ابرار در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۱ مهٔ ۲۰۲۱
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پانویس2}} +{{پانویس}}))
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[ابرار در قرآن]] - [[ابرار در معارف دعا و زیارات]] - [[ابرار در معارف و سیره سجادی]] - [[ابرار در معارف و سیره رضوی]]</div>
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[ابرار در قرآن]] - [[ابرار در معارف دعا و زیارات]] - [[ابرار در معارف و سیره سجادی]] - [[ابرار در معارف و سیره رضوی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">


'''[[ابرار]]''' [[نیکان]] و [[نیکوکاران]]، [[اهل]] مرتبه عالی [[ایمان]]، دارای منزلتی [[برتر]] از [[اولوالألباب]] ([[خردمندان]]) و نازل‌تر از [[مقربان]]<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
'''[[ابرار]]''' [[نیکان]] و [[نیکوکاران]]، [[اهل]] مرتبه عالی [[ایمان]]، دارای منزلتی [[برتر]] از [[اولوالألباب]] ([[خردمندان]]) و نازل‌تر از [[مقربان]]<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


==واژه‌شناسی لغوی==
==واژه‌شناسی لغوی==
*واژه "[[ابرار]]" به گفته راغب، جمع "بارّ" (اسم فاعل از [[بِرّ]])<ref>مفردات، ص‌۱۱۴، «برّ».</ref> و به گفته برخی مفسّران<ref>جامع‌البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۲۸۲؛ مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۹۰۸؛ قرطبی، ج‌۱۹، ص‌۸۱‌.</ref> و بسیاری از لغویان<ref>القاموس المحیط، ج‌۱، ص‌۴۹۸، «برّ»؛ الصحاح، ج۲، ص۵۸۸‌، «برر»؛ لسان‌العرب، ج‌۱، ص‌۳۷۱، «برّ».</ref>، جمع "بَرّ" (بر وزن صَعْب، صفت مشبهه از [[بِرّ]]) است؛ امّا بیش‌تر مفسّران، آن را جمع "بَرّ" و "بارّ" هر دو یاد کرده‌اند<ref>الکشّاف، ج۱، ص‌۴۵۵؛ التبیان، ج۳، ص۹۲؛ التفسیرالکبیر، ج۹، ص۱۴۶.</ref>. واژه "[[بِرّ]]"<ref>اخلاق در قرآن، ج ۱، ص ۶۹.</ref> با مشتقّاتش، در مجموع بیست بار در [[قرآن]] ([[ابرار]] شش بار، بَرّ سه بار، [[بِرّ]] هشت بار و بَرَرَة یک بار) به کار رفته است<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
واژه "[[ابرار]]" به گفته راغب، جمع "بارّ" (اسم فاعل از [[بِرّ]])<ref>مفردات، ص‌۱۱۴، «برّ».</ref> و به گفته برخی مفسّران<ref>جامع‌البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۲۸۲؛ مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۹۰۸؛ قرطبی، ج‌۱۹، ص‌۸۱‌.</ref> و بسیاری از لغویان<ref>القاموس المحیط، ج‌۱، ص‌۴۹۸، «برّ»؛ الصحاح، ج۲، ص۵۸۸‌، «برر»؛ لسان‌العرب، ج‌۱، ص‌۳۷۱، «برّ».</ref>، جمع "بَرّ" (بر وزن صَعْب، صفت مشبهه از [[بِرّ]]) است؛ امّا بیش‌تر مفسّران، آن را جمع "بَرّ" و "بارّ" هر دو یاد کرده‌اند<ref>الکشّاف، ج۱، ص‌۴۵۵؛ التبیان، ج۳، ص۹۲؛ التفسیرالکبیر، ج۹، ص۱۴۶.</ref>. واژه "[[بِرّ]]"<ref>اخلاق در قرآن، ج ۱، ص ۶۹.</ref> با مشتقّاتش، در مجموع بیست بار در [[قرآن]] ([[ابرار]] شش بار، بَرّ سه بار، [[بِرّ]] هشت بار و بَرَرَة یک بار) به کار رفته است<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
* [[بِرّ]] به "گستردگی خیر و معروف" معنا شده است<ref>الکشّاف، ج‌۱، ص‌۱۳۳.</ref>. برخی لغویان نیز این واژه را برگرفته از بَرّ یعنی بیابان (مقابل بَحْر) می‌دانند و چون در بَرّ وسعت لحاظ شده، [[بِرّ]] را نیز به "توسّع در کار‌نیک" معنامی‌کنند<ref>مفردات، ص‌۱۱۴، «برّ».</ref>. برخی این سخن را تکلّف‌آمیز دانسته و گفته‌اند: [[بِرّ]] با بَرّ که کلمه‌ای‌ جامد و به معنای خشکی است، هیچ پیوندی ندارد؛ بلکه در حکمِ مشترک لفظی است<ref>اخلاق در قرآن، ج‌۱، ص‌۷۰.</ref>. برخی برآنند که مفهوم محوری واژه [[بِرّ]] "[[نیکو‌بودن]] کار در برابر غیر" است و این معنا، با‌توجّه به [[اختلاف]] اشخاص، موضوعات و موارد، تفاوت دارد؛ چنان که [[بِرّ]] [[خدا]] درباره [[بندگان]]، [[لطف]] و [[احسان]] به آنان و در گذشتن از لغزش‌هایشان است و [[بِرّ]] [[بنده]] در پیش‌گاه [[خدا]]، [[پیروی]] و عمل به [[وظایف]] [[بندگی]] است. [[بِرّ]] [[پدر]] به [[فرزندان]]، [[تربیت]] و تأمین آنان و برآوردن نیازهایشان و [[بِرّ]] [[فرزند]] به [[پدر]]؛ [[خدمت]]، [[خضوع]] و [[رحمت]] است، و [[بِرّ]] در [[سخن گفتن]]، [[راست‌گویی]]، و در [[عبادت]]، منطبق بودن آن با شرایط ویژه [[عبادت]] است. وی اطلاق "بَرّ" بر قطعه‌های [[زمین]] و "بُرّ" بر گندم را نیز از همین باب می‌داند<ref>التحقیق، ج‌۱، ص‌۲۴۹، «برّ».</ref>. برخی نیز [[جامع‌ترین]] معنای [[بِرّ]] را خیر دانسته‌اند<ref>لسان‌العرب، ج‌۱، ص‌۳۷۰، «برّ».</ref>؛  با این که این دو واژه مترادف نیستند؛ زیرا [[بِرّ]]، خیری است که با "قصد" و "توجّه" توأم باشد؛  ولی در خیر، "قصد" شرط نیست؛ بلکه گاهی با "[[سهو]]" همراه است؛ از این‌رو "خیر" معنایی عام‌دارد<ref>الفروق اللغویه، ص‌۹۵؛ مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۹۲.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
 
[[بِرّ]] به "گستردگی خیر و معروف" معنا شده است<ref>الکشّاف، ج‌۱، ص‌۱۳۳.</ref>. برخی لغویان نیز این واژه را برگرفته از بَرّ یعنی بیابان (مقابل بَحْر) می‌دانند و چون در بَرّ وسعت لحاظ شده، [[بِرّ]] را نیز به "توسّع در کار‌نیک" معنامی‌کنند<ref>مفردات، ص‌۱۱۴، «برّ».</ref>. برخی این سخن را تکلّف‌آمیز دانسته و گفته‌اند: [[بِرّ]] با بَرّ که کلمه‌ای‌ جامد و به معنای خشکی است، هیچ پیوندی ندارد؛ بلکه در حکمِ مشترک لفظی است<ref>اخلاق در قرآن، ج‌۱، ص‌۷۰.</ref>. برخی برآنند که مفهوم محوری واژه [[بِرّ]] "[[نیکو‌بودن]] کار در برابر غیر" است و این معنا، با‌توجّه به [[اختلاف]] اشخاص، موضوعات و موارد، تفاوت دارد؛ چنان که [[بِرّ]] [[خدا]] درباره [[بندگان]]، [[لطف]] و [[احسان]] به آنان و در گذشتن از لغزش‌هایشان است و [[بِرّ]] [[بنده]] در پیش‌گاه [[خدا]]، [[پیروی]] و عمل به [[وظایف]] [[بندگی]] است. [[بِرّ]] [[پدر]] به [[فرزندان]]، [[تربیت]] و تأمین آنان و برآوردن نیازهایشان و [[بِرّ]] [[فرزند]] به [[پدر]]؛ [[خدمت]]، [[خضوع]] و [[رحمت]] است، و [[بِرّ]] در [[سخن گفتن]]، [[راست‌گویی]]، و در [[عبادت]]، منطبق بودن آن با شرایط ویژه [[عبادت]] است. وی اطلاق "بَرّ" بر قطعه‌های [[زمین]] و "بُرّ" بر گندم را نیز از همین باب می‌داند <ref>التحقیق، ج‌۱، ص‌۲۴۹، «برّ».</ref>. برخی نیز [[جامع‌ترین]] معنای [[بِرّ]] را خیر دانسته‌اند<ref>لسان‌العرب، ج‌۱، ص‌۳۷۰، «برّ».</ref>؛  با این که این دو واژه مترادف نیستند؛ زیرا [[بِرّ]]، خیری است که با "قصد" و "توجّه" توأم باشد؛  ولی در خیر، "قصد" شرط نیست؛ بلکه گاهی با "[[سهو]]" همراه است؛ از این‌رو "خیر" معنایی عام‌ دارد <ref>الفروق اللغویه، ص‌۹۵؛ مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۹۲.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>


==[[ابرار در قرآن]]==
==[[ابرار در قرآن]]==
*مفهوم [[بِرّ]] در [[فرهنگ قرآن]]، عام‌ترین مفهوم در زمینه [[افعال اخلاقی]] و ویژه "[[افعال]] اختیاری" است<ref>اخلاق در قرآن، ج‌۱، ص‌۶۷‌.</ref>. مفهوم [[قرآنی]] [[بِرّ]] و به تعبیر دقیق‌تر، اَبرار در [[آیه]] {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> به تفصیل بیان شده است. اوصاف [[ابرار]] در این [[آیه]]، در بر دارنده مراتب سه گانه [[اعتقاد]]، [[اخلاق]] و عمل است<ref>المیزان، ج‌۱، ص‌۴۲۸.</ref> [[بِرّ]] همان [[احسان]]، و‌تحقّق آن چنین است که [[آدمی]] کار خود‌را [[نیکو]] کند و [[کار نیک]] را برای [[نیک]] بودن آن یا از این رو که خیر دیگران در آن است، انجام‌دهد، نه برای [[پاداش]] یا تشکر، و‌در این راه، بر تلخی مخالفتِ با نفس، [[صبور]] باشد<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۴.</ref>. [[خدای سبحان]]، [[بِرّ]] را در [[کلام]] خود### [[313]]###<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> به‌ [[ایمان]] و [[احسان]] در عبادت‌ها و معامله‌ها تفسیر‌کرده است<ref>المیزان، ج‌۵‌، ص‌۱۶۳.</ref>. به گفته برخی، [[بِرّ]] [[حقیقی]] همان‌عمل [[صالح]] [[راستین]] است؛ امّا [[تظاهر]] به‌ نیکویی عمل و بَر خود بستن [[پاکی]]، [[ورع]] و‌ [[پیروی]] از آنها و [[تظاهر]] به آنها [[بِرّ]] نیست<ref>التحقیق، ج‌۱، ص‌۲۵۰، «برّ».</ref>. به‌گفته دیگر، طبق [[اجماع]] مفسّران، هرگونه اطاعتِ [[خدا]] [[بِرّ]] نامیده می‌شود<ref>جامع‌البیان، مج‌۱، ج‌۱، ص‌۳۶۷.</ref> و به نظری، [[بِرّ]]، هر چیزی از خیر و [[احسان]] و کار مورد [[رضایت]] [[خدا]] است که عامل [[نزدیکی به خدا]] باشد<ref>مواهب‌الرحمن، ج‌۶‌، ص‌۱۳۲.</ref>. در [[تفسیر]] [[بِرّ]]، در [[کلام]] دیگر مفسّران اموری ذکر شده که بیش‌تر از سنخ مصداق است؛ چون [[طاعت]]<ref>آلاءالرحمن، ج‌۱، ص‌۲۸۵؛ روح‌المعانی، مج‌۱، ج‌۱، ص‌۳۹۳.</ref>، [[صدق]]<ref>آلاءالرحمن، ج‌۱، ص‌۲۸۵.</ref>، [[ثواب]] یا [[بهشت]]<ref>مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۹۲؛ الکشّاف، ج‌۱، ص‌۳۸۴.</ref>، [[صله رحم]] یا پیوند<ref>مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۴۰۸.</ref>، [[تقوا]]<ref>مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۹۲.</ref>، [[اعمال]] مقبول<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۹، ص‌۱۴۶.</ref>، [[مهربانی]]، [[احسان]]<ref>مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۴۷۳.</ref>، و [[صدقه]]<ref>الکشّاف، ج‌۱، ص‌۱۳۳.</ref>. با این که مفسّران در برخی موارد، بر اساس [[شأن]] نزولِ [[آیات]]، مقصود از [[بِرّ]] را مصادیقی خاص از "خیر" یا دیگر معانی [[بِرّ]] ذکر کرده‌اند، حمل این واژه را بر مفهوم عام و اصلی آن ترجیح داده‌اند<ref>الکشّاف، ج‌۱، ص‌۱۳۳ و ۲۱۷؛ مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۲۴۰؛ روح‌المعانی، مج ۱، ج‌۱، ص‌۳۹۳.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} در پاسخ پرسشی درباره [[بِرّ]]، [[آیه]] {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> را که در بر دارنده برخی [[عقاید]] و [[اعمال]] [[واجب]] و [[مستحب]] است، [[تلاوت]] کرد<ref>مفردات، ص‌۱۱۴، «برّ».</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
مفهوم [[بِرّ]] در [[فرهنگ قرآن]]، عام‌ترین مفهوم در زمینه [[افعال اخلاقی]] و ویژه "[[افعال]] اختیاری" است<ref>اخلاق در قرآن، ج‌۱، ص‌۶۷‌.</ref>. مفهوم [[قرآنی]] [[بِرّ]] و به تعبیر دقیق‌تر، اَبرار در [[آیه]] {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> به تفصیل بیان شده است. اوصاف [[ابرار]] در این [[آیه]]، در بر دارنده مراتب سه گانه [[اعتقاد]]، [[اخلاق]] و عمل است<ref>المیزان، ج‌۱، ص‌۴۲۸.</ref> [[بِرّ]] همان [[احسان]]، و‌تحقّق آن چنین است که [[آدمی]] کار خود‌را [[نیکو]] کند و [[کار نیک]] را برای [[نیک]] بودن آن یا از این رو که خیر دیگران در آن است، انجام‌دهد، نه برای [[پاداش]] یا تشکر، و‌در این راه، بر تلخی مخالفتِ با نفس، [[صبور]] باشد<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۴.</ref>. [[خدای سبحان]]، [[بِرّ]] را در [[کلام]] خود### [[313]]###<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> به‌ [[ایمان]] و [[احسان]] در عبادت‌ها و معامله‌ها تفسیر‌کرده است<ref>المیزان، ج‌۵‌، ص‌۱۶۳.</ref>. به گفته برخی، [[بِرّ]] [[حقیقی]] همان‌عمل [[صالح]] [[راستین]] است؛ امّا [[تظاهر]] به‌ نیکویی عمل و بَر خود بستن [[پاکی]]، [[ورع]] و‌ [[پیروی]] از آنها و [[تظاهر]] به آنها [[بِرّ]] نیست<ref>التحقیق، ج‌۱، ص‌۲۵۰، «برّ».</ref>. به‌گفته دیگر، طبق [[اجماع]] مفسّران، هرگونه اطاعتِ [[خدا]] [[بِرّ]] نامیده می‌شود<ref>جامع‌البیان، مج‌۱، ج‌۱، ص‌۳۶۷.</ref> و به نظری، [[بِرّ]]، هر چیزی از خیر و [[احسان]] و کار مورد [[رضایت]] [[خدا]] است که عامل [[نزدیکی به خدا]] باشد<ref>مواهب‌الرحمن، ج‌۶‌، ص‌۱۳۲.</ref>. در [[تفسیر]] [[بِرّ]]، در [[کلام]] دیگر مفسّران اموری ذکر شده که بیش‌تر از سنخ مصداق است؛ چون [[طاعت]]<ref>آلاءالرحمن، ج‌۱، ص‌۲۸۵؛ روح‌المعانی، مج‌۱، ج‌۱، ص‌۳۹۳.</ref>، [[صدق]]<ref>آلاءالرحمن، ج‌۱، ص‌۲۸۵.</ref>، [[ثواب]] یا [[بهشت]]<ref>مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۹۲؛ الکشّاف، ج‌۱، ص‌۳۸۴.</ref>، [[صله رحم]] یا پیوند<ref> مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۴۰۸.</ref>، [[تقوا]]<ref>مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۹۲.</ref>، [[اعمال]] مقبول<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۹، ص‌۱۴۶.</ref>، [[مهربانی]]، [[احسان]]<ref>مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۴۷۳.</ref>، و [[صدقه]]<ref>الکشّاف، ج‌۱، ص‌۱۳۳.</ref>. با این که مفسّران در برخی موارد، بر اساس [[شأن]] نزولِ [[آیات]]، مقصود از [[بِرّ]] را مصادیقی خاص از "خیر" یا دیگر معانی [[بِرّ]] ذکر کرده‌اند، حمل این واژه را بر مفهوم عام و اصلی آن ترجیح داده‌اند<ref>الکشّاف، ج‌۱، ص‌۱۳۳ و ۲۱۷؛ مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۲۴۰؛ روح‌المعانی، مج ۱، ج‌۱، ص‌۳۹۳.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} در پاسخ پرسشی درباره [[بِرّ]]، [[آیه]] {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> را که در بر دارنده برخی [[عقاید]] و [[اعمال]] [[واجب]] و [[مستحب]] است، [[تلاوت]] کرد<ref>مفردات، ص‌۱۱۴، «برّ».</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
*مفسّران، در [[تفسیر]] [[ابرار]]، تعریف‌ها یا تعبیرهای گوناگونی دارند؛ مانند: کسانی که [[طاعت خدا]] را به طور کامل به جای آرند و او را از خود [[خشنود]] سازند<ref>جامع‌البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۲۸۲؛ التبیان، ج‌۳، ص‌۸۵‌؛ مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۹۰۸.</ref> و از [[گناهان]] بپرهیزند<ref>کشف‌الأسرار، ج۱۰، ص‌۴۰۶؛ جامع‌البیان، مج۱۴، ج‌۲۹، ص‌۲۵۷.</ref>. آنان که به [[خدا]]، [[پیامبر]]{{صل}} و روز بازپسین [[ایمانی]] از روی [[رشد]] و [[بصیرت]] دارند<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۴.</ref>. مؤمنانی که در [[ایمان]] خود صادقند<ref>کشف‌الأسرار، ج‌۱۰ ص‌۳۱۸.</ref>. نیکوکارانی که [[کار نیک]] را فقط برای [[رضای خدا]] انجام می‌دهند؛ بی‌آن که اغراض ناپسندی را در نظر داشته باشند<ref>التبیان، ج‌۱۰، ص‌۳۰۲.</ref>. برخی در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأَبْرَارِ }}<ref> پروردگارا! ما شنیدیم فرا خواننده‌ای به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدی‌های ما چشم بپوش  و ما را با نیکان بمیران؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹۳.</ref> مقصود از [[ابرار]] را [[انبیا]] و [[اولیا]] دانسته‌اند<ref>کشف‌الاسرار، ج‌۲، ص‌۳۸۸.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
 
مفسّران، در [[تفسیر]] [[ابرار]]، تعریف‌ها یا تعبیرهای گوناگونی دارند؛ مانند: کسانی که [[طاعت خدا]] را به طور کامل به جای آرند و او را از خود [[خشنود]] سازند<ref>جامع‌البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۲۸۲؛ التبیان، ج‌۳، ص‌۸۵‌؛ مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۹۰۸.</ref> و از [[گناهان]] بپرهیزند<ref>کشف‌الأسرار، ج۱۰، ص‌۴۰۶؛ جامع‌البیان، مج۱۴، ج‌۲۹، ص‌۲۵۷.</ref>. آنان که به [[خدا]]، [[پیامبر]]{{صل}} و روز بازپسین [[ایمانی]] از روی [[رشد]] و [[بصیرت]] دارند <ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۴.</ref>. مؤمنانی که در [[ایمان]] خود صادقند<ref>کشف‌الأسرار، ج‌۱۰ ص‌۳۱۸.</ref>. نیکوکارانی که [[کار نیک]] را فقط برای [[رضای خدا]] انجام می‌دهند؛ بی‌آن که اغراض ناپسندی را در نظر داشته باشند<ref>التبیان، ج‌۱۰، ص‌۳۰۲.</ref>. برخی در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأَبْرَارِ }}<ref> پروردگارا! ما شنیدیم فرا خواننده‌ای به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدی‌های ما چشم بپوش  و ما را با نیکان بمیران؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹۳.</ref> مقصود از [[ابرار]] را [[انبیا]] و [[اولیا]] دانسته‌اند<ref>کشف‌الاسرار، ج‌۲، ص‌۳۸۸.</ref>.<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>


==[[بِرّ]] و [[تقوا]]==
==[[بِرّ]] و [[تقوا]]==
*در آیاتی از [[قرآن]]، [[بِرّ]] یا مشتقّات آن با مادّه "[[تقوا]]" با هم ذکر شده است. برخی مفسّران، این دو واژه را دارای مفهومی واحد می‌دانند<ref>قرطبی، ج‌۶‌، ص‌۳۳.</ref>. برخی نیز مفهوم این دو واژه را متفاوت، امّا مکمّل یک‌دیگر می‌شمرند؛ بدین ترتیب که [[بِرّ]] را اموری ایجابی، مانند [[عمل صالح]]، [[طاعت]]، توسّع در [[کار نیک]] و انجام دادن [[اوامر الهی]] دانسته و [[تقوا]] را اموری سلبی، مانند [[دوری از گناهان]] و [[هوای نفس]] و [[پرهیز]] از [[عذاب الهی]] شمرده‌اند<ref>مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۲۴۰.</ref>. [[بِرّ]] و [[تقوا]] در مفهوم تفاوت دارند؛ امّا در مصداق متساوی و متّحدند؛ زیرا مصداق [[بِرّ]]، مصداق [[تقوا]] نیز هست و به عکس، و‌آیاتی مانند{{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى}}<ref>سوره بقره، آیه:۱۸۹.</ref>، {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> نشانه [[وحدت]] مصداقی است، نه مفهومی<ref>اخلاق در قرآن، ج‌۱، ص‌۷۸ ـ ۸۲‌.</ref>. شایان ذکر است که [[تقوا]] اگر به [[تنهایی]] به کار رود، همه مصادیق و موارد [[بِرّ]] را در بر می‌گیرد؛ ولی هر گاه در کنار واژه [[بِرّ]] باشد، [[بِرّ]] به جنبه ایجابی و [[تقوا]] بر جنبه سلبی دلالت می‌کند<ref>اخلاق در قرآن، ج‌۱، ص‌۷۸ ـ ۸۲‌.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
در آیاتی از [[قرآن]]، [[بِرّ]] یا مشتقّات آن با مادّه "[[تقوا]]" با هم ذکر شده است. برخی مفسّران، این دو واژه را دارای مفهومی واحد می‌دانند<ref>قرطبی، ج‌۶‌، ص‌۳۳.</ref>. برخی نیز مفهوم این دو واژه را متفاوت، امّا مکمّل یک‌دیگر می‌شمرند؛ بدین ترتیب که [[بِرّ]] را اموری ایجابی، مانند [[عمل صالح]]، [[طاعت]]، توسّع در [[کار نیک]] و انجام دادن [[اوامر الهی]] دانسته و [[تقوا]] را اموری سلبی، مانند [[دوری از گناهان]] و [[هوای نفس]] و [[پرهیز]] از [[عذاب الهی]] شمرده‌اند<ref>مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۲۴۰.</ref>. [[بِرّ]] و [[تقوا]] در مفهوم تفاوت دارند؛ امّا در مصداق متساوی و متّحدند؛ زیرا مصداق [[بِرّ]]، مصداق [[تقوا]] نیز هست و به عکس، و‌آیاتی مانند{{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى}}<ref>سوره بقره، آیه:۱۸۹.</ref>، {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> نشانه [[وحدت]] مصداقی است، نه مفهومی<ref>اخلاق در قرآن، ج‌۱، ص‌۷۸ ـ ۸۲‌.</ref>. شایان ذکر است که [[تقوا]] اگر به [[تنهایی]] به کار رود، همه مصادیق و موارد [[بِرّ]] را در بر می‌گیرد؛ ولی هر گاه در کنار واژه [[بِرّ]] باشد، [[بِرّ]] به جنبه ایجابی و [[تقوا]] بر جنبه سلبی دلالت می‌کند<ref>اخلاق در قرآن، ج‌۱، ص‌۷۸ ـ ۸۲‌.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>


