فتنه: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۷٬۸۷۶ بایت اضافه‌شده ،  دیروز در ‏۱۱:۲۹
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۳۱: خط ۳۱:
== مصادیق فتنه ==
== مصادیق فتنه ==
# [[اخلال]]
# [[اخلال]]
==مقابله با فتنه‌ها و ضعف‌های فرهنگی در امور نظامی==
یکی از [[اقدامات فرهنگی]] [[رهبران]] [[معصوم]] [[اسلام]]{{عم}} در همه امور، به‌ویژه در امور نظامی، مقابله با آفت‌های فرهنگی مهلکی است که بنیان‌های [[فکری]] و فرهنگی [[مسلمانان]] را [[هدف]] قرار می‌دهد. در امور نظامی، گاهی [[دشمنان]] این آفت‌ها را در [[سپاه اسلام]] می‌اندازند و همین ممکن است باعث [[گمراهی]] نیروهای اسلام شود که از آن به «فتنه‌های فرهنگی [[دشمن]]» تعبیر می‌کنیم. اموری چون [[سوءاستفاده]] از [[هنر]] و [[شعر]]، [[تحریف]] مفاهیم [[دینی]]، و ارائه قرائت‌های التقاطی از [[دین]] از این قبیل به [[حساب]] می‌‌آیند.
گونه دیگری از آفت‌ها هم هست که از درون نیروهای سپاه اسلام می‌‌جوشد و اگر جلوی آن گرفته نشود، می‌تواند بسان میکروبی خطرناک ضربه‌های سهمگینی بر مسلمانان وارد کند. این‌گونه آفات را «ضعف‌های فرهنگی نیروهای خودی» می‌خوانیم. اموری چون [[افراط]] و [[تفریط]]، [[ترویج]] [[خرافات]]، [[بی‌وفایی]] و خیانت‌ورزی، [[بدعت]] و تحریف در این رده قرار می‌گیرد.
رهبران معصوم اسلام{{عم}} در هر دو [[جبهه]] به مقابله با این آفت‌های فرهنگی برخاستند. آنان با [[افشاگری]] و گاهی نیز با برخوردهای عملی و تند، تلاش می‌‌کردند ریشه فتنه‌های فرهنگی دشمن را بخشکانند؛ اما در برابر ضعف‌های فرهنگی نیروهای خودی با [[تذکر]]، [[نصیحت]]، هشدار و گاهی با صدور دستوراتی [[قاطع]]، اقدام به [[اصلاح امور]] می‌‌کردند. در این فصل به بررسی و تحلیل [[سیره رهبران]] معصوم اسلام{{عم}} در این موضوع خواهیم پرداخت.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۳۸۰.</ref>
===مفهوم‌شناسی واژه‌های فتنه و فتنه فرهنگی===
«فتنه» در [[زبان عربی]] به معنای گذاشتن طلا در [[آتش]] برای جدا کردن [[خالص]] از [[ناخالص]] است<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات راغب، ماده فتن.</ref>. این واژه در [[زبان فارسی]] به معنای [[امتحان]] کردن، [[آزمودن]] (برای نشان‌دادن [[صفات باطنی]] [[انسان‌ها]])، [[گمراه کردن]]، [[ضلالت]]، [[اختلاف]] افکندن در میان [[مردم]]، [[آشوب]]، [[محنت]] و [[عذاب]] آمده است<ref>حسن عمید، فرهنگ فارسی عمید، ماده فتنه.</ref>.
فتنه در اصطلاح به معنای سازمان‌دادن به یک سلسله عملیات [[کور]] و ناشناخته است که برای رسیدن به اهداف پنهانی و غافل‌گیرانه انجام می‌‌شود و در اصطلاح [[سیاسی]] معاصر آن را «[[بحران]]» می‌نامند. [[فتنه]] به معنای اسم مصدری به جریان‌هایی می‌‌گویند که از ترکیب پیچیده [[اعمال]] به‌ظاهر [[کور]] و ناشناخته شکل می‌گیرند و اهداف پنهانی و غافل‌گیرانه‌ای را دنبال می‌‌کنند<ref>ر.ک: عباسعلی عمید زنجانی، فقه سیاسی، ج۵، ص۱۶۸.</ref>.
