←رابطه عدل و حیا
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
===رابطه عدل و صبر=== | ===رابطه عدل و صبر=== | ||
*[[صبر]] در اصطلاح علمای [[اخلاق]] عبارت است از [[مقاومت]] در برابر انگیزههای مرزشکنی. توضیح اینکه [[انسان]] در سه [[مقام]] به شکستن مرز و گذر از حدود الاهی [[تمایل]] پیدا میکند [[مقام]] اول [[مقام]] روبهرویی با [[گناهان]] است. وقتی که [[انسان]] بر سر دو راهی [[گناه]] و [[ترک گناه]] قرار میگیرد، نفس تحت تأثیر جاذبههای [[گناه]] [[تمایل]] به [[گناه]] پیدا میکند. [[مقام]] دوم [[مقام]] [[اطاعت]] است. وقتی که [[انسان]] با [[تکلیف]] الاهی مواجه میشود از آنجا که انجام [[تکلیف]] مشکل است و [[نفس انسان]] [[راحتی]] و [[رهایی]] را بر [[تحمل]] زحمات و [[مشکلات]] [[تکالیف]] ترجیح میدهد [[تمایل]] دارد [[امر خداوند]] را ندیده گرفته مرزشکنی کند و [[تکلیف]] به جا نیاورد. [[مقام]] سوم [[مقام]] [[مصیبت]] است. وقتی که [[انسان]] دچار [[مصیبت]] میشود، از آنجا که [[مصیبت]] بر [[نفس انسان]] گران و [[تحمل]] آن مشکل است نفس میل دارد [[بیتابی]] کند، از [[رسوم]] [[بندگی]] خارج شود و.... بنابراین [[انسان]] در سه [[مقام]] در معرض خطر [[سقوط]] از [[مقام]] [[بندگی]] است. چیزی که [[انسان]] را از این خطر بزرگ [[نجات]] میدهد، [[ایستادگی]] در برابر [[تمایلات]] نفس است. این [[ایستادگی]] همان [[صبر]] است؛ بنابراین در [[مقام]] مقایسه میتوان گفت: [[عدالت]]، مرزنگهداری است و [[صبر]]، [[ایستادگی]] در برابر میل به مرزشکنی. [[انسان]] بدون [[صبر]] به [[عدالت]] نمیرسد. [[امام امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ رَكِبَ مَرْكَبَ الصَّبْرِ اهْتَدَى إِلَى مَيْدَانِ النَّصْرِ}}<ref>ابوالفتح کراجکی، کنز الفوائد، ص۵۸.</ref>؛ کسی که بر مرکب [[صبر]] و [[شکیبایی]] سوار شود به میدان [[پیروزی]] [[راه]] مییابد. و میفرماید: {{متن حدیث|مِفْتَاحُ الظَّفَرِ لُزُومُ الصَّبْرِ}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۴۸۸.</ref>؛ کلید [[پیروزی]] [[همراهی]] با [[صبر]] است. بنا بر آنچه گذشت [[صبر]] مقدم بر [[عدالت]] است و میتوان گفت یکی از ملکاتی که ما را برای رسیدن به [[عدالت]] [[نفسانی]] و [[رفتاری]] آماده میکند، [[صبر]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص91، 92.</ref>. | *[[صبر]] در اصطلاح علمای [[اخلاق]] عبارت است از [[مقاومت]] در برابر انگیزههای مرزشکنی. توضیح اینکه [[انسان]] در سه [[مقام]] به شکستن مرز و گذر از حدود الاهی [[تمایل]] پیدا میکند [[مقام]] اول [[مقام]] روبهرویی با [[گناهان]] است. وقتی که [[انسان]] بر سر دو راهی [[گناه]] و [[ترک گناه]] قرار میگیرد، نفس تحت تأثیر جاذبههای [[گناه]] [[تمایل]] به [[گناه]] پیدا میکند. [[مقام]] دوم [[مقام]] [[اطاعت]] است. وقتی که [[انسان]] با [[تکلیف]] الاهی مواجه میشود از آنجا که انجام [[تکلیف]] مشکل است و [[نفس انسان]] [[راحتی]] و [[رهایی]] را بر [[تحمل]] زحمات و [[مشکلات]] [[تکالیف]] ترجیح میدهد [[تمایل]] دارد [[امر خداوند]] را ندیده گرفته مرزشکنی کند و [[تکلیف]] به جا نیاورد. [[مقام]] سوم [[مقام]] [[مصیبت]] است. وقتی که [[انسان]] دچار [[مصیبت]] میشود، از آنجا که [[مصیبت]] بر [[نفس انسان]] گران و [[تحمل]] آن مشکل است نفس میل دارد [[بیتابی]] کند، از [[رسوم]] [[بندگی]] خارج شود و.... بنابراین [[انسان]] در سه [[مقام]] در