نشانه‌های ظهور امام مهدی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹۵: خط ۹۵:


جمع میان این دو دسته از روایات این است که امر به [[انتظار]] و آمادگی در همه احوال، مستند به امکان ظهور در هر وقتی است که [[خداوند متعال]] [[اراده]] فرماید و وقتی پای [[اراده الهی]] به میان می‌آید ممکن است وقوع این علایم زودتر از موقع انجام شود یا حتی بعضی از آنها به مقتضای [[حکمت ربانی]] در [[تدبیر امور]] [[بندگان]] [[لغو]] گردد.؛ چراکه مثلًا ممکن است خداوند متعال [[صدق]] مدعای آنان را در آمادگی برای یاری آن حضرت بداند، یا اینکه مراد از انتظار فوری ظهور انتظار وقوع همین [[علایم حتمی]] ذکر شده در روایات باشد؛ زیرا وقوع این علایم، خود به منزله [[اعلان]] [[ظهور امام]]{{ع}} است. پیشتر در بحث از [[وظیفه]] انتظار اشاره دیگری نیز به این قضیه داشتیم.
جمع میان این دو دسته از روایات این است که امر به [[انتظار]] و آمادگی در همه احوال، مستند به امکان ظهور در هر وقتی است که [[خداوند متعال]] [[اراده]] فرماید و وقتی پای [[اراده الهی]] به میان می‌آید ممکن است وقوع این علایم زودتر از موقع انجام شود یا حتی بعضی از آنها به مقتضای [[حکمت ربانی]] در [[تدبیر امور]] [[بندگان]] [[لغو]] گردد.؛ چراکه مثلًا ممکن است خداوند متعال [[صدق]] مدعای آنان را در آمادگی برای یاری آن حضرت بداند، یا اینکه مراد از انتظار فوری ظهور انتظار وقوع همین [[علایم حتمی]] ذکر شده در روایات باشد؛ زیرا وقوع این علایم، خود به منزله [[اعلان]] [[ظهور امام]]{{ع}} است. پیشتر در بحث از [[وظیفه]] انتظار اشاره دیگری نیز به این قضیه داشتیم.
با این شیوه هم نتایج و ثمرات مورد نظر از امر به [[وجوب]] آمادگی همیشگی برای [[ظهور حضرت مهدی]] - که [[خداوند]] فرجش را نزدیک گرداند - حاصل شده و هم نتایج مورد نظر از بیان [[علایم ظهور]] آن حضرت حاصل می‌شود که تسریع در آمادگی مؤمنان و در موارد خاص عمل به واجباتی باشد که برای بعضی از علایم خاص در نظر گرفته شده است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۶۷.</ref>.
با این شیوه هم نتایج و ثمرات مورد نظر از امر به [[وجوب]] آمادگی همیشگی برای [[ظهور حضرت مهدی]] - که [[خداوند]] فرجش را نزدیک گرداند - حاصل شده و هم نتایج مورد نظر از بیان [[علایم ظهور]] آن حضرت حاصل می‌شود که تسریع در آمادگی مؤمنان و در موارد خاص عمل به واجباتی باشد که برای بعضی از علایم خاص در نظر گرفته شده است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۶۷.</ref>.


===علایم حتمی و علایم غیر حتمی‌===
===علایم حتمی و علایم غیر حتمی‌===
[[احادیث شریف]]، [[علایم ظهور امام زمان]]{{ع}} را به دو قسمت اصلی تقسیم می‌کند.
[[احادیث شریف]]، [[علایم ظهور امام زمان]]{{ع}} را به دو قسمت اصلی تقسیم می‌کند.
قسمت اول، علایمی است که حتماً به وقوع خواهد پیوست.
قسمت اول، علایمی است که حتماً به وقوع خواهد پیوست.
و قسمت دوم [[علایم غیر حتمی]] است و تنها زمانی به وقوع خواهد پیوست که [[حکمت الهی]] اقتضا کند. بعضی از این علایم نیز به [[زمان ظهور]] نزدیک بوده و بعضی دیگر بسیار پیش از آن واقع خواهد شد.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۶۸.</ref>.
و قسمت دوم [[علایم غیر حتمی]] است و تنها زمانی به وقوع خواهد پیوست که [[حکمت الهی]] اقتضا کند. بعضی از این علایم نیز به [[زمان ظهور]] نزدیک بوده و بعضی دیگر بسیار پیش از آن واقع خواهد شد.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۶۸.</ref>.


===زبان [[رمز]] در [[روایات]] علامات‌===
===زبان [[رمز]] در [[روایات]] علامات‌===
خط ۱۰۸: خط ۱۰۸:
همچنین ضروری است به این نکته اشاره کنیم که بعضی از روایاتِ علایم ظهور، - به اشاره یا به صراحت - در محدوده آن علایم، [[وظایف]] مشخصی را نیز برای [[مؤمنان]] تعیین نموده‌اند که باید در جهت شناخت آن وظایف نیز [[کوشش]] شود تا نتایج مورد نظر از آنها حاصل گردد.
همچنین ضروری است به این نکته اشاره کنیم که بعضی از روایاتِ علایم ظهور، - به اشاره یا به صراحت - در محدوده آن علایم، [[وظایف]] مشخصی را نیز برای [[مؤمنان]] تعیین نموده‌اند که باید در جهت شناخت آن وظایف نیز [[کوشش]] شود تا نتایج مورد نظر از آنها حاصل گردد.


و از آنجا که علایم ظهور به مسائل [[غیبی]] ارتباط پیدا می‌نماید در طول [[زمان]]، بسیار دستخوش [[جعل]] و [[تحریف]] گردیده است و سزاوار است ابتدا در این جنبه دقت کافی مبذول شود، تا [[اخبار صحیح]] از [[اخبار]] [[دروغین]] و ساختگی متمایز شوند. به علاوه، قضیه مهم دیگری نیز در این زمینه وجود دارد و آن وجود مجموعه‌ای از علامت‌ها است که در احادیثی مرسل (بدون سندِ پیوسته) یا فاقد سند آمده‌اند، اما پس از [[صدور حدیث]] و ثبت آن در کتاب‌ها، مضمون آن [[احادیث]] در متن واقع [[تاریخ]] به وقوع پیوسته است و [[واقعیت]] تاریخ آنها را [[تصدیق]] نموده است و این خود علیرغم فقدان سند، بهترین دلیل بر [[صحت]] آن روایات است.؛ چراکه خبر دادن از چیزی که هنوز به وقوع نپیوسته کاشف از صدور خبر از سرچشمه [[وحی الهی]] است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۶۸.</ref>.
و از آنجا که علایم ظهور به مسائل [[غیبی]] ارتباط پیدا می‌نماید در طول [[زمان]]، بسیار دستخوش [[جعل]] و [[تحریف]] گردیده است و سزاوار است ابتدا در این جنبه دقت کافی مبذول شود، تا [[اخبار صحیح]] از [[اخبار]] [[دروغین]] و ساختگی متمایز شوند. به علاوه، قضیه مهم دیگری نیز در این زمینه وجود دارد و آن وجود مجموعه‌ای از علامت‌ها است که در احادیثی مرسل (بدون سندِ پیوسته) یا فاقد سند آمده‌اند، اما پس از [[صدور حدیث]] و ثبت آن در کتاب‌ها، مضمون آن [[احادیث]] در متن واقع [[تاریخ]] به وقوع پیوسته است و [[واقعیت]] تاریخ آنها را [[تصدیق]] نموده است و این خود علیرغم فقدان سند، بهترین دلیل بر [[صحت]] آن روایات است.؛ چراکه خبر دادن از چیزی که هنوز به وقوع نپیوسته کاشف از صدور خبر از سرچشمه [[وحی الهی]] است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۶۸.</ref>.


===بارزترین [[نشانه‌های ظهور]]===
===بارزترین [[نشانه‌های ظهور]]===
خط ۱۵۴: خط ۱۵۴:
مردگانی که از گورها به پا می‌خیزند و به [[دنیا]] باز می‌گردند و به دیدار آشنایان خود می‌روند.
مردگانی که از گورها به پا می‌خیزند و به [[دنیا]] باز می‌گردند و به دیدار آشنایان خود می‌روند.
سپس - چنانکه در [[روایات]] آمده است - این [[نشانه‌ها]] با بیست و چهار [[باران]] متوالی پایان می‌پذیرد که زمین به واسطه آن، پس از مرگ، زنده شده برکت‌هایش آشکار می‌گردد، از آن پس، هر ناملایمی از [[معتقدان]] به [[حق]] و [[شیعیان]] [[مهدی]]{{ع}} زایل گشته در می‌یابند که [[هنگام ظهور]] آن حضرت در [[مکه]] فرا رسیده است، و برای [[یاری]] او به سمت مکه [[حرکت]] می‌کنند.
سپس - چنانکه در [[روایات]] آمده است - این [[نشانه‌ها]] با بیست و چهار [[باران]] متوالی پایان می‌پذیرد که زمین به واسطه آن، پس از مرگ، زنده شده برکت‌هایش آشکار می‌گردد، از آن پس، هر ناملایمی از [[معتقدان]] به [[حق]] و [[شیعیان]] [[مهدی]]{{ع}} زایل گشته در می‌یابند که [[هنگام ظهور]] آن حضرت در [[مکه]] فرا رسیده است، و برای [[یاری]] او به سمت مکه [[حرکت]] می‌کنند.
البته بعضی از این رویدادها حتمی بوده و بعضی دیگر مشروط به بعضی از شرایط می‌باشند، و [[خداوند]] به آنچه پیش خواهد آمد داناتر است. ما این مطالب را تنها بدین جهت که در کتاب‌ها و اصول معتبر آمده و از [[معصومان]] [[روایت]] شده بود، ذکر کردیم و از [[خداوند متعال]] یاری و [[توفیق]] می‌خواهیم"<ref>شیخ مفید، ارشاد ۲، ۳۶۸- ۳۷۰.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۶۹.</ref>.
البته بعضی از این رویدادها حتمی بوده و بعضی دیگر مشروط به بعضی از شرایط می‌باشند، و [[خداوند]] به آنچه پیش خواهد آمد داناتر است. ما این مطالب را تنها بدین جهت که در کتاب‌ها و اصول معتبر آمده و از [[معصومان]] [[روایت]] شده بود، ذکر کردیم و از [[خداوند متعال]] یاری و [[توفیق]] می‌خواهیم"<ref>شیخ مفید، ارشاد ۲، ۳۶۸- ۳۷۰.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۶۹.</ref>.