معمولاً [[تصمیم‌گیری]] در [[فتنه‌ها]] و بحران‌ها بسیار مشکل است و این به دلیل [[پنهان‌کاری]] و [[نفاق]] و خدعه‌ای است که در [[سازماندهی]] آنها به کار گرفته می‌شود و همین، موضع‌گیری مشخص در برابر آنها را دشوارتر می‌کند. چندبُعدی بودن فتنه‌ها و بحران‌ها حتی تشخیص آنها را هم مشکل می‌کند و موجب سردرگمی و اختلال [[فکری]] و حتی [[گمراهی]] افراد می‌شود.
[[امام علی]]{{ع}} در خطبه‌ای که بعد از [[جنگ نهروان]] ایراد کرد، همین مطلب را یادآور شد: «فتنه‌ها آن‌گاه که رو آورند با [[حق]] مشتبه می‌شوند و هنگامی که پشت کنند، ماهیت آنها بر همه‌کس روشن می‌گردد»<ref>شریف رضی، نهج‌البلاغه، ترجمه ناصر مکارم شیرازی، خطبه ۹۲.</ref>. [[ابن ابی‌الحدید]] در شرح این جمله می‌‌نویسد: «معنای سخن حضرت این است که یکی از ویژگی‌های فتنه این است که هنگام رخ‌دادن و در ابتدای امر، مشتبه است و نمی‌توان حق را از [[باطل]] تشخیص داد؛ تا اینکه فتنه روی گرداند که در آن موقع وضعیتش روشن می‌شود»<ref>ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۷، ص۵۳-۵۹.</ref>.
در [[قرآن مجید]] فتنه به معانی متعددی به کار رفته است؛ گاهی به معنای [[آزمایش]] و [[امتحان]] یا [[بلا]] و [[مصیبت]] و [[عذاب]]<ref>برای نمونه در آیات: {{متن قرآن|يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ * ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هَذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ}} «روزی که آنان بر آتش (دوزخ) سوزانده شوند * عذاب خود را بچشید! این همان است که به شتاب می‌خواستید» سوره ذاریات، آیه ۱۳-۱۴.</ref>، و گاهی به معنای بلاهای [[اجتماعی]] و مصائبی است که دامن همه را می‌گیرد و به اصطلاح‌تر و خشک را با هم می‌سوزاند<ref>برای نمونه در آیه: {{متن قرآن|وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}} «و از فتنه‌ای پروا کنید که (چون درگیرد) تنها به کسانی از شما که ستم کردند نمی‌رسد (بلکه دامنگیر همه می‌شود) و بدانید که به راستی خداوند سخت کیفر است» سوره انفال، آیه ۲۵.</ref>.
در [[تفسیر المیزان]] درباره [[فتنه]] می‌خوانیم:
فتنه عبارت است از اینکه بعضی از [[امت]] با برخی دیگر [[اختلاف]] کنند در امری که تمامی امت [[حقیقت]] امر را می‌‌فهمند که کدام است؛ و لیکن یک دسته از قبول آن [[سرپیچی]] نموده، آگاهانه اقدام به [[ظلم]] و منکر کنند. آن دسته دیگر هم که حقیقت امر را قبول کرده‌اند، آنان را [[نهی]] نمی‌کنند. در نتیجه آثار [[سوء]] آن دامن‌گیر همه امت می‌‌شود. به‌طور مسلم همه [[ظلم‌ها]] این‌گونه نیستند و مقصود ارتکاب هرگونه ظلمی نیست؛ چون همه ظلم‌ها چنین اثر سویی ندارند. همچنین از اینکه [[خداوند]] همه امت را از آن زنهار داده است، معلوم می‌‌شود که منظور، ظلمی است که عمومی باشد، و چنین ظلمی باید از قبیل به‌هم‌خوردن [[حکومت]] بر [[حق]] [[اسلامی]] باشد و اینکه کسی به‌ناحق زمام آن را به دست بگیرد و [[احکام]] [[قطعی]] [[کتاب خدا]] و [[سنت]] را که راجع به [[حکومت حق]] است، پایمال کند<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۹، ص۵۱.</ref>.
