اثبات ضرورت امامت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==جستارهای وابسته== {{پرسش‌های وابسته}} {{ستون-شروع|3}} +== جستارهای وابسته == {{مدخل‌های وابسته}}))
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-\n\n\n\n +\n\n))
خط ۷۹: خط ۷۹:
و [[پیامبر]] فرمود: {{عربی|" فَاسْمَعُوا لَهُ‏ وَ أَطِيعُوا ‏"}}.
و [[پیامبر]] فرمود: {{عربی|" فَاسْمَعُوا لَهُ‏ وَ أَطِيعُوا ‏"}}.
*همین تعبیر آخِر دال بر [[امامت]] و حکومت بر مردم است<ref>ر.ک. [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۲۲۰ -۲۲۲.</ref>.
*همین تعبیر آخِر دال بر [[امامت]] و حکومت بر مردم است<ref>ر.ک. [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۲۲۰ -۲۲۲.</ref>.


==[[ادله ضرورت امامت]] ==
==[[ادله ضرورت امامت]] ==

نسخهٔ ‏۲۸ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۹:۲۲

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث ضرورت امامت است. "اثبات ضرورت امامت" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل اثبات ضرورت امامت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

ضرورت امامت به معنای واجب بودن نظام امامت برای جامعه و نصب امام از طرف خداست. این ضرورت نیازمند بیان دلایل اثبات ضرورت امامت است.

مقدمه

دلایل وجوب و ضرورت وجود امام

  1. ادله نقلی محض که به صورت مستقیم و روشن، از ظواهر دینی استفاده می‌شود.
  2. ادله عقلی محض که همه مقدمات آنها، از اصول عقلی تشکیل می‌شود.
  3. ادله عقلینقلی.

ادله نقلی محض

آیه اولی الأمر:[۱]

حدیث «مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ يَعْرِفْ‏ إِمَامَ‏ زَمَانِهِ»

سیره مسلمانان

ادله عقلی محض

اجرای حدود و حفظ نظام اسلامی

  1. جمع آراء بر امور اجتماعی مانند جهاد.
  2. جلوگیری از هرج و مرج اجتماعی.
  3. اجرای حدود الهی.
  4. قضاوت[۵].

ادله عقلی – نقلی

وجوب دفع ضررهای عظیم

قاعده لطف و وجوب امامت

وجوه ضرورت امام

۱. حفظ دین:همه مردم از توانایی لازم برای فهم کامل و تفسیر صحیح آیات قرآن و روایات نبوی برخوردار نیستند. همچنین در برخی آیات الهی صرفاً کلیاتی آمده که نیازمند تفصیل است. پس ضرورتاً باید امامی باشد تا رفع این مشکلات نماید. شاهد بر این ضرورت نیز وجود اختلاف‌نظری در امور مهمی است که پس از رحلت پیامبر به وجود آمد. بر اساس سخن پیامبر اکرم در حدیث ثقلین، حفظ دین و رسیدن به رستگاری منوط به وجود امام است[۹]. ۲. برقراری نظم و حفظ جامعه اسلامی: با توجه به اختلاف‌سلیقه‌ها میان عموم مردم و منفعت‌طلبی صاحبان زور و قدرت، دفع ضررهای اجتماعی، تنها از طریق امامت ممکن است. وجود رهبری که مردم از قاطعیت او هراسان و به عدل او امیدوار باشند، موجب دوری جامعه از فساد است[۱۰].

  1. این امامان معصومند که حقیقت معارف قرآن را به‌طور کامل و جامع می‌دانند.
  2. اختلاف نظرات و تبعیت از هوای نفس، منجر به نابودی نظام خواهد شد.
  3. وحدت مسلمانان از بین می‌رود.