معرض خطر [[سقوط]] از [[مقام]] [[بندگی]] است. چیزی که [[انسان]] را از این خطر بزرگ [[نجات]] میدهد، [[ایستادگی]] در برابر [[تمایلات]] نفس است. این [[ایستادگی]] همان [[صبر]] است؛ بنابراین در [[مقام]] مقایسه میتوان گفت: [[عدالت]]، مرزنگهداری است و [[صبر]]، [[ایستادگی]] در برابر میل به مرزشکنی. [[انسان]] بدون [[صبر]] به [[عدالت]] نمیرسد. [[امام امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ رَكِبَ مَرْكَبَ الصَّبْرِ اهْتَدَى إِلَى مَيْدَانِ النَّصْرِ}}<ref>ابوالفتح کراجکی، کنز الفوائد، ص۵۸.</ref>؛ کسی که بر مرکب [[صبر]] و [[شکیبایی]] سوار شود به میدان [[پیروزی]] [[راه]] مییابد. و میفرماید: {{متن حدیث|مِفْتَاحُ الظَّفَرِ لُزُومُ الصَّبْرِ}}<ref>علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۴۸۸.</ref>؛ کلید [[پیروزی]] [[همراهی]] با [[صبر]] است. بنا بر آنچه گذشت [[صبر]] مقدم بر [[عدالت]] است و میتوان گفت یکی از ملکاتی که ما را برای رسیدن به [[عدالت]] [[نفسانی]] و [[رفتاری]] آماده میکند، [[صبر]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص91، 92.</ref>. | ||
===رابطه عدل و حیا=== | ===رابطه عدل و [[حیا]]=== | ||
*[[حیا]] به معنی [[شرم]] صفتی است که [[انسان]] را از انجام کارهای [[زشت]] و [[تقصیر]] در [[ادای حقوق]] دیگران باز میدارد<ref>محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۱، ص۲۷۰. </ref>. در کتب [[اخلاق]] در تعریف [[حیا]] آمده است: عبارت است از باز نشستن و [[انفعال]] نفس از [[ارتکاب محرمات]] [[شرعی]]، [[عقلی]] و عرفی از [[ترس]] [[نکوهش]] و [[سرزنش]]<ref>محمدمهدی نراقی، جامع السعادات، ج۳، ص۴۶.</ref>. در [[حدیث]] [[جنود]] [[عقل]]، [[حیا]] یکی از [[سپاهیان]] [[عقل]] به شمار آمده و نقطه مقابل آن [[خلع]] - به معنی دریدگی و [[بیشرمی]] - یکی از [[سپاهیان]] [[جهل]] شمرده است<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۹۷؛ صدوق، خصال، ص۵۹۰.</ref>. [[انسان]] به طور طبیعی خود را [[دوست]] دارد. [[غریزه]] [[حبّ]] ذات (خوددوستی) اگر [[تهذیب]] شود و در [[اختیار]] [[عقل]] قرار گیرد [[انسان]] را به [[راه کمال]] میبرد و در این [[راه]] از [[حیا]] به عنوان [[یاری]] شفیق و [[مهربان]] کمک میگیرد و در این صورت نه تنها [[محرمات]] [[شرعی]] و [[عقلی]]، بلکه کارهایی را که [[مردم]] [[زشت]] میشمرند نیز انجام نمیدهد؛ ولی در صورتی که این [[غریزه]] رها شود و به جای [[عقل]] تحت [[سرپرستی نفس]] قرار گیرد، [[وقاحت]] و [[بیشرمی]] را به عنوان [[یار]] خود [[انتخاب]] میکند و برای رسیدن به لذتهای زودگذر [[دنیوی]] و [[کمالات]] خیالی موهوم به هر عمل [[زشتی]] تن میدهد. [[حیا]] در زبان [[روایات]] یکی از صفات برجسته ایشانی است. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْحَيَاءُ مِنَ الْإِيمَانِ وَ الْإِيمَانُ فِي الْجَنَّةِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۰۶.</ref>؛ [[حیا]] از [[ایمان]] سرچشمه میگیرد و [[ایمان]] ره به [[بهشت]] میبرد. این [[حدیث شریف]] سرچشمه و مقصد [[حیا]] را نشان میدهد؛ و میفرماید: {{متن حدیث|الْحَيَاءُ وَ الْإِيمَانُ مَقْرُونَانِ فِي قَرَنٍ، فَإِذَا ذَهَبَ أَحَدُهُمَا تَبِعَهُ صَاحِبُهُ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۰۶.