==واژه‌های مقابل بر==
==واژه‌های مقابل بر==
خط ۲۸: خط ۲۹:


==مصادیق [[بِرّ]]==
==مصادیق [[بِرّ]]==
*در عرف هر مجتمعی، آن‌چه خوب باشد، [[بِرّ]] شمرده می‌شود؛ بر این اساس، در عصر [[نزول وحی]]، مخاطبان [[قرآن]]، [[آداب و رسوم]] [[اجتماعی]] برخاسته از افسانه‌ها و خرافه‌ها را نیز [[بِرّ]] می‌دانستند. از نظر [[قرآن]]، [[بِرّ]] پایه [[عقلی]] و منطقی دارد و کارهای [[خرافی]]، گرچه در جامعه‌ای مرسوم شده باشد، [[بِرّ]] نیست<ref>اخلاق در قرآن، ج‌۱، ص‌۷۰ و ۷۱.</ref>؛ از این‌رو [[بِرّ]] را تعریف، و‌مصادیق آن را تبیین می‌کند و در برخی [[آیات]] نیز با [[پندار]] [[باطل]] [[جاهلی]] [[مبارزه]] و [[برّ]] بودن برخی [[رسوم]] [[باطل]] آنان را [[نفی]] می‌کند؛ مانند<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>:
در عرف هر مجتمعی، آن‌چه خوب باشد، [[بِرّ]] شمرده می‌شود؛ بر این اساس، در عصر [[نزول وحی]]، مخاطبان [[قرآن]]، [[آداب و رسوم]] [[اجتماعی]] برخاسته از افسانه‌ها و خرافه‌ها را نیز [[بِرّ]] می‌دانستند. از نظر [[قرآن]]، [[بِرّ]] پایه [[عقلی]] و منطقی دارد و کارهای [[خرافی]]، گرچه در جامعه‌ای مرسوم شده باشد، [[بِرّ]] نیست<ref>اخلاق در قرآن، ج‌۱، ص‌۷۰ و ۷۱.</ref>؛ از این‌رو [[بِرّ]] را تعریف، و‌مصادیق آن را تبیین می‌کند و در برخی [[آیات]] نیز با [[پندار]] [[باطل]] [[جاهلی]] [[مبارزه]] و [[برّ]] بودن برخی [[رسوم]] [[باطل]] آنان را [[نفی]] می‌کند؛ مانند<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>:
#در [[جاهلیت]] مرسوم بود که از دَرِ ورودی به خانه‌های خود وارد نمی‌شدند؛ بلکه از نَقْبی که در پشت [[خانه‌ها]] می‌گشودند، وارد و خارج می‌شدند<ref>مجمع‌البیان، ج ۲، ص ۵۰۸.</ref>. [[قرآن]]، این کار آنان را بی‌ارتباط با [[برّ]] دانسته و [[دستور]] وارد شدن به [[خانه‌ها]] از درهای آن را داده است: {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْا الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}<ref> از تو درباره ماه‌های نو می‌پرسند، بگو: آنها زمان نمای مردم و حجّ‌اند؛ و نیکی آن نیست که از پشت خانه‌ها به درون آنها درآیید بلکه (حقیقت) نیکی (از آن) کسی است که پرهیزگاری ورزد و به خانه‌ها از در درآیید، و از خداوند پروا کنید باشد که رستگار گردید؛ سوره بقره، آیه:۱۸۹.</ref>. در [[سبب نزول]] [[آیه]] گفته شده: در [[جاهلیت]]، هنگامی‌که کسی به خواسته خویش نمی‌رسید به سبب طیره و بدیمنی مرتکب چنین اعمالی می‌شد یا هنگامی‌که مُحْرم بود، برای سخت‌گیری بیش از حد برخود، چنین می‌کرد<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۵‌، ص‌۱۳۶ و ۱۳۷.</ref>. [[امر]] به وارد شدن در [[خانه‌ها]] از درهای آن {{متن قرآن|وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا }}<ref> (حقیقت) نیکی (از آن) کسی است که پرهیزگاری ورزد و به خانه‌ها از در درآیید؛ سوره بقره، آیه:۱۸۹.</ref> در برخی [[روایات]] به [[پذیرش]]  [[ولایت اهل بیت]] [[تأویل]] شده است<ref>بحارالانوار، ج‌۸‌، ص‌۳۳۶؛ عیّاشی، ج‌۱، ص‌۸۶‌؛ نورالثقلین، ج‌۱، ص‌۱۷۸.</ref>. [[حضرت علی]]{{ع}} در [[تفسیر]] آن فرمود: خانه‌هایی که [[خدا]] [[فرمان]] داده از درهای آن وارد شوند، ما [[اهل‌بیت]] هستیم؛ پس هر که با ما [[بیعت]] و به‌ولایت ما [[اقرار]] کند، به [[خانه‌ها]] از درهایش وارد‌شده و هرکس با ما [[مخالفت]] ورزد و غیر از ما را [[برتری]] دهد، از پشت [[خانه‌ها]] به آنها در‌آمده‌است<ref>نورالثقلین، ج‌۱، ص‌۱۷۷.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
#در [[جاهلیت]] مرسوم بود که از دَرِ ورودی به خانه‌های خود وارد نمی‌شدند؛ بلکه از نَقْبی که در پشت [[خانه‌ها]] می‌گشودند، وارد و خارج می‌شدند<ref>مجمع‌البیان، ج ۲، ص ۵۰۸.</ref>. [[قرآن]]، این کار آنان را بی‌ارتباط با [[برّ]] دانسته و [[دستور]] وارد شدن به [[خانه‌ها]] از درهای آن را داده است: {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْا الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }}<ref> از تو درباره ماه‌های نو می‌پرسند، بگو: آنها زمان نمای مردم و حجّ‌اند؛ و نیکی آن نیست که از پشت خانه‌ها به درون آنها درآیید بلکه (حقیقت) نیکی (از آن) کسی است که پرهیزگاری ورزد و به خانه‌ها از در درآیید، و از خداوند پروا کنید باشد که رستگار گردید؛ سوره بقره، آیه:۱۸۹.</ref>. در [[سبب نزول]] [[آیه]] گفته شده: در [[جاهلیت]]، هنگامی‌که کسی به خواسته خویش نمی‌رسید به سبب طیره و بدیمنی مرتکب چنین اعمالی می‌شد یا هنگامی‌که مُحْرم بود، برای سخت‌گیری بیش از حد برخود، چنین می‌کرد<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۵‌، ص‌۱۳۶ و ۱۳۷.</ref>. [[امر]] به وارد شدن در [[خانه‌ها]] از درهای آن {{متن قرآن|وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا }}<ref> (حقیقت) نیکی (از آن) کسی است که پرهیزگاری ورزد و به خانه‌ها از در درآیید؛ سوره بقره، آیه:۱۸۹.</ref> در برخی [[روایات]] به [[پذیرش]]  [[ولایت اهل بیت]] [[تأویل]] شده است<ref>بحارالانوار، ج‌۸‌، ص‌۳۳۶؛ عیّاشی، ج‌۱، ص‌۸۶‌؛ نورالثقلین، ج‌۱، ص‌۱۷۸.</ref>. [[حضرت علی]]{{ع}} در [[تفسیر]] آن فرمود: خانه‌هایی که [[خدا]] [[فرمان]] داده از درهای آن وارد شوند، ما [[اهل‌بیت]] هستیم؛ پس هر که با ما [[بیعت]] و به‌ولایت ما [[اقرار]] کند، به [[خانه‌ها]] از درهایش وارد‌شده و هرکس با ما [[مخالفت]] ورزد و غیر از ما را [[برتری]] دهد، از پشت [[خانه‌ها]] به آنها در‌آمده‌است<ref>نورالثقلین، ج‌۱، ص‌۱۷۷.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
#هنگام [[تغییر قبله]] [[مسلمانان]] از بیت‌ المقدس به [[کعبه]]، [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] که می‌پنداشتند [[نماز]]، جز به سوی [[قبله]] آنان پذیرفته نیست و چنین [[نماز]] گزاردن بر [[دین]] [[پیامبران]] نیست، با [[مسلمانان]] به بحث و [[مشاجره]] پرداختند و [[خدای سبحان]] با ردّ [[پندار]] آنان فرمود: داشتن قبله‌ای ویژه و روی‌کردن به آن، [[هدف]] اصلی [[دین]] و [[عبادت]]* نیست؛ بلکه دستوری فرعی است و [[هدف]] اساسی و مسأله محوری [[دین]]، [[ایمان به خدا]] و... است<ref>نورالثقلین، ص‌۴۷۵ و ۴۷۶.</ref> {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref>. سلب [[برّ]] از استقبال [[مشرق]] و [[مغرب]] بدین معنا نیست که روی‌کردن به جهات مزبور، در اصل از مصادیق [[برّ]] نیست؛ بلکه‌بدین معنا است که اینها [[بِرّ]] اصیل نیست و‌روی‌کردن به سمت خاص، امری فرعی به‌شمار‌می‌رود<ref>الفرقان، ج‌۱ و ۲، ص‌۲۹۱.</ref>. در این [[آیه]]، برخی مصادیق [[بِرّ]] در [[شؤون]] سه‌گانه [[آدمی]]، یعنی [[عقیده]]، خُلق و [[عمل]] تبیین شده است: ۱. [[ایمان به خدا]]، [[معاد]]، [[فرشتگان]]، [[کتاب‌های آسمانی]] و [[پیامبران]]؛ ۲. بخشیدن [[مال]] به [[خویشاوندان]]، [[یتیمان]]، بینوایان، در راه ماندگان، گدایان و در راهِ [[آزاد]] کردن بردگان؛ ۳. برپا داشتن [[نماز]]؛ ۴. پرداختن [[زکات]]؛ ۵‌. [[وفا به عهد]] و [[پیمان‌ها]]؛ ۶‌. [[پایداری]] در [[سختی‌ها]] و زیان‌ها و هنگام [[جنگ]]؛ ۷. [[صداقت]]؛ ۸‌. [[پرهیزکاری]] و [[پرواپیشگی]] که در [[آیه]] ۱۸۹ [[سوره بقره]] نیز بیان شده است. در [[آیات]] {{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا }}<ref> و با پدر و مادرش نکوکار بود و گردنکشی سرکش نبود؛ سوره مریم، آیه:۱۴.</ref>، {{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا }}<ref> و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه:۳۲.</ref> [[رفتار شایسته]] دو [[پیامبر]] [[الهی]]، [[حضرت یحیی]] و [[حضرت عیسی]]{{ع}} در برابر [[پدر]] و [[مادر]]  و خودداری از زورگویی و [[نافرمانی]] آنان ستوده شده است؛ البتّه این مصادیق یک‌سان و در عرض هم نیستند؛ بلکه برخی از قبیل مقوّمند؛ به گونه‌ای که بدون آنها، [[بِرّ]] تحقّق نمی‌یابد و برخی دیگر از قبیل علایم و آثار آن به شمار می‌آیند<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
#هنگام [[تغییر قبله]] [[مسلمانان]] از بیت‌ المقدس به [[کعبه]]، [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] که می‌پنداشتند [[نماز]]، جز به سوی [[قبله]] آنان پذیرفته نیست و چنین [[نماز]] گزاردن بر [[دین]] [[پیامبران]] نیست، با [[مسلمانان]] به بحث و [[مشاجره]] پرداختند و [[خدای سبحان]] با ردّ [[پندار]] آنان فرمود: داشتن قبله‌ای ویژه و روی‌کردن به آن، [[هدف]] اصلی [[دین]] و [[عبادت]]* نیست؛ بلکه دستوری فرعی است و [[هدف]] اساسی و مسأله محوری [[دین]]، [[ایمان به خدا]] و... است<ref>نورالثقلین، ص‌۴۷۵ و ۴۷۶.</ref> {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref>. سلب [[برّ]] از استقبال [[مشرق]] و [[مغرب]] بدین معنا نیست که روی‌کردن به جهات مزبور، در اصل از مصادیق [[برّ]] نیست؛ بلکه‌بدین معنا است که اینها [[بِرّ]] اصیل نیست و‌روی‌کردن به سمت خاص، امری فرعی به‌شمار‌می‌رود<ref>الفرقان، ج‌۱ و ۲، ص‌۲۹۱.</ref>. در این [[آیه]]، برخی مصادیق [[بِرّ]] در [[شؤون]] سه‌گانه [[آدمی]]، یعنی [[عقیده]]، خُلق و [[عمل]] تبیین شده است: ۱. [[ایمان به خدا]]، [[معاد]]، [[فرشتگان]]، [[کتاب‌های آسمانی]] و [[پیامبران]]؛ ۲. بخشیدن [[مال]] به [[خویشاوندان]]، [[یتیمان]]، بینوایان، در راه ماندگان، گدایان و در راهِ [[آزاد]] کردن بردگان؛ ۳. برپا داشتن [[نماز]]؛ ۴. پرداختن [[زکات]]؛ ۵‌. [[وفا به عهد]] و [[پیمان‌ها]]؛ ۶‌. [[پایداری]] در [[سختی‌ها]] و زیان‌ها و هنگام [[جنگ]]؛ ۷. [[صداقت]]؛ ۸‌. [[پرهیزکاری]] و [[پرواپیشگی]] که در [[آیه]] ۱۸۹ [[سوره بقره]] نیز بیان شده است. در [[آیات]] {{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا }}<ref> و با پدر و مادرش نکوکار بود و گردنکشی سرکش نبود؛ سوره مریم، آیه:۱۴.</ref>، {{متن قرآن|وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا }}<ref> و (مرا) با مادرم نیکوکار کرده و مرا گردنکشی سنگدل نگردانیده است؛ سوره مریم، آیه:۳۲.</ref> [[رفتار شایسته]] دو [[پیامبر]] [[الهی]]، [[حضرت یحیی]] و [[حضرت عیسی]]{{ع}} در برابر [[پدر]] و [[مادر]]  و خودداری از زورگویی و [[نافرمانی]] آنان ستوده شده است؛ البتّه این مصادیق یک‌سان و در عرض هم نیستند؛ بلکه برخی از قبیل مقوّمند؛ به گونه‌ای که بدون آنها، [[بِرّ]] تحقّق نمی‌یابد و برخی دیگر از قبیل علایم و آثار آن به شمار می‌آیند<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
*در [[روایات]] نیز مصادیق فراوانی برای [[بِرّ]] ذکر شده که برخی از آنها عبارت است از [[ایمان به خدا]]<ref>بحارالانوار، ج‌۷۴، ص‌۱۳۷.</ref>، [[توحید]]<ref>بحارالانوار، ج‌۲۴، ص‌۳۰۳.</ref>، سود رساندن به [[بندگان خدا]]<ref>بحارالانوار، ج‌۷۴، ص‌۱۳۷.</ref>، [[فرو خوردن خشم]]، درگذشتن از لغزش‌های بدکاران، ترحّم بر تهی‌دستان، وارسی حال [[همسایگان]]، اعتراف به [[برتری]] صاحبان [[فضل]]<ref>بحارالانوار، ج‌۲۴، ص‌۳۰۳.</ref>، [[دوستی]] و [[دشمنی]]، و‌پیوند و جدایی، و‌خشم و [[خشنودی]] برای [[خدا]]، کار کردن برای [[خدا]]، [[دعوت]] به سوی [[خدا]]، [[خشوع]] برای [[خدا]] و [[احسان]] در راه او<ref>تحف‌العقول، ص‌۲۱.</ref>، کشته شدن در [[راه خدا]]<ref>تحف‌العقول، ص‌۲۱.</ref>، هم‌رنگی و هماهنگی ظاهر و [[باطن]] [[آدمی]] و [[خلوت]] و جلوت او <ref>کنزالعمّال، ج‌۳، ص‌۲۴.</ref>، [[سلام]] کردن<ref>بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۷.</ref>، [[سخاوت]]، [[نیکو]] [[سخن گفتن]]، [[صبر]] بر [[آزار]]<ref>بحارالانوار، ج‌۶۸‌، ص‌۸۹‌، ۳۱۱، ۳۵۴.</ref>،  [[کتمان]] [[نیازمندی]]، [[کتمان]] [[صدقه]]، [[کتمان]] [[بیماری]] و [[مصیبت]]<ref>تحف‌العقول، ص‌۲۹۵.</ref>، برپاداشتن [[فرایض]] و پرهیزاز [[محرّمات]] وصیانت خویشتن از [[غفلت]] در [[امور دینی]]<ref>بحارالانوار، ج‌۸۲‌، ص‌۱۸۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
 
در [[روایات]] نیز مصادیق فراوانی برای [[بِرّ]] ذکر شده که برخی از آنها عبارت است از [[ایمان به خدا]]<ref>بحارالانوار، ج‌۷۴، ص‌۱۳۷.</ref>، [[توحید]]<ref>بحارالانوار، ج‌۲۴، ص‌۳۰۳.</ref>، سود رساندن به [[بندگان خدا]]<ref>بحارالانوار، ج‌۷۴، ص‌۱۳۷.</ref>، [[فرو خوردن خشم]]، درگذشتن از لغزش‌های بدکاران، ترحّم بر تهی‌دستان، وارسی حال [[همسایگان]]، اعتراف به [[برتری]] صاحبان [[فضل]]<ref>بحارالانوار، ج‌۲۴، ص‌۳۰۳.</ref>، [[دوستی]] و [[دشمنی]]، و‌پیوند و جدایی، و‌خشم و [[خشنودی]] برای [[خدا]]، کار کردن برای [[خدا]]، [[دعوت]] به سوی [[خدا]]، [[خشوع]] برای [[خدا]] و [[احسان]] در راه او<ref>تحف‌العقول، ص‌۲۱.</ref>، کشته شدن در [[راه خدا]]<ref> تحف‌العقول، ص‌۲۱.</ref>، هم‌رنگی و هماهنگی ظاهر و [[باطن]] [[آدمی]] و [[خلوت]] و جلوت او <ref>کنزالعمّال، ج‌۳، ص‌۲۴.</ref>، [[سلام]] کردن<ref>بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۷.</ref>، [[سخاوت]]، [[نیکو]] [[سخن گفتن]]، [[صبر]] بر [[آزار]]<ref>بحارالانوار، ج‌۶۸‌، ص‌۸۹‌، ۳۱۱، ۳۵۴.</ref>،  [[کتمان]] [[نیازمندی]]، [[کتمان]] [[صدقه]]، [[کتمان]] [[بیماری]] و [[مصیبت]]<ref>تحف‌العقول، ص‌۲۹۵.</ref>، برپاداشتن [[فرایض]] و پرهیزاز [[محرّمات]] وصیانت خویشتن از [[غفلت]] در [[امور دینی]]<ref>بحارالانوار، ج‌۸۲‌، ص‌۱۸۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>