۳. اجرای حدود الهی:

ادله عقلی ضرورت نصب الهی

توحید و مالکیت الهی

  • مقدمه یک: وجود امام برای تحقق سعادت انسان‌ها لازم است.
  • مقدمه دو: لازمه امامت وضع قانون اسلامی و اجرای آن است.
  • مقدمه سه: وضع قانون اسلامی و اجرای آن موجب محدودیت اختیار و آزادی دیگران می‌شود.
  • مقدمه چهار: محدود ساختن اختیار دیگران نیازمند اذن تصرف در امور دیگران است زیرا اصل اولیه عدم ولایت فردی بر دیگران است.
  • مقدمه پنج: ولایت فردی بر دیگران، مبتنی بر مالکیت یا اذن از سوی مالک است.
  • مقدمه شش: تنها مالک حقیقی خدای متعال است.
  • نتیجه: تنها کسی حق ولایت و امامت دارد که از طرف مالک حقیقی –خداوند- تعیین شود[۱۳].

ادله نقلی ضرورت نصب الهی

  • حدیثی از منابع اهل سنت: "وقتی حضرت رسول قبیله بنی عامر را به توحید و اسلام دعوت کرد،... شخصی به حضرت عرض کرد: اگر ما با تو بیعت کنیم... آیا می‌پذیری که امر ولایت را پس از خویش به ما بسپاری؟ حضرت فرمودند: " الامر إلى‏ اللّه‏ يضعه‏ حيث‏ يشاء‏‏‏‏‏ ‏" بنابراین از صریح کلام پیامبر برمی‌آید که ایشان نصب امام را به خداوند نسبت داده‌اند و دیگران حقی ندارند.
  • روایت دیگر: پیامبر به قومی به نام "کِنده" از اقوام یمن فرمودند: آیا می‌خواهید به خیری برسید؟... شهادت بدهید به توحید و اقامه نماز کنید... قوم کنده گفتند: اگر پیروز شدی حاکمیت پس از خویش را به ما می‌دهی؟ حضرت فرمود:" وَ الْمُلْكُ بِيَدِ اللَّهِ يَجْعَلُهُ‏ حَيْثُ‏ يَشَاءُ ‏". طبق صریح این روایت هم حضرت در شرایط سخت هم امر خلافت را به نصب الهی دانسته و به نظر مردم نسپارده است.
  • پیامبر اکرم، حضرت علی را به امامت منصوب کردند.
  1. حدیث غدیر: پیامبر: هر که من مولای او هستم، علی مولای اوست.
  2. حدیث یوم الدار: در آن مجلس پیامبر فرمودند: چه کسی مرا بر این امر یاری می‌کند تا پس از من برادر، وصی، وزیر، وارث و جانشین من باشد؟... حضرت علی... عرض کرد: یا رسول الله من شما را یاری می‌کنم این حدیث در منابع اهل سنت با اندکی اختلاف آمده.

و پیامبر فرمود: " فَاسْمَعُوا لَهُ‏ وَ أَطِيعُوا ‏".

  • همین تعبیر آخِر دال بر امامت و حکومت بر مردم است[۱۴].

ادله ضرورت امامت

برهان حفظ و نقل شریعت

  1. دین اسلام، جهانی و جاودانه است.
  2. برای تحقق جهانی بودن و جاودانگی دین اسلام، باید کسانی باشند، تا نخست آن را نقل و از هر گونه انحراف حفظ کنند و دوم پرسش‌ها و شبهه‌های روز جوامع بشری را در عرصه دین پاسخ دهند.
  3. آیات قرآن و صحابه غیر معصوم، برای انتقال و حفظ اسلام از انحراف و پاسخ‌گویی به پرسش‌ها و شبهه‌ها کافی نیستند.

برهان لطف

  1. وجود امام - با عنایت به ثمراتی که دارد- انسان‌ها را به طاعت نزدیک و از معصیت دور می‌کند.
  2. هر آنچه موجب نزدیک‌تر شدن انسان‌ها به طاعت و فرمانبرداری و دور شدن آنها از گناه و معصیت و رسیدن آنها به سعادت ابدی شود، مصداق لطف است.
  1. وجود امام مصداق لطف است.
  2. لطف بر خدا واجب است.