</ref>؛ [[حیا]] و [[ایمان]] به یک ریسمان بسته شدهاند، اگر یکی از آن دو برود دیگری هم در پی آن میرود. به همین [[دلیل]] میفرمود: {{متن حدیث|لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَاحَيَاءَ لَهُ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۰۶.</ref>؛ [[ایمان]] ندارد کسی که [[حیا]] ندارد. | *[[حیا]] به معنی [[شرم]] صفتی است که [[انسان]] را از انجام کارهای [[زشت]] و [[تقصیر]] در [[ادای حقوق]] دیگران باز میدارد<ref>محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۱، ص۲۷۰. </ref>. در کتب [[اخلاق]] در تعریف [[حیا]] آمده است: عبارت است از باز نشستن و [[انفعال]] نفس از [[ارتکاب محرمات]] [[شرعی]]، [[عقلی]] و عرفی از [[ترس]] [[نکوهش]] و [[سرزنش]]<ref>محمدمهدی نراقی، جامع السعادات، ج۳، ص۴۶.</ref>. در [[حدیث]] [[جنود]] [[عقل]]، [[حیا]] یکی از [[سپاهیان]] [[عقل]] به شمار آمده و نقطه مقابل آن [[خلع]] - به معنی دریدگی و [[بیشرمی]] - یکی از [[سپاهیان]] [[جهل]] شمرده است<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۹۷؛ صدوق، خصال، ص۵۹۰.</ref>. [[انسان]] به طور طبیعی خود را [[دوست]] دارد. [[غریزه]] [[حبّ]] ذات (خوددوستی) اگر [[تهذیب]] شود و در [[اختیار]] [[عقل]] قرار گیرد [[انسان]] را به [[راه کمال]] میبرد و در این [[راه]] از [[حیا]] به عنوان [[یاری]] شفیق و [[مهربان]] کمک میگیرد و در این صورت نه تنها [[محرمات]] [[شرعی]] و [[عقلی]]، بلکه کارهایی را که [[مردم]] [[زشت]] میشمرند نیز انجام نمیدهد؛ ولی در صورتی که این [[غریزه]] رها شود و به جای [[عقل]] تحت [[سرپرستی نفس]] قرار گیرد، [[وقاحت]] و [[بیشرمی]] را به عنوان [[یار]] خود [[انتخاب]] میکند و برای رسیدن به لذتهای زودگذر [[دنیوی]] و [[کمالات]] خیالی موهوم به هر عمل [[زشتی]] تن میدهد. [[حیا]] در زبان [[روایات]] یکی از صفات برجسته ایشانی است. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْحَيَاءُ مِنَ الْإِيمَانِ وَ الْإِيمَانُ فِي الْجَنَّةِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۰۶.</ref>؛ [[حیا]] از [[ایمان]] سرچشمه میگیرد و [[ایمان]] ره به [[بهشت]] میبرد. این [[حدیث شریف]] سرچشمه و مقصد [[حیا]] را نشان میدهد؛ و میفرماید: {{متن حدیث|الْحَيَاءُ وَ الْإِيمَانُ مَقْرُونَانِ فِي قَرَنٍ، فَإِذَا ذَهَبَ أَحَدُهُمَا تَبِعَهُ صَاحِبُهُ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۰۶.</ref>؛ [[حیا]] و [[ایمان]] به یک ریسمان بسته شدهاند، اگر یکی از آن دو برود دیگری هم در پی آن میرود. به همین [[دلیل]] میفرمود: {{متن حدیث|لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَاحَيَاءَ لَهُ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۰۶.</ref>؛ [[ایمان]] ندارد کسی که [[حیا]] ندارد. | ||
*[[عدالت]]، مراعات [[حقوق]] و حدود است و [[حیا]] ملکهای است که [[انسان]] را از شکستن حدود و ندیدن [[حقوق]] باز میدارد؛ بنابراین [[حیا]] در نسبت با [[عدالت]] [[جایگاه]] مبنایی دارد و میتوان آن را یکی از زیرساختهای [[عدالت]] [[نفسانی]] و [[رفتاری]] به شمار آورد. در ذیل این بحث اشاره به دو مطلب لازم است: نخست آنکه [[انسان]] در صورتی که کسی را حاضر و ناظر بداند، [[حیا]] میکند؛ بنابراین اصل پیدایش [[حیا]] به [[اعتقاد]] به وجود ناظر، منوط است؛ ولی با دو شرط دیگر [[حیا]] گستردهتر و نهادینهتر میشود. شرط اول آنکه برای شخص حاضر اهمیت و جایگاهی قائل باشد. [[انسان]] از ناظر کم