==باورهای [[ابرار]]==
==باورهای [[ابرار]]==
* [[برترین]] [[شأن]] هستی [[آدمی]]، [[عقاید]] و باورهای او است<ref>قرآن در اسلام، ص‌۱۰ و ۱۱.</ref>؛ از این رو [[قرآن]] هنگام شمارش اوصاف [[ابرار]]، پس از [[نفی]] مصادیق پنداری و [[نادرست]] [[بِرّ]]، از باورهای آنان آغاز کرده، می‌فرماید: [[نیکی]] همه آن نیست که روی خویش به سوی خاور و باختر فرا دارید؛ بلکه [[نیکی]] آن است که کسی به [[خدا]] و... [[ایمان]] آورد: {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> [[قرآن]] در [[مقام]] تعریف [[بِرّ]]  ([[نیکوکاری]]) از تعریف مزبور عدول کرده، به جای آن بَرّ ([[نیکوکار]]) را تعریف و [[وصف]] می‌کند و این بدان معنا است که مفهومِ خالی از مصداق و [[حقیقت]]، اثر و فضیلتی ندارد. [[قرآن]]، مقام‌ها و حالت‌ها را با تعریف صاحبان آنها روشن می‌سازد و به تبیین مفهوم صِرف  بسنده نمی‌کند<ref>المیزان، ج‌۱، ص‌۴۲۸.</ref>. شاید بتوان گفت [[قرآن]] با روش یاد شده به این نکته اشاره می‌کند که [[نیکوکاری]] با [[جان]] [[نیکوکار]] آمیخته شده؛ به گونه‌ای که عامل و عمل متّحد گردیده‌اند. باورهای [[ابرار در قرآن]] چنین تبیین شده است<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>:
[[برترین]] [[شأن]] هستی [[آدمی]]، [[عقاید]] و باورهای او است<ref>قرآن در اسلام، ص‌۱۰ و ۱۱.</ref>؛ از این رو [[قرآن]] هنگام شمارش اوصاف [[ابرار]]، پس از [[نفی]] مصادیق پنداری و [[نادرست]] [[بِرّ]]، از باورهای آنان آغاز کرده، می‌فرماید: [[نیکی]] همه آن نیست که روی خویش به سوی خاور و باختر فرا دارید؛ بلکه [[نیکی]] آن است که کسی به [[خدا]] و... [[ایمان]] آورد: {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> [[قرآن]] در [[مقام]] تعریف [[بِرّ]]  ([[نیکوکاری]]) از تعریف مزبور عدول کرده، به جای آن بَرّ ([[نیکوکار]]) را تعریف و [[وصف]] می‌کند و این بدان معنا است که مفهومِ خالی از مصداق و [[حقیقت]]، اثر و فضیلتی ندارد. [[قرآن]]، مقام‌ها و حالت‌ها را با تعریف صاحبان آنها روشن می‌سازد و به تبیین مفهوم صِرف  بسنده نمی‌کند<ref>المیزان، ج‌۱، ص‌۴۲۸.</ref>. شاید بتوان گفت [[قرآن]] با روش یاد شده به این نکته اشاره می‌کند که [[نیکوکاری]] با [[جان]] [[نیکوکار]] آمیخته شده؛ به گونه‌ای که عامل و عمل متّحد گردیده‌اند. باورهای [[ابرار در قرآن]] چنین تبیین شده است<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>:
#'''[[ایمان]] به [[مبدأ و معاد]]:''' {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> تعبیر {{متن قرآن|مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ}} همه شناخت‌های مرتبط با معرفة‌اللّه مانند [[شناخت]] [[براهین]] [[اثبات]] [[واجب]] و صفات ثبوتی و سلبی او را در بر می‌گیرد<ref>مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۴۷۶.</ref>. [[خدای متعال]] در تبیین [[صفات]] [[ابرار]]، از [[ایمان به خدا]] و روز بازپسین آغاز کرد؛ زیرا این [[ایمان]]، اساس هر [[بِرّ]] و مبدأ هر خیری است و [[ایمان]]، ریشه [[برّ]] نیست، مگر این که در نفس [[آدمی]] با [[برهان]] تثبیت شود و توأم با [[خضوع]] و [[اذعان]] باشد؛ پس کسی که در میان مردمی [[رشد]] یافته و [[نام خدا]] و [[جهان آخرت]] را در سوگندها و گفتوگوهایشان شنیده و از آنان پذیرفته، چنین [[ایمانی]] باعث [[نیکوکاری]] نخواهد شد<ref>المنار، ج‌۲، ص‌۱۱۱.</ref>. [[قرآن]] در پایان [[آیه]] ۱۷۷ [[سوره بقره]] از [[ابرار]] به [[پارسایان]] تعبیر می‌کند: {{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> و در آغاز [[سوره بقره]]، از [[ایمان]] به [[غیب]] (مبدأ و...) و [[یقین]] [[پارسایان]] به [[جهان آخرت]] و روز بازپسین سخن به میان می‌آورد: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref> همان کسانی که «غیب» را باور می‌دارند؛ سوره بقره، آیه:۳.</ref>، {{متن قرآن|وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}}<ref> ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند؛ سوره بقره، آیه:۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
#'''[[ایمان]] به [[مبدأ و معاد]]:''' {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> تعبیر {{متن قرآن|مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ}} همه شناخت‌های مرتبط با معرفة‌اللّه مانند [[شناخت]] [[براهین]] [[اثبات]] [[واجب]] و صفات ثبوتی و سلبی او را در بر می‌گیرد<ref>مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۴۷۶.</ref>. [[خدای متعال]] در تبیین [[صفات]] [[ابرار]]، از [[ایمان به خدا]] و روز بازپسین آغاز کرد؛ زیرا این [[ایمان]]، اساس هر [[بِرّ]] و مبدأ هر خیری است و [[ایمان]]، ریشه [[برّ]] نیست، مگر این که در نفس [[آدمی]] با [[برهان]] تثبیت شود و توأم با [[خضوع]] و [[اذعان]] باشد؛ پس کسی که در میان مردمی [[رشد]] یافته و [[نام خدا]] و [[جهان آخرت]] را در سوگندها و گفتوگوهایشان شنیده و از آنان پذیرفته، چنین [[ایمانی]] باعث [[نیکوکاری]] نخواهد شد<ref>المنار، ج‌۲، ص‌۱۱۱.</ref>. [[قرآن]] در پایان [[آیه]] ۱۷۷ [[سوره بقره]] از [[ابرار]] به [[پارسایان]] تعبیر می‌کند: {{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> و در آغاز [[سوره بقره]]، از [[ایمان]] به [[غیب]] (مبدأ و...) و [[یقین]] [[پارسایان]] به [[جهان آخرت]] و روز بازپسین سخن به میان می‌آورد: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref> همان کسانی که «غیب» را باور می‌دارند؛ سوره بقره، آیه:۳.</ref>، {{متن قرآن|وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}}<ref> ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند؛ سوره بقره، آیه:۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
#'''[[ایمان]] به [[فرشتگان]]:''' {{متن قرآن|وَالْمَلائِكَةِ }} از آنجا که [[انسان]] در مسیر [[رسیدن به کمال]] و [[عوالم]] تجرّد و [[نور]] و [[صفا]] قرار دارد، پس از [[ایمان]] و [[وابستگی]] به [[خداوند تعالی]] و روز [[آخرت]]، باید این منزل (=عالم [[فرشتگان]]) را در مسیر خود که بین او و [[عالم لاهوت]] و [[نور]] است، مورد توجّه قرار دهد<ref>تفسیر روشن، ج‌۲، ص‌۳۳۷.</ref>؛ افزون بر این [[فرشتگان]]، [[واسطه فیض]] [[خداوند]] و [[تدبیر]] کننده امور به [[اذن]] اویند؛ بنابراین، [[شفاعت]] و [[ایمان]] به آنان از باب [[شکر]] [[واسطه نعمت]] لازم است؛ چنان که [[شکر]] [[خداوند]] در [[جایگاه]] مبدأ همه [[نعمت‌ها]] قرار دارد<ref>مواهب الرحمن، ص‌۲، ص‌۳۳۵‌ـ‌۳۳۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
#'''[[ایمان]] به [[فرشتگان]]:''' {{متن قرآن|وَالْمَلائِكَةِ }} از آنجا که [[انسان]] در مسیر [[رسیدن به کمال]] و [[عوالم]] تجرّد و [[نور]] و [[صفا]] قرار دارد، پس از [[ایمان]] و [[وابستگی]] به [[خداوند تعالی]] و روز [[آخرت]]، باید این منزل (=عالم [[فرشتگان]]) را در مسیر خود که بین او و [[عالم لاهوت]] و [[نور]] است، مورد توجّه قرار دهد<ref>تفسیر روشن، ج‌۲، ص‌۳۳۷.</ref>؛ افزون بر این [[فرشتگان]]، [[واسطه فیض]] [[خداوند]] و [[تدبیر]] کننده امور به [[اذن]] اویند؛ بنابراین، [[شفاعت]] و [[ایمان]] به آنان از باب [[شکر]] [[واسطه نعمت]] لازم است؛ چنان که [[شکر]] [[خداوند]] در [[جایگاه]] مبدأ همه [[نعمت‌ها]] قرار دارد<ref>مواهب الرحمن، ص‌۲، ص‌۳۳۵‌ـ‌۳۳۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
خط ۵۴: خط ۵۶:


==[[ابرار]]، [[مظهر]] إسم [[برّ]] [[الهی]]==
==[[ابرار]]، [[مظهر]] إسم [[برّ]] [[الهی]]==
*یکی از اسمای حسنای [[خداوند]]، بَرّ ([[نیکوکار]]) است: {{متن قرآن|إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ }}<ref> نیکوکار بخشاینده است؛ سوره طور، آیه:۲۸.</ref> بر پایه [[توحید افعالی]] به تبیین حکیمان و [[عارفان]] همه [[کارهای نیک]] [[نیکوکاران]] جز [[ظهور]] و تجلّی [[نیکوکاری]] [[خداوند]] نیست؛ ازاین‌رو فقط [[ذات اقدس]] او [[نیکوکار]] اصیل و بالذّات [[جهان هستی]] است<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
یکی از اسمای حسنای [[خداوند]]، بَرّ ([[نیکوکار]]) است: {{متن قرآن|إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ }}<ref> نیکوکار بخشاینده است؛ سوره طور، آیه:۲۸.</ref> بر پایه [[توحید افعالی]] به تبیین حکیمان و [[عارفان]] همه [[کارهای نیک]] [[نیکوکاران]] جز [[ظهور]] و تجلّی [[نیکوکاری]] [[خداوند]] نیست؛ ازاین‌رو فقط [[ذات اقدس]] او [[نیکوکار]] اصیل و بالذّات [[جهان هستی]] است<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


==مصادیق [[ابرار]]==
==مصادیق [[ابرار]]==
* [[آیات]] فراوانی از [[قرآن]] در تبیین اوصاف [[نیکوکاران]] است؛ امّا نیکوکارانی که در [[قرآن]] با تصریح به [[وصف]] [[نیکوکاری]] "بَرّ" مطرح‌شده‌اند، عبارتند از: [[پیامبران]]، [[امامان]]، [[فرشتگان]] و [[مؤمنان]]<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
[[آیات]] فراوانی از [[قرآن]] در تبیین اوصاف [[نیکوکاران]] است؛ امّا نیکوکارانی که در [[قرآن]] با تصریح به [[وصف]] [[نیکوکاری]] "بَرّ" مطرح‌شده‌اند، عبارتند از: [[پیامبران]]، [[امامان]]، [[فرشتگان]] و [[مؤمنان]]<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
#'''[[پیامبران]] و [[امامان معصوم]]{{عم}}:'''[[پیامبران]] [[الهی]] همه از [[برترین]] مصادیق [[ابرار]] هستند؛ از این رو در [[قرآن]] هر جا سخن از [[ابرار]] به میان می‌آید، [[انبیاء]]{{عم}} [[برترین]] مصداق آن شمرده می‌شوند. [[میبدی]] در [[تفسیر آیه]] ۱۹۳ [[سوره آل‌عمران]] {{متن قرآن|رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأَبْرَارِ }}<ref> پروردگارا! ما شنیدیم فرا خواننده‌ای به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدی‌های ما چشم بپوش و ما را با نیکان بمیران؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹۳.</ref> مقصود از {{متن قرآن|الأَبْرَارِ }} را [[انبیا]] و [[اولیا]] دانسته است<ref>کشف الاسرار، ج‌۲، ص‌۳۸۸.</ref>. [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز از [[برترین]] مصادیق [[ابرار]] هستند؛ چنان‌که در [[سوره انسان]]، هجده [[آیه]] درباره ابرارآمده که‌ بر پایه [[روایات]] متواتر‌ یا [[مستفیض]]<ref>الفرقان، ج‌۲۹، ص‌۳۰۶.</ref> در [[شأن]] [[اهل‌ بیت]] [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده است<ref>الکشّاف، ج۴، ص۶۷۰؛ الدرّالمنثور، ج۸، ص۳۷۱؛ بحارالانوار، ج‌۲۴، ص‌۳.</ref>. در [[احادیث متواتر]] [[شیعه]] و [[سنّی]] آمده است که [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} در [[کودکی]] [[بیمار]] شدند. [[پیامبر]]{{صل}} و گروهی‌ از [[یاران]]، از آنان [[عیادت]] کردند و برای شفای آنان به [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}}پیشنهاد [[نذر]] دادند. [[حضرت]] فرمود: برای [[شکر]] [[خداوند]] سه روز [[روزه]] می‌گیریم. طبق برخی [[روایات]]، [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} و خدمت‌کار آنان فضّه نیز [[نذر]] کردند تا [[روزه]] بگیرند. پس از شفای [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} در حالی که طعامی نداشتند، به [[نذر]] خود [[وفا]] کرده، [[روزه]] گرفتند. [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} مقداری جو قرض کرد و [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} با ثلث آن، پنج قرص نان پخت. هنگام [[افطار]]، مسکینی بر دَرِ [[خانه]] حاضر شد و طعام‌طلبید. آنان همگی [[مسکین]] را بر خود مقدّم داشتند و در آن [[شب]] جز [[آب]] ننوشیدند. دومین روز نیز [[روزه]] گرفتند و هنگام [[افطار]]، نان جوین خود را به [[یتیمی]] که طعام‌طلبید، بخشیدند و بار دیگر با [[آب]] [[افطار]] کردند و روز بعد را نیز [[روزه]] گرفته، در شام‌گاه سوم نیز غذای خود را به اسیری که طعام‌طلبید، دادند و چون صبح هنگام [[امام علی|علی]]{{ع}} و فرزندانش نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمدند، از شدّت [[گرسنگی]] می‌لرزیدند. [[مشاهده]] این حال بر [[پیامبر]]{{صل}} گران آمد؛ آن‌گاه همگی نزد[[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} رفتند و وی را در [[محراب]] [[عبادت]] یافتند؛ در حالی که از شدّت [[گرسنگی]]، شکمش به پشت چسبیده و چشم‌هایش به گودی نشسته بود. [[پیامبر]]{{صل}} ناراحت شد. در این هنگام [[جبرئیل]] فرود آمد و به [[پیامبر]]{{صل}} بر اثر داشتن چنین خاندانی تهنیت گفت و همه [[سوره انسان]] را برای وی آورد<ref>الغدیر، ج‌۳، ص‌۱۱۱؛ البرهان، ج‌۵‌، ص‌۵۴۶ ـ ۵۵۲‌؛ إحقاق‌الحق، ج‌۳، ص‌۱۵۷ ـ ۱۷۱.</ref>. این [[حدیث]] را همه [[علمای شیعه]] و ۳۴ نفر از مشاهیر [[عالمان]] اهل‌سنّت در کتاب‌های [[تفسیر]] و [[حدیث]] [[نقل]] کرده و‌آن را از افتخارات و [[فضایل]] مهم [[اهل‌ بیت]]{{عم}} شمرده‌اند<ref>الغدیر، ج‌۳، ص‌۱۰۷ ـ ۱۱۱.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} پس از [[مرگ]] [[عمر]] از [[مردم]] پرسید: شما را به [[خدا]] [[سوگند]]! آیا جز من در میان شما کسی هست که [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ }}<ref> نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند؛ سوره انسان، آیه:۵.</ref> تا آخر [[سوره]] درباره او و فرزندانش نازل شده باشد؟ گفتند: نه<ref>الاحتجاج، ج ۱، ص ۳۲۶؛ الفرقان، ج ۲۹، ص ۳۰۶.</ref>. [[امام حسن]]{{ع}} نیز فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]! مقصود از تعبیر {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ}} در [[کتاب الهی]]، جز [[امام علی|علی‌ بن‌ ابی‌ طالب]] و [[حضرت زهرا|فاطمه]] و من و [[امام حسین]]{{عم}} نیست<ref>نورالثقلین، ج‌۵‌، ص‌۴۷۳ و ۴۷۴.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} درباره [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ}} به [[امام علی|امیرمؤمنان]]، [[حضرت زهرا|حضرت فاطمه]] و [[فرزندان]] بزرگوارشان فرمود: [[خداوند]] نعمتی بی‌زوال و [[سروری]] [[ابدی]] به شما عطا‌کرد. بر شما گوارا باد ای [[خانواده]] [[پیامبر]]{{صل}}...!<ref>البرهان، ج‌۵‌، ص‌۵۵۳‌.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
#'''[[پیامبران]] و [[امامان معصوم]]{{عم}}:'''[[پیامبران]] [[الهی]] همه از [[برترین]] مصادیق [[ابرار]] هستند؛ از این رو در [[قرآن]] هر جا سخن از [[ابرار]] به میان می‌آید، [[انبیاء]]{{عم}} [[برترین]] مصداق آن شمرده می‌شوند. [[میبدی]] در [[تفسیر آیه]] ۱۹۳ [[سوره آل‌عمران]] {{متن قرآن|رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأَبْرَارِ }}<ref> پروردگارا! ما شنیدیم فرا خواننده‌ای به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدی‌های ما چشم بپوش و ما را با نیکان بمیران؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹۳.</ref> مقصود از {{متن قرآن|الأَبْرَارِ }} را [[انبیا]] و [[اولیا]] دانسته است<ref>کشف الاسرار، ج‌۲، ص‌۳۸۸.</ref>. [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز از [[برترین]] مصادیق [[ابرار]] هستند؛ چنان‌که در [[سوره انسان]]، هجده [[آیه]] درباره ابرارآمده که‌ بر پایه [[روایات]] متواتر‌ یا [[مستفیض]]<ref>الفرقان، ج‌۲۹، ص‌۳۰۶.</ref> در [[شأن]] [[اهل‌ بیت]] [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده است<ref>الکشّاف، ج۴، ص۶۷۰؛ الدرّالمنثور، ج۸، ص۳۷۱؛ بحارالانوار، ج‌۲۴، ص‌۳.</ref>. در [[احادیث متواتر]] [[شیعه]] و [[سنّی]] آمده است که [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} در [[کودکی]] [[بیمار]] شدند. [[پیامبر]]{{صل}} و گروهی‌ از [[یاران]]، از آنان [[عیادت]] کردند و برای شفای آنان به [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}}پیشنهاد [[نذر]] دادند. [[حضرت]] فرمود: برای [[شکر]] [[خداوند]] سه روز [[روزه]] می‌گیریم. طبق برخی [[روایات]]، [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} و خدمت‌کار آنان فضّه نیز [[نذر]] کردند تا [[روزه]] بگیرند. پس از شفای [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} در حالی که طعامی نداشتند، به [[نذر]] خود [[وفا]] کرده، [[روزه]] گرفتند. [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} مقداری جو قرض کرد و [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} با ثلث آن، پنج قرص نان پخت. هنگام [[افطار]]، مسکینی بر دَرِ [[خانه]] حاضر شد و طعام‌طلبید. آنان همگی [[مسکین]] را بر خود مقدّم داشتند و در آن [[شب]] جز [[آب]] ننوشیدند. دومین روز نیز [[روزه]] گرفتند و هنگام [[افطار]]، نان جوین خود را به [[یتیمی]] که طعام‌طلبید، بخشیدند و بار دیگر با [[آب]] [[افطار]] کردند و روز بعد را نیز [[روزه]] گرفته، در شام‌گاه سوم نیز غذای خود را به اسیری که طعام‌طلبید، دادند و چون صبح هنگام [[امام علی|علی]]{{ع}} و فرزندانش نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمدند، از شدّت [[گرسنگی]] می‌لرزیدند. [[مشاهده]] این حال بر [[پیامبر]]{{صل}} گران آمد؛ آن‌گاه همگی نزد[[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} رفتند و وی را در [[محراب]] [[عبادت]] یافتند؛ در حالی که از شدّت [[گرسنگی]]، شکمش به پشت چسبیده و چشم‌هایش به گودی نشسته بود. [[پیامبر]]{{صل}} ناراحت شد. در این هنگام [[جبرئیل]] فرود آمد و به [[پیامبر]]{{صل}} بر اثر داشتن چنین خاندانی تهنیت گفت و همه [[سوره انسان]] را برای وی آورد<ref>الغدیر، ج‌۳، ص‌۱۱۱؛ البرهان، ج‌۵‌، ص‌۵۴۶ ـ ۵۵۲‌؛ إحقاق‌الحق، ج‌۳، ص‌۱۵۷ ـ ۱۷۱.</ref>. این [[حدیث]] را همه [[علمای شیعه]] و ۳۴ نفر از مشاهیر [[عالمان]] اهل‌سنّت در کتاب‌های [[تفسیر]] و [[حدیث]] [[نقل]] کرده و‌آن را از افتخارات و [[فضایل]] مهم [[اهل‌ بیت]]{{عم}} شمرده‌اند<ref>الغدیر، ج‌۳، ص‌۱۰۷ ـ ۱۱۱.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} پس از [[مرگ]] [[عمر]] از [[مردم]] پرسید: شما را به [[خدا]] [[سوگند]]! آیا جز من در میان شما کسی هست که [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ }}<ref> نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند؛ سوره انسان، آیه:۵.</ref> تا آخر [[سوره]] درباره او و فرزندانش نازل شده باشد؟ گفتند: نه<ref>الاحتجاج، ج ۱، ص ۳۲۶؛ الفرقان، ج ۲۹، ص ۳۰۶.</ref>. [[امام حسن]]{{ع}} نیز فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]! مقصود از تعبیر {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ}} در [[کتاب الهی]]، جز [[امام علی|علی‌ بن‌ ابی‌ طالب]] و [[حضرت زهرا|فاطمه]] و من و [[امام حسین]]{{عم}} نیست<ref>نورالثقلین، ج‌۵‌، ص‌۴۷۳ و ۴۷۴.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} درباره [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ}} به [[امام علی|امیرمؤمنان]]، [[حضرت زهرا|حضرت فاطمه]] و [[فرزندان]] بزرگوارشان فرمود: [[خداوند]] نعمتی بی‌زوال و [[سروری]] [[ابدی]] به شما عطا‌کرد. بر شما گوارا باد ای [[خانواده]] [[پیامبر]]{{صل}}...!<ref>البرهان، ج‌۵‌، ص‌۵۵۳‌.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
#'''[[فرشتگان]]:''' {{متن قرآن|بِأَيْدِي سَفَرَةٍ كِرَامٍ بَرَرَةٍ }}<ref> به دست نویسندگانی که ارجمند و نیکویند؛ سوره عبس، آیه: ۱۵ - ۱۶.</ref> در [[قرآن]]، واژه  {{متن قرآن|بَرَرَةٍ}} که جمع بَرّ است، فقط درباره [[فرشتگان]] آمده و این تعبیر، از واژه "[[ابرار]]" رساتر است؛ زیرا [[ابرار]] جمع بارّ است و بررة جمع بَرّ، و بَرّ از بارّ رساتر است؛ چنان‌که [[عدل]] از [[عادل]]<ref>مفردات، ص‌۱۱۴ و ۱۱۵، «برّ».</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
#'''[[فرشتگان]]:''' {{متن قرآن|بِأَيْدِي سَفَرَةٍ كِرَامٍ بَرَرَةٍ }}<ref> به دست نویسندگانی که ارجمند و نیکویند؛ سوره عبس، آیه: ۱۵ - ۱۶.</ref> در [[قرآن]]، واژه  {{متن قرآن|بَرَرَةٍ}} که جمع بَرّ است، فقط درباره [[فرشتگان]] آمده و این تعبیر، از واژه "[[ابرار]]" رساتر است؛ زیرا [[ابرار]] جمع بارّ است و بررة جمع بَرّ، و بَرّ از بارّ رساتر است؛ چنان‌که [[عدل]] از [[عادل]]<ref>مفردات، ص‌۱۱۴ و ۱۱۵، «برّ».</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
خط ۶۳: خط ۶۵:


==درجات [[ابرار]]==
==درجات [[ابرار]]==
*از آنجا که [[بِرّ]] درجاتی دارد، [[ابرار]] نیز مراتب گوناگونی دارند. برخی در دامنه، و‌ برخی بر قلّه بلند [[بِرّ]] و [[نیکی]] مستقرّند؛ بر این‌ اساس، فضایلی که در [[قرآن]] برای [[ابرار]] شمرده شده، گرچه [[شأن نزول]] برخی آیاتش، مانند [[آیات]] [[سوره انسان]] خاص است، دایره شمول آن به گروه خاصّی از [[ابرار]] محدود نیست<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
از آنجا که [[بِرّ]] درجاتی دارد، [[ابرار]] نیز مراتب گوناگونی دارند. برخی در دامنه، و‌ برخی بر قلّه بلند [[بِرّ]] و [[نیکی]] مستقرّند؛ بر این‌ اساس، فضایلی که در [[قرآن]] برای [[ابرار]] شمرده شده، گرچه [[شأن نزول]] برخی آیاتش، مانند [[آیات]] [[سوره انسان]] خاص است، دایره شمول آن به گروه خاصّی از [[ابرار]] محدود نیست<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
* [[سید شرف‌الدین عاملی]] می‌گوید: [[سبب نزول]] [[آیات]] [[سوره انسان]]، [[معصومان]]{{عم}}بودند؛ امّا الفاظ آن عام و شامل همه کسانی است که به این اوصاف متّصف شوند؛ پس ستایش‌ها و بشارت‌های این [[سوره]] نیز اوّلا و بالذّات [[اهل‌ بیت]]{{عم}} و ثانیاً بالعَرَض هر کس را که به صفات آنان متّصف شود، در بر می‌گیرد<ref>الفصول المهمة، ص‌۲۳۲.</ref>. [[برترین]] [[ابرار]] کسانی‌اند که [[آیات]] [[سوره انسان]] در [[شأن]] آنان نازل شده و پاداش‌های آنان، به صورتی قطعی و بدون تعلیق بر شرط خاصّی بیان شده است: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاء وَكَانَ سَعْيُكُم مَّشْكُورًا }}<ref> بی‌گمان این پاداش شماست و تلاشتان را سپاس می‌نهند؛ سوره انسان، آیه:۲۲.</ref> ابرارِ مخاطب در این [[آیات]]، کارشان به طور مطلق، [[مرضی]] و مقبول [[خداوند]] بود؛ زیرا آنان هرگز کار فاسدی را [[اراده]] نکردند و در  کارهای [[شایسته]] خود نیز جز [[رضایت]] [[خدا]] چیزی را نخواستند؛ پس همه [[کارها]] و اراده‌هایشان زیر [[پوشش]] [[رضایت]] [[خدا]] بود<ref>البصائر، ج‌۵۱‌، ص‌۱۲۹.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
[[سید شرف‌الدین عاملی]] می‌گوید: [[سبب نزول]] [[آیات]] [[سوره انسان]]، [[معصومان]]{{عم}}بودند؛ امّا الفاظ آن عام و شامل همه کسانی است که به این اوصاف متّصف شوند؛ پس ستایش‌ها و بشارت‌های این [[سوره]] نیز اوّلا و بالذّات [[اهل‌ بیت]]{{عم}} و ثانیاً بالعَرَض هر کس را که به صفات آنان متّصف شود، در بر می‌گیرد<ref>الفصول المهمة، ص‌۲۳۲.</ref>. [[برترین]] [[ابرار]] کسانی‌اند که [[آیات]] [[سوره انسان]] در [[شأن]] آنان نازل شده و پاداش‌های آنان، به صورتی قطعی و بدون تعلیق بر شرط خاصّی بیان شده است: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاء وَكَانَ سَعْيُكُم مَّشْكُورًا }}<ref> بی‌گمان این پاداش شماست و تلاشتان را سپاس می‌نهند؛ سوره انسان، آیه:۲۲.</ref> ابرارِ مخاطب در این [[آیات]]، کارشان به طور مطلق، [[مرضی]] و مقبول [[خداوند]] بود؛ زیرا آنان هرگز کار فاسدی را [[اراده]] نکردند و در  کارهای [[شایسته]] خود نیز جز [[رضایت]] [[خدا]] چیزی را نخواستند؛ پس همه [[کارها]] و اراده‌هایشان زیر [[پوشش]] [[رضایت]] [[خدا]] بود<ref>البصائر، ج‌۵۱‌، ص‌۱۲۹.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
* [[علامه طباطبایی]] با ردّ نظریه زجّاج و فرّاء که [[آیه]] ۱۷۷ [[سوره بقره]]: {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ}} را ویژه [[پیامبران]] دانسته‌اند می‌گوید: این سخن از عدم [[تدبّر]] در مفاد [[آیات]] و خلط میان [[مقامات معنوی]] ناشی می‌شود. [[آیات]] [[سوره انسان]] درباره [[اهل‌ بیت]] [[رسول]]{{صل}} نازل شده و آنان را [[ابرار]] نامیده است؛ در حالی‌ که [[پیامبر]] نبودند<ref>المیزان، ج‌۱، ص‌۴۳۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
 
[[علامه طباطبایی]] با ردّ نظریه زجّاج و فرّاء که [[آیه]] ۱۷۷ [[سوره بقره]]: {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ}} را ویژه [[پیامبران]] دانسته‌اند می‌گوید: این سخن از عدم [[تدبّر]] در مفاد [[آیات]] و خلط میان [[مقامات معنوی]] ناشی می‌شود. [[آیات]] [[سوره انسان]] درباره [[اهل‌ بیت]] [[رسول]]{{صل}} نازل شده و آنان را [[ابرار]] نامیده است؛ در حالی‌ که [[پیامبر]] نبودند<ref>المیزان، ج‌۱، ص‌۴۳۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


==[[نیک فرجامی]] [[ابرار]]==
==[[نیک فرجامی]] [[ابرار]]==
*أولواالألباب "[[خردمندان]]" با [[مقام]] رفیعی که دارند، در [[نیایش]] خود، [[همراهی]] و [[مرگ]] با [[ابرار]] و حضور در [[عوالم]] آنان و [[حشر]] با ایشان را از [[خدا]] می‌خواهند: {{متن قرآن|وَتَوَفَّنَا مَعَ الأَبْرَارِ }}<ref> و ما را با نیکان بمیران؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۹۳.</ref><ref>مواهب‌الرحمن، ج‌۷، ص‌۱۶۳.</ref> این [[آیه]] از نشانه‌های [[حُسن عاقبت]] [[ابرار]] است؛ زیرا [[خردمندان]] [[مؤمن]] که نگران [[حُسن عاقبت]] خویشند، از [[خدای متعال]] [[وفات]] با [[ابرار]] را می‌خواهند. به گفته [[آلوسی]]، رمز اینکه  [[خردمندان]] از [[خدا]] می‌خواهند "با‌ابرار" باشند و نگفتند ما را "از‌ [[ابرار]]" قرار ده، [[تواضع]] آنان است و مقصود این است که ما از [[ابرار]] نیستیم؛ پس ما را در سلک آنان و از [[پیروان]] آنان قرار ده<ref>روح‌المعانی، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۲۵۸.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
أولواالألباب "[[خردمندان]]" با [[مقام]] رفیعی که دارند، در [[نیایش]] خود، [[همراهی]] و [[مرگ]] با [[ابرار]] و حضور در [[عوالم]] آنان و [[حشر]] با ایشان را از [[خدا]] می‌خواهند: {{متن قرآن|وَتَوَفَّنَا مَعَ الأَبْرَارِ }}<ref> و ما را با نیکان بمیران؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۹۳.</ref><ref>مواهب‌الرحمن، ج‌۷، ص‌۱۶۳.</ref> این [[آیه]] از نشانه‌های [[حُسن عاقبت]] [[ابرار]] است؛ زیرا [[خردمندان]] [[مؤمن]] که نگران [[حُسن عاقبت]] خویشند، از [[خدای متعال]] [[وفات]] با [[ابرار]] را می‌خواهند. به گفته [[آلوسی]]، رمز اینکه  [[خردمندان]] از [[خدا]] می‌خواهند "با‌ابرار" باشند و نگفتند ما را "از‌ [[ابرار]]" قرار ده، [[تواضع]] آنان است و مقصود این است که ما از [[ابرار]] نیستیم؛ پس ما را در سلک آنان و از [[پیروان]] آنان قرار ده<ref>روح‌المعانی، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۲۵۸.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


==[[کتاب]] [[ابرار]]==
==[[کتاب]] [[ابرار]]==
*{{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ كِتَابٌ مَّرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ }}<ref> نه چنین است؛ کارنامه نیکان در «علّیین» است.و تو چه دانی که «علّیین» چیست؟کارنامه‌ای است نگاشته،که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن می‌نگرند؛ سوره مطففین، آیه: ۱۸ - ۲۱.</ref> آرای مفسّران در [[تفسیر]] علّیین<ref>جایگاه کتاب ابرار</ref> گوناگون و در برخی [[تفاسیر]]، ده قول شمرده شده است<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۳۱، ص‌۹۷.</ref>. [[علامه طباطبایی]] پس از [[نقل]] برخی از آرای ده‌گانه و مردود شمردن آنها، معنای علّیون را "[[برتری]] مضاعف" دانسته که بر درجات عالی و منازل [[قرب]] به [[خدای سبحان]] منطبق می‌شود. وی می‌گوید: مقصود از [[کتاب]] [[ابرار]]، [[سرنوشت]] [[نیکی]] است که [[خداوند]] با قضای حتمی خود برای آنان مقدّر و آماده کرده است؛ پس علّیون کتابی بلند پایه و جامع است که بسیاری سرنوشت‌ها، از جمله [[سرنوشت]] [[ابرار]] در آن نوشته شده و [[خداوند]] برای تبیین [[عظمت]] آن به [[پیامبر]]{{صل}} می‌فرماید: نمی‌دانی علّیون چیست؛ یعنی آن [[قدر]] بزرگ است که با زبان بشری قابل شناساندن نیست؛ سپس از آن با [[وصف]] "کتاب مرقوم" یاد می‌کند. کتاب، یعنی امری نوشته شده و [[قضایی]] حتمی، و‌ مرقوم از مادّه رقم<ref>خط درشت یا نقطه گذاری</ref> به معنای کاملا روشن و بی‌ابهام است؛ پس [[سرنوشت]] [[نیک]] آنان حتمی و مشخّص و تخلّف‌ناپذیر است. در پایان، جای‌گاه [[کتاب]] [[ابرار]] را چنین می‌ستاید که مقرّبان، علّیون را با [[اراده]] [[خدای بزرگ]] [[مشاهده]] می‌کنند<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۲۳۴ و ۲۳۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
{{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ كِتَابٌ مَّرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ }}<ref> نه چنین است؛ کارنامه نیکان در «علّیین» است.و تو چه دانی که «علّیین» چیست؟کارنامه‌ای است نگاشته،که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن می‌نگرند؛ سوره مطففین، آیه: ۱۸ - ۲۱.</ref> آرای مفسّران در [[تفسیر]] علّیین<ref>جایگاه کتاب ابرار</ref> گوناگون و در برخی [[تفاسیر]]، ده قول شمرده شده است<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۳۱، ص‌۹۷.</ref>. [[علامه طباطبایی]] پس از [[نقل]] برخی از آرای ده‌گانه و مردود شمردن آنها، معنای علّیون را "[[برتری]] مضاعف" دانسته که بر درجات عالی و منازل [[قرب]] به [[خدای سبحان]] منطبق می‌شود. وی می‌گوید: مقصود از [[کتاب]] [[ابرار]]، [[سرنوشت]] [[نیکی]] است که [[خداوند]] با قضای حتمی خود برای آنان مقدّر و آماده کرده است؛ پس علّیون کتابی بلند پایه و جامع است که بسیاری سرنوشت‌ها، از جمله [[سرنوشت]] [[ابرار]] در آن نوشته شده و [[خداوند]] برای تبیین [[عظمت]] آن به [[پیامبر]]{{صل}} می‌فرماید: نمی‌دانی علّیون چیست؛ یعنی آن [[قدر]] بزرگ است که با زبان بشری قابل شناساندن نیست؛ سپس از آن با [[وصف]] "کتاب مرقوم" یاد می‌کند. کتاب، یعنی امری نوشته شده و [[قضایی]] حتمی، و‌ مرقوم از مادّه رقم<ref>خط درشت یا نقطه گذاری</ref> به معنای کاملا روشن و بی‌ابهام است؛ پس [[سرنوشت]] [[نیک]] آنان حتمی و مشخّص و تخلّف‌ناپذیر است. در پایان، جای‌گاه [[کتاب]] [[ابرار]] را چنین می‌ستاید که مقرّبان، علّیون را با [[اراده]] [[خدای بزرگ]] [[مشاهده]] می‌کنند<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۲۳۴ و ۲۳۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


==فراوانی [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]]==
==فراوانی [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]]==
*{{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ }}<ref> بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند؛ سوره انفطار، آیه:۱۳.</ref> آنان هم از نعمت‌های [[مادّی]]، چون انواع خوردنی‌های مطلوب و نوشیدنی‌های گوارا، [[همسران]] بهشتی و منازل باعظمت و هم از نعمت‌های [[معنوی]]، مانند [[انس با خدا]]، [[رؤیت]] [[پروردگار]]، [[رضایت]] [[خدا]] از آنان و [[امنیت]] و [[طمأنینه]] و [[سعادت ابدی]] برخوردارند<ref>المنیر، ج‌۳۰، ص‌۱۲۶.</ref>. در [[سوره انسان]]، هجده [[آیه]] در [[وصف]] [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]] آمده و از آنها با واژه "نعیم" یاد شده است. واژه نعیم به معنای [[نعمت]] فراوان است و نکره آمدن آن، نشانه [[عظمت]] [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]] و بدین معنا است که آنان در آغوش نعمت‌هایی وصف‌ناپذیر به سر می‌برند<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۲۳۷.</ref>. برخی گفته‌اند: بشارت‌هایی که در [[سوره انسان]] به [[ابرار]] داده شده، به ترتیب یکی [[برتر]] از دیگری است؛ چنان که در آغاز، [[مصونیت]] آنان از [[شرّ]] و آسیب [[قیامت]] را بیان می‌کند: {{متن قرآن|فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ}}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref>. بعد به آنان [[بشارت]] [[شادابی]] چهره و [[شادمانی]] [[دل]] می‌دهد: {{متن قرآن|وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا }}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref> سپس فراتر رفته، [[سخن]] از [[بهشت]] و [[پوشاک]] پرنیانی آن دارد: {{متن قرآن|وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا }}<ref> و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد؛ سوره انسان، آیه:۱۲.</ref> و به [[بشارت]] اجمالی [[بهشت]] نیز  بسنده نکرده؛ بلکه بسیاری از نعمت‌های آن را به تفصیل بیان می‌دارد<ref>الفصول المهمه، ص‌۲۳۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
{{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ }}<ref> بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند؛ سوره انفطار، آیه:۱۳.</ref> آنان هم از نعمت‌های [[مادّی]]، چون انواع خوردنی‌های مطلوب و نوشیدنی‌های گوارا، [[همسران]] بهشتی و منازل باعظمت و هم از نعمت‌های [[معنوی]]، مانند [[انس با خدا]]، [[رؤیت]] [[پروردگار]]، [[رضایت]] [[خدا]] از آنان و [[امنیت]] و [[طمأنینه]] و [[سعادت ابدی]] برخوردارند<ref>المنیر، ج‌۳۰، ص‌۱۲۶.</ref>. در [[سوره انسان]]، هجده [[آیه]] در [[وصف]] [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]] آمده و از آنها با واژه "نعیم" یاد شده است. واژه نعیم به معنای [[نعمت]] فراوان است و نکره آمدن آن، نشانه [[عظمت]] [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]] و بدین معنا است که آنان در آغوش نعمت‌هایی وصف‌ناپذیر به سر می‌برند<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۲۳۷.</ref>. برخی گفته‌اند: بشارت‌هایی که در [[سوره انسان]] به [[ابرار]] داده شده، به ترتیب یکی [[برتر]] از دیگری است؛ چنان که در آغاز، [[مصونیت]] آنان از [[شرّ]] و آسیب [[قیامت]] را بیان می‌کند: {{متن قرآن|فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ}}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref>. بعد به آنان [[بشارت]] [[شادابی]] چهره و [[شادمانی]] [[دل]] می‌دهد: {{متن قرآن|وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا }}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref> سپس فراتر رفته، [[سخن]] از [[بهشت]] و [[پوشاک]] پرنیانی آن دارد: {{متن قرآن|وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا }}<ref> و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد؛ سوره انسان، آیه:۱۲.</ref> و به [[بشارت]] اجمالی [[بهشت]] نیز  بسنده نکرده؛ بلکه بسیاری از نعمت‌های آن را به تفصیل بیان می‌دارد<ref>الفصول المهمه، ص‌۲۳۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


==[[شادابی]] و [[شادمانی]]==
==[[شادابی]] و [[شادمانی]]==
*{{متن قرآن|فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا }}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref> بر پایه [[حدیثی]] از [[امام باقر]]{{ع}} نضرت "[[شادابی]]" در چهره، و‌سرور در [[دل]] آنان است<ref>الصافی، ج‌۵‌، ص‌۲۶۲.</ref>. [[آیه]] ۲۴ [[سوره مطففین]] از اثر آشکار [[نعمت‌ها]] و [[شادابی]] و خرّمی آن بر چهره [[ابرار]] بهشتی سخن می‌گوید: {{متن قرآن|تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ}}<ref> شادابی نعمت را در سیمای آنان باز می‌شناسی؛ سوره مطففین، آیه: ۲۴.</ref>. [[آلوسی]] به [[نقل]] از [[ابن عبّاس]] می‌گوید: هنگامی که [[بهشتیان]] در [[بهشت]] به سر می‌برند، ناگهان نوری همانند [[آفتاب]] می‌بینند که  صحنه [[بهشت]] را روشن می‌کند. آنان به [[رضوان]] <ref>فرشته مأمور بهشتی</ref> می‌گویند: این [[نور]] چیست؛ با این که [[خداوند]] فرمود: در [[بهشت]]، [[آفتاب]] و سرمایی نمی‌بینند؟ وی پاسخ می‌دهد: این نورِ [[خورشید و ماه]] نیست؛ بلکه [[امام علی]]{{ع}} و [[حضرت زهرا|فاطمه]]{{س}} که از [[برترین]] مصادیق ابرارند خندان شده‌اند و [[بهشت]]، از [[نور]] دندان آنان روشن شده است.<ref>روح‌المعانی، مج‌۱۶، ج‌۲۹، ص‌۲۷۲؛ روض‌الجنان، ج‌۲۰، ص‌۷۷.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
{{متن قرآن|فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا }}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref> بر پایه [[حدیثی]] از [[امام باقر]]{{ع}} نضرت "[[شادابی]]" در چهره، و‌سرور در [[دل]] آنان است<ref>الصافی، ج‌۵‌، ص‌۲۶۲.</ref>. [[آیه]] ۲۴ [[سوره مطففین]] از اثر آشکار [[نعمت‌ها]] و [[شادابی]] و خرّمی آن بر چهره [[ابرار]] بهشتی سخن می‌گوید: {{متن قرآن|تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ}}<ref> شادابی نعمت را در سیمای آنان باز می‌شناسی؛ سوره مطففین، آیه: ۲۴.</ref>. [[آلوسی]] به [[نقل]] از [[ابن عبّاس]] می‌گوید: هنگامی که [[بهشتیان]] در [[بهشت]] به سر می‌برند، ناگهان نوری همانند [[آفتاب]] می‌بینند که  صحنه [[بهشت]] را روشن می‌کند. آنان به [[رضوان]] <ref>فرشته مأمور بهشتی</ref> می‌گویند: این [[نور]] چیست؛ با این که [[خداوند]] فرمود: در [[بهشت]]، [[آفتاب]] و سرمایی نمی‌بینند؟ وی پاسخ می‌دهد: این نورِ [[خورشید و ماه]] نیست؛ بلکه [[امام علی]]{{ع}} و [[حضرت زهرا|فاطمه]]{{س}} که از [[برترین]] مصادیق ابرارند خندان شده‌اند و [[بهشت]]، از [[نور]] دندان آنان روشن شده است.<ref>روح‌المعانی، مج‌۱۶، ج‌۲۹، ص‌۲۷۲؛ روض‌الجنان، ج‌۲۰، ص‌۷۷.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


==[[مُلک]] کبیر==
==[[مُلک]] کبیر==
*{{متن قرآن|وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا }}<ref> و چون بدان جا بنگری نعمت و پادشاهی بیکرانی می‌بینی؛ سوره انسان، آیه:۲۰.</ref> [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]]، [[وصف]] ناشدنی است و مُلْک بزرگی که به آنان عطا شده، قابل اندازه‌گیری نیست<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۳۰.</ref> و بر پایه روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} مُلکی بی‌زوال و فناناپذیر است<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۶۲۳‌.</ref>. گروهی از مفسّران، [[مُلک]] کبیر را به گسترش و [[عظمت]] [[بهشت]] و [[خانه‌ها]]، قصرها و باغ‌های آن [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>روض‌الجنان، ج‌۲۰، ص‌۸۶‌؛ مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۶۲۳‌؛ قرطبی، ج‌۱۹، ص‌۹۴.</ref>. گروهی دیگر، آن را اشاره به [[عظمت]] [[معنوی]] [[بهشت]] و مقام‌های برین [[بهشتیان]] می‌دانند؛ مانند این که [[فرشتگان]] بدون اجازه بر آنان وارد نمی‌شوند و همواره بر آنان [[سلام]] و تحیت می‌گویند یا این که هریک از آنان هفتاد دربان دارند<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۶۲۳‌؛ البرهان، ج‌۴، ص‌۴۱۵.</ref>. معانی دیگری مانند [[مالکیت]]، [[حاکمیت]] و [[قرب]] الی‌اللّه و [[شهود]] جلال و [[جمال]] [[حق]] نیز برای [[مُلک]] کبیر شمرده شده است<ref>پیام قرآن، ج‌۶‌، ص‌۳۲۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
{{متن قرآن|وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا }}<ref> و چون بدان جا بنگری نعمت و پادشاهی بیکرانی می‌بینی؛ سوره انسان، آیه:۲۰.</ref> [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]]، [[وصف]] ناشدنی است و مُلْک بزرگی که به آنان عطا شده، قابل اندازه‌گیری نیست<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۳۰.</ref> و بر پایه روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} مُلکی بی‌زوال و فناناپذیر است<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۶۲۳‌.</ref>. گروهی از مفسّران، [[مُلک]] کبیر را به گسترش و [[عظمت]] [[بهشت]] و [[خانه‌ها]]، قصرها و باغ‌های آن [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>روض‌الجنان، ج‌۲۰، ص‌۸۶‌؛ مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۶۲۳‌؛ قرطبی، ج‌۱۹، ص‌۹۴.</ref>. گروهی دیگر، آن را اشاره به [[عظمت]] [[معنوی]] [[بهشت]] و مقام‌های برین [[بهشتیان]] می‌دانند؛ مانند این که [[فرشتگان]] بدون اجازه بر آنان وارد نمی‌شوند و همواره بر آنان [[سلام]] و تحیت می‌گویند یا این که هریک از آنان هفتاد دربان دارند<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۶۲۳‌؛ البرهان، ج‌۴، ص‌۴۱۵.</ref>. معانی دیگری مانند [[مالکیت]]، [[حاکمیت]] و [[قرب]] الی‌اللّه و [[شهود]] جلال و [[جمال]] [[حق]] نیز برای [[مُلک]] کبیر شمرده شده است<ref>پیام قرآن، ج‌۶‌، ص‌۳۲۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