آیه اطاعت

  • یکی از ادله ضرورت امام آیه ۵۹ سوره نساء است. خدای متعال در این آیه خطاب به مؤمنان می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا[۲۸].
  • بر پایه این آیه، باید امامی‌ باشد تا مردم از او اطاعت کنند و اگر صاحب امر و امامی‌ نباشد، دستور به اطاعت از صاحب امر، بیهوده خواهد بود و چنین چیزی از ساحت خدای سبحان دور است [۲۹][۳۰].

حدیث «مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ يَعْرِفْ‏ إِمَامَ‏ زَمَانِهِ‏»

  1. امام در حدیث «مَنْ مَاتَ...»، امام موجود در هر زمان است، پس برای هر مسلمانی در دوران زندگی او، امامی‌بر حق است که باید او را بشناسد.
  2. در هر زمانی باید امام، وجود عینی و خارجی داشته باشد تا بتوان او را شناخت و از او اطاعت نمود. به دیگر سخن معرفت امام، بر وجود امام استوار است[۳۵].
  3. امام در حدیث «مَنْ مَاتَ...»، امام از عترت پیامبر اکرم(ص) است، چنان‌که در روایات شیعه تصریح شده است: «مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ إِمَامٌ مِنْ وُلْدِي مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»[۳۶][۳۷].

حدیث "«لَوْ لَا الْحُجَّةُ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا»"

دلایل لزوم امام

دلایل و شواهد عقلی

فطری بودن نیاز به امام

ضرورت وجود کارشناس دینی بعد از پیامبر

برهان لطف و حکمت

  • همانگونه که لطف و حکمت خدا ایجاب می‌کند که وسایل تکوین و رشد وجودی انسان را فراهم کند و با فرستادن پیامبران با برنامه و قانون، اسباب رسیدن به کمال حقیقی و سعادت واقعی وی را فراهم سازد، همین لطف و حکمت او اقتضا می‌کند که پس از پیامبر اسلام(ص) نیز رهبرانی جهت تفسیر و تبیین صحیح قوانین الهی و هدایت انسان‌ها و رساندن آنها به آن هدف والا از طرف خداوند توسط پیامبرش معیّن شود، تا مردم را از انحراف و گمراهی بازدارند و به حق هدایت کنند.
  • مناظره هِشام بن حکم با دانشمندان معتزلی: در اینجا مناسب است مناظره‌ای را که میان "هشام بن حکم"، یکی از شاگردان جوان امام جعفر صادق(ع) با "عمرو بن عُبّید معتزلی" در زمینه ضرورت وجود امام انجام گرفته است بیاوریم.
  • هشام می‌گوید: روز جمعه‌ای وارد بصره شدم، و به مسجد رفتم، گروه زیادی را دیدم که حلقه زده و عمرو بن عبید در میان آنها نشسته است، در میان جمعیت پیش رفته و نزدیک وی نشستم. آنگاه گفتم: ای مرد دانشمند، من مردی غریبم، اجازه می‌دهی مسئله‌ای بپرسم؟ گفت: آری، گفتم: آیا چشم داری؟ گفت: فرزندم این چه سؤالی است؟ چیزی را که می‌بینی چگونه از آن می‌پرسی؟ گفتم: سؤالات من همینطور است. گفت: بپرس، اگر چه پرسشت بی‌فایده است. گفتم: شما چشم داری؟ گفت: آری، گفتم: با آن چه می‌کنی؟ گفت: با آن رنگ‌ها و اشخاص را می‌بینم. گفتم: بینی داری؟ گفت: آری، گفتم: با آن چه می‌کنی؟ گفت: با آن می‌بویم، گفتم: دهان (زبان) داری؟ گفت: آری، گفتم: با آن چه می‌کنی؟ گفت: با آن مزه را می‌چشم، گفتم: گوش داری؟ گفت: آری، گفتم: با آن چه می‌کنی؟ گفت: با آن صدا را می‌شنوم، گفتم: قلب (قوّه ادراک) داری؟ گفت: آری، گفتم: با آن چه می‌کنی؟ گفت: با آن هر چه بر اعضا و حواسم درآید تشخیص می‌دهم، گفتم: مگر با وجود این اعضا از قلب بی‌نیاز نیستی؟ گفت: نه. گفتم چگونه؟ چه نیازی به دل داری با آنکه اعضایت صحیح و سالم است؟ گفت: فرزندم هرگاه اعضای بدن و حواس آن در چیزی که می‌بوید یا می‌بیند یا می‌چشد یا می‌شنود، شک و تردید کند آن را به قلب ارجاع می‌دهد تا یقین کند و تردیدش برطرف شود. گفتم: پس خدا دل و قلب را برای رفع تردید و اشتباه اعضا و حواس گذاشته است؟ گفت: آری، گفتم: پس قلب لازم است وگرنه برای اعضا و حواس یقینی حاصل نمی‌شود؟ (و راه نجات از شک و تردید میسّر نمی‌شود)، گفت: آری، گفتم: ای ابا مروان (کنیه عمرو بن عبید) خدای تبارک و تعالی که اعضا و جوارح و حواس تو را بدون امام نگذاشته تا صحیح را تشخیص داده، و شک و تردیدش را به یقین برساند، آیا این همه انسان‌ها را در سرگردانی و تردید و اختلاف وامی‌گذارد، و برای آنان امامی که در تردید و سرگردانی خود به او رجوع کنند قرار نداده است؟ (آیا چنین ادعایی با عقل و منطق سازگار است؟!)
  • هشام گفت: او ساکت شد و به من جوابی نداد، سپس به من توجه کرد و گفت:... تو همان هشامی، و مرا در آغوش کشید و در جای خود نشانید، و تا من آنجا بودم سخنی نگفت[۴۸][۴۹]

