عدل: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۹۴۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۲ اکتبر ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۱۴: خط ۱۱۴:
#'''[[پایداری]] [[حکومت]]''': دانستیم که رسیدن به [[قدرت]] و [[دولت]]، [[ملک]] یکی از [[آثار عدالت]] است. [[علی]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|لِيَكُنْ مَرْكَبُكَ الْعَدْلَ فَمَنْ رَكِبَهُ مَلَكَ}}<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۳۲۰.</ref>؛ باید بر مرکب [[عدل]] سوار شوی که هرکس بر آن سوار شد، [[سلطنت]] یافت. بر این مطلب اضافه می‌کنیم که بقای [[قدرت]] و [[حکومت]] نیز به [[اجرای عدالت]] منوط است. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|ثَبَاتُ الدُّوَلِ بِإِقَامَةِ سُنَنِ الْعَدْلِ}}<ref>جمال‌الدین محمد خوانساری، شرح غرر الحکم، ج۳، ص۳۵۳.</ref>؛ [[پایداری]] و [[ثبات]] [[دولت‌ها]] به اقامه روش‌های عادلانه بستگی دارد. [[امام رضا]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|إِذَا جَارَ السُّلْطَانُ هَانَتِ الدَّوْلَةُ}}<ref>مفید، امالی، ص۳۱۰.</ref>؛ هنگامی که [[سلطان]] [[ظلم]] کند، حکومتش [[سست]] می‌شود.
#'''[[پایداری]] [[حکومت]]''': دانستیم که رسیدن به [[قدرت]] و [[دولت]]، [[ملک]] یکی از [[آثار عدالت]] است. [[علی]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|لِيَكُنْ مَرْكَبُكَ الْعَدْلَ فَمَنْ رَكِبَهُ مَلَكَ}}<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۳۲۰.</ref>؛ باید بر مرکب [[عدل]] سوار شوی که هرکس بر آن سوار شد، [[سلطنت]] یافت. بر این مطلب اضافه می‌کنیم که بقای [[قدرت]] و [[حکومت]] نیز به [[اجرای عدالت]] منوط است. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|ثَبَاتُ الدُّوَلِ بِإِقَامَةِ سُنَنِ الْعَدْلِ}}<ref>جمال‌الدین محمد خوانساری، شرح غرر الحکم، ج۳، ص۳۵۳.</ref>؛ [[پایداری]] و [[ثبات]] [[دولت‌ها]] به اقامه روش‌های عادلانه بستگی دارد. [[امام رضا]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|إِذَا جَارَ السُّلْطَانُ هَانَتِ الدَّوْلَةُ}}<ref>مفید، امالی، ص۳۱۰.</ref>؛ هنگامی که [[سلطان]] [[ظلم]] کند، حکومتش [[سست]] می‌شود.
#'''[[نشاط]] [[قانون]]''': یکی از [[آثار عدالت]]، [[نشاط]] و جریان [[قانون]] است. در جوامعی که [[عدالت حاکم]] نیست، [[قانون]]، اسمی بی‌مسمی و عنوانی بی‌معنون و در [[حقیقت]] بازیچه‌ای است که [[حاکمان ظالم]] برای توجیه [[مظالم]] و [[تأمین منافع]] خود به آن استناد می‌کنند، ولی در [[جوامع]] عدالت‌مدار، همان‌طور که برای [[تأمین منافع]] قدرتمندان به [[قانون]] استناد می‌شود، برای گرفتن [[حق]] [[مظلومان]] و توده‌های [[مردم]] از ایشان نیز [[قانون]] [[حکومت]] می‌کند. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ حَيَاةُ الْأَحْكَامِ}}<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۳۱۸.</ref>؛ [[عدالت]]، موجب [[زندگی]] [[احکام]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص79-84.</ref>.
#'''[[نشاط]] [[قانون]]''': یکی از [[آثار عدالت]]، [[نشاط]] و جریان [[قانون]] است. در جوامعی که [[عدالت حاکم]] نیست، [[قانون]]، اسمی بی‌مسمی و عنوانی بی‌معنون و در [[حقیقت]] بازیچه‌ای است که [[حاکمان ظالم]] برای توجیه [[مظالم]] و [[تأمین منافع]] خود به آن استناد می‌کنند، ولی در [[جوامع]] عدالت‌مدار، همان‌طور که برای [[تأمین منافع]] قدرتمندان به [[قانون]] استناد می‌شود، برای گرفتن [[حق]] [[مظلومان]] و توده‌های [[مردم]] از ایشان نیز [[قانون]] [[حکومت]] می‌کند. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|الْعَدْلُ حَيَاةُ الْأَحْكَامِ}}<ref>میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۳۱۸.</ref>؛ [[عدالت]]، موجب [[زندگی]] [[احکام]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص79-84.</ref>.