==چشم‌انداز [[ابرار]]==
==چشم‌انداز [[ابرار]]==
*{{متن قرآن|عَلَى الأَرَائِكِ يَنظُرُونَ}}<ref> نشسته بر تخت‌ها (به هر سو) می‌نگرند؛ سوره مطففین، آیه:۲۳.</ref>، {{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الأَرَائِكِ}}<ref> در آن، بر تخت‌ها پشت می‌دهند؛ سوره انسان، آیه:۱۳.</ref>. آنان در حالی‌ که بر تخت‌های [[زیبا]] و فاخر بهشتی تکیه زده‌اند، به انواع [[نعمت‌های بهشتی]] که برایشان فراهم شده و به [[دشمنان]] معذّب دوزخی خود و به آن‌چه اشتهای آن را دارند می‌نگرند و می‌توان گفت به خدایشان می‌نگرند. مؤید این برداشت، [[آیه]] بعد است که می‌گوید: {{متن قرآن|تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ}}<ref> شادابی نعمت را در سیمای آنان باز می‌شناسی؛ سوره مطففین، آیه:۲۴.</ref> با [[عنایت]] به [[آیه]] {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ}}<ref> چهره‌هایی در آن روز شاداب است،که به (پاداش و نعمت) پروردگارش می‌نگرد؛ سوره قیامت، آیه: ۲۲ - ۲۳.</ref> مؤید دیگر این برداشت، این است که در ابتدا باید [[برترین]] [[لذت‌ها]] مطرح شود و آن، جز [[رؤیت]] [[خدا]]<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۳۱، ص‌۹۸.</ref> نیست. برخی نیز گفته‌اند: چون حذف مفعول، مفید عموم است، از این [[آیه]] برمی‌آید که [[ابرار]]، به انواع [[نعمت‌های بهشتی]] می‌نگرند<ref>البصائر، ج‌۵۳‌، ص‌۲۴۰.</ref>. به گفته بعضی، آنان به مناظر بهجت‌انگیز و [[نعمت‌های فراوان]] و پایدار بهشتی می‌نگرند و این  قول که مقصود، نگاه آنان به [[کیفر]] [[کافران]] است، درست نیست<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۲۳۸.</ref>. مؤید این [[رأی]] این است که در دو [[آیه]] پایانی همین [[سوره]]، نگاه [[ابرار]] به [[کیفر]] [[کافران]] و [[مجرمان]]، ذکر شده است. "ارائک" جمع "اریکه" و  به گفته بسیاری از مفسّران، به معنای تخت‌های مخصوص حجله‌ها است. برخی نیز آن را تخت سایبان‌دار [[تفسیر]] کرده‌اند؛ در برابر "سریر" که تخت بی‌سایبان است<ref>روض‌الجنان، ج‌۲۰، ص‌۷۷.</ref>. تعبیرهای [[قرآنی]] نیز [[گواه]] این سخن است؛ زیرا سخن از سریر در جایی است که [[بهشتیان]] با یک‌دیگر مجلس انسی دارند؛ در برابر هم می‌نشینند و سخن می‌گویند؛ در حالی‌که ارائک مربوط به جایی است که با [[همسران]] خود [[خلوت]] می‌کنند؛ مانند: {{متن قرآن|هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلالٍ عَلَى الأَرَائِكِ مُتَّكِؤُونَ}}<ref> آنان و همسرانشان در سایه‌سارها بر تخت‌ها پشت می‌دهند؛ سوره یس، آیه:۵۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
{{متن قرآن|عَلَى الأَرَائِكِ يَنظُرُونَ}}<ref> نشسته بر تخت‌ها (به هر سو) می‌نگرند؛ سوره مطففین، آیه:۲۳.</ref>، {{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الأَرَائِكِ}}<ref> در آن، بر تخت‌ها پشت می‌دهند؛ سوره انسان، آیه:۱۳.</ref>. آنان در حالی‌ که بر تخت‌های [[زیبا]] و فاخر بهشتی تکیه زده‌اند، به انواع [[نعمت‌های بهشتی]] که برایشان فراهم شده و به [[دشمنان]] معذّب دوزخی خود و به آن‌چه اشتهای آن را دارند می‌نگرند و می‌توان گفت به خدایشان می‌نگرند. مؤید این برداشت، [[آیه]] بعد است که می‌گوید: {{متن قرآن|تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ}}<ref> شادابی نعمت را در سیمای آنان باز می‌شناسی؛ سوره مطففین، آیه:۲۴.</ref> با [[عنایت]] به [[آیه]] {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ}}<ref> چهره‌هایی در آن روز شاداب است،که به (پاداش و نعمت) پروردگارش می‌نگرد؛ سوره قیامت، آیه: ۲۲ - ۲۳.</ref> مؤید دیگر این برداشت، این است که در ابتدا باید [[برترین]] [[لذت‌ها]] مطرح شود و آن، جز [[رؤیت]] [[خدا]]<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۳۱، ص‌۹۸.</ref> نیست. برخی نیز گفته‌اند: چون حذف مفعول، مفید عموم است، از این [[آیه]] برمی‌آید که [[ابرار]]، به انواع [[نعمت‌های بهشتی]] می‌نگرند<ref>البصائر، ج‌۵۳‌، ص‌۲۴۰.</ref>. به گفته بعضی، آنان به مناظر بهجت‌انگیز و [[نعمت‌های فراوان]] و پایدار بهشتی می‌نگرند و این  قول که مقصود، نگاه آنان به [[کیفر]] [[کافران]] است، درست نیست<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۲۳۸.</ref>. مؤید این [[رأی]] این است که در دو [[آیه]] پایانی همین [[سوره]]، نگاه [[ابرار]] به [[کیفر]] [[کافران]] و [[مجرمان]]، ذکر شده است. "ارائک" جمع "اریکه" و  به گفته بسیاری از مفسّران، به معنای تخت‌های مخصوص حجله‌ها است. برخی نیز آن را تخت سایبان‌دار [[تفسیر]] کرده‌اند؛ در برابر "سریر" که تخت بی‌سایبان است<ref>روض‌الجنان، ج‌۲۰، ص‌۷۷.</ref>. تعبیرهای [[قرآنی]] نیز [[گواه]] این سخن است؛ زیرا سخن از سریر در جایی است که [[بهشتیان]] با یک‌دیگر مجلس انسی دارند؛ در برابر هم می‌نشینند و سخن می‌گویند؛ در حالی‌که ارائک مربوط به جایی است که با [[همسران]] خود [[خلوت]] می‌کنند؛ مانند: {{متن قرآن|هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلالٍ عَلَى الأَرَائِكِ مُتَّكِؤُونَ}}<ref> آنان و همسرانشان در سایه‌سارها بر تخت‌ها پشت می‌دهند؛ سوره یس، آیه:۵۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


==نوشیدنی بهشتی [[ابرار]]==
==نوشیدنی بهشتی [[ابرار]]==
* [[ابرار]]، از جویباران و نهرها که از زیر درختان بهشتی جاری است<ref>سوره بقره، آیه:۲۵.</ref> و بهره [[بهشتیان]] است، و‌از نوشیدنی‌های بهشتی، مانند [[آب]] گوارا و خالصی که هرگز بوی آن دگرگون نمی‌شود و شیری که طعم آن [[تغییر]] نمی‌یابد و باده لذّت بخش و انگبین [[ناب]] که در نهرها جاری است، بهره‌مندند<ref>سوره محمّد، آیه:۱۵.</ref> افزون بر اینها از نوشیدنی‌هایی سود می‌برند که با اوصافی ویژه ستوده شده است<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>:
[[ابرار]]، از جویباران و نهرها که از زیر درختان بهشتی جاری است<ref>سوره بقره، آیه:۲۵.</ref> و بهره [[بهشتیان]] است، و‌از نوشیدنی‌های بهشتی، مانند [[آب]] گوارا و خالصی که هرگز بوی آن دگرگون نمی‌شود و شیری که طعم آن [[تغییر]] نمی‌یابد و باده لذّت بخش و انگبین [[ناب]] که در نهرها جاری است، بهره‌مندند<ref>سوره محمّد، آیه:۱۵.</ref> افزون بر اینها از نوشیدنی‌هایی سود می‌برند که با اوصافی ویژه ستوده شده است<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>:
#'''رحیق مختوم:''' {{متن قرآن|يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}}<ref> به آنان از شرابی دست ناخورده می‌نوشانند،که مهر آن، مشک است و در چنین چیزی رغبت‌کنندگان باید رغبت کنند.و آمیخته آن از (آب) تسنیم  است،چشمه‌ای که مقرّبان (درگاه خداوند) از آن می‌نوشند؛ سوره مطففین، آیه: ۲۵- ۲۸.</ref> نوشیدنی مزبور چهار ویژگی دارد: '''یکم.''' صاف و [[خالص]] از هر [[آلودگی]] و سر به [[مُهر]] است: {{متن قرآن|رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ}} که مختوم شدن آن برای [[تکریم]] و صیانت آن است<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۳۱، ص‌۹۹.</ref>؛ چون همواره چیزی را که نفیس و [[خالص]] از [[غش]] و آمیزه باشد، [[مُهر]] و موم می‌کنند تا چیزی با آن نیامیزد و ناخالصش نکند<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۲۳۸.</ref>. '''دوم:''' با مادّه عطرآگین معروف "مشک" به جای [[گِل]] و لاک معمول در [[دنیا]] مهر شده است: {{متن قرآن|خِتَامُهُ مِسْكٌ}}. برخی مقصود از {{متن قرآن|خِتَامُهُ مِسْكٌ}} را بوی مشک دانسته‌اند که آخرین طعم شراب مزبور در دهان است<ref>روح‌المعانی، مج‌۱۶، ج‌۳۰، ص‌۱۳۳.</ref>. '''سوم:''' آن شراب بر اثر والایی شأنش، [[شایسته]] است مورد مسابقه و [[منافسه]] قرار گیرد و [[خدای متعال]] [[مؤمنان]] را به چنین مسابقه‌ای [[تشویق]] می‌کند: {{متن قرآن|وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ}}. '''چهارم:''' آمیزه‌ای از چشمه سار [[ناب]] تسنیم دارد: {{متن قرآن|وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}} که بر پایه برخی [[روایات]]، شریف‌ترین شراب بهشتی، و‌ویژه مقرّبان [[الهی]] است و این آمیختگی،  برگوارایی شراب [[ابرار]] می‌افزاید<ref>بحارالانوار، ج‌۸‌، ص‌۱۵۰.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} و خاندانش که از مقرّبان و سابقانند، از شراب [[ناب]] آن، و‌دیگر [[ابرار]]، از آمیزه چشمه تسنیم می‌نوشند<ref>بحارالانوار، ج‌۲۴، ص‌۶‌.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
#'''رحیق مختوم:''' {{متن قرآن|يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}}<ref> به آنان از شرابی دست ناخورده می‌نوشانند،که مهر آن، مشک است و در چنین چیزی رغبت‌کنندگان باید رغبت کنند.و آمیخته آن از (آب) تسنیم  است،چشمه‌ای که مقرّبان (درگاه خداوند) از آن می‌نوشند؛ سوره مطففین، آیه: ۲۵- ۲۸.</ref> نوشیدنی مزبور چهار ویژگی دارد: '''یکم.''' صاف و [[خالص]] از هر [[آلودگی]] و سر به [[مُهر]] است: {{متن قرآن|رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ}} که مختوم شدن آن برای [[تکریم]] و صیانت آن است<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۳۱، ص‌۹۹.</ref>؛ چون همواره چیزی را که نفیس و [[خالص]] از [[غش]] و آمیزه باشد، [[مُهر]] و موم می‌کنند تا چیزی با آن نیامیزد و ناخالصش نکند<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۲۳۸.</ref>. '''دوم:''' با مادّه عطرآگین معروف "مشک" به جای [[گِل]] و لاک معمول در [[دنیا]] مهر شده است: {{متن قرآن|خِتَامُهُ مِسْكٌ}}. برخی مقصود از {{متن قرآن|خِتَامُهُ مِسْكٌ}} را بوی مشک دانسته‌اند که آخرین طعم شراب مزبور در دهان است<ref>روح‌المعانی، مج‌۱۶، ج‌۳۰، ص‌۱۳۳.</ref>. '''سوم:''' آن شراب بر اثر والایی شأنش، [[شایسته]] است مورد مسابقه و [[منافسه]] قرار گیرد و [[خدای متعال]] [[مؤمنان]] را به چنین مسابقه‌ای [[تشویق]] می‌کند: {{متن قرآن|وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ}}. '''چهارم:''' آمیزه‌ای از چشمه سار [[ناب]] تسنیم دارد: {{متن قرآن|وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}} که بر پایه برخی [[روایات]]، شریف‌ترین شراب بهشتی، و‌ویژه مقرّبان [[الهی]] است و این آمیختگی،  برگوارایی شراب [[ابرار]] می‌افزاید<ref>بحارالانوار، ج‌۸‌، ص‌۱۵۰.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} و خاندانش که از مقرّبان و سابقانند، از شراب [[ناب]] آن، و‌دیگر [[ابرار]]، از آمیزه چشمه تسنیم می‌نوشند<ref>بحارالانوار، ج‌۲۴، ص‌۶‌.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
#'''آمیزه [[کافور]]:''' {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا}}<ref> نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است از چشمه‌ای که بندگان خداوند از آن می‌آشامند آن را به خواست خود روان می‌سازند؛ سوره انسان، آیه: ۵ - ۶.</ref> {{متن قرآن|مِزَاجُهَا كَافُورًا}} بیانی تمثیلی از خنکی و خوش‌بویی شراب [[ابرار]] است<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۲۴.</ref> بر پایه روایتی از [[امام‌ باقر]]{{ع}} [[کافور]] نام چشمه‌ای در [[بهشت]] است که از [[خانه]]  [[پیامبر]]{{صل}} می‌جوشد و از آنجا به [[خانه]] سایر [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] جاری می‌شود<ref>نورالثقلین، ج‌۵‌، ص‌۴۷۷.</ref> برخی مفسّران گفته‌اند: این نوشیدنی با کافوری سرد، سپید و خوش‌بو آمیخته است تا رایحه و طعم آن کامل و گوارا شود<ref>المنیر، ج‌۲۹، ص‌۲۸۸.</ref> برخی نیز گفته‌اند: [[عرب جاهلی]] دو نوع شراب داشته: یکی محرّک و نشاط‌آور که با زنجبیل می‌آمیخته و دیگری سست‌کننده و آرام‌بخش که با [[کافور]] می‌آمیخته، و‌چون حقایق فراطبیعی در واژه‌های این جهانی نمی‌گنجد، ناگزیر این الفاظ با معانی گسترده‌تر و والاتری برای آن حقایق بزرگ استخدام شده است<ref>نمونه، ج‌۲۵، ص‌۳۶۷.</ref>. نوشیدنی آمیزه با [[کافور]] فقط برای [[ابرار]] و فقط در [[آیه]] ۵ [[سوره انسان]] آمده است. برخی مفسّران [[آیات]] ۵ و ۶ [[سوره انسان]] را بر اساس مسلک تجسّمِ [[اعمال]]، بیان‌گر [[حقیقت]] [[عمل صالح]] [[ابرار]] "[[وفا]] به [[نذر]] و [[اطعام]] خالصانه" دانسته، می‌گویند: کارهای مزبور، باطنش [[نوشیدن]] شراب کافوری از چشمه‌ای است که باکارهای صالحشان پیوسته آن را می‌شکافند و جاری می‌کنند  و [[حقیقت]] آن در [[بهشت]] آشکار می‌شود؛ گرچه در [[دنیا]] به صورت اَعمال بوده است. مؤید این معنا، ظاهر جمله {{متن قرآن|يَشْرَبُونَ}} و {{متن قرآن|يَشْرَبُ بِهَا}} است که می‌فهماند [[ابرار]] در [[دنیا]] شراب مزبور را می‌نوشند و گرنه می‌فرمود: "سیشربون" و "سیشرب بها"؛ افزون بر این که [[نوشیدن]]، [[وفاکردن]]، [[اطعام]] و [[ترسیدن]] "یشربون، یوفون، یطعمون، یخافون" همه را در یک سیاق آورده است. ذکر "يُفَجِّرُونَهَا" نیز مؤید دیگری است؛ زیرا از این تعبیر برمی‌آید که شکافتن چشمه با اسباب آن "[[وفا]]، [[اطعام]] و [[خوف]]" انجام می‌گیرد؛ پس [[حقیقت]] این [[کارها]] همان جوشاندن چشمه است<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
#'''آمیزه [[کافور]]:''' {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا}}<ref> نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است از چشمه‌ای که بندگان خداوند از آن می‌آشامند آن را به خواست خود روان می‌سازند؛ سوره انسان، آیه: ۵ - ۶.</ref> {{متن قرآن|مِزَاجُهَا كَافُورًا}} بیانی تمثیلی از خنکی و خوش‌بویی شراب [[ابرار]] است<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۲۴.</ref> بر پایه روایتی از [[امام‌ باقر]]{{ع}} [[کافور]] نام چشمه‌ای در [[بهشت]] است که از [[خانه]]  [[پیامبر]]{{صل}} می‌جوشد و از آنجا به [[خانه]] سایر [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] جاری می‌شود<ref>نورالثقلین، ج‌۵‌، ص‌۴۷۷.</ref> برخی مفسّران گفته‌اند: این نوشیدنی با کافوری سرد، سپید و خوش‌بو آمیخته است تا رایحه و طعم آن کامل و گوارا شود<ref>المنیر، ج‌۲۹، ص‌۲۸۸.</ref> برخی نیز گفته‌اند: [[عرب جاهلی]] دو نوع شراب داشته: یکی محرّک و نشاط‌آور که با زنجبیل می‌آمیخته و دیگری سست‌کننده و آرام‌بخش که با [[کافور]] می‌آمیخته، و‌چون حقایق فراطبیعی در واژه‌های این جهانی نمی‌گنجد، ناگزیر این الفاظ با معانی گسترده‌تر و والاتری برای آن حقایق بزرگ استخدام شده است<ref>نمونه، ج‌۲۵، ص‌۳۶۷.</ref>. نوشیدنی آمیزه با [[کافور]] فقط برای [[ابرار]] و فقط در [[آیه]] ۵ [[سوره انسان]] آمده است. برخی مفسّران [[آیات]] ۵ و ۶ [[سوره انسان]] را بر اساس مسلک تجسّمِ [[اعمال]]، بیان‌گر [[حقیقت]] [[عمل صالح]] [[ابرار]] "[[وفا]] به [[نذر]] و [[اطعام]] خالصانه" دانسته، می‌گویند: کارهای مزبور، باطنش [[نوشیدن]] شراب کافوری از چشمه‌ای است که باکارهای صالحشان پیوسته آن را می‌شکافند و جاری می‌کنند  و [[حقیقت]] آن در [[بهشت]] آشکار می‌شود؛ گرچه در [[دنیا]] به صورت اَعمال بوده است. مؤید این معنا، ظاهر جمله {{متن قرآن|يَشْرَبُونَ}} و {{متن قرآن|يَشْرَبُ بِهَا}} است که می‌فهماند [[ابرار]] در [[دنیا]] شراب مزبور را می‌نوشند و گرنه می‌فرمود: "سیشربون" و "سیشرب بها"؛ افزون بر این که [[نوشیدن]]، [[وفاکردن]]، [[اطعام]] و [[ترسیدن]] "یشربون، یوفون، یطعمون، یخافون" همه را در یک سیاق آورده است. ذکر "يُفَجِّرُونَهَا" نیز مؤید دیگری است؛ زیرا از این تعبیر برمی‌آید که شکافتن چشمه با اسباب آن "[[وفا]]، [[اطعام]] و [[خوف]]" انجام می‌گیرد؛ پس [[حقیقت]] این [[کارها]] همان جوشاندن چشمه است<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
خط ۹۳: خط ۹۶:


==جام‌های سیمین بلورین==
==جام‌های سیمین بلورین==
*{{متن قرآن|وَيُطَافُ عَلَيْهِم بِآنِيَةٍ مِّن فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا قَوَارِيرَ مِن فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا }}<ref> و گرد آنان آوندهایی سیمین و جام‌هایی بلورین می‌چرخانند.بلورهایی سیمگون که آنها را (ساقیان) به اندازه پیموده‌اند؛ سوره انسان، آیه: ۱۵- ۱۶.</ref>. با توجّه به این که کیفیت ظروف، تأثیر عمیقی بر لذّت‌بخش بودن [[غذا]] و نوشیدنی دارد، این [[آیات]] در ترسیمی [[زیبا]] می‌فرماید: جام‌های  [[ابرار]] در [[بهشت]]، هم [[صفا]] و شفّافیت بلور را دارد و هم از درخشندگی و [[زیبایی]] نقره بهره‌مند است<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۹.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}}درباره شفّافیت جام‌های سیمین بهشتی فرمود: [[نور]] چشم در نقره بهشتی [[نفوذ]] می‌کند؛ چنان که در بلور [[دنیا]] [[نفوذ]] می‌کند<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۴۱۰.</ref>. گنجایش جام‌ها در حدّی است که [[ابرار]] بهشتی می‌خواهند، و‌به اندازه‌ای است که آنان را [[سیراب]] کند، نه بیش و نه کم<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۹.</ref>. ممکن است مقصود، اندازه‌گیری ساقیان بهشتی باشد. آنان جام‌ها را به اندازه و محتوا و میزانی می‌آورند که خود می‌خواهند<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۹.</ref> تفجیرِ چشمه، به معنای شکافتن [[زمین]] برای جاری ساختن آب‌های زیر زمینی است؛ ولی تفجیر را در این جا باید به معنای صِرف خواستن بگیریم؛ زیرا مسلّم است که جاری ساختن چشمه‌های  بهشتی، [[نیازمند]] ابزارهای معمولی نیست. در [[نظام]] [[بهشت]]، برای فراهم شدن [[نعمت]] و بهرهوری از آن، جز [[اراده]] [[بهشتیان]]، چیزی لازم نیست؛ چنان که می‌فرماید: برای [[بهشتیان]]، هرچه بخواهند، فراهم است: {{متن قرآن|لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ }}<ref> در آن است آنچه بخواهند و نزد ما، بیشتر (نیز) هست؛ سوره ق، آیه:۳۵.</ref><ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
{{متن قرآن|وَيُطَافُ عَلَيْهِم بِآنِيَةٍ مِّن فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا قَوَارِيرَ مِن فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا }}<ref> و گرد آنان آوندهایی سیمین و جام‌هایی بلورین می‌چرخانند.بلورهایی سیمگون که آنها را (ساقیان) به اندازه پیموده‌اند؛ سوره انسان، آیه: ۱۵- ۱۶.</ref>. با توجّه به این که کیفیت ظروف، تأثیر عمیقی بر لذّت‌بخش بودن [[غذا]] و نوشیدنی دارد، این [[آیات]] در ترسیمی [[زیبا]] می‌فرماید: جام‌های  [[ابرار]] در [[بهشت]]، هم [[صفا]] و شفّافیت بلور را دارد و هم از درخشندگی و [[زیبایی]] نقره بهره‌مند است<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۹.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}}درباره شفّافیت جام‌های سیمین بهشتی فرمود: [[نور]] چشم در نقره بهشتی [[نفوذ]] می‌کند؛ چنان که در بلور [[دنیا]] [[نفوذ]] می‌کند<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۴۱۰.</ref>. گنجایش جام‌ها در حدّی است که [[ابرار]] بهشتی می‌خواهند، و‌به اندازه‌ای است که آنان را [[سیراب]] کند، نه بیش و نه کم<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۹.</ref>. ممکن است مقصود، اندازه‌گیری ساقیان بهشتی باشد. آنان جام‌ها را به اندازه و محتوا و میزانی می‌آورند که خود می‌خواهند<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۹.</ref> تفجیرِ چشمه، به معنای شکافتن [[زمین]] برای جاری ساختن آب‌های زیر زمینی است؛ ولی تفجیر را در این جا باید به معنای صِرف خواستن بگیریم؛ زیرا مسلّم است که جاری ساختن چشمه‌های  بهشتی، [[نیازمند]] ابزارهای معمولی نیست. در [[نظام]] [[بهشت]]، برای فراهم شدن [[نعمت]] و بهرهوری از آن، جز [[اراده]] [[بهشتیان]]، چیزی لازم نیست؛ چنان که می‌فرماید: برای [[بهشتیان]]، هرچه بخواهند، فراهم است: {{متن قرآن|لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ }}<ref> در آن است آنچه بخواهند و نزد ما، بیشتر (نیز) هست؛ سوره ق، آیه:۳۵.</ref><ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