دلایل نقلی

آیات قرآن

آیه ولایت
  • ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ[۵۰].
  • روش استدلال به آیه: استدلال به آیه، برای تبیین دیدگاه قرآن در مورد امامت بعد از پیامبر، با ذکر سه مقدمه انجام می‌شود:
  1. شأن نزول آیه: در روایات معتبر و منابع تفسیری (از سنی و شیعه) چنین وارد شده است: روزی حضرت امیرمؤمنان، علی(ع) در مسجد در حال نماز بود که فقیری وارد شده تقاضای کمک مالی کرد آن حضرت در حالی که در رکوع بود انگشتری خود را از انگشت در آورده به سائل داد. خداوند آیه مذکور را در شأن و فضیلت او نازل کرد[۵۱].
  2. "ولی" در آیه فقط به معنای سرپرست و متصرف در امور است؛ زیرا:
    1. با توجه به اینکه لفظ ولی تکرار نشده و روی هر سه کلمه ﴿اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا به یک سیاق وارد شده است، از این‌رو، وحدت سیاق حکم می‌کند که ولایت در همه آنها به یک معنا باشد[۵۲].
    2. کلمه "ولی" در آیه به معنای ناصر و دوستدار، نیست؛ زیرا ولایت به معنای دوستی و یاری کردن مخصوص کسانی نیست که نماز می‌خوانند، و در حال رکوع زکات می‌دهند، بلکه یک حکم عمومی است که همه مسلمانان را دربرمی‌گیرد. بنابراین معنای آن سرپرستی و تصرّف و رهبری مادی و معنوی است، که یک حکم خاص، و در انحصار خدا و رسول او، و افراد خاصّی از مؤمنان است؛ زیرا کلمه ﴿إِنَّمَا معنای انحصار و اختصاص را می‌رساند[۵۳].
  3. انفاق کردن در حال رکوع جزو واجبات یا مستحبات نیست تا بگوییم ممکن است عده‌ای از مردم به این حکم عمل کرده باشند. پس ﴿الَّذِينَ اشاره به فرد خاص "علی(ع)" است.
  • اما به کار بردن لفظ جمع برای یک فرد بنا به جهاتی که در ذیل می‌آید، اشکال ندارد:
  1. به کار بردن لفظ جمع برای فرد، گاهی برای تعظیم و تکریم شخصیت اوست، و در آیه مزبور هر چند زکات و انفاق‌کننده در حال رکوع نماز، تنها یک نفر و آن هم علی(ع) بود اما برای تکریم و تعظیم او به سبب کاری که کرده است، لفظ جمع به کار رفته است، و این‌گونه استعمال نزد اهل لغت نیز پذیرفته شده است[۵۴].
  2. در قرآن کریم، نظیر این‌گونه استعمال زیاد دیده شده است، از جمله: در آیه مباهله: ﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ[۵۵]، با اینکه تنها یک زن "فاطمه زهرا(س)" در جمع مردان "پیامبر و علی و حسنین(ع)" حضور داشت، اما قرآن برایش واژه جمع ﴿نِسَاءَنَا آورده است؛ و نیز آیه ﴿الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ[۵۶] درباره نعیم بن مسعود و آیه ﴿فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ[۵۷] در مورد عبدالله بن ابی به لفظ جمع آمده است.
آیه تبلیغ