[[قرآن]] [[فتنه‌ها]] و بحران‌ها را زاییده مقاصد شوم سران [[استکبار]] و [[الحاد]] می‌‌داند و برای فرونشاندن و یا جلوگیری از بروز فتنه و به ثمر نشستن آن، حتی [[جنگ]] را اجتناب‌ناپذیر می‌شمارد و با دستور {{متن قرآن|وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ}}<ref>«و با آنان نبرد کنید تا آشوبی برجا نماند» سوره بقره، آیه ۱۹۳.</ref>جنگ محدود را برای [[جلوگیری از جنگ]] فراگیر و نامحدودی که از اهداف سران [[فتنه‌انگیز]] است، تجویز می‌‌کند<ref>عباسعلی عمید، زنجانی فقه سیاسی، ج۵، ص۱۶۸.</ref>.
بنا بر آنچه گذشت فتنه به معنای ایجاد اختلال و بر هم زدن [[نظم]]، ایجاد [[آشوب]] و سلب [[آرامش]] [[فکری]] و روانی [[جامعه]]، به هر طریقی که صورت پذیرد، است و این نوع فتنه‌گری از نظر قرآن [[مذموم]] است. البته واژه فتنه به معانی دیگری نیز آمده است؛
اما آنچه در این بحث منظور ماست، همین معنای منفی آن است که ذکر شد.
منظور ما از فتنه [[فرهنگی]] در این فصل، اقدامات فتنه‌گرانه برخی [[دشمنان]] با استفاده از ابزارها و روش‌های فرهنگی چون [[هنر]] و [[شعر]]، [[خرافات]] و حتی گاهی استفاده ابزاری از [[دین]] برای ایجاد [[تزلزل]] در [[اعتقادات دینی]] و [[مبانی فکری]] [[مردم]] و تیره‌وتار کردن فضای [[تصمیم‌گیری]] است. در این صورت است که [[حق و باطل]] در هم می‌آمیزند و [[باطل]] [[لباس]] [[حق]] می‌پوشد و بسیاری را می‌‌فریبد.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۳۸۲.</ref>
===آثار و پیامدهای فتنه فرهنگی===
فتنه فرهنگی، آثار و پیامدهای متعددی دارد که اگر کنترل نشود، [[جامعه دینی]] و [[نظام اسلامی]] را با چالش جدی مواجه می‌کند و حتی ممکن است [[حاکمیت اسلامی]] را به خطر اندازد و آن را به ورطه [[سقوط]] افکند و [[سرنوشت]] [[جامعه]] را به دست [[فتنه‌گران]] بسپارد. در این بخش به برخی از این پیامدها اشاره می‌‌کنیم.
====برپایی و گسترش پرچم‌های گمراهی====
یکی از پیامدهای فتنه فرهنگی، برپایی و گسترش پرچم‌های گمراهی در میان مردم است. وقتی فتنه‌ای رخ داد و شماری از مردم را با خود همراه کرد و آنان را از [[مسیر حق]] و [[هدایت]] جدا نمود، زمینه‌ای فراهم می‌شود که این [[انحراف]] و گمراهی تداوم یابد و همچنان عده‌ای را از مسیر حق خارج کند. در این وضعیت تئوری‌پردازان اولیه فتنه، همین راه را پی می‌گیرند و شعاع [[اجتماعی]] آن را گسترش می‌‌دهند و با تئوری‌پردازی‌های تکمیلی، در طول دوران‌های متمادی آن را به یک [[فکر]]، [[ایدئولوژی]] و سپس به یک [[مکتب]] تبدیل می‌کنند و به کمک آن جامعه‌ای را قرن‌ها از حق دور می‌‌کنند و در دام باطل می‌اندازند. بسیاری از مکاتب [[منحرف]] [[اخلاقی]] و [[اعتقادی]] که در طول [[تاریخ]] باعث انشعابات فراوان در [[اسلام]] عزیز و [[جامعه اسلامی]] شده‌اند و توده‌های بی‌شماری از جامعه اسلامی را از مسیر حق خارج کرده‌اند و در مقابل [[مکتب اهل‌بیت]]{{عم}}، راه‌ورسم دیگری را [[تبلیغ]] و [[ترویج]] نموده‌اند معلول همین فتنه‌های فرهنگی برپا شده در [[دین]] و جامعه اسلامی بوده‌اند که تا امروز نیز استمرار یافته‌اند.