===از میان رفتن علل غیبت‌===
===از میان رفتن علل غیبت‌===
خط ۱۷۳: خط ۱۷۳:
این [[حرکت]] مقدماتی - که [[احادیث شریف]]، بر انجام آن [[قبل از ظهور]] [[مهدوی]] تأکید دارند - در ارائه تصویر پیراسته اسلام به جهان، باعث سربرآوردن اسلام در جهان به عنوان [[تمدن]] جایگزین برای [[نجات]] بشریت‌ شده رویکرد به اسلام در بیرون دایره [[جامعه اسلامی]] افزایش می‌یابد؛ - مسأله‌ای که امروزه هم هرچند به ندرت، [[شاهد]] آن هستیم - این امر موجب می‌شود که درهای تعامل مثبت با [[نهضت مهدوی]] بر ملت‌های غیر [[اسلامی]] نیز گشوده گردد؛ خصوصاً که آنان مکاتب و جریانات [[فکری]] و [[سیاسی]] دیگر را [[تجربه]] کرده و عملًا [[ناتوانی]] آنها را در تحقق [[سعادت]] مطلوب [[بشریت]]، بلکه به بار آمدن بسیاری از بحران‌های مادی و [[معنوی]] توسط آنها را [[احساس]] کرده‌اند؛ بحران‌هایی که امروزه هم با آن دست به گریبان هستند. این مسأله باعث می‌شود تا ملت‌های جهان، خارج از مکاتب و جریان‌هایی که تا کنون شناخته‌اند به دنبال جایگزین باشند. احادیث شریف که تصریح دارند [[دولت مهدوی]] [[آخرین دولت]] در روی [[زمین]] است و ما این دسته از [[احادیث]] را در بخش مربوط به علل و [[اسباب غیبت]] ذکر کرده‌ایم دقیقاً به همین نکته اشاره دارند.
این [[حرکت]] مقدماتی - که [[احادیث شریف]]، بر انجام آن [[قبل از ظهور]] [[مهدوی]] تأکید دارند - در ارائه تصویر پیراسته اسلام به جهان، باعث سربرآوردن اسلام در جهان به عنوان [[تمدن]] جایگزین برای [[نجات]] بشریت‌ شده رویکرد به اسلام در بیرون دایره [[جامعه اسلامی]] افزایش می‌یابد؛ - مسأله‌ای که امروزه هم هرچند به ندرت، [[شاهد]] آن هستیم - این امر موجب می‌شود که درهای تعامل مثبت با [[نهضت مهدوی]] بر ملت‌های غیر [[اسلامی]] نیز گشوده گردد؛ خصوصاً که آنان مکاتب و جریانات [[فکری]] و [[سیاسی]] دیگر را [[تجربه]] کرده و عملًا [[ناتوانی]] آنها را در تحقق [[سعادت]] مطلوب [[بشریت]]، بلکه به بار آمدن بسیاری از بحران‌های مادی و [[معنوی]] توسط آنها را [[احساس]] کرده‌اند؛ بحران‌هایی که امروزه هم با آن دست به گریبان هستند. این مسأله باعث می‌شود تا ملت‌های جهان، خارج از مکاتب و جریان‌هایی که تا کنون شناخته‌اند به دنبال جایگزین باشند. احادیث شریف که تصریح دارند [[دولت مهدوی]] [[آخرین دولت]] در روی [[زمین]] است و ما این دسته از [[احادیث]] را در بخش مربوط به علل و [[اسباب غیبت]] ذکر کرده‌ایم دقیقاً به همین نکته اشاره دارند.


۳. از دیگر مقدمات، فراهم آمدن ابزار ارتباطی پیشرفته‌ای است که [[امکان شناخت]] همگانی [[حقایق]] و در نتیجه رسیدن [[حق]] به همه [[مردم]] را فراهم نموده بطلان و [[ناکارآمدی]] دیگر مکاتب و [[حقانیت]] و [[برتری]] [[رسالت اسلامی]] را که [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[پرچمدار]] آن است بر همگان آشکار سازد. در نتیجه افرادی که در طول [[تاریخ]] وابسته به مکاتب دیگر بودند، جریان فکری و [[اهداف اسلام]] را که [[مهدی]]{{ع}} حامل آن است پذیرفته و در عمل به صف [[یاران]] آن حضرت می‌پیوندند. روایاتی که [[علل غیبت]] را بیان کرده‌اند با عنوان خارج شدن «ودائع [[الله]]» یعنی امانت‌های [[مؤمن]] [[خداوند]] از [[نسل]] [[کافران]] از این پدیده یاد کرده‌اند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۷۳.</ref>.
۳. از دیگر مقدمات، فراهم آمدن ابزار ارتباطی پیشرفته‌ای است که [[امکان شناخت]] همگانی [[حقایق]] و در نتیجه رسیدن [[حق]] به همه [[مردم]] را فراهم نموده بطلان و [[ناکارآمدی]] دیگر مکاتب و [[حقانیت]] و [[برتری]] [[رسالت اسلامی]] را که [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[پرچمدار]] آن است بر همگان آشکار سازد. در نتیجه افرادی که در طول [[تاریخ]] وابسته به مکاتب دیگر بودند، جریان فکری و [[اهداف اسلام]] را که [[مهدی]]{{ع}} حامل آن است پذیرفته و در عمل به صف [[یاران]] آن حضرت می‌پیوندند. روایاتی که [[علل غیبت]] را بیان کرده‌اند با عنوان خارج شدن «ودائع [[الله]]» یعنی امانت‌های [[مؤمن]] [[خداوند]] از [[نسل]] [[کافران]] از این پدیده یاد کرده‌اند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۷۳.</ref>.


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==

نسخهٔ ‏۱۳ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۰۹

شرایط ظهور یعنی اموری که تحقق ظهور وابسته به آنهاست و تا آنها محقق نشوند ظهور واقع نخواهد شد. مانند وجود یاران باوفا و آمادگی جهانی برای پذیرش امام زمان (ع). اما علائم ظهور به نشانه‌هایی گفته می‌شود که بر اساس روایات معصومین (ع) قبل از ظهور و یا در آستانه آن واقع خواهد شد و نوید ظهور را می‌دهد. مانند قیام یمانی، خروج سفیانی و.... ما برای ایجاد شرایط باید تلاش کنیم، نشانه‌ها خود واقع می‌شوند.

مقدمه

نشانه‌‏های ظهور[۱]، عبارت است از آن دسته از رخدادها که بر اساس پیش‏بینی معصومان (ع)، پیش از ظهور یا در آستانه آن، یا هم‏زمان یا پس از ظهور حضرت مهدی (ع) پدید می‌‏آید. پدید آمدن هریک از آن نشانه‌‏ها نویدی از ظهور حضرت مهدی (ع)‏ و نزدیک‏‌تر شدن قیام جهانی آن حضرت است.

نشانه‌‏های ظهور از یک نگاه، به چهار دسته تقسیم می‏‌شود:

  1. نشانه‌‏هایی که با فاصله زمانی قابل‏ توجهی پیش از ظهور]رخ می‌‏دهند؛
  2. نشانه‌‏هایی که با فاصله بسیار اندک، پیش از ظهور اتفاق می‌‏افتند "در آستانه ظهور"؛
  3. نشانه‌‏هایی که هم‏زمان با حادثه ظهور حضرت مهدی (ع)‏ رخ می‌‏دهند؛
  4. نشانه‌‏هایی که با فاصله‌‏ای اندک پس از ظهور و پیش از قیام حضرت مهدی (ع)‏ اتفاق می‏‌افتند[۲].

