←حقگرایی و حقطلبی
| (۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اصلاح در لغت]] - [[اصلاح در قرآن]] - [[اصلاح در معارف و سیره علوی]] - [[اصلاح در جامعهشناسی اسلامی]] - [[اصلاح در فقه اسلامی]] - [[اصلاح در فقه سیاسی]] - [[اصلاح در سیره معصوم]] - [[اصلاح در معارف و سیره حسینی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اصلاح در لغت]] - [[اصلاح در قرآن]] - [[اصلاح در معارف و سیره علوی]] - [[اصلاح در جامعهشناسی اسلامی]] - [[اصلاح در فقه اسلامی]] - [[اصلاح در فقه سیاسی]] - [[اصلاح در سیره معصوم]] - [[اصلاح در معارف و سیره حسینی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۴: | ||
کاربردهای اصلاح را - به لحاظ حوزه اجرایی این فرایند - میتوان در سه ردۀ رابطه [[انسان]] با [[خدا]]، انسانهای دیگر و [[جهان]] [[طبیعت]] دستهبندی کرد: | کاربردهای اصلاح را - به لحاظ حوزه اجرایی این فرایند - میتوان در سه ردۀ رابطه [[انسان]] با [[خدا]]، انسانهای دیگر و [[جهان]] [[طبیعت]] دستهبندی کرد: | ||
==== نخست: اصلاح فردی ==== | ==== نخست: اصلاح فردی ==== | ||
===== اصلاح رابطه | =====اصلاح رابطه انسان با خود===== | ||
{{اصلی|اصلاح نفس}} | {{اصلی|اصلاح نفس}} | ||
در [[جهانبینی اسلامی]] [[انسان]] و هستی بدون [[هدف]] [[آفریده]] نشده است<ref>{{متن قرآن|أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ}} «آیا پنداشتهاید که ما شما را بیهوده آفریدهایم و شما به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۵.</ref> و انسان به عنوان عصاره [[خلقت]]<ref>صحیفه امام، ج۱۴، ص۷.</ref> و [[خلیفه خدا]] در روی [[زمین]] دارای هدف والایی است که از آن به «[[قرب]] إلی [[الله]]» یاد میشود. [[قربی]] که امری وجودی است و به معنای نزدیکی وجودی انسان به کمال مطلق میباشد. به هر مقدار که انسان واجد [[صفات پسندیده]] گردد به کمال مطلق که همه صفات کمالیه را به نحو اطلاق دارا میباشد نزدیکتر خواهد بود. این نزدیکی بدون تهذیب نفس و تزکیۀ [[باطن]] و تخلق به اخلاق الهی غیرممکن خواهد بود؛ لذا تهذیب نفس و تخلق به اخلاق الهی مقصد همه مکتبهای [[توحیدی]] است<ref>صحیفه امام، ج۷، ص۵۳۱.</ref> و مقصد [[قرآن]] به عنوان آخرین و کاملترین [[کتاب آسمانی]] چیزی جز تصفیه [[عقول]] و [[تزکیه نفس]] برای رسیدن به [[قرب به خداوند]] و کلمه [[توحید]] نیست<ref>امام خمینی، کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۱.</ref>. | در [[جهانبینی اسلامی]] [[انسان]] و هستی بدون [[هدف]] [[آفریده]] نشده است<ref>{{متن قرآن|أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ}} «آیا پنداشتهاید که ما شما را بیهوده آفریدهایم و شما به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۵.</ref> و انسان به عنوان عصاره [[خلقت]]<ref>صحیفه امام، ج۱۴، ص۷.</ref> و [[خلیفه خدا]] در روی [[زمین]] دارای هدف والایی است که از آن به «[[قرب]] إلی [[الله]]» یاد میشود. [[قربی]] که امری وجودی است و به معنای نزدیکی وجودی انسان به کمال مطلق میباشد. به هر مقدار که انسان واجد [[صفات پسندیده]] گردد به کمال مطلق که همه صفات کمالیه را به نحو اطلاق دارا میباشد نزدیکتر خواهد بود. این نزدیکی بدون تهذیب نفس و تزکیۀ [[باطن]] و تخلق به اخلاق الهی غیرممکن خواهد بود؛ لذا تهذیب نفس و تخلق به اخلاق الهی مقصد همه مکتبهای [[توحیدی]] است<ref>صحیفه امام، ج۷، ص۵۳۱.</ref> و مقصد [[قرآن]] به عنوان آخرین و کاملترین [[کتاب آسمانی]] چیزی جز تصفیه [[عقول]] و [[تزکیه نفس]] برای رسیدن به [[قرب به خداوند]] و کلمه [[توحید]] نیست<ref>امام خمینی، کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۱.</ref>. | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۳: | ||
