در [[مسجد]] جامع [[شام]] [[یزید]] را به [[وحشت]] انداخت و پریشان کرد.
# '''جلوگیری از وقوع [[انحرافات]] اساسی در اصول و مبانی [[فرهنگ]] [[اسلام]] و پاسخ‌گویی به شبهات''' وارده از سوی [[دشمنان]] و شرح و تبیین معارف قرآنی و [[تربیت]] شاگردانی والامرتبه مانند: [[سعید بن جبیر]]، [[سعید بن مسیب]]، [[محمد بن جبیر بن مطعم]]، [[یحیی بن ام الطول]] و [[ابوخالد کابلی]]<ref>شیخ کشی، ابن عمرو، محمد، رجال کشی، ص۱۰۷؛ کوفی، حسین بن سعید، کتاب الزهد، ص۱۰۴- با اندکی اختلاف در اسامی؛ مفید، محمد بن نعمان، الاختصاص، ص۸ و ۶۱ با قدری اختلاف در اسامی افراد-؛ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۲۳۲.</ref> و ایستادن در مقابل علمای [[منحرف]] و درباری و [[تعلیم]] [[زهد]] و [[تقوا]] و [[عبادت]] و [[طاعت]] به [[جامعه]] و در یک جمله [[حفظ]]، توسعه و پیشبرد [[اسلام]] در بعد [[فرهنگ]] و [[دانش]]<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص۱۳۷-۱۳۹؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۰۶؛ [[محسن میرزاپور|میرزاپور، محسن]]، [[امامت امام زین العابدین (مقاله)|امامت امام زین العابدین]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۳۶؛ [[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه]]، ص ۲۵۴.</ref>.
== عصر امام باقر{{ع}} ==
{{اصلی|عصر امام باقر}}
برای آشنایی با ویژگی‌های عصر [[امام باقر]]{{ع}} که مرحله [[رهبری]] [[امّت اسلامی]] پس از [[شهادت]] پدر بزرگوارشان [[امام زین العابدین]]{{ع}} می‌باشد، لازم است نخست حوادث مهمّی که در این مرحله از زندگی [[شریف]] امام باقر{{ع}} در [[جامعه اسلامی]] به وقوع پیوسته بررسی نماییم و [[میزان]] ارتباط این حوادث را با امام باقر{{ع}} به‌عنوان کسی که در [[زمان]] زندگی پدر بزرگوارش نامزد رهبری [[امّت]] بوده و پس از پدر بزرگوارش عملا رهبری را نیز در دست گرفته است مورد تحقیق قرار دهیم.
# در فاصله زمانی بین سال‌های ۹۵ تا ۹۷ هجری که ابتدای [[امامت]] امام [[محمّد باقر]]{{ع}} است، [[حاکم اموی]] وقت، [[ولید بن عبدالملک]] بود. وی شیوه‌هایی را در پیش گرفت تا بتواند نارضایتی مردمی را که در اثر [[سیاست]] مخوف حجّاج‌ بن یوسف ثقفی و بعضی از دیگر والیان [[حکومت اموی]] به‌وجود آمده بود را کنترل کند<ref>المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۳.</ref>.
# در این دوران جبهه داخلی [[خاندان اموی]] [[مروانی]] شکاف برداشت و میان ولید بن عبدالملک و برادرش سلیمان بن عبدالملک که پدرشان [[عبدالملک بن مروان]] وی را برای [[جانشینی]] ولید [[انتخاب]] کرده بود [[اختلاف]] ایجاد شد<ref>المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۱۲.</ref>.
# هنگامی که سلیمان بن عبدالملک به خلافت رسید، در اوایل خلافت خود تصمیم گرفت قدری به خود وجهه مردمی داده و خود را به مردم نزدیک نماید؛ لذا بعضی از والیانی که برادرش ولید بر سر کار گذاشته بود را از پست‌هایشان عزل نمود<ref>الکامل فی التّاریخ، ج۵، ص۱۱.</ref> و کوشش کرد تا قدری از اوضاع نابسامان [[جامعه]] را [[اصلاح]] نماید<ref>المنتظم، ج۷، ص۱۳.</ref>.
# در این برهه از [[زمان]]، [[حکومت]] با خطراتی از داخل و خارج احاطه‌ شده بود<ref>الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۱۳ به بعد.</ref>. در این دوران [[حاکمان]] و والیان از [[ترس]] [[پایگاه مردمی]] وسیع و رو به [[رشد]] [[امام باقر]]{{ع}} از یکسو و مشغول بودن به دیگر مخاطرات داخلی و خارجی از سوی دیگر به تعقیب یا محاصره آن حضرت نمی‌پرداختند. به همین سبب بود که امام باقر{{ع}} با فراغتی نسبی به تصدّی امر [[امامت]] پرداخت و به دور از روبرو شدن آشکار [[سیاسی]] با [[نظام حاکم]] به ایفاء نقش [[اصلاحی]] و تغییری خود در میان اقشار [[امّت اسلام]] پرداخت.
مهم‌ترین ویژگی روزگار [[امامت]] [[امام باقر]] {{ع}} در دوران حکام اموی آن بود که فرصتی برای راه انداختن نهضتی [[علمی]] و [[فکری]] پیش آمد. این دوره را باید سرآغاز نهضتی عظیم و همه‌جانبه در زمینه [[فرهنگ]] و [[معارف اسلامی]] دانست<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۱۰۹؛ [[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[محمد بن علی ۱ (مقاله)| مقاله «محمد بن علی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص ۱۳۸؛ [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی ۵]]، ص۱۳۹-۱۴۰؛ [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۷]]، ص ۱۳۷.</ref>.
== عصر امام صادق{{ع}} ==
{{اصلی|عصر امام صادق}}
آغاز امامت [[حضرت صادق]] {{ع}} سال ۱۱۴ ه. است که سی و چهار سال طول کشید. این دوره را عصر شکوفایی [[تشیع]] دانسته‌اند. [[حکومت اموی]] در روزگار [[امامت حضرت صادق]] {{ع}} رو به [[ضعف]] نهاده بود و [[عباسیان]] اندک اندک [[قدرت]] می‌یافتند و در این میان، مجالی دست یافت تا [[امام صادق]] {{ع}} تعالیم راستین [[دینی]] را به [[مردم]] نشان دهد و آنان را از [[دانش]] خویش بهره‌مند سازد. بدین‌سان، حوزه [[علمی]] گسترده‌ای پدید آمد و بیش از چهار هزار نفر به دست [[امام]] {{ع}} [[تربیت]] یافتند.
[[امام صادق]] {{ع}} با [[هشام بن عبدالملک]]، [[ولید بن یزید بن عبدالملک]]، [[یزید بن ولید بن عبدالملک]]، [[ابراهیم بن ولید بن عبدالملک]] و [[مروان بن محمد]] معاصر بود. دو تن از [[عباسیان]] نیز در روزگار [[امام صادق]] {{ع}} به [[حکومت]] دست یافتند: یکی [[عبدالله بن محمد]] مشهور به "[[سفاح]]" و دیگر، [[منصور دوانیقی]]<ref>اعلام الوری‌، ۲۶۶.</ref>. کشمکش‌های [[سیاسی]] و مذهبی، ویژگی بارز روزگار [[امام صادق]] {{ع}} است.
[[امام صادق]] {{ع}} با دو گونه [[انحراف]] رو به رو بود: یکی [[دینی]] و دیگری [[سیاسی]] هر چند هر دو از اساس و بنیان یکسان بودند. [[انحراف]] [[سیاسی]] از سال‌ها پیش آغاز گشته بود؛ آن گاه که [[حکومت]] [[مسلمانان]] به دست نا اهلان افتاد و [[اهل بیت پیامبر]] {{صل}} از [[سیاست]] کنار نهاده شدند<ref>ر.ک: ناسخ التواریخ‌، جلد ۷ و ۸.</ref>.
[[انحراف]] [[دینی]]، از [[انحراف]] [[سیاسی]] خطرسازتر بود. در روزگار [[امام صادق]] {{ع}} فرقه‌ها و نحله‌های [[فقهی]] و [[کلامی]] جدیدی سر بر آوردند و در قلمرو [[اندیشه]] [[جامعه اسلامی]] جولان دادند و [[بدعت‌ها]] نهادند و کژی‌ها آفریدند<ref>فرهنگ فرق اسلامی‌، پانزده و سی و هشت.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} با این دو گونه [[انحراف]] به [[مبارزه]] برخاست. [[امام]] {{ع}} در مواجهه با [[حکومت]] و تغییر و تحول آن نه راه تأیید در پیش گرفت و نه مقابله مستقیم. در روایتی از آن امام همام {{ع}} آمده است: "هر کس نام خویش را در دفتر [[فرزندان]] سابع [عباسیان‌] بنویسد، [[خداوند]] به [[روز قیامت]]، او را به صورت خوک بر می‌انگیزد"<ref>وسائل الشیعة، ۱۲/ ۱۳۰.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} راه [[مبارزه]] مستقیم را نیز برنگزید؛ زیرا [[مسلمانان]] آماده قبول [[ولایت]] [[امامان]] {{عم}} و [[دفاع]] از آنان نبودند.
راهبرد حضرت برای مواجهه با چنین وضعیتی، راه‌اندازی [[نهضت]] [[فکری]] و [[علمی]] بود. این [[نهضت]] در روزگار [[امام باقر]] {{ع}} آغاز گشت و به دست [[امام صادق]] {{ع}} به اوج رسید. امام میان توده‌های [[مردم]] نفوذ کرد و پایگاه‌هایی برای نشر آموزه‌های بنیادی [[اسلام]] آفرید و بدین‌سان، هزاران اندیشمند [[شیعی]] [[تربیت]] یافتند و هریک سفیری گشتند برای [[تبلیغ]] تعالیم [[شیعی]]؛ کسانی همانند [[هشام بن حکم]]، [[مؤمن طاق]]، [[محمد بن مسلم]]، [[زرارة بن اعین]] و [[جابر بن حیان]]<ref>الصواعق المحرقة، ۱۲۰.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۱۰ ـ ۱۱۲؛ [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۸ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۸]]، ص ۹۲ ـ ۱۱۸؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص ۲۷۷.</ref>
== عصر امام کاظم{{ع}} ==
{{اصلی|عصر امام کاظم}}
[[امام کاظم]]{{ع}} سی و پنج سال از سال ۱۴۸ تا ۱۸۳ ه. بر مسند [[امامت]] جلوس فرمود. خلفای معاصر ایشان همگی از [[بنی عباس]] بودند: [[منصور دوانیقی]]، [[مهدی عباسی]]، [[هادی عباسی]] و [[هارون الرشید]]. [[امام]] {{ع}} در [[عهد]] هارون سال‌ها در زندان به سر برد.
فعالیت‌های [[امام کاظم]] {{ع}} را بر دو دسته دانسته‌اند:
# فعالیت‌های [[علمی]] و [[فکری]] و چاره‌جویی برای رویارویی با [[عقاید]] نادرست و [[بدعت‌ها]] و واپس‌گرایی‌ها. [[امام]] {{ع}} شاگردانی پرورانید تا به واسطه آنان آموزه‌های راستین [[دینی]] و [[شیعی]] را میان [[مردم]] بگستراند. شاگردان به محضر [[امام]] بار می‌یافتند و در مجلس ایشان می‌نشستند و چون [[فتوا]] یا [[کلامی]] [[علمی]] می‌شنیدند، می‌نوشتند و ثبت می‌کردند<ref>الانوار البهیة، ۱۶۹ و ۱۷۰.</ref>.
# فعالیت دیگر [[امام]] {{ع}} [[هدایت]] و نظارت بر پایگاه‌های مردمی و هواخواهان خویش بود. [[امام]] {{ع}} از این گذر می‌کوشید افزون بر حفظ رابطه خویش با [[شیعیان]] و [[هدایت]] آنان، موضع منفی خود در برابر [[حکومت]] را نیز بدانان منتقل کند و در همین مسیر، همواره نارضایتی خویش از ارباب [[حکومت]] را آشکار می‌ساخت و [[همکاری]] با آنان را [[حرام]] می‌شمرد<ref>وسائل الشیعه‌، ۱۲/ ۱۴۰.</ref>.
برخی از مهم‌ترین موضوعات یادکردنی روزگار [[امام کاظم]] {{ع}} عبارت‌اند از:
# برخاستن جنبش‌های انقلابی که [[امام]] {{ع}} برخی از آنها را تأیید می‌کرد؛ همانند جنبش [[شهید فخ]]<ref>مقاتل الطالبیین‌، ۴۵۲ و ۴۵۳.</ref>.
# سازماندهی [[نظام]] سری رابطان به دست [[امام]] {{ع}} که [[وظیفه]] داشتند ارتباط ایشان را با [[شیعیان]] سامان دهند و فرمان‌های [[مقام امامت]] را بدانان برسانند<ref>پیشوایان ما، ۲۱۴.</ref>.
# پیدایی برخی مسلک‌های [[انحرافی]] و اوج‌گیری فعالیت‌های [[عقیدتی]] و [[سیاسی]] آنها. برخی از این مسلک‌ها ادعای [[تشیع]] نیز سر می‌دادند؛ ولی به هیچ روی مقبول [[امام]] {{ع}} نبودند. فرقه‌های [[ناووسیه]]، [[اسماعیلیه]]، مبارکیه، سمطیه و [[فطحیه]] چنین بودند. پدید آمدن این فرقه‌ها در قلمرو [[مکتب]] [[تشیع]] شرایط حساسی را برای [[امام]] {{ع}} پدید آورد که تا آن زمان بی‌سابقه بود. [[امام]] {{ع}} با تدبیری خاص، توانست [[شیعیان]] را از این چالش [[فکری]] و [[عقیدتی]] برهاند و امامتِ مقبول [[آیین اسلام]] را برای آنان نمایان سازد.
# [[سازش‌ناپذیری]] [[امام کاظم]] {{ع}} در برابر [[حکومت]] و کژروی‌های دیگر [[جامعه اسلامی]]، مسئله‌ای را پیش آورد که برای [[امامان]] پیشین پیش نیامده بود. [[امام]] {{ع}} برای مدتی طولانی در زندان حبس شد.
[[حاکمان عباسی]] از [[وجود امام]] {{ع}} بیمناک بودند و هر از چند گاهی ایشان را به زندان می‌انداختند. روزگار حبس [[امام]] {{ع}} در [[عهد]] هارون‌الرشید طولانی‌تر بود و بارها به زندان رفت<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۱۳ ـ ۱۱۵؛ [[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[موسی بن جعفر (مقاله)| مقاله «موسی بن جعفر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص ۶۱۸؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]]، ص۲۶.</ref>.
