مدیریت اقتصادی در قرآن

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

اقتصاد قوام جوامع بشری

علم اقتصاد به معنای علم تأمین نیازهای مادی بشر از علوم اجتماعی است. این دانش به انسان کمک می‌‌کند تا به تحلیل تولید، توزیع و مصرف کالاها و خدمات بپردازد. هدف علم اقتصاد توضیح این مسئله‌است که جوامع اقتصادی چگونه کار می‌کند و بنگاه‌های اقتصادی چگونه تعامل برقرار می‌کند. تحلیل‌های اقتصادی به سراسر جامع از تجارت و اقتصاد و دولت گرفته تا جرایم، تحصیلات، خانواده، سلامت، قانون، سیاست، مذهب، موسسات اجتماعی، جنگ و علم اعمال می‌شود. برخی علم اقتصاد را علم تولید ثروت دانسته، در حالی که برخی دیگر آن را علم تولید و توزیع ثروت می‌دانستند. در تعریف‌های امروزی اقتصاد را علم استفاده بهینه از منابع کمیاب یا علم تخصیص منابع محدود برای تأمین نیازها و خواسته‌های نا محدود دانسته‌اند.

به هر حال، هدف کلی علم اقتصاد این است که نیازهای مادی بشر تأمین شود و یکی از دو مولفه خوشبختی یعنی آسایش فراهم آید تا بستری برای آرامش نیز باشد. از آن جایی که آموزه‌های وحیانی اسلام به همه ابعاد زندگی بشر توجه داشته و پاسخ گویی نیازهای فطری و غریزی بشر است تا مسیر روشنی را برای فلسفه زندگی و هدف آفرینش در پیش روی بشر قرار دهد، به مسأله اقتصادی نیز توجه داشته است. با نگاهی به آموزه‌های وحیانی اسلام و آیات قرآنی به سادگی این معنا به دست می‌‌آید که اقتصاد در کنار عبادت همواره مورد توجه است و هر گاه از نماز سخنی به میان آمده در کنار آن از زکات و انفاق مالی و مانند آن نیز سخنی بیان شده است.[۱] در تحلیل اسلام از اقتصاد به این نکته جالب توجه داده شده که اقتصاد قوام و مایه ایستادگی جامعه است.[۲] اگر جامعه با عناصری شکل می‌‌یابد که اساس آن است؛ در این میان اقتصاد همانند ستون اصلی خیمه جامعه است که با آن جامعه شکل و معنای واقعی خود را می‌‌یابد و همه در زیر این ستون است که گرد می‌‌آیند و امور خود را تعریف و سامان می‌‌دهند. پس اگر ستون اقتصادی از جامعه بر داشته شود، جامعه به یک معنا شکل خود را از دست می‌‌دهد و به یک مجموعه بی‌سامان و بی‌شکل تبدیل می‌‌شود که نه تنها هدفی مشخص نداشته بلکه هیچ عضو جامعه نمی‌تواند از امکانات آن به درستی استفاده کند و نوعی هرج و مرج در جامعه ایجاد می‌‌شود و منابع انسانی و مالی به هدر می‌‌رود.

با توجه به نقش اساسی و بنیادین اقتصاد در جامعه بشری است که اسلام توجه خاصی به آن داشته است؛‌ از سویی دیگر،‌اسلام برای انسان و جوامع بشری هدف خاصی را شناسایی و تعریف کرده و از انسان‌ها و جوامع بشری خواسته تا آن را در همه زندگی و سرتاسر آن در نظر گرفته و بدان سمت و سو حرکت کنند. بنابراین،‌ همه زندگی انسان می‌‌بایست در این مدار و محور سامان یابد. از این روست که همه علوم معنایی دیگری می‌‌یابد و هدف دیگری برای آن تعریف می‌‌شود که مبتنی بر آن هدف کلی و حکمت آفرینش انسان است. پس اگر امور اقتصادی و معیشتی مردم، دارای جایگاهی مهمّ در حدّ مسائل اعتقادی و عبادی از نظر اسلام دارد، تنها در راستای آن هدف والای الهی و حکمت آفرینش است. البته این کلام اختصاص به اقتصاد ندارد، بلکه عبادت نیز می‌‌بایست در این محور و مدار باشد وگرنه هیچ تاثیر و ارزشی از نظر خدا و اسلام نخواهد داشت.

از نظر اسلام، تأمین سعادت واقعی بشر در گرو اصلاح و تصحیح امور اعتقادی و عبادی و اقتصادی و مانند آن است. اگر انسان اعتقادات درستی چون یکتاپرستی نداشته باشد یا عبادت او برای خدا خالص نباشد و کارهای خود را در این راستا تعریف نکند، از حقیقت سعادت و حکمت آفرینش و هدف آن دور افتاده است. از این روست که آموزه‌های وحیانی از سوی خداوند فروفرستاده شده تا پیامبران به عنوان پیشوایان،‌راهنمایی بشر به دست گیرند و مردم را به سوی سعادت واقعی رهنمون شوند. از این روست که تصحیح روابط اقتصادی جامعه، همپای مسائل اعتقادی و عبادی در صدر آموزه‌های پیامبران از جمله حضرت شعیب(ع) و پیامبر اسلام(ص) بوده است.[۳]

در همین چارچوب است که آموزه‌های وحیانی قرآن تأمین سعادت واقعی انسان را تنها در گرو و سایه یکتاپرستی، سلامت امور زندگی از جمله سلامت امور اقتصادی و پرهیز از فسادانگیزی دانسته است. اسلام نه تنها به علم اقتصاد و مسایل آن این گونه توجه داشته و برای آن هدف مشخص و حکمتی را در چارچوب هدف کلی و اساسی تعریف می‌‌کند،‌بلکه برای هر علم و دانش دیگری این اهداف جزیی و کلی را در نظر می‌‌گیرد. از این روست که علوم اسلامی به معنای همه دانش‌هایی است که انسان را برای رسیدن به حکمت آفرینش و سعادت یاری می‌‌رساند. پس تنها علومی چون فقه و عقاید از علوم اسلامی نیست، بلکه هر علم و دانشی که نگره خود را با حکمت آفرینش و سعادت بشر سامان داده و تعریف کرده از علوم اسلامی است. در این چارچوب علم فیزیک یا شیمی یا ریاضیات می‌‌تواند از علوم اسلامی یا غیر اسلامی باشد؛ چنان که ادبیات عرب یا منطق و حتی عرفان می‌‌تواند از علوم اسلامی یا غیر اسلامی باشد.

اگر علومی چون علم فیزیک، به پدیده‌های مادی به عنوان آفریده نگاه کند و در چارچوب آفریده و آفریدگار به تحلیل و تبیین آن بپردازد، این علوم معنایی دیگر می‌‌یابد؛ زیرا نگاه به طبیعت دگرگونه می‌‌شود. همچنین در علم شیمی و عناصر آن، می‌‌توان به عنوان یک آفریده الهی توجه پیدا کرد و هر گونه تغییر و تصرف در مواد فیزیک و عناصر شیمی در این چارچوب کلی یعنی حکمت آفرینش بنگرد، نوع تعامل و نتیجه‌گیری و بهره‌برداری انسان از آن تغییر می‌‌یابد و اسلامی می‌‌شود؛ زیرا در چارچوب حکمت آفرینش و آموزه‌های وحیانی آن علم سامان یافته و مورد استفاده قرار می‌‌گیرد. پس اگر تغییر در خلقت اشیاء از سوی انسان صورت می‌‌گیرد، این تغییرات به قصد افساد در زمین و دریا و خشکی نیست تا آسیبی به طبیعت زیست بشر و یا خود بشر برسد؛ بلکه همواره این تغییرات به قصد اصلاح امور و رسیدن به حکمت آفرینش خواهد بود و این گونه شیطان نخواهد توانست از علومی که در اختیار انسان است برای تغییرات فساد آمیز در زمین وخلقت و طبیعت سود برد.[۴]

بنابراین، نوع نگاه کلی انسان به علوم می‌‌تواند آن را اسلامی یا غیر اسلامی سازد؛ زیرا آن چه یک علم را اسلامی می‌‌کند نگاه علم به موضوع در چارچوب اهداف آفرینش و استفاده برای تحقق آن اهداف است. زاویه دید انسان به هر موضوع می‌‌تواند تغییرات کلانی را در نوع تعامل انسان با موضوع و استفاده از آن ایجاد کند. به هر حال، اقتصاد از نظر اسلام مایه قوام جامعه است، چنان که سعادت بشر در گرو ساماندهی و اصلاح وتصحیح آن در چارچوب اهداف آفرینش است. دراین صورت است که اقتصاد به عنوان خیر و نعمت بزرگ الهی شناسایی و معرفی می‌‌شود و ارزش و اهمیت می‌‌یابد.[۵].[۶]

مدیریت اقتصاد در اسلام

علوم اسلامی همه دانش‌هایی است که با رویکرد حکمت آفرینش ساماندهی شده و به کارگرفته می‌‌شود. بر این اساس، مدیریت اسلامی به معنای شیوهٔ به‌کار‌گیری منابع انسانی و امکانات مادی، برای نیل به اهدافِ متأثر از نظام ارزشی اسلام است. از نظر آموزه‌های وحیانی اسلام، علم زمانی ارزشی می‌‌شود که در چارچوب ارزش‌های انسانی و اسلامی سامان داده و به کار گرفته شود. از این نظر می‌‌توان مدیریت اسلامی اقتصاد را به معنای ساماندهی مدیریت در چارچوب این ارزش‌ها تعریف کرد. اصول مدیریت اقتصاد اسلامی همانند دیگر حوزه‌های مدیریت اسلامی بایست همواره در چارچوب توحید، عبادت[۷] و تزکیه و خدایی شدن ساماندهی شود و جامعه و منابع مادی و انسانی در این راستا به بهترین شکل به کار گرفته شود. هر کسی نیز در این چارچوب می‌‌بایست نیت خود را خالص گرداند و به عنوان یک تکلیف به هر موضوعی بنگرد و انجام دهد تا آن چه را که هدف آفرینش است تحقق یابد.

اسلام برای تحقق اهداف هر نوع روشی را نمی‌پسندد؛‌از این روست که در یک چارچوب مشخصی رویه‌های اقتصادی و غیر اقتصادی را سامان می‌‌دهد و اجازه تخطی به آن نمی‌دهد. به این معنا که از نظر اسلام هدف وسیله را توجیه نمی‌کند؛ پس حتی اگر هدف بسیار مقدس مانند عدالت در مدیریت مورد توجه قرار می‌‌گیرد، ولی هرگز تحقق آن را از هر راه مجاز نمی‌شمارد. این گونه است که روش‌های رسیدن به هدف عالی را نیز مبتنی بر ارزش‌های خاص مورد تأیید یا تکذیب و تخطئه قرار می‌‌دهد. اگر بر این باور باشیم که انسان دارای پیامبر درونی به نام عقل و احکام مستقل عقلانی در حوزه نظر و عمل است و اجازه می‌‌دهد تا زندگی خود را در چارچوب احکام مستقل عقلانی سامان دهیم، ولی به این مهم نیز توجه می‌‌دهد که گاه امری را به نام احکام عقلانی شناسایی می‌‌کنیم در حالی که این گونه نیست. پس اگر احکام عقلانی واقعی شناسایی و به کار گرفته شود، همان عین احکام وحیانی اسلام است؛ زیرا اسلام به هر چیزی که عقل مستقل حکم کرده باشد، حکم کرده و آن را امضاء و تأیید می‌‌کند. این دسته از احکام به عنوان احکام امضایی در اسلام مورد شناسایی و تأیید قرار گرفته است.