{{اصلی|اصلاح سبک زندگی}} | {{اصلی|اصلاح سبک زندگی}} | ||
===== اصلاح رابطه با خدا ===== | =====اصلاح رابطه با خدا===== | ||
{{اصلی|اصلاح رابطه خود و خدا}} | |||
در برخی [[آیات]] از [[نماز]] در نقش رابطهای عبادی میان [[خدا]] و [[انسان]] و از مصادیق اصلاحگری یاد شده است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ}}<ref>«و آنان که به کتاب (آسمانی) چنگ میزنند و نماز را بر پا میدارند، ما پاداش نکوکاران را تباه نمیگردانیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۰.</ref>. بین [[انسان]] و [[بازگشت به خدا]] ([[توبه]]) در ارتباط با اصلاح اعمال نیز رابطهای مستقیم برقرار است، زیرا [[توبه]] از سویی شرط اصلاح اعمال و از سوی دیگر از راههای برقراری ارتباط با [[خداوند]]، شمرده شده است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}، «خداوند و لعنتکنندگان، کسانی را لعنت میکنند که برهانها و رهنمودی را که فرو فرستادیم، پس از آنکه در کتاب (تورات) برای مردم روشن کردیم، پنهان میدارند جز کسانی که توبه کردند و به اصلاح (کار خود) پرداختند و (پوشیدهها را) روشن بیان داشتند، که آنان را میآمرزم و من توبهپذیر بخشایندهام» سوره بقره، آیه ۱۵۹-۱۶۰.</ref>؛ همچنین از کاربردهای اصلاح در حوزه ارتباط انسان با خدا، درخواست اصلاح و [[نیکی]] برای ذریّه و [[نسل]]، از [[خدای سبحان]] است: {{متن قرآن|...وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي...}}<ref>«...و برای من، در دودمانم شایستگی نه...» سوره احقاف، آیه ۱۵.</ref>.<ref>[[اکبر میرسپاه|میرسپاه، اکبر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]].</ref> | در برخی [[آیات]] از [[نماز]] در نقش رابطهای عبادی میان [[خدا]] و [[انسان]] و از مصادیق اصلاحگری یاد شده است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ}}<ref>«و آنان که به کتاب (آسمانی) چنگ میزنند و نماز را بر پا میدارند، ما پاداش نکوکاران را تباه نمیگردانیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۰.</ref>. بین [[انسان]] و [[بازگشت به خدا]] ([[توبه]]) در ارتباط با اصلاح اعمال نیز رابطهای مستقیم برقرار است، زیرا [[توبه]] از سویی شرط اصلاح اعمال و از سوی دیگر از راههای برقراری ارتباط با [[خداوند]]، شمرده شده است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}، «خداوند و لعنتکنندگان، کسانی را لعنت میکنند که برهانها و رهنمودی را که فرو فرستادیم، پس از آنکه در کتاب (تورات) برای مردم روشن کردیم، پنهان میدارند جز کسانی که توبه کردند و به اصلاح (کار خود) پرداختند و (پوشیدهها را) روشن بیان داشتند، که آنان را میآمرزم و من توبهپذیر بخشایندهام» سوره بقره، آیه ۱۵۹-۱۶۰.</ref>؛ همچنین از کاربردهای اصلاح در حوزه ارتباط انسان با خدا، درخواست اصلاح و [[نیکی]] برای ذریّه و [[نسل]]، از [[خدای سبحان]] است: {{متن قرآن|...وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي...}}<ref>«...و برای من، در دودمانم شایستگی نه...» سوره احقاف، آیه ۱۵.</ref>.<ref>[[اکبر میرسپاه|میرسپاه، اکبر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]].</ref> | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
