جنگ بدر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">\n: +))
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-</div>\n<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> +</div>))
خط ۴: خط ۴:
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[جنگ بدر در قرآن]] - [[جنگ بدر در حدیث]] - [[جنگ بدر در کلام اسلامی]]</div>
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[جنگ بدر در قرآن]] - [[جنگ بدر در حدیث]] - [[جنگ بدر در کلام اسلامی]]</div>
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[جنگ بدر (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[جنگ بدر (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==مقدمه==
==مقدمه==

نسخهٔ ‏۱۱ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۶:۱۴


اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث جنگ بدر است. "جنگ بدر" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل جنگ بدر (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • بدر نام سه غزوه در صدر اسلام است:بدر اولی یا غزوه سَفَوان، بدر کبری یا بدر القتال و بدر الموعد؛ ولی اگر به صورت مطلق به کار رود، مورد دوم منظور است. غزوه بدر، نخستین و مهم‌ترین جنگ میان مسلمانان و کافران قریش است که خداوند در قرآن از آن نام برده:﴿وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ[۱] و با عنایتی خاص آن را به طور گسترده در سوره‌هایی مانند انفال و آل عمران آورده و نکاتی را درباره آن بیان کرده که کمتر مورد توجه مؤرخان قرار گرفته است. ابن‌اسحاق و واقدی نیز آیات مربوط به جنگ بدر را که بیشتر در سوره انفال است، آورده و به تفسیر آنها پرداخته‌اند[۲]. قرآن روز بدر را ﴿ يَوْمَ الْفُرْقَانِ[۳] یعنی روز جدایی حق از باطل نامیده[۴] و آن را آیتی برای مردم دانسته است: ﴿قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصَارِ[۵][۶]. خداوند در این جنگ به وضوح وعده پیروزی دین خود بر مشرکان و قطع ریشه کافران را به رسولش‌داده است: ﴿وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ[۷] منطقه بدر جایگاهی برای گردهمایی اعراب به شمار می‌رفت و بازار آن هر سال از آغاز ماه ذیقعده به مدت ۸ روز بر پا می‌شد. هم اکنون منطقه بدر به شهری در ۱۵۵ کیلومتری مدینه تبدیل شده که فاصله‌ای در حدود ۳۱۰ کیلومتر با مکه و حدود ۴۵ کیلومتر با ساحل دریای سرخ دارد[۸][۹].

علل و عوامل شکل‌گیری جنگ بدر

  • بنابر نقل مشهور، این رخداد مهم در صبحگاه روز جمعه، هفدهم رمضان[۱۰] و بنا بر نقلی روز دوشنبه هفدهم یا نوزدهم رمضانِ[۱۱] سال دوم هجرت (نوزدهمین ماه هجرت) اتفاق افتاد.
  • مسلمانان تا پیش از هجرت به طُرق گوناگون مورد اذیت و آزار و شکنجه و تبعید کافران قرار گرفته و از خانه و کاشانه خود بیرون رانده﴿يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ[۱۲] و از مناسک حج بازداشته شدند﴿وَمَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُوا أَوْلِيَاءَهُ إِنْ أَوْلِيَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ[۱۳]؛ ولی از سوی خداوند اجازه رویارویی و جنگ با مشرکان قریش را نداشتند و تنها به صبر فرا خوانده می‌شدند. با هجرت مسلمانان به مدینه، خداوند ضمن برشمردن ستم‌هایی که بر مسلمانان رفته بود به آنان اجازه مبارزه داد: ﴿أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ[۱۴].
  • تا پیش از جنگ بدر مسلمانان چند سریّه و غزوه داشتند که هدف از آنها ضربه زدن به قریش و تصرف کاروان‌های تجاری آنان بود، هر چند که جز سریه نخله، هیچ یک نتیجه‌ای نداشت. در این سریّه که در ماه حرام و به فرماندهی عبداللّه‌ بن جحش و حدود یک ماه و نیم پیش از غزوه بدر رخ داد، با کشته شدن یک تن از مشرکان (عمرو بن حضرمی) و اسارت دو تن، کاروان تجاری به غنیمت گرفته شد[۱۵]. قریش این شکست را مایه سرافکندگی خود در میان قبایل عرب می‌دانست و طالب خون‌بهای عمرو بن حضرمی بود. این موضوع نقش قابل توجهی در وقوع جنگ بدر داشت.
  • از جمله کاروان‌های تجاری که به دست مسلمانان نیفتاد کاروانی بود که به سرکردگی ابوسفیان به مقصد غزه می‌رفت[۱۶]. پیامبر(ص) تا ذوالعُشَیره (در ۵ منزلی مدینه) پیش رفت؛ ولی بدان دست نیافت[۱۷]، پس پیامبر به مدینه بازگشت. ابوسفیان با هشدارهایی که دریافت کرد می‌دانست که در بازگشت، مسلمانان در کمین کاروان او خواهند نشست، از این‌رو، از سرزمین تبوک، ضمضم بن عمرو را برای جلب کمک قریش، به مکه اعزام کرد[۱۸]. از سوی دیگر گزارش‌گران پیامبر(ص) و به روایتی، جبرئیل[۱۹] نیز خبر بازگشت کاروان را از غزه به سوی مکه به رسول خدا(ص) دادند[۲۰][۲۱].

خروج مسلمانان از مدینه

با بازگشت کاروان از غزه به سوی مکّه خداوند پیامبرش را برای خروج از مدینه برای پیروزی بر کاروان یا سپاه مشرکان فرمان داد.﴿يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُونَ وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ[۲۲] رسول خدا(ص) نیز با اعلام این مطلب از مدینه خارج شد.

زمان خروج از مدینه به اختلاف روز شنبه، یکشنبه و دوشنبه، هشتم یا دوازدهم ماه رمضان، نوزدهمین ماه از هجرت گفته شده است[۲۳]؛ اما بر اساس تقویم تطبیقی هشتم ماه رمضان و روزهای یکشنبه و دوشنبه نمی‌تواند درست باشد؛ زیرا آن زمان مصادف با روز سه شنبه است و تنها روز شنبه مصادف است با ۱۲ رمضان مطابق با ۲۵ فروردین و ۱۱ آوریل ۶۲۱ میلادی[۲۴]. واقدی آورده است که بخشی از مسلمانان مایل نبودند با سپاه بدر اعزام شوند و می‌گفتند که ما گروهی اندک هستیم و بیرون رفتن به صلاح نیست[۲۵]. در آیات ﴿كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُونَ[۲۶] اشاره شده که بخشی از اصحاب به جهت همراهی نکردن با پیامبر به بحث و نزاع پرداخته، شرکت در این نبرد را با مرگ خویش برابر می‌دانستند. گویا مؤرخانی چون واقدی با تصریح به اینکه درباره خروج از مدینه بین مسلمانان گفت و گویی فراوان بوده، خواسته‌اند نیآمدن گروهی از مردم را، با این بیان که گمان نمی‌کردند جنگی روی دهد، توجیه کنند، چنان که وقتی رسول خدا(ص) با پیروزی وارد مدینه شد گروهی با این توجیه از آن حضرت عذر خواستند[۲۷]. میبدی نیز به تبعیت از واقدی با توجیهاتی خواسته این نقیصه را از اصحاب بزداید[۲۸].

در تفسیر ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّواْ أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُواْ رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى وَلاَ تُظْلَمُونَ فَتِيلاً [۲۹] نیز آمده که ابتدا گروهی از مهاجران بر اثر سختی‌ها و شکنجه‌هایی که در مکه می‌دیدند از پیامبر(ص) اذن جنگ می‌خواستند و حضرت می‌فرمود که چنین دستوری نیامده است؛ ولی هنگامی که جنگ بدر پیش آمد و دستور جهاد داده شد این گروه از رفتن به جنگ از خود کراهت شدید نشان دادند، چنان که در آیه مزبور به خوبی حال آنان وصف شده است[۳۰].

بنا به نقل ابن‌عباس آیه ﴿لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا[۳۱] نیز دراین باره نازل شده است که به یکسان نبودن کسانی که در نبرد بدر حاضر شده و آنان که از آن باز ماندند اشاره دارد[۳۲]. بنا بر روایتی از عکرمه آیه ﴿إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[۳۳] به تخلف کنندگان از نبرد بدر اشاره دارد[۳۴]. البته با توجه به نزول سوره توبه در سال‌های متأخر دوره مدنی صحت چنین روایتی بعید به نظر می‌رسد و ارتباط آن با غزوه تبوک از شهرت برخوردار است.

به هر حال پیامبر(ص) در دوازدهم ماه رمضان از مدینه خارج شد و در سُقْیا فرود آمد و کم سالان را به مدینه بازگرداند[۳۵]. شامگاه همان روز به همراه ۳۰۵ یا ۳۱۳ تن (۲۷۰ تن از انصار و باقی از مهاجران) از سقیا خارج شدند[۳۶]. یعقوبی شمار مسلمانان را ۳۰۰ نفر دانسته که ۲۳۲ نفر از انصار و باقی از مهاجران بودند[۳۷]. در بیشتر روایات شمار مسلمانان شرکت کننده در بدر به طور دقیق ۳۱۳ تن بیان نشده، بلکه غالباً می‌گویند: ۳۰۰ و چند نفر بوده‌اند؛ ولی چون گفته می‌شود: شمار آنان به عدد سپاه طالوت یعنی ۳۱۳ تن بوده این عدد شهرت یافته است[۳۸][۳۹].

قریش و خروج از مکه

ضمضم طبق خواسته ابوسفیان با شترِ بینی بریده خون آلود و جهاز واژگون و لباس‌های پاره شده وارد مکه شد و مشرکان را برای نجات کاروان تجاری قریش تحریک کرد[۴۰]. مشرکان با دیدن این صحنه و فریادهای ضمضم به جنبش درآمدند. ابوجهل نیز بر بام کعبه، مکیان را برای نجات اموالشان تشویق می‌کرد [۴۱]؛ اما خواب بدی که عاتکه دختر عبدالمطلب سه روز پیش از ورود ضمضم دیده و در مکه شایع شده بود چنان وحشتی در میان مکیان افکنده بود که تا رسیدن به بدر پیوسته از آن یاد می‌کردند[۴۲]. وی خواب دیده بود که مردی وارد مکه شد و گفت که تا سه روز دیگر شما به کشتارگاه خویش می‌روید. آن مرد سه بار مطلب خود را بر کعبه و کوه ابوقبیس فریاد زد و بعد سنگی به زیر افکند که هر ذره آن داخل خانه‌ای از قریش ـ جز بنی‌هاشم و بنی‌زهره ـ شد[۴۳] بعدها عمروعاص نیز مدعی بود که او نیز آن رؤیا را دیده است[۴۴]. با این حال ترس از دست رفتن کاروانی که تقریبا همه قریش در آن سرمایه گذاری کرده بودند و حفظ آن، بر ایشان جنبه حیثیتی داشت، و هشدارها و ترغیب‌های بزرگانی از قریش برای نجات کاروان، همه را واداشت که یا خود به جنگ بیایند یا کسی را به جای خود بفرستند. ابولهب بر اثر بیماری یا بنا بر نظر واقدی به سبب ترس از خواب عاتکه، در جنگ بدر شرکت نکرد و سخنان قریش از جمله ابوجهل در او اثر نگذاشت[۴۵] او به جای خود عاص بن هشام را که در قمار، از ابولهب باخته بود[۴۶] ملزم کرد در سپاه حاضر شود [۴۷]. افزون بر خواب عاتکه، سخنان ضَمْضَم[۴۸] و گفتار عِداس مسیحی مبنی بر عدم استواری کوه‌ها در مقابل پیامبر(ص)[۴۹] و قرعه زدن با تیر و نهی از رفتن[۵۰] که ابوسفیان به ضمضم سفارش کرده بود تا قریش را از این کار باز دارد[۵۱].