== عصر امام رضا{{ع}} ==
{{اصلی|عصر امام رضا}}
[[امام علی بن موسی الرضا]]{{ع}} در ده سال آغازین [[امامت]] خود (۱۸۳- ۱۹۳ق.) معاصر [[هارون الرشید]] بود. [[سیاست]] خصمانه هارون با سیاست خلفای پیشین و نیز سیاست او در برخورد با [[امام کاظم]]{{ع}} [[تغییر]] نکرده بود. هارون الرشید به دلیل به [[شهادت]] رساندن امام کاظم{{ع}} همچنان دستخوش [[بیم]] و [[هراس]] بود.
در چنین شرایطی که اوضاع به نفع هارون نبود، او ناچار به خودداری از برخورد مستقیم با [[امام رضا]]{{ع}} بود. از این‌رو از شیوه‌های سابق خود در برخورد با امام رضا{{ع}} استفاده نکرده، از تن دادن به تحریکات و پیشنهادهای کسانی که او را به کشتن [[امام رضا]]{{ع}} برمی‌انگیختند سرباز می‌زد. البته باید به این امر توجه داشت که امام رضا{{ع}} در عرصه سیاست و فعالیت‌های سیاسی روشی برگزید که هارون را خلع سلاح کرده، بهانه‌ای به دست او نمی‌داد و در گزارش [[جاسوسان]]، هیچ اشاره‌ای به فعالیت چشم‌گیر [[سیاسی]] از سوی امام رضا{{ع}} نمی‌شد. به همین دلیل، [[حکومت]] هارون، در مقایسه با دیگر [[حاکمان عباسی]] [[رفتار]] آرام‌تر و مسالمت‌آمیزتری با [[امام]]{{ع}} داشت.
امام رضا{{ع}} پنج سال از دوران امامت خود را نیز (۱۹۳- ۱۹۸ق.) با [[محمد امین]] معاصر بود. در این دوره محمد امین علیه امام رضا{{ع}} به‌ویژه و [[اهل‌بیت]]{{عم}} به‌طور عموم اقدامی نکرد و در صدد کشتن او و دیگر [[علویان]] برنیامد.
فضای نسبتا باز سیاسی و فراهم شدن زمینه برای ایجاد و [[توسعه]] [[پایگاه مردمی]] و [[مسلح]] کردن آنان به [[اندیشه]] سالم سیاسی همسو با دیدگاه [[اهل‌بیت]]{{عم}} و نیز بسیج نیروها و توانمندی‌ها برای موضع‌گیری بایسته در موقعیت مناسب، فرصتی بود که امام رضا{{ع}} از آن بهره جست. از همین‌رو می‌بینیم که در روزگار هارون و امین و به دلیل فراهم نشدن امکانات مادی، علویان دست به [[انقلاب]] و قیامی نزدند.
امام رضا{{ع}} با در نظر گرفتن اصل [[استتار]] و [[پنهان‌کاری]]، مفاهیم و اندیشه‌های سیاسی را به [[امت]] ارائه می‌داد، مبادا که [[حاکمان]] بهانه‌ای به دست آورده، حضرتش را از فعالیت بازداشته، [[زندانی]] کنند یا او را بکشند. او با نقل روایتی از پدران و نیاکان خود در مورد [[امامت]] به‌عنوان مفهومی سیاسی که جزئی از [[عقیده]] اهل‌بیت{{عم}} است بر [[ضرورت امامت]] و [[وجود امام]] در هر روزگار تأکید می‌کرد. امام رضا{{ع}} در [[حدیثی]] که آن را از پدرش شنیده بود و به وسیله [[امامان معصوم]]{{عم}} به [[پیامبر]] می‌رسید از آن حضرت نقل می‌کرد که فرمود: [[مردمان]] هر روزگار به [[امام زمان]] خود، کتاب خدای خویش و [[سنت]] پیامبرشان خوانده می‌شوند (بدان‌ها نسبت داده می‌شوند)<ref>مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۸۰.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۰ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۰]]، ص۱۰۷ ـ ۱۵۱.</ref>
== عصر امام جواد{{ع}} ‌==
{{اصلی|عصر امام جواد}}
عصر امام جواد{{ع}} به دلیل [[نهضت]] و خیزش عملی و [[اندیشه]]، تابناک‌ترین و باشکوه‌ترین عصور [[اسلامی]] به شمار می‌رفت؛ چراکه [[مسلمانان]] و غیر مسلمانان، نسل اندر نسل و طی قرن‌ها از دستاوردهای [[فکری]] و عملی این دوره بهره می‌گرفتند.
حیات [[فرهنگی]] و [[علمی]] آن عصر، از برجسته‌ترین شاخصه‌های حیات در تمام عصرهای اسلامی به شمار می‌رود. در آن دوره جنبش علمی ـ فرهنگی شکوفا شد و [[دانش]] به طور چشمگیری گسترش یافت، دانش‌سراها تأسیس شد، جلسه‌های علمی رواج یافت و [[مردم]] با [[اشتیاق]] و عطشی سیری‌ناپذیر به [[کسب دانش]] روی آوردند.
[[حیات سیاسی]] [[روزگار]] [[امام جواد]]{{ع}} نه تنها برای [[امام]] که برای تمام [[مسلمانان]] بد و به شدت سخت بود؛ چراکه وقایع سنگینی، [[امت اسلامی]] را دستخوش امواج شکننده [[فتنه‌ها]] و [[آشوب‌ها]] کرده بود.
[[حضرت جواد]]{{ع}} با دو [[خلیفه عباسی]] معاصر بود: [[مأمون]] و [[معتصم]]. پس از [[شهادت امام رضا]]{{ع}}، [[مأمون]] برای خواباندن [[فتنه]] رقبای عباسی خود از مرو به [[بغداد]] حرکت کرد و در بغداد مقیم شد و [[امام جواد]]{{ع}} را در سال ۲۰۴ (هـ. ق) یعنی یک سال پس از [[شهادت امام رضا]]{{ع}} از [[مدینه]] به [[بغداد]] احضار کرد. مأمون هدفش از این احضار، کنترل و [[مراقبت]] بر [[رفتار]] و فعالیت‌های [[حضرت جواد]]{{ع}} بود. در این راستا تصمیم گرفت دختر خود [[ام‌الفضل]] را به [[عقد]] [[امام]] درآورد و حضرت را داماد خود کند. طبیعی است از این رهگذر بود که مأمون به راحتی می‌‌توانست از طرفی امام را در کنترل خود داشته باشد و از طرف دیگر آمد و شد [[شیعیان]] و تماس‌های آنان را با حضرت [[کشف]] و مهار کند.
حضرت تنها دو سال در دوران [[خلافت معتصم]] زنده ماند و سرانجام به وسیله همان [[نظام]] [[منحرف]] به [[شهادت]] رسید. ماندن امام جواد{{ع}} در [[مدینه]]، معتصم را نگران می‌کرد؛ چراکه هماره او را خطر بزرگی برای خود می‌دانست. این بود که آن حضرت را از مدینه به بغداد فراخواند تا از نزدیک، لحظه‌های او را زیر نظر گرفته، بر حرکات و سکنات امام جواد{{ع}} اشراف کامل داشته باشد. امام جواد{{ع}} نیز به خواسته معتصم راهی بغداد شد و دو [[روز]] مانده به آخر [[ماه محرم]] سال ۲۲۰ ﻫ. ق وارد مرکز حکومت معتصم شد و در ماه [[ذی قعده]] همان سال به دیدار [[معبود]] شتافت<ref>اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج۲، ص۳۶۱.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۱ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۱]]، ص ۱۱۹-۱۸۹.</ref>
== عصر امام هادی{{ع}} ==
{{اصلی|عصر امام هادی}}
امامت امام هادی{{ع}} ۳۳ سال به طول انجامید. در مدت [[امامت]] آن حضرت، بقیه [[حکومت]] [[معتصم]] بود که بعد از او [[واثق]] پنج سال و هفت ماه حکومت کرد. پس از واثق [[متوکل]] چهارده سال به حکومت رسید، متوکل آن حضرت را به وسیله [[یحیی بن هرثمه ابن اعین]] از [[مدینه]] به [[سامرا]] آورد بعد از متوکل پسرش [[منتصر]] چند ماه حکومت کرد، پس از او [[مستعین]] [[خلیفه]] شد که او [[احمد بن محمد بن معتصم]] است و دو سال و نه ماه حکومتش دوام یافت، بعد از او [[معتز]] هشت سال و شش ماه خلافت کرد. در آخر حکومت معتز بود که [[امام]]{{ع}} به [[شهادت]] رسید و در [[منزل]] خود در سامرا [[دفن]] شد. امام بیست سال و چند ماه در سامرا حضور داشت<ref>اعلام الوری، ص۲۳۹؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۲۰۶.</ref>.
امام هادی{{ع}} در طول حیات ننگین این خلفای جور در فشار و محدودیت [[زندگی]] می‌کرد، اساس زندگی این [[خلفا]] را شراب و شهوت تشکیل داده بود و لذا امام را مانع [[لذت‌جویی]] خود می‌‌دیدند و در [[حصر]] کامل قرارش دادند<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام هادی (کتاب)|مظلومیت امام هادی]]، ص ۷ ـ ۹۸.</ref>.
== عصر امام حسن عسکری{{ع}} ==
{{اصلی|عصر امام حسن عسکری}}
بعد از [[شهادت]] جانکاه [[امام هادی]]{{ع}} در سوم [[رجب]] سال ۲۵۴(ه‍. ق) [[امام عسکری]]{{ع}} [[امامت]] و [[رهبری]] و [[هدایت]] [[امت اسلامی]] را آغاز کرد. فضای [[حاکم]] بر [[خلفا]] همان فضای [[مسموم]] و آلوده‌ای بود که [[امامت]] در [[عصر حضرت هادی]]{{ع}} وجود داشت. این [[خلفا]] با انحراف فکری و [[اعتقادی]] در برابر امامت [[شیعه]] صف‌آرایی کرده بودند و به امیرالمؤمنین علی{{ع}} [[کینه]] می‌ورزیدند و متوکل گاهی خود را به شکل دلقلک درآورده و به [[امیرالمؤمنین]] جسارت می‌کرد. به علاوه این خلفا در انحراف اخلاقی از هیچ‌گونه [[زشتی]] اِبایی نداشتند، [[بیت‌المال]] را [[مال]] شخصی خود می‌انگاشتند و در خرید کنیزان و برپایی مجالس عیش و نوش و رقص و [[فساد]] معتاد بودند.
در عصر [[امامت امام عسکری]]{{ع}} همین فضای [[آلوده]] به چشم می‌خورد؛ یعنی در [[زمان]] معتز و مهتدی [[حاکمیت]] [[لهو]] و بدمستی وجود داشت. [[بغداد]] و [[سامرا]] مرکز اصلی [[عیاشی]] و مسخرگی و هرزگی بدل شده بود [[خلفای عباسی]] که دلبسته و [[اسیر]] شهوترانی و لذت‌طلبی و کامرانی بودند، شب‌های [[گناه]] آلودشان را با انواع [[محرمات]] به صبح می‌رساندند. طبعاً این فساد و [[آلودگی]] [[اخلاقی]] در بدنه [[جامعه]] و [[عامه]] [[مردم]] سرایت کرده بود و جامعه را به سوی فساد سوق داده بودند.
[[حکومت عباسی]] امام عسکری{{ع}} را بیش از هر امامی از [[ائمه شیعه]]، حتی در [[زندگی]] شخصی‌اش در کنترل و [[مراقبت]] قرار داده بود. از امام خواسته بودند حضور خود را در سامرا به طور مداوم به [[آگاهی]] [[حکومت]] برساند و می‌بایست با حضور فیزیکی‌اش در [[دارالاماره]] مسئولین امر را در جریان قرار دهد.
در [[روایت]] است [[امام حسن عسکری]]{{ع}} در هر دوشنبه و پنجشنبه بر مرکبی سوار می‌شد و به دارالخلافه می‌رفت و [[روز]] بار عام، مردم زیادی آنجا جمع می‌شدند و خیابان پر از چهارپایان می‌گشت و برای یک نفر هم جا نمی‌ماند. وقتی که [[امام عسکری]]{{ع}} می‌آمد شیهه اسبان و سر و صدای [[مردم]] ساکت می‌شد و حیوانات کنار می‌رفتند و راه باز می‌شد و نیازی نبود که آن حضرت توقف نماید. می‌رفت و وارد می‌شد و وقتی که می‌خواست خارج شود، دربانان بانگ می‌زدند: مرکب ابومحمد{{صل}} را بیاورید. باز سر و صدای [[مردم]] و حیوانات فروکش می‌کرد تا اینکه حضرت می‌رفت<ref>بحارالانوار، ج۵۰، ص۲۵۱.</ref>.
[[خلفای عباسی]] [[چشم]] دیدن [[امام عسکری]]{{ع}} را نداشتند، آنگونه که [[قدرت]] تحمل [[امام هادی]]{{ع}} را نداشتند و سرانجام به [[شهادت]] رسید. بارها خلفای عباسی تصمیم به قتل امام گرفتند. امام عسکری{{ع}} در سال ۲۳۲ (ه‍. ق) به [[دنیا]] آمد و در سال ۲۶۰ به شهادت رسیدند، در سال ۲۴۳ (ه‍. ق) به همراه امام هادی{{ع}} به [[سامرا]] [[تبعید]] شد. تقریباً ۱۶ سال در [[عراق]] اقامت داشت که ۱۰ سال آن در [[عصر امام هادی]]{{ع}} بود. عمر شریفش ۲۸ سال و امامتش ۶ سال طول کشید و در این ۶ سال نزد سه نفر از [[خلفا]] به مدت سه سال [[زندانی]] بودند<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام حسن عسکری (کتاب)|مظلومیت امام حسن عسکری]]، ص ۷ ـ ۵۶.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
 