اما گاه امری به عنوان حکم عقلانی مطرح می‌‌شود که یا عقلانی نیست یا سیره عقلایی است که در یک فضایی غیر عقلانی شکل گرفته و از سوی جامعه عقلایی مورد توجه قرار گرفته است. در این موارد است که احکام الهی به تخطئه و اصلاح و تصحیح آن اقدام می‌‌کند. از جمله این موارد می‌‌توان به مسأله ربا اشاره کرد که در برخی از جوامع بشری به عنوان یک رفتار اقتصادی همانند بیع و داد و ستد تأیید و مورد استفاده قرار می‌‌گیرد،‌ در حالی که اسلام آن را تخطئه کرده و می‌‌فرماید نمی‌توان این گونه رفتار اقصادی را در چارچوب بیع و داد و ستد قرار داد و آن را امضا و تأیید کرد. خداوند با تحلیل دو نوع رفتار اقتصادی چون بیع و ربا یکی را امری عقلایی و عقلانی دانسته و تأیید و امضا می‌‌کند ولی آن دیگری را امری غیر عقلایی و عقلانی دانسته و تخطئه می‌‌کند. خداوند می‌‌فرماید: ﴿ٱلَّذِينَ يَأْكُلُونَ ٱلرِّبَوٰا۟ لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ ٱلَّذِى يَتَخَبَّطُهُ ٱلشَّيْطَـٰنُ مِنَ ٱلْمَسِّ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوٓا۟ إِنَّمَا ٱلْبَيْعُ مِثْلُ ٱلرِّبَوٰا۟ وَأَحَلَّ ٱللَّهُ ٱلْبَيْعَ وَحَرَّمَ ٱلرِّبَوٰا۟ فَمَن جَآءَهُۥ مَوْعِظَةٌۭ مِّن رَّبِّهِۦ فَٱنتَهَىٰ فَلَهُۥ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ أَصْحَـٰبُ ٱلنَّارِ هُمْ فِيهَا خَـٰلِدُونَ[۸]

هدف از معاملات تأمین نیازهای مادی است و هر کسی می‌‌کوشد تا با افزایش سود بهره ای بیش‌تر به دست آورد. از آن جایی که برخی از مردم در اندیشه افزایش سود و بهره هستند، روش‌های گوناگونی را می‌‌آزمایند تا سود بهتر و یا بیشتری ببرند. خداوند ضمن تأیید برخی از روش‌های بهره وری،‌برخی دیگر را تکذیب کرده یا تخطئه می‌‌کند و یا اصلاح و تصحیح می‌‌کند. از جمله در این آیه شیوه ربوی را برای افزایش سود و بهره نادرست دانسته و آن را همانند بیع و معاملات درست نمی‌شمارد. در برابر به مردم راه‌های دیگری را نشان می‌‌دهد که موجب افزایش بهره وری و سود است. در حالی که از نظر مردم و در ظاهر حال، آن روش‌ها نه تنها سود آور نیست بلکه زیان بار بوده و شخص سرمایه اقتصادی خود را از دست می‌‌دهد. به نظر مردم افزایش سرمایه از طریق ربا و دادن پول با نزول راهی آسان است و شخص به ثروت بیش تری از این طریق می‌‌رسد، در حالی که خداوند بر این نکته تأکید می‌‌کند که بر خلاف ظاهر سودمند و سودآور این روش، سودی نصیب نزولخوار و رباخوار نخواهد شد.

در برابر اگر کسی بخواهد به سود واقعی حتی مادی در دنیا برسد می‌‌تواند از روش‌های دیگری استفاده کند که به ظاهر زیانبار است و سرمایه از کف سرمایه گذار می‌‌رود. خداوند دو روش صدقات و زکات را به عنوان روش‌های که سودآوری آن تضمین شده است معرفی و نشان می‌‌دهد. خداوند در آیه ۳۹ سوره روم با مقایسه میان دو روش ربوی و زکوی می‌‌فرماید: ﴿وَمَآ ءَاتَيْتُم مِّن رِّبًۭا لِّيَرْبُوَا۟ فِىٓ أَمْوَٰلِ ٱلنَّاسِ فَلَا يَرْبُوا۟ عِندَ ٱللَّهِ وَمَآ ءَاتَيْتُم مِّن زَكَوٰةٍۢ تُرِيدُونَ وَجْهَ ٱللَّهِ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُضْعِفُونَ[۹]. پس ربا به جای آنکه سودآور باشد، زیانبار است در حالی که زکاتی که به ظاهر سرمایه شخص را از دست او بیرون می‌‌برد سودآور خواهد بود. خداوند همچنین در آیه ۲۷۶ سوره بقره می‌‌فرماید: ﴿يَمْحَقُ ٱللَّهُ ٱلرِّبَوٰا۟ وَيُرْبِى ٱلصَّدَقَـٰتِ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ[۱۰].

پس دیگر روشی که موجب افزایش سودآوری سرمایه و بهره وری بیش‌تر و بهتر می‌‌شود، دادن صدقات است که بر خلاف ظاهر که از کف رفتن سرمایه است موجب ازدیاد و افزایش سرمایه مادی دانسته شده است. بنابراین، مدیریت اقتصاد در اسلام نه تنها به بیان ارزش‌ها و مدیریت بهره وری بهتر و بهینه مادی و دنیوی می‌‌پردازد و به سعادت در دنیا توجه دارد، همچنین به سعادت اخروی فرد نیز توجه می‌‌دهد و افزون بر آنها، در حوزه روش‌های سودمند بهره وری و افزایش سود و درآمد، به نقد روش‌های پرداخته و روش‌های مناسب و کارآمد را معرفی می‌‌کند و به انسان‌ها یادآور می‌‌شود که تنها به ظاهر امور توجه نکنند.

زمانی انسان‌ها گرفتار شکست‌هایی اقتصادی می‌‌شوند که به آثار بلند مدت رفتارهای اقتصادی خود توجه نکنند و تنها خود یا جلوی بینی خود را ببیند، در حالی که انسان صاحب بصیرت می‌‌بایست همانند شطرنج باز، حرکت چند مهره شطرنج را محاسبه کند تا حرکتی را انجام دهد. مدیریت اقتصادی نیز این گونه است که می‌‌بایست هر حرکت با ملاحظه و محاسبه حرکت‌های بعدی انجام گیرد. کسی که بیع ربوی انجام می‌‌دهد و آن را همانند بیع داد و ستدی و عوض و معوضی می‌‌داند، به این نکته توجه نمی‌کند که این بیع در بلند مدت موجب کاهش تولید و بهره وری می‌‌شود و در نهایت به خود سرمایه گذار ضربه وارد می‌‌کند؛‌ زیرا قدرت و فعالیت اقتصادی وام گیرنده را با بهره هایش تضعیف می‌‌کند. همچنین بر خلاف صدقات یا زکات که به نظر می‌‌رسد از دست دادن سرمایه است؛ با توجه به درگیر کردن دیگران در فعالیت اقتصادی موجب افزایش سرمایه در جامعه و گردش سالم اقتصادی و جریان آزاد ثروت می‌‌شود و بهره وری را در نهایت برای صدقه دهنده و زکات دهنده افزایش می‌‌دهد؛ البته اگر حتی تفضل‌های الهی و امدادهای غیبی و افزایش‌های بی‌حساب خداوندی را در این میان نادیده بگیریم.

به هر حال،‌ مدیریت اقتصاد اسلامی بر آن است تا بهترین روش‌ها و اصول را در راستای حکمت آفرینش و قوامیت اقتصاد سالم بیان کرده و موارد و روش‌های نادرست را شناسایی و از ارتکاب به آن بازدارد. چنان که از خرید و فروش‌های جاهلی چون کم‌فروشی در هنگام فروش باز داشته است.[۱۱] مدیریت اقتصاد اسلامی، مدیریت جمع دنیا و آخرت و امور مادی و معنوی با هم[۱۲] با گرایش و تأکید بر لزوم ترجیح اهداف و ارزش‌های والای معنوی بر امور صرف اقتصادی است.[۱۳].[۱۴]

مهم‌ترین اصول در مدیریت اقتصاد اسلام

شاخصه‌های مدیریتی اقتصاد اسلامی را می‌‌توان در موضوعاتی چون عدالت[۱۵]، گردش سالم ثروت در تمام سطوح و اقشار جامعه و عدم انحصارگرایی[۱۶]، ممنوعیت خروج نقدینگی از چرخه اقتصادی و لزوم گردش آن در کار و تولید[۱۷]، مالکیت‌های چند گانه از خصوصی تا مالکیت عمومی و دولتی[۱۸]، کار و کسب و تلاش[۱۹]، اعتدال در مصرف و پرهیز از هر گونه اسراف و تبذیر[۲۰] و تأمین نیازهای محرومان و نیازمندان و سائلان[۲۱]

در اقتصاد اسلامی هر گونه رفتاری که موجب شود تا هدف اصلی و حکمت آفرینش به دست نیاید مورد تخطئه قرار می‌‌گیرد و اجازه داده نمی‌شود تا انجام گیرد و حتی نظارت شدیدی از سوی دولت بر اصلاح و تصحیح رفتار اقتصادی انجام می‌‌گیرد تا کسی یا گروه یا شرکتی بر خلاف اهداف عالی اسلام اقتصاد را سامان ندهد و به کار نگیرد. از این روست که از رباخواری[۲۲] و بی‌عدالتی[۲۳]و حتی سلطه نابخردان و سفیهان[۲۴] کم‌فروشی[۲۵]، کنزاندوزی و گردش ناسالم اقتصادی باز داشته است.[۲۶] بازداشته و به عنوان گناه با آن به مبارزه برخاسته و حتی برخی از موارد را به عنوان اعلان جنگ با خداوند ارزیابی کرده است.[۲۷] سخن درباره مسایل و جزئیات مدیریت اقتصادی در اسلام بسیار است ولی از آن جایی که بیرون از حوصله یک مقاله است به همین مقدار بسنده می‌‌شود.[۲۸]

مدیریت لازمه امور اجتماعی

از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، امور اجتماعی به گونه ای است که نیازمند مدیر و مدیریت است تا از هر گونه تشتت و تفرقه و پراکندگی که موجب فساد و تباهی اجتماع است جلوگیری به عمل آید. از این رو، اصل رهبری و مدیریّت اجتماعی، اقتصادی و مانند آنها و نیاز جامعه به مدیر و مدیریت در هر عرصه و حوزه ای از فعالیت‌های اجتماعی، امری پذیرفته شده و مسلّم، در نگاه وحی است.[۲۹] از نظر آموزه‌های قرآنی، ممکن است که مدیر از همه شایستگی‌ها برخوردار باشد، ولی لازم است تا اجتماع به مدیر برای جبران ضعف‌های طبیعی علمی و عملی یاری رسانند و با مشاوره و تعاون در علم و عمل یار و یاور مدیران باشند. از این رو، تقویت مدیریّتهای شایسته و جبران نقاط ضعف آنان شرطی ضروری برای پیشرفت کارها از نظر قرآن است.[۳۰]

امت اسلام در هر کاری لازم است تا مدیری شایسته را انتخاب و به کار گیرد و از خدا بخواهد تا چنین مدیرانی شایسته در اختیار ایشان گذارد.[۳۱] اقتصاد اجتماع به سبب آنکه مهم‌ترین رکن اجتماع و ستون اصلی خیمه آن است[۳۲]، باید در دست مدیرانی شایسته قرار گیرد که از ویژگی‌های مدیریتی بر اساس آموزه‌های وحیانی برخوردار باشند.[۳۳].[۳۴]

ویژگی‌ها و صفات مدیریت بحران اقتصادی

در آیات قرآنی به ویژگی‌هایی برای مدیریت و نیز مدیران اشاره شده است. این ویژگی‌ها در مدیریت اقتصادی و مدیریت بحران نیز مطرح است. البته در مدیریت بحران‌ها از جمله بحران‌های اقتصادی برخی از خصوصیات بیش‌تر لازم و مورد تأکید است؛ زیرا اعتماد به نفس و حفظ آرامش و ثبات قدم در بحران‌ها از اهمیت بیش تری برخوردار است. از نظر قرآن کسب این امور تنها با توکل و اعتماد به خدا و داشتن ایمان قوی و اعمال صالح دست یافتنی است؛ زیرا هر صفت در سطح کمالی آن تنها از طریق عنایت الهی به دست می‌‌آید. برخی از مهم‌ترین صفات مدیریت بحران از جمله بحران اقتصادی عبارتند از:

  1. استقامت: از نظر قرآن، استقامت از مهم‌ترین اموری است که باید در مدیریت‌ها از جمله مدیریت‌های بحران تحقق داشته باشد تا بتوان از مشکلات و بحران‌ها به سلامت عبور کرد و به اهداف رسید. خدا می‌‌فرماید: ﴿وَأَلَّوِ ٱسْتَقَـٰمُوا۟ عَلَى ٱلطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَـٰهُم مَّآءً غَدَقًۭا * لِّنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَمَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِۦ يَسْلُكْهُ عَذَابًۭا صَعَدًۭا[۳۵] البته از نظر قرآن، این استقامت ورزی باید به شکل جمعی تحقق و اعمال شود و استقامت مدیر بحران برای مدیریت بحران‌ها به تنهایی کفایت نمی‌کند. خدا در این آیات و نیز در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره فصلت بر عنصر استقامت جمعی تأکید دارد تا امکان قرار گرفتن تحت ولایت الهی و بهره‌مندی از عنایت خاص فراهم آید. چنان که خدا در آیات ۱۱ سوره رعد و ۵۳ سوره انفال هر گونه تغییر مثبت و منفی اجتماعی و اقتصادی در اجتماع را به تغییرات جمعی مردم گره زده است؛ همچنین در عبور از بحران‌ها به این مسأله نیز توجه داده شده است که باید استقامت جمعی باشد. از همین روست که خدا خطاب به پیامبر(ص) به عنوان مدیر و رهبر اجتماع می‌‌فرماید: ﴿فَٱسْتَقِمْ كَمَآ أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا۟ إِنَّهُۥ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭ[۳۶] این بدان معناست که همکاری امت با امام در استقامت نقش اساسی و تعیین کننده در عبور از مشکلات و بحران‌ها از جمله بحران‌های اقتصادی دارد. از همین روست که در ادامه این آیه خدا از همگی در قالب نهی ﴿وَلَا تَرْكَنُوٓا۟ إِلَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ می‌‌خواهد تا ظالمان از کافران و مشرکان را به عنوان ستون و رکن خویش قرار نداده و به آنان تکیه و اعتماد نکنند؛ بلکه با خدا تکیه کرده و برای این منظور از نماز به عنوان یکی از حسنات بهره گیرند تا این گونه سیئات و بدی‌ها از ایشان و جامعه دفع شود و امکان عبور از بحران‌ها به دست آید؛ حال این بحران به سبب و علت سنت ابتلاء باشد یا سنت کیفر.[۳۷] با نگاهی به این آیات معلوم می‌‌شود که تحلیل نادرستی موجب می‌‌شود تا انسان و اجتماع به جای استقامت به دشمن گرایش یابد و به این نتیجه برسد که با تکیه و اعتماد بر دشمن می‌‌تواند از چالش‌ها و بحران‌ها از جمله بحران‌های اقتصادی عبور کند و مشکلات اقتصادی خویش را حل و فصل کند. از نظر قرآن تکیه و اعتماد به دشمن و قرار دادن آنها به عنوان رکنی از ارکان اقتصاد برای حل مشکلات اقتصادی، برخاسته از تحلیلی نادرست و باطل و گرایشی زیانبار است؛ از این رو، نگاه به بیرون از اجتماع امت و ارکان قرار دادن دیگران به جای امت بدترین خطای راهبردی در عبور از بحران اقتصادی است.
  2. صبر: شکیبایی و صبر از دیگر ویژگی‌های مدیریت از جمله مدیریت بحران اقتصادی است. خدا بارها در آیات قرآنی از جمله آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷ سوره بقره و آیات ۱۱۲ تا ۱۱۵ سوره هود از صبر در مصیبت‌ها سخن به میان آورده و آن را عامل برونرفت از مشکلات دانسته است؛ زیرا این صبر تنها در سایه ایمان به مالکیت خدا و حکمت و مشیت الهی در هر مصبیت[۳۸] و توکل و اعتماد به او به دست می‌‌آید. البته از نظر قرآن درمسایل اجتماعی هرگز نمی‌توان به صبر و شکیبایی مدیر و امام امت بسنده کرد، بلکه هر گونه تغییر مثبت و منفی از جمله عبور از بحران‌ها در سایه وحدت، همدلی، همراهی و تعاون امت و امام شدنی و دست یافتنی است.[۳۹]
  3. تعهد: از مهم‌ترین ویژگی و صفات مدیر در مدیریت بحران، تعهد است. از نظر قرآن کسانی قابل اعتماد هستند که از تعهد برخوردار باشند. این تعهد از سوی خردمندان امضا و عملی می‌‌شود و در این میان چون اهل ایمان، خردمندانی عاقل هستند و از سفاهت و بی‌مغزی کفر به دور، قابل اعتماد‌تر از دیگران هستند. از نظر قرآن، به کافران به سبب عدم بقای ایشان به تعهدات و پیمان‌ها نمی‌توان اطمینان کرد. حتی از نظر قرآن، بسیاری از اهل کتاب به سبب نگرش و بینش نادرست از غیر اهل کتاب و برتری و فضلیت خویش بر آنان، حاضر نیستند تا به تعهدات خویش عمل کنند؛ از این روست که بیشتر آنان نیز قابل اعتماد نیستند.[۴۰] به هر حال، در انتخاب مدیر به ویژه مدیریت بحران از جمله بحران اقتصادی باید مدیریت را به کسانی سپرد که اهل ایمان واقعی باشند و از آزمون‌های سخت به سلامت بیرون آمده باشند.[۴۱] وقتی انسان حاضر نیست مال کودک و سفیه و مجنون را به دست آنان سپارد؛ زیرا به آزمون معلوم شد که مالی که قوام اجتماع و مردم است را تباه می‌‌کند[۴۲] به طور طبیعی مدیریت اقتصادی اجتماع را به کسانی نمی‌سپارد که از آزمون اقتصادی سربلند بیرون نیامده یا از سفاهت برخوردارند یا به تعهدات خویش نمی‌توانند عمل کنند. دختران حضرت شعیب(ع) با استفاده از تجربه آب دهی و قدرت سقایت حضرت موسی(ع) درخواست می‌‌کنند تا مدیریت گله گوسفندان به او سپرده شود؛ زیرا ایشان را متعهد به عمل برآورد کرده بودند.[۴۳]
  4. امانت: امین بودن و امانت داری از دیگر صفات مدیران و موفقیت در مدیریت است؛ زیرا کسی که امین نباشد نمی‌توان اموال مردم از جمله مدیریت اقتصاد اجتماع را به کسی سپرد که اهل خیانت درامانت است.[۴۴]
  5. تخصص: مدیریت نیازمند تخصص در هر علم مرتبط با مدیریت آن چیز است. بنابراین، نمی‌توان مدیریت را به غیر متخصص در آن علم سپرد. کسی که مدیریت اقتصادی را به عهده می‌‌گیرد باید در علم اقتصاد متخصص باشد.[۴۵]
  6. دانایی: برخورداری از علم و دانش در هر رشته ای که مدیریت آن را به عهده می‌‌گیرد، شرط لازم برای مدیریّت در هر کاری است. در امور مالی نیز دانایی در حد تخصص لازمه مدیریت اقتصادی است چنان که گفته شد.[۴۶]
  7. توانایی: قوت و قدرت علمی و عملی: قوت و قدرت انجام و یا ترک مقتدرانه هر کاری از دیگر صفات مدیر است؛ زیرا چنان که گفته شد، مدیریت هنر است که با علم و عمل یعنی علم همراه با مهارت به دست می‌‌آید. بنابراین، شخص باید از این لحاظ توانا و دانا باشد. توانایی و دانایی به مدیر این امکان را می‌‌دهد تا درست و محکم تصمیم بگیرد و به تصمیمات خویش با تکیه بر همراهی و تعاون امت اقدام کند.[۴۷] البته چنان که گفته شد در همه این موارد نقش امت و همکاری با امام و مدیریت اقتصادی لازم و ضروری است. از این روست که خدا در آیه ۲ سوره مائده هماره بر تعاون و معاونت اجتماع برای تحقق اهداف الهی در سایه نیکی و تقوا تأکید بسیار دارد. عبور از بحران‌های اقتصادی نیز نیازمند قوت و قدرت علمی است که از سوی اجتماع و امت به مدیریت بحران انتقال می‌‌یابد و او می‌‌تواند با این تعاون و همکاری امت از بحران‌ها عبور کند و موفقیت را برای امت تأمین نماید. از نظر قرآن، نباید همه انسان‌ها در یک سطح ارزیابی کرد؛ زیرا میان جنس زن و مرد تفاوت است با این که از نظر نفسی یکسان هستند؛ ولی از نظر کالبدی و برخی از ویژگی‌ها تفاوت‌هایی دارند که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. بنابراین، در سنجش افراد و گزینش برای مدیریت باید به این برتری‌ها و فضلیت‌های طبیعی توجه داشت.[۴۸]
  8. تمکن: داشتن امکانات و چگونگی استفاده از آنها در قابل مدیریت اسباب از دیگر ویژگی‌های مدیر است. این که مدیر بتواند از امکانات به درستی استفاده کند، نیازمند شناخت وی از امکانات و میزان بهره‌برداری از اسباب و ظرفیت هر چیزی است.[۴۹] به نظر می‌‌رسد که امت باید در تأمین اسباب و امکانات امام و مدیریت اقتصادی را یاری رساند تا شرایط برای عبور از بحران‌ها از جمله بحران اقتصادی شدنی باشد.
  9. شایسته‌سالاری: اهلیت و شایسته مدیریت از دیگر ویژگی‌ها و صفاتی است که قرآن برای مدیر بیان می‌‌کند. مدیریت به عنوان یک امانت الهی باید در دست کسانی قرار گیرد که شایسته این منصب و مقام هستند.[۵۰]
  10. ایمان: از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، مدیریت از جمله مدیریت اقتصادی یک ولایت است و تنها کسانی از ولایت برخوردار هستند که از سوی خدا به تکوین مانند والدین یا تشریع مانند اولیای الهی و امام[۵۱] از مظهریت در ولایت برخوردار باشند. بر اساس آیه ۲۸ سوره آل عمران مدیریت در هر حوزه ای از حوزه‌های اجتماعی در امت اسلام، خاص مؤمنان است و کافران از آن بی‌بهره هستند و نمی‌توانند مدیریت‌های اجتماعی را به دست گیرند؛ زیرا «اولیاء» جمع «ولیّ» و ولیّ از ولایت به معنای مالک و صاحب تدبیر امر چیز یا شخصی است،[۵۲] و خدا آن را تنها برای مؤمنان اثبات کرده است.
  11. مشورت: از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، مدیر باید اهل مشورت باشد و از استبداد در رای خودداری کند.[۵۳]
  12. توکل بر خدا: بر اساس آیات قرآنی، مدیریت در کارها باید پس از کسب علم اطمینانی از طرق مخلتف از جمله مشورت، در هنگام عزم بر عمل، توکل بر خدا داشته باشد و بداند کارها زمانی پیش می‌‌رود که مشیت و حکمت الهی اقتضا می‌‌کند. بنابراین، توکل بر خدا از صفات مدیران است؛ و اجتماع ایمانی نیز هنگام هر عملی باید این گونه تنها بر خدا توکل داشته و عزم خود را با توکل پیوند بزند.
  13. قاطعیت: مشورت با دیگران به معنای عدم قاطعیت نیست. از این روست که خدا بر لزوم قاطعیّت مدیر، در تصمیم‌گیری و اداره امور، در عین مشورت با صاحب‌نظران تأکید دارد.[۵۴]

عوامل موثر در مدیریت بحران‌های اقتصادی

از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، علل و عواملی می‌‌تواند در موفقیت یا ناکامی مدیریت اقتصادی نقش اساسی داشته باشد که برخی از آنها عبارتند از:

  1. تحلیل و توصیه درست و اجرای دقیق توصیه ها: از آن جایی که بحران اقتصادی می‌‌تواند به علل و عوامل طبیعی یا غیر طبیعی پدید آید، می‌‌بایست نخست مدیریت اقتصادی و مدیریت بحران اقتصادی نسبت به این علل و عوامل آشنایی جامع و کاملی داشته باشد؛ زیرا نادیده گرفتن هر یک از این عوامل در تحلیل می‌‌تواند در توصیه و ارایه راهکارهای برونرفت از بحران و مشکلات تاثیر مستقیمی داشته باشد؛ چراکه تحلیل نادرست از علت و عامل می‌‌تواند سرمایه‌ها و وقت حساس را به تاراج دهد و به جای حل بحران بر مشکلات بیافزاید. بسیاری از کسانی که در مدیریت بحران‌ها شکست خورده‌اند در گام نخست در تحلیل علت و عامل به خطا و اشتباه رفته‌اند و در گام دوم ناتوان از مدیریتی بوده‌اند که توصیه‌های دقیق تحلیلی و علمی به آن توجه داده است. در حقیقت گاه شکست به سبب تحلیل نادرست و گاه دیگر به سبب عدم اجرایی دقیق مفاد توصیه‌های برونرفت از بحران بوده است؛
  2. بحران برخاسته از سنت ابتلاء و آزمون: از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، بحران‌هایی که در میان اجتماعات بشری پدید می‌‌آید بحران‌هایی برخاسته از دو عامل اصلی است که در قالب سنت ابتلاء و سنت کیفر تعریف و تبیین شده است. این بدان معنا است که ما چیزی به عنوان تصادف نداریم که بی‌علت و عاملی تحقق یابد. پس هر مصیبت یا مشکلی که در جامعه از جمله مشکل اقتصادی پدید می‌‌آید ریشه در این دو عامل و سنت اصلی حاکم بر اجتماع انسانی دارد. بنابراین، اگر مراد از عوامل طبیعی به عنوان عوامل ایجاد بحران‌هایی حتی به ظاهر طبیعی چون زلزله و سیل مطرح باشد، باید مراد از این عوامل طبیعی، همان سنت‌های ابتلاء و کیفر را دانست؛ زیرا خدا هر کاری را در چارچوب سنت اصلی اسباب انجام می‌‌دهد؛ چنان که امام صادق(ع) فرمودند: «أَبَي اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَابِ فَجَعَلَ لِكُلِّ سَبَبٍ شَرْحاً وَ جَعَلَ لِكُلِّ شَرْحٍ عِلْماً وَ جَعَلَ لِكُلِّ عِلْمٍ بَاباً نَاطِقاً عَرَفَهُ مَنْ عَرَفَهُ وَ جَهِلَهُ مَنْ جَهِلَهُ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ صلي‌الله‌عليه‌وآله وَ نَحْنُ»؛ خدا ابا دارد که اشیاء را به جز به وسیله اسباب آنها جاری کند. به همین دلیل، برای هر سببی، شرحی قرار داده است و برای هر شرحی، علمی قرار داده است و برای هر علمی، دروازه‌ ناطقی قرار داده است. هر کسی که آن را بشناسد که شناخته و هر کسی که بدان جاهل باشد که جاهل است. آن باب و دروازه، رسول خدا(ص) و ما ائمه معصومین هستیم».[۵۵] بر اساس سنت ابتلاء هر انسان و اجتماع انسانی به اهدافی چون افزایش ظرفیت یا شناخت ظرفیت و ادعای آنان، دچار انواع و اقسام ابتلاء و آزمون‌های الهی می‌‌شود، به طوری که گویی فرد و اجتماع را در کوره ذوب فلزات «فتنه» انداخته تا جداسازی خوب و بد و نیک و زشت انجام گیرد.[۵۶] این گونه است که خدا گاه با افزایش یا کاهش رزق و روزی و بحران‌های اقتصادی مردم را می‌‌آزماید تا میزان ایمان و اتکال ایشان به خدا دانسته و معلوم شود.[۵۷] خدا به صراحت دراین باره می‌‌فرماید: ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَىْءٍۢ مِّنَ ٱلْخَوْفِ وَٱلْجُوعِ وَنَقْصٍۢ مِّنَ ٱلْأَمْوَٰلِ وَٱلْأَنفُسِ وَٱلثَّمَرَٰتِ وَبَشِّرِ ٱلصَّـٰبِرِينَ * ٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَـٰبَتْهُم مُّصِيبَةٌۭ قَالُوٓا۟ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيْهِ رَٰجِعُونَ * أُو۟لَـٰٓئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَٰتٌۭ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌۭ وَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُهْتَدُونَ[۵۸]بنابراین، مدیریت اقتصادی در بحران‌هایی چون مصیبت‌های اقتصادی و تنگاتنگ‌ها و تحریم‌ها و محاصره‌ها باید بدانند که ممکن است عامل و علت اصلی چنین بحران‌هایی ابتلاء‌ها و آزمون‌های الهی باشد تا سیه رو شود هر که در او غش باشد و هر کسی نیز ایمان دارد بر درجات ایمان ایشان افزوده شود[۵۹] و حقیقت وجودی ایشان در مسیر کمالی تثبیت شود[۶۰]؛ زیرا این افراد در هنگام بحران به خدای تبارک و تعالی پناه می‌‌برند و از او مدد می‌‌جویند؛ زیرا می‌‌دانند که هیچ چیزی در هستی بدون حکمت و مشیت مکتوب الهی در ام الکتاب و کتاب مبین اتفاق نمی‌افتد و مصیبتی از خیر و شر به کسی بدون اذن الهی نمی‌رسد.[۶۱] بر این اساس به دنبال استغفار و توبه می‌‌روند و تحت ولایت الهی قرار می‌‌گیرند و به اسبابی چون صدقه دادن و خیرات و نیکی کردن رو می‌‌آورند و به تنگدستان یاری می‌‌رسانند و به مسکینان اطعام می‌‌دهند و دستگیر نیازمندان می‌‌شوند و دیگر اعمال خیر را انجام می‌‌دهند که در آیات قرآنی بیان شده است.[۶۲] پس در هنگام مصیبت بحرانی به این مهم توجه می‌‌یابند که همه این امور طبق حکمت و مشیت الهی است و نباید از خدا مایوس شد، بلکه باید از خود مایوس شد و به خدا امید بست و هر خیری را از خدا طلب کرد.[۶۳] پس مدیریت اقتصادی در هنگام بحران باید یکی از مهم‌ترین تحلیل‌ها را در اصابت مصیبت‌های بحران اقتصادی، ابتلاء الهی بداند و بر اساس آموزه‌های وحیانی قرآن و آیات بسیار آن، برای درمان آن و حل مشکل ابتلاء الهی به فعالیت‌هایی چون توسل جویی در قالب نیایش و نماز، صدقه دادن به نیازمندان، اطعام مسکینان و توجه و اهتمام فزون‌تر به مسکینان و اقشار آسیب پذیر و مستضعف جامعه بپردازند و بسته‌های حمایتی خاص برای آنان در نظر گیرند. البته این مهم باید به گونه ای انجام شود که همه آحاد جامعه درگیر باشند و خود را در قبال مستضعفان مسئول بدانند. بنابراین، باید با غرقه‌سازی اجتماع به این امور آنان را به کارهای نیک و خیری از این دست ترغیب و تشویق کرده و امام و امت در این امور پیشگام بوده و بر یک دیگر سبقت بجویند؛ زیرا این شیوه ای برای توبه و استغفار عملی و عینی[۶۴] و استعاذه و استغاثه عملی به خدا و بازگشت به سوی او است تا این گونه تحت حمایت الهی قرار گیرند. بنابراین، اگر مدیریت اقتصادی و مدیریت بحران اقتصادی به این تحلیل و تفسیر الهی نسبت به بحران‌های اقتصادی و علل و عوامل آن نرسد، هرگز به چنین توصیه‌های قرآنی عمل نخواهد کرد و به جای حل بحران و برونرفت از آن به دامنه بحران می‌‌افزاید؛ زیرا بر اساس تحلیل نادرست اقدامات نادرستی را انجام می‌‌دهد که بحران زا است نه بحران زدا.
  3. بحران برخاسته از سنت کیفر و عذاب: از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، دومین عامل اصلی بسیاری از مصیبت‌ها و بحران‌ها حتی بحران‌هایی که به ظاهر برخاسته از عوامل طبیعی چون زلزله و سیل است و اقتصاد خانواده یا اجتماع را تهدید یا از میان می‌‌برد، برخاسته از سنت الهی کیفر و عذاب دنیوی است. از نظر قرآن، دستاوردهای نادرست و فساد انگیز که در قالب گناه و ظلم انجام می‌‌شود؛ به دلیل آنکه فرد و اجتماع بلکه جهان را از حالت عدالت و اعتدال خارج می‌‌سازد، موجب می‌‌شود تا فساد و تباهی نه تنها در جان بلکه در جامعه و جهان ایجاد شود. خدا به صراحت به این عامل اشاره داشته و می‌‌فرماید: ﴿ظَهَرَ ٱلْفَسَادُ فِى ٱلْبَرِّ وَٱلْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِى ٱلنَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ ٱلَّذِى عَمِلُوا۟ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ * قُلْ سِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَٱنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِينَ[۶۵] از نظر قرآن، خدا در مسأله اقتصادی و رزق و روزی نیز به سبب گناهانی که ظلم و بی‌عدالتی در حق خدا و خود و خلق است، مردم را دچار بحران اقتصادی و مصیبت می‌‌کند به طوری که آسمان و زمین از ارایه نعمت و برکت باز می‌‌ایستد و مردم در بحران کم آبی، بی‌آبی و خشکسالی و قحطی و مانند آنها فرو می‌‌روند و امنیت غذایی و روانی آنان در معرض خطر قرار می‌‌گیرد. این گونه است که بر اساس سنت کیفر و عذاب در دنیا، خشکسالی جای ترسالی را می‌‌گیرد و امنیت روانی و جانی از میان می‌‌رود.[۶۶] بنابراین، مدیریت اقتصادی در بحران‌های اقتصادی باید به این توجه داشته باشد که گاه تحریم‌ها و محاصره‌ها و سیل‌ها و خشکسالی و مانند آنها برخاسته از سنت عذاب الهی است که حتی شامل مؤمنان می‌‌شود؛ زیرا جامعه ایمانی بیش‌تر در معرض خطر از نظر هر دو سنت ابتلاء و کیفر است؛ زیرا بر اساس آموزه‌های الهی، به کافران و منافقان در چارچوب سنت املاء و استدراج مهلت داده می‌‌شود[۶۷] و به سبب آنکه آنان به آخرت ایمانی ندارند باید پاداش عمل نیک خویش را در دنیا بگیرند، پاداش عمل نیک ایشان در دنیا داده می‌‌شود[۶۸] و از نظر امتحان نیز سالی یک یا دوبار از آنان آزمون به عمل می‌‌آید[۶۹]؛ اما مؤمنان هماره در امتحان و آزمون هستند و کیفر عمل زشت و گناه خویش را در دنیا می‌‌گیرند؛ هر چند که خدا از بسیاری در می‌‌گذرد. خدا می‌‌فرماید: ﴿وَهُوَ ٱلَّذِى يَقْبَلُ ٱلتَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِۦ وَيَعْفُوا۟ عَنِ ٱلسَّيِّـَٔاتِ وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ[۷۰] و نیز می‌‌فرماید: ﴿وَمَآ أَصَـٰبَكُم مِّن مُّصِيبَةٍۢ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُوا۟ عَن كَثِيرٍۢ[۷۱] پس مدیریت بحران اقتصادی باید این تحلیل را در باره مشکلات و بحران‌های اقتصادی حتی در قالب سیل، زلزله، خشکسالی و مانند آنها داشته باشد و برای آن در قالب راهکارهای الهی چون استغفار و توبه و مانند آنها اقدام کنند و مردم به دعا و نیایش و نماز و احسان و صدقه و انفاق بپردازند و با توسل به معصومان(ع) خود را از بحران برهانند.[۷۲]

لزوم توجه به امدادهای غیبی

از آن جایی که سنت‌های الهی حاکم بر جامعه، قوانینی الهی هستند که تبدیل و تحویلی در آن راه ندارد[۷۳]؛ اما این بدان معنا نیست که نتوان از سنت امداد غیبی بهره نبرد. این بدان معنا است که می‌‌توان از بحران‌های اقتصادی که در چارچوب امتحان یا کیفر پدید آمده است، با امدادهای الهی عبور کرد. از این روست که خدا از مردم می‌‌خواهد تا به این سنت الهی توجه کنند و از جایی که احتمال موفقیت ندارند، به عنایت الهی موفقیت را به دست آورند. این امر به شرطی است که اجتماع اسلامی و امت به این باور برسد و در برابر دشمن و محاصره و تهدید و تحریم خود را تسلیم نکند و به دشمنان اسلام رکون نیابد و آنان را ارکان اقتصادی خویش قرار ندهد و چشم امیدش به دست غرب و غربیان نباشد، بلکه به خدا و امت مؤمن باشد.[۷۴].[۷۵]

مدیریت اقتصاد وظیفه نظام سیاسی

از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، برخورداری‌های اقتصادی از نشانه‌های ربوبیت الهی است[۷۶]؛ چراکه قوام جامعه و استواری خیمه و چادر آن به اقتصاد است.[۷۷] از همین رو، در آیات قرآنی، امور اقتصادی و معیشتی مردم، دارای جایگاهی مهمّ در حدّ مسائل اعتقادی و عبادی دانسته و در کنار هم ذکر شده است.[۷۸] اصولا از نظر قرآن، اقتصاد در آن درجه از اهمیت است که سرنوشت دنیوی و اخروی آدمی بدان گره و پیوند خورده است؛ به طوری که تأمین سعادت واقعی انسان در سایه یکتاپرستی، سلامت امور اقتصادی و پرهیز از فسادانگیزی دانسته شده است.[۷۹]

خداوند در آیه ۷۵ سوره توبه و آیات ۱۰ تا ۱۲ سوره صف به نقش بهره‌مندی‌های اقتصادی در معنویّت توجه می‌‌دهد و این گونه ارتباط میان آسایش و آرامش و پیوند تاثیرگذار آن را بیان می‌‌کند. از نظر قرآن، جمع بین دنیا و آخرت امری امکان‌پذیر و مطلوب در نگاه اقتصادی اسلام و آموزه‌های وحیانی قرآن است و هر مسلمانی باید این گونه بیاندیشد و عمل کند[۸۰] و گمان نکند زهدورزی به ترک تولید و کار و فعالیت اقتصادی است، بلکه زهدورزی به رهایی از تعلقات است نه متعلقات. انسان باید از محبت دنیا رها شود؛ و در همان حال نیازهای خود را برطرف سازد؛ چراکه اگر انسانی می‌‌خواهد انفاقی داشته باشد، باید تولید اقتصادی داشته باشد و بدون تولید و فعالیت و کار اقتصادی سخن گفتن از انفاق مال معنا و مفهومی ندارد.