اصلاح در [[جامعه]] عبارت است از تغییراتی که اساسی و بنیادی نبوده و جامعه را از نظر بنیاد و ساختمان اصلی و [[نظامات]] [[حاکم]]، دگرگون نسازد، بلکه تنها تغییراتی در جهت بهبود اوضاع به وجود آورد<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۱۶۹.</ref>. بهعبارت دیگر یعنی سامان دادنهای آرام، تدریجی و غیربنیادی در جهت مطلوب<ref>نهضتهای اسلامی، ص۸.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۱۰۸.</ref> | اصلاح در [[جامعه]] عبارت است از تغییراتی که اساسی و بنیادی نبوده و جامعه را از نظر بنیاد و ساختمان اصلی و [[نظامات]] [[حاکم]]، دگرگون نسازد، بلکه تنها تغییراتی در جهت بهبود اوضاع به وجود آورد<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۱۶۹.</ref>. بهعبارت دیگر یعنی سامان دادنهای آرام، تدریجی و غیربنیادی در جهت مطلوب<ref>نهضتهای اسلامی، ص۸.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۱۰۸.</ref> | ||
===== رابطه | ===== اصلاح رابطه با دیگران ===== | ||
بیشترین موارد کاربرد اصلاح در [[قرآن]] به این حوزه مربوط میشود که گاه در دامنه محدودتری به اصلاح امور [[خانواده]] مربوط میشود و گاه در سطح روابط اجتماعی به آن پرداخته میشود: | بیشترین موارد کاربرد اصلاح در [[قرآن]] به این حوزه مربوط میشود که گاه در دامنه محدودتری به اصلاح امور [[خانواده]] مربوط میشود و گاه در سطح روابط اجتماعی به آن پرداخته میشود: | ||
# '''[[رفع اختلافات]] [[خانوادگی]]:''' [[قرآن]] برای [[حل اختلافات]] داخلی [[خانواده]] پیشنهاد میکند که هنگام [[ترس]] از جدایی دو [[همسر]] از یکدیگر، [[داوری]] از سوی مرد و داوری از طرف [[زن]] تلاش کنند تا میان این زن و شوهر [[دوستی]] و [[آشتی]] ایجاد کنند: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ يُرِيدَا إِصْلَاحًا يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُمَا}}<ref>«و اگر از ناسازگاری آنان نگرانید، چنانچه در پی اصلاح باشند داوری از خویشان مرد و داوری از خویشان زن برانگیزید تا خداوند میان آن دو آشتی برقرار کند» سوره نساء، آیه ۳۵.</ref>.<ref>التبیان، ج ۳، ص ۱۹۲؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۷۰؛ تفسیر المنار، ج ۵، ص۷۸-۷۹.</ref>، | # '''[[رفع اختلافات]] [[خانوادگی]]:''' [[قرآن]] برای [[حل اختلافات]] داخلی [[خانواده]] پیشنهاد میکند که هنگام [[ترس]] از جدایی دو [[همسر]] از یکدیگر، [[داوری]] از سوی مرد و داوری از طرف [[زن]] تلاش کنند تا میان این زن و شوهر [[دوستی]] و [[آشتی]] ایجاد کنند: {{متن قرآن|وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ يُرِيدَا إِصْلَاحًا يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُمَا}}<ref>«و اگر از ناسازگاری آنان نگرانید، چنانچه در پی اصلاح باشند داوری از خویشان مرد و داوری از خویشان زن برانگیزید تا خداوند میان آن دو آشتی برقرار کند» سوره نساء، آیه ۳۵.</ref>.<ref>التبیان، ج ۳، ص ۱۹۲؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۷۰؛ تفسیر المنار، ج ۵، ص۷۸-۷۹.