[[علامه]] [[محمدتقی جعفری]] دراین‌باره می‌‌نویسد:
چنان نیست که [[تباهی‌ها]]، جریانات زودگذر باشند؛ بلکه حامیان و هواداران [[انحرافات]] و خودکامگی‌ها برای تاخت‌وتاز خود میدانی باز می‌‌کنند و [[پرچم‌ها]] بلند می‌کنند و حتی به اصطلاح ایدئولوژی می‌‌سازند و عقایدی را وضع می‌کنند و آن‌گاه به نام مکتب، [[علم]]، [[فلسفه]] و ایدئولوژی مغزها را شست‌وشو و [[ارواح]] [[آدمیان]] را از [[اعتدال]] و [[بندگی]] و [[رشد]] و کمال [[منحرف]] می‌‌سازند<ref>محمدتقی جعفری، ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، ج۱۹، ص۹۴.</ref>.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۳۸۵.</ref>
====فراموشی و نابودی ارزش‌ها====
وقتی جامعه‌ای گرفتار [[فتنه]] شد، و نتوانست [[حق]] و صاحبان حق را برای خود [[حفظ]] کند و در نتیجه [[رهبران]] [[عادل]] و ارزش‌گرای خود را از دست داد، ارزش‌های اصیل و [[ناب]] هم فراموش می‌شوند و جای آنها را ضدارزش‌ها می‌گیرند و [[مردم]] از ارزش‌های اصیل متنفر می‌شوند؛ چون حاکمانی که از [[دل]] فتنه سر بر می‌‌آورند و امور را به دست می‌گیرند، [[سود]] خود را در از بین بردن یا [[دگرگونی]] [[ارزش‌های اسلامی]] می‌‌بینند و برای تحقق آن تلاش می‌کنند؛ زیرا با [[حاکمیت]] ارزش‌ها، امکان [[حیات سیاسی]] [[فتنه‌گران]] فراهم نخواهد بود. ازاین‌رو آنان برای پیشبرد اهداف خود، [[ارزش‌های واقعی]] و اصیل را از بین برده یا به فراموشی می‌سپارند و [[بدعت‌ها]] را به نام [[ارزش]] بر [[جامعه]] [[تحمیل]] می‌کنند و مردم را بر مبنای همان ارزش‌های جعلی می‌پرورند تا بتوانند بر مبنای آن بر مردم [[حکومت]] کنند. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در [[پیش‌بینی]] [[حوادث آینده]] و فتنه [[بنی‌امیه]] و پیامدهای آن فرموده بود:
به‌زودی پس از من زمانی بر شما خواهد آمد که در آن حق، مخفی‌ترین امور، و [[باطل]] آشکارترین است. در آن عصر بیشترین [[دروغ‌ها]] را به [[خدا]] و [[رسول]] نسبت خواهند داد و در چنین روزگاری هیچ کالایی نزد مردم زیان‌بارتر از [[قرآن]] نیست، هنگامی که از روی حق و [[راستی]] [[تفسیر]] و [[تأویل]] شود؛ اما اگر معنای کلماتش را [[تغییر]] دهند، پرسودتر از آن وجود ندارد. در [[شهرها]] چیزی زشت‌تر از کارهای [[پسندیده]]، و پسندیده‌تر از [[کارهای زشت]] یافت نمی‌شود. کسانی که با قرآن آشنا هستند بدان بی‌اعتنایند و کسانی که آیاتش را حفظ کرده‌اند، فراموش کنند. در آن عصر قرآن و [[یاران صدیق]] آن از جامعه طرد و ‌‌منزوی می‌شوند؛ هر دو با هم در یک راه [[سیر]] می‌کنند و میان مردم پناهی ندارند. پس در چنین زمانی قرآن و [[یاران]] آن در بین مردم هستند؛ ولی در [[حقیقت]] با آنها نیستند؛ زیرا [[گمراهی]] با [[هدایت]] یک‌جا جمع نمی‌شود<ref>شریف رضی، نهج‌البلاغه، خطبه ۱۴۷.</ref>.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۳۸۶.</ref>
====حاکمیت باطل====
یکی دیگر از پیامدهای [[فتنه]] [[فرهنگی]]، حاکمیت باطل در میان [[مردم]] است. وقتی جامعه‌ای نتوانست [[حق]] و صاحبان حق را برای خود [[حفظ]] کند و در جریان فتنه و جو تردید و [[تشویش]]، [[اهل حق]] را از متن [[جامعه]] کنار زد و حاکمیت حق را برانداخت، افرادی نالایق در مصدر امور قرار می‌گیرند؛ افرادی که نه [[شناخت]] [[درستی]] از [[اسلام]] دارند و نه علاقمند به [[اجرای احکام اسلامی]] هستند. پس [[گرایش]] اینان به باطل خواهد بود و حاکمیتشان زمینه‌ساز [[گمراهی]] مردم و دور شدن از حق و [[فطرت انسانی]] می‌شود.