البته در فعالیت‌های اقتصادی باید به گونه ای عمل کرد که اهداف معنوی و اخروی در درجه اول اولویت قرار گیرد و اهداف و ارزش‌های والای معنوی بر امور اقتصادی ترجیح داده و فعالیت‌های اقتصادی در همین راستا انجام شود[۸۱]؛ چراکه ابزار اقتصادی برای تحصیل امور معنوی و آخرتی است[۸۲]؛ و به سخن دیگر، تأمین آرامش و آسایش دنیا برای آن است که انسان به آرامش و آسایش ابدی اخروی در بهشت الهی برسد. از آن جایی که انسان‌ها در اجتماع می‌‌توانند با بده و بستان نیازهای مادی و معنوی خود را تأمین کنند، مجتمعات انسانی شکل گرفته است. در همین راستای نظام سیاسی نیز ایجاد و مشروعیت یافته است تا مجموعه توانمندی جامعه سرزیر شده و در جایی ساماندهی و مدیریت شود. پس کارویژه نظام سیاسی، مدیریت فضایی مناسب برای بهره‌گیری درست و راست و متعادل از تمام توانمندی‌های افراد جامعه است که در رفتار فردی قابل دست یابی نیست.

نقش نظام سیاسی، مدیریت و هدایت درست توانمندی‌های جامعه در دست یابی به آرامش و آسایش است. این گونه است که مسئولیت اساسی، یک نظام سیاسی در همه حوزه و عرصه‌ها، مدیریت است نه تصدی گری. از مهم‌ترین وظایف و تکالیف نظام سیاسی ولایی، مدیریت و برنامه‌ریزی برای تحقق بخشی به سعادت در قالب بهره‌گیری درست از توانمندی‌های امت و هدایت آن است. البته نظام سیاسی ولایی در شرایطی مکلف است تا در اموری خاص تصدی گری داشته باشد، ولی مهم‌ترین وظیفه آن مدیریت و برنامه‌ریزی به ویژه در زمان‌های بحرانی و برای عبور از بحران است. از نظر قرآن، این مدیریت و برنامه‌ریزی همه فرآیند فعالیت اقتصادی از سرمایه‌گذاری تا تولید تا توزیع و در بسیاری موارد مصرف را نیز در می‌‌گیرد.[۸۳]

از نظر قرآن، جیره‌بندی ارزاق در وضعیّت کمبود و تنگناهای اقتصادی در راستای مدیریت و برنامه‌ریزی اقتصادی جهت بهره‌مندی همگانی و خروج از بحران امری لازم و بایسته بر نظام اسلامی و دولت است.[۸۴] مدیریت و برنامه‌ریزی نه تنها در حوزه تولید، بلکه در چگونگی توزیع و مصرف نیز از وظایف دولت و نظام ولایی است؛ زیرا امت و اجتماع بدون مدیریت کلان و برنامه‌ریزی دقیق و محاسبات علمی و هدایت توانمندی‌های مردمی از سوی نظام سیاسی هرگز نمی‌تواند از زیر بحران اقتصادی بیرون آید؛ پس لازم است نظام سیاسی مدیریت و برنامه‌ریزی را به دست بگیرد و حتی بر مصرف نیز نظارت و مدیریت کند.[۸۵].[۸۶]

مدیریت و برنامه‌ریزی برای رشد و پیشرفت اقتصادی

از نظر قرآن نه تنها بر نظام سیاسی ولایی است تا در بحران‌های اقتصادی، امور اقتصادی را مدیریت کرده وبرنامه‌ریزی برای رهایی و خروج از بحران داشته باشد، بلکه باید برای تأمین رشد و پیشرفت و شکوفایی اقتصادی نیز برنامه‌ریزی و مدیریت داشته باشد. اصولا از نظر قرآن، رشد اقتصادی امری مطلوب و پسندیده است[۸۷] و انسان می‌‌بایست برای آن افزون بر کار و فعالیت نیایش و دعا کند و از خداوند بهره‌مندی از رشد و شکوفایی اقتصادی را بخواهد[۸۸] بنابراین، باید رشد و پیشرفت اقتصادی به عنوان یک وضعیت مطلوب عقلی و نقلی در دستور کار امت و امام قرار گیرد.

البته یادآوری این نکته ضروری است که هرگز بهره‌مندی و توسعه اقتصادی جوامع ملازم با حقانیّت و معنویّت آنان نیست؛ بلکه بسیاری از جوامع به علل و فلسفه‌های دیگر از رشد و پیشرفت اقتصادی بهره مند می‌‌شود که از جمله آنها، سنت ابتلاء و آزمون، سنت پاداش و مانند آن هاست. به سخن دیگر، گاه خداوند بر پایه سنت ابتلاء و آزمون به افراد یا جوامعی از نعمت‌ها و مواهب دنیوی چنان می‌‌دهد که اقتصاد آنان به شکوفایی و رشد و توسعه دست می‌‌یابد[۸۹]؛ چنان که بر اساس سنت پاداش کسانی که کار خوب و نیک کرده و اعتقادی به آخرت ندارند، باید پاداش کار نیک خود را در دنیا بگیرند؛ هر چند برای آنان نصیبی در آخرت نیست.[۹۰].[۹۱]

اصول مدیریت اقتصادی

مدیریت و برنامه‌ریزی نظام سیاسی ولایی برای دست یابی به اقتصادی شکوفا و مقاوم در برابر بحران‌ها و رو به رشد و پیشرفت کمی و کیفی، از وظایف نظام سیاسی است. البته برای تحقق این امر باید شاخص‌ها و اصولی از سوی امت و امام مراعات شود که در این جا به برخی از مهم‌ترین آنها اشاره می‌‌شود:

  1. عدالت قسطی: در مدیریت اقتصادی از سوی نظام سیاسی ولایی، عنصر عدالت قسطی باید به عنوان اصل حاکم بر همه اصول و قوانین مد نظر قرار گیرد؛ زیرا همه شرایع اسلامی به این هدف نازل شده تا زمینه برای قیام توده ای و مطالبه گری و سهم خواهی حتی از سوی غیر پیروان شرایع اسلامی نیز فراهم آید.[۹۲] پس اگر آموزه‌های شرایع اسلامی برای قیام توده ای همه بشر برای قسط خواهی است، به طور طبیعی خود نظام سیاسی ولایی و امت ولایت مدار، مسئولیت سنگین تری در این حوزه بر عهده دارند و باید برای عدالت قسطی برنامه ای داشته و جریان اقتصادی را به این سمت و سو مدیریت کنند. از آیه ۷ سوره حشر به دست می‌‌آید که پیامبر(ص) به عنوان رهبر نظام سیاسی ولایی این گونه رفتار می‌‌کرد تا گردش سالم اقتصادی در جامعه فراهم آمده و هر کسی به سهم و قسط خویش از نعمت‌های الهی برسد. در همین راستا می‌‌توان فعالیت‌ها و دعوت‌های حضرت شعیب(ع) را تعریف و تبیین کرد؛ زیرا ایشان به عنوان رهبر الهی و خلیفه الله از مردم رعایت عدالت در امور اقتصادی را می‌‌خواست و برای آن برنامه‌ریزی داشت که همان ایفای در قالب وزن و کیل بود.[۹۳] تأکید بر عدالت قسطی از آن روست که رعایت عدل و انصاف در امور اقتصادی، شرط دست‌یابی جوامع به خیر و سعادت است.[۹۴]
  2. اقتصاد علمی: در راستای مدیریت اقتصادی بر نظام سیاسی ولایی است تا اقتصاد را به سمت و سوی اقتصاد علمی ببرد و نباید بدون علم اقتصاد و دانش آن، تولید و توزیع و مصرف انجام شود. از این روست که در شرایط رهبری و مدیریت اقتصادی، دانش اقتصاد مورد تأکید قرار گرفته و کسانی باید مسئولیت امور و مدیریت اقتصادی را به دست گیرند که از علم اقتصاد بهره مند باشند.[۹۵] البته از آیاتی که درباره قارون نیز وارد شده این مطلب به دست می‌‌آید، هر چند که علم اقتصادی قارون با مشکل عدم توکل و باورهای اعتقادی به قیامت بوده و همین ثروت و رشد اقتصادی‌اش که به دور از معنویت و اخلاق موجب شد تا شکوفایی و رشد اقتصادی علیه خودش باشد. اما از این آیات این مطلب به دست می‌‌آید که علم اقتصاد و دانش مدیریتی اقتصادی نقش بسیار اساسی در رشد و شکوفایی دارد.[۹۶]
  3. تأمین نیازمندان: برنامه‌ریزی و مدیریت اقتصادی باید به گونه ای باشد که همگان از اقتصاد و آسایش بهره مند شده و از سهم و قسط خود از مواهب و نعمت‌های الهی برخوردار شوند. در این راستا توجه ویژه به نیازمندان و محرومان لازم است؛ زیرا این قشر به هر دلیلی از جمله ناتوانی جسمی و عقلی یا کمبود سرمایه ممکن است نتوانند از سطح عالی اقتصادی برخوردار باشند، ولی باید نیازهای ابتدایی و طبیعی آنان تأمین شود. مدیریت اقتصادی نظام سیاسی ولایی باید در این راستا باشد.[۹۷]
  4. گردش سالم اقتصادی و مبارزه با انحصارگرایی: از مهم‌ترین اصول در مدیریت اقتصادی برنامه‌ریزی علمی برای گردش سالم اقتصادی و بهره‌مندی همگانی از سرمایه و ثروت و تولید و مانند آنها است. در راستای تحقق گردش سالم اقتصادی لازم است تا با انحصارگرایی مبارزه شود. اگر در قرآن از ممنوعیّت انحصار و تمرکز اموال در دست ثروتمندان سخن به میان آمده، راهکار آن نیز از سوی قرآن بیان شده است. از جمله راهکارهایی آن، توزیع انفال و بیت المال به شکلی که قشرهای نیازمند تأمین شوند و از کنز و انباشت ثروت جلوگیری شود.[۹۸] از همین روست که در اقتصاد اسلامی خارج کردن نقدینه از جریان اقتصادی و تولید و استفاده عموم مردم ممنوع شده است.[۹۹]
  5. مالکیت چندگانه: پذیرش مالکیت تعاونی و مالکیت عمومی در راستای تحقق عدالت قسطی از جمله اصول و برنامه‌های اقتصادی اسلامی است. اسلام هر چند مالکیت خصوصی را تأیید می‌‌کند[۱۰۰]، ولی با پذیرش مالکیت عمومی و مشارکتی بر آن است تا دامنه بهره‌مندی از اقتصاد گسترش یافته و زمینه برای رشد و شکوفایی اقتصادی فراهم آید.[۱۰۱]
  6. ممنوعیت اقتصاد ربوی: از آن جایی که اقتصاد ربوی یک حرکت ضد تولیدی است، اسلام از نظام سیاسی ولایی می‌‌خواهد آن را به عنوان جنگ علیه خدا و پیامبر(ص) تلقی کرده و با آن مبارزه کند و نظام اقتصادی غیر ربوی را در جامعه ایجاد و مدیریت کند.[۱۰۲] اقتصادی ربوی نه تنها موجب رشد و شکوفایی اقتصادی نیست[۱۰۳] بلکه به سبب آنکه موجب ظلم اقتصادی به اقشار جامعه و وام گیرندگان است، به عنوان جنگ علیه خدا و پیامبر(ص) دانسته و مردود شمرده شده است.[۱۰۴] پس نظام ولایی باید در راستای رشد و پیشرفت اقتصادی نظام ربوی را از ساختار اقتصادی حذف و با برنامه‌ریزی آن را از اقتصاد اسلامی و جامعه اسلامی حذف کند.
  7. اهتمام به کار اقتصادی: از آن جایی که تولید بر پایه کار انجام می‌‌گیرد، نظام سیاسی ولایی باید تولید را بر پایه کار قرار دهد و بر منابع انسانی دارای کار علمی و فنی تأکید داشته باشد؛ زیرا اقتصادی علمی نیازمند کارگر فنی و علمی است.[۱۰۵]
  8. مدیریت سرمایه: همان اندازه که اسراف در مصرف روا نیست و به اقتصاد زیان می‌‌رساند و رشد و پیشرفت اقتصادی را سد می‌‌کند، همچنین اسراف در سرمایه و مصرف نادرست آن نیز زیان بار است که باید مدیریت شود. اگر در قرآن از اسراف نهی شده، ناظر به مطلق اسراف است؛ حال چه در مصرف باشد یا در سرمایه.[۱۰۶]
  9. تعدیل اقتصادی: تعدیل اقتصادی در نظام اسلامی با بهره‌گیری از انفاق، انفال، زکات، صدقه، خمس، وام نیک و قرض الحسنه و مانند آن انجام می‌‌گیرد و نظام ولایی باید در این راستا برنامه‌ریزی داشته باشد.
  10. نظارت دایمی: از آن جایی که نظارت مستمرّ مسؤولان، سبب بهره‌گیری بهینه از امکانات اقتصادی است، بر نظام اسلامی است تا هماره بر امور اقتصادی نظارت و مدیریت دایمی داشته باشد.[۱۰۷]
  11. استقلال اقتصادی: نظام سیاسی ولایی باید در راستای رهایی از وابستگی از جمله وابستگی اقتصادی تلاش و برنامه‌ریزی داشته باشد؛ زیرا وابستگی اقتصادی موجب وابستگی سیاسی و نظامی و مانند آن می‌‌شود.[۱۰۸].[۱۰۹]