# [[پرونده: 1100515.jpg|22px]] [[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام علی بن ابی‌طالب (مقاله)|مقاله «امام علی بن ابی‌طالب»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام رضا ج۲''']]
# [[پرونده: 1100515.jpg|22px]] [[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام حسین بن علی (مقاله)|مقاله «امام حسین بن علی»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام رضا ج۲''']]
# [[پرونده:1368914.jpg|22px]] [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]]
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]
# [[پرونده:1100516.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|'''درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه''']]
# [[پرونده: 1100515.jpg|22px]] [[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[معصومه اخلاقی|اخلاقی، معصومه]]، [[امام حسن بن علی مجتبی (مقاله)|مقاله «امام حسن بن علی مجتبی»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام رضا ج۲''']]
# [[پرونده:1379590.jpg|22px]] [[سید علی رضا عالمی|عالمی، سید علی رضا]]، [[حسن بن علی (مقاله)| مقاله «حسن بن علی»]]، [[دانشنامه فاطمی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه فاطمی ج۱''']]
# [[پرونده:1379590.jpg|22px]] [[سید علی رضا عالمی|عالمی، سید علی رضا]]، [[حسین بن علی - عالمی (مقاله)|حسین بن علی]]، [[دانشنامه فاطمی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه فاطمی ج۱''']]
# [[پرونده:1100376.jpg|22px]] [[حسین شهسواری|شهسواری، حسین]]، [[امام حسن بن علی بن ابی طالب (مقاله)| مقاله «امام حسن بن علی بن ابی طالب»]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|'''اصحاب امام حسن مجتبی''']]
# [[پرونده:IM010522.jpg|22px]] پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|'''تاریخ اسلام بخش اول ج۲''']]
# [[پرونده:IM010507.jpg|22px]] پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|'''تاریخ اسلام بخش دوم ج۲''']]
# [[پرونده:1100812.jpg|22px]] [[حسن عاشوری لنگرودی|عاشوری لنگرودی، حسن]]، [[حیات سیاسی اجتماعی امام حسین (مقاله)|مقاله «حیات سیاسی اجتماعی امام حسین»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ عاشورایی ج۱''']]
# [[پرونده:1100354.jpg|22px]] [[اکبر روستایی|روستایی، اکبر]]، [[حسین بن علی بن ابی طالب (مقاله)|حسین بن علی بن ابی طالب]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:4670311.jpg|22px]] [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|'''امام‌شناسی ۵''']]
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[محسن میرزاپور|میرزاپور، محسن]]، [[امامت امام زین العابدین (مقاله)|'''مقاله «امامت امام زین العابدین»''']]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی''']]
# [[پرونده:IM009912.jpg|22px]] [[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[محمد بن علی ۱ (مقاله)| مقاله «محمد بن علی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۹''']]
# [[پرونده:IM009912.jpg|22px]] [[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[موسی بن جعفر (مقاله)| مقاله «موسی بن جعفر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۹''']]
# [[پرونده:151921.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۷ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۷''']]
# [[پرونده:151922.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۸ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۸''']]
# [[پرونده:151924.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۰ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۱۰''']]
# [[پرونده:151925.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۱ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۱۱''']]
# [[پرونده:IM010717.jpg|22px]] [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام هادی (کتاب)|'''مظلومیت امام هادی''']]
# [[پرونده:IM010718.jpg|22px]] [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام حسن عسکری (کتاب)|'''مظلومیت امام حسن عسکری''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ کنونی تا ‏۱۱ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۴۵