[[سقیفه بنی‌ساعده]]، [[فرمان]] [[منع کتابت]] و نقل [[حدیث نبوی]]، [[تبلیغات]] گسترده [[بنی‌امیه]] به‌ویژه معاویه بر ضد [[خاندان پیامبر]]{{صل}} و [[جعل احادیث]] فراوان بر ضد آنان، مراحل مختلف یک فتنه دامنه‌دار و یک طرح گسترده، برای کنارزدن [[ارزش‌ها]] و [[رهبران الهی]] بود و به این ترتیب آنها توانستند قرائتی کاملاً جعلی از اسلام در جامعه رواج دهند و تا مدت‌ها [[حکومت طاغوتی]] [[اموی]] را بر مردم [[تحمیل]] کنند.
[[امام علی]]{{ع}} سال‌ها پیش از رخ نمودن نتایج این [[فتنه‌ها]] با [[پیش‌بینی]] این ماجرا، دراین‌باره فرموده بود:
پس از من سلطانی [[بی‌باک]] بر شما مسلط شود که به [[پیران]] شما [[احترام]] نگذارد و به خردسالانتان رحم نکند و دانشمندانتان را [[تکریم]] نکند [[و]] حق شما را در میانتان به‌طور مساوی تقسیم نکند شما را به‌شدت بزند و [[خوار]] کند و شما را پیشاهنگ پیکارها قرار دهد و از همه طرف [[راحتی]] را از شما سلب کند و شما را پیش‌خدمت‌ها و دربان‌های خود قرار دهد تا سرانجام توانگر شما، [[ناتوان]] را نابود سازد و به جز [[ستمگران]]، کسی از [[شکنجه]] آنان [[امان]] نیابد و البته آنها هم اندک‌اند...<ref>محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الارشاد، ج۱، ص۲۸۱؛ احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۷۷۵؛ محمدباقر محمودی، نهج السعادة، ج۲، ص۴۸۶.</ref>.<ref>لازم به ذکر است بندهای «الف»، «ب» و «ج» از پی‌آمدهای فتنه فرهنگی برگرفته از پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد فاضل ارجمند جناب آقای محمدرضا احمدی ندوشن با موضوع «شبهه‌ها و فتنه‌های فرهنگی در زمان حکومت علی»، متعلق به مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی است. البته در تمامی موارد به منابع مورد استناد، مراجعه شده است.</ref>.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۳۸۷.</ref>
====آسیب‌دیدن همه مردم====
یکی از پیامدهای [[فتنه]]، به‌ویژه فتنه [[فرهنگی]]، متضرر شدن همه افراد [[جامعه]] است. [[قرآن کریم]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و از فتنه‌ای پروا کنید که (چون درگیرد) تنها به کسانی از شما که ستم کردند نمی‌رسد (بلکه دامنگیر همه می‌شود) و بدانید که به راستی خداوند سخت کیفر است» سوره انفال، آیه ۲۵.</ref>. [[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر]] این [[آیه]] می‌‌فرماید:
آثار فتنه، تنها فردی و شخصی نیست؛ بلکه همه [[اجتماع]] را در بر می‌گیرد. این آیه می‌خواهد همه [[مؤمنان]] را از فتنه‌ای که مخصوص [[ستمکاران]] ایشان است، نه مربوط به [[کفار]] و [[مشرکان]]، بازدارد. اگرچه این [[عذاب]] ویژه ستمکاران جامعه مؤمنان است، [[مخاطب]] آیه همه مؤمنان‌اند؛ زیرا آثار [[سوء]] آن گریبان‌گیر همه می‌‌شود. بنابراین همه افراد [[امت]] باید در صدد دفع آن برآیند و با [[امربه‌معروف و نهی از منکر]] که [[خدا]] بر ایشان [[واجب]] کرده است، از شعله‌ورشدن [[آتش]] آن جلوگیری کنند. بنابراین آیه در پی تحذیر همه [[مسلمانان]] از [[سهل‌انگاری]] در امر [[اختلافات]] است؛ اختلافاتی که آنان را به [[تفرقه]] می‌کشاند و باعث می‌شود که [[وحدت مسلمین]] به [[تشتت]] و چنددستگی مبدل شود. روشن است که در این صورت هر دسته که غالب شود زمام را به دست می‌گیرد و نیز معلوم است که این [[غلبه]]، [[غلبه فساد]] است و نه غلبه کلمه [[حق]] و [[دین حنیف]] که [[خداوند]] تمام مسلمانان را در آن [[شریک]] کرده است. پس گویا این فتنه ویژه یک دسته است - یعنی ویژه ستمکاران - اما اثر سوء آن دامن‌گیر همه می‌شود و در اثر [[اختلاف]]، همه دچار [[ذلت]] و [[مسکنت]] و هر [[بلا]] و [[تلخ‌کامی]] دیگری می‌شوند و همه در پیشگاه [[خداوند متعال]] بازخواست می‌شوند و البته خداوند سخت‌کیفر است<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۹، ص۵۱.</ref>.