دیدگاه پیامبر اسلام(ص)

  1. پیامبر(ص) معتقد بود که امام را باید خدا تعیین کند، زیرا هنگامی که آن حضرت اسلام را بر طایفه بنی‌عامر بن صعصعة عرضه کرد، یکی از آنان گفت: به شرطی به اسلام می‌گرویم که خلافت بعد از تو به ما برسد. پیامبر(ص) فرمود: "این کار به دست خداست هر جا که بخواهد آن را قرار میدهد"[۶۶].
  2. رسول اکرم(ص) معتقد بود که امام باید معصوم باشد، و در خطاب به مسلمانانِ حاضر چنین فرمود: "ای مردم! شما را به خدا درباره عترت و اهل بیتم به خیر و خوبی سفارش می‌کنم (با آنها به خوبی و نیکی رفتار کنید)، همانا آنان با حقند و حق با آنهاست، و ایشان همان ائمه راشدین بعد از من و امینهای معصوم می‌باشند"[۶۷].
  3. از دیدگاه پیامبر(ص) امام باید اعلم مردم باشد؛ در این زمینه فرمود: "هیچگاه امتی امور خود را به دست مردی نسپرده است که اعلم و داناتر از او در میان آن امت بوده‌اند، جز اینکه پیوسته امورشان رو به انحطاط و تباهی است تا زمانی که برگردند به آنچه ترک کرده بودند، و زمام امور (خود را) به دست امام اعلم بسپارند"[۶۸].
  4. پیامبر(ص) امام را منحصر در عترت خود معرفی کرده و حدیث متواتر ثقلین شاهد آن است:من میان شما دو چیز گرانبها بجای میگذارم که اگر از آن دو فرمانبری و اطاعت کنید هرگز گمراه نمی‌شوید و آن کتاب خدا و اهل بیت و عترت‌ام می‌باشند[۶۹][۷۰][۷۱]