شرایط مدیر اقتصادی

قرآن در بیان شرایط مدیریت اقتصادی به سه شرط اساسی در مدیریت اقتصادی توجه می‌‌دهد که نخستین آن علم و آگاهی از امور اقتصادی و مالی است. حضرت یوسف(ع) به عنوان پیامبری از پیامبران الهی که بر پایه وحی عمل می‌‌کرد در بیان این مسأله به آگاهی و علم خود اشاره می‌‌کند و آن را مورد تأکید قرار می‌‌دهد. به نظر می‌‌رسد که این شرط از شرایط عقلایی و عقلانی است که مورد تأیید و امضا شرعیت مقدس قرار گرفته است. از این روست که دولت مصر آن را به طور طبیعی تأیید می‌‌کند و واکنشی منفی نسبت به آن نشان نمی‌دهد.[۱۱۰] دومین شرط رشد و توانایی علمی و عملی است که شخصی که مدیریت اقتصادی کلان را در دست می‌‌گیرد می‌‌بایست از آن برخوردار باشد؛ زیرا وقتی در تصرفات اموال شخصی این مسأله شرط است به طور اولویت و قطعیت می‌‌بایست در اموال و مدیریت کلان آن را شرط دانست که از ظرافت و پیچیدگی بیشتر و از حساسیت بالایی برخوردار می‌‌باشد.[۱۱۱] شرط سوم امانت داری است که در حوزه اقتصادی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می‌‌باشد به گونه ای که مدیریت اقتصاد بدون امانت داری بی‌معناست.[۱۱۲] وظایف مدیریت اقتصادی قرآن دو وظیفه عمده و مهم برای مدیریت اقتصادی بیان می‌‌کند:

مدیریت در حوزه برنامه‌ریزی

نخستین وظیفه مدیریت کلان اقتصادی آن است که برای رسیدن به آسایش و رفاه عمومی برنامه‌ریزی دقیق و درستی داشته باشد و همه ابعاد و ظرفیت‌های موجود را در نظر گرفته برای رفع هر گونه موانع و یا بحران‌های احتمالی برنامه‌ریزی داشته باشد.[۱۱۳].[۱۱۴]

مدیریت در حوزه نظارت

بی‌گمان افزون برنامه‌ریزی و مدیریت آن می‌‌بایست در همه مراحل تولید تا مصرف نظارت دقیق از سوی مسئولان اقتصادی اعمال شود. این مسأله موجب می‌‌شود تا امکانات اقتصادی به صورت بهتری مورد استفاده و بهره‌برداری قرار گیرد. آیات ۹۳ تا ۹۷ سوره کهف به مسأله نظارت در حوزه اقتصادی اشاره دارد، چنان که درآیات ۱۲ و ۱۳ سوره سبا نیز با اشاره به مدیریت حکومت و دولت سلیمان(ع) بر حوزه‌های اقتصادی به این مسأله به خوبی و روشنی توجه می‌‌دهد. اینها مهم‌ترین بخش‌هایی است که قرآن در حوزه مدیریت عمومی بدان‌ها اشاره دارد.[۱۱۵]

مدیریت، لازمه امور اجتماعی

امور اجتماعی به‌گونه‌ای است که نیازمند مدیر و مدیریت است تا از هرگونه تشتت و تفرقه و پراکندگی که موجب فساد و تباهی اجتماع است جلوگیری به عمل آید. از این رو، اصل رهبری و مدیریّت اجتماعی، اقتصادی و مانند آنها و نیاز جامعه به مدیر و مدیریت در هر عرصه و حوزه‌ای از فعالیت‌های اجتماعی، امری پذیرفته شده و مسلّم، در نگاه آموزه‌های وحیانی است[۱۱۶].

ممکن است که مدیر از همه شایستگی‌ها برخوردار باشد، ولی لازم است تا افراد اجتماع به مدیر برای جبران ضعف‌های طبیعی علمی ‌و عملی یاری رسانند و با مشاوره و تعاون در علم و عمل، یار و یاور مدیران باشند. از این رو، تقویت مدیریّت‌های شایسته و جبران نقاط ضعف آنان شرطی ضروری برای پیشرفت کارها از نظر قرآن است[۱۱۷].

اقتصاد اجتماع به سبب آنکه مهم‌ترین رکن اجتماع و ستون اصلی خیمه آن است[۱۱۸]، باید در دست مدیرانی شایسته قرار گیرد که از ویژگی‌های مدیریتی بر اساس آموزه‌های وحیانی برخوردار باشند[۱۱۹].[۱۲۰]

ویژگی‌ها و صفات مدیریت بحران اقتصادی

در آیات قرآن به ویژگی‌هایی برای مدیریت و نیز مدیران‌‌ اشاره شده است. این ویژگی‌ها در مدیریت اقتصادی و مدیریت بحران نیز مطرح است. البته در مدیریت بحران‌ها از جمله بحران‌های اقتصادی برخی از خصوصیات، بیشتر لازم و مورد تأکید است. از نظر قرآن کسب این امور تنها با توکل و اعتماد به خدا و داشتن ایمان قوی و اعمال صالح امکان‌پذیر است؛ زیرا هر صفت در سطح کمالی آن تنها از طریق عنایت الهی به دست می‌آید. برخی از مهم‌ترین صفات مدیریت بحران از جمله بحران اقتصادی عبارت‌اند از:

  1. استقامت: استقامت از مهم‌ترین اموری است که باید در مدیریت‌ها از جمله مدیریت‌های بحران تحقق داشته باشد تا بتوان از مشکلات و بحران‌ها به سلامت عبور کرد و به اهداف رسید. خدا می‌فرماید: و اگر مردم در راه درست، پایداری ورزند قطعا آب گوارایی به آنان نوشانیم تا در این باره آنان را بیازماییم و هر کس از یاد پروردگار خود دل بگرداند وی را در قید عذابی روزافزون درآورد[۱۲۱]. البته از نظر قرآن، این استقامت ورزی باید به شکل جمعی اعمال شود و استقامت مدیر بحران برای مدیریت بحران‌ها به تنهایی کفایت نمی‌کند. خدا در این آیات و نیز در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره فصلت بر عنصر استقامت جمعی تأکید دارد تا امکان قرار گرفتن تحت ولایت الهی و بهره‌مندی از عنایت خاص فراهم آید. چنانکه خدا در آیات ۱۱ سوره رعد و ۵۳ سوره انفال هرگونه تغییر مثبت و منفی اجتماعی و اقتصادی در اجتماع را به تغییرات جمعی مردم گره زده است؛ همچنین در عبور از بحران‌ها به این مسئله نیز توجه داده شده است که باید استقامت جمعی باشد. از همین رو خدا خطاب به پیامبر (ص) به‌عنوان مدیر و رهبر اجتماع می‌فرماید: پس همان‌گونه که دستور یافته‏‌ای ایستادگی کن و هر که با تو توبه کرده نیز چنین کند؛ و طغیان مکنید که او به آنچه انجام می‏‌دهید بیناست[۱۲۲]. این بدان معناست که همکاری امت با امام در استقامت نقش اساسی و تعیین‌کننده در عبور از مشکلات و بحران‌ها از جمله بحران‌های اقتصادی دارد. از همین رو در ادامه این آیه خدا از همگی در قالب نهی «وَ لَا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا» می‌خواهد تا ظالمان را به‌عنوان ستون و رکن خویش قرار نداده و به آنان تکیه و اعتماد نکنند؛ بلکه به خدا تکیه کرده و برای این منظور از نماز به‌عنوان یکی از حسنات بهره گیرند تا این‌گونه سیئات و بدی‌ها از ایشان و جامعه دفع شود و امکان عبور از بحر آنها به دست آید؛ حال این بحران به سبب سنت ابتلاء باشد یا سنت کیفر[۱۲۳]. با نگاهی به این آیات معلوم می‌شود تحلیل نادرستی موجب می‌شود تا انسان و اجتماع به‌جای استقامت، به دشمن گرایش یابد و به این نتیجه برسد که با تکیه و اعتماد بر دشمن می‌تواند از چالش‌ها و بحران‌ها از جمله بحران‌های اقتصادی عبور کند و مشکلات اقتصادی خویش را حل و فصل کند. از نظر قرآن تکیه و اعتماد به دشمن و قرار دادن آنها به‌عنوان رکنی از ارکان اقتصاد برای حل مشکلات اقتصادی، برخاسته از تحلیلی نادرست و باطل و گرایشی زیانبار است؛ از این رو، نگاه به بیرون از اجتماع مسلمانان و ارکان قرار دادن دیگران به جای امت، بدترین خطای راهبردی در عبور از بحران اقتصادی است.
  2. صبر: شکیبایی از دیگر ویژگی‌های مدیریت از جمله مدیریت بحران اقتصادی است. خدا بارها در آیات قرآن از جمله آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷ سوره بقره و آیات ۱۱۲ تا ۱۱۵ سوره هود از صبر در مصیبت‌ها سخن به میان آورده و آن را عامل برونرفت از مشکلات دانسته است؛ زیرا این صبر تنها در سایه ایمان به مالکیت خدا و حکمت و مشیت الهی در هر مصیبت[۱۲۴] و توکل و اعتماد به او به دست می‌آید. البته در مسائل اجتماعی هرگز نمی‌توان به صبر و شکیبایی مدیر و پیشوای جامعه بسنده کرد، بلکه هرگونه تغییر مثبت و منفی از جمله عبور از بحران‌ها در سایه وحدت، همدلی، همراهی و تعاون امت و امام امکان‌پذیر است[۱۲۵].
  3. تعهد: از مهم‌ترین ویژگی‌ها و صفات مدیر در مدیریت بحران، تعهد است. از نظر قرآن کسانی قابل اعتماد هستند که از تعهد برخوردار باشند. این تعهد از سوی خردمندان امضا و عملی می‌شود و در این میان چون اهل ایمان، خردمند هستند و از سفاهت و بی‌مغزی کفر به دور، قابل اعتماد‌تر از دیگران هستند. به کافران به سبب عدم پایبندی‌شان به تعهدات و پیمان‌ها نمی‌توان اطمینان کرد. حتی بسیاری از اهل کتاب به سبب نگرش و بینش نادرست از غیراهل کتاب و برتری و فضیلت خویش بر آنان، حاضر نیستند تا به تعهدات خویش عمل کنند؛ از این رو بیشتر آنان نیز قابل اعتماد نیستند[۱۲۶]. به هر حال، در انتخاب مدیر به‌ویژه مدیریت بحران اقتصادی باید این مسئولیت را به کسانی سپرد که اهل ایمان واقعی باشند و از آزمون‌های سخت به سلامت بیرون آمده باشند.[۱۲۷] وقتی انسان حاضر نیست مال کودک و سفیه و مجنون را به دست آنان سپارد؛ زیرا می‌داند که آن را تباه می‌کنید[۱۲۸] به‌طور طبیعی مدیریت اقتصادی اجتماع را به کسانی نمی‌سپارد که از آزمون اقتصادی سربلند بیرون نیامده یا از سفاهت برخوردارند یا به تعهدات خویش نمی‌توانند عمل کنند. دختران حضرت شعیب با استفاده از تجربه آب‌دهی و قدرت سقایت حضرت موسی درخواست می‌کنند تا مدیریت گله گوسفندان به او سپرده شود؛ زیرا ایشان را متعهد کاردیده بودند.[۱۲۹]
  4. امانت: امین بودن و امانتداری از دیگر صفات مدیران و از عوامل موفقیت در مدیریت است؛ زیرا نمی‌توان اموال مردم از جمله مدیریت اقتصاد اجتماع را به کسی سپرد که اهل خیانت در امانت است[۱۳۰].
  5. تخصص: مدیریت، نیازمند تخصص در هر علم مرتبط با مدیریت آن چیز است. بنابراین، نمی‌توان مدیریت را به غیرمتخصص در آن علم سپرد. کسی که مدیریت بحران اقتصادی را به عهده می‌گیرد باید در علم اقتصاد متخصص باشد.[۱۳۱]
  6. قدرت علمی‌ و عملی: قوت و قدرت انجام و یا‌ترک مقتدرانه هر کاری از دیگر صفات مدیر است؛ زیرا چنانکه گفته شد، مدیریت هنر است که با علم و عمل یعنی علم همراه با مهارت به دست می‌آید. بنابراین، شخص باید از این لحاظ توانا و دانا باشد. توانایی و دانایی به مدیر این امکان را می‌دهد تا درست و محکم تصمیم بگیرد و به تصمیمات خویش با تکیه بر همراهی مردم اقدام کند.[۱۳۲] البته در همه این موارد نقش امت و همکاری با امام و مدیریت اقتصادی لازم و ضروری است. از این رو خدا در آیه ۲ سوره مائده بر تعاون و همکاری اجتماع برای تحقق اهداف الهی در سایه نیکی و تقوا تأکید بسیار دارد. عبور از بحران‌های اقتصادی نیز نیازمند قوت و قدرت علمی ‌است که از سوی اجتماع و امت به مدیریت بحران انتقال می‌یابد و او می‌تواند با این تعاون و همکاری امت از بحران‌ها عبور کند و موفقیت را برای امت تأمین کند.
  7. تمکن: داشتن امکانات و چگونگی استفاده از آنها از دیگر ویژگی‌های مدیر است. اینکه مدیر بتواند از امکانات به درستی استفاده کند، نیازمند شناخت وی از امکانات و میزان بهره‌برداری از اسباب و ظرفیت هر چیزی است.[۱۳۳]
  8. شایسته‌سالاری: اهلیت و شایستگی مدیریت از دیگر ویژگی‌ها و صفاتی است که قرآن برای مدیر بیان می‌کند. مدیریت به‌عنوان یک امانت الهی باید در دست کسانی قرار گیرد که شایسته این منصب و مقام هستند[۱۳۴].
  9. مشورت: مدیر باید اهل مشورت باشد و از استبداد در رای خودداری کند[۱۳۵].
  10. توکل بر خدا: مدیریت در کارها باید پس از کسب علم اطمینانی از طرق مختلف از جمله مشورت، در هنگام عزم بر عمل، توکل بر خدا داشته باشد و بداند کارها زمانی پیش می‌رود که مشیت و حکمت الهی اقتضا می‌کند. بنابراین، توکل بر خدا از صفات مدیران است؛ و اجتماع ایمانی نیز هنگام هر عملی باید این‌گونه تنها بر خدا توکل داشته و عزم خود را با توکل پیوند بزند.
  11. قاطعیت: مشورت با دیگران به معنای عدم قاطعیت نیست. از این رو خدا بر لزوم قاطعیّت مدیر، در تصمیم‌گیری و اداره امور، پس از مشورت با صاحب‌نظران تأکید دارد[۱۳۶].