آشنایی با مفاهیم

برخی از واژه‌هایی که در بحث نشانه‌ها به کار رفته، عبارت است از:

  1. علایم: "عَلایم" جمع "علامه"، از ریشه "علم" به معنای "نشانه" است. و در عربی به معنای "آیه و دلالت" آمده است. از این‌رو عَلَم به معنای پرچم است که لشکر به نشانه آن گرد آیند[۳].
  2. آخِرُ الزمان: این تعبیر در منابع روایی شیعه[۴] و اهل سنت[۵] نقل شده است. درباره چگونگی شگل‌گیری و انجام جهان، سخن روشنی در آیات و روایات به چشم نمی‌خورد؛ اما آن گاه که سخن از این دوران به میان می‌آید، همواره به دو پدیده بسیار مهم و بزرگ اشاره می‌شود: ولادت و بعثت پیامبر اسلام (ص) و ظهور و قیام موعود نجات بخش، حضرت مهدی (ع).
  3. ملاحم و فتن: "ملاحم"، جمع "ملحمه" به معنای جنگ، کشتار[۶] و حادثه پرکشتار[۷] است. "فِتَن" جمع "فتنه" و از ریشه "فتن" به معنای امتحان و آزمودن[۸] است. این واژه به طور معمول، درباره آن دسته از آزمون‌هایی به کار می‌رود که با تلخی و سختی همراه است[۹]. این دو واژه به‌ویژه در منابع اهل سنت فراوان به کار رفته است. "ملاحم" بیانگر رخدادهای خونینی است که در آخرین دوره زندگی انسان بر زمین و آستانه رستاخیز بزرگ پدید می‌آید. و مقصود از "فتن" در اصطلاح، آزمایش‌های بزرگی است که در دوران یاد شده، رخ می‌نماید.
  4. ظهور: از اصطلاحات بسیار رایج در "فرهنگ مهدویت" واژه "ظهور" است. این کلمه در اصطلاح، ظاهر شدن حضرت مهدی (ع) پس از پنهان‌زیستی طولانی، برای قیام و برپایی حکومت عدل جهانی است. کلمه "ظهور" افزون بر آشکار شدن حضرت مهدی (ع)، بر موارد دیگری چون آشکار شدن دولت حق[۱۰]، آشکار شدن امر امامان معصوم (ع)[۱۱] و پیروزی حضرت[۱۲] به کار رفته است.
  5. قیام: از مشهورترین تعبیرها برای انقلاب جهانی حضرت مهدی (ع) "قیام" است. این واژه به معنای "ایستادن"[۱۳] و در اصطلاح عبارت از: نهضت جهانی حضرت مهدی (ع) در برابر ستمگران، برای برپایی قسط و عدل در سراسر کره زمین است[۱۴].

تفاوت نشانه‌های ظهور و شرایط ظهور

بحث علائم و نشانه‌های ظهور ارتباط بسیار نزدیکی با بحث شرایط ظهور دارد، لذا لازم است این دو واژه تعریف شود تا تفاوت آنها معلوم گردد. شرایط به معنای سبب‌ها و زمینه‌ها، به اموری گفته می‌شود که تحققِ مطلوب و مشروط، به وجود آنها بستگی دارد و تا اینها محقق نشوند، مشروط به وجود نمی‌آید. بر این اساس مراد از شرایط ظهور آن دسته از اموری هستند که تحقق ظهور وابسته به وجود آنهاست و تا آنها محقق نشوند ظهور نیز واقع نخواهد شد.

علائم به معنای نشانه‌ها، به اموری گفته می‌شود که نمایانگر مقصود و مطلوب هستند. به عبارت دیگر نشانه‌ پدیده‌ای است که با مقصود و مطلوب مرتبط بوده و ضمن آنکه آدمی را به سوی آن راهنمایی می‌کند، در مسیر بودن و نزدیک شدن به هدف را یادآور می‌شود. مراد از علائم ظهور آن دسته از حوادثی است که براساس بیان پیشوایان معصوم (ع)، قبل و یا در آستانۀ ظهور واقع خواهد شد و تحقق هر کدام نوید نزدیک شدن یا وقوع قیام امام مهدی (ع) را می‌دهد. در نتیجه علائم فقط کاشف از پدیده ظهورند[۱۵] ولی شرایط محقق ظهورند. فایده دانستن شرایط ظهور آن است که انسان‌ها را برای فراهم کردن شرایط به تلاش و جنبش وا می‌دارد.[۱۶]

برخی از تفاوت‌هایی که میان شرایط ظهور و نشانه‌های ظهور گفته شده عبارت‌اند از:

  1. وابستگی ظهور به شرایط، یک نحوه وابستگی واقعی است، اما وابستگی به نشانه‏‌ها وابستگی از جهت کشف و اعلام است نه به عنوان یک امر واقعی و ارتباط حقیقی. نبود بعضی از شرایط موجب عدم ظهور است و نبود آنها کار ظهور و تحقق اهداف آن را که گسترش عدالت جهانی باشد مختل می‌‏سازد و خواه ناخواه برنامه‏ریزی کامل الهی برای تحقق این منظور ناتمام می‌‏ماند؛ اما نشانه، هیچ‏گونه دخالتی در اصل ظهور ندارد و فقط دلالتی بر ظهور داشته و موجب آگاهی و اطلاع مردم از ظهور می‌‏شود. البته باید توجه داشت بعضی از نشانه‌‏ها خود جزئی از شرایط هستند، مثلاً وجود دجال و یا قتل نفس زکیه؛ از پی‏امدها و نتایج دوران فتنه‌‏ها و انحرافاتی است که وسیله‏‌ای برای آزمایش مردم و یکی از شرایط ظهور است. بنابراین بین این گونه نشانه‌‏ها و بعضی شرایط ارتباطی محکم و رابطه‌‏ای لازم وجود دارد.
  2. علائم ظهور عبارت است از چندین رویداد و حادثه که گاهی نیز به طور پراکنده پدید آمده و تنها ارتباط واقعی که بین آنها و ظهور وجود دارد، این است که همۀ آنها پیش از ظهور تحقق می‌‏یابند، و به همین جهت در روایات به عنوان علامت مطرح شده‌‏اند. اما شرایط ظهور به اعتبار برنامه‏‌ریزی طولانی الهی، با ظهور رابطۀ واقعی داشته و سبب پیدایش آن هستند.
  3. علامت ظهور، رویدادی است که ادامه و گسترش ندارد و هر اندازه به طول انجامد در نهایت دوامی نخواهد داشت؛ بر خلاف شرایط که مستلزم بقا و تداوم است، و بر طبق برنامه‌‏ریزی الهی تا هنگام ظهور حضرت آن شرایط پدید آمده می‌‏بایست باقی باشد تا نتیجه خود را بدهد و ظهور تحقق یابد.
  4. تمامی علامات پیش از ظهور پدید آمده و از بین می‌‏رود؛ لکن شرایط به طور کامل به وجود نمی‌‏آیند مگر نزدیک ظهور و یا به هنگام وقوع آن و ممکن نیست از بین بروند و الا لازم می‌‏آید شرط از مشروط جدا شده و نتایج با مقدمات ارتباط و پیوستگی نداشته باشند و وقوع چنین چیزی محال است. البته از جهتی دیگر این مورد وجه مشترک بین علائم و شرایط ظهور است زیرا هر دو قبل از ظهور حضرت محقق می‌‌شوند، زیرا اگر قبل از تحقق شرایط و نشانه‌ها ظهور انجام بگیرد لازم می‌آید که مشروط پیش از آن که شرطش وجود یابد، تحقق پذیرد... و همچنین علاماتی که درستی آن محرز شده است، دروغ از کار درآید.
  5. شرایط ظهور در برنامه‌‏ریزی الهی دخیل هستند و می‌‏بایست مورد توجه قرار گیرند؛ زیرا فرا رسیدن روز موعود متوقف بر آنها است، لکن نشانه‏‌ها هیچ‏‌گونه دخالتی در این مسیر ندارند بلکه فایدۀ مهم آنها این است که مسلمان‌ها را از وجود آن روز آگاه ساخته و ذهن آنها را برای استقبال از آن روز آماده می‌‏سازند.
  6. نشانه‌‏های ظهور را می‌‏توان شناسایی کرد و می‏‌توانیم بفهمیم کدام یک از آنها تاکنون موجود شده و کدام یک هنوز موجود نگشته، اما در مورد شرایط، نمی‏‌توان به تمام شرایط در یک زمان دست یافت و یا آنها را حاصل کرد؛ زیرا برخی از شرایط، وجود تعداد کافی از افراد آزموده و با اخلاص در سطح جهانی بوده و بررسی درست و شناسائی آنها برای اشخاص عادی امکان‏پذیر نیست.
  7. تحقق هم زمان همۀ نشانه‌ها یا گردآمدن آنها در یک زمان ضرورت ندارد، نشانه‌ها می‌توانند با فاصله‌های بسیار اتفاق افتند و در زمان واحد گرد نیایند، ولی شرایط چنین نیستند؛ در نهایت باید تمام شرایط با هم محقق شوند و در یک زمان اجتماع کنند تا ظهور پدید آید.
  8. انسان نسبت به شرایط ظهور، تکلیف دارد و باید زمینه‌های تحقق آن را مهیا سازد بر خلاف علایم ظهور که نسبت به ایجاد آن وظیفه ایی ندارد.
  9. درک شرایط ظهور نیازی به بیان خداوند متعال ندارد و عقل آدمی آن را می‌فهمد؛ ولی علائم ظهور نیازمند بیان خداوند متعال است؛ چون یک نوع پیشگویی بوده و درک آن از توان عقل خارج است.
  10. شرایط ظهور با هم ارتباط متقابل و واقعی دارند، حال آن‏‌که ارتباط خاصی میان نشانه‏‌های ظهور مشاهده نمی‏‌شود.
  11. شرایط ظهور باید مداومت داشته باشند و شرط بقای ظهورند، حال آنکه نشانه‏‌های ظهور در زمانی خاص رخ می‏‌دهند و نه لزوم و نه امکان دارد که آن شرایط در مدت زمانی طولانی واقع شوند و وقوع آنها ادامه یابد.
  12. همه شرایط ظهور باید متحقق باشند؛ با آنکه نشانه‏‌های ظهور لازم نیست که همه‏‌شان رخ بدهند و تنها حدوث علایم حتمی کافی است و بقیه به نزدیکی ظهور دلالت می‏‌کنند و اگر پیش از ظهور رخ ندهند، مشکلی در امر ظهور پیش نمی‏‌آید[۱۷].