منابع

جستارهای وابسته

منبع‌شناسی جامع امامت

پانویس

  1. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ؛ ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید؛ سوره نساء، آیه: ۵۹.
  2. ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص۱۹۷ - ۲۰۳.
  3. ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص۱۹۷ - ۲۰۳.
  4. ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص۱۹۷ - ۲۰۳.
  5. ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص۱۹۷ - ۲۰۳.
  6. ر.ک: ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص۲۰۶.
  7. ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص۲۰۶ - ۲۰۸.
  8. ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص۲۰۶ - ۲۰۸.
  9. ر.ک. الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص ۲۰۳.
  10. ر.ک. الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص ۲۰۳.
  11. ر.ک. الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص ۲۰۵.
  12. ر.ک. الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص ۲۰۵.
  13. ر.ک. الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص ۲۲۰.
  14. ر.ک. الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص ۲۲۰ -۲۲۲.
  15. حق‌الیقین فی معرفة أصول‌الدین، ص۱۸۳.
  16. اکثر متکلمان اسلامی، امامت و واجب و ضروری می‌دانند با این تفاوت که متکلمان امامیه وجوب امام را وجوب علی الله می‌دانند. ولی متکلمان هل سنت قائل به وجوب علی الناس هستند. ر.ک: شرح مواقف، ج۸، ص۳۴۵.
  17. ر.ک: اللوامع الإلهیة فی المباحث الکلامیة، ص۳۲۵؛ الألفین، ص۲۱؛ تکملة شوارق الألهام، ص۱۰۵؛ دلائل الصدق، المقدمة، ص۳۲؛ الصوارم المهرقة فی رد الصواعق المحرقة، ص۳۱؛ کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۳۶۲.
  18. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۲۸.
  19. ر.ک: الإمامة فی أهم الکتب الکلامیة و عقیدة الشیعة الإمامیة، ص۱۶۷؛ الحاشیة علی إلهیات الشرح الجدید للتجرید، ص۲۰۱؛ الشافی فی الإمامة، ج۱، ص۱۸۵؛ محاضرات فی الإلهیات، ص۳۵۴.
  20. تفصیل این برهان، در بحث منصوص بودن امام خواهد آمد.
  21. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۲۸-۲۹.
  22. ر.ک: الألفین، ص۱۳؛ أنوار الملکوت فی شرح الیاقوت، ص۲۱۰، الباب الحادی عشر، ص۱۰؛ الشافی فی الإمامة، ج۱، ص۴۷؛ الاعتماد فی شرح واجب الاعتقاد، ص۸؛ بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ج۲، ص۲۲؛ دلائل الصدق، ج۴، ص۲۵۳؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۵؛ کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۳۶۲؛ محاضرات فی الإلهیات، ص۳۴۶: النکت الاعتقادیة، ص۴۵؛ اللوامع الالهیه، ص۳۲۶؛ المنقذ من التقلید، ص۲۹۷؛ کشف المراد، تعلیقه آیت‌الله سبحانی، ص۱۰۶؛ کفایة‌الموحدین، ج۱، ص۵۰۵.
  23. لطیف از اسمای حسنای الهی به شمار می‌آید: ﴿اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ (خداوند در کار بندگانش نازک‌بین است؛ سوره شوری، آیه ۱۹).
  24. إرشاد الطالبین إلی نهج المسترشدین، ص۲۷۶: و هو ما یقرب من فعل الطاعة و یبعد عن المعصیة، و لم یکن له حظ فی التمکین؛ الإمامة فی أهم الکتب الکلامیة و عقیدة الشیعة الإمامیة، ص۱۵۸: اللطف عندنا: ما یقرب العبد إلی الطاعة و یبعده عن المعصیة ولا حظّ له فی التمکین ولا یبلغ الإلجاء.