سایه ترس و دو دلی را چنان بر سر گروهی از بزرگان قریش انداخته بود که برخی چون حارث بن عامر با یقین به مرگ خود، بخشی از اموالشان را میان فرزندانشان قسمت کردند[۵۲]؛ همچنین هراس عجیبی امیه‌ بن خلف را فرا گرفته بود، زیرا که سعد بن معاذ پیش‌تر سخن پیامبر(ص) را درباره کشته شدنش، به او گزارش داده و ازاین‌رو به شدت نگران بود[۵۳]. افزون بر حارث و امیه، عتبه و شیبه فرزندان ربیعه، حکیم بن حزام، ابوالبختری، علی بن امیه و عاص بن مُنَبَّه نیز رغبتی به جنگ نداشتند و ازاین‌رو ابوجهل و عقبة بن ابی معیط این افراد را ترسو می‌خواندند[۵۴]. سخنان این دو[۵۵] بر طبل جنگ می‌نواخت و به سخنان خردمندان و خیرخواهان قریش از جمله حکیم بن حزام که آنان را از رفتن باز می‌داشتند گوش نمی‌دادند[۵۶]. مشرکان با تعداد ۹۵۰ یا ۱۰۰۰ نفر با نوازندگان و آوازه خوانان و با ساز و برگ تمام و تکبر و غروری خاص از مکه بیرون آمدند و ۱۰۰ اسب را نیز برای خودنمایی یدک می‌کشیدند[۵۷]. خداوند وضع آنان را چنین وصف می‌کند: ﴿وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِم بَطَرًا وَرِئَاء النَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَاللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ[۵۸][۵۹].

از ظاهر خطاب آیه به مسلمانان برمی‌آید که سپاه اعزامی قریش پیش از مسلمانان از مکه به سوی بدر حرکت کرده‌اند. شواهدی نیز همین نکته را تأیید می‌کند؛ نخست آنکه کراهت برخی صحابه برای حضور در نبرد بدر مؤید اطلاع ایشان از تعداد و امکانات سپاه قریشیان پس از خروج از مکه است؛ همچنین تلاقی همزمان دو سپاه در بدر با اینکه مسلمانان نسبت به قریش به بدر بسیار نزدیک‌تر بوده‌اند مؤید این مطلب است. همچنان که مشخص است مسلمانان ۵ روزه (شامگاه ۱۲ تا ۱۷ رمضان) این مسافت را پیموده‌اند با توجه به اینکه فاصله مکه تا بدر نسبت به فاصله مدینه تا آنجا حدود دو برابر بوده است رسیدن قریش به بدر طی همین زمان بسیار بعید است.

این در حالی است که گزارش‌های مؤرخانی چون ابن‌اسحاق و واقدی نشان می‌دهد که مسلمانان پیش از حرکت قریش بدون آمادگی برای جنگ و به قصد گرفتن کاروان تجاری از مدینه خارج شدند و چون خبر حرکت سپاه مکه را شنیدند گفتند که ما برای جنگ بیرون نیامده بودیم[۶۰]؛ اما این توجیه با آیات و شواهدی که بیان شد سازش ندارد، به خصوص که برخی مفسران گفته‌اند: آیه ﴿وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ[۶۱] پیش از آیه ﴿كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ[۶۲] نازل شده است [۶۳].

۱۲۲ نفر تهیه خوراک سپاه قریش را بر عهده داشتند که عبارت‌اند از: عتبه و شیبه فرزندان ربیعه، نبیه و منبه فرزندان حجاج، ابوجهل، ابوالبختری بن هشام، نضر بن حارث، حکیم بن حزام، ابی بن خلف، زمعة بن اسود، حارث بن عامر و عباس بن عبدالمطلب. این افراد که در تاریخ به عنوان "مُطْعِمین" شهرت یافته‌اند در قرآن چنین نکوهش شده‌اند:﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّواْ عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ[۶۴][۶۵]. شیخ طوسی نزول آیه بعدی را نیز در این ارتباط می‌داند: ﴿لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ[۶۶][۶۷]. سپاهیان قریش پیکی برای ابوسفیان فرستادند تا او را از حرکت خود آگاه سازند؛ ولی بر اثر تغییر مسیر کاروان تجاری، پیک با ابوسفیان دیدار نکرد. رخدادهای گوناگون در جریان حرکت کاروان تجاری، از جمله خواب دیگری که یکی از مشرکان حاضر در کاروان به نام جهیم بن صلت در جُحفه دید و در آن از کشته شدن بزرگان قریش آگاهی یافت[۶۸] همگی بر تردید کاروانیان در ادامه مسیر و تمایل ایشان به بازگشت به سوی مکّه می‌افزود.

از سوی دیگر، وقتی ابوسفیان نزدیک مدینه رسید ترس شدیدی او را گرفت و با یافتن آثار شتران دو تن از جاسوسان پیامبر(ص) در بدر، مسلم دانست که پیامبر(ص) با نیروهایش برای دستیابی به کاروان از مدینه خارج خواهند شد، از همین رو بلافاصله مسیر کاروان را از منطقه بدر به سوی کناره دریای سرخ تغییر داد و توانست از محدوده آنان خارج شود و پیکی نیز به سوی سپاه قریش فرستاد تا آنان را از ماجرا باخبر کند و به بازگشت به مکه فراخواند[۶۹]. در جحفه (چند منزلی بدر)پیام به سپاه قریش رسید؛ ولی آنان بازگشت را مایه سرافکندگی خود می‌دانستند و می‌خواستند با قدرت‌نمایی، ضعفی را که از سریه نخله بر آنان تحمیل شده بود جبران کنند تا در میان قبایل عرب بار دیگر سرافکنده نشوند، ازاین‌رو تصمیم گرفتند سه روز در بدر برای قدرت نمایی خود به عیش و نوش و نوازندگی بپردازند[۷۰]. تنها بنی‌زهره با سخنان و حیله اخنس بن شریق (از همپیمانان بنی زهره) توانستند از سپاه جدا شده، به مکه بازگردند[۷۱]. بنو عدی نیز گروه دیگری بودند که با تغییر مسیر خود به سوی دریا، به مکه بازگشتند[۷۲][۷۳].

استقرار دو سپاه در بدر

پیامبر(ص) پس از پیمودن منازلی که ابن‌هشام همه آنها را برشمرده است[۷۴]، در پانزدهم ماه رمضان به "روحا" رسید و کنار چاهِ آن نماز گزارد و بزرگان قریش از جمله ابوجهل و زمعة بن اسود را نفرین کرد[۷۵]. نزدیک بدر جبرئیل خبر نزدیک شدن سپاه قریش را به رسول‌خدا(ص) داد[۷۶].پیامبر(ص)اصحاب خود را به مشورت‌ طلبید.

گویند: ابوبکر و عمر سخنانی گفتند؛ ولی از عدم نقل سخنانشان[۷۷] معلوم می‌شود که سخنانشان نیکو نبوده است. واقدی تنها کسی است که سخنان عمر را نقل کرده که کاملاً بر ترس و نومیدی از قدرت مسلمانان در برابر قریش دلالت دارد؛ اما مقداد از مهاجران گفت: ای رسول خدا ما چون قوم یهود نیستیم که به موسی گفتند: تو و خدایت بروید و بجنگید و ما اینجا نشسته‌ایم، بلکه ما از راست و چپ و پیش و پس تو می‌جنگیم[۷۸]. باز رسول خدا(ص) خواستار نظر اصحاب شد. خطاب پیامبر(ص) در حقیقت متوجه انصار بود، آنان بیشترین جمعیت سپاه پیامبر(ص) را تشکیل می‌دادند لکن بر اساس پیمان خود با پیامبر(ص) متعهد دفاع از رسول خدا(ص) در خارج از مدینه نبودند [۷۹]، ازاین‌رو سعد بن معاذ رئیس اوس که متوجه این موضوع شده بود به نمایندگی از انصار سخنان پرشوری گفت و اطاعت انصار را از فرمان پیامبر(ص) اعلام کرد.

رسول خدا(ص) از سخنان مقداد و سعد بن معاذ بسیار خوشحال شد و فرمود: خداوند به من وعده پیروزی بر یکی از دو گروه (تجاری یا سپاه اعزامی مکه) را داده است. ﴿ وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ[۸۰] به خدا سوگند هم‌اکنون محل کشته شدن آنان را می‌بینم[۸۱] و حتی آن را به اصحاب خود نشان داد[۸۲]. مسلمانان با سخنان پیامبر(ص) متوجه فرار کاروان تجاری شدند و آنان که تا آن هنگام پرچم جنگ نبسته بودند، پرچم‌های جنگ را برافراشته، و به راه افتادند و شامگاه هفدهم ماه رمضان در بدر فرود آمدند. مسلمانان از لشکرگاه قریش بر اثر وجود تپه‌های شنی که میان آنان بود خبر نداشتند. پیامبر(ص) چند نفر از جمله علی(ع)، را برای کسب خبر به سوی چاهی که در نزدیک آنان بود فرستاد. آنان با ساقیان قریش برخورد و دو تن از آنان را اسیر کردند. پس از بازجویی معلوم شد که سپاه قریش با شمار ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر که اغلب بزرگان قریش را همراه دارد در پشت تپه‌های شنیِ منطقه اردو زده‌اند. پیامبر(ص) فرمود: مکه جگرگوشه‌های خود را به سوی شما روانه کرده است[۸۳]. پیامبر(ص) از یاران خود درباره محلّی که فرود آمده بودند مشورت خواست. حباب بن منذر انصاری ضمن نامطلوب خواندن آن موضع، پیشنهاد کرد تا در کنار چاه‌های بدر فرود آیند و دیگر چاه‌ها را پُر کنند. بر اساس روایتی که مورد نقد برخی محققان نیز قرار گرفته [۸۴]. جبرئیل فرود آمد و نظر حباب بن منذر انصاری را تأیید کرد [۸۵] و او را حباب ذوالرأی خواندند[۸۶]، از این‌رو اردوگاه خود را در کنار چاه‌های بدر قرار داد.