</ref>، | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
مصلح باید شناخت کافی از اصلاح داشته باشد، تا عملش به جای اصلاح، به [[افساد]] نکشد. امام علی {{ع}} میفرماید: «ده نفرند که خود و دیگران را به مشکل گرفتار میکنند: یکی از آنان [[اصلاحطلبی]] است که عالم و [[آگاه]] به اصلاح نیست»<ref>{{متن حدیث|عَشَرَةٌ يُفَتِّنُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ غَيْرَهُمْ مُرِيدٌ لِلصَّلَاحِ وَ لَيْسَ بِعَالِمٍ}}، الحیاة، ج۱، ص۳۷.</ref>. یک مصلح باید مثل طبیب، اول درد را [[شناسایی]] و سپس درمان را ارائه دهد و باید بداند که هر دردی، درمان خاص خود را دارد و هر فسادی، اصلاح خاص خود را میطلبد، به قول مرحوم [[شرف الدین]]: «[[صلاح]] را از همان راهی وارد [[جامعه]] کنید که [[فساد]] را وارد کردهاند»<ref>{{عربی|لا یأتی الصلاح الّا من حیث یأتی الفساد}}؛ یادداشتهای استاد مطهری، ج۱، ص۷۵.</ref>. بنابراین، کسی که در جایگاه اصلاحات سیاسی، [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] و [[دینی]] قرار میگیرد، باید به [[احکام]] و [[قوانین الهی]] آشنا و عالم باشد و صلاح و فساد را کاملاً بشناسد<ref>[[مهدی باباپور|باباپور، مهدی]]، [[احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی (مقاله)|مقاله «احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]]، ص ۵۴.</ref>. | مصلح باید شناخت کافی از اصلاح داشته باشد، تا عملش به جای اصلاح، به [[افساد]] نکشد. امام علی {{ع}} میفرماید: «ده نفرند که خود و دیگران را به مشکل گرفتار میکنند: یکی از آنان [[اصلاحطلبی]] است که عالم و [[آگاه]] به اصلاح نیست»<ref>{{متن حدیث|عَشَرَةٌ يُفَتِّنُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ غَيْرَهُمْ مُرِيدٌ لِلصَّلَاحِ وَ لَيْسَ بِعَالِمٍ}}، الحیاة، ج۱، ص۳۷.</ref>. یک مصلح باید مثل طبیب، اول درد را [[شناسایی]] و سپس درمان را ارائه دهد و باید بداند که هر دردی، درمان خاص خود را دارد و هر فسادی، اصلاح خاص خود را میطلبد، به قول مرحوم [[شرف الدین]]: «[[صلاح]] را از همان راهی وارد [[جامعه]] کنید که [[فساد]] را وارد کردهاند»<ref>{{عربی|لا یأتی الصلاح الّا من حیث یأتی الفساد}}؛ یادداشتهای استاد مطهری، ج۱، ص۷۵.</ref>. بنابراین، کسی که در جایگاه اصلاحات سیاسی، [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] و [[دینی]] قرار میگیرد، باید به [[احکام]] و [[قوانین الهی]] آشنا و عالم باشد و صلاح و فساد را کاملاً بشناسد<ref>[[مهدی باباپور|باباپور، مهدی]]، [[احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی (مقاله)|مقاله «احیاگری و اصلاحطلبی در نهضت حسینی»]]، [[فرهنگ عاشورایی ج۱۰ (کتاب)|فرهنگ عاشورایی ج۱۰]]، ص ۵۴.</ref>. | ||
====== [[حقگرایی]] | ====== [[حقگرایی و حقطلبی]] ====== | ||
ویژگی دیگر مصلح آن است که تمام اقدامهایش بر اساس [[حق]] و حقمداری باشد و [[اسیر]] نفس، [[مال]] و دنیازدگی نشود. به تعبیر [[امام علی]] {{ع}}: «مبادا رعایت و [[بزرگداشت]] کسی مانع شما از [[اجرای حد]] گردد»<ref>{{متن حدیث|لَا تَمْنَعَنَّكُمْ رِعَايَةُ الْحَقِّ لِأَحَدٍ عَنْ إِقَامَةِ الْحَقِّ عَلَيْهِ}}، غررالحکم، خ ۱۰۳۲۸.</ref>. علی {{ع}} که انگیزه خود را [[اصلاح امور جامعه]] مطرح میکند، این [[اصلاحطلبی]] را در محور احیاء [[حق]] میداند: «به [[خدا]] [[سوگند]]! هر آینه این کفش کهنه در نزد من از [[حکومت]] کردن بر شما محبوبتر است، مگر این که اقامه حقی بکنم یا باطلی را دفع کنم»<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا}}، نهج البلاغة.