←گستره وسیع موضوعی
| خط ۸۵: | خط ۸۵: | ||
*گاه در [[جایگاه]] یک [[حاکم]] مقتدر، فرماندار خود را به ولایتهای مختلف میفرستد و دستورالعملهایی شامل [[آیین]] حکمرانی به آنها ارائه میدهد که به ریز مسائل [[اداری]] و [[مدیریتی]] میپردازد و فرماندار خود را متوجه تمام مسائل پیشرو میکند. گاه چون یک [[مصلح]] [[اجتماعی]] مشکلات [[اجتماعی]] را به [[مردم]] گوشزد و آنها را در جهت رفع مشکلات ترغیب میکند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 848.</ref> | *گاه در [[جایگاه]] یک [[حاکم]] مقتدر، فرماندار خود را به ولایتهای مختلف میفرستد و دستورالعملهایی شامل [[آیین]] حکمرانی به آنها ارائه میدهد که به ریز مسائل [[اداری]] و [[مدیریتی]] میپردازد و فرماندار خود را متوجه تمام مسائل پیشرو میکند. گاه چون یک [[مصلح]] [[اجتماعی]] مشکلات [[اجتماعی]] را به [[مردم]] گوشزد و آنها را در جهت رفع مشکلات ترغیب میکند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 848.</ref> | ||
*'''تقسیمبندی موضوعی نهج البلاغه''' [[استاد مطهری]] در یک تقسیمبندی کلی موضوعات نهج البلاغه را به بخشهای [[خداشناسی]]، [[عبادت]] و [[سلوک]]، [[حکومت]] و [[عدالت]]، [[اهل بیت]] و [[خلافت]]، [[حماسه]] و [[شجاعت]]، [[ملاحم]] و [[مغیبات]]، شکایت و [[انتقاد]] از [[مردم]] زمان (مردمشناس)، اصول [[اجتماعی]]، [[اسلام]] و [[قرآن]]، [[اخلاق]] و [[تهذیب]] تقسیم کرده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 848.</ref> | *'''تقسیمبندی موضوعی نهج البلاغه''' [[استاد مطهری]] در یک تقسیمبندی کلی موضوعات نهج البلاغه را به بخشهای [[خداشناسی]]، [[عبادت]] و [[سلوک]]، [[حکومت]] و [[عدالت]]، [[اهل بیت]] و [[خلافت]]، [[حماسه]] و [[شجاعت]]، [[ملاحم]] و [[مغیبات]]، شکایت و [[انتقاد]] از [[مردم]] زمان (مردمشناس)، اصول [[اجتماعی]]، [[اسلام]] و [[قرآن]]، [[اخلاق]] و [[تهذیب]] تقسیم کرده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 848.</ref> | ||
*استاد [[لبیب بیضون]] در کتاب تصنیف نهج | *استاد [[لبیب بیضون]] در کتاب [[تصنیف نهج البلاغه (کتاب)|تصنیف نهج البلاغه]]، ۹ باب، ۴۹ فصل و ۴۲۵ موضوع را در تقسیمبندی خود گنجانده است. موضوعبندی نهج البلاغه به تصحیح و طبع [[بنیاد نهج البلاغه]]، چهارده موضوع اصلی و بیش از پانصد موضوع فرعی را در خود گنجانده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 849.</ref> | ||
*با دقت در این تقسیمبندیها درمییابیم که آنچه در یک [[نظام]] ارزشی نهفته است، یعنی مسائل و راهکارهای کلی در موضوعات [[سیاست]] و [[حکومت]]، [[اقتصاد]]، [[آموزش و پرورش]]، [[مدیریت]]، [[حقوق]]، [[عدالت]] و [[علوم]] [[اجتماعی]] در نهج البلاغه [[تبیین]] شدهاند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 849.</ref> | *با دقت در این تقسیمبندیها درمییابیم که آنچه در یک [[نظام]] ارزشی نهفته است، یعنی مسائل و راهکارهای کلی در موضوعات [[سیاست]] و [[حکومت]]، [[اقتصاد]]، [[آموزش و پرورش]]، [[مدیریت]]، [[حقوق]]، [[عدالت]] و [[علوم]] [[اجتماعی]] در نهج البلاغه [[تبیین]] شدهاند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 849.</ref> | ||