خبر رسیدن سپاه پیامبر(ص) به وسیله یک نفر ساقی فراری به مشرکان رسید. در این هنگام حکیم بن حزام و عتبة بن ربیعه از لشکرکشی بیهوده خود سخن به میان آورده، به ابوجهل اعتراض کردند و از ترس شبیخون زدن مسلمانان آن شب را پاسداری دادند و حتی نتوانستند گوشت‌هایی را که کباب کرده بودند بخورند و آن شب را گرسنه سپری کردند[۸۷].

قرآن وصف دقیقی از موقعیت مسلمانان و مشرکان ارائه کرده است: ﴿إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ[۸۸]

میان مؤرخان و مفسران درباره اینکه کدام‌ یک از دو سپاه زودتر به بدر رسیدند اختلاف وجود دارد؛ مؤرخانی چون واقدی و ابن‌اسحاق گفته‌اند که مسلمانان زودتر به بدر رسیدند و چاه‌های آب را گرفتند؛ ولی مفسران ورود سپاه قریش را پیش از مسلمانان دانسته‌اند، از همین روست که وقتی در شب بدر مسلمانان خوابیدند و صبح نیاز به آب پیدا کردند نتوانستند غسل کنند و شیطان آنان را بر اثر وضعیت بدی که پیدا کرده بودند وسوسه می‌کرد. خداوند بدین منظور و نیز جهت محکم کردن زمین زیر پای آنان باران فرستاد:﴿إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ[۸۹][۹۰]ساختن حوض‌های آب نیز پس از این باران بود، زیرا آن‌قدر آب در آبراه‌ها جاری شد که این حوض‌ها را برای جمع‌آوری آب‌ها ساختند[۹۱]. خداوند در آن شب برای آرامش مسلمانان، خواب را بر آنان مسلط کرد: ﴿إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ[۹۲] بر پایه روایتی از امیرمؤمنان(ع) در آن شب در حالی که همه اصحاب به خواب رفته بودند رسول خدا(ص) در کنار درختی تا هنگام صبح به عبادت پرداخت[۹۳][۹۴].

صف آرایی دو سپاه

هنگام صبح پیامبر(ص) به آرایش سپاه پرداخت که در این حال سپاه قریش از تپه عَقَنْقَل ظاهر شد. رسول خدا(ص) چون آنان را دید فرمود: خدایا این قریش است که با غرور و تکبر به جنگ با تو و تکذیب رسولت آمده است. خدایا! خواهان نصرتی هستم که به من وعده داده‌ای. خدایا! بامدادان آنان را نابود کن[۹۵].

سپاهیان پیامبر پشت به آفتاب و و سپاه قریش رو به آفتاب قرار داشتند[۹۶]. واقدی گوید: بر میمنه و میسره هیچ‌ یک از دو سپاهِ مسلمانان و مشرکان کسی فرمانده نشد[۹۷]. لوای ریاست به نام عقاب[۹۸] که تنها در دست بزرگان و افراد خاص قرار می‌گرفت[۹۹]، در دست علی(ع) بود[۱۰۰]. ابتدا پیامبر(ص) طی پیامی، ضمن اعلام عدم تمایل به رویارویی با قریش، آنان را از جنگ برحذر داشت.

برخی چون حکیم بن حزام پیام را منصفانه دانسته، خواهان بازگشت شدند؛ اما جنگ‌ طلبی و گرد نفرازی ابوجهل مانع شد[۱۰۱]. عمیربن وهب جمحی هم که با گروهی مسلمانان را دور زدند تا از نداشتن کمین گاه مطمئن شوند در بازگشت مسلمانان را گروهی بی‌ساز و برگ ولی مصمم برای مرگ توصیف کرد. تحکیم بن حزام نیز نزد عتبة بن ربیعه، از بزرگان و ثروتمندان قریش، رفت و از او خواست تا با پرداخت خون‌بهای عمرو بن حضرمی و خسارت کالاهایی که مسلمانان در سریه نخله گرفته بودند، از درگیری جلوگیری کند و آنگاه عتبه پس از سخنرانی و برشمردن پیامدهای این جنگ متعهّد شد که خون‌بها و قیمت کالاها را بپردازد؛ امّا ابوجهل از آن روی که اگر مردم بازگردند عتبه را بزرگ خود خواهند دانست خطاب به مردم گفت که عتبه از روی ترس و نیز حضور پسرش ابوحذیفه در کنار محمد(ص) و ارتباط نسبی با پیامبر(ص) چنین سخنانی را می‌گوید[۱۰۲]. گویند: چند نفر از جمله حکیم بن حزام برای برداشتن آب کنار حوض‌های مسلمانان آمدند. پیامبر(ص) دستور داد که کسی متعرض آنان نشود و بر پایه روایتی دیگر به جز حکیم سایر آنان کشته شدند[۱۰۳][۱۰۴].

نابرابری نیروها

  • پیامبر(ص) چون کمی یاران خود و کثرت سپاه قریش را دید از خدا کمک خواست[۱۰۵]، ازاین‌رو در روز بدر چون لحظاتی خواب بر ایشان مستولی شد خدا دشمنان را در نظر او کم شمار جلوه داد و فرمود: ﴿إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ[۱۰۶]، نیز می‌فرماید: ﴿وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلًا وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ[۱۰۷][۱۰۸] این اندک نمایی دو جانبه چنان بود که بر اساس روایت عبداللّه‌ بن مسعود برخی از صحابه می‌گفتند: مشرکان ۷۰ یا ۱۰۰ نفرند[۱۰۹]. ابوجهل نیز وقتی مسلمانان را دید گفت: یاران محمد لقمه‌ای بیش نیستند [۱۱۰]. این موضوع در آیه ۱۳ سوره آل عمران چنین بیان شده است:﴿قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصَارِ[۱۱۱]. آیه دوم چنین تفسیر شده که منظور مسلمانان هستند که کافران را دو برابر خویش می‌دیدند و این بدان سبب بود که خداوند مسلمانان را به مقاومت ۱۰۰ به ۲۰۰ و ۱۰۰۰ به ۲۰۰۰ امر کرده و پیروزی آنها را تضمین کرده بود:﴿الآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ[۱۱۲] و خداوند شمار مشرکان را به همان حسابی که تعیین کرده بود در چشم آنان قرار داد؛ یعنی مسلمانان، کفار را به جای ۱۰۰۰۰ نفر، آنچنان که طبرسی نقل کرده است، ۶۲۶ تن می‌دیدند[۱۱۳] و این همان اندک نمایی است که در آیه ۴۴ سوره انفال بیان شده است.
  • برخی نیز گفته‌اند که منظور مشرکان هستند که مسلمانان را دو برابر خود می‌دیدند و این معنا با آیه ﴿وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ[۱۱۴] که بیان می‌کند دشمنان، شما مسلمانان را اندک می‌دیدند مخالفتی ندارد، زیرا آیه سوره انفال پیش از نبرد را بیان می‌کند و علت آن این است که مشرکان تجهیز کامل نکنند؛ ولی به هنگام نبرد دو برابر ببینند تا ترس بر آنان مسلط شود[۱۱۵]. در این رابطه برخی در شأن نزول آیه ﴿إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هَؤُلَاءِ دِينُهُمْ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ[۱۱۶] آورده‌اند که گروهی از مکیان اسلام آوردند، ولی هجرت نکردند و با قریش به بدر آمدند و چون کم شماری مسلمانان را دیدند گفتند: اینان به دینشان چنان مغرور شده‌اند که با این شمار اندک به جنگ با این شمار فراوان آمده‌اند[۱۱۷].
  • فرمان تشویق کردن مؤمنان به جنگ و پایداری ۲۰ نفر از مسلمانان در برابر ۲۰۰ نفر و ۱۰۰ نفر در برابر ۱۰۰۰ نفر از مشرکان به هنگام جنگ بدر به پیامبر(ص) داده شد: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ[۱۱۸]؛ ولی این حکم تخفیف داده شد و دستور پایداری ۱۰۰ به ۲۰۰ و ۱۰۰۰ به ۲۰۰۰ در آیه بعد صادر شد: ﴿الآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ[۱۱۹] رسول خدا(ص) در خطابه‌ای مسلمانان را به جنگ تحریض و به ثواب ترغیب و بارها برای پیروزی مسلمانان دعا کرد و می‌فرمود: خدایا! اگر این گروه اندک کشته شوند دیگر کسی تو را عبادت نخواهد کرد[۱۲۰]. آیه ﴿إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ[۱۲۱] نشان می‌دهد که مسلمانان بیمناک و مضطرب بوده و از خدا کمک و یاری می‌طلبیده‌اند. رسول خدا(ص) نیز آن‌قدر دعا کرد که ردای مبارکش از دوشش افتاد[۱۲۲]. بنابر گزارشی که مورد نقد جدی برخی محققان است[۱۲۳] برای پیامبر(ص) سایبانی ساختند[۱۲۴]؛ ولی بر اساس سخن امیرمؤمنان(ع) پیامبر(ص) در بدر از همه مسلمانان به دشمن نزدیک‌تر بود و هرگاه جنگ سخت می‌شد مسلمانان به آن حضرت پناه می‌بردند[۱۲۵][۱۲۶].