کارکرد نشانه‌های ظهور

شناخت نشانه‌های ظهور، از آن جهت دارای اهمیت است که کارکردها و فواید مختلفی را برای مؤمنان در بر دارد. به جهت همین کارکردهاست که اهل بیت (ع) به تبییم علائم باری شیعیان اهمیت داده‌اند و شناخت این نشانه‌ها را برای آنان لازم دانسته‌اند. مهم‌ترین کارکردهای شناخت این نشانه‌های عبارت‌اند از:

  1. شناخت حق: ظهور امام مهدی (ع) و آغاز انقلاب مهدوی، ناگهانی و یکباره است. شناخت این قیام و تمیز دادن آن از واقعه‌های مشابه، امری مهم و در خور توجه است؛ زیرا آیندۀ فردی و اجتماعی مؤمنان، با آن گره خورده است. انکار این جریان، ممکن است به انکار معرفت امام حق منجر شود که بدفرجامی آدمی را در پی دارد. روشن است که اطمینان بخشی به مؤمنان دربارۀ حقیقت قیام و انقلاب مهدوی، به لوازم م مقدماتی نیازمند است. تبیین علائم ظهور و معرفی آن به شیعیان به‌ویژه متدینان و فرهیختگان یکی از این مقدّمات و لوازم است که سبب آگاهی و بصیرت‌ آنان در شناخت حقانیت مهدی خواهد شد.
  2. شناسایی مدعیان باطل: در طول تاریخ برای گروهی از افرادی که در پی منافع شخصی و گروهی بوده‌اند استفاده از مقدسات، امری رایج بوده است. این افراد با سوء نیت و گروهی نیز با نیت اصلاح وضعیت نابسامان موجود در دورۀ خود، از عنوان قیام و انقلاب امام مهدی (ع) سوء استفاده کرده و به ناحق، ادّعای مهدویت خویش را مطرح کرده‌اند. اگر چه حقیقت این افراد برای عالمان و فرهیختگان مشخص بوده و هست، ولی امکان فریب خوردن بسیاری از افراد ساده‌دل نیز با توجّه به روح زلال و صاف آنها، وجود دارد.

بیان علائم ظهور در کلمات ائمه اطهار (ع) و جمع‌آوری آن در متون روایی، یکی از راه‌هایی است که امکان شناسایی مهدی واقعی را از مدّعیان دروغین و غیر اصیل، فراهم می‌کند. برپایۀ تحقیقات انجام شده، شمار فراوانی مهدی دروغین در طول تاریخ بیش از هزار سالۀ غیبت شناسایی شده‌اند[۱۸] که هیچ یک همراه با علائم معرفی شده از ناحیۀ پیامبر (ص) و امامان (ع) نبوده است. از این رو، این علائم به شناخت مدّعیان دروغین و ناراستیِ ادعای آنان، کمک کرده است[۱۹].

اقسام نشانه‌های ظهور

نشانه‌‏های ظهور، گوناگون است و برشمردن همه این اقسام، نه‏‌چندان مفید است و نه لازم؛ چه آنکه بسیاری از آن‏ها، نشانه‌‏های قطعی ظهور ‏نیست. افزون بر این، از نگاه سند و محتوا نیز دارای اشکال است و درستی و نادرستی آن‏ها، خیلی روشن نیست؛ از این‌‏رو در تقسیم نشانه‌‏ها فقط به موارد ذیل بسنده می‏‌کنیم:

نشانه‌‏های حتمی و غیر حتمی

میان نشانه‌‏های ظهور، شماری از آن‏ها، علایم حتمی ظهور دانسته شده‏اند. منظور از نشانه‌‏های حتمی ـ مقابل نشانه‌‏های غیر حتمی ـ آن است که پدیدار شدن آن‏ها ـ بدون هیچ قید و شرطی ـ قطعی و الزامی خواهد بود؛ به گونه‌‏ای که تا آن‏ها واقع نشود، حضرت مهدی (ع)‏ ظهور و قیام نخواهد کرد. البته باید توجه کرد که حتمی با مسلم و قطعی بودن وقوع این نشانه‌‏ها، به این معنا نیست که پدید نیامدن آن‏ها، محال است؛ بلکه به حسب فراهم بودن شرایط و نبودن بازدارنده‌‏ها، پدید آمدن آن‏ها قطعی خواهد بود. از روایات فراوانی که در میان آن‏ها روایات صحیح نیز وجود دارد حتمی بودن نشانه‌‏های پنجگانه ذیل استفاده می‌‏شود: خروج سفیانی، قیام یمانی، صیحه آسمانی، قتل نفس زکیه و خسف در بیداء"[۲۰].

در برابر نشانه‌‏های حتمی، نشانه‌‏های غیر حتمی قرار دارد؛ یعنی مقید و مشروط به اموری است که در صورت تحقق آن‏ها، پدید می‌‏آید. به عبارت دیگر، نشانه‌‏های غیر حتمی، شاید پدید آید و شاید بدون پیدایش آن‏ها امام زمان (ع) ظهور کند.

پاره‌‏ای از نشانه‌‏های غیر حتمی از این قرار است:

  1. مرگ و میرها، زلزله‌‏ها و جنگ‏ها و آشوب‌‏های فراگیر؛
  2. خسوف و کسوف نابه‌‏هنگام؛
  3. بارش باران‏های فراوان و ...[۲۱].

نشانه‌‏های متصل و غیر متصل‏

بر اساس روایاتی چند، شماری از نشانه‌‏های ظهور، متصل به آن خواهد بود؛ به گونه‌‏ای که بین آن‏ها و ظهور حضرت مهدی (ع) فاصله چندانی نباشد. البته این‏که فاصله آن نشانه‌‏ها تا ظهور، چه مدت و یا چند روز است، به طور دقیق روشن نیست؛ ولی قدر مسلم آن است که فاصله زیاد نیست و احتمالا، مجموعه نشانه‌‏های متصل به ظهور در همان سال ظهور یا سال پیش از آن، رخ می‏دهد. بر این اساس تردیدی نیست که شماری از نشانه‌‏های ظهور، نزدیک ظهور و متصل به آن واقع می‏‌شود. در مقابل، نشانه‌‏های غیر متصل است که در طول تاریخ در دوران غیبت کبرا اتفاق افتاده و خواهد افتاد[۲۲].

نشانه‌‏های عادی و غیرعادی ‏

پدید آمدن نشانه‌‏های ظهور- همچون واقع شدن دیگر پدیده‌‏ها- به روال طبیعی و عادی است؛ ولی پیشگویی برخی از آن‏ها، به گونه‌‏ای در روایات بازتاب یافته که به نظر می‌‏رسد، واقع شدن آن‏ها به طور عادی، غیرممکن می‏‌نماید و تحقق آن‏ها به صورت غیرطبیعی در چهارچوب معجزه خواهد بود؛ برای نمونه طلوع خورشید از مغرب و صیحه آسمانی، اگر همان معنای ظاهری آن‏ها مراد باشد، باید به گونه معجزه رخ دهد؛ زیرا پدیدار شدن چنین اموری، به طور عادی ممکن نیست. البته شاید بعضی از این نشانه‌‏ها، معنای کنایی و رمزی داشته باشد و به رخدادهایی اشاره کند که پیدایی آن‏ها به گونه عادی امکان دارد.

در پایان، گفتنی است در منابع روایی حدیث‏‌های فراوانی درباره نشانه‌‏های ظهور وجود دارد. اسناد این روایات، بیشتر ضعیف و غیر قابل اعتماد است. از نگاه دلالت نیز، هماهنگی و انسجام لازم بین آن‏ها نیست و پاره‏‌ای از آن‏ها دگرگون و دستخوش تغییراتی شده‌‏اند.

اینک با انبوهی از روایات صحیح و غیر صحیح در زمینه نشانه‌‏های ظهور، روبه‏رو هستیم که دست کم، شماری از آن‏ها از آفت جعل و تحریف مصون نمانده است. بدبختانه کتاب‏هایی نیز وجود دارد که در آن‏ها از سر جهل یا به عمد، به این امر دامن زده شده است. البته برخی با گردآوری این روایات، خواسته‏‌اند اصل آن‏ها محفوظ بماند و نیز بنمایانند که همگان، در اصل ظهور مهدی (ع) اتفاق نظر دارند؛ بنابراین التزام به درستی همه این روایات مشکل است و در بررسی نشانه‌‏های ظهور، احتمال جعل و تحریف و دسیسه‌‏های دست‏های پنهان سیاست را نباید نادیده گرفت.

ناگفته نماند وجود مواردی از جعل و تحریف، در نشانه‌‏های ظهور یا وجود مدعیان دروغین هیچ‏گاه دلیل نمی‌‏شود همه روایات از اعتبار بیفتد یا اصل همه نشانه‌‏ها زیر سؤال برود؛ زیرا دسته‏‌ای از این نشانه‌‏ها مسلّم و قطعی است. همچنین وجود پاره‌‏ای اشکالات و ضعف‏ها در نشانه‌‏های ظهور و احتمال تحریف و تغییر در آن‏ها از سوی دشمنان یا ادعاهای واهی برخی شیادان درباره اصل مهدویت، هیچ‏گاه به اصل مهدویت و اعتقاد به ظهور قائم (ع) آسیبی نمی‌‏رساند؛ زیرا اعتقاد به مهدویت و ظهور حضرت مهدی (ع) مورد اتفاق فریقین است و با تواتر ثابت شده است و هرگز خدشه‌‏ای در آن وارد نمی‏‌گردد[۲۳].