</ref>. حضرت حقمحوری را در [[حرکت اصلاحی]] خود اصلی مسلم میداند. | ویژگی دیگر مصلح آن است که تمام اقدامهایش بر اساس [[حق]] و حقمداری باشد و [[اسیر]] نفس، [[مال]] و دنیازدگی نشود. به تعبیر [[امام علی]] {{ع}}: «مبادا رعایت و [[بزرگداشت]] کسی مانع شما از [[اجرای حد]] گردد»<ref>{{متن حدیث|لَا تَمْنَعَنَّكُمْ رِعَايَةُ الْحَقِّ لِأَحَدٍ عَنْ إِقَامَةِ الْحَقِّ عَلَيْهِ}}، غررالحکم، خ ۱۰۳۲۸.</ref>. علی {{ع}} که انگیزه خود را [[اصلاح امور جامعه]] مطرح میکند، این [[اصلاحطلبی]] را در محور احیاء [[حق]] میداند: «به [[خدا]] [[سوگند]]! هر آینه این کفش کهنه در نزد من از [[حکومت]] کردن بر شما محبوبتر است، مگر این که اقامه حقی بکنم یا باطلی را دفع کنم»<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا}}، نهج البلاغة.</ref>. حضرت حقمحوری را در [[حرکت اصلاحی]] خود اصلی مسلم میداند. | ||
| خط ۷۵: | خط ۷۵: | ||
=== به لحاظ زمینهها === | === به لحاظ زمینهها === | ||
==== اصلاح فکری و اعتقادی ==== | ==== اصلاح فکری و اعتقادی ==== | ||
==== اصلاح روحی و روانی ==== | ==== اصلاح روحی و روانی ==== | ||
==== اصلاح فرهنگی ==== | ==== اصلاح فرهنگی ==== | ||
{{اصلی|اصلاح فرهنگی}} | |||
==== اصلاح اقتصادی ==== | ==== اصلاح اقتصادی ==== | ||
{{اصلی|اصلاح اقتصادی}} | |||
==== اصلاح سیاسی ==== | ==== اصلاح سیاسی ==== | ||
{{اصلی|اصلاح سیاسی}} | |||
==== اصلاح قضایی ==== | ==== اصلاح قضایی ==== | ||
== نتایج و آثار == | == نتایج و آثار == | ||
یکی از نتایج و آثار اصلاح، جلوگیری از | یکی از نتایج و آثار اصلاح، جلوگیری از نزول [[عذاب الهی]] است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ}}<ref>«و پروردگارت بر آن نیست شهری را که مردم آن مصلحند به ستم نابود کند» سوره هود، آیه ۱۱۷.</ref>. تعبیر "[[مصلح]]" نشان میدهد که [[صالح]] بودن افراد کافی نیست، بلکه باید اصلاحگر نیز باشند؛ همچنین از [[آیه]] استظهار میشود که تنها زمانی [[عذاب الهی]] نازل میشود که [[فساد]] همگانی شود<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۳۰۹.</ref> و بر گروه [[مصلح]] غیر [[ظالم]]، [[بلا]] و [[عذاب]] نازل نمیشود، هرچند [[مشرک]] باشند<ref>کشف الحقائق، ج ۲، ص ۱۰۸.</ref>. در آیاتی، [[ایمان]]، [[تقوا]] و اصلاحگری عامل سعادتمندی و موجب [[اطمینان]] از [[آینده]] شمرده شده است: {{متن قرآن|فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«پس کسانی که ایمان آورند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره انعام، آیه ۴۸.</ref>، {{متن قرآن|فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آنان که پرهیزگاری ورزند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند» سوره اعراف، آیه ۳۵.</ref>.<ref>[[اکبر میرسپاه|میرسپاه، اکبر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]].</ref> | ||
در آیاتی، [[ایمان]]، [[تقوا]] و اصلاحگری عامل سعادتمندی و موجب [[اطمینان]] از [[آینده]] شمرده شده است: {{متن قرآن|فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«پس کسانی که ایمان آورند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره انعام، آیه ۴۸.</ref>، {{متن قرآن|فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آنان که پرهیزگاری ورزند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند» سوره اعراف، آیه ۳۵.</ref><ref>[[اکبر میرسپاه|میرسپاه، اکبر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||