نبرد تن به تن و آغاز جنگ

امدادهای غیبی در بدر

پایان جنگ بدر

بدر وعده‌گاه عذاب الهی

  • خداوند بارها از بدر به وعدگاه عذاب الهی تعبیر کرده که مشرکان به عللی باید آن عذاب را می‌چشیدند، چنان‌که در آیات ۱۳ ـ ۱۴ سوره انفال این عذاب را بر اثر مخالفت مشرکان با خدا و پیامبر دانسته، از عذاب آتش برای کافران خبر می‌دهد: ﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَنْ يُشَاقِقِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ذَلِكُمْ فَذُوقُوهُ وَأَنَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابَ النَّارِ[۱۸۲]؛ همچنین در آیه ۳۴ سوره انفال این عذاب را نتیجه منع و بازداشتن کافران از مسجد الحرام معرفی می‌کند و این در حالی بود که آنان شایستگی تولیت مسجد را نداشتند: ﴿وَمَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُوا أَوْلِيَاءَهُ إِنْ أَوْلِيَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ[۱۸۳].
  • کفر و انکار خداوند از دیگر عوامل نزول عذاب در بدر است: ﴿ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ[۱۸۴][۱۸۵]. خداوند در جای دیگر از این عذاب به "عذاب یوم عقیم" یاد کرده است: ﴿وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ[۱۸۶]، زیرا هیچ خیر و برکتی برای مشرکان نداشت[۱۸۷] و نیز در آن روز شبی برای مشرکان وجود نداشت، زیرا پیش از فرا رسیدن شب نابود شدند[۱۸۸].
  • از نظر برخی مفسران آیه ﴿وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ[۱۸۹] به تحقق وعده خداوند درباره قتل دشمنان در جنگ بدر اشاره دارد[۱۹۰]، هرچند که سزاوار آن است که مقصود از آن جنگ احد است؛ نیز برخی مقصود از ﴿وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ[۱۹۱] را نصرت خداوند در نبرد بدر دانسته‌اند[۱۹۲]. بعضی از مفسران نیز با تطبیق برخی آیات مکیِ عذاب بر روز بدر بر عظمت شکست مشرکان در این روز تأکید کرده‌اند:
  1. ﴿وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ[۱۹۳]
  2. ﴿يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنْتَقِمُونَ[۱۹۴][۱۹۵]
  3. ﴿وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ[۱۹۶][۱۹۷]
  4. ﴿حَتَّى إِذَا فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَابًا ذَا عَذَابٍ شَدِيدٍ إِذَا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ[۱۹۸][۱۹۹]
  5. ﴿حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِمْ بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ[۲۰۰][۲۰۱]
  6. ﴿أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ وَأَنْ عَسَى أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ[۲۰۲]
  7. ﴿أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَاءَ صَبَاحُ الْمُنْذَرِينَ[۲۰۳].[۲۰۴]
  8. ﴿وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذَابًا دُونَ ذَلِكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ[۲۰۵][۲۰۶]
  9. ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ[۲۰۷][۲۰۸]
  10. ﴿قُلْ عَسَى أَنْ يَكُونَ رَدِفَ لَكُمْ بَعْضُ الَّذِي تَسْتَعْجِلُونَ[۲۰۹] که مقصود عذاب روز بدر است.[۲۱۰]
  11. ﴿وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكَانَ لِزَامًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى[۲۱۱][۲۱۲]
  12. ﴿جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ[۲۱۳][۲۱۴]
  13. ﴿فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذَنُوبًا مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَابِهِمْ فَلَا يَسْتَعْجِلُونِ[۲۱۵][۲۱۶]
  14. ﴿وَإِنْ كَادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْهَا وَإِذًا لَا يَلْبَثُونَ خِلَافَكَ إِلَّا قَلِيلًا[۲۱۷]
  15. ﴿فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذَابًا شَدِيدًا وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ[۲۱۸][۲۱۹][۲۲۰].

غنایم بدر

بازتاب جنگ بدر در مدینه

بازتاب جنگ بدر در مکه

بازتاب جنگ بدر در خارج از حجاز

بازتاب این جنگ افزون بر مدینه و مکه، به خارج از مرزها کشیده شد. در حبشه نجاشی از این خبر مسرور شد و خبر آن را به مسلمانان مهاجر در حبشه رساند[۲۷۹][۲۸۰].

مقام بدری‌ها از منظر قرآن و روایات

  1. کتاب من شهد صفین مع علی من البدریین از هشام بن محمد بن سائب کلبی[۳۰۸]
  2. هالة البدر فی عدد اهل بدر از محمد بن احمد بن عثمان ذهبی[۳۰۹]
  3. روضة المحبین لأسماء الصحابة البدریین اثر محمد بن مصطفی البنانی المصری[۳۱۰][۳۱۱].

جنگ بدر در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم

  • یکی از غزوات تحمیلی بر پیامبر غزوه بدر است. آن گونه که از آیات مربوط به این غزوه استفاده می‌شود و آیات آن در سوره آل عمران و انفال ذکر شده و شرایط و موقعیت این غزوه توصیف شده است، مثلا فرموده﴿وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ[۳۱۲].آیه شریفه در مقام این است تا شاهدی باشد سزاوار نبود که از شما مؤمنین آثار فشل مشاهده شود، با اینکه ولی شما خدا است، و با اینکه خدا شما را که در بدر ذلیل بودید یاری فرمود. یا در جایی دیگر می‌فرماید:" ﴿إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ[۳۱۳]
  • در تاریخ نقل شده، که حضرت مطلع شد که ابوسفیان در حال انتقال اموالی از شام است، در حالی که اموال بسیار از مسلمانان را غارت کرده بود و از طرفی در خود مکه در تدارک جنگی با مسلمانان است در این موقعیت فرصتی برای ضربه زدن و پیشدستی برای جلوگیری از ضربه آنان بود. در این جا وحی رسید: حضرت خداوند تو را به حق از خانه و جایگاهت در مدینه بیرون فرستاد، در حالی که بعضی از مؤمنان کراهت داشتند: ﴿كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ[۳۱۴]. این گروه ظاهربین و کم حوصله در مسیر راه به سوی بدر مرتبا با تو مجادله و گفتگو در این فرمان حق داشتند، و با این که این واقعیت را دریافته بودند» که این فرمان خداست، ولی باز دست از اعتراض خویش برنمی‌داشتند: ﴿يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ[۳۱۵].
  1. ﴿كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُونَ[۳۱۶]
  2. ﴿لَوْلَا كِتَابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ[۳۱۷]
  3. ﴿إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ[۳۱۸]
  4. ﴿وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ[۳۱۹].
  5. ﴿إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلَاثَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُنْزَلِينَ بَلَى إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَيَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ[۳۲۰].
  6. ﴿إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ[۳۲۱]
  1. همان گونه که به امر پروردگار پیامبر از مدینه به سوی بدر بیرون رفت، در حالی که گروهی از مؤمنان سخت ناراضی بودند. تقسیم انفال به طور مساوی پس از بدر هم برای گروهی از آنان رضایت بخش نبود. ﴿كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ[۳۲۲]
  2. آن گروه با پیامبر در باره حق - پس از آن که روشن شده بود - مجادله می‌کردند و از درگیری نظامی چنان بیم داشتند که گوئی به سوی مرگ رانده می‌شوند. ﴿يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُونَ[۳۲۳]
  3. اگر پیشتر از جانب خدا مقرر نشده بود که به عذاب گرفتار نگردید، قطعاً به سبب این که در جنگ بدر اسیر گرفتید، عذابی سخت به شما می‌رسید[۳۲۴] ﴿لَوْلَا كِتَابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ[۳۲۵]
  4. خداوند به پیامبر می‌فرماید، ما پیش از بدر در خواب نیروی مخالف را به تو کم نشان دادیم و اگر زیاد نشان داده بودیم، سست می‌شدید و دچار تفرقه می‌گردید، ولی خدا شما را سالم نگه داشت و خدا به آن چه در درون سینه‌ها می‌گذرد آگاه است: ﴿إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ[۳۲۶]
  5. و ظاهرا مصداق آیه شریفه: ﴿إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ[۳۲۷]، واقعه روز بدر است، و البته این وعده را به شرط صبر و تقوا داده و فرموده است: ﴿إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَيَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَذَا[۳۲۸][۳۲۹].

جستارهای وابسته

منابع

  1. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم
  2. هدایت‌پناه، محمد جعفر، مقاله «بدر»، دائرةالمعارف قرآن کریم