عصر امام علی(ع)

دوران زندگی امام علی(ع) به پنج دوره تقسیم می‌‌شود: از ولادت تا بعثت؛ از بعثت تا هجرت رسول خدا(ص)؛ از هجرت تا رحلت رسول خدا، از رحلت رسول اکرم(ص) تا خلافت و از خلافت تا شهادت.

علی بن ابی طالب(ع)، روز جمعه ۱۳ رجب سال ۳۰ عام الفیل (۱۰ سال پیش از بعثت)، مطابق با سال ۵۹۹ یا ۶۰۰ میلادی، در مکّه و درون کعبه به دنیا آمد[۱]، پدرش ابوطالب و مادرش فاطمه بنت اسد بود[۲].

دوران کودکی امام با قطحی در شبه جزیره عربستان همزمان شد، به گونه‌ای که زندگی بر ابوطالب سخت می‌گذشت. رسول خدا(ص) به همراه عباس عموی خود که وضعیت مالی خوبی داشتند از فرزندان ابوطالب را تحت کفالت خود قرار دادند و رسول خدا(ص) علی(ع) و عباس، جعفر را با خود به خانه بردند و علی(ع) تا زمان بعثت رسول خدا(ص) در خانه آن حضرت بود[۳].

نزدیکی امام علی(ع) به پیامبر اکرم(ص) موجب آن شد که پس از بعثت حضرت محمد(ص) به مقام رسالت و نبوّت، علی(ع) نخستین مردی باشد که به آن حضرت ایمان آورد[۴].

بعد از هجرت پیامبر اکرم(ص) به مدینه، آن حضرت، علی(ع) را جایگزین خود در مکه کرده بود تا امانت‌های مردم را به آنان برگرداند و بدهی‌های مردمان را نیز از آنان بازستاند و آنگاه به همراه تنی چند از جمله مادرش، فاطمه بنت اسد، فاطمه زهرا(س) به پیامبر بپیوندد. چند ماهی از حضور مهاجران مسلمان در مدینه نگذشته بود که پیامبر(ص)، برای تحکیم ارتباط آنان با مسلمانان یثربی (انصار) میان ایشان عهد اخوت و برادری برقرار کرد و علی(ع) را با شخص خودشان برادر نموده بود[۵]. در مدینه نیز همین کار تکرار شد[۶]

امیرالمؤمنین(ع) در سال اول، دوم یا سوم هجرت با دختر پیامبر ازدواج کرد و در همه غزوات (جز غزوه تبوک) و سرایا شرکت داشت و در جنگ نقش مهمی ایفا می‌کرد.

پیامبر اکرم(ص) در سال دهم هجرت پس از مناسک حج و هنگام بازگشت در محلی به نام غدیرخم، در نزدیکی جُحفه، به امر الهی بازایستاد و دستور الهی مبنی بر نصب امام علی(ع) و جانشینانش به خلافت و رهبری مردمان را بیان کرد.

پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) مهم‌ترین رویداد، تشکیل شورای سقیفه بنی ساعده بود. در این شورا، ابوبکر را به عنوان نخستین خلیفه مسلمانان برگزیدند و فرمان و وصیت پیامبر(ص) درباره خلافت علی(ع) را کنار نهادند. پس از ماجرای سقیفه، امام از مسند خلافت و حق مسلم خویش به مدت ۲۵ سال کنار گذاشته شد و در اولین گام، ابوبکر بر مسند خلافت نشست. ابوبکر پیش از مرگش عمر را به جانشینی برگزید. عمر نیز پس از ده سال و شش ماه به‌دست شخصی به‌نام ابولؤلؤ به قتل رسید. او پیش از مرگ شورایی متشکل از شش نفر (شامل امام علی(ع)، عثمان، طلحه، زبیر، عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابی‌وقاص) تشکیل داد و نصب خلیفه بعدی را به این شورا واگذار کرد. پس از عمر، عثمان بن عفان به خلافت رسید.

پس از کشته شدن خلیفۀ سوم، مردمِ به خانه علی(ع) هجوم آورده و از او خواستند خلافت ظاهری و حکومت را بر عهده بگیرد. آن حضرت هر چند ابتدا استنکاف کرده و دعوت آنان را نپذیرفت اما در نهایت با اصرار مردم و تمام شدن حجت، خلافت را قبول کرده و شصت و نه ماه حکومت کرد.

امیرالمؤمنین(ع) در دوره کوتاه حکومت خود که با درخواست مردم تشکیل شده بود با سه جنگ داخلی (جنگ جمل، جنگ صفین, جنگ نهروان) روبه‌رو گردید که طولانی‌ترین آنها جنگ با شورشیان سرزمین شام به سرکردگی معاویه بود[۷].

عصر امام حسن مجتبی(ع)

دوران زندگانی امام مجتبی(ع) را می‌توان به پنج دوره تقسیم کرد: هفت سال با پیامبر؛ ۲۵ سال در زمان خلفا؛ حدود پنج سال دوران خلافت امیرالمؤمنین(ع)؛ هفت ماه دوران خلافت حضرت از رمضان سال ۴۰ تا جمادی الأولای سال ۴۱ هجری[۸] و ده سال آخر عمر حضرت در زمان خلافت معاویه.

امام حسن(ع) در زمان حیات رسول اکرم(ص) به دنیا آمدند. حضرت شبیه‌ترین افراد به پیامبر(ص)[۹] و مورد علاقه شدید آن حضرت بود. در دوران خلافت ابوبکر و عمر، از امام حسن(ع) که خردسال بود، گزارش‌هایی در دست است[۱۰]. حضرت هنگام به خلافت رسیدن عثمان[۱۱]، نزدیک ۲۰ سال داشت. مواضع سیاسی حضرت با پدرشان در این ایام همسو بود، چنان که در آینده در نامه‌نگاری با معاویه تأکید کرد که خلافت را حق خاندان پیامبر(ص) می‌دانست[۱۲]؛ ولی به پیروی از پدر، سیاست مدارا و راهنمایی را در رفتار با خلفا در پیش گرفت.

امام حسن(ع) در دوران خلافت علی(ع) در صحنه‌ها حضور یافت و در همه مقاطع و جنگ‌ها (جنگ جمل، جنگ صفین و جنگ نهروان) پدر را همراهی کرد. در دوران حکومت حضرت علی(ع) پدر، گاهی برخی وظایف مانند خواندن خطبه نماز جمعه را به امام حسن(ع) می‌سپرد[۱۳]، چنان که پاسخگویی به برخی مراجعات علمی را[۱۴]. پس از شهادت پدر، امام حسن(ع) بر جنازه ایشان نماز خواند[۱۵].