==[[خدمت‌کاران]] نوجوان و جاوید==
==[[خدمت‌کاران]] نوجوان و جاوید==
*{{متن قرآن|وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا}}<ref> و خدمتگزارانی هماره جوان گرد آنان می‌گردند که چون بنگریشان، می‌پنداری که مرواریدهایی پراکنده‌اند؛ سوره انسان، آیه:۱۹.</ref>. [[قرطبی]] می‌گوید: هنگامی که لؤلؤ در بساطی "پراکنده" باشد، از [[منظم]] بودن آن زیباتر است و گفته شده: سرّ [[تشبیه]] [[خدمت‌کاران]] به لؤلؤ پراکنده این است که آنان در خدمت‌کاری پرتلاشند؛ برخلاف حورالعین که به {{متن قرآن|لُؤْلُؤٌ مَّكْنُونٌ}}<ref> مرواریدی فرو پوشیده‌اند؛ سوره طور، آیه:۲۴.</ref>[[تشبیه]] شده‌اند؛ زیرا آنان به [[خدمت]] گمارده نمی‌شوند<ref>قرطبی، ج‌۱۹، ص‌۹۳.</ref> [[قرآن]] برای [[تکریم]] و [[بزرگ‌داشت]] "[[ابرار]]" و "سابقانِ [[مقرّب]]"، از [[خدمت‌کاران]] آنان به {{متن قرآن|وِلْدَانٌ}} (جمع وَلید به معنای مولود، و‌در این جا به مفهوم نوجوان) تعبیر می‌کند و این کرامتی است که این [[خادمان]]، از مخدومان خود و بر اثر [[تشرّف]] در حضور آنان کسب کرده‌اند؛ در حالی که از خدمت‌کارانِ [[پارسایان]] و [[مؤمنان]] به "غِلْمان" یاد می‌کند<ref>مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۲۵۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
{{متن قرآن|وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا}}<ref> و خدمتگزارانی هماره جوان گرد آنان می‌گردند که چون بنگریشان، می‌پنداری که مرواریدهایی پراکنده‌اند؛ سوره انسان، آیه:۱۹.</ref>. [[قرطبی]] می‌گوید: هنگامی که لؤلؤ در بساطی "پراکنده" باشد، از [[منظم]] بودن آن زیباتر است و گفته شده: سرّ [[تشبیه]] [[خدمت‌کاران]] به لؤلؤ پراکنده این است که آنان در خدمت‌کاری پرتلاشند؛ برخلاف حورالعین که به {{متن قرآن|لُؤْلُؤٌ مَّكْنُونٌ}}<ref> مرواریدی فرو پوشیده‌اند؛ سوره طور، آیه:۲۴.</ref>[[تشبیه]] شده‌اند؛ زیرا آنان به [[خدمت]] گمارده نمی‌شوند<ref>قرطبی، ج‌۱۹، ص‌۹۳.</ref> [[قرآن]] برای [[تکریم]] و [[بزرگ‌داشت]] "[[ابرار]]" و "سابقانِ [[مقرّب]]"، از [[خدمت‌کاران]] آنان به {{متن قرآن|وِلْدَانٌ}} (جمع وَلید به معنای مولود، و‌در این جا به مفهوم نوجوان) تعبیر می‌کند و این کرامتی است که این [[خادمان]]، از مخدومان خود و بر اثر [[تشرّف]] در حضور آنان کسب کرده‌اند؛ در حالی که از خدمت‌کارانِ [[پارسایان]] و [[مؤمنان]] به "غِلْمان" یاد می‌کند<ref>مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۲۵۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


==[[مصونیت]] در [[قیامت]]==
==[[مصونیت]] در [[قیامت]]==
*{{متن قرآن|فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا}}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref> این [[آیه]] از تحقّق خواسته [[ابرار]] خبر می‌دهد؛ زیرا آنان از [[شرّ]] و آسیب روز بازپسین در [[هراس]] بودند و می‌گفتند: ما‌از پروردگارمان از روز دژمی سخت، هراسناکیم: {{متن قرآن|إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا }}<ref> بی‌گمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است می‌هراسیم؛ سوره انسان، آیه:۱۰.</ref> [[خداوند]] درباره آنان می‌فرماید: و‌از‌روزی که گزندِ آن فراگیرنده است می‌ترسیدند: {{متن قرآن|يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا}}<ref> به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است؛ سوره انسان، آیه:۷.</ref>. [[خداوند]] نیز آسیب این روز دژم را از آنان برداشت و به آنان ایمنی بخشید و برخلاف دژمی چهره [[کافران]]، به چهره‌های آنان خرّمی و [[شادابی]] و به دل‌هایشان [[سروری]] عطا کرد<ref>المنیر، ج‌۲۹، ص‌۲۹۰.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
{{متن قرآن|فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا}}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref> این [[آیه]] از تحقّق خواسته [[ابرار]] خبر می‌دهد؛ زیرا آنان از [[شرّ]] و آسیب روز بازپسین در [[هراس]] بودند و می‌گفتند: ما‌از پروردگارمان از روز دژمی سخت، هراسناکیم: {{متن قرآن|إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا }}<ref> بی‌گمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است می‌هراسیم؛ سوره انسان، آیه:۱۰.</ref> [[خداوند]] درباره آنان می‌فرماید: و‌از‌روزی که گزندِ آن فراگیرنده است می‌ترسیدند: {{متن قرآن|يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا}}<ref> به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است؛ سوره انسان، آیه:۷.</ref>. [[خداوند]] نیز آسیب این روز دژم را از آنان برداشت و به آنان ایمنی بخشید و برخلاف دژمی چهره [[کافران]]، به چهره‌های آنان خرّمی و [[شادابی]] و به دل‌هایشان [[سروری]] عطا کرد<ref>المنیر، ج‌۲۹، ص‌۲۹۰.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


==[[لباس]] حریر==
==[[لباس]] حریر==
*{{متن قرآن|وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref> و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد؛ سوره انسان، آیه:۱۲.</ref>، {{متن قرآن|عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا }}<ref> بر تن آنان جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است و به دستبندهایی سیمین آراسته‌اند و پروردگارشان به آنان شرابی پاک می‌نوشاند؛ سوره انسان، آیه:۲۱.</ref> [[پوشاک]] دیبای سبز در [[بهشت]]، مایه [[جمال]] ظاهری نیکوکارانی است که [[جمال]] [[باطنی]] خویش را با [[پوشش]] [[پارسایی]] تأمین کردند: {{متن قرآن|وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِكَ خَيْرٌ }}<ref> لباس پرهیزگاری، باری، بهتر است؛ سوره اعراف، آیه:۲۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
{{متن قرآن|وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref> و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد؛ سوره انسان، آیه:۱۲.</ref>، {{متن قرآن|عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا }}<ref> بر تن آنان جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است و به دستبندهایی سیمین آراسته‌اند و پروردگارشان به آنان شرابی پاک می‌نوشاند؛ سوره انسان، آیه:۲۱.</ref> [[پوشاک]] دیبای سبز در [[بهشت]]، مایه [[جمال]] ظاهری نیکوکارانی است که [[جمال]] [[باطنی]] خویش را با [[پوشش]] [[پارسایی]] تأمین کردند: {{متن قرآن|وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِكَ خَيْرٌ }}<ref> لباس پرهیزگاری، باری، بهتر است؛ سوره اعراف، آیه:۲۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
*لباس‌های [[بهشتیان]] از پرنیان [[ناب]] و [[خالص]] است؛ زیرا پارچه‌های ابریشمین بر اثر [[نرمی]] و [[لطافت]] و جذّابیت و حرکات زیبای آن و [[پذیرش]] رنگ‌های جالب، [[بهترین]] پارچه‌ها است و چون در [[فرهنگ]] [[مردم]] [[دنیا]] پارچه‌ای گران‌بهاتر از آن نیست، این واژه در [[وصف]] [[پوشاک]] [[ابرار]] بهشتی به کار رفته است. {{متن قرآن|سُندُسٍ }} به اتّفاق مفسّران و لغت شناسان، پارچه ابریشمین نازک، و‌ {{متن قرآن|وَإِسْتَبْرَقٌ }} دیبای ضخیم و سِتَبر است<ref>پیام قرآن، ج‌۶‌، ص‌۲۵۵.</ref>. رنگ سبز  از شادترین و زیباترین رنگ‌های [[جهان]] [[طبیعت]] و رنگی آرامش‌بخش به شمار می‌رود<ref>پیام قرآن، ج‌۶‌، ص‌۲۵۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
*لباس‌های [[بهشتیان]] از پرنیان [[ناب]] و [[خالص]] است؛ زیرا پارچه‌های ابریشمین بر اثر [[نرمی]] و [[لطافت]] و جذّابیت و حرکات زیبای آن و [[پذیرش]] رنگ‌های جالب، [[بهترین]] پارچه‌ها است و چون در [[فرهنگ]] [[مردم]] [[دنیا]] پارچه‌ای گران‌بهاتر از آن نیست، این واژه در [[وصف]] [[پوشاک]] [[ابرار]] بهشتی به کار رفته است. {{متن قرآن|سُندُسٍ }} به اتّفاق مفسّران و لغت شناسان، پارچه ابریشمین نازک، و‌ {{متن قرآن|وَإِسْتَبْرَقٌ }} دیبای ضخیم و سِتَبر است<ref>پیام قرآن، ج‌۶‌، ص‌۲۵۵.</ref>. رنگ سبز  از شادترین و زیباترین رنگ‌های [[جهان]] [[طبیعت]] و رنگی آرامش‌بخش به شمار می‌رود<ref>پیام قرآن، ج‌۶‌، ص‌۲۵۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>


==سایه‌ها و هوای [[معتدل]]==
==سایه‌ها و هوای [[معتدل]]==
*{{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الأَرَائِكِ لا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلا زَمْهَرِيرًا }}<ref> در آن، بر تخت‌ها پشت می‌دهند، در آن نه (گرمای) خورشیدی می‌بینند و نه سرمایی؛ سوره انسان، آیه:۱۳.</ref>. مقصود از [[نفی رؤیت]] [[خورشید]] و زمهریر؛ [[نفی]] مطلق [[ادراک]]، مانند [[احساس]] حرارت و برودت و دیدن [[نور]] [[خیره]] کننده آن است<ref>الفرقان، ج‌۲۹، ص‌۳۱۹.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
{{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الأَرَائِكِ لا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلا زَمْهَرِيرًا }}<ref> در آن، بر تخت‌ها پشت می‌دهند، در آن نه (گرمای) خورشیدی می‌بینند و نه سرمایی؛ سوره انسان، آیه:۱۳.</ref>. مقصود از [[نفی رؤیت]] [[خورشید]] و زمهریر؛ [[نفی]] مطلق [[ادراک]]، مانند [[احساس]] حرارت و برودت و دیدن [[نور]] [[خیره]] کننده آن است<ref>الفرقان، ج‌۲۹، ص‌۳۱۹.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


==میوه‌های رام و در دسترس==
==میوه‌های رام و در دسترس==
*{{متن قرآن|وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلا}}<ref> و سایه‌سارهای آن، نزدیک آنها و میوه‌های آن بسیار در دسترس است؛ سوره انسان، آیه:۱۴.</ref>. [[آلوسی]] می‌گوید: رام بودن میوه‌های بهشتی بدین معنا است که اگر [[انسان]] [[ایستاده]]، نشسته یا خوابیده باشد، در دسترس او قرار دارد. نه دور است و نه خاری مانع چیدن آن می‌شود<ref>روح‌المعانی، مج‌۱۶، ج‌۲۹، ص‌۲۷۳.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
{{متن قرآن|وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلا}}<ref> و سایه‌سارهای آن، نزدیک آنها و میوه‌های آن بسیار در دسترس است؛ سوره انسان، آیه:۱۴.</ref>. [[آلوسی]] می‌گوید: رام بودن میوه‌های بهشتی بدین معنا است که اگر [[انسان]] [[ایستاده]]، نشسته یا خوابیده باشد، در دسترس او قرار دارد. نه دور است و نه خاری مانع چیدن آن می‌شود<ref>روح‌المعانی، مج‌۱۶، ج‌۲۹، ص‌۲۷۳.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


==زیورهای بهشتی==
==زیورهای بهشتی==
*{{متن قرآن|وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ }}<ref> و به دستبندهایی سیمین آراسته‌اند؛ سوره انسان، آیه:۲۱.</ref> {{متن قرآن|أَسَاوِرَ}} جمع "سِوار" و به گفته راغب، معرّب "دستواره"(دست‌بند) است<ref>مفردات، ص‌۴۳۳، «سور».</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
{{متن قرآن|وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ }}<ref> و به دستبندهایی سیمین آراسته‌اند؛ سوره انسان، آیه:۲۱.</ref> {{متن قرآن|أَسَاوِرَ}} جمع "سِوار" و به گفته راغب، معرّب "دستواره"(دست‌بند) است<ref>مفردات، ص‌۴۳۳، «سور».</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


==[[پذیرایی]] از [[ابرار]]==
==[[پذیرایی]] از [[ابرار]]==
*{{متن قرآن|لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلاً مِّنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ لِّلأَبْرَارِ}}<ref> اما کسانی را که از پروردگارشان پروا کرده‌اند، بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، به پذیرایی از نزد خداوند و آنچه نزد خداوند است برای نیکوکاران بهتر است؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹۸.</ref> مقصود از {{متن قرآن|الَّذِينَ اتَّقَوْا}} در صدر این [[آیه]] به قرینه ذیل آن، [[ابرار]] است<ref>المیزان، ج‌۴، ص‌۸۹‌.</ref>. {{متن قرآن|نُزُلاً}}  نخستین چیزی است که با آن از مهمان [[پذیرایی]] می‌شود<ref>المنار، ج‌۴، ص‌۳۱۴؛ المیزان، ج‌۴، ص‌۸۹‌.</ref> یا همه چیزهایی است که برای مهمان تازه وارد فراهم می‌کنند؛ بر این اساس، باغ‌های بهشتی  با همه [[نعمت‌ها]] و مواهبش، [[پذیرایی]] نخست [[خدا]] در مهمان‌سرای بزرگ بهشتی است و مفهومش این است که پذیرایی‌های مهم‌تر و عالی‌تری در پی آن است که شاید اشاره‌ای به نعمت‌های [[معنوی]] و جلوه‌های ربانی باشد؛ ازاین‌رو در ذیل [[آیه]] می‌فرماید: "آن‌چه نزد [[خدا]] وجود دارد، برای [[ابرار]] بهتر است"<ref>پیام قرآن، ج‌۶‌، ص‌۲۷۱.</ref>. منظور از {{متن قرآن|وَمَا عِندَ اللَّهِ}} می‌تواند پاداشی [[برتر]] از [[بهشت]] و مواهب آن باشد و بیان آن به صورت مبهم "آن‌چه نزد [[خدا]] است" بیان‌گر [[عظمت]] و وصف‌ناپذیری آن است. نکته شایان ذکر این که در شمار [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]] در [[سوره انسان]]، [[سخن]] از حورالعین و [[همسران]] بهشتی به میان نیامده است. بنابراین‌ که این [[سوره]] درباره [[اهل‌ بیت]]{{عم}} نازل شده باشد، در بردارنده این نکته لطیف است که [[خدای سبحان]] برای رعایت [[حرمت]] [[بتول]] و [[نور]] چشم [[رسول]]، در این [[سوره]] از حورالعین سخن نگفته و فقط به ذکر [[خدمت‌کاران]] [[جوان]] و جاویدان بهشتی بسنده کرده است<ref>روح‌المعانی، مج‌۱۶، ج‌۲۹، ص‌۲۷۱؛ المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۳۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
{{متن قرآن|لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلاً مِّنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ لِّلأَبْرَارِ}}<ref> اما کسانی را که از پروردگارشان پروا کرده‌اند، بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، به پذیرایی از نزد خداوند و آنچه نزد خداوند است برای نیکوکاران بهتر است؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹۸.</ref> مقصود از {{متن قرآن|الَّذِينَ اتَّقَوْا}} در صدر این [[آیه]] به قرینه ذیل آن، [[ابرار]] است<ref>المیزان، ج‌۴، ص‌۸۹‌.</ref>. {{متن قرآن|نُزُلاً}}  نخستین چیزی است که با آن از مهمان [[پذیرایی]] می‌شود<ref>المنار، ج‌۴، ص‌۳۱۴؛ المیزان، ج‌۴، ص‌۸۹‌.</ref> یا همه چیزهایی است که برای مهمان تازه وارد فراهم می‌کنند؛ بر این اساس، باغ‌های بهشتی  با همه [[نعمت‌ها]] و مواهبش، [[پذیرایی]] نخست [[خدا]] در مهمان‌سرای بزرگ بهشتی است و مفهومش این است که پذیرایی‌های مهم‌تر و عالی‌تری در پی آن است که شاید اشاره‌ای به نعمت‌های [[معنوی]] و جلوه‌های ربانی باشد؛ ازاین‌رو در ذیل [[آیه]] می‌فرماید: "آن‌چه نزد [[خدا]] وجود دارد، برای [[ابرار]] بهتر است"<ref>پیام قرآن، ج‌۶‌، ص‌۲۷۱.</ref>. منظور از {{متن قرآن|وَمَا عِندَ اللَّهِ}} می‌تواند پاداشی [[برتر]] از [[بهشت]] و مواهب آن باشد و بیان آن به صورت مبهم "آن‌چه نزد [[خدا]] است" بیان‌گر [[عظمت]] و وصف‌ناپذیری آن است. نکته شایان ذکر این که در شمار [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]] در [[سوره انسان]]، [[سخن]] از حورالعین و [[همسران]] بهشتی به میان نیامده است. بنابراین‌ که این [[سوره]] درباره [[اهل‌ بیت]]{{عم}} نازل شده باشد، در بردارنده این نکته لطیف است که [[خدای سبحان]] برای رعایت [[حرمت]] [[بتول]] و [[نور]] چشم [[رسول]]، در این [[سوره]] از حورالعین سخن نگفته و فقط به ذکر [[خدمت‌کاران]] [[جوان]] و جاویدان بهشتی بسنده کرده است<ref>روح‌المعانی، مج‌۱۶، ج‌۲۹، ص‌۲۷۱؛ المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۳۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


==[[قدردانی]] [[خدا]] از [[ابرار]]==
==[[قدردانی]] [[خدا]] از [[ابرار]]==
* [[خداوند]] در [[سوره انسان]]، پس از شمردن [[فضایل]] و [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]] می‌فرماید: این [[پاداش]] شما است و کوشش شما پذیرفته و مورد [[سپاس]] [[الهی]] قرار گرفته است: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاء وَكَانَ سَعْيُكُم مَّشْكُورًا }}<ref> بی‌گمان این پاداش شماست و تلاشتان را سپاس می‌نهند؛ سوره انسان، آیه:۲۲.</ref>.
[[خداوند]] در [[سوره انسان]]، پس از شمردن [[فضایل]] و [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]] می‌فرماید: این [[پاداش]] شما است و کوشش شما پذیرفته و مورد [[سپاس]] [[الهی]] قرار گرفته است: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاء وَكَانَ سَعْيُكُم مَّشْكُورًا }}<ref> بی‌گمان این پاداش شماست و تلاشتان را سپاس می‌نهند؛ سوره انسان، آیه:۲۲.</ref>.
* [[علامه طباطبایی]] می‌گوید: این سخن، تشکر [[خدای بزرگ]] از کوشش [[مرضی]] و [[اعمال]] پذیرفته شده [[ابرار]] است و چه خوش گفتاری است که جان‌های [[ابرار]] از آن [[خشنود]] می‌شود<ref>روح‌المعانی، ج‌۲۰، ص‌۱۳۱.</ref>. برخی  مفسّران نیز گفته‌اند: اگر به انسانِ [[پاداش]] دیده گفته شود: این، پاداشِ [[نیت]] [[نیک]]، [[سخن]] نرم و [[عمل صالح]] تو است، [[سرور]] او افزون می‌شود و چنین سخنی تهنیتی برای او به شمار می‌رود<ref>البصائر، ج‌۵۱‌، ص‌۶۲‌.</ref>؛ چنان‌که وقتی به انسانِ [[کیفر]] داده شده گفته شود: این، کیفرِ [[رفتار]] [[نادرست]]، گفتار بد و [[عقیده]] [[باطل]] تو است، [[اندوه]] وی افزون و درد قلبش بیش‌تر می‌شود<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
 
[[علامه طباطبایی]] می‌گوید: این سخن، تشکر [[خدای بزرگ]] از کوشش [[مرضی]] و [[اعمال]] پذیرفته شده [[ابرار]] است و چه خوش گفتاری است که جان‌های [[ابرار]] از آن [[خشنود]] می‌شود<ref>روح‌المعانی، ج‌۲۰، ص‌۱۳۱.</ref>. برخی  مفسّران نیز گفته‌اند: اگر به انسانِ [[پاداش]] دیده گفته شود: این، پاداشِ [[نیت]] [[نیک]]، [[سخن]] نرم و [[عمل صالح]] تو است، [[سرور]] او افزون می‌شود و چنین سخنی تهنیتی برای او به شمار می‌رود<ref>البصائر، ج‌۵۱‌، ص‌۶۲‌.</ref>؛ چنان‌که وقتی به انسانِ [[کیفر]] داده شده گفته شود: این، کیفرِ [[رفتار]] [[نادرست]]، گفتار بد و [[عقیده]] [[باطل]] تو است، [[اندوه]] وی افزون و درد قلبش بیش‌تر می‌شود<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
 
==[[ابرار]] در [[فرهنگ قرآن]]==
==[[ابرار]] در [[فرهنگ قرآن]]==
کلمه ابرار در چهار [[سوره]] [[قرآن کریم]] در ضمن شش [[آیه]] ذکر شده است. در اینجا برای [[شناخت]] معانی این واژه، ابتدا شش آیه مزبور را به ترتیب [[مصحف]] [[کریم]] تنظیم نموده و سپس به بررسی معنای آن با استفاده از کتب لغت و [[تفاسیر]] می‌پردازیم. در مرحله سوم و چهارم، [[تفسیر آیات]] ذکر شده را از تفاسیر [[علمای شیعه]] و [[اهل تسنن]] پی گرفته و سپس به [[تفسیر]] [[روایی]] آنها خواهیم پرداخت. در مرحله آخر، با [[استعانت]] از امدادهای [[خدای عزوجل]]، در [[آیات]] مرتبط با ابرار [[تدبر]] می‌نماییم.
کلمه ابرار در چهار [[سوره]] [[قرآن کریم]] در ضمن شش [[آیه]] ذکر شده است. در اینجا برای [[شناخت]] معانی این واژه، ابتدا شش آیه مزبور را به ترتیب [[مصحف]] [[کریم]] تنظیم نموده و سپس به بررسی معنای آن با استفاده از کتب لغت و [[تفاسیر]] می‌پردازیم. در مرحله سوم و چهارم، [[تفسیر آیات]] ذکر شده را از تفاسیر [[علمای شیعه]] و [[اهل تسنن]] پی گرفته و سپس به [[تفسیر]] [[روایی]] آنها خواهیم پرداخت. در مرحله آخر، با [[استعانت]] از امدادهای [[خدای عزوجل]]، در [[آیات]] مرتبط با ابرار [[تدبر]] می‌نماییم.
خط ۱۳۳: خط ۱۳۸:
===معنای ابرار===
===معنای ابرار===
راغب در مفردات در تبیین معنای بَرّ فرموده: بَرّ، خلاف بحر بوده و از آن، توسّع متصور است. [[بِرّ]] به معنای توسّع در [[کار خیر]]، از آن مشتق شده، و آن، گاه منسوب به [[خدای تعالی]] است، مانند: {{متن قرآن|إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ}}<ref>«اوست که نیکوکار بخشاینده است» سوره طور، آیه ۲۸.</ref>، و آنجا که منسوب به خدای تعالی شود، به معنای [[ثواب]] خواهد بود، و گاه هم به [[بنده]] نسبت داده می‌شود؛ مانند: {{عربی|بَرَّ العَبدُ رَبَّهُ}}. هر جا که این واژه به بنده نسبت داده شود، به معنای توسّع در [[طاعت]] بوده و بر دو نوع است: توسّع در [[اعتقاد]]، و توسّع در [[اعمال]].
راغب در مفردات در تبیین معنای بَرّ فرموده: بَرّ، خلاف بحر بوده و از آن، توسّع متصور است. [[بِرّ]] به معنای توسّع در [[کار خیر]]، از آن مشتق شده، و آن، گاه منسوب به [[خدای تعالی]] است، مانند: {{متن قرآن|إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ}}<ref>«اوست که نیکوکار بخشاینده است» سوره طور، آیه ۲۸.</ref>، و آنجا که منسوب به خدای تعالی شود، به معنای [[ثواب]] خواهد بود، و گاه هم به [[بنده]] نسبت داده می‌شود؛ مانند: {{عربی|بَرَّ العَبدُ رَبَّهُ}}. هر جا که این واژه به بنده نسبت داده شود، به معنای توسّع در [[طاعت]] بوده و بر دو نوع است: توسّع در [[اعتقاد]]، و توسّع در [[اعمال]].
درباره واژه [[ابرار]] هم فرموده: {{عربی|قال تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ}}، و قال: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ}}، و قال فی صفة المَلائِکَةِ: {{متن قرآن|كِرَامٍ بَرَرَةٍ}}<ref>«که ارجمند و نیکویند» سوره عبس، آیه ۱۶.</ref>}}. بنابراین واژه بَرَرَه در [[قرآن کریم]] اختصاص به [[ملائکه]] دارد، از آن جهت که رساتر از واژه ابرار است. بَرَرَه جمع بَرّ و ابرار جمع بارّ است و بَرّ رساتر از بارّ می‌باشد؛ چنان‌که [[عَدل]] رساتر از [[عادل]] است<ref>. مفردات، ص۳۸.</ref>.
درباره واژه [[ابرار]] هم فرموده: {{عربی|قال تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ}}، و قال: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ}}، و قال فی صفة المَلائِکَةِ: {{متن قرآن|كِرَامٍ بَرَرَةٍ}}<ref>«که ارجمند و نیکویند» سوره عبس، آیه ۱۶.</ref>}}. بنابراین واژه بَرَرَه در [[قرآن کریم]] اختصاص به [[ملائکه]] دارد، از آن جهت که رساتر از واژه ابرار است. بَرَرَه جمع بَرّ و ابرار جمع بارّ است و بَرّ رساتر از بارّ می‌باشد؛ چنان‌که [[عَدل]] رساتر از [[عادل]] است<ref>. مفردات، ص۳۸.</ref>.