از آن‏جا که در منابع دینی، قیام حضرت مهدی (ع)‏، یکی از نشانه‌‏های برپایی قیامت شمرده شده است؛ پاره‏‌ای از نشانه‌‏های ظهور، نشانه‌‏های قیامت نیز شمرده می‌‏شود. امام علی (ع) در این‏ باره فرمود: "پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود: به ناگزیر ده چیز پیش از برپایی قیامت خواهد بود: سفیانی، دجال، دود، دابه، خروج قائم (ع)، طلوع خورشید از مغرب خود، فرود آمدن حضرت عیسی (ع)، فرورفتن در مشرق و فرورفتن در جزیرة العرب و آتشی که از قعر عدن بیرون خواهد آمد، تا مردم را به سوی محشر سوق دهد"[۲۴].[۲۵]

تطبیق نشانه‌های ظهور

یکی از نکات بسیار مهمی که در باب علائم ظهور باید به آن توجه داشت بحث تطبیق علائم مطرح شده در روایات با اتفاقات واقع شده است، بدین معنی که با تطبیق دادن یک حادثه خارجی با آنچه در روایات ذکر شده، آن حادثه همان علامتی دانسته شود که امام خبر داده است. تطبیق دادن در صورتی که با دلایل کافی و مستند باشد، اشکالی ندارد، ولی تطبیق علائم با وقایع خارجی بدون شواهد قطعی کار درستی نیست به دلیل آنکه:

  1. منابع اصلی و قدیمی شیعه معمولاً از نشانه‌هایی محدود نام برده‌اند و برخی از این نشانه‌هایی که مطرح می‌شود، در این منابع ذکر نشده است.
  2. اسناد برخی از احادیث دارای اشکال است.
  3. معلوم نیست این واقعۀ خارجی واقعاً و حقیقتاً همان پیش‌گویی امام باشد، شاید مراد امام واقعۀ خارجی دیگری باشد.
  4. در مواردی که سخن از وقوع یک نشانه و فرج بعد از آن شده است، گویا مراد، فرج و ظهور امام زمان (ع) نیست، بلکه یک گشایش و آرامش و راحتی برای مؤمنان مورد نظر است[۲۶].

احتمال بدا در نشانه‌ها

بدا، یکی از اعتقادات شیعه است بدان معنا که خداوند، تغییراتی را در برخی امور ایجاد می‌کند که تصوّر ما بر قطعی بودن آنهاست. در واقع، تغییری در علم الهی به وجود نمی‌آید؛ بلکه تغییر در اطلاع ما از آنچه قبلاً خبر داده شده، ایجاد می‌شود. پس بدا، به معنای آشکار شدن بعد از خفاست. در موضوع علائم ظهور، احادیث داریم که می‌گویند ممکن است حتّی دربارۀ مهم‌ترین نشانه‌ها هم بدا پیش آید. ابوهاشم جعفری، یار دیرین چندین امام آخر می‌گوید: نزد امام جواد (ع) از سفیانی و حتمی بودن خروج او سخن به میان آمد. گفتم: آیا ممکن است در امر حتمی، بدا پیش آید؟ فرمود: آری. گفتم: می‌ترسم دربارۀ قائم هم بدا حاصل شود. فرمود: نه! قائم، وعدۀ الهی است و در آن، تخلّف نمی‌شود[۲۷]. این حدیث با آنچه در قرآن آمده است که: ﴿ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ[۲۸] سازگار و موافق است؛ چه آنکه حکم محو و اثبات برای همۀ حوادثی که زمان بردارند، عمومیت دارد و این حوادث، عبارت اند از: همۀ آنچه در آسمان‌ها و زمین و ما بین آنها هست[۲۹].[۳۰]

علایم ظهور امام مهدی

در بحث پیرامون تکالیف مؤمنان در عصر غیبت امام(ع) دانستیم که احادیث مبارک، مؤمنان را به انتظار ظهور و آمادگی دائم برای آن فرمان می‌دهد و این یک تکلیف تربیتی است تا آنان را در راه تحصیل استعداد لازم و مستمر برای یاری آن حضرت در وقت ظهور به کوشش وا دارد. اما روایات در کنار این فرمان اکید، مجموعه‌ای از رویدادها را به عنوان علامت ظهور امام زمان(ع) نقل کرده‌اند تا مؤمنان به واسطه این علامت‌ها برای استحکام اعتقادی و تسریع در آمادگی برای یاری آن حضرت و مشارکت در انجام مأموریت بزرگ اصلاحی ایشان، هدایت شوند.

جمع میان این دو دسته از روایات این است که امر به انتظار و آمادگی در همه احوال، مستند به امکان ظهور در هر وقتی است که خداوند متعال اراده فرماید و وقتی پای اراده الهی به میان می‌آید ممکن است وقوع این علایم زودتر از موقع انجام شود یا حتی بعضی از آنها به مقتضای حکمت ربانی در تدبیر امور بندگان لغو گردد.؛ چراکه مثلًا ممکن است خداوند متعال صدق مدعای آنان را در آمادگی برای یاری آن حضرت بداند، یا اینکه مراد از انتظار فوری ظهور انتظار وقوع همین علایم حتمی ذکر شده در روایات باشد؛ زیرا وقوع این علایم، خود به منزله اعلان ظهور امام(ع) است. پیشتر در بحث از وظیفه انتظار اشاره دیگری نیز به این قضیه داشتیم. با این شیوه هم نتایج و ثمرات مورد نظر از امر به وجوب آمادگی همیشگی برای ظهور حضرت مهدی - که خداوند فرجش را نزدیک گرداند - حاصل شده و هم نتایج مورد نظر از بیان علایم ظهور آن حضرت حاصل می‌شود که تسریع در آمادگی مؤمنان و در موارد خاص عمل به واجباتی باشد که برای بعضی از علایم خاص در نظر گرفته شده است.[۳۱].

علایم حتمی و علایم غیر حتمی‌

احادیث شریف، علایم ظهور امام زمان(ع) را به دو قسمت اصلی تقسیم می‌کند. قسمت اول، علایمی است که حتماً به وقوع خواهد پیوست. و قسمت دوم علایم غیر حتمی است و تنها زمانی به وقوع خواهد پیوست که حکمت الهی اقتضا کند. بعضی از این علایم نیز به زمان ظهور نزدیک بوده و بعضی دیگر بسیار پیش از آن واقع خواهد شد.[۳۲].

زبان رمز در روایات علامات‌

از آنجا که روایات شریف با زبان رمز از بسیاری از علایم ظهور سخن به میان آورده‌اند، شناخت و تحلیل این زبان برای شناخت دقیق آنها ضروری می‌نماید. همچنین شایسته است تمام آنچه در باره این علامت‌ها و جزئیات آنها در روایات آمده جمع‌آوری شده و به دور از باورهای قبلی، با تأنی و دقت کامل بررسی شود تا بتوان به مصداق واقعی آنها دست یافت و در دام‌ پیشداوری‌ها و تطبیق‌های عجولانه‌ای که دورکننده از مراد اصلی است نیفتاد. خصوصاً که زبان رمز طبیعتاً بر بیش از یک مصداق خارجی قابل تطبیق است. و این خلاف هدف و مراد معصومین از بیان آنها است. همچنین ضروری است به این نکته اشاره کنیم که بعضی از روایاتِ علایم ظهور، - به اشاره یا به صراحت - در محدوده آن علایم، وظایف مشخصی را نیز برای مؤمنان تعیین نموده‌اند که باید در جهت شناخت آن وظایف نیز کوشش شود تا نتایج مورد نظر از آنها حاصل گردد.

و از آنجا که علایم ظهور به مسائل غیبی ارتباط پیدا می‌نماید در طول زمان، بسیار دستخوش جعل و تحریف گردیده است و سزاوار است ابتدا در این جنبه دقت کافی مبذول شود، تا اخبار صحیح از اخبار دروغین و ساختگی متمایز شوند. به علاوه، قضیه مهم دیگری نیز در این زمینه وجود دارد و آن وجود مجموعه‌ای از علامت‌ها است که در احادیثی مرسل (بدون سندِ پیوسته) یا فاقد سند آمده‌اند، اما پس از صدور حدیث و ثبت آن در کتاب‌ها، مضمون آن احادیث در متن واقع تاریخ به وقوع پیوسته است و واقعیت تاریخ آنها را تصدیق نموده است و این خود علیرغم فقدان سند، بهترین دلیل بر صحت آن روایات است.؛ چراکه خبر دادن از چیزی که هنوز به وقوع نپیوسته کاشف از صدور خبر از سرچشمه وحی الهی است.[۳۳].