امام حسن(ع) هنگام پذیرش خلافت ۳۷ سال داشت[۱۶]. عراقیان و حامیان امام علی(ع) با وی بیعت کردند؛ شمار بیعت‌کنندگان، ۴۰۰۰۰ تن ذکر شده است[۱۷].

از مهم‌ترین حوادث زندگی امام مجتبی(ع) صلح ایشان با معاویه است. در نیمه جمادی الاول سال ۴۱ هجری[۱۸]. ایشان بنا به مصالح اسلام و شرایط پیش‌آمده با معاویه صلح کرد. حضرت در ابتدای کار خواست از راه درگیری مسلّحانه جلوی انحراف در فرهنگ سیاسی جامعه اسلامی را بگیرد؛ امّا به سبب مساعد نبودن اوضاع، اختلافات و تفرقه موجود بین یاران حضرت و دنیاخواهی آنها، سیاست‌های فریبنده معاویه، خودفروختگی بعضی یاران و... در این زمینه نتوانست توفیقی به دست آورد.

صلح امام با معاویه پیامدهای بسیاری داشت که مهم‌ترین آن حفظ خون مسلمانان و شکل‌گیری انسجام اسلامی بود، به همین سبب اهل سنت این سال را «عام الجماعة» و گردهم آمدن می‌خوانند[۱۹] و نقش‌آفرین اصلی آن را امام حسن(ع) دانسته و برآنند که پیامبر(ص) آن را پیش‌بینی کرده بود[۲۰].

عصر امام حسین(ع)

امام حسین(ع) در زمان حیات رسول اکرم(ص) به دنیا آمدند. در شش سال آغازین حیات و رشد خویش از فیض هدایت و تربیت سه انسان برگزیده، یعنی «پیامبر(ص)»، «علی(ع)» و «فاطمه(س)» بهره‌مند بود. پیامبر گرامی اسلام(ص) بارها در حضور یارانش از امام حسین(ع) به عنوان یکی از امامان اثناعشر یاد می‌کرد و آنان را به محبت این امام همام سفارش می‌نمود. بعد از شهادت پیامبر اکرم(ص) و غصب خلافت از امیرالمؤمنین(ع)، امام حسین(ع) در دوران خلفای سه‌گانه قرار می‌گیرد.

گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که امام حسین(ع) پیش از جنگ صفین برای مردم کوفه سخنرانی کرده و آنان را به جهاد تشویق نموده و از سستی در آن پرهیز داده است[۲۱]. حسین (ع) مانند برادر تا آخرین لحظات عمر پدر در کنار وی بود و چون امیرمؤمنان به بستر مرگ افتاد، از جانب پدر وصیّ پس از حسن (ع) تعیین شد[۲۲]. امام حسین(ع) در عصر حکومت علوی در کلیه موضع‌گیری‌ها و جنگ و نبردهای پدر بزرگوارش علی (ع) در کنار آن حضرت قرار داشت و در نبرد با ناکثین و قاسطین و مارقین، لحظه‌ای ضعف و سستی به خود راه نداد؛ با اینکه پدر ارجمندش به جهت بیم از قطع دودمان رسول اکرم (ص) به واسطه شهادت او و برادرش حسن، به حیات و زندگی آنها سخت علاقه‌مند بود.

در مدت ده سالی که امام مجتبی (ع) منصب امامت را عهده‌‏دار بود، امام حسین (ع) چه در وضعیت جنگی و قیام امام مجتبی (ع) و چه در وضعیت قعود یا متارکه نظام و کناره‌گیری از حکومت، همواره در کنار برادر و یار و یاور او بود. امام حسین(ع) در راه اعتلای اهداف متعالی برادر از هیچ کوششی دریغ نمی‌ورزید.

امامت امام حسین (ع) تقریبا با ۱۰ سال پایانی حکومت معاویه معاصر بود. زمانی که شیعیان کوفه در اعتراض ضد معاویه، نزد امام حسن (ع) در مدینه رفته، تا ایشان را به قیام ترغیب کنند و امام (ع) اوضاع را نامناسب دانست، آنها که بر قیام خود پای می‌فشردند، خدمت امام حسین (ع) رسیدند و ایشان نیز تأکید کردند تا معاویه بر سر قدرت است، شیعیان در خانه خود بمانند[۲۳].

پس از اینکه معاویه در رجب سال ۶۰ق از دنیا رفت، یزید بی‌فوت وقت، پیکی را روانه مدینه کرد و از حاکم مدینه، ولید بن عتبة بن ابی‌سفیان خواست یا از حسین (ع) بیعت بستاند و یا او را بکشد و سرش را به شام ارسال نماید. امام با توجه به شرایط پیش‌آمده و نیز مشورت با کسانی چون محمد بن حنفیه تنها راه ممکن را مهاجرت به مکه دید و از این‌رو با فاصله اندکی در اواخر رجب، مدینه را به قصد مکه ترک کرد.

کوفیان برای حضرت نامه‌های دعوت بسیاری فرستادند و از مناسب بودن شرایط و آمادگی خود سخن گفتند[۲۴]. امام که خیل عظیم نامه‌های کوفیان را می‌دید، برای تحقیق درستی ادعاهایشان، مسلم بن عقیل را به جانب کوفه فرستاد و حضور خود در کوفه را موکول به تأیید او دانست[۲۵]. مسلم با استقبال خوبی از جانب کوفیان مواجه شد و این موجب شد که نامه‌ای به حضرت بنویسد و او را به کوفه دعوت کند. کاروان امام در دوم محرم ۶۱ق در کربلا متوقف شد و سپاه عمر بن سعد در سوم محرم به آن مکان رسید. او از جانب ابن زیاد دستور یافته بود که بر امام حسین (ع) و همراهانش سخت بگیرد و حتی آب را از ایشان دریغ کند، تا بیعت کنند یا اینکه کشته شوند[۲۶].

در روز عاشورا امام و یارانش به شهادت رسیدند و لشکریان عمر بن سعد از هیچ رفتار وحشیانه‌ای در حق آنان دریغ نورزیدند و علاوه بر بریدن سر همه ایشان، بر بدن‌هایشان اسب تازاندند و آنها را مثله کردند[۲۷].

عصر امام سجاد(ع)

امام سجاد (ع) در دوران خلافت یزید به امامت رسید و دوران بحرانی خلافت عبدالله بن زبیر و مروانیان از جمله عبدالملک مروان را شاهد بود و حدود ۳۵ سال امامت کرد. آغاز امامت حضرت سجاد (ع) با شدت یافتن انحراف خاندان بنی امیه همراه بود و از این رو، روزگار آن امام همام (ع) را می‌توان دارای حساسیتی ویژه دانست. امام (ع) با تدبیر و سیاستی ویژه تعالیم راستین اسلام را بیان می‌کرد و برای حفظ مکتب از چند راه وارد شد:

  1. بیان حقایق دین در قالبی نوین و شرح و تبیین معارف الهی در قالب دعا که حاصل آن کتاب شریف صحیفه سجّادیه (زبور آل محمّد (ص)) و مناجات خمس عشر و ده‌ها دعای کوچک و بزرگ دیگر است.
  2. حفظ دستاوردهای قیام عاشورا و زنده نگه داشتن خاطره شهدا به ویژه سید الشهداء: امام از هر فرصتی برای این کار استفاده می‌کرد؛ از فردای عاشورا که در کوفه با سخنرانی خود، شهر را منقلب کرد تا روزی که با ایراد خطبه در مسجد جامع شام یزید را به وحشت انداخت و پریشان کرد.
  3. جلوگیری از وقوع انحرافات اساسی در اصول و مبانی فرهنگ اسلام و پاسخ‌گویی به شبهات وارده از سوی دشمنان و شرح و تبیین معارف قرآنی و تربیت شاگردانی والامرتبه مانند: سعید بن جبیر، سعید بن مسیب، محمد بن جبیر بن مطعم، یحیی بن ام الطول و ابوخالد کابلی[۲۸] و ایستادن در مقابل علمای منحرف و درباری و تعلیم زهد و تقوا و عبادت و طاعت به جامعه و در یک جمله حفظ، توسعه و پیشبرد اسلام در بعد فرهنگ و دانش[۲۹].

عصر امام باقر(ع)

برای آشنایی با ویژگی‌های عصر امام باقر(ع) که مرحله رهبری امّت اسلامی پس از شهادت پدر بزرگوارشان امام زین العابدین(ع) می‌باشد، لازم است نخست حوادث مهمّی که در این مرحله از زندگی شریف امام باقر(ع) در جامعه اسلامی به وقوع پیوسته بررسی نماییم و میزان ارتباط این حوادث را با امام باقر(ع) به‌عنوان کسی که در زمان زندگی پدر بزرگوارش نامزد رهبری امّت بوده و پس از پدر بزرگوارش عملا رهبری را نیز در دست گرفته است مورد تحقیق قرار دهیم.