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. «و بی‌گمان خداوند در «بدر» شما را با آنکه ناتوان بودید یاری کرد پس، از خداوند پروا کنید، باشد که سپاس گزارید» سوره آل عمران، آیه۱۲۳.
  2. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۳۲۲ - ۳۳۳؛ المغازی، ج ۱، ص ۱۳۱ - ۱۳۸.
  3. سوره انفال، آیه:۴۱.
  4. السیر والمغازی، ص ۱۳۰.
  5. «به راستی شما را در کار دو گروهی که (در «بدر») با هم رو به رو شدند، نشانه‌ای (برای پند گیری) بود: گروهی برای خداوند جنگ می‌کردند و (گروه) دیگری کافر بودند که آنها را دو چندان خود به چشم می‌دیدند (و می‌هراسیدند) و خداوند هر کسی را بخواهد با یاوری خویش پش» سوره آل عمران، آیه۱۳.
  6. تفسیر ابن‌کثیر، ج ۱، ص ۳۵۸.
  7. «و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده می‌فرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست می‌داشتید که آن دسته بی‌جنگ‌افزار از آن شما گردد اما خداوند می‌خواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند» سوره انفال، آیه۷.
  8. دولت رسول خدا، ص ۲۱۲.
  9. هدایت‌پناه، محمد جعفر، مقاله «بدر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.
  10. السیر والمغازی، ص ۱۳۰؛ الطبقات، ج ۲، ص ۱۴ - ۱۵؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۴۵.
  11. الطبقات، ج ۲، ص ۱۴ ـ ۱۵؛ المعارف، ص ۱۵۸.
  12. از تو درباره جنگ در ماه حرام می‌پرسند، بگو: جنگ در آن (گناهی) بزرگ است و (گناه) باز داشتن (مردم) از راه خداوند و ناسپاسی به او و (باز داشتن مردم از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهل آن از آن، در نظر خداوند بزرگ‌تر است و آشوب (شرک) از کشتار (هم) بزرگ‌تر است؛ و (این کافران) پیاپی با شما جنگ می‌کنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند، و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند، سوره بقره، آیه:۲۱۷.
  13. «و چرا خداوند عذابشان نکند با آنکه (مردم را) از مسجد الحرام باز می‌دارند در حالی که سرپرست آن نمی‌باشند- که سرپرست آن جز پرهیزگاران نیستند- اما بیشتر آنان نمی‌دانند» سوره انفال، آیه 34.
  14. به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل می‌شود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیده‌اند و بی‌گمان خداوند بر یاری آنان تواناست همان کسانی که ناحق از خانه‌های خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که می‌گفتند:پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمی‌داشت بی‌گمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشت‌ها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار می‌برند ویران می‌شد و بی‌گمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است؛ سوره حج، آیه: ۳۹-۴۰.
  15. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۵۲ ـ ۲۵۴؛ المغازی، ج ۱، ص ۱۳ـ۱۶.
  16. المغازی، ج ۱، ص ۲۸.
  17. المغازی، ج ۱، ص ۱۲؛ السیره‌النبویه، ج ۲، ص ۲۴۸ ـ ۲۴۹.
  18. المغازی، ج ۱، ص ۲۸.
  19. الکشاف، ج ۲، ص ۱۹۷.
  20. المغازی، ج ۱، ص ۱۳۱.
  21. هدایت‌پناه، محمد جعفر، مقاله «بدر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.
  22. با تو درباره حقّ پس از آشکار شدن آن چالش می‌ورزیدند گویی آنان را به سوی مرگ می‌رانند و آنان می‌نگرند و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده می‌فرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست می‌داشتید که آن دسته بی‌جنگ‌افزار از آن شما گردد اما خداوند می‌خواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند، سوره انفال، آیه: ۶-۷.
  23. ر.ک: السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۳؛ المغازی، ج ۱، ص ۲۱؛ الطبقات، ج ۲، ص ۸.
  24. ر.ک: تقویم تطبیقی، ص ۳۵۴.
  25. المغازی، ج ۱، ص ۱۳۱.
  26. «چنان که پروردگارت تو را از خانه‌ات به درستی بیرون آورد با آنکه بی‌گمان دسته‌ای از مؤمنان ناخرسند بودند با تو درباره حقّ پس از آشکار شدن آن چالش می‌ورزیدند گویی آنان را به سوی مرگ می‌رانند و آنان می‌نگرند» سوره انفال، آیه ۵-۶.
  27. المغازی، ص ۲۰ - ۲۱، ۱۳۱.
  28. کشف‌الاسرار، ج ۲، ص ۵۸۸ - ۵۸۹.
  29. آیا به (حال و روز) کسانی ننگریسته‌ای که به آنان گفته شد (چندی) دست (از جنگ) بکشید و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید (ولی آنان آرزومند جهاد بودند) و چون بر آنان کارزار مقرر شد ناگهان دسته‌ای از آنان (چنان) از مردم (کافر) ترسیدند چون ترسیدن از خداوند یا فراتر از آن و گفتند: پروردگارا! چرا نبرد را بر ما مقرر کردی؟ چرا زمانی کوتاه ما را مهلت ندادی؟ (به اینان) بگو: بهره این جهان، اندک است و سرای واپسین برای آن کس که پرهیزگاری ورزد بهتر است و سر مویی بر شما ستم نخواهد رفت؛ سوره نساء، آیه:۷۷.
  30. التبیان، ج ۳، ص ۲۶۱؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۱۸ ـ ۱۱۹؛ زاد المسیر، ج ۲، ص ۱۳۴.
  31. مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی سترگ، برتری بخشیده است؛ سوره نساء، آیه:۹۵.
  32. التبیان، ج ۳، ص ۳۰۱.
  33. «اگر رهسپار نگردید (خداوند) شما را به عذابی دردناک دچار می‌کند و قومی دیگر را به جای شما می‌آورد و شما هیچ زیانی به او نمی‌توانید رساند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره توبه، آیه۳۹.
  34. الدرالمنثور، ج ۳، ص ۲۳۹.
  35. المغازی، ج ۱، ص ۲۱.
  36. المغازی، ص ۲۳؛ المعارف، ص ۱۵۲.
  37. تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۴۵.
  38. ر.ک: الطبقات، ج ۲، ص ۱۴؛ صحیح‌البخاری، ج۵، ص ۶ ـ ۷؛ مجمع‌البیان، ج ۲، ص ۷۰۸ ـ ۷۰۹.
  39. هدایت‌پناه، محمد جعفر، مقاله «بدر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.
  40. المغازی، ج ۱، ص ۲۸ ـ ۲۹.
  41. الکشاف، ج ۲، ص ۱۹۷.
  42. المغازی، ج ۱، ص ۲۹ - ۳۱، ۳۳، ۴۱ ـ ۴۲.
  43. المغازی، ص۲۹؛ السیرة النبویه، ج۲، ص ۲۵۸ ـ ۲۵۹.
  44. المغازی، ج ۱، ص ۲۹.
  45. المغازی، ج ۱، ص ۳۳.
  46. انساب الاشراف، ج ۴، ص ۴۱۳.
  47. السیره‌النبویه، ج۲، ص۲۶۱؛ المغازی، ج ۱، ص ۳۳؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۴۵.
  48. المغازی، ج ۱، ص ۳۱.
  49. المغازی، ص ۳۳، ۳۵، ۴۲؛ سبل الهدی، ج ۲، ص ۴۳۹.
  50. المغازی، ج ۱، ص ۳۳.
  51. المغازی، ج ۱، ص ۳۴.
  52. المغازی، ج ۱، ص ۳۶.
  53. المغازی، ج ۱، ص ۳۵.
  54. المغازی، ج ۱، ص ۳۷.
  55. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۳؛ التبیان، ج ۵، ص ۱۳۴ ـ ۱۳۵.
  56. المغازی، ج ۱، ص ۳۷.
  57. المغازی، ج ۱، ص ۳۹؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۴۵.
  58. و چون کسانی نباشید که از دیار خویش با سرمستی و برای نمایش به مردم بیرون می‌آیند و (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند و خداوند به آنچه انجام می‌دهند نیک داناست؛ سوره انفال، آیه:۴۷.
  59. تفسیر عبدالرزاق، ج ۲، ص ۱۲۴؛ المغازی، ج ۱، ص ۳۹؛ التبیان، ج ۵، ص ۱۳۳.
  60. التبیان، ج ۵، ص ۸۱.
  61. «و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده می‌فرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست می‌داشتید که آن دسته بی‌جنگ‌افزار از آن شما گردد اما خداوند می‌خواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند» سوره انفال، آیه۷.
  62. «چنان که پروردگارت تو را از خانه‌ات به درستی بیرون آورد با آنکه بی‌گمان دسته‌ای از مؤمنان ناخرسند بودند» سوره انفال، آیه۵.
  63. التبیان، ج ۵، ص ۸۱.
  64. بی‌گمان کافران دارایی‌های خود را برای بازداشتن (مردم) از راه خدا می‌بخشند؛ به زودی (همه) آن را خواهند بخشید آنگاه برای آنان مایه دریغ خواهد بود سپس مغلوب می‌گردند و کافران به سوی دوزخ گرد آورده می‌شوند؛ سوره انفال، آیه:۳۶.
  65. اسباب‌النزول، ص ۱۹۵؛ کشف‌الاسرار، ج۴، ص ۴۳.
  66. «تا خداوند ناپاک را از پاک جدا گرداند و ناپاک (ها) را بر یکدیگر نهد پس آن همه را بر هم انبارد آنگاه در دوزخ نهد؛ (آری) آنانند که زیانکارند» سوره انفال، آیه۳۷.
  67. التبیان، ج ۵، ص ۱۲۰.
  68. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۷۰.
  69. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۹ ـ ۲۷۰؛ المغازی، ج ۱، ص ۳۹ ـ ۴۱.
  70. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۷۰؛ المغازی، ج ۱، ص ۴۳ ـ ۴۴.
  71. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۷۱؛ المغازی، ج ۱، ص ۴۴؛ المعارف، ص ۱۵۳.
  72. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۷۱؛ المغازی، ج ۱، ص ۴۴ ـ ۴۵.
  73. هدایت‌پناه، محمد جعفر، مقاله «بدر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.
  74. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۴ ـ ۲۶۷.
  75. المغازی، ج ۱، ص ۴۶.
  76. المغازی، ج ۱، ص ۱۳۱.
  77. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۶.
  78. المغازی، ج ۱، ص ۴۸؛ صحیح البخاری، ج ۵، ص ۴.
  79. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۷.
  80. و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده می‌فرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست می‌داشتید که آن دسته بی‌جنگ‌افزار از آن شما گردد اما خداوند می‌خواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند، سوره انفال، آیه:۷.