===[[جامعیت]]=== | ===[[جامعیت]]=== | ||
*نهج البلاغه همه گونههای افراد [[بشر]] را در هر سطح از [[نیازمندی]] پوشش میدهد، یعنی اگر فیلسوفی با نگاه ژرف [[فلسفی]] به نهج البلاغه نظر افکند، بهره خویش را از این کتاب میبرد، همانگونه که یک [[فقیه]] و اصولی میتواند مطلوب خود را از آن بهدست آورد؛ در عینحال که یک فرد ساده و معمولی نیز میتواند با مطالعه نهج البلاغه برحسب [[نیاز]] خود بهره وافی را ببرد. [[استاد مطهری]] در بیان [[جامعیت]] نهج البلاغه میگوید: از امتیازات برجسته [[سخنان امیرالمؤمنین]] که بهنام نهج البلاغه امروز در دست ماست، این است که محدود به زمینه خاصی نیست. [[علی]] به تعبیر خودش تنها در یک میدان اسب نتاخته است، در میدانهای گوناگون –که احیاناً بعضی با بعضی متضاد است- تکاور بیان را به جولان آورده است. نهج البلاغه شاهکار است، اما نهتنها در یک زمینه مثلاً [[موعظه]] یا [[حماسه]] یا فرضاً [[عشق]] و غزل یا [[مدح]] و هجا و غیره، بلکه در زمینههای گوناگون که شرح خواهیم داد اینکه سخن شاهکار باشد ولی در یک زمینه، البته زیاد نیست و انگشتشمار است ولی به هر حال هست. اینکه در زمینههای گوناگون باشد در حد معمولی نه شاهکار، فراوان است، ولی این که سخنی شاهکار باشد و در عین حال محدود به زمینه خاصی نباشد از مختصات نهج البلاغه است<ref>سیری در نهج البلاغه [مجموعه آثار]، مرتضی مطهری، ج ۱۶، ص ۳۷۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 849.</ref> | *نهج البلاغه همه گونههای افراد [[بشر]] را در هر سطح از [[نیازمندی]] پوشش میدهد، یعنی اگر فیلسوفی با نگاه ژرف [[فلسفی]] به نهج البلاغه نظر افکند، بهره خویش را از این کتاب میبرد، همانگونه که یک [[فقیه]] و اصولی میتواند مطلوب خود را از آن بهدست آورد؛ در عینحال که یک فرد ساده و معمولی نیز میتواند با مطالعه نهج البلاغه برحسب [[نیاز]] خود بهره وافی را ببرد. [[استاد مطهری]] در بیان [[جامعیت]] نهج البلاغه میگوید: از امتیازات برجسته [[سخنان امیرالمؤمنین]] که بهنام نهج البلاغه امروز در دست ماست، این است که محدود به زمینه خاصی نیست. [[علی]] به تعبیر خودش تنها در یک میدان اسب نتاخته است، در میدانهای گوناگون –که احیاناً بعضی با بعضی متضاد است- تکاور بیان را به جولان آورده است. نهج البلاغه شاهکار است، اما نهتنها در یک زمینه مثلاً [[موعظه]] یا [[حماسه]] یا فرضاً [[عشق]] و غزل یا [[مدح]] و هجا و غیره، بلکه در زمینههای گوناگون که شرح خواهیم داد اینکه سخن شاهکار باشد ولی در یک زمینه، البته زیاد نیست و انگشتشمار است ولی به هر حال هست. اینکه در زمینههای گوناگون باشد در حد معمولی نه شاهکار، فراوان است، ولی این که سخنی شاهکار باشد و در عین حال محدود به زمینه خاصی نباشد از مختصات نهج البلاغه است<ref>سیری در نهج البلاغه [مجموعه آثار]، مرتضی مطهری، ج ۱۶، ص ۳۷۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 849.</ref> | ||