نکاتی برای موفقیت در مدیریت بحران‌های اقتصادی

بر اساس آموزه‌های قرآن، علل و عواملی می‌تواند در موفقیت یا ناکامی‌مدیریت بحران اقتصادی نقش اساسی داشته باشد که برخی از آنها عبارت‌اند از:

  1. تحلیل و توصیه درست و اجرای دقیق توصیه‌ها: از آنجا که بحران اقتصادی می‌تواند بر اثر علل و عوامل طبیعی یا غیرطبیعی پدید آید، مدیریت بحران اقتصادی نخست باید نسبت به این علل و عوامل آشنایی جامع و کاملی داشته باشد؛ زیرا نادیده گرفتن هر یک از این عوامل در تحلیل می‌تواند در ارائه راهکارهای برونرفت از بحران و مشکلات، تأثیر مستقیمی ‌داشته باشد؛ چراکه تحلیل نادرست از علت و عامل می‌تواند سرمایه‌ها و وقت حساس را به تاراج دهد و به جای حل بحران بر مشکلات بیفزاید. بسیاری از کسانی که در مدیریت بحران‌ها شکست خورده‌اند در گام نخست در تحلیل علت و عامل به خطا و اشتباه رفته‌اند و در گام دوم ناتوان از مدیریتی بوده‌اند که توصیه‌های دقیق تحلیلی و علمی‌به آن توجه داده است. در حقیقت گاه شکست به سبب تحلیل نادرست و گاه دیگر به سبب عدم اجرای دقیق مفاد توصیه‌های برونرفت از بحران بوده است.
  2. بحران برخاسته از سنت ابتلاء و آزمون: بحران‌هایی که در میان اجتماعات بشری پدید می‌آید بحران‌هایی برخاسته از دو عامل اصلی است که در قالب سنت ابتلاء و سنت کیفر تعریف و تبیین شده است. این بدان معنا است که ما چیزی به‌عنوان تصادف نداریم که بی‌علت و عاملی تحقق یابد. پس هر مصیبت یا مشکلی که در جامعه از جمله مشکل اقتصادی پدید می‌آید ریشه در این دو عامل و سنت اصلی حاکم بر اجتماع انسانی دارد. بنابراین، اگر عوامل طبیعی به‌عنوان عوامل ایجاد بحران‌های حتی به ظاهر طبیعی چون زلزله و سیل مطرح باشد، باید مراد از این عوامل طبیعی، همان سنت‌های ابتلاء و کیفر را دانست؛ زیرا خدا هر کاری را در چارچوب سنت اصلی اسباب انجام می‌دهد؛ چنانکه امام صادق (ع) فرمودند: «أَبَي اللهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَابِ فَجَعَلَ لِكُلِّ سَبَبٍ شَرْحاً وَ جَعَلَ لِكُلِّ شَرْحٍ عِلْماً وَ جَعَلَ لِكُلِّ عِلْمٍ بَاباً نَاطِقاً عَرَفَهُ مَنْ عَرَفَهُ وَ جَهِلَهُ مَنْ جَهِلَهُ ذَلِكَ رَسُولُ اللهِ وَ نَحْنُ»؛ خدا ابا دارد که ‌اشیاء را به جز به وسیله اسباب آنها جاری کند. به همین دلیل، برای هر سببی، شرحی قرار داده است و برای هر شرحی، علمی ‌قرار داده است و برای هر علمی، دروازه‌ ناطقی قرار داده است. هر کسی که آن را بشناسد که شناخته و هر کسی که بدان جاهل باشد که جاهل است. آن باب و دروازه، رسول خدا و ما ائمه معصومین هستیم»[۱۳۷]. مدیریت اقتصادی در هنگام بحران باید یکی از مهم‌ترین تحلیل‌ها را در هنگام بروز مصیبت‌ها ابتلاء الهی بداند و بر اساس آموزه‌های قرآن برای درمان آن و حل مشکل ابتلاء الهی به فعالیت‌هایی چون توسل‌جویی در قالب نیایش و نماز، صدقه دادن به نیازمندان، اطعام مسکینان و توجه و اهتمام فزون‌تر به مسکینان و اقشار آسیب‌پذیر و مستضعف جامعه بپردازد. البته این مهم باید به‌گونه‌ای انجام شود که همه آحاد جامعه درگیر باشند و خود را در قبال مستضعفان مسئول بدانند. بنابراین، باید با غرقه‌سازی اجتماع به این امور آنان را به کارهای نیک و خیری از این دست ‌ترغیب کرده و امام و امت در این امور پیشگام بوده و بر یکدیگر سبقت بجویند؛ زیرا این شیوه‌ای برای توبه و استغفار عملی و عینی[۱۳۸] و استعاذه و استغاثه عملی به خدا و بازگشت به سوی او است تا این‌گونه تحت حمایت الهی قرار گیرند. بنابراین، اگر مدیریت بحران اقتصادی به این تحلیل و تفسیر الهی نسبت به بحران‌های اقتصادی و علل و عوامل آن نرسد، هرگز به چنین توصیه‌های قرآنی عمل نخواهد کرد و به‌جای حل بحران و برونرفت از آن به دامنه بحران می‌افزاید؛ زیرا بر اساس تحلیل نادرست اقدامات نادرستی را انجام می‌دهد که بحران‌زا است نه بحران‌زدا.
  3. بحران برخاسته از سنت کیفر و عذاب: دومین عامل اصلی بسیاری از مصیبت‌ها و بحران‌ها حتی بحران‌هایی که به ظاهر برخاسته از عوامل طبیعی چون زلزله و سیل است و اقتصاد خانواده یا اجتماع را تهدید می‌کند یا از میان می‌برد، برخاسته از سنت الهی کیفر و عذاب دنیوی است. از نظر قرآن، دستاوردهای نادرست و فساد‌انگیز که در قالب گناه و ظلم انجام می‌شود؛ به دلیل آنکه فرد و اجتماع بلکه جهان را از حالت عدالت و اعتدال خارج می‌سازد، موجب می‌شود تا فساد و تباهی نه تنها در جان بلکه در جامعه و جهان ایجاد شود. خدا بصراحت به این عامل‌‌ اشاره داشته و می‌فرماید: به سبب آنچه دست‌های مردم فراهم آورده فساد در خشکی و دریا نمودار شده است تا سزای بعضی از آنچه را که کرده‏‌اند به آنان بچشاند، باشد که بازگردند؛ بگو در زمین بگردید و بنگرید فرجام کسانی که پیشتر بوده و بیشترشان مشرک بودند چگونه بوده است.[۱۳۹] از نظر قرآن، خدا در مسئله اقتصادی و رزق و روزی نیز به سبب گناهانی که ظلم و بی‌عدالتی در حق خدا و خود و خلق است، مردم را دچار بحران اقتصادی و مصیبت می‌کند، به‌طوری که آسمان و زمین از ارائه نعمت و برکت باز می‌ایستد و مردم در بحران کم‌آبی، بی‌آبی و خشکسالی و قحطی و مانند آنها فرو می‌روند و امنیت غذایی و روانی آنان در معرض خطر قرار می‌گیرد. این‌گونه است که بر اساس سنت کیفر و عذاب در دنیا، خشکسالی جای ‌ترسالی را می‌گیرد و امنیت روانی و جانی از میان می‌رود.[۱۴۰] بنابراین، مدیریت اقتصادی در بحران‌های اقتصادی باید به این توجه داشته باشد که گاه تحریم‌ها و محاصره‌ها و سیل‌ها و خشکسالی و مانند آنها برخاسته از سنت عذاب الهی است که حتی شامل مؤمنان می‌شود؛ زیرا جامعه ایمانی بیشتر در معرض خطر از نظر هر دو سنت ابتلاء و کیفر است؛ چراکه بر اساس آموزه‌های الهی، به کافران و منافقان در چارچوب سنت املاء و استدراج مهلت داده می‌شود[۱۴۱] و به سبب آنکه آنان به آخرت ایمانی ندارند و باید پاداش عمل نیک خویش را در دنیا بگیرند، پاداش عمل نیک‌شان در دنیا داده می‌شود[۱۴۲] و از نظر امتحان نیز سالی یک یا دوبار از آنان آزمون به عمل می‌آید[۱۴۳]؛ اما مؤمنان همواره در امتحان و آزمون هستند و کیفر عمل زشت و گناه خویش را در دنیا می‌گیرند؛ هرچند که خدا از بسیاری در می‌گذرد. خدا می‌فرماید: و اوست کسی که توبه را از بندگان خود می‌‌‏پذیرد و از گناهان درمی‏ گذرد و آنچه می‌‌‏کنید می‏‌داند.[۱۴۴] و نیز می‌فرماید: و هرگونه مصیبتی به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و خدا از بسیاری درمی‏ گذرد.[۱۴۵] پس مدیریت بحران اقتصادی باید این تحلیل را در‌باره مشکلات و بحران‌های اقتصادی حتی در قالب سیل، زلزله، خشکسالی و مانند آنها داشته باشد و برای آن در قالب راهکارهای الهی چون استغفار و توبه و مانند آنها اقدام کنند و مردم به دعا و نیایش و نماز و احسان و صدقه و انفاق بپردازند و با توسل به معصومان خود را از بحران برهانند[۱۴۶].