بارزترین نشانه‌های ظهور

بحث در باره علایم و نشانه‌های ظهور طولانی است و در این مختصر نمی‌گنجد، بنا بر این پس از مقدمه‌ای که برای این بحث آوردیم، به نقل بیان شیخ مفید که روایات این باب را خلاصه کرده است اکتفا می‌کنیم. با توجه به‌ این نکته که روایات دیگری هم وجود دارد که ایشان متعرض آنها نشده است. شیخ مفید می‌فرمایند: روایاتی در دست است که نشانه‌های قیام مهدی(ع) و رویدادهایی‌را که پیش از آن به وقوع خواهد پیوست بیان نموده است. از جمله آن علایم است: قیام سفیانی؛ قتل حسنی؛

اختلاف بنی عباس در حکومت دنیا؛ خورشید گرفتگی غیر طبیعی در نیمه ماه رمضان و ماه گرفتگی غیر طبیعی در در پایان ماه رمضان؛ بروز حادثه «خسف» در بیداء[۳۴]. ودر مغرب و مشرق؛ بی‌حرکت شدن خورشید از هنگام ظهر تا عصر و طلوع آن از غرب؛ کشته شدن نفس زکیه با هفتاد نفر از یارانش در کوفه؛ سر بریدن مردی هاشمی بین رکن و مقام (در مسجد الحرام)؛ ویران شدن حصار کوفه؛ روی آوردن پرچم‌های سیاه از خراسان؛ قیام یمانی، ظهور شخصی مغربی در مصر و گرفتن شامات توسط او؛

پیاده شدن ترکان در جزیره؛ پیاده شدن رومیان در رمله؛ طلوع ستاره پرنوری در مشرق که همچون ماه می‌درخشد و بعد به گونه‌ای انحنا پیدا می‌کند که دو سر آن به هم می‌رسند؛ پیدا شدن سرخی در آسمان که در سرتاسر افق‌های آن گسترده می‌شود؛ آتشی که به صورت طولی در شرق آشکار می‌شود و سه یا هفت روز در آسمان باقی می‌ماند؛ لجام گسیخته شدن عرب و خروج آنها از سلطه عجم و گرفته شدن شهرهای عجم به دست آنها؛

کشته شدن امیر مصر به دست مصریان؛ ویران شدن شام و اختلاف سه پرچم در آن؛ داخل شدن سپاهیان قیس و عرب به مصر و سپاهیان کنده به خراسان؛ وارد شدن سوارانی از جانب مغرب تا آنجا که به حصار حیره می‌رسند و روی آوردن پرچم‌های سیاه از جانب شرق به سمت آن؛ طغیان رود فرات به گونه‌ای که آب آن کوچه‌های کوفه را فرامی‌گیرد؛ پیدا شدن شصت دروغگو که همه مدعی پیامبری هستند؛

قیام دوازده نفر از آل ابی طالب که همه برای خود مدعی امامت هستند؛ سوزاندن مردی جلیل القدر از شیعه بنی عباس در مکانی بین جلولا و خانقین؛ پل بستن در مدینة السلام به سوی کرخ و برخاستن بادی سیاه در آن شهر در ابتدای روز و وقوع زلزله‌ای که بیشتر شهر را فرو می‌برد؛ ترسی که مردم عراق را فرا می‌گیرد و فراگیر شدن مرگ در عراق و کاهش در جان‌ها، اموال و میوجات؛

پیدا شدن ملخ در وقت یا در غیر وقت به گونه‌ای که زراعت و غلات را از بین می‌برند؛ کم شدن محصول کشاورزی مردم؛ درگیر شدن دو گروه از عجم که منجر به خونریزی بسیاری در میان آنان‌می‌شود. خارج شدن بردگان از اطاعت مالکان و کشته شدن مالکان به دست آنها؛ مسخ شدن قومی از اهل بدعت به صورت خوک و میمون؛

استیلا یافتن بردگان بر سرزمین‌های سرورانشان؛ آمدن ندایی از آسمان که همه مردم زمین آن را به زبان خود می‌شنوند؛ سینه و صورتی که در عین الشمس در آسمان برای مردم‌دیده می‌شود؛ مردگانی که از گورها به پا می‌خیزند و به دنیا باز می‌گردند و به دیدار آشنایان خود می‌روند. سپس - چنانکه در روایات آمده است - این نشانه‌ها با بیست و چهار باران متوالی پایان می‌پذیرد که زمین به واسطه آن، پس از مرگ، زنده شده برکت‌هایش آشکار می‌گردد، از آن پس، هر ناملایمی از معتقدان به حق و شیعیان مهدی(ع) زایل گشته در می‌یابند که هنگام ظهور آن حضرت در مکه فرا رسیده است، و برای یاری او به سمت مکه حرکت می‌کنند. البته بعضی از این رویدادها حتمی بوده و بعضی دیگر مشروط به بعضی از شرایط می‌باشند، و خداوند به آنچه پیش خواهد آمد داناتر است. ما این مطالب را تنها بدین جهت که در کتاب‌ها و اصول معتبر آمده و از معصومان روایت شده بود، ذکر کردیم و از خداوند متعال یاری و توفیق می‌خواهیم"[۳۵].[۳۶].

از میان رفتن علل غیبت‌

علاوه بر علامت‌هایی که احادیث شریف به آنها تصریح نموده‌اند می‌توان از این روایات دریافت که یکی از علایم مهم ظهور حضرت مهدی(ع) از میان رفتن علل و عواملی است که به غیبت آن بزرگوار منجر شده و آماده شدن اوضاع و شرایط برای اقدام آن حضرت به انجام مأموریت مصلحانه بزرگش می‌باشد. از آن جمله‌اند:

۱. تکمیل فرآیند آزمایش و گزینش مؤمنین و گرد آمدن تعداد لازم از یاوران وفادار در رتبه‌های مختلف که ضمن بحث از علل غیبت به آن اشاره نمودیم؛ یاوران عالی‌رتبه‌ای که دارای شایستگی‌های سیاسی لازم برای همکاری با حضرت مهدی(ع) در برپا کردن حکومت عدل اسلامی جهانی و اداره شئون مختلف آن، و پیش از آن، شایستگی اداره نهضت ضد کفر و شرک و عبودیت‌های طاغوتی و محو کامل آنها را داشته باشد. و شاید افرادی که به این مقام می‌رسند همان کسانی باشند که تعدادشان در روایات شریف به تعداد اهل بدر ۳۱۳ نفر اعلام شده و برایشان صفات بالایی مانند ایمان و رسیدن به حق معرفت خداوند متعال ذکر شده است. در روایات این افراد را از لحاظ شدت عبادت خدا و اخلاص برای ذات اقدس حق‌: «رهبان اللیل»؛ راهبان شب و از نظر شجاعت و لیاقت جهادی بالایی که دارند «اسد النهار» شیران روز؛ و از حیث شایستگی مدیریتی عالی‌ «الولاة العدول»؛ والیان عادل لقب داده‌اند[۳۷] و دیگر صفات والایی که از آنها چنین برداشت‌ می‌شود که این تعداد از افراد در زمان ظهور آن حضرت قبل و بعد از برپا شدن دولت عدل جهانی، به عنوان سیستم رهبری و اداری امام(ع) به شمار می‌آیند.

۲. فراهم آمدن پایگاه‌های گسترده اسلامی که آمادگی تعامل مثبت با اهداف نهضت بزرگ مهدوی را داشته باشند اگرچه از لحاظ کیفیت کمک رسانی عملی به نهضت دارای درجات متفاوتی باشند[۳۸]. آنچه باعث به وجود آمدن این حالت می‌شود این است که حقانیت و برتری مذهب اهل بیت نبوی که مهدی موعود(ع) نماینده آن است، همچنین، بطلان شبهاتی که در طول تاریخ اسلامی بر ضد این مذهب برانگیخته شده است آشکار گشته، معلوم شود که تنها این مکتب است که نماینده اسلام ناب محمدی است. احادیث شریف ضمن بحث از حرکت زمینه‌سازی برای قیام مهدوی و نقش آن در ارائه چهره پیراسته مذهب اهل بیت و علوم اسلامی ناب آن در گستره عالم اسلام و جهان و در نتیجه، ارائه چهره واقعی و اصیل اسلام اشاره داشته‌اند[۳۹]. این حرکت مقدماتی - که احادیث شریف، بر انجام آن قبل از ظهور مهدوی تأکید دارند - در ارائه تصویر پیراسته اسلام به جهان، باعث سربرآوردن اسلام در جهان به عنوان تمدن جایگزین برای نجات بشریت‌ شده رویکرد به اسلام در بیرون دایره جامعه اسلامی افزایش می‌یابد؛ - مسأله‌ای که امروزه هم هرچند به ندرت، شاهد آن هستیم - این امر موجب می‌شود که درهای تعامل مثبت با نهضت مهدوی بر ملت‌های غیر اسلامی نیز گشوده گردد؛ خصوصاً که آنان مکاتب و جریانات فکری و سیاسی دیگر را تجربه کرده و عملًا ناتوانی آنها را در تحقق سعادت مطلوب بشریت، بلکه به بار آمدن بسیاری از بحران‌های مادی و معنوی توسط آنها را احساس کرده‌اند؛ بحران‌هایی که امروزه هم با آن دست به گریبان هستند. این مسأله باعث می‌شود تا ملت‌های جهان، خارج از مکاتب و جریان‌هایی که تا کنون شناخته‌اند به دنبال جایگزین باشند. احادیث شریف که تصریح دارند دولت مهدوی آخرین دولت در روی زمین است و ما این دسته از احادیث را در بخش مربوط به علل و اسباب غیبت ذکر کرده‌ایم دقیقاً به همین نکته اشاره دارند.