  81. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۶ ـ ۲۶۷.
  82. المغازی، ج ۱، ص ۴۸ ـ ۴۹.
  83. المغازی، ج ۱، ص ۵۱ ـ ۵۳؛ السیره‌النبویه، ج ۲، ص ۲۶۹.
  84. الصحیح من سیره، ج ۵، ص ۲۹ ـ ۳۰.
  85. المغازی، ج ۱، ص ۵۳ ـ ۵۴.
  86. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۷۲.
  87. المغازی، ج ۱، ص ۵۵.
  88. «(یاد کن) آنگاه را که شما بر کناره نزدیک‌تر (مدینه) بودید و آنان بر کناره دورتر و آن کاروان (تجاری قریش) پایین‌تر از شما بودند و اگر با هم وعده (ی کارزار) می‌گذاشتید در آن خلاف می‌کردید امّا خداوند بر آن بود تا کار انجام یافتنی را به پایان رساند تا هر ک» سوره انفال، آیه۴۲.
  89. «(یاد کن) آنگاه را که (خداوند) خوابی سبک را بر شما فرا می‌پوشاند تا از سوی او آرامشی (برای شما) باشد و از آسمان آبی فرو می‌باراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دل‌هایتان را نیرومند سازد و گام‌ها (یتان) را بدان استوار دارد» سوره انفال، آیه۱۱.
  90. التبیان، ج ۵، ص ۸۶؛ جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص ۲۵۷ ـ ۲۵۹؛ المیزان، ج ۹، ص ۲۲.
  91. الکشاف، ج ۲، ص ۲۰۴.
  92. «(یاد کن) آنگاه را که (خداوند) خوابی سبک را بر شما فرا می‌پوشاند تا از سوی او آرامشی (برای شما) باشد و از آسمان آبی فرو می‌باراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دل‌هایتان را نیرومند سازد و گام‌ها (یتان) را بدان استوار دارد» سوره انفال، آیه۱۱.
  93. روض الجنان، ج ۵، ص ۴۷.
  94. هدایت‌پناه، محمد جعفر، مقاله «بدر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.
  95. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۷۳.
  96. المغازی، ج ۱، ص ۵۶.
  97. المغازی، ج ۱، ص ۵۸.
  98. المصنف، ابن‌ابی شیبه، ج ۷، ص ۷۲۱؛ الاستیعاب، ج ۴، ص۲۴۰.
  99. الاستیعاب، ج ۴، ص ۲۴۰؛ تاریخ دمشق، ج ۲۴، ص ۱۱۸.
  100. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۴؛ الاغانی، ج ۴، ص ۱۸۰؛ الصحیح من سیره، ج ۵، ص ۳۷؛ ج ۶، ص ۱۱۵ ـ ۱۲۱.
  101. المغازی، ج ۱، ص ۶۱.
  102. المغازی، ج ۱، ص ۶۲ ـ ۶۴؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۷۴ ـ ۲۷۵.
  103. المغازی، ج ۱، ص ۶۱.
  104. هدایت‌پناه، محمد جعفر، مقاله «بدر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.
  105. التبیان، ج ۵، ص ۸۴.
  106. «(یاد کن) آنگاه را که خداوند آنان را به تو در خوابت «اندک» نشان داد و اگر آنان را «بسیار» نشان داده بود سست می‌شدید و در کار (جنگ) اختلاف می‌یافتید ولی خداوند (شما را) در امان داشت که او به اندیشه‌ها داناست» سوره انفال، آیه۴۳.
  107. «و آنگاه را (یاد کن) که آنان را- چون رویاروی شدید- به چشمتان اندک نمود و شما را نیز در چشم آنان، اندک نشان داد تا خداوند کاری انجام یافتنی را به پایان برد و کارها به خداوند باز گردانده می‌شود» سوره انفال، آیه۴۴.
  108. تفسیر ابن‌کثیر، ج ۲، ص ۳۲۸.
  109. التبیان، ج ۵، ص ۱۳۱؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج ۱، ص ۳۵۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۲۶.
  110. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۶۲۳؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۱۴۷؛ عیون الاثر، ج ۱، ص ۳۳۴.
  111. «به راستی شما را در کار دو گروهی که (در «بدر») با هم رو به رو شدند، نشانه‌ای (برای پند گیری) بود: گروهی برای خداوند جنگ می‌کردند و (گروه) دیگری کافر بودند که آنها را دو چندان خود به چشم می‌دیدند (و می‌هراسیدند) و خداوند هر کسی را بخواهد با یاوری خویش پش» سوره آل عمران، آیه۱۳.
  112. اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست؛ اگر از شما صد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما هزار تن باشند بر دو هزار تن به اذن خداوند پیروز می‌شوند و خداوند با شکیبایان است؛ سوره انفال، آیه: ۶۶.
  113. مجمع البیان، ج ۱، ص ۷۰۹؛ معانی القرآن، ج ۱، ص ۳۶۳.
  114. «شما را نیز در چشم آنان، اندک نشان داد» سوره انفال، آیه۴۴.
  115. مجمع البیان، ج ۱، ص ۷۰۹؛ حقائق التأویل، ص ۳۴ ـ ۴۵.
  116. «و (یاد کن) آنگاه را که منافقان و بیماردلان می‌گفتند: اینان را دینشان فریفته است در حالی که هر کس بر خداوند توکّل کند بی‌گمان خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه۴۹.
  117. التبیان، ج ۵، ص ۱۳۶؛ تفسیر عبدالرزاق، ج ۲، ص ۲۶۰ ـ ۲۶۱؛ زاد المسیر، ج ۲، ص ۱۷۸.
  118. ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند؛ سوره انفال، آیه: ۶۵.
  119. اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست؛ اگر از شما صد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما هزار تن باشند بر دو هزار تن به اذن خداوند پیروز می‌شوند و خداوند با شکیبایان است؛ سوره انفال، آیه: ۶۶.
  120. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۷۹؛ المغازی، ج ۱، ص ۵۸ ـ ۵۹، ۸۱.
  121. «(یاد کن) آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی می‌کردید و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود» سوره انفال، آیه۹.
  122. جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص ۲۵۱؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۳۰؛ مجمع‌البیان، ج ۴، ص ۴۳۷.
  123. الصحیح من سیره، ج ۵، ص ۴۱ ـ ۴۵.
  124. المغازی، ج ۱، ص ۵۵؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۷۲ ـ ۲۷۳؛ الطبقات، ج ۲، ص ۱۱.
  125. مسند احمد، ج ۱، ص ۸۶، ۱۲۶؛ مسند ابی یعلی، ج ۱، ص ۳۲۹؛ الطبقات، ج ۲، ص ۱۷.
  126. هدایت‌پناه، محمد جعفر، مقاله «بدر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.
  127. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۷۸؛ المغازی، ج ۱، ص ۶۷.
  128. المغازی، ج ۱، ص ۶۶ ـ ۶۷.
  129. روض الجنان، ج ۵، ص ۴۸.
  130. «اینان دو گروه دشمنند که درباره پروردگارشان با هم به دشمنی برخاستند، پس بر (تن) آنان که کفر ورزیدند جامه‌ای از آتش بریده‌اند، از فراز سرشان آب جوش می‌ریزند» سوره حج، آیه۱۹.
  131. المغازی، ج ۱، ص ۶۸ ـ ۷۰؛ جامع‌البیان، مج ۱۰، ج ۱۷، ص ۱۷۲ ـ ۱۷۳؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج ۸، ص ۲۴۷۹.
  132. سبل الهدی، ج ۴، ص ۳۶.
  133. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۸۰.
  134. الخصال، ص ۵۷۶؛ تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۵۲.
  135. «پس شما آنان را نکشتید که خداوند آنان را کشت، و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند و (چنین کرد) تا مؤمنان را از سوی خود نعمتی نیکو دهد که خداوند شنوایی داناست» سوره انفال، آیه۱۷.
  136. المعجم الکبیر، ج ۱۱، ص ۲۲۷؛ الکشاف، ج ۲، ص ۲۰۷؛ مجمع الزوائد، ج ۶، ص ۸۴.
  137. المغازی، ج ۱، ص ۷۲؛ الطبقات، ج ۲، ص ۱۰.
  138. السیره‌النبویه، ج ۲، ص ۲۸۷.
  139. «ای مؤمنان! چون با انبوه کافران رویاروی شدید از آنان واپس مگریزید! و هر کس در آن روز از آنان واپس گریزد - مگر آنکه برای کارزاری (بهتر) کناره جوید یا جوینده جایی (بهتر) نزد گروهی (خودی) باشد- خشم خداوند را به گردن گرفته و جایگاه (نهایی) او دوزخ است و (این) پایانه، بد است» سوره انفال، آیه ۱۵-۱۶.
  140. «زودا که آن گروه در هم شکنند و واپس بگریزند» سوره قمر، آیه۴۵.
  141. جامع البیان، مج۱۳، ج۲۷، ص ۱۴۲ ـ ۱۴۳؛ مجمع‌البیان، ج ۹، ص ۲۹۳.
  142. هدایت‌پناه، محمد جعفر، مقاله «بدر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.
  143. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۸۵ ـ ۲۸۶؛ المغازی، ج ۱، ص ۷۶، ۷۸ ـ ۷۹، ۸۱، ۹۱؛ الطبقات، ج ۲، ص ۱۹.
  144. السیره‌النبویه، ج ۲، ص ۳۰۱؛ المغازی، ج ۱، ص ۷۶ ـ ۷۷؛ مناقب، ج ۱، ص ۱۱۸.
  145. «(یاد کن) آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی می‌کردید و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود» سوره انفال، آیه۹.
  146. التبیان، ج ۵، ص ۸۴؛ مجمع البیان، ج ۴، ص ۴۳۶.
  147. «(یاد کن) آنگاه را که به مؤمنان می‌گفتی: آیا بسنده‌تان نیست که خداوند با سه هزار فرشته فرو فرستاده (از سوی خود) شما را یاری رساند؟» سوره آل عمران، آیه۱۲۴.
  148. التبیان، ج، ۲، ۵۷۹؛ جامع البیان، مج ۳، ج ۴، ص ۱۰۱ روض الجنان، ج ۵، ص ۵۳.
  149. «چرا؛ (بی‌گمان بسنده است و) اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار یاری خواهد رساند» سوره آل عمران، آیه ۱۲۵.
  150. تفسیر ابن‌کثیر، ج ۳، ص ۷۵۲؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۸۲۸؛ روض الجنان، ج ۵، ص ۵۲ ـ ۵۶.
  151. المغازی، ج ۱، ص ۵۷؛ جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص ۲۵۹؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج ۲، ص ۳۰۲.
  152. مجمع البیان، ج ۱، ص ۸۲۸؛ روض الجنان، ج ۵، ص ۵۶.
  153. المغازی، ج ۱، ص ۷۰ ـ ۷۱.
  154. «آیا جز این انتظار دارند که (فرمان) خداوند در سایه‌بان‌هایی از ابر و (نیز) فرشتگان نزدشان بیایند و کار (هلاکشان) پایان یافته باشد و کارها به سوی خداوند باز گردانده می‌شود» سوره بقره، آیه۲۱۰.
  155. التبیان، ج ۱، ص ۲۵۸.
  156. «(یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان به فرشتگان وحی می‌فرمود که من با شمایم پس مؤمنان را استوار دارید؛ من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، (با شمشیر) بر فراز گردن‌ها (شان/ بر سرشان) بزنید و دستشان را کوتاه کنید» سوره انفال، آیه ۱۲.