[[فخرالدین]] در مجمع‌البحرین در این‌باره فرموده: قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ}}، ابرار، [[اولیاء]] [[خدا]] هستند که در [[دنیا]] [[مطیع]] [[فرامین]] اویند، و قوله: {{متن قرآن|كِرَامٍ بَرَرَةٍ}}، بَرَرَه، جمع بِرّ به کسر باء، به معنای توسّع در [[احسان]] و فزون‌بخشی است<ref>. مجمع البحرین، ص۲۳۱.</ref>.
[[فخرالدین]] در مجمع‌البحرین در این‌باره فرموده: قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ}}، ابرار، [[اولیاء]] [[خدا]] هستند که در [[دنیا]] [[مطیع]] [[فرامین]] اویند، و قوله: {{متن قرآن|كِرَامٍ بَرَرَةٍ}}، بَرَرَه، جمع بِرّ به کسر باء، به معنای توسّع در [[احسان]] و فزون‌بخشی است<ref>. مجمع البحرین، ص۲۳۱.</ref>.
شیخ [[عبد اللطیف کازرانی]] در مصباح در این‌باره گفته است: بِرّ به کسر؛ یعنی خیر، و بَرّ به [[فتح]]؛ یعنی [[فضل]]، و بارّ؛ یعنی کثیر البِرّ، و جمع آن ابرار و بَرَرَه است. [[اخبار]]، در اطلاق ابرار بر [[ائمه]]{{عم}} فراوان بیان شده، از جمله در کنز الفوائد از [[امام باقر]]{{ع}} آمده است که ایشان فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ * وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ }}<ref>«بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند * و به راستی گنهکاران در دوزخ‌اند» سوره انفطار، آیه ۱۳-۱۴.</ref>، فرموده: {{عربی|الابرار هم نحن و الفجّار هم أعداءنا}}؛ یعنی [[ابرار]] خود ماییم و [[فجّار]] همان [[دشمنان]] ما هستند. از ابن‌حنفیه هم [[نقل]] است که گفته: {{عربی|قال الحسن بن علی{{ع}}: کلما فی کتاب [[الله]] {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ}}، فَوَاللّه ما أراد به إلّا عَلیّاً و فاطِمةَ و اَنا و الحسین؛ لانّا نحن ابرار؛ آبائنا و أمّهاتنا، و قلوبنا علمت بالطاعات و البِرّ}}: [[حسن بن علی]]{{ع}} فرمود: هر جا در [[کتاب خدا]] {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ}} باشد، به [[خدا]] [[سوگند]]! از آن به جز [[علی]]، [[فاطمه]]، من و [[حسین]] [[اراده]] نشده است؛ زیرا ماییم ابرار؛ پدرانمان، مادرانمان، و دل‌های ما به [[طاعات]] و توسّع در [[اعمال]] [[خیر]] آگاهند<ref>. مصباح الانظار الابرار، ص۶۵.</ref>.
 
شیخ [[عبد اللطیف کازرانی]] در مصباح در این‌باره گفته است: بِرّ به کسر؛ یعنی خیر، و بَرّ به [[فتح]]؛ یعنی [[فضل]]، و بارّ؛ یعنی کثیر البِرّ، و جمع آن ابرار و بَرَرَه است. [[اخبار]]، در اطلاق ابرار بر [[ائمه]]{{عم}} فراوان بیان شده، از جمله در کنز الفوائد از [[امام باقر]]{{ع}} آمده است که ایشان فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ * وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ }}<ref>«بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند و به راستی گنهکاران در دوزخ‌اند» سوره انفطار، آیه ۱۳-۱۴.</ref>، فرموده: {{عربی|الابرار هم نحن و الفجّار هم أعداءنا}}؛ یعنی [[ابرار]] خود ماییم و [[فجّار]] همان [[دشمنان]] ما هستند. از ابن‌حنفیه هم [[نقل]] است که گفته: {{عربی|قال الحسن بن علی{{ع}}: کلما فی کتاب [[الله]] {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ}}، فَوَاللّه ما أراد به إلّا عَلیّاً و فاطِمةَ و اَنا و الحسین؛ لانّا نحن ابرار؛ آبائنا و أمّهاتنا، و قلوبنا علمت بالطاعات و البِرّ}}: [[حسن بن علی]]{{ع}} فرمود: هر جا در [[کتاب خدا]] {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ}} باشد، به [[خدا]] [[سوگند]]! از آن به جز [[علی]]، [[فاطمه]]، من و [[حسین]] [[اراده]] نشده است؛ زیرا ماییم ابرار؛ پدرانمان، مادرانمان، و دل‌های ما به [[طاعات]] و توسّع در [[اعمال]] [[خیر]] آگاهند<ref>. مصباح الانظار الابرار، ص۶۵.</ref>.


[[علامه طباطبایی]] در [[المیزان]] فرموده: اَبرار، جمع بَرّ به [[فتح]] باء، صفت مشبّهه از [[برّ]] به معنای [[احسان]] است. از معنای آن بر می‌آید که بَرّ، نیکویی در عمل است بدون اینکه [[انسان]] در ازای آن، [[انتظار]] نفع یا بیان تشکّری را داشته باشد؛ بدین معنا که او عمل خیر را به جهت خیر بودن آن اراده می‌کند، نه برای این که در آن نفعی است که در ازای آن به او باز می‌گردد، و اگر نفسش از آن ناخشنود باشد، پس او بر تلخیِ [[مخالفت]] نفسش در آنچه اراده نموده، [[صبر]] می‌کند و کارش را انجام می‌دهد؛ زیرا آن فی‌نفسه خیر است، مانند: وفای به [[نذر]]، و یا اینکه در آن عمل، خیری برای غیرش است، مانند [[اطعام]] طعام نسبت به مستحقین از [[بندگان خدا]]؛ چون نه در عمل، و نه در [[صلاح]]، هیچ خیری جز به واسطه [[ایمان به خدا]] و به [[رسول]] او و به [[روز قیامت]] محقّق نگردد، چنانکه فرموده: {{متن قرآن|أُولَئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«آنان ایمان نیاورده‌اند و خداوند کارهای آنان را از میان برده است» سوره احزاب، آیه ۱۹.</ref>، و [[آیات]] دیگری که در این خصوص است. پس ابرار، [[مؤمنان]] به خدا و به [[پیامبر]] او و به [[روز قیامت]] هستند، و چون [[ایمان]] آنان، ایمان از روی [[رشد]] و [[بینش]] است، پس آنان خود را [[بندگان]] مملوکی در پیشگاه پروردگارشان دیده که خلقتشان برای اوست؛ [[امر]] و کار آنان برای اوست؛ خودشان را [[مالک]] هیچ نفع و ضرری نمی‌دانند. بر آنان است که به جز آنچه پروردگارشان [[اراده]] می‌کند، نخواهند و به جز آنچه پروردگارشان بدان [[خشنود]] و [[راضی]] است، انجام ندهند. پس آنان خواست [[پروردگار]] را بر خواسته خویش مقدّم داشته و برای تحقق آن، به عمل می‌پردازند؛ پس در [[مخالفت]] بر آنچه نفسشان می‌طلبد، [[صابر]] و شکیبایند و [[سختی]] [[طاعت]] را به [[جان]] می‌خرند، و آنچه آنان انجام می‌دهند، صرفاً برای رضای خداست. (سخن آخر آن که) [[بندگی]] را برای [[خدای سبحان]]، [[خالص]] گردانیده‌اند. این صفاتی است که [[خدای متعال]] [[ابرار]] را با آن صفات معرفی می‌کند؛ چنان‌که از قوله: {{متن قرآن|عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ}}<ref>«از چشمه‌ای که بندگان خداوند از آن می‌آشامند» سوره انسان، آیه ۶.</ref>، و قوله: {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ}}<ref>«(با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم» سوره انسان، آیه ۹.</ref>، و قوله: {{متن قرآن|وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref>«و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۱۲.</ref> استفاده می‌شود، و این صفات مستفاد از قول او در صفت ایشان: {{متن قرآن|لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ}}<ref>«نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد» سوره بقره، آیه ۱۷۷.</ref> (نیز) است<ref>. المیزان، ج۲۰، ص۲۱۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۰.</ref>
[[علامه طباطبایی]] در [[المیزان]] فرموده: اَبرار، جمع بَرّ به [[فتح]] باء، صفت مشبّهه از [[برّ]] به معنای [[احسان]] است. از معنای آن بر می‌آید که بَرّ، نیکویی در عمل است بدون اینکه [[انسان]] در ازای آن، [[انتظار]] نفع یا بیان تشکّری را داشته باشد؛ بدین معنا که او عمل خیر را به جهت خیر بودن آن اراده می‌کند، نه برای این که در آن نفعی است که در ازای آن به او باز می‌گردد، و اگر نفسش از آن ناخشنود باشد، پس او بر تلخیِ [[مخالفت]] نفسش در آنچه اراده نموده، [[صبر]] می‌کند و کارش را انجام می‌دهد؛ زیرا آن فی‌نفسه خیر است، مانند: وفای به [[نذر]]، و یا اینکه در آن عمل، خیری برای غیرش است، مانند [[اطعام]] طعام نسبت به مستحقین از [[بندگان خدا]]؛ چون نه در عمل، و نه در [[صلاح]]، هیچ خیری جز به واسطه [[ایمان به خدا]] و به [[رسول]] او و به [[روز قیامت]] محقّق نگردد، چنانکه فرموده: {{متن قرآن|أُولَئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«آنان ایمان نیاورده‌اند و خداوند کارهای آنان را از میان برده است» سوره احزاب، آیه ۱۹.</ref>، و [[آیات]] دیگری که در این خصوص است. پس ابرار، [[مؤمنان]] به خدا و به [[پیامبر]] او و به [[روز قیامت]] هستند، و چون [[ایمان]] آنان، ایمان از روی [[رشد]] و [[بینش]] است، پس آنان خود را [[بندگان]] مملوکی در پیشگاه پروردگارشان دیده که خلقتشان برای اوست؛ [[امر]] و کار آنان برای اوست؛ خودشان را [[مالک]] هیچ نفع و ضرری نمی‌دانند. بر آنان است که به جز آنچه پروردگارشان [[اراده]] می‌کند، نخواهند و به جز آنچه پروردگارشان بدان [[خشنود]] و [[راضی]] است، انجام ندهند. پس آنان خواست [[پروردگار]] را بر خواسته خویش مقدّم داشته و برای تحقق آن، به عمل می‌پردازند؛ پس در [[مخالفت]] بر آنچه نفسشان می‌طلبد، [[صابر]] و شکیبایند و [[سختی]] [[طاعت]] را به [[جان]] می‌خرند، و آنچه آنان انجام می‌دهند، صرفاً برای رضای خداست. (سخن آخر آن که) [[بندگی]] را برای [[خدای سبحان]]، [[خالص]] گردانیده‌اند. این صفاتی است که [[خدای متعال]] [[ابرار]] را با آن صفات معرفی می‌کند؛ چنان‌که از قوله: {{متن قرآن|عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ}}<ref>«از چشمه‌ای که بندگان خداوند از آن می‌آشامند» سوره انسان، آیه ۶.</ref>، و قوله: {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ}}<ref>«(با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم» سوره انسان، آیه ۹.</ref>، و قوله: {{متن قرآن|وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref>«و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۱۲.</ref> استفاده می‌شود، و این صفات مستفاد از قول او در صفت ایشان: {{متن قرآن|لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ}}<ref>«نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد» سوره بقره، آیه ۱۷۷.</ref> (نیز) است<ref>. المیزان، ج۲۰، ص۲۱۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۰.</ref>


===ابرار در [[تفاسیر]] و تفاسیر [[روایی]]===
===ابرار در [[تفاسیر]] و تفاسیر [[روایی]]===
[[شیخ طبرسی]] در [[مجمع‌البیان]] فرموده: [[اجماع اهل بیت]]{{عم}} و موافقان آنان و بسیاری از [[مخالفان]] آنها بر آن است که مراد از اَبرار در [[آیه]] پنجم [[سوره انسان]] {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا}}<ref>«نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است» سوره انسان، آیه ۵.</ref>، [[علی]]، [[فاطمه]]، [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} بوده و [[آیات]] بعد از آن هم: {{متن قرآن|عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا *يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا * وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا}}<ref>«از چشمه‌ای که بندگان خداوند از آن می‌آشامند آن را به خواست خود روان می‌سازند * به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است * و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند * بی‌گمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است می‌هراسیم» سوره انسان، آیه ۶-۱۰.</ref> متعیّن در آنان است، و هم‌چنین [[اجماع]] بر آن است که آنان [[ابرار]] بوده و در ابرار بودن دیگران، [[اختلاف]] است، و این که ابرار، اولیای خدایند که در [[دنیا]] از او [[طاعت]] و [[فرمانبرداری]] نموده‌اند<ref>. تفسیر شبّر، ذیل سوره انسان.</ref>.
[[شیخ طبرسی]] در [[مجمع‌البیان]] فرموده: [[اجماع اهل بیت]]{{عم}} و موافقان آنان و بسیاری از [[مخالفان]] آنها بر آن است که مراد از اَبرار در [[آیه]] پنجم [[سوره انسان]] {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا}}<ref>«نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است» سوره انسان، آیه ۵.</ref>، [[علی]]، [[فاطمه]]، [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} بوده و [[آیات]] بعد از آن هم: {{متن قرآن|عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا}}<ref>«از چشمه‌ای که بندگان خداوند از آن می‌آشامند آن را به خواست خود روان می‌سازند به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند بی‌گمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است می‌هراسیم» سوره انسان، آیه ۶-۱۰.</ref> متعیّن در آنان است، و هم‌چنین [[اجماع]] بر آن است که آنان [[ابرار]] بوده و در ابرار بودن دیگران، [[اختلاف]] است، و این که ابرار، اولیای خدایند که در [[دنیا]] از او [[طاعت]] و [[فرمانبرداری]] نموده‌اند<ref>. تفسیر شبّر، ذیل سوره انسان.</ref>.


[[سید عبدالله]] معروف به شُبَّر در تفسیرش گوید: ابرار جمع [[برّ]] یا بارّ است و مراد از «إن الأبرار» در سوره انسان، بنا بر اجماع، [[اهل‌بیت]]، علی، فاطمه و دو پسرشان{{عم}}، و [[پیروان]] آنان، هستند و بسیاری از [[روایات]] عامّه و خاصّه در این‌باره [[اتفاق نظر]] دارند<ref>. مجمع‌البیان، ج۲، ص۱۰۰</ref>.
[[سید عبدالله]] معروف به شُبَّر در تفسیرش گوید: ابرار جمع [[برّ]] یا بارّ است و مراد از «إن الأبرار» در سوره انسان، بنا بر اجماع، [[اهل‌بیت]]، علی، فاطمه و دو پسرشان{{عم}}، و [[پیروان]] آنان، هستند و بسیاری از [[روایات]] عامّه و خاصّه در این‌باره [[اتفاق نظر]] دارند<ref>. مجمع‌البیان، ج۲، ص۱۰۰</ref>.
[[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]] آورده که: [[اصبغ بن نباته]] از علی{{ع}} [[نقل]] کند که: {{عربی|قال رسول الله ان فی قوله تعالی:}} {{متن قرآن|ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}}<ref>«به پاداشی از نزد خداوند» سوره آل عمران، آیه ۱۹۵.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}<ref>«و آنچه نزد خداوند است برای نیکوکاران بهتر است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۸.</ref>: {{متن حدیث|انت الثواب و انصارک الابرار}}؛ یعنی [[پیامبر خدا]]{{صل}} درباره سخن [[خدای متعال]]: {{متن قرآن|ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}}، {{متن قرآن|وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}، به [[علی]]{{ع}} فرمود: «تو [[ثواب]] هستی و یارانت [[ابرار]] هستند»<ref>. برهان، ص۲۰۵. این روایت را این جمعه عروسی در نورالثقلین، ج۱، ص۴۲۵، حدیث ۴۹۳، از تفسیر عیاشی نقل کرده است.</ref>.
[[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]] آورده که: [[اصبغ بن نباته]] از علی{{ع}} [[نقل]] کند که: {{عربی|قال رسول الله ان فی قوله تعالی:}} {{متن قرآن|ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}}<ref>«به پاداشی از نزد خداوند» سوره آل عمران، آیه ۱۹۵.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}<ref>«و آنچه نزد خداوند است برای نیکوکاران بهتر است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۸.</ref>: {{متن حدیث|انت الثواب و انصارک الابرار}}؛ یعنی [[پیامبر خدا]]{{صل}} درباره سخن [[خدای متعال]]: {{متن قرآن|ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}}، {{متن قرآن|وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}، به [[علی]]{{ع}} فرمود: «تو [[ثواب]] هستی و یارانت [[ابرار]] هستند»<ref>. برهان، ص۲۰۵. این روایت را این جمعه عروسی در نورالثقلین، ج۱، ص۴۲۵، حدیث ۴۹۳، از تفسیر عیاشی نقل کرده است.</ref>.


او در ادامه گفته: [[محمد بن مسلم]] از ابی‌جعفر، [[امام باقر]]{{ع}} [[نقل]] کند که: [[حضرت]] فرموده: {{متن حدیث|الْمَوْتُ‏ خَيْرٌ لِلْمُؤْمِنِ‏، لِأَنَّ اللَّهَ يَقُولُ: {{متن قرآن|وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}. قال: قال [[رسول الله]]{{صل}} لِعَليّ: انت الثواب، و انصارك الأبرار}}؛ یعنی امام باقر{{ع}} فرمود: [[مرگ]] برای [[مؤمن]] نیکوتر است؛ زیرا [[خدای متعال]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}. (هم‌چنین) آن حضرت فرمود که [[پیامبر خدا]]{{صل}} به علی{{ع}} فرموده: تو ثواب هستی و یارانت (هم) ابرارند<ref>. برهان، ص۲۰۵ - این روایت را این جمعه عروسی در نورالثقلین، ج۱، ص۴۲۵، حدیث ۴۹۴، نقل کرده است.</ref>.
او در ادامه گفته: [[محمد بن مسلم]] از ابی‌جعفر، [[امام باقر]]{{ع}} [[نقل]] کند که: [[حضرت]] فرموده: {{متن حدیث|الْمَوْتُ‏ خَيْرٌ لِلْمُؤْمِنِ‏، لِأَنَّ اللَّهَ يَقُولُ: {{متن قرآن|وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}. قال: قال [[رسول الله]]{{صل}} لِعَليّ: انت الثواب، و انصارك الأبرار}}؛ یعنی امام باقر{{ع}} فرمود: [[مرگ]] برای [[مؤمن]] نیکوتر است؛ زیرا [[خدای متعال]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}. (هم‌چنین) آن حضرت فرمود که [[پیامبر خدا]]{{صل}} به علی{{ع}} فرموده: تو ثواب هستی و یارانت (هم) ابرارند<ref>. برهان، ص۲۰۵ - این روایت را این جمعه عروسی در نورالثقلین، ج۱، ص۴۲۵، حدیث ۴۹۴، نقل کرده است.</ref>.
و نیز می‌فرماید: [[محمد بن عباس]] با اسنادش از ابی‌حمزه و او از ابی‌جعفر، امام باقر{{ع}} درباره فرموده [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ * وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ}}<ref>«بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند * و به راستی گنهکاران در دوزخ‌اند» سوره انفطار، آیه ۱۳-۱۴.</ref>، نقل کند که: {{متن حدیث|قال: الأبرار هم نحن، و الفجار هم أعداؤنا}}؛ یعنی امام باقر{{ع}} فرمود: ابرار خود ما هستیم و [[فجّار]] همان [[دشمنان]] ما هستند<ref>. برهان، ص۱۱۷۷.</ref>.
و نیز می‌فرماید: [[محمد بن عباس]] با اسنادش از ابی‌حمزه و او از ابی‌جعفر، امام باقر{{ع}} درباره فرموده [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ * وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ}}<ref>«بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند * و به راستی گنهکاران در دوزخ‌اند» سوره انفطار، آیه ۱۳-۱۴.</ref>، نقل کند که: {{متن حدیث|قال: الأبرار هم نحن، و الفجار هم أعداؤنا}}؛ یعنی امام باقر{{ع}} فرمود: ابرار خود ما هستیم و [[فجّار]] همان [[دشمنان]] ما هستند<ref>. برهان، ص۱۱۷۷.</ref>.