۳. از دیگر مقدمات، فراهم آمدن ابزار ارتباطی پیشرفته‌ای است که امکان شناخت همگانی حقایق و در نتیجه رسیدن حق به همه مردم را فراهم نموده بطلان و ناکارآمدی دیگر مکاتب و حقانیت و برتری رسالت اسلامی را که حضرت مهدی(ع) پرچمدار آن است بر همگان آشکار سازد. در نتیجه افرادی که در طول تاریخ وابسته به مکاتب دیگر بودند، جریان فکری و اهداف اسلام را که مهدی(ع) حامل آن است پذیرفته و در عمل به صف یاران آن حضرت می‌پیوندند. روایاتی که علل غیبت را بیان کرده‌اند با عنوان خارج شدن «ودائع الله» یعنی امانت‌های مؤمن خداوند از نسل کافران از این پدیده یاد کرده‌اند.[۴۰].

پرسش مستقیم

پرسش‌های وابسته

  1. علائم و نشانه‌های ظهور به چه معناست؟ (پرسش)
  2. علائم و نشانه‌های ظهور چیستند؟ (پرسش)
  3. علائم و نشانه‌های ظهور چند قسم‌اند؟ (پرسش)
    1. علائم و نشانه‏‌های حتمی ظهور امام مهدی چیست؟ (پرسش)
      1. آیا خروج سفیانی از نشانه‌های حتمی ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      2. آیا خسف بیداء از نشانه‌های حتمی ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      3. آیا ندای آسمانی از نشانه‌های حتمی ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      4. آیا قتل نفس زکیه از نشانه‌های حتمی ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      5. آیا قیام یمانی از نشانه‌های حتمی ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      6. آیا ظاهر شدن کف دستی در آسمان از نشانه‌های حتمی ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      7. آیا اختلاف عباسیان بر سر حکومت از نشانه‌های حتمی ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      8. آیا طلوع خورشید از مغرب از نشانه‌های حتمی ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
    2. نشانه‏‌های غیر حتمی ظهور چیستند؟ (پرسش)
      1. آیا قتل محمد پسر عموی نفس زکیه از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      2. آیا قیام خراسانی از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      3. آیا قیام سید حسنی از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      4. آیا خروج دجال از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      5. آیا خروج شیصبانی از نشانه‌های ظهور است؟ (پرسش)
      6. آیا قیام شعیب بن صالح از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      7. آیا قیام عوف سلمی از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      8. آیا خسوف و کسوف در یک ماه رمضان از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      9. آیا قساوت دل‌ها از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      10. آیا انتشار علوم اهل بیت از قم نشانه ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      11. آیا مرگ و میرها و زلزله‌ها و جنگ‌ها و آشوب‌های داخلی و خارجی از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      12. آیا نبرد میان سفیانی و اصهب از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      13. آیا باران‌های پیاپی از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      14. آیا گسترش ظلم و فساد از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      15. آیا آمدن غربی‌ها به سرزمین عراق از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      16. آیا فتنه و آشوب در سوریه از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      17. آیا اختلاف در میان امت اسلام از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      18. آیا انقراض سلسله بنی‌عباس از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      19. آیا مردن پاداشاهی به نام عبدالله از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      20. آیا بالا آمدن آب دجله از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      21. آیا گرانی و بالا رفتن قیمت‌ها از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      22. آیا علاماتی که در ماه رجب ظاهر می‌شود از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      23. آیا وقوع مسخ از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      24. آیا برگشت مرده‌ها به دنیا از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      25. آیا کشته شدن انسانهای بیگناه از نشانه‌های حتمی ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      26. آیا پر آب شدن دریاچه ساوه از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      27. آیا حمله ملخ‌ها از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      28. آیا مرگ سریع از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      29. آیا بستن پل کرخ از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      30. آیا انشعاب نهری از فرات و جاری شدن در کوچه‌های کوفه از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      31. آیا طلوع ستاره‌ای از مشرق از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      32. آیا قیام مغربی از نشانه‌های ظهور امام مهدی است؟ (پرسش)
      33. آیا خشک شدن نیل از نشانه‌های ظهور است؟ (پرسش)
  4. علائم متصل و منفصل ظهور امام مهدی به چه معناست؟ (پرسش)
  5. علائم متصل و نزدیک به ظهور امام مهدی چیستند؟ (پرسش)
  6. علائم منفصلی که با ظهور امام مهدی فاصله دارند چیستند؟ (پرسش)
  7. در قرآن و حدیث چه مفاهیمی با نشانه‌های ظهور مرتبط هستند؟ (پرسش)
    1. مراد از علائم در نشانه‌های ظهور چیست؟ (پرسش)
    2. مراد از آیت در نشانه‌های ظهور چیست؟ (پرسش)
    3. مراد از دلالت در نشانه‌های ظهور چیست؟ (پرسش)
    4. مراد از آخر الزمان در نشانه‌های ظهور چیست؟ (پرسش)
    5. مراد از ملاحم و فتن در نشانه‌های ظهور چیست؟ (پرسش)
    6. مراد از ظهور در نشانه‌های ظهور چیست؟ (پرسش)
    7. مراد از خروج در نشانه‌های ظهور چیست؟ (پرسش)
    8. مراد از قیام در نشانه‌های ظهور چیست؟ (پرسش)
    9. مراد از اشراط الساعه در نشانه‌های ظهور چیست؟ (پرسش)
  8. منظور از علائم حتمی ظهور چیست؟ (پرسش)
  9. مفهوم توصیفی یا تمثیلی بودن نشانه‌های ظهور چیست؟ (پرسش)
  10. آیا ندای شیطانی از نشانه‌های ظهور است؟ (پرسش)
  11. فواید دانستن علائم و نشانه‌های ظهور چیست؟ (پرسش)
  12. چه تفاوت‌هایی میان امور حتمی‌الوقوع و احتمالی در بحث نشانه‌های ظهور وجود دارد؟ (پرسش)
  13. موقوف یا مشروط بودن نشانه‌های ظهور به چه معناست؟ (پرسش)
  14. نتیجه تقسیم‌بندی نشانه‌های ظهور به موقوف و حتمی چیست؟ (پرسش)
  15. آیا به بهانه اینکه امام مهدی انسان‌های بد را مجازات می‌کند باید از او ترسید؟ (پرسش)
  16. آیا تا زمان ظهور امام مهدی قرآن و اسلام تحریف می‌شود؟ (پرسش)
  17. آیا می‌توان گفت ظهور نزدیک است؟ آیا می‌توان گفت که اوضاع نابسامان و هرج و مرج جهان نشانه نزدیکی ظهور است؟ (پرسش)
  18. آیا بین ظهور و حضور فرقی هست؟ (پرسش)
  19. آیا عوامل طبیعی مانند پاره شدن لایه اوزون و کم شدن آب شیرین در تعجیل فرج امام مهدی تاثیر دارد؟ (پرسش)
  20. آیا مراد از مرگ عبد الله که در روایت امام صادق نشانه ظهور است عبد الله پادشاه عربستان است؟ (پرسش)
  21. آیا طوفان‏‌ها و حوادثی که اکنون در جهان رخ می‌‏دهد نشان از آمدن حضرت است؟ (پرسش)
  22. اولین دعای امام مهدی به هنگام ظهورش چیست؟ (پرسش)
  23. آیا دشمن امام مهدی (سفیانی) در حال حاضر زنده است یا آن‏که متولد خواهد شد؟ وی از چه طایفه‏‌ای و اهل کجاست؟ (پرسش)
  24. آیا الگوی حکومت امام مهدی و افراد آن قبل از ظهور تحقق می‌یابد؟ (پرسش)
  25. آیا تعبیر از آیت الله خامنه‏‌ای به سید حسینی درست است؟ (پرسش)
  26. از آن‏جا که دجال قبل از امام مهدی می‏‌آید آیا می‏‌توانیم به سخنان او گوش دهیم؟ (پرسش)
  27. امام مهدی از چه راهی متوجه می‏‌شوند که موقع ظهورشان فرا رسیده است؟ (پرسش)
  28. از کجا که مهدی موعود ظهور نکرده باشد؟ (پرسش)
  29. تابوت سکینه چیست؟ (پرسش)
  30. جهان در آستانه ظهور امام مهدی در چه شرایطی است؟ (پرسش)
  31. پدیده‏‌های غیرمتعارف قبل از ظهور کدام‏اند؟ (پرسش)
  32. آگاهی از علائم ظهور افزون بر آمادگی یاران امام مهدی سبب آمادگی دشمنان حضرت برای مقابله نیز می‌‌شود این کار خلاف مصلحت الهی نیست؟ (پرسش)
  33. آیا اوضاع جهان پیش از ظهور پیش بینی شده است؟ (پرسش)
  34. استعجال ظهور به چه معناست؟ (پرسش)
  35. ندای شیطانی در هنگام ظهور امام مهدی چگونه رخ می‌دهد؟ (پرسش)
  36. در عصر ظهور امام مهدی وضعیت سیاسی و جغرافیایی چگونه خواهد بود؟ (پرسش)
  37. آیا اعلان نشانه های و شرایط ظهور سبب اطلاع دشمنان از اسرار سیاسی است؟ (پرسش)
  38. چرا علائم و نشانه‌های ظهور همه از نوع خشن هستند؟ (پرسش)
  39. آیا در نشانه‌های ظهور بدا رخ می‌دهد؟ و نشانه‌های حتمی تغییرپذیرند؟ (پرسش)
  40. نشانه‌های ظهور در کدام ماه قمری تحقق پیدا می‌کند؟ (پرسش)
  41. ارتباط میان ماه رمضان و نشانه‌های ظهور چیست؟ (پرسش)
  42. چه فتنه‌هایی پیش از ظهور امام مهدی اتفاق می‌افتد؟ (پرسش)