  157. المغازی، ج ۱، ص ۹۵؛ اسباب النزول، ص ۱۹۲؛ سبل الهدی، ج ۴، ص ۴۸.
  158. جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص ۶۲.
  159. «و خداوند آن را جز مژده‌ای (برایتان) قرار نداد و اینکه دلتان بدان آرام یابد و یاری جز از سوی خداوند نیست که خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه۱۰.
  160. «پس شما آنان را نکشتید که خداوند آنان را کشت، و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند و (چنین کرد) تا مؤمنان را از سوی خود نعمتی نیکو دهد که خداوند شنوایی داناست» سوره انفال، آیه ۱۷.
  161. «چنین است؛ و خداوند نیرنگ کافران را بیرنگ می‌کند» سوره انفال، آیه ۱۸.
  162. الکشاف، ج ۲، ص ۲۰۸.
  163. هدایت‌پناه، محمد جعفر، مقاله «بدر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.
  164. «(ای کافران!) اگر پیروزی می‌خواستید پیروزی به سراغتان آمد و اگر (از کفر و دشمنی) دست بردارید برای شما بهتر است و اگر باز گردید ما نیز باز می‌گردیم و گروه شما هرگز دستتان را نخواهند گرفت هرچند بسیار باشند و (بدانید که) خداوند با مؤمنان است» سوره انفال، آیه۱۹.
  165. اسباب النزول، ص ۱۹۳؛ الکشاف، ج ۲ ص ۲۰۸.
  166. الطبقات، ج ۲، ص ۱۲؛ ر. ک: المغازی، ج ۱، ص ۱۴۵ ـ ۱۵۲.
  167. المعارف، ص ۱۵۵.
  168. روض الجنان، ج ۵، ص ۵۰.
  169. المغازی، ج ۱، ص ۹۵.
  170. المغازی، ج ۱، ص ۹۱؛ جامع البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص ۳۲۲؛ الامالی، ص ۳۱۰.
  171. المغازی، ج ۱، ص ۹۱.
  172. ر. ک: صحیح البخاری، ج ۲، ص ۶۸ ـ ۶۹.
  173. المغازی، ج ۱، ص ۹۱ ـ ۹۲.
  174. «و کسانی را که در راه خداوند کشته می‌شوند مرده نخوانید که زنده‌اند امّا شما درنمی‌یابید» سوره بقره، آیه۱۵۴.
  175. اسباب النزول، ص ۴۴؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۳۳.
  176. زاد المسیر، ج ۱، ص ۱۶۱.
  177. «و کسانی را که در راه خداوند کشته شده‌اند مرده مپندار که زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی می‌برند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.
  178. مجمع البیان، ج ۲، ص ۸۸۰.
  179. المغازی، ج ۱، ص ۷۵، ۱۱۲.
  180. الموطأ، ج ۱، ص ۴۲۲؛ المصنف، صنعانی ج۴، ص ۳۷۸؛ المغازی، ج ۱، ص ۷۷ ـ ۷۸.
  181. هدایت‌پناه، محمد جعفر، مقاله «بدر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.
  182. «این بدان روست که اینان با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدند و هر کس با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزد بی‌گمان خداوند سخت کیفر است چنین است، آن را بچشید و (بدانید که) عذاب دوزخ برای کافران است» سوره انفال، آیه ۱۳-۱۴.
  183. «و چرا خداوند عذابشان نکند با آنکه (مردم را) از مسجد الحرام باز می‌دارند در حالی که سرپرست آن نمی‌باشند- که سرپرست آن جز پرهیزگاران نیستند- اما بیشتر آنان نمی‌دانند» سوره انفال، آیه۳۴.
  184. « اینک برای کفری که ورزیده بودید عذاب را بچشید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۶.
  185. المغازی، ج ۱، ص ۱۳۳.
  186. «و کافران همواره در آن شک دارند تا آنکه ناگاه رستخیز یا عذاب روزی بی‌دنباله بر آنان سر برسد» سوره حج، آیه۵۵.
  187. تفسیر عبدالرزاق، ج ۲، ص ۴۱۰؛ جامع البیان، مج ۱۰، ج ۱۷، ص ۲۵۳؛ تفسیر ماوردی، ج ۴، ص ۳۷.
  188. زادالمسیر، ج ۵، ص ۴۴۵.
  189. «و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست می‌داشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را می» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.
  190. التبیان، ج ۳، ص ۲۳.
  191. «و به یادآور که پگاهان از خانواده‌ات جدا شدی در حالی که مؤمنان را در سنگرها برای پیکار (احد) جای می‌دادی و خداوند شنوای داناست» سوره آل عمران، آیه۱۲۱.
  192. زاد المسیر، ج ۲، ص ۲۳.
  193. «و کاش آنگاه را می‌دیدی که هراسان شده باشند، دیگر (راه) گریزی نیست و از جایی نزدیک فرو گرفته می‌شوند» سوره سبأ، آیه۵۱.
  194. «روزی که آن گرفت و گیر بزرگ‌تر خود را بنمایانیم، که ما داد می‌ستانیم» سوره دخان، آیه ۱۶.
  195. التبیان، ج ۹، ص ۲۲۸.
  196. «و بی‌گمان به آنان از عذاب نزدیک‌تر (این جهان) پیش از عذاب بزرگ‌تر (در جهان واپسین) خواهیم چشاند باشد که بازگردند» سوره سجده، آیه ۲۱.
  197. التبیان، ج ۳، ص ۲۳.
  198. «تا چون دری از عذابی سخت بر آنان بگشاییم ناگهان در آن به نومیدی می‌افتند» سوره مؤمنون، آیه ۷۷.
  199. تفسیر ماوردی، ج ۴، ص ۶۴.
  200. «تا هنگامی که کامروایان ایشان را به عذاب فرو گیریم؛ ناگاه به زاری می‌افتند» سوره مؤمنون، آیه ۶۴.
  201. المغازی، ج ۱، ص ۱۳۷.
  202. «آیا در گستره آسمان‌ها و زمین و هر چیزی که خداوند آفریده است ننگریسته‌اند و در اینکه بسا اجلشان نزدیک شده باشد؛ بنابراین بعد از آن (قرآن) به کدام گفتار ایمان می‌آورند؟» سوره اعراف، آیه ۱۸۵.
  203. «پس، آیا عذاب ما را به شتاب می‌جویند؟ و آنگاه که (عذاب) به درگاه آنان فرود آید، بامداد بیم‌یافتگان بد بامدادی خواهد بود» سوره صافات، آیه ۱۷۶-۱۷۷.
  204. المغازی، ج ۱، ص ۱۳۳.
  205. «و برای ستمکاران عذابی جز آن خواهد بود اما بیشتر آنان نمی‌دانند» سوره طور، آیه۴۷.
  206. زاد المسیر، ج ۷، ص ۲.
  207. «پس شکیبا باش که وعده خداوند راستین است پس، چه برخی از آنچه را به آنان وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم، چه تو را بمیرانیم، باری، (به هر روی) به سوی ما باز گردانده می‌شوند» سوره غافر، آیه۷۷.
  208. زاد المسیر، ج ۴، ص ۲۲.
  209. «بگو: شاید برایتان برخی از آنچه به شتاب می‌خواهید از پی آید» سوره نمل، آیه۷۲.
  210. التبیان، ج ۸، ص ۱۱۵.
  211. «و اگر سخنی از سوی پروردگارت پیشی نگرفته و اجلی معیّن مقرّر نشده بود بی‌گمان (آن عذاب، هم اکنون) لازم می‌شد» سوره طه، آیه۱۲۹.
  212. التبیان، ج ۷، ص ۵۱۳.
  213. «که دوزخ است؛ در آن درخواهند آمد و بد جایگاهی است» سوره ابراهیم، آیه۲۹.
  214. زاد المسیر، ج ۷، ص ۳۱۴.
  215. «و به یقین کسانی را که ستم ورزیدند از عذاب بهره‌ای است همانند بهره یارانشان، از این روی (در آن) از من شتاب نخواهند» سوره ذاریات، آیه۵۹.
  216. المغازی، ج ۱، ص ۱۳۷.
  217. «و به راستی نزدیک بود که تو را از این سرزمین بلغزانند تا از آن بیرون رانند و در آن صورت (آنها نیز) پس از تو جز اندکی درنگ نداشتند» سوره اسراء، آیه۷۶.
  218. «و بی‌گمان ما به کافران عذابی سخت می‌چشانیم و برابر با بدترین کرداری که داشته‌اند کیفرشان می‌دهیم» سوره فصلت، آیه۲۷.
  219. مجمع البیان، ج ۹، ص ۲۰.
  220. هدایت‌پناه، محمد جعفر، مقاله «بدر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.
  221. المغازی، ج ۱، ص ۱۰۰، ۱۰۲. ۱۰۳.
  222. المغازی، ج ۱، ص ۹۹؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۹۶؛ مسند احمد، ج ۶، ص ۴۴۱.
  223. اسباب النزول، ص ۱۹۰ ـ ۱۹۱.
  224. «از تو از انفال می‌پرسند بگو: انفال از آن خداوند و پیامبر است پس، از خداوند پروا کنید و میانه خود را سازش دهید و اگر مؤمنید از خداوند و پیامبرش فرمان برید» سوره انفال، آیه ۱.
  225. المغازی، ج ۱، ص ۹۹.
  226. «و اگر به خداوند و به آنچه بر بنده خویش، روز بازشناخت درستی از نادرستی (در جنگ بدر)، روز رویارویی آن دو گروه (مسلمان و مشرک) فرو فرستادیم ایمان دارید بدانید که آنچه غنیمت گرفته‌اید از هرچه باشد یک پنجم آن از آن خداوند و فرستاده او و خویشاوند (وی) و یتیما» سوره انفال، آیه۴۱.
  227. المغازی، ج ۱، ص ۱۰۱.
  228. المغازی، ج ۱، ص ۲۷.
  229. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۴.
  230. المغازی، ج ۱، ص ۲۶.
  231. «هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد؛ و هر کس خیانت کند در رستخیز آنچه را خیانت ورزیده است، (با خود) خواهد آورد؛ آنگاه به هر کس (پاداش) هر چه کرده است تمام داده خواهد شد و بر آنان ستم نخواهد رفت» سوره آل عمران، آیه۱۶۱.
  232. المغازی، ج ۱، ص ۱۰۲؛ اسباب النزول، ص ۱۰۷.
  233. المغازی، ج ۱، ص ۱۰۲.
  234. السیره‌النبویه، ج ۲، ص ۲۸۱ ـ ۲۸۲؛ المغازی، ج ۱، ص ۸۰ ـ ۸۱.
  235. «بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را می‌خواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) می‌خواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است اگر در آنچه گرفته‌اید نوشته‌ای از خداوند، از پیش نبود، به یقین عذابی سترگ به شما می‌رسید» سوره انفال، آیه ۶۷-۶۸.
  236. السیره‌النبویه، ج۲، ص۲۸۱؛ المغازی، ج۱، ص۱۰۶.
  237. السیره‌النبویه، ج۲، ص۲۸۱؛ المغازی، ج ۱، ص ۱۰۵، ۱۰۸ ـ ۱۰۹.
  238. اسباب النزول، ص ۱۹۸؛ سبل الهدی، ج ۴، ص ۹۲.
  239. المعارف، ص ۱۵۳.
  240. تفسیر ماوردی، ج ۵، ص ۲۳۸.
  241. المغازی، ج۱، ص۱۰۶ ـ ۱۰۷؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۹۸؛ عیون الاثر، ج ۱، ص ۳۴۷؛ سبل الهدی، ج ۴، ص ۶۳ ـ ۶۴.
  242. الطبقات، ج ۲، ص ۱۳، ۱۶.
  243. «آیا چون گزندی به شما رسید که دو چندان آن را (به دشمنان خود) رسانده بودید (باز) می‌گویید این (گزند) از کجا (آمد)؟ بگو: این از سوی خود شماست؛ بی‌گمان خداوند بر هر کاری تواناست» سوره آل عمران، آیه۱۶۵.
  244. مجمع البیان، ج ۱، ص ۸۷۷.
  245. المغازی، ج ۱، ص ۱۱۹؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۹۹ ـ ۳۰۰؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۱۵۹.