  25. کشف المراد، ص۳۶۲. الامام لطف و تصرفه لطف آخر و عدمه منّا.
  26. الذخیرة فی علم الکلام، ص۴۰۹.
  27. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۲۹-۳۱.
  28. «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.
  29. حق‌الیقین فی معرفة اصول‌الدین، ص۱۸۶؛ تلخیص المحصل المعروف بنقد المحصل، ص۴۰۷.
  30. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۳۱-۳۲.
  31. شرح مقاصد، ج۵، ص۲۳۹.
  32. «مَنْ مَاتَ بِغَيْرِ إِمَامٍ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»؛ مسند احمد بن حنبل، ج۱۳، ص۱۸۸.
  33. «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة»؛ شرح العقائد النسفیة، ج۵، صص ۱۱۰-۲۳۹.
  34. «مَنْ مَاتَ لَا يَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة»؛ کافی، ج۱، ص۳۰۸؛ بحارالانوار، ج۲۳، ص۸۵؛ اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج۱، ص۱۱۷.
  35. جامع المقاصد، ص۲۷۵.
  36. بحارالأنوار، ج۲۳، صص۸۵-۹۳.
  37. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۳۲-۳۳.
  38. اگر حجت خدا در زمین نباشد، زمین اهل خودش را فرو می‌برد
  39. «لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ لَسَاخَتْ‌»؛ کافی، ج۱، ص۱۷۹.
  40. «لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ يَوْماً بِلَا إِمَامٍ مِنَّا، لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا، وَ لَعَذَّبَهُمُ اللَّهُ بِأَشَدِّ عَذَابِهِ، ذَلِكَ أَنَ اللَّهَ جَعَلَنَا حُجَّةً فِي أَرْضِهِ‌، وَ أَمَاناً فِي الْأَرْضِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ»؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۰۴.
  41. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۳۴.
  42. آموزش دین، علامه سید محمد حسین طباطبائی، ص۱۵۰.
  43. «وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۴۰.
  44. ابراهیم‌زاده آملی، عبدالله، امامت و رهبری، ص:۹۱-۹۲.
  45. «و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی» سوره نحل، آیه ۴۴.
  46. اقتباس از امامت و رهبری، ص۹۵.
  47. ابراهیم‌زاده آملی، عبدالله، امامت و رهبری، ص:۹۲-۹۳.
  48. اصول کافی، ج۱، ترجمه سید جواد مصطفوی، ص۲۳۸ - ۲۴۰.
  49. ابراهیم‌زاده آملی، عبدالله، امامت و رهبری، ص:۹۳-۹۵.
  50. «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.
  51. تفسیر الکشّاف، زمخشری خوارزمی، ج۱، ص، ۶۲۴؛ تفسیر روح المعانی، آلوسی بغدادی، ج۶، ص۱۸۶؛ تفسیر کبیر، فخر رازی، ج۱۲، ص۲۶؛ الدر المنثور، سیوطی، ج۲، ص۲۹۳؛ مسند احمد حنبل، ج۵، هامش، ص۳۸؛ الغدیر، ج۲، ص۵۲ – ۵۵؛ المراجعات، امام شرف‌الدین عاملی، ص۱۴۲ – ۱۴۳ که از ده‌ها کتاب اهل سنت که به این مطلب اشاره دارند نام می‌برد.
  52. تفسیر المیزان، ج۶، ص۱۲ و ۱۴؛ المراجعات، ص۱۴۳.
  53. تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۱۲۸ – ۱۲۹، ذیل آیه محل بحث از جزء ششم:
  54. قاموس قرآن، ج۷، ص۲۵۱؛ تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۱۲۸ - ۱۲۹.
  55. «بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد، بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودی‌های خویش و خودی‌های شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.