==موانع دستیابی به [[عدالت]]==
*مهم‌ترین مانع بر سر [[راه]] دستیابی و [[اجرای عدالت]]، [[پیروی]] از [[تمایلات نفسانی]] است. ما برخی از تمایلاتی را که [[انسان]] را از مراعات [[عدالت]] باز می‌دارد و به [[ظلم]] منتهی می‌شود، نام می‌بریم. از آنجا که اکثر موانع [[عدالت]] در آیه‌ای از [[قرآن کریم]] آمده، پیش از ورود به نام بردن موانع، این [[آیه کریمه]] را ملاحظه می‌کنیم. [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سو‌گرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>.
#'''[[سودجویی]]''': [[اجرای عدالت]]، در نهایت به نفع همگان است و حتی آنکه با [[اجرای عدالت]]، به ظاهر چیزی را از دست می‌دهد، از [[عدالت]] بهره‌مند می‌شود. در مقابل، [[ظلم و ستم]] به زیان همه انسان‌هاست و حتی آنکه از [[راه]] [[ستم]] سودی می‌برد، به عنوان یک [[انسان]] از [[ستم]] زیان می‌بیند. با این حال، [[انسان]] ظاهربین که چشمش به سود حاضری دوخته شده، [[فکر]] می‌کند در یک رابطه ناعادلانه سودی به دست می‌آورد، به همین [[دلیل]] از [[اجرای عدالت]] سر باز می‌زند. [[قرآن کریم]] در آیه‌ای که ملاحظه شد [[انسان]] را از این خطر [[آگاه]] کرده می‌فرماید: به [[عدالت]] [[رفتار]] کنید و [[گواهی]] به [[حق]] بدهید، حتی اگر به زبان شما باشد.
# '''جانبداری''': [[انسان]] همیشه از کسانی که به آنها تمایلی دارد، جانبداری می‌کند. این [[تمایل]] از [[علل]] گوناگونی ناشی می‌شود که رابطه [[خویشاوندی]]، از مهم‌ترین آنهاست. [[قرآن کریم]] در صدد هشدار این خطر به مخاطبان می‌فرماید: {{متن قرآن|أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ}} [[شهادت به حق]] دهید، حتی اگر به زبان [[پدر]] و [[مادر]] یا خویشانتان باشد.
#'''[[ترس]] و [[طمع]]''': از موانع [[عدالت]] [[ترس]] از قدرتمندان و [[طمع]] به [[ثروت]] [[ثروتمندان]] است.
# '''[[مصلحت‌اندیشی]] خودسرانه''': یکی دیگر از موانع [[عدالت]] مصلحت‌اندیشی‌های فرادینی است. بدون [[شک]] [[خداوند متعال]] در [[تشریع احکام]] [[دینی]] [[مصلحت]] همه [[انسان‌ها]] را در نظر داشته و در صورتی که همه بر [[میزان]] [[احکام شرعی]] عمل کنند به بالاترین [[درجه]] ممکن [[مصلحت]] [[دست]] مییابند؛ با این حال برخی انسان‌های [[ناآگاه]] به ذوق و سلیقه و با [[آگاهی]] محدود خود به بهانه مراعات [[مصلحت]] بر خلاف [[احکام شرع]] عمل می‌کنند. نمونه‌ای که در [[آیه کریمه]] مورد بحث اشاره شده، این است که یکی از طرفین دعوا [[فقیر]] است و [[شاهد]] به [[خیال]] آنکه به نفع او کار می‌کند به ناحق به نفع او [[شهادت]] می‌دهد. [[قرآن کریم]] با طرح این مثال به مخاطبان یادآور می‌شود که [[سرپرست]] همه [[انسان‌ها]] چه ثروتمند، چه [[فقیر]] [[خالق]] آنهاست؛ پس او سزاوارتر است که به [[فکر]] [[بنده]] [[فقیر]] خود باشد؛ بنابراین [[بنده]] باید به [[وظیفه]] خود که همان حرکت در راستای [[عدالت]] است، عمل کند. می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا}}.