  246. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۳۰۲ ـ ۳۰۳.
  247. هدایت‌پناه، محمد جعفر، مقاله «بدر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.
  248. المنتظم، ج ۲، ص ۲۲۵.
  249. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۹۲؛ المغازی، ج ۱، ص ۱۱۱؛ صحیح مسلم، ج ۵، ص ۱۸۱.
  250. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۹۲؛ المغازی، ج ۱، ص ۱۱۱.
  251. المغازی، ج۱، ص۱۱۴ ـ ۱۱۵، ۱۲۰؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۹۶، ۳۰۰.
  252. السیرة النبویه، ج۲، ص ۳۰۰ ـ ۳۰۲؛ المغازی، ج ۱، ص ۱۲۱ ـ ۱۲۴ ـ ۱۲۵؛ اسباب النزول، ص ۸۵.
  253. المغازی، ج۱، ص۱۱۴ ـ ۱۱۵، ۱۲۰؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۹۶، ۳۰۰.
  254. المغازی، ج ۱، ص ۱۱۵.
  255. المغازی، ج ۱، ص ۱۱۶ ـ ۱۱۷.
  256. المغازی، ج ۱، ص ۱۲۱ ـ ۱۲۲.
  257. المغازی، ج ۱، ص ۱۱۸ ـ ۱۱۹.
  258. تفسیر قمی، ج ۱، ص ۱۸۰؛ نوادر الاصول، ج ۱، ص ۲۴۸.
  259. ربیع الابرار، ج ۴، ص ۵۱ ـ ۵۳.
  260. الهدایة الکبری، ص ۱۱۰؛ الاصابه، ج ۴، ص ۲۲؛ بحارالانوار، ج ۶۳، ص ۴۸۷؛ ج ۷۶، ص ۱۳۱.
  261. اللمعة البیضاء، ص ۴۳۹.
  262. الغدیر، ج ۷، ص ۹۵ ـ ۱۰۳.
  263. النص و الاجتهاد، ص ۳۱۰.
  264. الصحیح من سیره، ج ۹، ص ۵، ۳۰۵ ـ ۳۰۷.
  265. جامع‌البیان، مج ۴، ج ۶، ص ۳۷۲؛ مجمع‌البیان، ج ۳، ص ۳۵۴.
  266. هدایت‌پناه، محمد جعفر، مقاله «بدر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.
  267. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۳۰۰.
  268. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۳۰۰ ـ ۳۰۲؛ المغازی، ج ۱، ص ۱۲۰.
  269. المغازی، ج ۱، ص ۱۲۱، ۱۲۳.
  270. المغازی، ج ۱، ص ۱۲۳.
  271. المغازی، ج ۱، ص ۱۲۲ ـ ۱۲۳.
  272. العقدالفرید، ج ۳، ص ۳۰۰ ـ ۳۰۱؛ الاغانی، ج ۱، ص ۲۳ ـ ۲۴.
  273. المغازی، ج ۱، ص ۱۲۵ ـ ۱۲۷.
  274. ر.ک: الجمل، ص ۱۲۳ ـ ۱۲۴، ۱۷۱.
  275. الجمل، ص ۱۸۶؛ شرح نهج البلاغه، ج ۹، ص ۲۳.
  276. مقاتل الطالبیین، ص ۸۰؛ بلاغات النساء، ص ۲۱.
  277. ر.ک: تاریخ طبری، ج ۶، ص ۳۳۷.
  278. هدایت‌پناه، محمد جعفر، مقاله «بدر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.
  279. المغازی، ج ۱، ص ۱۲۰؛ الکافی، ج ۲، ص ۱۲۱.
  280. هدایت‌پناه، محمد جعفر، مقاله «بدر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.
  281. «ای مؤمنان! چون در نشست‌ها به شما گویند جا باز کنید، باز کنید تا خداوند برایتان (در بهشت) جا باز کند و چون گویند: برخیزید، برخیزید تا خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مجادله، آیه۱۱.
  282. مجمع‌البیان، ج ۹، ص ۳۷۸؛ اسباب‌النزول، ص۳۵۰؛ زادالمسیر، ج ۸، ص ۱۹۱.
  283. «و خداوند از نخستین پیش‌آهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کرده‌اند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستان‌هایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.
  284. مجمع البیان، ج ۵، ص ۱۱۱.
  285. زادالمسیر، ج ۲، ص ۱۶.
  286. «و مرگ (در راه خداوند) را پیش از آنکه با آن رویاروی گردید نیک آرزو می‌کردید (اکنون که) آن را (در میدان جنگ) دیده‌اید تنها (در آن) می‌نگرید» سوره آل عمران، آیه ۱۴۳.
  287. تفسیر مجاهد، ج ۱، ص ۱۳۷؛ جامع البیان، مج ۳، ج ۴، ص ۱۴۵ ـ ۱۴۶.
  288. «اگر در آنچه گرفته‌اید نوشته‌ای از خداوند، از پیش نبود، به یقین عذابی سترگ به شما می‌رسید» سوره انفال، آیه ۶۸.
  289. التبیان، ج ۵، ص ۱۵۷؛ زاد المسیر، ج ۳، ص ۲۵۹ ـ ۲۶۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۸، ص ۵۰.
  290. جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص ۶۱.
  291. «فرمانفرمایی در آن روز از آن خداوند است که در میان آنها داوری خواهد کرد آنگاه آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند در بوستان‌های پرنعمت‌اند» سوره حج، آیه۵۶.
  292. تفسیر عبدالرزاق، ج ۳، ص ۲۸۷؛ صحیح البخاری، ج ۴، ص ۱۹؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۸۰.
  293. ر.ک: المیزان، ج ۱۹، ص ۲۳۶ ـ ۲۳۸.
  294. الاصابه، ج ۵، ص ۳۲۴.
  295. المغازی، ج ۱، ص ۱۰۲.
  296. شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۱۸ ـ ۱۹.
  297. «و هر کینه‌ای که در سینه آنهاست می‌زداییم؛ از بن (جایگاه) آنان جویبارها روان است و می‌گویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمی‌شد ما خود راه نمی‌یافتیم؛ بی‌گمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند و به» سوره اعراف، آیه۴۳.
  298. تفسیر عبدالرزاق، ج ۲، ص ۲۲۹؛ جامع‌البیان، مج ۵، ج ۸، ص ۲۴۰.
  299. المصنف، ابن‌ابی شیبه، ج ۸، ص ۷۱۸؛ المستدرک، ج ۳، ص ۱۰۵، ۳۷۶ ـ ۳۷۷.
  300. «و از فتنه‌ای پروا کنید که (چون درگیرد) تنها به کسانی از شما که ستم کردند نمی‌رسد (بلکه دامنگیر همه می‌شود) و بدانید که به راستی خداوند سخت کیفر است» سوره انفال، آیه ۲۵.
  301. جوامع الجامع، ج ۲، ص ۱۸.
  302. تاریخ المدینه، ج ۳، ص ۱۰۵۱؛ الطبقات، ج ۱، ص ۱۲؛ ج ۳، ص ۲۹۶.
  303. ر.ک: الطبقات، ج ۳؛ معرفة الصحابه، ج ۱، ص ۳۵ ـ ۳۶.
  304. الامامة و السیاسه، ج ۱، ص ۶۵.
  305. الجمل، ص ۱۲۲.
  306. وقعة صفین، ص ۲۳۶، ۲۳۸؛ شرح نهج البلاغه، ج ۵ ص ۱۸۸، ۱۹۱.
  307. مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۴۶.
  308. الذریعه، ج ۲۹، ص ۲۲۹.
  309. ایضاح المکنون، ج ۲، ص ۴۱۶.
  310. ایضاح المکنون، ج ۱، ص ۵۹۶.
  311. هدایت‌پناه، محمد جعفر، مقاله «بدر»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۵.
  312. «و بی‌گمان خداوند در «بدر» شما را با آنکه ناتوان بودید یاری کرد پس، از خداوند پروا کنید، باشد که سپاس گزارید» سوره آل عمران، آیه ۱۲۳.
  313. «(یاد کن) آنگاه را که به مؤمنان می‌گفتی: آیا بسنده‌تان نیست که خداوند با سه هزار فرشته فرو فرستاده (از سوی خود) شما را یاری رساند؟» سوره آل عمران، آیه ۱۲۴.
  314. «چنان که پروردگارت تو را از خانه‌ات به درستی بیرون آورد با آنکه بی‌گمان دسته‌ای از مؤمنان ناخرسند بودند» سوره انفال، آیه ۵.
  315. «با تو درباره حقّ پس از آشکار شدن آن چالش می‌ورزیدند گویی آنان را به سوی مرگ می‌رانند و آنان می‌نگرند» سوره انفال، آیه ۶.
  316. «چنان که پروردگارت تو را از خانه‌ات به درستی بیرون آورد با آنکه بی‌گمان دسته‌ای از مؤمنان ناخرسند بودند با تو درباره حقّ پس از آشکار شدن آن چالش می‌ورزیدند گویی آنان را به سوی مرگ می‌رانند و آنان می‌نگرند» سوره انفال، آیه ۵-۶.
  317. «اگر در آنچه گرفته‌اید نوشته‌ای از خداوند، از پیش نبود، به یقین عذابی سترگ به شما می‌رسید» سوره انفال، آیه ۶۸.
  318. «(یاد کن) آنگاه را که خداوند آنان را به تو در خوابت «اندک» نشان داد و اگر آنان را «بسیار» نشان داده بود سست می‌شدید و در کار (جنگ) اختلاف می‌یافتید ولی خداوند (شما را) در امان داشت که او به اندیشه‌ها داناست» سوره انفال، آیه ۴۳.
  319. «و بی‌گمان خداوند در «بدر» شما را با آنکه ناتوان بودید یاری کرد پس، از خداوند پروا کنید، باشد که سپاس گزارید» سوره آل عمران، آیه ۱۲۳.
  320. «(یاد کن) آنگاه را که به مؤمنان می‌گفتی: آیا بسنده‌تان نیست که خداوند با سه هزار فرشته فرو فرستاده (از سوی خود) شما را یاری رساند؟ چرا؛ (بی‌گمان بسنده است و) اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار یاری خواهد رساند» سوره آل عمران، آیه ۱۲۴.
  321. «(یاد کن) آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی می‌کردید و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود» سوره انفال، آیه ۹.
  322. «چنان که پروردگارت تو را از خانه‌ات به درستی بیرون آورد با آنکه بی‌گمان دسته‌ای از مؤمنان ناخرسند بودند» سوره انفال، آیه ۵.
  323. «با تو درباره حقّ پس از آشکار شدن آن چالش می‌ورزیدند گویی آنان را به سوی مرگ می‌رانند و آنان می‌نگرند» سوره انفال، آیه ۶.
  324. این معنا بر اساس آن چیزی است که در تفسیر المیزان در ذیل آیه انجام گرفته، ولی معانی دیگری گفته شده است:
      1. اگر وعده قبلی خدا: «مبنی بر ظفر یافتن شما بر یکی از آن دو گروه» نبود به سبب [اسیر] گرفتن شما [بخشی از وقتتان را گرفت] شکست بزر گی به شما می‌رسید.
      2. اگر حکم مقرری که ار جانب خدا گذشته است نبود: "که قبل از اتمام حجت عذاب نکند" حتما شما را درباره آنچه گرفتید: "اسیرانی که بدون دستورپیامبر به خاطر فدیه گرفتید" عذابی بزرگ می‌رسید. این دو ترجمه از صالحی نجف آبادی و از میرزا علی مشکینی می‌باشد
  325. «اگر در آنچه گرفته‌اید نوشته‌ای از خداوند، از پیش نبود، به یقین عذابی سترگ به شما می‌رسید» سوره انفال، آیه ۶۸.
  326. «(یاد کن) آنگاه را که خداوند آنان را به تو در خوابت «اندک» نشان داد و اگر آنان را «بسیار» نشان داده بود سست می‌شدید و در کار (جنگ) اختلاف می‌یافتید ولی خداوند (شما را) در امان داشت که او به اندیشه‌ها داناست» سوره انفال، آیه ۴۳.
  327. «(یاد کن) آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی می‌کردید و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود» سوره انفال، آیه ۹.
  328. «چرا؛ (بی‌گمان بسنده است و) اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار یاری خواهد رساند» سوره آل عمران، آیه ۱۲۵.
  329. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۲۲۳-۲۲۵