  1. در فاصله زمانی بین سال‌های ۹۵ تا ۹۷ هجری که ابتدای امامت امام محمّد باقر(ع) است، حاکم اموی وقت، ولید بن عبدالملک بود. وی شیوه‌هایی را در پیش گرفت تا بتواند نارضایتی مردمی را که در اثر سیاست مخوف حجّاج‌ بن یوسف ثقفی و بعضی از دیگر والیان حکومت اموی به‌وجود آمده بود را کنترل کند[۳۰].
  2. در این دوران جبهه داخلی خاندان اموی مروانی شکاف برداشت و میان ولید بن عبدالملک و برادرش سلیمان بن عبدالملک که پدرشان عبدالملک بن مروان وی را برای جانشینی ولید انتخاب کرده بود اختلاف ایجاد شد[۳۱].
  3. هنگامی که سلیمان بن عبدالملک به خلافت رسید، در اوایل خلافت خود تصمیم گرفت قدری به خود وجهه مردمی داده و خود را به مردم نزدیک نماید؛ لذا بعضی از والیانی که برادرش ولید بر سر کار گذاشته بود را از پست‌هایشان عزل نمود[۳۲] و کوشش کرد تا قدری از اوضاع نابسامان جامعه را اصلاح نماید[۳۳].
  4. در این برهه از زمان، حکومت با خطراتی از داخل و خارج احاطه‌ شده بود[۳۴]. در این دوران حاکمان و والیان از ترس پایگاه مردمی وسیع و رو به رشد امام باقر(ع) از یکسو و مشغول بودن به دیگر مخاطرات داخلی و خارجی از سوی دیگر به تعقیب یا محاصره آن حضرت نمی‌پرداختند. به همین سبب بود که امام باقر(ع) با فراغتی نسبی به تصدّی امر امامت پرداخت و به دور از روبرو شدن آشکار سیاسی با نظام حاکم به ایفاء نقش اصلاحی و تغییری خود در میان اقشار امّت اسلام پرداخت.

مهم‌ترین ویژگی روزگار امامت امام باقر (ع) در دوران حکام اموی آن بود که فرصتی برای راه انداختن نهضتی علمی و فکری پیش آمد. این دوره را باید سرآغاز نهضتی عظیم و همه‌جانبه در زمینه فرهنگ و معارف اسلامی دانست[۳۵].

عصر امام صادق(ع)

آغاز امامت حضرت صادق (ع) سال ۱۱۴ ه. است که سی و چهار سال طول کشید. این دوره را عصر شکوفایی تشیع دانسته‌اند. حکومت اموی در روزگار امامت حضرت صادق (ع) رو به ضعف نهاده بود و عباسیان اندک اندک قدرت می‌یافتند و در این میان، مجالی دست یافت تا امام صادق (ع) تعالیم راستین دینی را به مردم نشان دهد و آنان را از دانش خویش بهره‌مند سازد. بدین‌سان، حوزه علمی گسترده‌ای پدید آمد و بیش از چهار هزار نفر به دست امام (ع) تربیت یافتند.

امام صادق (ع) با هشام بن عبدالملک، ولید بن یزید بن عبدالملک، یزید بن ولید بن عبدالملک، ابراهیم بن ولید بن عبدالملک و مروان بن محمد معاصر بود. دو تن از عباسیان نیز در روزگار امام صادق (ع) به حکومت دست یافتند: یکی عبدالله بن محمد مشهور به "سفاح" و دیگر، منصور دوانیقی[۳۶]. کشمکش‌های سیاسی و مذهبی، ویژگی بارز روزگار امام صادق (ع) است.

امام صادق (ع) با دو گونه انحراف رو به رو بود: یکی دینی و دیگری سیاسی هر چند هر دو از اساس و بنیان یکسان بودند. انحراف سیاسی از سال‌ها پیش آغاز گشته بود؛ آن گاه که حکومت مسلمانان به دست نا اهلان افتاد و اهل بیت پیامبر (ص) از سیاست کنار نهاده شدند[۳۷].

انحراف دینی، از انحراف سیاسی خطرسازتر بود. در روزگار امام صادق (ع) فرقه‌ها و نحله‌های فقهی و کلامی جدیدی سر بر آوردند و در قلمرو اندیشه جامعه اسلامی جولان دادند و بدعت‌ها نهادند و کژی‌ها آفریدند[۳۸]. امام صادق (ع) با این دو گونه انحراف به مبارزه برخاست. امام (ع) در مواجهه با حکومت و تغییر و تحول آن نه راه تأیید در پیش گرفت و نه مقابله مستقیم. در روایتی از آن امام همام (ع) آمده است: "هر کس نام خویش را در دفتر فرزندان سابع [عباسیان‌] بنویسد، خداوند به روز قیامت، او را به صورت خوک بر می‌انگیزد"[۳۹]. امام صادق (ع) راه مبارزه مستقیم را نیز برنگزید؛ زیرا مسلمانان آماده قبول ولایت امامان (ع) و دفاع از آنان نبودند.

راهبرد حضرت برای مواجهه با چنین وضعیتی، راه‌اندازی نهضت فکری و علمی بود. این نهضت در روزگار امام باقر (ع) آغاز گشت و به دست امام صادق (ع) به اوج رسید. امام میان توده‌های مردم نفوذ کرد و پایگاه‌هایی برای نشر آموزه‌های بنیادی اسلام آفرید و بدین‌سان، هزاران اندیشمند شیعی تربیت یافتند و هریک سفیری گشتند برای تبلیغ تعالیم شیعی؛ کسانی همانند هشام بن حکم، مؤمن طاق، محمد بن مسلم، زرارة بن اعین و جابر بن حیان[۴۰].[۴۱]

عصر امام کاظم(ع)

امام کاظم(ع) سی و پنج سال از سال ۱۴۸ تا ۱۸۳ ه. بر مسند امامت جلوس فرمود. خلفای معاصر ایشان همگی از بنی عباس بودند: منصور دوانیقی، مهدی عباسی، هادی عباسی و هارون الرشید. امام (ع) در عهد هارون سال‌ها در زندان به سر برد.

فعالیت‌های امام کاظم (ع) را بر دو دسته دانسته‌اند:

  1. فعالیت‌های علمی و فکری و چاره‌جویی برای رویارویی با عقاید نادرست و بدعت‌ها و واپس‌گرایی‌ها. امام (ع) شاگردانی پرورانید تا به واسطه آنان آموزه‌های راستین دینی و شیعی را میان مردم بگستراند. شاگردان به محضر امام بار می‌یافتند و در مجلس ایشان می‌نشستند و چون فتوا یا کلامی علمی می‌شنیدند، می‌نوشتند و ثبت می‌کردند[۴۲].
  2. فعالیت دیگر امام (ع) هدایت و نظارت بر پایگاه‌های مردمی و هواخواهان خویش بود. امام (ع) از این گذر می‌کوشید افزون بر حفظ رابطه خویش با شیعیان و هدایت آنان، موضع منفی خود در برابر حکومت را نیز بدانان منتقل کند و در همین مسیر، همواره نارضایتی خویش از ارباب حکومت را آشکار می‌ساخت و همکاری با آنان را حرام می‌شمرد[۴۳].

برخی از مهم‌ترین موضوعات یادکردنی روزگار امام کاظم (ع) عبارت‌اند از:

  1. برخاستن جنبش‌های انقلابی که امام (ع) برخی از آنها را تأیید می‌کرد؛ همانند جنبش شهید فخ[۴۴].
  2. سازماندهی نظام سری رابطان به دست امام (ع) که وظیفه داشتند ارتباط ایشان را با شیعیان سامان دهند و فرمان‌های مقام امامت را بدانان برسانند[۴۵].
  3. پیدایی برخی مسلک‌های انحرافی و اوج‌گیری فعالیت‌های عقیدتی و سیاسی آنها. برخی از این مسلک‌ها ادعای تشیع نیز سر می‌دادند؛ ولی به هیچ روی مقبول امام (ع) نبودند. فرقه‌های ناووسیه، اسماعیلیه، مبارکیه، سمطیه و فطحیه چنین بودند. پدید آمدن این فرقه‌ها در قلمرو مکتب تشیع شرایط حساسی را برای امام (ع) پدید آورد که تا آن زمان بی‌سابقه بود. امام (ع) با تدبیری خاص، توانست شیعیان را از این چالش فکری و عقیدتی برهاند و امامتِ مقبول آیین اسلام را برای آنان نمایان سازد.
  4. سازش‌ناپذیری امام کاظم (ع) در برابر حکومت و کژروی‌های دیگر جامعه اسلامی، مسئله‌ای را پیش آورد که برای امامان پیشین پیش نیامده بود. امام (ع) برای مدتی طولانی در زندان حبس شد.

حاکمان عباسی از وجود امام (ع) بیمناک بودند و هر از چند گاهی ایشان را به زندان می‌انداختند. روزگار حبس امام (ع) در عهد هارون‌الرشید طولانی‌تر بود و بارها به زندان رفت[۴۶].

عصر امام رضا(ع)

امام علی بن موسی الرضا(ع) در ده سال آغازین امامت خود (۱۸۳- ۱۹۳ق.) معاصر هارون الرشید بود. سیاست خصمانه هارون با سیاست خلفای پیشین و نیز سیاست او در برخورد با امام کاظم(ع) تغییر نکرده بود. هارون الرشید به دلیل به شهادت رساندن امام کاظم(ع) همچنان دستخوش بیم و هراس بود.

در چنین شرایطی که اوضاع به نفع هارون نبود، او ناچار به خودداری از برخورد مستقیم با امام رضا(ع) بود. از این‌رو از شیوه‌های سابق خود در برخورد با امام رضا(ع) استفاده نکرده، از تن دادن به تحریکات و پیشنهادهای کسانی که او را به کشتن امام رضا(ع) برمی‌انگیختند سرباز می‌زد. البته باید به این امر توجه داشت که امام رضا(ع) در عرصه سیاست و فعالیت‌های سیاسی روشی برگزید که هارون را خلع سلاح کرده، بهانه‌ای به دست او نمی‌داد و در گزارش جاسوسان، هیچ اشاره‌ای به فعالیت چشم‌گیر سیاسی از سوی امام رضا(ع) نمی‌شد. به همین دلیل، حکومت هارون، در مقایسه با دیگر حاکمان عباسی رفتار آرام‌تر و مسالمت‌آمیزتری با امام(ع) داشت.