#'''انتقام‌جویی''': [[قرآن کریم]] به ما [[رخصت]] داده است تا در صورتی که از کسی [[ستم]] دیدیم، [[حق]] خود را به همان [[میزان]] استیفا کنیم<ref>{{متن قرآن|الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}} «(این) ماه حرام در برابر (آن) ماه حرام است و حرمت شکنی‌ها قصاص دارد پس هر کس بر شما ستم روا داشت همان‌گونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref>؛ بنابراین [[انتقام]] نابرابر از نظر [[قرآن]] مجاز نیست. [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! برای خداوند بپاخیزید و با دادگری گواهی دهید و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است و از خداوند پروا کنید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مائده، آیه ۸.</ref>. ولی گاهی [[انسان]] چون بر حریف دست مییابد و راهی برای [[انتقام]] پیدا می‌کند، به [[حق]] خود قانع نیست و از سر [[بغض]] و [[کینه]] یا عوامل دیگر کمر به نابودی او میبندد. در چنین فضایی است که اگر بنا باشد بر مطلبی [[گواهی]] دهد که به او مربوط می‌شود، بدون توجه به [[عدالت]]، چنان [[گواهی]] می‌دهد که او را زیان‌بار کند، بنابراین انتقام‌جویی یکی از موانع [[عدالت]] است.
#'''[[تکیه]] بر [[حدس]] و [[گمان]]''': [[احکام شرعی]] بر اساس [[علم]] و [[اطمینان]] [[ثابت]] می‌شود؛ همچنین با [[علم]] و [[اطمینان]] است که می‌توان حکمی [[قضایی]] صادر کرد تا حقی از کسی [[سلب]] و به دیگری داده شود؛ ولی از آنجا که [[تحصیل علم]] و [[اطمینان]] همیشه ممکن نیست و اگر [[راه]] دیگری نباشد بسیاری از [[احکام]] تعطیل و بساط [[قضاوت]] در [[جامعه]] برچیده می‌شود، [[شارع مقدس]] [[رخصت]] داده است که برخی از گمان‌ها [[علم]] تلقی شده و بر مبنای آنها عمل شود، برای نمونه، اگر [[انسان]] [[عادل]] درستکاری از [[امام]] [[معصوم]] خبر بیاورد، ما می‌توانیم به آن خبر عمل کنیم، هرچند که به مفاد آن، [[یقین]] کامل نداشته باشیم؛ همچنین به [[قاضی]] اجازه داده است که اگر [[شاهد]] [[عادل]]، به چیزی [[گواهی]] داد، بر مبنای [[شهادت]] او [[حکم]] صادر کند، هر چند که به مفاد [[شهادت]] او [[علم کامل]] نداشته باشد. گمانی که از [[راه]] خبر و [[شهادت]] [[عادل]] پیدا می‌شود یک [[گمان]] خاص است که [[خداوند متعال]] اجازه داده آن را جایگزین [[علم]] کرده، بر مبنای آن عمل کنیم؛ بنابراین معلوم می‌شود که [[شارع مقدس]] [[راضی]] نیست ما در مورد [[احکام شرعی]] و [[حقوقی]] [[مردمان]] به هرگمانی عمل کنیم. اگر [[قاضی]] بدون در نظر گرفتن این [[میزان]] طبق [[گمان]] خود [[حکم]] صادر کند، [[بی‌عدالتی]] کرده است، هرچند احیاناً حکمش [[مطابق واقع]] باشد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید:{{متن حدیث|لَيْسَ مِنَ الْعَدْلِ الْقَضَاءُ عَلَى الثِّقَةِ بِالظَّنِّ}}<ref>شریف رضی، نهج البلاغه، با شرح محمد عبده، ۴/۴۹، حکمت ۲۲۰؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۳۷۹.</ref>؛ از [[عدالت]] نیست که [[انسان]] با [[تکیه]] بر [[گمان]] [[قضاوت]] کند.
#'''[[بی‌تابی]]''': [[اجرای عدالت]] در آنجا که برای [[انسان]] نفعی ظاهری و ملموس ندارد، مشکل و [[نیازمند]] پایمردی و [[استواری]] است. از این میدان فقط مردان آزموده سربلند خارج می‌شوند. مشکل‌تر از این [[مقام]]، مقامی است که علاوه بر این امر [[قضاوت]] به دست خود [[انسان]] باشد. [[رسول خدا]]{{صل}} می‌فرماید: سه چیز است که [[مردم]] تاب آن را ندارند. با [[مردم]] به [[انصاف]] رفتارکردن...<ref>صدوق، خصال، ص۱۲۵.</ref>.
[[امام صادق]]{{ع}} نیز [[انصاف]] با [[مردم]] را در زمره سخت‌ترین [[تکالیف]] الاهی به شمار آورده است<ref>صدوق، خصال، ص۱۲۵.</ref>؛ بنابراین یکی از موانع [[اجرای عدالت]] [[بی‌تابی]] [[انسان]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص88-90.</ref>.


==نسبیت [[عدالت]]==
==نسبیت [[عدالت]]==
۱۹٬۴۱۸

ویرایش