اهمیت کمتر [[حیا]] میکند به همین [[دلیل]] در حضور افراد بالغ بیش از حضور [[کودکان]] [[حیا]] میکند. شرط دوم آنکه شخص ناظر را [[دوست]] داشته باشد، چون [[انسان]] از [[دوستان]] خود بیش از [[دشمنان]] [[حیا]] میکند. دوم آنکه: [[حیا]] بر دو نوع است. یک قسم مستند به [[عقل]] و [[آگاهی]] است و قسمی دیگر ناشی از [[جهل]] و [[حماقت]] است. ترک کارهای [[زشت]] از [[عقل]] ناشی میشود، ولی خودداری از تعاملات [[اجتماعی]] و شرکت در گفتوگوها از [[ضعف نفس]] سرچشمه میگیرد. از این قسم است که برخی از پرسیدن [[احکام شرعی]] سر باز میزنند و همیشه در [[جهل و نادانی]] میمانند. این ویژگی هر چند. در ظاهر شبیه حیاست و بسا که [[حیا]] نامیده میشود، در [[حقیقت]] [[حیا]] نیست، بلکه نوعی [[حماقت]] است | *[[عدالت]]، مراعات [[حقوق]] و حدود است و [[حیا]] ملکهای است که [[انسان]] را از شکستن حدود و ندیدن [[حقوق]] باز میدارد؛ بنابراین [[حیا]] در نسبت با [[عدالت]] [[جایگاه]] مبنایی دارد و میتوان آن را یکی از زیرساختهای [[عدالت]] [[نفسانی]] و [[رفتاری]] به شمار آورد. در ذیل این بحث اشاره به دو مطلب لازم است: نخست آنکه [[انسان]] در صورتی که کسی را حاضر و ناظر بداند، [[حیا]] میکند؛ بنابراین اصل پیدایش [[حیا]] به [[اعتقاد]] به وجود ناظر، منوط است؛ ولی با دو شرط دیگر [[حیا]] گستردهتر و نهادینهتر میشود. شرط اول آنکه برای شخص حاضر اهمیت و جایگاهی قائل باشد. [[انسان]] از ناظر کم اهمیت کمتر [[حیا]] میکند به همین [[دلیل]] در حضور افراد بالغ بیش از حضور [[کودکان]] [[حیا]] میکند. شرط دوم آنکه شخص ناظر را [[دوست]] داشته باشد، چون [[انسان]] از [[دوستان]] خود بیش از [[دشمنان]] [[حیا]] میکند. دوم آنکه: [[حیا]] بر دو نوع است. یک قسم مستند به [[عقل]] و [[آگاهی]] است و قسمی دیگر ناشی از [[جهل]] و [[حماقت]] است. ترک کارهای [[زشت]] از [[عقل]] ناشی میشود، ولی خودداری از تعاملات [[اجتماعی]] و شرکت در گفتوگوها از [[ضعف نفس]] سرچشمه میگیرد. از این قسم است که برخی از پرسیدن [[احکام شرعی]] سر باز میزنند و همیشه در [[جهل و نادانی]] میمانند. این ویژگی هر چند. در ظاهر شبیه حیاست و بسا که [[حیا]] نامیده میشود، در [[حقیقت]] [[حیا]] نیست، بلکه نوعی [[حماقت]] است [[رسول خدا]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|الْحَيَاءُ حَيَاءَانِ حَيَاءُ عَقْلٍ وَ حَيَاءُ حُمْقٍ فَحَيَاءُ الْعَقْلِ هُوَ الْعِلْمُ وَ حَيَاءُ الْحُمْقِ هُوَ الْجَهْلُ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۰۶.</ref>؛ [[حیا]] بر دو قسم است: [[حیای عقل]] و [[حیای حماقت]]، [[حیای عقل]] [[دانایی]] و [[آگاهی]] است و [[حیای حماقت]] [[جهل و نادانی]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص92-94.</ref>. | ||
[[رسول خدا]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|الْحَيَاءُ حَيَاءَانِ حَيَاءُ عَقْلٍ وَ حَيَاءُ حُمْقٍ فَحَيَاءُ الْعَقْلِ هُوَ الْعِلْمُ وَ حَيَاءُ الْحُمْقِ هُوَ الْجَهْلُ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۰۶.</ref>؛ [[حیا]] بر دو قسم است: [[حیای عقل]] و [[حیای حماقت]]، [[حیای عقل]] [[دانایی]] و [[آگاهی]] است و [[حیای حماقت]] [[جهل و نادانی]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱۴ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج14، ص92-94.</ref>. | |||
==گستره عدل== | ==گستره عدل== | ||