امام رضا(ع) پنج سال از دوران امامت خود را نیز (۱۹۳- ۱۹۸ق.) با محمد امین معاصر بود. در این دوره محمد امین علیه امام رضا(ع) به‌ویژه و اهل‌بیت(ع) به‌طور عموم اقدامی نکرد و در صدد کشتن او و دیگر علویان برنیامد.

فضای نسبتا باز سیاسی و فراهم شدن زمینه برای ایجاد و توسعه پایگاه مردمی و مسلح کردن آنان به اندیشه سالم سیاسی همسو با دیدگاه اهل‌بیت(ع) و نیز بسیج نیروها و توانمندی‌ها برای موضع‌گیری بایسته در موقعیت مناسب، فرصتی بود که امام رضا(ع) از آن بهره جست. از همین‌رو می‌بینیم که در روزگار هارون و امین و به دلیل فراهم نشدن امکانات مادی، علویان دست به انقلاب و قیامی نزدند.

امام رضا(ع) با در نظر گرفتن اصل استتار و پنهان‌کاری، مفاهیم و اندیشه‌های سیاسی را به امت ارائه می‌داد، مبادا که حاکمان بهانه‌ای به دست آورده، حضرتش را از فعالیت بازداشته، زندانی کنند یا او را بکشند. او با نقل روایتی از پدران و نیاکان خود در مورد امامت به‌عنوان مفهومی سیاسی که جزئی از عقیده اهل‌بیت(ع) است بر ضرورت امامت و وجود امام در هر روزگار تأکید می‌کرد. امام رضا(ع) در حدیثی که آن را از پدرش شنیده بود و به وسیله امامان معصوم(ع) به پیامبر می‌رسید از آن حضرت نقل می‌کرد که فرمود: مردمان هر روزگار به امام زمان خود، کتاب خدای خویش و سنت پیامبرشان خوانده می‌شوند (بدان‌ها نسبت داده می‌شوند)[۴۷].[۴۸]

عصر امام جواد(ع) ‌

عصر امام جواد(ع) به دلیل نهضت و خیزش عملی و اندیشه، تابناک‌ترین و باشکوه‌ترین عصور اسلامی به شمار می‌رفت؛ چراکه مسلمانان و غیر مسلمانان، نسل اندر نسل و طی قرن‌ها از دستاوردهای فکری و عملی این دوره بهره می‌گرفتند.

حیات فرهنگی و علمی آن عصر، از برجسته‌ترین شاخصه‌های حیات در تمام عصرهای اسلامی به شمار می‌رود. در آن دوره جنبش علمی ـ فرهنگی شکوفا شد و دانش به طور چشمگیری گسترش یافت، دانش‌سراها تأسیس شد، جلسه‌های علمی رواج یافت و مردم با اشتیاق و عطشی سیری‌ناپذیر به کسب دانش روی آوردند.

حیات سیاسی روزگار امام جواد(ع) نه تنها برای امام که برای تمام مسلمانان بد و به شدت سخت بود؛ چراکه وقایع سنگینی، امت اسلامی را دستخوش امواج شکننده فتنه‌ها و آشوب‌ها کرده بود.

حضرت جواد(ع) با دو خلیفه عباسی معاصر بود: مأمون و معتصم. پس از شهادت امام رضا(ع)، مأمون برای خواباندن فتنه رقبای عباسی خود از مرو به بغداد حرکت کرد و در بغداد مقیم شد و امام جواد(ع) را در سال ۲۰۴ (هـ. ق) یعنی یک سال پس از شهادت امام رضا(ع) از مدینه به بغداد احضار کرد. مأمون هدفش از این احضار، کنترل و مراقبت بر رفتار و فعالیت‌های حضرت جواد(ع) بود. در این راستا تصمیم گرفت دختر خود ام‌الفضل را به عقد امام درآورد و حضرت را داماد خود کند. طبیعی است از این رهگذر بود که مأمون به راحتی می‌‌توانست از طرفی امام را در کنترل خود داشته باشد و از طرف دیگر آمد و شد شیعیان و تماس‌های آنان را با حضرت کشف و مهار کند.

حضرت تنها دو سال در دوران خلافت معتصم زنده ماند و سرانجام به وسیله همان نظام منحرف به شهادت رسید. ماندن امام جواد(ع) در مدینه، معتصم را نگران می‌کرد؛ چراکه هماره او را خطر بزرگی برای خود می‌دانست. این بود که آن حضرت را از مدینه به بغداد فراخواند تا از نزدیک، لحظه‌های او را زیر نظر گرفته، بر حرکات و سکنات امام جواد(ع) اشراف کامل داشته باشد. امام جواد(ع) نیز به خواسته معتصم راهی بغداد شد و دو روز مانده به آخر ماه محرم سال ۲۲۰ ﻫ. ق وارد مرکز حکومت معتصم شد و در ماه ذی قعده همان سال به دیدار معبود شتافت[۴۹].[۵۰]

عصر امام هادی(ع)

امامت امام هادی(ع) ۳۳ سال به طول انجامید. در مدت امامت آن حضرت، بقیه حکومت معتصم بود که بعد از او واثق پنج سال و هفت ماه حکومت کرد. پس از واثق متوکل چهارده سال به حکومت رسید، متوکل آن حضرت را به وسیله یحیی بن هرثمه ابن اعین از مدینه به سامرا آورد بعد از متوکل پسرش منتصر چند ماه حکومت کرد، پس از او مستعین خلیفه شد که او احمد بن محمد بن معتصم است و دو سال و نه ماه حکومتش دوام یافت، بعد از او معتز هشت سال و شش ماه خلافت کرد. در آخر حکومت معتز بود که امام(ع) به شهادت رسید و در منزل خود در سامرا دفن شد. امام بیست سال و چند ماه در سامرا حضور داشت[۵۱].

امام هادی(ع) در طول حیات ننگین این خلفای جور در فشار و محدودیت زندگی می‌کرد، اساس زندگی این خلفا را شراب و شهوت تشکیل داده بود و لذا امام را مانع لذت‌جویی خود می‌‌دیدند و در حصر کامل قرارش دادند[۵۲].

عصر امام حسن عسکری(ع)

بعد از شهادت جانکاه امام هادی(ع) در سوم رجب سال ۲۵۴(ه‍. ق) امام عسکری(ع) امامت و رهبری و هدایت امت اسلامی را آغاز کرد. فضای حاکم بر خلفا همان فضای مسموم و آلوده‌ای بود که امامت در عصر حضرت هادی(ع) وجود داشت. این خلفا با انحراف فکری و اعتقادی در برابر امامت شیعه صف‌آرایی کرده بودند و به امیرالمؤمنین علی(ع) کینه می‌ورزیدند و متوکل گاهی خود را به شکل دلقلک درآورده و به امیرالمؤمنین جسارت می‌کرد. به علاوه این خلفا در انحراف اخلاقی از هیچ‌گونه زشتی اِبایی نداشتند، بیت‌المال را مال شخصی خود می‌انگاشتند و در خرید کنیزان و برپایی مجالس عیش و نوش و رقص و فساد معتاد بودند.

در عصر امامت امام عسکری(ع) همین فضای آلوده به چشم می‌خورد؛ یعنی در زمان معتز و مهتدی حاکمیت لهو و بدمستی وجود داشت. بغداد و سامرا مرکز اصلی عیاشی و مسخرگی و هرزگی بدل شده بود خلفای عباسی که دلبسته و اسیر شهوترانی و لذت‌طلبی و کامرانی بودند، شب‌های گناه آلودشان را با انواع محرمات به صبح می‌رساندند. طبعاً این فساد و آلودگی اخلاقی در بدنه جامعه و عامه مردم سرایت کرده بود و جامعه را به سوی فساد سوق داده بودند.

حکومت عباسی امام عسکری(ع) را بیش از هر امامی از ائمه شیعه، حتی در زندگی شخصی‌اش در کنترل و مراقبت قرار داده بود. از امام خواسته بودند حضور خود را در سامرا به طور مداوم به آگاهی حکومت برساند و می‌بایست با حضور فیزیکی‌اش در دارالاماره مسئولین امر را در جریان قرار دهد.

در روایت است امام حسن عسکری(ع) در هر دوشنبه و پنجشنبه بر مرکبی سوار می‌شد و به دارالخلافه می‌رفت و روز بار عام، مردم زیادی آنجا جمع می‌شدند و خیابان پر از چهارپایان می‌گشت و برای یک نفر هم جا نمی‌ماند. وقتی که امام عسکری(ع) می‌آمد شیهه اسبان و سر و صدای مردم ساکت می‌شد و حیوانات کنار می‌رفتند و راه باز می‌شد و نیازی نبود که آن حضرت توقف نماید. می‌رفت و وارد می‌شد و وقتی که می‌خواست خارج شود، دربانان بانگ می‌زدند: مرکب ابومحمد(ص) را بیاورید. باز سر و صدای مردم و حیوانات فروکش می‌کرد تا اینکه حضرت می‌رفت[۵۳].