خط ۱۷۷: خط ۱۸۶:


====سه ویژگی [[الهی]]، [[اعتقادی]] و [[رفتاری]] ابرار====
====سه ویژگی [[الهی]]، [[اعتقادی]] و [[رفتاری]] ابرار====
*'''ویژگی الهی''': ابرار دارای یک رتبه عالی الهی‌اند که آن رتبه، [[بندگی]] خداست: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا}}، و این رتبه [[بندگی خدا]] را که [[خدای متعال]] در [[وصف]] بندگانش بیان فرموده، حقیقتی است که مافوقی برای آن متصوّر نیست. این همان رتبه‌ای است که در تشهّد [[نماز]]، پیش از [[گواهی]] به [[پیامبری]] [[حضرت ختمی مرتبت]]، بر بندگی او [[شهادت]] داده و می‌گوییم: {{متن حدیث|أَشْهَدُ أَنَ‏ مُحَمَّداً عَبْدُهُ‏ وَ رَسُولُهُ‏}}.
'''ویژگی الهی''': ابرار دارای یک رتبه عالی الهی‌اند که آن رتبه، [[بندگی]] خداست: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا}}، و این رتبه [[بندگی خدا]] را که [[خدای متعال]] در [[وصف]] بندگانش بیان فرموده، حقیقتی است که مافوقی برای آن متصوّر نیست. این همان رتبه‌ای است که در تشهّد [[نماز]]، پیش از [[گواهی]] به [[پیامبری]] [[حضرت ختمی مرتبت]]، بر بندگی او [[شهادت]] داده و می‌گوییم: {{متن حدیث|أَشْهَدُ أَنَ‏ مُحَمَّداً عَبْدُهُ‏ وَ رَسُولُهُ‏}}.
*'''ویژگی اعتقادی''': این رتبه عالی الهی، به ازای آن [[خوی]] [[پسندیده]] و مهذب ابرار است که بر اثر آن، [[طاعات]]، [[اعمال]] و [[عبادات]] آنان صرفاً در [[مقام]] بندگی خدا قرار گرفته است و تنها برای رضای [[حق]] انجام می‌شود و مبرّای از هر نوع شایبه نفع است؛ به گونه‌ای که در برابر آن، نه [[انتظار]] پاداشی در جزای عمل و [[طاعت]] خود دارند، و نه توقع [[شکر]] و [[سپاس]] را در سر می‌پرورانند؛ آن‌چنان که او می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«(با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۹.</ref>، و لذا وجه‌اللّه و رضای خدای متعال مورد نظر آنان است.
 
*'''ویژگی رفتاری و [[پاداش]] ابرار''': [[صبر]] و [[شکیبایی]]، ویژگی خاص [[رفتاری]] [[ابرار]] است. [[پاداش]] آنان در ازای صبری است که در [[طاعات]]، [[اعمال]] و [[عبادات]] برای رضای [[حق تعالی]] [[تحمل]] می‌کنند. لذا او تعالی می‌فرماید: {{متن قرآن|وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref>«و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۱۲.</ref>.
'''ویژگی اعتقادی''': این رتبه عالی الهی، به ازای آن [[خوی]] [[پسندیده]] و مهذب ابرار است که بر اثر آن، [[طاعات]]، [[اعمال]] و [[عبادات]] آنان صرفاً در [[مقام]] بندگی خدا قرار گرفته است و تنها برای رضای [[حق]] انجام می‌شود و مبرّای از هر نوع شایبه نفع است؛ به گونه‌ای که در برابر آن، نه [[انتظار]] پاداشی در جزای عمل و [[طاعت]] خود دارند، و نه توقع [[شکر]] و [[سپاس]] را در سر می‌پرورانند؛ آن‌چنان که او می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«(با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۹.</ref>، و لذا وجه‌اللّه و رضای خدای متعال مورد نظر آنان است.
 
'''ویژگی رفتاری و [[پاداش]] ابرار''': [[صبر]] و [[شکیبایی]]، ویژگی خاص [[رفتاری]] [[ابرار]] است. [[پاداش]] آنان در ازای صبری است که در [[طاعات]]، [[اعمال]] و [[عبادات]] برای رضای [[حق تعالی]] [[تحمل]] می‌کنند. لذا او تعالی می‌فرماید: {{متن قرآن|وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref>«و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۱۲.</ref>.
 
آنان در [[بهشت]]، در کمال [[راحتی]] و [[آسایش]]، بر تخت‌های شادی‌آفرین و بر متّکاهای حریر تکیه می‌زنند: {{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا}}<ref>«در آن، بر تخت‌ها پشت می‌دهند، در آن نه (گرمای) خورشیدی می‌بینند و نه سرمایی» سوره انسان، آیه ۱۳.</ref>.
آنان در [[بهشت]]، در کمال [[راحتی]] و [[آسایش]]، بر تخت‌های شادی‌آفرین و بر متّکاهای حریر تکیه می‌زنند: {{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا}}<ref>«در آن، بر تخت‌ها پشت می‌دهند، در آن نه (گرمای) خورشیدی می‌بینند و نه سرمایی» سوره انسان، آیه ۱۳.</ref>.
سایه‌های بهشت، به آنان نزدیک، و میوه‌های بهشتی در اختیارشان است: {{متن قرآن|وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا}}<ref>«و سایه‌سارهای آن، نزدیک آنها و میوه‌های آن بسیار در دسترس است» سوره انسان، آیه ۱۴.</ref>.
سایه‌های بهشت، به آنان نزدیک، و میوه‌های بهشتی در اختیارشان است: {{متن قرآن|وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا}}<ref>«و سایه‌سارهای آن، نزدیک آنها و میوه‌های آن بسیار در دسترس است» سوره انسان، آیه ۱۴.</ref>.


جام‌های نقره‌ای و ظروفی بلورین؛ بلورهای از نقره که در اندازه‌بندی‌هایی به‌اندازه شده، بر آنان گردش داده می‌شود: {{متن قرآن|وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا * وَيُطَافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا * قَوَارِيرَ مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا}}<ref>«و سایه‌سارهای آن، نزدیک آنها و میوه‌های آن بسیار در دسترس است * و گرد آنان آوندهایی سیمین و جام‌هایی بلورین می‌چرخانند * بلورهایی سیمگون که آنها را (ساقیان) به اندازه پیموده‌اند» سوره انسان، آیه ۱۴-۱۶.</ref>.
جام‌های نقره‌ای و ظروفی بلورین؛ بلورهای از نقره که در اندازه‌بندی‌هایی به‌اندازه شده، بر آنان گردش داده می‌شود: {{متن قرآن|وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا * وَيُطَافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا * قَوَارِيرَ مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا}}<ref>«و سایه‌سارهای آن، نزدیک آنها و میوه‌های آن بسیار در دسترس است * و گرد آنان آوندهایی سیمین و جام‌هایی بلورین می‌چرخانند * بلورهایی سیمگون که آنها را (ساقیان) به اندازه پیموده‌اند» سوره انسان، آیه ۱۴-۱۶.</ref>.
در بهشت، آنان از کاسه‌ای می‌نوشند که نوشیدنی آن، ممزوج با زنجبیل است؛ آن چشمه‌ای که سلسبیل (یعنی نوشیدنی گوارا) نامیده می‌شود: {{متن قرآن|وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِيلًا * عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا}}<ref>«و در آنجا به آنان پیاله‌ای می‌نوشانند که آمیخته آن زنجبیل است * از چشمه‌ای که آنجاست به نام سلسبیل» سوره انسان، آیه ۱۷-۱۸.</ref>.
در بهشت، آنان از کاسه‌ای می‌نوشند که نوشیدنی آن، ممزوج با زنجبیل است؛ آن چشمه‌ای که سلسبیل (یعنی نوشیدنی گوارا) نامیده می‌شود: {{متن قرآن|وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِيلًا * عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا}}<ref>«و در آنجا به آنان پیاله‌ای می‌نوشانند که آمیخته آن زنجبیل است * از چشمه‌ای که آنجاست به نام سلسبیل» سوره انسان، آیه ۱۷-۱۸.</ref>.
و پسران نوجوان همیشه و جاودان بر گرد آنان در حال پذیرایی‌اند که چون آنان را ببینی، چنین پنداری: مرواریدهایند که به اطراف پراکنده شده‌اند: {{متن قرآن|وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنْثُورًا}}<ref>«و خدمتگزارانی هماره جوان گرد آنان می‌گردند که چون بنگریشان، می‌پنداری که مرواریدهایی پراکنده‌اند» سوره انسان، آیه ۱۹.</ref>.
و پسران نوجوان همیشه و جاودان بر گرد آنان در حال پذیرایی‌اند که چون آنان را ببینی، چنین پنداری: مرواریدهایند که به اطراف پراکنده شده‌اند: {{متن قرآن|وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنْثُورًا}}<ref>«و خدمتگزارانی هماره جوان گرد آنان می‌گردند که چون بنگریشان، می‌پنداری که مرواریدهایی پراکنده‌اند» سوره انسان، آیه ۱۹.</ref>.


خط ۱۹۱: خط ۲۰۶:


===خاتمه: [[اعجاز قرآن]] و بهره‌گیری‌های [[تربیتی]]===
===خاتمه: [[اعجاز قرآن]] و بهره‌گیری‌های [[تربیتی]]===
*'''اعجاز قرآن'''
'''اعجاز قرآن'''
 
در [[سوره انفطار]]، در [[آیات]]: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ}} و {{متن قرآن|وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ}}، ملاحظه می‌کنیم [[ابرار]] در مقابل [[فجّار]] قرار دارند. پیش‌تر در بررسی آیات [[سوره انسان]]، دانستیم که مطلوب ابرار در اعمال و انجام طاعات و عبادات، وجه‌اللّه است، در حالی‌که فجّار نه تنها مطلوبشان وجه‌اللّه نبوده، بلکه در نقطه مقابل ابرار، فرار از سخن[[حق]] و [[نافرمانی]] از [[طاعت]] او و [[شرک]] و [[بت‌پرستی]] را [[آیین]] خود قرار داده‌اند. در [[وصف]] آنان در [[سوره نوح]] چنین می‌خوانیم: [[نوح]] گفت: پروردگارا! من [[قوم]] خود را شب و [[روز]] (به [[پرستش]] تو و به [[تقوا]] و طاعت) [[دعوت]] نمودم: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَارًا}}<ref>«گفت: پروردگارا من شب و روز، قوم خود را (به خداپرستی) فرا خواندم» سوره نوح، آیه ۵.</ref>.
در [[سوره انفطار]]، در [[آیات]]: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ}} و {{متن قرآن|وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ}}، ملاحظه می‌کنیم [[ابرار]] در مقابل [[فجّار]] قرار دارند. پیش‌تر در بررسی آیات [[سوره انسان]]، دانستیم که مطلوب ابرار در اعمال و انجام طاعات و عبادات، وجه‌اللّه است، در حالی‌که فجّار نه تنها مطلوبشان وجه‌اللّه نبوده، بلکه در نقطه مقابل ابرار، فرار از سخن[[حق]] و [[نافرمانی]] از [[طاعت]] او و [[شرک]] و [[بت‌پرستی]] را [[آیین]] خود قرار داده‌اند. در [[وصف]] آنان در [[سوره نوح]] چنین می‌خوانیم: [[نوح]] گفت: پروردگارا! من [[قوم]] خود را شب و [[روز]] (به [[پرستش]] تو و به [[تقوا]] و طاعت) [[دعوت]] نمودم: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَارًا}}<ref>«گفت: پروردگارا من شب و روز، قوم خود را (به خداپرستی) فرا خواندم» سوره نوح، آیه ۵.</ref>.
اما [[دعوت]] من، چیزی بر آنان نیفزود جز آنکه (آنان از دعوت به سوی [[حق]]) فرار کردند: {{متن قرآن|فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَارًا}}<ref>«و فراخوان من جز به گریز آنان نیفزود» سوره نوح، آیه ۶.</ref>.
اما [[دعوت]] من، چیزی بر آنان نیفزود جز آنکه (آنان از دعوت به سوی [[حق]]) فرار کردند: {{متن قرآن|فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَارًا}}<ref>«و فراخوان من جز به گریز آنان نیفزود» سوره نوح، آیه ۶.</ref>.


و هر موقع، آنان را (به [[پرستش]] تو و به [[تقوا]] و [[طاعت]]) دعوت نمودم تا برای آنها [[مغفرت]] و [[آمرزش]] قرار دهی، آنان (در پاسخ به این دعوت) انگشتان‌شان را در گوش‌هایشان قرار داده و جامه‌های خویش را بر سر و صورت خود پیچیدند (تا سخنحق را نشنوند). آنان (بر نشنیدن سخنحق) پافشاری داشته، و با نوعی [[کبر]] و [[خودبزرگ‌بینی]] (که همراه با [[مخالفت]] حق و نشنیدن سخن اوست)، [[تکبر]] می‌ورزند: {{متن قرآن|وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا}}<ref>«و من هرگاه آنان را فرا خواندم تا بیامرزیشان، انگشت در گوش نهادند و جامه بر سر کشیدند و (در کفر) پای فشردند و سخت گردنفرازی ورزیدند» سوره نوح، آیه ۷.</ref>.
و هر موقع، آنان را (به [[پرستش]] تو و به [[تقوا]] و [[طاعت]]) دعوت نمودم تا برای آنها [[مغفرت]] و [[آمرزش]] قرار دهی، آنان (در پاسخ به این دعوت) انگشتان‌شان را در گوش‌هایشان قرار داده و جامه‌های خویش را بر سر و صورت خود پیچیدند (تا سخنحق را نشنوند). آنان (بر نشنیدن سخنحق) پافشاری داشته، و با نوعی [[کبر]] و [[خودبزرگ‌بینی]] (که همراه با [[مخالفت]] حق و نشنیدن سخن اوست)، [[تکبر]] می‌ورزند: {{متن قرآن|وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا}}<ref>«و من هرگاه آنان را فرا خواندم تا بیامرزیشان، انگشت در گوش نهادند و جامه بر سر کشیدند و (در کفر) پای فشردند و سخت گردنفرازی ورزیدند» سوره نوح، آیه ۷.</ref>.
بعد هم آشکارا و سپس هم علنی و هم پنهانی، آنان را (به پرستش تو و به تقوا و طاعت) دعوت نمودم: {{متن قرآن|ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا * إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا}}<ref>«سپس آنان را با ندای بلند فرا خواندم * باز آشکار به آنان گفتم و (نیز) یکسره پنهان به ایشان گفتم» سوره نوح، آیه ۸-۹.</ref>.
بعد هم آشکارا و سپس هم علنی و هم پنهانی، آنان را (به پرستش تو و به تقوا و طاعت) دعوت نمودم: {{متن قرآن|ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا * إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا}}<ref>«سپس آنان را با ندای بلند فرا خواندم * باز آشکار به آنان گفتم و (نیز) یکسره پنهان به ایشان گفتم» سوره نوح، آیه ۸-۹.</ref>.


[[نوح]] (که برای [[هدایت]] [[قوم]] خود در طی مدت نهصدوپنجاه سال با روش‌های مختلف آشکارا و [[نهان]]، آنان را به سوی حق دعوت نمود، در پاسخ، جز عده‌ای اندک‌شمار در این مدت طولانی به او [[ایمان]] نیاورده و بقیه کسان قومش با او بنای [[عصیان]]، [[سرکشی]] و مخالفت نهادند و او اثری از ایمان را در آنها نیافت. بعد از [[یأس]] از هدایت آنان) گفت: پروردگارا! آنان از من [[نافرمانی]] کرده و از کسانی [[پیروی]] نموده‌اند که [[مال]] و فرزندانشان جز [[زیانکاری]] و [[خسران]]، چیزی بر آنها نیفزوده: {{متن قرآن|قَالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَاتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ إِلَّا خَسَارًا}}<ref>«نوح گفت: پروردگارا! آنان از من فرمان نبردند و از کسی پیروی کردند که دارایی و فرزندش جز به زیان وی نیفزود» سوره نوح، آیه ۲۱.</ref>.
[[نوح]] (که برای [[هدایت]] [[قوم]] خود در طی مدت نهصدوپنجاه سال با روش‌های مختلف آشکارا و [[نهان]]، آنان را به سوی حق دعوت نمود، در پاسخ، جز عده‌ای اندک‌شمار در این مدت طولانی به او [[ایمان]] نیاورده و بقیه کسان قومش با او بنای [[عصیان]]، [[سرکشی]] و مخالفت نهادند و او اثری از ایمان را در آنها نیافت. بعد از [[یأس]] از هدایت آنان) گفت: پروردگارا! آنان از من [[نافرمانی]] کرده و از کسانی [[پیروی]] نموده‌اند که [[مال]] و فرزندانشان جز [[زیانکاری]] و [[خسران]]، چیزی بر آنها نیفزوده: {{متن قرآن|قَالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَاتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ إِلَّا خَسَارًا}}<ref>«نوح گفت: پروردگارا! آنان از من فرمان نبردند و از کسی پیروی کردند که دارایی و فرزندش جز به زیان وی نیفزود» سوره نوح، آیه ۲۱.</ref>.
و آنان [[حیله]] بزرگی را [[مکر]] نمودند: {{متن قرآن|وَمَكَرُوا مَكْرًا كُبَّارًا}}<ref>«و نیرنگی بزرگ باختند» سوره نوح، آیه ۲۲.</ref>.
و آنان [[حیله]] بزرگی را [[مکر]] نمودند: {{متن قرآن|وَمَكَرُوا مَكْرًا كُبَّارًا}}<ref>«و نیرنگی بزرگ باختند» سوره نوح، آیه ۲۲.</ref>.
و گفتند: از خدایانتان دست برندارید و ([[پرستش]] بت‌های پنج‌گانه) [[ودّ]]، [[سُواع]]، [[یَغوث]]، [[یَعوق]] و [[نسر]] را رها نکنید: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا}}<ref>«و گفتند: هیچ گاه از خدایان خویش دست برندارید و هرگز از ودّ و سواع و یغوث و یعوق و نسر، دست نکشید» سوره نوح، آیه ۲۳.</ref>.
و گفتند: از خدایانتان دست برندارید و ([[پرستش]] بت‌های پنج‌گانه) [[ودّ]]، [[سُواع]]، [[یَغوث]]، [[یَعوق]] و [[نسر]] را رها نکنید: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا}}<ref>«و گفتند: هیچ گاه از خدایان خویش دست برندارید و هرگز از ودّ و سواع و یغوث و یعوق و نسر، دست نکشید» سوره نوح، آیه ۲۳.</ref>.


و (آنان) گروه بسیاری را به [[ضلالت]] و [[گمراهی]] کشانیده‌اند، و (ای [[پروردگار]] [[مهربان]]!) [[ستمکاران]] را جز ضلالت و گمراهی چیزی بدانها نیفزا: {{متن قرآن|وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيرًا وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلَالًا}}<ref>«و بی‌گمان بسیاری را گمراه کردند، و ستمگران را جز گمراهی میفزای» سوره نوح، آیه ۲۴.</ref>.
و (آنان) گروه بسیاری را به [[ضلالت]] و [[گمراهی]] کشانیده‌اند، و (ای [[پروردگار]] [[مهربان]]!) [[ستمکاران]] را جز ضلالت و گمراهی چیزی بدانها نیفزا: {{متن قرآن|وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيرًا وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلَالًا}}<ref>«و بی‌گمان بسیاری را گمراه کردند، و ستمگران را جز گمراهی میفزای» سوره نوح، آیه ۲۴.</ref>.
(پروردگارا!) البته، اگر آنان ([[کافران]]) را زنده گذاری، بندگانت را [[گمراه]] کرده و تنها نسلی [[فاجر]] و [[کفّار]] ([[ناسپاس]]) از خود به وجود می‌آورند: {{متن قرآن|وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا * إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا}}<ref>«و نوح گفت: پروردگارا! از کافران هیچ کس را روی زمین بر جای مگذار * که اگر آنان را وا نهی بندگانت را گمراه می‌کنند و جز گنهکار بسیار ناسپاس پدید نمی‌آورند» سوره نوح، آیه ۲۶-۲۷.</ref>
(پروردگارا!) البته، اگر آنان ([[کافران]]) را زنده گذاری، بندگانت را [[گمراه]] کرده و تنها نسلی [[فاجر]] و [[کفّار]] ([[ناسپاس]]) از خود به وجود می‌آورند: {{متن قرآن|وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا * إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا}}<ref>«و نوح گفت: پروردگارا! از کافران هیچ کس را روی زمین بر جای مگذار * که اگر آنان را وا نهی بندگانت را گمراه می‌کنند و جز گنهکار بسیار ناسپاس پدید نمی‌آورند» سوره نوح، آیه ۲۶-۲۷.</ref>


خط ۲۱۲: خط ۲۳۲:
#{{متن قرآن|وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ}}<ref>«و به راستی گنهکاران در دوزخ‌اند» سوره انفطار، آیه ۱۴.</ref>.
#{{متن قرآن|وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ}}<ref>«و به راستی گنهکاران در دوزخ‌اند» سوره انفطار، آیه ۱۴.</ref>.
#{{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ}}<ref>«نه چنین است، کارنامه بدکاران در «سجّین» است» سوره مطففین، آیه ۷.</ref>.
#{{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ}}<ref>«نه چنین است، کارنامه بدکاران در «سجّین» است» سوره مطففین، آیه ۷.</ref>.
*'''بهره‌گیری‌های [[تربیتی]]'''
 
'''بهره‌گیری‌های [[تربیتی]]'''
 
با [[تدبّر]] در آیات ابرار به ترتیب نزول آن، نکات و اصولی اساسی در [[تربیت]] به دست می‌آید که حاصل آن [[رهایی]] از [[ضلالت]] [[دوران جاهلیت]] [[عرب]] و ورود به [[هدایت الهی]] و [[عروج]] به سوی ابراریت است. این اصول به طور فهرست‌وار عبارتند از:
با [[تدبّر]] در آیات ابرار به ترتیب نزول آن، نکات و اصولی اساسی در [[تربیت]] به دست می‌آید که حاصل آن [[رهایی]] از [[ضلالت]] [[دوران جاهلیت]] [[عرب]] و ورود به [[هدایت الهی]] و [[عروج]] به سوی ابراریت است. این اصول به طور فهرست‌وار عبارتند از:
#ارائه [[غایت]] و [[عاقبت]] کار: وقتی دو گروه ابرار و [[فجار]] را نسبت به هم مقایسه می‌نماییم، ملاحظه می‌کنیم: عاقبت ابرار، [[نعیم]]، و عاقبت [[فجّار]]، [[جحیم]] است. قال تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ * وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ}}<ref>«بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند * و به راستی گنهکاران در دوزخ‌اند» سوره انفطار، آیه ۱۳-۱۴.</ref>. بنابراین، اصل ارائه غایت و عاقبت کار، عاملی اساسی در تربیت است تا همواره محکی [[غنی]] برای استمرار تلاش و [[کوشش]] در راستای دست‌یابی به [[هدف]] موجود باشد.
#ارائه [[غایت]] و [[عاقبت]] کار: وقتی دو گروه ابرار و [[فجار]] را نسبت به هم مقایسه می‌نماییم، ملاحظه می‌کنیم: عاقبت ابرار، [[نعیم]]، و عاقبت [[فجّار]]، [[جحیم]] است. قال تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ * وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ}}<ref>«بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند * و به راستی گنهکاران در دوزخ‌اند» سوره انفطار، آیه ۱۳-۱۴.</ref>. بنابراین، اصل ارائه غایت و عاقبت کار، عاملی اساسی در تربیت است تا همواره محکی [[غنی]] برای استمرار تلاش و [[کوشش]] در راستای دست‌یابی به [[هدف]] موجود باشد.
خط ۲۴۷: خط ۲۶۹:


==منابع==
==منابع==
{{منابع}}
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱''']]
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱''']]
# [[پرونده:1100560.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن''']]
# [[پرونده:1100560.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن''']]
{{پایان منابع}}


==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:ابرار]]
[[رده:ابرار]]
[[رده:مدخل‌های قرآنی دانشنامه]]
[[رده:مدخل‌های قرآنی دانشنامه]]
[[رده:مفاهیم در قرآن]]
[[رده:مفاهیم در قرآن]]
۱۱۵٬۲۱۳

ویرایش