  56. «کسانی که به (فراخوان) خداوند و پیامبر پس از آسیب دیدن پاسخ گفتند، برای کسانی از آنان که نیکی و پرهیزگاری ورزیده‌اند پاداشی سترگ خواهد بود» سوره آل عمران، آیه ۱۷۲.
  57. «آنگاه بیماردلان را خواهی دید که برای آنان سر و دست می‌شکنند؛ می‌گویند بیم داریم که بلایی به ما رسد؛ بسا خداوند پیروزی یا امری (دیگر، پیش) آورد تا آنان از آنچه در دل می‌نهفتند پشیمان گردند» سوره مائده، آیه ۵۲.
  58. تفسیر نمونه، ج۴، ص۴۲۷؛ المراجعات، ص۱۴۴ - ۱۴۵.
  59. ابراهیم‌زاده آملی، عبدالله، امامت و رهبری، ص:۹۵-۹۷.
  60. «ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.
  61. به اعتراف مفسران و مورخان بزرگ سنی و شیعه، این آیه و آیه سوم همین سوره، در واقعه غدیر خم در حجة‌الوداع بر پیامبر نازل گردیده است، که به دنبال آن رسول اکرم(ص) طبق فرمان پروردگار جهان در کنگره بزرگی متشکل از حجاج مسلمان سرزمین‌های اسلامی آن عصر، در محل غدیر خم علی(ع) را به طور رسمی به عنوان جانشین خود و امام و رهبر بلافصل مسلمانان معرفی کرده، و از همه به‌ویژه از شیخین، ابوبکر و عمر برایش بیعت گرفته است، و آنها با امام علی(ع) به عنوان خلیفه مسلمین و وصی پیامبر بیعت کرده‌اند. ر.ک: تاریخ بغداد، خلیب بغدادی، ج۸، ص۲۹۰؛ تفسیر روح المعانی، ج۶ ص۱۹۳ - ۱۹۵؛ تفسیر کبیر، ج۱۲، ص۴۹ – ۵۰؛ تفسیر الدرّ المنثور، ج۲، ص۲۹۸ و ۲۵۹؛ تفسیر المنار، ج۲، ص۴۶۳ - ۴۶۴؛ تفسیر المیزان، ج۶، ص۵۳ - ۵۹؛ الغدیر، ج۱، ص۲۱۴ – ۲۲۳.
  62. مورد دیگر آیه ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ... [«ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب می‌ورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان می‌گفتند ایمان آورده‌ایم در حالی که دل‌هاشان ایمان نیاورده است»... سوره مائده، آیه ۴۱] است.
  63. اقتباس از تفسیر المیزان، ج۶، ص۴۴ - ۴۲؛ تفسیر نمونه، ج۵، ص۳ - ۴.
  64. «امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.
  65. ابراهیم‌زاده آملی، عبدالله، امامت و رهبری، ص:۹۷-۹۹.
  66. تاریخ طبری، ج۲، ص۳۵۰.
  67. «مَعَاشِرَ النَّاسِ أُوصِيكُمُ اللَّهَ فِي عِتْرَتِي وَ أَهْلِ بَيْتِي خَيْراً فَإِنَّهُمْ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُمْ وَ هُمُ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ بَعْدِي وَ الْأُمَنَاءُ الْمَعْصُومُونَ»؛ کفایة الاثر، ابوالقاسم علی بن محمد قمی رازی، ص۱۰۴.
  68. «مَا وَلَّتْ أُمَّةٌ أَمْرَهَا رَجُلًا قَطُّ وَ فِيهِمْ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا لَمْ يَزَلْ أَمْرُهُمْ يَذْهَبُ سَفَالًا حَتَّى يَرْجِعُوا إِلَى مَا تَرَكُوا»؛ بحارالانوار، ج۱۰، ص۱۴۳، روایت ۵، باب ۹.
  69. حدیث ثقلین با متن فوق -البته با کمی تغییر در عبارات و اضافات-، سندش صحیح و متواتر است و در کتب معتبر اهل سنت نیز به همین نحو آماده است و به عبارت كِتَابُ اللَّهِ وَ سُنَّتِي سندش ضعیف و حدیث مرسل است، که در منابع معتبر روایی نیامده است. (ر.ک: الشیعة هم اهل السنة، دکتر محمد تیجانی، ص۱۱۶ - ۱۲۱).
  70. «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ لَنْ تَضِلُّوا إِن اتَّبَعْتُمُوهُمَا وَ هُمَا كِتَابُ اللَّهِ وَ أَهْلُ بَيْتِي عِتْرَتِي»صحیح مسلم، ج۱۵، ص۱۸۰؛ سنن ترمذی، ج۵، ص۳۲۸- ۳۲۹، ابواب المناقب؛ مسند احمد حنبل، ج۳، ص۱۴ و ۱۷ و ۲۶.
  71. ابراهیم‌زاده آملی، عبدالله، امامت و رهبری، ص:۹۹-۱۰۰.