خلفای عباسی چشم دیدن امام عسکری(ع) را نداشتند، آنگونه که قدرت تحمل امام هادی(ع) را نداشتند و سرانجام به شهادت رسید. بارها خلفای عباسی تصمیم به قتل امام گرفتند. امام عسکری(ع) در سال ۲۳۲ (ه‍. ق) به دنیا آمد و در سال ۲۶۰ به شهادت رسیدند، در سال ۲۴۳ (ه‍. ق) به همراه امام هادی(ع) به سامرا تبعید شد. تقریباً ۱۶ سال در عراق اقامت داشت که ۱۰ سال آن در عصر امام هادی(ع) بود. عمر شریفش ۲۸ سال و امامتش ۶ سال طول کشید و در این ۶ سال نزد سه نفر از خلفا به مدت سه سال زندانی بودند[۵۴].

منابع

  1. کمپانی زارع، مهدی، مقاله «امام علی بن ابی‌طالب»، دانشنامه امام رضا ج۲
  2. کمپانی زارع، مهدی، مقاله «امام حسین بن علی»، دانشنامه امام رضا ج۲
  3. زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ج۱
  4. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲
  5. اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه
  6. واسعی، سید علی رضا، اخلاقی، معصومه، مقاله «امام حسن بن علی مجتبی»، دانشنامه امام رضا ج۲
  7. عالمی، سید علی رضا، مقاله «حسن بن علی»، دانشنامه فاطمی ج۱
  8. عالمی، سید علی رضا، حسین بن علی، دانشنامه فاطمی ج۱
  9. شهسواری، حسین، مقاله «امام حسن بن علی بن ابی طالب»، اصحاب امام حسن مجتبی
  10. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش اول ج۲
  11. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲
  12. عاشوری لنگرودی، حسن، مقاله «حیات سیاسی اجتماعی امام حسین»، فرهنگ عاشورایی ج۱
  13. روستایی، اکبر، حسین بن علی بن ابی طالب، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱
  14. پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه
  15. محمدی، رضا، امام‌شناسی ۵
  16. میرزاپور، محسن، مقاله «امامت امام زین العابدین»، دانشنامه کلام اسلامی
  17. رضوی، سید عباس، مقاله «محمد بن علی»، دانشنامه امام خمینی ج۹
  18. رضوی، سید عباس، مقاله «موسی بن جعفر»، دانشنامه امام خمینی ج۹
  19. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷
  20. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۸
  21. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۰
  22. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۱
  23. راجی، علی، مظلومیت امام هادی
  24. راجی، علی، مظلومیت امام حسن عسکری

پانویس

  1. الارشاد، ج۱، ص۵؛ روضة الواعظین، ج۱، ص۷۶.
  2. ر.ک: کافی، ج۱، ص۴۵۲ و الارشاد، ج۱، ص۶ و برای بررسی اقوال در سال ولادت امیرالمؤمنین(ع)، باز پژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان، ص۱۸۴؛ مصنفات شیخ مفید، ج ۱۱ ص۵.
  3. ر.ک: تاریخ طبری، ج۲، ص۵۸ و سیره ابن هاشم، ج۱، ص۱۶۲ و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱۳، ص۲۰۰؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۸، ص۲۰۹.
  4. الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۷-۵۹؛ نهج البلاغة، ص۳۰۰-۳۰۱؛ مروج الذهب، ج۲، ص۲۷۸.
  5. سبل الهدی و الرشاد، ج۳، ص۳۶۳-۳۶۴؛ عیون الأثر، ج۱، ص۲۳۰؛ وفاء الوفاء، ج۱، ص۲۰۷-۲۰۸.
  6. فضائل الصحابة، ج۲، ص۶۳۸، ۶۶۶؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۶۱؛ ینابیع المودة، ج۱، ص۱۷۷-۱۸۱.
  7. ر.ک: زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ج۱؛ کمپانی زارع، مهدی، مقاله «امام علی بن ابی‌طالب»، دانشنامه امام رضا ج۲، ص۳۹۲-۴۲۱؛ دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص۵۷۱-۵۸۶.
  8. ابن عبدالبر، الإستیعاب، ج۱، ص۳۸۷. خلافت در این تاریخ رسماً به معاویه منتقل شد.
  9. المحبر، ص۴۶؛ المنمق، ص۴۲۴؛ معرفة الثقات، ج۱، ص۲۹۷؛ أنساب الأشراف، ج۳، ص۵.
  10. مسند احمد، ج۱، ص۸.
  11. مروج الذهب، ج۲، ص۳۳۱.
  12. الفتوح، ج۴، ص۲۸۵.
  13. مروج الذهب، ج۲، ص۴۳۱.
  14. الکافی، ج۱، ص۵۲۶؛ ج۷، ص۲۰۲.
  15. تاریخ خلیفه، ص۱۵۰.
  16. اعلام الوری، ج۱، ص۴۰۲.
  17. تذکرة الخواص، ص۱۷۹؛ الکامل، ج۳، ص۴۰۴؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۶۴۸.
  18. ابن عبدالبر، الإستیعاب، ج۱، ص۳۸۷.
  19. تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۲۲؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۲۸، ص۳۵؛ ج۵۹، ص۱۱۹؛ أسد الغابة، ج۴، ص۳۸۷.
  20. واسعی، اخلاقی، مقاله «امام حسن بن علی مجتبی»، دانشنامه امام رضا ج۲، ص ۴۲۲-۴۳۸؛ اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۲۴۴؛ عالمی، سید علی رضا، مقاله «حسن بن علی»، دانشنامه فاطمی ج۱، ص ۱۸۲؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش اول ج۲، ص ۸۹؛ شهسواری، حسین، مقاله «امام حسن بن علی بن ابی طالب»، اصحاب امام حسن مجتبی، ص۵۲-۵۳.
  21. وقعة صفین، ص۱۱۴-۱۱۵؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی‌الحدید، ج۳. ص۱۸۶.
  22. الکافی، ج۱، ص۲۹۷-۲۹۸.
  23. الاخبار الطوال، ص۲۲۰ - ۲۲۱؛ انساب الاشراف، ج۳، ص۲۹۰ - ۲۹۱.
  24. تاریخ الطبری، ج۵، ص۳۵۲؛ تاریخ ابن خلدون، ج۳، ص۲۷.
  25. وقعة الطف، ص۹۶؛ الارشاد، ج۲، ص۳۹.
  26. تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۱۰-۴۱۲؛ أنساب الأشراف، ج۳، ص۱۸۰؛ المنتظم، ج۵، ص۳۳۵-۳۳۶.
  27. عاشوری لنگرودی، حسن، مقاله «حیات سیاسی اجتماعی امام حسین» فرهنگ عاشورایی ج۱، ص۳۹ ـ ۵۳؛ روستایی، اکبر، مقاله «حسین بن علی بن ابی طالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱، ص۴۶۶ ـ ۴۸۶؛ کمپانی زارع، مهدی، مقاله «امام حسین بن علی»، دانشنامه امام رضا ج۲، ص ۴۳۸-۴۵۴؛ عالمی، سید علی رضا، مقاله «حسین بن علی»، دانشنامه فاطمی ج۱، ص ۲۰۷.
  28. شیخ کشی، ابن عمرو، محمد، رجال کشی، ص۱۰۷؛ کوفی، حسین بن سعید، کتاب الزهد، ص۱۰۴- با اندکی اختلاف در اسامی؛ مفید، محمد بن نعمان، الاختصاص، ص۸ و ۶۱ با قدری اختلاف در اسامی افراد-؛ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۲۳۲.
  29. محمدی، رضا، امام‌شناسی، ص۱۳۷-۱۳۹؛ فرهنگ شیعه، ص ۱۰۶؛ میرزاپور، محسن، امامت امام زین العابدین، دانشنامه کلام اسلامی ج۱، ص ۴۳۶؛ اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۲۵۴.
  30. المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۳.
  31. المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۱۲.
  32. الکامل فی التّاریخ، ج۵، ص۱۱.
  33. المنتظم، ج۷، ص۱۳.
  34. الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۱۳ به بعد.
  35. فرهنگ شیعه، ص ۱۰۹؛ رضوی، سید عباس، مقاله «محمد بن علی»، دانشنامه امام خمینی ج۹، ص ۱۳۸؛ محمدی، رضا، امام‌شناسی ۵، ص۱۳۹-۱۴۰؛ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص ۱۳۷.
  36. اعلام الوری‌، ۲۶۶.
  37. ر.ک: ناسخ التواریخ‌، جلد ۷ و ۸.
  38. فرهنگ فرق اسلامی‌، پانزده و سی و هشت.
  39. وسائل الشیعة، ۱۲/ ۱۳۰.
  40. الصواعق المحرقة، ۱۲۰.
  41. فرهنگ شیعه، ص۱۱۰ ـ ۱۱۲؛ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۸، ص ۹۲ ـ ۱۱۸؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش اول ج۲، ص ۲۷۷.
  42. الانوار البهیة، ۱۶۹ و ۱۷۰.
  43. وسائل الشیعه‌، ۱۲/ ۱۴۰.
  44. مقاتل الطالبیین‌، ۴۵۲ و ۴۵۳.
  45. پیشوایان ما، ۲۱۴.
  46. فرهنگ شیعه، ص۱۱۳ ـ ۱۱۵؛ رضوی، سید عباس، مقاله «موسی بن جعفر»، دانشنامه امام خمینی ج۹، ص ۶۱۸؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲، ص۲۶.
  47. مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۸۰.
  48. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۰، ص۱۰۷ ـ ۱۵۱.
  49. اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج۲، ص۳۶۱.
  50. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۱، ص ۱۱۹-۱۸۹.
  51. اعلام الوری، ص۲۳۹؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۲۰۶.
  52. راجی، علی، مظلومیت امام هادی، ص ۷ ـ ۹۸.
  53. بحارالانوار، ج۵۰، ص۲۵۱.
  54. راجی، علی، مظلومیت امام حسن عسکری، ص ۷ ـ ۵۶.