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. نگارنده، بحث را بر اساس آنچه امروزه مشهور است پی گرفته؛ اما بر این باور است که تعریف مشهور نشانه‏‌های ظهور نادرست می‌‏نماید؛ چرا که بیشتر کسانی که نشانه‌‏های ظهور را تعریف کرده‌‏اند به رخدادهای پیش از ظهور تفسیر کرده‌‏اند، در حالی که بررسی‏‌ها نشان می‏‌دهد همه نشانه‌‏های حتمی ظهور پس از ظهور حضرت مهدی (ع) رخ خواهد داد؛ از این ‏رو نشانه‏‌های قیام یا نشانه‏‌های مهدی موعود را مناسب‏‌تر می‌‏داند. یا این‏که گفته شود نشانه‏‌های ظهور به این معناست که حکایت از واقع شدن ظهور می‌‏کند
  2. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص ۴۴۵ - ۴۴۸.
  3. خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۲، ص۱۵۳.
  4. نک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۹۱، ح۳، ج۵، ص۵۵، ح۱؛ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۰، ج۴، ص۳۶۵؛ طوسی، کتاب الغیبه، ص۱۳۶، ص۱۷۸؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبه، ص۳۱۱، صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۲۸۸، ح۸، ج۱، ص۳۳۰، ح۱۴ و ….
  5. نک: احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۱، ص۸۱؛ بخاری، صحیح بخاری، ج۴، ص۱۷۹، ج۶، ص۱۱۵؛ مسلم، صحیح مسلم، ج۱، ص۹، ص۱۱۴، ج۸، ص۱۸۵؛ ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج۱، ص۵۹، ابی اشعث سجستانی، سنن ابی داوود، ج۲، ص۲۹۱، ص۴۲۹؛ ترمذی، سنن ترمذی، ج۳، ص۳۷۰؛ ج۴، ص۳۰.
  6. خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۳، ص۲۴۶.
  7. ابن منظور، لسان العرب، ج۵، ص۴۸۶؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۳، ص۱۶۲۵.
  8. ابن منظور، لسان العرب، ج۵، ص۸۹؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۳، ص۱۳۶۰.
  9. ابن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث، ج۳، ص۴۱۰.
  10. امیر مؤمنان علی (ع) در خطبه‌ای می‌فرماید: «… سَیُحِق اللهُ الْحَق بِکَلِمَاتِهِ وَ یَمْحَقُ الْبَاطِلَ‌ها هَا طُوبَی لَهُمْ عَلَی صَبْرِهِمْ عَلَی دِینِهِمْ فِی حَالِ هُدْنَتِهِمْ وَ یَا شَوْقَاهْ إِلَی رُؤْیَتِهِمْ فِی حَالِ ظُهُورِ دَوْلَتِهِم»؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۳۵، ح۳.
  11. طوسی، کتاب الغیبه، ص۱۴؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۴۸۳.
  12. صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۵۰۷.
  13. ابن منظور، لسان العرب، ج۵، ص۳۴۵؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۳، ص ۱۵۳۱.
  14. سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۳، ص۱۰۵-۱۱۳.
  15. ر.ک. آصف آگاه، سید محمد رضی، بازشناسی تعریف علائم و شرایط ظهور، ص ۱۶۰ ـ ۱۶۱؛ حاجی‌زاده، یدالله، وجه جمع فراگیر شدن ظلم و فساد در آستانه ظهور حضرت حجت با عدم جواز اباحی‌گری، ص ۲۶۷.
  16. ر.ک: زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید، ج ۲، ص ۲۵۱ ـ ۲۵۲؛ علی‌زاده، مهدی، نشانه‌های یار و چکامه‌ انتظار، ص ۱۸ ـ ۲۰؛ محمدی، بهروز، مهدویت، ج ۱۰، ص ۴۸؛ رضایی اصفهانی، محمد علی، مهدویت، ص ۱۰۱ـ ۱۰۹؛ صمدی، قنبرعلی، آخرین منجی، ص ۱۳۶ـ ۱۴۰؛ حاجی‌زاده، یدالله، وجه جمع فراگیر شدن ظلم و فساد در آستانه ظهور حضرت حجت با عدم جواز اباحی‌گری، ص ۲۶۷.
  17. ر.ک: صدر، سید محمد، تاریخ غیبت کبری، ص ۳۹۹ ـ ۴۹۵؛ موسوی‌نسب، سید جعفر، دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، ج ۲، ص ۲۹ ـ ۳۰؛ علی‌پور، مهدی، ظهور، ص ۲۳۷ ـ ۲۳۸؛ یوسفیان، مهدی، شرایط ظهور، ص ۱۳ و ۱۴؛ السادة، سید مجتبی، شش ماه پایانی، ص ۲۲۲ ـ ۲۲۳؛ رضوانی، علی اصغر، موعودشناسی و پاسخ به شبهات، ص ۵۱۸؛ کارگر، رحیم، مهدویت دوران ظهور، ص ۲۳ و ۲۶ و ۳۳ ـ ۳۷؛ آصف آگاه، سید محمد رضی، بازشناسی تعریف علائم و شرایط ظهور، ص ۱۶۰ ـ ۱۶۱.
  18. ر.ک: ج۴ ص۷ (بخش چهارم / فصل چهارم / مدعیان دروغین).
  19. محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام مهدی ج۷، ص۴۱۴ .
  20. «خَمْسٌ‏ قَبْلَ‏ قِيَامِ‏ الْقَائِمِ‏ مِنَ‏ الْعَلَامَاتِ‏ الصَّيْحَةُ وَ السُّفْيَانِيُ‏ وَ الْخَسْفُ‏ بِالْبَيْدَاءِ وَ خُرُوجُ‏ الْيَمَانِيِ‏ وَ قَتْلُ‏ النَّفْسِ‏ الزَّكِيَّةِ‏‏‏‏»، شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۴۳۶، ح ۴۲۷.
  21. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص ۴۴۵ - ۴۴۸.
  22. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص ۴۴۵ - ۴۴۸.
  23. جمعی از نویسندگان، چشم‏به‏راه مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف، ص ۲۵۸.
  24. شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۴۳۶، ح ۴۲۶
  25. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص ۴۴۵ - ۴۴۸.
  26. ر.ک: محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام مهدی، ج ۷، ص ۴۵۱ ـ ۴۵۳؛ جعفری، محمد صابر، اندیشه مهدویت و آسیب‌ها، ص ۵۳؛ زمانی، سید حسن، نشانه‌های قیام حضرت مهدی، ص ۷۵ ـ ۷۶.
  27. «كُنَّا عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضَا (ع) فَجَرَى ذِكْرُ السُّفْيَانِيِّ وَ مَا جَاءَ فِي الرِّوَايَةِ مِنْ أَنَّ أَمْرَهُ مِنَ الْمَحْتُومِ فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ (ع) هَلْ يَبْدُو لِلَّهِ فِي الْمَحْتُومِ قَالَ نَعَمْ قُلْنَا لَهُ فَنَخَافُ أَنْ يَبْدُوَ لِلَّهِ فِي الْقَائِمِ فَقَالَ إِنَّ الْقَائِمَ مِنَ الْمِيعَادِ وَ اللَّهُ لا يُخْلِفُ الْمِيعاد»، الغیبة النعماني: ص ۳۰۲ ح ۱۰.
  28. هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد خداوند هر چه را بخواهد از لوح محفوظ پاک می‌کند و یا در آن می‌نویسد و لوح محفوظ نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۳۸ و ۳۹.
  29. المیزان: ج۱۱ ص۳۷۹.
  30. محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام مهدی ج۷، ص۴۵۵
  31. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۶۷.
  32. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۶۸.
  33. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۶۸.
  34. خسف به این معنی است که زمین مردم رادر خود فرو برد. گفته شده که سپاهیان سفیانی در بیداء که بین مکه و مدینه در نزدیکی ذوالحُلَیفه است به خسف مبتلا می‌شوند.
  35. شیخ مفید، ارشاد ۲، ۳۶۸- ۳۷۰.
  36. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۶۹.
  37. عقد الدرر، ۱۲۳ اثبات الهداة، ۴۹۴، ۵۱۸، ابن حماد، الملاحم والفتن، ۹۵، طبری امامی، دلائل‌الامامة، ۲۴۸- ۲۴۹، حلیة الاولیاء ۶، ۱۲۳، مستدرک حاکم ۴، ۵۵۴ ینابیع المودة، ۵۱۲، کمال الدین، ۶۷۳، اختصاص شیخ مفید، ۲۶، واحادیث در مدح اصحاب و انصار حضرت مهدی(ع) بسیار است.
  38. ر.ک: توضیحات شهید سید محمد صدر در باره مراتب این پایگاه‌ها: تاریخ الغیبة الکبری، ۲۴۷ به بعد.
  39. بحار الانوار ۶۰، ۲۱۳، به نقل از: حسن بن محمد قمی، تاریخ قم، (ق ۳) ح ۲۲ و ۲۳ و به نقل از آن، منتخب الأثر، ۲۶۳ و ۴۴۳.
  40. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت، ج۱۴، ص ۲۷۳.