در سخنان [[امیر بیان]]، [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز آمده است:
(بر اثر [[فتنه]]) [[دل‌ها]] از [[استقامت]] به [[باطل]] گراید و مردان پس از [[سلامت نفس]] [[گمراه]] گردند و هنگام فتنه، هواوهوس‌ها مختلف شود. به هنگام نمودارشدن فتنه، اندیشه‌های [[مردم]] و رأی‌هایشان در هم آمیزد. هر کس در مقابل آن [[مقاومت]] کند و در [[اندیشه]] [[مبارزه]] افتد، فتنه او را بشکند و هر که سعی کند تا آن را از بین ببرد، فتنه او را نابود سازد. در فتنه مردم همانند خران [[وحشی]] در رمه، یکدیگر را به دندان بگزند؛ رشته [[نجات الهی]] از هم بگسلد و چهره زیبای [[حقیقت]] پوشیده شود و در آن [[حکمت]] نابود گردد؛ [[ستمکاران]] به سخن در آیند و [[بادیه‌نشینان]] را با حلقه آهنین لگام و پتک خود بکوبند و اسب فتنه با سینه خود آنان را [[خرد]] کند... هوشمندان [[خردمند]] از آن بگریزند و [[اشرار]] و [[فرومایگان]]، مدبران [[قوم]] گردند... آن کس که بخواهد به [[بیزاری]] از فتنه فاصله گیرد و خود را در [[امان]] نگاه دارد، نمی‌تواند و خواه‌ناخواه دستخوش حوادث آن گردد<ref>شریف رضی، نهج‌البلاغه، خطبه ۱۵۱.</ref>.
در توضیح این سخن گران‌سنگ می‌‌توان گفت اگرچه [[فتنه‌انگیزان]] ممکن است از روی [[آگاهی]] و [[هشیاری]] شروع به کار کنند و از این جهت تلاش کنند تا شکنندگی [[فتنه‌ها]] همه را فرانگیرد، ولی تردیدی در این نیست که جریان استمراری فتنه‌ها، چنان در مجرای [[قوانین]] خاصی [[حرکت]] نمی‌کند که بتوان همه جهات و ابعاد آن را [[پیش‌بینی]] کرد و آن را به‌طور دلخواه، به‌سوی اهداف تعیین شده پیش برد. علت این [[آشفتگی]] در تحولات و فتنه‌ها، کاملاً روشن است؛ یعنی حضور [[ناآگاهانه]] و چشمگیر مردمی که در حرکات تحولی و یا در امواج فتنه شرکت دارند. [[ناآگاهی]] مردم از علل و شرایط و [[اهداف]] فتنه‌ها از یک سو، و [[تنگ‌نظری]] و [[هواپرستی]] و [[خودخواهی]] فتنه‌انگیزان از سوی دیگر، باعث می‌شود که انسان‌های بسیاری که خود را به آشفتگی‌های تحولات یا فتنه‌ها نزدیک می‌کنند، در برابر ضربه‌های مهلک حوادث آسیب ببینند<ref>مؤسسه فرهنگی قدر ولایت، علی و فتنه‌ها، ص۱۲.</ref>.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۳۸۸.</ref>


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==
۸۰٬۳۷۲

ویرایش