لزوم توجه به امدادهای غیبی

سنت‌های الهی حاکم بر جامعه و هستی، قوانینی الهی هستند که تبدیل و تغییری در آن راه ندارد[۱۴۷]؛ اما این بدان معنا نیست که نتوان از سنت امداد غیبی بهره برد. می‌توان از بحران‌های اقتصادی که در چارچوب امتحان یا کیفر پدید آمده است، با امدادهای الهی عبور کرد. از این رو خدا از مردم می‌خواهد تا به این سنت الهی توجه کنند و از جایی که احتمال موفقیت ندارند، به عنایت الهی موفقیت را به دست آورند. این امر به شرطی است که اجتماع اسلامی و امت به این باور برسد و در برابر دشمن و محاصره و تهدید و تحریم او، خود را تسلیم نکند و به دشمنان اسلام اعتماد ننماید و آنان را ارکان اقتصادی خویش قرار ندهد و چشم امیدش به دست غرب و غربیان نباشد، بلکه به خدا و امت مؤمن باشد[۱۴۸].[۱۴۹]

منابع

پانویس

  1. بقره، آیات ۳ و ۴۱ و ۴۳ و ۸۳ و ۱۷۷ و ۲۷۷ و آیات دیگر
  2. نساء، ایه ۵
  3. همان آیات و نیز اعراف، ایه ۸۵؛ هود، آیات ۸۴ و ۸۷؛ شعراء، آیات ۱۷۷ تا ۱۸۳
  4. نساء، آیه ۱۱۹
  5. سبأ، آیه ۱۵ و آیات دیگر
  6. منصوری، خلیل، مدیریت اقتصادی در اسلام
  7. ذاریات، آیه ۵۶ و ایات دیگر
  8. «آنان که ربا می‌خورند جز به گونه کسی که شیطان او را با برخورد، آشفته سر کرده باشد (به انجام کارها) بر نمی‌خیزند؛ این (آشفته سری) از آن روست که آنان می‌گویند خرید و فروش هم مانند رباست در حالی که خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است پس کسانی که اندرزی از پروردگارشان به آنان برسد و (از رباخواری) باز ایستند، آنچه گذشته، از آن آنهاست و کارشان با خداوند است و کسانی که (بدین کار) باز گردند دمساز آتشند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۷۵.
  9. «و هر آنچه ربا بدهید تا (بهره شما را) در دارایی‌های مردم بیفزاید نزد خدا نمی‌افزاید و آنچه زکات بدهید که خشنودی خداوند را بخواهید؛ چنین کسان دو چندان (پاداش) دارند» سوره روم، آیه ۳۹.
  10. «خداوند ربا را کاستی می‌دهد و صدقات را افزایش می‌بخشد و خداوند هیچ ناسپاس بزهکاری را دوست نمی‌دارد» سوره بقره، آیه ۲۷۶.
  11. سوره مطففین؛ آیات ۱تا ۶
  12. قصص، آیه ۷۷؛ بقره، ایه ۲۰۱؛ نساء، آیه ۱۳۴
  13. توبه، ایه ۲۴
  14. منصوری، خلیل، مدیریت اقتصادی در اسلام
  15. بقره، آیه ۲۷۹؛ انعام، آیه ۱۵۲؛ حدید، ایه ۲۵
  16. حشر، آیه ۷
  17. توبه، ایه ۳۴
  18. انفال، ایات ۱ و ۴۱؛ حشر، ایه ۷؛ نساء، آیه ۲۹؛ بقره، آیات ۱۸۸ و ۲۷۹
  19. هود، آیه ۶۱؛ نحل، ایه ۱۴؛ مزمل،ایه ۲۰ و ایات دیگر
  20. انعام، آیه ۱۴۱؛ اعراف، ایه ۳۱؛ اسراء، ایه ۲۶
  21. بقره، ایات ۱۷۷، ۲۱۵ و ۲۷۳؛ انعام، ایه ۱۴۱ و ایات دیگر
  22. بقره، آیه ۲۷۵
  23. ابراهیم، ۳۴ و ایات دیگر
  24. نساء، ایه ۵
  25. اعراف، ایه ۸۵
  26. حشر، ایه ۷ و آیات دیگر
  27. بقره، آیه ۲۷۹
  28. منصوری، خلیل، مدیریت اقتصادی در اسلام
  29. نور، آیه ۶۲؛ ص، آیه ۲۰
  30. طه، آیات ۲۵ تا ۳۲
  31. بقره، آیه ۲۴۷؛ یوسف، آیه ۵۵؛ فرقان، ایه ۷۴
  32. نساء، آیه ۵
  33. یوسف، آیه ۵۵
  34. منصوری، خلیل، مدیریت اقتصادی در کوره بحران‌ها و تحریم‌ها
  35. «و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم؛ * تا آنان را در آن بیازماییم و هر کس از یاد پروردگارش روی گرداند او را به عذابی بسیار دشوار گمارد» سوره جن، آیه 16 - 17.
  36. «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.
  37. هود، آیات ۱۱۳ و ۱۱۴
  38. حدید، آیات ۲۲ و ۲۳
  39. رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳؛ هود، آیات ۱۱۲ تا ۱۱۵
  40. آل عمران، آیه ۷۵
  41. بقره، آیه ۱۲۴ و آیات دیگر
  42. نساء، آیات ۵ و ۶
  43. قصص، آیات ۲۳ تا ۲۷
  44. قصص، آیه ۲۶
  45. یوسف، آیه ۵۵
  46. یوسف، آیه ۵۵
  47. قصص، آیه ۲۶؛ یوسف، آیه ۵۵
  48. نساء، آیه ۳۴
  49. کهف، آیات ۸۲ تا ۹۶
  50. نساء، آیه ۵۸
  51. بقره، ایه ۱۲۴
  52. المیزان، ج ۳، ص۱۵۱
  53. آل عمران، آیه ۱۵۹
  54. منصوری، خلیل، مدیریت اقتصادی در کوره بحران‌ها و تحریم‌ها
  55. بصائر الدرجات‏، صفار، ج۱، ص۶، ص۵۰۵
  56. عنکبوت، آیات ۲ و ۳؛ بقره، آیه ۱۲۴؛ توبه، آیه ۱۲؛ حجرات، آیه ۱۴؛ فجر، آیات ۱۵ و ۱۶؛ احزاب، آیه ۱۱؛ نساء، آیه ۶؛ و آیات بسیار دیگر
  57. فجر، آیات ۱۵ و۱۶
  58. «و بی‌گمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی دارایی‌ها و کسان و فرآورده‌ها می‌آزماییم، و شکیبایان را نوید بخش! * همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون» (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم) * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافته‌اند» سوره بقره، آیه 155-157.
  59. همان؛ حجرات، آیه ۱۴؛ و آیات دیگر
  60. بقره، آیه ۲۶۵
  61. حدید، آیات ۲۲ و ۲۳
  62. بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷ و ۲۶۵ و آیات دیگر
  63. حدید، آیات ۲۲ و ۲۳
  64. نوح، آیه ۵۲
  65. «برای کارهایی که مردم کرده‌اند در خشکی و دریا تباهی به چشم می‌خورد، تا (خداوند، کیفر) برخی از آنچه کرده‌اند به آنان بچشاند، باشد که باز گردند * بگو: در زمین گردش کنید، آنگاه بنگرید سرانجام پیشینیان چگونه بوده است؛ بیشتر آنان مشرک بودند» سوره روم، آیه ۴۱ و ۴۲.
  66. رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳؛ نحل، آیه ۱۱۲؛ سبأ، آیات ۳۳ تا ۳۶؛ نوح، آیه ۵۲؛ احقاف، آیات ۲۴ تا ۲۶؛ ذاریات، آیات ۴۳ و ۴۴ و آیات بسیار دیگر
  67. اعراف، آیه ۱۸۳؛ قلم، آیه ۴۵
  68. زخرف، آیات ۳۲ تا ۳۵
  69. توبه، آیه ۱۲۶
  70. «و اوست که توبه را از بندگانش می‌پذیرد و از گناهان درمی‌گذرد و آنچه می‌کنید می‌داند» سوره شوری، آیه ۲۵.
  71. «و هر گزندی به شما برسد از کردار خود شماست و او از بسیاری (از گناهان شما نیز) در می‌گذرد» سوره شوری، آیه ۳۰.
  72. منصوری، خلیل، مدیریت اقتصادی در کوره بحران‌ها و تحریم‌ها
  73. روم، آیه ۳۰ و آیات دیگر
  74. توبه، آیات ۵ تا ۹؛ احزاب، آیات ۹ تا ۳۱
  75. منصوری، خلیل، مدیریت اقتصادی در کوره بحران‌ها و تحریم‌ها
  76. سبأ، آیه ۱۵
  77. نساء، آیه ۵
  78. بقره، آیات ۳ و ۴۱ و ۴۳ و ۸۳ و ۱۷۷ و ۲۷۷؛ نساء، آیه ۳۹؛ انفال، آیات ۲ و ۳ و آیات بسیار دیگر
  79. اعراف، آیه ۸۵؛ هود، آیات ۸۴ تا ۸۶
  80. بقره، آیه ۲۰۱؛ نساء، آیه ۱۳۴؛ مائده، آیات ۶۵ و ۶۶؛ اعراف، آیه ۱۵۶نحل، آیات ۳۰ و ۳۷
  81. توبه، آیه ۲۴
  82. قصص، آیه ۷۷
  83. یوسف، آیات ۴۷ و ۵۵
  84. همان؛ بقره، آیه ۶۰؛ اعراف، آیه ۱۶۰
  85. یوسف، آیات ۴۷ و ۴۸ و ۵۵
  86. منصوری، خلیل، مدیریت اقتصادی نظام ولایی
  87. بقره، آیه ۲۰۱؛ مائده، آیه ۶۶؛ اعراف، آیه ۹۶؛ هود، آیه ۵۲
  88. بقره، آیه ۲۰۱؛ نساء، آیه ۳۲؛ اعراف، آیه ۱۵۶
  89. بقر، آیه ۱۵۵؛ زخرف، آیات ۴۱ تا ۴۳؛ و آیات دیگر
  90. آل عمران، آیه ۷۷؛ توبه، آیه ۶۹ و آیات دیگر
  91. منصوری، خلیل، مدیریت اقتصادی نظام ولایی
  92. حدید، آیه ۲۵
  93. اعراف، آیه ۸۵؛ شعراء، آیات ۱۷۷ و ۱۸۱ تا ۱۸۳
  94. اعراف، آیه ۸۵؛ هود، آیات ۸۵ و ۸۶؛ اسراء، آیه ۳۵
  95. یوسف، آیه ۵۵
  96. قصص، آیات ۷۶ تا ۷۸
  97. بقره، آیات ۱۷۷ و ۲۱۵و ۲۷۳؛ نساء، آیه ۸؛ انفال، ایه ۴۱ و آیات دیگر
  98. حشر، آیه ۷
  99. توبه، آیه ۳۴
  100. بقره، آیات ۱۸۸ و ۲۷۹؛ نساء، آیه ۲۹
  101. انفال، آیات ۱ و ۴، حشر، آیه ۷
  102. بقره، آیات ۲۷۸ و ۲۷۹
  103. روم، آیه ۳۹
  104. بقره، آیات ۲۷۸ و ۲۷۹
  105. هود، آیه ۶۱؛ اسراء، آیات ۱۲ و ۶۶ و آیات دیگر
  106. انعام، آیه ۱۴۱؛ اعراف، آیه ۳۱ و آیات دیگر
  107. کهف، آیات ۹۳تا ۹۷؛ سبا، ایات ۱۲ و ۱۳
  108. توبه، آیه ۲۸؛ یوسف، آیه ۸۸
  109. منصوری، خلیل، مدیریت اقتصادی نظام ولایی
  110. یوسف آیه ۵۵
  111. نساء، آیه ۵
  112. یوسف آیه ۵۵
  113. یوسف آیه ۴۷ و ۵۵
  114. منصوری، خلیل، دولت و مدیریت اقتصادی از منظر قرآن
  115. منصوری، خلیل، دولت و مدیریت اقتصادی از منظر قرآن
  116. نور، آیه ۶۲؛ ص، آیه ۲۰.
  117. طه، آیات ۲۵ تا ۳۲.
  118. نساء، آیه ۵.
  119. یوسف، آیه ۵۵.
  120. منصوری، خلیل، مدیریت بحران اقتصادی و ویژگی‌های آن.
  121. جن، آیات ۱۶ و ۱۷.
  122. هود، آیه ۱۱۲.
  123. هود، آیات ۱۱۳ و ۱۱۴.
  124. حدید، آیات ۲۲ و ۲۳.
  125. رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳؛ هود، آیات ۱۱۲ تا ۱۱۵.
  126. آل‌عمران، آیه ۷۵.
  127. بقره، آیه ۱۲۴.
  128. نساء، آیات ۵ و ۶.
  129. قصص، آیات ۲۳ تا ۲۷.
  130. قصص، آیه ۲۶.
  131. یوسف، آیه ۵۵.
  132. قصص، آیه ۲۶؛ یوسف، آیه ۵۵.
  133. کهف، آیات ۸۲ تا ۹۶.
  134. نساء، آیه ۵۸.
  135. آل‌عمران، آیه ۱۵۹.
  136. منصوری، خلیل، مدیریت بحران اقتصادی و ویژگی‌های آن.
  137. بصائر الدرجات‏، صفار، ج۱، ص۶، ص۵۰۵.
  138. نوح، آیه ۵۲.
  139. روم، آیات ۴۱ و ۴۲.
  140. رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳؛ نحل، آیه ۱۱۲؛ سبأ، آیات ۳۳ تا ۳۶؛ نوح، آیه ۵۲؛ احقاف، آیات ۲۴ تا ۲۶؛ ذاریات، آیات ۴۳ و ۴۴.
  141. اعراف، آیه ۱۸۳؛ قلم، آیه ۴۵.
  142. زخرف، آیات ۳۲ تا ۳۵.
  143. توبه، آیه ۱۲۶.
  144. شوری، آیه ۲۵.
  145. شوری، آیه۳۰.
  146. منصوری، خلیل، مدیریت بحران اقتصادی و ویژگی‌های آن.
  147. روم، آیه ۳۰.
  148. توبه، آیات ۵ تا ۹؛ احزاب، آیات ۹ تا ۳۱.
  149. منصوری، خلیل، مدیریت بحران اقتصادی و ویژگی‌های آن.